﻿1
00:00:01,000 --> 00:00:10,000
<b><font color="#00abfd"> دانلود فیلم و سریال با زیرنویس چسبیده 
  ..:: MiraMovie.Top ::..</font></b>
  <b><font color="#FFC947"> ..:: MyZed.Top ::..</font></b>

2
00:00:10,639 --> 00:00:13,557
‫« در سال ۲۰۰۵، یک گروه مستندساز،
‫فیلمبرداری را در یک شرکت پخش کاغذ

3
00:00:13,581 --> 00:00:17,348
‫واقع در شهر اسکرانتون پنسیلوانیا
‫آغاز کردند »

4
00:00:18,234 --> 00:00:22,473
‫« آنها کارمندان یک دفتر معمولی را
‫دنبال می‌کردند که با قوانین جدیدِ رفتار

5
00:00:22,497 --> 00:00:26,675
‫در محیط کار و فراز و نشیب‌های زندگی
‫شخصی خود دست و پنجه نرم می‌کردند »

6
00:00:27,778 --> 00:00:31,247
‫بیست سال گذشت و آنها بازگشتند

7
00:00:31,272 --> 00:00:34,918
‫« پارک اداری اسکرانتون »
‫« شرکت تبرید ونس »

8
00:00:40,582 --> 00:00:42,834
‫باب ونس هستم، از شرکت تبرید ونس

9
00:00:42,876 --> 00:00:45,295
‫در خدمتم، امری بود؟

10
00:00:45,337 --> 00:00:49,716
‫داندر میفلین؟ آها، اونا که
‫خیلی وقتـه جمع کردن رفتن

11
00:00:49,758 --> 00:00:53,428
‫البته فیل و استنلی با هم در ارتباطن.
‫جفت‌مون اشنودل داریم.

12
00:00:53,470 --> 00:00:56,931
‫سگ‌های محشری‌ان. غیرِ این...

13
00:00:56,973 --> 00:00:59,059
بچه‌های وان‌اَنددان هم خوبن

14
00:00:59,100 --> 00:01:02,228
‫اقلاً حاشیه‌شون کمتره
(لیزر وان‌اَنددان)

15
00:01:02,270 --> 00:01:04,689
‫مگه اینجا شرکت پخش کاغذ بود؟

16
00:01:04,731 --> 00:01:06,608
‫نمی‌دونستم والا

17
00:01:06,649 --> 00:01:08,401
‫من همین ماه پیش از آلاسکا جمع کردم
‫اومدم اینجا،

18
00:01:08,443 --> 00:01:10,820
‫آخه خواهرم گم شده بود

19
00:01:10,862 --> 00:01:15,450
‫نگران نشید ها، پیداش کردن.
‫زیرزمین خونه‌ی کوفتیش زندگی می‌کرد.

20
00:01:15,492 --> 00:01:17,702
‫خلاصه، اگه برید سراغ تالار بازرگانی،

21
00:01:17,744 --> 00:01:19,829
‫اونا یه لیست از کل کسب‌وکارهایی که

22
00:01:19,871 --> 00:01:23,249
‫توی ۱۰ سال اخیر تعطیل شدن، دارن

23
00:01:23,291 --> 00:01:26,753
‫آها! ایناهاش. داندر میفلین

24
00:01:26,795 --> 00:01:33,802
‫نوشته: «سال ۲۰۱۹، توسط شرکت اِنرویت در
‫تولیدوی اوهایو خریداری شده»

25
00:01:33,843 --> 00:01:34,803
درستـه

26
00:01:34,844 --> 00:01:36,096
‫یادمـه از فیلیس پرسیده بودن

27
00:01:36,137 --> 00:01:38,515
‫می‌خواد برای زندگی بره تولیدو یا نه

28
00:01:38,556 --> 00:01:41,768
‫هه! اسکرانتون رو وِل کنه بره تولیدو؟

29
00:01:41,810 --> 00:01:43,478
‫شوخی نفرمایید

30
00:01:44,219 --> 00:01:46,159
‫« شرکت اِنرویت »

31
00:01:48,900 --> 00:01:51,220
‫« برج تروث‌تلر »

32
00:01:54,739 --> 00:01:58,159
‫شرکت اِنرویت محصولات کاغذی می‌فروشه

33
00:01:58,201 --> 00:02:00,120
‫می‌تونه لوازم اداری باشه یا

34
00:02:00,161 --> 00:02:01,746
‫محصولات بهداشتی کاغذی که

35
00:02:01,788 --> 00:02:06,876
‫شامل دستمال توالت، روکش توالت فرنگی و

36
00:02:06,918 --> 00:02:08,461
‫روزنامه‌های محلی میشه

37
00:02:08,503 --> 00:02:10,922
کیفیت‌شون هم به همین ترتیبـه

38
00:02:13,008 --> 00:02:14,968
‫اینجا طبقه‌ی هشتمـه،

39
00:02:15,010 --> 00:02:19,014
‫دفتر مرکزی دفاتر مدیریتی شرکت،
‫مِن‌جمله بخش استراتژی

40
00:02:19,055 --> 00:02:20,140
حی و حاضر جلو روتونـه

41
00:02:20,181 --> 00:02:21,349
‫حالا بریم سراغ اصلِ کاری،

42
00:02:21,391 --> 00:02:23,018
‫رئیس بزرگ ما، آقای مارو پاتنام

43
00:02:23,059 --> 00:02:24,227
‫الان وقتش نیست، کِن

44
00:02:24,269 --> 00:02:26,312
‫گفت الان وقتش نیست، کِن!
‫خودتون شنیدید دیگه.

45
00:02:27,188 --> 00:02:28,732
‫نوبت توالتـه حالا

46
00:02:28,773 --> 00:02:31,192
‫اینجا طبقه‌ی نُهمـه،
‫(دستمال توالت سافتیز)

47
00:02:31,234 --> 00:02:34,821
‫دفترِ سافتیز یا همون
‫بخش دستمال توالت‌ها. بفرمایید.

48
00:02:34,863 --> 00:02:37,699
‫درود بر سلاطین توالت!

49
00:02:37,741 --> 00:02:43,038
‫بعلاوه، ملکه‌ی توالت‌ها
‫بر توالت پادشاهی خود!

50
00:02:43,079 --> 00:02:46,875
‫خب، خیلی از گل‌پسرها میگن که
‫اولین عشق زندگی‌شون

51
00:02:46,916 --> 00:02:48,668
‫لوگوی قدیمی سافتیز بوده

52
00:02:48,710 --> 00:02:50,378
‫البته بگم، منظورم این نیست

53
00:02:50,420 --> 00:02:54,132
‫مشخصـه دیگه... فوق‌العاده‌ست

54
00:02:54,174 --> 00:02:55,383
‫اسکرانچی بستی؟

55
00:02:55,425 --> 00:02:57,969
‫چه اشکالی داره؟
‫حالا بریم سراغ گانگ

56
00:02:58,011 --> 00:03:00,096
‫گانگ، گانگ، گانگ!

57
00:03:00,138 --> 00:03:03,350
‫هر کی فروش داشته باشه،
‫میاد می‌کوبه رو این گانگ!

58
00:03:04,476 --> 00:03:06,561
‫قربون صداش برم

59
00:03:06,603 --> 00:03:10,148
‫خب، اینجا هم تروث‌تلرِ تولیدوئـه

60
00:03:10,190 --> 00:03:11,775
‫روزنامه‌ی محلی اینجا

61
00:03:11,816 --> 00:03:13,860
‫خیلی‌خب

62
00:03:13,902 --> 00:03:17,405
‫این ساختمون، همون برجِ قدیمیِ تروث‌تلره

63
00:03:17,447 --> 00:03:19,199
‫باورتون میشه قبلاً اینجا

64
00:03:19,240 --> 00:03:21,409
‫بالای هزارتا کارمند داشته؟

65
00:03:21,451 --> 00:03:24,996
‫اگه نظر من رو بخواید که
‫میگم دیوونگی محضـه

66
00:03:27,526 --> 00:03:30,060
‫« روزنامه - سال ۱۹۷۱ »

67
00:03:30,085 --> 00:03:32,128
‫طبقه‌ی نُهم، محل استقرار صد خبرنگاره که

68
00:03:32,170 --> 00:03:33,713
‫اخبار سیاسی اوهایو رو پوشش میدن

69
00:03:33,755 --> 00:03:36,132
‫سیصد خبرنگار دیگه خارج از اینجا

70
00:03:36,174 --> 00:03:37,717
‫توی واشینگتن و نیویورک داریم

71
00:03:37,759 --> 00:03:40,053
همچنین، ‫دفاتر خبری ما
توی سراسر جهان فعال هستن

72
00:03:40,095 --> 00:03:43,932
‫می‌پرسید هزینه‌برداره؟ ‫شک نکنید
‫(جان استک، ناشرِ تروث‌تلر تولیدو)

73
00:03:43,973 --> 00:03:46,726
‫تنها هنرِ ما اینـه که
‫دموکراسی رو زنده نگه داشتیم

74
00:03:47,811 --> 00:03:49,312
‫آیا ارزشش رو داره؟

75
00:03:50,563 --> 00:03:52,857
‫خب، اینش رو دیگه از
‫شورای شهر سنسیناتی بپرسید

76
00:03:52,899 --> 00:03:56,486
‫به لطف گزارشات ما،
‫امروز یک‌سوم از اعضاشون به جرم

77
00:03:56,528 --> 00:03:58,029
‫رشوه‌خواری رسماً محکوم شدن!

