1
00:00:06,000 --> 00:00:17,000
<b><font color="#00abfd"> دانلود فیلم و سریال با زیرنویس چسبیده 
  ..:: MiraMovie.Top ::..</font></b>
  <b><font color="#FFC947"> ..:: MyZed.Top ::..</font></b>

2
00:00:17,806 --> 00:00:25,351
‫« سند من »

3
00:00:28,007 --> 00:00:32,754
‫« قسمت بیست‌ویکم: روایتی از فرجام‌های نیکو »

4
00:00:50,050 --> 00:00:52,093
‫نباید می‌ذاشتم بره

5
00:00:53,219 --> 00:00:55,763
‫نباید به قلمروی پریان برمی‌گشتم

6
00:00:55,764 --> 00:01:00,601
‫باید من هم باهاش می‌رفتم.
‫من نباید الان این‌جا باشم

7
00:01:00,602 --> 00:01:01,935
‫متیو

8
00:01:01,936 --> 00:01:04,606
‫چرا باید این‌جا باشم وقتی
‫ اون دیگه نیست؟

9
00:01:06,524 --> 00:01:07,692
‫لوسین

10
00:01:10,737 --> 00:01:13,490
‫- اربابمون منو فرستاد تا...
‫- اون اربابِ ما نیست

11
00:01:15,617 --> 00:01:18,745
‫اون می‌خواد بدونه که مهمون‌هامون
‫ چه موقع می‌رسن

12
00:01:22,165 --> 00:01:23,791
‫هر لحظه ممکنه بیان داخل

13
00:01:23,792 --> 00:01:25,877
‫خوبـه، پس کسی
‫ متوجه نبودِ من نمیشه

14
00:01:27,003 --> 00:01:28,796
‫توی خاکسپاری شرکت نمی‌کنی؟

15
00:01:28,797 --> 00:01:30,464
‫باید باهاش خداحافظی کنی، متیو

16
00:01:30,465 --> 00:01:31,758
‫خداحافظ

17
00:01:34,844 --> 00:01:37,097
‫خودش برمی‌گرده

18
00:01:38,098 --> 00:01:40,308
‫دنیل چطوره؟ یا...

19
00:01:41,434 --> 00:01:43,769
‫باید دنیل صداش کنیم دیگه؟
‫چی باید بهش بگیم؟

20
00:01:43,770 --> 00:01:47,440
‫به نظرم « ارباب » یا
‫ « اعلیحضرت » خوب باشه

21
00:01:48,483 --> 00:01:50,400
‫- حالش خوبـه؟
‫- به نظر که خوب میاد

22
00:01:50,401 --> 00:01:54,197
‫با توجه به این که تا دیروز یه بچه بود
‫و الان شده رؤیای خاندانِ جاودانه

23
00:01:55,448 --> 00:01:57,325
‫اون اتاقمو بهم پس داد

24
00:01:58,326 --> 00:01:59,202
‫جدی؟

25
00:01:59,786 --> 00:02:02,204
‫من هم اتاقمو پس گرفتم،
‫دست‌نخورده بود، عین قبلش

26
00:02:02,205 --> 00:02:04,873
‫چطور ممکنـه؟ اون که
‫ تازه باهاتون آشنا شده

27
00:02:04,874 --> 00:02:07,377
‫فکر کنم یکم شبیه خودم باشه

28
00:02:08,336 --> 00:02:09,670
‫چطور مگه؟

29
00:02:09,671 --> 00:02:12,881
‫با توجه به چیزی که از زندگیِ
‫ کورینتیان اول یادمـه میگم

30
00:02:12,882 --> 00:02:15,884
‫- کجاست؟
‫- دنبال کی می‌گردی؟

31
00:02:15,885 --> 00:02:17,721
‫شاهزاده کوچولوتون رو میگم.
‫کجاست؟

32
00:02:17,721 --> 00:02:19,721
‫حتماً رو تختش لم داده و
‫هیچ‌کاری نمی‌کنه

33
00:02:19,722 --> 00:02:21,431
‫قابیل، اون نمی‌خواد کسی
‫ مزاحمش بشه

34
00:02:21,432 --> 00:02:24,185
‫حالا می‌بینیم

35
00:02:30,358 --> 00:02:33,695
‫سرورم، من درخواست ملاقات دارم

36
00:02:34,195 --> 00:02:36,989
‫تو... قابیل هستی

37
00:02:36,990 --> 00:02:41,160
‫بله و این، قرارداد من با رؤیای قبلیـه

38
00:02:41,161 --> 00:02:42,995
‫قابیل، قراردادت با منـه

39
00:02:42,996 --> 00:02:45,122
‫من، رؤیا، از خاندان جاودان هستم

40
00:02:45,123 --> 00:02:47,167
‫طرف قرارداد تو، منم

41
00:02:48,293 --> 00:02:49,294
‫خیلی هم عالی

42
00:02:50,086 --> 00:02:53,338
‫توی حکمِ من قید شده که
‫من بخشی از یک گروه دو نفره‌ام

43
00:02:53,339 --> 00:02:55,716
‫هابیل و قابیل

44
00:02:55,717 --> 00:02:57,718
‫راز‌ها و اسرار

45
00:02:57,719 --> 00:03:02,640
‫من اصرار دارم... نه، من تقاضا می‌کنم
‫ که برادرم رو به زندگی برگردونید

46
00:03:03,975 --> 00:03:08,188
‫وگرنه دست به یک اقدامِ
‫ فوری و قاطع می‌زنم

47
00:03:09,063 --> 00:03:10,148
‫قابیل....

48
00:03:15,111 --> 00:03:18,447
‫تهدید کردنِ من عاقبت خوبی نداره

49
00:03:18,448 --> 00:03:20,782
‫چه استنباط شده باشه چه نباشه

50
00:03:20,783 --> 00:03:24,329
‫با صمیمیت بیش از حد هم
‫ میونه‌ خوبی ندارم

51
00:03:26,831 --> 00:03:28,208
‫معذرت می‌خوام، قربان

52
00:03:29,959 --> 00:03:31,252
‫اما، لطفاً

53
00:03:31,836 --> 00:03:32,795
‫برادرم

54
00:03:37,508 --> 00:03:38,927
‫برام توصیفش کن

55
00:03:40,845 --> 00:03:44,265
‫خب... اون به اندازه‌ی من جذاب نیست

56
00:03:45,350 --> 00:03:49,144
‫راستش، یه احمق به تمام معناست و
‫فقط بلده گریه و زاری کنه

57
00:03:49,145 --> 00:03:50,479
‫تیپش هم اصلاً خوب نیست

58
00:03:50,480 --> 00:03:57,486
‫و همیشه... به طور عجیبی
‫ بوی آب کلم میده

59
00:04:03,076 --> 00:04:04,118
‫متشکرم، قابیل

60
00:04:34,065 --> 00:04:35,650
‫گلدی!

61
00:04:36,901 --> 00:04:40,529
‫برادر! فکر می‌کردم کارم دیگه تمومـه

62
00:04:40,530 --> 00:04:43,366
‫چرند نگو، لـرد مورفیوس تو رو
‫عین روز اولت برگردوند این‌جا

63
00:04:44,200 --> 00:04:45,534
‫« لـرد مورفیوس »

64
00:04:45,535 --> 00:04:47,370
‫من لیاقت اون اسم رو ندارم

65
00:04:48,288 --> 00:04:50,914
‫من رؤیا هستم، از خاندان جاودان.
‫ همین کافیـه

66
00:04:50,915 --> 00:04:52,166
‫هابیل؟

67
00:04:54,752 --> 00:04:56,378
‫- تو برگشتی
‫- آره

68
00:04:56,379 --> 00:04:58,047
‫به لطف ایشون

69
00:04:58,631 --> 00:05:01,884
‫نمی‌خواد چاپلوسی کنی.
‫بیا، نباید واسه خاکسپاری دیر کنیم

70
00:05:02,593 --> 00:05:03,635
‫خاکسپاری کیـه؟ نکنه واسه خودمـه؟

71
00:05:03,636 --> 00:05:05,512
‫خاکسپاری مورفیوسـه

72
00:05:05,513 --> 00:05:06,472
‫بیا

73
00:05:07,390 --> 00:05:08,516
‫ممنونم

74
00:05:13,354 --> 00:05:14,605
‫شما هابیل رو برگردوندید

75
00:05:16,107 --> 00:05:17,150
‫آره

76
00:05:20,194 --> 00:05:23,071
‫- کورینتیان گفت می‌خواستید منو ببینید
‫- درستـه

77
00:05:23,072 --> 00:05:24,740
‫درمورد مهمون‌هامون،

78
00:05:24,741 --> 00:05:28,161
‫چیزی نمونده تا برسن، من
‫ آماده‌ام ازشون استقبال کنم

79
00:05:29,871 --> 00:05:32,999
‫من هم باید توی خاکسپاری شرکت کنم؟

80
00:05:34,375 --> 00:05:36,126
‫طبق چیزی که توی کتاب اومده،

81
00:05:36,127 --> 00:05:39,047
‫ممکنـه خانواده تا بعد از
‫خاکسپاری، از شما استقبال نکنن

82
00:05:39,714 --> 00:05:40,590
‫فهمیدم

83
00:05:41,215 --> 00:05:43,175
‫نگهبان‌ها توی جایگاه خودشون می‌مونن،

84
00:05:43,176 --> 00:05:46,262
‫و بقیه میرن توی سالن اصلی

85
00:05:47,055 --> 00:05:49,390
‫مگر این که شما چیزی
‫ لازم داشته باشید

86
00:05:53,936 --> 00:05:59,359
‫این چیزها برای من خیلی عجیبـه،
‫اونقدر با این عالم آشنایی ندارم

87
00:06:00,276 --> 00:06:06,532
‫امشب برای اولین بار، خواهر و برادرهام رو
‫ می‌بینم و واقعاً از این اتفاق می‌ترسم

88
00:06:09,077 --> 00:06:13,039
‫امیدوارم بتونم امشب روی تو حساب کنم

89
00:06:14,540 --> 00:06:15,666
‫من؟

90
00:06:16,250 --> 00:06:17,959
‫مگه تو مشاور لـرد مورفیوس نبودی؟

91
00:06:17,960 --> 00:06:20,797
‫آره، هروقت به من نیاز داشتن
‫ کنارشون بودم، اما...

92
00:06:23,007 --> 00:06:24,717
‫اما من لـرد مورفیوس نیستم

93
00:06:28,137 --> 00:06:29,430
‫فقط این که...

