﻿1
00:00:01,000 --> 00:00:11,000
<b><font color="#00abfd"> دانلود فیلم و سریال با زیرنویس چسبیده 
  ..:: MiraMovie.Top ::..</font></b>
  <b><font color="#FFC947"> ..:: MyZed.Top ::..</font></b>

2
00:00:11,970 --> 00:00:14,680
‫آنچه گذشت...

3
00:00:14,680 --> 00:00:16,340
‫- باهام ازدواج می‌کنی؟
‫- آره

4
00:00:16,350 --> 00:00:17,360
‫آره!

5
00:00:17,360 --> 00:00:20,390
‫امیدوار بودم که ‫ساقدوشم بشی

6
00:00:20,390 --> 00:00:22,170
‫مراسم تو هم همون جوری که بخوای می‌گیریم

7
00:00:22,170 --> 00:00:23,850
‫اون اتفاق فقط برای همون یه دفعه بود

8
00:00:23,850 --> 00:00:25,920
‫شاید بهتر باشه واسه مراسم یادبود نیام

9
00:00:25,920 --> 00:00:27,440
‫- عالیـه
‫- ‫میشه با هم صحبت کنیم؟

10
00:00:27,440 --> 00:00:29,860
‫در مورد مامانتـه، خب؟‫
‫سالنش داره ضرر سنگینی میده

11
00:00:30,900 --> 00:00:33,160
‫- کان!
‫-  ‫کانرد، باورم نمیشه اومدی!

12
00:00:33,160 --> 00:00:34,860
‫آره، برنامه‌ها رو جابه‌جا کردم و

13
00:00:34,860 --> 00:00:36,140
‫با اولین پرواز اومدم

14
00:00:36,140 --> 00:00:38,120
‫قراره باهم ازدواج کنیم. ‫توی ماه اوت

15
00:00:38,120 --> 00:00:39,280
‫شوخیـه دیگه؟ این...

16
00:00:39,290 --> 00:00:41,240
‫- وحشناکـه
‫- خیال برتون داشته

17
00:00:41,250 --> 00:00:42,290
‫با ما میای

18
00:00:42,290 --> 00:00:44,320
‫بالاخره کنار میان. راهی ندارن

19
00:00:47,097 --> 00:00:52,463
« تابستانی که زیبا شدم »
« فصل سوم، قسمت چهارم »

20
00:01:17,520 --> 00:01:18,700
‫جر

21
00:01:18,700 --> 00:01:23,580
‫♪ تولدت مبارک ♪

22
00:01:23,580 --> 00:01:26,580
‫♪ تولدت مبارک، بلی... ♪

23
00:01:27,640 --> 00:01:29,570
‫فقط همین؟

24
00:01:31,560 --> 00:01:33,340
‫متأسفانه سر کارم

25
00:01:33,340 --> 00:01:35,340
‫شوخی کردم، شوخی کردم

26
00:01:35,450 --> 00:01:38,040
‫امروز کارآموزی چطور بود؟

27
00:01:38,040 --> 00:01:38,820
‫خب...

28
00:01:38,820 --> 00:01:42,120
‫امروز صبح یکی روی میزم
این پستونک رو گذاشته و

29
00:01:42,120 --> 00:01:44,160
‫احتمال داره کار بابام بوده باشه

30
00:01:44,160 --> 00:01:45,052
‫پس...

31
00:01:45,077 --> 00:01:47,707
‫هنوز آقازاده صدات می‌کنن؟

32
00:01:48,360 --> 00:01:50,150
‫آره. آره

33
00:01:50,520 --> 00:01:51,760
‫راستش...

34
00:01:51,760 --> 00:01:54,360
‫شاید واسه اینه که نمی‌تونم به
‫وای‌فایِ دفتر وصل شم اما...

35
00:01:54,360 --> 00:01:56,700
‫انگار سنت رفته بالاتر

36
00:01:56,940 --> 00:01:59,000
‫شاید حتی عاقل‌تر هم شده باشی

37
00:01:59,850 --> 00:02:01,700
‫پول‌دارتر رو جا انداختی

38
00:02:01,700 --> 00:02:02,820
‫چی؟

39
00:02:02,820 --> 00:02:04,580
‫پس نوشیدنی‌ها پا حساب خانم صاحب‌تولده

40
00:02:04,580 --> 00:02:06,260
‫نه‌، نه‌خیرم

41
00:02:06,260 --> 00:02:07,920
‫تا قرون آخرش

42
00:02:07,920 --> 00:02:10,190
‫میره تو پس‌انداز هزینه‌های عروسی

43
00:02:11,680 --> 00:02:13,820
‫اصلاً این رو که گفتی خیلی دلم خواستت

44
00:02:14,880 --> 00:02:18,100
‫اگه می‌تونستی پام رو ببینی
‫همچین حرفی نمی‌زدی

45
00:02:19,580 --> 00:02:21,880
‫دوست ندارم این‌قدر کار کنی

46
00:02:21,880 --> 00:02:23,940
‫آره اما تو هم داری کار می‌کنی

47
00:02:24,580 --> 00:02:25,780
‫من کارآموزم

48
00:02:25,780 --> 00:02:27,700
‫کار مزخرفی هم هست

49
00:02:27,700 --> 00:02:30,300
‫تلاش من واسه این مراسم عروسی
‫به گرد پای کارهای تو نمی‌رسه

50
00:02:30,300 --> 00:02:31,740
‫من کل روز می‌شینم تو اداره

51
00:02:31,740 --> 00:02:34,580
‫اون‌وقت تو داری دو شیفته توی
‫«برز» کار می‌کنی

52
00:02:34,580 --> 00:02:36,260
‫بهم عذاب وجدان میده

53
00:02:36,260 --> 00:02:39,120
‫خب، من مشکلی ندارم. به ‌خاطر آینده‌مونـه

54
00:02:39,740 --> 00:02:41,030
‫تو هم که بی‌کار ننشستی...

55
00:02:41,030 --> 00:02:42,870
‫داری خودت رو تو دل بابات جا می‌کنی

56
00:02:42,870 --> 00:02:46,080
‫بهش ثابت می‌کنی که
مثل بزرگ‌ترها، مسئولیت‌پذیری

57
00:02:46,680 --> 00:02:48,880
‫آره خب، سعی می‌کنم زیاد تو چشم نباشم و

58
00:02:48,880 --> 00:02:50,690
‫عصبانیش نکنم اما شاید امروز...

59
00:02:50,690 --> 00:02:53,160
‫بحث عروسی رو پیش بکشم تا
‫ببینم چی میگه

60
00:02:53,160 --> 00:02:54,220
‫خوبه

61
00:02:54,220 --> 00:02:58,300
‫آره، تو پیشنهاد خرید لباس عروس رو به
لورل دادی؟

62
00:02:58,300 --> 00:03:00,470
‫نه، مامانم...

63
00:03:00,470 --> 00:03:03,720
‫هنوزم وقتی حرف عروسی رو پیش می‌کشم،
‫موضوع رو عوض می‌کنه و

64
00:03:03,720 --> 00:03:06,200
‫بابام هم فقط وقتایی بهم زنگ می‌زنه که

65
00:03:06,200 --> 00:03:09,260
‫می‌دونه سر کارم و نمی‌تونم گوشی رو بردارم

66
00:03:09,260 --> 00:03:11,860
‫امیدوار بودم استیون بتونه راضی‌شون کنه اما

67
00:03:11,860 --> 00:03:14,780
‫فکر ‌کنم این حرفی بود که زد،

68
00:03:14,780 --> 00:03:16,320
‫«دوستت دارم اما حرفش هم نزن»

69
00:03:16,320 --> 00:03:18,660
‫ما فقط باید کار خودمون رو بکنیم، باشه؟

70
00:03:18,660 --> 00:03:20,420
‫اونا هم کنار میان

71
00:03:21,020 --> 00:03:23,000
‫دو هفته گذشته جِر

72
00:03:23,000 --> 00:03:25,740
‫یعنی فقط ۶ هفته تا عروسی مونده

73
00:03:27,780 --> 00:03:29,480
‫خیلی دلم برات تنگ شده

74
00:03:29,740 --> 00:03:31,210
‫من هم همین‌طور

75
00:03:31,210 --> 00:03:33,060
‫ببخشید که اونجا نیستم تا

76
00:03:33,060 --> 00:03:34,620
‫بهت بوسه‌ی تولد بدم

77
00:03:34,620 --> 00:03:37,460
‫راستش، اصلاً حس و حال تولد هم ندارم

78
00:03:37,460 --> 00:03:39,420
‫احتمالاً واسه این که کازینز نیستم

79
00:03:39,420 --> 00:03:41,880
‫امشب با تیلور قراری چیزی داری دیگه؟

80
00:03:41,880 --> 00:03:43,580
‫آره، قراره بریم شام بخوریم

81
00:03:43,580 --> 00:03:44,510
‫خوبه...

82
00:03:44,510 --> 00:03:47,400
‫دور اول به حساب من.
‫حقوق امروزم رو می‌زنم به کارتت،

83
00:03:47,400 --> 00:03:50,170
‫باید کفاف دوتا کوکتل «کوبا لیبره» رو بده

84
00:03:50,170 --> 00:03:52,590
‫وای، پرروم نکن

85
00:03:54,190 --> 00:03:56,900
‫- چنگال‌ها کوشن؟
‫- گذاشتم‌شون رو میز

86
00:03:58,820 --> 00:04:00,820
‫اوه، فکر کنم صداش بود. آماده باش

87
00:04:04,720 --> 00:04:06,700
‫- سورپرایز!
‫- سورپرایز!

88
00:04:07,140 --> 00:04:09,900
‫چرا زحمت کشیدین؟

89
00:04:09,900 --> 00:04:11,860
‫پنکیک میکی موسی!

90
00:04:11,860 --> 00:04:13,840
‫تولد بیست و یک سالگی خیلی مهمـه

91
00:04:13,840 --> 00:04:15,000
‫ما هم عاشقتیم

92
00:04:15,000 --> 00:04:16,380
‫مرسی

93
00:04:16,380 --> 00:04:17,840
‫به بزرگسالی خوش اومدی عزیزم

94
00:04:17,840 --> 00:04:19,480
‫این کادو از طرف جفت‌مونـه

95
00:04:21,480 --> 00:04:24,360
‫مال سالیـه که به دنیا اومدی.
‫از اون موقع واست نگهش داشتیم

96
00:04:24,360 --> 00:04:26,920
‫وای. خیلی زحمت کشیدین

97
00:04:26,920 --> 00:04:30,000
‫بعداً که جرمایا اومد، با همدیگه بازش می‌کنیم

98
00:04:31,960 --> 00:04:33,620
‫خب، برنامه‌ی امروزت چیه؟

99
00:04:34,630 --> 00:04:37,100
‫یه شیفت صبح دارم

100
00:04:37,100 --> 00:04:39,180
‫و...

101
00:04:39,180 --> 00:04:40,530
‫بعدش هم...

102
00:04:40,530 --> 00:04:43,390
‫گفتم شاید بتونم برم لباس عروس بخرم

103
00:04:46,990 --> 00:04:48,240
‫باهام میای؟

104
00:04:49,100 --> 00:04:50,960
‫نمی‌تونم

105
00:04:50,960 --> 00:04:52,820
‫کار دیگه‌ای داری؟

106
00:04:52,820 --> 00:04:54,790
‫می‌‌تونیم یه روز دیگه بریم

107
00:04:54,790 --> 00:04:58,190
‫من... نمی‌تونم قندعسلم

108
00:05:00,580 --> 00:05:02,760
‫این قضیه خیلی برام مهمـه مامان

109
00:05:02,760 --> 00:05:04,370
‫ببخشید اما نظرم عوض نشده

110
00:05:04,370 --> 00:05:05,560
‫شماها هنوز بچه‌اید

111
00:05:05,560 --> 00:05:08,840
‫ازدواج کردن تو این سن اشتباه بزرگیـه

112
00:05:10,100 --> 00:05:12,020
‫حیف شد که همچین احساسی داری

113
00:05:13,000 --> 00:05:14,160
‫من دیگه برم سر کارم

114
00:05:14,160 --> 00:05:15,480
‫وای نه، صبر کن. بمون

115
00:05:15,480 --> 00:05:17,560
‫- صبحونه‌ت رو بخور
‫- نه، دیر می‌رسم سر کار اما

116
00:05:17,560 --> 00:05:19,740
‫ممنون بابت کادو

117
00:05:27,200 --> 00:05:29,450
‫چیکار کنیم؟

118
00:05:29,450 --> 00:05:32,680
‫واقعاً فکر می‌کردم اگه بیارمش خونه
‫می‌تونم سر عقل بیارمش

119
00:05:32,680 --> 00:05:33,900
‫لور...

120
00:05:33,900 --> 00:05:36,020
‫به ‌نظرم نمیشه جلوی این اتفاق رو گرفت

121
00:05:36,830 --> 00:05:38,460
‫بعدشم، ما که عروسی کردیم

122
00:05:38,460 --> 00:05:39,560
‫همچین ازشون بزرگ‌تر نبودیم

123
00:05:39,560 --> 00:05:41,460
‫آره، اون‌وقت تهش چی شد؟

124
00:05:42,240 --> 00:05:43,420
‫خیلی‌خب...

