﻿1
00:00:06,000 --> 00:00:17,000
<b><font color="#00abfd"> دانلود فیلم و سریال با زیرنویس چسبیده 
  ..:: MiraMovie.Top ::..</font></b>
  <b><font color="#FFC947"> ..:: MyZed.Top ::..</font></b>

2
00:00:17,872 --> 00:00:25,131
« سندمن »

3
00:00:27,173 --> 00:00:31,013
« قسمت ۱۴: زندگی‌های کوتاه »

4
00:00:51,550 --> 00:00:52,670
‫سرورم...

5
00:00:54,760 --> 00:00:57,430
‫اینطور که پیداست...
‫ملکه نادا از پیش‌مون رفتن

6
00:01:00,850 --> 00:01:01,930
‫اون رفته

7
00:01:03,980 --> 00:01:05,310
‫به جهان بیداری

8
00:01:06,310 --> 00:01:07,730
‫واقعاً‌ متاسفم

9
00:01:11,520 --> 00:01:13,740
‫کارکنان تو این فکرن که ‫می‌خواید با

10
00:01:13,740 --> 00:01:15,593
‫اتاق‌هایی که براشون ساختید،

11
00:01:15,618 --> 00:01:18,399
‫چی‌کار کنید؟

12
00:01:21,240 --> 00:01:22,620
از بین ببرشون

13
00:01:27,420 --> 00:01:29,440
‫هرطور مایلید سرورم

14
00:01:32,210 --> 00:01:33,250
‫و ممنون میشم که

15
00:01:33,250 --> 00:01:35,686
‫کارکنان قصر از آوردن اسم ایشون

16
00:01:35,710 --> 00:01:37,810
‫در حضور من، خودداری کنن

17
00:01:39,010 --> 00:01:40,680
به روی چشم سرورم

18
00:01:43,640 --> 00:01:45,890
‫به‌نظرت من قادر به عاشق شدن نیستم؟

19
00:01:50,900 --> 00:01:52,440
‫ملکه نادا این رو بهتون گفتن؟

20
00:01:54,030 --> 00:01:56,343
‫گفت بعید می‌دونه که گونه‌ی من

21
00:01:56,368 --> 00:01:58,629
‫اصلاً قادر به عاشق شدن باشه

22
00:02:05,250 --> 00:02:06,440
‫لوسین...

23
00:02:07,620 --> 00:02:10,000
‫نظر شخصی من اینـه که شما...

24
00:02:10,000 --> 00:02:11,630
‫رئیس؟ رئیس!

25
00:02:12,210 --> 00:02:15,840
‫شرمنده که می‌پرم وسط حرف‌تون اما
‫پایین یه مشکلی پیش اومده

26
00:02:15,840 --> 00:02:18,340
‫نگهبان‌ها یه مزاحم رو دستگیر کردن

27
00:02:37,240 --> 00:02:38,700
‫سلام رؤیا!

28
00:02:38,700 --> 00:02:41,530
‫میگه که خواهر شماست

29
00:02:41,530 --> 00:02:44,580
‫متاسفانه همینطوره، وایورن

30
00:02:45,910 --> 00:02:47,080
‫بذارش زمین

31
00:02:52,290 --> 00:02:53,590
‫بانوی من...

32
00:02:54,250 --> 00:02:57,130
‫- عذرخواهی من رو بپذیرید. اگه می‌دونستم...
‫- اشکالی نداره

33
00:02:57,200 --> 00:03:00,200
‫من خوشم اومد. حال داد.
‫مخصوصاً اون موقع که تو آسمون چرخوندیم

34
00:03:04,060 --> 00:03:06,400
‫همیشه به این فکر می‌کردم که
‫باید حیوون خونگی بگیرم

35
00:03:06,400 --> 00:03:07,930
‫وایورن حیوون خونگی نیست

36
00:03:07,930 --> 00:03:10,440
‫- این پرنده‌ی سیاهت چطور؟
‫- کلاغـه

37
00:03:10,440 --> 00:03:11,940
‫من هم حیوون‌ خونگی نیستم

38
00:03:13,150 --> 00:03:14,180
‫جنون

39
00:03:14,940 --> 00:03:16,070
‫ایشون متیو هستن

40
00:03:16,980 --> 00:03:18,280
‫متیو رو یادمـه

41
00:03:18,280 --> 00:03:20,570
‫نه، با همدیگه آشنا نشدیم

42
00:03:20,570 --> 00:03:23,160
‫چرا، فقط من رو یادت نمیاد

43
00:03:23,160 --> 00:03:25,410
‫نه، تو رو حتماً یادم می‌موند

44
00:03:26,830 --> 00:03:28,700
‫واسه چی اومدی اینجا، خواهرم؟

45
00:03:29,580 --> 00:03:30,870
‫اومدم ببینمت

46
00:03:31,750 --> 00:03:34,420
‫البته باهات حرف بزنم،
‫نه که فقط ببینمت

47
00:03:35,960 --> 00:03:37,780
‫واسه این کار تالار مخصوص داری

48
00:03:38,460 --> 00:03:39,460
‫می‌دونم

49
00:03:40,740 --> 00:03:42,720
‫اما اگه باهات تماس می‌گرفتم و
‫قبول نمی‌کردی،

50
00:03:42,720 --> 00:03:44,590
‫یعنی باهام حرف نمی‌زدی

51
00:03:45,090 --> 00:03:48,040
‫آخرین باری هم که تماس گرفتم، قبول نکردی.
‫دفعه‌ی قبلش هم همین‌طور

52
00:03:48,040 --> 00:03:50,080
‫واسه همین گفتم اگه سرزده بیام شاید...

53
00:03:54,310 --> 00:03:56,020
‫لطفاً من رو نفرست پی کارم

54
00:04:09,120 --> 00:04:12,080
‫وقتی داشتم می‌اومدم تو،
‫بیرون داشت بارون می‌اومد

55
00:04:12,080 --> 00:04:13,170
‫بارونِ آب

56
00:04:13,500 --> 00:04:15,290
‫یا هرچی که توی رؤیاها می‌باره

57
00:04:16,290 --> 00:04:17,290
‫بله

58
00:04:21,380 --> 00:04:23,340
‫حتماً حال خوشی نداری

59
00:04:23,930 --> 00:04:24,930
‫باید داشته باشم؟

60
00:04:27,510 --> 00:04:29,100
‫می‌دونستم همچین حالی داری

61
00:04:30,140 --> 00:04:32,100
‫همیشه همین‌قدر ترسناکی

62
00:04:32,810 --> 00:04:34,900
‫واسه همین گفتم...

63
00:04:34,900 --> 00:04:36,900
‫واقعاً تلاشم رو بکنم که کارم رو بهتر کنم

64
00:04:36,900 --> 00:04:39,360
‫و واقعاً هم دارم تلاش می‌کنم که
‫کارم رو بهتر کنم

65
00:04:42,240 --> 00:04:44,240
‫اما تو هنوز باهام بدرفتاری می‌کنی

66
00:04:44,740 --> 00:04:47,820
‫و پشت ظاهرت بهم می‌خندی،
‫کاری که همیشه می‌کنی

67
00:04:48,640 --> 00:04:51,220
‫و این‌دفعه واقعاً داشتم تلاشم رو می‌کردم

68
00:04:55,710 --> 00:04:59,460
چندوقته خیلی حواسم سر جاش نیست

69
00:05:01,460 --> 00:05:02,880
‫از دست تو عصبانی نیستم

70
00:05:05,550 --> 00:05:06,760
‫ببخشید

71
00:05:09,550 --> 00:05:11,220
‫الان ازم معذرت‌خواهی کردی؟

72
00:05:14,140 --> 00:05:15,140
‫آره

73
00:05:17,060 --> 00:05:19,060
‫تو هیچ‌وقت معذرت‌خواهی نمی‌کنی

74
00:05:19,060 --> 00:05:21,470
‫همیشه ژست می‌گیری که
‫چیزهایی رو می‌دونی که من نمی‌دونم و

75
00:05:21,470 --> 00:05:23,690
‫این باعث میشه هرکاری بکنی درست باشه

76
00:05:23,690 --> 00:05:26,860
‫متوجهم. خب، من که معذرت‌خواهی کردم

77
00:05:27,990 --> 00:05:30,280
‫حالا نظرت چیه بهم بگی
‫واسه چی اومدی اینجا؟

78
00:05:33,040 --> 00:05:34,830
‫داشتم به مسائل فکر می‌کردم

79
00:05:35,710 --> 00:05:38,540
‫درمورد این ‌که چرا حس می‌کنم
‫همه‌چیز اشتباهـه

80
00:05:40,670 --> 00:05:42,380
‫همش داره حرکت می‌کنه

81
00:05:42,380 --> 00:05:43,800
‫و از حرکت واینمیسه

82
00:05:44,510 --> 00:05:46,170
‫و من می‌خوام از حرکت وایسه

83
00:05:47,010 --> 00:05:50,550
‫وقتی هم واینمیسه، با خودم میگم
‫«نکنه اوضاع بدتر شه؟»

84
00:05:51,930 --> 00:05:54,930
‫بعدش سعی می‌کنم یاد دورانی بی‌افتم که
‫همچین حسی نداشتم

85
00:05:56,980 --> 00:06:00,150
‫بعدش یادم اومد همون دورانی بود که
‫اون اینجا بود

86
00:06:02,610 --> 00:06:03,730
‫برادرمون

87
00:06:07,030 --> 00:06:08,700
‫هروقت می‌رفتم به دیدنش...

