﻿1
00:00:01,000 --> 00:00:05,000
<b><font color="#00abfd"> دانلود فیلم و سریال با زیرنویس چسبیده 
  ..:: MiraMovie.Top ::..</font></b>
  <b><font color="#FFC947"> ..:: MyZed.Top ::..</font></b>

2
00:00:05,880 --> 00:00:09,560
‫مارکیز عزیز من.

3
00:00:09,657 --> 00:00:11,760
‫منتظر اخبار جدید
‫از خواهرزاده‌ام هستی

4
00:00:12,000 --> 00:00:15,080
‫یا بهتر است بگویم
‫از شرطی که با او بستی.

5
00:00:16,400 --> 00:00:19,560
‫ازآنجاکه بانو توروِل
‫پاسخ نامه‌هایش را نداده...

6
00:00:19,800 --> 00:00:22,160
‫والمون تصمیم گرفته تصادفاً

7
00:00:22,400 --> 00:00:24,640
‫در فروشگاه دالبرت کونتینی

8
00:00:24,880 --> 00:00:27,560
‫- بر سر راهش قرار بگیرد.
‫- اومد.

9
00:00:29,200 --> 00:00:33,960
‫دوباره نقشه‌ای جنجالی در سر دارد.

10
00:00:34,200 --> 00:00:35,283
‫ببخشید.

11
00:00:39,440 --> 00:00:42,080
‫- هرچند پیش‌از آن‌که بتواند چیزی بگوید
‫- با اجازه.

12
00:00:42,320 --> 00:00:44,920
‫- شکارش از دست او فرار کرد.
‫- بانو!

13
00:00:45,160 --> 00:00:49,080
‫در سراسر پاریس
‫آوازه‌ی شکست او پیچیده

14
00:00:49,320 --> 00:00:50,880
‫و رقبایش را خشنود کرده است...

15
00:00:51,120 --> 00:00:55,880
‫به نظر این بار
‫شهرت او ناجی‌اش نخواهد بود.

16
00:00:56,120 --> 00:00:57,760
‫حتماً از این خبر شادمان شده‌ای.

17
00:00:58,000 --> 00:01:00,320
‫توروِل مقاومت می‌کند.

18
00:01:00,560 --> 00:01:02,560
‫پیروزی از آنِ توست.

19
00:01:02,800 --> 00:01:06,120
‫و به‌زودی وی‌کُنتِ مغرور ما

20
00:01:06,331 --> 00:01:08,950
‫چاره‌ای جز اقرار به شکست ندارد.

21
00:01:13,000 --> 00:01:14,240
‫سسیل!

22
00:01:14,480 --> 00:01:16,240
‫قصد مزاحمت ندارم.

23
00:01:16,480 --> 00:01:19,160
‫خبر بَد جدیدی از والمون بیچاره رسیده.

24
00:01:23,600 --> 00:01:26,840
‫- به نظر خوش‌حال شدین.
‫- در اصل باید خوش‌حال‌تر بشم.

25
00:01:28,840 --> 00:01:32,800
‫غرور توروِل یه‌کم زیادیـه،
‫ولی از طرف دیگه...

26
00:01:33,039 --> 00:01:35,920
‫- دوست دارین والمون موفق بشه؟
‫- آره، ولی با شرایط من.

27
00:01:36,160 --> 00:01:37,600
‫به نظرتون از والمون خوشش می‌آد؟

28
00:01:39,520 --> 00:01:42,093
‫اون زن قطعاً از مَردها خوشش می‌آد.

29
00:01:44,680 --> 00:01:46,320
‫خودم باید دست‌به‌کار بشم.

30
00:02:00,105 --> 00:02:01,124
‫آمین.

31
00:02:28,960 --> 00:02:30,188
‫مارکیز.

32
00:02:30,960 --> 00:02:32,740
‫چه تصادف جالبی.

33
00:02:34,560 --> 00:02:38,320
‫می‌خواستم باهاتون حرف بزنم
‫و گفتم شاید دعوتم رو نپذیرین.

34
00:02:38,560 --> 00:02:40,380
‫قبلاً که اومدم خونه‌تون.

35
00:02:42,079 --> 00:02:43,920
‫الان داشتم تماشاتون می‌کردم.

36
00:02:44,160 --> 00:02:48,040
‫- مشخصـه برای عبادت نیومدین.
‫- درستـه.

37
00:02:48,280 --> 00:02:50,360
‫ولی من ایمان شما رو ندارم.

38
00:02:50,600 --> 00:02:53,095
‫هرچند توی محیط مذهبی بزرگ شدم

39
00:02:53,759 --> 00:02:54,958
‫و خدا...

40
00:02:56,720 --> 00:02:59,601
‫هرازگاهی کمک‌حالم بوده.

41
00:03:00,840 --> 00:03:05,080
‫حالا امکانش هست
‫من رو همراهی کنین، بانو؟

42
00:03:05,320 --> 00:03:09,480
‫اگه این لطف رو در حق من بکنین،
‫من هم به درخواست همسرتون عمل می‌کنم.

43
00:03:09,720 --> 00:03:11,019
‫یعنی چی؟

44
00:03:14,880 --> 00:03:16,354
‫اعتراف می‌کنم!

45
00:03:57,566 --> 00:04:00,306
‫{\an8}[ اغـوا ]

46
00:04:06,000 --> 00:04:13,000
  جديدترين اخبار فيلم و سريال در کانال تلگرام و پیج اینستاگرام :
  .:: @MiraMovie1 ::.
  .:: @myZedMovie ::.

47
00:04:14,000 --> 00:04:17,000
  جديدترين اخبار فيلم و سريال در کانال تلگرام و پیج اینستاگرام :
  .:: @MiraMovie1 ::.
  .:: @myZedMovie ::.

48
00:04:38,840 --> 00:04:41,120
‫بدون اغراق عرض می‌کنم...

49
00:04:41,145 --> 00:04:46,065
‫والمون همیشه هوای
‫افراد درمونده رو داشته.

50
00:04:48,360 --> 00:04:50,680
‫حوصله‌تون رو سر بردم، بانو؟

51
00:04:50,920 --> 00:04:52,440
‫نه اتفاقاً...

52
00:04:52,680 --> 00:04:57,920
‫ولی فکر کردم حالا که
‫هر دو با هم تنها شدیم...

53
00:04:59,196 --> 00:05:01,876
‫قراره از ویژگی‌های
‫دیگه‌ی والمون بهم بگین.

54
00:05:03,600 --> 00:05:06,192
‫راستـه که می‌گن
‫توی عشق‌بازی رقیب نداره؟

55
00:05:08,120 --> 00:05:10,320
‫فکر نمی‌کردم غافل‌گیر بشین!

