﻿1
00:00:04,312 --> 00:00:05,916
‫آنچه در قسمت قبل گذشت...

2
00:00:06,177 --> 00:00:07,618
‫دختری که اون توئه ‫شوهر داره.

3
00:00:07,643 --> 00:00:08,658
‫شوهری که کتکش می‌زنه؟

4
00:00:08,683 --> 00:00:09,624
‫ اینجا چی‌کار می‌کنی؟

5
00:00:09,649 --> 00:00:10,961
‫تو اون مرد رو کشتی.

6
00:00:10,986 --> 00:00:12,167
‫اون یه معتاد بود.

7
00:00:12,192 --> 00:00:14,834
‫باید در مورد این کمیته بافت
.درخواست ‫الزام به افشای مدارک ثبت کنی

8
00:00:14,859 --> 00:00:16,506
‫ببین اسم ملوین هم در میاد یا نه.

9
00:00:16,531 --> 00:00:17,472
‫ ‫ما یه شاهد عینی داریم

10
00:00:17,497 --> 00:00:19,149
‫که دیده یه پرستار
‫داشته یه چیزی می‌ریخته

11
00:00:19,174 --> 00:00:21,120
‫توی سرُم دانی ری بلک.

12
00:00:21,145 --> 00:00:23,914
‫ساده‌لوحی آقای بیلور فقط
‫وقت دادگاه رو تلف کرد.

13
00:00:23,939 --> 00:00:25,970
‫درخواست الزام شما ‫رد شد.

14
00:00:25,995 --> 00:00:28,272
‫خب، ویلفرد کیلی ‫به شام دعوت‌مون کرده.

15
00:00:28,297 --> 00:00:29,357
‫کجا قراره ببینیمش؟

16
00:00:29,382 --> 00:00:30,244
‫لندن.

17
00:00:30,269 --> 00:00:31,548
با هم ‫دوران خوبی بود ، رودی.

18
00:00:31,573 --> 00:00:32,592
‫داری اخراجم می‌کنی؟

19
00:00:32,617 --> 00:00:33,608
‫برو.

20
00:00:42,404 --> 00:00:44,244
‫خوش اومدین، آقای دراموند.
‫آقای نونان.

21
00:00:44,269 --> 00:00:45,192
‫سلام، ادلین.

22
00:00:45,217 --> 00:00:47,386
‫ادلین، ایشون
همکار ‫جدیدمون، ‫سارا پلانک‌مور. ‫

23
00:00:47,411 --> 00:00:48,712
 ‫سلام.
‫از دیدنتون خوشبختم.

24
00:00:48,737 --> 00:00:50,707
‫الان می‌گم چمدون‌هاتون رو
‫بفرستن بالا.

25
00:00:50,732 --> 00:00:52,492
‫اوه، امم،
‫من... چمدون ندارم،

26
00:00:52,517 --> 00:00:54,398
‫واسه همین باید یه کم خرید کنم.

27
00:00:54,423 --> 00:00:56,192
‫فکر نمی‌کنم لازم باشه، خانم پلانک‌مور.

28
00:00:56,217 --> 00:00:57,374
‫فکر همه‌جاش شده.

29
00:00:59,162 --> 00:01:01,239
‫اینجا اتاق ویکتوریاست.

30
00:01:01,264 --> 00:01:04,671
‫آقای نونان سایزتون رو تخمین زدن،
‫ولی برای اطمینان،

31
00:01:04,696 --> 00:01:07,210
‫از هر کدوم حداقل دو تا ‫تهیه کردیم.

32
00:01:07,235 --> 00:01:09,837
‫پس اگه چیزی بود ‫که خواستین
.عوض کنین، حتماً بهم بگین

33
00:01:10,250 --> 00:01:11,891
‫به لندن خوش اومدین، ‫خانم پلانک‌مور.

34
00:01:22,296 --> 00:01:24,771
‫بله، می‌دونم الان ‫فصل استخدام نیست.

35
00:01:25,293 --> 00:01:26,755
‫نه، هنوز آزمون وکالت ‫قبول نشدم.

36
00:01:26,780 --> 00:01:28,733
‫هی، کلی مشتری داریم.

37
00:01:28,758 --> 00:01:29,607
‫باشه، یه لحظه.

38
00:01:29,632 --> 00:01:31,464
‫فقط اگه می‌شه
‫منو در نظر داشته باشین.

39
00:01:31,489 --> 00:01:32,701
‫بله، متوجهم.

40
00:01:35,137 --> 00:01:36,994
‫هی، اینجا که ‫اداره کاریابی نیست.

41
00:01:37,322 --> 00:01:38,396
‫ببخشید.

42
00:01:41,136 --> 00:01:42,327
‫پرینس.

43
00:01:45,908 --> 00:01:50,155
‫امم، امکانش هست
‫که بتونم یه کم پول قرض بگیرم،

44
00:01:50,180 --> 00:01:51,973
‫فقط تا وقتی که یه کار جدید پیدا کنم؟

45
00:01:53,347 --> 00:01:54,776
‫ببین، ازت خوشم میاد رودی،

46
00:01:54,801 --> 00:01:57,038
‫ولی من آدمی نیستم
‫که بخوای ازش پول قرض کنی.

47
00:01:57,063 --> 00:01:58,044
‫بهت پس می‌دم.

48
00:01:58,069 --> 00:01:59,170
‫از یکی دیگه بخواه.

49
00:01:59,195 --> 00:02:00,332
‫پرینس، بی‌خیال.
‫تو که منو می‌شناسی.

50
00:02:00,357 --> 00:02:01,943
‫ببین، دقیقاً چون می‌شناسمت
‫دارم اینو می‌گم.

51
00:02:01,968 --> 00:02:03,219
‫نمی‌خوام به دردسر بیفتی.

52
00:02:03,244 --> 00:02:04,318
‫گرفتی؟

53
00:02:04,806 --> 00:02:07,383
‫حالا، اگه شیفت کاری خواستی،
‫رو من حساب کن.

54
00:02:07,408 --> 00:02:08,697
‫واسه چیز دیگه‌ای هم...

55
00:02:09,295 --> 00:02:10,806
‫بانک آمریکا.

56
00:02:11,275 --> 00:02:12,410
‫متوجه شدم.

57
00:02:15,455 --> 00:02:26,455
<b><font color="#00abfd"> دانلود فیلم و سریال با زیرنویس چسبیده 
  ..:: MiraMovie.Top ::..</font></b>
  <b><font color="#FFC947"> ..:: MyZed.Top ::..</font></b>

58
00:02:31,597 --> 00:02:34,315
‫می‌تونم بگم بهترین ویژگی‌هام
‫هوش،

59
00:02:34,340 --> 00:02:36,663
‫جاه‌طلبی و استایل‌مه.

60
00:02:36,688 --> 00:02:37,749
‫ببخشید، گفتی استایل؟

61
00:02:37,774 --> 00:02:40,019
‫به عنوان یه وکیل، ‫به نظرم مهمه
‫که خودتو چطور نشون می‌دی.

62
00:02:40,044 --> 00:02:41,003
‫هوم.

63
00:02:41,487 --> 00:02:42,422
‫هوم.

64
00:02:42,447 --> 00:02:44,873
‫من حسابی درگیر اون شکایت
‫بزرگ علیه شرکت شِورون بودم.

65
00:02:45,574 --> 00:02:46,844
‫اوه، روی اون پرونده کار می‌کردی؟

66
00:02:46,869 --> 00:02:48,338
‫نه دقیقاً خود پرونده.

67
00:02:48,363 --> 00:02:50,946
‫ بیشتر تو کارهای احساسی و
‫این جور چیزا بودم.

68
00:02:50,971 --> 00:02:52,465
‫تومار رو من نوشتم.

69
00:02:53,224 --> 00:02:54,439
‫کلی امضا جمع شد.

70
00:02:54,464 --> 00:02:56,471
‫هدف مخفی من اینه که
‫نماینده کنگره بشم.

71
00:02:56,496 --> 00:02:58,478
‫بابام گفت باید یه کم سابقه
‫کار حقوقی تو رزومه‌م باشه.

72
00:02:58,503 --> 00:02:59,679
‫کار حقوقی؟

73
00:02:59,704 --> 00:03:01,456
‫یا باید این کارو می‌کردم ‫یا می‌رفتم ارتش.

74
00:03:01,481 --> 00:03:02,847
‫کی حال ارتش رفتن داره، ‫مگه نه؟

75
00:03:04,622 --> 00:03:05,563
‫خدایا.

76
00:03:05,588 --> 00:03:06,818
‫هنوز دلت براش تنگ نشده؟

77
00:03:07,123 --> 00:03:08,403
‫برو بابا.

78
00:03:08,428 --> 00:03:11,033
‫دیدی لیست شهود چند نفرن؟

79
00:03:11,471 --> 00:03:13,332
‫انگار لیست بازیگرای فیلم بن هوره.

80
00:03:13,357 --> 00:03:15,574
‫می‌دونی، یه بار گفتی
‫آدما رو بیرون نمی‌ندازی.

81
00:03:16,293 --> 00:03:17,294
‫دروغ بود.

82
00:03:17,728 --> 00:03:18,880
‫کِی همچین حرفی زدم؟

83
00:03:18,905 --> 00:03:20,155
‫اولین باری که گند زدم.

84
00:03:20,504 --> 00:03:21,845
‫اون رفت پیش پلیس.

85
00:03:21,870 --> 00:03:23,652
‫واقعاً کار خیلی اشتباهی بود؟
‫‫بله!

86
00:03:23,677 --> 00:03:25,291
‫بروزِر، یه قاتل ‫راست‌راست داره می‌گرده.

87
00:03:25,316 --> 00:03:26,998
‫فقط من و تو ‫ازش خبر داریم.

88
00:03:27,023 --> 00:03:28,529
‫این موضوع اصلاً
‫رو وجدانت سنگینی نمی‌کنه؟

89
00:03:28,554 --> 00:03:29,625
‫هوم؟

90
00:03:29,848 --> 00:03:31,220
‫چون رو وجدان من سنگینی می‌کنه.

91
00:03:32,134 --> 00:03:33,535
‫معلومه خب.

92
00:03:35,808 --> 00:03:37,636
‫معلومه که رو وجدانم سنگینی می‌کنه.

93
00:03:37,661 --> 00:03:40,984
‫ولی بهش گفتم ‫هیچ کاری نکنه ‫تا وقتی
که چیزی بیشتر ‫از یه تئوری داشته باشیم.

94
00:03:41,009 --> 00:03:42,190
‫تئوریش درسته.

95
00:03:42,215 --> 00:03:44,065
‫قسمت مسخره‌ش اینه که
‫خودتم باهاش موافقی.

96
00:03:44,090 --> 00:03:45,684
‫کی می‌گه؟
‫‫خودت.

97
00:03:45,709 --> 00:03:47,585
‫ملوین پریچر دانی ری رو کشته،

98
00:03:47,610 --> 00:03:48,872
‫و این کار رو عمداً کرده.

99
00:03:48,897 --> 00:03:50,158
‫ کِی همچین حرفی زدم؟
‫‫اوه، خدای من.

100
00:03:50,183 --> 00:03:51,590
‫وقتی اشتباه می‌کنی،
.حافظه‌ت بدتر می‌شه

101
00:03:51,615 --> 00:03:54,734
‫وقتی از لئو 80 میلیون دلار
‫خواستی، بهش گفتی.

102
00:03:54,759 --> 00:03:56,274
‫خب، اون موقع باورش داشتی؟

103
00:03:56,514 --> 00:03:58,070
‫آره.
‫‫نه، با آره سر و تهش رو هم نیار.

104
00:03:58,095 --> 00:03:59,317
‫خب، مگه آره چشه؟

105
00:03:59,342 --> 00:04:01,414
‫عزیزم، دیشب رابطه‌مون ‫
فوق‌العاده بود. ‫به تو خوش گذشت؟

106
00:04:01,439 --> 00:04:02,812
 آره
‫باشه، خیلی‌خب.

107
00:04:02,837 --> 00:04:04,285
‫آره، باورش دارم.