125
00:05:43,420 --> 00:05:44,620
‫دردم گرفت

126
00:05:44,620 --> 00:05:46,260
‫خودت هم می‌دونی آمادگیش رو نداره

127
00:05:46,260 --> 00:05:49,780
‫معلومـه که نداره. اونا دوتا بچه‌ن

128
00:05:49,780 --> 00:05:51,470
‫اما یکم سیاست به خرج دادن...

129
00:05:51,470 --> 00:05:53,970
‫جای دوری نمیره

130
00:05:53,970 --> 00:05:55,890
‫خب دختر ما لجبازه و

131
00:05:55,890 --> 00:05:57,200
‫هرچی بیشتر بهش فشار بیاری

132
00:05:57,200 --> 00:05:58,980
‫بیشتر پاش رو می‌کنه تو یه کفش

133
00:05:58,980 --> 00:06:01,400
‫حالیش می‌کنم

134
00:06:02,730 --> 00:06:04,610
‫موندم این اخلاقش به کی رفته

135
00:06:05,380 --> 00:06:08,880
‫مطمئن باش نمی‌ذارم این وصلت سر بگیره

136
00:06:11,220 --> 00:06:13,620
‫بهتره سر این قضیه پشتم رو خالی نکنی

137
00:06:17,580 --> 00:06:21,640
‫سلام. این هم از لاته‌ی شما

138
00:06:22,480 --> 00:06:24,420
‫فوق‌العاده داغ، همون‌طوری که دوست داری

139
00:06:24,420 --> 00:06:25,510
‫ممنون

140
00:06:25,510 --> 00:06:28,550
‫خب، بازم واسه کارآموزی ممنونم.
‫خیلی برام ارزش داره

141
00:06:28,820 --> 00:06:30,740
‫خب حالا که قراره زن بگیری

142
00:06:30,740 --> 00:06:33,760
‫احتمالاً‌ با غریق‌نجاتی نتونی از
‫ پسِ هزینه‌های زندگی بر بیای

143
00:06:33,760 --> 00:06:36,770
‫خب غذای موردعلاقه‌ی بلی نودلـه

144
00:06:36,770 --> 00:06:38,880
‫پس فکر نکنم مشکلی به وجود بیاد

145
00:06:42,320 --> 00:06:44,980
‫این واسه جلسه‌ی استارکید اکسـه؟

146
00:06:44,980 --> 00:06:48,140
‫اگه نظر خواستی،
‫می‌تونم یه دور بخونمش

147
00:06:49,140 --> 00:06:51,280
‫تند نرو، کارآموز

148
00:06:52,160 --> 00:06:55,620
‫حالا که حرف از عروسی شد...

149
00:06:55,620 --> 00:06:57,370
‫با بلی داریم لیست مهمون‌ها رو می‌نویسیم

150
00:06:57,370 --> 00:07:00,170
‫خواستیم بدونیم که با
خودت همراهی میاری؟

151
00:07:00,170 --> 00:07:01,790
‫الان وقت این کار نیست

152
00:07:01,790 --> 00:07:03,880
‫بهتره تمرکزت رو بذاری رو کار

153
00:07:03,880 --> 00:07:05,460
‫آره اما خودت داشتی می‌گفتی....

154
00:07:05,460 --> 00:07:07,710
‫سفارش ناهار رو دادی دیگه؟

155
00:07:07,710 --> 00:07:09,700
‫- هنوز نه
‫- پس بهتره بری سراغ همون کار

156
00:07:09,700 --> 00:07:11,660
‫یادت نره بگی سس اضافه بیارن

157
00:07:12,640 --> 00:07:14,200
‫باشه،‌ حتماً

158
00:07:18,350 --> 00:07:20,240
‫خیلی‌خب، امروز روز مهمیـه

159
00:07:20,240 --> 00:07:22,420
‫پس خواهشاً دقت کنید و حواس‌تون باشه،

160
00:07:22,420 --> 00:07:23,580
‫خوب گوش کنید

161
00:07:23,580 --> 00:07:25,400
‫خب، تو با واحد فناوری هماهنگ باش و

162
00:07:25,400 --> 00:07:27,070
‫تجهیزات کنفرانس ویدیویی رو بررسی کن

163
00:07:27,070 --> 00:07:30,140
‫میشه لطفاً تو هم به وضعیتِ
‫دستمال توالت رسیدگی کنی؟

164
00:07:30,140 --> 00:07:32,940
‫تو هم دم پذیرش وایسا و
بهشون خوشامد بگو

165
00:07:33,820 --> 00:07:35,460
‫جرمایا

166
00:07:36,480 --> 00:07:38,860
‫امروز با این کتت خیلی خوش‌تیپ شدی

167
00:07:38,860 --> 00:07:40,410
‫ممنون کیلی

168
00:07:40,410 --> 00:07:43,320
‫وای، بچه آقازاده با این کتش
خیلی خوش‌تیپ شده

169
00:07:45,480 --> 00:07:47,060
‫دنیس

170
00:07:48,160 --> 00:07:50,700
‫سینی خوراکی هم با توئه

171
00:07:51,930 --> 00:07:53,400
‫یعنی چی؟

172
00:07:53,400 --> 00:07:55,120
‫هی، سینی خوراکی رو تو می‌بری‌ها

173
00:07:55,120 --> 00:07:56,880
‫- نمی‌تونم. الان سرم شلوغـه
‫- اوه

174
00:07:56,880 --> 00:07:59,140
‫شرمنده، یادم رفته بود
کارهای پیش‌پا افتاده برات افت دارن

175
00:07:59,140 --> 00:08:01,160
‫بابام گفته ناهار رو سفارش بدم

176
00:08:01,440 --> 00:08:02,440
‫باشه

177
00:08:02,440 --> 00:08:04,130
‫فقط سس اضافه یادت نره

178
00:08:04,130 --> 00:08:06,050
‫می‌دونم، می‌دونم

179
00:08:12,820 --> 00:08:15,810
‫دیگه دارن ازم بیگاری می‌کشن.
‫مگه بیگاری کشیدن... غیرقانونی نیست؟

180
00:08:15,810 --> 00:08:17,740
‫خب حالا، تو کارآموزی داداش

181
00:08:17,740 --> 00:08:20,000
‫نباید از خودت ضعف نشون بدی
‫وگرنه بدتر می‌کنن

182
00:08:30,520 --> 00:08:32,760
‫خیلی‌خب. شروع کن، هرچی می‌خوای بگو

183
00:08:32,760 --> 00:08:35,060
‫وقتی تو خودت می‌ریزی، انگار یبوست داری

184
00:08:35,060 --> 00:08:36,800
‫چرا این‌قدر جرما رو اذیت می‌کنی؟

185
00:08:36,800 --> 00:08:38,560
‫- چون اُسکلـه
‫- نه، نیست

186
00:08:38,560 --> 00:08:39,850
‫چرا، هست

187
00:08:39,850 --> 00:08:42,750
‫پسر خوشگل‌های پرتوقعی مثل اون،
‫یه دوره میان کارآموزی و

188
00:08:42,750 --> 00:08:45,160
‫شیش ماه بعد میشن رئیست

189
00:08:45,160 --> 00:08:46,580
‫خودت هم حواست باشه

190
00:08:46,580 --> 00:08:48,040
‫هی، من هم خوشگلم

191
00:08:49,220 --> 00:08:50,273
‫باشه

192
00:08:51,040 --> 00:08:52,490
‫تو بدعنقی

193
00:08:52,490 --> 00:08:54,490
‫آدام به تو هم کار خرحمالی داده

194
00:08:54,490 --> 00:08:55,610
‫جفت‌مون باید تو جلسه باشیم

195
00:08:55,610 --> 00:08:57,700
‫نه‌خیر، من باید تو جلسه باشم

196
00:08:57,700 --> 00:08:59,520
‫منم که دوساله اینجا کار می‌کنم

197
00:08:59,520 --> 00:09:02,080
‫تو تازه اومدی و نهایتاً یه پله از
جرمایا بالاتر باشی

198
00:09:02,080 --> 00:09:03,910
‫البته من رو واسه همین کار آوردن

199
00:09:03,910 --> 00:09:06,120
‫خب؟ من از دنیای بازی خبر دارم.
‫زبون اینا رو می‌فهمم

200
00:09:06,120 --> 00:09:07,960
‫اون‌وقت چرا فکر کردی من نمی‌فهمم؟

201
00:09:08,740 --> 00:09:12,840
‫هنوز التهاب تاندونم از تست نسخه‌ی بتای
‫بازی «اترنیتی اسپول»، خوب نشده، خب؟

202
00:09:12,840 --> 00:09:14,180
‫خیلی‌خب

203
00:09:14,180 --> 00:09:17,180
‫ایول دنیس، چه ‌عجب

204
00:09:17,640 --> 00:09:19,140
‫- کمک می‌خوای یا نه؟ مطمئنی؟
‫- نه بابا

205
00:09:19,140 --> 00:09:20,970
‫- شما یام یام کن، خواهش می‌کنم
‫- باشه

206
00:09:20,970 --> 00:09:22,680
‫حتماً

207
00:09:23,500 --> 00:09:25,800
‫رفیقم رو هم اذیت نکن

208
00:09:29,240 --> 00:09:31,480
‫خب...

209
00:09:33,400 --> 00:09:35,110
‫وای. این لباس منـه؟

210
00:09:35,560 --> 00:09:38,910
‫فرض کن می‌خوام امشب این رو بپوشم و
‫برم به می‌کده‌ی اوسیس...

211
00:09:38,910 --> 00:09:41,330
‫به ‌نظرت می‌تونه لباس خوبی واسه
‫انتقام گرفتن باشه؟

212
00:09:41,330 --> 00:09:43,080
‫دوستای اسکات بهش پیام میدن دیگه؟

213
00:09:43,080 --> 00:09:45,250
‫آره اما نه، مامان

214
00:09:45,250 --> 00:09:47,080
‫قرار بود امشب کارهای سالن رو بکنیم اما

215
00:09:47,080 --> 00:09:48,790
‫از صبحه درگیر این‌ کاری و...

216
00:09:48,790 --> 00:09:52,000
‫دنبال لباس واسه انتقام گرفتنی؟

217
00:09:52,000 --> 00:09:53,630
‫- باشه خانم بدبین
‫- آره

218
00:09:53,630 --> 00:09:56,240
‫بدبینم چون قضیه جدیـه و

219
00:09:56,240 --> 00:09:57,990
‫دست‌تنها نمی‌تونم. میشه بشینی؟

220
00:09:58,420 --> 00:10:00,160
‫لطفاً؟

221
00:10:01,420 --> 00:10:03,280
‫باشه

222
00:10:12,140 --> 00:10:13,460
‫اوضاع خیلی بده؟

223
00:10:13,460 --> 00:10:14,820
‫نه، نمی‌ذارم اتفاقی بیفته

224
00:10:14,820 --> 00:10:17,580
‫فقط باید... از اول برنامه‌ریزی کنیم

225
00:10:17,580 --> 00:10:19,920
‫شاید بهتره زنگ بزنم به اسکات تا
‫تو رو اذیت نکنم

226
00:10:19,920 --> 00:10:21,740
‫نه، مامان

227
00:10:21,740 --> 00:10:24,330
‫واسه حل این مشکل نیازی نداریم که
‫یه مرد بهمون کمک کنه

228
00:10:24,330 --> 00:10:25,750
‫خودمون از پسش برمیایم

229
00:10:27,000 --> 00:10:28,000
‫باشه

230
00:10:28,920 --> 00:10:31,040
‫بدون داشتن هزینه‌های سربار،

231
00:10:31,040 --> 00:10:33,840
‫می‌تونی بدهی‌هات رو بدی، یادتـه؟

232
00:10:33,840 --> 00:10:37,800
‫به محض این که سالن خونگیت رو راه بندازیم،

233
00:10:37,800 --> 00:10:39,220
‫می‌تونیم پول بقیه چیزها رو بدیم

234
00:10:39,940 --> 00:10:41,340
‫- باشه
‫- باشه

235
00:10:41,350 --> 00:10:43,970
‫وقتی تو میگی خیلی با
‫عقل جور در میاد، فقط...

236
00:10:46,020 --> 00:10:47,750
‫راستش من به اندازه‌ی تو باهوش نیستم

237
00:10:47,750 --> 00:10:49,440
‫این...

238
00:10:50,440 --> 00:10:52,166
‫گوش کن

239
00:10:52,190 --> 00:10:54,190
اوضاع این‌قدری که به‌ نظر میاد بد نیست

240
00:10:54,520 --> 00:10:56,530
‫خیلی بد به ‌نظر میاد اما...

241
00:10:56,610 --> 00:10:58,360
‫به محض این که من برسم نیویورک،

242
00:10:58,360 --> 00:11:01,360
‫بخش زیادی از این آشفتگی، خود به خود حل میشه

243
00:11:01,370 --> 00:11:02,530
‫قول میدم

244
00:11:06,870 --> 00:11:08,450
‫سلام، دخترخانم صاحب‌تولد

245
00:11:08,460 --> 00:11:10,980
‫سلام. میشه با همدیگه بریم لباس عروس بخریم؟

246
00:11:10,980 --> 00:11:12,400
‫- بعد از شیفت امروزم؟
‫- چیـ...