94
00:06:31,224 --> 00:06:36,521
‫چون ایشون دلیلی بودن که من به
‫ این‌جا اومدم و همین‌جا هم موندم...

95
00:06:38,106 --> 00:06:40,900
‫گفتم شاید بهتر باشه که
‫دیگه من هم از این‌جا برم

96
00:06:43,194 --> 00:06:44,028
‫عجب

97
00:06:45,321 --> 00:06:49,700
‫البته نه به این زودی‌ها، نه تا قبل از
‫ این‌که یه جایگزین مناسب پیدا بشه

98
00:06:52,787 --> 00:06:54,704
‫ببخشید که وسط حرفتمون می‌پرم، قربان

99
00:06:54,705 --> 00:06:56,290
‫مهمانانمون رسیدن

100
00:06:57,500 --> 00:06:59,043
‫باید برم به استقبالشون

101
00:07:00,169 --> 00:07:01,628
‫اگر شما کاری با من ندارید

102
00:07:01,629 --> 00:07:05,675
‫نه، بعید می‌دونم در نبودت
‫ مشکلی پیش بیاد

103
00:07:07,093 --> 00:07:08,636
‫برو به سلامت

104
00:07:44,297 --> 00:07:45,423
‫سلام

105
00:07:45,923 --> 00:07:47,133
‫سلام

106
00:07:48,092 --> 00:07:50,343
‫- اومدم چون تو...
‫- خوشحالم که اومدی

107
00:07:50,344 --> 00:07:52,847
‫ببخشید

108
00:07:53,806 --> 00:07:54,807
‫اول تو بگو

109
00:07:55,975 --> 00:07:57,142
‫این‌جا کجاست؟

110
00:07:57,143 --> 00:07:58,978
‫این‌جا کاخـه

111
00:07:59,479 --> 00:08:01,189
‫مراسم یادبودی طبقه‌ی بالاست

112
00:08:02,440 --> 00:08:03,691
‫پس اون واقعاً مرده

113
00:08:05,276 --> 00:08:06,443
‫آره

114
00:08:06,444 --> 00:08:07,612
‫متأسفم

115
00:08:08,321 --> 00:08:11,073
‫میشه بپرسم که...

116
00:08:12,158 --> 00:08:13,159
‫کی مرده؟

117
00:08:13,743 --> 00:08:16,078
‫لـرد مورفیوس. پادشاه رؤیا

118
00:08:18,664 --> 00:08:20,082
‫نه

119
00:08:23,127 --> 00:08:25,003
‫این یه رؤیاست دیگه، درستـه؟

120
00:08:25,004 --> 00:08:26,379
‫این...

121
00:08:26,380 --> 00:08:27,465
‫این یه کابوسـه

122
00:08:28,299 --> 00:08:29,550
‫این واقعاً یه رؤیاست

123
00:08:30,510 --> 00:08:33,471
‫خاکسپاری پادشاه رؤیاست دیگه،
‫مراسمش هم توی رؤیا برگزار میشه

124
00:08:34,764 --> 00:08:36,557
‫این آدم‌ها چی؟

125
00:08:37,141 --> 00:08:38,768
‫رؤیا پردازان و مهمانان

126
00:08:39,393 --> 00:08:40,853
‫اهل شادی و سوگوار

127
00:08:41,604 --> 00:08:44,065
‫نمیشه که مرده باشه... اون...

128
00:08:46,567 --> 00:08:47,652
‫اون دوست منـه

129
00:08:50,488 --> 00:08:52,198
‫تو هاب گدلینگی؟

130
00:08:55,868 --> 00:08:57,161
‫تو لوسینی؟

131
00:09:00,665 --> 00:09:01,999
تعریفتو شنیده بودم

132
00:09:03,334 --> 00:09:05,461
‫من هم خیلی از تو شنیده بودم

133
00:09:09,924 --> 00:09:11,259
‫واقعاً مرده؟

134
00:09:13,636 --> 00:09:15,805
‫اگه اون مرده، پس اون یکی کیـه؟

135
00:09:19,475 --> 00:09:21,811
‫اون رؤیا از خاندان جاودانـه

136
00:09:22,937 --> 00:09:24,522
‫اما اون...

137
00:09:25,940 --> 00:09:27,191
‫رؤیایی که من می‌شناختم نیست

138
00:09:28,776 --> 00:09:29,694
‫نه

139
00:09:30,194 --> 00:09:31,320
‫نیست

140
00:09:38,494 --> 00:09:39,787
‫قایم شدی من نبینمت؟

141
00:09:45,585 --> 00:09:47,044
‫من بخاطر تو نیومدم

142
00:09:48,004 --> 00:09:49,922
‫می‌دونم

143
00:09:54,093 --> 00:09:55,845
‫اما می‌دونستی که من این‌جام

144
00:09:59,348 --> 00:10:00,933
‫یکی از دوستای من مرده

145
00:10:02,560 --> 00:10:04,270
‫مگه اون دوست تو هم بود؟

146
00:10:05,730 --> 00:10:09,150
‫فکر کنم ابراز علاقه به یه نفر،
‫بعد از مرگش راحت‌تر باشه

147
00:10:11,110 --> 00:10:13,696
‫تو هم خیلی دوستش داشتی، نه؟

148
00:10:16,532 --> 00:10:18,618
‫می‌دونی، این دفعه یه‌کم متفاوت بود

149
00:10:19,785 --> 00:10:21,244
‫وقتی منو ساخت

150
00:10:21,245 --> 00:10:22,580
‫پس من هم متفاوتم

151
00:10:23,497 --> 00:10:25,416
‫اما الان که دیگه رفته

152
00:10:27,335 --> 00:10:28,628
‫من تنها موندم

153
00:10:32,131 --> 00:10:33,549
‫همه‌مون تنها موندیم

154
00:10:34,759 --> 00:10:36,259
‫شاید حق با توئـه

155
00:10:36,260 --> 00:10:38,679
‫اما وقتی اون این‌جا بود
‫ احساس تنهایی نمی‌کردم

156
00:10:39,639 --> 00:10:41,140
‫مثل وقتی که با تو بودم

157
00:10:44,727 --> 00:10:46,145
‫اینا همش احساساتـه

158
00:10:47,563 --> 00:10:48,898
‫احساسات عوض میشن

159
00:13:26,430 --> 00:13:27,515
‫رز واکر

160
00:13:28,474 --> 00:13:29,517
‫تورو یادمـه

161
00:13:30,309 --> 00:13:31,727
‫وای یا خدا

162
00:13:32,770 --> 00:13:34,521
‫مشکلی پیش اومده؟

163
00:13:34,522 --> 00:13:35,815
‫چیزی نشده

164
00:13:37,691 --> 00:13:40,276
‫اون کورینتیانی نیست که قبلاً دیدی

165
00:13:40,277 --> 00:13:41,946
‫اون یه کورینتیان جدیده

166
00:13:42,530 --> 00:13:43,489
‫خیلی هم خوش برخورده

167
00:13:44,281 --> 00:13:45,908
‫بابت اتفاقی که افتاد متأسفم

168
00:13:46,784 --> 00:13:49,286
‫الان خیلی حضور ذهن ندارم اما...

169
00:13:50,871 --> 00:13:53,541
‫آخرین بار خیلی بهمون
‫ خوش گذشت، مگه نه؟

170
00:13:55,626 --> 00:13:58,378
‫من می‌برمش توی سالن اصلی

171
00:13:58,379 --> 00:14:01,464
‫دنبالم بیاید، مراسم به زودی شروع میشه

172
00:14:01,465 --> 00:14:02,633
‫ممنونم

173
00:14:11,475 --> 00:14:13,310
‫جوانا کنستانتین

174
00:14:15,938 --> 00:14:17,105
‫سلام، هتی

175
00:14:17,106 --> 00:14:18,399
‫حالت چطوره؟

176
00:14:19,275 --> 00:14:21,609
‫خب راستشو بخوای،

177
00:14:21,610 --> 00:14:24,070
‫نمی‌دونستم درستـه که
‫ بیام تو مراسم یا نه

178
00:14:24,071 --> 00:14:25,071
‫چرا نیای؟

179
00:14:25,072 --> 00:14:26,782
‫مورفیوس که خیلی دوستت داشت

180
00:14:27,449 --> 00:14:28,784
‫همون‌قدر که بقیه رو دوست داشت

181
00:14:29,577 --> 00:14:32,413
‫بعید می‌دونم این اواخر هم
‫ همین‌جوری بوده باشه

182
00:14:33,789 --> 00:14:35,541
‫موجودِ بیچاره

183
00:14:37,293 --> 00:14:38,669
‫تو تنها اومدی؟

184
00:14:44,383 --> 00:14:45,467
‫آره

185
00:14:46,385 --> 00:14:47,928
‫بیا بریم داخل بشینیم

186
00:15:32,389 --> 00:15:35,476
‫تو دیگه کدوم خری هستی؟

187
00:15:36,769 --> 00:15:38,938
‫من رؤیا از خاندان جاودانم

188
00:15:39,772 --> 00:15:41,148
‫نه بابا

189
00:15:41,982 --> 00:15:43,609
‫چجوری این‌جوری شد؟

190
00:15:45,277 --> 00:15:46,820
‫خودم هم نمی‌دونم

191
00:15:47,988 --> 00:15:50,157
‫امیدوار بودم تو بتونی بهم بگی

192
00:15:53,160 --> 00:15:56,163
‫جهت اطلاعت میگم که

193
00:15:57,414 --> 00:15:59,959
‫نمایندگان قلمروی پرویان رسیدن

194
00:16:05,714 --> 00:16:07,715
‫ممکنه تیتانیا تورو برگردونه اون‌جا؟

195
00:16:07,716 --> 00:16:12,137
‫شاید هم خودت بخاطر مرگِ
‫ لـرد مورفیوس می‌خوای برگردی

196
00:16:12,680 --> 00:16:14,306
‫نه، چرا باید همچین کاری کنم؟

197
00:16:15,140 --> 00:16:17,141
‫یعنی میگی اوضاع با حضورِ
‫ رؤیای جدید، تغییر می‌کنه؟

