﻿1
00:00:06,000 --> 00:00:17,000
<b><font color="#00abfd"> دانلود فیلم و سریال با زیرنویس چسبیده 
  ..:: MiraMovie.Top ::..</font></b>
  <b><font color="#FFC947"> ..:: MyZed.Top ::..</font></b>

2
00:00:17,024 --> 00:00:24,024
  جديدترين اخبار فيلم و سريال در کانال تلگرام و پیج اینستاگرام :
  .:: @MiraMovie1 ::.
  .:: @myZedMovie ::.

3
00:00:25,000 --> 00:00:28,000
  جديدترين اخبار فيلم و سريال در کانال تلگرام و پیج اینستاگرام :
  .:: @MiraMovie1 ::.
  .:: @myZedMovie ::.

4
00:00:38,629 --> 00:00:39,819
‫عذر می‌خوام.

5
00:00:44,149 --> 00:00:48,749
‫بانو، باید برم جایی.
‫کار برام پیش اومده.

6
00:00:48,989 --> 00:00:52,109
‫- قرار شد من رو با خودت ببری.
‫- نمی‌شه.

7
00:00:52,349 --> 00:00:54,940
‫- قول دادی.
‫- دَرِ دهن مردم رو نمی‌شه بست.

8
00:00:54,965 --> 00:00:57,334
‫درست نیست ببرمت کاخ سلطنتی.

9
00:00:57,789 --> 00:01:01,389
‫مردم پاریس عاشق اینـن که غیبت کنن.

10
00:01:01,414 --> 00:01:04,007
‫مخصوصاً توی شرایط فعلی.

11
00:01:04,960 --> 00:01:07,824
‫لطفاً ناراحت نباش.

12
00:01:08,669 --> 00:01:13,869
‫فکر کن چقدر دوستت دارم که
‫این چیزها رو تحمل می‌کنم.

13
00:01:49,735 --> 00:01:52,449
‫{\an8}[ اغـوا ]

14
00:02:25,309 --> 00:02:27,190
‫دلم برات تنگ شده بود.

15
00:02:33,589 --> 00:02:37,909
‫نه بریساک و نه سوبیز
‫از عمق فاجعه خبر ندارن!

16
00:02:38,149 --> 00:02:41,509
‫می‌دونم چطوری بریتانیایی‌ها رو
‫توی خاک آمریکا شکست بدم.

17
00:02:41,749 --> 00:02:43,709
‫برنامه‌ش رو چیدم.

18
00:02:43,949 --> 00:02:48,389
‫البته فرمانده‌هامون دوست دارن
‫درگیر بگومگوهای دربار بشن.

19
00:02:48,629 --> 00:02:50,709
‫جواب نامه‌تون رو داد.

20
00:03:34,876 --> 00:03:37,339
‫می‌دونم ناامیدتون کردم، خانم.

21
00:03:40,426 --> 00:03:43,149
‫بزرگ‌ترین ناراحتی‌م
‫اینـه که ازم متنفر شدین

22
00:03:44,363 --> 00:03:46,077
‫درحالی‌که به کمک‌تون نیاز دارم.

23
00:03:46,556 --> 00:03:48,036
‫به کمک من؟

24
00:03:51,698 --> 00:03:53,538
‫اون‌وقت چرا باید کمکت کنم؟

25
00:03:55,310 --> 00:03:57,512
‫آبروی من رو جلوی ژرکور بردی.

26
00:03:57,571 --> 00:04:00,691
‫- جلوی مردم پاریس سکه‌ی یه پول شدم.
‫- ولی باز اومدین دیدنم.

27
00:04:00,744 --> 00:04:02,879
‫چون با نامه‌هات دیوونه‌م کردی.

28
00:04:03,996 --> 00:04:08,036
‫بهتون قول می‌دم، خانم.

29
00:04:08,276 --> 00:04:11,876
‫تا ورق ماجرا رو برنگردونم،
‫حتی یه روز آروم نمی‌گیرم.

30
00:04:15,876 --> 00:04:21,396
‫حالا که پاریس ما رو پس می‌زنه،
‫ما می‌آریمش به خونه‌مون.

31
00:04:24,467 --> 00:04:26,184
‫می‌خوام یه جشن برگزار کنم.

32
00:04:31,821 --> 00:04:35,758
‫- چه ایده‌ی قشنگی.
‫- هم اسم‌ورسم دارم و هم یه کاخ.

33
00:04:36,944 --> 00:04:39,232
‫ولی چیزی از جامعه نمی‌دونم.

34
00:04:40,178 --> 00:04:43,471
‫کمک کنین با طبقه‌ی اشرافی آشنا بشم
‫و احترام‌شون رو به دست بیارم.

35
00:04:44,906 --> 00:04:49,316
‫این بار کاری می‌کنم که
‫در نظر همه بدرخشین.

36
00:04:56,556 --> 00:05:01,716
‫ولی یه نکته‌ی مهم رو فراموش کردی.

37
00:05:02,618 --> 00:05:03,807
‫همسرت.

38
00:05:09,000 --> 00:05:11,160
‫شما به ژرکور
‫و خاندان اشرافی رسیدگی کنین.

39
00:05:13,710 --> 00:05:15,588
‫همسرم رو بسپرین به خودم.

40
00:05:30,632 --> 00:05:35,276
‫اگه یه جشن به افتخار سربازهامون
‫توی خاک آمریکا بگیریم چطور؟

41
00:05:35,773 --> 00:05:38,102
‫براشون بودجه جمع‌آوری کنیم.

42
00:05:38,998 --> 00:05:43,068
‫می‌تونیم توی صومعه‌ی
‫قدیمی‌ت ۱۰۰نفر رو دعوت کنیم.

43
00:05:43,318 --> 00:05:46,718
‫اونجا رو به یه سالن
‫رقص مجلل تبدیل می‌کنیم.

44
00:05:50,179 --> 00:05:51,956
‫خواهش می‌کنم، عزیزم.

45
00:05:53,279 --> 00:05:55,196
‫از بی‌حوصلگی دیوونه شدم.

