﻿1
00:00:00,029 --> 00:00:05,333
<b><font color="#00abfd"> دانلود فیلم و سریال با زیرنویس چسبیده 
  ..:: MiraMovie.Top ::..</font></b>
  <b><font color="#FFC947"> ..:: MyZed.Top ::..</font></b>

2
00:00:05,380 --> 00:00:06,465
‫- همه بیرون!
‫- پای آدمـه!

3
00:00:10,302 --> 00:00:12,763
‫جسدش من رو یاد خود پروجا انداخت,

4
00:00:14,389 --> 00:00:15,807
‫می‌خواستم حقش رو بگیرم,

5
00:00:16,350 --> 00:00:17,350
‫گناهکار است!

6
00:00:17,351 --> 00:00:19,477
‫نه! نه! التماس‌تون می‌کنم!

7
00:00:19,478 --> 00:00:21,772
‫دفترچه‌ی خاطراتم کجاست؟

8
00:00:21,980 --> 00:00:24,607
‫ناکسی‌شیطونه، ساحره‌ی آمریکایی,

9
00:00:24,608 --> 00:00:27,777
‫مَردی به نام رودی گیده می‌شناسی؟

10
00:00:27,778 --> 00:00:30,238
‫اثرانگشت و دی‌اِن‌اِی
‫اون همه‌جا پیدا شده,

11
00:00:30,239 --> 00:00:31,656
‫قاتل رو پیدا کردن؟

12
00:00:31,657 --> 00:00:34,617
‫طرف سابقه‌ی مصرف مواد
‫و تعرض به زنان داره,

13
00:00:34,618 --> 00:00:37,663
‫پس چرا هنوز دنبال دختر منـن؟

14
00:00:37,829 --> 00:00:39,289
‫وکیل‌هام بهم گفتن,,,

15
00:00:39,581 --> 00:00:43,043
‫رودی گیده پنج روز قبل‌از قتل،
‫از یه مهدکودک دزدی کرده,

16
00:00:43,335 --> 00:00:45,002
‫چی؟ پس چرا نیُفتاده زندان؟

17
00:00:45,003 --> 00:00:47,630
‫- اگه دستگیر شده بود,,,
‫- الان مِردیت زنده بود,

18
00:00:47,631 --> 00:00:48,714
‫اون‌ها اشتباه فهمیدن,

19
00:00:48,715 --> 00:00:49,800
‫آماندا اونجا نبود,

20
00:00:50,175 --> 00:00:51,301
‫اصلاً ربطی به ماجرا نداره,

21
00:00:51,510 --> 00:00:53,279
‫شاید هیچ‌وقت آزاد نشم,

22
00:00:53,512 --> 00:00:56,389
‫باید با زندگی بدون من کنار بیای,

23
00:00:56,390 --> 00:00:59,141
‫- دخترم خودش رو باخته,
‫- نگران نباش, چیزی نمی‌شه,

24
00:00:59,142 --> 00:01:02,354
‫اگه درهرصورت از دستش می‌دم،
‫پس چه فایده داره؟

25
00:01:02,771 --> 00:01:04,273
‫از امیدواری می‌ترسم,

26
00:01:04,940 --> 00:01:05,983
‫دارم دیوونه می‌شم,

27
00:01:06,108 --> 00:01:07,651
‫می‌دونی که بی‌گناهـه,

28
00:01:07,818 --> 00:01:09,403
‫کار من اینـه که جُرم‌شون رو تشخیص بدم

29
00:01:09,611 --> 00:01:10,778
‫و برای همه فاش کنم,

30
00:01:10,779 --> 00:01:14,115
‫از اینجا که رفتیم، می‌ریم گوبیو,

31
00:01:14,116 --> 00:01:15,866
‫هم ناهار می‌خوام و هم شام,

32
00:01:15,867 --> 00:01:18,578
‫آزادی! آزادی!

33
00:01:18,579 --> 00:01:20,955
‫آماندا، چه حسی داری که برگشتی خونه؟

34
00:01:20,956 --> 00:01:24,458
‫همه‌ش فکر می‌کنم
‫می‌تونم به زندگی ادامه بدم

35
00:01:24,459 --> 00:01:27,211
‫ولی هرازگاهی پیش می‌آد
‫که امیدی نمی‌بینم,

36
00:01:27,212 --> 00:01:29,797
‫همه ازم متنفرن، حتی
‫کسایی که فکر می‌کنن بی‌گناهـم,

37
00:01:29,798 --> 00:01:32,592
‫زندان من می‌شه داستان‌های
‫دروغی که درباره‌م گفتن

38
00:01:32,593 --> 00:01:34,969
‫و به یه هیولا تبدیلم کردن,

39
00:01:36,670 --> 00:01:39,432
‫فقط یه راه‌حل به ذهنم می‌رسید,

40
00:01:40,050 --> 00:01:41,830
‫باید می‌رفتم سراغ نویسنده,

41
00:01:53,374 --> 00:01:58,317
[ ۲۰ آوریل ۲۰۱۹ - ۶:۲۲ عصر ]

