﻿1
00:00:04,004 --> 00:00:05,640
...آنچه در ‫قسمت قبل گذشت

2
00:00:05,665 --> 00:00:06,840
‫واسه بردن چی کم داریم؟

3
00:00:06,865 --> 00:00:08,468
‫باید جکی لمانچک رو پیدا کنیم.

4
00:00:08,493 --> 00:00:09,604
‫جکی؟

5
00:00:11,888 --> 00:00:12,907
‫جکی، وایسا!

6
00:00:12,932 --> 00:00:15,039
‫من وکیل دات بلک‌م، مادر دانی ری بلک.

7
00:00:15,064 --> 00:00:16,097
‫حرفتو باور دارم.

8
00:00:16,504 --> 00:00:18,253
‫شرمنده‌م، کاری از دستم برنمیاد.

9
00:00:19,096 --> 00:00:20,898
‫ اینورا آفتابی نشو، سارا.

10
00:00:20,923 --> 00:00:22,689
...‫از آدمایی مثل لئو فاصله بگیر

11
00:00:23,933 --> 00:00:24,894
و ‫مثل من.

12
00:00:24,919 --> 00:00:27,855
‫اون یارو برگ برنده‌مون تو این پرونده بود.

13
00:00:28,563 --> 00:00:30,974
‫یه تفنگ دادم دستت، تهش یه نفر مُرد.

14
00:00:30,999 --> 00:00:32,891
.این کاریه که دوستا برای هم می‌کنن

15
00:00:32,916 --> 00:00:34,465
‫داریم قید پرونده رو می‌زنیم.
.بیشتر از اینم لازم نیست بدونی

16
00:00:34,490 --> 00:00:35,913
‫نمی‌تونی این کارو بکنی.

17
00:00:35,938 --> 00:00:37,242
‫راستش، اختیارش با تو نیست.

18
00:00:37,267 --> 00:00:38,023
‫ببخشید؟

19
00:00:38,048 --> 00:00:39,896
‫دات با جی لایمن استون قرارداد بست.

20
00:00:39,921 --> 00:00:40,965
‫تو رو اخراج کرد،

21
00:00:41,656 --> 00:00:42,667
.با من قرارداد بست

22
00:00:43,038 --> 00:00:44,807
‫فکر کردی خودت تنهایی از پسش برمیای؟

23
00:00:44,832 --> 00:00:45,933
‫ می‌دونم که برمیاد.

24
00:00:49,873 --> 00:00:52,204
‫ببین، اوضاع ردیف می‌شه. باشه؟
.پرونده‌مون حرف نداره

25
00:00:52,229 --> 00:00:53,910
‫این کارت غلطه.

26
00:00:55,403 --> 00:00:57,600
‫پرستارش یه قاتل سریالیه...
.نمی‌تونیم تو دادگاه ثابتش کنیم

27
00:00:57,625 --> 00:00:58,672
‫اون یکی پرستار دانی ری رو دزدیده...

28
00:00:58,697 --> 00:01:01,169
‫شاهد نداریم، مدرک نداریم.
‫حداقل دو نفر دیگه رو کشته تا بتونه...

29
00:01:01,194 --> 00:01:02,986
.نمی‌تونیم برای هیئت منصفه ثابتش کنیم
‫که پسرِ موکل‌مون رو کشته!

30
00:01:03,011 --> 00:01:05,065
‫دراموند درخواست جریمه‌مون رو می‌کنه،
‫قاضی هم قبول می‌کنه و ما هم باختیم!

31
00:01:06,517 --> 00:01:08,086
‫اونا خبر داشتن. بیمارستان خبر داشت.

32
00:01:08,111 --> 00:01:09,911
‫روشو ماست‌مالی کردن.
.رودی، نمی‌تونی اینو ثابت کنی

33
00:01:11,423 --> 00:01:12,482
‫این حقیقته.

34
00:01:12,507 --> 00:01:13,982
‫حقیقت کیلویی چنده!

35
00:01:14,007 --> 00:01:15,217
‫چطوری روت می‌شه اینو بگی؟

36
00:01:15,529 --> 00:01:17,356
‫بدون شهادت جکی...
.اون فقط ترسیده

37
00:01:17,381 --> 00:01:19,075
‫هر چرندی که تو بیانیه‌ی آغازینت بگی،

38
00:01:19,100 --> 00:01:20,960
‫رودی، باید بتونی تو دادگاه ثابتش کنی.

39
00:01:20,985 --> 00:01:22,717
‫ما که مدرکی نداریم...
‫پرونده‌های کمیته پزشکی رو داریم.

40
00:01:22,742 --> 00:01:24,476
‫اون پرونده‌ها فقط ثابت می‌کنه
که جکی شک کرده بوده

41
00:01:24,501 --> 00:01:26,629
‫که ملوین داشته مریضاشو می‌کشته، حالیته؟

42
00:01:26,654 --> 00:01:28,170
‫کمیته هم حرفشو باور نکرد.

43
00:01:28,195 --> 00:01:29,874
‫حالا اون مدرک داره. خودش خودِ مدرکه.

44
00:01:29,899 --> 00:01:31,433
‫آره، ولی ما که اونو نداریم!

45
00:01:31,458 --> 00:01:33,268
‫آره، ولی این فقط یه اهمال‌کاری ساده نبود، دِک!

46
00:01:33,293 --> 00:01:35,235
‫فقط به حرفم گوش کن.
.خواهش می‌کنم، گوش کن

47
00:01:35,260 --> 00:01:36,274
‫گوش کن.

48
00:01:38,193 --> 00:01:41,352
‫بیانیه‌ی آغازین تو،
یه جور قرارداد با هیئت منصفه‌ست

49
00:01:41,377 --> 00:01:43,947
‫که باید قول‌هایی که می‌دی رو ثابت کنی.

50
00:01:44,454 --> 00:01:46,199
‫اگه زیر قولت بزنی...

51
00:01:47,755 --> 00:01:48,871
‫فاتحه‌مون خونده‌س.

52
00:01:51,365 --> 00:01:52,700
‫ کاش بروزر اینجا بود.

53
00:01:54,000 --> 00:02:00,000
<b><font color="#00abfd"> دانلود فیلم و سریال با زیرنویس چسبیده 
  ..:: MiraMovie.Top ::..</font></b>
  <b><font color="#FFC947"> ..:: MyZed.Top ::..</font></b>

54
00:02:00,687 --> 00:02:02,397
‫رودی، خودت که می‌دونی از 10 سالگی

55
00:02:02,422 --> 00:02:04,063
‫تو خواب و خیالم می‌دیدم که وکیل شدم.

56
00:02:06,603 --> 00:02:08,298
‫می‌دونی وقتی نگات می‌کنم چی می‌بینم؟

57
00:02:08,791 --> 00:02:10,160
‫بی‌خیال، چی...

58
00:02:12,232 --> 00:02:14,217
‫همون مردی که همیشه آرزو داشتم باشم.

59
00:02:18,213 --> 00:02:19,468
‫تو از پسش برمیای.

60
00:02:20,704 --> 00:02:22,331
‫نه، برنمیام.

61
00:02:24,312 --> 00:02:25,256
‫خب،

62
00:02:25,979 --> 00:02:27,128
.تنها امیدمون تویی

63
00:02:38,542 --> 00:02:39,554
‫می‌دونی چیه؟ فقط...

64
00:02:39,579 --> 00:02:41,180
‫فقط یه ثانیه بهم وقت بده.

65
00:02:41,421 --> 00:02:42,451
‫وایسا، بده من اونو.

66
00:02:43,131 --> 00:02:45,579
‫نمی‌ذارم با یه کارتن مقوایی
. راه بیفتی بری تو دادگاه

67
00:02:46,054 --> 00:02:48,294
‫می‌تونستیم به جاش
.بریم یه صبحونه‌ای بزنیم

68
00:02:48,319 --> 00:02:49,644
‫من که چیزی از گلوم پایین نمی‌ره.

69
00:02:50,663 --> 00:02:52,307
‫بالاخره هر چیزی یه بار اولی داره دیگه.

70
00:03:10,724 --> 00:03:12,653
‫آماده‌ای این آشغال‌ها رو جمع کنیم؟

71
00:03:13,293 --> 00:03:14,479
‫شک نکن.

72
00:03:15,122 --> 00:03:16,162
‫خیلی‌خب.

73
00:03:21,607 --> 00:03:23,178
‫چی کار می‌کنی؟ بیا دیگه.

74
00:03:23,203 --> 00:03:26,239
‫من تو آزمون وکالت رد شدم،
.پس نمی‌تونم از این مانع رد شم

75
00:03:28,736 --> 00:03:30,180
‫به من گوش کن. من همینجام.

76
00:03:30,205 --> 00:03:31,901
‫من دقیقاً پشت سرتم، حله؟

77
00:03:33,040 --> 00:03:34,050
‫می‌دونم.

78
00:03:40,259 --> 00:03:42,161
‫شما دو تا هنوز رفیقین؟

79
00:03:42,721 --> 00:03:43,742
‫البته.

80
00:03:44,585 --> 00:03:46,192
‫چند روزه داریم سرش کل‌کل می‌کنیم.

81
00:03:46,217 --> 00:03:47,660
‫تهش به چی رسیدین؟

82
00:03:48,465 --> 00:03:51,074
‫شکایتی که تنظیم کردیم سر قصور پزشکیه.

83
00:03:51,099 --> 00:03:53,881
‫قتل رو نمی‌تونیم ثابت کنیم،
.مدرک بیشتری نداریم

84
00:03:54,961 --> 00:03:56,040
‫ولی...

85
00:03:56,817 --> 00:03:58,507
‫حرف آخر رو تو می‌زنی.

86
00:03:58,915 --> 00:03:59,964
‫موکل تویی.

87
00:04:00,725 --> 00:04:02,364
‫تو هم وکیل منی.

88
00:04:03,312 --> 00:04:05,788
‫یه چیزی در موردت فهمیدم رودی،

89
00:04:05,813 --> 00:04:08,426
‫اینه که تو همیشه کار درست رو می‌کنی.

90
00:04:09,308 --> 00:04:10,555
‫بهت اعتماد دارم.

91
00:04:16,389 --> 00:04:17,897
‫سارا.
‫‫هوم؟

92
00:04:18,600 --> 00:04:20,214
‫امروز اومدیم اینجا چی کار کنیم؟

93
00:04:21,114 --> 00:04:22,689
‫خونشو بریزیم کف زمین.

94
00:04:23,673 --> 00:04:25,627
‫دختر کوچولومون داره بزرگ می‌شه، برد.

95
00:04:26,380 --> 00:04:27,412
‫لئو.

96
00:04:30,233 --> 00:04:32,028
‫لئو.
‫‫خوشحالم که خودتو رسوندی.

97
00:04:33,050 --> 00:04:34,933
‫سارا.
‫‫صبح بخیر آقای کیلی.

98
00:04:34,958 --> 00:04:35,955
‫خوشحالم دوباره می‌بینمت.

99
00:04:35,980 --> 00:04:37,018
.برخیزید

100
00:04:37,043 --> 00:04:40,214
‫دادگاه عمومی، حوزه‌ی قضایی نهم

101
00:04:40,239 --> 00:04:41,906
‫جلسه‌ی خود را آغاز می‌کند.

102
00:04:41,931 --> 00:04:44,968
‫به ریاست قاضی محترم، لایزا مرداک.

103
00:04:45,989 --> 00:04:47,370
‫صبح همگی بخیر.

104
00:04:47,395 --> 00:04:49,390
‫صبح بخیر، عالیجناب.
‫‫صبح بخیر، قاضی.

