﻿1
00:00:06,000 --> 00:00:17,000
<b><font color="#00abfd"> دانلود فیلم و سریال با زیرنویس چسبیده
..:: MiraMovie.Top ::..</font></b>
<b> ..:: MyZed.Top ::..</b>

2
00:00:17,643 --> 00:00:21,258
‫« سندمن »

3
00:00:24,358 --> 00:00:28,712
« قسمت دوازدهم »
‫« مرگ: بهای گزاف زندگانی »

4
00:00:28,737 --> 00:00:30,572
‫سیلوی عزیزم

5
00:00:32,574 --> 00:00:34,492
‫وقتی این نامه رو می‌خونی،

6
00:00:35,285 --> 00:00:36,453
‫من دیگه مُردم

7
00:00:51,718 --> 00:00:53,053
‫من دیگه نیستم

8
00:00:54,721 --> 00:00:55,972
‫می‌دونم

9
00:00:56,514 --> 00:01:00,143
‫گفتی بهتره چند وقتی
‫از هم فاصله بگیریم، ولی...

10
00:01:00,894 --> 00:01:06,024
‫دلم نمی‌خواست فکر کنی
‫تو یا رابطه‌مون مسبب مرگم هستید

11
00:01:07,275 --> 00:01:12,362
‫حقیقتاً سیاره‌مون که رو به موتـه،
‫دموکراسی هم از بین رفته و

12
00:01:12,363 --> 00:01:14,573
حالا نوبت به نسل بشر رسیده

13
00:01:14,574 --> 00:01:17,659
‫اما تا پدرِ این سیاره و
‫هم‌نوع‌های خودمون رو در نیاریم،

14
00:01:17,660 --> 00:01:19,871
دست‌بردار نیستیم

15
00:01:23,958 --> 00:01:25,460
‫سلام!

16
00:01:27,796 --> 00:01:31,423
‫سلام!

17
00:01:31,424 --> 00:01:33,051
‫نرفتی دفتر که

18
00:01:35,095 --> 00:01:35,929
‫خودت هم همینطور

19
00:01:36,596 --> 00:01:40,517
‫آره، خب، من امروز رو پیچوندم.
‫آمیلیا هم اومده کمکم.

20
00:01:41,309 --> 00:01:46,313
‫- ولی اگه کار داری، سکستون، ما میریم
‫- نه، مگه... قصدِ رفتن نداشتی؟

21
00:01:46,314 --> 00:01:50,193
بری همون کافهه که بعضی‌اوقات میری و
کارهاتو انجام میدی؟

22
00:01:50,944 --> 00:01:54,947
‫چرا، چرا، اتفاقاً می‌خواستم برم

23
00:01:54,948 --> 00:01:58,492
‫فقط... ایمیل آخرم رو بزنم و تموم

24
00:01:58,493 --> 00:02:00,994
وای، مقاله‌ات رو توی گاردین خوندم

25
00:02:00,995 --> 00:02:03,080
‫همونی که درباره‌ی بحران آب‌وهواست؟

26
00:02:03,081 --> 00:02:06,375
‫- کلاً در مورد بحران آب‌وهوا می‌نویسه
‫- به نظرم خیلی دلگرم‌کننده‌ست

27
00:02:06,376 --> 00:02:08,169
‫- جدی؟
‫- جدی؟

28
00:02:09,921 --> 00:02:12,256
‫خب، دیگه مزاحمت نمی‌شیم،

29
00:02:12,257 --> 00:02:14,634
‫ولی شب رو باهامون میای بیرون دیگه، نه؟

30
00:02:17,345 --> 00:02:19,013
‫- والا...
‫- مگه امشبـه؟

31
00:02:20,056 --> 00:02:23,058
‫- قول دادی ها
‫- نمی‌خوای شب خونه بمونیم؟

32
00:02:23,059 --> 00:02:25,269
‫ما که همیشه خونه‌ایم.
‫نکنه از دوست‌هام خوشت نمیاد؟

33
00:02:25,270 --> 00:02:27,020
‫چرا، ولی از تو بیشتر خوشم میاد

34
00:02:27,021 --> 00:02:29,648
‫وای خدا، منو بگو
‫رفتم به جکی گفتم حتماً میریم

35
00:02:29,649 --> 00:02:31,733
‫- من و تو و سکستون
‫- جکی که بچه نیست

36
00:02:31,734 --> 00:02:33,485
عمراً بهش بگم برنامه منتفیـه

37
00:02:33,486 --> 00:02:36,697
‫- اشکال داره می‌خوام باهات تنها باشم؟
‫- سوزنت گیر کرده بابا

38
00:02:36,698 --> 00:02:38,448
‫آره، ولی مگه من مقصرم؟

39
00:02:38,449 --> 00:02:40,784
‫نمیشه که همیشه‌ی خدا
‫فقط خودت باشی و خودم

40
00:02:40,785 --> 00:02:42,954
‫فقط خودم و خودت نیستیم که

41
00:02:47,041 --> 00:02:48,251
‫سلام، سیلوی

42
00:02:53,631 --> 00:02:56,551
‫چطوری، سیلوی؟

43
00:02:58,136 --> 00:02:59,053
‫سلام، سیلوی

44
00:02:59,637 --> 00:03:01,598
‫منم

45
00:03:02,098 --> 00:03:05,268
‫می‌دونم خواستی چند وقت
‫از همدیگه دور باشیم

46
00:03:06,853 --> 00:03:10,064
‫اما می‌خوام بدونی
‫کاری که قراره بکنم...

47
00:03:12,025 --> 00:03:13,902
‫حتی یک درصد هم تقصیر تو نیست

48
00:03:17,072 --> 00:03:22,572
{\an8}« رمان «روز تریفیدها» اثر جان ویندهام »

49
00:03:17,572 --> 00:03:18,573
‫عجبا!

50
00:03:19,866 --> 00:03:22,327
‫کی دلش اومده تو رو بندازه دور؟!

51
00:05:05,805 --> 00:05:06,931
‫دهنتو!

52
00:05:15,940 --> 00:05:17,066
‫آهای؟

53
00:05:18,192 --> 00:05:19,569
‫کسی اونجاست؟

54
00:05:22,488 --> 00:05:23,489
‫آره

55
00:05:26,034 --> 00:05:27,035
اینجام

56
00:05:33,249 --> 00:05:34,959
‫- روبراهی؟
‫- آره

57
00:05:36,127 --> 00:05:38,004
‫فقط انگار گیر کردم

58
00:05:39,464 --> 00:05:41,591
‫آها، آره، مشخصـه چرا

59
00:05:42,091 --> 00:05:44,093
‫به نظرت بتونی...

60
00:05:45,762 --> 00:05:46,846
‫چی بگم والا

61
00:05:47,472 --> 00:05:49,474
‫تا حالا که یخچال جابجا نکردم

62
00:05:50,058 --> 00:05:50,975
‫شاید

63
00:05:51,559 --> 00:05:54,436
‫اگه زورم برسه...

64
00:05:54,437 --> 00:05:56,064
‫بله

65
00:06:00,693 --> 00:06:02,277
‫اینجا رو باش!

66
00:06:02,278 --> 00:06:04,196
‫فکرشم نمی‌کردم امروز این کار رو بکنم

67
00:06:04,197 --> 00:06:05,114
‫بیا

68
00:06:05,907 --> 00:06:07,282
‫- ممنونم
‫- وای، نه!

69
00:06:07,283 --> 00:06:10,328
‫ببخشید. شرمنده،
‫حواسم نبود امروز روزِ تعطیلمـه.

70
00:06:16,501 --> 00:06:18,210
باریکلا

71
00:06:19,754 --> 00:06:20,880
‫حالت خوبـه؟

72
00:06:22,173 --> 00:06:23,965
‫عجیبـه، اونجا چیکار می‌کردی؟

73
00:06:23,966 --> 00:06:25,967
‫هیچی... یهو افتادم

74
00:06:25,968 --> 00:06:27,511
‫آم...

75
00:06:27,512 --> 00:06:30,889
‫- دنبال اینها می‌گردی؟
‫- آها، آره. چیزه...

76
00:06:30,890 --> 00:06:33,351
‫واسه آلرژیمـه

77
00:06:34,727 --> 00:06:36,354
‫زخمی شدی که

78
00:06:38,106 --> 00:06:40,232
‫ای بابا. پس بیا بریم خونه‌ی من

79
00:06:40,233 --> 00:06:41,733
‫چی؟

80
00:06:41,734 --> 00:06:43,235
‫خونه‌ام همین بغلـه

81
00:06:43,236 --> 00:06:46,613
‫هم زخمت رو می‌بندیم.
‫هم اینکه شاید بتونم کاپشنت رو بدوزم.

82
00:06:46,614 --> 00:06:48,116
‫ولی بعدش دیگه خودتی و خودت

83
00:06:49,617 --> 00:06:50,952
‫بیا

84
00:07:04,424 --> 00:07:09,386
‫آخ که چه روز قشنگیـه

85
00:07:09,387 --> 00:07:11,556
‫گوش کن. می‌شنوی؟

86
00:07:14,308 --> 00:07:15,518
‫صدای...

87
00:07:16,269 --> 00:07:18,728
‫- ترافیک رو میگی؟
‫- آره، آفرین

88
00:07:18,729 --> 00:07:20,439
‫صدای ترافیک رو دوست داری؟

89
00:07:20,440 --> 00:07:22,525
‫مگه ملت ‫واسه همین نمیان لندن زندگی کنن؟

90
00:07:24,694 --> 00:07:26,653
‫- آت‌وآشغال‌های اونجا مال تو بود؟
‫- چی؟

91
00:07:26,654 --> 00:07:28,321
‫- داشتی از شرّ آشغال‌هات خلاص می‌شدی؟
‫- نه، چی؟

92
00:07:28,322 --> 00:07:30,782
‫این کار خلاف قانونـه.
‫این کارها به من نمیاد.