46
00:05:59,771 --> 00:06:03,771
‫خیلی خوبـه که دوست داری
‫دستِ پیش بگیری.

47
00:06:03,815 --> 00:06:07,495
‫و بااین‌که ایده‌ی
‫خیلی خوبی ارائه دادی

48
00:06:07,716 --> 00:06:10,196
‫ولی به‌لحاظ فنی پُر از ایراده.

49
00:06:10,436 --> 00:06:14,716
‫جشن با موضوع جنگ بی‌فایده‌ست.
‫فرانسه سرباز می‌خواد، نه مهمونی.

50
00:06:15,041 --> 00:06:16,731
‫دیوونگیِ محضـه که بخوایم بابتش

51
00:06:16,756 --> 00:06:20,699
‫۱۰۰نفر از خاندان اشرافی رو
‫به رقص و صرف نوشیدنی دعوت کنیم.

52
00:06:22,512 --> 00:06:27,232
‫شاید از روی سادگی‌م باشه، عزیزم،
‫ولی نیت من از این دورهمی خیره.

53
00:06:27,411 --> 00:06:29,611
‫می‌خوام توی چشم مردم پاریس

54
00:06:29,636 --> 00:06:32,876
‫تو رو به‌عنوان یه قهرمان
‫شکست‌ناپذیر جنگی نشون بدم.

55
00:06:33,478 --> 00:06:35,624
‫البته همه‌ش ظاهرسازیـه، ولی...

56
00:06:38,182 --> 00:06:40,436
‫توی شرایط فعلی ضروریـه.

57
00:06:45,779 --> 00:06:50,540
‫بسیار خوب.
‫پس بیا بزرگ فکر کنیم، عزیزم.

58
00:06:51,556 --> 00:06:53,836
‫آقا و خانم کورتیلیِر.

59
00:06:54,076 --> 00:06:57,316
‫وی‌کُنت پرساله و خانم پاکو دو فوشه.

60
00:06:57,841 --> 00:07:00,001
‫پنلوپ مِزون‌کورون.

61
00:07:06,196 --> 00:07:07,596
‫کُنت ژرکور.

62
00:07:18,818 --> 00:07:21,298
‫{\an8}[ خرسندیـم که شما را به میهمانی‌مان دعوت کنیم ]

63
00:07:21,323 --> 00:07:23,173
‫{\an8}[ با هدف حمایت از دلاورمردان‌مان در فرانسه‌ی جدید ]

64
00:07:34,327 --> 00:07:37,090
‫خاله‌ی عزیز، شنیدم
‫مراسم رقص در پیش داری.

65
00:07:37,762 --> 00:07:40,042
‫خدا رو شکر که دوباره
‫با هم دوست شدین.

66
00:07:41,875 --> 00:07:44,282
‫- زیاد می‌بینیش؟
‫- بس کن، سباستین.

67
00:07:44,974 --> 00:07:46,633
‫هنوز همون‌طور خوشگلـه؟

68
00:07:47,846 --> 00:07:49,358
‫از من چیزی نمی‌گه؟

69
00:07:50,069 --> 00:07:51,932
‫داری خسته‌م می‌کنی، عزیزم.

70
00:07:52,596 --> 00:07:57,316
‫عشق من بهش خالصانه‌ست،
‫ولی تو فقط به فکر سودی.

71
00:07:58,596 --> 00:08:02,116
‫راستی دعوت‌نامه واسه من نیومد.
‫دست توئـه؟

72
00:08:02,517 --> 00:08:05,037
‫- تو دعوت نشدی.
‫- یعنی چی؟

73
00:08:05,458 --> 00:08:08,138
‫یادت رفته توی مراسم
‫ژرکور چی‌کار کردی؟

74
00:08:10,291 --> 00:08:12,131
‫ولی اون مردک رو دعوت کردین، آره؟

75
00:08:12,156 --> 00:08:14,636
‫ژرکور مُهره‌ی اصلی ماجراست.

76
00:08:14,876 --> 00:08:20,356
‫یه‌بار هم که فرصت کُشتنش رو داشتی،
‫پات گیر کرد و افتادی.

77
00:08:21,138 --> 00:08:24,954
‫حالا باید آبروی رفته‌ی خودم
‫و ایزابل عزیزت رو برگردونم.

78
00:08:24,979 --> 00:08:27,539
‫باید هرطورشده دعوتش کنم.

79
00:08:28,140 --> 00:08:29,603
‫برات متأسفـم.

80
00:08:30,786 --> 00:08:35,565
‫خدات رو شکر کن که اشتباهات تو
‫روی ثروت و آبروت تأثیر نمی‌ذاره.

81
00:08:39,699 --> 00:08:41,959
‫اگه حرف دیگه‌ای نداری، به سلامت.

82
00:08:47,316 --> 00:08:50,236
‫خانم رُزموند، دوست عزیزم.

83
00:08:50,691 --> 00:08:52,971
‫ظاهراً ژرکور از نفوذ
‫خودش استفاده کرده

84
00:08:53,072 --> 00:08:55,767
‫و اجازه نداده که میهمان‌ها
‫در مراسم رقص شرکت کنند.

85
00:08:56,616 --> 00:08:59,136
‫همه بدون استثنا دعوتم را رد کردند.

86
00:08:59,161 --> 00:09:01,871
‫نمی‌توانم خدمت برسم.
‫کُنت بارته.

87
00:09:02,217 --> 00:09:06,527
‫ژرکور می‌خواهد
‫با تحقیر ما انتقام بگیرد.

88
00:09:06,765 --> 00:09:11,457
‫متأسفانه نمی‌توانیم شب بیست‌ویکم
‫در مراسم شرکت کنیم. ایمار مونتِسکیو.

89
00:09:12,682 --> 00:09:14,919
‫الان بیشتر از همیشه
‫به کمک‌تان نیاز دارم.

90
00:09:15,716 --> 00:09:19,236
‫اگر همسرم از این آبروریزی بویی ببرد

91
00:09:19,836 --> 00:09:21,430
‫فاجعه خواهد شد.

92
00:09:41,248 --> 00:09:42,649
‫نامه برای خانم مارکیز.