78
00:04:00,281 --> 00:04:03,201
‫کارِ من صفحه‌آراییـه
(مِیر پریتی)

79
00:04:03,243 --> 00:04:04,703
‫می‌خواید ببینید کارم چطوریـه؟

80
00:04:04,744 --> 00:04:09,791
‫خیلی‌خب. الان این صفحه‌ی اول فرداست

81
00:04:09,833 --> 00:04:12,919
‫یه حساب کاربری داریم که
‫باهاش خبرها رو مستقیم از

82
00:04:12,961 --> 00:04:14,587
‫خبرگزاری الف. پ. برمی‌داریم

83
00:04:14,629 --> 00:04:16,589
‫خب، بذارید ببینم خبری هست که

84
00:04:16,631 --> 00:04:18,299
جزو سطح اشتراک ما باشه

85
00:04:18,341 --> 00:04:21,011
‫مثلاً «الیزابت اولسن روتین پوستی
‫قبل خواب خود را فاش کرد»

86
00:04:21,052 --> 00:04:24,764
‫اینجوری می‌کِشمش و
‫می‌اندازمش توی یکی از

87
00:04:24,806 --> 00:04:26,474
‫این کادرهای خالی

88
00:04:28,101 --> 00:04:30,103
‫آم، خیلی‌خب

89
00:04:30,145 --> 00:04:31,604
‫خب، این یعنی مقاله

90
00:04:31,646 --> 00:04:33,356
‫برای این کادر زیادی بزرگـه

91
00:04:33,398 --> 00:04:36,234
‫فکر می‌کردم خیلی کوتاه باشه

92
00:04:36,276 --> 00:04:38,653
‫کامپیوترم هم هنگ کرد

93
00:05:04,387 --> 00:05:07,824
‫« روزنامه »
‫« فصل اول، قسمت اول »

94
00:05:07,849 --> 00:05:09,642
‫هر وقت هم به گزارش‌های دقیق محلی

95
00:05:09,684 --> 00:05:12,312
‫برای ورزش دبیرستان‌ها نیاز داشته باشیم،
‫بری هست

96
00:05:12,354 --> 00:05:15,106
‫تنها خبرنگار نترس و جسور ماست

97
00:05:16,691 --> 00:05:19,861
‫البته به این سادگی‌ها که مِیر میگه هم نیست

98
00:05:20,945 --> 00:05:23,239
‫مِیر دخترِ ساده‌ایـه

99
00:05:23,281 --> 00:05:26,159
‫آدم باید سوژه‌ی خوب رو تو هوا بقاپه و

100
00:05:26,201 --> 00:05:28,995
‫شمّ خبری هم نیازه

101
00:05:29,037 --> 00:05:31,790
تا ‫بفهمی کدوم سوژه‌ها از همه مهم‌ترن

102
00:05:40,840 --> 00:05:41,758
‫چیـه؟

103
00:05:42,856 --> 00:05:44,344
‫میشه تا آماده می‌شیم

104
00:05:44,386 --> 00:05:45,845
‫اینا رو موهام بمونه؟

105
00:05:45,887 --> 00:05:48,181
‫آخه خیلی خوش‌فُرم‌تر میشه

106
00:05:48,223 --> 00:05:49,891
‫باید این تو رو نگاه کنم؟

107
00:05:49,933 --> 00:05:52,560
‫تو این؟ یا چشمم به شما باشه؟

108
00:05:52,602 --> 00:05:55,772
‫کجا رو نگاه کنم؟
‫اینو؟ شما رو؟ اینو؟ شما رو؟

109
00:05:55,814 --> 00:06:01,486
‫بنده ازمرالدا گرند هستم، سردبیر اجرایی

110
00:06:01,528 --> 00:06:04,864
‫آم، مسئولیت بخش آنلاین ت.ت.ت. هم با منـه که

111
00:06:04,906 --> 00:06:08,410
‫خیلی مهم‌تر، باحال‌تر و

112
00:06:08,451 --> 00:06:11,329
‫جذاب‌تر از نسخه‌ی چاپیـه

113
00:06:11,371 --> 00:06:13,540
‫نسخه‌ی چاپی عملاً فقط به این درد می‌خوره که

114
00:06:13,581 --> 00:06:16,042
‫مردم وقتی اسم‌شون چاپ میشه،
‫بتونن قاب کنن بزنن به دیوار

115
00:06:16,084 --> 00:06:18,795
‫کاری که سعی می‌کنیم تا
‫جایی که راه داره انجام بدیم
‫(چهره‌های سطح شهر)

116
00:06:18,837 --> 00:06:23,550
‫توی بخش آنلاین، هیچ محدودیتی
‫برای فضا یا طول مطلب نداریم

117
00:06:23,591 --> 00:06:27,387
‫عملاً همون روزنامه‌نگاری بلندنویسیـه

118
00:06:27,429 --> 00:06:31,850
‫این هم یکی از مقاله‌های خودمـه که
‫یه‌جور دیگه بهش می‌بالم

119
00:06:31,891 --> 00:06:34,019
‫نمی‌دونم دیده میشه یا نه

120
00:06:34,051 --> 00:06:35,736
‫« باورتون نمیشه بن افلک چقدر
‫به راننده‌ی لیموزینش انعام داده »

121
00:06:35,770 --> 00:06:37,897
‫همین که شروع می‌کنید به خوندن،

122
00:06:37,939 --> 00:06:40,942
‫کم‌کم بیشتر کنجکاو بشید

123
00:06:40,984 --> 00:06:42,902
‫دارم میام پایین

124
00:06:43,653 --> 00:06:44,904
‫بعد می‌زنید روی «صفحه‌ی بعد»

125
00:06:44,946 --> 00:06:48,575
‫آخ! دستم خورد رو تبلیغ!
‫حالا اینجا کلیک می‌کنم

126
00:06:48,616 --> 00:06:50,118
‫باز میام پایین

127
00:06:50,160 --> 00:06:53,997
‫کلی چیزمیز درباره‌ی تاریخچه‌ی انعام یاد می‌گیرم

128
00:06:54,039 --> 00:06:55,582
‫اینکه مثلاً اولین انعام...

129
00:06:55,623 --> 00:06:58,710
‫چی بوده؟
‫یه تیکه پنیر شاید؟

130
00:06:58,752 --> 00:07:02,547
‫بعدش هم کلی اطلاعات درباره‌ی
‫رنگ‌‌های ماشین یاد می‌گیرید

131
00:07:02,589 --> 00:07:04,466
‫یه عالمه رنگ هست

132
00:07:04,507 --> 00:07:06,259
‫اصلاً وقت‌تون هدر نمیره،

133
00:07:06,301 --> 00:07:07,969
‫چون به تهش که می‌رسید

134
00:07:08,011 --> 00:07:11,514
‫می‌فهمید انعامه ۳۰۰ دلار بوده

135
00:07:11,556 --> 00:07:14,893
‫یا خدا! خیلیـه ها

136
00:07:14,934 --> 00:07:17,062
‫من خودم برای استارز اند استرایپس می‌نوشتم

137
00:07:17,103 --> 00:07:18,521
‫همون روزنامه‌ی نظامی معروف

138
00:07:18,563 --> 00:07:21,858
‫خودم توی ارتش، عضو خدمه‌ی
‫نفربر زرهیِ اِم۱ بودم

139
00:07:21,900 --> 00:07:25,111
‫ازمرالدا هم توی رسانه دستی بر آتش داره

140
00:07:25,153 --> 00:07:27,989
‫توی یه رئالیتی‌شو به اسم
‫«ازدواج در نگاه اول»

141
00:07:28,031 --> 00:07:30,200
‫شرکت کرده

142
00:07:31,409 --> 00:07:32,619
‫این شما و

143
00:07:32,660 --> 00:07:36,247
‫این یکی از مورداعتمادترین زیردست‌هام

144
00:07:36,289 --> 00:07:38,458
‫توی بخش آنلاین

145
00:07:38,500 --> 00:07:39,668
‫نیکول!

146
00:07:40,502 --> 00:07:41,836
‫نیکول!

147
00:07:41,878 --> 00:07:45,173
‫سلام. بله. بیخیال من یکی شو

148
00:07:45,215 --> 00:07:46,341
‫لطفاً شما فیلمت رو بگیر

149
00:07:46,383 --> 00:07:47,550
‫خودم کتباً ازش رضایت‌ می‌گیرم

150
00:07:47,592 --> 00:07:48,843
‫نگران نباشید. شما فیلم بگیر

151
00:07:48,885 --> 00:07:50,970
‫بیخیال، نیکول. توی دوربین رو نگاه کن!
‫ببین!

152
00:07:51,012 --> 00:07:53,807
‫تو خیلی خوشگلی. وای خدا. خیلی نازی

153
00:07:53,848 --> 00:07:55,642
‫تا حالا به خوشگلیت دقت نکرده بودم

154
00:07:55,684 --> 00:07:57,477
‫دوربین رو توئـه، خوشگله

155
00:07:57,519 --> 00:07:58,770
‫دوربین عاشقتـه!

156
00:07:58,812 --> 00:07:59,938
‫خیلی‌خب

157
00:07:59,979 --> 00:08:01,439
‫اسمم نیکول لی هست

158
00:08:01,481 --> 00:08:06,820
‫من توی بخش توزیع و اشتراکم.
‫یعنی آمار مشترکین رو دارم.

159
00:08:06,861 --> 00:08:09,572
‫یه سری وظایف جانبی هم

160
00:08:09,614 --> 00:08:11,700
‫توی بخش آنلاین روزنامه دارم

161
00:08:11,741 --> 00:08:15,412
‫بعضی از شرکت‌های امروزی که
‫شامل ما نمیشه،

162
00:08:15,453 --> 00:08:18,832
‫از طریق جمع‌آوری اطلاعات
‫بازدیدکننده‌های سایت‌شون

163
00:08:18,873 --> 00:08:20,875
‫درآمدزایی می‌کنن

164
00:08:20,917 --> 00:08:24,045
‫اگه هر کدوم از کاربرها
‫«کوکی‌ها» رو قبول کنن،

165
00:08:24,087 --> 00:08:27,048
‫میشه کل تاریخچه‌ی مرورگرشون رو استخراج کرد

166
00:08:27,090 --> 00:08:29,843
‫میشه گفت اطلاعاتی که ما از
‫بازدیدکننده‌ها می‌گیریم

167
00:08:29,884 --> 00:08:32,804
‫به مراتب خیلی بیشتر از
اطلاعاتیـه که اونا از ما می‌گیرن

168
00:08:34,222 --> 00:08:35,849
‫سلام عرض شد،
‫من دتریک مور هستم

169
00:08:35,890 --> 00:08:37,684
‫کارم فروش آگهی برای روزنامه‌ست که

170
00:08:37,726 --> 00:08:39,561
‫یعنی قاعدتاً نباید با هیچکدوم از
‫بچه‌های بخش خبری