42
00:02:10,922 --> 00:02:14,593
‫این یعنی چی؟
‫خیلی کار زشتیـه,

43
00:02:14,760 --> 00:02:15,843
‫می‌خواد باهات حرف بزنه,

44
00:02:15,844 --> 00:02:17,846
‫که چی بشه؟

45
00:02:18,055 --> 00:02:20,641
‫این,,, نه,
‫اصلاً شدنی نیست,

46
00:02:20,766 --> 00:02:22,267
‫بردارش لطفاً,

47
00:02:23,143 --> 00:02:26,103
‫آلوده که نیست,
‫بخونش,

48
00:02:26,104 --> 00:02:29,358
‫می‌دونم از دختره خوشت می‌آد,

49
00:02:29,608 --> 00:02:33,445
‫این باعث شده فریبش رو بخوری,

50
00:02:34,613 --> 00:02:37,199
‫ولی من گول نمی‌خورم,

51
00:02:37,555 --> 00:02:40,492
‫آخه از جون من چی می‌خواد؟

52
00:02:41,453 --> 00:02:42,537
‫چی نوشته؟

53
00:02:43,958 --> 00:02:46,448
‫وقتی باز کنی، می‌فهمی,

54
00:02:55,425 --> 00:02:59,179
‫جناب مینینی، سال‌هاست
‫تلاش می‌کنم باهاتون صحبت کنم,

55
00:02:59,388 --> 00:03:04,370
‫دنبال فرصتی می‌گشتم
‫که بیرون از اتاق بازجویی

56
00:03:04,559 --> 00:03:09,629
‫بتونیم با هم مکالمه‌ای داشته باشیم,

57
00:03:10,124 --> 00:03:14,235
‫اتاق بازجویی به ما
‫نقش‌های مشخصی می‌داد

58
00:03:14,236 --> 00:03:16,446
‫و مجبور به ادای وظیفه می‌کرد,

59
00:03:17,114 --> 00:03:19,741
‫نقش بازرس پرونده و متهم,

60
00:03:20,826 --> 00:03:23,661
‫به نظرم همین باعث شد هیچ‌وقت

61
00:03:23,662 --> 00:03:25,747
‫نتونیم با هم درست حرف بزنیم,

62
00:03:27,290 --> 00:03:31,252
‫توی ۲۰سالگی‌م که
‫درگیر زندان و دادگاه بودم

63
00:03:31,253 --> 00:03:33,587
‫شما برام یه مَرد قدرتمند
‫و ترسناک به نظر می‌اومدین

64
00:03:33,588 --> 00:03:35,856
‫که می‌خواستین زندگی‌م رو نابود کنین,

65
00:03:36,133 --> 00:03:40,052
‫ولی وقتی مصاحبه‌هاتون رو دیدم،
‫فهمیدم اشتباه قضاوت‌تون کردم,

66
00:03:40,053 --> 00:03:44,098
‫رسانه شما رو هم مثل من
‫یه شخصیت تک‌بُعدی کرده بود,

67
00:03:45,350 --> 00:03:49,890
‫من شما رو یه مَرد در نظر گرفتم،
‫نه یه بازرس,

68
00:03:50,230 --> 00:03:54,155
‫پدرِ چند دختر که نیت خیر داره,

69
00:03:54,443 --> 00:03:57,236
‫من شما رو یه مَرد خوب دیدم

70
00:03:57,237 --> 00:03:59,769
‫و فهمیدم خودم هم یه هیولا نیستم,

71
00:04:00,866 --> 00:04:03,826
‫وضعیت عجیبیـه,
‫هرروز به این فکر می‌کنم

72
00:04:03,827 --> 00:04:07,288
‫که ماجرای ایتالیا
‫دیگه گذشته و تموم شده,

73
00:04:07,289 --> 00:04:10,332
‫ولی یه‌هو حس می‌کنم
‫برگشتم اونجا و باز شروع می‌شه,

74
00:04:12,544 --> 00:04:14,920
‫انگار هنوز درگیر زندان و دادگاهـم,

75
00:04:21,178 --> 00:04:22,928
‫حتی توی شیرین‌ترین لحظات زندگی‌م,,,

76
00:04:24,806 --> 00:04:26,975
‫که غرق در خوش‌حالی‌ام

77
00:04:28,143 --> 00:04:30,102
‫و عزیزانم کنارم هستن,,,

78
00:04:32,272 --> 00:04:35,024
‫یه‌هو خاطرات تلخ گذشته
‫بهم یادآوری می‌شه,,,

79
00:04:35,025 --> 00:04:39,028
‫خاطراتی از تنهایی، ناامیدی و ترس,

80
00:04:43,408 --> 00:04:45,951
‫حتی وقتی امید به زندگی دارم

81
00:04:45,952 --> 00:04:48,704
‫همه‌ش این سؤال توی ذهنم شکل می‌گیره:

82
00:04:48,705 --> 00:04:50,956
‫«چرا این بلا سر من اومد؟»

83
00:04:52,125 --> 00:04:55,252
‫امیدوارم با حرف‌زدن با شما،
‫به جواب برسم,

84
00:04:55,253 --> 00:04:57,755
‫وای، کریس,
‫جوابم رو داد,

85
00:04:57,756 --> 00:04:59,105
‫چی نوشته؟

86
00:05:00,055 --> 00:05:01,096
‫آماندا,

87
00:05:01,259 --> 00:05:04,846
‫بعداز نامه‌ی سومت،
‫نمی‌شد جوابت رو ندم,

88
00:05:06,223 --> 00:05:11,895
‫تا حالا کسی من رو
‫«بازرس من» خطاب نکرده,

89
00:05:12,938 --> 00:05:17,414
‫هیچ‌کدوم از متهم‌هام
‫تا حالا این‌طور ازم تعریف نکردن,