93
00:07:30,783 --> 00:07:32,493
‫پس اونجا چیکار می‌کردی؟

94
00:07:32,994 --> 00:07:34,620
‫البته اگه دوست داری جواب بده

95
00:07:35,788 --> 00:07:37,373
‫خیرِ سرم داشتم فکر می‌کردم

96
00:07:38,249 --> 00:07:39,292
‫به چی؟

97
00:07:42,753 --> 00:07:44,880
‫اینکه چطور این سیاره‌ی عین دسته‌ی‌گل رو

98
00:07:44,881 --> 00:07:47,884
‫کردیم زباله‌دونی و بهش رحم نمی‌کنیم

99
00:07:49,051 --> 00:07:51,846
‫چی بگم والا. من که خیلی ازش خوشم میاد

100
00:07:52,346 --> 00:07:53,431
‫رسیدیم

101
00:07:58,060 --> 00:07:59,896
‫بیا که یه فکری به حالت بکنیم

102
00:08:03,316 --> 00:08:04,817
‫لطف بزرگی در حقم کردی

103
00:08:05,318 --> 00:08:08,695
‫خب، لطف‌کردن و جفاکردن جفتش بی‌دردسره

104
00:08:08,696 --> 00:08:10,740
ولی این یکی باحال‌تره

105
00:08:11,866 --> 00:08:13,950
‫ممنونم

106
00:08:13,951 --> 00:08:16,077
‫خیلی بهتر شد

107
00:08:16,078 --> 00:08:17,788
‫ماهی‌قرمزها رو دیدی؟

108
00:08:19,790 --> 00:08:21,124
آخی

109
00:08:21,125 --> 00:08:23,418
‫بزرگ‌نارنجیه، اسمش اسلیمـه و

110
00:08:23,419 --> 00:08:26,714
‫زردفسقلیه هم واندزورثـه

111
00:08:28,549 --> 00:08:31,010
‫اسمت رو بهم نگفتی هنوز،
‫وگرنه تو رو هم معرفی می‌کردم

112
00:08:32,220 --> 00:08:35,223
‫ببخشید، سکستون فرنیوال‌

113
00:08:36,015 --> 00:08:37,558
‫هنرنماییِ ننه‌بابامـه

114
00:08:38,976 --> 00:08:39,894
‫قشنگـه

115
00:08:40,603 --> 00:08:42,396
‫سکستون فرنیوال

116
00:08:42,980 --> 00:08:43,981
‫شما چی؟

117
00:08:44,774 --> 00:08:46,150
‫من...

118
00:08:49,487 --> 00:08:50,738
‫خیاطیم حرف نداره

119
00:08:55,284 --> 00:08:56,910
‫- بفرما
‫- راست میگی ها

120
00:08:56,911 --> 00:08:58,913
‫قربون شما

121
00:09:00,706 --> 00:09:03,084
‫تخصصتـه؟
‫توی صنعت مُد کار می‌کنی؟

122
00:09:04,085 --> 00:09:05,044
‫نه

123
00:09:05,545 --> 00:09:07,213
‫پس شغلت چیـه؟

124
00:09:07,797 --> 00:09:08,756
‫من...

125
00:09:10,508 --> 00:09:13,261
‫خبرنگارها رو
از محل‌ دفع ‫غیرقانونی زباله نجات میدم

126
00:09:14,762 --> 00:09:15,930
‫سه قاشق شکر؟

127
00:09:18,015 --> 00:09:21,269
‫آره. از... از کجا فهمیدی خبرنگارم؟

128
00:09:22,103 --> 00:09:24,939
‫خیال کردی چندتا سکستون فرنیوال
‫تو دنیا وجود داره؟

129
00:09:26,357 --> 00:09:27,524
‫آثارم رو دنبال می‌کنی؟

130
00:09:27,525 --> 00:09:29,360
‫روزهای تعطیلم، آره

131
00:09:30,361 --> 00:09:31,696
کارت چیـه حالا؟

132
00:09:33,948 --> 00:09:36,325
‫ببین، بهت میگم، ‫اما بعیده باور کنی

133
00:09:37,618 --> 00:09:38,619
‫چرا خب؟

134
00:09:39,287 --> 00:09:40,288
‫چون...

135
00:09:45,918 --> 00:09:46,919
‫من مرگ هستم

136
00:09:50,298 --> 00:09:51,424
‫مرگ؟

137
00:09:51,924 --> 00:09:53,175
‫آره

138
00:09:54,719 --> 00:09:55,719
باشه

139
00:09:55,720 --> 00:10:00,141
‫ولی خیالت جمعِ جمع، ‫امروز روز تعطیلمـه

140
00:10:01,684 --> 00:10:02,685
‫آهان

141
00:10:06,022 --> 00:10:07,356
‫مگه فرشته‌ی مرگ هم روز تعطیل داره؟

142
00:10:08,065 --> 00:10:10,442
‫فقط هر صد سال یک‌ بار

143
00:10:10,443 --> 00:10:14,071
‫صرفاً برای اینکه بتونم آدمیت رو تجربه کنم

144
00:10:14,655 --> 00:10:17,949
‫یعنی فرشته‌ی مرگ
‫توی شوردیچ زندگی می‌کنه؟

145
00:10:17,950 --> 00:10:23,788
‫نه. نه، اینجا صرفاً جاییـه که کائنات
‫در اختیارم گذاشته، بلکه معذب نباشم

146
00:10:23,789 --> 00:10:26,959
‫عملاً من الان عین بچه‌ای هستم که
‫تازه چند ساعتـه متولد شده

147
00:10:28,294 --> 00:10:29,337
‫که اینطور

148
00:10:32,590 --> 00:10:34,091
دیگه ‫بهتره...

149
00:10:35,593 --> 00:10:36,427
‫من برم

150
00:10:37,136 --> 00:10:39,472
‫بابت کاپشن و چایی ممنون

151
00:10:40,348 --> 00:10:42,183
‫بابت همه چی

152
00:10:42,767 --> 00:10:43,726
‫خواهش می‌کنم

153
00:10:45,102 --> 00:10:46,562
‫خب، پس بعداً می‌بینمت

154
00:10:48,939 --> 00:10:49,982
‫بعداً؟

155
00:10:51,359 --> 00:10:53,235
‫دیر یا زود، سراغ همه میرم

156
00:10:55,655 --> 00:10:58,407
‫درستـه. خیلی‌خب، خداحافظ

157
00:10:59,075 --> 00:11:00,534
باشه، خداحافظ

158
00:11:45,621 --> 00:11:47,998
‫سلام، شاخ شمشاد

159
00:11:48,833 --> 00:11:51,669
‫پیش اون بودی، نه؟
‫عطرش رو تنت نشسته

160
00:11:52,545 --> 00:11:55,755
‫- پاشو پاشو
‫- فکر کنم سوءتفاهم شده

161
00:11:55,756 --> 00:11:59,092
‫تا جایی‌که من می‌دونم،
‫بطریِ شکسته به‌قدری تیز هست که

162
00:11:59,093 --> 00:12:02,303
‫این دک‌وپُز رو بیاره پایین، شاخ شمشاد

163
00:12:02,304 --> 00:12:04,764
‫خیلی‌خب، ببین، اگه پول می‌خوای...

164
00:12:04,765 --> 00:12:06,684
‫دهنتو گِل بگیر و ببند

165
00:12:07,518 --> 00:12:10,520
‫تشریفت رو ببر داخل،
‫درِ خونه‌اش رو بزن و

166
00:12:10,521 --> 00:12:12,356
‫بگو که تویی

167
00:12:12,857 --> 00:12:13,983
‫خب؟

168
00:12:16,026 --> 00:12:20,030
هستی؟ منم... سکستون. فرنیوال؟

169
00:12:20,656 --> 00:12:22,408
‫سکستون!

170
00:12:24,160 --> 00:12:25,535
‫برگشتی که

171
00:12:25,536 --> 00:12:27,079
‫چقدر زود

172
00:12:28,080 --> 00:12:30,331
‫عه، تویی که

173
00:12:30,332 --> 00:12:32,001
‫درستـه، منم

174
00:12:34,253 --> 00:12:35,755
‫برو تو، شاخ شمشاد

175
00:12:44,013 --> 00:12:47,849
‫- پای سکستون رو نکش وسط، متی دیوانه
‫- چرا نکشم وسط؟!

176
00:12:47,850 --> 00:12:52,146
‫برگ برنده‌ی منـه.
‫می‌خوام برام یه کاری بکنی.

177
00:12:54,315 --> 00:12:57,526
‫باشه. چیکار؟

178
00:12:59,695 --> 00:13:01,280
بگیر ‫بشین، شاخ شمشاد

179
00:13:09,830 --> 00:13:11,999
‫می‌خوام روحم رو پیدا کنی

180
00:13:12,625 --> 00:13:13,459
‫روحت رو؟

181
00:13:16,253 --> 00:13:17,629
‫نمی‌دونی کجا گمش کردی؟

182
00:13:17,630 --> 00:13:19,340
‫گمش نکردم

183
00:13:20,090 --> 00:13:23,468
خیر سرم ‫وامونده رو یه جای امن قایم کردم

184
00:13:23,469 --> 00:13:25,304
‫یه جا که دست کسی بهش نرسه

185
00:13:26,013 --> 00:13:27,306
‫علی‌الخصوص تو

186
00:13:27,973 --> 00:13:31,184
‫اگه روحت رو از دستِ مرگ قایم کنی،
‫هیچوقت نمی‌میری

187
00:13:31,185 --> 00:13:33,978
‫خب، اگه ایشون نتونه پیداش کنه،
قبض روحی هم در کار نیست دیگه، نه؟

188
00:13:33,979 --> 00:13:35,605
‫بذار ببینم درست فهمیدم یا نه

189
00:13:35,606 --> 00:13:39,944
‫روحت رو از من مخفی کردی، بعد
‫الان می‌خوای برات پیداش کنم؟

190
00:13:40,611 --> 00:13:41,612
‫می‌کنی این کار رو؟

191
00:13:43,531 --> 00:13:44,949
‫زمین و زمان رو زیر و رو کردم

192
00:13:46,075 --> 00:13:47,701
‫تنهایی از پسش بر نمیام

193
00:13:52,122 --> 00:13:56,418
‫به نظرت ممکنه کجا قایمش کرده باشی؟

194
00:14:00,381 --> 00:14:05,094
‫شاید چپوندمش توی یه تخم اردک،
‫یا که توی یه اردک،

195
00:14:05,803 --> 00:14:06,929
‫یا تهِ یه چاه،

196
00:14:07,596 --> 00:14:11,140
‫یا توی یه قلعه وسط جزیره‌ای که
‫دورتادورش دریاچه‌ای از آتیشـه و

197
00:14:11,141 --> 00:14:12,892
‫صدتا اژدها ازش چشم برنمی‌دارن

198
00:14:12,893 --> 00:14:15,604
‫اژدهاهایی که یکی از یکی
‫گنده‌تر و وحشی‌ترن

199
00:14:18,440 --> 00:14:19,775
‫شاید هم هیچ‌کدومشون

200
00:14:20,276 --> 00:14:23,737
‫این قضیه مال خیلی وقت پیشـه، عروسک

201
00:14:24,738 --> 00:14:29,285
‫گاه به گاه هم این مغزم گیرپاچ می‌کنه

202
00:14:32,746 --> 00:14:33,747
‫باشه

203
00:14:39,628 --> 00:14:41,589
پیگیرش میشم

204
00:14:43,132 --> 00:14:46,552
‫برو سرِ یخچال ببین چی دوست داری بخوری.
‫چایی و بیسکوئیت هم توی کابینتـه.