56
00:05:10,560 --> 00:05:12,560
‫امیدوارم ناراحت نشده باشین.

57
00:05:14,354 --> 00:05:16,314
‫تازه دارم روش
‫بازی‌تون رو یاد می‌گیرم.

58
00:05:16,440 --> 00:05:17,891
‫بازیِ من؟

59
00:05:24,760 --> 00:05:29,000
‫مگه شما و هم‌قبیله‌ای‌هاتون
‫همین‌طوری زندگی نمی‌کنین؟

60
00:05:29,240 --> 00:05:30,640
‫با بازی‌کردن.

61
00:05:30,880 --> 00:05:34,240
‫ولی این بازی هم
‫محدودیت خودش رو داره.

62
00:05:35,478 --> 00:05:37,420
‫حتی یه قانون داره.

63
00:05:38,480 --> 00:05:41,000
‫یه قانون مهم.

64
00:05:41,240 --> 00:05:42,720
‫بفرمایین لطفاً.

65
00:05:47,800 --> 00:05:50,440
‫اعتراف به شکست.

66
00:05:52,960 --> 00:05:55,447
‫اما شکستی لذت‌بخش...

67
00:05:56,092 --> 00:05:58,557
‫چون نتیجه‌ش تسلیم‌شدن
‫در برابر امیال خودتونـه.

68
00:05:59,119 --> 00:06:00,967
‫حتماً فکر می‌کنین...

69
00:06:01,760 --> 00:06:05,400
‫برام سختـه که جلوی
‫دوست‌تون، والمون، مقاومت کنم.

70
00:06:05,640 --> 00:06:08,600
‫شما نماد آخرین سنگر مقاومت خدایـین.

71
00:06:08,840 --> 00:06:11,480
‫بانو توروِلِ زاهد.

72
00:06:12,560 --> 00:06:13,920
‫یعنی امکان نداره یه‌روز...

73
00:06:14,160 --> 00:06:17,360
‫از این‌همه قداست خسته بشین؟

74
00:06:17,600 --> 00:06:22,760
‫شما خسته نشدین ازبس
‫تاج شاهدخت‌ها رو به سر کردین؟

75
00:06:23,000 --> 00:06:27,520
‫- حداقل موقعیت من لذت‌های خودش رو داره.
‫- باور حرف‌تون برام ساختـه.

76
00:06:27,760 --> 00:06:30,933
‫- چون با لذت مشکل دارین.
‫- با قدرت‌طلبی مشکل دارم.

77
00:06:31,800 --> 00:06:35,640
‫زیباییِ شما سلاحی کُشنده ولی موقتـه.

78
00:06:36,089 --> 00:06:39,329
‫شاید باهاش نبرد امروز رو برنده بشین،
‫ولی جنگ نهایی رو نه.

79
00:06:41,159 --> 00:06:45,720
‫خدا رو شکر که هر دو
‫می‌دونیم موضوع بحث چیـه.

80
00:06:45,960 --> 00:06:48,720
‫پشت‌پرده‌ی این جامعه
‫جنگ بزرگی در جریانـه.

81
00:06:48,960 --> 00:06:54,080
‫قداست شما و فاحشگیِ من،
‫هر دو وسیله‌ای

82
00:06:54,105 --> 00:06:55,840
‫برای فریب مَردها هستن.

83
00:06:56,080 --> 00:06:58,440
‫دیدگاه منفی‌ای نسبت به جامعه دارین.

84
00:06:58,680 --> 00:07:00,800
‫نه اتفاقاً.

85
00:07:00,925 --> 00:07:04,298
‫من عاشق این دوره‌ام

86
00:07:05,167 --> 00:07:07,222
‫و می‌خوام بهش غلبه کنم.

87
00:07:08,600 --> 00:07:10,280
‫خب چه انتظاری از من دارین؟

88
00:07:11,400 --> 00:07:13,960
‫ایمانم رو از دست بدم
‫و یه‌راست برم سراغ والمون؟

89
00:07:21,520 --> 00:07:23,641
‫شما از اون دسته آدم‌هایـین

90
00:07:25,640 --> 00:07:30,240
‫که دوست دارین عشق بورزین
‫و همون‌قدر دریافت کنین.

91
00:07:30,480 --> 00:07:33,200
‫و اگه احساس می‌کنین
‫همسرتون براتون کافی نیست...

92
00:07:33,440 --> 00:07:37,560
‫والمون خوب می‌دونه باهاتون
‫چی‌کار کنه که راضی بشین...

93
00:07:40,588 --> 00:07:43,708
‫مشخصـه خودتون رو
‫بیشتر از خدا دوست دارین، بانو.

94
00:07:44,120 --> 00:07:49,240
‫و محتاج تجربه‌های ممنوعه هستین.

95
00:07:49,480 --> 00:07:53,320
‫من هم قبلاً مثل شما بودم.

96
00:07:54,520 --> 00:07:57,760
‫و باور کنین تا وقتی
‫تسلیم امیال‌تون نشین

97
00:07:58,000 --> 00:08:00,280
‫نمی‌تونین خود واقعی‌تون رو پیدا کنین.

98
00:08:04,600 --> 00:08:05,840
‫ببخشین.

99
00:08:08,160 --> 00:08:11,160
‫جواب سؤال‌تون طولانی شد.

100
00:08:13,640 --> 00:08:15,009
‫کدوم سؤالم؟

101
00:08:15,311 --> 00:08:17,758
‫قرار شد از ویژگی‌های
‫دیگه‌ی والمون بهتون بگم.

102
00:08:24,160 --> 00:08:27,440
‫جناب کُنت ژرکور تشریف آوردن.

103
00:08:31,400 --> 00:08:34,440
‫- سلام، بانو.
‫- خوش‌حالم کردی، کُنت عزیز.

104
00:08:38,760 --> 00:08:40,880
‫- با پیشنهاد صلح خدمت رسیدم.
‫- صلح؟

105
00:08:42,320 --> 00:08:44,240
‫صلح بی‌قیدوشرط.

106
00:08:48,800 --> 00:08:54,055
‫از این دعواها خسته شدم و می‌خوام
‫مثل گذشته با هم دوست باشیم.

107
00:08:54,217 --> 00:08:56,295
‫دیگه ملاقات من نمی‌آی

108
00:08:56,320 --> 00:08:58,815
‫و خونه‌م بدون تو سوت و کور شده.

109
00:08:59,760 --> 00:09:01,440
‫شرمنده می‌کنی.

110
00:09:03,600 --> 00:09:05,440
‫ولی ادامه بده.
‫خوشم اومد.

111
00:09:09,400 --> 00:09:12,160
‫تازگی توی قصر سروصدا شده.