105
00:04:49,859 --> 00:04:51,341
‫چه روز خوبیه برای شروع.

106
00:04:51,366 --> 00:04:53,076
‫یه نفر مُرده آقای دراموند.

107
00:04:53,101 --> 00:04:55,030
‫پس حواسمون به رفتارمون باشه.
‫‫حتماً، عالیجناب.

108
00:04:55,055 --> 00:04:57,028
‫متوجهم.
‫‫هیئت منصفه رو بیارید تو.

109
00:05:21,729 --> 00:05:23,523
‫چرا اینقدر شاکی شدی؟

110
00:05:23,548 --> 00:05:25,643
‫چون الان باید تو اون دادگاه می‌بودم.

111
00:05:26,129 --> 00:05:27,597
‫تشخیصم این بود.

112
00:05:27,622 --> 00:05:28,704
‫آره؟

113
00:05:28,729 --> 00:05:31,859
‫خب، همین تشخیصت تو رو انداخت زندان.

114
00:05:31,884 --> 00:05:34,481
‫آره، همین تشخیصم
.تو رو فرستاد دانشکده حقوق

115
00:05:38,846 --> 00:05:40,290
‫یا خدا.

116
00:05:46,565 --> 00:05:47,614
‫داره چی می‌گه؟

117
00:05:48,348 --> 00:05:50,414
‫گفت "ریختن اینجا".
‫‫گندش بزنن.

118
00:05:50,439 --> 00:05:52,009
‫اف‌بی‌آی! حکم داریم!

119
00:05:52,762 --> 00:05:54,524
‫برای تفتیش این مکان حکم داریم.

120
00:05:54,549 --> 00:05:55,532
‫شوخیت گرفته.

121
00:05:55,557 --> 00:05:57,307
‫خوشحالم دوباره می‌بینمت، خانم استون.

122
00:05:57,332 --> 00:06:00,375
‫کس دیگه‌ای هم تو ساختمونه؟
‫‫نه فقط خودمونیم.

123
00:06:00,968 --> 00:06:02,740
‫شماها واقعاً نوبرین.

124
00:06:19,619 --> 00:06:21,641
‫صبح بخیر. من رودی بیلور هستم.

125
00:06:22,123 --> 00:06:23,832
‫این اولین دادگاه منه.

126
00:06:24,260 --> 00:06:27,355
‫همین چند ماه پیش بود
.که هنوز داشتم حقوق می‌خوندم

127
00:06:28,335 --> 00:06:29,877
‫همونجا بود که با دات بلک آشنا شدم.

128
00:06:33,636 --> 00:06:35,972
‫دانشکده یه مرکز مشاوره‌ی حقوقی رایگان داشت،

129
00:06:35,997 --> 00:06:38,461
‫بیشتر برای شکایت‌های کوچیک بود،

130
00:06:38,486 --> 00:06:39,477
‫ولی دات...

131
00:06:41,192 --> 00:06:42,950
.مشکلش یه چیز دیگه بود

132
00:06:42,975 --> 00:06:44,098
‫اون...

133
00:06:44,745 --> 00:06:45,767
‫داغون بود

134
00:06:46,249 --> 00:06:47,917
‫چون پسرش، دانی ری،

135
00:06:47,942 --> 00:06:51,128
‫زیر دست دکترای
،بیمارستان نورث سیتی مُرده بود

136
00:06:51,153 --> 00:06:53,866
‫که یکی از
زیرمجموعه‌های "گریت بنفیت"ـه

137
00:06:53,891 --> 00:06:56,244
‫حالا، اونا ادعا می‌کنن
،که به خاطر اوردوز مواد مُرده

138
00:06:56,811 --> 00:07:00,029
‫من بهتون ثابت می‌کنم که دانی ری پاک بود

139
00:07:00,379 --> 00:07:02,356
‫و بیشتر از یه سال بود که پاکِ پاک بود.

140
00:07:02,883 --> 00:07:06,421
‫ثابت می‌کنم که بیمارستان و کارکناش

141
00:07:06,974 --> 00:07:09,669
‫تو مراقبت از دانی ری کوتاهی کردن.

142
00:07:11,451 --> 00:07:12,750
‫ثابت می‌کنم...

143
00:07:15,668 --> 00:07:16,738
‫به اینکه...

144
00:07:26,932 --> 00:07:28,039
‫این کار غلطه.

145
00:07:28,388 --> 00:07:29,923
‫نکن.
‫چی غلطه؟

146
00:07:33,702 --> 00:07:35,471
‫بیانیه‌ی آغازینم، عالیجناب.

147
00:07:35,496 --> 00:07:36,553
‫آقای بیلور؟

148
00:07:39,073 --> 00:07:41,008
‫این یه جور قرارداد
 با هیئت منصفه‌ست، مگه نه؟

149
00:07:44,562 --> 00:07:45,652
‫من دروغ گفتم.

150
00:07:46,434 --> 00:07:50,081
‫قضیه فقط این نیست
.که بیمارستان کوتاهی کرده

151
00:07:50,988 --> 00:07:53,586
‫نه، خیلی بدتر از این حرفا بود، خیلی بدتر.

152
00:07:58,835 --> 00:08:01,456
‫یه پرستار تو بیمارستان نورث سیتی
.پسرِ موکلم رو کشته

153
00:08:01,481 --> 00:08:02,780
‫آقای بیلور!

154
00:08:03,483 --> 00:08:07,256
‫نباید اعتراض کنیم؟
‫‫اسمش ملوین پریچره.

155
00:08:07,281 --> 00:08:08,231
‫آقای بیلور.

156
00:08:08,256 --> 00:08:09,640
‫ اون دانی ری بلک رو به قتل رسونده.

157
00:08:09,665 --> 00:08:11,342
‫ اون مردی که اونجا نشسته...
‫‫آقای بیلور.

158
00:08:11,367 --> 00:08:13,803
‫مدیرعامل، ویلفرد کیلی و چندتا...

159
00:08:13,828 --> 00:08:16,552
از مدیرای دیگه‌ش از قضیه خبر داشتن
...و ماست‌مالیش کردن

160
00:08:16,577 --> 00:08:17,633
‫آقای بیلور، کافیه دیگه.

161
00:08:17,658 --> 00:08:19,686
‫یه پرستار دیگه، جکی لمانچک،

162
00:08:19,711 --> 00:08:20,876
‫به پریچر شک کرده بود.

163
00:08:20,901 --> 00:08:24,280
‫آقای بیلور، مگه صدای چکش رو نمی‌شنوی؟
 ‫لئو، باید اعتراض کنیم،
.تو تجدیدنظر به دردمون بخوره

164
00:08:24,305 --> 00:08:26,471
‫وقتی دشمنت داره خودزنی می‌کنه،
‫ولش کن به حال خودش.

165
00:08:26,496 --> 00:08:29,346
‫دانی ری بلک به قتل رسیده.
‫‫آقای بیلور، دارم بهت اخطار می‌دم.

166
00:08:29,371 --> 00:08:30,712
‫اونا خبر داشتن. ماست‌مالیش کردن.

167
00:08:31,205 --> 00:08:32,507
‫کافیه دیگه، آقای بیلور.

168
00:08:32,532 --> 00:08:34,484
‫مگه صدای چکش رو نشنیدی؟
‫‫ این خودِ حقیقته.

169
00:08:34,982 --> 00:08:37,852
‫وکلا، همین الان تو دفتر من.

170
00:08:46,302 --> 00:08:49,772
‫اولین دادگاه من
 سر یه پرونده علیه یه قناد بود

171
00:08:49,797 --> 00:08:52,191
‫که کیک عروسی رو اشتباهی تحویل داده بود.

172
00:08:52,551 --> 00:08:54,591
‫اولین پرونده‌ی شما، آقای بیلور،

173
00:08:55,011 --> 00:08:57,455
‫علیه یه شرکت غوله.

174
00:08:57,480 --> 00:08:59,955
‫می‌تونم بفهمم چه فشاری روتونه.

175
00:09:00,322 --> 00:09:03,496
‫با این حال،
اون نمایشی که اون تو راه انداختین

176
00:09:03,521 --> 00:09:05,312
‫اصلاً در شأن این دادگاه نبود.

177
00:09:05,337 --> 00:09:07,695
‫وقتی چکش می‌زنم، باید خفه شی.

178
00:09:08,346 --> 00:09:10,559
‫تو جلسه‌ی رسیدگی به درخواست مدارکتون،

179
00:09:10,584 --> 00:09:13,895
‫قاضی کیپلر بهتون فرصت داد
.شکواییه‌تون رو اصلاح کنید

180
00:09:14,295 --> 00:09:16,885
‫شما و همکارتون، خانم استون، قبول نکردین.

181
00:09:17,192 --> 00:09:19,101
‫بله خب، مدارک جدیدی رو شده، عالیجناب.

182
00:09:19,126 --> 00:09:22,179
‫که به ادعای شما مربوط به چندین فقره قتله.

183
00:09:22,204 --> 00:09:24,940
‫و شما هم فوراً اونو
به وکیل طرف مقابل ارائه نکردین

184
00:09:24,965 --> 00:09:26,535
‫و به دادگاه هم خبر ندادین؟

185
00:09:26,560 --> 00:09:29,745
‫اوه، به جاش تو بیانیه‌ی آغازینتون
.برای همه‌مون کمین کردین

186
00:09:29,770 --> 00:09:32,541
‫این مدرک جدیدتون دیگه چه کوفتیه؟

187
00:09:33,965 --> 00:09:34,989
‫اون... چیزه...

188
00:09:36,930 --> 00:09:38,269
‫هنوز به دستم نرسیده.

189
00:09:39,811 --> 00:09:41,221
‫شما بفرمایید لئو،

190
00:09:41,625 --> 00:09:43,826
‫چون راستشو بخواین
.من دیگه زبونم بند اومده

191
00:09:43,851 --> 00:09:45,428
‫ما تا الان بر این اساس کار می‌کردیم

192
00:09:45,453 --> 00:09:46,720
‫که داریم از خودمون در برابر

193
00:09:46,745 --> 00:09:49,165
‫یه پرونده‌ی قصور پزشکی معمولی دفاع می‌کنیم.

194
00:09:49,190 --> 00:09:51,651
‫اینکه اینجوری رو دست بخوریم
 و جلوی هیئت منصفه

195
00:09:51,676 --> 00:09:54,733
‫به موکلم تهمت زده بشه،
اونم با یه سری حرفای بی‌اساس

196
00:09:54,758 --> 00:09:56,913
‫در مورد مدرکی که اصلاً ندیدیم...

197
00:09:56,938 --> 00:09:59,575
‫و خود آقای بیلور هم
...اعتراف می‌کنه که هنوز ندارتش

198
00:09:59,600 --> 00:10:02,294
.این کار یه آماتوره و تهِ ناشی‌گری‌ه

199
00:10:02,916 --> 00:10:04,413
‫اگه همچین مدرکی وجود داره،

200
00:10:04,438 --> 00:10:06,684
‫باید همین الان و همینجا رو کنه.

201
00:10:07,041 --> 00:10:09,540
‫در غیر این صورت، با توجه به این
‫رفتار افتضاحی که کرده،

202
00:10:09,565 --> 00:10:12,354
‫و البته ضرر جبران‌ناپذیری که به موکلم زده،

203
00:10:12,379 --> 00:10:15,191
‫تقاضا می‌کنم کل این پرونده رو
‫به عنوان جریمه‌ی تحت "قانون 37"

204
00:10:15,216 --> 00:10:16,989
‫مختومه اعلام کنید.