205
00:14:48,429 --> 00:14:49,430
‫ممنون، عروسک

206
00:14:54,768 --> 00:14:57,104
‫- نمی‌خوای پلیس رو خبر کنی؟
‫- واسه‌ی چی؟

207
00:14:57,730 --> 00:15:00,815
‫چون یه روانیِ آدمکش تو خونه‌اتـه

208
00:15:00,816 --> 00:15:03,484
‫تو هم اگه روحت رو گم می‌کردی،
‫دیوونه می‌شدی

209
00:15:03,485 --> 00:15:07,488
‫تو چیزی نمی‌خوای؟
‫به‌قدری سرم شلوغ بود که یادم رفت غذا بخورم

210
00:15:07,489 --> 00:15:10,492
‫- آخ‌جون
‫- نه، مرسی

211
00:15:11,076 --> 00:15:12,827
‫سلام. یه‌دونه لطفاً

212
00:15:12,828 --> 00:15:16,164
‫- مرغ، بره یا سبزیجات؟
‫- سبزیجات

213
00:15:16,165 --> 00:15:17,832
‫مخلفات؟

214
00:15:17,833 --> 00:15:20,585
‫هر چی که دارید. به انتخاب سرآشپز

215
00:15:20,586 --> 00:15:23,047
‫خیلی‌خب. ساندویچ سبزیجات با همه‌ی مخلفات

216
00:15:24,089 --> 00:15:26,424
یه راهب بودایی میره ساندویچی که

217
00:15:26,425 --> 00:15:29,929
سفارش بده. می‌دونید چی میگه؟

218
00:15:30,804 --> 00:15:33,765
‫- «یه چی برام بزن که برسم به اعلی؟»
‫- شنیدی پس؟

219
00:15:33,766 --> 00:15:35,767
‫من که نه

220
00:15:35,768 --> 00:15:38,770
‫وای، خوشمزگی ازش می‌باره.
‫چقدر تقدیم کنم؟

221
00:15:38,771 --> 00:15:40,688
‫هیچی. مهمون مایی

222
00:15:40,689 --> 00:15:42,607
‫چی؟ نه

223
00:15:42,608 --> 00:15:44,859
‫یه خانم زیبای خوش‌اشتها

224
00:15:44,860 --> 00:15:47,779
‫بهم حس زندگی میدی.
‫برو نوش جونت.

225
00:15:47,780 --> 00:15:50,073
‫یحتمل این بهترین چیزیـه که تا حالا خوردم

226
00:15:50,074 --> 00:15:51,866
‫- سکستون، یه گاز بزن
‫- نه، مرسی

227
00:15:51,867 --> 00:15:54,536
یه امتحان بکن حالا

228
00:15:56,038 --> 00:15:58,748
‫گمونم دیگه به اندازه‌ی کافی زمان گذشتـه که
‫بتونم برگردم خونه

229
00:15:58,749 --> 00:16:00,042
‫منظورت چیـه؟

230
00:16:00,542 --> 00:16:04,003
‫هم‌خونه‌ام با دوست‌دخترش
‫ازم خواستن برم بیرون تا...

231
00:16:04,004 --> 00:16:05,254
‫سکس کنن؟

232
00:16:05,255 --> 00:16:06,966
‫چقدر تو مهربونی آخه

233
00:16:07,466 --> 00:16:09,592
‫هرچند اصلاً نمی‌دونم چقدر طول می‌کشه

234
00:16:09,593 --> 00:16:12,637
‫- چند وقتـه با همن؟
‫- سه‌هفته اینها

235
00:16:12,638 --> 00:16:14,390
‫پس یکم دیگه تحمل کن

236
00:16:15,140 --> 00:16:17,726
‫- تاکسی!
‫- چیکار می‌کنی؟

237
00:16:18,519 --> 00:16:21,187
‫یه لیست بلندوبالا دارم از
‫کارهایی که می‌خوام اینجا انجام بدم

238
00:16:21,188 --> 00:16:22,897
‫مثلاً؟

239
00:16:22,898 --> 00:16:26,859
‫مثلاً برم اُپرا یا مؤسسه فیلم بریتانیا

240
00:16:26,860 --> 00:16:29,487
‫یا تو صف رستوران دیشوم وایسم
چایی ماسالا بگیرم

241
00:16:29,488 --> 00:16:32,323
‫بعدش برم مهمونی و
‫شاید هم بعدش واسه دورهمی بمونم

242
00:16:32,324 --> 00:16:35,828
‫بعد برم کافه‌ی ریجنسی
‫یه پرس کامل صبحونه‌ی انگلیسی بزنم

243
00:16:36,370 --> 00:16:39,164
‫ضمناً، به هتی دیوانه هم قول دادم که
‫روحش رو پیدا کنم

244
00:16:39,665 --> 00:16:40,666
‫چطوره؟

245
00:16:41,333 --> 00:16:43,585
‫یه شب که سهلـه،
‫یه هفته‌ای هم نمیشه این کارها رو کرد

246
00:16:44,795 --> 00:16:46,171
‫بریم ببینیم چی میشه!

247
00:16:48,841 --> 00:16:50,008
‫بیا!

248
00:16:50,009 --> 00:16:51,093
‫نه!

249
00:16:52,469 --> 00:16:55,805
‫- چرا آخه؟
‫- چون... غریبه‌ای

250
00:16:55,806 --> 00:16:58,809
‫اگه سوار تاکسی نشی،
‫تا ابد غریبه می‌مونم

251
00:17:00,310 --> 00:17:01,353
‫کجا میرید، زیبا؟

252
00:17:02,312 --> 00:17:04,398
‫سکستون، میگی کجا بریم؟

253
00:17:05,899 --> 00:17:06,816
‫خونه

254
00:17:06,817 --> 00:17:08,151
‫کجا میشه اون‌وقت؟

255
00:17:08,152 --> 00:17:10,653
‫خونه نمی‌تونه بره.
‫هم‌اتاقی‌هاش دارن سکس می‌کنن.

256
00:17:10,654 --> 00:17:12,363
‫- به‌به
‫- آره

257
00:17:12,364 --> 00:17:14,199
‫خب، دیگه کجا می‌خواید برید؟

258
00:17:14,783 --> 00:17:17,077
‫خودم هم... نمی‌دونم

259
00:17:17,745 --> 00:17:19,620
‫وضعیت بشر رو می‌بینی؟

260
00:17:19,621 --> 00:17:22,498
‫- شما دوست داری ما رو کجا ببری؟
‫- من؟

261
00:17:22,499 --> 00:17:24,918
‫آره، اولین جایی که
‫به ذهنت خطور می‌کنه

262
00:17:26,336 --> 00:17:30,424
‫خب، من کلاً با فضای سبز حال می‌کنم.
‫بریم یه چرخی تو پارک بزنیم؟

263
00:17:31,216 --> 00:17:33,342
‫محشره

264
00:17:33,343 --> 00:17:34,762
‫بپرید بالا

265
00:17:35,596 --> 00:17:37,931
‫اُپرا چی میشه پس؟ دیشوم؟

266
00:17:38,557 --> 00:17:39,849
‫حالا اونجا هم میریم

267
00:17:39,850 --> 00:17:43,270
‫به قول داداش بزرگه‌ام:
‫«برخی مقاصد را گریزی نیست»

268
00:17:46,315 --> 00:17:47,316
‫اول شما بفرما

269
00:18:05,834 --> 00:18:07,419
‫یه سؤال بپرسم؟

270
00:18:08,170 --> 00:18:09,629
‫شخصیـه؟

271
00:18:09,630 --> 00:18:10,589
‫خیلی

272
00:18:11,090 --> 00:18:13,133
‫خوبـه. آره، پس بپرس

273
00:18:14,009 --> 00:18:17,012
‫به نظرت قشنگیِ زندگی به چیشـه؟

274
00:18:18,555 --> 00:18:20,015
‫خب...

275
00:18:20,599 --> 00:18:25,478
‫به قول خواهرم، مگی،
‫زندگی تو آقایون خلاصه میشه

276
00:18:25,479 --> 00:18:27,397
‫اما به چشم من،

277
00:18:28,774 --> 00:18:33,487
‫قشنگیش لحظه‌ایـه که شیفت‌ شبم تمومـه و
‫خورشید تازه داره طلوع می‌کنه و

278
00:18:34,279 --> 00:18:36,532
‫لندن دربست در اختیارمـه

279
00:18:37,157 --> 00:18:42,788
‫توی اون لحظه،
‫انگار دنیا تو مُشتمـه

280
00:18:43,288 --> 00:18:44,373
‫آره

281
00:18:45,707 --> 00:18:47,668
‫خوشم اومد

282
00:18:48,961 --> 00:18:50,711
‫تو چی، سکستون؟

283
00:18:50,712 --> 00:18:52,381
‫قشنگیِ زندگی به چیـه؟

284
00:18:55,467 --> 00:18:59,096
‫اون لحظه‌ای که هم‌اتاقیت بیخیالِ
‫سکس میشه و می‌تونی برگردی خونه

285
00:19:00,305 --> 00:19:03,266
‫- جدی پرسیدم ها
‫- من هم جدی جواب دادم

286
00:19:03,267 --> 00:19:06,185
‫جفتتون باید امشب رو عشق‌وحال کنید

287
00:19:06,186 --> 00:19:08,563
‫این شد حرفِ حساب

288
00:19:08,564 --> 00:19:10,064
‫کجا می‌خوای ما رو ببری؟

289
00:19:10,065 --> 00:19:12,276
‫کلوب آندرکات که تهِ همین خیابونـه

290
00:19:12,860 --> 00:19:15,194
‫کلوب آندرکات. رفتی تا حالا؟

291
00:19:15,195 --> 00:19:16,696
‫نه، تا حالا قسمت نشده

292
00:19:16,697 --> 00:19:19,115
‫باور کن، نری بُرد کردی

293
00:19:19,116 --> 00:19:20,409
‫تو رفتی مگه؟

294
00:19:20,909 --> 00:19:24,287
‫دوست‌دختر سابقم من رو به عشقِ
‫مهمونی‌های دهه‌ی هشتادی می‌کشوند اونجا

