﻿1
00:00:06,000 --> 00:00:17,000
<b><font color="#00abfd"> دانلود فیلم و سریال با زیرنویس چسبیده 
  ..:: MiraMovie.Top ::..</font></b>
  <b><font color="#FFC947"> ..:: MyZed.Top ::..</font></b>

2
00:00:19,001 --> 00:00:25,001
‫« سند من »

3
00:00:36,160 --> 00:00:40,250
‫« قسمت پانزده : ترانه‌ی اورفیوس »

4
00:01:05,148 --> 00:01:06,548
‫لوسین

5
00:01:08,860 --> 00:01:10,945
‫- به این زودی برگشتید؟
‫- آره

6
00:01:12,489 --> 00:01:14,491
‫اوضاع در نبود من چطور پیش رفت؟

7
00:01:15,700 --> 00:01:17,285
‫همه‌چیز بر وفق مراده، ارباب

8
00:01:19,412 --> 00:01:20,872
‫مأموریت شما چطور پیش رفت؟

9
00:01:22,373 --> 00:01:26,127
‫به پیدا کردن برادرتون نزدیک‌تر شدید؟

10
00:01:27,504 --> 00:01:30,173
‫دیگه علاقه‌ای به پیدا کردن برادرم ندارم

11
00:01:32,217 --> 00:01:33,617
‫با این حال،

12
00:01:35,095 --> 00:01:37,281
‫به نظر می‌رسه توی این مورد

13
00:01:37,305 --> 00:01:40,934
‫نیروهای خاصی هستن
‫که برخلاف منافع ما عمل می‌کنن

14
00:01:43,686 --> 00:01:45,831
‫بهتره هرچه زودتر سر
‫از کارشون دربیاری

15
00:01:45,855 --> 00:01:47,607
‫من اون نیرو رو پیدا می‌کنم،

16
00:01:50,527 --> 00:01:52,028
‫و دلیل این کارش رو می‌فهمم

17
00:01:55,156 --> 00:01:57,659
‫من در اولین فرصت به این
‫ موضوع رسیدگی می‌کنم

18
00:02:03,289 --> 00:02:04,689
‫دیگه حرفی نیست؟

19
00:02:08,545 --> 00:02:09,945
‫فقط این که...

20
00:02:11,339 --> 00:02:16,261
‫من در جایگاهی نیستم که اینو بهتون بگم،
‫چون فقط یک یا دوبار برادرتون رو دیدم...

21
00:02:18,596 --> 00:02:20,348
‫اما... من واقعاً از ایشون خوشم اومد

22
00:02:21,933 --> 00:02:23,601
‫و برای من خیلی محترمن

23
00:02:25,979 --> 00:02:28,582
‫به نظرم صحبت کردن باهاشون
‫ می‌تونه بهتون کمک کنه

24
00:02:28,606 --> 00:02:30,483
‫راجع‌به چی باهاش صحبت کنم؟

25
00:02:33,194 --> 00:02:34,612
‫مثلاً، دلیل رفتنشون رو بپرسید

26
00:02:45,331 --> 00:02:47,333
‫یک بار سعی کرد دلیلش رو بهم بگه

27
00:02:50,253 --> 00:02:51,796
‫اما من بهش گوش ندادم

28
00:02:55,175 --> 00:02:56,575
‫حرفاشو نشنیده گرفتم

29
00:03:00,002 --> 00:03:06,246
‫« خانه‌ی آراندل، سال ۱۶۷۵، انگلستان، لندن »

30
00:03:08,146 --> 00:03:09,546
‫سلام، جناب

31
00:03:11,524 --> 00:03:12,924
‫سلام، آقا

32
00:03:16,029 --> 00:03:17,614
‫خوب به خودت رسیدی، برادر

33
00:03:18,573 --> 00:03:20,283
‫تو هم همین‌طور

34
00:03:20,992 --> 00:03:23,220
‫البته، یه چیزی هست که
‫ دلم می‌خواد بدونم...

35
00:03:23,244 --> 00:03:25,246
‫می‌خوای بدونی چرا ازت
‫ خواستم بیای اینجا؟

36
00:03:27,290 --> 00:03:28,690
‫دنبالم بیا

37
00:03:29,167 --> 00:03:32,313
‫من احساس می‌کنم دارم توی این دنیای فانی

38
00:03:32,337 --> 00:03:33,981
‫زمان فزاینده‌ای رو می‌گذرونم

39
00:03:34,005 --> 00:03:35,357
‫انگار باهام حرف می‌زنه

40
00:03:35,381 --> 00:03:38,718
‫- کنجکاوم بدونم چی میگه
‫- بیا، بهت نشون میدم

41
00:03:42,680 --> 00:03:44,849
‫این چیزیـه که می‌خواستی بهم نشون بدی؟

42
00:03:45,350 --> 00:03:47,143
‫می‌خواستی سلاخی شدن میمون‌ها رو ببینم؟

43
00:03:48,478 --> 00:03:52,190
‫فکر می‌کنن می‌تونن روحش
‫ رو به تیغه‌هاشون بکشن؟

44
00:03:53,191 --> 00:03:55,902
‫یا به قدری عمیق بِبُرنش
‫ که رؤیاهاش رو بیرون بکشن؟

45
00:03:57,320 --> 00:04:00,531
‫عقل یه ابزار ناقصـه، برادر.
‫جای خطا داره

46
00:04:03,701 --> 00:04:05,453
‫به‌همین‌خاطر ازت خواستم بیای اینجا

47
00:04:09,290 --> 00:04:11,709
‫چون یکی از اعضای انجمن سلطنتی،

48
00:04:12,543 --> 00:04:15,797
‫با منشور، پرتوهای خورشید رو

49
00:04:16,798 --> 00:04:19,092
‫به شعاع‌های رنگی مجزا تبدیل کرده

50
00:04:20,760 --> 00:04:22,262
‫اما... آقای نیوتن

51
00:04:23,304 --> 00:04:24,573
‫که رنگین‌کمون سفارش داده بود،

52
00:04:24,597 --> 00:04:28,434
‫ادعا می‌کنه چیزهای بیشتری
‫ از نورشناسی می‌دونه

53
00:04:30,311 --> 00:04:33,273
‫مگه نور و ماده به همدیگه تبدیل نمیشن؟

54
00:04:34,899 --> 00:04:36,299
‫متوجه حرفات نمیشم

55
00:04:44,617 --> 00:04:46,470
‫من قبلاً اینجا بودم

56
00:04:46,494 --> 00:04:50,540
‫یکم که بگذره، دیگه راهی جز
‫ پذیرفتن بعضی از این افکار نداری

57
00:04:51,374 --> 00:04:52,774
‫مثلاً چه افکاری؟

58
00:04:54,085 --> 00:04:56,230
‫مثل چیزی که یونانی‌ها
‫ بهش میگفتن « اتموس »

59
00:04:56,254 --> 00:05:01,801
‫همون اتم، چیزی که غیرقابل بُریدنـه.
‫اونا راهی برای بُرشش پیدا می‌کنن

60
00:05:06,723 --> 00:05:10,518
‫این‌طوریـه که هم خودشون رو
‫ نابود می‌کنن و هم دیگران

61
00:05:11,519 --> 00:05:12,919
‫درستـه

62
00:05:13,646 --> 00:05:15,106
‫اما چرا اینارو به من میگی؟

63
00:05:15,982 --> 00:05:17,334
‫به قلمروی من که آسیبی نمی‌زنه

64
00:05:17,358 --> 00:05:20,194
‫و به سرزمین تو هم
‫ آسیب زیادی نمی‌زنه

65
00:05:22,405 --> 00:05:23,805
‫و همین‌طور که خودت میگی

66
00:05:24,157 --> 00:05:26,343
‫تو قبلاً اینجا حضور داشتی

67
00:05:26,367 --> 00:05:29,805
‫چندین بار توی جهان‌های
‫ مختلف تجربه‌اش کردی

68
00:05:29,829 --> 00:05:32,081
‫من تا کی باید تحملش کنم؟

69
00:05:34,292 --> 00:05:35,752
‫تا هروقت که بهمون نیاز دارن

70
00:05:40,214 --> 00:05:43,551
‫مگه نور و ماده به همدیگه تبدیل نمیشن؟

71
00:05:46,929 --> 00:05:48,329
‫چرا، متاسفانه تبدیل میشن

72
00:05:49,432 --> 00:05:51,702
‫و از دل این تبدیل انرژی‌هایی آزاد میشه،

73
00:05:51,726 --> 00:05:56,439
‫که گوشتشون رو از
‫ استخونشون جدا می‌کنه

74
00:05:57,190 --> 00:05:58,775
‫شهرشون رو با خاک یکسان می‌کنه
‫و روشنایی خورشید رو ازش می‌گیره

75
00:06:02,820 --> 00:06:05,198
‫و بعد از اون، دوران من آغاز میشه

76
00:06:07,075 --> 00:06:09,077
‫عصر آتش و شعله

77
00:06:11,454 --> 00:06:13,414
‫اگر واقعاً دلش به حال بشریت می‌سوخت،

78
00:06:14,957 --> 00:06:16,584
‫پس چرا ترکش کرد؟

79
00:06:21,130 --> 00:06:23,132
‫برای این‌که...