171
00:08:39,602 --> 00:08:40,770
‫سر و کار داشته باشم

172
00:08:40,812 --> 00:08:43,648
‫کِن بهش میگه «دیوار چین»

173
00:08:43,690 --> 00:08:44,941
‫من خیال می‌کردم حرف زشتیـه،

174
00:08:44,983 --> 00:08:46,818
‫ولی انگار واقعاً
‫اصطلاح رایجیـه توی خبرگزاری‌ها

175
00:08:46,860 --> 00:08:48,194
‫کسی که تو کارِ فروشـه،

176
00:08:48,236 --> 00:08:50,155
‫بالطبع باید روانشناس هم باشه

177
00:08:50,196 --> 00:08:51,990
‫برای همین هم هر وقت می‌بینم یکی پَکره،

178
00:08:52,032 --> 00:08:53,783
‫برای سرِ حال آوردنش
‫از هیچ کاری دریغ نمی‌کنم

179
00:08:53,825 --> 00:08:55,201
‫برام هم مهم نیست

180
00:08:55,243 --> 00:08:57,037
‫این کار خلاف قانونـه یا نه

181
00:08:58,163 --> 00:09:00,206
‫بین کسی هم تبعیض قائل نمیشم

182
00:09:02,751 --> 00:09:05,795
‫دتریک خیال می‌کنه
‫من همیشه ناراحتم

183
00:09:05,837 --> 00:09:08,131
‫منتها راستش دیگه خسته شدم

184
00:09:08,173 --> 00:09:12,886
‫از بس وانمود کردم تونسته
دفعه‌ی قبل حالم رو خوب کنه

185
00:09:12,927 --> 00:09:15,305
‫بخواید اینجوری دوربین‌به‌دست

186
00:09:15,347 --> 00:09:19,225
‫دنبال بنده‌ی حقیر باشید،
‫از کَت‌وکول میفتید ها

187
00:09:22,395 --> 00:09:24,731
‫یه مادر تنها هم هستم،

188
00:09:24,773 --> 00:09:28,193
‫واسه همین زندگیم پُرماجراست

189
00:09:28,234 --> 00:09:31,654
‫بگذریم، این دو نفر هم حسابدار و
‫ایشون هم مدیر حسابداری ماست

190
00:09:31,696 --> 00:09:36,242
‫یه جفت حوصله‌سربر و سرکرده‌شون

191
00:09:36,284 --> 00:09:39,287
‫خدایا، بسـه دیگه

192
00:09:39,329 --> 00:09:41,289
‫من همه‌ی این مزخرفات رو رد می‌کنم

193
00:09:41,331 --> 00:09:43,625
‫بعدِ نُه سال هنوز سیر نشدید؟

194
00:09:43,667 --> 00:09:45,043
‫خدا سرِ هیچکسی نیاره!

195
00:09:45,085 --> 00:09:46,586
‫اصلاً می‌دونید چیـه؟
‫حق ندارید از صدای من،

196
00:09:46,628 --> 00:09:48,797
‫تصویرم، قیافه‌ام،
‫هیچ و هیچیم استفاده کنید

197
00:09:49,409 --> 00:09:54,780
‫« بله که می‌تونیم. رضایت‌نامه‌ای که اسکار
‫سال ۲۰۰۵ امضا کرد، تاریخ انقضا ندارد »

198
00:09:54,809 --> 00:09:57,178
‫« سرویس بهداشتی مشترک »

199
00:09:58,139 --> 00:09:59,641
‫اوخ!

200
00:10:04,104 --> 00:10:06,773
‫جدول کلمات به هم ریخته‌ی امروز یکم سختـه ها

201
00:10:06,815 --> 00:10:08,900
‫خیلی وقتـه دیگه جدول
‫کلمات به هم ریخته نداریم، بری

202
00:10:08,942 --> 00:10:10,402
‫هوم؟

203
00:10:14,809 --> 00:10:17,967
‫« بیش از نیمی از تولیدکنندگان محتوای
‫ تیک‌تاک، هوش مصنوعی هستند »

204
00:10:17,992 --> 00:10:20,370
‫هوش مصنوعی هیچوقت نمی‌تونه
‫جای من رو بگیره

205
00:10:22,330 --> 00:10:25,166
‫برم یکم هوا بخورم

206
00:10:29,212 --> 00:10:31,381
‫من ند سمپسون هستم

207
00:10:31,423 --> 00:10:36,761
‫با اینکه مهمان نیستم، ولی
‫دارم دفتر ورود و خروج رو امضا می‌کنم
‫(برج تروث‌تلر)

208
00:10:36,803 --> 00:10:40,223
‫امروز اولین روز کاری من توی تروث‌تلره

209
00:10:40,265 --> 00:10:41,933
‫گفتنش هم برام هیجان‌انگیزه

210
00:10:41,975 --> 00:10:44,728
‫بچه که بودم،
‫نمی‌خواستم سوپرمن باشم

211
00:10:44,769 --> 00:10:46,980
‫بلکه می‌خواستم کلارک کنت باشم

212
00:10:47,022 --> 00:10:49,482
‫چون به چشم من،
‫قهرمان واقعی کلارکـه

213
00:10:49,524 --> 00:10:53,820
‫اون هم داره با کار کردن توی یه روزنامه
‫دنیا رو نجات میده

214
00:10:53,862 --> 00:10:55,655
‫به نظرم، این کار هم شریف‌تره و

215
00:10:55,697 --> 00:10:57,824
هم خیلی دست‌یافتنی‌تر

216
00:10:57,866 --> 00:10:59,284
‫من هم عاشقشم

217
00:10:59,325 --> 00:11:01,661
‫برای همین هم هست که
‫خیلی خوشحالم بالاخره

218
00:11:01,703 --> 00:11:05,457
‫دیلی‌بیوگل خودم رو که نه،
‫بلکه دیلی پلنتم رو پیدا کردم!

219
00:11:05,498 --> 00:11:08,501
‫دیلی‌پلنتـه.
‫دیلی بیوگل مال مرد عنکبوتی بود.

220
00:11:08,543 --> 00:11:10,837
‫جفت‌شون هم روزنامه‌نگارن ها.
‫این هم جالبـه.

221
00:11:10,879 --> 00:11:12,547
‫خیلی‌خب، من دیگه... ببخشید

222
00:11:12,589 --> 00:11:13,882
‫من دیگه بدو بدو برم بالا

223
00:11:13,923 --> 00:11:15,467
‫چون نمی‌خوام روز اولی
‫دیر برسم و

224
00:11:15,508 --> 00:11:17,719
‫فکر کنن بدقولم. پیش به سوی بالا و فراتر!

225
00:11:19,054 --> 00:11:21,264
‫با سوپرمن هم کلی نقطه‌ی اشتراک دارم

226
00:11:21,306 --> 00:11:23,350
‫مثلاً هر کدوم از ما
‫کریپتونایت خودمون رو داریم

227
00:11:23,391 --> 00:11:26,644
‫برای سوپرمن که خب،
‫مشخصـه خودِ کریپتونایتـه

228
00:11:26,686 --> 00:11:28,855
‫برای کلارک کنت،
‫میشه لوئیس لین

229
00:11:28,897 --> 00:11:31,024
‫برای من هم، گمونم کریپتونایتِ من

230
00:11:31,066 --> 00:11:32,567
‫همین عشقم به روزنامه‌نگاریـه

231
00:11:32,609 --> 00:11:35,236
‫از چک کردنِ صحت اخبار گرفته تا
پیدا کردنِ خبرچین

232
00:11:35,278 --> 00:11:38,990
‫پای یه لیوان ویسکی توی یه کافه‌ی پُر دود،
‫اینا نقطه ضعف منن

233
00:11:39,032 --> 00:11:41,701
‫البته بهم میگن کلاً توی
‫رمانتیک کردن مسائل هم استادم

234
00:11:55,423 --> 00:11:56,383
‫اسکار!

235
00:12:01,638 --> 00:12:03,556
‫وایِ من

236
00:12:03,598 --> 00:12:05,058
‫چقدر خفنـه

237
00:12:07,560 --> 00:12:08,520
‫ای بابا

238
00:12:15,568 --> 00:12:17,946
‫- گرفتمش
‫- احسنت

239
00:12:17,987 --> 00:12:20,031
‫سلام، من ند هستم

240
00:12:20,615 --> 00:12:22,312
‫« اتاق کپی »

241
00:12:23,118 --> 00:12:25,286
‫مثل اینکه در قفلـه

242
00:12:25,328 --> 00:12:27,914
‫- آره، چون من قفلش کردم
‫- ایشون قفلش کرده

243
00:12:27,956 --> 00:12:29,916
‫من ند سمپسون هستم،
‫امروز روز اولِ کاریمـه

244
00:12:29,958 --> 00:12:31,334
‫اتفاقی نیفتاده که... در رو باز کنید

245
00:12:31,376 --> 00:12:34,004
‫یه ماه پیش،
‫یه مشکل امنیتی برامون پیش اومده بود

246
00:12:34,045 --> 00:12:35,463
‫نمیشه سرسری گرفت

247
00:12:35,505 --> 00:12:38,258
‫یه بابایی چِت‌کرده از فستیوال جاز
‫پا شده بود اومده بود اینجا

248
00:12:38,299 --> 00:12:39,884
‫خیلی‌خب، من که نبودم

249
00:12:39,926 --> 00:12:41,761
‫- یه بنگیِ دیگه اومده؟
‫- آره

250
00:12:41,803 --> 00:12:42,971
‫لعنتی، لابد به خاطر این نورپردازی ملایمـه

251
00:12:43,013 --> 00:12:44,305
‫جناب، شما به نظر آدم خوش‌قلبی میاید

252
00:12:44,347 --> 00:12:47,434
‫باور کنید من قابل اعتمادم.
‫بذارید بیام بیرون.

253
00:12:47,475 --> 00:12:49,853
‫لطف دارید، منتها من دخالت نمی‌کنم

254
00:12:49,894 --> 00:12:50,854
‫موفق باشید

255
00:12:50,895 --> 00:12:52,188
‫خیلی‌خب. مرسی. باز کنید ببینم

256
00:12:52,230 --> 00:12:54,190
‫آروم بابا، ما پول واسه دَر نداریم بدیم

257
00:12:54,232 --> 00:12:56,109
‫سوءتفاهم شده، خب؟
‫من فقط...