198
00:16:17,142 --> 00:16:20,019
‫قطعاً همین‌طوره

199
00:16:20,020 --> 00:16:21,438
‫ولی تو این‌جایی، پس خوبـه

200
00:16:22,272 --> 00:16:23,273
‫خواهر

201
00:16:26,276 --> 00:16:29,446
‫قیافه‌ات دقیقاً همون‌طوریـه که
‫ تصور می‌کردم

202
00:16:30,698 --> 00:16:32,491
‫ولی خوشحالم که نمردی

203
00:16:33,283 --> 00:16:35,493
‫سلام، لوسین. تسلیت میگم

204
00:16:35,494 --> 00:16:37,621
‫متشکرم، لـرد کلوراکان

205
00:16:38,414 --> 00:16:39,956
‫من تنهاتون می‌ذارم

206
00:16:39,957 --> 00:16:42,291
‫- لوسین
‫- بذار بره، بگو ببینم

207
00:16:42,292 --> 00:16:43,752
‫رؤیای جدید چطوره؟

208
00:16:44,461 --> 00:16:45,462
‫خوشگلـه؟

209
00:16:46,505 --> 00:16:48,632
‫اون یه بچه‌ست توی بدن یه بزرگسال

210
00:16:49,341 --> 00:16:51,134
‫این حرف درمورد من هم صدق می‌کنه

211
00:16:51,135 --> 00:16:52,719
‫کدومشونـه؟

212
00:16:52,720 --> 00:16:55,596
‫تا بعد از مراسم حق نداره بیاد پیشمون

213
00:16:55,597 --> 00:16:58,308
‫خوش به حالش والا،
‫مراسمای خاکسپاری خیلی دلگیرن

214
00:16:58,892 --> 00:17:02,104
‫- شاید چون یه نفر مُرده؟
‫- آره فکر کنم دلیلش همینـه

215
00:17:03,355 --> 00:17:06,942
‫تیتانیا چیزی درمورد برگشتنِ
‫ من به قلمروی پریان نگفته؟

216
00:17:07,443 --> 00:17:08,569
‫نه، هیچی نگفته

217
00:17:09,153 --> 00:17:12,364
‫احتمالاً می‌دونه که اصلاً از
‫قلمروی پریان و خودش،

218
00:17:13,198 --> 00:17:14,241
‫خوشت نمیاد

219
00:17:15,701 --> 00:17:18,996
‫بهت تبریک میگم، خواهر.
‫تو به آرزوت رسیدی

220
00:17:19,747 --> 00:17:21,832
‫الان دیگه قلمروی رؤیاها خونه‌ی توئـه

221
00:17:23,500 --> 00:17:25,127
‫حتی الان که لـرد مورفیوس دیگه نیست

222
00:17:29,048 --> 00:17:31,049
‫این‌جا شراب سرو نمی‌کنن؟

223
00:17:31,050 --> 00:17:32,634
‫تارامیس کجاست؟

224
00:17:55,157 --> 00:17:57,201
‫منو ببخشید، خانم

225
00:18:01,497 --> 00:18:03,122
‫به چی زل زدید؟

226
00:18:03,123 --> 00:18:05,291
‫به تو. فکر می‌کردیم تو مُردی

227
00:18:05,292 --> 00:18:08,044
‫آره خب، اون زنده‌ام کرد

228
00:18:08,045 --> 00:18:10,255
‫- کی؟
‫- همین اعلیحضرت

229
00:18:10,756 --> 00:18:11,756
‫منظورت دنیلـه؟

230
00:18:11,757 --> 00:18:14,176
‫فکر نکنم دیگه اسمش دنیل باشه

231
00:18:14,760 --> 00:18:16,302
‫داره همه رو زنده می‌کنه؟

232
00:18:16,303 --> 00:18:18,013
‫باید بری از خودش بپرسی

233
00:18:50,712 --> 00:18:53,048
‫میشه بگی داری چیکار می‌کنی؟

234
00:18:54,049 --> 00:18:56,969
‫دارم خوبت می‌کنم.
‫تورو به زندگی برمی‌گردونم

235
00:18:58,095 --> 00:18:59,138
‫چرا خب؟

236
00:19:01,181 --> 00:19:02,391
‫می‌پرسی چرا؟

237
00:19:03,016 --> 00:19:05,059
‫من مُردم

238
00:19:05,060 --> 00:19:09,815
‫من تو شرایطی که برای خودم
‫ خیلی ناخوشایند بود، کشته شدم

239
00:19:10,399 --> 00:19:12,276
‫من واقعاً مُردم

240
00:19:12,776 --> 00:19:15,737
‫پس اگر دلیل خوبی برای
‫ برگردوندن من نداری...

241
00:19:16,238 --> 00:19:17,781
‫تو باغ جاوادنه‌ی شادی هستی

242
00:19:18,574 --> 00:19:23,244
‫همیشه بخش جدایی‌ناپذیری از
‫ قلمروی رؤیاها بودی

243
00:19:23,245 --> 00:19:24,663
‫نه، این‌طور نیست

244
00:19:26,540 --> 00:19:29,542
‫من اولش فقط یه ایده
‫ توی ذهنِ رؤیای قبلی بودم

245
00:19:29,543 --> 00:19:33,629
‫به مرور زمان این فکر توی
‫ تخیل مردم ریشه کرد

246
00:19:33,630 --> 00:19:36,884
‫هر فکری که شما دارید هم
‫ از این به بعد همین میشه

247
00:19:40,762 --> 00:19:42,222
‫مشکل این‌جاست که

248
00:19:43,807 --> 00:19:45,142
‫من هیچ فکری ندارم

249
00:19:46,059 --> 00:19:51,565
‫اصلاً نمی‌دونم چطور سر از این‌جا در آوردم
‫ و حتی نمی‌دونم باید چیکار کنم

250
00:19:52,816 --> 00:19:56,404
‫تنها چیزی که توی سرمـه
‫خاطراتِ رؤیای قبلیـه،

251
00:19:56,404 --> 00:19:58,404
‫مثل این‌که تو خیلی بهش کمک می‌کردی

252
00:19:58,405 --> 00:20:00,907
‫من همیشه خیلی رک حرفمو می‌زدم

253
00:20:00,908 --> 00:20:03,744
‫فکر نکنم اونقدرا بهش کمک کرده باشم

254
00:20:05,037 --> 00:20:06,495
‫میشه به من کمک کنی؟

255
00:20:06,496 --> 00:20:08,874
‫من حتی دیگه به خودم هم
‫نمی‌تونم کمک کنم

256
00:20:09,374 --> 00:20:11,167
‫من مُردم

257
00:20:11,168 --> 00:20:12,419
‫درستـه

258
00:20:14,171 --> 00:20:15,380
‫اما نیازه که زنده بشی

259
00:20:18,050 --> 00:20:20,802
‫کاملاً می‌فهمم که چی بهم پیشنهاد می‌کنی

260
00:20:22,471 --> 00:20:23,971
‫اما چرا اومدی سراغ من؟

261
00:20:23,972 --> 00:20:26,558
‫چرا مورفیوسو زنده نمی‌کنی؟

262
00:20:27,476 --> 00:20:31,062
‫به نظرت می‌تونم؟
‫یعنی می‌تونم اونو هم زنده کنم؟

263
00:20:31,063 --> 00:20:33,814
‫پسرم، مگه نمی‌بینی؟

264
00:20:33,815 --> 00:20:36,192
‫اگر تونستی ما رو برگردونی

265
00:20:36,193 --> 00:20:41,323
‫پس دیگه مرگ و زندگی‌ِ ما معنایی نداره

266
00:20:43,575 --> 00:20:46,245
‫راستشو بخوای نمی‌فهمم چی میگی

267
00:20:48,038 --> 00:20:54,544
‫لـرد مورفیوس بخاطر عشق جونشو
‫ از دست داد، بخاطر پسرش و قلمروش

268
00:20:55,504 --> 00:20:59,299
‫تا تو بتونی رؤیایی باشی
‫ که خودش نتونست باشه

269
00:21:00,175 --> 00:21:04,220
‫و اگه تو اونو برگردونی دیگه
‫فداکاریش و داستانش

270
00:21:04,221 --> 00:21:07,182
‫برای همه بی‌ارزش میشه

271
00:21:08,642 --> 00:21:11,186
‫درستـه، فهمیدم

272
00:21:12,688 --> 00:21:14,356
‫فکر کنم که... فهمیدم

273
00:21:15,023 --> 00:21:17,401
‫فهمیدنش زمان می‌بره

274
00:21:21,697 --> 00:21:22,698
‫خیلی‌خب

275
00:21:24,157 --> 00:21:25,367
‫ممنون، گیلبرت

276
00:21:26,118 --> 00:21:28,661
‫معذرت می‌خوام که مزاحمت شدم

277
00:21:28,662 --> 00:21:33,582
‫دیدی؟ لـرد مورفیوس هیچوقت
‫ حاضر نبود عذرخواهی کنه

278
00:21:33,583 --> 00:21:37,337
‫تو خودت همین‌طوری یه رؤیای جدیدی

279
00:21:57,941 --> 00:22:00,777
‫همین؟ فقط همینا بودن؟

280
00:22:01,695 --> 00:22:05,240
‫- تقریباً
‫- دیگه کیا موندن که هنوز نیومدن؟

281
00:22:06,325 --> 00:22:07,492
‫خانواده‌اش

282
00:22:20,922 --> 00:22:22,341
‫سلام به همگی

283
00:22:25,093 --> 00:22:26,345
‫من اومدم

284
00:22:27,512 --> 00:22:28,513
‫خودم تنها

285
00:22:29,473 --> 00:22:30,681
‫بدون هیچکس دیگه‌ای

286
00:22:30,682 --> 00:22:31,932
‫من هم هستم

287
00:22:31,933 --> 00:22:32,976
‫و بارناباس

288
00:22:33,560 --> 00:22:35,144
‫سلام

289
00:22:35,145 --> 00:22:37,897
‫فکر می‌کردم ویرانی هم این‌جا باشه

290
00:22:37,898 --> 00:22:39,232
‫فکر می‌کردم اون هم میاد

291
00:22:39,941 --> 00:22:40,984
‫مثل این‌که نمیاد

292
00:22:41,985 --> 00:22:43,319
‫شاید یهویی اومد

293
00:22:43,320 --> 00:22:46,490
‫من جای ویرانی بودم نمی‌اومدم

294
00:22:47,741 --> 00:22:50,619
‫راستش یه‌کم غافلگیر
‫ شدم دیدم تو این‌جایی

295
00:22:51,328 --> 00:22:53,038
‫چرا؟

296
00:22:53,747 --> 00:22:58,293
‫یه بار قسم خوردی که رؤیا رو وادار می‌کنی
‫ تا به خونواده‌ آسیب بزنه، یادتـه؟

297
00:22:58,877 --> 00:23:01,838
‫- یادمـه
‫- این تقصیر تو نبود

298
00:23:03,632 --> 00:23:04,674
‫درستـه

299
00:23:06,676 --> 00:23:08,011
‫اما چیزی بود که می‌خواستم

300
00:23:09,137 --> 00:23:10,554
‫الان خوشحالی؟

301
00:23:10,555 --> 00:23:12,182
‫فکر می‌کنی خوشحالم

302
00:23:13,183 --> 00:23:14,184
‫اما...