80
00:06:25,301 --> 00:06:29,722
‫برای اینکه نمی‌خواستن
‫ مسئولِ نابودی اون‌ها باشن

81
00:06:31,057 --> 00:06:33,267
‫نمی‌خواستن این رسوایی رو تحمل کنن

82
00:06:37,563 --> 00:06:40,358
‫انجام وظیفه باعث رسوایی کسی نمیشه

83
00:06:40,858 --> 00:06:42,258
‫آسیب زدن به عزیزانت،

84
00:06:43,236 --> 00:06:46,656
‫در حین انجام وظیفه،
‫از رسوایی هم بدتره

85
00:06:52,829 --> 00:06:54,872
‫باید برگردم به جهان بیداری

86
00:07:18,646 --> 00:07:20,046
‫ممنونم

87
00:07:28,406 --> 00:07:31,325
‫شما باید دوست آلوین باشید

88
00:07:32,535 --> 00:07:33,935
‫آلوین؟

89
00:07:36,164 --> 00:07:37,564
‫برادرزاده‌ی مرحومم

90
00:07:40,001 --> 00:07:41,401
‫بفرما

91
00:07:41,711 --> 00:07:43,111
‫همون کتابی که می‌خواستید

92
00:07:44,464 --> 00:07:45,864
‫متشکرم

93
00:07:53,306 --> 00:07:55,725
‫به خاکسپاریش توی
‫ خونه‌ی پدرو مادرش نرسیدید

94
00:07:57,727 --> 00:07:59,187
‫می‌دونید،

95
00:08:00,104 --> 00:08:02,583
‫متصدی‌های کفن‌ودفن
‫خیلی بهش رسیده بودن

96
00:08:02,607 --> 00:08:04,775
‫آلوین خوشگل شده بود

97
00:08:05,276 --> 00:08:08,154
‫موهاش کوتاه شده بود،
‫کت‌ و شلوار تنش کرده بودن

98
00:08:09,447 --> 00:08:10,948
‫چرا باید همچین کاری کنن؟

99
00:08:12,950 --> 00:08:14,827
‫این کارها که برای اون نیست

100
00:08:15,620 --> 00:08:17,020
‫برای اون آدم‌هاست

101
00:08:17,914 --> 00:08:19,457
‫مردم کلیسا

102
00:08:20,958 --> 00:08:22,752
‫اون‌ها الان عزادارن، متوجه‌اید؟

103
00:08:23,753 --> 00:08:28,841
‫معتقدن بلایی که سر آلوین اومده،
‫یه مجازات از طرف خدا بوده، بخاطر کارهاش

104
00:08:30,384 --> 00:08:32,345
‫من بهتون قول میدم که این‌طور نبوده

105
00:08:39,685 --> 00:08:42,396
‫من واقعاً برادرزاده‌امو دوست داشتم

106
00:08:44,941 --> 00:08:48,194
‫اما اون هیچ‌وقت اینجا خوشحال نبود

107
00:08:51,656 --> 00:08:53,056
‫واندا...

108
00:08:53,658 --> 00:08:55,910
‫واندا اینجا، خوشحال بود؟

109
00:08:57,954 --> 00:08:59,664
‫اون اینجا خود واقعیش بود

110
00:09:00,790 --> 00:09:02,250
‫در همه حال و همه جا

111
00:09:05,044 --> 00:09:07,713
‫خب، هرکسی نمی‌تونه همچین
‫ ادعایی داشته باشه

112
00:09:13,511 --> 00:09:15,888
‫الاناست که مراسم شروع بشه...

113
00:09:18,891 --> 00:09:21,227
‫شاید بهتر باشه شما عقب بایستید

114
00:09:42,227 --> 00:09:50,334
‫« آلوین رابرت کیلب منرینگ »
‫« ١٩٩٧ - ٢٠٢٣ »

115
00:09:56,637 --> 00:09:58,037
‫این‌جوری درست نیست

116
00:09:59,348 --> 00:10:01,225
‫نباید اون اسمو رو سنگ قبرش می‌ذاشتن

117
00:10:05,855 --> 00:10:07,940
‫یه زحمتی برات دارم

118
00:10:09,609 --> 00:10:11,587
‫رؤیا، من نمی‌تونم کاری کنم

119
00:10:11,611 --> 00:10:14,030
‫اما این تقصیر منـه که اون مرده

120
00:10:15,114 --> 00:10:16,883
‫مرگ همه‌ی اون‌ها تقصیر منـه

121
00:10:16,907 --> 00:10:19,327
‫من که نمی‌تونم مرده‌ها رو زنده کنم

122
00:10:21,162 --> 00:10:22,562
‫خودت که می‌دونی

123
00:10:26,375 --> 00:10:27,835
‫خوشحالم که اومدی

124
00:10:29,462 --> 00:10:33,049
‫یه نفر باید سنگ‌ قبرو
‫ درست می‌کرد

125
00:10:34,026 --> 00:10:36,000
‫« سرزمین شگفت‌انگیز اُز »

126
00:10:36,425 --> 00:10:38,754
‫« واندا منرینگ »

127
00:10:39,263 --> 00:10:40,663
‫خوب بودنتو می‌رسونه

128
00:10:41,557 --> 00:10:44,643
‫باید یه کاری می‌کردم که
‫ این اوضاعو درست کنه

129
00:10:47,021 --> 00:10:49,398
‫یه کم دیر شده، داداش کوچولو،
‫ اون‌ها دیگه مردن

130
00:10:50,858 --> 00:10:53,402
‫الان دیگه باید حواست به
‫ زنده‌هایی که کنارمونن باشه

131
00:10:54,987 --> 00:10:58,282
‫نمی‌دونم متوجهش شدی یا نه
‫اما نشان جنون تیره شده

132
00:10:59,283 --> 00:11:01,887
‫می‌دونم، اون قلمروش رو بسته

133
00:11:01,911 --> 00:11:03,537
‫نکنه تعجب کردی؟

134
00:11:04,246 --> 00:11:05,349
‫تو داشتی از اون استفاده می‌کردی

135
00:11:05,373 --> 00:11:07,375
‫نکنه آرزو اینو پیش همتون جار زده؟

136
00:11:07,958 --> 00:11:09,895
‫خب نگرانش بودن

137
00:11:09,919 --> 00:11:12,314
‫من‌هم نگرانش بودم، تازه تو هم باید باشی

138
00:11:12,338 --> 00:11:13,756
‫معلومـه که هستم

139
00:11:14,840 --> 00:11:16,193
‫ولی مگه چه کاری از من ساخته‌ست؟

140
00:11:16,217 --> 00:11:17,968
‫برو تو قلمروش و باهاش حرف بزن

141
00:11:18,636 --> 00:11:19,863
‫برو، ببینتت

142
00:11:19,887 --> 00:11:21,287
‫ناسلامتی داداش بزرگشی

143
00:11:23,933 --> 00:11:26,477
‫نمی‌خوام آخر عاقبتش مثل ویرانی بشه

144
00:11:46,706 --> 00:11:48,290
‫تو هم باهام میای؟

145
00:11:48,791 --> 00:11:50,727
‫- اگه بیام فکر می‌کنه من مجبورت کردم
‫- مگه غیر از اینـه؟

146
00:11:50,751 --> 00:11:53,254
‫- فکر کردم می‌خوای بری اوضاعو درست کنی
‫- همینطوره

147
00:11:53,838 --> 00:11:55,339
‫ولی ببین چه گندی زدم

148
00:11:56,632 --> 00:11:58,032
‫یه کم باهاش مدارا کن

149
00:11:58,843 --> 00:12:01,571
‫چون دیدگاهتون متفاوتـه
‫ دلیل نمیشه بگی اون اشتباه می‌کنه

150
00:12:01,595 --> 00:12:04,223
‫به‌خاطر همین حرف‌هات میگم باید باهام بیای

151
00:12:05,015 --> 00:12:06,415
‫من با یکی قرار دارم

152
00:12:07,685 --> 00:12:09,085
‫تو برو

153
00:12:11,564 --> 00:12:12,964
‫برو دیگه

154
00:12:50,186 --> 00:12:51,371
‫تو حالت خوبـه؟

155
00:12:51,395 --> 00:12:52,813
‫یکم واسم عجیبـه

156
00:12:53,647 --> 00:12:56,150
‫کوچیکتر که بودم،
‫اصلاً از اینجا خوشم نمی‌اومد

157
00:12:58,527 --> 00:13:02,323
‫باورم نمیشه دارم اینو میگم،
‫ولی...