108
00:04:04,602 --> 00:04:06,335
‫ولی... نباید اینو بهت بگم...

109
00:04:06,360 --> 00:04:08,123
‫مهم نیست که چی رو باور دارم.

110
00:04:08,872 --> 00:04:09,872
...خب

111
00:04:09,897 --> 00:04:11,704
‫من باور دارم که
‫باید دوباره استخدامش کنیم.

112
00:04:11,729 --> 00:04:13,015
‫اون زیادی احساساتیه.

113
00:04:13,040 --> 00:04:14,295
‫اوه، مثلاً خودت ‫خیلی تارک دنیایی؟

114
00:04:14,320 --> 00:04:15,782
‫برنی مانفرد دیگه ‫کدوم خریه؟

115
00:04:15,807 --> 00:04:16,994
‫نفر اول لیسته.

116
00:04:17,019 --> 00:04:18,679
‫رئیس کنترل کیفیه‫ یا یه همچین چیزی.

117
00:04:18,704 --> 00:04:20,753
‫یه جلسه با جکی داشته.
‫نمی‌دونیم در مورد ‫چی حرف زدن،

118
00:04:20,778 --> 00:04:22,209
‫ولی دو روز بعدش ‫اخراجش کرده.

119
00:04:23,267 --> 00:04:24,248
‫به نظر مهم میاد.

120
00:04:24,273 --> 00:04:25,264
‫اوه، آره.

121
00:04:26,383 --> 00:04:27,484
‫پس باید مصالحه کنیم.

122
00:04:27,509 --> 00:04:28,870
‫خب، به قول خود استاد،

123
00:04:28,895 --> 00:04:30,597
‫ارزش مصالحه مثل ‫بازار بورس

124
00:04:30,622 --> 00:04:32,084
‫بالا و پایین می‌ره.

125
00:04:32,109 --> 00:04:34,727
‫و سهام ما هم چیزیه که
‫بهش می‌گن سقوط آزاد.

126
00:04:34,752 --> 00:04:36,827
‫گوش کن، لئو هم می‌خواد
‫از این قضیه بکشه بیرون، خب؟

127
00:04:36,852 --> 00:04:38,559
‫این پرونده بو می‌ده، خودشم می‌دونه.

128
00:04:39,185 --> 00:04:40,863
‫ اینقدرم حرفامو به خودم تحویل نده.

129
00:04:42,932 --> 00:04:44,193
‫تو چنگال منو برداشتی.

130
00:05:02,138 --> 00:05:03,239
‫بسیار خب.

131
00:05:03,264 --> 00:05:05,989
‫حالا، این بهترین
‫سوفله سوئیسی‌ای هست

132
00:05:06,014 --> 00:05:07,798
‫که خارج از پاریس پیدا می‌شه.

133
00:05:07,823 --> 00:05:08,764
‫چی توشه؟

134
00:05:08,789 --> 00:05:10,352
‫پنیر پخته شده با خامه دوبل.

135
00:05:10,377 --> 00:05:12,059
‫همراهش یه آنژیوپلاستی ‫رایگانم داره؟

136
00:05:12,084 --> 00:05:13,151
‫نگرانش نباش، لئو.

137
00:05:13,176 --> 00:05:14,555
‫بهت تخفیف می‌دم.

138
00:05:15,051 --> 00:05:17,172
‫خب، به سلامتی شیر کوچولوی خودمون.

139
00:05:17,197 --> 00:05:18,332
‫من؟

140
00:05:18,719 --> 00:05:21,662
‫شنیدم تو جلسه دادرسی ‫اون
جوون رو ‫با خاک یکسان کردی.

141
00:05:21,687 --> 00:05:23,140
‫اوه، من که ‫تا اون حد نیستم.

142
00:05:23,165 --> 00:05:24,867
‫اوه، شکسته نفسی نکن.

143
00:05:25,592 --> 00:05:27,543
‫لئو و بِرد منو خوب آماده کرده بودن.

144
00:05:27,803 --> 00:05:29,029
‫یه شیرِ زیرک.

145
00:05:29,285 --> 00:05:30,714
‫به سلامتی سارای شیرزن.

146
00:05:32,372 --> 00:05:33,788
‫ به سلامتی سارای شیرزن.

147
00:05:37,399 --> 00:05:40,396
‫خب، حالا بزنیم به بدن این سوفله رو.

148
00:05:40,637 --> 00:05:41,978
‫امروز یه خبری شنیدم.

149
00:05:42,003 --> 00:05:43,039
‫ بگو ببینم.

150
00:05:43,064 --> 00:05:45,829
‫رودی بیلور داشته ‫اینور اونور
زنگ می‌زده ‫دنبال کار می‌گشته.

151
00:05:45,854 --> 00:05:47,082
‫اخراجش کرده؟

152
00:05:47,107 --> 00:05:48,643
‫نه، امکان نداره راست باشه.

153
00:05:48,870 --> 00:05:49,931
‫چرا نشه؟

154
00:05:50,357 --> 00:05:51,475
‫لئو که این کارو کرد.

155
00:05:51,500 --> 00:05:53,042
‫اون جوون باهوشیه.

156
00:05:53,406 --> 00:05:54,708
‫مطمئنم موفق می‌شه.

157
00:05:56,642 --> 00:05:58,438
‫ولی بیا در مورد ‫آینده تو حرف بزنیم.

158
00:05:59,329 --> 00:06:02,799
‫پنج یا ده سال دیگه
‫خودت رو کجا می‌بینی؟

159
00:06:04,598 --> 00:06:06,371
‫معلومه، شریک مؤسسه تینلی بریت.

160
00:06:06,709 --> 00:06:07,696
‫جواب خوبیه.

161
00:06:07,721 --> 00:06:09,369
‫بی‌خیال، لئو.
‫اینقدر طفره نرو.

162
00:06:09,394 --> 00:06:11,362
‫یه کم از اون
‫نصیحت‌های نابت رو بهش بگو.

163
00:06:11,387 --> 00:06:12,794
‫بهش بگو چطور بهش برسه.

164
00:06:12,819 --> 00:06:14,085
‫منم می‌خوام بشنوم.

165
00:06:14,110 --> 00:06:16,755
‫خب، تو هر مسیر شغلی ‫یه زمانی
می‌رسه ‫که باید از خودت بپرسی،

166
00:06:16,780 --> 00:06:19,184
‫می‌خوام کارمند باشم ‫یا مدیر؟

167
00:06:19,931 --> 00:06:21,620
و بعد از اون، هر انتخابی ‫که می‌کنی

168
00:06:21,812 --> 00:06:24,307
‫باید در راستای ‫همون تصمیم باشه.

169
00:06:25,996 --> 00:06:27,745
‫خب، تو کدومش رو ‫انتخاب می‌کنی؟

170
00:06:30,864 --> 00:06:33,527
"اینکه قهرمان زندگی خودم خواهم بود"

171
00:06:33,552 --> 00:06:35,928
یا اینکه دیگری این جایگاه را"
"‫از آنِ خود خواهد کرد،

172
00:06:35,953 --> 00:06:37,414
"چیزی که این صفحات باید نشان دهند"

173
00:06:38,752 --> 00:06:40,633
‫اون خط اول رمان‌ها رو حفظه.

174
00:06:40,658 --> 00:06:42,182
‫می‌دونستی؟
‫این مال کدوم کتابه؟

175
00:06:42,207 --> 00:06:43,193
‫دیکنز.

176
00:06:43,218 --> 00:06:44,478
‫دیوید کاپرفیلد.

177
00:06:46,159 --> 00:06:47,262
‫فوق‌العاده‌ست.

178
00:06:47,763 --> 00:06:48,939
‫واقعاً فوق‌العاده‌ست.

179
00:07:00,269 --> 00:07:01,763
‫اخراج شدی، رودی.

180
00:07:03,536 --> 00:07:04,618
‫پیش میاد دیگه.

181
00:07:05,127 --> 00:07:06,635
‫ازش درس می‌گیری ‫و می‌ری جلو.

182
00:07:06,660 --> 00:07:07,582
‫می‌دونم، مامان.

183
00:07:07,607 --> 00:07:08,917
‫دارم همین کارو می‌کنم.

184
00:07:08,942 --> 00:07:10,885
‫بیشتر به نظر میاد داری
‫برای خودت دلسوزی می‌کنی.

185
00:07:10,910 --> 00:07:12,078
‫خب، این‌طور نیست.

186
00:07:13,982 --> 00:07:15,428
‫تو اینجا چی‌کار می‌کنی؟

187
00:07:16,666 --> 00:07:18,359
‫اومدم بهت سر بزنم.
‫اگه بخوای می‌تونم برم...

188
00:07:18,384 --> 00:07:20,478
‫منظورم این بود،
تو این ‫اتاق چی‌کار می‌کنی؟

189
00:07:26,803 --> 00:07:27,887
‫خیلی‌خب.

190
00:07:28,712 --> 00:07:29,904
‫این بروزر،

191
00:07:31,001 --> 00:07:32,377
‫گفته ‫بی‌انضباط بودی.

192
00:07:32,402 --> 00:07:33,263
‫ بی‌انضباط نیستم.

193
00:07:33,288 --> 00:07:34,379
‫چرا، هستی.

194
00:07:35,704 --> 00:07:36,805
‫وای، مامان.

195
00:07:36,830 --> 00:07:38,189
‫اصلاً تعارف نکن.

196
00:07:38,214 --> 00:07:40,849
‫خب، تو هم در مورد هنک
‫با من روراست بودی، مگه نه؟

197
00:07:41,551 --> 00:07:43,368
‫خوشم نیومد، ‫ولی حق با تو بود.

198
00:07:44,945 --> 00:07:46,254
‫حالا نوبت منه.

199
00:07:46,697 --> 00:07:49,233
‫اولین کارت رو به خاطر
‫همین زبونت از دست دادی.

200
00:07:49,258 --> 00:07:51,504
‫دومین کارت رو هم
‫به همین دلیل از دست دادی.

201
00:07:51,529 --> 00:07:52,439
‫باشه، ولی...

202
00:07:52,464 --> 00:07:53,962
‫عزیزم، وقتی چند نفر ‫بهت می‌گن

203
00:07:53,987 --> 00:07:55,343
‫مستی، بهتره بشینی.

204
00:08:04,515 --> 00:08:06,724
‫می‌دونی، جان هیچ‌کدوم از
‫این کارا رو از دست نمی‌داد.

205
00:08:07,117 --> 00:08:08,176
‫این یه حقیقته.

206
00:08:08,644 --> 00:08:09,694
‫اون باهوش‌تر بود.

207
00:08:09,719 --> 00:08:10,906
‫اون بزرگ‌تر بود.

208
00:08:12,205 --> 00:08:14,009
‫اسم تو رودی بیلوره، ‫مگه نه؟

209
00:08:14,034 --> 00:08:15,546
‫نه جان بیلور.
‫‫مامان...

210
00:08:15,571 --> 00:08:17,900
‫فکر می‌کنم اگه جان یه ‫آشپز ساده بود،

211
00:08:17,925 --> 00:08:19,399
‫تو هم الان داشتی ‫املت درست می‌کردی.

212
00:08:19,424 --> 00:08:20,285
‫ حقیقت نداره.

213
00:08:20,310 --> 00:08:21,337
‫چرا، حقیقت داره.

214
00:08:22,576 --> 00:08:23,637
‫اون دیگه رفته، عزیزم.

215
00:08:23,662 --> 00:08:25,027
‫ نمی‌تونی به جای اون ‫زندگیش رو ادامه بدی.

216
00:08:25,052 --> 00:08:26,499
‫یهو این حرفا از کجا اومد؟

217
00:08:29,300 --> 00:08:31,544
‫جان بیشتر از سنش می‌فهمید.

218
00:08:33,360 --> 00:08:34,622
‫ولی تو، از طرف دیگه،

219
00:08:34,647 --> 00:08:37,148
‫همیشه آتیشی و بی‌کله‌ای.

220
00:08:40,915 --> 00:08:42,249
‫اون بهتر نبود.