258
00:12:56,151 --> 00:12:57,861
‫واسه کار اومدم بابا

259
00:12:57,902 --> 00:13:00,697
‫- کدوم قسمت، بخش خبری یا توالت؟
‫- بخش خبری!

260
00:13:00,739 --> 00:13:03,158
‫کی توی توالت کار می‌کنه آخه؟

261
00:13:03,199 --> 00:13:04,868
‫ما که شما رو نمی‌شناسیم، آقا.
‫از کجا بدونیم

262
00:13:04,909 --> 00:13:06,453
‫منظورتون چیـه؟

263
00:13:06,494 --> 00:13:08,371
من ساعت ۲ جلسه دارم، خب؟
‫فقط زود رسیدم

264
00:13:08,413 --> 00:13:10,999
‫- کل داستان همینـه
‫- خیلی‌خب. با کی جلسه دارید؟

265
00:13:12,417 --> 00:13:15,211
‫یه لحظه... اسمش از ذهنم پرید

266
00:13:15,253 --> 00:13:17,088
‫- آره، آره
‫- نه، نه. وایسید. صبر کنید

267
00:13:17,130 --> 00:13:18,298
‫یه اسم خاصی بود

268
00:13:18,340 --> 00:13:21,343
‫کسی به اسم فانتین اینجا کار می‌کنه؟

269
00:13:21,384 --> 00:13:23,928
‫«بینوایان» زیاد خوندی، نه؟

270
00:13:23,970 --> 00:13:26,473
‫خیلی‌خب. باشه، باشه

271
00:13:26,514 --> 00:13:28,641
‫آی، آی، آروم باش

272
00:13:28,683 --> 00:13:29,893
‫باز کنید!

273
00:13:29,934 --> 00:13:31,478
‫طعمه‌ی زنده گیرتون اومده ها!

274
00:13:31,519 --> 00:13:34,064
‫خواهش می‌کنم!
‫من تو جاهای بسته وحشت می‌کنم

275
00:13:36,416 --> 00:13:38,693
‫جدی نفسم بند میاد.
‫بچه که بودم، موقع بازیِ کریسمس

276
00:13:38,735 --> 00:13:40,528
‫تو شومینه‌ی همسایه‌مون گیر افتادم

277
00:13:40,570 --> 00:13:42,489
‫می‌خواستم بدونم بابانوئل چه حسی داره.
‫بذارید بیام بیرون.

278
00:13:42,530 --> 00:13:45,283
‫مسخره‌بازی که درنمیاری؟
‫چون من خودم ترس از فضای بسته دارم

279
00:13:45,325 --> 00:13:46,868
‫اگه داری نقش بازی می‌کنی که

280
00:13:46,910 --> 00:13:48,078
‫این کارت بی‌احترامی خیلی بزرگیـه به

281
00:13:48,119 --> 00:13:51,039
‫جامعه‌ی تنگناهراسان

282
00:13:51,081 --> 00:13:52,582
‫خیلی‌خب، دروغ گفتم

283
00:13:52,624 --> 00:13:54,793
‫ولی توی دستشویی هواپیما هُل می‌کنم،

284
00:13:54,834 --> 00:13:55,877
‫این قبولـه؟

285
00:13:55,919 --> 00:13:57,671
‫- راست گفتم
‫- باشه

286
00:13:57,712 --> 00:13:59,464
‫ازمرالدا! ازمرالداست!

287
00:13:59,506 --> 00:14:01,591
‫اسم همونیـه که گفتم، خب؟

288
00:14:01,633 --> 00:14:02,801
‫اون...

289
00:14:02,842 --> 00:14:04,594
‫- خیلی‌خب، قبولـه
‫- صبر کنید ببینم، حالا شانسکی یه اسم گفت،

290
00:14:04,636 --> 00:14:06,304
‫چرا اینقدر سریع وا دادید؟

291
00:14:06,346 --> 00:14:08,807
‫- شما؟
‫- ازمرالدا شمایید؟

292
00:14:08,848 --> 00:14:10,308
‫نه، من همونی‌ام که بهش تنه زدی

293
00:14:10,350 --> 00:14:11,393
‫- چی؟
‫- چی شد؟

294
00:14:11,434 --> 00:14:13,645
‫- نه، من...
‫- همگی آروم باشید

295
00:14:13,687 --> 00:14:15,730
‫نه، فقط سالادم رو انداخت زمین

296
00:14:15,772 --> 00:14:18,066
‫وای، واقعاً معذرت می‌خوام.
‫اصلاً حواسم نبود.

297
00:14:18,108 --> 00:14:19,526
‫در رو براش باز کنید

298
00:14:19,567 --> 00:14:21,194
‫- مطمئنی؟
‫- آره

299
00:14:21,236 --> 00:14:23,405
‫پایین دیدمش داشت با
‫گروه فیلمبرداری حرف می‌زد، واقعیـه

300
00:14:23,446 --> 00:14:25,573
‫- ممنون
‫- خیلی‌خب، باشه

301
00:14:30,453 --> 00:14:33,164
‫- ادلولا، خوشوقتم
‫- من هم از دیدن شما خوشبختم

302
00:14:33,206 --> 00:14:35,333
‫- آدام. شرمنده
‫- عیب نداره

303
00:14:35,375 --> 00:14:37,293
‫- سلام
‫- از دیدنتون خوشحالم

304
00:14:37,335 --> 00:14:38,962
‫- من تراوم، رفیق
‫- سلام، حالِ شما؟

305
00:14:39,004 --> 00:14:41,339
‫- از دیدنت خوشحالم، داداش
‫- به‌به

306
00:14:41,381 --> 00:14:42,340
‫آره

307
00:14:45,260 --> 00:14:47,220
‫- تراویس...
‫- بذار اینجا رو بگردم

308
00:14:48,221 --> 00:14:49,681
‫گمونم پاکـه

309
00:14:49,723 --> 00:14:52,183
‫از دیدنت خوشحالم، برادر.
‫به طبقه‌ی ما خوش اومدی.

310
00:14:52,225 --> 00:14:53,560
‫خیلی ممنون

311
00:14:56,730 --> 00:14:59,607
‫کسی به من نگفته بود
‫قراره یه نفر اضافه بشه

312
00:14:59,649 --> 00:15:01,526
‫نکنه دارن از روزنامه اخراجم می‌کنن؟

313
00:15:01,568 --> 00:15:03,236
‫- دارم اخراج میشم؟
‫- نه، نه

314
00:15:03,278 --> 00:15:04,696
‫- دارن منو اضافه می‌کنن
‫- باشه

315
00:15:04,738 --> 00:15:06,531
‫توقع نداشتم روز اول کاریم،
‫زندونی بشم

316
00:15:06,573 --> 00:15:09,868
‫- آب می‌خوری؟
‫- خیلی ممنونم

317
00:15:09,909 --> 00:15:12,370
‫- خوبی؟ می‌خوای بشینی؟
‫- جایی هست که

318
00:15:12,412 --> 00:15:14,164
‫بشه یه لقمه غذا خورد؟

319
00:15:14,205 --> 00:15:16,207
‫بهرحال، یه سالاد بهت بدهکارم

320
00:15:17,083 --> 00:15:18,376
‫- آره
‫- خیلی‌خب

321
00:15:18,418 --> 00:15:19,711
‫یه... یه لحظه

322
00:15:28,011 --> 00:15:29,471
‫بعدش رفتم دانشگاه اوهایو

323
00:15:29,512 --> 00:15:31,431
‫روزنامه‌نگاری خوندم و
‫توی نشریه‌ی دانشجویی مشغول شدم

324
00:15:31,473 --> 00:15:35,477
‫سال آخرم دیگه سردبیر شده بودم و
‫خیلی دوستش داشتم

325
00:15:35,518 --> 00:15:37,145
‫پس از اون موقع تا حالا
‫تو کارِ اخباری؟

326
00:15:37,187 --> 00:15:40,315
‫نه، بعد اینکه چهار سال جون کَندم و
‫ مدرک روزنامه‌نگاریم رو گرفتم،

327
00:15:40,357 --> 00:15:41,733
‫بابام بهم یادآوری کرد که این صنعت

328
00:15:41,775 --> 00:15:43,985
‫داره از هم می‌پاشه،
‫عین ریه‌ی یه سیگاری پیر

329
00:15:44,027 --> 00:15:45,487
‫وای، نه!

330
00:15:45,528 --> 00:15:49,115
‫خلاصه، من هم ترسیدم و
‫رفتم توی شرکتش

331
00:15:49,157 --> 00:15:50,283
‫مقوا می‌فروختم

332
00:15:50,325 --> 00:15:51,993
‫مقوای روغنیِ درجه یک

333
00:15:52,035 --> 00:15:53,036
‫از اونا که باهاش جعبه‌ی کادو می‌سازن

334
00:15:53,078 --> 00:15:54,662
‫البته تو فروش مقوا هم ترکونده بودم ها

335
00:15:54,704 --> 00:15:55,622
‫جدی؟

336
00:15:56,998 --> 00:16:01,753
‫- داری چیکار می‌کنی؟
‫- اینا رو نمی‌خورم

337
00:16:01,795 --> 00:16:04,714
‫میذارم بعدِ غذام خالی‌خالی بخورم، خوشمزه‌تره

338
00:16:04,756 --> 00:16:05,674
‫خیلی‌خب

339
00:16:06,633 --> 00:16:07,967
‫دادا، اینو نگفتم بهت

340
00:16:08,009 --> 00:16:09,135
‫داشتیم گازشو می‌گرفتیم که
‫به بازی برسیم،

341
00:16:09,177 --> 00:16:10,345
‫یهویی نمی‌دونم از کجا

342
00:16:10,387 --> 00:16:12,389
‫یه گوزنِ لامصب پرید جلومون

343
00:16:13,264 --> 00:16:14,891
‫به موقع ترمز زدی؟

344
00:16:14,933 --> 00:16:16,393
‫واسه گوزن که ترمز نمی‌زنن، داداش

345
00:16:16,434 --> 00:16:19,104
‫- واسه گوزن نباید ترمز زد
‫- واسه گوزن ترمز نزن

346
00:16:19,145 --> 00:16:20,814
‫وقتی ترمز می‌گیری،
‫ماشین چیکار می‌کنه؟

347
00:16:22,315 --> 00:16:24,109
‫گوزن رو جذب می‌کنه

348
00:16:24,150 --> 00:16:27,278
‫نه. ترمز که بزنی،
‫جلوی ماشین میاد پایین و

349
00:16:27,320 --> 00:16:30,490
‫بوم! گوزن صاف میاد تو شیشه

350
00:16:30,532 --> 00:16:33,034
‫اگه گوزن نر باشه چی؟

351
00:16:33,076 --> 00:16:34,411
‫شاخِش میره تو صورتت و

352
00:16:34,452 --> 00:16:37,247
‫از من می‌پرسی،
‫درجا میری اون دنیا

353
00:16:37,997 --> 00:16:39,332
‫نه، داداش. مرسی

354
00:16:41,001 --> 00:16:43,169
‫- عمراً
‫- خیلی‌خب

355
00:16:43,211 --> 00:16:45,338
‫خب، بعد قضیه‌ی مقوا چی شد؟

356
00:16:46,798 --> 00:16:49,134
‫راستش نمی‌خوام در موردش حرف بزنم.
‫بگی‌نگی شخصیـه.

