﻿1
00:00:04,000 --> 00:00:15,000
<b><font color="#00abfd"> دانلود فیلم و سریال با زیرنویس چسبیده 
  ..:: MiraMovie.Top ::..</font></b>
  <b><font color="#FFC947"> ..:: MyZed.Top ::..</font></b>

2
00:00:15,600 --> 00:00:18,200
‫بس کن، ژولی.
‫فقط چند ساعت لازم دارم.

3
00:00:33,523 --> 00:00:35,895
‫بانو مرتوی، ایشون جناب قاضی هستن.

4
00:00:37,800 --> 00:00:39,929
‫بفرمایید، بانو.

5
00:00:44,720 --> 00:00:49,280
‫این سند رو می‌شناسید؟

6
00:00:53,080 --> 00:00:55,960
‫می‌شه لطفاً بخونیدش.

7
00:00:58,973 --> 00:01:01,133
‫- بله؟
‫- بخونیدش.

8
00:01:05,920 --> 00:01:09,720
‫«در محضر پروردگار،
‫در روز ۱۷ مارس سال ۱۷۴۵...

9
00:01:10,088 --> 00:01:12,928
‫من لوسیَن بوکِیو را
‫به همسری خود می‌پذیرم.

10
00:01:13,001 --> 00:01:17,448
‫او متولد ۲۳ ژوئن سال ۱۷۲۳ است
‫و در کشاورزی پیشه دارد...»

11
00:01:18,280 --> 00:01:19,849
‫این مسخره‌ست.

12
00:01:20,284 --> 00:01:21,773
‫موافقـم.

13
00:01:22,948 --> 00:01:28,028
‫تأیید شده که شخصی
‫به نام «لوسین بوکیو» وجود نداره.

14
00:01:28,840 --> 00:01:33,872
‫ما احتمال می‌دیم که این شخص
‫همون وی‌کُنت والمون باشه.

15
00:01:34,880 --> 00:01:38,880
‫- شما می‌شناسیدش، درستـه؟
‫- با خاله‌ش دوست هستم.

16
00:01:40,840 --> 00:01:45,360
‫و همچنین احتمال داره
‫وی‌کُنت یه آزاداندیش باشه.

17
00:01:45,849 --> 00:01:51,129
‫- می‌دونید آزاداندیشی چیـه؟
‫- حتماً به آزادی مربوطـه دیگه.

18
00:01:53,200 --> 00:01:59,118
‫بله، آزادی در گسترش
‫فساد و بی‌بندوباری.

19
00:01:59,194 --> 00:02:01,011
‫این شبیه امضای منـه، ولی...

20
00:02:01,036 --> 00:02:02,059
‫می‌دونم.

21
00:02:05,404 --> 00:02:07,956
‫با این سند،
‫زندگی‌تون نابود می‌شه، بانو.

22
00:02:08,447 --> 00:02:11,200
‫- از اسمم سوءاستفاده شده...
‫- زندگی‌تون نابود می‌شه.

23
00:02:11,655 --> 00:02:13,975
‫خصوصاً این‌که بلافاصله بعدش

24
00:02:14,000 --> 00:02:16,520
‫با مارکیز ازدواج کردید

25
00:02:16,545 --> 00:02:19,425
‫و برای خودتون آبرو و احترام خریدید.

26
00:02:20,880 --> 00:02:26,080
‫خوب می‌دونم که شما
‫در حقیقت بی‌گناه بودید.

27
00:02:26,320 --> 00:02:32,160
‫به نظرم قربانی یه جنایت فجیع شدید...

28
00:02:32,219 --> 00:02:36,819
‫جنایتی که باعث شده
‫قربانی از مجرم دفاع کنه.

29
00:02:37,240 --> 00:02:39,320
‫نظر من اینـه که طبیعت ساده‌ی شما

30
00:02:39,560 --> 00:02:44,120
‫به یه مجرم کارکشته
‫اجازه‌ی سوءاستفاده داده.

31
00:02:44,360 --> 00:02:47,840
‫می‌دونم فکر می‌کنید
‫اگه والمون رو لو بدید

32
00:02:47,865 --> 00:02:50,065
‫بهش خیانت کردید...

33
00:02:51,603 --> 00:02:53,723
‫به آرزوهاتون...

34
00:02:54,857 --> 00:02:56,904
‫به خاطرات شیرین‌تون...

35
00:02:58,760 --> 00:03:03,000
‫به احساس خوشِ نزدیکیِ بدن‌تون...

36
00:03:10,960 --> 00:03:14,072
‫من این‌طور فکر می‌کنم، بانو.

37
00:03:14,799 --> 00:03:16,354
‫بنابراین...

38
00:03:17,344 --> 00:03:19,095
‫ازتون سؤالی دارم.

39
00:03:20,352 --> 00:03:22,832
‫درحال‌حاضر سرنوشت شما

40
00:03:22,920 --> 00:03:28,160
‫بسته به اینـه که
‫می‌خواید صادق باشید یا خیر.

41
00:03:28,400 --> 00:03:34,019
‫نه با من...

42
00:03:34,800 --> 00:03:36,560
‫بلکه با دل خودتون.

43
00:03:37,720 --> 00:03:41,655
‫بانو مارکیزِ مرتوی...

44
00:03:42,480 --> 00:03:45,040
‫آیا شما عاشق والمون هستید؟

45
00:03:55,840 --> 00:03:58,880
‫ممنون، بانو.

46
00:04:38,808 --> 00:04:41,516
‫{\an8}[ اغـوا ]

47
00:04:48,000 --> 00:04:55,000
  جديدترين اخبار فيلم و سريال در کانال تلگرام و پیج اینستاگرام :
  .:: @MiraMovie1 ::.
  .:: @myZedMovie ::.

48
00:04:56,000 --> 00:04:59,000
  جديدترين اخبار فيلم و سريال در کانال تلگرام و پیج اینستاگرام :
  .:: @MiraMovie1 ::.
  .:: @myZedMovie ::.