93
00:09:44,137 --> 00:09:45,381
‫ممنون.

94
00:09:55,500 --> 00:09:56,740
‫چی نوشته؟

95
00:09:57,756 --> 00:10:00,830
‫- ازطرف قوم شماست: دوک کوسه.
‫- خب؟

96
00:10:01,556 --> 00:10:03,076
‫{\an8}[ بدون ما ]

97
00:10:07,172 --> 00:10:10,549
‫- می‌گه می‌آد.
‫- خیلی هم عالی.

98
00:10:11,802 --> 00:10:13,708
‫حالا بخون چی نوشته.

99
00:10:27,272 --> 00:10:29,272
‫«خانم مارکیز. پسرعموی عزیزم.»

100
00:10:29,392 --> 00:10:33,876
‫«این دورهمی نشان‌دهنده‌ی وفاداری
‫بی‌حدوحصر شما به کشور است.»

101
00:10:34,249 --> 00:10:37,489
‫«مجدداً بهم یادآوری شد که چقدر
‫به ارتباط خانوادگی‌مان افتخار می‌کنم.»

102
00:10:37,681 --> 00:10:40,641
‫فکر می‌کردم
‫با ازدواج من و تو مخالفـه.

103
00:10:41,483 --> 00:10:44,462
‫وقتی نیت‌مون خیر باشه،
‫چنین فرصتی رو از دست نمی‌ده.

104
00:10:44,836 --> 00:10:48,718
‫به سلامتی پسرعموم
‫و ازدواج بی‌نقص ما.

105
00:10:52,876 --> 00:10:57,756
‫♪ این شراب، شراب نابـه ♪

106
00:10:57,996 --> 00:11:04,636
‫♪ چون با خون برادرهام ریخته شده ♪

107
00:11:06,276 --> 00:11:12,676
‫من حتی فرماندار رو شکست دادم،
‫ولی تو رو فراموش نمی‌کنم.

108
00:11:14,636 --> 00:11:19,876
‫آخرین بار کِی باهات
‫عشق‌بازی کردم، مارکیز عزیزم؟

109
00:11:20,590 --> 00:11:23,716
‫- امروز صبح.
‫- امروز صبح؟

110
00:11:23,956 --> 00:11:26,116
‫ولی انگار یه قرن گذشته.

111
00:11:26,979 --> 00:11:29,556
‫من و تو واسه همدیگه ساخته شدیم.

112
00:11:29,796 --> 00:11:35,516
‫- به خودت بیا، مارکیز.
‫- دارم همین کار رو می‌کنم.

113
00:11:36,236 --> 00:11:38,076
‫صبر کن.

114
00:11:47,276 --> 00:11:48,516
‫الان نشونت می‌دم.

115
00:11:50,036 --> 00:11:51,796
‫نشونت می‌دم.

116
00:11:52,417 --> 00:11:53,756
‫دندون روی جیگر بذار...

117
00:11:58,005 --> 00:12:01,693
‫ایزابل‌کوچولوی من.

118
00:12:02,927 --> 00:12:08,693
‫هرزه‌...
‫الان نشونت می‌دم...

119
00:12:17,544 --> 00:12:18,876
‫می‌خندی؟

120
00:12:21,294 --> 00:12:22,629
‫حالم به هم خورد.

121
00:12:28,156 --> 00:12:29,639
‫زود باش لباست رو بپوش.

122
00:12:40,119 --> 00:12:42,889
‫خاله جان، خوش‌حالـم دوباره می‌بینمت.

123
00:12:43,027 --> 00:12:45,787
‫- به کمکت نیاز دارم، سباستین.
‫- بَدموقع اومدی.

124
00:12:45,870 --> 00:12:49,670
‫داریم می‌ریم عروسی دختر یه قناد
‫تا سکس گروهی راه بندازیم.

125
00:12:52,136 --> 00:12:54,976
‫اگه کمکم کنی،
‫با ایزابل روبه‌روت می‌کنم.

126
00:12:55,001 --> 00:12:56,515
‫واقعاً این کار رو می‌کنی؟

127
00:12:57,289 --> 00:13:00,369
‫کاری می‌کنم ببخشت.

128
00:13:00,441 --> 00:13:04,116
‫می‌خوام خودم برنده‌ی چالش بشم.
‫کمک تو مزه‌ی پیروزی رو ازم می‌گیره.

129
00:13:06,186 --> 00:13:11,546
‫ولی این فرصت خوبیـه که
‫انتقامت رو از ژرکور بگیری.

130
00:13:11,815 --> 00:13:14,575
‫عع... مهمون ویژه‌تون
‫بهتون سخت گرفته؟

131
00:13:14,748 --> 00:13:17,584
‫شرکت توی مراسم مارکیز رو
‫برای همه ممنوع کرده.

132
00:13:18,348 --> 00:13:20,948
‫می‌دونی که نفوذ بالایی داره.

133
00:13:21,302 --> 00:13:23,662
‫و مرحله‌ی دوم دوئل ما هنوز مونده.

134
00:13:25,370 --> 00:13:26,592
‫جلوی مردم پاریس و ایزابل

135
00:13:27,791 --> 00:13:29,067
‫آبروش رو می‌برم.

136
00:13:32,080 --> 00:13:33,973
‫این خانم مارکیز‌ـه.

137
00:13:34,554 --> 00:13:37,118
‫این ژرکور‌ـه.

138
00:13:38,931 --> 00:13:40,971
‫و این سلاح مخفی‌مونـه.

139
00:13:41,619 --> 00:13:46,396
‫یه مهمون بسیار ویژه که
‫نفوذش از ژرکور بیشتر باشه.

140
00:13:48,076 --> 00:13:51,356
‫و چه انسان شریفی
‫این جای خالی رو پُر می‌کنه؟

141
00:13:51,729 --> 00:13:54,609
‫کُنت آنتروش، قهرمان فونت‌نوی.

142
00:13:54,716 --> 00:13:57,716
‫اون وبا گرفته و می‌گن داره می‌میره.

143
00:13:58,169 --> 00:13:59,756
‫- چه حیف.
‫- افسوس.

