﻿1
00:00:01,124 --> 00:00:02,771
‫{\an8}[ آنچه گذشت... ]

2
00:00:02,853 --> 00:00:04,895
‫{\an8}به‌عنوان پزشک قانونی وظیفه دارم
‫زمان مرگ رو مشخص کنم.

3
00:00:04,920 --> 00:00:06,626
‫{\an8}صحنه‌ی جُرم رو به هم می‌ریزه.

4
00:00:06,651 --> 00:00:08,217
‫{\an8}برو داخل و سریع تمومش کن.

5
00:00:08,290 --> 00:00:09,300
‫{\an8}نه!

6
00:00:09,975 --> 00:00:11,141
‫{\an8}خبرنگارهای محلی اومدن.

7
00:00:11,166 --> 00:00:12,685
‫{\an8}بین‌المللی‌ها هم توی راهـن.

8
00:00:16,590 --> 00:00:19,560
‫آماندا رفتاری داشت
‫که مِردیت رو اذیت می‌کرد.

9
00:00:19,585 --> 00:00:20,741
‫مَردهای زیادی رو می‌آورد خونه.

10
00:00:20,766 --> 00:00:22,365
‫{\an8}این پاتریک کیـه توی گوشی‌ش؟

11
00:00:22,390 --> 00:00:23,390
‫پاتریک.

12
00:00:23,415 --> 00:00:24,417
‫وای، آماندا.

13
00:00:24,725 --> 00:00:26,621
‫{\an8}شبِ یکم نوامبر اون رو دیدی.

14
00:00:26,691 --> 00:00:28,986
‫{\an8}لحظه‌ی قتل مِردیت یادت اومده؟

15
00:00:29,011 --> 00:00:31,439
‫{\an8}گوش‌هات رو گرفتی
‫که صدای فریادش رو نشنوی؟

16
00:00:33,740 --> 00:00:35,360
‫کار پاتریک‌ـه!

17
00:00:35,976 --> 00:00:36,925
‫{\an8}خانوم بازرس!

18
00:00:36,950 --> 00:00:37,950
‫اشتباه گفتم!

19
00:00:37,994 --> 00:00:39,413
‫{\an8}الان یادم اومد!

20
00:00:39,438 --> 00:00:41,441
‫{\an8}اظهاریه عوض کنم!

21
00:00:41,466 --> 00:00:43,784
‫{\an8}کاغذ و قلم می‌دین؟

22
00:00:43,956 --> 00:00:48,299
‫{\an8}سه مجوز بازداشت داریم
‫و پرونده تقریباً بسته شده.

23
00:00:48,324 --> 00:00:50,524
‫{\an8}پاتریک دیا لوموموبا...

24
00:00:50,549 --> 00:00:51,795
‫{\an8}پلیس! دَر رو باز کنین!

25
00:00:51,820 --> 00:00:53,822
‫{\an8}آماندا ماری ناکس...

26
00:00:53,847 --> 00:00:55,749
‫{\an8}و یه دانشجوی ایتالیایی

27
00:00:55,774 --> 00:00:57,275
‫{\an8}به نام رافائله سولچیتو.

28
00:00:57,300 --> 00:01:00,470
‫رسیدم ایتالیا، عزیزم.
‫چرا گوشی‌ت رو برنمی‌داری؟

29
00:01:00,560 --> 00:01:02,470
‫دختر آمریکاییه، انگلیسیه رو کُشته.

30
00:01:02,560 --> 00:01:05,640
‫- اون... نه...
‫- بله. خودش اعتراف کرد.

31
00:01:07,000 --> 00:01:18,000
<b><font color="#00abfd"> دانلود فیلم و سریال با زیرنویس چسبیده 
  ..:: MiraMovie.Top ::..</font></b>
  <b><font color="#FFC947"> ..:: MyZed.Top ::..</font></b>

32
00:01:19,193 --> 00:01:20,468
‫{\an8}من به شهر پروجا باور دارم.

33
00:01:21,510 --> 00:01:23,691
‫{\an8}مهد تمدن غربی.

34
00:01:24,890 --> 00:01:26,871
‫{\an8}من از نسل مستقیم
‫قبیله‌ی اِتروسک‌ها هستم.

35
00:01:27,532 --> 00:01:31,580
‫{\an8}اون‌ها پیش‌کسوت‌های این سرزمین بودن.
‫حتی قبل‌از ورود رومی‌ها.

36
00:01:44,512 --> 00:01:50,485
‫{\an8}خونه‌ی ما بین
‫کلانتری و زندان زنان بود.

37
00:01:51,662 --> 00:01:55,481
‫{\an8}بچگی من با دوگانگی
‫بین تقوا و گناه گذشت.

38
00:02:00,841 --> 00:02:02,011
‫{\an8}جولیانو.

39
00:02:02,086 --> 00:02:04,012
‫{\an8}ظاهر شیطان همیشه فریبنده‌ست.

40
00:02:04,790 --> 00:02:06,057
‫{\an8}این رو یادت باشه.

41
00:02:06,700 --> 00:02:08,348
‫{\an8}حالا شدی آقا.

42
00:02:11,061 --> 00:02:12,071
‫{\an8}بریم.

43
00:02:17,204 --> 00:02:22,881
‫{\an8}پدر دوست‌داشتنی‌م توی مسیر
‫رفتن به اُپرا، جونش رو از دست داد.

44
00:02:32,723 --> 00:02:34,457
‫{\an8}حالا تو مَرد خونه‌ای.

45
00:02:34,888 --> 00:02:37,773
‫{\an8}این مسئولیت برام زیادی سنگین بود.

46
00:02:41,126 --> 00:02:45,695
‫{\an8}بدون پدر مجبور بودم بیرون از
‫خونواده دنبال راهنمایی باشم.

47
00:02:47,351 --> 00:02:51,722
‫{\an8}با تماشای فیلم‌ها، فهمیدم
‫تفاوت قهرمان‌ها و آدم‌بَدها چیـه.

48
00:02:56,397 --> 00:03:00,579
‫{\an8}چهار ماه بعداز تولد ۱۸سالگی‌م
‫با خود شیطان آشنا شدم.

49
00:03:02,139 --> 00:03:06,610
‫{\an8}یه قاتل سریالی به کابوس
‫ایتالیایی‌ها تبدیل شد.

50
00:03:10,589 --> 00:03:14,224
‫{\an8}زوج‌های جَوون در بی‌دفاع‌ترین
‫حالت خودشون به قتل می‌رسیدن.

51
00:03:14,519 --> 00:03:16,719
‫{\an8}هیولای فلورانس
‫باری دیگر جانی را گرفت.

52
00:03:17,105 --> 00:03:20,514
‫{\an8}نگران کشورم، شهرم و خواهرم بودم.

53
00:03:20,579 --> 00:03:25,826
‫{\an8}... یک زوج جوان براثر
‫اصابت چاقو و گلوله در پارکینگ...

54
00:03:28,313 --> 00:03:31,865
‫{\an8}زندگی‌مون داشت از همه‌جهت
‫به نابودی کشیده می‌شد.

55
00:03:35,157 --> 00:03:39,324
‫{\an8}مافیا و فساد به شهرم نفوذ کرده بود.

56
00:03:41,968 --> 00:03:44,188
‫{\an8}باید از پروجا محافظت می‌کردم.

57
00:03:45,625 --> 00:03:46,787
‫{\an8}ولی چطوری؟

58
00:03:57,832 --> 00:03:59,613
‫{\an8}این‌طوری شد که کارآگاه شدم.

59
00:04:00,363 --> 00:04:02,496
‫{\an8}تا معماهای حل‌نشدنی رو حل کنم.

60
00:04:03,881 --> 00:04:06,757
‫{\an8}یه بازرس عمومی شدم
‫تا از مردم عزیزم محافظت کنم.

61
00:04:15,638 --> 00:04:18,104
‫{\an8}می‌خواستم نظم رو به شهرم برگردونم.

62
00:04:19,707 --> 00:04:24,653
‫{\an8}مافیاها، سیاست‌مدارها و ثروتمندها
‫می‌خواستن جرایم‌شون رو لاپوشونی کنن

63
00:04:24,707 --> 00:04:26,154
‫{\an8}ولی من نمی‌ذاشتم.

64
00:04:26,740 --> 00:04:29,218
‫{\an8}[ هیولای فلورانس مُرده، مینینی. دنبالش نگرد! ]

65
00:04:29,601 --> 00:04:33,963
‫{\an8}خبرنگارهای بی‌صفت
‫تلاش من رو بیهوده نشون می‌دادن

66
00:04:34,214 --> 00:04:36,386
‫{\an8}و داشتم کم‌کم ناامید می‌شدم.

67
00:04:39,630 --> 00:04:41,430
‫{\an8}ولی با خدا عهد بستم

68
00:04:41,916 --> 00:04:44,412
‫{\an8}که هرچی مردم با من مخالفت کنن

69
00:04:45,064 --> 00:04:51,769
‫{\an8}نمی‌ذارم قاتل‌ها
‫آب خوش از گلوشون پایین بره.

70
00:04:52,993 --> 00:04:55,450
‫{\an8}و خدا بهم سریع جواب داد...

71
00:05:05,111 --> 00:05:06,140
‫{\an8}بله؟

72
00:05:19,177 --> 00:05:22,062
‫{\an8}جسدش من رو یاد شهر پروجا انداخت.

73
00:05:23,400 --> 00:05:26,447
‫{\an8}زیبایی، امید و خلوصی که
‫شیطان نابودش کرده بود.

74
00:05:27,540 --> 00:05:30,674
‫{\an8}هدف زندگی‌م دوباره برام مشخص شد.

75
00:05:31,048 --> 00:05:32,781
‫{\an8}باید حق این دختر رو می‌گرفتم.

76
00:05:36,582 --> 00:05:41,029
‫{\an8}[ روایت پیچیده‌ی آماندا ناکس ]

77
00:05:37,604 --> 00:05:41,042
‫(قسمت سوم: «محافظ پروجا»)

78
00:05:42,614 --> 00:05:43,804
‫نظرت چیـه؟

79
00:05:44,527 --> 00:05:50,029
‫{\an8}[ ۲۹ اکتبر ۲۰۰۷ - ۹:۳۱ شب ]

80
00:05:45,090 --> 00:05:47,010
‫خیلی قشنگ می‌شه.

81
00:05:47,090 --> 00:05:48,970
‫گوشواره‌م رو می‌گم.

82
00:05:49,050 --> 00:05:50,430
‫- باحالـه یا نه؟
‫- عع...

83
00:05:50,510 --> 00:05:52,970
‫مثل لائورا بالای گوشم بذارم؟

84
00:05:54,060 --> 00:05:58,730
‫آخه اون خیلی فاز
‫بچه‌باحال‌های اروپایی رو داره.

85
00:05:58,810 --> 00:05:59,998
‫دهن‌سرویس.

86
00:06:00,400 --> 00:06:01,810
‫به نظرت مشکل از ظاهر خودمـه؟

87
00:06:02,690 --> 00:06:05,280
‫شاید واقعاً هست.

88
00:06:05,350 --> 00:06:07,270
‫پس چیز چی...
‫این یکی چی بود؟

89
00:06:08,280 --> 00:06:10,410
‫- سپتوم بینی؟
‫- عالیـه.

90
00:06:10,490 --> 00:06:12,910
‫مطمئنـم رافائله عاشقش می‌شه.

91
00:06:12,990 --> 00:06:14,790
‫به نظرت بهم می‌آد؟

92
00:06:15,240 --> 00:06:16,750
‫بعله، خیلی جذابـه.

93
00:06:16,830 --> 00:06:19,790
‫- خب کجا بزنم؟
‫- اینجا.

94
00:06:19,870 --> 00:06:21,750
‫- بده بیاد.
‫- باوشه.