88
00:06:10,820 --> 00:06:12,870
‫اوضاع هرچقدر هم که بی‌ریخت می‌شد...

89
00:06:14,830 --> 00:06:16,450
‫درستش می‌کرد

90
00:06:19,830 --> 00:06:22,000
‫اما حالا که رفته،
‫همه‌چیز خراب شده

91
00:06:23,090 --> 00:06:24,420
‫منظورت چیه؟

92
00:06:25,760 --> 00:06:27,840
‫سرزمین ویرانی هنوز سر جاشـه

93
00:06:29,220 --> 00:06:31,200
‫هنوز ویرانی‌ها ادامه داره

94
00:06:32,470 --> 00:06:34,220
‫اما کسی مسئولش نیست

95
00:06:35,680 --> 00:06:37,270
‫از اختیار خارج شده

96
00:06:38,080 --> 00:06:40,500
‫یادت نیست وقتی خودت از
سرزمینت رفتی، چی‌شد؟

97
00:06:40,500 --> 00:06:43,110
‫من با اختیار خودم از سرزمینم خارج نشدم

98
00:06:43,110 --> 00:06:44,190
‫نه، می‌دونم

99
00:06:44,190 --> 00:06:45,860
‫اون رفت چون خودش می‌خواست

100
00:06:47,820 --> 00:06:49,740
‫این قضیه مال خیلی وقت پیشـه

101
00:06:50,570 --> 00:06:52,620
‫شاید خجالت می‌کشه که برگرده

102
00:06:53,660 --> 00:06:56,410
‫شاید هم مثل تو اسیر شده

103
00:06:56,410 --> 00:06:58,870
‫یا شاید هم مریض شده یا
‫فراموشی گرفته

104
00:06:58,870 --> 00:07:00,420
‫اون رهامون کرد

105
00:07:03,880 --> 00:07:05,550
‫سرزمینش رو رها کرد

106
00:07:07,630 --> 00:07:09,720
‫مسئولیت‌هاش رو رها کرد

107
00:07:11,880 --> 00:07:16,470
‫عمل خودخواهانه‌ی عمیقی که هیچ‌وقت
‫نه درک می‌کنم و نه می‌بخشم

108
00:07:20,100 --> 00:07:21,730
‫تاحالا خودت این رو بهش گفتی؟

109
00:07:22,940 --> 00:07:24,220
‫نه

110
00:07:24,250 --> 00:07:26,370
‫دلت نمی‌خواد بگی؟

111
00:07:26,900 --> 00:07:29,466
‫که پیدا کنی و سرش داد بزنی و

112
00:07:29,491 --> 00:07:31,159
‫برش گردونی؟

113
00:07:33,110 --> 00:07:34,170
‫من دلم می‌خواد

114
00:07:36,990 --> 00:07:38,580
‫کمکم می‌کنی پیداش کنم؟

115
00:07:45,420 --> 00:07:46,750
‫حس می‌کنم...

116
00:07:50,670 --> 00:07:52,930
‫شبیه جایی‌ام که دیگه هیچکس به اونجا نمیره

117
00:07:58,430 --> 00:08:01,000
‫برادرمون خودش تصمیم گرفت که ترک‌مون کنه

118
00:08:02,020 --> 00:08:03,310
‫باید این رو بپذیریم

119
00:08:06,860 --> 00:08:08,480
‫یأس هم همین رو گفت

120
00:08:11,400 --> 00:08:13,990
‫از یأس خواستی باهات بیاد؟

121
00:08:14,990 --> 00:08:16,370
‫قبول نکرد

122
00:08:16,990 --> 00:08:18,700
‫گفت تو هم قبول نمی‌کنی

123
00:08:21,910 --> 00:08:24,370
‫این‌طور که پیداست،
‫از آرزو هم درخواست کردی

124
00:08:25,210 --> 00:08:28,130
‫راستش تو خونه‌ی آرزو بودم که
‫این فکر به سرم زد

125
00:08:29,050 --> 00:08:30,800
‫وای، مطمئنم همینطوره

126
00:08:31,300 --> 00:08:33,880
‫مهم نیست کِی و از کی خواستم، مهمـه؟

127
00:08:34,970 --> 00:08:37,140
‫هیچ‌کدوم نخواستن باهام بیان

128
00:08:37,140 --> 00:08:38,510
‫اما تو می‌خوای

129
00:08:39,930 --> 00:08:40,970
‫نمی‌خوای؟

130
00:08:44,980 --> 00:08:46,940
‫یه لحظه من رو می‌بخشی؟

131
00:08:49,230 --> 00:08:50,440
‫آرزو

132
00:08:51,690 --> 00:08:54,400
‫من در تالارم و روبروی نشان تو وایسادم

133
00:08:55,990 --> 00:08:57,240
‫جوابم رو میدی؟

134
00:08:57,820 --> 00:08:59,700
‫رؤیا. چه سعادتی

135
00:08:59,700 --> 00:09:01,740
‫جنون الان توی قلمروی منـه

136
00:09:01,740 --> 00:09:02,830
‫اوه

137
00:09:03,620 --> 00:09:06,580
‫خب، یه حسی بهم می‌گفت که
‫بعد از من ممکنـه بیاد سراغ تو

138
00:09:06,580 --> 00:09:09,500
‫- میای این‌وَر؟
‫- نه، باید همینجا بمونم

139
00:09:09,500 --> 00:09:11,130
‫حالا که اینطور شد...

140
00:09:11,840 --> 00:09:13,170
‫خودم میام اون‌ور

141
00:09:18,340 --> 00:09:20,300
‫می‌خواد برادر گم‌شده‌مون رو پیدا کنه

142
00:09:20,300 --> 00:09:22,430
‫آره. می‌دونم

143
00:09:23,680 --> 00:09:26,690
‫اگه کسی رو به تالارت دعوت کنی،

144
00:09:26,690 --> 00:09:28,730
‫کجا باید بشینه؟

145
00:09:32,610 --> 00:09:35,760
‫میگه این تصمیم احمقانه رو

146
00:09:35,785 --> 00:09:38,011
با هم‌فکری تو گرفته

147
00:09:39,410 --> 00:09:41,450
‫خب، من اصلاً کاره‌ای نبودم

148
00:09:41,450 --> 00:09:45,040
‫همونطور که تو قضیه‌ی بین من و
‫نادا، کاره‌ای نبودی

149
00:09:45,040 --> 00:09:46,900
‫ببین، دوست ندارم ناامیدت کنم اما

150
00:09:46,900 --> 00:09:49,980
اون یکی رو خودت تنها به فنا دادی

151
00:09:50,920 --> 00:09:52,550
‫حرفم رو باور نمی‌کنی

152
00:09:54,420 --> 00:09:56,970
‫قسم می‌خورم

153
00:09:58,010 --> 00:09:59,090
‫به جون خودم

154
00:09:59,800 --> 00:10:02,930
‫- و به اون‌طرف آسمون
‫- بسـه

155
00:10:04,180 --> 00:10:06,746
‫نه دل‌شکستگی ۱۰ هزارساله‌‌ی تو و

156
00:10:06,771 --> 00:10:09,948
‫نه شیفتگیِِ جنون نسبت به برادرمون،

157
00:10:09,973 --> 00:10:11,806
‫هیچ‌کدوم تقصیر من نیست

158
00:10:12,060 --> 00:10:15,230
‫اون بی‌دعوت اومد به قلمروم

159
00:10:15,940 --> 00:10:17,490
‫با من هم همین‌کار رو کرد

160
00:10:17,490 --> 00:10:19,740
‫به پهنای صورت گریه کرده بود و

161
00:10:19,740 --> 00:10:22,240
‫می‌گفت اگه برادر بزرگ‌مون رو پیدا کنیم،

162
00:10:22,240 --> 00:10:23,740
‫تموم مشکلات حل میشن

163
00:10:24,410 --> 00:10:25,520
‫خب...