221
00:08:43,654 --> 00:08:45,180
‫ باهوش‌تر نبود.

222
00:08:47,480 --> 00:08:49,142
‫اون جان بیلور بود.

223
00:08:50,521 --> 00:08:52,364
‫و تو رودی بیلوری.

224
00:08:56,563 --> 00:08:58,015
‫و اینجایی.

225
00:09:01,221 --> 00:09:04,204
‫هیچ‌کدوممون از بعد از مراسم
‫خاکسپاری، ‫دیگه قبرستون نرفتیم.

226
00:09:06,054 --> 00:09:08,417
‫وقتی می‌خوایم با جان حرف بزنیم،
‫میایم تو این اتاق.

227
00:09:10,339 --> 00:09:13,528
‫وانمود می‌کنیم هر لحظه
‫ممکنه ‫از اون در بیاد تو.

228
00:09:15,549 --> 00:09:18,291
‫شاید وقتش رسیده که
‫این تظاهر رو تموم کنیم.

229
00:09:36,599 --> 00:09:38,113
‫از طرفدارای پر و پا قرص رابینزی، ها؟

230
00:09:38,138 --> 00:09:39,227
‫آره.

231
00:09:39,615 --> 00:09:41,356
‫انگار اینو
از سر یه بچه ‫هشت ساله برداشتی.

232
00:09:41,381 --> 00:09:43,791
‫ببین، نمی‌خوام کسی ‫منو با تو ببینه.

233
00:09:43,816 --> 00:09:45,888
‫و منظورم از کسی، ‫بروزره.

234
00:09:46,293 --> 00:09:47,752
‫عجب استتار محشریه.

235
00:09:48,220 --> 00:09:49,220
...رودی

236
00:09:49,914 --> 00:09:51,358
‫ نمی‌تونیم ‫در مورد پرونده حرف بزنیم.

237
00:09:51,383 --> 00:09:53,564
‫آره، فقط دوتا دوستیم
 که‫ اومدیم ناهار بخوریم.

238
00:09:53,589 --> 00:09:55,072
‫باشه، ولی اجازه ندارم ‫چیزی بهت بگم.

239
00:09:55,097 --> 00:09:56,926
‫باشه؟ هیچی، صفر، مطلقاً هیچی.

240
00:10:00,076 --> 00:10:01,575
‫می‌خوام کمکت کنم چیزی
‫که خراب کردم رو درست کنم.

241
00:10:01,600 --> 00:10:02,349
‫نمی‌تونی.

242
00:10:02,374 --> 00:10:04,473
‫جوری تو باتلاق گیر کردیم،
‫که حس می‌کنم تا گردن رفتیم توش.

243
00:10:04,498 --> 00:10:07,215
‫باید یه راه دیگه‌ای باشه ‫که به
گزارش‌های ‫کمیته بافت دسترسی پیدا کنیم.

244
00:10:07,240 --> 00:10:08,680
‫این تنها راهیه که ‫می‌تونیم برنده بشیم.

245
00:10:08,705 --> 00:10:10,086
‫هیچ راهی نیست، باشه؟

246
00:10:10,111 --> 00:10:11,538
‫تو اخراج شدی. ‫یادت که نرفته؟

247
00:10:11,563 --> 00:10:13,655
‫دک، هردومون می‌خوایم
‫به دات کمک کنیم، درسته؟

248
00:10:13,680 --> 00:10:15,117
‫پس بذار منم کمک کنم.

249
00:10:15,142 --> 00:10:16,803
‫هفته دیگه کلی ‫جلسه شهادت داری.

250
00:10:16,828 --> 00:10:18,337
‫رودی...
‫‫اول از همه نوبت برنی مانفرده.

251
00:10:18,362 --> 00:10:19,991
‫همون کسی که جکی رو اخراج کرد.

252
00:10:20,324 --> 00:10:21,265
‫داشتم فکر می‌کردم...

253
00:10:21,290 --> 00:10:22,965
‫رودی، بس کن، بس کن، بس کن.

254
00:10:22,990 --> 00:10:24,415
‫رفیق، متأسفم این اتفاق افتاد.

255
00:10:24,440 --> 00:10:25,558
‫هستم. واقعاً هستم.

256
00:10:25,583 --> 00:10:26,648
‫کاش نمی‌شد.

257
00:10:26,673 --> 00:10:28,695
‫واقعاً می‌گم کاش نمی‌شد.
.ولی شد

258
00:10:28,720 --> 00:10:29,942
‫رفیق.
‫‫نه، نه، گوش کن.

259
00:10:29,967 --> 00:10:32,070
‫من اینو می‌برم.
‫‫تو که نمی‌خوای...

260
00:10:32,095 --> 00:10:33,516
‫واقعاً می‌خوای ‫اینو بخوری؟

261
00:10:33,541 --> 00:10:34,967
‫تو که واقعاً اینو ‫نمی‌خوری.

262
00:10:36,411 --> 00:10:37,497
‫جودی!

263
00:10:37,522 --> 00:10:39,083
‫می‌شه دوتا ظرف یه بار مصرف بدی؟

264
00:10:45,471 --> 00:10:46,559
‫بفرمایید.

265
00:10:49,534 --> 00:10:50,689
‫پس همین بود؟

266
00:10:51,380 --> 00:10:52,842
‫قید منو زدی.

267
00:10:53,163 --> 00:10:54,157
‫من قیدت رو نزدم.

268
00:10:54,182 --> 00:10:55,327
‫اخراج شدم.

269
00:10:55,352 --> 00:10:57,145
‫می‌دونی چرا تو رو ‫انتخاب کردم، رودی؟

270
00:10:58,250 --> 00:10:59,903
‫چون تنها وکیلی بودم ‫که قبول کرد؟

271
00:10:59,928 --> 00:11:01,394
‫نه، خنگ خدا.

272
00:11:01,419 --> 00:11:02,721
‫من تو رو انتخاب کردم

273
00:11:02,746 --> 00:11:04,569
‫چون تو وجودت آتیش داری.

274
00:11:05,979 --> 00:11:07,960
‫اون روز، ‫گفتی دوتا پرستار بودن

275
00:11:07,985 --> 00:11:09,566
‫که پسرمو درمان کردن.

276
00:11:09,591 --> 00:11:10,703
‫پرستارای زیادی بودن.

277
00:11:10,728 --> 00:11:12,335
‫خودتو به خنگی نزن.

278
00:11:13,434 --> 00:11:15,488
‫بروزر نمی‌خواست من بدونم.
‫چرا؟

279
00:11:18,723 --> 00:11:19,904
‫من دیگه وکیلتون نیستم.

280
00:11:19,929 --> 00:11:21,723
‫ولی دوستم که هستی، درسته؟

281
00:11:23,286 --> 00:11:24,406
‫آره، حتماً.

282
00:11:25,350 --> 00:11:27,657
‫فکر می‌کنی
‫این پریچر با پسرم چی‌کار کرده؟

283
00:11:28,546 --> 00:11:29,478
‫نمی‌دونم.

284
00:11:29,503 --> 00:11:30,957
‫نمی‌دونی، ‫یا نمی‌تونی مطمئن باشی؟

285
00:11:30,982 --> 00:11:31,883
‫چه فرقی می‌کنه؟

286
00:11:31,908 --> 00:11:33,426
‫فکر کنم می‌دونی ‫که یه کاری کرده،

287
00:11:33,451 --> 00:11:34,619
‫ولی نمی‌تونی مطمئن باشی.

288
00:11:34,644 --> 00:11:35,986
‫چیزی که تقریباً ازش مطمئنم

289
00:11:36,011 --> 00:11:38,868
‫اینه که جواب تو همون ‫پرونده کمیته بافته.

290
00:11:38,893 --> 00:11:39,958
‫خب برو پرونده رو بگیر.

291
00:11:39,983 --> 00:11:41,531
‫قاضی دستمون رو بست.

292
00:11:41,556 --> 00:11:42,537
‫پس یه راه دیگه پیدا کن.

293
00:11:42,562 --> 00:11:43,825
‫به این راحتیا نیست، دات.

294
00:11:43,850 --> 00:11:45,972
‫اگه راحت بود
‫که دیگه به تو احتیاجی نداشتم.

295
00:11:54,788 --> 00:11:55,866
‫رودی،

296
00:11:57,132 --> 00:11:59,665
اشکالی نداره بپرسم
‫برادرت چطور فوت کرد؟

297
00:12:04,474 --> 00:12:05,687
‫تصادف ماشین.

298
00:12:06,824 --> 00:12:07,960
‫زدیم به یه گوزن.

299
00:12:08,595 --> 00:12:09,818
‫تو هم اونجا بودی؟

300
00:12:11,365 --> 00:12:12,899
‫من کمربند ایمنی بسته بودم.

301
00:12:13,996 --> 00:12:15,168
‫اون نبسته بود.

302
00:12:18,647 --> 00:12:20,254
‫بذار یه چیزی ازت بپرسم.

303
00:12:21,598 --> 00:12:23,500
‫اگه یه وکیل میومد در خونه‌ت

304
00:12:23,525 --> 00:12:25,587
‫و بهت می‌گفت
 که دلیل تصادف ‫یه گوزن نبوده،

305
00:12:26,022 --> 00:12:28,405
‫بلکه یه آدم باعث ‫اون تصادف شده

306
00:12:28,430 --> 00:12:29,815
‫و برادرت رو کشته،

307
00:12:30,836 --> 00:12:34,019
‫و بلافاصله بعدش،
‫همون وکیل ازت می‌پرسید

308
00:12:34,044 --> 00:12:36,595
‫چقدر پول می‌گیری
‫که همه‌چیو فراموش کنی،

309
00:12:36,620 --> 00:12:37,888
‫چی بهش می‌گفتی؟

310
00:12:46,163 --> 00:12:47,380
‫خودشه.

311
00:12:50,399 --> 00:12:51,595
‫چی خودشه؟

312
00:12:53,222 --> 00:12:54,665
‫همون آتیش وجودت.

313
00:13:04,028 --> 00:13:05,430
‫لئو، من نگرانم.

314
00:13:06,302 --> 00:13:07,984
‫باید سر و ته این قضیه ‫رو هم بیاریم.

315
00:13:08,009 --> 00:13:10,744
‫ما همین الان یه درخواست رو ‫تو
دادگاه بردیم ‫که کل قضیه رو فیصله می‌ده.

316
00:13:10,769 --> 00:13:12,086
‫نه همه‌ش رو.

317
00:13:12,587 --> 00:13:14,730
‫هنوز از هیچ‌کدوم از
 اون دوتا ‫پرستار خبری نیست.

318
00:13:14,755 --> 00:13:18,178
‫این زنه، لمانچک، ‫و اون روانی...

319
00:13:18,203 --> 00:13:19,548
‫تو زیادی حرص می‌خوری.

320
00:13:22,067 --> 00:13:25,827
‫بِرد گفت که یه آدم حرفه‌ای
‫گذاشته که حواسش به قضیه باشه.

321
00:13:25,852 --> 00:13:27,188
‫ولی حالا...

322
00:13:28,694 --> 00:13:32,837
‫قرار بود کل این ماجرا
 از من و ‫شرکتم محافظت کنه.

323
00:13:32,862 --> 00:13:34,471
‫ولی احمقانه بود.

324
00:13:34,753 --> 00:13:36,585
‫احمقانه و اشتباه.

325
00:13:37,646 --> 00:13:39,252
‫باید می‌رفتم پیش پلیس.

326
00:13:41,005 --> 00:13:42,518
‫فکر می‌کنی هنوزم می‌تونم؟

327
00:13:43,274 --> 00:13:45,104
‫اگه فکر می‌کنی
 مشکلت ‫رو حل می‌کنه.

328
00:13:45,129 --> 00:13:46,442
‫چوب لاب‌ وِج.

329
00:13:52,457 --> 00:13:53,482
‫ممنون.

330
00:13:56,479 --> 00:13:58,440
‫با این حال، همیشه ‫معتقد بودم که

331
00:13:58,465 --> 00:13:59,986
‫برای هر کاری...