295
00:19:24,288 --> 00:19:25,873
‫با مهمونی‌های دهه‌ی دوهزار

296
00:19:26,665 --> 00:19:28,917
‫پس دهه‌ی نود چی؟

297
00:19:29,751 --> 00:19:30,919
‫خوش می‌گذره؟

298
00:19:31,420 --> 00:19:34,422
‫- اگه پایه‌ی این چیزها باشی، آره
‫- منظورت پایه‌ی عشق‌وحالـه؟

299
00:19:34,423 --> 00:19:39,886
‫اگه پایه‌ی شلوغی و نوشیدنی‌های گرون و
‫یه مُشت آدم عجق‌وجقِ چِت باشی که

300
00:19:39,887 --> 00:19:42,054
‫انگار از وسط یه فیلم آشغال فرار کردن

301
00:19:42,055 --> 00:19:44,265
‫خیلی‌خب، دیگه واقعاً داری ترغیبم می‌کنی

302
00:19:44,266 --> 00:19:45,933
من که قانع شدم. حاضر بودم برم

303
00:19:45,934 --> 00:19:46,934
دوست داری بیای؟

304
00:19:46,935 --> 00:19:49,188
‫خیلی دلم می‌خواد، ولی سرِ کارم

305
00:19:49,688 --> 00:19:52,149
‫پس جفتتون رو همون جا پیاده کنم دیگه؟

306
00:19:56,695 --> 00:19:57,779
‫آره، بی‌زحمت

307
00:20:13,128 --> 00:20:14,129
‫چقدر تقدیمت کنم؟

308
00:20:15,005 --> 00:20:16,714
‫هیچی. مهمون من باش

309
00:20:16,715 --> 00:20:17,883
‫جدی؟

310
00:20:18,884 --> 00:20:19,843
‫ممنونم

311
00:20:21,386 --> 00:20:24,139
‫- تشکر کن، سکستون
‫- آره

312
00:20:25,432 --> 00:20:27,058
‫دست شما درد نکنه، ولی...

313
00:20:27,059 --> 00:20:28,726
‫مشکلی هست؟

314
00:20:28,727 --> 00:20:32,855
‫آخه تا حالا ندیدم راننده‌تاکسی‌های لندن
‫ملت رو مجانی تو اوج ترافیک

315
00:20:32,856 --> 00:20:34,607
‫داخل پارک دور بدن

316
00:20:34,608 --> 00:20:36,150
‫بله، در جریانم

317
00:20:36,151 --> 00:20:39,071
‫ولی این خانم یه چیزی داره که
‫چشمم رو گرفته

318
00:20:40,530 --> 00:20:43,659
‫ولی اگه خیلی ناراحتی، ‫میشه ۶۰ پوند

319
00:20:51,833 --> 00:20:53,543
‫- خب...
‫- قربون دستت

320
00:21:00,425 --> 00:21:03,344
‫موقع پو‌ل‌دادن که میشه،
‫خوب بلدی قِسر در بری ها

321
00:21:03,345 --> 00:21:05,096
‫مفتکی زندگی‌کردن چه حسی داره؟

322
00:21:05,097 --> 00:21:07,098
‫هیچکس مفتکی زندگی نمی‌کنه، سکستون

323
00:21:07,099 --> 00:21:08,267
‫علی‌الخصوص من

324
00:21:09,017 --> 00:21:14,648
‫من ۲۰ پوند و ۲ پنی دارم.
‫به نظرت با این راهمون میدن؟

325
00:21:15,482 --> 00:21:17,650
‫تو رو آره. من که نمیام

326
00:21:17,651 --> 00:21:21,321
‫چرا خب؟
‫ترسیدی نکنه سیلوی سر راهت سبز بشه؟

327
00:21:23,282 --> 00:21:25,450
‫- سیلوی؟
‫- دوست‌دختر سابقت دیگه

328
00:21:27,119 --> 00:21:28,954
‫تو از کجا می‌دونی اسمش سیلویـه؟

329
00:21:29,538 --> 00:21:31,414
‫چون من همه رو می‌شناسم

330
00:21:31,415 --> 00:21:33,375
‫شغلمـه دیگه، یادت که نرفته؟

331
00:21:34,376 --> 00:21:36,753
‫فقط نمی‌فهمم چرا باهام نمیای بریم تو

332
00:21:37,963 --> 00:21:41,383
‫چون من اهل اینجور جاها نیستم

333
00:21:43,468 --> 00:21:45,804
‫- با این جماعت دم‌خور نمیشم
‫- سکستون!

334
00:21:47,889 --> 00:21:49,308
‫اینجا چیکار می‌کنی؟

335
00:21:49,808 --> 00:21:52,268
‫خیال می‌کردم با آمیلیا خلوت کردید

336
00:21:52,269 --> 00:21:54,354
‫جروبحث‌مون شد. بهت که پیام دادم

337
00:21:54,938 --> 00:21:57,607
‫- گوشیم خاموش شد
‫- بحث‌تون سرِ چی بود؟

338
00:21:59,276 --> 00:22:01,611
‫ببخشید، شما با سکستونی؟

339
00:22:02,612 --> 00:22:03,655
‫- آره
‫- نه

340
00:22:05,949 --> 00:22:07,409
‫- من، آم...
‫- دی‌دی

341
00:22:08,827 --> 00:22:13,206
‫بیلی، ایشون دی‌دیـه.
‫دی‌دی، ایشون هم‌خونه‌ام، بیلیـه.

342
00:22:13,832 --> 00:22:17,376
‫خوشبختم. چطوری با هم آشنا شدید حالا؟

343
00:22:17,377 --> 00:22:19,086
‫نیشِت رو ببند. قضیه فرق داره

344
00:22:19,087 --> 00:22:22,089
‫- توی یه زباله‌دونی پیداش کردم
‫- پاتوقش همین‌جور جاهاست

345
00:22:22,090 --> 00:22:24,383
‫بحث‌تون با آمیلیا سرِ چی بود؟

346
00:22:24,384 --> 00:22:27,512
‫سکس. دوست‌دخترم علناً
‫بهم انگِ اعتیاد به سکس زد

347
00:22:28,096 --> 00:22:29,348
‫- راست میگه؟
‫- چی؟

348
00:22:29,890 --> 00:22:33,142
‫میگه فقط می‌خوام
‫شبانه‌روزی باهاش خلوت کنم و

349
00:22:33,143 --> 00:22:35,436
‫حوصله‌ی دوست‌موست‌هاش رو ندارم

350
00:22:35,437 --> 00:22:37,481
‫همشون داخل منتظرمن

351
00:22:37,981 --> 00:22:40,274
‫خیلی ذوق می‌کنه ببینه اومدی

352
00:22:40,275 --> 00:22:42,402
‫- حتی ممکنه من رو ببخشه
‫- من نمی‌مونم

353
00:22:44,321 --> 00:22:46,030
‫ترسیده نکنه سیلوی رو ببینه

354
00:22:46,031 --> 00:22:47,698
جونش رو میده، بلکه سیلوی رو ببینه

355
00:22:47,699 --> 00:22:49,326
‫نخیر!

356
00:22:54,581 --> 00:22:55,665
‫مگه اینجاست؟

357
00:22:56,792 --> 00:22:58,960
‫بریم ببینیم هست یا نیست

358
00:23:00,170 --> 00:23:02,671
‫تازه، نگهبان دم در آشنای آمیلیاست،
‫مجانی میریم تو

359
00:23:02,672 --> 00:23:04,966
‫مجانی؟ شنیدی؟

360
00:23:06,093 --> 00:23:08,594
‫بیا دیگه، سکستون. امروز روزِ شانس منـه و

361
00:23:08,595 --> 00:23:09,888
خودت

362
00:23:50,971 --> 00:23:53,473
‫سلام، من اومدم

363
00:23:54,057 --> 00:23:55,266
‫ببین کی رو آوردم

364
00:23:55,267 --> 00:23:57,602
‫- سکستون، اومدی که!
‫- سلام

365
00:23:58,270 --> 00:23:59,228
‫سلام

366
00:23:59,229 --> 00:24:00,855
‫دیدی؟ چه قشنگـه؟

367
00:24:00,856 --> 00:24:02,899
‫دسته‌جمعی یه شب اومدیم بیرون

368
00:24:03,567 --> 00:24:05,610
‫ایشون دی‌دیـه، دوستِ سکستون

369
00:24:06,194 --> 00:24:08,696
‫ایشون آمیلیاست و ایشون هم جکیـه

370
00:24:08,697 --> 00:24:11,283
بزنم به تخته، جفتتون می‌درخشید

371
00:24:11,992 --> 00:24:13,576
‫عجب دستکش‌های خوشگلی

372
00:24:13,577 --> 00:24:15,370
‫ممنون. کلاسیک‌ان

373
00:24:16,163 --> 00:24:19,124
‫سکستون، تو هم کلکسیون چیزمیزهای
‫کلاسیک داشتی دیگه، نه؟

374
00:24:20,167 --> 00:24:22,501
‫واقعاً؟ چی‌ها داری؟

375
00:24:22,502 --> 00:24:24,336
‫جلد کاغذی، ماشین تحریر

376
00:24:24,337 --> 00:24:25,921
‫- اسباب‌بازی
‫- اسباب‌بازی؟

377
00:24:25,922 --> 00:24:28,424
‫اسباب‌بازی موشک و ماشین مسابقه

378
00:24:28,425 --> 00:24:30,677
‫کلکسیون اسباب‌بازی‌هام خیلی کوچیکـه

379
00:24:31,261 --> 00:24:32,387
‫چه حیف

380
00:24:34,473 --> 00:24:36,765
‫آره، بریم مشروب بزنیم

381
00:24:36,766 --> 00:24:38,310
‫دور اول با من

382
00:24:38,894 --> 00:24:41,688
‫- من هم باهات میام
‫- نه، تو بمون. من میرم

383
00:25:01,416 --> 00:25:03,043
‫انگار سکستون حال‌وروز خوشی نداره

384
00:25:04,586 --> 00:25:06,212
‫واقعاً هم حال‌وروز خوشی نداره

385
00:25:06,213 --> 00:25:08,673
‫حتی نمی‌تونم این وضعش رو
‫بندازم گردنِ سیلوی

386
00:25:09,341 --> 00:25:12,928
‫الان سکستون بدجور از دنیا سیره و
‫همه چی رو تیره‌وتار می‌بینه

387
00:25:13,553 --> 00:25:16,639
‫که با توجه به وضع و روزِ الان دنیا،
‫چندان هم بی‌مورد نیست

388
00:25:16,640 --> 00:25:18,308
‫امثال سکستون تو دنیا کم نیست

389
00:25:20,185 --> 00:25:21,353
‫ولی تو اینطوری نیستی

390
00:25:23,772 --> 00:25:24,981
‫خب، بودم

391
00:25:27,025 --> 00:25:28,276
‫اما بعدش آمیلیا اومد تو زندگیم

392
00:25:30,028 --> 00:25:31,987
‫منظورم این نیست که اون
‫راه‌حل تموم بدبختی‌ها و مشکلاتـه

393
00:25:31,988 --> 00:25:33,239
‫اون هم یکیـه، عینِ بقیه

394
00:25:33,240 --> 00:25:34,241
‫اما...