303
00:23:18,230 --> 00:23:19,564
‫نیستم

304
00:23:26,446 --> 00:23:27,489
‫سلام، متیو

305
00:23:28,824 --> 00:23:31,368
‫فکر می‌کردم عین رئیسا
‫ همیشه مشکی می‌پوشی

306
00:23:33,453 --> 00:23:34,454
‫امروز نپوشیدم

307
00:23:34,955 --> 00:23:36,789
‫قبلاً تو و جنون رو دیدم

308
00:23:36,790 --> 00:23:39,708
‫و شما باید... بذار ببینم

309
00:23:39,709 --> 00:23:42,336
‫سرنوشت، آرزو، یأس

310
00:23:42,337 --> 00:23:44,463
‫و سگ؟

311
00:23:44,464 --> 00:23:46,924
‫اسمم بارناباسـه

312
00:23:46,925 --> 00:23:48,385
‫اون با منـه

313
00:23:48,969 --> 00:23:50,512
‫یعنی... من با اونم

314
00:23:54,182 --> 00:23:56,684
‫خداروشکر، همه‌تون اینجایید

315
00:23:56,685 --> 00:23:59,854
‫راستش، نه هممون

316
00:23:59,855 --> 00:24:04,275
‫نه. متأسفم. تسلیت میگم

317
00:24:04,276 --> 00:24:08,363
‫لوسین، تو و برادرمون
‫خیلی صمیمی بودید

318
00:24:09,865 --> 00:24:11,324
‫میشه توی مراسم یادبود سخنرانی کنی؟

319
00:24:12,742 --> 00:24:15,412
‫باعث افتخارمـه، ممنون. حتماً

320
00:24:17,414 --> 00:24:20,833
‫و تو، متیو. تو اون‌جا سخنرانی می‌کنی؟

321
00:24:20,834 --> 00:24:23,169
‫من گفتنی‌ها رو گفتم

322
00:24:23,170 --> 00:24:24,712
‫به خودش هم گفتم

323
00:24:24,713 --> 00:24:28,091
‫این برای تو نیست متیو.
‫برای اون هم نیست

324
00:24:28,800 --> 00:24:29,801
‫این برای مائـه

325
00:24:31,052 --> 00:24:32,137
‫منظورت چیـه؟

326
00:24:33,305 --> 00:24:34,723
‫اون برادرمون بود

327
00:24:35,307 --> 00:24:39,686
‫اما... من اصلاً شناختی ازش نداشتم

328
00:24:40,770 --> 00:24:43,023
‫دوست دارم از زبونِ کسایی
‫ که می‌شناختنش ازش بشنوم

329
00:24:44,274 --> 00:24:45,358
‫و همچنین از زبون پرنده‌ها

330
00:24:49,112 --> 00:24:51,281
‫حداقل میشه فقط توی مراسم باشی؟

331
00:24:51,990 --> 00:24:56,161
‫میام، اما... تو باید به
‫جای جفتمون حرف بزنی

332
00:25:31,613 --> 00:25:32,906
‫پارچه‌ی کفن رو آوردی؟

333
00:25:33,949 --> 00:25:35,075
‫آره

334
00:25:36,910 --> 00:25:39,162
‫ببر بندازش روی
‫ جایگاهی که مشخص کردن

335
00:27:20,347 --> 00:27:22,681
‫بهتون کمک کنم جا
‫واسه‌ی نشستن پیدا کنید؟

336
00:27:22,682 --> 00:27:24,267
‫اون با منـه، مشکلی نیست

337
00:27:25,018 --> 00:27:26,144
‫دنیل اینجاست؟

338
00:27:27,187 --> 00:27:31,483
‫اون توی مراسم نمیاد،
‫اما بله، توی کاخـه

339
00:27:32,859 --> 00:27:34,152
‫از این طرف، عزیزم

340
00:27:55,882 --> 00:27:57,758
‫من فرزند ارشدم

341
00:27:57,759 --> 00:27:59,886
‫شروع صحبت با منـه

342
00:28:02,889 --> 00:28:04,223
‫برادرم

343
00:28:04,224 --> 00:28:07,727
‫وظایفش رو به بهترین نحو انجام داد

344
00:28:08,812 --> 00:28:12,232
‫تا جایی که می‌تونست
‫به تعهداتش عمل کرد

345
00:28:14,401 --> 00:28:16,194
‫الان دیگه بین ما نیست

346
00:28:18,780 --> 00:28:21,032
‫ما این‌جا جمع شدیم تا

347
00:28:21,616 --> 00:28:23,076
‫به یادش باشیم

348
00:28:24,285 --> 00:28:25,995
‫بهش ادای احترام کنیم

349
00:28:27,539 --> 00:28:29,749
‫و در نهایت...

350
00:28:31,918 --> 00:28:33,086
‫این‌جاییم تا فراموشش کنیم

351
00:28:51,438 --> 00:28:54,106
‫یک نفر به ملاقاتتون اومده، سرورم

352
00:28:54,107 --> 00:28:55,775
‫متشکرم، وایورن

353
00:28:57,402 --> 00:28:58,778
‫روز بخیر، جناب

354
00:28:59,946 --> 00:29:01,990
‫فکر کنم مراسم شروع شده باشه

355
00:29:04,784 --> 00:29:06,619
‫من واسه اون مراسم نیومدم، رفیق

356
00:29:07,203 --> 00:29:10,999
‫فقط دارم از قلمروت
‫رد میشم تا به مقصدم برسم

357
00:29:12,250 --> 00:29:14,502
‫اشکالی نداره تا بارون
‫ بند بیاد، این‌جا بمونم؟

358
00:29:15,712 --> 00:29:19,048
‫نه، مشکلی نیست. بفرما تو

359
00:29:20,759 --> 00:29:21,968
‫اما، قربان...

360
00:29:22,886 --> 00:29:25,262
‫اون بی‌خطره، وایورن

361
00:29:25,263 --> 00:29:26,598
‫می‌تونه بیاد داخل

362
00:29:55,502 --> 00:29:59,881
‫- عجب جاییـه...
‫- آره، می‌دونم

363
00:30:02,801 --> 00:30:04,135
‫تاحالا نیومده بودی؟

364
00:30:06,721 --> 00:30:08,765
‫تاحالا کسی دعوتم نکرده که بیام

365
00:30:12,185 --> 00:30:13,394
‫منو می‌شناسی؟

366
00:30:14,771 --> 00:30:16,022
‫فکر کنم

367
00:30:17,315 --> 00:30:19,025
‫تو برادر منی

368
00:30:20,193 --> 00:30:21,402
‫یه جورایی

369
00:30:23,363 --> 00:30:24,322
‫بیا

370
00:30:25,406 --> 00:30:26,741
‫بیا بقیه‌اشو ببین

371
00:30:41,047 --> 00:30:42,715
‫من و برادر مرحومم...

372
00:30:44,509 --> 00:30:46,177
‫اگر نسبتی باهم نداشتیم...

373
00:30:48,096 --> 00:30:50,723
‫هیچوقت همدیگه رو نمی‌شناختیم

374
00:30:51,808 --> 00:30:54,811
‫و زندگی هر دوی ما
‫ خیلی بهتر می‌گذشت

375
00:30:56,563 --> 00:30:57,730
‫اما...

376
00:30:59,607 --> 00:31:01,025
‫ما خانواده بودیم

377
00:31:02,694 --> 00:31:06,239
‫و... حداقل چیزی که می‌تونم بگم،

378
00:31:06,990 --> 00:31:07,991
‫اینـه که از بدشانسیمون بود

379
00:31:11,160 --> 00:31:12,579
‫برای رؤیا،

380
00:31:14,289 --> 00:31:19,210
‫من همیشه اونی بودم که سعی می‌کرد
‫ توجه برادر بزرگترشو جلب کنه

381
00:31:21,379 --> 00:31:22,714
‫و برای من،

382
00:31:23,590 --> 00:31:25,508
‫اون مغرور و...

383
00:31:27,343 --> 00:31:28,720
‫قضاوت‌گر و

384
00:31:30,763 --> 00:31:32,098
‫بی‌احساس بود

385
00:31:35,226 --> 00:31:39,564
‫اون همه‌ی این صفاتو داشت...

386
00:31:42,442 --> 00:31:43,484
‫اما...

387
00:31:45,987 --> 00:31:47,030
‫من هم همین‌طور بودم

388
00:31:49,782 --> 00:31:53,077
‫همه‌ی شما همین‌طور بودید

389
00:31:55,997 --> 00:31:57,916
‫اما الان ما این‌جاییم

390
00:32:00,335 --> 00:32:01,878
‫و اون مُرده

391
00:32:07,717 --> 00:32:12,013
‫اون هیچوقت یاد نگرفت چطوری
‫ درست از خودش محافظت کنه

392
00:32:15,433 --> 00:32:16,809
‫و من...

393
00:32:20,939 --> 00:32:25,026
‫من دلم برای عصبانی کردنش

394
00:32:27,904 --> 00:32:29,489
‫خیلی تنگ میشه

395
00:32:35,328 --> 00:32:37,205
‫همین

396
00:32:43,962 --> 00:32:45,546
‫قرار نبود بیام این‌جا

397
00:32:46,839 --> 00:32:49,008
‫اما با خودم گفتم مگه چی میشه

398
00:32:50,093 --> 00:32:52,428
‫سر راه این‌جا وایمیسم و
‫ یه‌کم نصیحتت می‌کنم

399
00:32:53,513 --> 00:32:56,223
‫تو که قبلاً به نصیحتام گوش نمی‌دادی

400
00:32:56,224 --> 00:32:59,769
‫اما گفتم شاید یه‌کم عوض شده باشی

401
00:33:00,812 --> 00:33:02,313
‫من که خیلی عوض شدم

402
00:33:03,106 --> 00:33:04,357
‫خیلی یهویی عوض ‌شدم

403
00:33:06,609 --> 00:33:08,236
‫تاحالا کسی بهت گفته که...