158
00:13:03,783 --> 00:13:05,241
‫کانزاس واقعاً قشنگـه

159
00:13:09,538 --> 00:13:11,123
‫بابت کاری که باهات کردن متاسفم

160
00:13:14,794 --> 00:13:16,337
‫مو و لباساتو میگم

161
00:13:20,174 --> 00:13:22,676
‫مدل‌ مو و لباس‌هام هیچوقت مهم نبودن

162
00:13:24,303 --> 00:13:28,307
‫این مهم بود که خودم
‫ انتخاب می‌کردم کی باشم

163
00:13:31,435 --> 00:13:33,312
‫و هیچکس هم نمی‌تونست تغییرش بده

164
00:13:38,359 --> 00:13:40,277
‫اما دلم واسه بدنم تنگ میشه

165
00:13:41,529 --> 00:13:43,572
‫باهم خیلی بهمون خوش می‌گذشت

166
00:13:45,366 --> 00:13:46,867
‫و خیلی چیز‌ها باهاش یاد گرفتم

167
00:13:49,829 --> 00:13:51,997
‫الان برای هر اتفاقی که
‫ بعد از این میفته آماده‌ام

168
00:14:00,756 --> 00:14:02,216
‫پس دستمو بگیر

169
00:14:02,883 --> 00:14:04,844
‫باشه

170
00:16:24,191 --> 00:16:26,777
‫به ایستگاه پایانی رسیدید

171
00:17:31,300 --> 00:17:32,700
‫خواهر!

172
00:17:53,197 --> 00:17:55,574
‫ساعت آفتابیت خیلی جالبـه

173
00:17:57,618 --> 00:17:59,078
‫از کار افتاده

174
00:18:00,579 --> 00:18:02,140
‫اصلاً ازش خوشم نمیاد

175
00:18:02,164 --> 00:18:03,975
‫داغون شده دیگه کار نمی‌کنه

176
00:18:03,999 --> 00:18:05,399
‫ازش متنفرم

177
00:18:05,876 --> 00:18:07,836
‫از تو هم متنفرم!

178
00:18:10,839 --> 00:18:12,299
‫حق داری

179
00:18:14,343 --> 00:18:15,743
‫حقمـه

180
00:18:26,230 --> 00:18:27,630
‫از اینجا برو

181
00:18:30,192 --> 00:18:34,321
‫اگر این چیزیـه که
‫می‌خوای، باشه. از اینجا میرم

182
00:18:35,989 --> 00:18:37,491
‫اما قبلش،

183
00:18:38,575 --> 00:18:39,975
‫می‌خوام باهات حرف بزنم

184
00:18:46,708 --> 00:18:49,002
‫من اومدم اینجا تا بهت بگم من...

185
00:18:54,925 --> 00:18:56,325
‫من متأسفم

186
00:18:57,678 --> 00:18:59,179
‫من بهت دروغ گفتم

187
00:18:59,930 --> 00:19:02,200
‫و باعث شدم دیگه بهم اعتماد نکنی

188
00:19:02,224 --> 00:19:04,016
‫متوجه‌ام، خودم اینارو می‌دونم

189
00:19:06,895 --> 00:19:11,167
‫و اگه تو یا هر کدوم از خواهر برادرامون
‫با من همچین کاری کرده بود،

190
00:19:11,191 --> 00:19:13,777
‫من هیچوقت نمی‌بخشیدمش

191
00:19:15,904 --> 00:19:18,031
‫پس، انتظار ندارم که منو ببخشی

192
00:19:19,324 --> 00:19:20,868
‫اما، می‌خوام که...

193
00:19:22,703 --> 00:19:24,103
‫اگه تو مایلی...

194
00:19:26,123 --> 00:19:28,375
‫دوباره همسفر بشیم و ویرانی رو پیدا کنیم

195
00:19:30,919 --> 00:19:32,319
‫رؤیا،

196
00:19:35,632 --> 00:19:37,032
‫تو از من خوشت میاد؟

197
00:19:42,097 --> 00:19:45,225
‫تو همیشه منو غافلگیر می‌کنی،
‫که خب، این کار هر کسی نیست

198
00:19:47,060 --> 00:19:49,479
‫و من از ناراحتی تو، ناراحت میشم

199
00:19:51,190 --> 00:19:52,590
‫پس...

200
00:19:54,067 --> 00:19:55,569
‫فکر کنم ازت خوشم میاد

201
00:19:58,572 --> 00:20:00,657
‫من‌هم فکر کنم از تو خوشم میاد

202
00:20:01,325 --> 00:20:03,386
‫فقط وقت‌هایی که ترسناک نیستی

203
00:20:03,410 --> 00:20:07,497
‫بزن بریم این‌بار واقعاً
‫ویرانی رو پیدا کنیم

204
00:20:07,998 --> 00:20:10,125
‫بدون اینکه به کَس دیگه‌ای آسیب بزنیم

205
00:20:11,210 --> 00:20:12,520
‫چه فانی باشه چه نباشه

206
00:20:12,544 --> 00:20:15,273
‫یعنی قرار نیست
‫ اتین نگاهِ دوم رو پیدا کنیم؟

207
00:20:15,297 --> 00:20:16,191
‫نه

208
00:20:16,215 --> 00:20:19,861
‫این یه مسئله خانوادگیـه و
‫ باید توی خانواده حل بشه

209
00:20:19,885 --> 00:20:21,571
‫می‌خوای جلسه خانوادگی تشکیل بدی؟

210
00:20:21,595 --> 00:20:23,931
‫- معلومـه که نه
‫- پس می‌خوای با کی حلش کنی؟

211
00:20:24,556 --> 00:20:26,201
‫چون آرزو که گفت نمیاد،

212
00:20:26,225 --> 00:20:28,477
‫و یأس هم گفت
‫ « نه من هیچ‌جوره کمکت نمی‌کنم »

213
00:20:29,353 --> 00:20:30,753
‫از برادر بزرگمون کمک می‌گیریم

214
00:20:31,313 --> 00:20:32,773
‫سرنوشت هیچی بهمون نمیگه

215
00:20:34,149 --> 00:20:36,193
‫درستـه، ولی...

216
00:20:37,402 --> 00:20:41,364
‫از اون سکوتش میشه خیلی چیزها فهمید

217
00:21:05,514 --> 00:21:06,914
‫این‌هم از این

218
00:21:07,224 --> 00:21:09,244
‫تموم شد

219
00:21:09,268 --> 00:21:11,788
‫- برای شنیدنش آماده‌ای، بارناباس؟
‫- چه جورم

220
00:21:11,812 --> 00:21:16,751
‫اسمشو گذاشتم
‫« یک شعر فانی : افعی‌تاج‌دار و خروس‌ جنگی »

221
00:21:16,775 --> 00:21:18,527
‫خدا به‌خیر کنه

222
00:21:19,695 --> 00:21:21,506
‫خواب دیدم که یک افعی تاجدار دیدم

223
00:21:21,530 --> 00:21:22,930
‫چی دیدی؟

224
00:21:24,283 --> 00:21:26,219
‫یه خزنده‌ی افسانه‌ایـه
‫ که چشماش ترسناکن

225
00:21:26,243 --> 00:21:27,786
‫باشه همین‌که تو میگی

226
00:21:29,705 --> 00:21:33,935
‫خواب دیدم که یک افعی تاجدار دیدم
‫بر لب صخره‌ای زیر آفتاب، لم داده بود

227
00:21:33,959 --> 00:21:36,837
‫به افعی نگاه کردم

228
00:21:37,421 --> 00:21:40,733
‫چشمانی سنگی داشت،
‫نگاهم را از او برداشتم

229
00:21:40,757 --> 00:21:42,175
‫خداروشکر حداقل کوتاه بود

230
00:21:44,553 --> 00:21:46,864
‫خواب یک خروس جنگی را دیدم

231
00:21:46,888 --> 00:21:49,575
‫استخوانی در دهان داشت

232
00:21:49,599 --> 00:21:51,953
‫به خروس جنگی نگاه کردم

233
00:21:51,977 --> 00:21:55,314
‫با چشمان سنگی که
‫ به جایی خیره نمی‌شوند

234
00:21:55,981 --> 00:21:57,381
‫از این شعر سگی مزخرفا بود

235
00:21:57,858 --> 00:21:58,751
‫چی گفتی؟

236
00:21:58,775 --> 00:22:00,610
‫شعرت مزخرف بود،
‫به درد سطل آ‌‌شغال‌هم نمی‌خورد

237
00:22:01,278 --> 00:22:02,088
‫جدی؟

238
00:22:02,112 --> 00:22:05,925
‫جدی. یعنی حتی یه
‫ مزخرف بامزه هم نبود

239
00:22:05,949 --> 00:22:08,451
‫سگی دیگه، خوب شعرای
‫ این‌جوری رو می‌شناسی

240
00:22:09,494 --> 00:22:12,473
‫الان مطمئن شدیم که تو نه
‫ بلدی شعر بگی نه بامزه‌ای

241
00:22:12,497 --> 00:22:16,144
‫هنر دیگه‌ای نداری رو کنی واسمون؟

242
00:22:16,168 --> 00:22:17,568
‫همون همیشگیا دیگه

243
00:22:18,337 --> 00:22:19,731
‫من نقاشیمو می‌‌کشم

244
00:22:19,755 --> 00:22:23,026
‫تو زیر آفتاب دراز می‌کشی
‫و خودتو می‌خارونی و اینجاها می‌چرخی

245
00:22:23,050 --> 00:22:25,987
‫- می‌خوری، می‌خوابی
‫- حسودی نکن

246
00:22:26,011 --> 00:22:30,742
‫هر از گاهی‌هم یادت میاد سگ منی
‫و با عشق بهم نگاه می‌کنی