332
00:14:01,458 --> 00:14:02,851
‫ابزار مناسبش وجود داره.

333
00:14:14,122 --> 00:14:15,897
‫داری یکی دیگه رو ‫وارد ماجرا می‌کنی؟

334
00:14:16,717 --> 00:14:18,106
‫بریم توپت رو پیدا کنیم.

335
00:14:30,656 --> 00:14:31,557
‫اوه!

336
00:14:31,835 --> 00:14:32,833
!خدای من

337
00:14:40,352 --> 00:14:42,000
"پارکینگ رزرو شده، "برنی مانفرد

338
00:14:42,905 --> 00:14:44,147
‫مانفرد.

339
00:14:48,212 --> 00:14:50,074
‫لطفاً دکتر ویندون
‫به بخش اطفال مراجعه کنند.

340
00:14:50,099 --> 00:14:52,201
‫دکتر ویندون به بخش اطفال.

341
00:14:52,891 --> 00:14:53,931
‫آره.

342
00:14:56,664 --> 00:14:58,336
‫تو اینجا چی‌کار می‌کنی؟

343
00:14:59,571 --> 00:15:00,552
‫مرسی.

344
00:15:00,577 --> 00:15:02,901
‫سلام. فقط اومدم یه سلامی بکنم.

345
00:15:02,926 --> 00:15:04,105
‫برات "دکتر پپر" گرفتم.

346
00:15:04,130 --> 00:15:05,311
‫نه.

347
00:15:05,336 --> 00:15:06,936
‫تو نباید اینجا باشی، رودی.

348
00:15:07,936 --> 00:15:10,804
‫فکر کردم گفتی کلیف ‫وقتی
شب‌کاره، ‫کل روز رو می‌خوابه.

349
00:15:10,829 --> 00:15:12,111
‫همینطوره، ولی...

350
00:15:12,136 --> 00:15:14,735
‫از وقتی این اتفاق افتاده،
.رفتارش عوض شده

351
00:15:16,781 --> 00:15:18,656
‫می‌گه چون دلش برام تنگ شده، ولی...

352
00:15:19,438 --> 00:15:20,653
‫ولی ‫ترسیده.

353
00:15:21,735 --> 00:15:22,730
‫اون نمی‌ترسه.

354
00:15:22,755 --> 00:15:23,650
‫باید بترسه.

355
00:15:23,675 --> 00:15:25,238
‫زنش رو راهی بیمارستان کرده.

356
00:15:25,688 --> 00:15:26,829
‫ببخشید.

357
00:15:26,854 --> 00:15:28,591
‫گفتم در موردش حرف نمی‌زنم.

358
00:15:31,067 --> 00:15:32,675
‫فردا مرخصم می‌کنن.

359
00:15:33,721 --> 00:15:34,745
‫جدی؟

360
00:15:34,770 --> 00:15:36,552
‫ازشون خواستم اگه می‌شه ‫بیشتر بمونم،

361
00:15:36,793 --> 00:15:38,645
‫فقط تا وقتی که قوتم رو به دست بیارم.

362
00:15:39,761 --> 00:15:41,071
‫دلیلش همینه؟

363
00:15:43,953 --> 00:15:45,044
‫نه.

364
00:15:51,769 --> 00:15:52,919
‫اون چیه؟

365
00:15:57,193 --> 00:15:59,735
‫اوه، یه بازیه به اسم
"خوک‌ها رو پاس بده"

366
00:15:59,760 --> 00:16:00,854
‫بده ببینم.

367
00:16:02,750 --> 00:16:04,933
‫با پرستارا بازیش می‌کردم.

368
00:16:04,958 --> 00:16:06,555
‫مثل اینکه خیلی توش ماهرم.

369
00:16:07,778 --> 00:16:09,219
‫تاس به شکل خوکه.

370
00:16:09,492 --> 00:16:10,570
‫خب بیا بازی کنیم.

371
00:16:13,657 --> 00:16:15,679
‫این خوبه؟
‫‫نه.

372
00:16:15,704 --> 00:16:16,933
‫خوب نیست؟
‫‫بده.

373
00:16:16,958 --> 00:16:17,999
‫اوه.

374
00:16:29,123 --> 00:16:30,259
‫کلی...

375
00:16:32,527 --> 00:16:33,527
...من

376
00:16:34,106 --> 00:16:35,285
‫ یه نقشه داشتم...

377
00:16:39,483 --> 00:16:40,873
‫که از دستش فرار کنم.

378
00:16:43,141 --> 00:16:44,141
...من

379
00:16:44,166 --> 00:16:46,014
‫ماه‌ها پول جمع کردم،

380
00:16:47,048 --> 00:16:48,260
‫قایمش می‌کردم.

381
00:16:49,242 --> 00:16:50,482
‫ولی بعد پیداش کرد.

382
00:16:51,761 --> 00:16:53,763
‫چشم باز کردم دیدم اینجام.

383
00:16:58,657 --> 00:17:01,279
‫مجبور نیستی برگردی اونجا، کلی.

384
00:17:02,725 --> 00:17:04,053
‫بذار کمکت کنم.

385
00:17:04,078 --> 00:17:05,927
‫می‌تونم یه جای امن برات پیدا کنم.

386
00:17:05,952 --> 00:17:07,648
‫نه، هیچ‌جا امن نیست،

387
00:17:09,041 --> 00:17:10,190
‫حتی پیش پلیس.

388
00:17:10,215 --> 00:17:11,670
‫به خاطر همینم شکایت نکردم.

389
00:17:11,695 --> 00:17:14,453
‫فرقی نمی‌کنه چی‌کار کنم،
‫فرقی نمی‌کنه کجا برم،

390
00:17:15,402 --> 00:17:16,599
‫پیدام می‌کنه.

391
00:17:19,056 --> 00:17:20,637
‫بیا به بازیمون ادامه بدیم، باشه؟

392
00:17:20,930 --> 00:17:21,871
‫آره.

393
00:17:37,035 --> 00:17:38,272
‫خب، بردلی،

394
00:17:38,297 --> 00:17:40,644
‫سارا همیشه
‫این وکیل خفنی که الان هست، نبوده.

395
00:17:40,669 --> 00:17:42,784
‫یه زمانی یه هنرمند حساس بوده.

396
00:17:42,809 --> 00:17:44,031
‫می‌خواستم کارگردان فیلم بشم.

397
00:17:44,056 --> 00:17:46,398
‫نه فقط یه کارگردان، ‫یه فیلم‌ساز مؤلف.

398
00:17:46,850 --> 00:17:48,501
‫این خیلی خنده‌داره.

399
00:17:48,526 --> 00:17:49,774
‫خلاصه، یه تعطیلات کریسمس،

400
00:17:49,799 --> 00:17:51,100
‫تصمیم گرفته یه فیلم کوتاه بسازه.

401
00:17:51,125 --> 00:17:53,667
‫و وقتی داشتن تو سالن غذاخوری
‫فیلم‌برداری می‌کردن،

402
00:17:53,692 --> 00:17:55,427
‫یه ژنراتور آتیش گرفته.

403
00:17:55,452 --> 00:17:56,827
‫اوه، من می‌کشمت، فی.

404
00:17:56,852 --> 00:17:58,474
‫تقصیر من نبود.

405
00:17:58,771 --> 00:17:59,959
‫قاضی که اینو نمی‌گفت.

406
00:17:59,984 --> 00:18:01,044
‫چی، کار به دادگاه کشید؟

407
00:18:01,069 --> 00:18:04,541
‫دانشگاه اندوور از 300 سال ‫جنگ داخلی،

408
00:18:04,566 --> 00:18:07,188
‫تفتیش عقاید و هوای افتضاح
‫نیوانگلند جون سالم به در برده،

409
00:18:07,213 --> 00:18:10,116
‫ولی روز فیلم‌برداری
‫یکی از کارای سارا پلانک‌مور،

410
00:18:10,141 --> 00:18:12,016
‫کافی بود تا همه‌چی به باد بره.

411
00:18:12,041 --> 00:18:13,434
‫ساختمون چیزیش نشد!

412
00:18:13,459 --> 00:18:14,921
‫باشه، این حرفو داشته باش.

413
00:18:14,946 --> 00:18:16,053
‫ باید برم دستشویی.

414
00:18:18,872 --> 00:18:20,294
‫تو اصلاح‌شدنی نیستی.

415
00:18:20,319 --> 00:18:22,341
‫دوست‌پسرت که داشت حال می‌کرد.

416
00:18:22,366 --> 00:18:23,853
‫اون دوست‌پسرم نیست.

417
00:18:23,878 --> 00:18:25,139
‫اوه، بی‌خیال.

418
00:18:25,164 --> 00:18:26,195
‫نگو که هنوز با اون

419
00:18:26,220 --> 00:18:29,347
متصدی ‫بارِ درب و داغون‫می‌پلکی.
 روبن یا هر ‫اسم دیگه‌ای که داره.

420
00:18:29,372 --> 00:18:30,433
‫رودی.

421
00:18:30,458 --> 00:18:32,760
‫و، امم، نه، ما،...

422
00:18:32,785 --> 00:18:33,932
‫راستش به هم زدیم.

423
00:18:33,957 --> 00:18:35,848
‫وقتش بود!
‫‫اینو نگو.

424
00:18:35,873 --> 00:18:36,934
‫نه، رودی پسر خوبیه.

425
00:18:36,959 --> 00:18:39,285
‫اوه، خوبی حوصله‌سربره.

426
00:18:39,310 --> 00:18:41,492
‫شرط می‌بندم بردِ جذاب ‫خیلی باحال‌تره.

427
00:18:49,274 --> 00:18:50,430
‫اوه، نگاش کن.

428
00:18:50,455 --> 00:18:52,192
‫اصلاً یه چیز عجیبیه.

429
00:18:53,187 --> 00:18:54,128
‫به سلامتی.

430
00:18:54,153 --> 00:18:55,977
‫به سلامتی.
‫‫به سلامتی.

431
00:18:56,751 --> 00:18:57,772
‫هوم.

432
00:19:02,099 --> 00:19:03,143
‫اوپس.

433
00:19:06,017 --> 00:19:07,071
..‫اوه، این کفشای لعنتی.

434
00:19:07,096 --> 00:19:08,117
‫آره.

435
00:19:08,142 --> 00:19:09,123
‫کفشای لعنتی.

436
00:19:16,183 --> 00:19:17,676
‫فردا پروازمون ‫ساعت چنده؟

437
00:19:17,701 --> 00:19:20,267
‫امم... زوده.

438
00:19:20,697 --> 00:19:22,118
‫بهتره دیگه بریم بخوابیم.

439
00:19:22,695 --> 00:19:26,218
...‫آره، قطعاً
 باید ‫بریم بخوابیم.

440
00:19:26,713 --> 00:19:28,715
‫آره.
‫آره.

441
00:19:44,191 --> 00:19:45,092
‫می‌خوای...؟

442
00:19:45,117 --> 00:19:45,840
‫نمی‌دونم.

443
00:19:45,865 --> 00:19:47,287
‫احتمالاً نباید این کارو بکنیم.

444
00:19:47,312 --> 00:19:49,836
‫آره، آره.

445
00:19:49,861 --> 00:19:51,122
‫احتمالاً حق با توئه.

446
00:19:51,147 --> 00:19:52,302
‫آره.

447
00:19:52,528 --> 00:19:53,605
‫هوم.

448
00:19:56,266 --> 00:19:57,570
‫باید بریم بخوابیم.

449
00:19:57,595 --> 00:19:59,076
‫آره.

450
00:19:59,797 --> 00:20:01,991
‫خب، اگه نظرت عوض شد،

451
00:20:03,310 --> 00:20:04,475
‫می‌دونی کجا پیدام کنی.

452
00:20:04,500 --> 00:20:05,515
.اوهوم

453
00:20:07,575 --> 00:20:08,774
‫آره.