404
00:33:10,488 --> 00:33:11,864
‫برای چی این‌جایی؟

405
00:33:12,740 --> 00:33:18,955
‫من یه ملاقات کوتاه با
‫لـرد مورفیوس داشتم

406
00:33:20,081 --> 00:33:21,466
...درست قبل از اینکه

407
00:33:22,090 --> 00:33:23,376
ما رو ترک کنه

408
00:33:27,130 --> 00:33:28,881
بهت چی گفت؟

409
00:33:30,174 --> 00:33:34,262
گفت من تنها کودک انسانی هستم که
در سرزمین رویا، به وجود اومده

410
00:33:35,179 --> 00:33:37,223
،گفت روزی می‌رسه که این سرزمین
مال من میشه

411
00:33:38,891 --> 00:33:40,768
ولی اون روز
خیلی زود از راه رسید

412
00:33:41,936 --> 00:33:43,229
برای هردونفرمون
خیلی زود بود

413
00:33:48,109 --> 00:33:50,236
من هیچوقت نخواستم
این اتفاقات بیفته

414
00:33:51,446 --> 00:33:52,572
نه

415
00:33:53,740 --> 00:33:55,575
ولی هیچکدوممون نمی‌خوایم، مگه نه؟

416
00:33:56,534 --> 00:33:57,785
وقتی متولد میشیم

417
00:33:59,787 --> 00:34:01,998
،باید همینطور که پیش میریم
مسیر زندگی رو پیدا کنیم

418
00:34:06,836 --> 00:34:08,921
ولی اینو بهم داد

419
00:34:13,009 --> 00:34:14,135
قدرتش

420
00:34:15,553 --> 00:34:16,929
خاطراتش

421
00:34:18,014 --> 00:34:19,307
...نه، اون

422
00:34:21,559 --> 00:34:22,852
اون فقط یک ابزاره

423
00:34:23,436 --> 00:34:24,937
برای اینکه کمکت کنه
تمرکز کنی

424
00:34:26,647 --> 00:34:28,775
هرچیزی که ممکنه بهش
...نیاز پیدا کنی

425
00:34:30,359 --> 00:34:31,360
اینجا داری

426
00:34:32,737 --> 00:34:34,405
خودم که همچین حسی ندارم

427
00:34:36,532 --> 00:34:38,034
احساست رو درک می‌کنم

428
00:34:41,496 --> 00:34:45,583
مدت‌ها قبل، من و خواهر بزرگتر
به ستاره‌ها نگاه می‌کردیم

429
00:34:47,502 --> 00:34:50,379
بهش گفتم حس می‌کنم
چقدر کوچک و بی‌اهمیتم

430
00:34:51,798 --> 00:34:53,508
گفتم کاش دانسته‌های بیشتری داشتم

431
00:34:55,259 --> 00:34:56,594
:اونم گفت

432
00:34:57,845 --> 00:35:01,173
،هرچیزی که سرنوشت می‌دونه و حتی بیشتر»
«همه می‌تونن بدونن

433
00:35:01,849 --> 00:35:04,227
گفت:«ما نه تنها می‌تونیم
،همه‌چیر رو بدونیم

434
00:35:05,561 --> 00:35:06,729
«بلکه همه‌چیز رو می‌دونیم

435
00:35:07,688 --> 00:35:10,634
...فقط به خودمون میگیم نمی‌دونیم تا»

436
00:35:11,658 --> 00:35:13,569
«بتونم تحمل کنیم

437
00:35:17,115 --> 00:35:19,700
این داستان رو برای لرد مورفیوس
تعریف کردی؟

438
00:35:22,411 --> 00:35:25,373
،از وقتی من رفتم
دیگه باهم حرف نزدیم

439
00:35:28,501 --> 00:35:29,961
پس دلت براش تنگ میشه؟

440
00:35:33,840 --> 00:35:35,049
تنگ شده

441
00:35:37,260 --> 00:35:38,427
قرن‌هاست که دلتنگم

442
00:35:41,264 --> 00:35:44,183
رویا، دومین برادریه که از دست دادم

443
00:35:46,561 --> 00:35:48,062
و واقعاً درد داره

444
00:35:50,064 --> 00:35:51,941
او زاده امید بود

445
00:35:52,900 --> 00:35:54,651
چرا که رویا، همون امیده

446
00:35:54,652 --> 00:35:57,780
و انعکاسی از امید

447
00:36:00,283 --> 00:36:02,577
و من زاده یأس هستم

448
00:36:04,704 --> 00:36:07,165
گاهی اوقات به اولین یأس
فکر می‌کنم

449
00:36:08,583 --> 00:36:09,876
همونی که قبل از من بود

450
00:36:12,336 --> 00:36:16,674
،احتمالاً صدهزار ساله کسی جز من
بهش فکر نکرده

451
00:36:19,677 --> 00:36:20,928
...به یک چشم بهم زدن

452
00:36:23,055 --> 00:36:24,390
فراموش شد

453
00:36:26,350 --> 00:36:27,768
شما هم فراموش خواهید کرد

454
00:36:31,731 --> 00:36:32,773
،مرگ

455
00:36:33,733 --> 00:36:34,859
،یا زندگی

456
00:36:36,694 --> 00:36:38,738
اون رو از ذهن شما
پاک خواهد کرد

457
00:36:40,364 --> 00:36:41,449
می‌دونم

458
00:36:46,370 --> 00:36:47,997
،ولی من
اونو به خاطر خواهم داشت

459
00:36:50,000 --> 00:36:57,000


460
00:37:02,261 --> 00:37:03,763
قشنگ بود

461
00:37:05,473 --> 00:37:06,515
حالا نوبت توئه

462
00:37:07,266 --> 00:37:08,476
من راحتم

463
00:37:09,518 --> 00:37:14,148
،خواهرم، به اینجای مراسم که می‌رسیم
باید حرف بزنی

464
00:37:14,732 --> 00:37:16,734
اوه. چی بگم؟

465
00:37:18,819 --> 00:37:19,946
میشه منم ببینم؟

466
00:37:21,489 --> 00:37:23,657
ولی من حرفی ندارم

467
00:37:23,658 --> 00:37:25,076
از کی تاحالا حرفات تموم شده؟

468
00:37:25,868 --> 00:37:27,414
برو دیگه

469
00:37:27,438 --> 00:37:29,204
لازم نیست زیاد طولانی باشه

470
00:37:29,205 --> 00:37:30,331
من همین‌جا هستم

471
00:37:32,416 --> 00:37:33,542
باشه

472
00:37:56,649 --> 00:37:58,401
اون داداش بزرگه‌ من بود

473
00:38:02,321 --> 00:38:03,447
واقعاً بود

474
00:38:09,745 --> 00:38:11,162
همیشه یه‌ذره ازش می‌ترسیدم

475
00:38:11,163 --> 00:38:13,415
هرچند درنهایت، فکر کنم
ترسناک نبود

476
00:38:13,416 --> 00:38:14,457
البته شایدم بود

477
00:38:14,458 --> 00:38:16,918
ولی فکر کنم خوشش میومد
مردم «فکر کنن» ترسناکه

478
00:38:16,919 --> 00:38:20,256
چون اینطوری زیاد حرف نمی‌زدن و
زیاد سوال نمی‌پرسیدن

479
00:38:24,593 --> 00:38:29,348
قبلاً فکر می‌کردم علتش اینه که
همه ما رو احمق فرض می‌کرد

480
00:38:31,058 --> 00:38:35,688
الان فکر کنم خوشش نمیومد
...سوال‌ پیچ بشه چون

481
00:38:36,439 --> 00:38:38,357
چون جواب سوالاتشون رو نمی‌دونست

482
00:38:44,905 --> 00:38:46,115
خب، می‌دونست

483
00:38:47,408 --> 00:38:49,368
ولی دوست نداشت بدونه

484
00:38:56,876 --> 00:38:58,190
...فکر کنم

485
00:38:58,514 --> 00:39:00,454
اون همیشه ترسیده بود

486
00:39:03,466 --> 00:39:04,550
...منم

487
00:39:05,760 --> 00:39:09,430
انقدر ازش می‌ترسیدم که
نفهمیدم اونم ترسیده

488
00:39:11,724 --> 00:39:14,810
...و اگه می‌دونستم هردومون ترسیدیم

489
00:39:20,024 --> 00:39:22,401
حرفای زیادی برای گفتن داشتیم

490
00:39:25,738 --> 00:39:27,448
که البته اونم اصلاً خوشش نمیومد

491
00:39:35,122 --> 00:39:36,957
ولی دیگه ازش نمی‌ترسم

492
00:39:41,337 --> 00:39:43,547
درعوض، یکم واسش ناراحتم

493
00:39:53,057 --> 00:39:54,475
خب، همین بود

494
00:40:22,753 --> 00:40:24,713
نمی‌خوام فراموشش کنم

495
00:40:29,677 --> 00:40:31,554
می‌دونم باید این کار رو بکنیم

496
00:40:34,181 --> 00:40:37,059
،می‌دونم به جز چند نفر
...بقیه ما فراموشش خواهیم کرد. ولی

497
00:40:39,353 --> 00:40:40,479
من فراموش نمی‌کنم

498
00:40:41,981 --> 00:40:43,107
نمی‌تونم

499
00:40:47,403 --> 00:40:48,988
اون بخشی از وجود من بود

500
00:40:52,533 --> 00:40:53,576
عذر می‌خوام

501
00:40:56,328 --> 00:40:58,414
اون بخشی از وجود همه ما بود

502
00:41:06,922 --> 00:41:08,382
،گاهی اوقات
بهترین بخشِ وجودمون

503
00:41:12,011 --> 00:41:13,888
گاهی وقتا هم بخش کابوس‌وارش

504
00:41:15,055 --> 00:41:17,433
،وقتی که ما بیشتر ار هر زمانی
بیشترینِ خودمون هستیم

505
00:41:18,559 --> 00:41:20,478
در خواب و درحال رویا دیدن

506
00:41:22,313 --> 00:41:23,823
...شنیدم میگن

507
00:41:24,247 --> 00:41:28,202
انسان باید تغییر کنه یا بمیره

508
00:41:32,406 --> 00:41:34,033
ولی اون تغییر کرد

509
00:41:34,825 --> 00:41:36,660
من دیدم که تغییر کرد

510
00:41:37,203 --> 00:41:38,829
همتون دیدید

511
00:41:41,957 --> 00:41:44,542
،ولی درنهایت
...شاید در مقداری که

512
00:41:44,543 --> 00:41:47,087
،می‌تونست به خودش اجازه تغییر بده
محدودیت داشت

513
00:41:51,383 --> 00:41:53,677
،حالا مرگش
همه ما رو تغییر میده

514
00:42:15,950 --> 00:42:16,951
برادر

515
00:42:20,079 --> 00:42:22,122
بهم نگفتی چی در انتظارمه

516
00:42:23,999 --> 00:42:25,209
چیزهای زیادی

517
00:42:26,877 --> 00:42:32,383
ولی به نظرم کمک‌کننده‌ست یادت بمونه که
سکه یک‌رو وجود نداره