164
00:10:26,910 --> 00:10:28,460
‫خب، همچین بی‌راه هم نمیگه

165
00:10:28,960 --> 00:10:30,750
‫یعنی میگی باید بریم پیداش کنیم؟

166
00:10:30,750 --> 00:10:33,540
‫نه، میگم اگه اون حس می‌کنه که

167
00:10:33,564 --> 00:10:36,283
‫همه‌چیز خراب شده...

168
00:10:37,800 --> 00:10:39,880
واسه اینـه که شده

169
00:10:41,550 --> 00:10:43,350
‫برادرمون خراب‌شون کرده

170
00:10:43,350 --> 00:10:46,640
‫خوبـه. یه لحظه داشتی می‌ترسوندیم

171
00:10:47,560 --> 00:10:48,680
‫واسه چی؟

172
00:10:49,060 --> 00:10:50,770
‫که نکنه بری دنبالش بگردی

173
00:10:51,730 --> 00:10:52,860
‫یا شاید هم بدتر...

174
00:10:52,860 --> 00:10:56,056
‫که این ماجراجویی کوچیک جنون رو بهونه کنی و

175
00:10:56,081 --> 00:10:58,773
‫بری بیرون و دنبال نادا بگردی

176
00:11:02,410 --> 00:11:04,140
‫به این فکر نکرده بودم

177
00:11:05,160 --> 00:11:07,660
‫به اون موش کوچولو هم بگو
‫بره پیِ زندگیش

178
00:11:11,000 --> 00:11:12,830
‫هرچه زودتر از شرش خلاص شی،

179
00:11:12,830 --> 00:11:15,500
‫زودتر می‌تونی برگردی و
‫کاری که عاشقشی رو بکنی...

180
00:11:17,550 --> 00:11:19,840
‫این که به حال خودت تاسف بخوری

181
00:11:43,200 --> 00:11:44,280
‫خواهر کوچولو؟

182
00:11:47,080 --> 00:11:48,290
‫برگشتی

183
00:11:49,870 --> 00:11:51,080
‫آره

184
00:11:51,080 --> 00:11:52,710
‫فکر نمی‌کردم برگردی

185
00:11:53,210 --> 00:11:55,000
‫با آرزو حرف زدم

186
00:11:55,920 --> 00:11:57,460
‫عصبانی‌ان؟ چی‌ گفتن؟

187
00:11:57,460 --> 00:12:00,210
‫که باید هرچه زودتر بفرستمت خونه

188
00:12:01,010 --> 00:12:04,590
‫پس از خواهر بزرگ‌ترمون می‌خوام که
‫باهام بیاد

189
00:12:05,340 --> 00:12:07,359
‫اگه قبول نکرد، از سرنوشت می‌خوام و

190
00:12:07,384 --> 00:12:09,707
‫اگه اون هم قبول نکرد، خودم تنهایی میرم

191
00:12:10,773 --> 00:12:11,773
‫فقط این که...

192
00:12:12,350 --> 00:12:14,810
‫من هی حواسم پرت میشه

193
00:12:16,360 --> 00:12:18,360
‫و تا حدودی خیلی راحت راهم رو گم می‌کنم

194
00:12:21,360 --> 00:12:24,320
‫بعضی‌وقتا این‌قدر سختی می‌کشم که

195
00:12:24,320 --> 00:12:27,370
‫دلم می‌خواد فقط قایم شم یا
‫جیغ بکشم یا خون‌ریزی کنم یا هرچی

196
00:12:33,710 --> 00:12:35,620
‫اگه قرار بود بری دنبال برادرمون...

197
00:12:36,420 --> 00:12:38,130
‫از کجا شروع به گشتن می‌‌کردی؟

198
00:12:39,800 --> 00:12:41,710
‫به‌گمونم اول از همه

199
00:12:42,340 --> 00:12:45,680
‫دوستای قدیمیش رو پیدا می‌کردم و
‫سراغش رو از اون‌ها می‌گرفتم

200
00:12:45,680 --> 00:12:47,510
‫خیلی مودبانه ازشون سراغ می‌گرفتم

201
00:12:48,100 --> 00:12:50,260
‫کسی از دوستای قدیمیش رو می‌شناسی؟

202
00:12:51,350 --> 00:12:52,960
‫یه لیست درست کردم!

203
00:12:53,890 --> 00:12:55,710
‫و اسم همه‌ی کسایی رو نوشتم که

204
00:12:56,850 --> 00:12:58,770
‫برادرمون می‌شناخت،

205
00:12:58,770 --> 00:13:00,110
‫و من دیده بودم‌شون

206
00:13:00,610 --> 00:13:02,070
‫و تا الان نمُردن

207
00:13:05,250 --> 00:13:10,715
{\an8}« وکیل، بانوی رقاص، اتین در نگاه دوم »

208
00:13:05,740 --> 00:13:10,690
‫یه موجود فانی که عمر درازی داشته،
‫یه خدا و یه شخصیت اسطوره‌ای

209
00:13:12,450 --> 00:13:13,910
‫خوشم اومد

210
00:13:14,870 --> 00:13:15,960
‫لوسین...

211
00:13:17,080 --> 00:13:19,745
‫من و خواهرم با همدیگه به

212
00:13:19,770 --> 00:13:21,430
‫سفر کوتاهی خواهیم رفت

213
00:13:21,710 --> 00:13:23,170
‫واقعاً؟

214
00:13:23,170 --> 00:13:25,800
‫واقعاً

215
00:13:25,800 --> 00:13:26,824
‫اوه

216
00:13:26,849 --> 00:13:30,559
‫اگه موضوعی پیش اومد که
‫لازم بود بهش رسیدگی کنم،

217
00:13:31,350 --> 00:13:33,220
لطفاً حتماً باهام تماس بگیر

218
00:13:33,720 --> 00:13:36,350
‫دقیقاً کجا باهاتون تماس بگیرم؟

219
00:13:38,060 --> 00:13:39,480
‫جهان بیداری

220
00:13:39,480 --> 00:13:42,860
‫به فاراموند خبر بده که
‫به دیدنش میریم

221
00:13:42,860 --> 00:13:45,620
‫اطمینان دارم که هنوز
جابه‌جایی‌ها رو زیرنظر داره

222
00:13:45,620 --> 00:13:47,320
‫نشنیدم که این‌طور نباشه اما...

223
00:13:47,320 --> 00:13:48,360
‫خوبـه

224
00:13:48,360 --> 00:13:52,660
‫سرورم، حس می‌کنید که
‫این کار واقعاً عقلانیـه؟

225
00:13:52,660 --> 00:13:55,700
‫لوسین، برادر من دلایل خودش رو
برای رفتن داشت

226
00:13:55,700 --> 00:13:59,210
‫اون حریم شخصی خودش رو می‌خواد و
‫خواسته‌ش برام قابل احترامـه

227
00:14:00,290 --> 00:14:02,090
‫- پس چرا دارید میرید؟
‫ - چون‌که...