247
00:22:30,766 --> 00:22:32,166
‫خواب دیدی خیر باشه

248
00:22:33,268 --> 00:22:34,668
‫من خواب نمی‌بینم

249
00:22:36,229 --> 00:22:38,958
‫تو هم که اصلاً به این
‫ چیز‌ها اهمیت نمیدی

250
00:22:38,982 --> 00:22:40,775
‫نمی‌فهمم، تو چرا انقدر به
‫ همه‌چیز اهمیت میدی

251
00:22:44,154 --> 00:22:46,823
‫نمی‌فهمی چون خانواده‌ی منو نمی‌شناسی

252
00:23:07,177 --> 00:23:09,930
‫تازه الان سرو کله‌تون اینجا پیدا شد

253
00:23:11,223 --> 00:23:12,658
‫خوش اومدید

254
00:23:12,682 --> 00:23:14,827
‫فکر می‌کنم بدونی چرا اینجاییم

255
00:23:14,851 --> 00:23:16,251
‫معلومـه که می‌دونم

256
00:23:18,730 --> 00:23:20,130
‫کمکمون می‌کنی؟

257
00:23:22,734 --> 00:23:24,444
‫- حتماً
‫- جدی؟

258
00:23:25,404 --> 00:23:26,822
‫فکر کردم قرار نیست کمک کنی

259
00:23:27,906 --> 00:23:29,306
‫پیشنهاد من اینـه

260
00:23:30,325 --> 00:23:32,702
‫که این مسخره‌بازی‌هارو
‫کنار بذارید و برید خونه

261
00:23:34,204 --> 00:23:35,604
‫می‌دونستم این‌جوری می‌کنه

262
00:23:43,839 --> 00:23:48,635
‫وقتی برادرمون رفت بهمون گفت
‫ که به حال خودش رهاش کنیم

263
00:23:49,511 --> 00:23:53,515
‫تو که تا الان به خواسته‌‌اش احترام گذاشتی

264
00:23:54,015 --> 00:23:56,184
‫از الان به بعد هم همین‌کار رو بکن

265
00:23:57,269 --> 00:23:59,521
‫من به خواهرمون یه قولی دادم

266
00:24:00,021 --> 00:24:01,707
‫قولی که از اولش اشتباه بوده

267
00:24:01,731 --> 00:24:03,859
‫اما من کسی نیستم که زیر قولش بزنه

268
00:24:09,406 --> 00:24:11,658
‫بهمون میگی کجا پیداش کنیم؟

269
00:24:15,662 --> 00:24:20,625
‫اگه بهت جواب بدم،
‫یه راه جدید توی این باغ ظاهر میشه

270
00:24:22,419 --> 00:24:25,922
‫پس به نفعتـه همچین
‫ چیزی از من نخوای

271
00:24:30,093 --> 00:24:33,597
‫برادر، بهمون میگی کجا
‫ پیداش کنیم یا نه؟

272
00:24:49,362 --> 00:24:53,885
‫فقط به شرطی که بگی وقتی
‫ایشتر رو دیدی، بهت چی گفت

273
00:24:53,909 --> 00:24:57,496
‫اگه می‌خوای برادرمون رو
‫پیدا کنی، اول باید یک پیشگو پیدا کنی

274
00:25:00,290 --> 00:25:03,168
‫هیچ پیشگویی نیست که
‫راجع‌به خانواده‌ی ما بدونه

275
00:25:04,753 --> 00:25:06,153
‫یک نفر هست

276
00:25:09,591 --> 00:25:11,551
‫اما مثل اینکه تو فراموشش کردی

277
00:25:12,260 --> 00:25:15,972
‫یک پیشگو هست که از قضا
‫ عضوی از این خانواده‌ست

278
00:25:24,606 --> 00:25:26,006
‫پسر من

279
00:25:32,155 --> 00:25:34,157
‫توی کتابت راجع‌بهش چی نوشته؟

280
00:25:35,825 --> 00:25:38,495
‫دیگه سوالی از من نپرس

281
00:25:40,789 --> 00:25:42,290
‫از اینجا برو

282
00:25:43,250 --> 00:25:45,710
‫برگرد به قلمروی خودت، ازت خواهش می‌کنم

283
00:25:48,338 --> 00:25:50,382
‫کل این مدت... تو می‌دونستی

284
00:25:53,134 --> 00:25:56,489
‫پیشگویی آمران تقدیر، نادا، ویرانی...

285
00:25:56,513 --> 00:25:57,913
‫رؤیا...

286
00:26:00,600 --> 00:26:02,602
‫همه‌ی این‌ها به پسر من ختم میشدن

287
00:26:03,144 --> 00:26:05,313
‫این دیگه به تو بستگی داره

288
00:26:08,316 --> 00:26:09,716
‫تو اونجا بودی

289
00:26:11,194 --> 00:26:12,594
‫توی عروسیش

290
00:26:14,072 --> 00:26:15,472
‫گفت یه چیز‌هایی حس می‌کرده

291
00:26:16,616 --> 00:26:18,016
‫یوریدیسی

292
00:26:19,369 --> 00:26:20,869
‫اون از من کمک خواست

293
00:26:25,041 --> 00:26:26,441
‫یوریدیسی!

294
00:26:29,796 --> 00:26:31,732
‫یوریدیسی!

295
00:26:31,756 --> 00:26:33,156
‫اورفیوس!

296
00:26:36,845 --> 00:26:37,245
‫پدر؟

297
00:26:38,000 --> 00:26:39,245
‫« یونان، ۱۷۰۰ سال قبل از میلاد »

298
00:26:40,932 --> 00:26:42,332
‫تو اینجایی

299
00:26:43,935 --> 00:26:46,205
‫تو... تو اومدی

300
00:26:46,229 --> 00:26:48,398
‫عروسی پسرم رو که از دست نمیدم

301
00:26:52,360 --> 00:26:54,446
‫پدر، من خواب خیلی عجیبی دیدم

302
00:26:56,072 --> 00:26:57,472
‫یه کابوس بود

303
00:26:58,491 --> 00:26:59,891
‫راجع‌به یوریدیسی

304
00:27:00,827 --> 00:27:04,080
‫مگه من جادوگرم که خوابای
‫ تورو تعبیر کنم؟

305
00:27:05,915 --> 00:27:07,459
‫نه، معلومـه که نه، ببخشید

306
00:27:09,836 --> 00:27:12,881
‫رؤیاها از هزاران چیز تشکیل شدن

307
00:27:13,923 --> 00:27:15,925
‫تصورات، امیدها

308
00:27:16,760 --> 00:27:18,345
‫ترس‌ها، خاطرات

309
00:27:19,304 --> 00:27:20,704
‫از گذشته تشکیل شدن...

310
00:27:21,431 --> 00:27:22,831
‫از آینده ساخته شدن

311
00:27:23,516 --> 00:27:25,477
‫پس یعنی... من آینده ‌رو خواب دیدم؟

312
00:27:26,227 --> 00:27:27,913
‫چیزی که هنوز اتفاق نیفتاده؟

313
00:27:27,937 --> 00:27:30,357
‫رؤیاها قابل تفسیر هستن

314
00:27:31,775 --> 00:27:33,860
‫اما اینجا قلمروی توئـه، پدر

315
00:27:34,361 --> 00:27:36,945
‫و من هم پسرتم، چرا بهم چیزی نمیگی؟

316
00:27:38,615 --> 00:27:40,116
‫چون تو پسرمی

317
00:27:41,785 --> 00:27:43,328
‫اورفیوس، بیا

318
00:27:44,037 --> 00:27:45,914
‫نباید واسه عروسیت دیرت بشه

319
00:27:59,177 --> 00:28:00,577
‫پیداش کردیم!

320
00:28:02,222 --> 00:28:03,324
‫حالت خوبـه؟

321
00:28:03,348 --> 00:28:04,909
‫آره، معلومـه

322
00:28:04,933 --> 00:28:07,036
‫خانواده‌ات خیلی با من خوب بودن

323
00:28:07,060 --> 00:28:09,747
‫خیلی دلنشینـه، نه؟

324
00:28:09,771 --> 00:28:13,167
‫من عاشق عروسیم،
‫مخصوصاً عروسی‌های خانوادگی

325
00:28:13,191 --> 00:28:14,651
‫ممنون، تلیته

326
00:28:18,238 --> 00:28:20,341
‫فکر نمی‌کردم بیای، خواهر

327
00:28:20,365 --> 00:28:21,765
‫فقط من نیستم

328
00:28:22,325 --> 00:28:23,725
‫هممون هستیم

329
00:28:43,763 --> 00:28:45,908
‫ممنونم که اومدی، عمه اپونویا

330
00:28:45,932 --> 00:28:47,743
‫امیدوارم خوشبخت بشی، اورفیوس

331
00:28:47,767 --> 00:28:51,187
‫آخه بیشتر ازدواج‌ها به بدبختی ختم میشن

332
00:28:53,523 --> 00:28:55,734
‫عشق خیلی شگفت‌انگیزه، مگه نه؟

333
00:29:00,989 --> 00:29:03,700
‫آرزو می‌کنم به هرچی
‫که دلتون می‌خواد برسید

334
00:29:04,284 --> 00:29:05,684
‫ازت ممنونم، اپیثومیا

335
00:29:11,082 --> 00:29:12,685
‫یه بار نزدیک بود من‌هم ازدواج کنم

336
00:29:12,709 --> 00:29:14,603
‫خیلی وقت پیش

337
00:29:14,627 --> 00:29:16,605
‫فکر کنم تقصیر خودم بود

338
00:29:16,629 --> 00:29:18,029
‫بگذریم، موفق باشید

339
00:29:20,049 --> 00:29:23,762
‫پس داری با برادرزاده‌ی موردعلاقه‌ی
‫ من ازدواج می‌کنی، آره دختر؟