112
00:09:13,560 --> 00:09:17,960
‫- می‌گن حوصله‌ی شاه سر رفته.
‫- واقعاً؟ ناراحت شدم.

113
00:09:18,200 --> 00:09:23,280
‫می‌گن دوست داره از قصر
‫بزنه بیرون و توی شهر بگرده.

114
00:09:24,440 --> 00:09:26,520
‫ولی تنهایی نمی‌تونم سرگرمش کنم.

115
00:09:41,200 --> 00:09:42,645
‫به کمکت نیاز دارم.

116
00:09:49,520 --> 00:09:52,200
‫بذار مثل قدیم‌ها آماده‌ت کنم.

117
00:09:54,040 --> 00:09:56,920
‫یادتـه قبلاً چطوری بودیم؟
‫توی پاریس سلطنت می‌کردیم.

118
00:09:59,101 --> 00:10:02,123
‫می‌خوام یادت بیاد قبلاً کی بودیم...

119
00:10:03,466 --> 00:10:04,674
‫تو چی بودی.

120
00:10:06,896 --> 00:10:09,939
‫رازهای تاریک همه رو می‌دونستیم.

121
00:10:10,840 --> 00:10:12,560
‫خودت همه‌چی رو نابود کردی.

122
00:10:12,742 --> 00:10:13,942
‫نه...

123
00:10:14,288 --> 00:10:15,880
‫هنوز وقت هست.

124
00:10:19,760 --> 00:10:22,680
‫می‌تونیم برگردیم
‫به روزهای طلایی پاریس.

125
00:10:25,296 --> 00:10:26,311
‫موافقـم.

126
00:10:34,552 --> 00:10:36,032
‫گرچه...

127
00:10:39,040 --> 00:10:42,520
‫اول باید مطمئن بشم که
‫به هدف‌مون وفادار می‌مونی.

128
00:10:44,000 --> 00:10:49,600
‫صرفاً با حرف‌زدن بهم ثابت نمی‌شه.
‫باید یه‌چیزی رو فدا کنی.

129
00:10:51,920 --> 00:10:55,040
‫باید شاگرد نمونه‌ت رو
‫پس بزنی: مارکیز مرتوی.

130
00:10:55,490 --> 00:10:58,610
‫مردم از گستاخی‌ش
‫و میل به سلطنتش عاصی شدن.

131
00:10:59,680 --> 00:11:02,878
‫اگه ازش دوری نکنی،
‫نمی‌تونم کمکت کنم.

132
00:11:03,640 --> 00:11:05,680
‫پس از اول دنبال همین بودی.

133
00:11:12,280 --> 00:11:14,297
‫ایزابل مثل دختر منـه!

134
00:11:20,800 --> 00:11:22,320
‫هیچ‌وقت پیروز نمی‌شه.

135
00:11:24,160 --> 00:11:25,960
‫نفرت داره دیوونه‌ش می‌کنه.

136
00:11:26,200 --> 00:11:28,760
‫به‌زودی همه‌ی اعمال زشتش
‫توی دادگاه معلوم می‌شه.

137
00:11:29,000 --> 00:11:32,735
‫اگه الان جلوش رو نگیری،
‫آخرش می‌افته به دست

138
00:11:32,760 --> 00:11:34,440
‫مقامات قصر.

139
00:11:34,680 --> 00:11:38,080
‫و اون‌ها ازش برای
‫حمله به ما استفاده می‌کنن.

140
00:11:42,622 --> 00:11:44,822
‫بعدش کارمون تمومـه، بانو.

141
00:11:48,520 --> 00:11:51,405
‫آزادی‌ای که این‌قدر براش جنگیدیم،
‫به پایان می‌رسه.

142
00:11:56,400 --> 00:11:59,146
‫- نفرت‌انگیزی.
‫- چی؟

143
00:12:00,600 --> 00:12:01,840
‫شنیدی چی گفتم.

144
00:12:02,080 --> 00:12:04,720
‫چطور روت می‌شه
‫با من از آزادی حرف بزنی؟

145
00:12:04,778 --> 00:12:07,825
‫مثل این‌که بهت فشار اومده.
‫فهمیدی داری شکست می‌خوری.

146
00:12:08,040 --> 00:12:12,360
‫هربار سعی کردی بهش آسیب بزنی،
‫ایزابل دوباره تحقیرت کرد.

147
00:12:12,600 --> 00:12:15,268
‫- به زودی نابودت می‌کنه و...
‫- ببند دهنت رو!

148
00:12:16,760 --> 00:12:18,720
‫چطور جرئت می‌کنی؟

149
00:12:18,960 --> 00:12:22,360
‫اومدم مثل یه انسان
‫متمدن باهات حرف بزنم.

150
00:12:22,600 --> 00:12:24,739
‫ولی مجبورم می‌کنی بهت آسیب بزنم.

151
00:12:28,040 --> 00:12:31,278
‫نه!
‫ولم کن!

152
00:12:46,680 --> 00:12:50,160
‫بوی تنت...
‫پوست لطیفت...

153
00:12:50,400 --> 00:12:55,600
‫جور دیگه‌ای نمی‌شه صلح کرد.

154
00:13:00,080 --> 00:13:01,320
‫بفرمایید!

155
00:13:03,600 --> 00:13:06,800
‫کالسکه آماده‌ست، خانم.

156
00:13:07,040 --> 00:13:09,600
‫بسیار خوب.
‫صحبت ما هم تموم شد.

157
00:13:09,840 --> 00:13:11,039
‫با اجازه، بانو.

158
00:13:41,327 --> 00:13:44,447
‫شوالیه دانسنی رو خاطرتون هست؟

159
00:13:47,480 --> 00:13:49,600
‫نامزد خانم وولانژِ جوان.

160
00:13:49,840 --> 00:13:53,478
‫هنوز نامزد رسمی نشدن.

161
00:13:54,895 --> 00:13:57,375
‫پسر بیچاره هنوز
‫برای خودش یه پیانو نداره

162
00:13:57,400 --> 00:13:59,180
‫و باید برای اجرا هم آماده بشه.

163
00:13:59,628 --> 00:14:03,116
‫یادم رفته بود که امشب
‫دعوتش کردم اینجا تمرین کنه.

164
00:14:04,280 --> 00:14:06,182
‫امیدوارم ایرادی نداشته باشه.

165
00:14:10,400 --> 00:14:11,695
‫ممنون.

166
00:15:14,480 --> 00:15:19,960
‫من خسته‌ام. می‌رم بخوابم.
‫شما بمونین لطفاً.

167
00:15:24,680 --> 00:15:26,320
‫من هم می‌رم توی اتاقم.