454
00:21:18,306 --> 00:21:19,735
"برنی مانفرد"

455
00:21:21,843 --> 00:21:22,843
"سارا پلانک‌مور"

456
00:21:34,543 --> 00:21:35,637
‫الو؟

457
00:21:35,970 --> 00:21:37,511
‫حرفی که زدی در مورد اینکه منو

458
00:21:37,536 --> 00:21:39,297
‫یه جای امن می‌بری، جدی بود؟

459
00:21:39,721 --> 00:21:40,910
‫کلی.

460
00:21:41,821 --> 00:21:43,173
‫آره، حتماً.

461
00:21:43,198 --> 00:21:44,819
‫تا یه ساعت دیگه می‌رسه اینجا، رودی.

462
00:21:44,844 --> 00:21:46,856
‫باشه.
‫منم تا 20 دقیقه دیگه اونجام.

463
00:21:48,261 --> 00:21:49,322
‫پرینس!

464
00:21:51,026 --> 00:21:53,248
‫ باید یه سر برم بیرون.

465
00:21:53,608 --> 00:21:54,760
‫می‌تونی جامو پر کنی؟

466
00:21:54,785 --> 00:21:55,826
‫آره، خب، کجا داری می‌ری؟

467
00:21:55,851 --> 00:21:57,032
‫یکی از دوستام تو دردسر افتاده.

468
00:21:57,057 --> 00:21:58,428
‫آره، خب، ‫چه جور دردسری؟

469
00:21:58,453 --> 00:21:59,819
‫اون تو بیمارستانه.

470
00:22:00,323 --> 00:22:01,946
‫شوهرش بدجوری کتکش می‌زنه.

471
00:22:01,971 --> 00:22:02,867
‫بهم احتیاج داره.

472
00:22:02,892 --> 00:22:04,587
‫باید برم بیارمش ‫قبل از اینکه پیداش بشه.

473
00:22:04,612 --> 00:22:06,709
‫اوه، از اون جور دردسرا.

474
00:22:07,334 --> 00:22:08,984
‫یارو در مورد تو چیزی می‌دونه؟

475
00:22:09,569 --> 00:22:10,705
‫آره، احتمالاً.

476
00:22:11,778 --> 00:22:12,874
‫آره، خب، حالا این

477
00:22:12,899 --> 00:22:14,521
‫کلاً یه جور دردسر دیگه‌ست.

478
00:22:14,734 --> 00:22:16,297
‫بشین.
‫باید برم.

479
00:22:17,058 --> 00:22:18,117
‫بشین.

480
00:22:24,228 --> 00:22:27,532
‫خب این یارو راحت
‫زنش رو لت و پار می‌کنه.

481
00:22:27,960 --> 00:22:29,904
‫فکر می‌کنی با تو چی‌کار می‌کنه؟

482
00:22:31,176 --> 00:22:33,591
‫مطمئنی می‌خوای
خودتو ‫قاطی این ماجرا کنی؟

483
00:22:37,197 --> 00:22:38,418
‫خب، نبرش خونه خودت.

484
00:22:38,443 --> 00:22:39,664
‫نه، نه.

485
00:22:39,689 --> 00:22:41,538
‫می‌خواستم ببرمش ‫خونه مامانم.

486
00:22:42,810 --> 00:22:45,469
‫ببین... اگه جای اون بودم،

487
00:22:46,136 --> 00:22:48,008
‫اول از همه میومدم سراغ خونه تو،

488
00:22:48,322 --> 00:22:49,666
‫بعدش خانواده‌ت.

489
00:22:50,809 --> 00:22:52,466
‫اگه واقعاً می‌خوای این کارو بکنی،

490
00:22:52,491 --> 00:22:55,375
‫مطمئن شو می‌بریش یه جایی
‫که فکرشم نمی‌کنه.

491
00:22:55,920 --> 00:22:57,948
‫کارت هم که تموم شد ‫برگرد اینجا.

492
00:23:12,186 --> 00:23:13,604
‫خیلی ازت ممنونم.

493
00:23:30,072 --> 00:23:31,140
‫هی.

494
00:23:32,270 --> 00:23:33,413
‫هی.

495
00:23:34,098 --> 00:23:35,441
‫دیشب خیلی خوش گذشت.

496
00:23:35,466 --> 00:23:36,395
‫آره.

497
00:23:36,420 --> 00:23:37,642
‫آره، فیونا خیلی باحاله.

498
00:23:37,667 --> 00:23:39,051
‫منظورم اون نبود.

499
00:23:39,076 --> 00:23:40,219
‫می‌دونم.

500
00:23:43,154 --> 00:23:45,287
‫خب، یه شب دیوونه‌وار ‫تو لندن بود.

501
00:23:45,854 --> 00:23:47,956
‫اگه بخوای می‌تونیم
 کل قضیه ‫رو فراموش کنیم.

502
00:23:47,981 --> 00:23:49,447
‫این چیزیه که تو می‌خوای؟

503
00:23:50,643 --> 00:23:52,722
‫من معمولاً
اینجوری ‫به قضیه فکر نمی‌کنم.

504
00:23:53,228 --> 00:23:54,922
‫اگه دیگه هیچوقت نخوای ‫این کارو بکنی

505
00:23:54,947 --> 00:23:56,113
‫یا اگه بخوای ‫فراموشش کنی،

506
00:23:56,138 --> 00:23:57,265
‫اصلاً مشکلی نیست.

507
00:23:57,290 --> 00:23:58,732
‫نمی‌خوام معذبت کنم.

508
00:23:59,084 --> 00:24:00,115
‫نمی‌کنی.

509
00:24:00,140 --> 00:24:01,272
‫باور کن.

510
00:24:02,708 --> 00:24:04,410
‫خب، حدس بزن چی شده.
‫‫هوم؟

511
00:24:04,435 --> 00:24:06,743
‫جی. لایمن استون می‌خواد وقتی
‫برگشتیم در مورد مصالحه حرف بزنه.

512
00:24:06,768 --> 00:24:07,977
‫جدی؟ وای.

513
00:24:08,002 --> 00:24:09,123
‫همه‌ش به لطف توئه.

514
00:24:09,148 --> 00:24:11,042
‫ولی اون فقط یه جلسه ‫پیش از دادرسی بود.

515
00:24:11,067 --> 00:24:12,408
‫ولی اگه باخته بودیم،

516
00:24:12,433 --> 00:24:14,215
‫مذاکره خیلی متفاوت می‌شد.

517
00:24:14,240 --> 00:24:15,304
‫چرا؟

518
00:24:18,282 --> 00:24:20,064
‫بِرد، تو اون مدارک چیه؟

519
00:24:21,928 --> 00:24:23,492
‫بهتره برگردم پیش لئو.

520
00:24:23,849 --> 00:24:25,410
‫تو هم بهتره یه کم بخوابی.

521
00:24:25,777 --> 00:24:28,240
‫مطمئنم تو هم مثل من ‫سردرد داری.

522
00:24:44,611 --> 00:24:45,717
‫مرسی.

523
00:24:49,000 --> 00:24:56,000


524
00:24:59,271 --> 00:25:00,362
‫ممنون.

525
00:25:06,165 --> 00:25:07,515
‫کالسکه‌تون حاضره.

526
00:25:07,540 --> 00:25:09,246
‫مرسی.
‫‫اوه، بذار برات بگیرمش.

527
00:25:09,637 --> 00:25:10,661
‫مرسی.

528
00:25:16,433 --> 00:25:18,135
‫حداقل یه نوشیدنی مهمونش می‌کردی.

529
00:25:18,160 --> 00:25:19,824
یعنی تا حالا مشکل کارم همین بوده؟

530
00:25:20,321 --> 00:25:21,487
‫ممنون.

531
00:25:42,270 --> 00:25:43,311
‫آماده‌ای؟

532
00:25:44,030 --> 00:25:45,052
‫نه.

533
00:25:46,314 --> 00:25:48,243
‫ولی آره.

534
00:26:05,244 --> 00:26:06,216
‫ممنون.

535
00:26:06,241 --> 00:26:07,721
‫بیا.
‫‫باشه.

536
00:26:08,464 --> 00:26:09,585
‫اوه.

537
00:26:10,000 --> 00:26:11,125
...هی

538
00:26:12,132 --> 00:26:13,244
‫ دیزی.

539
00:26:13,269 --> 00:26:14,306
.مرسی

540
00:26:15,551 --> 00:26:17,253
‫کلی، ایشون دات هستن.

541
00:26:17,278 --> 00:26:19,740
‫دات، ایشونم کلی.

542
00:26:19,765 --> 00:26:21,745
‫خیلی ممنونم که اجازه دادین
‫تو خونه‌تون بمونم.

543
00:26:21,770 --> 00:26:23,672
‫خب، به زودی می‌فهمی
 که ‫اینجا خونه دیزیه.

544
00:26:23,697 --> 00:26:25,564
‫من فقط دارم توش زندگی می‌کنم.

545
00:26:26,092 --> 00:26:27,460
‫حالا تو هم همینطور.

546
00:26:27,485 --> 00:26:28,762
‫ممنونم.

547
00:26:29,913 --> 00:26:31,070
‫دات...

548
00:26:33,052 --> 00:26:34,192
‫ممنون.

549
00:26:35,575 --> 00:26:37,397
‫در موردت درست فکر می‌کردم.

550
00:26:42,412 --> 00:26:43,633
‫بیا دختر.

551
00:26:43,658 --> 00:26:44,599
‫مرسی.

552
00:26:44,624 --> 00:26:46,046
‫از این بالا.

553
00:26:46,351 --> 00:26:48,172
‫اوه، خونه‌تون خیلی قشنگه.

554
00:27:06,453 --> 00:27:08,190
‫برات یه قهوه ویتنامی ‫سفارش دادم.

555
00:27:08,215 --> 00:27:09,297
‫امیدوارم مشکلی نباشه.

556
00:27:09,322 --> 00:27:10,781
‫رژیم بدون قند دارم.

557
00:27:11,147 --> 00:27:12,286
‫قهوه، تلخ.

558
00:27:12,740 --> 00:27:15,283
‫قضیه اینه که دانه‌های قهوه ‫بومی ویتنام

559
00:27:15,308 --> 00:27:18,013
‫اونقدر تلخ بودن که فرانسوی‌ها
‫به یه چیز شیرین احتیاج داشتن

560
00:27:18,038 --> 00:27:19,452
‫تا بتونن اون کوفتی رو ‫بدن پایین،

561
00:27:19,477 --> 00:27:20,770
‫اینجوری شد که شیرعسلی به وجود اومد.

562
00:27:20,795 --> 00:27:22,313
‫می‌تونم تمام روز اینجا بشینم ‫و در مورد

563
00:27:22,338 --> 00:27:24,921
‫استعمار فرانسه حرف بزنم، لئو،
‫ولی بیا بریم سر اصل مطلب.

564
00:27:25,669 --> 00:27:26,959
‫وقتشه این قضیه رو تموم کنیم.

565
00:27:26,984 --> 00:27:28,251
‫به به، چه حرفی.

566
00:27:28,276 --> 00:27:30,012
‫همین الانشم یه ماه بیشتر
‫از چیزی که باید طول کشیده.

567
00:27:30,037 --> 00:27:31,453
‫شاهرگ حیاتی تو ‫ساعت‌های قابل حسابه،

568
00:27:31,478 --> 00:27:32,587
‫پس یه ممنون خشک و خالی هم ‫کافی بود.

569
00:27:32,612 --> 00:27:33,794
‫تو هم بیشتر از من دلت نمی‌خواد

570
00:27:33,819 --> 00:27:35,780
‫یه ماه
.‫پای جلسات شهادت بی‌معنی بشینی

571
00:27:35,805 --> 00:27:38,072
‫دستت خالیه،
‫هردومونم اینو می‌دونیم.

572
00:27:38,097 --> 00:27:40,326
‫خب، موکل من نظر دیگه‌ای داره.

573
00:27:40,351 --> 00:27:42,041
‫اون این مبارزه رو می‌خواد.