340
00:29:24,721 --> 00:29:26,365
‫خدا پشت و پناهتون باشه، فرزندانم

341
00:29:26,389 --> 00:29:29,100
‫- ممنون، اولتروس
‫- متشکرم

342
00:29:35,190 --> 00:29:37,984
‫عمو؟

343
00:29:38,485 --> 00:29:39,885
‫تو نمی‌خوای چیزی آرزو کنی برامون؟

344
00:29:40,403 --> 00:29:43,239
‫من سرنوشتم، من آرزو نمی‌کنم

345
00:29:44,866 --> 00:29:46,266
‫می‌دونم

346
00:29:47,076 --> 00:29:49,537
‫هرچیزی که توی سرنوشتت باشه، اتفاق میفته

347
00:29:50,872 --> 00:29:52,272
‫همیشه همین‌جوری بوده

348
00:29:55,710 --> 00:29:57,796
‫کشیش منتظره، بچه‌ها

349
00:29:58,296 --> 00:29:59,696
یه کم دیگه ‫عروسیتون شروع میشه

350
00:30:02,550 --> 00:30:03,950
‫بیاید

351
00:30:06,000 --> 00:30:13,000


352
00:30:16,731 --> 00:30:20,920
‫ما هیمنائوس، خدای پیوند زناشویی را
‫فرا می‌خوانیم

353
00:30:20,944 --> 00:30:24,072
‫تا مراقب این دو نفر باشد

354
00:30:24,572 --> 00:30:28,660
‫در زندگی‌ای که از این پس،

355
00:30:29,744 --> 00:30:32,515
‫به‌عنوان یک روح و یک تن،

356
00:30:32,539 --> 00:30:35,333
‫تا جداییِ مرگ، یکی خواهد بود

357
00:30:36,501 --> 00:30:38,336
‫اکنون می‌توانید یکدیگر را در آغوش بگیرید

358
00:30:57,230 --> 00:31:00,024
‫چرا نمی‌رقصی؟

359
00:31:02,610 --> 00:31:04,195
‫چون کلاً اهل رقصیدن نیستم

360
00:31:04,863 --> 00:31:06,674
‫حتی با همسرت؟

361
00:31:06,698 --> 00:31:08,199
‫اونم توی عروسی پسرت؟

362
00:31:10,285 --> 00:31:12,328
‫رقصیدنت فاجعه‌ست؟

363
00:31:14,747 --> 00:31:16,147
‫برادرهامون رفتن؟

364
00:31:16,875 --> 00:31:17,935
‫کار داشتن

365
00:31:17,959 --> 00:31:19,377
‫ولی تو موندی؟

366
00:31:20,378 --> 00:31:22,380
‫من هم کار دارم، برادر

367
00:31:42,567 --> 00:31:43,967
‫باهام می‌رقصی؟

368
00:31:45,320 --> 00:31:46,922
‫اعتراف می‌کنم

369
00:31:46,946 --> 00:31:49,866
‫در این مورد کاملاً به پدرم رفتم

370
00:31:50,658 --> 00:31:53,220
‫یعنی شوهرم رقص بلد نیست؟

371
00:31:53,244 --> 00:31:54,513
‫آره

372
00:31:54,537 --> 00:31:58,249
‫در ضمن اگه رقصیدنم رو ببینی،
‫شاید به فکر طلاق بیفتی

373
00:31:59,959 --> 00:32:03,546
‫- الان باید بیای باهام برقصی
‫- نه، به خاطر آبرومون هم که شده، جلوی بقیه نه

374
00:32:05,256 --> 00:32:08,968
‫راستش اون پشت یه دشت
‫خلوت و قشنگ هست

375
00:32:09,677 --> 00:32:11,155
‫ماه هم کامل بهش می‌تابه

376
00:32:11,179 --> 00:32:14,682
‫اجازه داری فقط منو در آغوش بگیری و
‫باهام تاب بخوری

377
00:32:17,268 --> 00:32:19,788
‫توی همچین دشت خلوتی، زیر نور ماه

378
00:32:19,812 --> 00:32:22,523
‫کارهای خیلی بهتری میشه کرد

379
00:32:28,321 --> 00:32:29,721
‫کجا می‌ریم؟

380
00:32:41,250 --> 00:32:42,978
‫وایسا، وایسا. صبر کن برسم

381
00:32:44,002 --> 00:32:46,089
‫بیا!

382
00:32:55,682 --> 00:32:57,082
‫یوریدیسی

383
00:33:01,187 --> 00:33:02,587
‫‫یوریدیسی

384
00:33:02,939 --> 00:33:04,583
‫‫یوریدیسی

385
00:33:04,607 --> 00:33:06,585
‫کمک!

386
00:33:06,609 --> 00:33:08,170
‫خواهش می‌کنم یکی کمک کنه!

387
00:33:08,194 --> 00:33:09,594
‫خواهش می‌کنم

388
00:33:09,904 --> 00:33:10,965
‫اورفیوس...

389
00:33:10,989 --> 00:33:13,842
‫عمه تلیته، یوریدیسی افتاده زمین

390
00:33:13,866 --> 00:33:15,266
‫می‌دونم

391
00:33:15,702 --> 00:33:17,137
‫میشه پیشش بمونی؟

392
00:33:17,161 --> 00:33:20,206
‫خواهش می‌کنم، من...
‫میرم کمک بیارم

393
00:33:21,791 --> 00:33:23,959
‫- کمک!
‫- یوریدیسی

394
00:33:25,920 --> 00:33:27,320
‫تلیته؟

395
00:33:27,630 --> 00:33:29,030
‫ببخشید، عزیزم

396
00:33:29,924 --> 00:33:31,324
‫وقتشـه

397
00:34:09,672 --> 00:34:11,257
‫بابت تأخیر شرمنده‌ام

398
00:34:12,884 --> 00:34:13,944
‫شروع کنیم

399
00:34:13,968 --> 00:34:15,470
‫بدون اورفیوس؟

400
00:34:15,970 --> 00:34:17,370
‫اون نمیاد

401
00:34:18,097 --> 00:34:19,497
‫اون کجاست؟

402
00:34:20,141 --> 00:34:21,541
‫آمادگی نداره

403
00:34:23,436 --> 00:34:24,836
‫من پیداش می‌کنم

404
00:34:42,997 --> 00:34:44,665
‫باید بیای مراسم ختم

405
00:34:46,542 --> 00:34:47,942
‫و خداحافظی کنی

406
00:34:51,172 --> 00:34:52,572
‫نمی‌تونم

407
00:34:53,382 --> 00:34:57,386
‫توی مراسم خاکسپاری شرکت می‌کنی،
‫با مرحوم وداع می‌کنی، عزاداری می‌کنی

408
00:34:58,387 --> 00:35:00,765
‫و بعدش به زندگی‌ات ادامه میدی

409
00:35:01,641 --> 00:35:03,041
‫چطوری؟

410
00:35:14,529 --> 00:35:19,117
‫گاهی وقت‌ها، فقط نبودنِ یوریدیسی
‫تمام وجودت رو در هم می‌کوبه

411
00:35:20,118 --> 00:35:21,518
‫و اشک‌هات جاری میشن

412
00:35:24,122 --> 00:35:26,749
‫اما رفته‌رفته کمتر و کمتر میشه، باور کن

413
00:35:29,252 --> 00:35:30,652
‫اون مُرده

414
00:35:31,295 --> 00:35:32,713
‫تو زنده‌ای

415
00:35:39,387 --> 00:35:40,787
‫پس زندگی کن

416
00:35:47,854 --> 00:35:49,254
‫اون هنوز زنده‌ست

417
00:35:50,648 --> 00:35:52,048
‫توی جهان زیرین

418
00:35:54,819 --> 00:35:55,796
‫نه

419
00:35:55,820 --> 00:35:57,339
‫واسش زود بود بمیره

420
00:35:57,363 --> 00:35:58,882
‫این حرفِ دهن تو نیست

421
00:35:58,906 --> 00:36:01,802
‫نمیری پیش شاه هادس و ملکه پرسفونه
‫تا از طرف من التماس‌شون کنی؟

422
00:36:01,826 --> 00:36:03,137
‫اونا حرفت رو گوش میدن

423
00:36:03,161 --> 00:36:05,556
‫اون‌وقت اگه اونا در ازای جونِ اون،
‫جون تو رو بخوان چی؟