144
00:14:02,436 --> 00:14:04,596
‫دوک رویان چطوره؟

145
00:14:05,716 --> 00:14:09,196
‫ثروتمندترین مَرد این سرزمین.
‫فقط با حضورش توی مراسم

146
00:14:09,436 --> 00:14:13,156
‫تقریباً همه‌ی فراری‌ها رو برمی‌گردونه.

147
00:14:13,396 --> 00:14:16,116
‫همه بهش پول یا امتیاز بدهکارن.

148
00:14:16,356 --> 00:14:19,990
‫اطرافش همیشه یه‌مُشت زالو
‫پرسه می‌زنن که آزاداندیش هم هستن.

149
00:14:20,988 --> 00:14:24,188
‫همون‌ها واسه مراسم کافی‌ان.

150
00:14:26,076 --> 00:14:30,356
‫- ولی هیچ‌وقت از قصرش بیرون نمی‌آد.
‫- چجوری می‌خوای راضیش کنی؟

151
00:14:31,956 --> 00:14:33,516
‫می‌ریم سراغ دخترش.

152
00:14:33,971 --> 00:14:36,891
‫ژولیت رویان.
‫واسه‌ش دربه‌در دنبال شوهر می‌گرده.

153
00:14:36,916 --> 00:14:39,596
‫دخترش رو اغوا می‌کنی که
‫به پدرش فشار بیاری؟

154
00:14:39,836 --> 00:14:42,731
‫اگه بتونم بکارتش رو بگیرم، آره.

155
00:14:42,756 --> 00:14:44,476
‫ژولیت مناسب ازدواج نیست.

156
00:14:44,516 --> 00:14:47,857
‫ولی به دوک قول می‌دم
‫صداش رو درنیارم.

157
00:14:48,371 --> 00:14:50,411
‫و بعدش دیگه پیشنهادم رو رد نمی‌کنه.

158
00:14:50,832 --> 00:14:53,931
‫پس اسم رویان هم به فهرست
‫دستاوردهات اضافه می‌شه.

159
00:14:54,547 --> 00:14:57,681
‫ولی دوک من رو می‌شناسه.
‫هرچی باشه، آدم معروفی‌ام.

160
00:14:57,748 --> 00:14:59,451
‫نمی‌ذاره نزدیک دخترش بشم.

161
00:14:59,571 --> 00:15:01,116
‫پس باید یکی رو استخدام کنیم.

162
00:15:01,506 --> 00:15:03,247
‫از دختره چی می‌دونی؟

163
00:15:03,544 --> 00:15:07,747
‫رفتار دخترش شبیه بانوها نیست،
‫واسه همین براش کلاس خصوصی آواز گرفته.

164
00:15:07,843 --> 00:15:10,716
‫می‌خواد دخترش حداقل
‫خواننده‌ی خوبی بشه.

165
00:15:12,076 --> 00:15:13,929
‫پس یه موسیقی‌دان می‌خوایم.

166
00:15:15,289 --> 00:15:16,912
‫یه مَرد جَوون، خوش‌تیپ و اغواگر.

167
00:15:16,965 --> 00:15:19,584
‫یه فرشته‌ی خیره‌کننده.

168
00:15:19,796 --> 00:15:25,076
‫زیبا، باوقار و مؤدب.

169
00:15:25,657 --> 00:15:27,556
‫خودم پیداش می‌کنم.

170
00:16:02,756 --> 00:16:04,782
‫تو، بیا جلو.

171
00:16:07,561 --> 00:16:08,801
‫بانو.

172
00:16:15,306 --> 00:16:18,186
‫- اسمت چیـه؟
‫- دانسنی.

173
00:16:19,881 --> 00:16:21,208
‫شوالیه دانسنی.

174
00:16:20,723 --> 00:16:21,218
‫{\an8}(«شوالیه»: یکی از پایین‌ترین مقام‌ها)

175
00:16:40,296 --> 00:16:41,690
‫لباست رو دربیار.

176
00:16:46,716 --> 00:16:48,236
‫زود باش.

177
00:17:07,499 --> 00:17:08,661
‫دنبالم بیا.

178
00:17:41,358 --> 00:17:42,453
‫بانو.

179
00:17:43,872 --> 00:17:45,148
‫حرفم رو خلاصه می‌کنم.

180
00:17:45,676 --> 00:17:47,428
‫از شدت شرمساری نمی‌تونم

181
00:17:48,609 --> 00:17:50,476
‫توی چشم‌هات نگاه کنم.

182
00:17:50,931 --> 00:17:54,691
‫می‌ترسم توی نگاهت
‫مَرد دیشبی رو ببینم.

183
00:17:55,272 --> 00:17:57,211
‫می‌دونم که با عذرخواهی و کلمات

184
00:17:57,236 --> 00:18:00,356
‫نمی‌تونم اشتباهم رو جبران کنم.

185
00:18:00,929 --> 00:18:06,310
‫ولی امیدوارم بتونم با کارهام
‫دوباره اعتمادت رو جلب کنم.

186
00:18:07,091 --> 00:18:11,131
‫دارم می‌رم آمریکا
‫تا به سربازهامون ملحق بشم

187
00:18:11,156 --> 00:18:13,436
‫و با افتخار برمی‌گردم

188
00:18:13,676 --> 00:18:18,318
‫تا بلکه بتونم عشقت رو

189
00:18:20,076 --> 00:18:21,678
‫دوباره به دست بیارم.

190
00:18:22,632 --> 00:18:25,792
‫همین‌الان راه می‌افتم.
‫به امید دیدار و خدا نگهدارت.

191
00:18:58,734 --> 00:19:00,974
‫- بانو
‫- سلام.

192
00:19:06,833 --> 00:19:08,965
‫فوراً برگرد توی کالسکه!

193
00:19:10,308 --> 00:19:11,926
‫چرا این رو با خودتون آوردین؟

194
00:19:12,395 --> 00:19:14,235
‫- به حرف‌هاش گوش کن.
‫- نمی‌خوام!

195
00:19:14,399 --> 00:19:17,639
‫اون می‌دونه با ژرکور چی‌کار کنه.
‫بدون کمکش نمی‌تونی.