205
00:10:18,173 --> 00:10:19,462
‫سخته که باهاش مخالفت کرد.

206
00:10:21,047 --> 00:10:23,049
‫آقای "بِیلور"،
‫شما حرفی برای گفتن دارید؟

207
00:10:23,074 --> 00:10:25,178
،‫ با احترام کامل، عالیجناب

208
00:10:25,203 --> 00:10:26,578
،شاید من تازه کار باشم

209
00:10:26,603 --> 00:10:28,304
‫اما فکر کنم برای رد کردن پرونده

210
00:10:28,329 --> 00:10:29,598
‫با این بهونه‌ها،

211
00:10:29,623 --> 00:10:31,640
‫باید رسماً حکم صادر کنید
‫که من سوء نیت داشتم.

212
00:10:31,665 --> 00:10:34,735
‫من آماده‌ام قسمی رو که
‫تحت "قانون 40" لازمه، بخورم

213
00:10:34,760 --> 00:10:37,680
‫که هدفم از این کار، ‫مورد خلافی نبوده.

214
00:10:38,125 --> 00:10:40,392
‫تمام درخواستم اینه
.که 48 ساعت بهم وقت بدید

215
00:10:41,041 --> 00:10:44,541
‫تا مدرکی رو که
.ادعای جدید رو ثابت می‌کنه، ارائه بدم

216
00:10:44,566 --> 00:10:45,653
...عالیجناب

217
00:10:47,042 --> 00:10:49,098
‫"آقای دراموند" ‫و همکاراش،

218
00:10:49,123 --> 00:10:51,880
‫شاید معتقد نباشن که
‫هدف دادگاه، کشف حقیقته.

219
00:10:51,905 --> 00:10:54,107
‫خواهش می‌کنم.
‫‫ولی من معتقدم.

220
00:10:55,896 --> 00:10:57,237
‫و فکر می‌کنم شما هم همینطور.

221
00:10:58,258 --> 00:11:00,961
‫وقتی رأی رو صادر کنم،
‫می‌فهمید به چی معتقدم.

222
00:11:05,099 --> 00:11:07,134
‫بهت 24 ساعت وقت می‌دم.
!‫عالیجناب

223
00:11:07,159 --> 00:11:10,880
‫هیئت منصفه رو مرخص می‌کنم.
.فقط یه فرصت داری، آقای بِیلور

224
00:11:11,385 --> 00:11:12,334
‫فقط یه فرصت.

225
00:11:12,359 --> 00:11:13,546
‫ممنون، عالیجناب.

226
00:11:20,793 --> 00:11:21,797
‫کارآگاه!

227
00:11:27,074 --> 00:11:28,257
‫باید باهاش حرف بزنم.

228
00:11:30,663 --> 00:11:31,744
.‫لطفاً

229
00:11:51,712 --> 00:11:53,654
‫بهش گفتم 5 دقیقه.

230
00:12:07,962 --> 00:12:09,797
‫همه بلند شین.

231
00:12:12,980 --> 00:12:13,979
‫بیا.

232
00:12:19,199 --> 00:12:21,750
 الآن میرسه، عالیجناب
‫‫شما کی هستین؟

233
00:12:21,775 --> 00:12:23,520
‫دک شیفلت، دستیار وکیل.

234
00:12:23,545 --> 00:12:24,720
‫وکیل قدرتمند؟

235
00:12:24,745 --> 00:12:25,985
‫بله، نه، دستیار.

236
00:12:26,010 --> 00:12:27,923
‫مثل یه کمک حقوقیه،
‫فقط دانشکده حقوق رفتم.

237
00:12:27,948 --> 00:12:29,718
‫فقط تو آزمون وکالت قبول نشدم.

238
00:12:29,743 --> 00:12:33,077
‫راستش فکر کنم
 کلاً آدم ‫آزمون دادن نیستم.

239
00:12:33,387 --> 00:12:35,322
‫حقیقتش اینه که... آه، رسید، عالیجناب.

240
00:12:35,347 --> 00:12:36,526
"‫"رودی بیلور

241
00:12:36,551 --> 00:12:39,119
آقای بِیلور، امیدوارم ‫مدارک جدیدی رو که گفتید

242
00:12:39,144 --> 00:12:40,848
‫برای اصلاح شکوائیه لازم بوده، ‫آورده باشید؟

243
00:12:40,873 --> 00:12:41,912
‫بله، عالیجناب.

244
00:12:41,937 --> 00:12:44,277
‫درخواست می‌کنیم "جکی لمانچک"
‫رو به جایگاه بیاریم.

245
00:12:44,910 --> 00:12:46,736
‫"لئو"، چه غلطی می‌کنی؟

246
00:12:49,877 --> 00:12:51,747
‫عالیجناب،
ما به این شاهد یهویی ‫اعتراض داریم

247
00:12:51,772 --> 00:12:53,382
‫و تقاضای حذف شهادتش رو داریم.

248
00:12:53,407 --> 00:12:55,627
‫عالیجناب، خانم "لمانچک"
‫تحت حمایت پلیس بوده،

249
00:12:55,652 --> 00:12:57,329
‫چون "ملوین پریچر"، پرستاری که

250
00:12:57,354 --> 00:12:59,297
‫فکر می‌کنیم "دانی رِی بلک" ‫رو کشته،

251
00:12:59,322 --> 00:13:01,242
‫ایشون رو دزدیده ‫و هنوز هم فراریه.

252
00:13:01,267 --> 00:13:03,739
‫اعتراض دارم، این حرفا مغرضانه‌ست.

253
00:13:03,764 --> 00:13:05,856
‫اینجا که هیئت منصفه نیست، آقای دراموند

254
00:13:05,881 --> 00:13:07,837
‫خودم از شاهد سؤال می‌کنم.

255
00:13:28,289 --> 00:13:29,456
‫خانم لمانچک،

256
00:13:30,246 --> 00:13:33,636
شاکی ‫ادعا می‌کنه مدیران "گریت بنفیت"

257
00:13:33,661 --> 00:13:36,493
‫با هم دسیسه کردن تا یه قتل
‫رو لاپوشونی و قایم کنن.

258
00:13:36,518 --> 00:13:38,959
‫شما مدرکی دارید که ‫این ادعا رو ثابت کنه؟

259
00:13:38,984 --> 00:13:40,829
‫من مدرک یه قتل رو ندارم.

260
00:13:41,193 --> 00:13:43,261
‫من مدرک 15 تا قتل رو دارم.

261
00:13:46,433 --> 00:13:48,995
‫و خب، ‫این مدرک چیه؟

262
00:13:49,641 --> 00:13:52,132
‫من داده‌های نارپِنس رو دارم، حرومزاده!

263
00:13:52,533 --> 00:13:54,381
‫اعتراض دارم، عالیجناب.

264
00:13:54,406 --> 00:13:56,167
‫اون فایل‌ها مال موکلمه.

265
00:13:56,192 --> 00:13:57,346
‫صبر کنید ببینم.

266
00:13:58,767 --> 00:14:00,237
‫"نارپِنس" چیه؟

267
00:14:00,262 --> 00:14:02,556
‫دستگاه "نارپنس" داروی ‫مخدر توزیع می‌کنه.

268
00:14:02,817 --> 00:14:05,127
‫"دانی رِی" یکی از 15 نفری بود
‫که مشکوک به اوردوز

269
00:14:05,152 --> 00:14:07,724
‫تو نورث سیتی بود
 و همه‌شون ‫یه چیز مشترک داشتن:

270
00:14:07,749 --> 00:14:09,892
‫"ملوین پریچر" پرستار اورژانس‌شون بود.

271
00:14:09,917 --> 00:14:12,156
‫تو هر کدوم از اون موارد،
اون ‫مورفین غیرمجاز از دستگاه

272
00:14:12,181 --> 00:14:15,372
‫درخواست کرده
و فوراً ‫اون تراکنش رو لغو کرده.

273
00:14:15,797 --> 00:14:17,314
‫لغو کرده یعنی چی؟

274
00:14:17,339 --> 00:14:18,701
‫خب، اگه لغوش کنی،

275
00:14:18,726 --> 00:14:20,693
‫کشو بعد از 3 ثانیه بسته می‌شه.

276
00:14:20,718 --> 00:14:22,556
‫این زمان کافیه که دارو رو برداری.

277
00:14:22,581 --> 00:14:24,135
‫اعتراض دارم، این حدس و گمانه.

278
00:14:24,160 --> 00:14:25,575
‫اینه مدرکتون؟

279
00:14:25,600 --> 00:14:27,744
‫یه پرستار چند تا
درخواست ‫مورفین رو لغو کرده؟

280
00:14:27,769 --> 00:14:31,264
‫عالیجناب، 2 یا 3 بار
ممکنه اتفاقی باشه، ولی 15 بار؟

281
00:14:32,431 --> 00:14:34,450
‫این فایل‌ها رو چجوری به دست آوردید؟

282
00:14:34,475 --> 00:14:37,016
‫خب، بعد از اینکه اخراج شدم،
‫برگشتم بیمارستان

283
00:14:37,041 --> 00:14:39,735
‫چون هنوز کارتم فعال بود،
‫ دانلودشون کردم.

284
00:14:40,147 --> 00:14:42,079
‫عالیجناب، این شاهد، ‫طبق حرف خودش،

285
00:14:42,104 --> 00:14:43,793
‫مرتکب دزدی ‫از اموال بیمارستان شده

286
00:14:43,818 --> 00:14:46,571
‫و حداقل 15 بار
 قانون  "هیپا" ‫رو زیر پا گذاشته.

287
00:14:46,850 --> 00:14:49,300
‫مدرکی که غیرقانونی به دست بیاد،
‫قابل قبول نیست.

288
00:14:49,800 --> 00:14:51,266
‫باشه.
‫به اندازه کافی شنیدم.

289
00:14:51,291 --> 00:14:53,028
‫ممنونم، خانم لمانچک.

290
00:14:53,608 --> 00:14:55,083
!صبرکنین، صبرکنین
‫همین؟

291
00:14:55,337 --> 00:14:57,808
‫عالیجناب، من حق دارم
در مورد ‫اعتراضم رأی بشنوم.

292
00:14:57,833 --> 00:14:58,941
‫بله، شما حق دارید.

293
00:14:59,227 --> 00:15:00,495
‫اعتراض وارده.

294
00:15:00,520 --> 00:15:01,760
‫چی؟
‫‫چی؟

295
00:15:03,023 --> 00:15:04,023
...اما

296
00:15:04,447 --> 00:15:06,143
‫ درخواست مختومه شدن پرونده ‫رد می‌شه.

297
00:15:06,168 --> 00:15:07,092
‫عالیجناب!

298
00:15:07,117 --> 00:15:08,439
‫اجازه می‌دم دادگاه ‫بر اساس

299
00:15:08,464 --> 00:15:10,166
هر دو تا ‫ادعای شاکی پیش بره.

300
00:15:10,191 --> 00:15:12,888
‫با این حال، چاره‌ای ندارم ‫جز اینکه،

301
00:15:12,913 --> 00:15:17,117
‫هم فلش مموری و هم هرگونه
‫شهادت در مورد اطلاعاتش رو حذف کنم.

302
00:15:17,142 --> 00:15:19,228
‫عالیجناب، این کل پرونده‌ی ماست.

303
00:15:19,253 --> 00:15:21,550
‫ترم یک دانشکده حقوق، آقای بیلور.