395
00:25:35,867 --> 00:25:37,910
‫هر از گاهی یه نفر میاد تو زندگیت و

396
00:25:37,911 --> 00:25:40,455
‫می‌تونه حالت رو
‫از این رو به اون رو بکنه، می‌فهمی؟

397
00:25:44,668 --> 00:25:46,378
‫به نظرم آدم‌ها شگفت‌انگیزن

398
00:25:48,213 --> 00:25:49,673
‫واقعاً بی‌نظیرن

399
00:25:52,842 --> 00:25:56,470
‫- دنبالِ کسی می‌گردی؟
‫- سیلوی هم اومده؟

400
00:25:56,471 --> 00:25:57,513
‫کجاست؟

401
00:25:57,514 --> 00:25:59,975
‫- نه، سؤال پرسیدم. ببخشید
‫- آهان

402
00:26:01,768 --> 00:26:02,726
‫سیلوی کیه؟

403
00:26:02,727 --> 00:26:04,271
‫- دوست‌دختر سابقِ سکستون
‫- دوستمـه

404
00:26:06,189 --> 00:26:08,566
‫خب دوست موندن با عشقِ قدیمیت

405
00:26:08,567 --> 00:26:10,193
‫خیلی چیزها رو راجع به جفت‌تون میگه

406
00:26:10,860 --> 00:26:13,028
‫بعید می‌دونم اونم منو دوستِ خودش بدونه

407
00:26:13,029 --> 00:26:15,490
‫چرا؟ تو باهاش کات کردی؟

408
00:26:16,616 --> 00:26:17,617
‫نه

409
00:26:18,994 --> 00:26:21,913
‫آهان... ببخشید

410
00:26:23,790 --> 00:26:26,834
‫من میرم کمک بدم نوشیدنی‌ها رو ردیف کنیم

411
00:26:26,835 --> 00:26:29,004
میایم پیشتون

412
00:26:33,174 --> 00:26:35,176
‫خوشحالم که اومدی

413
00:26:37,470 --> 00:26:40,557
‫بابت اون قضیه هم معذرت می‌خوام.
‫بیلی حق نداشت بیرونت کنه

414
00:26:41,433 --> 00:26:44,769
‫اتفاقاً حق داشت.
‫می‌خواست با تو خلوت کنه

415
00:26:46,605 --> 00:26:49,398
‫آره. تنها چیزی که می‌خواد سکسـه

416
00:26:49,399 --> 00:26:51,775
‫آمیلیا، من بیلی رو از
‫دوران دانشگاه می‌شناسم

417
00:26:51,776 --> 00:26:55,238
‫تا قبل از تو، هیچ‌وقت دنبال سکس نبود

418
00:26:56,615 --> 00:26:59,450
‫- خودش گفته این حرفا رو بهم بگی؟
‫- اگه بفهمه که فاتحه‌م خونده‌ست

419
00:26:59,451 --> 00:27:00,619
‫بهش نگی‌ها!

420
00:27:07,375 --> 00:27:10,086
‫برات جین و تونیک گرفتم.
‫امیدوارم دوست داشته باشی

421
00:27:12,631 --> 00:27:15,466
‫- فکر کردم قهریم
‫- نه. سکستون ردیفش کرد

422
00:27:18,511 --> 00:27:21,429
‫- نوشیدنی‌ها چقدر میشه؟
‫- مهمونِ من هستین

423
00:27:28,938 --> 00:27:30,565
‫خیلی لطف داری

424
00:27:31,149 --> 00:27:32,651
‫رفیق‌های سکستون،
‫عین رفیق‌های خودمن

425
00:27:33,234 --> 00:27:34,234
‫سلام تئو

426
00:27:34,235 --> 00:27:35,487
‫سکستون

427
00:27:36,613 --> 00:27:40,408
‫- اسمِ شما چیه؟
‫- ایشون دوستمـه... دی‌دی

428
00:27:41,534 --> 00:27:45,412
‫تئو... مدیرِ اینجا بودی دیگه؟
432
00:27:45,413 --> 00:27:48,وو کلوب، مروج کلوب، و میزبانِ امشبِ شما

429
00:27:50,293 --> 00:27:52,212
‫تئو دوستِ سیلویـه

430
00:27:53,463 --> 00:27:55,507
‫گرفتم. مرسی تئو

431
00:27:56,007 --> 00:27:57,424
‫آره، مرسی تئو

432
00:27:57,425 --> 00:27:58,510
‫مرسی

433
00:28:00,387 --> 00:28:01,221
‫سکستون

434
00:28:02,681 --> 00:28:05,849
‫چند وقته با دی‌دی دوستی؟

435
00:28:05,850 --> 00:28:07,852
‫همین چند ساعت پیش باهاش آشنا شدم

436
00:28:08,603 --> 00:28:11,898
‫دختری که همین چند ساعت پیش دیدی رو
‫آوردی کلوب؟

437
00:28:13,149 --> 00:28:15,151
‫این کارها از تو بعیده، سکستون

438
00:28:15,735 --> 00:28:17,362
‫تئو، تو اصلاً منو نمی‌شناسی

439
00:28:18,154 --> 00:28:20,657
‫دقیقاً همون چیزی که سیلوی بهم گفت

440
00:28:21,366 --> 00:28:25,244
‫البته چیزِ بدی نگفت. نگران نباش.
‫فقط گفت اون اهل خوش‌گذرونیه و تو نه

441
00:28:25,245 --> 00:28:26,830
‫نه اون خوش‌گذرونی‌ای که تو اهلشی

442
00:28:27,747 --> 00:28:29,081
‫من اهل اون کثافت‌کاریا نیستم

443
00:28:29,082 --> 00:28:30,250
‫جدی؟

444
00:28:31,793 --> 00:28:35,922
‫پس فقط بقیه رو ترغیب می‌کنی
‫و این‌جوری سود می‌کنی

445
00:28:36,673 --> 00:28:42,469
‫سیلوی خوشحال میشه بشنوه
‫تو رابطه‌ای

446
00:28:42,470 --> 00:28:45,889
‫آم، نه. نه... نه.
‫من و دی‌دی باهم نیستیم

447
00:28:45,890 --> 00:28:47,224
‫خب اگه این‌جوریه...

448
00:28:47,225 --> 00:28:48,726
‫دوست‌دخترت چی؟

449
00:28:48,727 --> 00:28:50,061
‫ناتالی چی؟

450
00:28:51,646 --> 00:28:55,108
‫- شما دوتا که هنوز...
‫- آره. ولی ناتالی کارِ خودشو می‌کنه

451
00:28:56,651 --> 00:28:57,694
‫منم کارِ خودمو

452
00:28:59,612 --> 00:29:01,531
‫شاید به خاطر همینه که هنوز باهمیم

453
00:29:05,000 --> 00:29:12,000


454
00:29:16,087 --> 00:29:19,007
‫عاشقِ اینجام. دمت گرم

455
00:29:27,182 --> 00:29:28,474
‫روبراهی؟

456
00:29:28,475 --> 00:29:29,559
‫ببخشید، آم...

457
00:29:31,102 --> 00:29:32,854
‫گردنبند اَنخ‌ـت چشمم رو گرفته

458
00:29:35,190 --> 00:29:36,733
‫مربوط به مصر باستانه، درسته؟

459
00:29:38,485 --> 00:29:39,736
‫نمادِ مرگـه

460
00:29:41,321 --> 00:29:42,697
‫در واقع، برعکس

461
00:29:43,406 --> 00:29:45,074
‫- نمادِ جاودانگیه
‫- آهان

462
00:29:46,034 --> 00:29:48,452
‫چون فرعون‌ها همه‌شون می‌خواستن
‫جاودانه باشن، درسته؟

463
00:29:48,453 --> 00:29:52,081
‫بعضی‌هاشون آره. بقیه‌ عاقل‌تر بودن

464
00:29:52,582 --> 00:29:55,168
‫جاودانگی اونقدرا هم چیزِ خوبی نیست

465
00:29:55,668 --> 00:29:56,920
‫باهات موافق نیستم

466
00:29:59,005 --> 00:30:01,758
‫اگه بدونی جاودانه‌ای،
‫هیچی جلودارت نیست

467
00:30:03,510 --> 00:30:05,428
‫دیگه از چیزی نمی‌ترسی

468
00:30:07,138 --> 00:30:08,139
‫از هیچ‌کس

469
00:30:11,976 --> 00:30:14,395
‫ولی برای این چیزها
‫لزوماً نباید جاودانه باشی، درست میگم؟

470
00:30:18,399 --> 00:30:20,984
‫سکستون بهت گفته بود اینجا
‫قبلاً مرکز خرید بوده؟

471
00:30:20,985 --> 00:30:22,611
‫- کلوب؟
‫- آره

472
00:30:22,612 --> 00:30:26,573
‫روتختی. مبلمان باغی. اسباب‌بازی فروشی

473
00:30:26,574 --> 00:30:28,575
‫همه‌شون هنوز طبقه بالان

474
00:30:28,576 --> 00:30:30,577
‫بالا برای دورهمی‌های خصوصی‌مونه

475
00:30:30,578 --> 00:30:32,704
‫اگه بخوای می‌تونم نشونت بدم

476
00:30:32,705 --> 00:30:35,124
‫آره. باشه واسه بعد

477
00:30:39,712 --> 00:30:40,839
‫می‌خوای برقصی؟

478
00:30:42,841 --> 00:30:46,301
‫دلم می‌خواد ولی... من با سکستون اومدم پس...

479
00:30:46,302 --> 00:30:48,304
‫سکستون اهل رقصیدن نیست

480
00:30:49,848 --> 00:30:51,474
‫حداقل سیلوی که این‌جوری میگه

481
00:30:54,018 --> 00:30:55,228
‫بریم وسط؟

482
00:30:58,940 --> 00:31:00,066
‫برو بریم!