168
00:15:42,952 --> 00:15:44,192
‫شب به‌خیر، بانو.

169
00:15:57,880 --> 00:15:59,320
‫ازش خوشت می‌آد؟

170
00:15:59,703 --> 00:16:03,703
‫خانم، دعوت امشب‌تون رو
‫فقط از روی دوستی قبول کردم.

171
00:16:03,800 --> 00:16:05,104
‫کدوم دوستی؟

172
00:16:05,963 --> 00:16:08,503
‫ما فقط همکاریـم، شوالیه‌ی عزیز.

173
00:16:09,632 --> 00:16:11,952
‫از روز اول همین بوده.

174
00:16:12,440 --> 00:16:14,784
‫تو پول لازم داشتی
‫و من هم جذابیت تو رو.

175
00:16:18,640 --> 00:16:21,200
‫ولی ظاهراً فراموش کردین که

176
00:16:21,225 --> 00:16:24,505
‫- سسیل وارد زندگی‌م شده.
‫- سسیل؟ بله، می‌دونم.

177
00:16:29,360 --> 00:16:33,439
‫فردا که بیدار شدی،
‫دوباره برگرد به عشق و عاشقی‌ت.

178
00:16:34,378 --> 00:16:38,897
‫خیالت راحت باشه. من هم به‌عنوان
‫دوست و همکار کمکت می‌کنم.

179
00:16:39,784 --> 00:16:41,864
‫ولی امشب...

180
00:16:52,440 --> 00:16:55,640
‫باید بری دَرِ اتاق خانم توروِل رو بزنی...

181
00:16:55,880 --> 00:16:58,080
‫بهش توضیح بدی که دودل شدی...

182
00:16:58,320 --> 00:17:02,440
‫و نمی‌دونی با این
‫احساس سردرگمی چی‌کار کنی.

183
00:17:03,840 --> 00:17:07,520
‫بگو از خودت متنفری
‫که سسیل رو فراموش کردی.

184
00:17:10,839 --> 00:17:12,415
‫بذار باهات حرف بزنه...

185
00:17:13,755 --> 00:17:16,555
‫بذار بهت توضیح بده که
‫باید به خدا ایمان بیاری

186
00:17:16,580 --> 00:17:18,460
‫و از این مزخرفات.

187
00:17:20,480 --> 00:17:25,079
‫همین‌طور به حرف‌هاش گوش بده...

188
00:17:26,160 --> 00:17:27,640
‫با دقت و با حوصله...

189
00:17:29,720 --> 00:17:31,556
‫سعی کن خودت باشی.

190
00:17:32,917 --> 00:17:34,089
‫بی‌نقص.

191
00:17:37,160 --> 00:17:39,920
‫وقتی توی اتاقش باشی،
‫خیلی چیزها ممکن می‌شه.

192
00:17:39,945 --> 00:17:43,505
‫و به نظرم تا قبل‌از طلوع خورشید،
‫اون مال تو می‌شه.

193
00:17:45,840 --> 00:17:49,424
‫یادت باشه اگه بهم کمک کنی،
‫در واقع به سسیل کمک کردی.

194
00:17:52,520 --> 00:17:57,200
‫اگه من نبودم،
‫سسیل الان همسر ژرکور بود.

195
00:17:59,640 --> 00:18:03,015
‫می‌دونم نیت شما خیر بوده.
‫ازتون ممنونـم.

196
00:18:03,040 --> 00:18:07,040
‫نیت من همیشه چیزیـه
‫که خودم صلاح بدونم.

197
00:18:10,720 --> 00:18:12,838
‫خیالت راحت باشه.
‫زن دل‌پذیریـه.

198
00:18:13,372 --> 00:18:15,865
‫و می‌دونم که بهت خوش می‌گذره.

199
00:18:20,120 --> 00:18:21,198
‫راه بیُفت.

200
00:19:00,196 --> 00:19:03,436
‫نه، بانو. حاضرم سسیل رو از دست بدم
‫ولی بهش خیانت نکنم.

201
00:19:03,800 --> 00:19:05,135
‫هر کار صلاح می‌دونین، بکنین.

202
00:19:27,720 --> 00:19:29,220
‫مارکیز عزیزم.

203
00:19:29,840 --> 00:19:33,200
‫سکوت تو مرا نگران کرده است.

204
00:19:34,600 --> 00:19:38,400
‫تصورم این بود که عاشق شده‌ای،
‫اما اشتباه می‌کردم.

205
00:19:38,640 --> 00:19:42,554
‫تو مسمومِ خطرناک‌ترین سَم شده‌ای: غرور.

206
00:19:43,737 --> 00:19:45,817
‫تمام تمرکز تو باید بر ژرکور باشد.

207
00:19:46,200 --> 00:19:51,360
‫باید برای جنگ آماده شوی،
‫درعوض خود را مشغولِ توروِل کرده‌ای

208
00:19:51,385 --> 00:19:53,705
‫که ذره‌ای اهمیت ندارد.

209
00:19:54,915 --> 00:19:59,235
‫داری در ورطه‌ی غرور
‫و پوچی غرق می‌شوی، بانو.

210
00:19:59,800 --> 00:20:01,840
‫برخیز و مبارزه کن.

211
00:20:03,240 --> 00:20:06,880
‫نه تو و نه والمون دیگر حواس ندارید.

212
00:20:07,120 --> 00:20:10,840
‫هر دو در هزارتویی
‫که ساختید، گم شده‌اید.

215
00:20:40,574 --> 00:20:41,814
‫بانو.

216
00:20:46,146 --> 00:20:47,361
‫حال‌تون خوبـه؟

217
00:20:50,720 --> 00:20:52,241
‫دیگه نمی‌خوام بازی کنم.

218
00:20:55,706 --> 00:20:56,975
‫شما پیروز شدین.

219
00:20:58,960 --> 00:21:00,375
‫ایرادی نداره.

220
00:21:01,320 --> 00:21:02,851
‫چی دارین می‌گین؟

221
00:21:06,792 --> 00:21:09,992
‫والمون با من شرط بست
‫که می‌تونه شما رو اغوا کنه.

222
00:21:13,360 --> 00:21:15,560
‫و جایزه‌ی این شرط من بودم.

223
00:21:15,800 --> 00:21:17,377
‫متوجه نمی‌شم.

224
00:21:23,765 --> 00:21:25,327
‫پس من رو می‌خواد...

225
00:21:26,383 --> 00:21:28,281
‫چون عاشق شماست؟

226
00:21:29,992 --> 00:21:33,609
‫عاشق من؟
‫واقعاً متوجه نیستین؟

227
00:21:34,624 --> 00:21:36,416
‫هیچ‌وقت من رو دوست نداشت.