357
00:16:49,175 --> 00:16:51,011
‫وای، ببخشید

358
00:16:51,052 --> 00:16:52,470
‫واسه عید شکرگزاری رفته بودم خونه

359
00:16:52,512 --> 00:16:53,805
‫مامانم یهو اعلام کرد که

360
00:16:53,847 --> 00:16:56,266
‫بابام داشته بهش خیانت می‌کرده و

361
00:16:56,307 --> 00:16:58,309
۲۰‏ سال با یه زنی که

362
00:16:58,351 --> 00:17:00,145
‫تو همون خیابون‌ زندگی می‌کرده،
‫رابطه داشته

363
00:17:00,186 --> 00:17:01,354
‫- جدی که نیستی؟!
‫- چرا

364
00:17:01,396 --> 00:17:02,647
‫- خانم شوآپ
‫- برگام

365
00:17:02,689 --> 00:17:04,315
‫- بهم پیانو یاد داده بود
‫- نه!

366
00:17:04,357 --> 00:17:07,235
‫آره، من هم از کوره در رفتم و
‫شروع کردم به داد و بی‌داد

367
00:17:07,277 --> 00:17:09,612
‫«تو دیگه چجور آدمی هستی؟!
‫دیگه برات کار نمی‌کنم

368
00:17:09,654 --> 00:17:11,031
‫حالم ازت به هم می‌خوره!»

369
00:17:11,072 --> 00:17:14,159
‫اینجوری شد که دیگه برنگشتم
‫سراغ مقوافروشی

370
00:17:14,200 --> 00:17:15,618
‫از شانسِ خوبم،
‫بابام عذاب وجدان گرفت که

371
00:17:15,660 --> 00:17:17,037
‫- باید هم می‌گرفت
‫- آره

372
00:17:17,078 --> 00:17:19,456
‫یکی رو توی هیئت‌مدیره‌ی اِنرویت می‌شناخت،

373
00:17:19,497 --> 00:17:21,541
‫خلاصه یه‌جورهایی کارهام رو ردیف کرد

374
00:17:21,583 --> 00:17:23,251
‫من هم رفتم توی بخش سافتیزِ شیکاگو و

375
00:17:23,293 --> 00:17:24,586
‫یه دو سالی اونجا مشغول شدم

376
00:17:24,627 --> 00:17:26,338
‫تموم رکوردهای فروش دستمال توالت رو شکستم

377
00:17:26,379 --> 00:17:29,549
‫بعدش ازم پرسیدن،
‫قدم بعدیم چیـه؟

378
00:17:31,217 --> 00:17:33,386
‫- من هم اینجا رو انتخاب کردم
‫- برگام

379
00:17:34,429 --> 00:17:35,680
‫با اینکه داستانت پُرِ پارتی‌بازیـه،

380
00:17:35,722 --> 00:17:37,474
‫واقعاً الهام‌بخش بود

381
00:17:40,685 --> 00:17:43,605
‫آدام ۳۲ سالشـه و چهارتا بچه داره

382
00:17:43,646 --> 00:17:46,399
‫خانمش هر روز براشون یه مدل غذا درست می‌کنه

383
00:17:46,441 --> 00:17:48,026
برای ‫همشون ها، خب؟

384
00:17:48,068 --> 00:17:50,362
‫بعدش هم عینهو سرباز
هر کی رو راهیِ پُستش می‌کنه

385
00:17:50,403 --> 00:17:51,863
‫اون هم فقط ته‌مونده‌ی غذای بچه‌ها

386
00:17:51,905 --> 00:17:53,365
‫نصیبش میشه

387
00:17:53,406 --> 00:17:55,325
‫فکر کنم سرِ یه طرحی استخدام شده بود

388
00:17:55,367 --> 00:17:57,118
از اونا که دستِ آدم‌های بی‌بضاعت و
مذهبی‌ِ بی‌هنر رو

389
00:17:57,160 --> 00:17:58,620
یه جا بند می‌کنن

390
00:17:58,661 --> 00:18:01,915
‫حقیقتاً نمی‌دونم چطوری دووم میاره

391
00:18:01,956 --> 00:18:05,669
‫به نظرم ادلولا خیلی آدم احساساتی‌ایـه

392
00:18:05,710 --> 00:18:08,588
‫چند باری دیدم که
‫داشته با چشم‌های گریون بهم نگاه می‌کرده

393
00:18:09,673 --> 00:18:11,466
‫خب، اینجا کار کردن رو دوست داری؟

394
00:18:12,258 --> 00:18:13,843
‫بدک نیست

395
00:18:16,054 --> 00:18:17,347
‫یعنی چی؟

396
00:18:20,141 --> 00:18:21,601
‫نمی‌دونم

397
00:18:21,643 --> 00:18:23,228
‫این روزنامه رو خوندی تا حالا؟

398
00:18:23,269 --> 00:18:24,813
‫- آره
‫- خیلی‌خب

399
00:18:24,854 --> 00:18:29,651
‫به نظرت در مقایسه با بقیه روزنامه‌ها چطوره؟

400
00:18:31,653 --> 00:18:33,738
‫افتضاحـه

401
00:18:33,780 --> 00:18:35,240
‫- دقیقاً
‫- در مقایسه با هر نوع

402
00:18:35,281 --> 00:18:36,616
‫کاغذِ چاپیِ دیگه،
‫حرفی برای گفتن نداره

403
00:18:36,658 --> 00:18:38,159
‫عالیـه. به‌به

404
00:18:38,201 --> 00:18:40,912
‫ولی قراره بهترش کنیم

405
00:18:40,954 --> 00:18:42,580
‫ببخشید ها، ولی

406
00:18:42,622 --> 00:18:45,458
‫حتی نمی‌دونم اصلاً روزنامه
‫به حساب میاد یا نه

407
00:18:45,500 --> 00:18:47,752
‫آخه همش یه سری آگهی محلیـه و محتوای زرد با

408
00:18:47,794 --> 00:18:49,921
‫چهارتا خبر از خبرگزاری الف. پ. و

409
00:18:49,963 --> 00:18:51,881
‫نتایج ورزش بچه دبیرستانی‌ها روی جلدش

410
00:18:53,049 --> 00:18:54,801
‫برای شروع خوبـه

411
00:18:54,843 --> 00:18:56,302
‫حتماً. البته بهتره بعد اینکه

412
00:18:56,344 --> 00:18:57,637
‫با رئیس جدیدت صحبت کردی،
‫حرف بزنیم

413
00:18:57,679 --> 00:19:00,849
‫- مارو رو می‌شناسم. خیلی خوبـه
‫- نه، ازمرالدا رو میگم

414
00:19:02,642 --> 00:19:06,855
‫مگه موقتاً سردبیر اجرایی نیست؟

415
00:19:06,896 --> 00:19:08,148
‫چرا

416
00:19:08,189 --> 00:19:10,775
‫من رو برای سِمت سردبیری استخدام کردن

417
00:19:12,736 --> 00:19:14,320
‫یعنی بالاتر از ازمرالدا؟

418
00:19:14,988 --> 00:19:15,947
‫آره

419
00:19:22,120 --> 00:19:23,496
‫عه، ند!

420
00:19:23,538 --> 00:19:25,123
‫- از دیدنتون خوشحالم
‫- من هم همینطور

421
00:19:25,165 --> 00:19:26,875
‫می‌دونم مدتیـه مسئولیت کارها
‫به گردن شما بوده

422
00:19:26,916 --> 00:19:28,626
‫امیدوارم خیلی از اومدن من و

423
00:19:28,668 --> 00:19:30,795
‫به هم ریختگی اوضاع، اذیت نشید

424
00:19:30,837 --> 00:19:33,965
‫این چه حرفیـه،
‫شکسته‌نفسی نفرمایید

425
00:19:34,007 --> 00:19:37,093
‫خواهش می‌کنم.
‫بی‌صبرانه منتظرم ایده‌هاتون رو بشنوم.

426
00:19:37,135 --> 00:19:38,595
‫- خیلی‌خب، شروع کنیم؟
‫- بله

427
00:19:38,636 --> 00:19:40,055
‫اول شما بفرمایید.
‫خانم‌ها مقدم‌ترن.

428
00:19:40,096 --> 00:19:41,473
‫مچکرم

429
00:19:42,599 --> 00:19:44,100
‫- بله
‫- خیلی‌خب

430
00:19:44,142 --> 00:19:46,269
‫توقع ندارم یه شبه اتفاق بیفته،

431
00:19:46,311 --> 00:19:48,271
‫ولی یه تیم کامل احتیاج دارم

432
00:19:48,313 --> 00:19:49,773
‫چندتا حوزه‌ی خبریِ محلی

433
00:19:49,814 --> 00:19:52,942
‫- باشه
‫- به همراه خبرنگارهای اختصاصی

434
00:19:52,984 --> 00:19:55,987
‫خب؟
‫یه حوزه‌ی شهری برای خبرهای روز

435
00:19:56,029 --> 00:20:00,784
‫- یه حوزه‌ی ورزشی لازم داریم با...
‫- بله، بفرمایید، اورژانس

436
00:20:00,825 --> 00:20:03,787
‫بله، بودجه‌ی من دچار حمله‌ی قلبی شده

437
00:20:05,163 --> 00:20:06,748
‫اورژانس، از کجا...