424
00:36:05,580 --> 00:36:07,290
‫با کمال میل از جونم می‌گذرم

425
00:36:08,499 --> 00:36:09,899
‫ولی من نمی‌گذرم

426
00:36:11,752 --> 00:36:16,215
‫من هرگز جونِ پسرم رو معامله نمی‌کنم

427
00:36:18,050 --> 00:36:20,178
‫اگه من پسرتم،
‫باید این کار رو برام بکنی

428
00:36:27,059 --> 00:36:30,021
‫توی کل عمرم ازت هیچی نخواستم

429
00:36:32,773 --> 00:36:34,400
‫این کار رو برام می‌کنی؟

430
00:36:37,361 --> 00:36:38,761
‫نه

431
00:36:39,947 --> 00:36:41,698
‫- ولی پدر...
‫- کافیه

432
00:36:44,702 --> 00:36:46,579
‫اگه این کار رو برام نکنی،

433
00:36:48,164 --> 00:36:49,873
‫پس من دیگه پسرت نیستم

434
00:37:37,338 --> 00:37:40,633
‫خودکشی؟ مطمئنی این عاقلانه‌ترین
‫راهیـه که می‌تونی انتخاب کنی؟

435
00:37:41,425 --> 00:37:43,970
‫اگه من و یوریدیسی نتونیم
‫توی این دنیا با هم باشیم،

436
00:37:44,971 --> 00:37:46,972
‫پس می‌تونیم توی جهان زیرین با هم باشیم

437
00:37:48,557 --> 00:37:51,727
‫این احمقانه‌ترین چیزیـه که
‫طی چند قرن اخیر شنیدم

438
00:37:53,104 --> 00:37:56,208
‫- درک نمی‌کنی
‫- تو هم عاشق احمقی بیش نیستی

439
00:37:56,232 --> 00:37:58,669
‫تو بیشتر عاشقِ تصویر ذهنی اون دختری،

440
00:37:58,693 --> 00:38:01,088
‫عاشقِ ایده‌ی عشقی... نه خودِ اون دختر

441
00:38:01,112 --> 00:38:03,531
‫- حرفت رو پس بگیر
‫- آروم باش

442
00:38:04,532 --> 00:38:05,932
‫قشنگ به بابات رفتی

443
00:38:07,285 --> 00:38:09,304
‫گمونم در مورد این قضیه
‫باهاش حرف زدی، درسته؟

444
00:38:09,328 --> 00:38:12,206
‫آره. نخواست کمکم کنه

445
00:38:14,000 --> 00:38:16,002
‫خب، مطمئنم دلایل خودش رو داشته

446
00:38:16,961 --> 00:38:19,088
‫ولی اون بهت اهمیت میده، اورفیوس

447
00:38:21,257 --> 00:38:22,883
‫طرز نشون‌دادن محبتش عجیبـه

448
00:38:25,886 --> 00:38:27,286
‫آره

449
00:38:28,848 --> 00:38:30,308
‫این روش اونـه

450
00:38:31,809 --> 00:38:33,311
‫به روش‌های خودش عادت کرده

451
00:38:36,314 --> 00:38:37,714
‫چیکار کنم؟

452
00:38:39,191 --> 00:38:41,110
‫نمی‌خوام بدون اون زندگی کنم

453
00:38:43,112 --> 00:38:44,512
‫خب...

454
00:38:45,614 --> 00:38:47,616
‫من زیاد با مرگ سر و کار ندارم

455
00:38:51,454 --> 00:38:53,497
‫با عمه‌ات در موردش حرف زدی؟

456
00:38:54,623 --> 00:38:56,023
‫تلیته؟

457
00:38:56,876 --> 00:38:58,020
‫اون می‌تونه کمکم کنه؟

458
00:38:58,044 --> 00:39:00,713
‫اون هر کاری دلش بخواد می‌تونه بکنه،
‫ولی شرایطی هم هست

459
00:39:01,964 --> 00:39:04,008
‫طبق معمول

460
00:39:06,469 --> 00:39:07,446
‫چطوری پیداش کنم؟

461
00:39:07,470 --> 00:39:10,181
‫یعنی... آخه اون معمولاً...

462
00:39:11,974 --> 00:39:13,374
‫خودش سر و کله‌اش پیدا میشه

463
00:39:13,934 --> 00:39:15,353
‫می‌تونی بری خونه‌اش

464
00:39:19,148 --> 00:39:20,548
‫میشه منو بفرستی پیشش؟

465
00:39:21,484 --> 00:39:22,884
‫خواهش می‌کنم، عمو

466
00:39:33,829 --> 00:39:35,229
‫عقب وایسا

467
00:39:54,558 --> 00:39:56,143
‫برو جلو، پیداش می‌کنی

468
00:40:00,773 --> 00:40:02,316
‫ولی حاضر میشه منو ببینه؟

469
00:40:05,194 --> 00:40:06,903
‫البته که می‌بینتت

470
00:40:21,919 --> 00:40:23,921
‫دیر یا زود، همه رو می‌بینه

471
00:40:56,287 --> 00:40:59,349
‫- دنبال چیزی می‌گردی؟
‫- من... خیلی شرمنده

472
00:40:59,373 --> 00:41:02,418
‫اگه می‌دونستم قراره مهمون بیاد، یه دستی
‫به سر و روی این‌جا می‌کشیدم

473
00:41:03,752 --> 00:41:05,671
‫اینجا خیلی عجیبـه

474
00:41:06,297 --> 00:41:07,715
‫البته... به چشم من

475
00:41:08,549 --> 00:41:11,218
‫- تحت تأثیر قرار گرفتم که پیداش کردی
‫- عمو اولتروس راهش رو نشونم داد

476
00:41:12,470 --> 00:41:13,870
‫جدی؟

477
00:41:17,975 --> 00:41:19,375
‫اورفیوس...

478
00:41:20,227 --> 00:41:22,122
‫بابت مرگ یوریدیسی تسلیت میگم

479
00:41:22,146 --> 00:41:24,958
‫خب، پس بهم برگردونش. لطفاً

480
00:41:24,982 --> 00:41:27,109
‫اون دیگه متعلق به من نیست

481
00:41:27,693 --> 00:41:28,837
‫اون توی جهان زیرینـه

482
00:41:28,861 --> 00:41:31,214
‫شماها می‌رید اونجا، قلمرو هادس

483
00:41:31,238 --> 00:41:32,257
‫پس منو بفرست پیشش

484
00:41:32,281 --> 00:41:35,469
‫- خواهش می‌کنم، تا بتونم برگردونمش
‫- امکان نداره

485
00:41:35,493 --> 00:41:36,386
‫چرا نداره؟

486
00:41:36,410 --> 00:41:39,055
‫چون تا نمیری نمی‌تونی بری جهان زیرین

487
00:41:39,079 --> 00:41:41,332
‫قهرمان‌ها و خدایان
‫همیشه‌ی خدا میرن جهان زیرین

488
00:41:42,166 --> 00:41:44,144
‫هراکلس سربروس رو به زنجیر کشید

489
00:41:44,168 --> 00:41:45,896
‫هراکلس خالی بسته

490
00:41:45,920 --> 00:41:47,522
‫یه هفته‌ی تمام سگ‌مست بود

491
00:41:47,546 --> 00:41:50,049
‫بعدش به همه گفت که
‫رفته بوده سرزمین مُردگان

492
00:41:50,883 --> 00:41:52,426
‫عمو اولتروس گفت شما می‌تونید
‫انجامش بدید

493
00:41:54,845 --> 00:41:56,555
‫گفت شما هر کاری بخواید می‌تونید بکنید

494
00:41:57,181 --> 00:41:59,391
‫عمو اولتروست دهن گشادی داره، می‌دونستی؟

495
00:42:00,726 --> 00:42:02,126
‫پس می‌تونی؟

496
00:42:05,523 --> 00:42:06,923
‫آره

497
00:42:11,946 --> 00:42:14,532
‫می‌تونی بری جهان زیرین

498
00:42:16,116 --> 00:42:17,785
‫حتی می‌تونی برگردی

499
00:42:18,827 --> 00:42:20,227
‫ولی هیچوقت نمی‌میری

500
00:42:22,039 --> 00:42:25,543
‫باید قبول کنم که هیچوقت نبرمت

501
00:42:26,126 --> 00:42:28,813
‫یعنی... منو نامیرا می‌کنی

502
00:42:28,837 --> 00:42:30,649
‫شاید موهبت به نظر بیاد...

503
00:42:30,673 --> 00:42:32,341
‫به خاطرش هر خطری رو به جون می‌خرم

504
00:42:34,927 --> 00:42:36,327
‫اورفیوس

505
00:42:40,849 --> 00:42:42,393
‫توی چشمام نگاه کن

506
00:42:45,688 --> 00:42:47,982
‫واقعاً خواسته‌ات همینـه؟

507
00:43:01,203 --> 00:43:02,603
‫حالا نامیرا شدی

508
00:43:05,499 --> 00:43:06,899
‫من...

509
00:43:10,296 --> 00:43:11,921
‫ممنون، تیلته

510
00:43:15,676 --> 00:43:17,076
‫آره

511
00:43:18,804 --> 00:43:20,556
‫امیدوارم به خواسته‌ات برسی

512
00:43:22,558 --> 00:43:23,958
‫وایسا، مگه تو نمی‌دونی؟

513
00:43:24,435 --> 00:43:26,520
‫فکر می‌کردم می‌تونی آینده رو پیشگویی کنی

514
00:43:27,646 --> 00:43:29,249
‫نیازی نیست آینده رو بدونم

515
00:43:29,273 --> 00:43:30,816
‫آینده خودِ منم

516
00:43:31,817 --> 00:43:33,611
‫واسه همه‌چیز و همه‌کس

517
00:43:36,614 --> 00:43:38,014
‫ولی الان دیگه شامل تو نمیشه

518
00:44:08,187 --> 00:44:09,587
‫پس این...