49
00:05:04,895 --> 00:05:08,095
‫- قاضی توروِل چطور بود؟
‫- متعصب.

50
00:05:08,120 --> 00:05:12,480
‫واقعاً؟
‫من که شنیدم مَرد باملاحظه‌ایـه.

51
00:05:12,720 --> 00:05:15,280
‫خسته‌م کرد.
‫یه بازرس خشک و جدی بود.

52
00:05:19,600 --> 00:05:22,520
‫ولی سرنوشتت دست
‫همین مَرد خشک و جدیـه.

53
00:05:24,731 --> 00:05:27,331
‫شنیدم همسرش رو خیلی دوست داره.

54
00:05:29,680 --> 00:05:31,960
‫باید همون رو هدف بگیریم.

55
00:05:33,518 --> 00:05:34,876
‫نگران نباش.

56
00:05:36,000 --> 00:05:41,640
‫مَردها همیشه یه ضعف دارن.
‫مخصوصاً این بازرس.

57
00:05:52,893 --> 00:05:54,540
‫وی‌کُنت عزیز.

58
00:05:55,440 --> 00:05:58,120
‫ظاهراً به‌طریقی از تو سندی دزدیده شده

59
00:05:58,360 --> 00:06:01,440
‫که می‌تواند منجر به نابودی ما شود.

60
00:06:03,600 --> 00:06:06,920
‫می‌گن ایمانش از
‫یه راهبه‌ی کارملی هم بیشتره.

61
00:06:06,428 --> 00:06:06,934
‫{\an8}(راهبه‌های صومعه‌ی کارملی از شاخه‌ی کاتولیک‌ها محسوب می‌شن
‫و افرادی انزواطلب و بسیار مقید و عفیف هستن.)

62
00:06:08,600 --> 00:06:12,000
‫من تو را مقصرِ امضای این سند می‌دانم.

63
00:06:12,240 --> 00:06:14,880
‫آن را به‌عنوان مدرکی برای نقشه‌ی
‫به‌ظاهر هوشمندانه‌ات نگه داشتی...

64
00:06:14,938 --> 00:06:17,898
‫- آمین.
‫- و فرصت دزدیده‌شدنش را فراهم کردی.

65
00:06:20,493 --> 00:06:24,110
‫می‌خواهم به تو فرصتی بدهم
‫تا غیرممکن را ممکن کنی

66
00:06:24,720 --> 00:06:30,160
‫و در عرصه‌ی خودت
‫به افسانه تبدیل شوی.

67
00:06:33,080 --> 00:06:37,047
‫خاله‌ی محترمت این روزها
‫با بانو توروِل گرم گرفته است...

68
00:06:37,470 --> 00:06:39,670
‫زنی بسیار مذهبی و زاهد...

69
00:06:40,138 --> 00:06:42,418
‫و همسر همان قاضی که برایم نقشه چیده.

70
00:06:43,040 --> 00:06:44,680
‫امیدوارم متوجه منظورم شده باشی.

71
00:06:44,920 --> 00:06:47,840
‫مأموریت تو اغوای بانو توروِل است.

72
00:06:48,080 --> 00:06:50,840
‫ایمان او مثال‌زدنی‌ست.

73
00:06:51,080 --> 00:06:53,401
‫اما برای شکست موفقیت‌آمیز قاضی توروِل

74
00:06:54,600 --> 00:06:59,280
‫به مهارت تو نیاز است...

75
00:06:59,520 --> 00:07:01,520
‫و البته چرب‌زبانیِ تو در مکالمه.

76
00:07:02,496 --> 00:07:05,616
‫امیدوارم از پس آن بربیایی.

77
00:07:06,200 --> 00:07:11,480
‫طمع انگلیسی‌ها
‫عامل نابودی‌شون می‌شه.

78
00:07:11,786 --> 00:07:15,587
‫فکر می‌کنن می‌تونن
‫بومی‌های آمریکا رو با پول بخرن.

79
00:07:15,750 --> 00:07:19,777
‫اتفاقاً بانو توروِل ابتکاری به خرج داده

80
00:07:19,840 --> 00:07:24,480
‫که به نظرم به پیشرفت
‫فرانسه‌ی جدید کمک می‌کنه.

81
00:07:24,720 --> 00:07:28,480
‫این ایده رو با آبه مونوِردی
‫در میون گذاشتم

82
00:07:28,720 --> 00:07:30,845
‫که ایشون از متحدان خوب ماست.

83
00:07:30,870 --> 00:07:32,944
‫لطفاً از ایده‌تون بیشتر بگین.

84
00:07:33,013 --> 00:07:35,493
‫به‌لطف فعالیت یَسوعی‌ها

85
00:07:34,994 --> 00:07:35,498
‫{\an8}(«یسوعی»: نوعی فرقه‌ی رهبانی در مسیحیتِ کاتولیک.)

86
00:07:35,676 --> 00:07:39,196
‫تقریباً ۱۰۰ سالـه که کتاب مقدس

87
00:07:39,274 --> 00:07:40,794
‫به زبان مردم وِندات ترجمه شده.

88
00:07:41,120 --> 00:07:46,840
‫ولی برادرهای سرخ‌پوست ما
‫هنوز کتاب مناسبی برای عبادت ندارن.

89
00:07:47,080 --> 00:07:50,440
‫لطف کنین یه قسمتش رو بخونین.

90
00:07:50,850 --> 00:07:53,770
‫یه شعر کوتاه درباره‌ی تولد مسیح بلدم.

91
00:07:53,840 --> 00:07:56,400
‫خیلی هم عالی.
‫بفرمایین.

92
00:08:40,840 --> 00:08:43,360
‫آفرین!
‫احسنت!

93
00:08:44,600 --> 00:08:46,680
‫قبل‌از حمله، او را تمجید کن.

94
00:08:46,920 --> 00:08:48,800
‫باید غافل‌گیرش کنی
‫تا بیشتر عذاب بِکشد.