247
00:11:12,400 --> 00:11:15,340
‫فکر می‌کردم می‌خوای صبر کنی تا
‫مامانت راضی شه

248
00:11:15,340 --> 00:11:17,860
‫بلی می‌خواد بره لبا‌س‌فروشی؟

249
00:11:17,860 --> 00:11:19,600
‫آره اما اگه بخوام تا اون موقع صبر کنم

250
00:11:19,600 --> 00:11:22,890
‫احتمالاً باید با شلوارک جین
‫برم سر سفره‌ی عقد...

251
00:11:22,890 --> 00:11:25,720
‫بیخیال تیلور، می‌دونم احتمالاً الان
مشغول چمدون ‌بستنی اما

252
00:11:25,720 --> 00:11:27,310
‫- من...
‫- اصلاً هنوز شروع نکردم

253
00:11:27,310 --> 00:11:28,740
‫داشتم به مامانم کمک می‌کردم

254
00:11:28,740 --> 00:11:30,820
‫خب حالا این رو میشه گذاشت واسه بعد

255
00:11:30,820 --> 00:11:33,060
‫خودت گفتی، اوضاع این‌قدری که
به‌ نظر میاد بد نیست

256
00:11:33,060 --> 00:11:35,000
‫بلی، ما پایه‌ایم!

257
00:11:35,000 --> 00:11:36,650
‫هورا! عالیـه. ایول

258
00:11:36,650 --> 00:11:39,460
‫می‌تونیم حدوداً یه ساعت دیگه
‫همدیگه رو تو فروشگاه ببینیم

259
00:11:39,460 --> 00:11:40,680
‫باشه

260
00:11:40,680 --> 00:11:43,000
‫زودی می‌بینمت. دوستت دارم

261
00:11:43,000 --> 00:11:45,270
‫خیلی‌خب. فعلاً

262
00:11:50,240 --> 00:11:53,600
‫به‌ نظرت آدام می‌خواد
‫فروش تهاجمی داشته باشه یا ارائه‌ی دوستانه؟

263
00:11:53,600 --> 00:11:55,640
‫معلوم نیست

264
00:11:55,640 --> 00:11:57,840
‫اصلاً نمی‌دونم اگه نمی‌خواست
تأمین مالی‌شون کنه

265
00:11:57,840 --> 00:11:59,280
‫چرا جلسه باهاشون رو قبول کرد؟

266
00:11:59,280 --> 00:12:01,980
‫شاید خواسته معامله رو تیکه‌تیکه کنه و
‫بخش‌هاش رو جدا بفروشه

267
00:12:01,980 --> 00:12:02,935
‫چی رو تیکه‌تیکه کنه؟

268
00:12:02,960 --> 00:12:04,180
‫همش باد هواست

269
00:12:04,180 --> 00:12:07,400
‫عین بسته‌های چیپسـه که از دستگاه می‌خری

270
00:12:08,720 --> 00:12:11,840
‫همونا که کُلش هواست و سه تا چیپس توشـه

271
00:12:11,840 --> 00:12:12,760
‫بیخیال

272
00:12:12,760 --> 00:12:16,800
واسه این توش نیتروز اکسید می‌ریزن
که چیپس تازه بمونه

273
00:12:19,120 --> 00:12:20,940
‫تو پرینستون یادت ندادن؟

274
00:12:20,940 --> 00:12:22,220
‫پس پرینستون رو یادت بود

275
00:12:22,220 --> 00:12:23,860
‫- آره خب...
‫- چه خنده‌دار

276
00:12:24,600 --> 00:12:25,595
‫جر

277
00:12:25,620 --> 00:12:27,400
‫جر، جر

278
00:12:28,330 --> 00:12:29,840
‫اون تو چه‌خبره؟

279
00:12:29,840 --> 00:12:31,330
‫آره، چی میگن؟

280
00:12:31,330 --> 00:12:34,800
‫در مورد اهداف‌شون حرف می‌زدن و بعد

281
00:12:34,800 --> 00:12:37,330
‫یکی بحث «هم‌افزایی مشارکی» رو پیش کشید

282
00:12:37,340 --> 00:12:40,510
‫آخرین چیزی هم که شنیدم

283
00:12:40,880 --> 00:12:43,760
‫انگار استفاده‌ی حداکثری از
‫منابع برای ارسالی‌ها بود

284
00:12:43,760 --> 00:12:46,020
‫اوه شرمنده، اقلام قابل تحویل

285
00:12:46,020 --> 00:12:47,460
‫باید برم یه نفسی تازه کنم

286
00:12:47,460 --> 00:12:49,340
‫وای خدا

287
00:12:50,770 --> 00:12:51,930
‫خیلی‌خب

288
00:13:01,140 --> 00:13:03,470
‫چرا بابای من این‌قدر عوضیـه؟

289
00:13:05,200 --> 00:13:07,320
‫استفهام انکاری بود؟

290
00:13:07,320 --> 00:13:09,860
‫خب آخه من اینجام و دارم ثابت می‌کنم که
بزرگ شدم و

291
00:13:09,860 --> 00:13:11,400
‫اون کوچیک‌ترین اهمیتی بهم نمیده

292
00:13:11,400 --> 00:13:14,560
‫حتی یه ثانیه از وقتش رو هم برای
‫حرف زدن در مورد عروسی نمی‌کنه

293
00:13:14,560 --> 00:13:16,360
‫جر، دوست ندارم بزنم تو ذوقت اما

294
00:13:16,360 --> 00:13:18,240
‫واسه راضی کردن بابات به این وصلت،

295
00:13:18,240 --> 00:13:19,660
‫چندبار قهوه بردن کافی نیست

296
00:13:19,660 --> 00:13:20,660
‫پس چی؟

297
00:13:20,660 --> 00:13:23,980
‫نمی‌دونم... مثلاً چطوره که
یه ۱۰ سال صبر کنی؟

298
00:13:23,980 --> 00:13:25,400
‫تو هم؟

299
00:13:25,400 --> 00:13:28,620
‫نه، بیخیال جر

300
00:13:29,020 --> 00:13:31,920
‫ببین، خودت هم می‌دونی که
‫مثل داداش من می‌مونی، خب؟

301
00:13:31,920 --> 00:13:35,500
‫اما ازدواج کردن تو سن ۲۱ سالگی،
‫یه خُرده دیوونگی نیست؟

302
00:13:36,480 --> 00:13:37,660
‫چرا به گمونم

303
00:13:37,660 --> 00:13:40,900
‫حیف چون می‌خواستم ازت بخوام که
‫ساقدوشم باشی اما...

304
00:13:40,900 --> 00:13:43,490
‫- مهم نیست
‫- جانم؟ ساقدوش؟

305
00:13:43,920 --> 00:13:45,040
‫واقعی میگی؟

306
00:13:45,040 --> 00:13:45,950
‫آره

307
00:13:45,950 --> 00:13:49,700
‫آره خب... ساقدوش مشترک

308
00:13:49,700 --> 00:13:51,410
‫باید یه‌جوری کانرد رو بیارم پشت گوشی

309
00:13:51,410 --> 00:13:53,060
‫اما اگه علاقه‌ای نداری، هیچ اشکالی نـ...

310
00:13:53,060 --> 00:13:55,120
‫هی! هی... ببخشید

311
00:13:55,120 --> 00:13:57,020
‫نه... باعث افتخارمـه

312
00:13:57,020 --> 00:13:59,920
‫پسر، واقعاً باعث افتخارمـه. ممنون، ممنون

313
00:13:59,920 --> 00:14:02,000
‫وای، خیلی‌خب... خیلی‌خب...

314
00:14:02,000 --> 00:14:04,590
‫باید واسه مهمونی مجردی... برنامه‌ریزی کنیم

315
00:14:04,590 --> 00:14:07,380
‫- آره
‫- آتلانتیک سیتی... چطوره؟

316
00:14:07,380 --> 00:14:09,120
‫وای خدا، نه

317
00:14:09,120 --> 00:14:10,260
‫واقعاً راست میگی

318
00:14:10,260 --> 00:14:12,520
‫فقط یه بار تو زندگی اتفاق می‌افته.
‫باید یه جشن بزرگ بگیریم

319
00:14:12,520 --> 00:14:13,940
‫وگاس

320
00:14:13,940 --> 00:14:16,060
‫پس پایه‌ای؟

321
00:14:18,540 --> 00:14:21,660
‫خدایا... معلومـه که آره، معلومـه که پایه‌م

322
00:14:22,570 --> 00:14:25,070
‫فقط... یه لطفی بهم بکن، باشه؟

323
00:14:25,070 --> 00:14:27,700
‫اگه میشه فعلاً پیش کسی نگو که قبول کردم

324
00:14:27,700 --> 00:14:30,740
‫ممنون میشم. اگه لورل بفهمه،
گوشم رو می‌پیچونه

325
00:14:30,740 --> 00:14:31,626
‫نگران نباش

326
00:14:31,650 --> 00:14:33,650
تا سرحد مرگ تلاش می‌کنم
مامانت رو راضی کنم

327
00:14:41,460 --> 00:14:43,360
‫خب دخترخانم صاحب‌تولد، نظرت در موردِ...

328
00:14:43,360 --> 00:14:45,340
‫این خوشگله چیه؟

329
00:14:46,540 --> 00:14:48,330
‫حتماً، باشه. امتحان می‌کنم

330
00:14:48,330 --> 00:14:51,700
‫آبجی، شوخی از این تابلوتر؟
‫لباسه اصلاً سفید نیست

331
00:14:51,700 --> 00:14:53,120
‫حالت خوبه؟

332
00:14:53,580 --> 00:14:55,310
‫آره، ببخشید

333
00:14:55,310 --> 00:14:58,670
‫خیلی‌خب، ببین...
‫می‌دونم بعضی‌ از این لباسا...

334
00:14:59,690 --> 00:15:03,440
‫بدک نیستن، خب؟ اما اگه می‌رفتیم
‫ یه فروشگاه مخصوص لباس عروس،

335
00:15:03,440 --> 00:15:05,840
‫لباس‌ها ده‌برابر گرون‌تر بودن

336
00:15:05,840 --> 00:15:07,780
‫لباس سفید باشه کافیه دیگه، نه؟

337
00:15:07,780 --> 00:15:09,650
‫یه‌جایی همینجاهاست، حسش می‌کنم

338
00:15:09,650 --> 00:15:12,720
‫رگال لباس‌های تخفیف‌خورده رو پیدا کردم!

339
00:15:12,720 --> 00:15:16,040
‫خیلی‌خب، من دیوونه شدم یا
‫این لباس واقعاً نانازه؟

340
00:15:16,040 --> 00:15:18,240
‫این‌قدر نگو ناناز

341
00:15:18,240 --> 00:15:20,440
‫چی؟ این رو واسه خودت گرفتی؟

342
00:15:20,440 --> 00:15:22,030
‫- دارم چندتا کار رو با هم می‌کنم
‫- نه

343
00:15:22,030 --> 00:15:25,380
‫فقط دنبال لباس سفید بگرد

344
00:15:25,880 --> 00:15:28,420
‫- باش خانم رئیس
‫- خیلی‌خب

345
00:15:28,920 --> 00:15:32,500
‫ای خدا، بازم شرمنده...

346
00:15:32,500 --> 00:15:34,300
‫- مهم نیست
‫- حاضره هر کاری بکنه تا

347
00:15:34,300 --> 00:15:37,520
‫از مشکلات خودش فرار کنه

348
00:15:37,520 --> 00:15:40,460
‫اما خب مجبوره کارهاش رو بکنه چون
‫من هفته‌‌ی بعد میرم

349
00:15:40,460 --> 00:15:41,920
‫خیلی هیجان داری،‌ آره؟

350
00:15:41,920 --> 00:15:44,520
‫خیلی وقته در مورد این کارآموزیه حرف می‌زنی

351
00:15:44,520 --> 00:15:46,570
‫- خیلی. خیلی جدی و حرفه‌ایـه
‫- آره

352
00:15:46,570 --> 00:15:48,520
‫مثلاً روابط عمومی مت گالا، دست ایناست

353
00:15:48,520 --> 00:15:50,380
‫- می‌دونم بابا
‫- مت گالا ها!