519
00:44:10,064 --> 00:44:11,464
‫جهان زیرینـه

520
00:44:18,322 --> 00:44:19,722
‫موفق باشی

521
00:46:16,899 --> 00:46:17,959
‫اورفیوس!

522
00:46:17,983 --> 00:46:20,508
‫پسر اونریوس و کالیوپه..

523
00:46:20,944 --> 00:46:22,547
‫تو از مردگان نیستی

524
00:46:22,571 --> 00:46:25,133
‫می‌دونی مجازات ورود بی‌اجازه چیه؟

525
00:46:25,157 --> 00:46:26,384
‫نه، خانم‌های مهربان

526
00:46:26,408 --> 00:46:28,511
‫«خانم‌های مهربان؟»

527
00:46:28,535 --> 00:46:30,972
‫ما الهه‌های انتقام هستیم

528
00:46:30,996 --> 00:46:32,474
‫الهه‌های مجازات

529
00:46:32,498 --> 00:46:33,892
‫الهه‌های عذاب

530
00:46:33,916 --> 00:46:35,977
‫- دیرِی
‫- ارینیئس

531
00:46:36,001 --> 00:46:37,878
‫یومندیس

532
00:46:38,670 --> 00:46:40,714
‫از نظر من، شما مهربانان هستید

533
00:46:41,590 --> 00:46:44,134
‫چون شما به شاه هادس و
‫ملکه پرسفونه خدمت می‌کنید

534
00:46:46,220 --> 00:46:48,031
‫که خواهان دیدارشون هستم

535
00:46:48,055 --> 00:46:50,933
‫چشمم روشن...

536
00:46:53,727 --> 00:46:55,127
‫اورفیوس

537
00:46:57,940 --> 00:46:59,399
‫خواننده‌ی اشعار

538
00:47:01,777 --> 00:47:03,177
‫شاه هادس

539
00:47:04,738 --> 00:47:06,138
‫ملکه پرسفونه

540
00:47:08,116 --> 00:47:09,516
‫به شما درود می‌فرستم

541
00:47:12,496 --> 00:47:16,875
‫برای ما ترانه‌ای داری، ای انسان فانی کوچک؟

542
00:47:17,459 --> 00:47:18,859
‫ترانه؟

543
00:47:23,340 --> 00:47:24,740
‫بله

544
00:47:27,219 --> 00:47:28,619
‫بله، دارم

545
00:47:42,109 --> 00:47:48,383
‫♪ برای شما ترانه‌ای از عشق می‌خوانم ♪

546
00:47:48,407 --> 00:47:54,204
‫♪ درباره‌ی یوریدیسی ِنازنینم ♪

547
00:47:54,788 --> 00:48:01,104
‫♪ کسی که دیشب، در دنیای بالا ♪

548
00:48:01,128 --> 00:48:07,050
‫♪ دستم را گرفت و با من پیمان زناشویی بست ♪

549
00:48:07,634 --> 00:48:13,658
‫♪ عشقی جاودانه که هر دو ♪
‫♪ به آن سوگند خوردیم ♪

550
00:48:13,682 --> 00:48:19,730
‫♪ رقصیدیم تا آنگاه که از پا افتاد ♪

551
00:48:20,314 --> 00:48:26,462
‫♪ ماری خفته در لانه‌اش ♪

552
00:48:26,486 --> 00:48:33,344
‫♪ و ناگهان عشقم از پیشم رفت ♪

553
00:48:33,368 --> 00:48:39,851
‫♪ می‌دانم زندگی فانی‌مان کوتاه است ♪

554
00:48:39,875 --> 00:48:45,088
‫♪ و اینکه باید، علیرغم تمام اندوهم ♪

555
00:48:45,672 --> 00:48:51,803
‫♪ سپاسگزار خدایان باشم ♪

556
00:48:52,387 --> 00:48:58,328
‫♪ لیکن عشق مرا به ‌سوی شما آورده ♪

557
00:48:58,352 --> 00:49:04,751
‫♪ تا چیزی بخواهم که هیچ انسانی ♪
‫♪ جرأتش را ندارد ♪

558
00:49:04,775 --> 00:49:10,840
‫♪ و از شما تمنا می‌کنم که جانش را بازگردانید ♪

559
00:49:10,864 --> 00:49:17,513
‫♪ تا بازگردد و ما یک عمر ♪

560
00:49:17,537 --> 00:49:24,628
‫♪ یا حتی ساعتی دیگر را با هم سپری کنیم ♪

561
00:49:31,218 --> 00:49:35,698
‫تو قلمرو مرا بر هم زده‌ای

562
00:49:35,722 --> 00:49:38,225
‫کاری کردی که الهه‌های انتقام به گریه افتادن

563
00:49:38,892 --> 00:49:41,186
‫بابت این هیچوقت نمی‌بخشنت

564
00:49:41,687 --> 00:49:44,248
‫پس همسرم رو بهم پس بدید، والا حضرت‌ها

565
00:49:44,272 --> 00:49:46,209
‫من هم از اینجا میرم

566
00:49:46,233 --> 00:49:50,946
‫چرا باید چنین کاری کنیم، پسر اونیروس؟

567
00:49:53,782 --> 00:49:55,182
‫شاید... از سرِ عشق؟

568
00:49:56,535 --> 00:49:57,935
‫تو جوانی

569
00:49:59,496 --> 00:50:02,749
‫از عشق هم هیچ نمی‌دانی

570
00:50:07,462 --> 00:50:09,172
‫پس این فرصت رو بهم بدید که
‫عشق رو تجربه کنم

571
00:50:10,215 --> 00:50:11,609
‫به هر دوتون ثابت می‌کنم که

572
00:50:11,633 --> 00:50:15,053
‫عشق من به یوریدیسی حتی
‫از مرگ هم قوی‌تره

573
00:50:22,060 --> 00:50:23,460
‫بسیارخب

574
00:50:26,773 --> 00:50:29,401
‫همسرت می‌تواند با تو برگردد

575
00:50:30,861 --> 00:50:32,130
‫ممنون، سرورم هادس

576
00:50:32,154 --> 00:50:33,905
‫شرط و شروطی هست

577
00:50:34,489 --> 00:50:35,299
‫قوانین

578
00:50:35,323 --> 00:50:38,076
‫همیشه قوانینی هستند

579
00:50:41,955 --> 00:50:45,042
‫مسیری هست که
‫به جهان بالایی منتهی میشه

580
00:50:46,793 --> 00:50:48,193
‫آن مسیر را دنبال کنید

581
00:50:49,880 --> 00:50:52,215
‫و از آن منحرف نشوید

582
00:50:54,551 --> 00:50:55,653
‫یوریدیسی چی؟

583
00:50:55,677 --> 00:50:59,115
‫او چون سایه‌ات به دنبالت خواهد آمد

584
00:50:59,139 --> 00:51:01,576
‫تو حق نداری چشم بچرخانی،

585
00:51:01,600 --> 00:51:03,101
‫نه سخن بگویی

586
00:51:03,894 --> 00:51:07,647
‫و نه به پشت سر بنگری

587
00:51:09,066 --> 00:51:11,526
‫تا زمانی که خورشید، بر هر دوی شما بتابد

588
00:51:13,487 --> 00:51:16,364
‫آنگاه، و تنها آنگاه

589
00:51:17,365 --> 00:51:18,950
‫او از آنِ تو خواهد بود

590
00:51:19,826 --> 00:51:21,452
‫حالا برو، مرد کوچک

591
00:51:23,497 --> 00:51:25,582
‫و پشت سرت را نگاه نکن

592
00:52:10,377 --> 00:52:11,777
‫یوریدیسی؟

593
00:52:19,594 --> 00:52:20,988
‫اورفیوس

594
00:52:21,012 --> 00:52:22,429
‫عشقم

595
00:52:25,517 --> 00:52:27,995
‫نه! یوریدیسی!

596
00:52:28,019 --> 00:52:29,419
‫نه!

597
00:52:30,105 --> 00:52:31,505
‫نه!

598
00:52:31,857 --> 00:52:33,257
‫نه!

599
00:52:33,441 --> 00:52:34,841
‫یوریدیسی

600
00:52:40,198 --> 00:52:42,492
‫وقتی هم که نور رو جلوم دیدم

601
00:52:44,911 --> 00:52:46,329
‫دیگه نتونستم جلوی خودم رو بگیرم

602
00:52:48,623 --> 00:52:51,042
‫باید پدرت به جای تو می‌رفت اونجا

603
00:52:52,961 --> 00:52:53,938
‫من ترکش کردم

604
00:52:53,962 --> 00:52:54,939
‫مادر

605
00:52:54,963 --> 00:52:58,592
‫نه. باید خیلی وقت پیش این کار رو می‌کردم

606
00:53:00,051 --> 00:53:01,845
‫فکر می‌کردم می‌تونم تغییرش بدم

607
00:53:03,930 --> 00:53:05,330
‫ولی...