228
00:14:03,380 --> 00:14:05,020
‫ظاهراً خواهرم بهش نیاز داره

229
00:14:05,020 --> 00:14:08,930
‫و خیلی وقتـه که وارد جهان بیداری نشدم

230
00:14:08,930 --> 00:14:11,800
‫می‌دونید اخیراً کی دیگه از اینجا
‫رفته به جهان بیداری؟

231
00:14:11,800 --> 00:14:14,140
‫- این هیچ ربطی به...
‫- ملکه نادا

232
00:14:15,270 --> 00:14:16,980
‫پس نقشه‌تون چیه؟

233
00:14:16,980 --> 00:14:20,940
‫درحالی‌که واقعاً دنبال برادرتون نیستید،
‫خیلی تصادفی با ملکه روبه‌رو شید؟

234
00:14:20,940 --> 00:14:23,270
‫خب چرا تو رؤیاهاشون نمی‌رید دنبالش؟

235
00:14:23,270 --> 00:14:25,030
‫کار زشتیـه

236
00:14:25,030 --> 00:14:26,690
‫اون، کار زشتیـه؟

237
00:14:26,690 --> 00:14:30,030
‫شاید تقدیر دوباره ما رو به‌هم برگردونه

238
00:14:30,580 --> 00:14:33,450
‫نادا این رو تقدیر درنظر نمی‌گیره

239
00:14:33,450 --> 00:14:35,330
‫پاییدن درنظر می‌گیره

240
00:14:35,910 --> 00:14:39,120
‫- جنون که این موضوع رو بفهمه...
‫- یه سرگرمیِ کوتاه‌مدتـه فقط

241
00:14:39,120 --> 00:14:40,170
‫نه بیشتر

242
00:14:43,040 --> 00:14:45,090
‫زیادی نگرانی لوسین

243
00:14:46,510 --> 00:14:49,340
.اصلاً دلیلش رو نمی‌دونم
‫شما می‌دونید؟

244
00:14:50,090 --> 00:14:52,720
‫وان، نگاه کن!
‫بارون بند اومد!

245
00:14:52,720 --> 00:14:55,510
‫- باید حالت خیلی بهتر شده باشه
‫- همینطوره

246
00:14:56,220 --> 00:14:58,270
‫کاش من هم می‌تونستم این رو بگم

247
00:15:00,310 --> 00:15:02,060
‫زود برگردید

248
00:15:02,900 --> 00:15:03,940
‫خواهش می‌کنم

249
00:15:15,240 --> 00:15:16,490
‫ویرانی!

250
00:15:17,540 --> 00:15:19,750
‫می‌دونستم همینجا پیدات می‌کنم

251
00:15:19,750 --> 00:15:20,790
‫خب؟

252
00:15:20,790 --> 00:15:22,420
‫تا اینجا نظرت چیه؟

253
00:15:22,420 --> 00:15:23,620
‫روراست باشم؟

254
00:15:24,140 --> 00:15:27,130
‫زاویه‌دید که افتضاحـه،
‫می‌تونستی رنگ‌های بهتری انتخاب کنی و

255
00:15:27,130 --> 00:15:30,590
‫درخت زیتون سمت چپ هم
‫بیشتر شبیه یه گزنه‌ی پلاسیده‌ست

256
00:15:32,180 --> 00:15:34,510
‫تو از کجا می‌فهمی؟
‫فکر می‌کردم سگ‌ها کور‌رنگی دارن

257
00:15:34,510 --> 00:15:35,850
‫چه‌قدر جالب

258
00:15:35,850 --> 00:15:38,300
‫اون نقاشی رو که دیدم،
‫فکر کردم تو کوررنگی داری

259
00:15:40,680 --> 00:15:42,020
‫به چی می‌خندی؟

260
00:15:42,020 --> 00:15:43,060
‫راستش بارناباس...

261
00:15:43,730 --> 00:15:45,535
‫بعضی‌ها میگن که

262
00:15:45,560 --> 00:15:50,046
اگه دنبال احترام بی‌چون‌و‌چرا و
‫وفاداری ابدی هستی

263
00:15:50,360 --> 00:15:52,320
‫تنها چیزی که لازم داری یه سگـه

264
00:15:52,320 --> 00:15:53,860
‫وفادار رو که هستم

265
00:15:53,860 --> 00:15:56,450
‫اما شهادت دروغ تو شرح وظایفم نبود

266
00:15:58,970 --> 00:16:00,220
‫چی‌شده؟

267
00:16:00,250 --> 00:16:01,580
‫یه لحظه خفه‌شو

268
00:16:02,580 --> 00:16:05,130
‫تو اتاق پشتی یه خبرهایی هست

269
00:16:07,170 --> 00:16:08,710
‫من که نمی‌شنوم

270
00:16:08,710 --> 00:16:10,420
‫آخه مگه تو سگی؟

271
00:16:11,970 --> 00:16:13,590
‫درحال‌حاضر که نه

272
00:16:23,190 --> 00:16:24,850
‫اصلاً اینجا چی داره؟

273
00:16:24,850 --> 00:16:26,690
‫معمولاً به چشم یه

274
00:16:28,820 --> 00:16:30,650
‫اتاق خانوادگی بهش نگاه می‌کنم

275
00:16:41,870 --> 00:16:45,040
‫این همون صداییـه که شنیدم،
‫صدای قُل‌قُل

276
00:16:45,040 --> 00:16:46,040
‫این اصلاً چی هست؟

277
00:16:46,630 --> 00:16:48,290
‫چاله‌ی جادوییـه

278
00:16:50,200 --> 00:16:53,120
‫فکر کنم بشه بهش گفت
‫سیستم هشدار اولیه

279
00:16:53,670 --> 00:16:55,180
‫حس خوبی بهش ندارم

280
00:16:56,260 --> 00:16:57,300
‫نه

281
00:16:58,220 --> 00:17:00,040
‫چه هشداری داره بهت میده؟

282
00:17:02,930 --> 00:17:03,930
‫هشدار دردسر

283
00:17:06,480 --> 00:17:07,480
‫دردسر بزرگ

284
00:17:11,940 --> 00:17:13,030
‫فارل کیه؟

285
00:17:14,030 --> 00:17:15,530
‫قبلاً یه خدا بود

286
00:17:16,030 --> 00:17:17,490
‫لرد فاراموند

287
00:17:18,570 --> 00:17:20,400
‫آخرین باری که تو بابِل همدیگه رو دیدیم،

288
00:17:20,400 --> 00:17:23,700
‫قربانی‌هاش رو به کاهش بود و
‫معابدش متروکه شده بودند

289
00:17:24,200 --> 00:17:28,000
‫واسه همین بهش پیشنهاد دادم که
‫یه حرفه‌ی دیگه برای خودش پیدا کنه

290
00:17:28,460 --> 00:17:30,210
‫از اون‌موقع اسمش رو گذاشته فارل

291
00:17:30,210 --> 00:17:31,800
‫من همینجا پیاده میشم

292
00:17:33,260 --> 00:17:34,910
‫باشه

293
00:17:35,240 --> 00:17:37,430
‫- ممنون
‫- شب‌تون بخیر

294
00:17:38,390 --> 00:17:39,390
‫همینجا وایسا

295
00:17:42,260 --> 00:17:43,310
‫رؤیا!

296
00:17:48,480 --> 00:17:49,530
‫نادا

297
00:17:53,940 --> 00:17:55,190
‫شما رو می‌شناسم؟

298
00:17:56,780 --> 00:18:00,120
‫ببخشید، با یکی دیگه اشتباه‌تون گرفتم

299
00:18:01,410 --> 00:18:02,530
‫اشکالی نداره

300
00:18:08,170 --> 00:18:09,920
‫رؤیا؟

301
00:18:11,920 --> 00:18:14,420
‫- با کی اشتباهش گرفتی؟
‫- رسیدیم

302
00:18:18,220 --> 00:18:19,640
‫شما تو «فارل تراول» کار می‌کنید؟

303
00:18:19,640 --> 00:18:24,172
‫بله. اسم من وانداست. آقای فارل گفته بودن
‫منتظر شما و خواهرتون باشم

304
00:18:24,197 --> 00:18:25,197
‫سلام

305
00:18:25,360 --> 00:18:27,200
‫بابت اون ماشینی که درخواست کرده بودید...

306
00:18:27,200 --> 00:18:28,560
‫ماشین گرفتی؟

307
00:18:28,560 --> 00:18:32,270
‫- این ماشین نیست
‫- نه، اما اگه باهام بیاید...