95
00:06:21,830 --> 00:06:22,960
‫- نگاه نکن.
‫- باشه.

96
00:06:23,040 --> 00:06:26,050
‫فکر کنم جاکومو
‫از حلقه‌ی بینی خوشش بیادها.

97
00:06:26,130 --> 00:06:27,760
‫وای!

98
00:06:27,840 --> 00:06:28,925
‫عمراً.

99
00:06:29,510 --> 00:06:31,550
‫توی جشن هالووین
‫با هم هستین یا نه؟

100
00:06:31,640 --> 00:06:33,810
‫عع، فکر کنم سوفی
‫یه برنامه‌هایی داره.

101
00:06:33,861 --> 00:06:36,324
‫می‌خوای با هم بریم له شیک؟

102
00:06:36,850 --> 00:06:40,350
‫آره... عع... فکر کنم خوش بگذره.

103
00:06:40,440 --> 00:06:42,169
‫- ببینیم چی می‌شه.
‫- خیلی هم عالی.

104
00:06:42,690 --> 00:06:43,690
‫عالی شد.

105
00:06:47,671 --> 00:06:49,134
‫گازم بگیر!

106
00:06:50,200 --> 00:06:51,450
‫- وای.
‫- یه‌کم خیس شد.

107
00:06:51,530 --> 00:06:52,735
‫الان زامبی می‌شم!

108
00:06:54,478 --> 00:06:55,523
‫ایش!

109
00:07:12,239 --> 00:07:13,382
‫{\an8}بیماری خاصی نداری؟

110
00:07:14,213 --> 00:07:18,555
‫{\an8}[ ۶ نوامبر ۲۰۰۷ - ۱۰:۲۳ صبح - روز اول زندان ]

111
00:07:14,970 --> 00:07:17,470
‫اینجا محل نگهداری از شاهدهاست؟

112
00:07:17,560 --> 00:07:18,560
‫هیشکی بهم چیزی نگفت...

113
00:07:18,585 --> 00:07:19,631
‫{\an8}دهنت رو باز کن.

114
00:07:27,940 --> 00:07:28,940
‫{\an8}خب.

115
00:07:28,965 --> 00:07:30,578
‫{\an8}بلند شو.

116
00:07:30,985 --> 00:07:32,099
‫{\an8}برو عقب.

117
00:07:34,544 --> 00:07:36,134
‫{\an8}لباس‌هات رو دربیار.

118
00:07:37,106 --> 00:07:38,306
‫{\an8}لباس‌هاست...

119
00:07:39,750 --> 00:07:40,750
‫{\an8}باشه.

120
00:07:49,210 --> 00:07:50,210
‫{\an8}خب.

121
00:07:53,033 --> 00:07:54,052
‫{\an8}سینه‌بند.

122
00:07:54,385 --> 00:07:55,509
‫{\an8}سینه‌بندت.

123
00:08:03,810 --> 00:08:04,810
‫{\an8}خیلی خوب.

124
00:08:08,105 --> 00:08:09,810
‫{\an8}شورتت هم دربیار.

125
00:08:21,347 --> 00:08:22,681
‫{\an8}دست‌هات رو بردار.

126
00:08:22,785 --> 00:08:23,785
‫{\an8}باز کن.

127
00:08:24,854 --> 00:08:26,473
‫{\an8}بالا. بالا.

128
00:08:26,498 --> 00:08:27,626
‫{\an8}ما آماده‌ایـم.

129
00:08:48,421 --> 00:08:49,592
‫{\an8}خودت رو نباز.

130
00:08:49,825 --> 00:08:51,054
‫{\an8}نگران نباش.

131
00:08:53,609 --> 00:08:56,285
‫{\an8}من مسئول زندان کاپان هستم.

132
00:08:57,127 --> 00:08:58,403
‫{\an8}اسمم بانتی‌ـه.

133
00:08:59,569 --> 00:09:01,731
‫{\an8}من رئیسـم. می‌فهمی؟

134
00:09:02,910 --> 00:09:04,293
‫من رئیسـم.

135
00:09:05,318 --> 00:09:07,918
‫{\an8}بله. رئیس.
‫متوجه شدم.

136
00:09:10,245 --> 00:09:12,364
‫{\an8}ایتالیایی بلدی؟
‫آفرین، دختر.

137
00:09:12,516 --> 00:09:15,659
‫{\an8}بیشتر می‌فهمم تا این‌که حرف بزنم.

138
00:09:16,011 --> 00:09:20,719
‫{\an8}اگه چیزی از پرونده یادت اومد،
‫می‌آی پیش خودم، نه کس دیگه.

139
00:09:28,270 --> 00:09:32,570
‫عع، من... باید با مامانم حرف بزنم.

140
00:09:32,835 --> 00:09:35,807
‫{\an8}باید با مادر تماس بگیرم.

141
00:09:36,237 --> 00:09:37,779
‫{\an8}تلفن، لطفاً.

142
00:09:37,804 --> 00:09:40,028
‫{\an8}باید اول به وکیل‌هات درخواست بدی.

143
00:09:40,070 --> 00:09:41,080
‫نه...

144
00:09:41,105 --> 00:09:43,410
‫{\an8}من وکیل ندارم.

145
00:09:44,200 --> 00:09:45,750
‫وکیلم کجا بود؟

146
00:09:46,159 --> 00:09:47,579
‫{\an8}من...

147
00:09:47,604 --> 00:09:49,341
‫{\an8}خیلی سرگیجه شدم.

148
00:09:50,600 --> 00:09:54,772
‫{\an8}پلیس فکر می‌کنه من...

149
00:09:55,510 --> 00:09:58,380
‫من شاهدی چیزی بودم،
‫ولی گزارشم رو پس گرفتم...

150
00:09:58,470 --> 00:10:00,123
‫- نه. نه...
‫- پلیس چیزی نگفته؟

151
00:10:00,148 --> 00:10:01,218
‫{\an8}فقط ایتالیایی حرف بزن.

152
00:10:02,894 --> 00:10:03,990
‫{\an8}من...

153
00:10:04,232 --> 00:10:06,642
‫{\an8}نه می‌فهمم چرا اینجائـم.

154
00:10:07,888 --> 00:10:10,030
‫{\an8}به جُرم قتل اینجایـی.

155
00:10:12,230 --> 00:10:14,400
‫چی؟ منظورتون چیـه؟

156
00:10:15,684 --> 00:10:18,303
‫{\an8}شما قاتلـی!
‫شیرفهم شد؟

157
00:10:18,490 --> 00:10:20,030
‫- چی؟ نه! نه!
‫- بله!

158
00:10:20,110 --> 00:10:22,030
‫- بله.
‫- نه! نه! درست نیست!

159
00:10:22,120 --> 00:10:23,280
‫- پلیس این رو گفته؟
‫- بله.

160
00:10:23,370 --> 00:10:26,500
‫این‌طوری فکر می‌کنن؟
‫نه... درست نیست.

161
00:10:26,525 --> 00:10:28,055
‫{\an8}آروم باش.

162
00:10:29,470 --> 00:10:32,555
‫{\an8}به‌زودی می‌ری پیش قاضی
‫و همه‌چی رو توضیح می‌دی.

163
00:10:33,495 --> 00:10:35,333
‫{\an8}فعلاً من اینجا بهت کمک می‌کنم.

164
00:10:35,460 --> 00:10:36,460
‫وای...

165
00:10:36,550 --> 00:10:37,840
‫- باشه؟
‫- اینجا چه خبره؟

166
00:10:38,106 --> 00:10:39,620
‫{\an8}ما دوست همدیگه‌ایـم.

167
00:10:40,130 --> 00:10:41,971
‫دوست. باشه؟

168
00:10:44,111 --> 00:10:45,968
‫{\an8}تلویزیون رو روشن نکنی.

169
00:10:46,182 --> 00:10:47,334
‫{\an8}برای تو ممنوعـه.

170
00:10:49,172 --> 00:10:50,315
‫{\an8}فهمیدی؟

171
00:10:52,027 --> 00:10:54,760
‫حرف‌های توی تلویزیون
‫بهت کمکی نمی‌کنه.

172
00:11:39,570 --> 00:11:42,200
‫اومدم دخترم رو ببینم.
‫آماندا ماری ناکس.

173
00:11:42,369 --> 00:11:43,474
‫{\an8}پاسپورت.

174
00:11:55,091 --> 00:11:57,435
‫{\an8}مدارک‌تون مشکل داره.
‫فامیل‌تون تطابق نداره با...

175
00:11:57,460 --> 00:11:58,460
‫نمی‌فهمم چی می‌گین.

176
00:11:58,806 --> 00:12:00,425
‫{\an8}فامیلِ شما...

177
00:12:00,480 --> 00:12:02,328
‫{\an8}تطابق ندارد با...

178
00:12:02,353 --> 00:12:03,674
‫{\an8}زندانی.

179
00:12:03,699 --> 00:12:05,886
‫{\an8}از کجا بدونیم مادرشـین؟

180
00:12:05,911 --> 00:12:06,917
‫{\an8}اسم‌تون...

181
00:12:07,050 --> 00:12:08,760
‫آها، اسمم.
‫خب چی شده؟

182
00:12:07,484 --> 00:12:08,570
‫{\an8}بله.

183
00:12:08,850 --> 00:12:10,508
‫چون این رو آوردم، می‌گین؟

184
00:12:10,908 --> 00:12:12,138
‫به‌خاطر این...

185
00:12:14,770 --> 00:12:16,610
‫فامیل من و دخترم فرق داره.

186
00:12:16,690 --> 00:12:18,610
‫من مِلاس هستم و اون ناکس.

187
00:12:18,690 --> 00:12:21,900
‫من و پدرش طلاق گرفتیم چون...

188
00:12:26,788 --> 00:12:28,198
‫{\an8}سلام.

189
00:12:28,246 --> 00:12:31,827
‫{\an8}با مدارک یه زن به مشکل خوردیم.
‫ایتالیایی هم بلد نیست.

190
00:12:32,010 --> 00:12:33,105
‫{\an8}کیف‌ها رو بدین.

191
00:12:35,803 --> 00:12:37,060
‫{\an8}اون هم بدین.

192
00:12:37,370 --> 00:12:39,120
‫یعنی این قضیه مشکل داره؟

193
00:12:39,750 --> 00:12:41,170
‫می‌تونم ببینمش دیگه؟

194
00:12:39,752 --> 00:12:40,914
‫{\an8}بفرمایید بشینید.

195
00:12:41,197 --> 00:12:42,463
‫{\an8}لطفاً بشینید.

196
00:12:45,355 --> 00:12:46,412
‫{\an8}باشه.

197
00:12:57,560 --> 00:12:59,050
‫- مامان.
‫- همم؟

198
00:12:59,730 --> 00:13:00,940
‫وقتشـه.

199
00:13:08,660 --> 00:13:09,740
‫بابا.

200
00:13:23,300 --> 00:13:24,510
‫تسلیت می‌گم.

201
00:13:28,050 --> 00:13:31,430
‫من رو ببخشین.
‫الان نمی‌تونم...

202
00:13:31,455 --> 00:13:34,058
‫متوجهـم.
‫من هم دختر دارم.

203
00:13:34,357 --> 00:13:35,378
‫الان نمی‌تونم.

204
00:13:39,617 --> 00:13:40,669
‫بفرمایید.

205
00:15:09,421 --> 00:15:13,168
‫{\an8}[ پرونده‌ی قتل پروجا بسته شد! ]

206
00:15:20,660 --> 00:15:22,024
‫دکتر مینینی!

207
00:15:22,891 --> 00:15:23,909
‫{\an8}دکتر مینینی!

208
00:15:23,934 --> 00:15:26,223
‫پرونده بسته شده.
‫می‌تونین بگین انگیزه‌ی قتل چی بوده؟

209
00:15:26,417 --> 00:15:32,640
‫قربان، فکر کنم بهتره بعداز انتشار
‫خبر بعدی، درباره‌ش حرف بزنین.