304
00:15:21,575 --> 00:15:23,243
‫اگه چیزی رو بدزدی یا قایم کنی،

305
00:15:23,268 --> 00:15:24,953
‫تو دادگاه من حق نداری رو کنی.

306
00:15:27,829 --> 00:15:29,910
‫پس درخواست می‌کنم طرف مقابل،

307
00:15:29,935 --> 00:15:32,671
‫تمام اطلاعات ذخیره‌شده
‫روی دستگاه‌های توزیع داروی

308
00:15:32,696 --> 00:15:36,824
‫"نارپنس" بیمارستان نورث سیتی ‫رو
از ژانویه 2013 ‫تا همین الان ارائه بده.

309
00:15:36,849 --> 00:15:38,718
‫متأسفانه، عالیجناب، به من گفتن

310
00:15:38,743 --> 00:15:41,105
‫طبق روال شرکت، ‫اون داده‌ها هر 90 روز

311
00:15:41,130 --> 00:15:42,572
کاملا ‫پاک می‌شن.

312
00:15:43,004 --> 00:15:44,031
‫باشه.

313
00:15:44,056 --> 00:15:46,627
‫بعد از ناهار، سخنرانی
‫آغازین طرف مقابل رو می‌شنویم.

314
00:15:46,907 --> 00:15:47,942
.ختم جلسه‌ی دادگاه

315
00:15:51,364 --> 00:15:52,829
‫چطوری می‌تونی برای این آدما کار کنی؟

316
00:15:52,854 --> 00:15:53,905
‫این یه دادگاهه، رودی.

317
00:15:53,930 --> 00:15:55,622
‫سعی کن قضیه رو ‫شخصی نکنی.

318
00:16:07,687 --> 00:16:09,011
‫ برای اون بوربون برگشتی؟

319
00:16:09,036 --> 00:16:10,814
‫اوه، اومدیم تا یه چیزی ‫بهت بدیم.

320
00:16:10,839 --> 00:16:12,406
‫واقعاً؟
‫شانس باهامه.

321
00:16:12,431 --> 00:16:14,400
‫چی دارین؟
‫‫مصونیت.

322
00:16:18,217 --> 00:16:20,930
‫این اتفاقا می‌افته. باید ‫بی‌خیالش بشی.

323
00:16:22,604 --> 00:16:24,408
‫یه کمم اضافه برات آوردم.

324
00:16:25,052 --> 00:16:28,322
‫ببین، من برای جنسی که
‫بهترین باشه امضا نکردم.

325
00:16:28,347 --> 00:16:32,050
‫نمی‌خوامم پولی بابتش بگیرم،
‫نه به خاطر اون دختر.

326
00:16:32,487 --> 00:16:34,262
‫آخه مرد، اون حقش این نبود.

327
00:16:35,321 --> 00:16:36,717
‫حق هیچ‌کدوم‌مون نیست.

328
00:16:42,679 --> 00:16:44,051
‫ما بچه‌هامون رو دوست داریم.

329
00:16:44,781 --> 00:16:46,156
‫در واقع، وقتی اشتباه می‌کنن،

330
00:16:46,181 --> 00:16:48,018
‫وظیفه‌ی ماست که
‫بیشتر هم دوسِشون داشته باشیم.

331
00:16:48,943 --> 00:16:50,820
‫امیدواریم و دعا می‌کنیم بتونن

332
00:16:51,886 --> 00:16:53,304
‫از مشکلات زندگی رد بشن

333
00:16:53,329 --> 00:16:54,847
‫و تسلیم وسوسه‌ها نشن

334
00:16:54,872 --> 00:16:57,124
‫و در نهایت، تصمیم‌های خوبی بگیرن.

335
00:16:58,746 --> 00:17:00,223
‫اما گاهی اوقات اینطور نمی‌شه.

336
00:17:02,168 --> 00:17:03,367
‫و گاهی...

337
00:17:05,545 --> 00:17:08,515
‫اون تصمیم‌ها منجر به چیزی
‫می‌شن که قابل تصور نیست.

338
00:17:10,920 --> 00:17:14,034
..."مثل وکیل با استعدادش،"دانی رِی بلک

339
00:17:14,059 --> 00:17:15,879
‫یه جوون با آینده‌ی درخشان بود.

340
00:17:16,850 --> 00:17:19,336
‫اما متأسفانه، داستان زندگیش ‫یه تراژدیه.

341
00:17:20,950 --> 00:17:22,719
حدس می‌زنم داستان ‫آقای بِیلور

342
00:17:22,744 --> 00:17:25,386
،تو یه مسیر طولانی و پر از موفقیت

343
00:17:26,005 --> 00:17:27,244
‫یه پیروزی بزرگ باشه...

344
00:17:29,683 --> 00:17:32,916
‫اما نه اینجا و نه امروز.

345
00:17:33,509 --> 00:17:37,044
‫اینکه وقتی یه تراژدی اتفاق می‌افته
‫دنبال یه تبهکار بگردیم،

346
00:17:37,832 --> 00:17:40,029
‫یه بخش طبیعی ‫از فرآیند سوگواریه.

347
00:17:41,276 --> 00:17:43,746
‫با این حال، دادگاه

348
00:17:44,206 --> 00:17:46,261
‫جای سوگواری نیست.

349
00:17:47,134 --> 00:17:50,425
‫اینجا، ما فقط با حقایق سر و کار داریم،

350
00:17:50,905 --> 00:17:52,257
‫نه احساسات،

351
00:17:53,315 --> 00:17:54,783
‫نه اتفاقات تصادفی.

352
00:17:55,642 --> 00:17:57,217
‫اینجا هیچ تبهکاری وجود نداره.

353
00:17:59,829 --> 00:18:01,717
‫اینجا فقط یه مادره که عاشق پسرش بوده،

354
00:18:03,284 --> 00:18:05,954
‫و دکترا و پرستارای قهرمانی

355
00:18:05,979 --> 00:18:07,514
‫که تلاش کردن نجاتش بدن.

356
00:18:09,422 --> 00:18:10,469
‫ممنونم.

357
00:18:16,040 --> 00:18:17,339
‫اون یارو، فقط پسر منو نکشته.

358
00:18:18,232 --> 00:18:21,477
‫اون 14 نفر دیگه رو هم کشته.

359
00:18:21,502 --> 00:18:24,543
‫شما می‌گید هیئت منصفه
‫هیچ‌وقت در مورد این قضیه چیزی نمی‌شنوه؟

360
00:18:24,981 --> 00:18:27,316
‫فعلاً تمرکزمون رو بذاریم رو شما و شهادتتون.

361
00:18:27,341 --> 00:18:29,161
‫دات، اون سس مخصوص رو خواستی، درسته؟

362
00:18:29,186 --> 00:18:31,732
‫تو سینی نوشیدنی‌هاست.
‫‫اوه، عجب چیزی.

363
00:18:32,989 --> 00:18:35,157
‫اگه اون 15 نفر رو کشته،

364
00:18:35,182 --> 00:18:36,922
‫یعنی 15 تا خانواده عزیزشون ‫رو از دست دادن.

365
00:18:36,947 --> 00:18:39,347
‫دات، شما هفته‌ی دیگه
‫باید بری رو صندلی شهادت.

366
00:18:39,372 --> 00:18:40,949
‫ می‌رم دستامو بشورم.

367
00:18:50,939 --> 00:18:52,950
‫توام داری به چیزی که
‫من فکر می‌کنم، فکر می‌کنی؟

368
00:18:52,975 --> 00:18:54,581
‫بعید می‌دونم.

369
00:18:55,262 --> 00:18:56,746
‫باید بریم باهاشون قرارداد ببندیم.

370
00:18:56,771 --> 00:18:58,167
‫موکل بیشتر می‌خوای؟

371
00:18:58,606 --> 00:19:01,222
‫اگه متوجه نشدی،
اوضاع ‫اصلاً خوب پیش نمیره.

372
00:19:02,119 --> 00:19:03,977
‫به این میگن "اصل آیزنهاور".

373
00:19:04,871 --> 00:19:05,913
‫آیزنهاور؟

374
00:19:05,938 --> 00:19:07,873
‫وقتی یه مشکلی داری که ‫حل نمی‌شه،

375
00:19:07,898 --> 00:19:09,165
‫بزرگترش کن.

376
00:19:09,190 --> 00:19:12,194
‫اگه نذارن "جکی" در مورد اون مدرک ‫صحبت کنه،

377
00:19:12,219 --> 00:19:14,847
‫هیئت منصفه هیچ‌وقت
‫از بقیه خانواده‌ها خبردار می‌شن؟

378
00:19:24,371 --> 00:19:25,627
‫رودی، حالت خوبه؟

379
00:19:29,953 --> 00:19:31,557
‫باید با بقیه خانواده‌ها ‫قرارداد ببندیم.

380
00:19:31,582 --> 00:19:33,483
‫جهت اطلاع، این ایده من بود.

381
00:19:33,508 --> 00:19:34,723
‫اگه اونا موکلمون بشن،

382
00:19:34,748 --> 00:19:36,861
‫ به تمام ‫پرونده‌های
.بیمارای اونا دسترسی پیدا می‌کنیم

383
00:19:36,886 --> 00:19:40,355
‫بزرگش کن! دک، تو یه وکیل قدرتمندی!

384
00:19:40,380 --> 00:19:42,229
‫حدس بزن کی لیست اسمای اونا رو داره؟

385
00:19:43,927 --> 00:19:45,726
‫کسی هست اینو توضیح بده؟

386
00:19:46,921 --> 00:19:49,197
‫اگه به نمایندگی از
‫تموم خانواده‌های دیگه شکایت کنیم،

387
00:19:49,222 --> 00:19:52,039
‫اون موقع می‌تونیم یه الگو ‫رو ثابت کنیم.

388
00:19:56,009 --> 00:19:57,041
‫هوم.

389
00:20:00,956 --> 00:20:02,291
‫اونا بهت پیشنهاد صلح دادن.

390
00:20:03,450 --> 00:20:05,063
‫معلومه که ‫پیشنهاد صلح دادن.

391
00:20:07,536 --> 00:20:09,356
‫پس حرفی برای گفتن نداریم.

392
00:20:09,677 --> 00:20:11,393
‫فکر می‌کنی دستگاه شنود ‫به خودم وصل کردم؟

393
00:20:11,418 --> 00:20:12,435
‫واقعاً؟

394
00:20:13,888 --> 00:20:15,530
‫من دخترتم، احمق.

395
00:20:16,168 --> 00:20:17,368
‫فقط به همین خاطر،

396
00:20:17,393 --> 00:20:18,950
‫بهتره هیچی ندونی.

397
00:20:18,975 --> 00:20:21,388
‫کاش اون شب که منو
‫کشوندی تو این ماجرا،

398
00:20:21,413 --> 00:20:23,370
‫یه کم از اون
حمایتهای پدرانه ‫نصیبم می‌شد.

399
00:20:24,066 --> 00:20:25,386
‫از من چی می‌خوای؟

400
00:20:26,252 --> 00:20:28,044
‫اون یه دختر داشت، بابا.

401
00:20:28,735 --> 00:20:30,771
‫ این قضیه برات ‫هیچ اهمیتی نداره؟

402
00:20:31,795 --> 00:20:38,795


403
00:20:39,741 --> 00:20:42,459
‫فکر می‌کنی چه اتفاقی افتاد، "جاسلین"؟

404
00:20:43,753 --> 00:20:45,281
‫فکر می‌کنم قرار بود تو و "پرینس"

405
00:20:45,306 --> 00:20:48,188
‫اونو از کشور خارج کنین
 و ‫اوضاع از کنترل خازج شده.