95
00:08:49,040 --> 00:08:51,680
‫بانو، حقیقتاً از شنیدن
‫صداتون فیض بردم.

96
00:08:51,920 --> 00:08:55,920
‫اون‌قدر گیرا بود که
‫احساس کردم معنای شعر هم فهمیدم.

97
00:08:56,160 --> 00:08:59,320
‫- هدفت بسیار ساده است.
‫- گرچه...

98
00:08:59,560 --> 00:09:02,160
‫- با کلمات به دلش نفوذ کن.
‫- بله؟

99
00:09:02,542 --> 00:09:05,742
‫- اجازه هست چیز دیگه‌ای بگم؟
‫- کاری کن ایمانش رو زیر سؤال ببره.

100
00:09:05,840 --> 00:09:08,000
‫می‌خواین چی بگین، جناب وی‌کُنت؟

101
00:09:08,240 --> 00:09:11,440
‫- می‌خوام روراست باشم.
‫- بفرمایین.

102
00:09:11,680 --> 00:09:15,655
‫کمی او را اذیت کن.

103
00:09:17,440 --> 00:09:19,040
‫نه، درست نیست.
‫ببخشین.

104
00:09:19,280 --> 00:09:23,160
‫جلوی بانو مارکیز بی‌ادبی می‌شه.

105
00:09:23,400 --> 00:09:25,360
‫حالا که خانم توروِل ازتون می‌خوان...

106
00:09:27,120 --> 00:09:28,520
‫بفرمایین.

107
00:09:30,598 --> 00:09:33,678
‫به‌جای ترجمه‌ی کتاب‌مون،
‫بهتر نیست عبادت اون‌ها رو یاد بگیریم؟

108
00:09:34,080 --> 00:09:39,480
‫شنیدم اون‌ها زندگی خالصانه‌ای دارن
‫و با طبیعت خو گرفتن.

109
00:09:39,973 --> 00:09:42,283
‫مطمئنـین ما از اون‌ها
‫به مسیح نزدیک‌تریـم؟

110
00:09:48,360 --> 00:09:52,396
‫نباید در رفتارت علاقه‌ای به او نشان دهی.

111
00:09:55,200 --> 00:09:58,720
‫- قطعاً مذهب‌شون قابل‌احترامـه، ولی...
‫- ولی؟

112
00:10:01,080 --> 00:10:04,040
‫مثلاً باید رئیس
‫قبیله‌ی وندات رو بسوزونیم

113
00:10:04,280 --> 00:10:06,800
‫چون به مسیح لقب
‫«پسر روح جنگل» رو داده؟

114
00:10:07,040 --> 00:10:09,560
‫اتفاقاً مکالمات
‫جناب لاهونتان رو خوندم.

115
00:10:09,585 --> 00:10:10,985
‫و نظرتون چی بود؟

116
00:10:13,600 --> 00:10:19,480
‫وندات‌ها قبیله‌ی محترمی‌ان،
‫ولی چیزی که کم دارن...

117
00:10:19,586 --> 00:10:22,506
‫علاقه‌ی شدید به تعصب
‫و مجازات بی‌دلیلـه؟

118
00:10:22,880 --> 00:10:26,160
‫- من همچین چیزی نگفتم.
‫- پس منظورتون چیـه، بانو؟

119
00:10:38,640 --> 00:10:41,525
‫نمی‌خوام باهاتون بحث کنم، جناب.

120
00:10:43,320 --> 00:10:47,733
‫وقتی متوجه بی‌علاقگیِ تو شود

121
00:10:48,748 --> 00:10:53,847
‫احساس شرمندگی
‫سراسر وجودش را فرا می‌گیرد.

122
00:10:54,611 --> 00:10:56,440
‫و آن‌وقت دیگر کار تمام است.

123
00:11:01,160 --> 00:11:04,680
‫از تو متنفر می‌شود
‫و از درونش علاقه شکل می‌گیرد.

124
00:11:04,920 --> 00:11:07,680
‫معلومـه از اون زن خوشش می‌آد.

125
00:11:13,840 --> 00:11:17,320
‫فراموش نکنین که هدف ما برعکسـه.

126
00:11:18,800 --> 00:11:21,000
‫یه‌لحظه تشریف بیارین، مارکیز.

127
00:11:26,486 --> 00:11:27,952
‫تو چت شده؟

128
00:11:29,520 --> 00:11:33,160
‫یادت رفته که اگه
‫خواهرزاده‌م موفق نشه

129
00:11:33,228 --> 00:11:35,588
‫- بدبخت می‌شین؟
‫- یادمـه.

130
00:11:37,840 --> 00:11:39,200
‫تو خیلی حساسـی.

131
00:11:40,920 --> 00:11:45,440
‫مشخصـه با یکی جنگ داری،
‫ولی مَرد نیست.

132
00:11:45,680 --> 00:11:48,920
‫تو با خودت سر جنگ داری.

133
00:11:49,160 --> 00:11:54,876
‫باید قوی‌ترین دشمن
‫آزادی‌ت رو بُکشی: حسادت.

134
00:11:55,920 --> 00:11:58,800
‫- من عاشق خواهرزاده‌تون نیستم.
‫- پس ثابت کن.

135
00:12:00,120 --> 00:12:03,240
‫- چی رو؟
‫- که یه زنِ آزادی.

136
00:12:05,120 --> 00:12:06,293
‫اون‌وقت چطوری؟

137
00:12:09,520 --> 00:12:13,160
‫امشب چندتا از دوست‌هام رو
‫به عمارت کوچیک دعوت کردم.

138
00:12:13,400 --> 00:12:16,240
‫نباید کسی تو رو این‌شکلی ببینه.

139
00:12:17,560 --> 00:12:24,080
‫می‌خوام امشب از شدت سرخوشی
‫عرق بریزی و مست بشی.

140
00:12:25,800 --> 00:12:29,120
‫مردم پاریس باید
‫ببینن که ایزابل مرتوی...

141
00:12:29,360 --> 00:12:33,520
‫مارکیز محترم
‫و ملکه‌ی آزاداندیش‌ها...