196
00:19:17,965 --> 00:19:19,525
‫هدف من فقط خدمت به شماست.

197
00:19:19,556 --> 00:19:22,396
‫هر کمکی هم بکنی،
‫توی مهمونی راهت نمی‌دم.

198
00:19:28,211 --> 00:19:31,611
‫- اون دیگه...
‫- منتظر کسی بودی؟

199
00:19:31,845 --> 00:19:35,476
‫این بانو وولانژ‌ـه.
‫خواهرِ همسرم.

200
00:19:49,219 --> 00:19:50,257
‫بانو.

201
00:19:53,161 --> 00:19:57,259
‫همسر عزیزم. می‌دانم در شرف آغاز سفر هستی.
‫برایت نامه نوشته‌ام

202
00:19:57,325 --> 00:20:00,363
‫تا بابت توجه بی‌دریغت
‫از تو تشکر کنم.

203
00:20:01,125 --> 00:20:03,325
‫به‌لطف تو دیگر تنها نیستم.

204
00:20:03,611 --> 00:20:07,371
‫بانو وولانژ که به کاخ دعوتش کردی

205
00:20:07,611 --> 00:20:10,691
‫زنی مهربان است
‫و با یکدیگر اوقات خوشی را می‌گذرانیم.

206
00:20:10,716 --> 00:20:13,352
‫درباره‌ی تشریفات مراسم صحبت می‌کنیم.

207
00:20:13,996 --> 00:20:18,563
‫به‌لطف ایشان و دخترشان، علاقه‌ی
‫تازه‌ای به بازی و سرگرمی پیدا کرده‌ام.

208
00:20:18,996 --> 00:20:22,076
‫علاقه‌ای که به من یادآوری می‌کند
‫هنوز جوان هستم.

209
00:20:22,316 --> 00:20:25,120
‫شک ندارم که خواهرتان نیز

210
00:20:26,209 --> 00:20:29,409
‫از حال‌وهوای خوش کاخ
‫برایت تعریف کرده است.

211
00:20:38,996 --> 00:20:42,076
‫حضور سِسیل به‌طور ویژه
‫بسیار ارزشمند است

212
00:20:42,316 --> 00:20:44,876
‫و متوجه شدم که موسیقی‌دان قهاری‌ست.

213
00:20:57,698 --> 00:20:59,978
‫دوست من، بانو رُزموند پیشنهاد داد

214
00:21:00,076 --> 00:21:03,556
‫موسیقی‌دان‌هایی را به قصر دعوت کنیم
‫تا سسیل را همراهی کنند.

215
00:21:03,796 --> 00:21:06,916
‫استادی جوان به نام «شوالیه دانسنی»

216
00:21:07,279 --> 00:21:09,679
‫و ژولیت، دختر دوک رویان...

217
00:21:09,796 --> 00:21:14,700
‫که اجازه داد دخترش در اجرای
‫مراسم‌مان شرکت داشته باشد.

218
00:21:20,000 --> 00:21:27,000


219
00:21:32,916 --> 00:21:35,236
‫سسیل و ژولیت به‌سرعت
‫با یکدیگر دوست شدند.

220
00:21:50,036 --> 00:21:51,956
‫ژولیت شخصیتی دوست‌داشتنی دارد.

221
00:21:52,411 --> 00:21:54,891
‫اعتماد او به ما
‫بدون شک برایمان مفید است.

222
00:21:55,115 --> 00:21:58,075
‫اگر پدرش تصمیم بگیرد که
‫در مراسم شرکت کند

223
00:21:58,116 --> 00:21:59,796
‫ثروت و اعتبار او

224
00:22:00,036 --> 00:22:03,756
‫تاحدی کافی‌ست که
‫آمریکا را وادار به مذاکره می‌کند.

225
00:22:05,036 --> 00:22:08,836
‫در تنهایی‌ام تو را
‫شمشیربه‌دست تصور می‌کنم

226
00:22:09,200 --> 00:22:13,868
‫و چیزی جز احساس غرور
‫و افتخار به سراغم نمی‌آید.

227
00:22:13,893 --> 00:22:17,996
‫قربان، باد با سرعت
‫۲۵ کیلومتر بر ساعت می‌وزه.

228
00:22:18,586 --> 00:22:23,020
‫- اگه امروز راه بیُفتیم، خطرناکـه.
‫- اون‌وقت کِی باید راه بیُفتیم؟

229
00:22:23,238 --> 00:22:27,500
‫وقتی هیچی از فرانسه‌ی جدید باقی نمونده
‫و به تاریخ سپرده شده؟

230
00:22:29,062 --> 00:22:32,102
‫ایالت میسیسیپی فقط مال کساییـه که

231
00:22:32,380 --> 00:22:35,685
‫جرئت به خرج می‌دن.
‫پس سریع راه بیُفتین.

232
00:22:52,973 --> 00:22:55,573
‫ژولیت احساسی به دانسنی نداره.

233
00:22:55,784 --> 00:22:58,037
‫ولی ظاهراً سسیل و دانسنی
‫با هم جور شدن.

234
00:22:58,956 --> 00:23:00,636
‫نقشه‌مون به هم ریخت.

235
00:23:03,356 --> 00:23:04,927
‫دانسنی زیادی خجالتیـه.

236
00:23:05,342 --> 00:23:08,428
‫بعضی زن‌ها فقط دنبال زیبایی نیستن.
‫چیز بیشتری می‌خوان.

237
00:23:09,036 --> 00:23:12,836
‫- مثلاً یه مَرد بدجنس؟
‫- یه‌چیزی توی همون مایه‌ها.

238
00:23:14,756 --> 00:23:16,497
‫پس خودت دست‌به‌کار شو.

239
00:23:17,276 --> 00:23:19,182
‫اگه دانسنی خجالتیـه

240
00:23:19,716 --> 00:23:23,316
‫پس خودت برو ژولیت رو گول بزن.

241
00:23:26,996 --> 00:23:30,438
‫البته اگه این بانوی
‫جوان باب میل‌تون هست.