406
00:20:49,224 --> 00:20:50,877
‫یا "لئو" برنامه‌ رو عوض کرد.

407
00:20:51,870 --> 00:20:53,827
‫تو این کارو کردی، بابا؟

408
00:21:01,807 --> 00:21:03,467
‫من خیلی کارها کردم،

409
00:21:04,405 --> 00:21:06,064
‫اما من اون زن رو نکشتم.

410
00:21:08,335 --> 00:21:10,304
‫و نباید مجبور باشم اینو به تو بگم.

411
00:21:21,042 --> 00:21:22,492
‫سلام، بله، خانم "کلنسی"؟

412
00:21:22,517 --> 00:21:23,885
‫اسم من "رودی بِیلور"ئه.

413
00:21:23,910 --> 00:21:25,595
‫آقای "آلوارز"،
‫اسم من "دک شیفلت"ئه.

414
00:21:25,620 --> 00:21:27,320
‫من دستیار حقوقی
‫"جِی لایمن استون" هستم.

415
00:21:27,345 --> 00:21:28,352
‫ما معتقدیم شوهرتون...

416
00:21:28,377 --> 00:21:30,121
‫دختر شما ممکنه قربانی ‫یه الگو شده باشه.

417
00:21:30,146 --> 00:21:32,449
‫الگویی از سهل‌انگاری ‫و حتی سوء رفتار

418
00:21:32,474 --> 00:21:34,896
‫که بیمارستان آگاهانه
‫و عمدی سرپوش گذاشته.

419
00:21:34,921 --> 00:21:36,889
‫کی بهتون گفته
‫نمی‌تونین در موردش حرف بزنین؟

420
00:21:36,914 --> 00:21:39,250
‫کِی این پیشنهاد رو بهتون دادن؟
‫‫سه هفته پیش؟

421
00:21:39,275 --> 00:21:40,710
‫نه، می‌دونین چیه؟
‫بذار حدس بزنم.

422
00:21:41,203 --> 00:21:42,263
‫سه هفته پیش بود؟

423
00:21:42,288 --> 00:21:44,379
‫آقای "آلوارز"، گوش کنین،
‫ممنونم که وقت گذاشتین،

424
00:21:44,404 --> 00:21:47,075
‫اما یادتون میاد ‫اسم وکیلی که
اومد ‫شما رو ببینه چی بود؟

425
00:21:47,508 --> 00:21:49,364
‫نه، توافق ‫به شما اجازه نمی‌ده

426
00:21:49,389 --> 00:21:50,991
‫تو دادخواهی ما ‫شرکت کنین.

427
00:21:51,016 --> 00:21:52,391
‫ببخشید وقتتونو گرفتیم.

428
00:21:53,833 --> 00:21:54,925
‫همون داستان همیشگی.

429
00:21:54,950 --> 00:21:56,132
‫وکیل "تینلی بریت" پیداش می‌شه...

430
00:21:56,157 --> 00:21:58,418
‫رودی. ‫
یه چک دستشه،‫همه‌شون با قیمت پایین،

431
00:21:58,443 --> 00:21:59,898
‫فقط به قیمت اینکه ‫دهنشون بسته بمونه.
.رودی

432
00:21:59,923 --> 00:22:00,832
‫چیه؟

433
00:22:01,497 --> 00:22:03,832
‫نفر قبلی اسم وکیلی که
‫اومده بود پیشش رو بهم گفت.

434
00:22:04,072 --> 00:22:05,093
‫خب؟

435
00:22:06,113 --> 00:22:07,158
‫"سارا" بوده.

436
00:22:10,664 --> 00:22:13,043
‫"تینلی بریت"
بزرگترین ‫موسسه حقوقی تو ایالته.

437
00:22:13,068 --> 00:22:15,866
‫ الان داریم از طرف
‫بیمارستان نورث سیتی دفاع می‌کنیم.

438
00:22:16,714 --> 00:22:18,176
‫این یه پرونده‌ی ‫کاملاً معمولی و روتینه.

439
00:22:18,201 --> 00:22:19,903
‫بیمارستان‌ها همیشه
‫تحت پیگرد قانونی قرار می‌گیرن.

440
00:22:19,928 --> 00:22:21,179
‫خودت می‌دونی که اوضاع چجوریه.

441
00:22:21,204 --> 00:22:23,460
‫ من فقط ‫یه همکار تازه‌کارم،

442
00:22:23,485 --> 00:22:25,862
‫بیشتر کارم تحقیق در مورد
‫شاهدهای پرونده‌ست.

443
00:22:26,797 --> 00:22:28,790
‫بعد از اینکه فهمیدم
...‫چه بلایی سرتون اومده

444
00:22:28,815 --> 00:22:31,953
‫نمی‌تونستم از خودم نپرسم که آیا شما

445
00:22:31,978 --> 00:22:34,693
‫علاقه دارین گزینه‌های حقوقی‌تون
‫رو بررسی کنین یا نه.

446
00:22:35,530 --> 00:22:37,538
‫بیا رو راست باشیم، "امبر".

447
00:22:37,984 --> 00:22:39,655
‫شما فقط به خاطر "جکی" اینجایید.

448
00:22:48,589 --> 00:22:50,552
‫هی، حالتون چطوره، رفقا؟

449
00:22:50,838 --> 00:22:55,007
‫امروز احتمالاً
تا حالا مهم‌ترین ‫پست من باشه.

450
00:22:55,551 --> 00:22:58,221
‫دقیقاً یک سال پیش
چنین روزی بود که از خواب بیدار شدم

451
00:22:58,246 --> 00:23:00,646
‫می‌دونین،
...فکر می‌کردم ‫تحملم بالاست،ولی

452
00:23:01,276 --> 00:23:03,050
‫ مواد ‫بهم غلبه کرد، و...

453
00:23:03,075 --> 00:23:05,595
‫ خب در نهایت پاک شدم.

454
00:23:06,153 --> 00:23:09,501
‫و این یک سال سخت‌ترین

455
00:23:10,124 --> 00:23:12,939
‫و پربارترین سفر زندگی من بوده.

456
00:23:20,577 --> 00:23:21,638
‫خانم "بلک"...

457
00:23:22,503 --> 00:23:24,433
‫"دانی رِی" کِی این ویدیو رو ‫منتشر کرد؟

458
00:23:29,877 --> 00:23:32,747
‫سه روز قبل از اینکه بره بیمارستان.

459
00:23:35,257 --> 00:23:36,963
‫من بهش افتخار می‌کردم...

460
00:23:38,027 --> 00:23:40,160
‫بهش افتخار می‌کنم.

461
00:23:42,356 --> 00:23:43,892
‫با اجازه نزدیک بشم، عالیجناب.

462
00:23:45,326 --> 00:23:47,590
‫این مدرک شماره 3 شاکیه.

463
00:23:47,904 --> 00:23:50,028
‫این همون گزارشیه که
‫از بیمارستان دریافت کردین.

464
00:23:52,042 --> 00:23:53,608
‫بله، همین نامه‌ست.

465
00:23:53,868 --> 00:23:55,471
‫لطفاً قسمت هایلایت‌شده رو بخونید.

466
00:24:00,717 --> 00:24:03,890
‫"علت مرگ، آنفولانزا،

467
00:24:04,900 --> 00:24:07,138
‫همراه با 6-اِم‌اِی‌اِم "

468
00:24:08,215 --> 00:24:12,153
‫ آیا... گزارش
توضیح داده ‫که 6-اِم‌اِی‌اِم چیه؟

469
00:24:12,981 --> 00:24:14,256
‫می‌گه هروئینه.

470
00:24:15,323 --> 00:24:18,491
‫اما تو گوگل نوشته
‫ممکنه مورفین هم باشه.

471
00:24:19,223 --> 00:24:21,488
‫آیا شما باور دارید ‫که پسرتون به خاطر

472
00:24:22,356 --> 00:24:24,996
‫اوردوز هروئین فوت کرده؟
‫‫اعتراض دارم!

473
00:24:25,021 --> 00:24:27,657
‫عالیجناب، من نظر تخصصی ‫نمی‌خوام،

474
00:24:28,235 --> 00:24:30,161
‫فقط نظر مادری رو می‌خوام
‫که پسرش رو می‌شناسه.

475
00:24:31,351 --> 00:24:33,962
‫شاهد می‌تونه درباره چیزی
‫که مشاهده کرده، شهادت بده.

476
00:24:35,576 --> 00:24:38,079
‫پسر من یک سال و سه روز بود
‫که اون کوفت رو

477
00:24:38,104 --> 00:24:40,947
‫به بازوش تزریق نکرده بود.

478
00:24:42,408 --> 00:24:44,244
‫پس چطور ممکنه ‫با هروئین مرده باشه؟

479
00:24:46,713 --> 00:24:47,752
‫ممنونم.

480
00:24:48,155 --> 00:24:49,374
‫سؤال دیگه‌ای ندارم.

481
00:24:57,102 --> 00:24:58,137
‫هی.

482
00:24:58,566 --> 00:24:59,598
‫آفرین.

483
00:25:00,979 --> 00:25:03,438
‫خانم "بلک"، اول از همه

484
00:25:03,463 --> 00:25:06,029
‫می‌خوام تسلیت ‫صمیمانه خودمو عرض کنم.

485
00:25:06,054 --> 00:25:07,583
‫مطمئنم که این کارو می‌کنی.

486
00:25:07,924 --> 00:25:11,107
‫لطفاً فقط به سؤالات ‫پاسخ بدید، خانم "بلک".

487
00:25:11,132 --> 00:25:13,134
‫پس ایشونم باید
‫به پرسیدن سؤال بسنده کنه.

488
00:25:13,159 --> 00:25:14,167
‫منصفانه‌ست.

489
00:25:14,595 --> 00:25:18,334
‫خانم "بلک"، در طول مبارزه
‫طولانی پسرتون با اعتیاد به هروئین،

490
00:25:18,694 --> 00:25:19,883
‫چند بار پسرتون

491
00:25:20,342 --> 00:25:23,807
بهتون گفت ‫که پاک شده،
اما بعداً ‫فهمیدین که اینطور نبوده؟

492
00:25:27,743 --> 00:25:28,775
‫پنج بار.

493
00:25:30,314 --> 00:25:31,931
شما الان شهادت دادید

494
00:25:31,956 --> 00:25:35,360
‫که پسرتون
یک سال قبل ‫از مرگش پاک بوده.

495
00:25:35,669 --> 00:25:36,871
‫از کجا اینو می‌دونین؟

496
00:25:40,207 --> 00:25:44,289
‫آیا حقیقت نداره که
‫فقط چون اون بهتون گفته، می‌دونین؟

497
00:25:47,681 --> 00:25:49,702
‫بله، اما من...
‫‫سؤال دیگه‌ای ندارم.

498
00:26:17,758 --> 00:26:19,410
‫سلام.
‫‫سلام.

499
00:26:19,435 --> 00:26:20,868
‫برات دو دست کت و شلوار آوردم.

500
00:26:20,893 --> 00:26:22,267
‫لازم نبود برام بخری...

501
00:26:22,292 --> 00:26:25,506
‫اوه، نخریدم. یکی بهم لطف کرد.

502
00:26:28,463 --> 00:26:31,112
‫فکر می‌کردم یه سری به ‫دادگاه بزنی.

503
00:26:32,726 --> 00:26:36,037
‫آره، خب،
نمی‌خواستم ‫تمرکزت رو بهم بزنم.

504
00:26:36,803 --> 00:26:38,238
‫از این بدتر که نمی‌شد.