483
00:31:05,905 --> 00:31:07,323
‫چه مرگتـه؟

484
00:31:08,074 --> 00:31:09,325
‫دختره ازت خوشش میاد

485
00:31:10,535 --> 00:31:12,412
‫از همه خوشش میاد

486
00:31:13,079 --> 00:31:15,831
‫نمی‌فهمم داره شوخی می‌کنه یا نه

487
00:31:15,832 --> 00:31:17,041
‫ولی بهم گفت...

488
00:31:22,213 --> 00:31:23,840
‫خیال می‌کنه مرگـه

489
00:31:25,800 --> 00:31:26,801
‫چی؟

490
00:31:27,385 --> 00:31:31,556
‫خیال می‌کنه تجسم زنده‌ی مرگه

491
00:31:32,473 --> 00:31:33,892
‫خودش اینو گفت؟

492
00:31:34,893 --> 00:31:38,104
‫تو هم ازش بپرسی، همینو بهت میگه.
‫رودروایسی نداره

493
00:31:40,815 --> 00:31:42,441
‫شاید بپرسم

494
00:31:42,442 --> 00:31:44,702
‫فعلاً یکی باید از دستِ تئو نجاتش بده

495
00:31:44,727 --> 00:31:46,487
‫- بیا باهامون برقص
‫- نه

496
00:31:48,156 --> 00:31:49,908
‫به قول سیلوی من اهل رقصیدن نیستم

497
00:31:51,743 --> 00:31:53,202
‫پس خلافش رو ثابت کن

498
00:32:14,223 --> 00:32:17,435
‫♪ این خودِ خوشبختیه ♪

499
00:32:17,936 --> 00:32:24,442
‫♪ همه‌چیز روبراه میشه ♪

500
00:32:24,943 --> 00:32:27,819
‫♪ همه‌چیز روبراه میشه ♪

501
00:32:27,820 --> 00:32:31,324
‫♪ امشب و تا همیشه ♪

502
00:32:37,580 --> 00:32:39,040
‫پس خیلی اهل مهمونی نیستی؟

503
00:32:40,917 --> 00:32:42,877
‫نه، هیچ‌وقت اهلش نبودم

504
00:32:43,461 --> 00:32:44,587
‫تمرین می‌خواد

505
00:32:49,175 --> 00:32:51,427
‫فکر کنم مشکل از منه

506
00:32:53,096 --> 00:32:56,557
‫ظاهراً هیچ‌کس اینجا حواسش نیست
‫یا براش مهم نیست که

507
00:32:58,059 --> 00:32:59,560
‫دنیا داره به‌پایان می‌رسه

508
00:33:01,187 --> 00:33:03,272
‫یا شاید هم واسه همینه که اینجان

509
00:33:10,613 --> 00:33:13,241
‫باعث میشه بخوام بیخیالِ همه‌چی بشم

510
00:33:15,576 --> 00:33:16,577
‫جدی که نمیگی

511
00:33:19,247 --> 00:33:21,457
‫نه، احتمالاً حق با توئه

512
00:33:25,920 --> 00:33:27,880
‫میشه کمکت کنم از یه زاویه‌ی دیگه
‫به قضیه نگاه کنی؟

513
00:33:28,381 --> 00:33:30,049
‫می‌خوای دلداریم بدی؟

514
00:33:30,633 --> 00:33:32,676
‫به‌هیچ‌وجه. کاملاً برعکس

515
00:33:32,677 --> 00:33:34,429
‫پس گوشم با توئه

516
00:33:35,513 --> 00:33:37,597
‫یه دوستی داشتم که

517
00:33:37,598 --> 00:33:40,267
‫پدر و دوستانِ پدرش

518
00:33:40,268 --> 00:33:43,855
‫بهش تعرض کرده بودن

519
00:33:44,647 --> 00:33:45,940
‫- یا خدا!
‫- آره

520
00:33:47,150 --> 00:33:50,944
‫خانواده‌ش به دروغ می‌گفتن
‫دوستم عاشق شکار و ماهیگیری بوده

521
00:33:50,945 --> 00:33:52,404
‫و برای همینم پدرش آخرهفته‌ها

522
00:33:52,405 --> 00:33:54,698
‫با رفیق‌هاش می‌بردش سفر

523
00:33:54,699 --> 00:33:57,034
‫پدرش وکیلِ متشخصی بود

524
00:33:57,035 --> 00:33:59,037
‫و یکی از دوست‌هاش هم
‫بازرس پلیس بود

525
00:34:00,038 --> 00:34:01,873
‫کسی رو نداشت که دردش رو
‫بهش بگه

526
00:34:03,458 --> 00:34:07,378
‫خلاصه یه روز یکی از چاقوهای شکاریِ پدرش رو
‫برداشت

527
00:34:08,129 --> 00:34:10,006
‫رفت توی دستشویی و در رو قفل کرد

528
00:34:10,798 --> 00:34:12,508
‫و شروع کرد به بُریدن

529
00:34:15,720 --> 00:34:18,056
‫می‌دونم دلخراشه. متأسفم

530
00:34:20,308 --> 00:34:24,020
‫فقط واسه این تعریف کردم که بدونی
‫وقتی توی بیمارستان به‌هوش اومد

531
00:34:24,645 --> 00:34:27,773
‫با اینکه دست‌هاش کامل باندپیچی شده بود

532
00:34:27,774 --> 00:34:32,695
‫و پدرش فقط یه گوشه نشسته بود
‫و می‌ترسید چیزی رو لو بده،

533
00:34:33,696 --> 00:34:35,656
‫هنوز خوشحال بود که زنده‌ست

534
00:34:51,672 --> 00:34:56,426
‫از تئو شنیدم اینجا قبلاً مرکز خرید بوده

535
00:34:56,427 --> 00:34:58,136
‫گفت می‌خواد بالا رو نشون‌مون بده

536
00:34:58,137 --> 00:35:01,849
‫نشون‌مون بده یا به تو نشون بده؟

537
00:35:02,642 --> 00:35:05,102
‫به من. ولی شما هم بیایین

538
00:35:05,103 --> 00:35:07,855
‫یارو دوست‌دختر داره‌ها. اسمش ناتالیـه

539
00:35:08,689 --> 00:35:11,901
‫شما برین. من میرم برقصم

540
00:35:18,866 --> 00:35:20,492
‫بیا دیگه، تئو منتظره

541
00:35:20,493 --> 00:35:22,327
‫تئو آدمِ خوبی نیست

542
00:35:22,827 --> 00:35:25,455
‫وای سکستون، واقعاً فکر
‫کردی توی این دنیا آدم خوب

543
00:35:25,456 --> 00:35:26,998
‫و آدمِ ناجور داریم؟

544
00:35:26,999 --> 00:35:29,292
‫من خبرنگارم.
‫پس با اطمینان میگم که آره

545
00:35:29,293 --> 00:35:31,920
‫- تازه یه حرف‌هایی هم راجع به تئو شنیدم
‫- جدی؟ مثلاً چی؟

546
00:35:31,921 --> 00:35:33,256
‫بریم بالا رو ببینیم؟

547
00:35:36,509 --> 00:35:38,886
‫آره. اشکال نداره سکستون هم بیاد؟

548
00:35:40,304 --> 00:35:42,306
‫نه، چه اشکالی؟!

549
00:35:43,057 --> 00:35:44,600
‫از این‌طرف

550
00:36:03,327 --> 00:36:07,248
‫خب اینجا که شبیه انباره

551
00:36:08,416 --> 00:36:10,959
‫پس دورهمی‌های خصوصیت
‫رو اینجا برگزار می‌کنی؟

552
00:36:10,960 --> 00:36:13,921
‫همین الان وسط یکی از اون مهمونی‌هاییم

553
00:36:15,006 --> 00:36:16,882
‫- آخ!
‫- تئو! پسش بده

554
00:36:16,883 --> 00:36:18,091
‫برو عقب

555
00:36:18,092 --> 00:36:20,552
‫سلاح نیست‌ها! صرفاً یه نماده

556
00:36:20,553 --> 00:36:22,680
‫یه نشانه. نشانِ توئه

557
00:36:24,640 --> 00:36:26,893
‫از الان به بعد،
‫مرگ و زندگیِ آدما دستِ منه

558
00:36:27,977 --> 00:36:29,812
‫روالش این‌جوری نیست، تئو

559
00:36:31,814 --> 00:36:33,274
‫بهتره همین‌جوری باشه

560
00:36:35,401 --> 00:36:38,404
‫تئو! هوی! آهای! تئو!

561
00:36:38,988 --> 00:36:40,823
‫تئو، در رو باز کن! تئو!

562
00:36:41,949 --> 00:36:44,660
‫- کمک!
‫- کسی صدات رو نمی‌شنوه سکستون

563
00:37:05,723 --> 00:37:07,516
‫نکنه به اینم گفتی تو مرگی؟

564
00:37:09,810 --> 00:37:11,187
‫نیازی نبود بگم

565
00:37:14,982 --> 00:37:16,400
‫خودش منو احضار کرد

566
00:37:27,578 --> 00:37:29,580
‫کلِ دنیا عقل‌شون رو از دست دادن؟

567
00:37:40,132 --> 00:37:42,093
‫واقعاً متأسفم، سکستون

568
00:37:43,594 --> 00:37:44,971
‫تقصیرِ تو که نیست

569
00:37:46,097 --> 00:37:47,098
‫چرا هست

570
00:37:47,807 --> 00:37:51,018
‫تو بهم هشدار دادی ولی
‫خودم رو دست بالا گرفتم

571
00:37:51,602 --> 00:37:54,938
‫فکر می‌کردم مهم نیست
‫بلایی سرم بیاد

572
00:37:54,939 --> 00:37:56,691
‫هدفِ امروز همینـه

573
00:37:59,235 --> 00:38:01,445
‫ولی فکر نمی‌کردم به بقیه هم آسیب برسونم

574
00:38:02,029 --> 00:38:03,572
‫تو که به کسی آسیب نزدی

575
00:38:09,120 --> 00:38:13,249
‫هِتی دیوانه چی؟
‫دیگه امیدی به پیدا کردن روحش نیست

576
00:38:14,333 --> 00:38:16,751
‫ولی فکر می‌کردم داری الکی
‫دلش رو خوش می‌کنی

577
00:38:16,752 --> 00:38:18,629
‫نه، معلومه که نه

578
00:38:19,588 --> 00:38:20,840
‫من تنها امیدشم

579
00:38:23,592 --> 00:38:25,678
‫و فقط چند ساعت وقت دارم

580
00:38:26,887 --> 00:38:28,139
‫تا کِی؟

581
00:38:31,559 --> 00:38:34,186
‫تا پایانِ یک روزی که هر صد سال نصیبم میشه

582
00:38:41,610 --> 00:38:42,737
‫ایول! خودشـه!