574
00:27:42,066 --> 00:27:42,896
...پس

575
00:27:42,920 --> 00:27:45,626
‫ منم به یه رقمی احتیاج دارم که ‫اونقدر
.شیرین باشه که بتونه این قضیه رو هضم کنه

576
00:27:45,651 --> 00:27:46,442
‫جدی؟

577
00:27:46,467 --> 00:27:48,556
‫یه موکل احساساتی
 که ‫نمی‌تونی کنترلش کنی.

578
00:27:48,995 --> 00:27:50,772
‫فکر کردی این کلک رو ‫قبلاً ندیدم؟

579
00:27:50,797 --> 00:27:52,453
‫من این کلک رو به بابات یاد دادم.

580
00:27:52,478 --> 00:27:54,059
‫پیشنهاد به چند رسیده؟
‫‫بالا رفته؟

581
00:27:54,084 --> 00:27:55,490
‫آخرین پیشنهاد 250,000 دلار بود.

582
00:27:55,515 --> 00:27:57,062
‫پیشنهاد فعلی 150,000 دلاره.

583
00:27:57,087 --> 00:27:58,285
‫ولی زمانش محدوده.

584
00:27:58,310 --> 00:28:00,500
‫اگه مجبورم کنی فردا پای
‫اولین جلسه شهادت بشینم،

585
00:28:00,525 --> 00:28:02,186
‫اون پیشنهاد نصف می‌شه،

586
00:28:02,211 --> 00:28:03,810
‫که سهم تو رو می‌رسونه به...

587
00:28:03,835 --> 00:28:05,380
‫هزینه‌های جاری؟

588
00:28:06,233 --> 00:28:07,281
‫راستی، حرف پیرمرد شد،

589
00:28:07,306 --> 00:28:08,888
‫اونم به زودی آزاد می‌شه، نه؟

590
00:28:08,913 --> 00:28:12,182
‫وقتی بفهمه تو یه پیشنهاد 250,000 دلاری
‫رو به باد دادی چه حسی پیدا می‌کنه؟

591
00:28:13,638 --> 00:28:15,062
‫وقت داره می‌گذره، بروزِر.

592
00:28:28,859 --> 00:28:31,081
‫بِرد نونان ازم خواست ‫یه سری فایل رو

593
00:28:31,106 --> 00:28:33,043
‫برای پرونده گریت بنفیت در بیارم، امم،

594
00:28:33,068 --> 00:28:34,850
‫ولی انگار نمی‌تونم روی
‫سرور سی پیداشون کنم.

595
00:28:34,875 --> 00:28:36,296
‫دنبال چه فایل‌هایی ‫می‌گردین؟

596
00:28:36,816 --> 00:28:38,111
...این، آه

597
00:28:39,007 --> 00:28:41,506
‫صورت‌جلسه‌های
 ‫کمیته بافت تو بیمارستان ‫نورث سیتی.

598
00:28:43,702 --> 00:28:44,810
‫اوه.

599
00:28:52,132 --> 00:28:54,721
‫انگار اونا روی ‫سرور داخلی هستن.

600
00:28:54,746 --> 00:28:56,968
‫برای فایل‌های خیلی ‫حساس موکل‌هاست.

601
00:28:56,993 --> 00:28:58,255
‫ایزوله‌ست،

602
00:28:58,280 --> 00:29:00,302
‫ فقط از داخل خود
‫مؤسسه حقوقی بهش دسترسی داره.

603
00:29:00,327 --> 00:29:02,330
‫می‌تونین از اون ترمینال اونجا
‫بهش دسترسی پیدا کنین،

604
00:29:02,355 --> 00:29:04,658
‫اگه مجوز داشته باشین.

605
00:29:05,996 --> 00:29:07,168
‫باشه، ممنون.

606
00:29:26,306 --> 00:29:27,986
"صورت‌جلسات کمیته بافت"

607
00:29:31,826 --> 00:29:33,150
"دسترسی ممنوع"

608
00:29:54,069 --> 00:29:55,458
‫باید یه چیزی رو ‫برام چک کنی.

609
00:29:55,483 --> 00:29:56,303
‫اینقدر بهم زنگ نزن.

610
00:29:56,330 --> 00:29:58,072
‫سررسیدِ برنی مانفرد ‫جزو مدارکه.

611
00:29:58,097 --> 00:29:59,823
‫تاریخ ملاقاتش با
‫جکی لمانچک رو می‌خوام.

612
00:29:59,848 --> 00:30:01,121
‫چرا؟
‫‫بی‌خیال رفیق.

613
00:30:01,146 --> 00:30:02,276
‫فقط بهم بدش.

614
00:30:02,745 --> 00:30:03,813
‫باشه.

615
00:30:03,838 --> 00:30:05,140
‫ازت متنفرم، گوشی.

616
00:30:07,754 --> 00:30:09,514
‫شنیدم دوباره داری ‫اینجا کار می‌کنی.

617
00:30:09,539 --> 00:30:11,772
‫چه راه قشنگی برای اینکه بگی
‫شنیدی اخراج شدم.

618
00:30:12,801 --> 00:30:13,946
‫یه لحظه لطفاً.

619
00:30:13,971 --> 00:30:14,939
‫خب، پیداش کردم.

620
00:30:14,964 --> 00:30:15,990
‫باشه، بگو.

621
00:30:16,418 --> 00:30:17,760
‫جک، بیا اینجا!

622
00:30:17,785 --> 00:30:19,011
‫باشه، اومدم!

623
00:30:19,831 --> 00:30:20,989
‫دوم سپتامبر.

624
00:30:21,325 --> 00:30:22,368
‫عالیه.

625
00:30:23,435 --> 00:30:25,137
‫برات رزومه‌م رو می‌فرستم.

626
00:30:25,586 --> 00:30:26,417
‫چی؟

627
00:30:26,442 --> 00:30:27,785
‫ ممنون از وقتی که گذاشتین.

628
00:30:31,570 --> 00:30:33,153
‫دارم سعی می‌کنم یه کار جدید پیدا کنم.

629
00:30:33,670 --> 00:30:35,132
‫رودی، واقعاً متأسفم.

630
00:30:35,157 --> 00:30:36,969
‫آره؟ منم همینطور.

631
00:30:39,327 --> 00:30:40,795
‫لندن به نظر خوش گذشته.

632
00:30:42,185 --> 00:30:43,338
‫آره.

633
00:30:43,726 --> 00:30:45,660
‫آره، کیلی... امم...

634
00:30:46,282 --> 00:30:47,532
‫خیلی دست و دلباز بود.

635
00:30:47,557 --> 00:30:48,668
‫معلومه.

636
00:30:51,840 --> 00:30:52,957
‫از این وضعیت متنفرم.

637
00:30:52,982 --> 00:30:54,536
‫از اینکه دیگه نمی‌تونیم، مثل...

638
00:30:55,116 --> 00:30:57,511
...‫نمی‌دونم مثل قبل
‫هوای همدیگه رو داشته باشیم، متنفرم.

639
00:30:59,379 --> 00:31:00,600
‫ هنوزم دارم.

640
00:31:01,657 --> 00:31:02,880
‫خوبه که می‌دونم.

641
00:31:02,905 --> 00:31:04,807
‫تو اون جلسه دادرسی رو ترکوندی، سارا.

642
00:31:05,196 --> 00:31:06,737
‫لازم نیست ازم معذرت‌خواهی کنی.

643
00:31:06,762 --> 00:31:08,947
‫تو منو شکست دادی، عادلانه.

644
00:31:10,761 --> 00:31:12,340
‫ببین، حالا که ‫دیگه رو این پرونده نیستی،

645
00:31:12,365 --> 00:31:13,763
‫می‌تونم یه چیزی ازت بپرسم؟

646
00:31:14,941 --> 00:31:16,336
‫ هنوز باید اصل محرمانگی ‫رو رعایت کنم.

647
00:31:16,361 --> 00:31:17,859
‫منم همینطور.
‫اینو به روش سختی یاد گرفتم.

648
00:31:19,423 --> 00:31:20,525
‫تو واقعاً فکر می‌کنی

649
00:31:20,550 --> 00:31:22,794
‫ملوین عمداً ‫دانی ری رو کشته؟

650
00:31:23,577 --> 00:31:24,910
‫این تو پرونده ثبت شده.

651
00:31:26,003 --> 00:31:28,750
‫ واقعاً فکر می‌کنی که
‫گریت بنفیت روش سرپوش گذاشته؟

652
00:31:30,055 --> 00:31:31,959
‫چرا باید اون همه آدم ‫قبول
کنن همچین کاری ‫بکنن؟

653
00:31:31,984 --> 00:31:33,531
‫چند نفر تو پرونده‌های ‫اِنران،

654
00:31:33,556 --> 00:31:35,061
‫برادران لیمن و ترانوس ‫دست داشتن؟

655
00:31:35,086 --> 00:31:37,154
‫ولی این به گفته تو یه قتله.

656
00:31:38,294 --> 00:31:39,396
‫چی به دست میارن

657
00:31:39,421 --> 00:31:41,325
‫اگه رو کار یه پرستار ‫روانی سرپوش بذارن؟

658
00:31:44,146 --> 00:31:45,087
‫تری.

659
00:31:45,112 --> 00:31:47,054
‫هی، رفیق. غافلگیر شدم.

660
00:31:47,079 --> 00:31:48,554
‫از زمان فارغ‌التحصیلی ازت خبری نبود.

661
00:31:48,579 --> 00:31:49,760
‫ببین باد کیو آورده!

662
00:31:49,785 --> 00:31:50,726
‫چطوری، رفیق؟

663
00:31:50,751 --> 00:31:52,333
‫پیامت مرموز بود.

664
00:31:52,358 --> 00:31:54,136
‫دارم سعی می‌کنم بفهمم
‫ مدیری که باهاش طرفم

665
00:31:54,161 --> 00:31:55,908
‫ از اطلاعات داخلی
‫سوءاستفاده می‌کرده یا نه.

666
00:31:55,933 --> 00:31:57,362
‫تاحالا به همچین چیزی ‫برخوردی؟

667
00:31:57,387 --> 00:31:58,415
‫تو مریل؟

668
00:31:58,440 --> 00:31:59,902
‫همیشه.

669
00:31:59,927 --> 00:32:01,588
‫مردم معمولاً چطور، گیر میفتن؟

670
00:32:01,613 --> 00:32:03,475
‫معمولاً یه فرم 4
‫تو لیست "ادگار" پیدا می‌شه.

671
00:32:03,500 --> 00:32:04,561
‫لیست ادگار؟

672
00:32:04,586 --> 00:32:05,848
‫پایگاه داده کمیسیون بورس.

673
00:32:05,873 --> 00:32:07,434
‫پرونده‌ها و اطلاعات افشا شده

674
00:32:07,459 --> 00:32:09,356
‫مدیران تمام شرکت‌های
‫سهامی عام رو ردیابی می‌کنه.

675
00:32:09,381 --> 00:32:10,763
‫به نظر به درد بخور میاد.

676
00:32:12,119 --> 00:32:13,417
‫می‌خوای برات چکش کنم؟

677
00:32:13,943 --> 00:32:15,225
‫مشکلی باهاش نداری؟

678
00:32:15,730 --> 00:32:16,847
‫اسمش چیه؟

679
00:32:17,186 --> 00:32:20,089
‫برنی مانفرد، از سیستم‌های
‫بیمارستانی گریت بنفیت.

680
00:32:20,635 --> 00:32:21,681
‫حله.

681
00:32:28,185 --> 00:32:29,339
‫تو آشپزخونه‌م.

682
00:32:33,058 --> 00:32:34,039
‫آماده‌ای؟

683
00:32:37,003 --> 00:32:38,824
‫اول، یه چیزی ‫برات دارم.

684
00:32:39,589 --> 00:32:40,707
‫باشه.

685
00:32:43,134 --> 00:32:44,419
‫تصادفی بازش کردم.

686
00:32:44,444 --> 00:32:45,548
‫چیه؟

687
00:32:49,461 --> 00:32:50,551
‫بازش کن.

688
00:33:10,078 --> 00:33:12,082
‫دلیل اینکه
خبری ‫بهت نرسیده بود، رودی،

689
00:33:13,161 --> 00:33:16,744
‫اینه که بالاترین
 نمره ‫ده سال اخیر رو گرفتی.