142
00:12:33,760 --> 00:12:37,000
‫بلده چطور لذت ببره و لذت ببخشه.

143
00:12:39,080 --> 00:12:40,560
‫چَشم.

144
00:13:46,983 --> 00:13:48,843
‫نه، تکون نخور.

145
00:14:20,800 --> 00:14:22,440
‫ببخشین، من...

146
00:15:21,000 --> 00:15:23,760
‫امشب با اون بازی کنین.

147
00:15:31,800 --> 00:15:33,080
‫خوش اومدی.

148
00:17:02,480 --> 00:17:05,680
‫- نمی‌خوای چیزی بگی؟
‫- گفتین با هم قدم بزنیم.

149
00:17:05,920 --> 00:17:07,440
‫پس قدم می‌زنیم.

150
00:17:08,280 --> 00:17:10,276
‫سر شام ناراحتت کردم؟

151
00:17:12,320 --> 00:17:16,040
‫حقیقتش می‌خواستم
‫هرطورشده توجهت رو جلب کنم.

152
00:17:17,720 --> 00:17:19,840
‫یه‌بار خودتون رو سرسخت نشون می‌دین
‫و یه بار حساس.

153
00:17:20,080 --> 00:17:22,560
‫دارین من رو گیج می‌کنین.

154
00:17:25,200 --> 00:17:26,640
‫تا حالا به مسیحیت

155
00:17:28,482 --> 00:17:31,642
‫- شک نکردی؟
‫- به خدا اعتقاد ندارین؟

156
00:17:31,667 --> 00:17:32,925
‫نمی‌دونم.

157
00:17:34,343 --> 00:17:35,830
‫ولی حضورش رو درون تو حس می‌کنم.

158
00:17:36,181 --> 00:17:40,301
‫تو چیزی بیشتر از یه انسانـی.

159
00:17:45,120 --> 00:17:46,400
‫ناراحت شدی؟

160
00:17:51,160 --> 00:17:53,607
‫شما رو خوب می‌شناسم، جناب وی‌کُنت.

161
00:17:54,400 --> 00:17:55,680
‫مگه من کی‌ام؟

162
00:18:04,355 --> 00:18:06,115
‫من و همسرم زیاد با هم حرف می‌زنیم.

163
00:18:06,480 --> 00:18:09,880
‫توی دفترش پُر از
‫نامه‌های شکایت از شماست.

164
00:18:09,905 --> 00:18:11,705
‫مگه همسرت چی‌کاره‌ست؟

165
00:18:14,120 --> 00:18:18,360
‫رسالت اصلیِ من، آشنایی مردم
‫سرزمین جدید با کلام خدا نیست.

166
00:18:18,600 --> 00:18:21,965
‫مردمی که می‌خوام به راه راست
‫هدایت کنم، از یه قبیله‌ی دیگه‌ان.

167
00:18:22,129 --> 00:18:23,689
‫قبیله‌ای به نام «آزاداندیش‌ها».

168
00:18:25,400 --> 00:18:28,320
‫و شنیدم شما یکی از
‫رئیس‌های قبلیه‌ایـن.

169
00:18:31,960 --> 00:18:33,840
‫واقعاً آدم رو مسحور می‌کنی.

170
00:18:40,868 --> 00:18:43,255
‫- ولی شما نه.
‫- فکر کنم سوءتفاهم شده.

171
00:18:43,280 --> 00:18:45,320
‫- یعنی آزاداندیش نیستین؟
‫- دیگه نیستم.

172
00:18:45,560 --> 00:18:47,560
‫چون عاشق من شدین؟

173
00:18:47,800 --> 00:18:49,920
‫کم‌لطفی می‌کنی، بانو.

174
00:18:50,160 --> 00:18:53,720
‫چرا باید بهتون لطف کنم؟

175
00:18:53,960 --> 00:18:58,175
‫- ازتون خواهش می‌کنم چند روز اینجا بمونین.
‫- چون من رو دوست دارین؟

176
00:18:58,200 --> 00:19:01,360
‫نمی‌دونم عاشقت شدم
‫یا اصلاً توان عاشقی دارم یا نه.

177
00:19:01,600 --> 00:19:04,440
‫ولی چند دقیقه پیش که ادای
‫عاشق‌ها رو درآوردم، برام لذت‌بخش بود.

178
00:19:04,680 --> 00:19:06,908
‫فکر کنم حتی عاشق خودم شدم.

179
00:19:11,960 --> 00:19:13,211
‫مَرد بیچاره...

180
00:19:18,520 --> 00:19:23,240
‫حق با توئـه.
‫همین فردا برگرد پیش همسرت.

181
00:19:24,840 --> 00:19:28,520
‫غرورت نشونه‌ای از سادگی‌تـه.
‫یادت نره من یه مَردم.

182
00:19:28,760 --> 00:19:32,360
‫و توی جامعه‌ای بزرگ شدم
‫که مَردها ساختن.

183
00:19:32,600 --> 00:19:37,960
‫و از نگاه خیلی‌ها، بهترین زندگی رو دارم.
‫پای من گیر نیست.

184
00:19:38,200 --> 00:19:40,600
‫نهایتش به یه شهرک تبعید می‌شم

185
00:19:40,840 --> 00:19:43,590
‫که مطمئنـم اونجا هم
‫می‌تونم به‌راحتی زندگی کنم.

186
00:19:56,152 --> 00:19:58,818
‫همسر تو بازیچه‌ی کُنت ژرکور شده.

187
00:20:00,040 --> 00:20:03,680
‫هدفش فقط خانم مارکیزـه

188
00:20:03,920 --> 00:20:07,320
‫چون آزادی و قدرت اون
‫برای مَردها خطرناکـه.

189
00:20:10,440 --> 00:20:14,600
‫و تو بازیچه‌ی یه بازیچه‌ای
‫که خبر نداره صاحبش کیـه.

190
00:20:31,720 --> 00:20:33,720
‫شب به‌خیر، وی‌کُنت.