518
00:42:37,429 --> 00:42:39,681
خواهر ما، به زندگی معنا میده

519
00:42:39,682 --> 00:42:43,227
.یأس، به امید معنا میده
آرزو، به نفرت معنا میده

520
00:42:43,894 --> 00:42:45,563
سرنوشت، به آزادی معنا میده

521
00:42:47,189 --> 00:42:48,816
من به چه چیزی معنا میدم؟

522
00:42:52,778 --> 00:42:55,364
شاید به واقعیت

523
00:42:57,700 --> 00:43:00,660
،اگه روزی خیلی بهت فشار اومد
می‌تونی همه اینا رو ول کنی بری

524
00:43:00,661 --> 00:43:02,137
،حتی بدون تو
همه‌چی ادامه پیدا می‌کنه

525
00:43:03,080 --> 00:43:04,247
برم کجا؟

526
00:43:04,248 --> 00:43:07,167
بیا بیرون و با من
روی ستاره‌ها قدم بردار

527
00:43:08,127 --> 00:43:11,471
،واقعاً حیرت انگیزه که اگه تلاشتو بکنی
چه دردسرهایی می‌تونی واسه خودت درست کنی

528
00:43:12,548 --> 00:43:16,302
و اینم حیرت‌انگیزه که
...فقط کافیه فرض کنی

529
00:43:16,802 --> 00:43:19,178
که در نهایت همه‌چیز به نحوی
...ختم به خیر میشه

530
00:43:19,179 --> 00:43:20,598
تا از دردسر نجات پیدا کنی

531
00:43:23,350 --> 00:43:24,847
،اگه این حقیقت داره

532
00:43:25,071 --> 00:43:27,479
پس تمایلی ندارم
الان از اینجا برم

533
00:43:27,980 --> 00:43:29,815
ممنونم که بهم مشورت دادی، برادر

534
00:43:33,611 --> 00:43:35,613
به زودی بقیه رو می‌بینی

535
00:43:36,905 --> 00:43:38,699
اونقدری که می‌ترسی، سخت نیست

536
00:43:41,910 --> 00:43:43,871
بهشون بگم تو رو دیدم؟

537
00:43:45,831 --> 00:43:48,751
.بهتره نگی
ناسلامتی من لکه ننگ خانواده‌ام

538
00:43:49,627 --> 00:43:51,170
بسیارخب

539
00:43:53,297 --> 00:43:55,215
یه روزی مایه افتخار من خواهی شد

540
00:43:57,092 --> 00:43:58,510
بازم می‌بینمت؟

541
00:43:59,470 --> 00:44:01,388
من که بعید نمی‌دونم

542
00:44:14,026 --> 00:44:17,321
برادرم خودش رو وقفِ وظایفش کرده بود

543
00:44:18,155 --> 00:44:21,825
حتی شاید بعضی‌ها بگن
کل فکر و ذکرش همین بود

544
00:44:23,577 --> 00:44:24,912
،ولی در خلوت

545
00:44:26,372 --> 00:44:29,416
،وقتی من و اون تنها بودیم

546
00:44:32,961 --> 00:44:35,130
...اعتراف کرد در آرزوی هدفیه

547
00:44:35,881 --> 00:44:38,467
فراتر از وظایف عملکردیش

548
00:44:41,970 --> 00:44:44,472
می‌گفت هرچند که اون
،شاهزاده قصه‌هاست

549
00:44:44,473 --> 00:44:46,475
خودش هیچ داستانی نداره

550
00:44:49,770 --> 00:44:52,606
که البته مزخرف گفته

551
00:44:56,944 --> 00:44:58,737
داستان اون دیگه تموم شده

552
00:45:02,658 --> 00:45:05,452
ولی هر داستانی روزی به پایان می‌رسه

553
00:45:09,498 --> 00:45:11,792
تا داستان جدیدی بتونه آغاز بشه

554
00:45:15,587 --> 00:45:17,715
...پس اگه دلتنگ برادرم شدید

555
00:45:20,968 --> 00:45:22,970
...اگه نمی‌‌خواید فراموشش کنید

556
00:45:26,306 --> 00:45:27,558
داستانش رو تعریف کنید

557
00:45:30,185 --> 00:45:32,104
،بگذارید داستان اون
 الهام بخشِ داستان شما باشه

558
00:45:34,481 --> 00:45:36,400
همه دوست دارن داستان‌های خوب بشنون

559
00:45:38,777 --> 00:45:40,195
می‌دونم برادرم که دوست داشت

560
00:47:17,835 --> 00:47:19,211
عیبی نداره بیام پیشت؟

561
00:47:23,924 --> 00:47:25,092
سلام، هاب

562
00:47:31,932 --> 00:47:33,350
اومدم باهات حرف بزنم

563
00:47:34,601 --> 00:47:36,478
فکر کردم اینو به تو بدهکارم

564
00:47:37,145 --> 00:47:38,730
یا شاید به اون

565
00:47:40,274 --> 00:47:42,276
می‌خوای بفهمی همه‌چی تموم شده یا نه؟

566
00:47:44,820 --> 00:47:46,613
می‌خوای بدونی آماده‌ام
دست از کار بکشم؟

567
00:47:49,324 --> 00:47:50,659
تصمیمش با خودته

568
00:48:02,087 --> 00:48:06,091
فرض کن همه‌چی رو بذارم کنار

569
00:48:08,594 --> 00:48:09,887
اونوقت چی میشه؟

570
00:48:13,265 --> 00:48:14,433
خودت می‌فهمی

571
00:48:15,934 --> 00:48:17,019
اگه آماده باشی

572
00:48:24,192 --> 00:48:27,404
ششصدو پنجاه سال گذشته

573
00:48:30,532 --> 00:48:31,783
چیزی نیست که ندیده باشم

574
00:48:33,911 --> 00:48:35,123
همه کار کردم

575
00:48:35,347 --> 00:48:36,759
همه‌چی شنیدم

576
00:48:37,084 --> 00:48:38,832
همه احساسات رو تجربه کردم

577
00:48:43,003 --> 00:48:48,508
،یه دفعه می‌بینم در مراسم ترحیمِ شاه رویا
دارم با مرگ گپ می‌زنم

578
00:48:50,344 --> 00:48:52,429
آدم هیچوقت نمی‌دونه
چی پیش میاد

579
00:48:56,391 --> 00:48:57,559
پس، نه

580
00:49:00,604 --> 00:49:02,689
...از پیشنهادت ممنونم، ولی

581
00:49:04,942 --> 00:49:06,275
من آماده نیستم بمیرم

582
00:49:06,276 --> 00:49:07,611
امروز نه

583
00:49:12,741 --> 00:49:14,743
.شایدم هیچوقت آماده نباشم
ایرادی نداره؟

584
00:49:16,119 --> 00:49:18,204
این قراریه که با برادرم گذاشتی

585
00:49:18,205 --> 00:49:21,333
آره، تو هم سر همین باهاش شرط بستی

586
00:49:23,251 --> 00:49:25,295
،آخرین باری که دیدمش
اینو بهم گفت

587
00:49:29,383 --> 00:49:31,426
چه حیف اینجا نیست که
ببینه برنده شدم

588
00:50:04,459 --> 00:50:06,003
چرا هنوز اینجایی؟

589
00:50:07,629 --> 00:50:09,256
دنبال تو می‌گردم

590
00:50:10,507 --> 00:50:13,885
خوشم نمیاد تصور کنم
اینجا تنهایی

591
00:50:14,886 --> 00:50:16,221
بدون مورفیوس

592
00:50:20,308 --> 00:50:23,061
نباید بذاریم تو هم به راه
اولین کورینتیان کشیده بشی، نه؟

593
00:50:27,816 --> 00:50:29,276
خب چطوری میشه؟

594
00:50:30,652 --> 00:50:32,446
فقط توی رویا همدیگه رو می‌بینیم؟

595
00:50:34,156 --> 00:50:36,907
چطور مگه؟
وقتی بیداری یکی دیگه رو می‌بینی؟

596
00:50:36,908 --> 00:50:38,410
.نمی‌دونم
شاید

597
00:50:40,746 --> 00:50:42,998
،تو از اینکه من کابوسم
ناراحت نیستی؟

598
00:50:45,250 --> 00:50:47,836
،با هر مردی قرار گذاشتم
کابوس بود

599
00:50:49,379 --> 00:50:50,839
بیشتر زن‌ها هم همینطور

600
00:51:08,065 --> 00:51:10,650
خب الان چی میشه؟

601
00:51:12,819 --> 00:51:16,865
بعضی‌هامون خودمون رو به
رویا از خاندان جاودان، معرفی می‌کنیم

602
00:51:17,866 --> 00:51:19,742
بقیه هم به جهان بیداری برمی‌گردن

603
00:51:19,743 --> 00:51:22,453
اون بچه، رویا از خاندان جاودان نیست

604
00:51:22,454 --> 00:51:24,288
ولی هست، متیو

605
00:51:24,289 --> 00:51:25,790
من که مشکلی باهاش ندارم

606
00:51:25,791 --> 00:51:28,709
.منم دشمنی باهاش ندارم
فقط میگم اون رئیس نیست

607
00:51:28,710 --> 00:51:29,628
نه

608
00:51:30,921 --> 00:51:33,173
خب تو می‌مونی یا میری؟

609
00:51:34,132 --> 00:51:35,634
واقعاً می‌خوای از اینجا بری؟

610
00:51:36,301 --> 00:51:37,927
جای من کنار اون بود

611
00:51:37,928 --> 00:51:39,429
...می‌دونم، ولی

612
00:51:41,306 --> 00:51:42,808
...ولی اگه بری

613
00:51:44,267 --> 00:51:45,352
میشه منم باهات بیام؟

614
00:51:46,269 --> 00:51:48,772
البته -
من چی؟ -

615
00:51:49,272 --> 00:51:50,816
حتماً

616
00:51:51,566 --> 00:51:53,819
.بیاید همه پیش هم بمونیم
درسته، مروین؟

617
00:51:56,029 --> 00:51:57,697
من یه‌جورایی از این پسره خوشم میاد

618
00:52:01,618 --> 00:52:02,661
رز؟

619
00:52:04,246 --> 00:52:05,372
همه‌چی مرتبه؟

620
00:52:05,956 --> 00:52:07,456
لیتا رو پیدا نمی‌کنم

621
00:52:07,457 --> 00:52:08,792
تو ندیدیش؟

622
00:52:21,388 --> 00:52:23,515
عصر به خیر، هیپولیتا هال

623
00:52:34,693 --> 00:52:35,694
دنیل؟

624
00:52:36,278 --> 00:52:37,279
نه

625
00:52:42,993 --> 00:52:44,749
...بدن فانی دنیل

626
00:52:45,373 --> 00:52:46,838
سوزانده شد

627
00:52:48,206 --> 00:52:51,626
،قسمتی که فانی نبود
تغییرشکل پیدا کرد

628
00:52:53,170 --> 00:52:56,756
،همون وقتی که تو
شاه رویا رو به کام مرگ فرستادی