505
00:26:41,302 --> 00:26:42,377
‫شنیدم.

506
00:26:43,572 --> 00:26:45,106
‫می‌دونی، این پرونده

507
00:26:45,131 --> 00:26:47,791
‫همیشه یه ماهی کوچیک بوده
‫که ادای نهنگ رو درمی‌آورده.

508
00:26:47,816 --> 00:26:49,926
‫می‌دونی قضیه چیه؟
‫من اون مدارک رو دارم.

509
00:26:50,786 --> 00:26:52,953
‫پرونده‌های "نارپنس"
‫همه چیز رو ثابت می‌کنه،

510
00:26:52,978 --> 00:26:54,450
‫اما نمی‌تونم ازشون استفاده کنم.

511
00:26:54,475 --> 00:26:56,162
‫قبلاً تلاش کردم ‫از راه دیگه به دستشون بیارم.

512
00:26:56,750 --> 00:26:59,079
‫دستگاه هر 90 روز ‫خودشو پاک می‌کنه.

513
00:26:59,104 --> 00:27:00,107
‫کی اینو گفته؟

514
00:27:01,513 --> 00:27:02,545
‫"لئو"؟

515
00:27:03,157 --> 00:27:05,734
‫بی‌خیال، رودی،
من بهتر از اینا ‫بهت یاد دادم.

516
00:27:05,759 --> 00:27:07,882
‫اون تو دادگاه
‫نمی‌تونه دروغ بگه، "بروزر".

517
00:27:07,907 --> 00:27:08,920
‫چرا نتونه؟

518
00:27:13,334 --> 00:27:15,111
‫دوباره "جکی" رو بفرست
‫روی صندلی شهادت.

519
00:27:15,136 --> 00:27:16,121
‫قاضی قبلاً گفته...

520
00:27:16,146 --> 00:27:18,580
‫گوش کن،
آیا متخصص بهتری ‫برای این دستگاه

521
00:27:18,605 --> 00:27:21,775
‫نسبت به پرستاری که هر روز
‫ازش استفاده می‌کنه، وجود داره؟

522
00:27:25,124 --> 00:27:26,124
...رودی

523
00:27:26,364 --> 00:27:29,581
‫تو داشتی سعی می‌کردی ‫یه لاپوشانی
رو ثابت کنی ‫که قبلاً اتفاق افتاده.

524
00:27:29,917 --> 00:27:32,447
‫به هیئت منصفه نشون بده
‫که هنوزم داره اتفاق می‌افته.

525
00:27:33,504 --> 00:27:36,447
‫"لئو"، اون احمقِ "بِرد"...

526
00:27:37,197 --> 00:27:40,769
‫اون دوست دخترت...
‫همه‌شون تو این قضیه شریکن.

527
00:27:40,794 --> 00:27:43,732
‫قاضی ممکنه به جرم اهانت ‫منو بندازه زندان.

528
00:27:44,351 --> 00:27:45,352
‫خب که چی؟

529
00:27:45,534 --> 00:27:46,891
‫قبلاً هم زندان بودی.

530
00:27:47,499 --> 00:27:48,499
‫جون سالم به در بردی.

531
00:27:50,335 --> 00:27:51,628
‫می‌دونی مشکلت چیه؟

532
00:27:52,796 --> 00:27:54,590
‫هنوز فکر می‌کنی یکی از اونایی.
‫

533
00:27:57,426 --> 00:27:58,637
‫تو یکی از مایی، عزیزم.

534
00:28:09,305 --> 00:28:10,665
‫تیم جکی لمانچک،

535
00:28:11,590 --> 00:28:13,722
‫اطلاعات مالی، سوابق شغلی،
‫شبکه‌های اجتماعی.

536
00:28:13,747 --> 00:28:15,488
‫هرگونه شکایات بیماران ‫رو می‌خوام،

537
00:28:15,513 --> 00:28:17,525
‫چه اونا رو مستقیماً درمان کرده باشه
‫چه نکرده باشه.

538
00:28:17,550 --> 00:28:19,230
‫تیم "دانی رِی" من کجاست؟

539
00:28:19,948 --> 00:28:22,185
‫ صدا و تصویر برای "لئو"
‫رو تا یه ساعت دیگه می‌خوام.

540
00:28:22,210 --> 00:28:24,017
‫به پنج تا کلیپ برتر ‫محدودش کنین.

541
00:28:30,540 --> 00:28:31,620
‫تیم داره سخت کار می‌کنه.

542
00:28:31,645 --> 00:28:33,234
‫تا یه ساعت دیگه یه چیزی ‫بهت می‌دن.

543
00:28:34,004 --> 00:28:35,623
‫شما دو تا ‫در مورد چی برنامه می‌چینید؟

544
00:28:36,506 --> 00:28:38,750
‫سارا یه سری نظریه
‫در مورد "جکی لمانچک" داره.

545
00:28:39,063 --> 00:28:40,063
‫واقعاً؟

546
00:28:44,102 --> 00:28:45,467
.دیوونه یا هرزه

547
00:28:45,492 --> 00:28:47,684
‫یا دیوونه‌ست و داره خیال‌بافی می‌کنه،

548
00:28:47,709 --> 00:28:49,696
‫یا یه هرزه‌ست
و نمی‌شه ‫بهش اعتماد کرد.

549
00:28:50,229 --> 00:28:53,129
‫دیوونه یا هرزه یه روش دفاعی
.‫برای آزار جنسیه،‫ نه قصور پزشکی

550
00:28:53,154 --> 00:28:54,523
‫ما باید اعتبارشو از بین ببریم.

551
00:28:54,548 --> 00:28:56,815
‫لئو، تو قبلاً ‫لمانچک رو خنثی کردی.

552
00:28:56,840 --> 00:28:58,346
‫اگه اینجوری بری سراغش،

553
00:28:58,371 --> 00:28:59,862
‫ممکنه هیئت منصفه ‫علیه‌ت بشن.

554
00:28:59,887 --> 00:29:02,175
‫من نمی‌رم سراغش. ‫خودش می‌ره.

555
00:29:02,608 --> 00:29:03,777
‫جدی نمی‌گی.

556
00:29:03,802 --> 00:29:05,947
‫سارا سؤالات متقاطع رو
‫زن به زن انجام می‌ده.

557
00:29:07,595 --> 00:29:08,804
‫بهتره دست به کار شی.

558
00:29:15,523 --> 00:29:18,125
‫اون یه همکار پایینه.
‫من تو مسیر شریک شدنم.

559
00:29:18,150 --> 00:29:20,391
‫درسته، چون تو ‫یه بازیکن تیمی هستی،

560
00:29:20,416 --> 00:29:22,774
‫و منم یه کار مهم‌تر ‫برات دارم که انجام بدی.

561
00:29:46,830 --> 00:29:48,856
‫"لئو" زیادی ترسیده ‫که خودشو نشون بده؟

562
00:29:48,881 --> 00:29:49,892
‫سرش شلوغه.

563
00:29:50,391 --> 00:29:51,449
‫همه چیز اونجاست.

564
00:29:54,928 --> 00:29:56,208
‫پس این یعنی خداحافظی.

565
00:29:57,364 --> 00:29:58,694
‫قراره همدیگه رو بغل کنیم؟

566
00:30:18,520 --> 00:30:20,730
‫خانم لمانچک، می‌تونین بگین ‫"نارپنس" چیه؟

567
00:30:20,755 --> 00:30:23,104
‫اعتراض دارم!
‫‫آقای بِیلور، اصلاً خوشم نمیاد.

568
00:30:23,129 --> 00:30:24,412
‫عالیجناب، من دارم خانم لمانچک

569
00:30:24,437 --> 00:30:26,094
‫رو به عنوان شاهد متخصص
‫دستگاه "نارپنس" معرفی می‌کنم.

570
00:30:26,119 --> 00:30:27,421
‫ایشون پرستارن، ‫نه تکنسین.

571
00:30:27,446 --> 00:30:28,878
‫قانون 702، عالیجناب.

572
00:30:28,903 --> 00:30:30,673
‫ایشون بیش از ده ساله
‫از این دستگاه استفاده کرده،

573
00:30:30,698 --> 00:30:32,207
‫و به پرستارای جدید
‫آموزش استفاده ازش رو می‌ده.

574
00:30:32,232 --> 00:30:33,423
‫ایشون رو به عنوان متخصص

575
00:30:33,448 --> 00:30:35,104
‫فقط در مورد نحوه کارکرد ‫دستگاه قبول می‌کنم.

576
00:30:35,129 --> 00:30:36,754
‫خانم لمانچک، ‫آیا تا به حال مجبور شدید

577
00:30:36,779 --> 00:30:38,154
‫به گزارش‌های
اطلاعاتی نارپنس دسترسی پیدا کنید؟‫

578
00:30:38,179 --> 00:30:39,292
‫دفعات زیاد...
‫عالیجناب!

579
00:30:39,317 --> 00:30:42,021
‫آقای بِیلور، اگه جای شما بودم،
‫خیلی مراقب بودم.

580
00:30:43,645 --> 00:30:46,661
‫این دستگاه اطلاعاتش رو ‫تا چه مدت
‫قبل از پاک کردن نگهداری می‌کنه؟

581
00:30:46,686 --> 00:30:48,046
‫هرگز پاک نمی‌کنه.

582
00:30:52,849 --> 00:30:55,711
‫این نامه رو به عنوان ‫مدرک شماره 5 شاکی،

583
00:30:56,064 --> 00:30:58,705
‫که امروز صبح
‫از شرکت "نارپنس" برای من ایمیل شده،

584
00:30:59,300 --> 00:31:00,869
‫به عنوان مدرک ارائه می‌کنم.

585
00:31:00,894 --> 00:31:02,664
‫لطفاً قسمت هایلایت‌شده رو بخونین.

586
00:31:03,997 --> 00:31:06,033
‫ "سیستم نارپنس"
بدون وارد کردن ‫کد اصلی

587
00:31:06,058 --> 00:31:07,826
.‫نمی‌تونه اطلاعات خودشو پاک کنه

588
00:31:07,851 --> 00:31:11,138
‫که فقط در اختیار ‫تعداد معدودی
از مدیران ارشد ‫بیمارستانه.

589
00:31:11,163 --> 00:31:12,643
‫وکلا، نزدیک بشید.

590
00:31:14,473 --> 00:31:16,132
‫آماده باش.
‫به زودی نوبت توئه.

591
00:31:17,296 --> 00:31:18,311
‫شروع شد.

592
00:31:18,716 --> 00:31:21,603
‫آقای "دراموند"، به نظر من
‫موکل شما شواهد این پرونده رو

593
00:31:21,628 --> 00:31:23,713
‫پنهان کرده و بدتر از اون،

594
00:31:23,738 --> 00:31:25,795
‫آگاهانه و عامدانه ‫اونا رو از بین برده.

595
00:31:25,820 --> 00:31:27,550
‫به من گفته بودن ‫که اطلاعات پاک شده.

596
00:31:27,575 --> 00:31:28,800
‫ما یه کپی ازش داریم، عالیجناب.

597
00:31:28,825 --> 00:31:30,207
‫اون مدرک ‫رد شده بود.

598
00:31:30,232 --> 00:31:31,701
‫این قبل از این بود که موکل شما

599
00:31:31,726 --> 00:31:33,406
‫شروع کنه با این دادگاه ‫بازی کردن.