354
00:15:50,380 --> 00:15:54,420
‫- مت گالا
‫- آبجی، خیلی خفنـه

355
00:15:57,880 --> 00:15:59,040
‫سلام

356
00:16:00,020 --> 00:16:02,340
‫بلی، تو رو خدا اگه امروز رفت رو مخت

357
00:16:02,340 --> 00:16:04,780
‫بهم بگو

358
00:16:04,780 --> 00:16:06,900
‫می‌تونیم برسونیمش به
‫نزدیک‌ترین لولولمون. طوری نیست

359
00:16:06,900 --> 00:16:08,800
‫یه چندساعت سرش رو گرم می‌کنم

360
00:16:08,800 --> 00:16:10,940
‫- فقط لب تر کن
‫- نه، نه، مشکلی نداره

361
00:16:10,940 --> 00:16:12,200
‫من عاشق لوسیندام

362
00:16:12,200 --> 00:16:14,240
‫- خیلی‌خب
‫- آره

363
00:16:15,740 --> 00:16:18,060
‫حداقل مامانِ یه‌نفر اومده

364
00:16:18,720 --> 00:16:20,680
‫گندش بزنن، بلی

365
00:16:21,520 --> 00:16:24,020
واقعاً حیف شد

366
00:16:25,980 --> 00:16:29,180
‫بیا لباس رو پیدا کنیم

367
00:16:36,740 --> 00:16:38,910
‫قضیه اینـه که هرچی برسی به آخر خط

368
00:16:38,910 --> 00:16:41,440
‫اوضاع بهتر میشه، درست نمیگم؟

369
00:16:43,340 --> 00:16:45,630
‫با آخر خط آشنا شو

370
00:16:45,630 --> 00:16:47,000
‫اوه

371
00:16:47,000 --> 00:16:50,090
‫وای... آره

372
00:16:50,090 --> 00:16:51,760
‫قراره یه عروسی دهاتی داشته باشیم

373
00:16:51,760 --> 00:16:53,280
‫- وای خدا
‫- بپوشش ببینم

374
00:16:53,280 --> 00:16:54,430
‫آره، آره. برو بریم

375
00:16:54,430 --> 00:16:56,010
‫- باشه
‫- ♪ عروس چقد قشنگـه ♪

376
00:16:56,010 --> 00:16:58,200
‫باید این رو واسه مت‌ گالا بپوشی که...

377
00:17:00,300 --> 00:17:02,900
‫فکر کنم اونی که می‌خواستیم رو پیدا کردیم

378
00:17:03,580 --> 00:17:05,520
‫لطفاً آتیشش بزن

379
00:17:07,690 --> 00:17:11,360
‫از جلو چشمام دورش کن. غیبش کن

380
00:17:11,360 --> 00:17:13,200
‫خب دیگه، برای امروز کافیه؟

381
00:17:13,200 --> 00:17:16,020
‫نه، هنوز یکی دیگه از‌
‫رگال‌های تخفیف‌خورده مونده

382
00:17:16,020 --> 00:17:17,200
‫آره اما آخه...

383
00:17:17,200 --> 00:17:20,200
‫فقط یه امتحان بکن و بعدش میریم

384
00:17:20,780 --> 00:17:23,300
‫- همین یکی
‫- امتحان کن. ما جایی نمیریم

385
00:17:23,300 --> 00:17:25,580
‫- خیلی‌خب
‫- خیلی‌خب

386
00:17:26,120 --> 00:17:28,540
‫- باشه
‫- با خجالت و شرمندگی...

387
00:17:28,540 --> 00:17:31,780
‫برمی‌گرده به اتاق پرو

388
00:17:32,460 --> 00:17:35,200
‫خیلی‌خب، بعدش کجا میریم؟
‫میریم کوکتلِ جشن تولد می‌خوریم؟

389
00:17:35,200 --> 00:17:38,540
‫بعدش جنابعالی تشریف می‌برید خونه و
‫برنامه‌ریزی کسب‌و‌کارت رو می‌کنی و

390
00:17:38,540 --> 00:17:40,140
‫من و بی هم جشن می‌گیریم

391
00:17:40,140 --> 00:17:41,930
‫چی؟ نه

392
00:17:41,930 --> 00:17:43,520
‫واسه اون کلی وقت هست

393
00:17:43,520 --> 00:17:45,520
‫نه مامان، اصلاً نیست

394
00:17:46,610 --> 00:17:47,980
‫خیلی‌خب

395
00:17:48,580 --> 00:17:50,360
‫شاید خیالاتی شده باشم اما

396
00:17:50,360 --> 00:17:52,600
‫فکر کنم این یکی

397
00:17:52,600 --> 00:17:54,720
‫اونقدرا هم بد نباشه

398
00:18:05,400 --> 00:18:06,740
‫البته خیلی ساده‌ست، نه؟

399
00:18:06,740 --> 00:18:08,620
‫اونقدرا باکلاس نیست، نه؟

400
00:18:09,440 --> 00:18:11,640
‫نه، نه، نه...

401
00:18:11,920 --> 00:18:13,570
‫بهت اومده

402
00:18:16,880 --> 00:18:18,630
‫آره، همین لباس رو باید بگیری

403
00:18:18,700 --> 00:18:20,760
‫- وای، خیلی قشنگـه
‫- جدی؟

404
00:18:20,760 --> 00:18:21,890
‫- آره
‫- جدی؟

405
00:18:21,890 --> 00:18:24,680
‫- آره
‫- خیلی‌خب، هورا

406
00:18:24,680 --> 00:18:26,020
‫- قشنگـه
‫- جدی؟

407
00:18:26,020 --> 00:18:28,350
‫قشنگـه. خیلی‌خب...

408
00:18:29,730 --> 00:18:31,860
‫وای...

409
00:18:32,900 --> 00:18:34,730
‫ممنون

410
00:18:35,580 --> 00:18:37,780
‫الان یه دولچه‌ی دارچینی با
‫فوم سرد می‌چسبه

411
00:18:37,780 --> 00:18:39,960
‫خیلی عجیبـه که تو خونه هم قهوه داریم، نه؟

412
00:18:39,960 --> 00:18:41,240
‫واست فوم شیر هم درست می‌کنم

413
00:18:41,240 --> 00:18:43,420
‫مستبد کوچولوی مامانی‌ای!

414
00:18:45,420 --> 00:18:48,300
‫بی، ساعت چند واسه تولدت بریم شام بخوریم؟

415
00:18:48,300 --> 00:18:50,880
‫راستش با خودم گفتم امشب برم شیفت

416
00:18:50,880 --> 00:18:52,700
‫- اوه
‫- آره

417
00:18:53,680 --> 00:18:55,340
‫مطمئنی؟

418
00:18:55,340 --> 00:18:57,560
‫آره بابا. الان برمی‌گردم سر کار

419
00:18:57,560 --> 00:18:59,840
‫اینطوری شماها هم مجبور نیستید
اینجا علاف شید

420
00:18:59,840 --> 00:19:02,300
‫اما خب... ممنون که امروز اومدید

421
00:19:02,300 --> 00:19:04,140
‫وای، خواهش می‌کنم

422
00:19:04,140 --> 00:19:05,210
‫ما عاشقتیم

423
00:19:05,210 --> 00:19:07,520
‫تولدت مبارک

424
00:19:08,520 --> 00:19:09,660
‫- فعلاً
‫- خدافظ

425
00:19:09,660 --> 00:19:13,340
‫دخترها باید با مادرهاشون
برن لباس عروس بخرن

426
00:19:13,340 --> 00:19:15,620
‫که مامان‌شون بهشون بگه،
‫«خودشـه!»

427
00:19:15,620 --> 00:19:17,540
‫باید همین‌طوری باشه

428
00:19:17,540 --> 00:19:19,320
‫- سلام
‫- سلام بلز

429
00:19:19,320 --> 00:19:22,240
‫حدس بزن کی قبول کرد ساقدوشم باشه؟

430
00:19:22,240 --> 00:19:24,390
‫بالاخره با کانرد حرف زدی؟

431
00:19:25,820 --> 00:19:29,440
‫نه،‌ نه. استیون قبول کرد

432
00:19:29,440 --> 00:19:32,260
‫اما مجبور شدم بهش قول بدم که
‫به لورل نگم

433
00:19:34,540 --> 00:19:37,070
‫عالیـه

434
00:19:43,140 --> 00:19:45,000
‫بلز، چی شده؟

435
00:19:47,800 --> 00:19:49,660
‫لباس پیدا کردم

436
00:19:49,660 --> 00:19:51,820
‫این که خیلی عالیـه

437
00:19:54,110 --> 00:19:56,580
‫آره اما مامانم نیومد

438
00:19:58,520 --> 00:20:01,900
‫واقعاً فکر می‌کردم نظرش عوض میشه

439
00:20:01,900 --> 00:20:05,100
‫نمی‌دونم چطوری بدون اون، این کارها رو بکنم

440
00:20:08,000 --> 00:20:10,060
‫خب درک می‌کنم

441
00:20:12,539 --> 00:20:16,520
‫چطوری می‌تونیم بدون مامان‌هامون
‫این کار رو بکنیم؟

442
00:20:20,020 --> 00:20:21,740
‫یه کاریش می‌کنیم

443
00:20:32,340 --> 00:20:35,020
‫- چی شده؟ کیه؟
‫- اسکاتـه

444
00:20:35,020 --> 00:20:37,940
‫گفته بریم نوشیدنی بخوریم و
‫حرف بزنیم

445
00:20:38,540 --> 00:20:40,840
‫- واقعاً‌ که قصد نداری بری؟
‫- نه

446
00:20:40,840 --> 00:20:43,480
‫نه بابا

447
00:20:48,200 --> 00:20:50,660
‫- بس کن،‌ مامان
‫- بیخیال

448
00:20:50,660 --> 00:20:53,380
‫یه‌جوری میگی انگار استیون بهت پیام می‌داد
‫همین‌ کار رو نمی‌کردی

449
00:20:53,380 --> 00:20:56,740
‫معلومـه که نه. بعدش هم...
‫استیون و اسکات با هم فرق دارن

450
00:20:56,740 --> 00:20:58,500
‫اسکات افتضاحـه

451
00:20:58,500 --> 00:21:00,400
‫- اسکات افتضاح که هست
‫- آره

452
00:21:00,400 --> 00:21:02,170
‫اما...

453
00:21:02,560 --> 00:21:05,880
‫از وقتی که ناپدریت رفته، من تنها شدم و...

454
00:21:05,880 --> 00:21:08,040
‫وقتی اسکات پیشمـه، تنها نیستم

455
00:21:09,480 --> 00:21:12,580
‫مامان،‌ تو تنها نیستی. من رو داری

456
00:21:13,220 --> 00:21:15,340
‫وای،‌ می‌دونم

457
00:21:15,340 --> 00:21:18,060
‫همه‌چیزهای خوبت رو از من به ارث بردی

458
00:21:31,560 --> 00:21:32,880
‫سورپرایز

459
00:21:32,880 --> 00:21:34,420
‫جر؟

460
00:21:34,420 --> 00:21:36,540
‫اینجا چیکار می‌کنی؟

461
00:21:36,540 --> 00:21:38,600
‫- سلام
‫- سلام

462
00:21:38,600 --> 00:21:40,960
‫خب، حساب کردم...

463
00:21:40,960 --> 00:21:43,700
‫اگه سر ساعت ۵ از اداره راه بیفتم و

464
00:21:43,980 --> 00:21:46,560
‫از اونجا با سرعت ۱۴۰ تا حرکت کنم،

465
00:21:46,560 --> 00:21:50,340
‫می‌تونم قبل از این که فروشگاه «بسکینز» که
‫سر خیابون‌تونـه ببنده، خودم رو برسونم

466
00:21:50,340 --> 00:21:53,360
‫این هم از کیک بیسکوییتی اوریوت

467
00:21:53,360 --> 00:21:56,060
‫تولدت ۲۱ سالگیت مبارک بلرز

468
00:21:56,060 --> 00:21:57,980
‫مرسی

469
00:21:59,920 --> 00:22:02,380
‫همه‌ی بیسکوییت‌هاش مال خودمـه‌ها

470
00:22:02,380 --> 00:22:03,860
‫معلومـه که مال خودتـه

471
00:22:04,740 --> 00:22:07,380
‫یه کادوی کوچولو هم برات گرفتم

472
00:22:07,380 --> 00:22:09,300
‫گفتم کادو نگیری.
‫باید هرچی داریم رو

473
00:22:09,300 --> 00:22:10,996
‫- واسه عروسی پس‌انداز کنیم
‫- می‌دونم. می‌دونم

474
00:22:11,021 --> 00:22:13,053
‫ناقابلـه

475
00:22:21,461 --> 00:22:23,693
‫کلید خونه‌ی تابستونیـه

476
00:22:23,718 --> 00:22:27,012
‫شیش هفته‌ی دیگه
‫رسماً خونه‌ی تو هم میشه

477
00:22:27,208 --> 00:22:29,877
‫البته که از اولش هم مال خودت بود

478
00:22:31,939 --> 00:22:33,482
‫مرسی

479
00:22:33,920 --> 00:22:37,150
‫این بهترین هدیه‌ی ممکن بود

480
00:22:42,326 --> 00:22:43,716
‫مرسی

481
00:22:44,864 --> 00:22:48,116
‫- گل هم واسه منه؟
‫- نه، اینا واسه تو نیست

482
00:22:48,117 --> 00:22:50,264
‫واسه مادرزن آینده‌مـه

483
00:22:50,544 --> 00:22:52,984
‫می‌خوام نظرش رو
‫راجع‌به ازدواج‌مون عوض کنم

484
00:22:53,009 --> 00:22:56,053
‫بلی؟ این وقت شب کی اومده؟

485
00:22:57,822 --> 00:22:59,187
‫جرمایا

486
00:22:59,212 --> 00:23:00,463
‫سلام، لورل

487
00:23:03,007 --> 00:23:06,051
‫اینا رو برای تو گرفتم

488
00:23:06,052 --> 00:23:08,637
‫به مناسبت تولدت بلیـه

489
00:23:08,638 --> 00:23:11,006
‫می‌دونم تمام زحمت‌های زایمان رو تو کشیدی

490
00:23:11,031 --> 00:23:12,635
‫مرسی

491
00:23:13,361 --> 00:23:14,852
‫همچنین امیدوار بودم که...