308
00:18:35,230 --> 00:18:36,280
‫همین‌جاست

309
00:18:39,360 --> 00:18:41,880
‫آقای فارل درمورد ما
‫چی بهتون گفته؟

310
00:18:41,880 --> 00:18:43,940
‫خیلی محتاط بودن

311
00:18:44,160 --> 00:18:46,620
‫گفتن که شما از اعضای یه
‫یه خاندان سلطنتی هستید

312
00:18:46,620 --> 00:18:47,790
‫خوشم اومد

313
00:18:47,790 --> 00:18:49,540
‫نگفتن کدوم خاندان

314
00:18:49,540 --> 00:18:50,830
‫این‌طوری بهتره

315
00:18:50,830 --> 00:18:53,380
‫و من باید شما رو ببرم پیش
‫دوستان برادرتون،

316
00:18:53,380 --> 00:18:57,130
‫مراقب‌تون باشم و راهنماتون توی
‫سراسر کشور باشم

317
00:18:57,130 --> 00:19:00,090
‫آقای فارل درخواستِ
ماشین کلاسیکی رو کردن

318
00:19:00,090 --> 00:19:02,760
‫برای همین شرکتی که باهاشون کار می‌کنیم
‫این رو فرستادن

319
00:19:02,760 --> 00:19:04,600
‫از انگلستان

320
00:19:04,600 --> 00:19:06,180
‫قشنگـه

321
00:19:06,180 --> 00:19:07,600
‫البته

322
00:19:07,600 --> 00:19:11,953
‫فقط بعضی از مشتری‌هامون ترجیح میدن
‫موقع سفر توجهی جلب نکنن

323
00:19:12,270 --> 00:19:14,730
‫و این ماشین ممکنـه یکم جلبِ‌توجه کنه

324
00:19:14,730 --> 00:19:17,570
‫خب من که برام مهم نیست.
‫اما شاید برای برادرم باشه

325
00:19:17,570 --> 00:19:18,900
‫برای من هم مهم نیست

326
00:19:20,150 --> 00:19:21,160
‫همین ماشین عالیـه

327
00:19:22,660 --> 00:19:24,030
‫- واقعاً
‫- واقعاً؟

328
00:19:24,030 --> 00:19:25,030
‫واقعاً

329
00:19:25,050 --> 00:19:27,700
‫از اونجایی که کسی رو از
‫اومدن‌مون باخبر نکردیم

330
00:19:27,700 --> 00:19:31,060
‫باید خودمون رو به کسایی که ممکنه
‫بشناسن‌مون، حسابی نشون بدیم

331
00:19:31,580 --> 00:19:32,580
‫مثلاً کی؟

332
00:19:34,380 --> 00:19:35,688
‫مثلاً برادرمون

333
00:19:35,713 --> 00:19:36,963
‫اوه!

334
00:19:38,927 --> 00:19:40,720
‫خب منم موافقم، عالیه

335
00:19:40,721 --> 00:19:42,013
‫می‌شه من رانندگی کنم؟

336
00:19:42,014 --> 00:19:43,598
‫قول می‌دم از پسش برمیام!

337
00:19:43,599 --> 00:19:45,392
‫اصلاً و ابداً

338
00:19:46,393 --> 00:19:48,228
‫اولین ایستگاه‌مون محله‌ی «آپر ایست ساید»ـه

339
00:19:58,113 --> 00:19:59,488
‫وکیله...

340
00:19:59,489 --> 00:20:01,033
‫اونم خداست؟

341
00:20:01,700 --> 00:20:02,701
‫انسانه

342
00:20:03,619 --> 00:20:04,995
‫از قدیمی‌ترین انسان‌ها

343
00:20:06,163 --> 00:20:08,873
‫فقط 60 تا زن و مرد توی این دنیا

344
00:20:08,874 --> 00:20:12,961
‫دوران ماموت‌ها و ببرهای دندان‌خنجری رو دیدن

345
00:20:14,004 --> 00:20:16,423
‫و برنارد کیپکس هم یکی از اوناست

346
00:20:20,010 --> 00:20:21,303
‫برنی کیپکس

347
00:20:22,429 --> 00:20:23,888
‫اگه صدا اذیت‌تون نمی‌کنه،

348
00:20:23,889 --> 00:20:26,516
‫الان می‌تونیم صحبت کنیم

349
00:20:27,559 --> 00:20:29,936
‫دار و دسته‌ش خیلی واضح گفتن چی می‌خواد

350
00:20:29,937 --> 00:20:31,812
‫اون همه‌چی رو می‌خواد

351
00:20:31,813 --> 00:20:34,565
‫و اگه یه قاضی دلسوز به تورشون بخوره،
‫ممکنه واقعاً به خواسته‌ش برسه

352
00:20:35,817 --> 00:20:38,987
‫خیلی ببخشید. من الان وسطِ یه
‫منطقه ساخت‌ و سازم. یه‌لحظه

353
00:20:39,571 --> 00:20:41,739
‫صدام رو می‌شنوی؟
‫خوبه...

354
00:20:41,740 --> 00:20:44,743
‫چون می‌خوام یه مشاوره‌ی
‫حقوقی درست‌وحسابی بهت بدم

355
00:20:45,244 --> 00:20:47,537
‫داره میفته!

356
00:20:48,330 --> 00:20:49,665
‫نه!

357
00:20:53,168 --> 00:20:54,168
‫خاموشش کن

358
00:20:54,169 --> 00:20:56,171
‫اون طرف

359
00:20:57,005 --> 00:20:58,215
‫زود باشید

360
00:20:59,258 --> 00:21:01,050
‫یه لحظه صبر کن!

361
00:21:01,051 --> 00:21:03,552
‫- وای، نزدیک بودها
‫- زود باشید، باید بریم

362
00:21:03,553 --> 00:21:06,723
‫عجله کنید. یالا
‫زود باشید بریم

363
00:21:07,391 --> 00:21:10,977
‫متاسفانه یکم زیادی نزدیک بود

364
00:21:12,854 --> 00:21:13,939
‫نه

365
00:21:14,856 --> 00:21:16,400
‫خواهشاً نه

366
00:21:17,359 --> 00:21:18,902
‫بعد از این همه سال...

367
00:21:19,611 --> 00:21:21,196
‫با یه همچینِ حادثه‌ی مسخره‌ای؟

368
00:21:23,740 --> 00:21:25,659
‫دیگه بعضی وقت‌ها پیش میاد

369
00:21:26,326 --> 00:21:27,953
‫اما من داداشت رو می‌شناختم

370
00:21:28,787 --> 00:21:31,164
‫دوست‌های خیلی خوبی بودیم.
‫خیلی دوستش داشتم

371
00:21:31,665 --> 00:21:32,791
‫می‌دونم

372
00:21:33,625 --> 00:21:34,625
‫منم همینطور

373
00:21:37,045 --> 00:21:38,755
‫ولی زندگی‌م بدک نبود، مگه نه؟

374
00:21:39,256 --> 00:21:43,009
‫یعنی خب، چند سال شد؟
‫دوازده هزار سال؟

375
00:21:43,010 --> 00:21:44,970
‫خیلی خوبه، نه؟

376
00:21:46,430 --> 00:21:48,557
‫بقیه هم همین‌قدر گیرشون میاد برنی

377
00:21:49,349 --> 00:21:51,226
‫نه بیشتر، نه کمتر

378
00:21:52,686 --> 00:21:53,979
‫یه عمر زندگی کردی!

379
00:22:08,493 --> 00:22:09,619
‫بسه

380
00:22:11,000 --> 00:22:17,000


381
00:22:19,671 --> 00:22:20,835
‫بله؟

382
00:22:20,860 --> 00:22:23,321
‫ما با «برنارد کیپکس» کار داشتیم

383
00:22:25,218 --> 00:22:27,720
‫ببخشید. آم...

384
00:22:27,721 --> 00:22:30,724
‫- می‌دونه شما قراره بیاین؟
‫- نه، می‌خوایم سورپرایزش کنیم

385
00:22:31,391 --> 00:22:32,642
‫دوستِ برادرمونه

386
00:22:33,226 --> 00:22:35,102
‫منم یه‌بار دیدمش، ولی خیلی وقت پیش

387
00:22:35,103 --> 00:22:36,854
‫خیلی خیلی خیلی خیلی وقت پیش

388
00:22:36,855 --> 00:22:38,106
‫من رو یادش میاد

389
00:22:39,483 --> 00:22:40,609
‫آم...

390
00:22:41,109 --> 00:22:42,152
‫متاسفم

391
00:22:42,861 --> 00:22:44,279
‫همین یکم پیش بهم زنگ زدن

392
00:22:45,113 --> 00:22:46,281
‫اون، خب...

393
00:22:47,491 --> 00:22:49,826
‫پدرم مُرده

394
00:22:55,415 --> 00:22:59,461
‫رؤیا، نفر بعدی لیستم بانوی رقاصـه.
‫چقدر باهامون فاصله داره؟

395
00:23:00,796 --> 00:23:02,923
‫نمی‌دونم اصلاً باید ادامه بدیم یا نه

396
00:23:09,429 --> 00:23:11,181
‫می‌دونستم این رو می‌گی

397
00:23:12,557 --> 00:23:16,686
‫واسه‌ت عجیب نبود دقیقاً همون لحظه‌ای
‫که رسیدیم دم در خونه‌ کیپکس، افتاد مُرد؟

398
00:23:18,688 --> 00:23:21,065
‫آوار ساختمون ریخته روش. یه حادثه بوده!