583
00:38:44,989 --> 00:38:48,616
‫در رو باز نمی‌کنه
‫ولی جمجمه‌ی تئو رو چرا

584
00:38:48,617 --> 00:38:51,078
‫سکستون، بذارش زمین

585
00:38:51,704 --> 00:38:52,705
‫ممکنه بلایی سرش بیاری

586
00:38:54,165 --> 00:38:55,666
‫مطمئنی تو مرگـی؟

587
00:38:57,001 --> 00:38:59,085
‫دلیل نمیشه راه بیفتم
‫آدما رو بکشم

588
00:38:59,086 --> 00:39:00,713
‫نمیشه؟

589
00:39:01,380 --> 00:39:02,465
‫نه

590
00:39:03,674 --> 00:39:05,551
‫آدما اراده و اختیار دارن

591
00:39:06,135 --> 00:39:08,094
‫آدما خودشون انتخاب می‌کنن

592
00:39:08,095 --> 00:39:10,097
‫ولی کسی مرگ رو انتخاب نمی‌کنه

593
00:39:11,849 --> 00:39:12,933
‫نه توی شرایط عادی

594
00:39:13,601 --> 00:39:16,687
‫آدم‌ها قربانیِ جنگ و قحطی...

595
00:39:18,522 --> 00:39:19,689
و بیماری میشن

596
00:39:19,690 --> 00:39:23,319
‫نمی‌خوام بگم زندگی همیشه راحتـه

597
00:39:24,320 --> 00:39:25,279
‫ولی...

598
00:39:26,280 --> 00:39:29,366
‫لحظاتِ خوش هم داره

599
00:39:29,367 --> 00:39:30,534
‫درست میگم؟

600
00:39:31,911 --> 00:39:33,120
‫درسته

601
00:39:38,292 --> 00:39:41,212
‫راستش بعضی وقتا اینقدر همه‌چیز خوبه

602
00:39:42,505 --> 00:39:44,465
‫که یادت میره خیلیا هنوز دارن
‫زجر می‌کشن

603
00:39:46,384 --> 00:39:47,760
‫همیشه‌ی خدا

604
00:39:49,011 --> 00:39:52,013
‫آدمایی که هیچی ندارن و
‫جون می‌کَنن برای زنده موندن خودشون

605
00:39:52,014 --> 00:39:54,183
‫و خانواده‌شون

606
00:39:55,101 --> 00:39:56,434
‫این وضعیت هیچ پایانی نداره

607
00:39:56,435 --> 00:39:59,813
‫هر چی بگم و بنویسم و هر کاری هم بکنم،
‫فرق نداره

608
00:39:59,814 --> 00:40:03,650
‫هر چقدر هم بخوام تغییری ایجاد کنم،
‫نمیشه. نمی‌تونم

609
00:40:03,651 --> 00:40:07,028
‫واسه همین میگم اصلاً به من چه؟

610
00:40:07,029 --> 00:40:10,574
‫میگم اصلاً تهش چی؟

611
00:40:14,537 --> 00:40:19,208
‫همه‌ش باید به خودم یادآوری کنم
‫تو صرفاً یه انسانی

612
00:40:21,502 --> 00:40:24,255
‫واسه همین نمی‌دونی چه حالی داره

613
00:40:25,256 --> 00:40:29,301
‫که نتونی این چیزها رو حس کنی

614
00:40:32,763 --> 00:40:34,932
‫نمی‌دونی اختیار نداشتن یعنی چی

615
00:40:36,934 --> 00:40:38,519
‫تو اختیار نداری؟

616
00:40:40,187 --> 00:40:43,107
‫من و خواهر و برادرهام
‫یه سری وظایف داریم

617
00:40:44,233 --> 00:40:45,693
‫و بهشون عمل می‌کنیم

618
00:40:49,697 --> 00:40:52,700
‫به جز یک روز

619
00:40:54,910 --> 00:40:56,745
‫اونم توی هر صد سال

620
00:40:58,956 --> 00:41:00,541
‫روزی که مرگ میره مرخصی؟

621
00:41:02,376 --> 00:41:04,462
‫و تمام اون روز رو توی انباری حبس میشه

622
00:41:05,004 --> 00:41:10,301
‫خودم مقصرم که اصلاً
‫تصمیم گرفتم برنامه بریزم

623
00:41:11,177 --> 00:41:13,137
‫و انتظار داشتم همه‌چی طبق نقشه‌م پیش بره

624
00:41:14,013 --> 00:41:16,389
‫و همین باعث میشه نتونم

625
00:41:16,390 --> 00:41:20,686
‫از چیزی که اون روز واقعاً پیش میاد،
‫لذت ببرم

626
00:41:23,314 --> 00:41:26,233
‫احتمالاً پیش خودت میگی دیگه باید
‫سرم به سنگ خورده باشه

627
00:41:31,280 --> 00:41:32,281
‫چیه؟

628
00:41:43,083 --> 00:41:44,043
‫تیله

629
00:41:53,302 --> 00:41:56,429
‫وقتی تئو برگرده، پاش
‫میره روی اینا و لیز می‌خوره

630
00:41:56,430 --> 00:41:59,642
‫بعد می‌خوره زمین ولی نمی‌میره
‫و می‌تونیم فرار کنیم

631
00:42:00,935 --> 00:42:03,604
‫با این تیله‌ها می‌خوای جون
‫خودت رو نجات بدی؟ یا منو؟

632
00:42:04,188 --> 00:42:06,565
‫درحالت ایدئال... جون جفت‌مون رو

633
00:42:08,317 --> 00:42:09,944
‫توی یه روز چه چیزها که عوض نمیشه!

634
00:42:12,905 --> 00:42:13,906
‫منظورت چیه؟

635
00:42:15,741 --> 00:42:16,909
‫قرص‌های خوابت رو میگم

636
00:42:17,701 --> 00:42:18,702
‫همونا که توی جیبتـه

637
00:42:19,995 --> 00:42:21,372
‫قضاوتت نمی‌کنم

638
00:42:22,831 --> 00:42:24,833
‫آدما واقعاً اختیار دارن

639
00:42:26,043 --> 00:42:29,338
‫و امروز رو می‌خوای زنده بمونی؟

640
00:42:34,802 --> 00:42:36,678
‫چه غلطی می‌کنی؟

641
00:42:36,679 --> 00:42:38,430
‫می‌خواستی باهاشون منو کله‌پا کنی؟

642
00:42:46,188 --> 00:42:47,272
‫گردنبند من کجاست؟

643
00:42:47,273 --> 00:42:50,567
‫ته رودِ تیمز. به هیچ دردی نمی‌خوره

644
00:42:50,568 --> 00:42:52,318
‫اون‌جوری که تو می‌خواستی نه

645
00:42:52,319 --> 00:42:54,405
‫حالا دیگه مهم نیست

646
00:42:55,322 --> 00:42:56,365
‫چون تو رو دارم

647
00:42:57,491 --> 00:42:59,577
‫- و الان همراهم میای
‫- تئو، اون مرگ نیست

648
00:43:00,452 --> 00:43:02,161
‫بهش گفتم ولی باور نمی‌کنه

649
00:43:02,162 --> 00:43:05,206
‫حتی اگه باشه هم بهش نیاز نداری.
‫تو خودت قدرت کشتن رو داری

650
00:43:05,207 --> 00:43:08,252
‫- دستِ خودته
‫- نمی‌خوام کسی رو برام بکشه

651
00:43:11,547 --> 00:43:13,340
‫می‌خوام یه نفر رو زنده کنه

652
00:43:18,012 --> 00:43:19,388
‫ناتالی

653
00:43:22,558 --> 00:43:23,976
‫حاضری اون رو برام زنده کنی؟

654
00:43:27,021 --> 00:43:28,314
‫- نمی‌تونم
‫- اون...

655
00:43:29,023 --> 00:43:30,940
‫مرگش تقصیرِ من بود

656
00:43:30,941 --> 00:43:33,527
‫نه، این‌جوری نبود

657
00:43:35,654 --> 00:43:37,990
‫ناتالی یه شب زیاده‌روی کرد

658
00:43:39,325 --> 00:43:42,494
‫تئو، هر کاری از دستت
‫برمیومد برای نجاتش کردی

659
00:43:43,454 --> 00:43:45,372
‫حتی دست به دامن منم شدی

660
00:43:47,875 --> 00:43:49,877
‫ولی کسی باور نمی‌کنه

661
00:43:52,212 --> 00:43:54,381
‫همه فکر می‌کنن من کُشتمش
‫و حق هم دارن

662
00:43:57,426 --> 00:43:59,762
‫باقی عمرم رو پشت میله‌های زندون
‫می‌گذرونم

663
00:44:04,642 --> 00:44:06,809
‫- مگه اینکه...
‫- تئو

664
00:44:06,810 --> 00:44:09,604
‫- میشه من رو هم مثل اون با خودت ببری؟
‫- نه، تئو، گوش کن...

665
00:44:09,605 --> 00:44:10,980
‫تئو، اسلحه رو بذار زمین

666
00:44:10,981 --> 00:44:12,940
‫دهنت رو ببند سکستون.
‫تو هم فکر می‌کنی من کشتمش

667
00:44:12,941 --> 00:44:14,901
‫نه. به‌خدا نه.
‫تئو، اسلحه رو بذار زمین

668
00:44:14,902 --> 00:44:16,445
‫سکستون، جلو نیا!

669
00:44:24,912 --> 00:44:26,580
‫تئو!

670
00:44:28,916 --> 00:44:30,584
‫سرش ضربه خورده

671
00:44:31,877 --> 00:44:32,920
‫برو کمک بیار

672
00:44:33,629 --> 00:44:34,922
‫آمبولانس خبر کن

673
00:44:41,637 --> 00:44:43,305
‫تو رو خدا برش گردون

674
00:44:45,724 --> 00:44:47,559
‫وقتی بمیرن، دیگه کاری از دست من ساخته نیست

675
00:44:49,770 --> 00:44:51,146
‫الان نوبتِ منه؟

676
00:44:53,023 --> 00:44:54,108
‫امروز نه

677
00:44:56,235 --> 00:44:57,611
‫امروز مرخصی‌ام

678
00:45:09,248 --> 00:45:11,583
‫باشه ممنون. مرسی

679
00:45:13,001 --> 00:45:14,627
‫گفتن حالش خوب میشه

680
00:45:14,628 --> 00:45:17,588
‫ولی ممکنه ضربه مغزی شده
‫باشه پس شب باید تحت نظر باشه

681
00:45:17,589 --> 00:45:20,050
‫اگه خواستی فردا بریم ملاقاتش

682
00:45:21,927 --> 00:45:23,053
‫فردا دیگه نیستم

683
00:45:25,639 --> 00:45:26,640
‫درسته

684
00:45:28,434 --> 00:45:29,977
‫مرگ فقط یه روز مرخصی داره

685
00:45:35,149 --> 00:45:39,111
‫خب، اون‌جوری که می‌خواستم پیش نرفت، ولی...