629
00:52:57,841 --> 00:52:59,383
فکر می‌کردم تو رو کشته

630
00:52:59,384 --> 00:53:01,261
برای همین خواستی انتقام بگیری

631
00:53:03,138 --> 00:53:04,639
الان می‌خوای منو بکشی؟

632
00:53:06,349 --> 00:53:11,061
من فقط برای محافظت از سرزمین رویا
اجازه دارم جون کسی رو بگیرم

633
00:53:11,062 --> 00:53:13,565
،ولی می‌تونم هر مجازاتی دوست دارم
تعیین کنم

634
00:53:14,941 --> 00:53:16,317
به خاطر خودت این کار رو کردم

635
00:53:16,318 --> 00:53:18,027
و تاابد پسرت رو از دست دادی

636
00:53:18,028 --> 00:53:19,695
من پسرم رو از دست ندادم

637
00:53:19,696 --> 00:53:21,781
اونو ازم گرفتن

638
00:53:22,866 --> 00:53:25,493
شوهرم رو ازم گرفتن

639
00:53:26,870 --> 00:53:29,539
زندگیم رو ازم گرفتن

640
00:53:32,626 --> 00:53:33,627
چرا؟

641
00:53:36,087 --> 00:53:37,297
مگه من چی کار کردم؟

642
00:54:02,572 --> 00:54:03,573
هیچی

643
00:54:08,036 --> 00:54:09,454
تو کاری نکرده بودی

644
00:54:11,998 --> 00:54:13,416
همونطور که منم کاری نکرده بودم

645
00:54:16,711 --> 00:54:19,005
...ولی گاهی اوقات، زندگی

646
00:54:20,674 --> 00:54:22,509
،و مرگ
...تاثیری روی ما می‌ذارن که

647
00:54:23,385 --> 00:54:27,806
هیچ ربطی به انتخاب‌های گذشته‌مون نداره

648
00:54:30,058 --> 00:54:33,770
اینطوریه که داستان‌ها متولد میشن

649
00:54:36,398 --> 00:54:39,234
تا چیزهایی رو توجیه کنن که
قابل توجیه نیست

650
00:54:42,320 --> 00:54:45,365
،توی این داستان‌ها
خودمون رو سرزنش می‌کنیم

651
00:54:46,700 --> 00:54:49,035
،یا بیشتر از اون
دیگران را سرزنش می‌کنیم

652
00:54:50,829 --> 00:54:52,497
به دنبال انتقام هستیم

653
00:54:55,292 --> 00:54:58,253
ولی انتقام، یک جاده بی‌انتهاست

654
00:55:02,090 --> 00:55:03,967
دلیلی نداره بترسی

655
00:55:07,637 --> 00:55:09,139
به اندازه کافی رنج کشیدی

656
00:55:10,098 --> 00:55:11,516
اونم بدون هیچ دلیلی

657
00:55:13,435 --> 00:55:15,770
،به این خاطر
ازت تقاضای بخشش می‌کنم

658
00:55:19,941 --> 00:55:21,651
من فقط می‌خوام پسرم برگرده

659
00:55:25,989 --> 00:55:27,115
تو پسرت رو داری

660
00:55:29,200 --> 00:55:32,537
،هروقت بهم نیاز داشتی
من درکنارت هستم

661
00:55:33,955 --> 00:55:35,540
منم بهت نیاز پیدا می‌کنم

662
00:55:53,933 --> 00:55:56,686
،از این به بعد
هیچکس بهت آسیب نخواهد زد

663
00:55:58,104 --> 00:55:59,397
در آرامش برو

664
00:56:00,190 --> 00:56:01,608
زندگیت رو بکن

665
00:56:03,109 --> 00:56:05,945
منو در رویاهات خواهی دید

666
00:56:31,763 --> 00:56:32,847
کار خوبی کردی

667
00:56:37,102 --> 00:56:38,520
مراسم چطور بود؟

668
00:56:39,813 --> 00:56:41,398
کاش خودت اونجا بودی

669
00:56:42,440 --> 00:56:44,191
همون بهتر که نبودم

670
00:56:44,192 --> 00:56:46,694
دلیلی نمی‌بینم
به خودم یادآوری کنم

671
00:56:47,904 --> 00:56:51,491
،هرچی نباشه
من من هستم

672
00:56:52,492 --> 00:56:53,993
می‌دونم خودت هستی

673
00:56:55,787 --> 00:56:57,497
ولی آیا اون هم هستی؟

674
00:57:02,085 --> 00:57:05,463
،من از آغاز زمان
وجود داشتم

675
00:57:07,215 --> 00:57:08,508
و من تازه متولد شدم

676
00:57:10,718 --> 00:57:15,640
،تمام ضمیر ناخودآگاه جمعی
در من وجود داره

677
00:57:17,851 --> 00:57:20,228
و اصلاً نمی‌دونم دارم چی کار می‌کنم

678
00:57:25,400 --> 00:57:28,736
تو اولین عضو خاندان جاودان هستی که
انسان هم هست

679
00:57:30,864 --> 00:57:34,367
،و همون قسمت
...همون قسمت دنیل وجودت

680
00:57:35,076 --> 00:57:37,370
همونه که تفاوت زیادی ایجاد می‌کنه

681
00:57:39,414 --> 00:57:41,505
،و قرار هم نیست تنهایی کار کنی

682
00:57:42,029 --> 00:57:44,269
اگه هنوزم کتابدار لازم داری

683
00:57:46,296 --> 00:57:48,131
من نخست‌وزیر می‌خوام

684
00:57:50,592 --> 00:57:53,094
ممنون

685
00:57:56,181 --> 00:57:58,808
،وقتی خانواده آماده باشن ببیننت
بهت اطلاع میدم

686
00:58:07,150 --> 00:58:09,902
...قبل از اینکه برم، میشه معرفی کنم

687
00:58:09,903 --> 00:58:11,237
سلام، هاب گدلینگ

688
00:58:15,992 --> 00:58:17,118
منو می‌شناسی؟

689
00:58:17,994 --> 00:58:20,222
...تاحالا همدیگه رو ندیدیم، ولی

690
00:58:20,446 --> 00:58:21,447
بله

691
00:58:22,081 --> 00:58:23,082
می‌شناسمت

692
00:58:24,083 --> 00:58:26,920
تو شخص پیشین من رو
به ویلیام شکسپیر معرفی کردی

693
00:58:28,004 --> 00:58:34,302
نه، نه. با یه بازیگر بنجل
به اسم ویل شکسبرد آشناش کردم

694
00:58:35,512 --> 00:58:37,805
رویا بود که اونو به شکسپیر تبدیل کرد

695
00:58:38,681 --> 00:58:40,350
ولی هیچوقت دلیلش رو بهم نگفت

696
00:58:42,268 --> 00:58:46,147
چه دلیلی داره که شاه رویا، دو نمایشنامه
به یک انسان فانی سفارش بده؟

697
00:58:51,611 --> 00:58:54,113
شکسپیر هم همین سوال رو ازش پرسید

698
00:58:54,906 --> 00:58:56,241
...حالا می‌خواهم»

699
00:58:57,617 --> 00:58:59,953
ارواح را به فرمان درآورم

700
00:59:00,828 --> 00:59:02,372
هنر را به افسونگری وادارم

701
00:59:04,290 --> 00:59:06,584
و پایان من، نومیدی است

702
00:59:07,877 --> 00:59:10,338
مگر اینکه با دعایی
...خلاصی یابم

703
00:59:11,381 --> 00:59:15,843
چنان نافذ که رحمت ایزدی را
«در خود بشکند

704
00:59:23,059 --> 00:59:24,519
تموم شد؟

705
00:59:26,062 --> 00:59:27,145
بله

706
00:59:27,146 --> 00:59:29,566
پس دیگه بی‌حساب شدیم، ویل شکسپیر

707
00:59:31,317 --> 00:59:34,237
حالا فقط مونده ازت تشکر کنم

708
00:59:35,697 --> 00:59:37,615
،و برای زندگی پیش‌روت
برات آرزوی موفقیت کنم

709
00:59:38,199 --> 00:59:39,443
قربان

710
00:59:40,967 --> 00:59:44,021
فکر می‌کنم لیاقتم بیشتر از این باشه

711
00:59:44,497 --> 00:59:48,001
،مدت زیادی از عمرم
در خدمت شما بودم

712
00:59:49,002 --> 00:59:54,841
هیچ استادی بدون صرف حداقل
...یک جام شراب در عمارت اربابی خود

713
00:59:55,341 --> 00:59:56,676
شاگردش رو آزاد نمی‌کنه

714
00:59:59,971 --> 01:00:01,806
قربان، این خواست شماست؟

715
01:00:02,974 --> 01:00:03,975
بله قربان

716
01:00:06,519 --> 01:00:07,604
که اینطور

717
01:00:10,106 --> 01:00:12,150
...پس در منزل من

718
01:00:15,862 --> 01:00:17,280
شرابی خواهیم نوشید

719
01:00:22,076 --> 01:00:23,161
قربان

720
01:00:26,623 --> 01:00:27,665
دارم خواب می‌بینم؟

721
01:00:32,128 --> 01:00:33,129
بدون شک

722
01:00:33,630 --> 01:00:37,050
ازتون تشکر می‌کنم که
...این کار رو کردید، ولی

723
01:00:40,428 --> 01:00:41,763
چرا این نمایشنامه؟

724
01:00:42,347 --> 01:00:44,556
...چرا یک تراژدی نخواستید

725
01:00:44,557 --> 01:00:48,352
داستان قهرمانی نجیب
با نقصی مصیبت‌بار؟

726
01:00:48,353 --> 01:00:51,439
داستانی با پایانی باوقار می‌خواستم

727
01:00:54,942 --> 01:00:57,487
نمایشی درمورد دوکی که
...کتاب‌هاش رو غرق می‌کنه