438
00:20:06,790 --> 00:20:08,124
‫- زنگ زدم بهشون
‫- تماس می‌گیرید؟

439
00:20:08,166 --> 00:20:09,626
‫- زنگ زدم بهشون
‫- صدام رو دارید؟

440
00:20:11,127 --> 00:20:13,922
‫تمام شغل‌هایی که فرمودید
‫با حقوقن دیگه؟

441
00:20:13,963 --> 00:20:16,966
‫بله، ولی در عوض باعث میشن
‫روزنامه دوباره قابل خوندن بشه

442
00:20:17,008 --> 00:20:19,469
‫- شدنیـه؟
‫- نه، نه، نه

443
00:20:19,511 --> 00:20:21,638
‫شرمنده، آخه یکمی وضع مالی
‫بخش خبری خرابـه

444
00:20:21,680 --> 00:20:23,598
‫ولی یحتمل شما در جریان نبودید

445
00:20:24,516 --> 00:20:26,101
‫مشخصـه که می‌دونستم

446
00:20:26,142 --> 00:20:28,978
‫می‌تونیم با حذف خرج‌های اضافی،
‫بودجه‌ی لازم رو تأمین کنیم

447
00:20:29,020 --> 00:20:30,730
‫ادامه بدید

448
00:20:30,772 --> 00:20:32,023
‫اشتراک خبرگزاری‌ها رو قطع می‌کنم،

449
00:20:32,065 --> 00:20:34,693
‫مردم می‌تونن هر جای دیگه‌ای
‫مجانی به این خبرها دسترسی پیدا کنن

450
00:20:34,734 --> 00:20:35,944
‫بعلاوه، می‌خوام کل

451
00:20:35,985 --> 00:20:38,154
‫اون خزئبلات زردِ رو هم از روی وبسایت

452
00:20:38,196 --> 00:20:39,239
‫حذف کنم

453
00:20:39,280 --> 00:20:40,323
‫نه به دردِ مردم می‌خوره،

454
00:20:40,365 --> 00:20:41,700
‫نه به دردِ روزنامه

455
00:20:41,741 --> 00:20:43,076
‫باید برگردیم به اصول اولیه

456
00:20:43,118 --> 00:20:45,829
‫تمرکز محلی، گزارش‌های عینی و
‫مبتنی بر واقعیت

457
00:20:45,870 --> 00:20:47,163
‫خیلی هیجان‌انگیز میشه

458
00:20:47,205 --> 00:20:50,500
‫اگه میشه من یه چیزی بگم

459
00:20:50,542 --> 00:20:52,127
‫عالیـه

460
00:20:52,168 --> 00:20:57,298
‫اِنرویت وضعش خوبـه که
‫عمدتاً هم به خاطر بخش سافتیزه

461
00:20:57,340 --> 00:21:03,596
‫انرویت عین تام بریدی هم در سلامت کاملـه و
‫هم پول پارو می‌کنه

462
00:21:03,638 --> 00:21:05,765
‫- تروث‌تلر...
‫- خب؟

463
00:21:05,807 --> 00:21:09,102
‫حکم یه موش مریض رو داره که
‫پشت یخچال تام بریدی قایم شده

464
00:21:09,144 --> 00:21:14,065
‫تایم بریدی کلاً با موش‌ها میونه‌ی خوبی داره،
‫ولی این موشه دهنش سرویسـه

465
00:21:18,569 --> 00:21:21,513
‫« ازمرالدا گرند »
‫« به ند سمپسون خوشامد بگید »

466
00:21:22,991 --> 00:21:26,369
‫باشه. از صداقت‌تون ممنونم

467
00:21:26,411 --> 00:21:30,957
‫به نظر با چالش بزرگی طرفیم.
‫خوشبختانه، من هم چالش دوست دارم.

468
00:21:30,999 --> 00:21:32,959
‫الکی نیست که
‫خوراکم «چله‌ی روزه» هست

469
00:21:33,001 --> 00:21:34,502
‫به‌به

470
00:21:34,544 --> 00:21:36,713
‫- میگم، ند؟
‫- بله

471
00:21:36,755 --> 00:21:39,215
‫فقط می‌خواستم بگم، من پشتتم

472
00:21:40,175 --> 00:21:42,052
‫بالاخره یکی پیدا شد!
‫ممنونم

473
00:21:42,093 --> 00:21:44,179
‫- می‌دونم چی می‌کِشی
‫- شما...

474
00:21:46,681 --> 00:21:49,017
‫- می‌دونه چی می‌کِشی
‫- آره

475
00:21:49,059 --> 00:21:52,395
‫- ایشون کیـه؟
‫- پاکت جابه‌جاکُنـه

476
00:21:52,437 --> 00:21:53,730
‫آهان

477
00:21:53,772 --> 00:21:55,690
‫راستش فکر می‌کردم دیگه اینجا کار نمی‌کنه

478
00:21:55,732 --> 00:21:57,817
‫ببینید، به نظرم باید یه جلسه با

479
00:21:57,859 --> 00:22:00,362
‫خودِ مارو بذاریم و
‫بودجه‌مون رو بررسی کنیم

480
00:22:00,403 --> 00:22:01,821
‫با دیدی که...

481
00:22:07,285 --> 00:22:10,914
‫با مارو؟ چرا باید با مارو جلسه بذاریم؟

482
00:22:10,955 --> 00:22:12,248
‫خب، چون به نظرم

483
00:22:12,290 --> 00:22:13,792
‫ما یه اختلاف نظر اساسی

484
00:22:13,833 --> 00:22:15,960
‫در خصوص توانایی‌های این روزنامه داریم

485
00:22:19,005 --> 00:22:20,632
‫یه لحظه صبر می‌کنید؟

486
00:22:20,674 --> 00:22:22,092
‫- البته!
‫- یه تنفس کوتاه

487
00:22:22,133 --> 00:22:23,968
‫- بله
‫- بفرمایید

488
00:22:25,553 --> 00:22:27,806
‫- چی شده؟
‫- متأسفم

489
00:22:27,847 --> 00:22:29,766
‫- چراغ‌ها...
‫- روزنامه رو میگی؟

490
00:22:29,808 --> 00:22:31,226
‫آره

491
00:22:31,267 --> 00:22:32,185
‫این برای چراغِ...

492
00:22:32,227 --> 00:22:34,312
‫- هی، میشه صحبت کنیم؟
‫- البته

493
00:22:34,354 --> 00:22:35,438
‫- نه
‫- نه؟

494
00:22:35,480 --> 00:22:36,648
‫نه، با ایشونم

495
00:22:37,899 --> 00:22:40,318
‫شما در مورد من به همه ایمیل زدی

496
00:22:41,611 --> 00:22:43,613
‫«فاقد سوءپیشینه‌ی اخلاقی»؟

497
00:22:43,655 --> 00:22:48,660
‫بله، چون نمی‌خواستم
‫شک‌وشبهه‌ای ایجاد بشه

498
00:22:50,161 --> 00:22:51,079
‫ولی من که کاری نکردم

499
00:22:52,163 --> 00:22:54,749
‫بله، دقیقاً برای همین ایمیل زدم

500
00:22:54,791 --> 00:22:57,794
‫«فاقد سوءپیشینه‌ی اخلاقی»

501
00:22:57,836 --> 00:23:01,131
‫من که اصلاً سوءپیشینه ندارم

502
00:23:01,172 --> 00:23:04,050
‫اختلاس هم نکردم.
‫حتی تو گوش هیچ پیشخدمتی هم نزدم.

503
00:23:04,092 --> 00:23:06,428
‫عالیـه، اینا رو هم بهشون بگم؟

504
00:23:06,469 --> 00:23:08,388
‫نه! دارم همینو میگم دیگه

505
00:23:08,430 --> 00:23:12,142
‫چه دلیلی داره وقتی چیزی نشده
‫راه بیفتی نفی‌اش کنی؟

506
00:23:12,183 --> 00:23:15,979
‫آب در هاون کوبیدنـه.
‫این جماعت ساده‌ان.

507
00:23:16,028 --> 00:23:20,073
‫اگه اونا یه مرد رو ببینن که
‫کارشو ول کرده و رفته یه شهرِ جدید

508
00:23:20,108 --> 00:23:24,779
‫پیش خودشون میگن: «یعنی چه
‫جنایت شنیعی مرتکب شده؟

509
00:23:24,821 --> 00:23:26,823
‫یه آدم رو خونه خراب کرده؟

510
00:23:26,865 --> 00:23:28,491
‫- یا یه حیوون رو؟»
‫- حیوون؟

511
00:23:28,533 --> 00:23:30,160
‫«خدایا به دادم برس»

512
00:23:30,201 --> 00:23:33,538
‫برای همین بود که به همه
‫ایمیل گروهی زدم تا

513
00:23:33,580 --> 00:23:37,167
‫به جای این پیش خودشون فکر کنن:
‫«یه لحظه وایسا. دست نگه دار

514
00:23:37,208 --> 00:23:38,918
‫شاید بهتر باشه صبر کنم
‫ببینم چطوری پیش میره

515
00:23:38,960 --> 00:23:41,421
‫اگه این ذهنیتِ بدی که نسبت بهش دارم

516
00:23:41,463 --> 00:23:44,841
‫- کاملاً درست نباشه چی؟»
‫- خیلی‌خب، خیلی‌خب

517
00:23:44,883 --> 00:23:47,135
‫خراب کردی، ازمرالدا

518
00:23:47,177 --> 00:23:49,346
‫اصلاً می‌دونی چیـه؟
‫می‌خوام به همه بگم

519
00:23:49,387 --> 00:23:52,057
‫هر چیزی که توی اون ایمیل نوشتم

520
00:23:52,098 --> 00:23:54,684
‫کلاً چرت‌وپرت بود، خوبـه؟

521
00:23:54,726 --> 00:23:56,394
‫- مرسی
‫- خواهش می‌کنم

522
00:23:57,896 --> 00:24:01,316
‫نه، وایسا! وایسا ببینم!
‫اینجوری که بدتر میشه

523
00:24:01,358 --> 00:24:03,318
‫چرا؟ چی؟

524
00:24:03,360 --> 00:24:05,862
‫به نظرم... به نظرم بهتره
‫از زبون خودم بشنون

525
00:24:05,904 --> 00:24:07,322
‫- موافقم. چه فکر بکری
‫- آره، خیلی‌خب

526
00:24:07,364 --> 00:24:09,741
‫همه از حرف‌هات استقبال می‌کنن

527
00:24:09,783 --> 00:24:13,078
‫خوبـه. نه. الان نه. الان نه

528
00:24:13,119 --> 00:24:16,414
‫بچه‌ها؟ بچه‌ها؟

529
00:24:16,456 --> 00:24:18,124
‫با شمام!