191
00:21:46,802 --> 00:21:53,802


192
00:22:25,480 --> 00:22:27,080
‫- بله؟
‫- سسیل هستم، بانو.

193
00:22:32,840 --> 00:22:34,040
‫بانو...

194
00:22:37,360 --> 00:22:40,280
‫- باز شوالیه؟
‫- بله.

195
00:23:14,000 --> 00:23:16,630
‫- یه سؤال ازت دارم.
‫- بفرمایید.

196
00:23:19,200 --> 00:23:22,720
‫به نظرت تقصیر این
‫گُل‌هاست که این قدر زیبائـن؟

197
00:23:22,960 --> 00:23:25,240
‫خب... خیر.

198
00:23:25,480 --> 00:23:27,630
‫تقصیر نوره که این قدر روشنـه؟

199
00:23:28,105 --> 00:23:29,465
‫البته که نه.

200
00:23:29,920 --> 00:23:32,963
‫تقصیر خورشیده که
‫نورش رو از ما دریغ نمی‌کنه؟

201
00:23:33,133 --> 00:23:34,458
‫نه، خانم.

202
00:23:35,120 --> 00:23:39,038
‫پس چرا این زن جَوان
‫و زیبا رو مقصر می‌دونی؟

203
00:23:39,720 --> 00:23:41,240
‫مگه اشتباهی ازش سر زده؟

204
00:23:41,480 --> 00:23:43,240
‫همچین دختر زیبایی.

205
00:23:43,480 --> 00:23:46,800
‫- بانو، من هیچ‌وقت...
‫- به خودت بیا.

206
00:23:47,040 --> 00:23:50,200
‫یه مَرد باید خودش رو کنترل کنه.

207
00:23:51,400 --> 00:23:54,320
‫سعی کن دم و دستگاهت رو تنظیم کنی.

208
00:23:54,560 --> 00:23:56,120
‫کار سختی نیست.

209
00:23:58,760 --> 00:24:01,369
‫تنهایی با خودت تمرین کن.

210
00:24:02,011 --> 00:24:05,371
‫از اون کتاب‌ها استفاده کن
‫که فقط با یه دست نگه می‌داری.

211
00:24:05,840 --> 00:24:09,840
‫- همچین کتاب‌هایی نمی‌خونم، بانو!
‫- باید بخونی تا یاد بگیری، شوالیه!

212
00:24:10,080 --> 00:24:11,956
‫حداقل به‌شکل نظری یا...

213
00:24:16,360 --> 00:24:20,240
‫- حالا فهمیدی چی‌کار کنی؟
‫- بله، خانم. فهمیدم.

214
00:24:20,632 --> 00:24:24,752
‫باید با این کارها جلوی خودت رو بگیری

215
00:24:24,840 --> 00:24:27,920
‫- تا اشتیاقت زود فوران نکنه.
‫- چَشم، خانم.

216
00:24:28,160 --> 00:24:29,438
‫آفرین.

217
00:24:30,080 --> 00:24:31,680
‫برین، بچه‌های گُل.

218
00:24:31,920 --> 00:24:34,060
‫خوش بگذره.

219
00:24:41,560 --> 00:24:42,880
‫درود، بانو.

220
00:24:42,910 --> 00:24:45,470
‫قبراق به نظر می‌رسی.

221
00:24:45,920 --> 00:24:47,960
‫دیشب خوش گذشت؟

222
00:24:48,027 --> 00:24:49,188
‫تو بگو.

223
00:24:49,734 --> 00:24:51,950
‫ظاهراً سرحالـی...
‫که نشونه‌ی خوبی نیست.

224
00:24:52,800 --> 00:24:56,480
‫خانم توروِل از تحقیقات همسرش باخبره.

225
00:24:57,085 --> 00:24:58,486
‫به دردمون نمی‌خوره.

226
00:25:00,380 --> 00:25:03,140
‫می‌گه من یه مَرد گمراهـم
‫و باید به راه راست هدایت بشم.

227
00:25:03,165 --> 00:25:06,645
‫تازه این قبل‌از این بود
‫که نشون بدم تا چه‌حد گمراهـم.

228
00:25:08,520 --> 00:25:09,872
‫خاله‌م منتظرمونـه.

229
00:25:17,655 --> 00:25:20,975
‫آقای توروِل می‌خواد یه شاهد بیاره

230
00:25:21,000 --> 00:25:24,200
‫که ظاهراً مدرک محکمی علیه شما داره.

231
00:25:24,230 --> 00:25:25,361
‫لویی رو می‌آره.

232
00:25:26,401 --> 00:25:29,201
‫مطمئنـم لویی ژرمن رو می‌آره.

233
00:25:29,479 --> 00:25:30,999
‫دوست تو.

234
00:25:31,440 --> 00:25:33,920
‫اگه ازدواج شما رو تأیید کنه

235
00:25:34,160 --> 00:25:38,619
‫کار تمومـه.

236
00:25:39,360 --> 00:25:41,960
‫- خب...
‫- نه، امکان نداره.

237
00:25:42,200 --> 00:25:45,217
‫باور تو مهم نیست.
‫زندگی‌م داره نابود می‌شه.

238
00:25:46,960 --> 00:25:48,874
‫خیلی لطف کردین، جناب وکیل.

239
00:25:49,225 --> 00:25:50,785
‫من بدرقه‌ت می‌کنم.

240
00:25:55,813 --> 00:25:58,346
‫به‌زودی می‌بینمت، دوست من.
‫ممنون.

241
00:26:03,000 --> 00:26:06,360
‫باید جلوش رو بگیریم.
‫با لویی حرف بزن.

242
00:26:06,600 --> 00:26:08,000
‫خب منکرش می‌شه.

243
00:26:09,640 --> 00:26:11,384
‫پس چجوری می‌خوای نظرش رو عوض کنی؟

244
00:26:12,655 --> 00:26:17,255
‫بهش بگو با مارکیز دعواتون شده
‫و دیگه جدا شدین.