608
00:53:05,891 --> 00:53:07,309
‫اون عوض‌بشو نیست

609
00:53:10,353 --> 00:53:12,439
‫ممنون که بهم سر زدی، مادر

610
00:53:13,773 --> 00:53:16,651
‫اورفیوس، بی‌دلیل نیومدم دیدنت

611
00:53:18,737 --> 00:53:23,325
‫خواهران مایناد،
‫فرقه‌ی دیونوسوس، دارن میان

612
00:53:23,825 --> 00:53:25,386
‫باید از اینجا بری

613
00:53:25,410 --> 00:53:26,679
‫من ازشون نمی‌ترسم

614
00:53:26,703 --> 00:53:28,103
‫خب، باید بترسی

615
00:53:29,247 --> 00:53:31,309
‫اونا شب‌ا می‌زنن به دل جنگل‌ها و دشت‌ها

616
00:53:31,333 --> 00:53:34,187
‫هر چی آدم یا حیوون جلوشون باشه،
‫تیکه‌پاره می‌کنن

617
00:53:34,211 --> 00:53:37,172
‫- من هم این قصه‌ها رو شنیدم
‫- اینا فقط قصه نیستن

618
00:53:37,964 --> 00:53:40,300
‫ولی من برای همین اومدم اینجا.
‫می‌خوام پیدام کنن.

619
00:53:41,718 --> 00:53:43,321
‫باید برم پیش یوریدیسی

620
00:53:43,345 --> 00:53:46,324
‫- اورفیوس، لطفاً بهم گوش کن
‫- عمه تلیته دیگه نمی‌تونه منو ببره اون دنیا

621
00:53:46,348 --> 00:53:48,808
‫- برمی‌گردیم پیش پدرت
‫- اون باهامون حرف نمی‌زنه

622
00:53:50,685 --> 00:53:53,039
‫متوجه نیستی؟
‫خواهران مایناد آخرین امیدم هستن

623
00:53:53,063 --> 00:53:55,815
‫نه، نه، نه، نه.
‫نمیذارم همچین کاری بکنی.

624
00:53:58,443 --> 00:54:00,987
‫پس فقط عذابم رو بیشتر می‌کنی

625
00:54:03,907 --> 00:54:06,409
‫تو پدر رو ترک کردی چون
‫نخواست کمکم کنه

626
00:54:07,035 --> 00:54:08,703
‫حالا خودت هم نمی‌خوای کمکم کنی

627
00:54:21,967 --> 00:54:23,468
‫خیلی دوستت دارم

628
00:54:25,470 --> 00:54:27,600
‫- دوستت دارم
‫- خداحافظ، مادر

629
00:56:38,311 --> 00:56:39,711
‫سلام، اورفیوس

630
00:56:46,069 --> 00:56:47,463
‫اومدم اینجا که بهت بگم

631
00:56:47,487 --> 00:56:51,116
‫با چندتا از کشیش‌های این جزیره دیدار داشتم

632
00:56:52,409 --> 00:56:53,809
‫توی خواب‌هاشون

633
00:56:56,663 --> 00:56:58,331
‫اونا به زودی پیدات می‌کنن

634
00:56:59,707 --> 00:57:01,107
‫ازت مراقبت می‌کنن

635
00:57:05,713 --> 00:57:07,257
‫دیگه هیچوقت نمی‌بینمت

636
00:57:08,091 --> 00:57:09,491
‫ولی، پدر...

637
00:57:10,718 --> 00:57:12,118
‫پدر؟

638
00:57:16,975 --> 00:57:19,644
‫مگه نگفتی دیگه پسر من نیستی؟

639
00:57:21,396 --> 00:57:22,796
‫پدر، خواهش می‌کنم

640
00:57:23,898 --> 00:57:25,298
‫لطفاً کمکم کن

641
00:57:28,778 --> 00:57:30,178
‫کمکم کن بمیرم

642
00:57:32,490 --> 00:57:33,890
‫خواهش می‌کنم

643
00:57:33,992 --> 00:57:36,578
‫خاندان جاودان حق ندارن
‫خون خانواده‌ی خودشون رو بریزن

644
00:57:38,663 --> 00:57:41,708
‫حماقت کردی که از خواهرم کمک گرفتی

645
00:57:43,710 --> 00:57:45,462
‫انتخابت رو کردی

646
00:57:48,173 --> 00:57:50,675
‫همونطور که زندگیت مال خودتـه

647
00:57:52,385 --> 00:57:53,785
‫مرگت هم مال خودتـه

648
00:58:01,478 --> 00:58:02,878
‫بدرود، پسرم

649
00:58:05,190 --> 00:58:06,774
‫دیگه هیچوقت همدیگه رو نمی‌بینیم

650
00:58:07,775 --> 00:58:10,361
‫نه. خواهش می‌کنم. لطفاً منو بکُش

651
00:58:11,154 --> 00:58:12,554
‫منو بکُش

652
00:58:14,491 --> 00:58:16,117
‫پدر، برگرد

653
00:58:16,910 --> 00:58:18,310
‫پدر!

654
00:58:18,703 --> 00:58:20,103
‫لطفاً منو بکش!

655
00:58:21,623 --> 00:58:23,207
‫لطفاً منو بکُش

656
00:58:27,295 --> 00:58:30,065
‫خواهش می‌کنم. لطفاً منو بکُش

657
00:58:30,089 --> 00:58:31,758
‫پدر، التماس می‌کنم!

658
00:58:32,675 --> 00:58:34,075
‫منو بکُش!

659
00:58:36,804 --> 00:58:38,204
‫پدر!

660
00:58:44,145 --> 00:58:46,081
‫چیکار کردی؟
‫چی بهش گفتی؟

661
00:58:46,105 --> 00:58:49,108
‫به خودش مربوطـه، نه تو

662
00:58:57,242 --> 00:58:58,868
‫می‌دونی چرا...

663
00:58:59,869 --> 00:59:02,413
‫دیگه «شادی» نیستم، برادر؟

664
00:59:07,877 --> 00:59:09,277
‫خودم می‌دونم

665
00:59:11,422 --> 00:59:14,860
‫می‌دونی، چیزهایی هست که
‫توی کتابت نیست

666
00:59:14,884 --> 00:59:16,970
‫راه‌هایی بیرون از این باغ وجود داره

667
00:59:18,137 --> 00:59:19,973
‫بهتره اینو یادت بمونه

668
00:59:31,276 --> 00:59:32,676
‫رؤیا

669
00:59:37,198 --> 00:59:38,598
‫حالت خوبه؟

670
00:59:57,302 --> 00:59:58,702
‫رؤیا

671
01:00:06,352 --> 01:00:08,313
‫چشمات همون رنگی‌ان

672
01:00:09,063 --> 01:00:10,982
‫اگه لازم باشه می‌تونم اینطوریش کنم

673
01:00:12,692 --> 01:00:14,092
‫بریم؟

674
01:00:20,116 --> 01:00:21,516
‫خواهش می‌کنم، رؤیا

675
01:00:23,620 --> 01:00:25,723
‫نمی‌دونم چقدرِ دیگه می‌تونم
‫توی این حالت باشم

676
01:00:25,747 --> 01:00:27,624
‫خیلی دردناکـه

677
01:00:29,792 --> 01:00:32,211
‫دیگه لازم نیست به‌خاطر من ادامه‌اش بدی

678
01:00:43,931 --> 01:00:45,331
‫چی بهت گفت؟

679
01:00:47,935 --> 01:00:51,373
‫اون چیزهایی رو که باید بدونم بهم گفت
‫تا بتونیم به سفرمون ادامه بدیم

680
01:00:51,397 --> 01:00:53,316
‫باید به هر دوتون یادآوری کنم

681
01:00:54,567 --> 01:00:56,527
‫کسانی که در پی ویرانی هستن

682
01:00:57,570 --> 01:00:58,970
‫معمولاً بهش می‌رسن

683
01:01:09,999 --> 01:01:11,459
‫بدرود، برادر

684
01:01:15,296 --> 01:01:16,714
‫بدرود، برادر

685
01:01:25,348 --> 01:01:27,016
‫حالا کجا می‌ریم؟

686
01:01:28,142 --> 01:01:31,396
‫باید یه پیشگو پیدا کنیم که
‫در ازای یه لطف

687
01:01:32,397 --> 01:01:34,166
‫بهمون بگه برادرمون کجاست

688
01:01:34,190 --> 01:01:35,650
‫چجور لطفی؟

689
01:01:36,359 --> 01:01:38,319
‫ازم می‌خواد بکُشمش

690
01:01:38,820 --> 01:01:40,220
‫چرا؟ اون کیه؟

691
01:01:41,155 --> 01:01:42,615
‫اون پسرمـه

692
01:01:49,205 --> 01:01:50,605
‫رؤیا

693
01:01:51,457 --> 01:01:52,999
‫وایسا

694
01:01:54,000 --> 01:02:14,000
  جديدترين اخبار فيلم و سريال در کانال تلگرام و پیج اینستاگرام :
  .:: @MiraMovie1 ::.
  .:: @myZedMovie ::.