600
00:31:33,728 --> 00:31:35,517
مدرکتون رو ارائه کنید، ‫آقای بِیلور

601
00:31:35,542 --> 00:31:36,517
.خودشه

602
00:31:37,231 --> 00:31:40,401
‫خانم لمانچک، بگید
.شب مرگ "دانی رِی" چه اتفاقی افتاد

603
00:31:41,143 --> 00:31:42,325
‫وقتی علائم حیاتی‌ش افت کرد،

604
00:31:42,350 --> 00:31:43,725
‫من تو راهرو دویدم، و

605
00:31:43,750 --> 00:31:45,917
دیدم ‫"مِلوین پریچر" داره
‫از اتاق خارج می‌شه.

606
00:31:45,942 --> 00:31:48,077
‫این کار از دو جهت ‫برام عجیب بود.

607
00:31:48,102 --> 00:31:50,043
‫یکی اینکه اون پرستار اورژانسه.

608
00:31:50,068 --> 00:31:51,918
‫نباید اونجا می‌بود.
‫‫و دوم؟

609
00:31:51,943 --> 00:31:55,057
‫خب، وقتی علائم حیاتی بیمار افت می‌کنه،
‫یعنی حالش داره بد می‌شه،

610
00:31:55,082 --> 00:31:58,052
‫مثل حمله قلبی، سکته،
‫یه وضعیت فاجعه‌بار.

611
00:31:59,245 --> 00:32:00,473
‫ما پرستاریم.

612
00:32:00,830 --> 00:32:02,464
‫وقتی این اتفاق می‌افته
‫از اتاق خارج نمی‌شیم.

613
00:32:02,489 --> 00:32:03,489
‫تو اتاق می‌مونیم.

614
00:32:03,514 --> 00:32:05,631
‫و چرا حال "دانی رِی" ‫بد شده بود؟

615
00:32:05,656 --> 00:32:07,558
‫خب، مسئله همین‌جاست.
‫نباید حالش بد می‌شد.

616
00:32:07,583 --> 00:32:09,757
‫ما داشتیم درمانش می‌کردیم
‫و وضعیتش ثابت بود.

617
00:32:10,602 --> 00:32:12,288
‫فقط یه آنفولانزای شدید گرفته بود.

618
00:32:12,773 --> 00:32:14,759
‫اعتراض دارم، فقط ‫حدس و گمانه.

619
00:32:14,784 --> 00:32:16,257
‫ایشون پرستاره. ‫حدس و گمان نمی‌زنه.

620
00:32:16,282 --> 00:32:18,615
‫داره تشخیص می‌ده.
‫‫قبول می‌کنم.

621
00:32:19,106 --> 00:32:20,974
‫مرگ به دلیل اوردوز مواد ‫اعلام شد،

622
00:32:20,999 --> 00:32:22,282
‫که منطقی نبود.

623
00:32:22,719 --> 00:32:25,423
‫بنابراین کمی تحقیق کردم
‫و 14 مورد دیگه پیدا کردم

624
00:32:25,448 --> 00:32:28,626
‫که بیمار ‫دچار اوردوز شده، در حالی که
تو پرونده‌اش ‫گفته شده بود حالش پایدار شده.

625
00:32:28,651 --> 00:32:31,539
‫"مِلوین پریچر" در تمام این موارد
‫عامل مشترک بود.

626
00:32:31,564 --> 00:32:32,931
‫بعدش چی شد؟

627
00:32:33,253 --> 00:32:35,557
‫من شکایاتمو بردم
 پیش ‫کمیته بازنگری همکاران،

628
00:32:35,582 --> 00:32:37,966
‫اما اونا اینو
‫یه اتفاق تصادفی دونستن.

629
00:32:37,991 --> 00:32:41,696
‫بنابراین رفتم پیش "بِرنی مانفرد"،
‫معاون تضمین کیفیت.

630
00:32:41,721 --> 00:32:44,272
‫حتماً سپاسگزار بوده
‫که این اطلاعات رو ‫بهش دادید.

631
00:32:44,297 --> 00:32:45,655
‫منو اخراج کرد.

632
00:32:50,242 --> 00:32:52,800
‫روی صفحه خلاصه‌ای از داده‌هایی هست

633
00:32:52,825 --> 00:32:54,487
‫که از دستگاه‌های ‫"نارپنس" برداشتین.

634
00:32:54,512 --> 00:32:55,663
‫چه چیزی رو داریم می‌بینیم؟

635
00:32:55,688 --> 00:32:57,817
‫این لیستی از 15 دستور مورفینه

636
00:32:57,842 --> 00:32:59,351
‫که توسط "مِلوین پریچر" ثبت شده،

637
00:32:59,376 --> 00:33:01,713
‫هر کدوم در روزی که
‫یه بیمار بر اثر اوردوز فوت کرده.

638
00:33:01,738 --> 00:33:03,881
‫چرا بعد از هر کدوم ‫یه لغو وجود داره؟

639
00:33:03,906 --> 00:33:05,954
‫یعنی تصمیم گرفتی ‫دارو رو مصرف نکنی.

640
00:33:05,979 --> 00:33:08,838
‫اما وقتی لغو می‌کنی، ‫سه ثانیه فرصت داری

641
00:33:08,863 --> 00:33:09,876
‫تا کشو بسته بشه.

642
00:33:09,901 --> 00:33:12,125
‫آیا این زمان برای برداشتن دارو کافیه؟

643
00:33:12,612 --> 00:33:13,659
‫بله.

644
00:33:15,450 --> 00:33:17,123
‫آخرین بار کی اونو دیدین؟

645
00:33:18,331 --> 00:33:20,539
‫وقتی منو توی انبار حبس کرد.

646
00:33:21,769 --> 00:33:24,639
‫"مِلوین" منو دزدید تا سعی کنه
‫اون لیست رو به دست بیاره.

647
00:33:27,341 --> 00:33:28,962
‫سؤال دیگه‌ای ندارم، ‫عالیجناب.

648
00:33:30,963 --> 00:33:33,133
‫"سارا پلنکمور" برای دفاعیه حاضرم،
‫عالیجناب.

649
00:33:36,224 --> 00:33:38,695
‫خانم لمانچک، ‫آیا در واقع شما به خاطر

650
00:33:38,720 --> 00:33:41,386
‫دزدیدن اطلاعات و نقض
‫رازداری بیمار اخراج نشدین؟

651
00:33:41,411 --> 00:33:43,165
‫اونا اینو گفتن...
‫‫و شکایات شما

652
00:33:43,190 --> 00:33:45,058
‫هم توسط کمیته‌ای از دکترها

653
00:33:45,083 --> 00:33:47,938
‫و معاون بیمارستان
‫که ناظر بر مراقبت بیماره رد شده.

654
00:33:47,963 --> 00:33:49,731
‫آیا این بهمون نمی‌گه ‫که این اتهامات

655
00:33:49,756 --> 00:33:51,373
‫بی‌اساس هستن؟
‫‫نه.

656
00:33:51,398 --> 00:33:53,467
‫چیزی که بهمون می‌گه اینه
‫که اونا داشتن سعی می‌کردن

657
00:33:53,492 --> 00:33:54,764
‫اتفاق افتاده رو پنهان کنن.

658
00:33:55,469 --> 00:33:58,138
‫شما سابقه اتهامات
‫بی‌اساس رو دارید، درسته؟

659
00:33:58,163 --> 00:33:59,849
‫چرا چارلی استارم ‫با شما به هم زد؟

660
00:33:59,874 --> 00:34:00,901
‫اعتراض دارم، بی‌ربطه.

661
00:34:00,926 --> 00:34:03,788
‫عالیجناب، این به اعتبار شاهد
 ‫و شخصیت اخلاقی ایشون ‫ربط داره.

662
00:34:04,359 --> 00:34:05,509
‫اعتراض وارد نیست.

663
00:34:06,139 --> 00:34:08,443
‫آیا حقیقت نداره که
‫چارلی به خاطر این با شما به هم زد

664
00:34:08,468 --> 00:34:10,267
‫که بارها بهش تهمت خیانت زدید؟

665
00:34:10,292 --> 00:34:11,961
‫نه، دلایل ‫دیگه‌ای هم وجود داشت...

666
00:34:11,986 --> 00:34:13,764
‫آیا هرگز اونو ‫در حال خیانت گرفتین،

667
00:34:13,789 --> 00:34:15,495
‫پیام‌های کثیف، ‫عکس‌های پنهانی؟
‫نه، نه.

668
00:34:15,520 --> 00:34:17,288
‫جدایی‌ سخته، مگه نه؟

669
00:34:17,905 --> 00:34:20,775
‫اونقدر سخت که شما
‫داشتی اونو تعقیب می‌کردین.

670
00:34:21,068 --> 00:34:22,492
‫شما با "امبر" صحبت کردین.

671
00:34:22,517 --> 00:34:24,483
‫من با پلیس چارلستون ‫صحبت کردم.

672
00:34:24,766 --> 00:34:28,609
‫من اینجا سه تا شکایت
‫از طرف چارلی و همسر جدیدش دارم

673
00:34:28,634 --> 00:34:30,747
‫مبنی بر اینکه شما اونا رو
‫تعقیب و آزار می‌دادید،

674
00:34:30,772 --> 00:34:33,483
‫هم حضوری و هم از طریق
‫پیام‌ها و تماس‌های مکرر.

675
00:34:33,508 --> 00:34:35,425
‫ببینید، "امبر" این شکایت رو کرده، باشه؟

676
00:34:35,450 --> 00:34:37,397
‫نه چارلی. ‫
.هرگز چارلی نبوده

677
00:34:38,425 --> 00:34:40,550
‫مگه شما نبودین ‫که اول خیانت کردین؟

678
00:34:41,824 --> 00:34:43,401
 اون موقع ‫داشتیم استراحت می‌کردیم...

679
00:34:43,426 --> 00:34:45,227
‫آیا خشمتون ‫درباره زندگی شخصی،

680
00:34:45,252 --> 00:34:46,705
‫روی قضاوتتون در کار ‫تأثیر گذاشت؟
‫‫نه!

681
00:34:46,730 --> 00:34:48,300
‫شما بعد از اون جدایی
‫یک هفته مرخصی گرفتین

682
00:34:48,325 --> 00:34:49,881
‫نه، من کارم رو ‫خیلی جدی می‌گیرم!

683
00:34:49,906 --> 00:34:50,970
‫اوه، مطمئنم که ‫همینطوره.

684
00:34:50,995 --> 00:34:52,664
‫مدرک پرستاری‌تون رو ‫از کجا گرفتین؟

685
00:34:53,581 --> 00:34:55,498
‫دانشگاه ساوترن چارلستون.

686
00:34:56,006 --> 00:34:57,707
‫و بهتون اجازه دادن ‫که فارغ‌التحصیل بشین

687
00:34:57,732 --> 00:34:59,826
‫با اینکه تو امتحان نهایی ‫تقلب کرده بودید.

688
00:35:03,855 --> 00:35:05,492
‫اون یه اشتباه بود.

689
00:35:05,949 --> 00:35:07,584
‫وقتی مچتون رو گرفتن، ‫دروغ گفتین

690
00:35:07,609 --> 00:35:10,465
‫و فقط زمانی اعتراف کردین ‫که یکی
از همکلاسی‌ها ‫به نقشه اعتراف کرد.

691
00:35:11,139 --> 00:35:13,781
.ما دو شبانه‌روز ‫‫تو بیمارستان بیدار بودیم

692
00:35:13,806 --> 00:35:15,377
‫چند روز بود نخوابیده بودیم.

693
00:35:15,692 --> 00:35:18,048
‫بنابراین تصمیم گرفتیم ‫به هم کمک کنیم.

694
00:35:18,373 --> 00:35:20,613
‫یه اشتباه بود.
‫دیگه هرگز کار شبیه به اون ‫انجام ندادم.