690
00:33:19,254 --> 00:33:21,456
‫مجبور شدن دوباره چکش کنن
‫تا مطمئن بشن.

691
00:33:26,732 --> 00:33:28,379
‫خیلی بهت افتخار می‌کنم.

692
00:33:56,683 --> 00:33:58,491
‫بدون تو نمی‌تونستم ‫انجامش بدم.

693
00:34:00,246 --> 00:34:02,894
"جان بیلور"
دوم می 1996- 12 فوریه 2019
پسر و برادر دوست داشتنی

694
00:34:11,738 --> 00:34:13,245
‫سلام، مؤسسه حقوقی تینلی بریت.

695
00:34:13,270 --> 00:34:14,340
‫ببخشید!

696
00:34:16,651 --> 00:34:17,846
‫برای جلسه شهادت دیرم شده.

697
00:34:17,871 --> 00:34:18,884
‫اسم؟

698
00:34:19,204 --> 00:34:20,299
‫رودی بیلور.

699
00:34:20,324 --> 00:34:22,546
‫وکیل طرف مقابل،
‫پرونده بلک علیه گریت بنفیت.

700
00:34:25,602 --> 00:34:27,023
‫شما تو لیست نیستین.

701
00:34:28,575 --> 00:34:29,796
‫برنارد مانفرد.

702
00:34:29,821 --> 00:34:31,883
‫من معاون تضمین کیفیت

703
00:34:31,908 --> 00:34:34,907
‫و نظارت بر برنامه‌های بالینی
‫بیمارستان نورث سیتی هستم،

704
00:34:34,932 --> 00:34:37,835
‫که از شرکت‌های تابعه سیستم‌های
‫بیمارستانی گریت بنفیته.

705
00:34:37,860 --> 00:34:39,361
!یا مریم مقدس

706
00:34:41,993 --> 00:34:43,111
‫الان برمی‌گردم.

707
00:34:46,992 --> 00:34:47,992
...امم

708
00:34:49,327 --> 00:34:51,345
‫ می‌شه به ما بگین
‫مسئولیت‌های شما چیه؟

709
00:34:54,012 --> 00:34:54,993
‫چطوری؟

710
00:34:59,378 --> 00:35:00,626
‫هی، رفیق،
‫ چه غلطی داری می‌کنی؟

711
00:35:00,651 --> 00:35:01,683
‫اینا رو ببین.

712
00:35:02,652 --> 00:35:03,527
‫خب.

713
00:35:03,552 --> 00:35:04,435
‫چی می‌بینی؟

714
00:35:04,460 --> 00:35:05,831
‫یه پولدار که داره پز می‌ده.

715
00:35:05,856 --> 00:35:07,520
‫جز اینکه پولدار نیست.

716
00:35:07,890 --> 00:35:09,629
‫درآمدش کمتر از ‫150 هزارتاست.

717
00:35:09,654 --> 00:35:11,285
‫اون معاون تضمین کیفیت ‫تو گریت بنفیته.

718
00:35:11,310 --> 00:35:12,168
‫چی؟

719
00:35:12,193 --> 00:35:13,297
‫این تاریخا رو می‌بینی؟

720
00:35:13,322 --> 00:35:15,144
‫همه‌شون مال اواخر سپتامبر ‫تا اکتبره.

721
00:35:15,169 --> 00:35:17,111
‫فکر می‌کنی بهش پول دادن؟
‫‫پول دادن رو نمی‌دونم.

722
00:35:17,136 --> 00:35:19,638
‫چیزی که می‌دونم اینه که
‫کلی از سهامش رو فروخته.

723
00:35:22,284 --> 00:35:23,172
‫ چی‌کار می‌کنی؟

724
00:35:23,197 --> 00:35:24,324
‫ بروزر رو بیارم.

725
00:35:25,912 --> 00:35:27,166
.سلام
‫‫خیلی پررویی.

726
00:35:27,191 --> 00:35:28,172
‫باشه، رئیس،
‫به حرفش گوش کن،

727
00:35:28,197 --> 00:35:29,111
‫ فکر کنم چیزایی دستگیرش شده.

728
00:35:29,136 --> 00:35:31,456
‫تو هم، پدرسگ؟
‫‫نه، من تو این ماجرا سوئدم.

729
00:35:31,481 --> 00:35:32,675
‫سوئیس.
(یعنی بیطرف)

730
00:35:32,700 --> 00:35:35,243
‫راسته، چیزی که
‫این آقای سوئد بهم پیامک کرده؟

731
00:35:35,268 --> 00:35:36,569
‫آره، می‌تونم کاری کنم مانفرد

732
00:35:36,594 --> 00:35:38,018
‫از اصل محرمانگی
‫در مورد کمیته بافت صرف‌نظر کنه.

733
00:35:38,043 --> 00:35:39,553
‫این یه ادعای خیلی بزرگه.

734
00:35:40,205 --> 00:35:42,001
‫به علاوه، تو برام کار نمی‌کنی،
‫یادت که نرفته؟

735
00:35:42,026 --> 00:35:43,478
‫بذار انجامش بدم، بروزِر.

736
00:35:43,503 --> 00:35:44,570
‫می‌تونم کارتو راه بندازم.

737
00:35:44,595 --> 00:35:46,592
‫اگه به ازای هر بار که ‫یه مرد
...این حرفو بهم زده یه سکه داشتم

738
00:35:46,617 --> 00:35:48,763
‫فقط باید کاری کنم کلمه‌های
‫کمیته بافت رو به زبون بیاره.

739
00:35:48,788 --> 00:35:50,368
‫فقط باید در رو باز کنه، ‫درسته؟

740
00:35:50,393 --> 00:35:51,474
‫آره.

741
00:35:52,486 --> 00:35:53,671
‫چی رو از دست می‌دی؟

742
00:35:54,088 --> 00:35:55,433
‫من که قبلاً گند زدم به پرونده‌ت.

743
00:35:55,458 --> 00:35:56,810
‫پیشنهاد خوبیه.

744
00:35:57,820 --> 00:35:58,801
‫باشه.

745
00:35:58,826 --> 00:36:00,199
‫فرض کنیم بذارم بری اون تو.

746
00:36:01,404 --> 00:36:03,962
‫فکر می‌کنی چه کاری ازت برمیاد
‫که از من برنمیاد؟

747
00:36:04,412 --> 00:36:06,600
‫می‌خوام از بدترین ‫ویژگیم استفاده کنم.

748
00:36:07,134 --> 00:36:09,040
‫اونقدر رو مخش می‌رم
‫که جونش بالا بیاد.

749
00:36:33,564 --> 00:36:36,402
‫برای ثبت در صورت‌جلسه،
‫همکار من، رودی بیلور،

750
00:36:36,427 --> 00:36:38,268
‫برای مدتی بازجویی رو ‫به عهده می‌گیره.

751
00:36:38,293 --> 00:36:39,944
‫همکار؟
‫مگه اخراجش نکرده بودی؟

752
00:36:39,969 --> 00:36:42,431
‫مادرت بهت یاد نداده که هیچوقت
‫به شایعات گوش ندی، لئو؟

753
00:36:42,456 --> 00:36:43,701
‫کت و شلوار قشنگیه.

754
00:36:47,372 --> 00:36:48,714
‫فقط چندتا سؤال

755
00:36:48,739 --> 00:36:51,340
‫برای روشن شدن خط زمانی، ‫آقای مانفرد.

756
00:36:51,365 --> 00:36:53,564
‫شما در تاریخ دوم سپتامبر با
‫جکی لمانچک ملاقات کردین.

757
00:36:53,589 --> 00:36:54,377
‫درسته؟

758
00:36:54,402 --> 00:36:55,949
‫ برنامه‌م که اینو می‌گه.

759
00:36:55,974 --> 00:36:57,047
‫ در مورد چی صحبت کردین؟

760
00:36:57,072 --> 00:36:58,723
‫قبل از اینکه شما بپری وسط
‫مهمونی، اینو پوشش دادیم.

761
00:36:58,748 --> 00:37:00,057
‫ایشون به خاطر نمیارن.

762
00:37:00,331 --> 00:37:03,340
‫من تمام روز با کارکنان
‫بیمارستان جلسه دارم.

763
00:37:03,721 --> 00:37:05,701
‫همه جزئیات رو ‫به خاطر نمیارم.

764
00:37:05,726 --> 00:37:07,108
‫ولی شما اخراجش نکردین؟

765
00:37:07,133 --> 00:37:08,269
‫نه، اون روز نه.

766
00:37:08,294 --> 00:37:09,915
‫نه، شما نهم سپتامبر ‫اخراجش کردین.

767
00:37:09,940 --> 00:37:10,881
‫درسته؟

768
00:37:10,906 --> 00:37:12,088
‫درست به نظر میاد.

769
00:37:12,113 --> 00:37:13,254
‫پس یادتونه که

770
00:37:13,279 --> 00:37:14,645
‫هفت روز بعد از ملاقات باهاش،

771
00:37:14,670 --> 00:37:15,748
‫اخراجش کردین،

772
00:37:16,515 --> 00:37:18,297
‫ولی هیچی از صحبت‌هاتون
‫یادتون نیست.

773
00:37:18,322 --> 00:37:19,624
‫اعتراض دارم. ‫این سؤال
.پرسیده و جواب داده شده

774
00:37:19,649 --> 00:37:20,950
‫لطفاً به سؤال جواب بدین.

775
00:37:20,975 --> 00:37:22,029
‫ولی ایشون اعتراض کرد.

776
00:37:22,054 --> 00:37:23,716
‫عنوان خوبیه برای ‫کتاب خاطراتت، لئو.

777
00:37:23,741 --> 00:37:26,024
‫اینجا جلسه شهادته، ‫نه دادگاه.

778
00:37:26,049 --> 00:37:27,233
‫باید جواب بدین.

779
00:37:29,206 --> 00:37:30,408
‫یادم نیست.

780
00:37:30,889 --> 00:37:32,837
‫ملوین پریچر هم
‫همون هفته اخراج شد.

781
00:37:32,862 --> 00:37:33,760
‫درست نیست؟

782
00:37:33,785 --> 00:37:34,694
‫بله.

783
00:37:34,719 --> 00:37:36,396
‫خب چرا این دوتا پرستار ‫اخراج شدن؟

784
00:37:41,206 --> 00:37:44,036
‫بیمارستان داشت یه سری
‫تعدیل نیرو انجام می‌داد.

785
00:37:44,061 --> 00:37:45,002
‫جدی؟ عجیبه.

786
00:37:45,027 --> 00:37:46,039
‫سوابق کارگزینی نشون می‌ده

787
00:37:46,064 --> 00:37:47,785
‫که تعدیل نیرو یه سال
‫قبلش تموم شده بوده.

788
00:37:48,082 --> 00:37:50,188
‫جکی لمانچک یکی از
‫بهترین پرستارهای شما بود.

789
00:37:50,213 --> 00:37:51,194
‫چرا اخراج شد؟

790
00:37:51,219 --> 00:37:52,641
‫اون پرستار برتر نبود.

791
00:37:52,666 --> 00:37:54,263
‫پرستارهای برتر‫ قانون رو زیر پا نمی‌ذارن.

792
00:37:54,288 --> 00:37:55,630
‫اوه، پس حالا فقط ‫یه پرستار بد نیست.

793
00:37:55,655 --> 00:37:57,156
‫اون یه مجرمه.
‫‫اوه، بی‌خیال.

794
00:37:57,181 --> 00:38:00,317
‫جهت اطلاع شما،
‫اون 15 بار قانون هیپا رو نقض کرد.

795
00:38:00,342 --> 00:38:01,434
‫خودش این بلا رو سر خودش آورد.

796
00:38:01,459 --> 00:38:02,393
‫فکر کردم گفتین

797
00:38:02,418 --> 00:38:04,082
‫یادتون نمیاد در مورد ‫چی صحبت کردین.

798
00:38:04,107 --> 00:38:07,241
‫حقیقت اینه که شما دقیقاً
‫می‌دونین در مورد چی صحبت کردین.