245
00:26:17,280 --> 00:26:18,960
‫- باور نمی‌کنه.
‫- واقعاً؟

246
00:26:20,440 --> 00:26:23,360
‫- پول لازم نداره؟
‫- خودش زیاد داره.

247
00:26:26,280 --> 00:26:28,281
‫پس نقطه‌ضعفش چیـه؟

248
00:26:30,146 --> 00:26:31,401
‫من.

249
00:26:32,491 --> 00:26:34,537
‫ازت متنفر نیست،
‫فقط بهت حسادت می‌کنه.

250
00:26:34,771 --> 00:26:38,491
‫هیچ‌وقت نخواسته قبول کنه، ولی...

251
00:26:38,712 --> 00:26:43,232
‫از طرز نگاهش می‌فهمم
‫که من رو می‌خواد...

252
00:26:43,720 --> 00:26:46,560
‫- علاقه‌ای به زن‌ها نداره؟
‫- چرا، داره.

253
00:26:51,440 --> 00:26:53,752
‫پس باید بدون این‌که خجالت‌زده بشه

254
00:26:54,460 --> 00:26:57,420
‫به‌طریقی به آرزوش برسونیمش.

255
00:26:57,880 --> 00:27:01,280
‫- یعنی چی؟
‫- امروز دعوتش کن اینجا.

256
00:27:01,735 --> 00:27:04,095
‫امشب توی عمارت کوچیک
‫بهم ملحق بشین.

257
00:27:04,428 --> 00:27:06,120
‫من و اون... با تو؟

258
00:27:06,198 --> 00:27:08,118
‫مگه نمی‌گی تو رو می‌خواد؟

259
00:27:08,668 --> 00:27:11,308
‫پس باید رؤیاش به حقیقت تبدیل بشه...

260
00:27:11,333 --> 00:27:14,613
‫ولی نه مستقیماً.

261
00:27:17,600 --> 00:27:19,360
‫درستـه که خائنـه...

262
00:27:19,600 --> 00:27:22,760
‫- ولی حداقل قیافه داره.
‫- چی بگم...

263
00:27:23,000 --> 00:27:26,640
‫- نظر شما چیـه، بانو؟
‫- موافقـم.

264
00:27:26,870 --> 00:27:29,483
‫در واقع تو قراره طعمه بشی

265
00:27:30,357 --> 00:27:31,845
‫و تو هم بهانه.

266
00:27:32,760 --> 00:27:38,160
‫براش نامه بنویس
‫و بگو ایزابل سیری‌ناپذیره.

267
00:27:38,257 --> 00:27:42,057
‫بگو دختره انرژی زیادی داره
‫و به‌راحتی ارضا نمی‌شه.

268
00:27:42,082 --> 00:27:44,880
‫با یه مَرد راضی نمی‌شه.

269
00:27:46,040 --> 00:27:49,040
‫واسه همین ازش
‫کمک می‌گیری، وی‌کُنت عزیز.

270
00:28:31,160 --> 00:28:32,327
‫ممنون.

271
00:28:40,960 --> 00:28:42,200
‫دیگه خیال‌تون راحت شد؟

272
00:28:44,678 --> 00:28:48,291
‫وکیل گفت لویی فردا می‌ره پیش قاضی.

273
00:28:48,520 --> 00:28:49,800
‫ببینیم امشب چی می‌شه.

274
00:28:50,040 --> 00:28:54,280
‫منظورم خودم بودم.
‫از نقشه‌م راضی‌ایـن؟

275
00:28:54,520 --> 00:29:00,160
‫هروقت مطمئن شم که
‫احساسی بهش نداری، آره.

276
00:29:11,240 --> 00:29:14,693
‫خواهرزاده‌م برام عزیزه، ایزابل.

277
00:29:15,339 --> 00:29:17,727
‫با سن کمش زندگی شلوغی داشته.

278
00:29:18,720 --> 00:29:22,232
‫و اون‌قدر نقش بازی کرده که
‫دیگه نمی‌دونم کدوم یکی واقعیـه.

279
00:29:23,560 --> 00:29:28,600
‫می‌ترسم دیگه خودش هم ندونه.

280
00:29:33,760 --> 00:29:35,190
‫می‌شنوین؟

281
00:29:37,360 --> 00:29:38,641
‫آره.

282
00:30:02,320 --> 00:30:04,358
‫دارم... دارم...

283
00:30:10,040 --> 00:30:11,680
‫الان خوب شد؟

284
00:31:22,226 --> 00:31:23,511
‫سلام عرض شد.

285
00:32:33,680 --> 00:32:35,146
‫می‌خوام نگاهتون کنم.

286
00:32:42,320 --> 00:32:43,773
‫می‌خوام لذت‌تون

287
00:32:45,848 --> 00:32:47,226
‫و عشق‌بازی‌تون رو ببینم.

288
00:36:03,320 --> 00:36:04,712
‫قایم شدی، بانو؟

289
00:36:07,394 --> 00:36:08,560
‫نه‌خیر.

290
00:36:10,619 --> 00:36:12,939
‫امشب من بی‌آزارم.

291
00:36:12,964 --> 00:36:16,104
‫- چیزی شده؟
‫- چیز خاصی نیست.

292
00:36:17,440 --> 00:36:20,960
‫وقتی تو رو اینجا تنها می‌بینم...

293
00:36:21,200 --> 00:36:23,800
‫آزاد و آروم...

294
00:36:25,280 --> 00:36:27,080
‫بهت غبطه می‌خورم...

295
00:36:28,440 --> 00:36:30,015
‫از چی می‌ترسی؟

296
00:36:30,958 --> 00:36:33,518
‫جلوت یه دلقک بدبخت وایستاده

297
00:36:34,644 --> 00:36:36,466
‫که محکوم به زندگی توی همچین دنیاییـه...

298
00:36:37,320 --> 00:36:40,800
‫دنیایی خسته‌کننده و ظالم.

299
00:36:43,120 --> 00:36:45,539
‫تا آخر عمر اینجائـم و راه فرار ندارم.