210
00:15:33,017 --> 00:15:37,203
‫قوانین خبرنگارها
‫روی کار ما تأثیری نداره.

211
00:15:37,443 --> 00:15:40,606
‫هروقت صلاح دونستم،
‫با خبرنگارها صحبت می‌کنم. ممنون.

212
00:15:40,803 --> 00:15:43,993
‫برای همین توی کنفرانس
‫خبری حضور نداشتین؟

213
00:15:44,018 --> 00:15:45,882
‫قاضی شواهد رو پذیرفته؟

214
00:15:47,563 --> 00:15:48,640
‫ممنون.

215
00:15:58,994 --> 00:16:01,394
‫سه‌تا قاتل توی زندانـن. آفرین.

216
00:16:03,003 --> 00:16:04,527
‫نه. نه...

217
00:16:04,937 --> 00:16:09,404
‫با اون کنفرانس خبری‌تون
‫به‌اندازه‌ی کافی تشویق شدین.

218
00:16:09,457 --> 00:16:11,028
‫کنفرانسی که من تأیید نکردم.

219
00:16:11,826 --> 00:16:16,131
‫کنفرانسی که رئیس بی‌کفایت،
‫دِه فلیچه، پرونده رو مختومه اعلام کرد.

220
00:16:18,448 --> 00:16:22,019
‫درستـه که ازشون اعتراف گرفتم،
‫ولی کو مدرک؟

221
00:16:22,564 --> 00:16:27,317
‫تازه برای بستن پرونده
‫جلوی همه از اسم من استفاده می‌کنه!

222
00:16:27,828 --> 00:16:32,504
‫و شما هم کنارش وایستادین
‫و عشوه می‌اومدین...

223
00:16:32,767 --> 00:16:34,748
‫خودم کم استرس دارم؟

224
00:16:35,626 --> 00:16:38,674
‫والدین داغ‌دیده...
‫مردم نگران...

225
00:16:39,084 --> 00:16:44,303
‫خبرنگارهای بین‌المللی که
‫با میکروفون و دوربین به جونم افتادن...

226
00:16:46,731 --> 00:16:51,397
‫تازه سه‌روز دیگه هم باید جلوی
‫قاضی ماتینی حاضر بشم. سه روز!

227
00:16:52,076 --> 00:16:55,771
‫باید یه داستان
‫قانع‌کننده داشته باشم

228
00:16:56,109 --> 00:17:00,462
‫تا لومومبا، ناکس و سولچیتو آزاد نشن.

229
00:17:00,547 --> 00:17:03,719
‫اون‌وقت همه فکر می‌کنن
‫پرونده بسته‌ست.

230
00:17:08,742 --> 00:17:10,875
‫یه‌چیزی بگین حالم عوض بشه.

231
00:17:11,340 --> 00:17:12,521
‫این ویدئو...

232
00:17:13,761 --> 00:17:18,990
‫این ویدئو نزدیک
‫صحنه‌ی جُرم ضبط شده.

233
00:17:19,462 --> 00:17:23,462
‫طرف شبیه ناکس‌ـه.
‫این‌طوری عذرش دیگه موجه نیست.

234
00:17:24,000 --> 00:17:25,660
‫آها.
‫دیگه چی؟

235
00:17:25,891 --> 00:17:31,911
‫پزشکی قانونی داره جاروی تِی
‫و آئودی سولچیتو رو بررسی می‌کنه.

236
00:17:31,990 --> 00:17:37,943
‫ظاهراً کفش‌های نایکی پسره
‫با رد خونی کفشی که

237
00:17:37,982 --> 00:17:42,821
‫توی صحنه‌ی جُرم پیدا شد، تطابق داره.
‫ولی متأسفانه قطعی نیست.

238
00:17:43,130 --> 00:17:45,054
‫چاقوی سولچیتو چی؟

239
00:17:45,079 --> 00:17:50,204
‫کدوم یکی؟ پسره‌ی روانی چندتا چاقو داره.
‫چاقوی آشپزخونی، چاقوی جیبی...

240
00:17:51,246 --> 00:17:55,844
‫همه‌مون چاقوی آشپزخونه داریم، برونو.
‫کدوم یکی با اندازه‌ی زخم یکیـه؟

241
00:17:55,869 --> 00:17:59,472
‫چاقوها دارن بررسی می‌شن،
‫ولی زمان می‌بره.

242
00:17:59,497 --> 00:18:02,602
‫دی‌اِن‌اِی توی صحنه‌ی جُرم هم همین‌طور.

243
00:18:02,731 --> 00:18:03,826
‫دکتر لالی؟

244
00:18:04,888 --> 00:18:07,792
‫کبودی‌های کوچیکی روی
‫چونه‌ی مقتول دیده می‌شه.

245
00:18:08,054 --> 00:18:11,482
‫و یه بُرش هفت‌سانتی هم روی گردنـه.

246
00:18:11,695 --> 00:18:17,019
‫احتمالاً بیشتر از یه مجرم داریم.
‫تجاوز هم نمی‌شه با قطعیت مشخص کرد.

247
00:18:18,062 --> 00:18:22,710
‫تجاوز ثابت نمی‌شه، ولی وقتی جسد
‫به اون شکل دراومده، نشون می‌ده...

248
00:18:22,803 --> 00:18:27,860
‫- فرق زیادی بین «نشون می‌ده» و...
‫- باشه بابا. می‌دونم.

249
00:18:29,198 --> 00:18:33,055
‫- زمان مرگ چی؟ می‌تونی دقیق‌تر بگی؟
‫- نه، نمی‌تونم.

250
00:18:33,590 --> 00:18:39,619
‫زمانی که گذاشتین وارد صحنه‌ی
‫جُرم بشم، جسد سرد شده بود، دکتر.

251
00:18:43,679 --> 00:18:48,568
‫می‌تونم دوباره مجرای گوارشی رو
‫بررسی کنم، ولی زمان دقیقی نمی‌ده.

252
00:18:56,516 --> 00:18:57,592
‫خیلی خوب.

253
00:18:59,882 --> 00:19:01,282
‫کبودی‌های کوچیک

254
00:19:02,303 --> 00:19:05,741
‫با انگشت‌های یه زن به وجود اومده.

255
00:19:06,794 --> 00:19:09,613
‫ولی زخم عمیق کار یه مَرده.

256
00:19:12,725 --> 00:19:14,039
‫ناکس...

257
00:19:16,909 --> 00:19:18,947
‫می‌ره پیش لومومبا...

258
00:19:19,855 --> 00:19:22,655
‫می‌آرش خونه توی اتاق قشنگش...

259
00:19:23,524 --> 00:19:25,105
‫بعدش سولچیتو وارد صحنه می‌شه.

260
00:19:25,476 --> 00:19:28,866
‫پسری که چاقوی جیبی داره.

261
00:19:32,895 --> 00:19:38,095
‫حس شهوت به خشم تبدیل می‌شه.

262
00:19:40,468 --> 00:19:41,591
‫شروع خوبیـه.

263
00:19:43,602 --> 00:19:45,193
‫ولی بیشتر لازم دارم.

264
00:19:52,639 --> 00:19:57,706
‫{\an8}[ ۷ نوامبر ۲۰۰۷ - ۷:۱۲ شب - شب دوم در زندان ]

265
00:19:54,163 --> 00:19:55,188
‫ببخشید.

266
00:19:56,860 --> 00:19:57,880
‫عذر می‌خوام!

267
00:19:58,599 --> 00:20:00,400
‫لطفـ... ببخشید!

268
00:20:00,490 --> 00:20:04,721
‫{\an8}بذارین ما مادرم تماس بگیرم!

269
00:20:08,410 --> 00:20:10,660
‫لطفاً، کمکم کنین.
‫آهای!

270
00:20:12,210 --> 00:20:13,210
‫سلام!

271
00:20:13,290 --> 00:20:14,500
‫می‌شه کمکم کنین؟

272
00:20:14,580 --> 00:20:16,590
‫لطفاً...
‫باید با مامانم حرف بزنم.

273
00:20:17,251 --> 00:20:18,689
‫{\an8}تو جدید اومدی؟

274
00:20:19,364 --> 00:20:21,574
‫{\an8}خوش‌وقتـم.
‫من دون سائولو هستم.

275
00:20:22,550 --> 00:20:24,791
‫{\an8}نه. نه...
‫ممنون...

276
00:20:25,209 --> 00:20:28,236
‫{\an8}من خداپرست نیستم.
‫دین ندارم. لطفاً...

277
00:20:28,755 --> 00:20:32,050
‫{\an8}مشکلی نیست.
‫دَرِ من همیشه به روت بازه.

278
00:20:33,142 --> 00:20:36,028
‫{\an8}به‌جز یکشنبه‌ها.
‫اون روز می‌رم کلیسا.

279
00:20:48,160 --> 00:20:50,580
‫سال پیش با دوست‌پسرم، دی‌جی

280
00:20:50,660 --> 00:20:52,370
‫رفتیم جنگل‌گردی.

281
00:20:52,717 --> 00:20:55,057
‫با خوراکی‌های پروتئینی
‫تونستیم دَووم بیاریم.

282
00:20:55,960 --> 00:21:00,380
‫با کمترین امکانات موفق شدیم
‫و از هرچیزی نهایت استفاده رو بردیم.

283
00:21:04,170 --> 00:21:05,630
‫اینجا هم باید همین کار رو بکنم.

284
00:21:42,666 --> 00:21:45,904
‫{\an8}نگهبان‌ها می‌گن غذا نمی‌خوری.
‫لاغر شدی.

285
00:21:46,208 --> 00:21:47,208
‫{\an8}بخور.

286
00:21:47,340 --> 00:21:48,930
‫{\an8}آها. ممنون.

287
00:21:49,643 --> 00:21:52,738
‫{\an8}توی اخبار دارن چیزهای
‫جالبی درباره‌ت می‌گن.

288
00:21:54,938 --> 00:21:56,471
‫{\an8}حواست به قوانین من هست؟

289
00:22:02,847 --> 00:22:05,600
‫{\an8}بگو ببینم توی
‫پروجا چی‌کارها می‌کردی؟

290
00:22:07,732 --> 00:22:09,085
‫{\an8}پیشخدمت کافه بودی؟

291
00:22:11,046 --> 00:22:14,341
‫{\an8}مطمئنـم مَردها همه‌ش دنبالت بودن.

292
00:22:15,750 --> 00:22:16,750
‫{\an8}مگه نه؟

293
00:22:20,879 --> 00:22:22,346
‫{\an8}از اون چَموش‌هایـی، نه؟

294
00:22:22,917 --> 00:22:24,822
‫{\an8}سکس دوست داری؟

295
00:22:26,077 --> 00:22:27,943
‫{\an8}البته چیز بَدی نیست.

296
00:22:29,081 --> 00:22:30,834
‫{\an8}طبیعیـه سکس دوست داشته باشی.

297
00:22:34,005 --> 00:22:35,091
‫{\an8}بگو ببینم.

298
00:22:37,729 --> 00:22:39,043
‫{\an8}حالا چیزی هم بلدی؟

299
00:22:41,230 --> 00:22:42,230
‫{\an8}آره؟

300
00:22:44,553 --> 00:22:46,048
‫{\an8}سکس خشن بلدی؟

301
00:22:46,110 --> 00:22:47,110
‫{\an8}عع...

302
00:22:47,287 --> 00:22:51,297
‫{\an8}نمی‌تونم... منظورتون رو نمی‌فهمم...

303
00:22:53,442 --> 00:22:55,509
‫{\an8}چطوری... نه!

304
00:22:57,100 --> 00:22:58,176
‫{\an8}بذار ببینمش.

305
00:22:59,206 --> 00:23:00,206
‫{\an8}آها.