686
00:45:40,779 --> 00:45:42,698
‫احتمالاً همون روزی بود که بهش نیاز داشتم

687
00:45:48,620 --> 00:45:50,080
‫و اینم نشونه‌ش

688
00:45:50,664 --> 00:45:53,751
‫- چشمت رو گرفته؟
‫- عالیه

689
00:45:54,752 --> 00:45:55,669
‫چنده؟

690
00:45:56,628 --> 00:45:57,628
‫برای شما؟

691
00:45:57,629 --> 00:46:01,049
ای بابا! بده بره. مقاومت بی‌فایده‌ست

692
00:46:03,761 --> 00:46:04,927
‫برای شما؟

693
00:46:04,928 --> 00:46:06,013
‫۳۰ پوند خوبه؟

694
00:46:07,598 --> 00:46:09,308
‫۳۰ پوند

695
00:46:11,602 --> 00:46:12,852
‫واقعاً نقره‌ست؟

696
00:46:12,853 --> 00:46:16,023
‫عزیزم، با ۳۰ پوند شانس بیاری
‫واقعاً فلز باشه!

697
00:46:16,607 --> 00:46:17,691
‫خب این یکی چند؟

698
00:46:20,360 --> 00:46:21,779
‫چقدر داری؟

699
00:46:22,863 --> 00:46:25,949
‫۲۰ پوند و دو پنی

700
00:46:27,951 --> 00:46:30,287
‫۲۰ پوند رو بده. بقیه‌ش مال خودت

701
00:46:31,163 --> 00:46:32,414
‫مرسی

702
00:46:37,127 --> 00:46:39,004
‫امروز خیلی بهم خوش گذشت

703
00:46:41,799 --> 00:46:44,051
‫خوشت اومد که گروگانت
‫گرفتن و اسلحه سمتت گرفتن؟

704
00:46:45,928 --> 00:46:47,054
‫نه

705
00:46:49,139 --> 00:46:51,266
‫ولی اونم بخشی از ماجرا بود...

706
00:46:54,269 --> 00:46:55,813
‫و نمی‌خواستم لحظه‌ای رو از دست بدم

707
00:46:56,855 --> 00:46:58,607
‫حالا که بحثش شد...

708
00:47:01,568 --> 00:47:03,028
‫اینا برای تو

709
00:47:03,904 --> 00:47:05,239
‫فقط همین برام مونده

710
00:47:07,699 --> 00:47:09,325
‫خدا رو چه دیدی، شاید یه روز به دردت خوردن

711
00:47:11,036 --> 00:47:12,454
‫آها. راستی....

712
00:47:16,208 --> 00:47:19,127
‫این برای هتی دیوانه‌ست

713
00:47:30,639 --> 00:47:31,640
‫ممنون

714
00:47:36,687 --> 00:47:38,063
‫روز خوبی بود

715
00:48:07,926 --> 00:48:09,636
‫فقط خیلی زود می‌گذره

716
00:48:13,390 --> 00:48:15,517
‫نمی‌خوای حتی یه ثانیه هم از دستت بره

717
00:48:19,062 --> 00:48:21,440
‫حاضری واسه یه لحظه بیشتر هر کاری بکنی

718
00:48:33,493 --> 00:48:34,745
‫لطفاً

719
00:48:39,833 --> 00:48:41,168
‫دی‌دی!

720
00:48:52,095 --> 00:48:53,180
‫دی‌دی!

721
00:48:54,681 --> 00:48:55,682
‫دی‌دی!

722
00:48:59,353 --> 00:49:01,521
‫مُرده عزیزم. دیگه رفته

723
00:49:05,943 --> 00:49:07,736
‫نمی‌تونی برش گردونی

724
00:49:14,201 --> 00:49:15,994
‫دو پنی رو بهت داد؟

725
00:49:25,295 --> 00:49:26,380
‫بده ببینم

726
00:49:31,009 --> 00:49:32,427
‫این بهای زندگیه

727
00:49:43,063 --> 00:49:44,272
‫طفلکی

728
00:49:44,982 --> 00:49:47,567
‫هر صد سال فقط یه روز نصیبش میشه

729
00:49:48,944 --> 00:49:50,612
‫هیچ‌وقت هم آسون‌تر نمیشه

730
00:49:53,365 --> 00:49:56,994
‫قبل از مُردنش، چیزی بهت نداد؟

731
00:49:57,911 --> 00:49:59,579
‫آم...

732
00:50:09,006 --> 00:50:10,882
‫خودشـه!

733
00:50:14,094 --> 00:50:15,554
‫می‌دونستم پیداش می‌کنه

734
00:50:22,144 --> 00:50:23,145
‫روحـم

735
00:50:25,939 --> 00:50:27,524
‫این کوردلیا بود

736
00:50:28,108 --> 00:50:29,317
‫دخترم

737
00:50:30,610 --> 00:50:32,821
‫البته اون موقع اسمم هتیِ دیوانه نبود

738
00:50:33,655 --> 00:50:35,198
‫اسمم هنریتا بود

739
00:50:35,741 --> 00:50:37,451
‫خونه‌ی قشنگی داشتم

740
00:50:38,827 --> 00:50:40,454
‫ولی دیگه سال‌ها از اون زمان می‌گذره

741
00:50:42,080 --> 00:50:43,206
‫همه‌چی تموم شده

742
00:50:46,668 --> 00:50:49,046
‫گمونم وقتشه دوباره قایمت کنم

743
00:50:53,133 --> 00:50:54,300
‫اگه هنوز اینجا بود

744
00:50:54,301 --> 00:50:57,888
‫ازش می‌پرسیدم که کجا قایمش کنم
‫که به ذهنِ هیچ‌کس نرسه

745
00:51:01,308 --> 00:51:03,560
‫ولی بهش وقت بده، شاخ شمشاد

746
00:51:07,689 --> 00:51:10,484
‫صد سالِ دیگه دوباره برمی‌گرده

747
00:51:23,872 --> 00:51:28,335
‫چند دقیقه بعد اورژانس اومد
‫و با خودشون بُردنش

748
00:51:32,089 --> 00:51:35,592
‫فکر می‌کردن سکته‌ی قلبی باشه اما...

749
00:51:37,719 --> 00:51:39,471
‫اگه واقعاً خودِ مرگ بوده باشه چی؟

750
00:51:45,018 --> 00:51:48,980
‫قشنگ‌تر نبود اگه مرگ فقط یه «شخص» بود؟

751
00:51:49,481 --> 00:51:51,983
‫نه صرفاً درد و پوچی؟

752
00:51:53,819 --> 00:51:55,736
‫یه آدم مهربون،

753
00:51:55,737 --> 00:51:59,199
‫که واقعاً آدم‌ها رو دوست داره

754
00:52:00,492 --> 00:52:03,537
‫و مهربون و بامزه باشه

755
00:52:07,332 --> 00:52:08,500
‫نمی‌دونم کیه

756
00:52:29,354 --> 00:52:30,229
‫سلام

757
00:52:30,230 --> 00:52:33,190
‫گفتیم حالا که بیرونیم، یه سر بزنیم

758
00:52:33,191 --> 00:52:35,694
‫- حالِ سکستون خوبه؟
‫- از خودش بپرسین

759
00:52:36,945 --> 00:52:38,362
‫آم، نگرانت بودیم

760
00:52:38,363 --> 00:52:41,491
‫و بیلی هم گفت دیشب خونه نرفتی

761
00:52:42,200 --> 00:52:46,037
‫فقط می‌خواستم مطمئن بشم بعد از حرف‌هامون
‫حالت خوب باشه

762
00:52:47,038 --> 00:52:49,373
‫آره. ببخشید که فرصت نشد...

763
00:52:49,374 --> 00:52:51,667
‫نه، نه، نه. ردیفه

764
00:52:51,668 --> 00:52:53,587
‫خیلی شلوغ بود

765
00:52:57,549 --> 00:53:01,094
‫خب مطمئنم الان سرت شلوغه

766
00:53:02,053 --> 00:53:03,471
‫نه، من...

767
00:53:07,350 --> 00:53:09,269
‫چایی می‌خوری؟

768
00:53:10,645 --> 00:53:12,898
‫آره. آره، اگه وقت داشته باشی

769
00:53:24,534 --> 00:53:25,660
‫شیر و شکر؟

770
00:53:26,244 --> 00:53:27,370
‫سه قاشق شکر

771
00:53:33,084 --> 00:53:34,294
‫خب تموم شد؟

772
00:53:41,801 --> 00:53:42,802
‫آره

773
00:53:43,845 --> 00:53:45,013
‫چطور بود؟

774
00:53:52,562 --> 00:53:53,772
‫فوق‌العاده

775
00:53:54,606 --> 00:53:56,358
‫پُر از آدم

776
00:53:58,360 --> 00:54:01,404
‫فرصت داشتم نفس بکشم، غذا بخورم و برقصم

777
00:54:03,990 --> 00:54:06,451
‫فقط کاش این‌جوری تموم نمی‌شد

778
00:54:07,744 --> 00:54:09,204
‫همیشه بالاخره تموم میشه

779
00:54:09,704 --> 00:54:11,289
‫ارزشش به همینـه

780
00:54:12,666 --> 00:54:16,127
‫همین که فرصت یه روز
‫زندگی رو داشته باشی، غنیمته

781
00:54:17,963 --> 00:54:21,466
‫و واقعاً فقط یه راه برای
تموم شدن زندگی وجود داره

782
00:54:23,718 --> 00:54:25,011
‫گمونم همین‌طوره

783
00:54:27,681 --> 00:54:29,099
‫ارزشش رو داشت؟

784
00:54:33,561 --> 00:54:35,647
‫دلم می‌خواست تا ابد ادامه داشته باشه

785
00:54:41,319 --> 00:54:42,570
‫دستم رو بگیر

786
00:54:42,894 --> 00:55:02,894
جديدترين اخبار فيلم و سريال در کانال تلگرام و پیج اینستاگرام :
.:: @MiraMovie1 ::.
.:: @myZedMovie ::.