228
00:21:37,142 --> 00:21:38,828
‫اون شما رو دوست داره.

229
00:21:39,487 --> 00:21:41,647
‫دیگه کاریش نمی‌شه کرد.

230
00:21:43,480 --> 00:21:45,400
‫فکر کردین آزاداندیشی فقط یه بازیـه؟

231
00:21:46,872 --> 00:21:50,672
‫نه، حداقل برای والمون جدیـه.

232
00:21:54,000 --> 00:22:00,880
‫فلسفه‌ی زندگی‌ش در نهایت
‫به زندان خودش تبدیل شد.

233
00:22:02,914 --> 00:22:05,750
‫خودش رو از همه پنهان می‌کنه
‫تا مبادا روی واقعی‌ش رو بشناسن:

234
00:22:06,948 --> 00:22:09,748
‫یه مَرد عاشق و ضعیف.

235
00:22:10,760 --> 00:22:13,680
‫برای همین این شرط مسخره رو بست...

236
00:22:14,960 --> 00:22:17,480
‫تا بتونه احساسات
‫واقعی‌ش رو پنهان کنه.

237
00:22:23,600 --> 00:22:26,398
‫شما آزادیـن که عشقش رو نپذیرین

238
00:22:27,200 --> 00:22:32,080
‫ولی دیگه تظاهر نکنین که خبر ندارین.

239
00:22:39,000 --> 00:22:46,000


240
00:22:53,036 --> 00:22:57,476
‫بانو رُزموند عزیز، فرشته‌ی نگهبان من.

241
00:22:57,501 --> 00:23:01,461
‫فراموش کرده بودم که هنر فریب‌کاری
‫بدون چاشنیِ حقیقت مزه ندارد.

242
00:23:02,040 --> 00:23:04,080
‫نگران من نباشید.

243
00:23:04,320 --> 00:23:06,426
‫این ریسک را پذیرفتم
‫و حقیقت شرط‌بندیِ

244
00:23:06,451 --> 00:23:09,273
‫میان من و خواهرزاده‌تان را
‫به توروِل توضیح دادم.

245
00:23:13,630 --> 00:23:17,510
‫اگر این توهم را
‫به ذهن او القا نمی‌کردم

246
00:23:17,636 --> 00:23:21,156
‫بدون شک، او تا ابد
‫دست‌نیافتنی باقی می‌ماند.

247
00:23:22,520 --> 00:23:25,480
‫به او گفتم که والمون
‫خالصانه عاشقش شده است.

248
00:23:29,880 --> 00:23:31,440
‫«وقتی از خانه‌اش خارج می‌شود...

249
00:23:31,680 --> 00:23:34,120
‫فقط زیبایی‌ست که
‫اطرافش را پُر کرده است.

250
00:23:34,255 --> 00:23:38,336
‫و وقتی به خانه برمی‌گردد،
‫چیزهای زیباتری در انتظار هستند.

251
00:23:39,200 --> 00:23:42,118
‫هرجا را می‌نگرد، دلش آرام می‌شود...

252
00:23:42,840 --> 00:23:46,480
‫روحش محتاج ذره‌ای عشق است.»

253
00:23:48,120 --> 00:23:52,120
‫اما جهت آن‌که
‫به محصول نهایی تبدیل شود

254
00:23:52,283 --> 00:23:54,803
‫او نیز مانند هر موجود زنده‌ی دیگری

255
00:23:54,905 --> 00:23:57,145
‫محتاج دوست‌داشته‌شدن است.

256
00:23:57,600 --> 00:24:00,080
‫زنی باتقوا را به خانه‌ام دعوت کردم

257
00:24:00,320 --> 00:24:03,400
‫و سپس با زنی سردرگم خداحافظی کردم.

258
00:24:03,630 --> 00:24:06,190
‫زنی که سر تا پایش را
‫یک ویروس کُشنده فرا گرفته بود:

259
00:24:06,440 --> 00:24:09,400
‫ترس از دلتنگی.

260
00:24:24,960 --> 00:24:26,280
‫خوش‌حالـم دوباره می‌بینمت.

261
00:24:27,360 --> 00:24:29,933
‫شنیدم دانسنی داره اذیتت می‌کنه.

262
00:24:31,360 --> 00:24:32,908
‫خیل دوستش دارم.

263
00:24:33,700 --> 00:24:35,680
‫آخ، بانو سسیل وولانژ.

264
00:24:41,200 --> 00:24:42,440
‫فراموشش کن.

265
00:24:46,038 --> 00:24:48,460
‫- بله؟
‫- شوالیه رو می‌گم.

266
00:24:50,737 --> 00:24:52,177
‫فراموشش کن.

267
00:24:54,640 --> 00:24:59,400
‫هرچقدر دوست داری،
‫با بدنت ازش استفاده کن

268
00:25:01,080 --> 00:25:03,800
‫ولی نذار ذهنت رو مشغول کنه.

269
00:25:04,960 --> 00:25:06,552
‫دانسنی یه پسره.

270
00:25:08,760 --> 00:25:10,000
‫ولی تو...

271
00:25:14,720 --> 00:25:16,640
‫یه زن بالغـی.

272
00:25:17,880 --> 00:25:20,080
‫بانو سسیل وولانژ.

273
00:25:26,000 --> 00:25:27,836
‫دوست‌تون دارم، بانو.

274
00:25:28,947 --> 00:25:32,427
‫کاش می‌شد یه‌جوری
‫لطف‌تون رو جبران کنم.

275
00:25:32,657 --> 00:25:34,428
‫شاید یه‌روز بتونی.

276
00:25:53,960 --> 00:25:55,280
‫چی شده؟

277
00:25:57,960 --> 00:26:00,440
‫نفرتش نسبت به تو خیلی شدیده.

278
00:26:00,680 --> 00:26:03,758
‫ژرکور؟
‫برام مهم نیست.

279
00:26:04,360 --> 00:26:06,200
‫مثلاً می‌خواد چی‌کار کنه؟

280
00:26:06,440 --> 00:26:11,360
‫باور کن می‌تونه
‫از شاه بخواد سرت رو بزنه.

281
00:26:11,456 --> 00:26:12,755
‫ایزابل.

282
00:26:14,960 --> 00:26:17,720
‫فردا برای همسرت نامه بنویس.

283
00:26:17,960 --> 00:26:22,280
‫بهش بگو دلتنگش شدی و زود برگرده.

284
00:26:22,520 --> 00:26:24,040
‫به کمکش نیاز داری.

285
00:26:24,280 --> 00:26:28,320
‫- باید ازت محافظت کنه.
‫- اگه برگرده، همه‌چی رو از دست می‌دم.