799
00:38:07,266 --> 00:38:09,557
‫معلومه که یادتونه، ‫چون تا سر
حد مرگ ‫شما رو ترسونده بود.

800
00:38:09,582 --> 00:38:10,787
‫به هیچ‌وجه.

801
00:38:11,284 --> 00:38:13,476
‫آیا سهام تشویقی بخشی از
‫بسته حقوقی شماست؟

802
00:38:13,501 --> 00:38:15,360
‫اعتراض دارم.
.به دلیل بی‌ربط بودن سؤال

803
00:38:15,385 --> 00:38:16,242
‫یه بار دیگه می‌پرسم.

804
00:38:16,267 --> 00:38:18,579
‫آیا سهام تشویقی بخشی از
‫بسته حقوقی شماست؟

805
00:38:21,328 --> 00:38:22,361
‫بله.

806
00:38:23,734 --> 00:38:25,075
‫چه زمانی قابل واگذاری می‌شن؟

807
00:38:26,309 --> 00:38:27,723
‫بعد از دو سال ‫کار در شرکت.

808
00:38:27,748 --> 00:38:29,970
‫سهام شما در سال 2013
‫قابل واگذاری شده.

809
00:38:29,995 --> 00:38:31,946
‫ من از گزارش‌های فصلی شما ‫می‌بینم

810
00:38:31,971 --> 00:38:34,790
‫که از اون موقع تا حالا و
‫در 41 فصل گذشته،

811
00:38:34,815 --> 00:38:38,106
‫شما هیچ اقدامی برای فروش
‫یا معامله این دارایی‌ها نکردین.

812
00:38:38,131 --> 00:38:39,211
‫درسته؟

813
00:38:39,783 --> 00:38:40,773
‫بله.

814
00:38:40,798 --> 00:38:42,194
‫تا پنجم سپتامبر،

815
00:38:44,920 --> 00:38:48,106
‫سه روز بعد از ملاقاتتون ‫با جکی لمانچک

816
00:38:48,957 --> 00:38:51,099
‫و یه روز بعد از ملاقات ‫با مدیرعاملتون،

817
00:38:51,124 --> 00:38:52,065
‫ویلفرد کیلی،

818
00:38:52,090 --> 00:38:54,117
‫اعتراض دارم، بی‌ربطه.
‫ایشون اعتراض رو ثبت کردن.

819
00:38:54,142 --> 00:38:57,874
‫آقای مانفرد، جکی لمانچک
‫تو اون جلسه چی به شما گفت

820
00:38:57,899 --> 00:38:59,885
‫که باعث شد بخواین تمام
‫اون سهام رو رد کنین بره؟

821
00:38:59,910 --> 00:39:01,491
‫شدیداً اعتراض دارم.

822
00:39:03,960 --> 00:39:05,125
‫می‌فهمم.

823
00:39:05,378 --> 00:39:08,076
‫الان دارین با خودتون فکر می‌کنین،
‫نمی‌خوام اخراج بشم.

824
00:39:08,374 --> 00:39:09,805
‫چیزی که باید بهش فکر کنین

825
00:39:09,830 --> 00:39:11,108
‫اینه که اوضاع چقدر بدتر می‌شه

826
00:39:11,133 --> 00:39:12,922
‫وقتی به جرم سوءاستفاده از
‫اطلاعات داخلی متهم بشین.

827
00:39:12,947 --> 00:39:15,812
‫اون موقع دیگه فقط جریمه‌های
‫مدنی ‫علیه بیمارستان نیست.

828
00:39:16,176 --> 00:39:19,288
‫برای شما حبس داره، برنی.

829
00:39:22,586 --> 00:39:24,457
‫ولی من فقط یه ‫وکیل فرصت‌طلبم.

830
00:39:25,801 --> 00:39:26,993
‫من چی می‌دونم؟

831
00:39:29,125 --> 00:39:31,065
‫این حقیقت نداره که ‫جکی لمانچک

832
00:39:31,090 --> 00:39:33,328
‫نگرانی‌هاش رو در مورد
‫ملوین پریچر پیش شما آورد،

833
00:39:33,353 --> 00:39:35,095
‫که اون آگاهانه و عامدانه

834
00:39:35,120 --> 00:39:36,863
‫باعث مرگ دانی ری بلک شده؟
‫‫این مسخره‌ست.

835
00:39:36,888 --> 00:39:38,270
‫اعتراض دارم.
‫آزار و اذیت شاهد.

836
00:39:38,295 --> 00:39:40,406
‫چی می‌تونسته گفته باشه ‫که
بخواین سهام تو شرکت رو بفروشین؟

837
00:39:40,431 --> 00:39:42,433
‫کمیته بافت هیچ مدرکی
‫دال بر تخلف پیدا نکرد.

838
00:39:45,150 --> 00:39:46,560
‫کارمون اینجا تمومه؟
‫‫تمومه؟

839
00:39:46,585 --> 00:39:48,025
‫نشنیدی چی گفتم؟
‫هیچ قصور پزشکی‌ای در کار نبود.

840
00:39:48,050 --> 00:39:49,208
‫دیگه حرف نزن.

841
00:39:49,233 --> 00:39:51,252
‫مدارک تا 24 ساعت دیگه ‫آماده باشن، لئو،

842
00:39:51,277 --> 00:39:53,252
‫وگرنه درخواست جریمه می‌کنیم.

843
00:39:55,194 --> 00:39:56,288
‫خوش برگشتی.

844
00:39:56,801 --> 00:39:58,040
‫چه اتفاقی افتاد؟

845
00:39:58,347 --> 00:40:00,989
‫تو همین الان اصل محرمانگی
‫در مورد کمیته بافت رو نادیده گرفتی.

846
00:40:04,688 --> 00:40:06,418
‫مانفرد کارمون رو خراب کرد.
‫اون خراب کرد؟

847
00:40:06,443 --> 00:40:07,288
‫یا تو؟

848
00:40:07,313 --> 00:40:08,196
‫من؟

849
00:40:08,221 --> 00:40:09,240
‫اون چه اشتباهی کرد، سارا؟

850
00:40:09,265 --> 00:40:10,735
‫مانفرد احساساتی شد.

851
00:40:10,760 --> 00:40:11,660
‫مانفرد نه، برد.

852
00:40:11,685 --> 00:40:12,452
‫لئو.

853
00:40:12,477 --> 00:40:13,899
‫اون چه اشتباهی کرد، سارا؟

854
00:40:13,924 --> 00:40:15,146
‫زیادی اعتراض کرد.

855
00:40:15,171 --> 00:40:16,432
‫چرا این مشکل‌سازه؟

856
00:40:16,457 --> 00:40:17,959
‫چون موکل مجبوره جواب بده.

857
00:40:17,984 --> 00:40:19,726
‫پس وقتی مکرراً اعتراض می‌کنی،
‫به طرف مقابل نشون می‌دی

858
00:40:19,751 --> 00:40:21,297
‫که ما نگران این موضوع هستیم.

859
00:40:21,322 --> 00:40:22,397
‫ممنون.

860
00:40:22,627 --> 00:40:24,553
‫دادگاه مثل یه ‫مذاکره گروگان‌گیریه،

861
00:40:24,578 --> 00:40:26,400
‫فقط تویی که تصمیم می‌گیری
‫چه نقشی رو بازی کنی.

862
00:40:26,425 --> 00:40:28,847
‫تو گروگانی
‫یا اونی که اسلحه دستشه؟

863
00:40:29,208 --> 00:40:31,680
‫یه بار برای ثبت در سابقه
‫اعتراض می‌کنی.

864
00:40:31,985 --> 00:40:33,935
‫ولی وقتی برای بار سوم ‫اعتراض می‌کنی،

865
00:40:33,960 --> 00:40:35,481
‫اونم به این شدت،

866
00:40:35,506 --> 00:40:37,343
‫یعنی اسلحه رو دادی دست طرف

867
00:40:37,368 --> 00:40:39,370
‫و خودتم رفتی
 کنار بقیه ‫گروگان‌ها وایسادی!

868
00:40:41,246 --> 00:40:42,708
‫شاید فتیشت اینه که
‫تسلیم بشی، برد.

869
00:40:42,733 --> 00:40:43,817
‫نمی‌دونم.

870
00:40:44,358 --> 00:40:46,841
‫یه چیزی بهم می‌گه ‫سارا دلش می‌خواد
.اسلحه دست اون باشه

871
00:40:50,607 --> 00:40:51,548
‫متأسفم.

872
00:40:51,573 --> 00:40:52,554
‫منو تو تله انداخت.

873
00:40:52,579 --> 00:40:53,579
...من

874
00:40:54,017 --> 00:40:55,040
...من

875
00:41:08,843 --> 00:41:09,956
‫یه لحظه صبر کن.

876
00:41:10,504 --> 00:41:12,326
‫اینجا نوشته 11 تا دکتر

877
00:41:12,351 --> 00:41:13,641
‫تو کمیته بافت هستن،

878
00:41:13,666 --> 00:41:16,465
‫و جکی اولین ‫و تنها پرستاری بوده
‫که تاحالا قبول کردن.

879
00:41:16,490 --> 00:41:17,832
‫صبر کن. اینو ببین.

880
00:41:17,857 --> 00:41:19,332
‫شش عضو کمیته رأی دادن

881
00:41:19,357 --> 00:41:21,306
‫به تحقیقات گسترده‌تر
‫در مورد مرگ دانی ری.

882
00:41:21,331 --> 00:41:22,499
‫اصلاً می‌دونستیم ‫رأی‌گیری شده؟

883
00:41:22,524 --> 00:41:23,625
‫نه، نمی‌دونستیم.

884
00:41:23,650 --> 00:41:25,753
‫بچه‌ها، پیداش کردم.

885
00:41:25,778 --> 00:41:27,040
‫همونیه که فکر می‌کردیم؟

886
00:41:27,407 --> 00:41:29,090
‫آره، ولی...

887
00:41:29,115 --> 00:41:29,809
‫ولی چی؟

888
00:41:29,834 --> 00:41:31,016
‫ضدحال نزن بهمون دیگه.

889
00:41:31,041 --> 00:41:33,229
‫خب، جکی فقط اسم
‫دانی ری بلک رو نمیاره.

890
00:41:33,254 --> 00:41:34,105
‫خب؟

891
00:41:34,130 --> 00:41:35,191
‫می‌گه معتقده که

892
00:41:35,216 --> 00:41:37,470
‫این ممکنه
بخشی از ‫یه الگوی بزرگ‌تر باشه.

893
00:41:38,236 --> 00:41:39,344
‫یعنی چی؟

894
00:41:39,369 --> 00:41:40,710
‫جلسه رو متوقف کردن.

895
00:41:40,735 --> 00:41:42,923
‫رئیس کمیته فرستادتش
‫پیش برنی مانفرد.

896
00:41:42,948 --> 00:41:43,907
‫اوه، صبر کن.

897
00:41:43,932 --> 00:41:46,638
‫مانفرد، جکی رو به خاطر
‫نقض قانون هیپا اخراج کرد، درسته؟

898
00:41:46,663 --> 00:41:47,884
‫آره، 15 مورد.

899
00:41:47,909 --> 00:41:49,339
‫این چیزیه که ترسوندتش.

900
00:41:50,812 --> 00:41:52,794
‫دانی ری یکی از اون 15 تا پرونده بوده.

901
00:41:52,819 --> 00:41:55,084
‫یه پرستار قاتل
‫که زنجیره‌ای آدم می‌کشته.

902
00:41:55,547 --> 00:41:57,281
‫ما به یه قایق بزرگ‌تر ‫احتیاج داریم.

903
00:41:58,035 --> 00:41:59,111
‫نه.

904
00:41:59,734 --> 00:42:01,611
‫باید جکی لمانچک ‫رو پیدا کنیم.

905
00:42:04,271 --> 00:42:24,271
  جديدترين اخبار فيلم و سريال در کانال تلگرام و پیج اینستاگرام :
  .:: @MiraMovie1 ::.
  .:: @myZedMovie ::.