300
00:36:57,240 --> 00:37:00,333
‫خیلی پیچیده حرف می‌زنین، وی‌کُنت.
‫متوجه نمی‌شم.

301
00:37:01,211 --> 00:37:02,811
‫من...

302
00:37:06,560 --> 00:37:07,910
‫دیگه خسته‌ام.

303
00:37:13,160 --> 00:37:16,680
‫دنیای جادویی
‫وی‌کُنت والمون دیگه نابود شده.

304
00:37:16,920 --> 00:37:19,384
‫وقتی زندگی رو توی
‫لذت جنسی خلاصه کنین

305
00:37:19,784 --> 00:37:23,384
‫معلومـه که همیشه خسته‌ایـن.

306
00:37:25,280 --> 00:37:26,689
‫مَرد بیچاره.

307
00:37:32,190 --> 00:37:34,879
‫شاید این فرصت خوبی برای تؤبه‌ست.

308
00:37:37,000 --> 00:37:40,880
‫از دید من، بدبختی
‫آدم رو به خوش‌بختی نمی‌رسونه.

309
00:37:42,880 --> 00:37:47,649
‫بهتره این‌قدر با اطمینان حرف نزنین.

310
00:37:49,880 --> 00:37:55,360
‫وقتی دَری به روی شما باز می‌شه،
‫بدون ترس بازش کنین.

311
00:38:05,125 --> 00:38:06,441
‫پشت دَر تویـی؟

312
00:38:09,735 --> 00:38:11,575
‫علی‌رغم چیزهایی که گفتم...

313
00:38:13,969 --> 00:38:15,500
‫و کارهایی که کردم...؟

314
00:38:20,760 --> 00:38:22,160
‫بله، پشت دَرم.

315
00:38:24,960 --> 00:38:26,925
‫بعدش می‌خوای حرف‌هام رو بشنوی؟

316
00:38:27,600 --> 00:38:31,360
‫می‌خوای برام از مسیح داستان بگی؟

317
00:38:36,520 --> 00:38:39,400
‫بس کن!
‫ولم کن...

318
00:38:44,720 --> 00:38:47,676
‫- ممنون، بانو.
‫- تو دیوونه‌ای.

319
00:38:50,920 --> 00:38:54,422
‫خودت داری از یه دَر نامرئی
‫حرف می‌زنی، اون‌وقت من دیوونه‌ام؟

320
00:38:56,280 --> 00:38:59,360
‫این لج‌بازی‌ت بیشتر بهم انگیزه می‌ده
‫که خود واقعی‌م باشم:

321
00:39:01,480 --> 00:39:03,331
‫چند کیلو استخون...

322
00:39:04,000 --> 00:39:06,645
‫پوست و گوشت...

323
00:39:07,640 --> 00:39:10,811
‫و مهم‌تر از همه... یه شهرت انکارنشدنی!

324
00:39:12,298 --> 00:39:14,698
‫شهرت مَردی که هیچ‌وقت تسلیم نمی‌شه.

325
00:39:24,337 --> 00:39:27,177
‫وقتی هنوز اینجا موندی،
‫یعنی ازم خوشت می‌آد.

326
00:39:29,567 --> 00:39:33,502
‫از تنهایی و آرامشت لذت ببر.

327
00:40:18,200 --> 00:40:19,386
‫بانو.

328
00:40:24,163 --> 00:40:25,387
‫ممنونـم.

329
00:40:28,977 --> 00:40:31,897
‫- حالا می‌فهمم.
‫- چی رو؟

330
00:40:32,594 --> 00:40:34,110
‫احساس والمون رو.

331
00:40:56,720 --> 00:41:00,840
‫جناب کُنت، نامه به دست‌تون رسید؟

332
00:41:00,865 --> 00:41:04,840
‫لویی ژرمن به قولش وفا نکرد.
‫برنامه‌ی دیگه‌ای ندارین؟

333
00:41:05,080 --> 00:41:07,400
‫نه، متأسفانه.

334
00:41:07,640 --> 00:41:08,759
‫«نه، متأسفانه»؟

335
00:41:12,929 --> 00:41:15,529
‫داریم از یه مارکیز
‫دوهمسره حرف می‌زنیم.

336
00:41:20,480 --> 00:41:25,160
‫مشاور پادشاه، مارشال کاستله،
‫از شجاعت‌تون بهم گفته بود.

337
00:41:24,659 --> 00:41:25,163
‫{\an8}(«مارشال»: بالاترین مقام افتخاری در نظام ارتش)

338
00:41:25,400 --> 00:41:27,310
‫نمی‌خوام خلاف حرف‌شون ثابت بشه.

339
00:41:37,080 --> 00:41:38,531
‫حالا از مارکیز بگین.

340
00:41:39,426 --> 00:41:42,706
‫ازش بازجویی کردین.
‫نظرتون چی بود؟

341
00:41:42,937 --> 00:41:44,733
‫همه‌چی ثبت شده.

342
00:41:45,720 --> 00:41:49,080
‫مارکیز خیلی کم صحبت کرد... متأسفانه.

343
00:41:51,360 --> 00:41:55,640
‫همسر محترم‌تون چی؟
‫تازگی داستان‌های جالبی شنیدم.

344
00:41:55,880 --> 00:41:59,000
‫ایشون تصمیم گرفته
‫با والمون همراه بشه.

345
00:41:59,183 --> 00:42:01,103
‫همسرتون سرخود تصمیم می‌گیره؟

346
00:42:02,080 --> 00:42:05,760
‫عجب مَرد روشن‌فکری هستین، جناب توروِل.

347
00:42:06,000 --> 00:42:07,400
‫درستـه.

348
00:42:08,680 --> 00:42:10,960
‫وقتی نیتش خیر باشه...

349
00:42:10,985 --> 00:42:13,145
‫- پس داره براتون جاسوسی می‌کنه؟
‫- نه.