286
00:26:28,560 --> 00:26:32,840
‫نهایتش یه مدت تبعید می‌شی،
‫ولی حداقل آینده‌ت حفظ می‌شه.

287
00:26:35,560 --> 00:26:38,066
‫آینده‌ی من یا شما؟

288
00:26:39,049 --> 00:26:41,329
‫یعنی اجازه ندارم از خودم محافظت کنم؟

289
00:26:42,720 --> 00:26:45,000
‫الان به سنی رسیدم که آرامش می‌خوام.

290
00:26:45,240 --> 00:26:48,920
‫برای آبروم خیلی زحمت کشیدم
‫و نمی‌خوام بر باد بره.

291
00:26:49,160 --> 00:26:51,120
‫می‌فهمین چی می‌گین؟

292
00:26:53,213 --> 00:26:57,253
‫می‌گین من آزادی‌م رو فدا کنم

293
00:26:57,278 --> 00:26:58,758
‫تا شما آزادی‌تون رو از دست ندین!

294
00:26:58,980 --> 00:27:01,333
‫اگه این بزدلی نیست، پس چیـه؟

295
00:27:03,520 --> 00:27:05,108
‫دیگه نمی‌شناسمتون.

296
00:27:06,171 --> 00:27:07,718
‫شما دوست من بودین.

297
00:27:07,743 --> 00:27:09,663
‫با این حرف‌ها به جایی نمی‌رسیم!

298
00:27:09,960 --> 00:27:12,415
‫هیچ‌وقت آزادی‌م رو فدا نمی‌کنم.
‫فهمیدین؟

299
00:27:13,935 --> 00:27:15,171
‫هرگز!

300
00:27:59,160 --> 00:28:00,348
‫سلام، بانو.

301
00:28:06,040 --> 00:28:07,280
‫بفرما داخل.

302
00:28:07,305 --> 00:28:09,080
‫ایزابل همه‌چی رو بهم گفت.

303
00:28:12,880 --> 00:28:14,080
‫درباره‌ی شرط‌بندی.

304
00:28:20,440 --> 00:28:22,560
‫دیگه هیچی ازت مخفی نمی‌کنم.

305
00:29:14,866 --> 00:29:17,106
‫تسلیت عرض می‌کنم، بانو مارکیز.

306
00:29:22,720 --> 00:29:25,000
‫ما رو شریک غم خودتون بدونید.

307
00:29:25,240 --> 00:29:27,280
‫ارتش با شما هم‌دردی می‌کنه.

308
00:29:28,220 --> 00:29:32,020
‫همسرتون الگو و راهنمای ما بودن.

309
00:29:32,727 --> 00:29:34,367
‫چه اتفاقی افتاد؟

310
00:29:36,160 --> 00:29:40,320
‫همسر دلیر شما تا آخرین نفس...

311
00:29:40,560 --> 00:29:43,120
‫الگو و راهنمای ما بودن.

312
00:29:44,680 --> 00:29:45,920
‫چطوری مُرد؟

313
00:29:47,960 --> 00:29:52,600
‫توی درگیری بی‌رحمانه‌مون...

314
00:29:52,954 --> 00:29:54,634
‫دشمن لب ساحل لیوینگستون...

315
00:29:54,760 --> 00:29:58,415
‫با نقشه‌ای شوم به ما نزدیک شد...

316
00:29:58,440 --> 00:30:00,560
‫و بااین‌که تعدادمون کمتر بود...

317
00:30:00,638 --> 00:30:03,518
‫تونستیم مقاومت کنیم، اما...

318
00:30:31,480 --> 00:30:32,760
‫نقشه‌ای شوم؟

319
00:30:34,409 --> 00:30:39,529
‫همسرتون الگو
‫و راهنمای ما بودن، بانو.

320
00:30:55,840 --> 00:30:57,400
‫بانو رُزموند رو باخبر کنین.

321
00:31:29,840 --> 00:31:34,800
‫این نقاشی رو بردارین
‫و بذارین یه جای دیگه.

322
00:31:36,000 --> 00:31:37,480
‫قلبم سنگینی می‌کنه.

323
00:31:37,720 --> 00:31:40,960
‫- شاید کم‌کم بتونم...
‫- چَشم، خانم.

324
00:31:57,120 --> 00:32:00,280
‫بانو، خوش‌حالـم دوباره می‌بینمتون.

325
00:32:02,640 --> 00:32:04,760
‫خبر فوت همسرتون رو شنیدم.

326
00:32:06,000 --> 00:32:10,680
‫تنها مایه‌ی آرامشم اینـه که
‫همسرم الگو و راهنمای همه بود.

327
00:32:10,920 --> 00:32:12,363
‫قطعاً همین‌طوره.

328
00:32:17,720 --> 00:32:21,400
‫واقعاً ازم انتظار داری
‫سوگوار اون ملعون باشم؟

329
00:32:26,291 --> 00:32:28,291
‫بذار خوب نگاهت کنم.

330
00:32:33,720 --> 00:32:35,287
‫ظاهراً موفق شدی.

331
00:32:36,893 --> 00:32:38,443
‫تعریف کن.

332
00:32:41,720 --> 00:32:44,480
‫دیشب اومد جلوی خونه‌م...

333
00:32:44,720 --> 00:32:46,840
‫اون‌قدر برای پیروزی عجله داشتم

334
00:32:47,080 --> 00:32:49,880
‫و می‌ترسیدم یه‌هو از دستم در بره...

335
00:32:50,120 --> 00:32:54,440
‫که با چندتا گاز محکم،
‫کار شکارم رو تموم کردم.

336
00:32:54,680 --> 00:32:58,160
‫پشیمون شدم که عجله به خرج دادم،
‫چون مطمئنـم بعدش

337
00:32:58,400 --> 00:33:00,800
‫خانم توروِل از کرده‌ش خجالت کشیده

338
00:33:00,825 --> 00:33:02,425
‫و از رابطه‌مون پشیمون شده.

339
00:33:04,560 --> 00:33:05,758
‫حتماً قسمت نبوده.

340
00:33:06,760 --> 00:33:10,240
‫البته دیشب آتیش اتاق‌مون خاموش نشد

341
00:33:10,480 --> 00:33:13,040
‫و تا چند ساعت پیش
‫هنوز توی آغوشم بود.

342
00:33:13,280 --> 00:33:18,600
‫فکر کنم خانم توروِل
‫برای عشق‌بازی آفریده شده.

343
00:33:22,440 --> 00:33:23,920
‫پس دوستش داری؟

344
00:33:24,160 --> 00:33:28,240
‫دیشب دیوانه‌وار دوستش داشتم،
‫ولی فکر تو از سرم بیرون نمی‌رفت.

345
00:33:28,480 --> 00:33:31,160
‫هرلحظه کنارم بودی.