492
00:23:14,877 --> 00:23:16,712
‫بتونیم باهم صحبت کنیم

493
00:23:18,424 --> 00:23:21,468
‫باشه، اتفاقاً من هم می‌خواستم
‫با جفت‌تون صحبت کنم

494
00:23:21,493 --> 00:23:23,828
‫خب، عالیـه. بیا صحبت کنیم

495
00:23:23,853 --> 00:23:25,103
‫قبلش یه بغلِ دسته‌جمعی؟

496
00:23:25,104 --> 00:23:26,563
‫- باشه
‫- بیا ببینم

497
00:23:26,564 --> 00:23:28,982
‫بلی، تو هم بیا. یالا

498
00:23:28,983 --> 00:23:31,234
‫- خیلی‌خب، خیلی‌خب
‫- پسر...

499
00:23:31,235 --> 00:23:32,777
‫- خیلی‌خب، باشه
‫- چه حس خوبیـه

500
00:23:32,778 --> 00:23:35,239
‫باشه، بریم بشینیم

501
00:23:44,401 --> 00:23:47,032
‫خب، داستان از این قراره

502
00:23:47,620 --> 00:23:49,794
‫می‌دونم به نظرت ازدواج...

503
00:23:49,795 --> 00:23:52,631
‫می‌دونم از نظر تو، ازدواج...

504
00:23:53,969 --> 00:23:56,589
‫می‌دونم به نظرت ازدواج‌مون تصمیم بدیـه

505
00:23:56,614 --> 00:23:59,032
‫ولی بلی نیمه‌ی گمشده‌مـه

506
00:23:59,057 --> 00:24:01,560
‫من هم نیمه‌ی گمشده‌ی اونم

507
00:24:02,391 --> 00:24:05,352
‫می‌دونم فکر می‌کنی آماده نیستیم،
‫ولی من بچه‌ی احمقی نیستم که

508
00:24:05,353 --> 00:24:08,104
‫گرمی و سردی دنیا رو نچشیده باشه

509
00:24:08,105 --> 00:24:12,025
‫وقتی که مامانم فوت کرد،
‫فکر نمی‌کردم دوباره بتونم با کسی باشم و

510
00:24:12,026 --> 00:24:15,972
‫وقتی که همه چی داشت از هم می‌پاشید،

511
00:24:15,997 --> 00:24:18,174
‫بلی منو انتخاب کرد و

512
00:24:18,199 --> 00:24:22,244
‫توی این چهار سالی که گذشت
‫من خوشبخت‌ترین آدم دنیا بودم

513
00:24:23,185 --> 00:24:25,604
‫من می‌خوام تا آخر عمرم...

514
00:24:25,629 --> 00:24:27,882
‫با بلی باشم و

515
00:24:28,905 --> 00:24:31,355
‫می‌خوام از همین الان شروع بشه

516
00:24:33,188 --> 00:24:35,465
‫مامانم همیشه می‌گفت خانواده

517
00:24:35,466 --> 00:24:38,039
‫از همه چی مهم‌تره

518
00:24:38,643 --> 00:24:40,811
‫اگه خودش بود هم،
‫همین رو برامون می‌خواست

519
00:24:41,055 --> 00:24:43,516
‫که همه‌مون یه خانواده باشیم

520
00:24:47,186 --> 00:24:49,188
‫جرمایا، معذرت می‌خوام

521
00:24:50,658 --> 00:24:53,459
‫ولی ما هیچوقت نمی‌فهمیم
‫اگه مادرت بود چی می‌خواست

522
00:24:54,869 --> 00:24:57,552
‫خودت می‌دونی که دوستت دارم.
‫برات بهترین‌ها رو می‌خوام

523
00:24:57,577 --> 00:24:59,697
‫واسه همین نمی‌تونم از تصمیمت حمایت کنم

524
00:24:59,698 --> 00:25:01,189
‫- مامان
‫- بلی، عزیزم، شما دوتا...

525
00:25:01,214 --> 00:25:02,826
‫واسه همچین تعهدی آماده نیستید

526
00:25:02,827 --> 00:25:04,494
‫- یه عمر زندگی مشترکـه!
‫- لور، من هم دلم می‌خواد...

527
00:25:04,495 --> 00:25:05,703
‫یه عمر پیش بلی باشم

528
00:25:05,704 --> 00:25:06,996
‫تعهد بهش که کاری نداره

529
00:25:06,997 --> 00:25:09,332
‫دقیقاً واسه همینـه میگم آماده نیستی

530
00:25:09,333 --> 00:25:11,459
‫جرمایا، این یه چیزی نیست که
‫بخوای از سر هوس انجام بدی

531
00:25:11,460 --> 00:25:13,855
‫- ازدواج شوخی نداره
‫- آره، ما هم شوخی نداریم

532
00:25:13,880 --> 00:25:16,536
‫اصلاً شنیدی جر چی گفت؟

533
00:25:16,561 --> 00:25:19,606
‫بلی، چیزی نمونده بود برادرت از این دنیا بره

534
00:25:19,760 --> 00:25:23,065
‫مطمئنم این قضیه خیلی شما رو آشفته کرده

535
00:25:23,090 --> 00:25:25,199
‫جفت‌تون رو

536
00:25:25,224 --> 00:25:28,435
‫من فقط ازت می‌خوام که صبر کنی.
‫اول درسِت رو تموم کن،

537
00:25:28,436 --> 00:25:30,562
‫اگه دیدی باز هم همون حس رو داشتی،
‫اون‌وقت ازدواج کن

538
00:25:30,563 --> 00:25:32,313
‫لورل، دست‌بردار

539
00:25:32,314 --> 00:25:35,276
‫خودت هم می‌دونی که
‫همیشه دلت می‌خواست دامادتون بشم

540
00:25:38,352 --> 00:25:39,937
‫این‌جوری نه، بچه‌جون

541
00:25:40,946 --> 00:25:42,530
‫متأسفم

542
00:25:57,084 --> 00:25:58,960
‫مامان، نمیشه این‌جوری بذاری و بری

543
00:25:58,985 --> 00:26:01,632
‫چطور؟ چطور تونستی منو ‫توی
همچین موقعیتی قرار بدی و

544
00:26:01,657 --> 00:26:03,636
‫مجبورم کنی که این حرف‌ها رو
‫به جرمایا بزنم؟

545
00:26:03,637 --> 00:26:06,556
‫- فکر کردی دوست دارم ناامیدش کنم؟
‫- خب، پس نکن!

546
00:26:06,557 --> 00:26:08,099
‫لاأقل منو ناامید نکن. خواهش می‌کنم

547
00:26:08,100 --> 00:26:09,811
‫چرا نمی‌تونی باهاش کنار بیای؟

548
00:26:09,836 --> 00:26:11,795
‫چون تو هنوز بچه‌ای

549
00:26:11,820 --> 00:26:14,147
‫هنوز خودت هم نمی‌شناسی.
‫چطور مطمئنی که می‌خوای...

550
00:26:14,148 --> 00:26:16,399
‫- تا آخر عمر با کی باشی؟
‫- من می‌دونم کی رو می‌خوام و

551
00:26:16,400 --> 00:26:18,443
‫باهاش هم ازدواج می‌کنم

552
00:26:18,444 --> 00:26:22,328
‫بلی، می‌دونم اگه تصمیمت رو گرفته باشی
‫دیگه نمی‌تونم جلوت رو بگیرم

553
00:26:22,353 --> 00:26:24,399
‫ولی بدون که من توش سهیم نمیشم و

554
00:26:24,424 --> 00:26:26,697
‫پامو تو مراسم نمی‌ذارم

555
00:26:26,767 --> 00:26:29,537
‫تو دلت از این پُره که دیگه
‫نمی‌تونی بگی چیکار کنم، چیکار نکنم و

556
00:26:29,538 --> 00:26:32,248
‫- همین داره دیوونه‌ت می‌کنه
‫- دقیقاً!

557
00:26:32,249 --> 00:26:35,001
‫این که می‌بینم داری همچین اشتباه
‫مسخره‌ای می‌کنی، دیوونه‌م می‌کنه

558
00:26:35,002 --> 00:26:38,087
‫باشه، پس از اینجا میرم تا
‫دیگه جلو چشمت نباشم!

559
00:26:38,088 --> 00:26:40,113
‫- بلی...
‫- جر، از اینجا می‌ریم!

560
00:26:43,279 --> 00:26:46,279
‫♪ José González - Heartbeats ♪

561
00:27:22,275 --> 00:27:29,275


562
00:27:41,344 --> 00:27:42,678
‫بلی

563
00:27:43,166 --> 00:27:44,417
‫کانرد؟

564
00:27:53,122 --> 00:27:54,831
‫کانرد؟ پشمام

565
00:27:54,832 --> 00:27:57,294
‫آمم... سلام

566
00:27:57,319 --> 00:27:59,745
‫نمی‌دونستم اینجا میاید

567
00:28:00,629 --> 00:28:02,297
‫وایسا ببینم، تو...

568
00:28:02,298 --> 00:28:04,758
‫مگه قرار نبود کالیفرنیا باشی؟

569
00:28:06,135 --> 00:28:08,094
‫تمام این مدت اینجا بودی؟

570
00:28:08,095 --> 00:28:10,412
‫- بهت زنگ زدم، پسر
‫- شرمنده، رفیق. من...

571
00:28:11,073 --> 00:28:13,683
‫راستش هنوز آماده نبودم که برگردم.
‫این‌قدر حجم کارها زیاد بود که

572
00:28:13,684 --> 00:28:17,021
‫خواستم یه مدت از بقیه فاصله بگیرم

573
00:28:19,047 --> 00:28:20,881
‫خیلی از دیدنت خوشحالم، پسر

574
00:28:20,906 --> 00:28:23,242
‫من هم همینطور

575
00:28:24,905 --> 00:28:28,284
‫شما واسه آخرهفته اومدید؟

576
00:28:28,309 --> 00:28:30,840
‫- راستش...
‫- من تو این فکر بودم که

577
00:28:30,963 --> 00:28:33,404
‫یه مدتی رو اینجا بمونیم

578
00:28:33,429 --> 00:28:36,310
‫گفتیم این‌جوری راحت‌تر میشه
‫واسه مراسم برنامه‌ریزی کرد

579
00:28:36,335 --> 00:28:38,017
‫درستـه، مراسم، آره

580
00:28:38,042 --> 00:28:40,376
‫پس تصمیم‌تون جدیـه؟

581
00:28:40,525 --> 00:28:42,172
‫رو شاخشـه

582
00:28:43,870 --> 00:28:45,027
‫پس...

583
00:28:45,052 --> 00:28:48,054
‫قراره جفت‌تون اینجا باشید؟

584
00:28:48,260 --> 00:28:49,802
‫نه، راستش

585
00:28:49,803 --> 00:28:52,639
‫دوشنبه اول وقت باید سر کار باشم

586
00:28:52,640 --> 00:28:54,057
‫کار؟

587
00:28:54,058 --> 00:28:56,559
‫آره، کارآموزِ باباتونـه

588
00:28:56,560 --> 00:28:57,679
‫خدایی؟

589
00:28:57,704 --> 00:28:58,694
‫- آره
‫- آره

590
00:28:58,719 --> 00:29:00,262
‫تازه حسابی گل کاشته

591
00:29:01,357 --> 00:29:04,442
‫راستش همونجوریـه که انتظار می‌رفت

592
00:29:04,787 --> 00:29:08,499
‫- حتماً
‫- حالا کِی کارت توی درمانگاه شروع میشه؟

593
00:29:08,856 --> 00:29:11,358
‫خیلی زود. باید...

594
00:29:11,742 --> 00:29:13,493
‫به فکر بلیت برگشتم باشم و

595
00:29:13,494 --> 00:29:15,411
‫از اینجور چیزها

596
00:29:15,412 --> 00:29:17,206
‫ایول

597
00:29:18,414 --> 00:29:19,832
‫یه لحظه وقت داری...