242
00:23:31,036 --> 00:23:37,156
‫- ای وای، یادم رفت. تو کارِت همینـه.
‫- خوشبختی تو بیشتر از این‌ها می‌ارزه.

243
00:23:37,795 --> 00:23:40,595
‫پس امشب ژولیت رو ببر خونه‌ت.

244
00:23:46,199 --> 00:23:47,439
‫یه‌کم تغییر کردی.

245
00:23:54,936 --> 00:23:56,033
‫چطور؟

246
00:23:57,868 --> 00:24:01,388
‫- نکنه بارداری؟
‫- نه‌خیر!

247
00:24:01,841 --> 00:24:05,860
‫- من از روی تجربه می‌گم...
‫- برای همون تجربه‌ت اینجایـی.

248
00:24:07,620 --> 00:24:12,444
‫امیدوارم تجربه‌ت
‫روی ژولیت تأثیری داشته باشه.

249
00:25:07,455 --> 00:25:10,921
‫توی بهار سال ۱۷۳۱،
‫ونیز در اوج خودش بود.

250
00:25:11,636 --> 00:25:15,116
‫از هر خونه‌ای صدای
‫موسیقی و آواز شنیده می‌شد.

251
00:25:15,356 --> 00:25:17,796
‫همه‌جا سروصدای خوش‌حالی می‌اومد...

252
00:25:18,121 --> 00:25:20,321
‫مثل صدای لرزش ساز ماندولین.

253
00:25:20,931 --> 00:25:23,971
‫- شاعر می‌گه موسیقی...
‫- لطفاً بس کن.

254
00:25:24,125 --> 00:25:25,374
‫خب...

255
00:25:26,146 --> 00:25:30,266
‫جای این حرف‌ها، برو سر اصل مطلب.

256
00:25:30,563 --> 00:25:31,883
‫متوجه نمی‌شم.

257
00:25:33,734 --> 00:25:34,974
‫وایستین لطفاً.

258
00:25:37,186 --> 00:25:38,866
‫لطفاً چندتا قارچ برام جمع کنین.

259
00:25:38,891 --> 00:25:40,487
‫قارچ توی این فصل؟

260
00:25:41,396 --> 00:25:42,847
‫چَشم، خانم.

261
00:25:43,516 --> 00:25:46,996
‫خب، حالا قراره باهام
‫چی‌کار کنی که باعث بشه

262
00:25:48,306 --> 00:25:52,266
‫دیوونه‌ی تو بشم
‫و برات نامه‌ی عاشقانه بنویسم.

263
00:25:53,763 --> 00:25:56,243
‫نامه‌ای که باهاش پدرم رو تهدید کنی

264
00:25:56,296 --> 00:25:59,776
‫و مجبور بشه دعوت
‫دوستت مارکیز رو بپذیره.

265
00:26:01,089 --> 00:26:06,169
‫نکنه می‌خوای شوالیه دانسنی
‫بیچاره رو مجبور کنی به پام بیُفته؟

266
00:26:07,696 --> 00:26:11,296
‫البته از خانم مارکیز خوشم می‌آد

267
00:26:11,422 --> 00:26:13,064
‫و تو هم آدم رو سرگرم می‌کنی، وی‌کُنت.

268
00:26:16,043 --> 00:26:18,763
‫می‌تونم خودم از پدرم
‫بخوام که به مراسم بیاد.

269
00:26:18,788 --> 00:26:19,874
‫واقعاً؟

270
00:26:25,022 --> 00:26:31,462
‫اگه اول جذابیت تو رو تجربه کنم،
‫شاید احتمالش بیشتر بشه.

273
00:27:05,716 --> 00:27:10,076
‫خیلی خوش‌مزه‌ست، خانم.
‫چجوری زحمات‌تون رو جبران کنیم؟

274
00:27:10,316 --> 00:27:11,796
‫از این حرف‌ها نزن.

275
00:27:13,456 --> 00:27:16,016
‫امروز صبح از مارکیز
‫نامه‌ای به دستم رسید.

276
00:27:16,291 --> 00:27:19,651
‫خبر داری که برادرم
‫قرار بوده دیروز راه بیُفته؟

277
00:27:19,891 --> 00:27:21,291
‫بله و چه سفر باشکوهی.

278
00:27:21,487 --> 00:27:24,967
‫ظاهراً طوفان شدیدی اومده
‫و مجبور شدن کشتی رو به اسکله برگردونن.

279
00:27:25,403 --> 00:27:27,683
‫گفتم بهت اطلاع بدم که قراره

280
00:27:28,017 --> 00:27:31,731
‫شوهر عزیزت زودتر از اونچه که
‫فکر کنی، پیشت برگرده.

281
00:27:38,857 --> 00:27:42,291
‫استاد موسیقی‌ت چطوره؟
‫شوالیه دانسنی.

282
00:27:47,125 --> 00:27:50,513
‫- اون خیلی...
‫- خیلی؟

283
00:27:51,904 --> 00:27:54,156
‫- جدیـه؟
‫- بله.

284
00:27:55,896 --> 00:27:58,016
‫خودت هم مصمم به نظر می‌آی.

285
00:28:00,156 --> 00:28:01,996
‫به همدیگه می‌آین.

286
00:29:20,716 --> 00:29:21,916
‫بله؟

287
00:29:25,315 --> 00:29:29,355
‫وی‌کُنت عزیز.
‫امیدوارم خبر خوبی داشته باشی.

288
00:29:29,396 --> 00:29:32,836
‫نظر خیلی‌ها مثبت شده
‫و یه نامه هم از دوک رویان دارم.

289
00:29:33,076 --> 00:29:34,996
‫فکر نکنم بخواد بیاد.

290
00:29:37,036 --> 00:29:38,516
‫ایزابل؟

291
00:29:41,956 --> 00:29:43,756
‫چی‌کار کردی؟

292
00:29:50,036 --> 00:29:51,476
‫ایزابل.

293
00:29:56,316 --> 00:29:57,603
‫من کنارتـم.

294
00:30:16,520 --> 00:30:18,641
‫برو بیرون!
‫می‌گم برو بیرون!

295
00:30:21,881 --> 00:30:23,069
‫برو!