90
00:05:19,172 --> 00:05:22,801
‫هر دو می‌دونیم که
‫نمی‌شه به گذشته برگشت,

91
00:05:23,114 --> 00:05:25,575
‫ولی من همیشه بهش فکر می‌کنم,

92
00:05:25,700 --> 00:05:28,161
‫ممنون که صادقانه حرف‌هات رو زدی,

93
00:05:28,620 --> 00:05:32,164
‫ولی هیچ‌وقت اجازه نمی‌دم
‫رفتار حرفه‌ای‌م توی پرونده زیر سؤال بره,

94
00:05:32,165 --> 00:05:35,710
‫حتی اگه صرفاً برای رفع سوءتفاهم باشه,

95
00:05:36,246 --> 00:05:39,331
‫موفق باشی,
‫دکتر جولیانو مینینی,

96
00:05:40,048 --> 00:05:42,049
‫- وای، کریس!
‫- چی شده؟

97
00:05:42,050 --> 00:05:44,134
‫نوشته درباره‌ی پرونده حرفی نمی‌زنه

98
00:05:44,135 --> 00:05:45,719
‫ولی این فیلم رو داده که تماشا کنم,

99
00:05:45,720 --> 00:05:48,806
‫ماگرت توی فیلم عذاب‌وجدان داره
‫چون یه بی‌گناه رو انداخته زندان,

100
00:05:49,090 --> 00:05:51,476
‫گوش کن چی می‌گه,

101
00:05:52,519 --> 00:05:54,436
‫مینینی گفته این رو تماشا کنم,

102
00:05:56,857 --> 00:05:58,732
‫«وقتی متوجه می‌شی که

103
00:05:58,733 --> 00:06:02,704
‫نمی‌تونی به جواب معما برسی

104
00:06:03,154 --> 00:06:05,698
‫وسوسه می‌شی که عامدانه

105
00:06:05,699 --> 00:06:08,201
‫یه‌نفر رو گناهکار اعلام کنی,»

106
00:06:09,369 --> 00:06:12,080
‫«و وقتی دوباره حقایق رو بررسی می‌کنی

107
00:06:13,832 --> 00:06:15,583
‫می‌فهمی اشتباه کردی,»

108
00:06:18,879 --> 00:06:20,297
‫پشمام,

109
00:06:23,220 --> 00:06:27,389
[ روایت پیچیده‌ی آماندا ناکس ]

110
00:06:23,921 --> 00:06:27,396
‫(قسمت هشتم: «آزادی»)

111
00:06:29,139 --> 00:06:30,764
‫قاتل هم‌خونه‌ی آماندا ناکس

112
00:06:30,765 --> 00:06:32,391
‫امروز از زندان آزاد شد,

113
00:06:32,392 --> 00:06:34,476
‫این متهم سوم به جُرم,,,

114
00:06:34,477 --> 00:06:36,186
‫تیتر اخبار جهانی,,,

115
00:06:36,187 --> 00:06:38,314
‫گیده به وکلای خود گفته
‫که می‌خواهد فراموش بشود,

116
00:06:38,315 --> 00:06:40,190
‫به ۳۰ سال حبس برای قتل درجه‌یک,,,

117
00:06:40,191 --> 00:06:41,984
‫گیده ۴۵ روز زودتر از
‫زمان حبس آزاد شد,,,

118
00:06:41,985 --> 00:06:43,819
‫همچنان می‌گوید بی‌گناه است
‫و آماندا ناکس,,,

119
00:06:43,820 --> 00:06:45,362
‫- آماندا ناکس,,,
‫- آماندا ناکس,,,

120
00:06:45,363 --> 00:06:46,488
‫- آماندا ناکس,
‫- آماندا ناکس,

121
00:06:46,489 --> 00:06:47,573
‫آماندا ناکس,

122
00:06:47,574 --> 00:06:49,737
‫- قراره چیزی بگی؟
‫- چی؟

123
00:06:47,676 --> 00:06:51,804
[ ۲۴ نوامبر ۲۰۲۱ - ۵:۰۲ عصر ]