598
00:29:19,833 --> 00:29:22,126
‫راجع‌به یه سری چیزها باهات صحبت کنم؟

599
00:29:22,127 --> 00:29:24,671
‫آره، رفیق. می‌خواستم برم بدوئم

600
00:29:24,672 --> 00:29:26,964
‫وقتی که برگشتم بیا صحبت کنیم، باشه؟

601
00:29:26,965 --> 00:29:28,716
‫آره

602
00:29:28,717 --> 00:29:31,470
‫خیلی‌خب، خیلی از دیدن‌تون خوشحال شدم

603
00:29:32,705 --> 00:29:35,723
‫- پشمام!
‫- این دیگه چی بود؟

604
00:29:37,226 --> 00:29:39,770
‫همچنان به نظرت اینجا بمونم؟

605
00:29:40,903 --> 00:29:42,863
‫آره. آره، چرا که نه؟

606
00:29:42,950 --> 00:29:45,201
‫بالاخره همین امروز فردا میره دیگه؟

607
00:29:45,226 --> 00:29:47,677
‫آره، ولی حتماً می‌خواسته
‫تنها باشه که اینجا اومده

608
00:29:47,702 --> 00:29:50,071
‫مشخصاً یکی از اون رازهای بزرگ و

609
00:29:50,072 --> 00:29:52,281
‫هیجان‌انگیز کانرده که چرا هنوز اینجاست

610
00:29:52,282 --> 00:29:54,394
‫هیچکس سر از کارهای کانرد درنمیاره

611
00:29:56,497 --> 00:29:59,019
‫می‌تونم باهات برگردم بوستون

612
00:30:00,249 --> 00:30:02,793
‫آره. آره، مطمئنم بابا از دیدنت لذت می‌بره

613
00:30:03,869 --> 00:30:06,053
‫احساس حماقت می‌کنم، ولی...

614
00:30:06,716 --> 00:30:08,663
‫شاید بهتره که برگردم خونه

615
00:30:09,747 --> 00:30:11,916
‫بلی. هی...

616
00:30:13,355 --> 00:30:15,064
‫تو اونجا داشتی عذاب می‌کشیدی

617
00:30:15,347 --> 00:30:16,764
‫تازه‌شم، اگه الان برگردی،

618
00:30:16,765 --> 00:30:18,532
‫به مامانت ثابت می‌کنی که حق با اون بوده

619
00:30:18,557 --> 00:30:20,102
‫نه، خودم می‌دونم، می‌دونم

620
00:30:20,754 --> 00:30:23,255
‫می‌تونم پیش بابام بمونم

621
00:30:23,647 --> 00:30:25,606
‫ولی اون هم غلام حلقه‌به‌گوش مامانمـه

622
00:30:25,607 --> 00:30:28,776
‫واسه همین ممکنـه اصلاً نذاره اونجا بمونم

623
00:30:28,777 --> 00:30:30,862
‫به نظرم باید همینجا بمونی

624
00:30:31,220 --> 00:30:33,569
‫تو که اینجا باشی، راحت می‌تونیم
‫واسه مراسم برنامه‌ریزی کنیم و

625
00:30:33,594 --> 00:30:36,141
‫من هم زود به زود میام و

626
00:30:36,166 --> 00:30:37,583
‫این‌جوری بهم نزدیکی

627
00:30:37,647 --> 00:30:39,940
‫تازه می‌تونیم تابستون‌مون هم
توی کازینز باشیم

628
00:30:39,965 --> 00:30:42,182
‫آخرهفته‌ها به تابستون‌مون می‌رسیم

629
00:30:42,901 --> 00:30:44,218
‫آره

630
00:30:44,545 --> 00:30:46,185
‫به نظر که قشنگـه

631
00:30:52,529 --> 00:30:54,029
‫« پلنترز واک »

632
00:31:04,021 --> 00:31:06,063
‫- سلام
‫- سلام

633
00:31:06,064 --> 00:31:08,054
‫هنوز شرق قایم شدی؟

634
00:31:08,079 --> 00:31:09,948
‫فعلاً که آره

635
00:31:10,068 --> 00:31:11,444
‫ولی زود برمی‌گردم

636
00:31:11,445 --> 00:31:13,410
‫اوضاع این‌قدر خوب پیش میره؟

637
00:31:13,435 --> 00:31:16,216
‫برادرم و نامزدش امروز اومدن و

638
00:31:16,241 --> 00:31:18,059
‫قراره اینجا بمونن

639
00:31:18,084 --> 00:31:20,620
‫خیلی برام مسخره‌ست که
‫دارن ازدواج می‌کنن

640
00:31:20,621 --> 00:31:22,914
‫خب، علناً کل عمر همدیگه رو می‌شناختن

641
00:31:22,915 --> 00:31:24,874
‫اون‌قدرها هم عجیب نیست

642
00:31:24,875 --> 00:31:27,877
‫حال هرچی. زنگ نزدم راجع‌به
‫اکس و برادرت حرف بزنم

643
00:31:27,878 --> 00:31:31,028
‫زنگ زدم که بگم
‫کار توی آزمایشگاه گارث رو گرفتی

644
00:31:31,053 --> 00:31:33,054
‫- واقعاً؟
‫- آره

645
00:31:33,133 --> 00:31:35,051
‫پس، هر وقت که برگشتی بهم خبر بده

646
00:31:35,052 --> 00:31:36,511
‫همچنان باید یه مشروب مهمونم کنی

647
00:31:36,512 --> 00:31:38,639
‫باشه، حتماً

648
00:31:42,851 --> 00:31:44,602
‫- سلام
‫- سلام

649
00:31:44,603 --> 00:31:46,978
‫- خوب بود؟
‫- آره

650
00:31:47,003 --> 00:31:50,630
‫شنیدم امروز دریا موج خوبی داره.
‫می‌خوای بریم بیرون؟

651
00:31:50,692 --> 00:31:52,652
‫یکم کار رو سرم ریخته

652
00:31:52,993 --> 00:31:54,862
‫رفیق، بیخیال.
‫اول که جواب تماس‌ها رو ندادی،

653
00:31:54,863 --> 00:31:57,267
‫الان هم میگی نمی‌تونی
‫پنج دقیقه باهم وقت بگذرونی؟

654
00:31:59,243 --> 00:32:02,079
‫نه، حتماً. آره، شرمنده

655
00:32:03,887 --> 00:32:05,349
‫بزن بریم

656
00:32:05,374 --> 00:32:08,001
‫- بذار برم لباس شنام رو بیارم، خب؟
‫- باشه

657
00:32:18,243 --> 00:32:20,507
‫خب، واکنش‌ها به خبرِ ازدواج‌تون چی بود؟

658
00:32:21,616 --> 00:32:23,216
‫لورل کُفریـه

659
00:32:23,991 --> 00:32:26,724
‫بلی و لورل از خجالت هم در اومدن

660
00:32:27,312 --> 00:32:28,729
‫گندش بزنن

661
00:32:28,730 --> 00:32:31,899
‫آره. ولی بالاخره کنار میاد

662
00:32:31,900 --> 00:32:33,735
‫کنار میاد

663
00:32:39,575 --> 00:32:42,057
‫حالا ساقدوشم میشی یا نه؟

664
00:32:42,082 --> 00:32:43,749
‫یا ساقدوشِ مشترک

665
00:32:43,912 --> 00:32:46,331
‫یه جورایی قولش رو به استیون هم دادم

666
00:32:50,961 --> 00:32:52,378
‫واو. خدایی؟

667
00:32:52,379 --> 00:32:53,713
‫بابا چی گفت؟

668
00:32:53,714 --> 00:32:56,077
‫از کِی تا حالا حرف‌های بابا برات مهم شده؟

669
00:32:57,467 --> 00:33:00,469
‫چون بابا و لورل هیچوقت
‫توی هیچ چیزی باهم هم‌نظر نیستن

670
00:33:00,470 --> 00:33:02,668
‫پس اگه الان جفت‌شون هم‌نظرن، پس...

671
00:33:04,175 --> 00:33:06,103
‫- شاید...
‫- شاید چی؟

672
00:33:06,807 --> 00:33:08,600
‫شاید حق با اوناست

673
00:33:10,022 --> 00:33:12,482
‫شما هنوز دانشجویید

674
00:33:13,212 --> 00:33:15,464
‫بهش که فکر می‌کنی،
‫یه جورایی مسخره‌ست

675
00:33:18,307 --> 00:33:19,975
‫جر، شرمنده. من...

676
00:33:20,000 --> 00:33:21,785
‫نه. نه، مشکلی نیست

677
00:33:22,058 --> 00:33:25,701
‫نمی‌خوام وقتی دلت به این کار نیست،
‫شب عروسی کنارم باشی و وانمود کنی

678
00:33:30,500 --> 00:33:32,252
‫جر...

679
00:33:46,523 --> 00:33:48,400
‫هی، چطور پیش رفت؟

680
00:33:49,019 --> 00:33:50,019
‫بد

681
00:33:50,278 --> 00:33:52,780
‫چی؟ چی شد؟

682
00:33:55,001 --> 00:33:57,461
‫گفت ازدواج ما یه کوچولو...

683
00:33:57,486 --> 00:33:59,195
‫به نقل از خودش «مسخره‌ست»

684
00:33:59,196 --> 00:34:01,949
‫چی؟ چرا باید همچین حرفی بزنه؟

685
00:34:02,661 --> 00:34:05,326
‫چرا این‌قدر براش مهمـه؟
‫مشکلش چیه؟

686
00:34:05,327 --> 00:34:07,572
‫- نمی‌دونم
‫- خب...

687
00:34:07,955 --> 00:34:09,664
‫می‌دونی چیه؟ حس می‌کنم اون...

688
00:34:09,665 --> 00:34:11,885
‫فکر می‌کنه ما دوتا بچه‌ایم و

689
00:34:11,910 --> 00:34:15,288
‫اون خودش دانشجوی بالغِ
‫دانشکده‌ی پزشکی استنفورده

690
00:34:16,797 --> 00:34:19,048
‫آره، فدای سرت. بره به درک

691
00:34:19,049 --> 00:34:21,676
‫من میرم دوش بگیرم و بعدش...

692
00:34:21,677 --> 00:34:23,803
‫یکم عشق و حال می‌کنیم

693
00:34:24,249 --> 00:34:26,291
‫- باشه؟
‫- باشه

694
00:34:33,815 --> 00:34:35,981
‫« پیام به بابا »
‫« ببخشید بدون خداحافظی از فیلی رفتم »

695
00:34:36,006 --> 00:34:39,130
‫« ولی تنها چیزی که بیشتر از همه‌چی
‫می‌خوام، اینـه که تو روز عروسیم،

696
00:34:39,155 --> 00:34:42,259
‫وقتی که از بین مهمون‌ها رد میشم
‫دستم تو دستِ تو باشه »

697
00:34:52,458 --> 00:34:54,543
‫هی، جر کجاست؟

698
00:34:54,568 --> 00:34:56,103
‫داره دوش می‌گیره

699
00:34:56,128 --> 00:34:58,505
‫شنیدم که گفتی به نظرت
‫ازدواج‌مون مسخره‌ست

700
00:35:00,229 --> 00:35:01,498
‫بلی...

701
00:35:01,523 --> 00:35:03,899
‫- منظور من این نبود
‫- آره، باشه

702
00:35:04,025 --> 00:35:05,819
‫تو که راست میگی، کانرد

703
00:35:18,734 --> 00:35:22,279
‫- چه عجب!
‫- ببخشید، بلی رفته؟

704
00:35:23,055 --> 00:35:25,990
‫- پس تو هم خبردار شدی
‫- آره، ولی تو یه خودت زحمت ندادی که بگی

705
00:35:25,991 --> 00:35:27,450
‫دخترمون بار و بندیلش رو
‫می‌بنده و میره،

706
00:35:27,451 --> 00:35:29,372
‫- اون‌وقت من باید با یه پیام خبردار بشم؟
‫- چی؟ بلی فرار نکرد

707
00:35:29,397 --> 00:35:30,603
‫حالش خوبه، توی کازینزه

708
00:35:30,628 --> 00:35:33,384
‫پس بگو ببینم چی شده؟

709
00:35:34,041 --> 00:35:37,753
‫بهم گفت چه بخوام چه نخوام،
‫مراسم برگزار میشه، من هم...

710
00:35:39,129 --> 00:35:41,130
‫بهش گفتم پامو اونجا نمی‌ذارم

711
00:35:41,560 --> 00:35:43,896
‫- چی گفتی؟
‫- بعدش رفت

712
00:35:45,282 --> 00:35:47,109
‫از دست تو، لورل

713
00:35:47,134 --> 00:35:48,996
‫بهت که گفتم تصمیم‌شون جدیـه

714
00:35:49,021 --> 00:35:51,432
‫بهت گفتم اگه مصمم باشن،
‫نمی‌تونی جلوشون رو بگیری

715
00:35:51,433 --> 00:35:52,933
‫اون‌وقت فکر کردی اگه تهدیدش کنی که

716
00:35:52,934 --> 00:35:55,183
‫- پاتو توی مراسم نمی‌ذاری، می‌تونی...
‫- تهدید نکردم!

717
00:35:55,208 --> 00:35:58,332
‫حق با توئـه، خب؟ اگه تصمیمش رو
‫گرفته باشه، نمی‌تونم جلوش رو بگیرم

718
00:35:58,357 --> 00:36:00,198
‫ولی نخواه اونجا باشم

719
00:36:00,223 --> 00:36:01,984
‫یعنی نمی‌خوای عروسی دخترت بیای؟

720
00:36:01,985 --> 00:36:03,819
‫چی؟ معلومـه که می‌خوام!