346
00:34:22,300 --> 00:34:23,547
‫چی شده، بانو؟

347
00:34:29,255 --> 00:34:30,923
‫هنوز کارمون تموم نشده.

348
00:34:38,000 --> 00:34:41,880
‫«بهتر است مجدداً
‫چنین شبی را تکرار نکنیم، بانو.

349
00:34:42,120 --> 00:34:44,719
‫آرزوی بهترین‌ها را برایتان دارم.

350
00:34:44,960 --> 00:34:46,493
‫چراکه لایق بهترین‌هایـید.

351
00:34:48,440 --> 00:34:51,560
‫هرگز فراموش‌تان نمی‌کنم.»

352
00:34:51,647 --> 00:34:54,526
‫نه.
‫نه، وی‌کُنت.

353
00:34:54,920 --> 00:34:57,430
‫از فراموشی و این چیزها ننویس.

354
00:34:58,240 --> 00:35:00,680
‫اون‌وقت زن بیچاره باز امیدوار می‌شه.

355
00:35:00,920 --> 00:35:03,600
‫باید با چند جمله خلاصش کنی.

356
00:35:04,920 --> 00:35:07,240
‫تقصیر منـه که قانعش کردم
‫تو عاشق اونـی.

357
00:35:07,308 --> 00:35:09,657
‫ولی مجبور بودم این حرف رو بهش بزنم.

358
00:35:10,960 --> 00:35:14,080
‫بنویس.
‫بنویس دیگه!

359
00:35:17,600 --> 00:35:22,600
‫«من عاشق پاکی و معصومیت تو شدم.

360
00:35:25,200 --> 00:35:26,680
‫اما مرا ناامید کردی.

361
00:35:29,320 --> 00:35:30,272
‫خدا نگهدارت.»

362
00:35:31,320 --> 00:35:34,280
‫خودت هم عاشق مقاومتش شده بودی.

363
00:35:36,596 --> 00:35:38,049
‫پس بنویس.

364
00:35:42,240 --> 00:35:45,240
‫خیلی خوب.
‫امضا بزن.

365
00:35:56,560 --> 00:35:58,739
‫این نامه رو بدین به بانو توروِل.

366
00:36:04,720 --> 00:36:07,840
‫- لباست رو دربیار.
‫- یه‌هو چی‌کارت می‌شه؟

367
00:36:08,080 --> 00:36:10,211
‫می‌خوام اول خوب نگاهت کنم.

368
00:36:11,040 --> 00:36:15,240
‫می‌خوام قبل‌از ارضاشدنت،
‫بدنت رو تماشا کنم.

369
00:36:18,720 --> 00:36:21,600
‫فکر کنم هنوز توی
‫ماجرای شرط‌بندی گیر کردی.

370
00:36:24,360 --> 00:36:28,600
‫یعنی اگه من برنده می‌شدم،
‫واقعاً کشیش می‌شدی؟

371
00:36:28,840 --> 00:36:31,960
‫الان مهم اینـه که
‫من برنده شدم و تو باختی.

372
00:36:34,455 --> 00:36:37,175
‫نه تو برنده شدی و نه من باختم.

373
00:36:37,586 --> 00:36:40,266
‫من بودم که توروِل رو رام کردم.

374
00:36:41,200 --> 00:36:43,438
‫و تو هم لذت بردی، درستـه؟

375
00:36:44,160 --> 00:36:46,521
‫خوش‌حالـم که راضی بودی.

376
00:36:47,640 --> 00:36:48,891
‫تو دوست منـی.

377
00:36:49,880 --> 00:36:55,440
‫و هر زمان کاری ازم بربیاد،
‫کمکت می‌کنم.

378
00:36:55,680 --> 00:36:58,142
‫تو قول دادی، بانو.
‫مگه شرف نداری؟

379
00:36:58,920 --> 00:37:00,160
‫قول دادم؟

380
00:37:01,680 --> 00:37:07,440
‫گذشته بهم یاد داده
‫که به وعده‌های دیگران اعتماد نکنم.

381
00:37:10,727 --> 00:37:12,808
‫پس هدفت فقط انتقام بود؟

382
00:37:15,680 --> 00:37:19,160
‫بعداز این‌همه ماجرا
‫که از سر گذروندیم...

383
00:37:22,840 --> 00:37:24,588
‫فقط دنبال انتقام بودی؟

384
00:37:27,200 --> 00:37:31,022
‫این حجم از ظلم و تحقیر باورنکردنیـه.

385
00:37:37,560 --> 00:37:39,009
‫داری دروغ می‌گی.

386
00:37:49,240 --> 00:37:52,000
‫تو هم مثل بانو توروِلِ بیچاره‌ای.

387
00:37:54,352 --> 00:37:58,512
‫مرتباً باورهات رو عوض می‌کنی.

388
00:38:01,120 --> 00:38:02,628
‫نمی‌تونی با واقعیت کنار بیای.

389
00:38:04,221 --> 00:38:07,314
‫بس کن، سباستین.
‫خودت می‌دونی همه‌ش بازی بود.

390
00:38:08,295 --> 00:38:09,535
‫حالا برو سراغ اون زن.

391
00:38:09,560 --> 00:38:12,920
‫مگه این‌که می‌ترسی
‫بابت اون نامه هرگز تو رو نبخشه.

392
00:38:43,040 --> 00:38:46,240
‫«پس‌از آخرین بیداری‌ام،
‫وحشت خاصی گریبانم را گرفته بود...

393
00:38:46,480 --> 00:38:48,765
‫نمی‌توانستم بر آن غلبه کنم.

394
00:38:49,640 --> 00:38:53,560
‫خود را از روی تخت به پایین انداختم
‫و سردرگم شده بودم.

395
00:38:53,800 --> 00:38:56,120
‫در اطراف اتاقم پرسه می‌زدم...

396
00:38:56,360 --> 00:38:59,120
‫به‌سان کودکی ترسیده
‫در تاریکیِ شب بودم...

397
00:38:59,360 --> 00:39:01,680
‫خود را در محاصره‌ی ارواح می‌دیدم...

398
00:39:01,920 --> 00:39:05,160
‫گوش‌هایم از آن صدای
‫اندوهگین پُر شده بود...

399
00:39:05,400 --> 00:39:09,800
‫صدایی که احساسات
‫عمیقی درش سنگینی می‌کرد.

400
00:39:10,040 --> 00:39:12,680
‫با فرارسیدن گرگ‌ومیش
‫و روشنایی اجسام...

401
00:39:12,920 --> 00:39:16,440
‫وهم و خیال من
‫رنگ تازه‌ای به خود گرفت...