399
00:23:21,066 --> 00:23:24,735
‫یکی هست که دلش نمی‌خواد ما با
‫دوست‌های برادرمون صحبت کنیم

400
00:23:24,736 --> 00:23:25,821
‫کی؟

401
00:23:27,181 --> 00:23:28,181
‫نمی‌دونم

402
00:23:29,199 --> 00:23:31,451
‫چون ممکنه فقط...

403
00:23:32,494 --> 00:23:33,411
‫به دوتا چیز

404
00:23:33,412 --> 00:23:36,573
‫که هم‌زمان اتفاق می‌افتن و هیچ ربط خاصی
‫به هم ندارن چی می‌گفتیم؟

405
00:23:38,542 --> 00:23:39,918
‫- فلان‌چیز اتفافی بود
‫- آره

406
00:23:40,585 --> 00:23:42,461
‫مشکل تو هم همینه، رؤیا

407
00:23:42,462 --> 00:23:44,631
‫قرار نیست که هرچیزی یه معنی‌ای داشته باشه

408
00:24:01,440 --> 00:24:02,566
‫خوش برگشتید!

409
00:24:03,817 --> 00:24:04,818
‫از آقای وکیل چه خبر؟

410
00:24:05,902 --> 00:24:07,112
‫مُرده

411
00:24:08,457 --> 00:24:09,498
‫واقعاً؟

412
00:24:09,906 --> 00:24:11,199
‫همین یکم پیش

413
00:24:11,950 --> 00:24:13,034
‫واقعاً متاسفم

414
00:24:15,245 --> 00:24:16,287
‫یکم استراحت نکنیم؟

415
00:24:16,288 --> 00:24:17,455
‫- نه!
‫- چرا!

416
00:24:17,456 --> 00:24:19,373
‫باید بریم سراغِ بانوی رقاص

417
00:24:19,374 --> 00:24:21,417
‫فکر نکنم ادامه دادن
‫تصمیم عاقلانه‌ای باشه

418
00:24:21,418 --> 00:24:23,586
‫خب ولی ما می‌ریم

419
00:24:23,587 --> 00:24:27,089
‫توی فیلادلفیا زندگی می‌کنه،
‫با احتساب ترافیک حدوداً دو ساعت

420
00:24:27,090 --> 00:24:28,799
‫از این‌جا فاصله داره

421
00:24:28,800 --> 00:24:31,720
‫می‌خواید قبل از سفر بعدی،
یه رستوران برای شام رزرو کنم؟

422
00:24:32,429 --> 00:24:33,671
‫عالی می‌شه

423
00:24:33,696 --> 00:24:35,239
‫خواهش می‌کنم رؤیا

424
00:24:35,974 --> 00:24:40,187
‫می‌تونی یه‌جایی رو برای
ملاقات با هم‌سفرهامون

425
00:24:42,147 --> 00:24:43,440
‫معرفی کنی؟

426
00:24:44,357 --> 00:24:45,733
‫یه جای خوب بلدم!

427
00:24:51,156 --> 00:24:53,158
‫♪ کجا می‌خوای بری؟ ♪

428
00:24:54,242 --> 00:24:55,827
‫♪ دلت می‌خواد کی باشی؟ ♪

429
00:24:57,913 --> 00:24:59,705
‫♪ اگه هیچ خبری نشد ♪

430
00:24:59,706 --> 00:25:02,209
‫♪ خودت دست به کار می‌شی؟ ♪

431
00:25:04,044 --> 00:25:05,712
‫♪ اگه الان وقت‌ش نیست ♪

432
00:25:07,214 --> 00:25:08,757
‫♪ پس کی وقتشه؟ ♪

433
00:25:10,133 --> 00:25:13,344
‫♪ تا یه جایی می‌تونی اون شعله‌ی درونت رو ♪

434
00:25:13,345 --> 00:25:15,137
‫♪ نادیده بگیری ♪

435
00:25:15,138 --> 00:25:17,181
‫عاشق اینم که شما اینقدر
هم‌دیگه رو خوب می‌شناسید

436
00:25:17,182 --> 00:25:20,518
‫که می‌تونید بدون هیچ دلیل خاصی
کنار هم بشینید

437
00:25:20,519 --> 00:25:22,562
‫حتی لازم نیست حرف بزنید

438
00:25:23,563 --> 00:25:25,899
‫فقط از کنار هم بودن لذت می‌برید...

439
00:25:26,525 --> 00:25:28,360
‫تو خواهر برادر نداری، درسته؟

440
00:25:29,069 --> 00:25:30,237
‫داشتم...

441
00:25:31,238 --> 00:25:32,614
‫یه برادر بزرگ‌تر

442
00:25:33,114 --> 00:25:35,199
‫غرغرو و کله‌شق بود

443
00:25:35,200 --> 00:25:38,118
‫و فکر می‌کرد همه‌چی رو می‌دونه؟

444
00:25:38,119 --> 00:25:40,121
‫راستش دقیقاً همینطور بود

445
00:25:41,039 --> 00:25:42,749
‫ولی همیشه حرصـش رو سر من خالی می‌کرد

446
00:25:43,583 --> 00:25:45,459
‫با خانواده‌ت رفت و آمد نداری؟

447
00:25:45,460 --> 00:25:46,520
‫نه

448
00:25:46,545 --> 00:25:47,630
‫چرا؟

449
00:25:48,255 --> 00:25:49,922
‫مامان‌بابام خیلی سنتی‌ان

450
00:25:49,923 --> 00:25:52,550
‫نمی‌دونستن با بچه‌ای مثل من چیکار کنن

451
00:25:52,551 --> 00:25:55,512
‫برای همین وقتی پونزده سالم شد،
‫هورمون‌درمانی‌م رو شروع کردم

452
00:25:56,012 --> 00:25:57,555
‫بدون این‌که بهشون بگم

453
00:25:57,556 --> 00:25:59,140
‫پس مجبور شدم فرار کنم

454
00:25:59,683 --> 00:26:03,520
‫خب... بهشون گفتی می‌خوای بری؟

455
00:26:04,229 --> 00:26:05,604
‫براشون یادداشت گذاشتم

456
00:26:07,649 --> 00:26:10,944
‫نمی‌خواستم جلوی رفتنم رو
‫بگیرن، برای همین...

457
00:26:12,279 --> 00:26:13,612
‫نه

458
00:26:13,613 --> 00:26:16,992
‫اما خاله‌م دورا، هنوز بهم زنگ می‌زنه

459
00:26:18,410 --> 00:26:19,952
‫برام دعا می‌کنه

460
00:26:19,953 --> 00:26:23,540
‫از این‌که ترنسـم و هیچ ارتباطی
‫با خدا ندارم خیلی می‌ترسه

461
00:26:24,082 --> 00:26:25,625
‫اما هنوز باهام صحبت می‌کنه

462
00:26:27,627 --> 00:26:29,254
‫دلت براشون تنگ نمی‌شه؟

463
00:26:32,340 --> 00:26:33,925
‫دلم برای کتاب‌هام تنگ شده

464
00:26:35,927 --> 00:26:37,971
‫تنها دوست‌هام همون کتاب‌ها بودن

465
00:26:38,638 --> 00:26:42,809
‫بچه که بودم، عاشقِ کتاب‌های «اُز» بودم

466
00:26:43,310 --> 00:26:47,187
‫یه نسخه‌ی قدیمی و
رنگ‌ورو رفته از «سرزمین اُز» داشتم

467
00:26:47,188 --> 00:26:48,772
‫که کاش با خودم میاوردمش

468
00:26:48,773 --> 00:26:50,233
‫من عاشقِ «جودی گارلند»ـم

469
00:26:50,817 --> 00:26:52,950
‫زیاد به سرزمین من سر می‌زد

470
00:26:55,155 --> 00:26:56,281
‫راستش،

471
00:26:57,324 --> 00:26:58,825
‫جودی توی «جادوگر شهر اُز» هم بود،

472
00:26:59,868 --> 00:27:01,494
‫که بخشی از فرهنگ همجنسگراییـه

473
00:27:02,078 --> 00:27:06,207
‫ولی «سرزمین شگفت‌انگیز اُز»
‫کاملاً مربوط به فرهنگ ترنس‌هاست

474
00:27:06,708 --> 00:27:08,460
‫داستان یه بچه به اسم «تیپ»

475
00:27:09,669 --> 00:27:14,341
‫که می‌فهمه تمام عمرش دچار یه طلسم بوده

476
00:27:14,966 --> 00:27:17,135
‫و در واقع یه شاهدُختـه!