306
00:23:03,431 --> 00:23:05,336
‫{\an8}زخمت به‌خاطر یه درگیری خشن بوده؟

307
00:23:05,967 --> 00:23:08,596
‫{\an8}طبیعیـه پلیس این‌طوری فکر کنه.

308
00:23:10,540 --> 00:23:13,922
‫{\an8}ولی من‌وتو می‌دونیم زخمِ چیـه.

309
00:23:15,373 --> 00:23:17,011
‫{\an8}خوب می‌دونیم.

310
00:23:20,520 --> 00:23:22,482
‫{\an8}اولین سکس گروهی‌ت کِی بود؟

311
00:23:23,294 --> 00:23:24,580
‫{\an8}یکمِ نوامبر؟

312
00:23:25,070 --> 00:23:27,780
‫- ها؟ با توام!
‫- من... لطفاً...

313
00:23:27,821 --> 00:23:28,830
‫{\an8}سکس گروهی.

314
00:23:28,940 --> 00:23:29,950
‫{\an8}عع...

315
00:23:29,975 --> 00:23:31,005
‫{\an8}می‌فهمی؟

316
00:23:31,030 --> 00:23:32,240
‫ببخشید.

317
00:23:32,795 --> 00:23:34,061
‫{\an8}من خسته.

318
00:23:36,018 --> 00:23:39,297
‫{\an8}می‌شه بخوابم؟

319
00:23:42,763 --> 00:23:43,829
‫{\an8}حتماً.

320
00:23:44,769 --> 00:23:46,236
‫{\an8}بعداًُ حرف می‌زنیم.

321
00:23:49,294 --> 00:23:51,551
‫{\an8}توی سلول احساس تنهایی نمی‌کنی؟

322
00:23:53,098 --> 00:23:55,174
‫{\an8}تو دختر اجتماعی‌ای هستی.

323
00:23:55,199 --> 00:23:57,212
‫{\an8}حتماً تنهایی برات سختـه.

324
00:23:58,074 --> 00:23:59,245
‫{\an8}نظرت چیـه؟

325
00:24:02,440 --> 00:24:04,100
‫من فقط مامانم رو می‌خوام.

326
00:24:20,000 --> 00:24:27,000


327
00:24:55,798 --> 00:24:57,320
‫- سلام.
‫- سلام!

328
00:24:58,030 --> 00:24:59,410
‫- وای، مامان!
‫- بیا بغلم.

329
00:24:59,990 --> 00:25:01,790
‫مامان!
‫- می‌دونم، عزیزم.

330
00:25:01,870 --> 00:25:03,160
‫می‌دونم ترسیدی.

331
00:25:03,250 --> 00:25:04,750
‫- خیلی.
‫- حالت خوبـه؟

332
00:25:04,830 --> 00:25:05,920
‫وای.

333
00:25:10,590 --> 00:25:11,590
‫خوبـی؟

334
00:25:11,670 --> 00:25:13,670
‫- یا خدا.
‫- دستور دادن بشینیم.

335
00:25:13,760 --> 00:25:15,220
‫- چی؟ باید بشینیم؟
‫- آره. آره...

336
00:25:15,300 --> 00:25:16,510
‫باید بشینیم. بیا.

337
00:25:19,510 --> 00:25:21,520
‫- چند روزه درخواست دادم...
‫- می‌دونم.

338
00:25:21,600 --> 00:25:23,180
‫- که ببینمت.
‫- می‌دونم...

339
00:25:23,270 --> 00:25:25,810
‫- باهات درست رفتار می‌کنن یا نه؟
‫- نگهبان‌های زنش خوبـن.

340
00:25:25,890 --> 00:25:27,650
‫پلیس‌هاش خیلی اذیتم کردن.
‫واسه همین اون حرف‌ها رو

341
00:25:27,730 --> 00:25:29,310
‫درباره‌ی پاتریک زدم...

342
00:25:29,400 --> 00:25:31,110
‫آخه رافائله رو هم دستگیر کردن...

343
00:25:31,190 --> 00:25:33,360
‫نمی‌دونم چرا داشتن
‫ازش بازجویی می‌کردن...

344
00:25:33,440 --> 00:25:35,280
‫ولی نظرش رو عوض کرد.

345
00:25:35,360 --> 00:25:37,740
‫پس از اون هم بازجویی کردن

346
00:25:37,820 --> 00:25:39,240
‫و گفته تو اون‌شب...

347
00:25:39,909 --> 00:25:41,135
‫- باهاش نبودی.
‫- آره. آره...

348
00:25:41,160 --> 00:25:42,450
‫- اون‌شب با هم نبودیم...
‫- چرا؟

349
00:25:42,540 --> 00:25:45,210
‫بعدش برگشتن بهم گفتن
‫«می‌دونیم داری دروغ می‌گی».

350
00:25:45,290 --> 00:25:47,920
‫«اگه راستش رو نگی،
‫باید ۳۰ سال آب‌خنک بخوری».

351
00:25:48,000 --> 00:25:49,830
‫«می‌دونیم اونجا بودی
‫و با یکی ملاقات کردی».

352
00:25:49,920 --> 00:25:53,590
‫خب پس... بعدش...
‫چی شد... گفتی پاتریک بوده؟

353
00:25:53,670 --> 00:25:55,920
‫آره، یه‌هو قاطی کردم

354
00:25:56,010 --> 00:25:58,390
‫و نصف حرف‌هاشون رو هم نمی‌فهمیدم.

355
00:25:58,470 --> 00:26:00,220
‫مجبورم کردن تصور کنم
‫با پاتریک رابطه دارم.

356
00:26:00,300 --> 00:26:02,180
‫- چی؟ مجبورت کردن...
‫- حس بَدی دارم...

357
00:26:02,260 --> 00:26:04,140
‫تقصیر منـه که الان افتاده زندان.

358
00:26:04,165 --> 00:26:06,505
‫- نمی‌خواستم این‌طوری بشه.
‫- باشه. باشه...

359
00:26:08,020 --> 00:26:09,859
‫پس واقعاً اونجا نبودی؟

360
00:26:10,934 --> 00:26:12,202
‫نه.

361
00:26:12,570 --> 00:26:14,108
‫و نمی‌دونی قاتل مِردیت کیـه؟

362
00:26:14,137 --> 00:26:16,400
‫نه، مامان. هیچی نمی‌دونم.

363
00:26:16,490 --> 00:26:18,740
‫- پاتریک هم بی‌تقصیره؟
‫- بله، بی‌تقصیره.

364
00:26:18,820 --> 00:26:20,700
‫- رافائله چی؟
‫- اون‌شب با هم بودیم.

365
00:26:20,780 --> 00:26:22,450
‫و مواد می‌زدین؟

366
00:26:22,530 --> 00:26:24,120
‫فقط گُل کشیدیم، مامان.

367
00:26:24,200 --> 00:26:26,063
‫- ماریجوانا بود.
‫- خیلی خوب. باشه.

368
00:26:26,370 --> 00:26:28,960
‫= اِشکال نداره.
‫- ولی به پلیس دروغ گفت

369
00:26:29,040 --> 00:26:30,880
‫و هنوز نمی‌فهمم چرا.

370
00:26:30,960 --> 00:26:32,960
‫- احتمالاً اون رو هم کتک زدن.
‫- مگه... تو رو کتک زدن؟

371
00:26:33,960 --> 00:26:36,090
‫- کتکت زدن؟
‫- چیزی نیست. نگران نباش.

372
00:26:36,170 --> 00:26:38,820
‫اصلاً ریدم دهن اون پلیس‌ها.
‫خیلی مسخره‌ست.

373
00:26:38,992 --> 00:26:41,930
‫فکر می‌کنن دیوونه شدم،
‫ولی فقط اعصابم خُرده...

374
00:26:42,010 --> 00:26:43,970
‫آخه می‌فهمم که دارن
‫وظیفه‌شون رو انجام می‌دن

375
00:26:44,060 --> 00:26:47,060
‫و من هم فقط قصد کمک داشتم، ولی...

376
00:26:47,140 --> 00:26:49,859
‫آخ، ببخشید.
‫پنج روزه که

377
00:26:49,884 --> 00:26:52,190
‫- با هیشکی انگلیسی حرف نزدم.
‫- باشه. عیب نداره.

378
00:26:52,270 --> 00:26:54,820
‫ببین، قضیه رو پیگیری می‌کنیم.

379
00:26:54,900 --> 00:26:56,740
‫- باشه.
‫- می‌آریمت بیرون.

380
00:26:56,820 --> 00:26:57,860
‫- باشه.
‫- برات وکیل گرفتم.

381
00:26:57,940 --> 00:26:59,740
‫کارشون خوبـه.
‫می‌گن چند روز دیگه

382
00:26:59,820 --> 00:27:01,240
‫یه جلسه‌ی دادخواهی هست.

383
00:27:01,320 --> 00:27:03,580
‫- که بعدش آزاد بشم؟
‫- عع، که بعدش...

384
00:27:03,660 --> 00:27:06,290
‫تصمیم می‌گیرن که
‫دست‌گیری‌ت موجه بوده یا نه.

385
00:27:06,370 --> 00:27:08,540
‫- خب موجه نیست.
‫- باشه. وکیل‌هات...

386
00:27:08,620 --> 00:27:10,210
‫وکیل‌هات می‌گن
‫با توجه به اظهارنامه‌ت

387
00:27:10,290 --> 00:27:11,670
‫دستگیری‌ت درست بوده.

388
00:27:11,961 --> 00:27:13,920
‫- ولی ببین...
‫- این یعنی چی؟

389
00:27:14,000 --> 00:27:16,050
‫- منظورشون چیـه؟
‫- ببین...

390
00:27:16,130 --> 00:27:19,012
‫خبر خوب اینـه که می‌گن می‌تونیم
‫درخواست حبس خونگی بدیم.

391
00:27:19,135 --> 00:27:21,580
‫یعنی همه‌مون زیر
‫یه سقف زندگی می‌کنیم

392
00:27:21,637 --> 00:27:23,542
‫و پرونده رو حل می‌کنیم. باشه؟

393
00:27:23,799 --> 00:27:25,930
‫سفارت بهمون یه ویلای بزرگ داده.

394
00:27:26,930 --> 00:27:28,220
‫خواهش می‌کنم، آماندا.

395
00:27:29,680 --> 00:27:31,230
‫عرق کردی؟

396
00:27:36,480 --> 00:27:39,490
‫وقتی آزاد بشم، پلیس باید
‫حسابی ازم عذرخواهی کنه.

397
00:27:39,570 --> 00:27:40,570
‫آره.

398
00:27:41,619 --> 00:27:43,077
‫هر مدرکی که

399
00:27:43,110 --> 00:27:45,740
‫علیه من دارن، الکیـه.

400
00:27:45,992 --> 00:27:47,310
‫مطمئنـم...

401
00:27:47,660 --> 00:27:49,950
‫به‌زودی پشیمون می‌شن.

402
00:27:50,040 --> 00:27:53,540
‫آخه زندگی‌م رو به هم ریختن.

403
00:27:53,630 --> 00:27:54,670
‫آخه من...

404
00:27:54,695 --> 00:27:55,803
‫{\an8}بانتی هستم.

405
00:27:56,455 --> 00:27:57,922
‫بله، بازرس.

406
00:27:59,823 --> 00:28:01,995
‫خیلی خودخواه و مغروره.

407
00:28:03,272 --> 00:28:06,053
‫خیر، هنوز به کِرچر اشاره نکرده.

408
00:28:06,797 --> 00:28:08,816
‫خیر، هیچی به من نگفته.

409
00:28:08,984 --> 00:28:11,517
‫حتی وقتی خصوصی حرف زدیم.
‫ولی مطمئن باشین...

410
00:28:11,542 --> 00:28:13,565
‫واقعاً ناامیدم کردی.