402
00:39:18,200 --> 00:39:22,400
‫وحشتم دوچندان شد
‫و قدرت قضاوت را از من گرفت.

403
00:39:22,640 --> 00:39:25,560
‫به‌سختی توانستم
‫دَرِ اتاق را پیدا کنم...

404
00:39:25,800 --> 00:39:28,360
‫از آنجا فرار کردم...»

405
00:39:58,640 --> 00:40:00,120
‫بفرما بشین.

406
00:40:02,680 --> 00:40:05,280
‫ایشون مارشال کاستله هستن.

407
00:40:05,520 --> 00:40:07,499
‫- سلام، بانو.
‫- سلام، جناب.

408
00:40:08,320 --> 00:40:13,280
‫دوستم قراره وارد
‫شورای قضاوت پادشاه بشه.

409
00:40:13,520 --> 00:40:15,520
‫و این رو مدیون شمائـم، جناب.

410
00:40:17,840 --> 00:40:20,480
‫همون‌طور که می‌دونی،
‫پادشاهی فرانسه با انگلستان فرق داره.

411
00:40:20,720 --> 00:40:24,480
‫اینجا قدرت همیشه در دستان پادشاهـه.

412
00:40:25,924 --> 00:40:29,284
‫خبر دستاورد وی‌کُنت والمون با بانو توروِل

413
00:40:29,309 --> 00:40:31,102
‫به دربار هم رسیده

414
00:40:31,626 --> 00:40:33,759
‫و متعصبان مذهبی صداشون دراومده...

415
00:40:34,430 --> 00:40:37,510
‫تاحدی‌که آرامش پادشاه مختل شده.

416
00:40:39,360 --> 00:40:42,120
‫والمون باید در ملأعام محکوم بشه.

417
00:40:42,360 --> 00:40:46,525
‫- کار خواهر‌زاده‌م از نصیحت گذشته.
‫- بله، والمون خیلی باهوشـه.

418
00:40:47,855 --> 00:40:50,375
‫از جرایمش ردی به جا نمی‌ذاره

419
00:40:50,400 --> 00:40:54,280
‫و همیشه شاهدان رو ساکت می‌کنه.
‫ولی نه این بار.

420
00:40:55,760 --> 00:40:57,440
‫- دروغ می‌گی.
‫- نه، بانو.

421
00:40:57,680 --> 00:41:01,040
‫متأسفانه این مسئله
‫به شما هم مربوطـه.

422
00:41:01,280 --> 00:41:05,080
‫منظورم ازدواج وی‌کُنت
‫و ایزابل دسون‌ویل‌ـه

423
00:41:05,320 --> 00:41:07,040
‫که به مارکیز مرتوی تبدیل شد.

424
00:41:09,360 --> 00:41:11,560
‫قاضی توروِل به این پرونده رسیدگی کرد.

425
00:41:11,800 --> 00:41:16,320
‫بانو، جسارتاً مدارکی داریم که
‫دخالت شما رو در این پرونده ثابت می‌کنه.

426
00:41:16,560 --> 00:41:19,160
‫ولی اگه خودت پا پیش بذاری و اعتراف کنی

427
00:41:19,400 --> 00:41:22,040
‫کاری می‌کنم تبرئه بشی.

428
00:41:24,360 --> 00:41:25,786
‫وگرنه...

429
00:41:26,800 --> 00:41:30,280
‫هم تو و هم خواهرزاده‌ت تبعید می‌شین.

430
00:41:33,000 --> 00:41:34,560
‫جناب...

431
00:41:35,935 --> 00:41:39,255
‫حداقل به احترام رابطه‌ی گذشته‌مون...

432
00:41:39,280 --> 00:41:40,680
‫نگران نباش.

433
00:41:40,920 --> 00:41:46,600
‫اصلاً براش یه دادگاه خصوصی
‫و مخفیانه تشکیل می‌دیم

434
00:41:47,920 --> 00:41:52,000
‫و خواهرزاده‌ت
‫یه حکم سبک می‌گیره و تمام.

435
00:41:52,240 --> 00:41:55,160
‫مثلاً چند ماهی توی زندان می‌مونه

436
00:41:55,185 --> 00:41:57,070
‫و در تناسب با مقامش

437
00:41:58,080 --> 00:42:00,320
‫دوران حبس رو می‌گذرونه تا اذیت نشه.

438
00:42:01,693 --> 00:42:04,493
‫ازطرف دیگه اثبات می‌شه که ایزابل

439
00:42:04,518 --> 00:42:10,238
‫با ازدواج با مارکیز مرتوی
‫مرتکب جُرم دوهمسری شده

440
00:42:10,560 --> 00:42:14,760
‫ و این پیوند مقدس
‫با حیله‌گری صورت گرفته.

441
00:42:15,295 --> 00:42:19,775
‫اون‌وقت ایزابل مقام
‫و متعلقاتش رو از دست می‌ده.

442
00:42:25,443 --> 00:42:29,523
‫حداقل می‌تونیم خوش‌حال باشیم
‫که روح مارکیز مرتوی مرحوم

443
00:42:30,040 --> 00:42:32,720
‫دیگه شاهد این آبروریزی نیست.

444
00:42:32,960 --> 00:42:36,440
‫ازم می‌خوای به خواهرزاده‌م
‫و دوستم خیانت کنم.

445
00:42:38,480 --> 00:42:40,323
‫من ازت چیزی نخواستم.

446
00:42:42,839 --> 00:42:45,279
‫داریم بهت پیشنهاد می‌دیم

447
00:42:49,821 --> 00:42:52,554
‫تا جایگاه دوستت رو
‫فدای آزادی خودت کنی.

448
00:42:53,218 --> 00:42:57,778
‫همون زنی که
‫تا چند ماه پیش برات غریبه بود.

449
00:43:01,200 --> 00:43:02,720
‫و نتیجه هم مشخصـه:

450
00:43:03,920 --> 00:43:08,600
‫موقعیت خودت و خواهرزاده‌ت حفظ می‌شه.

451
00:43:37,120 --> 00:43:38,520
‫اسم اسب‌تون چیـه؟

452
00:43:38,760 --> 00:43:40,480
‫- سزار.
‫- چه زیباست.

453
00:43:48,840 --> 00:43:51,480
‫خیلی زیبایـی، سسیل عزیز.

454
00:44:05,680 --> 00:44:06,876
‫ایزابل؟

455
00:44:36,440 --> 00:44:38,760
‫بانو مارکیز من رو فرستادن.

456
00:45:08,493 --> 00:45:28,493
  جديدترين اخبار فيلم و سريال در کانال تلگرام و پیج اینستاگرام :
  .:: @MiraMovie1 ::.
  .:: @myZedMovie ::.