477
00:27:18,470 --> 00:27:21,013
‫شاهدخت اُزما از شهر اُز

478
00:27:21,261 --> 00:27:22,407
‫وای

479
00:27:22,432 --> 00:27:24,100
‫نمی‌دونستم!

480
00:27:25,518 --> 00:27:28,313
‫واندا، اگه خانواده‌ت بدون اطلاع

481
00:27:28,938 --> 00:27:30,106
‫بیان این‌جا

482
00:27:30,982 --> 00:27:32,067
‫و دنبالت بگردن

483
00:27:33,360 --> 00:27:35,070
‫از دیدن‌شون خوشحال می‌شی؟

484
00:27:38,392 --> 00:27:39,552
‫آره

485
00:27:41,826 --> 00:27:43,328
‫خوشحال می‌شم

486
00:27:47,415 --> 00:27:49,249
‫و اگه ازت بخوان برگردی خونه چی؟

487
00:27:51,670 --> 00:27:53,713
‫بهشون می‌گم من دیگه بزرگ شدم

488
00:27:55,215 --> 00:27:57,926
‫زندگی مستقلانه خودم رو دست و پا کردم

489
00:27:59,469 --> 00:28:00,512
‫ولی

490
00:28:01,221 --> 00:28:03,723
‫دوست دارم ببینم‌شون

491
00:28:04,349 --> 00:28:05,809
‫خیلی دوست دارم

492
00:28:14,984 --> 00:28:16,820
‫فکر کنم خیابون بعدیه!

493
00:28:19,447 --> 00:28:22,825
‫امیدوارم وقتی رسیدیم،
‫اتفاق بدی برای بانوی رقاص نیفته

494
00:28:22,826 --> 00:28:25,202
‫هنوز برای تغییر مسیر دیر نشده

495
00:28:25,203 --> 00:28:27,705
‫ولی اگه برنی کیپکس به‌خاطرِ
فانی بودنش مُرده باشه چی؟

496
00:28:27,706 --> 00:28:30,082
‫خب، آدم‌های فانی می‌میرن دیگه!

497
00:28:30,083 --> 00:28:33,127
‫بانوی رقاص یه خداست.
‫کشتن خداها کار آسونی نیست

498
00:28:33,128 --> 00:28:37,257
‫برای کشتن یه خدا فقط کافیه
‫دیگه بهش اعتقاد نداشته باشی

499
00:28:38,091 --> 00:28:39,801
‫اون خدایِ...

500
00:28:40,969 --> 00:28:42,015
‫سکس‌ـه

501
00:28:43,096 --> 00:28:44,096
‫و جنگ

502
00:28:53,356 --> 00:28:57,776
‫و حالا، لطفاً ایشتار رو تشویق کنید تا به روی صحنه بیاد

503
00:30:22,987 --> 00:30:24,238
‫سلام بیلیلی!

504
00:30:30,578 --> 00:30:32,329
‫الان دیگه اسمم ایشتارـه!

505
00:30:32,330 --> 00:30:33,665
‫هرطور خودت راحتی

506
00:30:35,083 --> 00:30:36,333
‫خیلی وقته هم رو ندیدیم

507
00:30:36,334 --> 00:30:38,044
‫دو هزار سالی می‌شه

508
00:30:40,088 --> 00:30:42,590
‫آخرین باری که دیدمت، با برادرت بودم

509
00:30:44,467 --> 00:30:46,135
‫محلِ سگ بهم ندادی!

510
00:30:46,719 --> 00:30:48,804
‫بعدش هم یواشکی بهش گفتی
‫رابطه‌مون رو تموم کنه

511
00:30:48,805 --> 00:30:52,851
‫گفتی من آدم فاسدی‌ام،
این‌که به دردش نمی‌خورم!

512
00:30:54,561 --> 00:30:56,062
‫نباید اینارو بهت می‌گفت

513
00:30:58,356 --> 00:31:00,608
‫گفت دلش برات می‌سوزه

514
00:31:01,609 --> 00:31:04,237
‫می‌ترسید که هیچوقت عشق رو
‫تجربه نکنی و کسی عاشقت نشه

515
00:31:04,737 --> 00:31:08,783
‫ولی با این‌حال طبق پیشنهادی که
‫بهش دادم، رابطه‌تون رو تموم کرد

516
00:31:10,034 --> 00:31:12,579
‫رابطه‌ خودتون دوتا رو هم قطع کرد، مگه نه؟

517
00:31:13,705 --> 00:31:15,873
‫نیومدم این‌جا که با هم بحث کنیم

518
00:31:15,874 --> 00:31:17,375
‫پس چرا اومدی؟

519
00:31:18,918 --> 00:31:21,211
‫آخرین جایی که فکر می‌کردم
تو رو ببینم این‌جاست

520
00:31:21,212 --> 00:31:23,131
معبد کوچک آرزو

521
00:31:23,756 --> 00:31:25,216
‫اومدم یه سوالی بپرسم

522
00:31:26,718 --> 00:31:27,927
‫و بهت هشدار بدم

523
00:31:29,053 --> 00:31:31,055
‫من و خواهرم داریم دنبالِ برادرمون می‌گردیم

524
00:31:32,849 --> 00:31:34,267
‫می‌دونی کجاست؟

525
00:31:36,686 --> 00:31:38,228
‫قرن‌هاست که ندیدمش

526
00:31:38,229 --> 00:31:40,731
‫این جوابِ سوال من نیست

527
00:31:40,732 --> 00:31:43,443
‫نمی‌دونم کجاست!

528
00:31:46,487 --> 00:31:49,532
‫اگه دوست داری می‌تونی
‫یه بره‌ی سیاه برام قربانی کنی

529
00:31:50,658 --> 00:31:52,743
‫اما این‌جا تنها معبدیه که برام باقی مونده

530
00:31:52,744 --> 00:31:54,953
‫و این روزها هم دیگه خبری
‫از غیب‌گو و پیش‌گو نیست

531
00:31:54,954 --> 00:31:56,956
‫- عمیقاً متاسفم
‫- واقعاً؟

532
00:32:03,379 --> 00:32:04,380
‫هشدارت چیـه؟

533
00:32:05,089 --> 00:32:06,758
‫این‌که ممکنه جونت در خطر باشه

534
00:32:08,009 --> 00:32:11,638
‫نمی‌دونم چه نوع خطری
‫و مطمئن نیستم چرا، ولی...

535
00:32:12,555 --> 00:32:14,681
‫مطمئنم که یه‌خبرهایی هست

536
00:32:14,682 --> 00:32:17,225
‫سعی کردم با یکی دیگه از
آشناهای برادرم صحبت کنم

537
00:32:17,226 --> 00:32:20,479
‫اما قبل از این‌که بریم پیشش، اون...

538
00:32:20,480 --> 00:32:21,689
‫کُشته شده بود

539
00:32:23,650 --> 00:32:25,944
‫جنون فکر می‌کنه اتفاقی بوده

540
00:32:28,738 --> 00:32:29,988
‫اما تو اینطور فکر نمی‌کنی

541
00:32:44,462 --> 00:32:47,590
‫مگه من چیکار کردم که اینقدر
ازم متنفری، لُرد مورفیوس؟

542
00:32:49,884 --> 00:32:51,135
‫که دلت می‌خواد بمیرم؟

543
00:32:53,388 --> 00:32:55,390
‫من ازت متنفر نیستم

544
00:32:57,475 --> 00:32:58,893
‫دلم هم نمی‌خواد بلایی سرت بیاد

545
00:33:01,688 --> 00:33:03,523
‫با این‌جا اومدنت من رو به کُشتن دادی!