411
00:28:14,940 --> 00:28:16,770
‫خبرنگارها هم پشیمون می‌شن.

412
00:28:16,860 --> 00:28:18,150
‫مگه اون‌ها چی گفتن؟

413
00:28:18,230 --> 00:28:20,650
‫مزاحم خونواده می‌شن
‫و همه‌ش از دوست‌هات سؤال می‌کنن.

414
00:28:20,740 --> 00:28:22,110
‫با دوست‌هام هم حرف زدن؟

415
00:28:22,200 --> 00:28:23,450
‫چرا؟

416
00:28:24,570 --> 00:28:25,700
‫- چیـه؟
‫- چیـه؟

417
00:28:26,280 --> 00:28:28,200
‫- به این زودی؟
‫- نه. نه...

418
00:28:29,240 --> 00:28:31,450
‫بابات هم به‌محض این‌که بتونه، می‌آد.

419
00:28:31,540 --> 00:28:33,160
‫- باشه.
‫- کریس هم توی راهـه.

420
00:28:33,250 --> 00:28:37,130
‫راستی نصف چیزهایی که
‫برات آوردم رو ازم گرفتن.

421
00:28:37,210 --> 00:28:40,420
‫- برات یه کاپشن گرم آوردم و...
‫- دوباره کِی می‌بینمت؟

422
00:28:45,090 --> 00:28:47,220
‫نمی‌دونم، عزیزم.
‫نمی‌دونم.

423
00:28:47,920 --> 00:28:48,945
‫مـ...

424
00:28:48,970 --> 00:28:50,270
‫عیب نداره.

425
00:28:51,350 --> 00:28:53,850
‫- درهرصورت زیاد اینجا نمی‌مونم...
‫- دقیقاً.

426
00:28:54,439 --> 00:28:56,474
‫تازه شانس آوردم...

427
00:28:56,810 --> 00:28:59,610
‫به رافائله هم گفتم...

428
00:28:59,690 --> 00:29:04,530
‫اگه اون شب خونه‌ش نبودم،
‫الان مُرده بودم.

429
00:29:08,062 --> 00:29:10,732
‫الان زنده و سالمـی.

430
00:29:10,870 --> 00:29:12,080
‫آره.

431
00:29:15,500 --> 00:29:17,750
‫آخ، این نگهبان‌ها...

432
00:29:18,790 --> 00:29:21,210
‫بهم گیر داده بودن که
‫چرا فامیلم با تو فرق می‌کنه.

433
00:29:21,300 --> 00:29:23,010
‫- چی؟
‫- حتی نمی‌ذاشتن ببینمت.

434
00:29:23,090 --> 00:29:25,550
‫مسخره‌ها.
‫انگار گناهـه آدم دوباره ازدواج کنه.

435
00:29:25,630 --> 00:29:27,010
‫ای بابا.

436
00:29:27,090 --> 00:29:29,680
‫چون ایتالیایی بلد نبودم،
‫خیلی باهام بَد رفتار کردن.

437
00:29:29,760 --> 00:29:32,850
‫باش پس... از این به بعد این رو بگو.

438
00:29:32,930 --> 00:29:33,930
‫بگو...

439
00:29:34,039 --> 00:29:36,439
‫{\an8}آماندا ناکس دختر منـه.

440
00:29:36,493 --> 00:29:38,455
‫- آماندا ناکس...
‫- و فامیل‌هامون...

441
00:29:38,520 --> 00:29:39,940
‫نه، دخترم. این خیلی طولانیـه.

442
00:29:40,020 --> 00:29:44,570
‫باشه، پس فقط بگو
‫«آماندا ناکس اِمیلا فیلیا...»

443
00:29:44,895 --> 00:29:46,240
‫آماندا ناکس...

444
00:29:46,320 --> 00:29:48,110
‫اِمیلا فیلیا...

445
00:29:48,200 --> 00:29:50,530
‫آفرین، مامان.
‫خوب گفتی.

446
00:29:52,660 --> 00:29:54,950
‫خیلی دوستت دارم.

447
00:29:55,040 --> 00:29:57,790
‫- من هم دوستت دارم.
‫- می‌بینمت. باشه؟

448
00:29:57,870 --> 00:29:58,880
‫باشه.

449
00:30:06,913 --> 00:30:10,608
‫{\an8}والدینی که بچه‌هاشون رو از دست می‌دن،
‫داغ‌شون رو با کلمات بیان نمی‌کنن.

450
00:30:12,900 --> 00:30:16,243
‫{\an8}چون درد غیرقابل‌تصوریـه.

451
00:30:20,867 --> 00:30:23,401
‫{\an8}بچه‌هایی که با قتل از دنیا می‌رن

452
00:30:23,905 --> 00:30:25,896
‫{\an8}ازطریق خدا باهام حرف می‌زنن.

453
00:30:30,484 --> 00:30:34,589
‫{\an8}و خدا هم اغلب ازطریق وسایل
‫باقی‌مونده‌شون باهام حرف می‌زنه.

454
00:30:35,333 --> 00:30:40,676
‫{\an8}ولی تا برملاشدن حقیقت،
‫وظیفه دارم درباره‌ش صحبت کنم.

455
00:30:41,318 --> 00:30:46,871
‫{\an8}باید براساس شَم کارآگاهی خودم،
‫داستان احتمالی رو تعریف کنم

456
00:30:49,296 --> 00:30:52,744
‫{\an8}و شنیده‌هام رو بازگو کنم.

457
00:31:02,940 --> 00:31:05,769
‫لوچانو، یه‌کم به ظاهرت برس لطفاً.

458
00:31:05,794 --> 00:31:07,664
‫اتفاقاً این طوری هم‌رنگ جماعت می‌شم.

459
00:31:07,955 --> 00:31:10,498
‫کراواتت انگار مال بچه‌هاست.

460
00:31:10,592 --> 00:31:12,316
‫توی این دِه‌کوره کسی نمی‌فهمه.

461
00:31:12,423 --> 00:31:13,923
‫اون شهردار نیست؟

462
00:31:15,036 --> 00:31:16,200
‫روز به‌خیر.

463
00:31:16,508 --> 00:31:18,218
‫اون بازرس پرونده‌تـه.

464
00:31:21,991 --> 00:31:23,857
‫ببخشید، شما کی هستین؟

465
00:31:24,420 --> 00:31:26,340
‫ما وکیل‌هاتـیم.

466
00:31:26,420 --> 00:31:29,550
‫راستی امروز قراره
‫خیلی چیزها درباره‌ی خودت بشنوی.

467
00:31:29,630 --> 00:31:32,220
‫- باشه.
‫- هرچی که بود، لب باز نکنی.

468
00:31:32,300 --> 00:31:33,890
‫- باشه؟ هیس.
‫- باشه.

469
00:31:40,787 --> 00:31:41,978
‫{\an8}خانم‌ها و آقایان.

470
00:31:42,003 --> 00:31:43,216
‫{\an8}قاضی ماتینی.

471
00:31:43,377 --> 00:31:46,101
‫{\an8}امروز برای بررسی صلاحیت

472
00:31:46,635 --> 00:31:49,854
‫{\an8}بازداشت خانم ناکس جمع شدیم.

473
00:31:51,231 --> 00:31:55,183
‫{\an8}آیا اگه آزادی مشروط
‫بهشون داده بشه، فرار می‌کنن؟

474
00:31:56,064 --> 00:31:58,931
‫{\an8}به‌عبارت دیگه،
‫آیا می‌شه اطمینان حاصل کرد

475
00:31:59,264 --> 00:32:04,359
‫{\an8}که ایشون در حبس خونگی بمونن؟
‫سؤالات امروزِ ما این‌هاست.

476
00:32:04,384 --> 00:32:05,384
‫نمی‌فهم...

477
00:32:05,147 --> 00:32:08,997
‫{\an8}اما قبلش بیاید اتفاقات
‫اون شب رو بررسی کنیم.

478
00:32:05,920 --> 00:32:07,170
‫نگران نباش.

479
00:32:09,451 --> 00:32:14,042
‫{\an8}آماندا ناکس که برنامه‌ی
‫اون شب رو با دقت چیده بود

480
00:32:14,432 --> 00:32:18,823
‫{\an8}دَر رو برای
‫پاتریک دیا لومومبا باز می‌کنه.

481
00:32:19,289 --> 00:32:23,651
‫{\an8}حاضرن هر کاری بکنن
‫تا نیاز جنسی‌شون برآورده بشه.

482
00:32:23,975 --> 00:32:27,194
‫{\an8}بعدش رافائله سولچیتو
‫که هوس تفریح جدید کرده بوده

483
00:32:27,374 --> 00:32:31,898
‫{\an8}تصمیم می‌گیره به ارضای
‫نیازهای آماندا ناکس بپردازه.

484
00:32:32,200 --> 00:32:36,353
‫{\an8}احساسات‌شون به‌خاطر الکل
‫و ماریجوانا کم‌رنگ شده بود

485
00:32:36,592 --> 00:32:37,592
‫واکنش نشون نده.

486
00:32:36,679 --> 00:32:40,981
‫{\an8}و تصمیم می‌گیرن مِردیت رو
‫وارد بازی عجیب جنسی‌شون کنن.

487
00:32:41,061 --> 00:32:44,680
‫خانم قاضی، طی فرایند بازداشت،
‫مورد مهمی رعایت نشده.

488
00:32:44,922 --> 00:32:46,151
‫هنوز اظهارنامه‌ی
‫خانم ناکس به دست ما نرسیده.

489
00:32:46,176 --> 00:32:48,588
‫حنوژ اطهارنامه‌ی
‫خانوم ناکش به دسط ما نرصیدح.

490
00:32:56,722 --> 00:32:59,545
‫جناب مشاور،
‫رسماً اعتراض دارین یا خیر؟

491
00:33:05,715 --> 00:33:09,020
‫حرف‌هام رو زدم.
‫عرض دیگه‌ای ندارم.

492
00:33:10,690 --> 00:33:13,919
‫بسیار خوب. تصمیم نهایی رو اعلام می‌کنم.
‫ختم جلسه.

493
00:33:13,990 --> 00:33:15,643
‫جلسه به پایان رسید.

494
00:33:18,990 --> 00:33:21,540
‫عع... الان چی شد؟

495
00:33:21,924 --> 00:33:23,710
‫قاضی قراره تصمیم بگیره.

496
00:33:24,410 --> 00:33:27,170
‫- آها.
‫- مدرک محکمی وجود نداره

497
00:33:27,250 --> 00:33:28,750
‫و آلت قتاله هم نیست.

498
00:33:28,840 --> 00:33:32,710
‫پس امیدت رو از دست نده، باشه؟

499
00:33:39,891 --> 00:33:43,123
‫{\an8}[ سه روز بعد ]

500
00:33:54,686 --> 00:33:56,073
‫{\an8}قاتل!

501
00:33:57,070 --> 00:33:58,553
‫{\an8}نگهبان، چی شده؟

502
00:33:59,595 --> 00:34:01,490
‫{\an8}فکر کردی مسخره‌ی توام؟

503
00:34:01,660 --> 00:34:02,660
‫{\an8}آره؟

504
00:34:02,761 --> 00:34:04,246
‫{\an8}واسه‌م ادای خجالتی‌ها رو درمی‌آری؟

505
00:34:04,318 --> 00:34:05,963
‫{\an8}اونجا چی نوشته؟

506
00:34:05,988 --> 00:34:07,809
‫{\an8}اثرانگشتت و دی‌اِن‌اِی مِردیت

507
00:34:07,834 --> 00:34:10,169
‫{\an8}روی چاقوی سولچیتو بوده.

508
00:34:10,194 --> 00:34:11,929
‫{\an8}صبر کنین!
‫نه!

509
00:34:12,082 --> 00:34:13,372
‫نه! نه!