296
00:31:48,399 --> 00:31:49,669
‫تموم شد.

297
00:31:57,436 --> 00:32:01,142
‫بیا فراموشش کنیم
‫و برگردیم به کار خودمون.

298
00:32:04,996 --> 00:32:06,556
‫بیا داخل.

299
00:32:14,582 --> 00:32:16,285
‫برادر عزیزم.

300
00:32:18,436 --> 00:32:22,916
‫وخامت اوضاع ایجاب می‌کند
‫که برایت نامه بنویسم.

301
00:32:23,796 --> 00:32:28,036
‫به‌تازگی متوجه شدم ارتباط مهمی
‫میان همسرت و وی‌کُنت والمون وجود دارد.

302
00:32:28,276 --> 00:32:34,116
‫ممکن است رابطه‌ی بی‌شرمانه‌شان
‫به آبروی تو آسیب بزرگی بزند.

303
00:32:36,835 --> 00:32:38,155
‫توی نامه‌ی رویان چی نوشته؟

304
00:32:38,291 --> 00:32:42,857
‫بازار بورس آمستردام ریزش داشته
‫و دوک نمی‌تونه توی مراسم شرکت کنه.

305
00:32:43,523 --> 00:32:46,582
‫- قول داده که می‌آد، پس می‌آد.
‫- ولی ژولیت می‌آد.

306
00:32:46,756 --> 00:32:49,956
‫باید کاری کنیم
‫دخترش رو به کارش ترجیح بده.

307
00:32:57,556 --> 00:32:59,556
‫تو فعلاً استراحت کن.

308
00:33:01,666 --> 00:33:05,186
‫این‌که این قدر مصمم هستی،
‫جای تحسین داره، ولی حتی یه سرباز هم

309
00:33:05,211 --> 00:33:07,211
‫بعداز زخمی‌شدن، استراحت می‌کنه.

310
00:33:07,264 --> 00:33:09,636
‫فکر کردی زن‌ها
‫از سربازی که می‌گی، کمترن؟

311
00:33:10,714 --> 00:33:15,914
‫زن‌ها همه‌شون از سن کم
‫با خون‌ریزی و درد آشنا می‌شن.

312
00:33:17,165 --> 00:33:19,864
‫لازم نکرده یه‌هو
‫تحت‌تأثیر قرار بگیری.

313
00:33:26,396 --> 00:33:30,531
‫از اول مرور می‌کنیم.
‫باید عشق پدرانه‌ش رو تحریک کنیم.

314
00:33:31,108 --> 00:33:32,321
‫منظورت چیـه؟

315
00:33:32,365 --> 00:33:35,535
‫رویان تا حالا مثل ما
‫آواز بچه‌ش رو نشنیده.

316
00:33:36,022 --> 00:33:37,716
‫درستـه.

317
00:33:39,036 --> 00:33:40,367
‫نقطه‌ی اوج مراسم

318
00:33:41,856 --> 00:33:45,028
‫باید یه اجرای موسیقی باشه.

319
00:33:46,337 --> 00:33:49,977
‫اجرایی که یه پدر رو به وجد بیاره.

320
00:33:51,521 --> 00:33:52,888
‫ولی ژولیت...

321
00:33:54,537 --> 00:33:55,756
‫ژولیت...

322
00:33:57,116 --> 00:34:00,396
‫فکر کنم خودش می‌دونه که
‫استعداد خاصی نداره.

323
00:34:03,876 --> 00:34:07,276
‫مهم ظاهرسازیـه...

324
00:34:08,956 --> 00:34:10,226
‫صحنه‌سازی کنیم...

325
00:34:11,674 --> 00:34:12,946
‫و اجرا.

326
00:34:16,596 --> 00:34:17,836
‫ایزابل؟

327
00:34:43,716 --> 00:34:45,196
‫شب‌تون به‌خیر.

328
00:34:54,197 --> 00:34:56,715
‫بانو فورسی.
‫خوش‌حالـم می‌بینمتون. حال‌تون خوبـه؟

329
00:34:56,756 --> 00:34:58,076
‫خوبـم. ممنون.

330
00:34:58,316 --> 00:35:00,876
‫پسر محترم‌تون هنوز در سفرن؟

331
00:35:01,116 --> 00:35:02,396
‫بله.

332
00:35:05,526 --> 00:35:07,006
‫همه رو یادت موند؟

333
00:35:07,091 --> 00:35:09,131
‫حقیقتاً اسامی زیادی بهم دادین.

334
00:35:09,156 --> 00:35:11,236
‫حواست باشه هیچ اشتباهی ازت سر نزنه.

335
00:35:11,609 --> 00:35:14,673
‫رویان داره می‌آد.
‫همه‌چی باید بی‌نقص باشه.

336
00:35:16,226 --> 00:35:17,569
‫خانم‌ها و آقایان!

337
00:35:19,335 --> 00:35:22,476
‫لطفاً بفرمایید بشینید
‫تا کنسرت شروع بشه.

338
00:35:24,103 --> 00:35:25,983
‫قطعه‌ای از شوالیه دانسنی نواخته می‌شه.

339
00:35:31,878 --> 00:35:34,278
‫جناب دوک رویان تشریف آوردند!

340
00:36:15,756 --> 00:36:17,716
‫بلده آواز بخونه؟

341
00:38:43,916 --> 00:38:46,836
‫خیلی ممنون!

342
00:38:46,904 --> 00:38:50,704
‫و همچنین ممنونـم از
‫جناب شوالیه و بانو مارکیز.

343
00:39:22,316 --> 00:39:24,236
‫واقعاً سپاسگزارم.

344
00:39:24,476 --> 00:39:25,716
‫امشب عالی بود.

345
00:39:25,956 --> 00:39:28,156
‫کی فکرش رو می‌کرد
‫صداش این‌قدر خوب باشه؟

346
00:39:29,836 --> 00:39:31,516
‫آروم‌تر.
‫می‌شنوه.

347
00:39:44,236 --> 00:39:47,156
‫- ممنون، وی‌کُنت.
‫- بابتِ؟

348
00:39:48,047 --> 00:39:49,792
‫خودت می‌دونی بابت چی.