546
00:33:04,148 --> 00:33:05,525
‫هنوز که معلوم نیست

547
00:33:18,162 --> 00:33:19,288
‫نه

548
00:33:20,123 --> 00:33:21,416
‫اما من می‌دونم

549
00:33:24,210 --> 00:33:25,920
‫من عاشق برادرت بودم

550
00:33:28,631 --> 00:33:29,632
‫واقعاً عاشقش بودم

551
00:33:40,351 --> 00:33:41,519
‫چیکار می‌کنی؟

552
00:33:44,063 --> 00:33:46,566
‫آدم‌هایی که اون بیرونن، هیچوقت
‫رقص واقعی من رو ندیدن

553
00:33:49,235 --> 00:33:51,279
‫آخرین باری که رقصیدم،
هزاران معبد به نامم بود

554
00:33:51,988 --> 00:33:55,074
‫و توی هر کدومشون ۵۰ کاهن حضور داشت

555
00:33:57,827 --> 00:33:59,704
‫اگه امشب قراره بمیرم،

556
00:34:01,247 --> 00:34:02,999
‫پس مثل یک الهه می‌میرم

557
00:34:04,584 --> 00:34:06,044
‫و اگه زنده بمونم

558
00:34:11,883 --> 00:34:14,510
‫سعی می‌کنم حداقل از این
‫به بعد مثل یک الهه زندگی کنم

559
00:35:03,810 --> 00:35:05,310
‫وقتشه بریم

560
00:35:05,311 --> 00:35:07,354
‫کجا بودی؟ بانوی رقاص چی شد؟

561
00:35:07,355 --> 00:35:08,271
‫باهاش حرف زدم

562
00:35:08,272 --> 00:35:09,356
‫- کی؟
‫- همین الان

563
00:35:09,357 --> 00:35:10,650
‫بدونِ من؟

564
00:35:11,317 --> 00:35:13,068
‫تو سرت گرم کارهای دیگه بود

565
00:35:13,069 --> 00:35:15,153
‫- گفت برادرمون کجاست؟
‫- نه

566
00:37:12,939 --> 00:37:13,999
‫فرار کنید!

567
00:37:14,357 --> 00:37:15,357
‫همین الان!

568
00:37:50,685 --> 00:37:51,818
‫رؤیا؟

569
00:37:54,730 --> 00:37:55,731
‫من این‌جام

570
00:38:02,947 --> 00:38:05,032
‫واندا؟

571
00:38:05,574 --> 00:38:07,785
‫مُرده

572
00:38:09,578 --> 00:38:11,914
‫دقیقاً مثل برنارد کیپکس

573
00:38:14,166 --> 00:38:15,459
‫می‌دونی این یعنی چی؟

574
00:38:16,252 --> 00:38:17,628
‫یعنی...

575
00:38:18,462 --> 00:38:21,590
‫فقط یه نفر دیگه از افرادی که اسم‌شون
‫توی لیست بود زنده‌ست

576
00:38:23,175 --> 00:38:26,470
‫نباید دنبال برادرمون بگردیم

577
00:38:28,556 --> 00:38:30,808
‫- اما رؤیا...
‫-  و برگردیم به سرزمین‌هامون

578
00:38:32,768 --> 00:38:35,229
‫فکر می‌کنی اینجوری همه‌چی درست می‌شه؟

579
00:38:37,189 --> 00:38:38,733
‫مگه همین یکم پیش

580
00:38:40,526 --> 00:38:43,611
‫معبد عبادت من رو نابود نکردید؟

581
00:38:43,612 --> 00:38:45,614
‫کار ما نبود. ما هیچوقت همچین کاری نمی‌کنیم

582
00:38:46,699 --> 00:38:48,492
‫پس فکر می‌کنم کار برادرمون باشه

583
00:38:50,036 --> 00:38:51,089
‫نه

584
00:38:52,413 --> 00:38:57,293
‫نه، اون بهمون هشدار داد دنبالش نگردیم

585
00:38:58,044 --> 00:38:59,754
‫و شما هشدارش رو نادیده گرفتید

586
00:39:00,838 --> 00:39:02,172
‫هشدار من رو هم همین‌طور

587
00:39:13,059 --> 00:39:14,977
‫اشتباه نکن رؤیا...

588
00:39:18,314 --> 00:39:19,815
‫همه‎ش تقصیر خودته

589
00:39:22,193 --> 00:39:24,652
‫تقصیر اون نیست.
‫ اون می‌خواست به من کمک کنه

590
00:39:24,653 --> 00:39:26,155
‫نه

591
00:39:27,406 --> 00:39:28,824
‫نه دل، اینطور نیست

592
00:39:31,243 --> 00:39:35,539
‫اون به هیچ عنوان نمی‌خواست
برادرمون رو پیدا کنه

593
00:39:37,375 --> 00:39:38,376
‫می‌خواستی؟

594
00:39:44,382 --> 00:39:45,435
‫نه!

595
00:39:47,468 --> 00:39:51,305
‫فقط به یه دلیل قبول کرد باهات بیاد...

596
00:39:52,223 --> 00:39:54,975
‫اونم این بود که بتونه برگرده دنبال نادا

597
00:39:55,518 --> 00:39:56,558
‫نادا؟

598
00:39:59,563 --> 00:40:01,857
‫تمام این مدت داشتی دنبالِ اون می‌گشتی؟

599
00:40:05,486 --> 00:40:07,445
‫رؤیا حتماً فکر کرده من احمق‌ام...

600
00:40:07,446 --> 00:40:09,532
‫رؤیا حتی به تو فکر نکرده بود!

601
00:40:10,616 --> 00:40:12,284
‫تو هیچوقت من رو دوست نداشتی

602
00:40:14,370 --> 00:40:16,788
‫فکر می‌کردم شاید بالاخره دوستم داشته باشی

603
00:40:16,789 --> 00:40:20,084
‫فکر می‌کردم برادرمون رو پیدا می‌کنیم
‫و همه‌چی درست می‌شه

604
00:40:21,001 --> 00:40:24,129
‫فکر می‌کردم برات مهمم، فکر می‌کردم...

605
00:40:24,130 --> 00:40:25,214
‫تو دوستمی!

606
00:40:26,715 --> 00:40:28,968
‫خواهرم، ما هیچ‌وقت دوست نبودیم

607
00:40:31,971 --> 00:40:33,556
‫ما یک خانواده‌ایم

608
00:40:37,518 --> 00:40:40,271
‫الان فهمیدم چرا «ویرانی» ما رو ترک کرد

609
00:40:41,480 --> 00:40:43,232
‫و بهمون گفت سراغی ازش نگیریم

610
00:40:44,817 --> 00:40:46,402
‫حالا هم من به شما می‌گم

611
00:40:47,153 --> 00:40:48,571
‫از من فاصله بگیرید

612
00:40:49,822 --> 00:40:51,073
‫دنبالم نیاید

613
00:40:51,699 --> 00:40:52,950
‫من رو احضار نکنید

614
00:40:55,119 --> 00:40:56,911
‫دست از سرم بردارید

615
00:40:56,912 --> 00:41:00,212
‫شما دوتا دیگه هیچ‌جایی توی سرزمین من ندارید!

616
00:41:13,888 --> 00:41:16,006
‫تو می‌دونستی اون چقدر
‫آسیب‌پذیر و احساساتیـه!

617
00:41:17,099 --> 00:41:19,851
‫به خودت اجازه نده من رو نصیحت کنی

618
00:41:19,852 --> 00:41:21,353
‫مثل خودت دیگه!

619
00:41:22,521 --> 00:41:26,816
‫اگه من این همه آدم کشته بودم،
‫قطعاً شروع می‌کردی به نصیحت کردن

620
00:41:28,944 --> 00:41:31,779
‫« ما اون‌ها رو بازی نمی‌دیم، آرزو »

621
00:41:31,780 --> 00:41:34,700
‫« اون‌ها ما رو بازی می‌دن »

622
00:41:36,494 --> 00:41:38,496
‫الانم برو این‌ها رو به برنی کیپکس بگو

623
00:41:39,538 --> 00:41:40,873
‫به ایشتار

624
00:41:42,875 --> 00:41:44,543
‫و واندا

625
00:41:47,546 --> 00:41:48,923
‫چون من دیگه

626
00:41:50,174 --> 00:41:51,258
‫هیچ‌کاری

627
00:41:52,092 --> 00:41:53,177
‫باهات ندارم

628
00:41:54,719 --> 00:42:14,719
  جديدترين اخبار فيلم و سريال در کانال تلگرام و پیج اینستاگرام :
  .:: @MiraMovie1 ::.
  .:: @myZedMovie ::.