510
00:34:13,397 --> 00:34:15,702
‫{\an8}شکی نیست که گناهکاری.

511
00:34:17,380 --> 00:34:18,630
‫نه. نه...

512
00:34:18,720 --> 00:34:20,680
‫اونجا چی نوشته؟

513
00:34:20,760 --> 00:34:22,470
‫لطفاً.

514
00:34:27,589 --> 00:34:30,573
‫{\an8}ا.ر.ا.ئـ.ـه از سـ.ـا.یـ.ـتِ سـ.ـی نـ.ـمـ.ـا

515
00:34:27,590 --> 00:34:30,580
‫تـ.ر.جـ.ـمـ.ـه و ز.یـ.ر.نـ.ویـ.ـس از
‫پـ.و.ر.یـ.ـا هـ.ـز.یـ.ـمـ.ـتـ.ـی

516
00:34:31,516 --> 00:34:34,574
‫{\an8}[ دی‌اِن‌اِی ناکس روی آلت قتاله
‫در خانه‌ی سولچیتو یافت شد ]

517
00:34:31,810 --> 00:34:34,190
‫نمی‌خوای ما رو
‫در جریان بذاری، آماندا؟

518
00:34:35,150 --> 00:34:37,450
‫نه، به خدا چیزی نیست...

519
00:34:37,530 --> 00:34:39,860
‫نمی‌فهمم این چطور ممکنـه.

520
00:34:39,950 --> 00:34:43,160
‫مگه این‌که رافائله نصف‌شب بیدار شده...

521
00:34:43,240 --> 00:34:46,660
‫و یه چاقوی آشپزخونه برداشته
‫و رفته خونه‌ی من...

522
00:34:46,750 --> 00:34:48,830
‫و باهاش مِردیت رو کُشته...

523
00:34:48,920 --> 00:34:52,380
‫و برگشته و انگشت
‫من رو به چاقو مالیده...

524
00:34:52,460 --> 00:34:55,670
‫و بدون این‌که بفهمم،
‫برگشته پیشم خوابیده.

525
00:34:55,760 --> 00:34:58,930
‫آخه این... خیلی عجیبـه.

526
00:34:59,010 --> 00:35:00,090
‫پس رافائله رو متهم می‌کنی؟

527
00:35:01,090 --> 00:35:04,890
‫نه! فقط می‌خوام
‫یه توضیح منطقی پیدا کنم

528
00:35:04,970 --> 00:35:07,350
‫آخه این با عقل جور درنمی‌آد.

529
00:35:07,430 --> 00:35:10,850
‫ببین... اگه با ما روراست نباشی

530
00:35:10,940 --> 00:35:13,060
‫نمی‌تونیم کارمون رو درست انجام بدیم.

531
00:35:15,690 --> 00:35:17,150
‫من بی‌گناهـم.

532
00:35:17,771 --> 00:35:21,883
‫{\an8}موضوع حساسیـه. اگه بگه
‫گناهکاره، کار سخت می‌شه.

533
00:35:21,934 --> 00:35:25,220
‫{\an8}اگه توی دادگاه حرف بزنه،
‫شهادت دروغ محسوب می‌شه.

534
00:35:25,245 --> 00:35:27,466
‫{\an8}خودم می‌دونم، ولی
‫دی‌اِن‌اِی روی چاقو پیدا شده.

535
00:35:27,540 --> 00:35:29,580
‫ببخشید، این پرونده
‫اصلاً براتون اهمیت داره؟

536
00:35:29,660 --> 00:35:31,870
‫مسئله زندگی منـه‌ها.

537
00:35:31,960 --> 00:35:33,765
‫- متوجهـ...
‫- بحث زندگی‌م وسطـه.

538
00:35:33,790 --> 00:35:35,130
‫ما متوجهـیم.
‫درک می‌کنیم...

539
00:35:35,210 --> 00:35:37,561
‫فکر کنم.
‫هنوز حتی اسم‌تون رو نمی‌دونم.

540
00:35:38,914 --> 00:35:40,954
‫فکر کنم آشنایی خوبی با هم نداشتیم.

541
00:35:41,800 --> 00:35:43,640
‫پس دوباره شروع می‌کنیم.

542
00:35:43,962 --> 00:35:46,510
‫من کارلوئـم.
‫کارلو دالا وِدووا.

543
00:35:46,600 --> 00:35:47,970
‫معمولاً توی رُم فعالیت می‌کنم.

544
00:35:48,060 --> 00:35:50,850
‫این هم لوچانوئـه.
‫حوزه‌ی فعالیتش پروجاست.

545
00:35:50,940 --> 00:35:55,110
‫شاید ظاهرش شبیه دست‌وپاچلفتی‌ها باشه

546
00:35:55,190 --> 00:35:58,570
‫ولی با حال‌وهوای این شهر
‫آشناست و بین مردم محبوبـه.

547
00:35:58,942 --> 00:36:00,866
‫{\an8}درباره‌ی من چی گفتی؟
‫داری مسخره‌م می‌کنی...؟

548
00:36:00,960 --> 00:36:03,874
‫{\an8}- ازت تعریف کردم. آروم باش.
‫- «دست‌وپاچلفتی» یعنی چی؟

549
00:36:06,543 --> 00:36:08,731
‫تو برامون مهمـی، آماندا.

550
00:36:09,192 --> 00:36:11,152
‫ما هم بچه داریم و می‌فهمیم.

551
00:36:12,290 --> 00:36:14,210
‫یه خبرهایی هم داریم.

552
00:36:14,290 --> 00:36:17,670
‫قاضی ماتینی گزارش
‫بازرس رو تأیید صلاحیت کرد:

553
00:36:17,750 --> 00:36:20,300
‫سکس گروهی و مصرف مواد.
‫تو هم به‌عنوان سردسته.

554
00:36:20,380 --> 00:36:23,010
‫خب... پس...
‫حبس خونگی چی شد؟

555
00:36:24,680 --> 00:36:26,680
‫قاضی گفت احتمال فرارت هست.

556
00:36:26,760 --> 00:36:28,100
‫- چی؟
‫- فعلاً قراره

557
00:36:28,180 --> 00:36:29,680
‫- توی زندان کاپان بمونی.
‫- یعنی چی؟

558
00:36:29,770 --> 00:36:32,140
‫- چند وقت بمونم؟
‫- تا تحقیقات تموم بشه.

559
00:36:32,230 --> 00:36:33,980
‫- خب تا چند وقت؟
‫- و...

560
00:36:35,020 --> 00:36:37,150
‫- حداکثر یک سال.
‫- یک سال؟

561
00:36:38,150 --> 00:36:40,320
‫یک سال اینجا باشم؟
‫نه.

562
00:36:40,400 --> 00:36:41,805
‫وای.

563
00:36:42,280 --> 00:36:43,490
‫ای وای.

564
00:36:44,530 --> 00:36:45,848
‫خدایا.

565
00:36:50,120 --> 00:36:51,689
‫خانم ناکس!

566
00:36:56,500 --> 00:36:58,420
‫خانم ناکس، آیا دخترتون اعتراف کرد؟

567
00:37:00,170 --> 00:37:01,170
‫ببخشید.

568
00:37:02,170 --> 00:37:03,300
‫- ببخشید.
‫- خانم ناکس.

569
00:37:03,380 --> 00:37:05,050
‫- دخترتون قراره اعتراف کنه؟
‫- حرفی ندارم.

570
00:37:05,130 --> 00:37:06,890
‫با مادر مِردیت صحبت کردین؟

571
00:37:06,970 --> 00:37:08,550
‫دی‌اِن‌اِی دخترتون
‫روی آلت قتاله پیدا شده.

572
00:37:08,640 --> 00:37:10,810
‫- نظری ندارین؟
‫- تا حالا تلاش کردین

573
00:37:10,890 --> 00:37:14,560
‫با خونواده‌ی مقتول که دوستِ
‫دخترتون بوده، تماس بگیرین؟

574
00:37:37,887 --> 00:37:39,935
‫{\an8}همه دوست دارن قهرمان باشن.

575
00:37:42,271 --> 00:37:49,043
‫{\an8}طبیعیـه که بخوایم توی سختی‌ها
‫در برابر شرارت، نظم برقرار کنیم.

576
00:37:51,122 --> 00:37:54,874
‫{\an8}اما اگه نتونین مثل من
‫از حقایق استفاده کنین

577
00:37:55,537 --> 00:37:58,228
‫{\an8}میل به ایجاد نظم منجر به آشوب می‌شه.

578
00:38:02,657 --> 00:38:04,911
‫{\an8}چاقو مال یه ایتالیایی سفیدپوستـه!

579
00:38:06,778 --> 00:38:08,868
‫{\an8}دی‌اِن‌اِی مال یه آمریکایی سفیدپوستـه!

580
00:38:10,433 --> 00:38:13,059
‫{\an8}ولی کی بازداشت شده؟ لومومبا!

581
00:38:13,485 --> 00:38:15,189
‫{\an8}- بهمون بگین چرا؟
‫- چرا؟

582
00:38:15,903 --> 00:38:18,150
‫{\an8}- توضیح بدین چرا؟
‫- چرا؟

583
00:38:18,359 --> 00:38:20,397
‫{\an8}دیا رو آزاد کنین!

584
00:38:22,847 --> 00:38:26,472
‫{\an8}با چهارتا شاهد حرف زدم
‫و عذرش موجه شده.

585
00:38:27,856 --> 00:38:29,694
‫{\an8}- سه‌تا مَرد آفریقایی...
‫- خب...

586
00:38:29,835 --> 00:38:31,711
‫{\an8}معلومـه دوست‌هاش دروغ می‌گن.

587
00:38:32,311 --> 00:38:34,502
‫{\an8}و یه استاد دانشگاه سوییسی.

588
00:38:36,501 --> 00:38:40,096
‫{\an8}هر چهارتاشون می‌گن
‫اون شب توی کافه‌ش بوده.

589
00:38:40,655 --> 00:38:45,169
‫{\an8}ولی اعتراف ناکس چیز دیگه‌ای می‌گه.

590
00:38:49,331 --> 00:38:53,464
‫{\an8}استاده می‌گه ۸ تا ۱۰ شب توی کافه‌ش بوده.

591
00:38:53,660 --> 00:38:54,660
‫{\an8}بله.

592
00:38:54,685 --> 00:38:57,038
‫{\an8}که با زمان‌بندی ما تطابق نداره.

593
00:38:58,210 --> 00:39:01,496
‫{\an8}ولی شاید لومومبا
‫ساعت ۱۱ شب قتل رو انجام داده.

594
00:39:02,426 --> 00:39:06,036
‫{\an8}به لالی بگو زمان
‫دقیق مرگ رو لازم داریم.

595
00:39:09,313 --> 00:39:10,313
‫{\an8}چیـه؟

596
00:39:16,143 --> 00:39:17,943
‫{\an8}«اثبات تجاوز ممکن نیست؟»

597
00:39:20,430 --> 00:39:21,469
‫{\an8}چی‌کار کرده؟

598
00:39:21,494 --> 00:39:23,690
‫{\an8}در ملأعام گفته‌های
‫شما رو زیر سؤال برده.

599
00:39:23,889 --> 00:39:25,963
‫{\an8}ممنون بابت توضیح.
‫خودم نفهمیدم.

600
00:39:30,267 --> 00:39:31,419
‫{\an8}دیگه چی؟

601
00:39:31,802 --> 00:39:34,107
‫{\an8}خبر بَد دیگه‌ای نمونده؟

602
00:39:34,730 --> 00:39:35,873
‫{\an8}بگین.

603
00:39:36,954 --> 00:39:39,582
‫{\an8}نتیجه‌ی بررسی جاروی تِی اومد.

604
00:39:41,335 --> 00:39:44,344
‫{\an8}نه خون بوده
‫و نه اثری از دی‌اِن‌اِی کِرچر.