350
00:42:13,600 --> 00:42:18,121
‫بارها افراد گمراه رو
‫به راه راست هدایت کرده.

351
00:42:23,255 --> 00:42:26,655
‫فکر کردین می‌تونه والمون رو عوض کنه؟

352
00:42:26,680 --> 00:42:30,520
‫به نظرم حضورش باعث می‌شه
‫والمون از مارکیز دور بمونه.

353
00:42:30,760 --> 00:42:32,200
‫باورم نمی‌شه!

354
00:42:32,440 --> 00:42:35,920
‫با ایجاد تفرقه می‌تونیم
‫پرونده رو برنده بشیم.

355
00:42:36,160 --> 00:42:38,567
‫پس نبرد بین نور مقدش همسر شما

356
00:42:39,480 --> 00:42:42,440
‫و اغواگری مسحورکننده‌ی بانو مرتوی هست.

357
00:42:42,680 --> 00:42:45,203
‫لذت‌های مادی رو دست‌کم گرفتین.

358
00:42:46,560 --> 00:42:52,040
‫حالا زانوی غم بغل نگیرین.
‫بالاخره تلاش‌تون رو کردین.

359
00:42:52,280 --> 00:42:58,400
‫شما دقیقاً نمادی از قوه‌ی
‫قضاییه‌ی کشوریـن: محتاط و کم‌رو.

360
00:42:58,640 --> 00:43:01,960
‫خوشبختانه ما فرانسوی‌ها
‫روش‌های دیگه‌ای هم

361
00:43:02,200 --> 00:43:05,040
‫برای هدایت به راه راست داریم.

362
00:43:29,520 --> 00:43:32,320
‫حالت چطوره، وی‌کُنت؟

363
00:43:32,560 --> 00:43:34,800
‫- عالی‌ام، بانو.
‫- همراهم بیا.

364
00:43:38,320 --> 00:43:39,758
‫مطمئنـی حالت خوبـه؟

365
00:43:40,542 --> 00:43:43,453
‫مگه می‌شه در جوارِ شما بَد باشم؟

366
00:43:44,600 --> 00:43:48,360
‫آخه گاهی نمی‌تونم حالت رو درک کنم.

367
00:43:48,600 --> 00:43:50,680
‫فکر کردم حالا که
‫از بدبختی نجات پیدا کردیم

368
00:43:50,920 --> 00:43:54,120
‫نقشه‌ی جدیدی پیاده کردی

369
00:43:54,254 --> 00:43:58,134
‫و قراره بری سراغ خانم‌های جَوون دیگه.

370
00:43:58,265 --> 00:44:01,401
‫کار قاضی توروِل با ما تموم شد،
‫ولی من هنوز با همسرش کار دارم.

371
00:44:02,640 --> 00:44:03,817
‫منظورت چیـه؟

372
00:44:04,599 --> 00:44:08,279
‫ترجیح می‌دم بمیرم، ولی مردم
‫نفهمن که نتونستم اون رو راضی کنم.

373
00:44:09,880 --> 00:44:13,594
‫کسی تو رو مقصر نمی‌دونه که
‫نتونستی یه زن مقید رو اغوا کنی.

374
00:44:14,935 --> 00:44:17,975
‫اتفاقاً برعکس نشون می‌ده
‫چقدر شجاعـی که امتحانش کردی.

375
00:44:18,000 --> 00:44:21,779
‫- قطعاً اطرافیانت هم...
‫- تو من رو درک نمی‌کنی.

376
00:44:23,920 --> 00:44:28,375
‫شاید من قیافه‌ی لویی
‫یا ثروت ژرکور رو نداشته باشم...

377
00:44:28,400 --> 00:44:31,592
‫ولی می‌دونی چرا
‫آوازه‌م همه‌جا پیچیده؟

378
00:44:32,331 --> 00:44:36,451
‫چون نمی‌ذارم کسی قضاوتم کنه.
‫چون خودم رو با بقیه مقایسه نمی‌کنم.

379
00:44:36,920 --> 00:44:40,920
‫خودم تصمیم می‌گیرم
‫که چطور آزاداندیشی باشم.

380
00:44:41,016 --> 00:44:44,408
‫و از نظر من یه آزاداندیش نباید
‫از کسی مثل بانو توروِل بگذره.

381
00:44:47,555 --> 00:44:50,395
‫متأسفـم، ولی موفق نمی‌شی.

382
00:44:52,840 --> 00:44:56,003
‫با این حرف‌هات
‫بیشتر داری ترغیبم می‌کنی، بانو.

383
00:44:57,120 --> 00:44:59,600
‫فقط نمی‌خوام مسخره‌ی خاص و عام بشی.

384
00:44:59,840 --> 00:45:01,840
‫ولی فکر کنم دلیلش چیز دیگه‌ایـه.

385
00:45:05,880 --> 00:45:07,520
‫پس بیا شرط ببندیم!

386
00:45:08,676 --> 00:45:09,956
‫توروِل رو اغوا می‌کنم...

387
00:45:10,414 --> 00:45:12,654
‫- اون‌وقت از من چی می‌خوای؟
‫- همه‌چی.

388
00:45:15,066 --> 00:45:16,277
‫خودت رو می‌خوام.

389
00:45:19,865 --> 00:45:22,059
‫یادتـه عاشق هم بودیم؟

390
00:45:22,579 --> 00:45:24,339
‫شب ازدواج‌مون رو یادتـه؟

391
00:45:25,840 --> 00:45:29,481
‫ازم متنفری چون فریبت دادم
‫و باز عاشقمـی چون می‌دونی حقیقت رو می‌گم.

392
00:45:31,720 --> 00:45:33,040
‫از ذهنت بیرون نمی‌رم، بانو.

393
00:45:36,040 --> 00:45:37,440
‫بالاخره مال من می‌شی.

394
00:46:02,099 --> 00:46:22,099
  جديدترين اخبار فيلم و سريال در کانال تلگرام و پیج اینستاگرام :
  .:: @MiraMovie1 ::.
  .:: @myZedMovie ::.