530
00:24:18,166 --> 00:24:21,586
‫البته که روی صحبتم با
‫بچه‌های دستمال توالت نیست

531
00:24:21,628 --> 00:24:24,422
‫نت سیمپسون می‌خواد یه چیزی بهتون بگه

532
00:24:25,632 --> 00:24:27,092
‫مگه نه؟

533
00:24:31,346 --> 00:24:32,263
‫ممنون

534
00:24:33,598 --> 00:24:36,643
‫سلام به همه. من ند سمپسون هستم

535
00:24:36,685 --> 00:24:38,103
‫نمی‌شنوم

536
00:24:39,521 --> 00:24:41,106
‫اجازه هست برم روی میزتون؟

537
00:24:41,147 --> 00:24:42,732
‫- اگه واجبـه، آره
‫- ممنون

538
00:24:42,774 --> 00:24:44,609
‫ولی ترجیح می‌دادم نری

539
00:24:45,985 --> 00:24:49,823
‫خیلی‌خب. سلام به همه.
‫بنده ند سمپسون هستم.

540
00:24:49,864 --> 00:24:52,117
‫من سردبیر جدیدتون هستم

541
00:24:52,158 --> 00:24:55,995
‫گویا یه ایمیلی برای همه ارسال شده که

542
00:24:56,037 --> 00:25:00,500
‫بعداً در موردش صحبت می‌کنیم

543
00:25:00,542 --> 00:25:04,087
‫الان یه جلسه با کن و ازمرالدا داشتیم و

544
00:25:04,129 --> 00:25:05,380
‫حس کردم تغییراتی که

545
00:25:05,422 --> 00:25:06,923
‫امیدوار بودم بتونم اینجا ایجاد کنم تا

546
00:25:06,965 --> 00:25:08,675
‫روزنامه‌ی تروث‌تلر دوباره به دوران اوج خودش

547
00:25:08,717 --> 00:25:11,011
‫توی اوهایو برگرده،

548
00:25:11,052 --> 00:25:12,971
‫در حال حاضر زیادی هزینه‌برداره و

549
00:25:13,013 --> 00:25:15,056
‫اجراشون غیرممکنـه

550
00:25:16,016 --> 00:25:17,183
‫با این حال،

551
00:25:17,225 --> 00:25:19,227
‫من هر طور شده این تغییرات رو

552
00:25:19,269 --> 00:25:21,438
‫اعمال می‌کنم و
‫اصلاً هم به همین خاطر اینجام

553
00:25:21,479 --> 00:25:24,691
‫پس اگه دوست داشتید کمک کنید و
‫گزارش‌ درست‌وحسابی تهیه کنید،

554
00:25:24,733 --> 00:25:26,317
‫حتماً بهم خبر بدید

555
00:25:26,359 --> 00:25:28,820
‫این شامل همه‌ی کسایی که
‫تو این طبقه کار می‌کنن میشه

556
00:25:28,862 --> 00:25:31,740
‫- یعنی ما هم می‌تونیم؟
‫- نه...

557
00:25:31,781 --> 00:25:34,576
‫- خودتون علاقمندید؟
‫- نمی‌دونم. شاید

558
00:25:34,617 --> 00:25:35,994
‫عالیـه

559
00:25:36,036 --> 00:25:37,203
‫فوق‌العاده‌ست

560
00:25:37,245 --> 00:25:39,831
‫یحتمل اولین خبرنگار جدیدمون ایشونـه

561
00:25:39,873 --> 00:25:41,207
‫البته اگه علاقمند باشه.
‫حالا مشخص میشه.

562
00:25:41,249 --> 00:25:42,459
‫ببینید، من می‌فهمم که هیچ...

563
00:25:42,500 --> 00:25:44,377
‫شخصاً، به نظرِ من،

564
00:25:44,419 --> 00:25:46,421
‫کار مسخره‌ایـه، خب؟

565
00:25:46,463 --> 00:25:48,173
‫مگه روال خودمون چشـه؟

566
00:25:48,214 --> 00:25:49,632
‫دیدم ازمرالدا عصبانی شده و

567
00:25:49,674 --> 00:25:51,384
‫می‌دونستم... می‌دونستم
‫دیر یا زود عصبانیتش رو سرِ یکی خالی می‌کنه،

568
00:25:51,426 --> 00:25:55,305
‫به خاطر همین به‌ناچار دست به کار شدم

569
00:25:55,347 --> 00:25:59,225
‫به عنوان حامی رضایت،
‫به نظرم این آقای فاقد سوءپیشینه...

570
00:25:59,267 --> 00:26:00,643
‫- نه
‫- جاش اینجا نیست

571
00:26:00,685 --> 00:26:02,228
‫- می‌خواستم درباره‌ی...
‫- آره، نه یعنی نه

572
00:26:02,270 --> 00:26:03,438
‫همین و بس

573
00:26:03,480 --> 00:26:05,065
‫به نظر ازمرالدا رئیس فوق‌العاده‌ایـه

574
00:26:05,106 --> 00:26:08,526
‫پس هر وقت گفتم «چهار»،
‫همه بگید «سالِ دیگه»!

575
00:26:08,568 --> 00:26:11,905
‫- چهار...
‫- دتریک، بشین سر جات بابا!

576
00:26:11,946 --> 00:26:13,615
‫هی، اوشگول‌خان. بتمرگ

577
00:26:15,950 --> 00:26:17,285
‫این یکی اوشگوله رو میگم

578
00:26:17,327 --> 00:26:18,620
‫- من؟
‫- نه، اون!

579
00:26:18,661 --> 00:26:19,621
‫- خیلی‌خب
‫- بگو ببینم

580
00:26:19,662 --> 00:26:20,789
‫خیلی‌خب، ممنون

581
00:26:20,830 --> 00:26:22,415
‫همونطور که می‌گفتم...

582
00:26:22,457 --> 00:26:23,375
‫آم...

583
00:26:25,085 --> 00:26:27,796
‫در حال حاضر،
‫احتمالاً ایجاد تغییرات هزینه‌برداره

584
00:26:27,837 --> 00:26:31,341
‫اما با این حال...

585
00:26:31,383 --> 00:26:33,843
‫اگه تا به امروز دلتون خواسته
‫اولین نفری باشید که

586
00:26:33,885 --> 00:26:36,304
‫می‌فهمه توی محل زندگیش چه خبره یا

587
00:26:36,346 --> 00:26:37,931
‫اگه می‌خواید مطمئن بشید که

588
00:26:37,972 --> 00:26:40,183
‫مسئولین شهرتون

589
00:26:40,225 --> 00:26:41,685
‫راست میگن و

590
00:26:41,726 --> 00:26:43,937
‫سر وعده‌وعیدهاشون هستن یا

591
00:26:43,978 --> 00:26:45,980
‫اگه می‌خواید پشتِ مظلوم‌ها دربیاید و

592
00:26:46,022 --> 00:26:49,067
‫یه تودهنی به جماعت وراج بزنید،

593
00:26:49,109 --> 00:26:51,277
‫درِ این روزنامه

594
00:26:51,319 --> 00:26:54,322
‫به روی تک‌تک‌تون بازه

595
00:26:54,364 --> 00:26:56,741
‫مارو، اشکالی نداره چند ساعت در هفته

596
00:26:56,783 --> 00:26:59,369
‫از وظایف بچه‌ها کم کنیم تا
‫بتونن همکاری کنن؟

597
00:26:59,411 --> 00:27:04,124
‫چرا که نه. همین کار رو بکنید

598
00:27:04,165 --> 00:27:06,126
‫عالیـه. فوق‌العاده‌ست

599
00:27:07,168 --> 00:27:08,503
‫هر کسی دوست داشت

600
00:27:08,545 --> 00:27:10,130
‫بیاد با خودم صحبت کنه،

601
00:27:10,171 --> 00:27:12,215
‫من همینجام یا می‌تونید برام ایمیل بزنید

602
00:27:12,257 --> 00:27:16,469
‫سیلزگاد اَت‌ سافتیز شیکاگو دات کام

603
00:27:16,511 --> 00:27:18,430
‫یا ایمیل کاری‌ای که فردا

604
00:27:18,471 --> 00:27:22,225
‫برای اینجا می‌سازم. با تشکر از همه

605
00:27:24,394 --> 00:27:26,146
‫نه

606
00:27:26,187 --> 00:27:27,480
‫قضیه‌ی فاقد سوءپیشینه؟

607
00:27:29,941 --> 00:27:31,192
‫نکردم

608
00:27:32,152 --> 00:27:34,237
‫اصلاً ازم برنمیاد

609
00:27:35,363 --> 00:27:39,325
‫احترام توی محیط کاری برام خیلی مهم

610
00:27:39,367 --> 00:27:41,995
‫- نکردم و...
‫- خوبـه

611
00:27:42,037 --> 00:27:43,455
‫- نمی‌کنم
‫- فکر کنم

612
00:27:43,496 --> 00:27:45,206
‫- ممنون
‫- قربونت

613
00:27:46,291 --> 00:27:48,126
‫کسی شنید چی گفت؟

614
00:27:49,836 --> 00:27:51,629
‫آمریکایی‌ها یه مَثلی دارن که

615
00:27:51,671 --> 00:27:56,051
‫میگه: «چیزی که نمی‌تونی تغییر بدی رو بپذیر»

616
00:27:58,345 --> 00:28:01,222
‫تو ایتالیا، از این خبرها نیست

617
00:28:03,975 --> 00:28:05,393
‫یادمـه

618
00:28:05,435 --> 00:28:07,562
‫شرط می‌بندم اسمم هنوز پشت اون روپوشـه

619
00:28:07,604 --> 00:28:09,230
‫- واقعاً؟
‫- آره، یادمـه

620
00:28:09,272 --> 00:28:12,359
‫دقیقاً همین کار رو می‌کردم. همین

621
00:28:12,400 --> 00:28:14,235
‫این پایین کار می‌کردی؟
‫دست‌هاتو ببینم

622
00:28:14,819 --> 00:28:15,862
‫وای، آره!