124
00:06:49,826 --> 00:06:51,327
‫آخه مامان‌بابا رو دعوت کردی,

125
00:06:51,328 --> 00:06:52,578
‫پس یه خبریـه,

126
00:06:52,579 --> 00:06:54,955
‫- دوباره حامله شدی,
‫- چی؟ واقعاً؟

127
00:06:55,174 --> 00:06:56,633
‫- نه، من,,,
‫- عزیزم,

128
00:06:56,658 --> 00:06:58,270
‫نه بابا,

129
00:06:58,295 --> 00:06:59,380
‫عع,,,

130
00:07:00,545 --> 00:07:03,757
‫عع,,, می‌خوام برگردم ایتالیا,

131
00:07:06,134 --> 00:07:07,718
‫- چی؟
‫- چرا؟

132
00:07:07,719 --> 00:07:09,054
‫منظورت چیـه؟

133
00:07:10,786 --> 00:07:13,830
‫چند وقتـه با جولیانو
‫نامه ردوبدل می‌کنم,

134
00:07:13,975 --> 00:07:15,309
‫- جولیانو؟
‫- مرتیکه خوک‌صفت,

135
00:07:15,310 --> 00:07:17,519
‫- از کِی؟
‫- چند وقتی می‌شه,

136
00:07:17,520 --> 00:07:18,812
‫کسخل شدی، آماندا؟

137
00:07:18,813 --> 00:07:20,648
‫- آخه چرا,,,
‫- این چه حرفیـه، کریس؟

138
00:07:20,649 --> 00:07:21,857
‫آخه,,, بگو چرا؟

139
00:07:21,858 --> 00:07:24,360
‫چون با تنفر از اون،
‫به هیچ درکی نمی‌رسم,

140
00:07:24,361 --> 00:07:26,363
‫- چی رو می‌خوای درک کنی؟
‫- خودش رو,

141
00:07:27,489 --> 00:07:30,199
‫چرا افتاد دنبال من؟
‫چرا ازم متنفر بود؟

142
00:07:30,200 --> 00:07:31,742
‫چرا شواهد رو در نظر نگرفت؟

143
00:07:31,743 --> 00:07:34,620
‫- خب,,,
‫- چون شیطان‌صفتـه,

144
00:07:34,621 --> 00:07:36,580
‫- چون لاشیـه,
‫- دقیقاً,

145
00:07:36,581 --> 00:07:38,791
‫حالا چی بهت می‌گفته؟

146
00:07:38,792 --> 00:07:40,876
‫خیلی حرف زدیم,
‫درباره‌ی خونواده‌مون حرف زدیم,

147
00:07:40,877 --> 00:07:42,795
‫درباره‌ی ما به اون گفتی؟

148
00:07:42,796 --> 00:07:44,171
‫- قراره همدیگه رو ببینیم,
‫- ای خدا,

149
00:07:44,172 --> 00:07:45,714
‫- چی؟
‫- قراره ببینت؟

150
00:07:45,715 --> 00:07:47,591
‫کجا قراره ببینیش؟ پروجا؟

151
00:07:47,592 --> 00:07:49,468
‫- نمی‌تونی برگردی اونجا، آماندا,
‫- می‌دونم,

152
00:07:49,469 --> 00:07:51,345
‫مردم اونجا هنوز به خونت تشنه‌ان,

153
00:07:51,346 --> 00:07:53,430
‫یواشکی می‌رم,
‫کسی پیدام نمی‌کنه,

154
00:07:53,431 --> 00:07:54,932
‫ولی اون پیدات می‌کنه!

155
00:07:54,933 --> 00:07:57,476
‫همون آدمی که بدون
‫مدرک انداختت زندان,

156
00:07:57,477 --> 00:07:59,353
‫حداقل دَه سالـه که آزاد شدی,

157
00:07:59,354 --> 00:08:01,689
‫چرا باهاش کنار نمی‌آی؟

158
00:08:01,690 --> 00:08:03,440
‫گفتنش برای تو راحتـه، کریس,

159
00:08:03,441 --> 00:08:06,819
‫روی پیشونی تو ننوشتن «قاتل»,

160
00:08:06,820 --> 00:08:09,613
‫تبرئه شدی، عزیزم,
‫دیگه تموم شد,

161
00:08:09,614 --> 00:08:11,192
‫- آره,
‫- تموم نشده,

162
00:08:11,449 --> 00:08:14,326
‫خبر دارین امروز صبح
‫رودی گیده آزاد شده؟

163
00:08:14,327 --> 00:08:16,912
‫چی؟ چرا بهمون نگفتی؟

164
00:08:16,913 --> 00:08:19,289
‫می‌دونین اولین خبری
‫که خوندیم، چی بود؟

165
00:08:19,290 --> 00:08:22,459
‫«قاتل هم‌خونه‌ی آماندا ناکس آزاد شد»,

166
00:08:22,460 --> 00:08:25,254
‫ننوشتن «قاتل مِردیت کِرچر آزاد شد»
‫یا «رودی گیده آزاد شد»,

167
00:08:25,255 --> 00:08:29,174
‫قتل مِردیت همیشه
‫یه‌جوری به آماندا وصلـه,

168
00:08:29,175 --> 00:08:31,885
‫مردم روی آماندا قفلی زدن

169
00:08:31,886 --> 00:08:34,096
‫و شخصیت‌های دیگه براشون مهم نیستن,

170
00:08:34,097 --> 00:08:36,849
‫البته آماندا هم توی اینترنت
‫حسابی عصبانی‌شون می‌کنه,

171
00:08:36,850 --> 00:08:38,100
‫ثابت شد که بی‌گناهـه,

172
00:08:38,101 --> 00:08:40,185
‫ولی مردم فکرِ دیگه‌ای می‌کنن، اِدا,

173
00:08:40,186 --> 00:08:42,104
‫باور نمی‌کنین چند ساعت

174
00:08:42,105 --> 00:08:43,522
‫باهاشون آنلاین حرف زدم,,,

175
00:08:43,523 --> 00:08:45,816
‫عع؟ باهاشون آنلاین حرف زدی؟

176
00:08:45,817 --> 00:08:48,152
‫قراره به حرف یه‌مُشت احمق
‫توی اینترنت گوش بدیم؟