721
00:36:03,820 --> 00:36:05,465
‫فکر کردی دوست دارم این‌جوری بشه؟

722
00:36:10,694 --> 00:36:13,994
‫دیگه نمی‌دونم چه خاکی تو سرم بریزم

723
00:36:14,081 --> 00:36:17,240
‫نمی‌تونم بی‌تفاوت باشم و تظاهر کنم که
‫زندگیش رو تباه نمی‌کنه

724
00:36:20,087 --> 00:36:22,297
‫ولی زندگی خودشـه

725
00:36:23,550 --> 00:36:25,676
‫بالاخره اشتباهاتی می‌کنه

726
00:36:25,701 --> 00:36:28,286
‫ولی تصمیمش پای خودشـه

727
00:36:28,887 --> 00:36:31,889
‫- می‌دونم سنی ندارن، ولی ما هم بچه بودیم
‫- آره، دقیقاً

728
00:36:31,890 --> 00:36:34,267
‫- منظور من هم...
‫- نه، بذار حرفم تموم شه

729
00:36:35,393 --> 00:36:37,011
‫اونا زوج خوبی هستن و

730
00:36:38,105 --> 00:36:41,315
‫می‌دونم که فکر می‌کنی
‫ازدواجت با من بدترین اشتباه زندگیت بوده

731
00:36:41,316 --> 00:36:43,609
‫ولی اونا مثل ما نیستن و

732
00:36:43,610 --> 00:36:46,571
‫شاید من و توییم که داریم اشتباه می‌کنیم

733
00:36:50,242 --> 00:36:51,535
‫جان...

734
00:36:54,204 --> 00:36:57,456
‫واقعاً فکر کردی من همچین حسی...

735
00:36:57,457 --> 00:36:59,251
‫به ازدواج با تو دارم؟

736
00:37:00,585 --> 00:37:02,295
‫به وضوح بهم فهموندی

737
00:37:03,755 --> 00:37:05,631
‫ازدواجم با تو...

738
00:37:05,632 --> 00:37:07,758
‫اون اشتباهه نبود

739
00:37:07,759 --> 00:37:10,010
‫با هر کسی تو اون سن
‫ازدواج کردن کار اشتباهی بود

740
00:37:10,011 --> 00:37:11,554
‫بچه‌دار شدن تو اون سن کار اشتباهی بود

741
00:37:11,555 --> 00:37:14,056
‫همسر یا مادر کسی بودن،

742
00:37:14,057 --> 00:37:16,893
‫قبل از این که خودم رو بشناسم
‫کار اشتباهیـه

743
00:37:19,980 --> 00:37:21,522
‫من خودم رو گم کردم و

744
00:37:21,523 --> 00:37:23,816
‫می‌دونم که فکر می‌کنی...

745
00:37:23,817 --> 00:37:25,902
‫تو رو به خاطرش مقصر می‌دونم،
‫ولی این کار رو نکن

746
00:37:29,447 --> 00:37:30,949
‫من خودمو مقصر می‌دونم و...

747
00:37:32,200 --> 00:37:35,203
‫نمی‌خوام اون هم این اشتباه رو تکرار کنه

748
00:37:37,789 --> 00:37:38,999
‫می‌فهمم

749
00:37:45,755 --> 00:37:47,215
‫ولی می‌خوام که بدونی...

750
00:37:48,884 --> 00:37:50,719
‫اگه این ازدواج اتفاق بیفته

751
00:37:52,220 --> 00:37:53,889
‫من میرم

752
00:37:58,727 --> 00:38:00,562
‫می‌دونم

753
00:38:10,530 --> 00:38:12,448
‫هی، جرمایا

754
00:38:12,449 --> 00:38:14,992
‫- هی
‫- هی

755
00:38:15,157 --> 00:38:16,283
‫آمم...

756
00:38:17,204 --> 00:38:19,206
‫خواستم بدونی که...

757
00:38:20,060 --> 00:38:21,808
‫تو واقعاً مسخره‌ای

758
00:38:23,335 --> 00:38:25,127
‫خیلی مسخره‌ست!

759
00:38:25,128 --> 00:38:27,046
‫- مسخره‌ترینی!
‫- مسـ... مسخره...

760
00:38:27,047 --> 00:38:28,130
‫- مسخره‌ترترینی!
‫- مسخره‌ست

761
00:38:28,131 --> 00:38:29,924
‫- مسخره‌ست
‫- مسخره‌ست

762
00:38:29,925 --> 00:38:32,426
‫خدای من. گفتی چطوری گفت؟

763
00:38:32,427 --> 00:38:34,011
‫برگشت گفت:
‫«بهش که فکر می‌کنی،

764
00:38:34,012 --> 00:38:35,554
‫یه جورایی مسخره‌ست»

765
00:38:35,555 --> 00:38:36,931
‫«مسخره‌ست»

766
00:38:36,932 --> 00:38:38,390
‫کانی‌جان، یه لحظه می‌بخشیدها

767
00:38:38,391 --> 00:38:39,600
‫بذار فکر کنم! خیلی مسخره‌ست

768
00:38:39,601 --> 00:38:41,727
‫مسخره‌ست

769
00:38:45,523 --> 00:38:48,401
‫بیا فیلم‌مون رو ببینیم

770
00:38:48,603 --> 00:38:50,534
‫«بلیت خریداری شد»

771
00:39:03,166 --> 00:39:05,251
‫واو، اینجا رو

772
00:39:05,252 --> 00:39:07,586
‫ببین کی بالاخره یه لباس غیررسمی پوشیده

773
00:39:07,587 --> 00:39:09,880
‫تو اینجا چیکار می‌کنی؟

774
00:39:09,881 --> 00:39:13,759
‫منم عینهو خودت دارم مثل اسکل‌ها
‫توی روز تعطیل کار می‌کنم

775
00:39:13,760 --> 00:39:16,637
‫راستش، من لپتاپم رو اینجا جا گذاشتم

776
00:39:16,638 --> 00:39:18,222
‫اسکل خودتی

777
00:39:18,223 --> 00:39:21,267
‫خب، آدام از من خواست که

778
00:39:21,268 --> 00:39:24,103
‫قبل از دوشنبه یه تحلیل رقابتی
‫روی استارکید اکس انجام بدم

779
00:39:24,104 --> 00:39:26,605
‫- پس...
‫- منم همینطور

780
00:39:26,980 --> 00:39:30,232
‫شرمنده. فکر کردم کار نمی‌کنی

781
00:39:30,310 --> 00:39:31,310
‫حالا دیگه

782
00:39:32,737 --> 00:39:35,155
‫باورم نمی‌شه که دارن
‫مرحله‌ی بعدی رو شروع می‌کنن

783
00:39:35,156 --> 00:39:37,700
‫نه... خدایا. دست رو دلم نذار.
‫باورکردنی نیست

784
00:39:37,701 --> 00:39:40,119
‫اصلاً مدل کسب و کارشون بر پایه‌ی چیه؟

785
00:39:40,120 --> 00:39:42,495
‫سوار شدن روی موج ان‌اف‌تی
‫تا وقتی که از دور بیفته؟

786
00:39:42,520 --> 00:39:45,165
‫تا وقتی که؟
‫همین الان هم نفس‌های آخرشـه

787
00:39:45,166 --> 00:39:46,834
‫کلاً رابط‌های مبتنی به گرایش‌های روزانه

788
00:39:46,835 --> 00:39:48,711
‫زود اوج می‌گیرن و زود هم فرود میان

789
00:39:48,712 --> 00:39:51,567
‫نه، بریکر باید توی شرکت‌هایی
‫سرمایه‌گذاری کنه که واقعاً چیزی تولید می‌کنن

790
00:39:51,592 --> 00:39:52,796
‫آره، دقیقاً

791
00:39:52,821 --> 00:39:54,238
‫- آره
‫- آره

792
00:39:56,886 --> 00:39:58,846
‫آره، بگذریم...

793
00:39:58,847 --> 00:40:01,307
‫فردا می‌بینمت

794
00:40:01,308 --> 00:40:03,393
‫آره، حتماً

795
00:40:06,896 --> 00:40:09,149
‫دوست ندارم بری

796
00:40:09,924 --> 00:40:13,216
‫اگه بخوای، می‌تونم کارآموزی رو
‫کنار بذارم و کل تابستون رو اینجا بگذرونیم

797
00:40:13,241 --> 00:40:14,450
‫هی

798
00:40:14,988 --> 00:40:16,258
‫اذیتم نکن

799
00:40:16,283 --> 00:40:18,202
‫جدی میگم

800
00:40:19,494 --> 00:40:21,538
‫نه، جدی میگم

801
00:40:22,608 --> 00:40:24,965
‫اگه ندیدنت واسه پنج روز این‌قدر سختـه،

802
00:40:24,990 --> 00:40:27,367
‫چطور قراره پنج ماه تموم از پیشت برم؟

803
00:40:29,044 --> 00:40:30,879
‫منظورت واسه پاریسـه؟

804
00:40:32,047 --> 00:40:33,590
‫- آره
‫- می‌دونم

805
00:40:34,353 --> 00:40:37,238
‫وقتی تصمیم گرفتم که برم،
‫باهم نامزد نبودیم

806
00:40:37,344 --> 00:40:39,011
‫- می‌دونی؟
‫- آره

807
00:40:39,012 --> 00:40:41,646
‫حس می‌کنم اوضاع دیگه عوض شده

808
00:40:41,949 --> 00:40:45,369
‫نمی‌خوام قبل از ازدواج‌مون از هم جدا شیم

809
00:40:47,520 --> 00:40:48,855
‫مطمئنی؟

810
00:40:51,649 --> 00:40:53,108
‫کاملاً

811
00:40:53,343 --> 00:40:55,762
‫خوبه. چون منم نمی‌خوام بری

812
00:40:57,822 --> 00:40:58,947
‫پس می‌مونم

813
00:40:58,948 --> 00:41:00,533
‫خوبه

814
00:41:01,534 --> 00:41:04,162
‫حالا واقعاً دلم نمی‌خواد تو رو
‫پیش این پیرمرد بداخلاق تنها بذارم

815
00:41:04,187 --> 00:41:05,587
‫هوف!

816
00:41:05,612 --> 00:41:07,820
‫طوری نیست.
‫احتمالاً همین روزها بره

817
00:41:08,399 --> 00:41:10,397
‫تا چشم به هم بزنی برگشتم

818
00:41:10,422 --> 00:41:11,506
‫قول میدم

819
00:41:11,531 --> 00:41:13,170
‫- زود تموم میشه
‫- آره

820
00:41:13,171 --> 00:41:15,506
‫من هم صبح با
‫صندوق سالانه تماس می‌گیرم

821
00:41:15,507 --> 00:41:18,502
‫سعی می‌کنم یه کارِ پشت میزی مثل اونی
‫که ردبرد ترم پیش داشت بگیرم و

822
00:41:18,527 --> 00:41:22,039
‫گمونم یه نگاهی به اون کتاب‌های
‫آمادگی برای آزمون «جی‌آرئی» بندازم و

823
00:41:22,064 --> 00:41:25,358
‫بعدش هم فکر کنم یه عروسی
‫در پیشـه که باید براش برنامه‌ریزی کنم

824
00:41:25,695 --> 00:41:28,698
‫آره، گمونم اون هم هست

825
00:41:35,693 --> 00:41:39,029
‫- دوستت دارم
‫- منم دوستت دارم

826
00:41:46,634 --> 00:41:47,706
‫خدافظ

827
00:42:03,513 --> 00:42:04,638
‫چیه؟

828
00:42:04,639 --> 00:42:06,265
‫- سلام
‫- مشغول آماده شدن واسه نیویورکم

829
00:42:06,266 --> 00:42:09,143
‫می‌دونم نمی‌خوای حتی صدام رو بشنوی

830
00:42:09,144 --> 00:42:11,812
‫ولی باز بهم زنگ می‌زنی

831
00:42:11,813 --> 00:42:14,231
‫داشتم دوباره حساب‌های مالی
‫سالن رو چک می‌کردم، خب؟

832
00:42:14,232 --> 00:42:15,441
‫گفتم که، همه‌چی روبراهـه

833
00:42:15,442 --> 00:42:17,693
‫همه‌چی ردیفـه.
‫از شر اجاره‌ی سالن خلاص شده و

834
00:42:17,746 --> 00:42:20,039
‫داره یاد می‌گیره خودش
‫حساب‌کتاب‌هاش رو انجام بده و

835
00:42:20,064 --> 00:42:22,607
‫به محض این که وامِ
‫کسب و کار کوچیکش تأیید بشه،

836
00:42:22,632 --> 00:42:25,217
‫می‌تونه توی خونه شروع به کار کنه

837
00:42:25,242 --> 00:42:29,079
‫خب، مسئله همینجاست، تیلور.
‫هیچ بانکی به مامانت وام نمیده

838
00:42:29,080 --> 00:42:30,722
‫خب؟ من...

839
00:42:32,041 --> 00:42:34,460
‫خودم یه حس بدی به این یارو،
‫اسکات، داشتم خب؟

840
00:42:34,461 --> 00:42:36,920
‫واسه همین رفتم آمارش رو درآوردم و...