623
00:28:15,904 --> 00:28:17,113
‫خب، ببین، من...

624
00:28:17,155 --> 00:28:18,365
‫شاید یکم

625
00:28:18,406 --> 00:28:19,866
‫دیگه تو این سن، شل کردم

626
00:28:19,908 --> 00:28:21,785
‫من هر کار بگی کردم.
‫با دستگاه عدل‌بندی کار کردم،

627
00:28:21,826 --> 00:28:23,745
‫با خودِ دستگاه پِرِس کار کردم.
‫همه کار کردم.

628
00:28:23,787 --> 00:28:26,247
‫آره، زحمت کشیدم. تمیزکاری کردم

629
00:28:26,289 --> 00:28:31,002
‫جارو کِشیدم. همه جا رو

630
00:28:31,044 --> 00:28:32,671
‫- جدی؟
‫- آره

631
00:28:34,881 --> 00:28:38,176
‫سلام، اگه موردی نداره،
‫من می‌تونم برم خونه؟

632
00:28:38,218 --> 00:28:39,761
‫- آره
‫- مرسی

633
00:28:39,803 --> 00:28:43,348
‫راستی، این رو دیدی؟

634
00:28:43,390 --> 00:28:46,226
‫یه مستنده از دهه‌ی هفتاد
‫در مورد همین روزنامه

635
00:28:46,267 --> 00:28:48,228
‫اسمش «روزنامه‌»ست

636
00:28:48,269 --> 00:28:51,398
‫- آره، دیدم
‫- حرف نداره

637
00:28:52,691 --> 00:28:55,193
‫می‌خوای یه چیز باحال ببینی؟

638
00:28:56,277 --> 00:28:58,321
به‌خدا ‫همین هم خیلی باحالـه ها

639
00:28:58,363 --> 00:29:00,740
‫- کجا میریم؟
‫- طبقه‌ی پایین

640
00:29:00,782 --> 00:29:01,991
‫داریم میریم بیرون؟

641
00:29:02,033 --> 00:29:04,494
‫نکنه میریم فودتراک
‫پیتزای دیپ دیشِ شیکاگو رو بخوریم؟

642
00:29:04,536 --> 00:29:05,829
‫نه

643
00:29:05,870 --> 00:29:07,455
‫داری سربه‌سرم میذاری؟
‫رک و پوست‌کَنده بگم،

644
00:29:07,497 --> 00:29:08,873
‫خوشم نمیاد کسی سربه‌سرم بذاره

645
00:29:08,915 --> 00:29:10,333
‫- نه
‫- پنبه‌ی نسوزه؟

646
00:29:10,375 --> 00:29:11,584
‫آخه بوش میاد

647
00:29:11,626 --> 00:29:14,921
‫وای! پین‌بالِ مستهجنـه،

648
00:29:14,963 --> 00:29:16,214
‫- مرسی از شما
‫- نه

649
00:29:16,256 --> 00:29:17,590
‫- نه؟
‫- نه

650
00:29:18,758 --> 00:29:20,093
‫کاشکی پین‌بال بود

651
00:29:20,135 --> 00:29:21,428
‫کثیف‌کاری نکنید

652
00:29:21,469 --> 00:29:23,763
‫- باشه
‫- نوکر باباتون نیستم

653
00:29:23,805 --> 00:29:25,181
‫خیلی‌خب

654
00:29:25,223 --> 00:29:26,975
‫- اینـه؟
‫- نه

655
00:29:27,017 --> 00:29:28,184
‫خیلی‌خب

656
00:29:28,226 --> 00:29:29,394
‫جی‌جی‌جینگ!

657
00:29:30,145 --> 00:29:31,563
حدس‌هات افتضاح بودن

658
00:29:32,856 --> 00:29:34,190
‫محشره

659
00:29:34,232 --> 00:29:36,651
‫یه دستگاه چاپ گاس کامیونیتیـه که
‫سال ۱۹۶۵ توی راک‌فوردِ ایلینوی

660
00:29:36,693 --> 00:29:38,862
‫ساخته شده

661
00:29:41,656 --> 00:29:43,825
‫میگم، به نظرت
‫اگه این دکمه رو بزنم

662
00:29:43,867 --> 00:29:44,951
‫چی میشه؟

663
00:29:44,993 --> 00:29:46,036
‫به نفعتـه نزنی

664
00:29:46,077 --> 00:29:47,203
‫نه

665
00:29:50,206 --> 00:29:52,417
‫ایمیل دارم! تراویس بینلین

666
00:29:52,459 --> 00:29:54,711
‫«خوشم میاد از سگم عکس بگیرم»

667
00:29:55,837 --> 00:29:57,130
‫«بلدم عکس بگیرم»

668
00:29:57,172 --> 00:29:58,506
‫کلاً آدم عجیبیـه

669
00:29:58,548 --> 00:29:59,716
‫ولی عکاس خوبیـه

670
00:29:59,758 --> 00:30:01,217
‫- خوبـه
‫- خیلی‌خب

671
00:30:01,259 --> 00:30:02,510
‫اصلاً نمی‌دونم اینجا چیکار می‌کنه

672
00:30:02,552 --> 00:30:04,387
‫شاید راننده‌ی کامیون تحویل بار باشه

673
00:30:04,429 --> 00:30:07,098
‫یه ایمیل دیگه از آدام کوپر:
‫«ورزش؟»

674
00:30:07,140 --> 00:30:10,185
‫- خیلی‌خب، می‌خوای...
‫- یه تابلوی اعلانات بگیریم. آره

675
00:30:10,226 --> 00:30:12,645
‫کلاسیک‌طور، باشه رئیس

676
00:30:12,687 --> 00:30:14,898
‫خب، اون دکمه‌ای که تهِ دستگاه هست رو دیدید؟

677
00:30:14,939 --> 00:30:17,525
‫خب، اون دکمه جادوییـه

678
00:30:18,943 --> 00:30:20,111
‫با فشردن اون دکمه،

679
00:30:20,153 --> 00:30:23,365
‫دستگاه به صدا در میاد و
‫شروع به کار می‌کنه و

680
00:30:23,406 --> 00:30:24,699
‫همه‌ی این ۹۰۰ نفری که

681
00:30:24,741 --> 00:30:26,743
‫توی این ساختمون هستن،

682
00:30:26,785 --> 00:30:29,662
‫تموم اطلاعاتی که جمع‌آوری کردن،

683
00:30:29,704 --> 00:30:31,498
‫تموم داستان‌هایی که پیدا کردن،

684
00:30:31,539 --> 00:30:33,416
‫همراه با کاغذ،
‫به خوردِ این دستگاه

685
00:30:33,458 --> 00:30:35,502
‫داده میشه و

686
00:30:35,543 --> 00:30:38,088
‫- شب بخیر
‫- این فرآیند اتفاق میفته

687
00:30:38,129 --> 00:30:40,507
‫به نوعی کیمیاگری محسوب میشه که

688
00:30:40,548 --> 00:30:44,928
‫خروجیش حقیقتـه

689
00:30:44,969 --> 00:30:48,431
‫رسالتِ تروث‌تلر هم همینـه
(گوینده‌ی حقیقت)

690
00:30:48,473 --> 00:30:50,850
‫نمی‌خوام خدایی‌نکرده  کُفر بگم،

691
00:30:50,892 --> 00:30:54,354
‫ولی این دستگاه خدای منـه و
‫من می‌پرستمش

692
00:30:54,378 --> 00:30:56,378
‫« پس از تیتراژ ادامه دارد »

693
00:31:05,949 --> 00:31:07,701
‫نه، نه، نه، نه

694
00:31:07,742 --> 00:31:09,285
‫من اهل این بازی‌ها نیستم

695
00:31:09,327 --> 00:31:10,954
نمیذارم بتونی استفاده کنی

696
00:31:12,372 --> 00:31:14,791
‫چیزو بگیر

697
00:31:18,086 --> 00:31:20,964
‫- شرمنده
‫- نه، این چه حرفیـه، رئیس

698
00:31:21,006 --> 00:31:23,299
‫چیز. نمی‌تونی ازش استفاده کنی

699
00:31:23,341 --> 00:31:26,594
یارویی که ‫چیزش بیرونـه

700
00:31:26,636 --> 00:31:29,264
‫یه مرده داره با شلنگ
‫تو باغ چیزشو می‌شوره

701
00:31:29,305 --> 00:31:30,515
‫چیزهای نجسش رو

702
00:31:30,557 --> 00:31:35,228
‫مردی که چیزش رو با گونی خشک می‌کنه

703
00:31:35,270 --> 00:31:37,731
‫با یه تیکه گونی

704
00:31:37,772 --> 00:31:40,066
‫یه خانم داره توی مزرعه می‌دوئه

705
00:31:40,108 --> 00:31:42,068
‫چیزهاش افتادن بیرون

706
00:31:42,110 --> 00:31:43,445
‫چیزهاش

707
00:31:43,486 --> 00:31:44,779
‫نوک ممه‌هاش. چیزش

708
00:31:44,821 --> 00:31:46,948
‫نوک ممه‌ها و هاله‌اش. خیسِ عرق

709
00:31:46,990 --> 00:31:48,783
‫از سر و روش عرق می‌چکه

710
00:31:48,825 --> 00:31:50,285
‫چیزهای کثافت

711
00:31:50,326 --> 00:31:52,620
‫شرمنده، بچه‌های سافتیز

712
00:31:53,500 --> 00:32:13,500
  جديدترين اخبار فيلم و سريال در کانال تلگرام و پیج اینستاگرام :
  .:: @MiraMovie1 ::.
  .:: @myZedMovie ::.