695
00:35:20,638 --> 00:35:22,767
‫به جز اون موقعی که
‫به چارلی خیانت کردین.

696
00:35:22,792 --> 00:35:25,134
‫خانم لمانچک، به نظر میاد
‫شما با صداقت مشکل دارید.

697
00:35:25,159 --> 00:35:27,529
‫اعتراض دارم، توهین‌آمیزه.
‫‫ کارم دیگه تمومه.

698
00:35:42,323 --> 00:35:43,624
‫دارید می‌رید، نه؟

699
00:35:44,118 --> 00:35:45,665
‫کاری رو که باید انجام می‌دیم.

700
00:35:46,313 --> 00:35:48,335
‫فکر کنم یعنی اونم داره میره.

701
00:35:49,612 --> 00:35:50,960
‫با رودی خداحافظی کردی؟

702
00:35:50,985 --> 00:35:52,352
‫چرا باید این کارو کنم؟

703
00:35:52,377 --> 00:35:54,625
‫اوه، بی‌خیال،
‫به من دروغ نگو.

704
00:35:55,190 --> 00:35:57,550
‫یادته، مجبورم کردی استخدامش کنم؟

705
00:35:58,063 --> 00:36:00,494
‫وقتی پول کم می‌آورد،
‫بهش شیفت کاری دادی.

706
00:36:01,005 --> 00:36:03,243
‫حتی وقتی لازم داشت ‫بهش اسلحه دادی.

707
00:36:04,565 --> 00:36:07,135
‫این چیزیه که اون بهت گفت؟
‫‫لازم نبود بگه.

708
00:36:08,770 --> 00:36:10,455
‫اینجا چی کار می‌کنی، ‫بروزر؟

709
00:36:11,211 --> 00:36:13,286
‫اون پسره بهت اهمیت می‌ده.

710
00:36:13,908 --> 00:36:17,462
‫و داره تو اون دادگاه
 برای زندگیش‫ می‌جنگه ‫و قراره ببازه.

711
00:36:17,945 --> 00:36:18,998
‫ چرا؟

712
00:36:19,614 --> 00:36:23,325
‫چون وقتی "لئو" زنگ زد،
‫دوباره با ذلت برگشتی.

713
00:36:23,872 --> 00:36:25,728
‫اگه فقط "ملوین" رو لو داده بودی،

714
00:36:25,753 --> 00:36:27,522
‫"رودی" الان این پرونده رو ‫برده بود.

715
00:36:27,547 --> 00:36:31,282
‫به من اعتماد کن،
‫اون عوضی‌ها نیاز به یه کتک حسابی دارن.

716
00:36:32,605 --> 00:36:35,174
‫امیدوارم تو و "لایمن"
‫زندگی خوبی در کنار هم داشته باشید.

717
00:36:41,435 --> 00:36:44,304
‫از وقتی خودم 30 سال پیش
‫این کارو کردم، ندیده بودم یه همکار

718
00:36:44,329 --> 00:36:46,324
‫به این شکل
 یه شاهد رو ‫نابود کنه.

719
00:36:46,349 --> 00:36:47,940
‫ممنون که بهم اعتماد کردین، "لئو".

720
00:36:47,965 --> 00:36:50,202
‫خب، خودتو برای
خیلی چیزای بیشتر ‫آماده کن.

721
00:36:50,614 --> 00:36:52,180
‫من تو رو ‫به معاونت ارتقا می‌دم.

722
00:36:52,645 --> 00:36:53,672
‫جدی می‌گید؟

723
00:36:53,697 --> 00:36:55,298
‫لئو، اون هرگز
‫ پرونده دادگاهی رو کار نکرده.

724
00:36:55,323 --> 00:36:56,592
‫حتی روال اولیه ‫رو هم نمی‌دونه.

725
00:36:56,617 --> 00:36:57,887
‫چیزی رو که ندونه، بهش یاد می‌دم.

726
00:36:57,912 --> 00:36:59,339
‫کاری رو که امروز کرد، ‫نمی‌شه یاد داد.

727
00:36:59,364 --> 00:37:00,839
‫فردا برای صبحونه ‫منو ببین.

728
00:37:00,864 --> 00:37:02,016
‫"امیلی" جزئیاتشو ‫بهت می‌گه.

729
00:37:02,041 --> 00:37:03,310
.حتما میام
‫ممنونم برای این فرصت.

730
00:37:03,335 --> 00:37:04,576
‫یعنی من از پرونده ‫حذف شدم؟

731
00:37:04,601 --> 00:37:07,148
‫می‌تونی نفر سوم بشینی
‫یا بری سراغ پرونده "گرین‌والد".

732
00:37:07,173 --> 00:37:08,275
‫تصمیم با خودته.

733
00:37:12,818 --> 00:37:14,129
‫چرا داری این کارو می‌کنی؟

734
00:37:14,509 --> 00:37:15,748
...‫من کاری نمی‌کنم

735
00:37:15,773 --> 00:37:17,404
‫که از اول ‫برای تو نکردم.

736
00:37:17,429 --> 00:37:19,182
‫هیچ فرقی نکرده.
‫‫چرا، فرق کرده.

737
00:37:19,207 --> 00:37:20,825
‫تو نباید منو ‫اینجوری کنار بذاری.

738
00:37:20,850 --> 00:37:21,974
‫نمی‌خوام؟

739
00:37:21,999 --> 00:37:23,452
‫یادت باشه، می‌دونم ‫رازها کجاست.

740
00:37:23,477 --> 00:37:24,485
‫چه رازهایی؟

741
00:37:24,510 --> 00:37:26,455
‫ جین و ایتان، پریچر، ‫لمانچک...

742
00:37:26,480 --> 00:37:27,871
‫هر کاری که کردی ‫تا این پرونده رو ببری.

743
00:37:27,896 --> 00:37:30,766
‫هر کاری که من کردم؟
‫ولی تو "جین" رو استخدام کردی.

744
00:37:31,425 --> 00:37:33,124
‫بهش گفتی چی کار کنه.
‫تو بهش پول دادی.

745
00:37:33,149 --> 00:37:36,031
‫آره، به دستور تو.
‫‫هیچکدوم از اینا رو یادم نمیاد.

746
00:37:36,056 --> 00:37:38,686
‫تو به "پرینس" و "لایمن" پول دادی
‫تا کشور رو ترک کنن.

747
00:37:38,934 --> 00:37:40,302
‫اینم از یادت رفته؟

748
00:37:40,327 --> 00:37:41,642
‫ممنونم، خانم آلن.

749
00:37:42,943 --> 00:37:44,224
‫اون اینجا چه غلطی می‌کنه؟

750
00:37:47,536 --> 00:37:49,576
‫من به "پرینس" و "لایمن" ‫پول ندادم.

751
00:37:50,884 --> 00:37:52,809
. این کار تو بود، یادته

752
00:37:56,518 --> 00:37:57,830
‫تو یه حرومزاده‌ای.

753
00:37:58,553 --> 00:38:00,581
‫اینو به عنوان "نه"
‫به نشستن نفر سوم در نظر می‌گیرم.

754
00:38:02,174 --> 00:38:03,178
‫آروم باش، "بِرد".

755
00:38:03,203 --> 00:38:05,640
‫تو هنوز به عنوان
‫یه خواننده کمکی مفیدی.

756
00:38:06,020 --> 00:38:07,555
‫اما، خب، اون دختر یه ستاره‌ست.

757
00:38:26,140 --> 00:38:27,823
‫تو شایسته یه وکیل بهتری.

758
00:38:29,476 --> 00:38:30,975
‫اینطور فکر می‌کنی، ها؟

759
00:38:33,627 --> 00:38:35,494
‫می‌دونی من اینجا چی دیدم؟

760
00:38:37,518 --> 00:38:40,069
‫ کسی رو دیدم
‫که داره حقیقت رو می‌گه.

761
00:38:41,230 --> 00:38:42,970
‫"حقیقت موکل تو نیست."

762
00:38:43,964 --> 00:38:45,491
‫"لئو اف. دراموند".

763
00:38:45,516 --> 00:38:47,501
‫تو اون نیستی، خدا رو شکر.

764
00:38:54,535 --> 00:38:56,775
‫باید مادرتو ‫دعوت کنی بیاد اینجا،

765
00:38:57,951 --> 00:39:00,239
‫تا پسرش رو ببینه که
‫داره کار خودشو انجام می‌ده.

766
00:39:02,109 --> 00:39:06,071
‫ببره یا ببازه،
‫اون خیلی بهت افتخار می‌کنه.

767
00:39:09,550 --> 00:39:11,107
‫در این مورد بهم اعتماد کن.

768
00:39:14,675 --> 00:39:15,760
‫هوم؟

769
00:39:42,483 --> 00:39:44,885
‫بعد از اینکه "روزلین" رو ‫از خونه‌ت برداشتیم،

770
00:39:46,053 --> 00:39:48,589
‫نوبتی تا مرز کانادا ‫رانندگی کردیم.

771
00:39:53,561 --> 00:39:55,145
‫"روزلین" ترسیده بود.

772
00:39:56,478 --> 00:39:59,232
‫تمام طول مسیر ‫دوباره شک کرده بود.

773
00:40:05,934 --> 00:40:08,512
‫باید از قبل بهش می‌گفتیم
‫که قراره تحویل داده بشه.

774
00:40:09,530 --> 00:40:10,668
.اونو ترسوند

775
00:40:17,277 --> 00:40:18,416
"پرینس"

776
00:40:18,587 --> 00:40:19,681
"پیام صوتی"

777
00:40:25,626 --> 00:40:27,029
‫هی، پسر.
‫منم.

778
00:40:27,761 --> 00:40:29,939
‫گوش کن، باید بیای ‫پایین بار.

779
00:40:30,430 --> 00:40:31,569
‫چیزی برات دارم.

780
00:40:32,599 --> 00:40:34,167
خیلی ‫مهمه.

781
00:40:41,903 --> 00:40:45,907
‫داشتیم توی جنگل دنبالش می‌کردیم،
‫نه برای اینکه بهش آسیب بزنیم.

782
00:41:05,052 --> 00:41:06,091
‫"پرینس"؟

783
00:41:08,502 --> 00:41:09,702
‫"پرینس"؟

784
00:41:15,443 --> 00:41:16,763
‫اون طبقه پایینه.

785
00:41:21,106 --> 00:41:22,306
‫نگران چی هستی؟

786
00:41:23,269 --> 00:41:24,325
‫یالا.

787
00:41:41,988 --> 00:41:43,052
‫ادامه بده.

788
00:41:45,045 --> 00:41:46,715
‫فکر می‌کنی ‫برام مهم نیست؟

789
00:41:49,917 --> 00:41:51,819
‫هر روز برام مهمه.

790
00:41:58,953 --> 00:42:00,591
‫ازت می‌خوام بهشون بگی.

791
00:42:01,203 --> 00:42:04,131
‫هر کاری که لازمه انجام بده
‫تا خودتو از این قضیه نجات بدی.

792
00:42:05,292 --> 00:42:06,295
‫متوجهی؟

793
00:42:09,296 --> 00:42:10,710
‫من این کارو نمی‌کنم.

794
00:42:33,120 --> 00:42:34,895
‫اسمش رو بذار هدیه خداحافظی.

795
00:42:38,258 --> 00:42:58,258
  جديدترين اخبار فيلم و سريال در کانال تلگرام و پیج اینستاگرام :
  .:: @MiraMovie1 ::.
  .:: @myZedMovie ::.