605
00:39:48,286 --> 00:39:49,286
‫{\an8}خیلی خوب.

606
00:39:50,580 --> 00:39:55,609
‫{\an8}جولیانو، بهت قول می‌دم هرچی
‫برای دادگاه لازمه رو گیر می‌آری.

607
00:40:05,259 --> 00:40:07,650
‫{\an8}نتیجه‌ی آزمایش خونت اومد.

608
00:40:09,174 --> 00:40:11,269
‫{\an8}متأسفانه شما ایدز داری.

609
00:40:12,990 --> 00:40:14,273
‫ببخشید، چی؟

610
00:40:14,950 --> 00:40:16,918
‫اِچ‌آی‌وی داری.

611
00:40:17,280 --> 00:40:18,370
‫چی؟

612
00:40:20,000 --> 00:40:21,040
‫من؟

613
00:40:26,670 --> 00:40:27,750
‫نه. نه...

614
00:40:27,775 --> 00:40:28,929
‫{\an8}متأسفـم.

615
00:40:29,000 --> 00:40:31,220
‫عع... نه...

616
00:40:31,300 --> 00:40:33,680
‫اشتباه شده.
‫امکان نداره...

617
00:40:34,078 --> 00:40:38,151
‫{\an8}فکر کن با کدوم بدبخت‌هایی سکس داشتی

618
00:40:38,406 --> 00:40:40,450
‫{\an8}تا حداقل بهشون خبر بدیم.

619
00:40:40,475 --> 00:40:41,459
‫نه، نه... من...

620
00:40:55,110 --> 00:40:58,330
‫نشستم فکر کردم
‫که از ۱۸سالگی با کی‌ها بودم...

621
00:40:59,490 --> 00:41:01,620
‫که توی ۲۰سالگی رسیدم به رافائله.

622
00:41:02,500 --> 00:41:05,500
‫دیگه قرار نبود ۲۱سالگی‌م رو ببینم.

623
00:41:19,078 --> 00:41:20,555
‫{\an8}بالاخره اومدی.

624
00:41:20,760 --> 00:41:23,520
‫نمی‌دونستم پیش کی برم...

625
00:41:24,691 --> 00:41:27,862
‫{\an8}احساس می‌کنم... دارم دیوونه می‌شم...

626
00:41:28,481 --> 00:41:30,511
‫{\an8}دارم دیوونه می‌شم...

627
00:41:30,536 --> 00:41:31,578
‫{\an8}آروم باش.

628
00:41:31,603 --> 00:41:33,132
‫{\an8}نفس عمیق بِکش.

629
00:41:33,240 --> 00:41:35,360
‫مِردیت مُرده...

630
00:41:35,385 --> 00:41:37,101
‫{\an8}و حالا من می‌میرم؟

631
00:41:38,151 --> 00:41:39,208
‫{\an8}مُردن؟

632
00:41:39,280 --> 00:41:40,280
‫دیگه نمی‌تونم...

633
00:41:40,305 --> 00:41:41,135
‫کی داره می‌میره؟

634
00:41:41,160 --> 00:41:42,200
‫زانوهام سُست شده...

635
00:41:42,225 --> 00:41:43,567
‫{\an8}بیا بشین.

636
00:41:45,710 --> 00:41:47,210
‫- نگران نباش.
‫- آخه من...

637
00:41:47,290 --> 00:41:50,130
‫چیزی نیست. باشه؟

638
00:41:51,632 --> 00:41:53,661
‫{\an8}آخه این حق منـه؟

639
00:41:54,929 --> 00:41:55,957
‫{\an8}منظورت چیـه؟

640
00:41:56,759 --> 00:41:58,301
‫{\an8}مگه کار بَدی کردی؟

641
00:41:58,358 --> 00:42:00,958
‫{\an8}یه مَرد بی‌گناه رو فرستادم زندان.

642
00:42:02,140 --> 00:42:05,480
‫این کار رو کردم،
‫ولی با مِردیت کاری نداشتم.

643
00:42:05,560 --> 00:42:08,400
‫اون رو نکُشتم.
‫هیشکی باور نمی‌کنه.

644
00:42:10,785 --> 00:42:13,566
‫{\an8}من بی‌گناهـم.
‫شما باور نمی‌کنین؟

645
00:42:18,908 --> 00:42:22,079
‫{\an8}باور دارم که تو مطمئنـی.

646
00:42:25,893 --> 00:42:27,493
‫{\an8}دیگه گریه نکن.

647
00:42:28,100 --> 00:42:29,671
‫{\an8}گریه نکن.

648
00:42:30,902 --> 00:42:34,769
‫{\an8}باور من مهم نیست.
‫من قاضی نیستم.

649
00:42:36,026 --> 00:42:39,349
‫{\an8}مهم اینـه که خودت به خودت باور داری.

650
00:42:38,130 --> 00:42:40,220
‫می‌خوام برم خونه...
‫می‌خوام برم خونه...

651
00:42:40,645 --> 00:42:42,540
‫{\an8}به خودت ایمان داشته باش.

652
00:42:43,692 --> 00:42:46,939
‫{\an8}- این‌طوری اراده‌ت قوی می‌شه.
‫- می‌خوام برم خونه.

653
00:42:49,980 --> 00:42:52,520
‫{\an8}بازرسه...
‫می‌خوام باهاش حرف بزنم.

654
00:42:52,610 --> 00:42:53,820
‫{\an8}باید باهاش حرف بزنم.

655
00:42:59,835 --> 00:43:01,530
‫{\an8}خیلی ترسویـی.

656
00:43:01,949 --> 00:43:05,216
‫{\an8}یواشکی رفتی با خبرنگارها حرف زدی.

657
00:43:05,262 --> 00:43:07,233
‫{\an8}- بعداً باهات حرف می‌زنم.
‫- چی با خودت فکر کردی؟

658
00:43:07,437 --> 00:43:10,875
‫{\an8}آخه چی توی کله‌ت می‌گذره؟

659
00:43:11,136 --> 00:43:15,355
‫{\an8}داستان تو شامل تجاوز هم می‌شد
‫که حالا توی تمام مدارک دادگاه ثبت شده.

660
00:43:15,475 --> 00:43:20,332
‫{\an8}- ولی مدرکی براش نداریم.
‫- توی صحنه‌ی جُرم منی پیدا شده!

661
00:43:20,667 --> 00:43:24,457
‫{\an8}درگیر احساسات شدی و داری
‫توی اجرای قانون اختلال ایجاد می‌کنی.

662
00:43:24,482 --> 00:43:25,926
‫{\an8}اصلاً می‌فهمی؟

663
00:43:25,951 --> 00:43:28,390
‫{\an8}من مادری رو دیدم که
‫پیشونی دختر مُرده‌ش رو بوسید.

664
00:43:28,456 --> 00:43:31,903
‫{\an8}لیاقت اون خونواده فقط عدالت نیست.
‫باید حقیقت رو بدونن.

665
00:43:31,970 --> 00:43:33,742
‫{\an8}عدالت خود حقیقتـه.

666
00:43:33,890 --> 00:43:37,185
‫{\an8}آماندا اعتراف کرد
‫و اسم پاتریک رو آورد. این حقیقتـه.

667
00:43:38,442 --> 00:43:40,042
‫{\an8}می‌خوای یه حقیقت دیگه بگم؟

668
00:43:40,507 --> 00:43:43,422
‫{\an8}اطلاعات خصوصی
‫پرونده رو لو دادی و اخراجـی.

669
00:43:45,301 --> 00:43:46,721
‫{\an8}جولیانو!

670
00:43:53,367 --> 00:44:00,490
‫{\an8}عیسی به من یاد داد که حتی
‫با ذره‌ای ایمان می‌تونیم به هدف برسیم.

671
00:44:02,076 --> 00:44:04,295
‫{\an8}ولی اگه شک داشته باشیم چطور؟

672
00:44:05,344 --> 00:44:09,068
‫{\an8}حضور لومومبا توی صحنه‌ی جُرم،
‫شک به دلم انداخت

673
00:44:09,129 --> 00:44:12,948
‫{\an8}و باعث شد ایمانم به
‫نتیجه‌ی پرونده متزلزل بشه.

674
00:44:13,136 --> 00:44:17,136
‫{\an8}مثل یه بوته شده بود
‫که باید از جا درمی‌آوردمش.

675
00:44:18,940 --> 00:44:21,740
‫اگه جواب سؤال یادت نبود

676
00:44:21,820 --> 00:44:25,280
‫فقط می‌گی «نمی‌دونم».

677
00:44:25,423 --> 00:44:27,185
‫{\an8}هنوز هم می‌تونه بیخیال بشه.

678
00:44:27,660 --> 00:44:29,540
‫دلیل این‌که دستگیرم کردن

679
00:44:29,620 --> 00:44:30,870
‫اینـه که اسم پاتریک رو آوردم.

680
00:44:30,950 --> 00:44:33,170
‫این یارو مینینی واسه‌ی من
‫و رافائله داستان سرهم کرده

681
00:44:33,250 --> 00:44:36,460
‫و باید بهش ثابت کنم بی‌گناهـم.

682
00:44:36,540 --> 00:44:40,460
‫هم عذر موجه دارم
‫و هم می‌دونم پاتریک بی‌گناهـه.

683
00:44:41,840 --> 00:44:44,090
‫راستی می‌خوام انگلیسی صحبت کنم.
‫مترجم دارم دیگه؟

684
00:44:44,180 --> 00:44:45,220
‫آره بابا.

685
00:44:46,300 --> 00:44:48,890
‫نمی‌خوام مثل دفعه‌ی قبل استرس بگیرم.

686
00:44:52,828 --> 00:44:53,933
‫{\an8}شروع کنیم؟

687
00:44:55,522 --> 00:44:56,684
‫{\an8}اسم‌تون چیـه؟

688
00:44:57,360 --> 00:44:59,110
‫آماندا ماری ناکس.

689
00:44:59,771 --> 00:45:01,838
‫{\an8}ایتالیایی حرف می‌زنین؟
‫متوجه می‌شین؟

690
00:45:01,948 --> 00:45:03,824
‫{\an8}بله، ولی ترجیح می‌دن
‫انگلیسی حرف بزنن.

691
00:45:03,849 --> 00:45:05,167
‫{\an8}آها. بسیار خوب.

692
00:45:07,227 --> 00:45:13,922
‫{\an8}شما به جُرم هم‌دستی در قتل
‫و تجاوز به مِردیت کِرچر متهم شدین.

693
00:45:14,762 --> 00:45:18,580
‫{\an8}در قبال این اتهامات چه نظری دارین؟

694
00:45:20,590 --> 00:45:21,670
‫من بی‌گناهـم.

695
00:45:26,590 --> 00:45:27,890
‫مواد مصرف می‌کنین؟

696
00:45:29,390 --> 00:45:31,310
‫عع... ماریجوانا.

697
00:45:33,053 --> 00:45:34,180
‫دیگه چی؟

698
00:45:34,270 --> 00:45:35,270
‫هیچی.

699
00:45:37,980 --> 00:45:39,690
‫آخرین بار کِی مصرف کردین؟

700
00:45:39,770 --> 00:45:41,570
‫- یکمِ نوامبر؟
‫- بله.

701
00:45:41,660 --> 00:45:42,746
‫{\an8}با سولچیتو؟

702
00:45:42,820 --> 00:45:43,820
‫بله.

703
00:45:45,804 --> 00:45:48,424
‫- چقدر مصرف کردین؟
‫- یه نخ اشتراکی زدیم.

704
00:45:51,999 --> 00:45:55,132
‫{\an8}شب یکمِ نوامبر

705
00:45:56,310 --> 00:45:57,725
‫{\an8}داشتین چی‌کار می‌کردین؟

706
00:45:59,040 --> 00:46:02,300
‫آها، اون‌شب خونه‌ی رافائله موندم.