177
00:08:48,153 --> 00:08:51,196
‫اگه میلیون‌ها آدم بهت
‫می‌گفتن «قاتل»، برات مهم نبود؟

178
00:08:51,197 --> 00:08:52,906
‫نظرشون رو عوض نمی‌کردی؟

179
00:08:52,907 --> 00:08:54,742
‫- از کِی تا حالا متخصص این چیزها شدی؟
‫- کریس,

180
00:08:54,743 --> 00:08:56,369
‫- تو که اون زمان نبودی,
‫- بس کن لطفاً,

181
00:08:57,412 --> 00:08:58,704
‫آره، ولی الان در خدمتـم، داداش,

182
00:08:58,705 --> 00:08:59,873
‫عجب,

183
00:09:00,996 --> 00:09:02,332
‫براش خوبـه که بره,

184
00:09:02,333 --> 00:09:04,084
‫ناراحت نشی، پسرم,,,

185
00:09:04,085 --> 00:09:05,836
‫ولی از کجا می‌دونی براش خوبـه؟

186
00:09:05,837 --> 00:09:08,630
‫طرف خطرناکـه و کینه‌ی شتری داره,

187
00:09:08,631 --> 00:09:11,508
‫- لطفاً,
‫- آماندا,,, تو که زندگی‌ت خوبـه,,,

188
00:09:11,509 --> 00:09:14,429
‫- همه‌چی داری,
‫- الان مادر شدی,

189
00:09:14,562 --> 00:09:16,388
‫یه دختر خوشگل داری,

190
00:09:16,389 --> 00:09:19,808
‫نمی‌شه روی اون تمرکز کنی؟

191
00:09:19,809 --> 00:09:21,519
‫می‌خوام همین کار رو بکنم,

192
00:09:24,147 --> 00:09:26,691
‫وقتی یوریکا به دنیا اومد،
‫می‌دونین بهش چی گفتم؟

193
00:09:28,684 --> 00:09:30,226
‫گفتم «من رو ببخش»,

194
00:09:30,482 --> 00:09:32,794
‫«ببخش که مادرت منـم»,

195
00:09:33,990 --> 00:09:35,162
‫عزیزم,

196
00:09:35,700 --> 00:09:38,577
‫از ۲۰سالگی دارم
‫توی تاریکی زندگی می‌کنم,

197
00:09:38,578 --> 00:09:41,830
‫نمی‌خوام دخترم هم
‫همین زندگی رو داشته باشه,

198
00:09:41,831 --> 00:09:44,792
‫نمی‌خوام وقتی بزرگ شد،
‫اون اخبار رو درباره‌ی من بخونه,

199
00:09:44,793 --> 00:09:47,836
‫اون‌همه بَدگویی‌ای که
‫درباره‌ی من کردن,

200
00:09:47,837 --> 00:09:50,175
‫یه‌روز که داره توی پارک بازی می‌کنه

201
00:09:50,590 --> 00:09:53,300
‫یه مامان خاله‌زنک پیدا می‌شه
‫که به بچه‌ش درباره‌ی من می‌گه

202
00:09:53,301 --> 00:09:55,928
‫و اون‌وقت برای دخترم
‫یه‌عالمه سؤال پیش می‌آد

203
00:09:55,929 --> 00:09:58,348
‫که هیچ جوابی براشون ندارم,

204
00:10:01,601 --> 00:10:06,396
‫شاید مینینی بتونه بهم جوابی بده,

205
00:10:06,397 --> 00:10:10,734
‫و اگه فرصتی برای ملاقات‌مون باشه

206
00:10:10,735 --> 00:10:12,487
‫تا بتونم بی‌گناهی‌م رو ثابت کنم

207
00:10:14,114 --> 00:10:15,448
‫قطعاً ارزش داره,

208
00:10:18,493 --> 00:10:20,164
‫می‌شه باهات حرف بزنم؟

209
00:10:28,753 --> 00:10:31,130
‫ما رو مسخره کردی؟

210
00:10:31,131 --> 00:10:33,465
‫توقع ندارم درک کنین,,,

211
00:10:33,466 --> 00:10:35,759
‫چرا این کار رو با ما می‌کنی؟

212
00:10:35,760 --> 00:10:38,263
‫بعداز این‌همه بدبختی، دلت می‌آد
‫با مامان این کار رو بکنی؟

213
00:10:39,222 --> 00:10:41,140
‫می‌فهمی چقدر بهش سخت گذشت؟

214
00:10:41,141 --> 00:10:43,309
‫برای آزادی‌ت نزدیک بود حتی کُشته بشه,

215
00:10:44,016 --> 00:10:46,412
‫فکر کنم واقعاً توان فهمیدن نداری

216
00:10:46,437 --> 00:10:48,072
‫که تا یک‌سال بعداز آزادی‌ت

217
00:10:48,097 --> 00:10:49,690
‫مامان و کریس توی یه تخت نخوابیدن,

218
00:10:49,691 --> 00:10:51,150
‫چی؟
‫من نمی‌دونستم,

219
00:10:51,151 --> 00:10:53,193
‫به عقلت نرسید چرا اون‌طوری‌ان؟

220
00:10:53,194 --> 00:10:56,071
‫یعنی ۱۵ ماه فقط خسته‌ی پرواز بوده؟

221
00:10:56,072 --> 00:10:58,657
‫کریس تقریباً سه سال
‫توی ایتالیا دورکار شده بود