841
00:42:36,921 --> 00:42:39,632
‫ظاهراً طرف رفته به اسم لوسیندا
‫چندتا وام دیگه ثبت‌نام کرده

842
00:42:43,261 --> 00:42:45,512
‫- بر پدرش!
‫- آره

843
00:42:45,513 --> 00:42:48,056
‫جزئیاتش رو برات ایمیل می‌کنم، خب؟

844
00:42:48,057 --> 00:42:49,850
‫ولی اساساً...

845
00:42:49,851 --> 00:42:52,019
‫اگه مامانت بخواد هر نوع
‫کسب و کار جدیدی راه بندازه،

846
00:42:52,020 --> 00:42:53,645
‫ده هزار دلار به بانک بدهکاره

847
00:42:53,646 --> 00:42:55,481
‫تا پایان همین ماه

848
00:42:55,482 --> 00:42:57,275
‫خدایا

849
00:43:02,663 --> 00:43:04,560
‫این خبر داغونش می‌کنه

850
00:43:04,585 --> 00:43:05,970
‫می‌دونم

851
00:43:06,493 --> 00:43:09,244
‫ببین، من می‌تونم نصف پول رو جور کنم، خب؟

852
00:43:09,245 --> 00:43:10,830
‫- پس...
‫- چی؟

853
00:43:11,998 --> 00:43:13,582
‫چرا باید همچین کاری کنی؟

854
00:43:13,583 --> 00:43:16,084
‫من نه دوست‌دخترتم، نه...

855
00:43:16,085 --> 00:43:18,795
‫- نیازمند
‫- تیلور، من می‌خوام کمک کنم

856
00:43:18,796 --> 00:43:20,632
‫نه. خودم یه فکری به حالش می‌کنم

857
00:43:55,166 --> 00:43:57,626
‫مامانم واسه جشن ورودم به جامعه

858
00:43:57,627 --> 00:43:59,668
‫با این لباس غافلگیرم کرده بود

859
00:43:59,894 --> 00:44:02,479
‫هیچوقت به اندازه‌ی اون لحظه

860
00:44:02,504 --> 00:44:05,382
‫احساس شناخته شدن و
‫دوست داشته شدن نکرده بودم

861
00:44:35,498 --> 00:44:37,082
‫عاشقشم

862
00:44:39,419 --> 00:44:41,086
‫فکر کردم گفتی می‌خوای
‫یه تخت بزرگ‌تر بگیری

863
00:44:41,087 --> 00:44:42,838
‫نه این که کل اتاق رو از نو بچینی

864
00:44:42,839 --> 00:44:44,131
‫این دیگه زیادیـه

865
00:44:44,132 --> 00:44:46,633
‫لور، چه بخوای چه نخوای،
‫دخترمون داره بزرگ میشه و

866
00:44:46,634 --> 00:44:50,262
‫دختربزرگ‌ها هم تخت و
‫اتاقِ بزرگ‌تر می‌خوان

867
00:44:50,263 --> 00:44:51,931
‫مگه نه، بلی؟

868
00:44:55,393 --> 00:44:57,061
‫پس پسرها چی؟

869
00:44:59,105 --> 00:45:01,273
‫تو که نمی‌خوای با اون پسرهای

870
00:45:01,274 --> 00:45:03,510
‫بوگندو و شلوغ توی یه اتاق باشی!

871
00:45:03,535 --> 00:45:05,496
‫الان دیگه این اتاق توئـه

872
00:45:06,279 --> 00:45:07,904
‫کاغذ دیواری‌ها رو دوست داری؟

873
00:45:07,905 --> 00:45:10,115
‫از پاریس اومده

874
00:45:10,116 --> 00:45:11,784
‫همون رنگی که دوست داری

875
00:45:12,994 --> 00:45:15,495
‫فکر کنم الان واسه مستقل شدنِ بلی زوده

876
00:45:15,496 --> 00:45:18,332
‫طوری نیست.
‫دخترمون چیزیش نمیشه

877
00:45:18,333 --> 00:45:20,667
‫بپر رو تخت

878
00:45:30,762 --> 00:45:32,346
‫تشکر کن

879
00:45:32,347 --> 00:45:34,765
‫مرسی، سوزانا

880
00:45:34,766 --> 00:45:36,893
‫خواهش می‌کنم، عزیزدلم

881
00:45:57,455 --> 00:45:59,790
‫بلی...

882
00:45:59,791 --> 00:46:01,416
‫اوه!

883
00:46:01,417 --> 00:46:03,377
‫یالا. دیوار رو بزن. برو!

884
00:46:10,718 --> 00:46:12,720
‫اوه...

885
00:46:24,357 --> 00:46:25,899
‫بازم بزن. بازم بزن

886
00:46:25,900 --> 00:46:26,983
‫بزن!

887
00:46:45,586 --> 00:46:46,963
‫خدای من...

888
00:46:48,631 --> 00:46:50,841
‫باید جلوت رو بگیریم!

889
00:46:50,842 --> 00:46:52,759
‫مامان؟

890
00:46:52,931 --> 00:46:54,181
‫سلام، قندعسلم

891
00:46:54,378 --> 00:46:57,215
‫من دوست ندارم تنها بخوابم

892
00:46:58,015 --> 00:47:00,225
‫باشه، عزیزم

893
00:47:00,226 --> 00:47:02,061
‫برو رو تخت، قشنگم

894
00:47:17,577 --> 00:47:20,577
‫♪ Fleetwood Mac - Landslide ♪

895
00:48:56,676 --> 00:48:58,552
‫همه رو تنهایی جمع کردی؟

896
00:48:58,553 --> 00:49:00,348
‫آره. بالاخره باید جمع‌وجور می‌شد

897
00:49:00,778 --> 00:49:03,586
‫فردا مأمور بانک میاد
‫تا مجوزت رو تأیید کنه

898
00:49:03,611 --> 00:49:06,447
‫مرسی، عزیزم. ولی...

899
00:49:07,061 --> 00:49:09,063
‫بذار کمکت کنم وسایلت رو جمع کنی

900
00:49:10,439 --> 00:49:13,109
‫دیگه قرار نیست برم نیویورک

901
00:49:13,875 --> 00:49:14,875
‫چی؟

902
00:49:15,302 --> 00:49:18,840
‫اینجا می‌مونم تا کمکت کنم
‫سالن رو راه بندازی

903
00:49:18,865 --> 00:49:20,824
‫تی، دیوونه‌بازی درنیار

904
00:49:20,825 --> 00:49:23,118
‫خودم از پس همه‌ی این کارها برمیام

905
00:49:23,143 --> 00:49:25,005
‫نه، تو باید بری نیویورک به کارهات برسی

906
00:49:25,030 --> 00:49:28,429
‫از قبل بهشون زنگ زدم،
‫گفتم واسه کارآموزی نمیام

907
00:49:29,166 --> 00:49:32,336
‫پول اجاره‌ی خونه هم دادم تا
‫نصف بدهی‌مون صاف شه

908
00:49:35,131 --> 00:49:37,799
‫اون بدهی «ما» نبود

909
00:49:37,800 --> 00:49:41,052
‫بدهی من، مشکل من و گندکاری خودمـه

910
00:49:41,053 --> 00:49:45,056
‫ما به پولش نیاز داشتیم و
‫من هم دیدم تو حسابمـه

911
00:49:45,057 --> 00:49:48,935
‫تهش قرار بود صرف
‫رخت‌چرک‌ها و قهوه بشه

912
00:49:48,936 --> 00:49:52,105
‫چرا باید پول اجاره توی نیویورک رو
‫بدم که مفتکی یه کار مسخره بکنم؟

913
00:49:52,106 --> 00:49:53,356
‫بس کن! گفتم میری

914
00:49:53,357 --> 00:49:56,652
‫- خودم بهشون زنگ می‌زنم. گوشیم کو؟
‫- مامان، دیگه تموم شده

915
00:49:59,585 --> 00:50:01,794
‫- باید قبلش باهام حرف می‌زدی
‫- خب...

916
00:50:01,819 --> 00:50:03,904
‫می‌دونستم که قبول نمی‌کنی

917
00:50:04,327 --> 00:50:06,780
‫تازه‌شم، خودت همیشه می‌گفتی
‫ما دخترهای خانواد‌ه‌ی جول...

918
00:50:06,805 --> 00:50:09,277
‫همیشه باید هوای همدیگه رو داشته باشیم

919
00:50:09,415 --> 00:50:11,167
‫من پشتتم

920
00:50:13,212 --> 00:50:15,156
‫ولی خیر سرم من مامانم

921
00:50:22,488 --> 00:50:24,947
‫نظرت چیه که این دیوار رو رنگ کنیم؟

922
00:50:24,972 --> 00:50:26,264
‫صورتی خوبه؟

923
00:50:26,390 --> 00:50:28,183
‫یا شاید هم بتونیم...

924
00:50:28,184 --> 00:50:29,613
‫کاغذ دیواری بزنیم

925
00:50:29,638 --> 00:50:32,019
‫اگه بزنیم باحال میشه

926
00:50:32,044 --> 00:50:34,472
‫پولت رو پس میدم، تی

927
00:50:34,497 --> 00:50:36,274
‫تا قرون آخرش رو

928
00:50:36,275 --> 00:50:38,110
‫بهت قول میدم

929
00:50:42,031 --> 00:50:44,325
‫- دوستت دارم
‫- می‌دونم، مامان

930
00:51:05,126 --> 00:51:06,626
‫« تماس بی‌پاسخ از جرمایا »

931
00:51:06,651 --> 00:51:08,851
‫« جرمایا: هی، زنگ بزن. یه خبر مهم دارم! »

932
00:51:08,876 --> 00:51:11,953
‫« کجایی؟ من با کانرد صحبت کردم و
‫قبول کرد واسه مراسم ساقدوش باشه »

933
00:51:17,066 --> 00:51:18,525
‫کانرد

934
00:51:18,526 --> 00:51:20,194
‫کانرد؟

935
00:51:22,405 --> 00:51:23,447
‫هی

936
00:51:24,448 --> 00:51:25,448
‫من...

937
00:51:25,770 --> 00:51:28,636
‫شنیدم جر یه ساقدوش دوم داره!

938
00:51:28,661 --> 00:51:30,912
‫آره. خب...

939
00:51:30,913 --> 00:51:33,719
‫وجدانم اجازه نمی‌داد بذارم استیون
‫تنهایی کارهای مهمونی مجردی رو بکنه

940
00:51:33,917 --> 00:51:35,893
‫ممکنه جون ملت به خطر بیفته

941
00:51:35,918 --> 00:51:39,004
‫یا کارشون به زندون بکشه.
‫من جونمو دوست دارم

942
00:51:39,005 --> 00:51:42,382
‫آره. خب، دستت درد نکنه

943
00:51:42,654 --> 00:51:44,780
‫آره، به طرز...

944
00:51:44,805 --> 00:51:46,764
‫مسخره‌واری قابلت هم نداشت

945
00:51:46,789 --> 00:51:47,953
‫و این که...

946
00:51:49,854 --> 00:51:52,308
‫نمی‌دونم دردی رو دوا می‌کنه یا نه،
‫ولی...

947
00:51:52,351 --> 00:51:55,979
‫فکر می‌کنم که شما دوتا زوج خوبی هستین

948
00:51:57,616 --> 00:52:00,119
‫مشخصاً حال همدیگه رو خوب می‌کنین

949
00:52:01,986 --> 00:52:04,113
‫خیلی باارزشـه که حمایت می‌کنی

950
00:52:05,197 --> 00:52:06,991
‫هم واسه جر و هم واسه من

951
00:52:09,660 --> 00:52:11,453
‫باید یه سر برم مغازه

952
00:52:11,454 --> 00:52:14,101
‫- تو چیزی نمی‌خوای؟
‫- نه، نه

953
00:52:14,126 --> 00:52:15,492
‫- مرسی که پرسیدی
‫- باشه

954
00:52:17,196 --> 00:52:19,014
‫اونا شیرینیِ «درت بامبز»ـه؟

955
00:52:22,465 --> 00:52:24,924
‫حالا دیگه شیرینی‌پزی هم می‌کنی؟

956
00:52:25,175 --> 00:52:28,387
‫می‌دونی، تا چه مناسبتی باشه!

957
00:52:29,221 --> 00:52:32,099
‫تولدت با تأخیر مبارک، بلی

958
00:52:33,350 --> 00:52:34,918
‫یادت بود؟

959
00:52:34,943 --> 00:52:37,070
‫همیشه یادم می‌مونه

960
00:52:38,022 --> 00:52:40,024
‫- مرسی!
‫- خواهش می‌کنم

961
00:52:41,687 --> 00:52:45,487
‫♪ Billie Eilish - Halley’s Comet ♪

962
00:52:45,790 --> 00:52:47,346
‫این چه کاری بود کردم؟

963
00:52:49,387 --> 00:53:09,387
  جديدترين اخبار فيلم و سريال در کانال تلگرام و پیج اینستاگرام :
  .:: @MiraMovie1 ::.
  .:: @myZedMovie ::.