349
00:39:50,399 --> 00:39:52,609
‫حقیقتاً نمی‌دونم، بانو.

350
00:40:06,196 --> 00:40:09,306
‫آدم هیچ‌وقت نباید به بچه‌ش شک کنه.

351
00:40:10,236 --> 00:40:13,396
‫اگه کمکی ازم برمی‌آد، بانو...

352
00:40:19,131 --> 00:40:21,891
‫حقیقتش همسرم توی
‫اسکله‌ی سَنت آرگون گیر افتاده

353
00:40:22,131 --> 00:40:23,651
‫و منتظره فرصتـه که به آمریکا بره.

354
00:40:23,676 --> 00:40:26,312
‫پس می‌خواین مارکیز
‫هرچه زودتر به آمریکا بره؟

355
00:40:30,367 --> 00:40:32,007
‫فردا نامه می‌زنم.

356
00:40:35,036 --> 00:40:36,771
‫می‌شه امشب بزنین؟

357
00:40:48,038 --> 00:40:51,318
‫به افتخار بانو مارکیزِ شجاع.

358
00:40:54,756 --> 00:40:56,316
‫ممنونـم!

359
00:41:17,925 --> 00:41:19,236
‫عذر می‌خوام.

360
00:41:30,937 --> 00:41:34,588
‫- کُنت ژرکور هستم.
‫- سسیل وولانژ.

361
00:41:37,317 --> 00:41:39,113
‫عزیزم، کجا بودی؟

362
00:41:39,704 --> 00:41:42,840
‫دخترتون از آسمون افتاد جلوی من
‫و یه فرشته‌ی دیگه هم کنارش ظاهر شد.

363
00:41:44,329 --> 00:41:46,476
‫امشب خوش‌شانس‌ترین مَرد دنیائـم.

364
00:41:56,556 --> 00:41:57,956
‫کُنت عزیزم.

365
00:42:03,116 --> 00:42:07,156
‫- تشریف آوردی.
‫- در واقع برام چاره‌ای نذاشتی.

366
00:42:07,396 --> 00:42:10,552
‫آخه مراسم زیباییـه
‫و با هدف زیباتری برگزار شده.

367
00:42:11,196 --> 00:42:15,716
‫دوتسان نزدیک اینجا هستن.
‫دوک رویان... شما...

368
00:42:16,146 --> 00:42:19,026
‫ولی شنیده بودم نمی‌آی.

369
00:42:19,076 --> 00:42:21,927
‫خودت خوب می‌دونی که
‫نباید به شایعه‌ها توجه کنی.

370
00:42:22,289 --> 00:42:26,009
‫من که توجه نمی‌کنم،
‫ولی از شرشون خلاصی ندارم.

371
00:42:26,676 --> 00:42:29,916
‫ولی با حضور شما
‫همه‌ی شایعه‌ها از بین می‌ره.

372
00:42:31,756 --> 00:42:34,074
‫- بانو.
‫- کُنت عزیز.

373
00:42:35,716 --> 00:42:38,756
‫- واقعاً شرمسارم.
‫- چطور مگه، بانو؟

374
00:42:39,456 --> 00:42:42,881
‫- آخه دیر اومدم به استقبال‌تون.
‫- خب من هم زود نرسیدم.

375
00:42:43,254 --> 00:42:45,108
‫یعنی شما خجالت نمی‌کِشی؟

376
00:42:45,133 --> 00:42:48,093
‫نه، بانو. بیشتر از این‌ها لازمـه
‫که باعث بشه خجالت بِکشم.

377
00:42:50,841 --> 00:42:53,121
‫ملاقات اول‌مون چطور؟

378
00:42:55,508 --> 00:42:56,752
‫اون هم کافی نیست.

379
00:42:58,196 --> 00:42:59,891
‫ضمناً...

380
00:42:59,916 --> 00:43:02,956
‫لذتی وجود داره که همیشه
‫به‌طور ویژه دنبالشـم.

381
00:43:03,411 --> 00:43:05,826
‫این‌که ببینم وقتی
‫کسی رو دست‌کم می‌گیرم

382
00:43:05,965 --> 00:43:07,885
‫قراره بعدش چطوری غافل‌گیرم کنه.

383
00:43:07,929 --> 00:43:12,689
‫و امروز که می‌بینم این‌قدر
‫خیره‌کننده شدی، حقیقتاً لذت می‌برم.

384
00:43:13,356 --> 00:43:16,236
‫قراره همدیگه رو زیاد ببینیم.

385
00:43:23,721 --> 00:43:26,633
‫به جهنم زیبای جامعه‌ی
‫اشرافی خوش اومدی.

386
00:43:32,099 --> 00:43:33,156
‫با اجازه، خانم‌ها.

387
00:43:44,228 --> 00:43:46,007
‫قدم اول رو برداشتیم.

388
00:43:47,116 --> 00:43:49,396
‫کاری کردم دشمن‌هام دستم رو ببوسن.

389
00:43:50,962 --> 00:43:53,106
‫دیروز منفورِ همه بودیم.

390
00:43:54,561 --> 00:43:58,721
‫قدر امروز رو بدون، ایزابل.
‫فردا دوباره هدف حمله‌شون می‌شیم.

391
00:44:20,510 --> 00:44:23,763
‫{\an8}[ مهارت شما در میهمانداری،
‫به ظرافت گفت‌وگوهایمان جلوه می‌بخشد ]

392
00:44:46,996 --> 00:44:50,756
‫این دسته‌گُل امروز صبح
‫به دستور کُنت ژرکور چیده شد.

393
00:44:56,636 --> 00:44:58,756
‫می‌دونستم!

394
00:45:02,028 --> 00:45:05,468
‫چه مَرد شریفی.
‫دختر خوشگلم!

395
00:45:07,636 --> 00:45:09,337
‫بهت افتخار می‌کنم!

396
00:45:17,008 --> 00:45:37,008
  جديدترين اخبار فيلم و سريال در کانال تلگرام و پیج اینستاگرام :
  .:: @MiraMovie1 ::.
  .:: @myZedMovie ::.