222
00:10:58,658 --> 00:11:00,826
‫تا بتونه کنارت باشه
‫و از تنهایی دربیای,

223
00:11:00,827 --> 00:11:02,995
‫بعدش نمی‌دونستن چجوری
‫دوباره با هم زندگی کنن,

224
00:11:02,996 --> 00:11:04,746
‫این تقصیر من نیست، دیانا,

225
00:11:04,747 --> 00:11:06,416
‫نه، اصلاً هیچی تقصیر تو نیست,

226
00:11:07,307 --> 00:11:08,876
‫همه‌چی تقصیر بنده‌هاتـه,

227
00:11:12,255 --> 00:11:16,633
‫خیلی نامردی,
‫بی‌انصاف نباش,

228
00:11:16,634 --> 00:11:21,202
‫بی‌انصافی اینـه که مجبور شدم
‫مدرسه رو بذارم کنار,,,

229
00:11:21,472 --> 00:11:24,558
‫اَشلی به‌خاطرت با
‫هم‌کلاسی‌هاش دعوا می‌کرد,,,

230
00:11:24,559 --> 00:11:26,310
‫دِلینی همه‌ش حمله‌ی عصبی داشت,

231
00:11:26,311 --> 00:11:29,396
‫رفتنِ تو به ایتالیا
‫همه رو دگرگون کرد,

232
00:11:29,397 --> 00:11:33,984
‫ببین، من معذرت می‌خوام
‫که بهتون سخت گذشت,

233
00:11:33,985 --> 00:11:35,945
‫ولی من بودم که رفتم زندان,

234
00:11:37,030 --> 00:11:38,405
‫و هنوز هم توی زندانـم,

235
00:11:38,406 --> 00:11:39,655
‫برو بابا,

236
00:11:41,741 --> 00:11:44,287
‫درهرصورت می‌خوای
‫کار خودت رو بکنی، نه؟

237
00:11:59,504 --> 00:12:01,638
‫نه، پلیس به کسی تلقین نمی‌کنه,

238
00:12:01,846 --> 00:12:03,181
‫یه‌لحظه اجازه بدین,

239
00:12:03,348 --> 00:12:04,349
‫داره گریه می‌کنه؟

240
00:12:06,267 --> 00:12:07,726
‫می‌شه لطفاً,,,

241
00:12:07,727 --> 00:12:10,187
‫می‌شه حرف بزنم؟

242
00:12:10,188 --> 00:12:12,941
‫یه‌لحظه من رو نگاه کنین,

243
00:12:19,058 --> 00:12:20,280
‫عع، هنوز اینجایـی,

244
00:12:20,305 --> 00:12:22,182
‫آره، داشتم توی تمیزکاری
‫به مامانت کمک می‌کردم,

245
00:12:23,159 --> 00:12:24,660
‫- واقعاً؟
‫- آره,

246
00:12:24,661 --> 00:12:26,871
‫کریس داره بازی کامپیوتری می‌کنه,

247
00:12:28,414 --> 00:12:30,165
‫- می‌خوای بعداً حرف بزنیم؟
‫- نه، نه,

248
00:12:30,166 --> 00:12:31,376
‫دیگه خوابید,

249
00:12:33,294 --> 00:12:34,796
‫این‌روزها خوب می‌خوابی؟

250
00:12:36,047 --> 00:12:38,340
‫- یاد اون سال‌ها می‌افتم,
‫- آره,

251
00:12:38,341 --> 00:12:39,550
‫خیلی سخت گذشت,

252
00:12:42,387 --> 00:12:44,931
‫تو به کسی عذرخواهی بدهکار نیستی,

253
00:12:47,058 --> 00:12:50,103
‫ولی حرفی که به یوریکا زدی،
‫دلم رو شکست,

254
00:12:52,730 --> 00:12:56,066
‫تو یه مادر فوق‌العاده‌ای,

255
00:12:56,067 --> 00:12:58,777
‫بااراده‌ترین آدمی هستی که می‌شناسم,

256
00:12:58,778 --> 00:13:01,029
‫- بابا,
‫- و به همه‌مون نشون دادی

257
00:13:01,030 --> 00:13:02,740
‫که از پس خودت برمی‌آی,

258
00:13:04,867 --> 00:13:07,370
‫ولی حالا که تصمیم گرفتی بری ایتالیا

259
00:13:08,621 --> 00:13:12,542
‫باید بگم قضاوت درستی نکردی,,,

260
00:13:13,459 --> 00:13:17,462
‫آخه من به مینینی اعتماد ندارم,

261
00:13:17,463 --> 00:13:20,590
‫مینینی رو ول کن,
‫به من اعتماد کن,

262
00:13:25,346 --> 00:13:27,889
‫آخرین باری که
‫به یه کشور دیگه فرستادمت

263
00:13:27,890 --> 00:13:29,475
‫نتیجه‌ش خوب نشد,

264
00:13:34,939 --> 00:13:36,399
‫باید برم,

265
00:13:38,109 --> 00:13:39,694
‫پس من هم باهات می‌آم,

266
00:13:41,821 --> 00:13:45,157
‫عمراً نمی‌ذارم بدون من
‫پات رو بذاری توی اون کشور,