707
00:46:02,380 --> 00:46:06,050
‫با هم ترجمه‌ی آلمانی
‫«هری پاتر» رو خوندیم.

708
00:46:06,130 --> 00:46:08,590
‫و بعدش فیلم «آملی» رو دیدیم.

709
00:46:08,615 --> 00:46:10,473
‫{\an8}نه. ببخشید. اجازه بدین.

710
00:46:10,541 --> 00:46:13,349
‫{\an8}به پلیس گفتین
‫توی ویا دلا پرگولا بودین

711
00:46:13,373 --> 00:46:16,931
‫{\an8}و حالا می‌گین خونه‌ی
‫سولچیتو خوابیدین؟

712
00:46:17,259 --> 00:46:20,809
‫بله... من... گیج شده بودم...

713
00:46:23,280 --> 00:46:25,190
‫دفعه‌ی قبل گیج شده بودین یا الان؟

714
00:46:25,280 --> 00:46:29,360
‫اون‌موقع اشتباه گفتم
‫و الان حواسم جمعـه.

715
00:46:29,450 --> 00:46:30,621
‫آفرین.

716
00:46:34,582 --> 00:46:37,182
‫{\an8}اگه کل شب خونه‌ی سولچیتو بودین

717
00:46:37,206 --> 00:46:40,191
‫{\an8}چطوری دی‌اِن‌اِی شما
‫روی آلت قتاله پیدا شده؟

718
00:46:41,737 --> 00:46:42,832
‫من...

719
00:46:43,724 --> 00:46:47,886
‫{\an8}به پلیس گفتین زمان مرگ مِردیت

720
00:46:48,485 --> 00:46:50,933
‫{\an8}خونه بودین، یعنی توی ویا دلا پرگولا.

721
00:46:50,992 --> 00:46:55,097
‫{\an8}اگه اشتباه کردین،
‫چرا همچین حرفی زدین؟

722
00:46:55,220 --> 00:46:59,520
‫آخه ترسیده بودم و گیج شده بودم.

723
00:46:59,600 --> 00:47:02,230
‫چند ساعت با پلیس بودم

724
00:47:02,310 --> 00:47:04,650
‫و اولش فکر کردم قراره ازم محافظت کنن

725
00:47:04,730 --> 00:47:08,734
‫ولی در اصل داشتن تهدیدم می‌کردن
‫و بهم فشار می‌آوردن.

726
00:47:08,759 --> 00:47:12,745
‫{\an8}ببینین، من اونجا حضور داشتم
‫و اسم پاتریک رو شنیدم.

727
00:47:12,951 --> 00:47:15,894
‫{\an8}شنیدم گفتین صدای فریاد شنیدین.

728
00:47:16,188 --> 00:47:19,293
‫{\an8}اگه واقعیت نداشته،
‫چرا این حرف‌ها رو زدین؟

729
00:47:19,460 --> 00:47:21,000
‫خودتون این حرف‌ها رو
‫توی دهنم گذاشتین.

730
00:47:21,079 --> 00:47:23,269
‫{\an8}چرا پاتریک قاطی ماجرا شد؟

731
00:47:25,627 --> 00:47:26,807
‫به‌خاطر گوشی‌م.

732
00:47:26,840 --> 00:47:30,220
‫بهش پیامک داده بودم
‫که «بعداً می‌بینمت».

733
00:47:30,300 --> 00:47:33,760
‫این توی زبان انگلیسی
‫به‌معنای قرار ملاقات نیست.

734
00:47:33,850 --> 00:47:36,092
‫مثل «چاو» (خداحافظی) می‌مونه.

735
00:47:36,117 --> 00:47:37,941
‫{\an8}چرا پیام پاتریک رو پاک کردین؟

736
00:47:37,966 --> 00:47:39,310
‫بعضی‌وقت‌ها پیام‌هام رو پاک می‌کنم.

737
00:47:39,335 --> 00:47:41,827
‫{\an8}چرا گفتین یادتون نیست
‫که بهش پیامک دادین؟

738
00:47:42,270 --> 00:47:44,480
‫آها، چون اون‌لحظه یادم نبود.

739
00:47:44,505 --> 00:47:46,151
‫{\an8}چرا اسم پاتریک رو آوردین؟

740
00:47:46,940 --> 00:47:50,700
‫پلیس‌ها داشتن اسمش رو
‫جلوم فریاد می‌زدن

741
00:47:50,780 --> 00:47:53,505
‫و می‌خواستن بگن کار اون بوده.

742
00:47:52,493 --> 00:47:56,683
‫{\an8}نه! نه! پلیس از این کارها نمی‌کنه.
‫کسی رو الکی متهم نمی‌کنه.

743
00:47:57,599 --> 00:48:00,628
‫{\an8}چرا اسم کس دیگه‌ای رو نیاوردین؟

744
00:48:00,883 --> 00:48:05,854
‫{\an8}چرا بین این‌همه آدم
‫اسم پاتریک رو آوردین؟

745
00:48:06,170 --> 00:48:07,340
‫به‌خاطر پیامک.

746
00:48:07,381 --> 00:48:09,009
‫{\an8}چرا پاتریک؟

747
00:48:09,260 --> 00:48:10,670
‫چون خیلی ترسیده بودم.

748
00:48:10,848 --> 00:48:13,477
‫{\an8}نه! باز دلیل چرایی‌ش نمی‌شه.

749
00:48:16,430 --> 00:48:17,600
‫یه‌لحظه اجازه بدین.

750
00:48:18,430 --> 00:48:20,680
‫عع... ببخشید.

751
00:48:20,826 --> 00:48:22,017
‫{\an8}گریه می‌کنه؟

752
00:48:22,796 --> 00:48:24,252
‫{\an8}می‌خواستین گریه نکنه؟

753
00:48:24,338 --> 00:48:25,852
‫{\an8}بنویسین مظنون داره گریه می‌کنه.

754
00:48:25,900 --> 00:48:27,819
‫پلیس‌ها اصرار می‌کردن که یادم بیاد.

755
00:48:27,844 --> 00:48:29,076
‫{\an8}می‌شه استراحت کنیم؟

756
00:48:29,190 --> 00:48:30,740
‫اصرار می‌کردن که...

757
00:48:30,856 --> 00:48:32,713
‫{\an8}نه. پلیس‌ها داشتن
‫به وظیفه‌شون عمل می‌کردن.

758
00:48:32,740 --> 00:48:35,740
‫خواهش می‌کنم...
‫می‌شه بذارین توضیح بدم؟

759
00:48:35,813 --> 00:48:42,351
‫{\an8}چرا اول یکی رو گناهکار نشون می‌دین
‫و بعدش می‌گین بی‌گناهـه؟

760
00:48:37,240 --> 00:48:38,700
‫یه‌لحظه من رو نگاه کنین.

761
00:48:42,831 --> 00:48:44,975
‫{\an8}می‌شه یه‌کم استراحت کنیم؟

762
00:48:45,112 --> 00:48:46,541
‫{\an8}چرا اسم پاتریک رو آوردین؟

763
00:48:46,590 --> 00:48:48,750
‫چون فکر کردم کار اون باشه!

764
00:48:48,775 --> 00:48:51,370
‫{\an8}دیگه بسـه!

765
00:48:52,168 --> 00:48:53,730
‫{\an8}لطفاً.

766
00:48:55,680 --> 00:48:58,180
‫- نه... هنوز تموم نشده.
‫- نگران نباش.

767
00:48:58,260 --> 00:48:59,390
‫چیزی نیست.

768
00:48:59,470 --> 00:49:00,640
‫بهم گوش نمی‌ده.

769
00:49:02,249 --> 00:49:04,668
‫{\an8}بعداز این، ایمانم برگشت.

770
00:49:04,849 --> 00:49:06,696
‫{\an8}دیگه شکی نداشتم.

771
00:49:07,121 --> 00:49:09,540
‫{\an8}تقدیرم این بود که به حقیقت برسم.

772
00:49:10,149 --> 00:49:12,625
‫{\an8}و به دنیا نشون بدم.

773
00:49:17,200 --> 00:49:18,990
‫سلولم چی شده؟

774
00:49:19,119 --> 00:49:20,586
‫{\an8}ناراحت نباش.

775
00:49:21,248 --> 00:49:24,202
‫{\an8}نتیجه‌ی آزمایشت اشتباه بود.

776
00:49:57,230 --> 00:49:58,362
‫آهای!

777
00:49:58,490 --> 00:50:00,725
‫دفترهای خاطراتم کدوم گوری‌ان؟

778
00:50:00,990 --> 00:50:02,620
‫این چه وضعیـه؟

779
00:50:18,704 --> 00:50:21,858
‫{\an8}مدارک کشف‌شده‌ی جدید

780
00:50:21,883 --> 00:50:25,104
‫{\an8}حقایق عجیبی از ناکس نشان می‌دهد.

781
00:50:25,310 --> 00:50:27,080
‫حال آدم رو به هم می‌زنه، نه؟

782
00:50:27,105 --> 00:50:28,600
‫من که حالم بَد شد.

783
00:50:28,853 --> 00:50:32,596
‫{\an8}طبق این دفترچه، ناکس
‫در دوران کوتاه اقامتش در ایتالیا

784
00:50:32,621 --> 00:50:35,131
‫{\an8}هفت شریک جنسی داشته است.

785
00:50:35,310 --> 00:50:39,844
‫{\an8}محتوای حساب کاربری او در
‫مای‌اِسپیس نیز حاکی از ذهنی مریض است.

786
00:50:40,014 --> 00:50:44,223
‫{\an8}تصاویر و مطالب منتشرشده
‫نشان می‌دهد که از گذشته میل شدیدی

787
00:50:44,270 --> 00:50:46,480
‫{\an8}به خشونت و رابطه‌ی جنسی داشته.

788
00:50:46,603 --> 00:50:48,120
‫خوش‌حالـی که قراره دیوید رو ببینی؟

789
00:50:48,210 --> 00:50:49,750
‫دیوید؟ دیوید کیـه؟

790
00:50:49,830 --> 00:50:52,090
‫- مجسمه‌ی دیوید (داوود).
‫- آها.

791
00:50:52,170 --> 00:50:54,840
‫ولی اولین بار نیست
‫که یه دیوید لخت می‌بینم.

792
00:50:55,088 --> 00:50:57,783
‫{\an8}«ناکسی‌شیطونه»، ساحره‌ای آمریکایی.

793
00:51:14,570 --> 00:51:17,238
‫اگه قصد مهاجرت تحصیلی دارید،
‫تجدیدنظر کنید.

794
00:51:17,570 --> 00:51:21,410
‫دانشجوی آمریکایی روان‌پریش
‫ملقب به «ناکسی‌شیطونه»

795
00:51:21,490 --> 00:51:25,580
‫مراسم سکس گروهی به راه انداخت که
‫منجر به مرگ مِردیت کِرچر در پروجای ایتالیا شد.

796
00:51:25,660 --> 00:51:27,910
‫رفتار پرخاشگرایانه‌ی ناکسی‌شیطونه...

797
00:51:47,065 --> 00:51:48,104
‫خبر بَدی دارم.

798
00:51:49,599 --> 00:51:51,804
‫نتایج بررسی صحنه‌ی جُرم اومد.

799
00:51:51,829 --> 00:51:56,066
‫اثرانگشت خونی توی
‫اتاق مِردیت، مال ناکس

800
00:51:56,353 --> 00:51:58,534
‫سولچیتو یا لومومبا نیست.

801
00:51:59,993 --> 00:52:01,507
‫مال یکی دیگه‌ست.

802
00:52:08,740 --> 00:52:28,740
  جديدترين اخبار فيلم و سريال در کانال تلگرام و پیج اینستاگرام :
  .:: @MiraMovie1 ::.
  .:: @myZedMovie ::.