728
01:00:58,488 --> 01:00:59,906
عصاش رو می‌شکنه

729
01:01:01,366 --> 01:01:02,992
و خونه‌ش رو ترک می‌کنه

730
01:01:06,079 --> 01:01:08,206
داستان شعبده‌بازی که مرد میشه

731
01:01:12,168 --> 01:01:14,462
،داستان مردی که به جادو و شعبده
پشت می‌کنه

732
01:01:16,214 --> 01:01:17,215
ولی چرا؟

733
01:01:19,008 --> 01:01:20,968
...چون برخلافِ پروسپروی تو
(شخصیت‌ نمایشنامه)

734
01:01:23,638 --> 01:01:25,139
من هرگز جزیره خودم رو ترک نخواهم کرد

735
01:01:27,725 --> 01:01:29,394
توی جزیره زندگی می‌کنید؟

736
01:01:31,062 --> 01:01:32,188
خودم یک جزیره هستم

737
01:01:34,941 --> 01:01:36,651
خب، این می‌تونه تغییر کنه

738
01:01:38,611 --> 01:01:40,113
همه انسان‌ها می‌تونن تغییر کنن

739
01:01:45,368 --> 01:01:46,828
من انسان نیستم

740
01:01:52,208 --> 01:01:53,835
و من تغییر نمی‌کنم

741
01:02:12,019 --> 01:02:13,688
نشون میده هنوز
خیلی چیزها رو نمی‌دونسته

742
01:02:18,651 --> 01:02:19,944
اون تغییر کرد

743
01:02:22,113 --> 01:02:24,532
فقط کافی بود جزیره‌ش رو ترک کنه

744
01:02:25,491 --> 01:02:27,744
سرورم

745
01:02:31,080 --> 01:02:32,999
وقت دیدار با خانواده‌ست

746
01:02:36,169 --> 01:02:38,879
.نگران نباش
هیچی نمیشه

747
01:02:38,880 --> 01:02:41,215
خودت اونا رو دیدی؟

748
01:02:42,133 --> 01:02:45,011
خب، خواهر بزرگترت که
باهام خوب رفتار می‌کرد

749
01:02:45,887 --> 01:02:47,889
عاشقت میشه

750
01:02:48,973 --> 01:02:50,308
بهت میگم چی کار کنیم

751
01:02:50,808 --> 01:02:54,437
صد سال دیگه، اگه حوصله داشتی
،مشروب بخوریم و قضیه رو تعریف کنی

752
01:02:55,521 --> 01:02:57,482
یه حسی بهم میگه
من هنوز هستم

753
01:03:01,068 --> 01:03:03,403
،توی اتاق غذاخوری خصوصی شما
منتظرتون هستن

754
01:03:03,404 --> 01:03:06,115
با تارامیس درمورد غذا صحبت کردم

755
01:03:06,908 --> 01:03:10,243
...هرچند انتظار ندارم کسی چیزی بخوره

756
01:03:10,244 --> 01:03:13,789
،ولی اگه توی صحبت
...مکث‌های معذب‌کننده‌ای پیش اومد

757
01:03:13,790 --> 01:03:17,083
حداقل اینطوری بهانه دارید
با دست‌هاتون بازی کنید

758
01:03:17,084 --> 01:03:19,712
...و با شناختی که از خانوادتون دارم

759
01:03:20,505 --> 01:03:24,217
،مکث‌های معذب‌کننده
تازه قسمت‌های خوب مکالمه‌ست

760
01:03:25,009 --> 01:03:26,093
...یا

761
01:03:28,679 --> 01:03:31,474
شاید این دفعه واقعاً خوشتون بیاد

762
01:03:36,020 --> 01:03:37,188
!اومدش

763
01:03:39,299 --> 01:03:41,842
چقدر دوست‌داشتنی هستی -
به خانواده خوش اومدی، برادر -

764
01:03:41,843 --> 01:03:44,220
خیلی زیادیم، نه؟ -
خوشحالم بالاخره می‌بینمت -

765
01:03:44,221 --> 01:03:47,056
سگ دوست داری؟ -
باهمدیگه کلی تفریح می‌کنیم -

766
01:03:47,057 --> 01:03:49,892
نگاهش کن، یأس

767
01:03:49,893 --> 01:03:52,895
بهش نخند، آرزو -
همه‌چی درست میشه -

768
01:03:52,896 --> 01:03:55,482
.لطفاً بشین روی صندلی
بیا توی جمع

769
01:03:59,403 --> 01:04:01,071
بیا، بشین کنار من

770
01:04:01,095 --> 01:04:03,095
« این قسمت پس از تیتراژ ادامه دارد »

771
01:04:10,330 --> 01:04:12,998
<i>هزاران خیال</i>

772
01:04:12,999 --> 01:04:15,751
<i>و ملاحظه</i>

773
01:04:15,752 --> 01:04:17,254
<i>برای تو</i>

774
01:04:17,921 --> 01:04:20,172
<i>عزیزم</i>

775
01:04:20,173 --> 01:04:24,760
<i>هرچند می‌دونم
نمی‌تونیم بهم نزدیک باشیم</i>

776
01:04:24,761 --> 01:04:28,890
<i>،بیشتر از همه
به تو فکر می‌کنم</i>

777
01:04:29,766 --> 01:04:33,310
<i>از ابدیت می‌گذرم</i>

778
01:04:33,311 --> 01:04:39,358
<i>تا «تو اونجایی»رو تبدیل کنم به
«اینجا کنار منی»</i>

779
01:04:39,359 --> 01:04:41,777
<i>هر طوفانی، بارانش تموم میشه</i>

780
01:04:41,778 --> 01:04:44,155
<i>،می‌دونم به وقتش
...روزی می‌رسه که</i>

781
01:04:44,156 --> 01:04:45,906
<i>کنار همدیگه خواهیم بود</i>

782
01:04:45,907 --> 01:04:51,288
<i>دنیا دوباره کامل میشه</i>

783
01:04:57,377 --> 01:05:01,798
<i>اوه</i>

784
01:05:04,885 --> 01:05:08,804
<i>...پس چطور می‌تونم نشونت بدم</i>

785
01:05:08,805 --> 01:05:12,934
<i>منظورت چیه؟</i>

786
01:05:13,435 --> 01:05:14,810
<i>در این لحظه</i>

787
01:05:14,811 --> 01:05:16,812
<i>...ما چیزی نداریم</i>

788
01:05:16,813 --> 01:05:21,401
<i>به جز خاطرات</i>

789
01:05:21,902 --> 01:05:25,613
<i>...فقط باعث شده عشق</i>

790
01:05:25,614 --> 01:05:29,451
<i>برام شفاف‌تر بشه</i>

791
01:05:49,697 --> 01:05:52,408
پس تموم شد؟

792
01:05:53,193 --> 01:05:54,292
بله

793
01:05:54,316 --> 01:05:55,737
چی درست کردیم؟

794
01:05:56,496 --> 01:05:57,746
آخرش چی شد؟

795
01:05:57,747 --> 01:05:59,373
مثل همیشه شد

796
01:05:59,474 --> 01:06:02,936
،یه مشت نخ
یکم بافتتنی و دوخت و دوز

797
01:06:03,428 --> 01:06:05,680
،هنوز یه چیزهایی ناتموم مونده
ولی طبیعیه

798
01:06:06,589 --> 01:06:08,757
همیشه همین داستانه

799
01:06:08,858 --> 01:06:11,401
...هر چیزی که اول تصمیم بگیری

800
01:06:11,702 --> 01:06:16,381
،ببافی یا بدوزی یا بریسی

801
01:06:16,382 --> 01:06:19,309
،اگه به اندازه کافی طولش بدی

802
01:06:19,310 --> 01:06:21,637
همیشه تهش می‌رسی به کفن

803
01:06:22,447 --> 01:06:24,323
همونطور که به اون زن جوان گفتم

804
01:06:24,524 --> 01:06:25,774
هیپولیتا هال؟

805
01:06:25,875 --> 01:06:28,835
،بهش گفتم
:گفتم

806
01:06:28,836 --> 01:06:32,548
،کار خودت رو کردی»
«الانم پاش وایستا

807
01:06:35,310 --> 01:06:38,584
،الانم بیسکوییت فلورنتین دارم

808
01:06:38,608 --> 01:06:41,707
،کلوچه طالع‌بینی
و بیسکوییت دریایی

809
01:06:41,708 --> 01:06:44,042
هرکس چی می‌خواد؟ -
من کلوچه طالع‌بینی برمی‌دارم -

810
01:06:44,143 --> 01:06:45,853
فلورنتین رو بده من

811
01:06:54,179 --> 01:06:55,305
خب، چی نوشته؟

812
01:06:56,331 --> 01:06:59,709
خب، من که به این نمیگم
پیشگوییِ درست‌حسابی

813
01:07:00,176 --> 01:07:01,928
شاید تو بتونی ازش سر دربیاری

814
01:07:05,231 --> 01:07:07,233
،گل‌هایی که صبح چیده می‌شوند

815
01:07:07,659 --> 01:07:09,910
عصرها شکوفه می‌کنند

816
01:07:10,211 --> 01:07:12,630
،و باز هم
شبانه پژمرده می‌شوند

817
01:07:14,015 --> 01:07:15,641
،وقتی دیگه نباشم
تو می‌تونی جای من باشی

818
01:07:16,042 --> 01:07:19,045
شعرش وزن و قافیه هم نداره

819
01:07:20,547 --> 01:07:22,256
بیشتر شبیه شعاره تا پیشگویی

820
01:07:22,257 --> 01:07:24,342
خب حداقل پند اخلاقی نبود

821
01:07:24,366 --> 01:07:26,969
پند اخلاقی از شروع داستان هم بدتره

822
01:07:26,970 --> 01:07:29,864
من واسه این چیزها وقت ندارم

823
01:07:29,888 --> 01:07:31,433
اصلاً وقت ندارم

824
01:07:36,137 --> 01:07:37,138
اینم از این

825
01:07:38,148 --> 01:07:39,858
،خوب یا بد

826
01:07:41,735 --> 01:07:42,736
دیگه تموم شد

827
01:07:43,500 --> 01:08:03,500
  جديدترين اخبار فيلم و سريال در کانال تلگرام و پیج اینستاگرام :
  .:: @MiraMovie1 ::.
  .:: @myZedMovie ::.