267
00:13:49,603 --> 00:13:53,819
[ ۱۶ ژوئن ۲۰۲۲ - ۶:۵۱ صبح ]

268
00:13:49,454 --> 00:13:52,956
‫این وضع رو دوست ندارم، آماندا,

269
00:13:52,957 --> 00:13:55,459
‫دیگه برنامه همینـه,
‫پس لطفاً,,,

270
00:13:55,460 --> 00:13:56,960
‫به خدا اگه بگی «آروم باش»,,,

271
00:13:56,961 --> 00:13:58,504
‫باشه, نمی‌گم,

272
00:13:59,922 --> 00:14:03,885
‫کاش آروم می‌شدی، ولی نمی‌گم,

273
00:14:05,828 --> 00:14:07,329
‫خب دیگه,

274
00:14:07,388 --> 00:14:09,139
‫برنامه رو یادت نره,

275
00:14:09,140 --> 00:14:11,016
‫نه تکون می‌خوری و نه صدا می‌دی,

276
00:14:11,017 --> 00:14:13,226
‫اگه ببیننت، سریع زنگ می‌زنن,

277
00:14:13,227 --> 00:14:15,812
‫و تا دَه دقیقه بعدش می‌افتن دنبالت,

278
00:14:15,813 --> 00:14:17,397
‫اون همین‌الان دنبالشـه,

279
00:14:17,398 --> 00:14:19,357
‫هیچ‌وقت بیخیالش نشده بود و نمی‌شه,

280
00:14:19,358 --> 00:14:21,735
‫حالا هم اومدیم توی دهن شیر,

281
00:14:21,736 --> 00:14:23,945
‫- مامان، می‌شه بس کنی؟
‫- مطمئنـم تله گذاشته,

282
00:14:23,946 --> 00:14:25,530
‫- نه‌خیر,
‫- اون هیولا واسه‌ت تله گذاشته

283
00:14:25,531 --> 00:14:28,450
‫و داری راحت واردش می‌شی,

284
00:14:28,451 --> 00:14:30,660
‫بیا برگردیم، آماندا,

285
00:14:30,661 --> 00:14:32,662
‫عمراً برنمی‌گردیم,

286
00:14:33,317 --> 00:14:36,946
[ رُم - پروجا ]

287
00:14:49,430 --> 00:14:51,139
‫- چی شده؟
‫- ناکس!

288
00:14:51,140 --> 00:14:52,933
‫یعنی چی؟ نه! نه!

289
00:14:52,934 --> 00:14:54,601
‫- اینجا چه خبره؟
‫- نه، کریس!

290
00:14:54,602 --> 00:14:56,436
‫- نه، نبرینش,,,
‫- کریس، تو رو خدا!

291
00:14:58,356 --> 00:14:59,898
‫- آماندا!
‫- مامان؟

292
00:15:05,404 --> 00:15:07,114
‫- عزیزم؟ عزیزم,
‫- چه خبره؟

293
00:15:07,115 --> 00:15:09,324
‫- چیزی نیست,
‫- من کجائـم؟ الان کجایـیم؟

294
00:15:09,325 --> 00:15:11,160
‫جامون امنه,
‫توی ایتالیایـیم,

295
00:15:20,318 --> 00:15:21,461
‫ببخشین، عزیزم,

296
00:15:21,462 --> 00:15:23,714
‫- نه، عذرخواهی نکن,
‫- ببخشین,

297
00:15:27,113 --> 00:15:28,858
‫چیزی نمی‌شه,

298
00:15:29,929 --> 00:15:31,639
‫فردا حسابی می‌ترکونی,

299
00:15:33,933 --> 00:15:35,351
‫من اینجا چی‌کار می‌کنم؟

300
00:15:38,146 --> 00:15:39,688
‫نکنه زیادی مثبت فکر کردم؟

301
00:15:39,689 --> 00:15:41,731
‫نکنه برگشتنم بَدتر از اومدنم باشه؟

302
00:15:41,732 --> 00:15:43,483
‫- این حرف رو نزن، عزیزم,
‫- من چی,,,

303
00:15:43,484 --> 00:15:45,527
‫چرا نزنم؟
‫می‌خوام جولیانو مینینی

304
00:15:45,528 --> 00:15:46,946
‫ازم عذرخواهی کنه,

305
00:15:48,447 --> 00:15:50,992
‫می‌خوام اعتراف کنه
‫که باهام چی‌کار کرده,,,

306
00:15:58,374 --> 00:16:00,543
‫اگه توقع داری فردا برات کاری بکنه

307
00:16:02,753 --> 00:16:04,463
‫موفق نمی‌شی,

308
00:16:06,007 --> 00:16:07,508
‫می‌دونم,,,
‫باید موفق بشم,

309
00:16:13,181 --> 00:16:16,559
‫- آماندا,
‫- دون سائولو,

310
00:16:16,976 --> 00:16:18,895
‫بالاخره اومدی!

311
00:16:19,937 --> 00:16:20,938
‫نگاهش کن!

312
00:16:21,355 --> 00:16:22,356
‫دنبالت نیومدن؟

313
00:16:22,857 --> 00:16:23,983
‫نه، فکر نکنم,

314
00:16:24,150 --> 00:16:25,443
‫به‌به، کوچولو رو ببین,

315
00:16:25,610 --> 00:16:27,195
‫جونم,

316
00:16:27,653 --> 00:16:28,696
‫سلام، خانم مِلاس,

317
00:16:30,364 --> 00:16:31,365
‫خوش اومدین,

318
00:16:32,617 --> 00:16:35,286
‫باید بریم,
‫وقت زیادی نداریم,

319
00:16:35,661 --> 00:16:37,662
‫- اومده؟
‫- نه هنوز,

320
00:16:37,663 --> 00:16:39,998
‫من همین‌جا می‌مونم,,,
‫روی نیمکت می‌شینم,,,

321
00:16:39,999 --> 00:16:42,543
‫نمی‌خوام دوباره قیافه‌ش رو ببینم,

322
00:17:03,731 --> 00:17:06,150
‫کریستوفر، تو اینجا منتظر باش,

323
00:17:15,493 --> 00:17:16,787
‫من همین‌جائـم,

324
00:17:17,995 --> 00:17:19,371
‫- باشه؟
‫- باشه,

325
00:17:19,372 --> 00:17:20,997
‫- آره,
‫- دوستت دارم,

326
00:17:20,998 --> 00:17:22,442
‫من هم دوستت دارم,

327
00:17:22,750 --> 00:17:24,459
‫دوستت دارم، عشقم,

328
00:17:24,460 --> 00:17:25,543
‫خب,

329
00:17:25,544 --> 00:17:26,670
‫از این‌طرف,

330
00:17:26,671 --> 00:17:27,755
‫باشه,

331
00:17:32,260 --> 00:17:34,428
‫می‌خوام اول اون حرف‌هاش رو بزنه,

332
00:17:35,429 --> 00:17:38,139
‫می‌خوام هر حرفی داره، بزنه

333
00:17:38,140 --> 00:17:40,600
‫و بعدش من حرف می‌زنم,

334
00:17:40,601 --> 00:17:42,035
‫- باشه,
‫- آره,

335
00:17:43,025 --> 00:17:45,193
‫وای، خیلی استرس دارم,

336
00:17:59,662 --> 00:18:00,788
‫سلام، آماندا,

337
00:18:07,511 --> 00:18:08,970
‫بازرس من,

338
00:18:13,593 --> 00:18:15,052
‫واقعاً اومدین,

339
00:18:16,095 --> 00:18:20,808
‫تو هم به‌خاطر من
‫از اون‌ور دنیا اومدی,

340
00:18:22,935 --> 00:18:24,228
‫الان چطوری؟

341
00:18:24,895 --> 00:18:25,896
‫بله؟

342
00:18:26,522 --> 00:18:27,523
‫الان خوش‌حالـی؟

343
00:18:28,065 --> 00:18:30,234
‫بله,,, فکر کنم خوش‌حالـم,

344
00:18:36,574 --> 00:18:37,658
‫عع,

345
00:18:38,242 --> 00:18:40,077
‫کوچولو رو هم آوردی,

346
00:18:42,620 --> 00:18:44,712
‫دوست ندارم ازش دور باشم,

347
00:18:46,852 --> 00:18:48,145
‫آره, متوجهـم,

348
00:18:49,871 --> 00:18:51,164
‫بیاین بشینیم,

349
00:18:54,008 --> 00:18:55,009
‫بیا، آماندا,

350
00:19:06,646 --> 00:19:07,647
‫عع,,,

351
00:19:08,230 --> 00:19:09,231
‫چیزه,,,

352
00:19:09,357 --> 00:19:11,275
‫اگه می‌خواین، شما شروع کنین,,,

353
00:19:11,734 --> 00:19:14,152
‫هر حرفی دارین، بزنین,,,

354
00:19:14,153 --> 00:19:15,494
‫خانم‌ها مقدم‌ترن,

355
00:19:17,031 --> 00:19:18,741
‫آخ، ببخشید,
‫حواسم نبود,

356
00:19:24,747 --> 00:19:26,290
‫یه‌سری چیزها نوشتم,,,

357
00:19:36,664 --> 00:19:39,041
‫شما اشتباه بزرگی کردین,

358
00:19:41,597 --> 00:19:47,645
‫و به‌خاطرش، من و خیلی‌های دیگه
‫بی‌جهت عذاب کشیدیم,

359
00:19:51,023 --> 00:19:55,444
‫نذاشتین خونواده‌ی مِردیت
‫به قاتل واقعی برسه,

360
00:19:57,361 --> 00:20:00,948
‫آدم‌های بی‌گناه رو
‫به زندان انداختین,

361
00:20:01,492 --> 00:20:04,619
‫و جلوم مردم، من رو یه مریض جنسی

362
00:20:05,057 --> 00:20:08,936
‫و قاتل نشون دادین,

363
00:20:10,793 --> 00:20:13,087
‫گریه نکن، آماندا,
‫چیزی نیست,

364
00:20:19,009 --> 00:20:22,615
‫ولی از اون ماجرا یه درس مهم گرفتم,

365
00:20:27,322 --> 00:20:32,327
‫فهمیدم آدم چقدر راحت
‫تسلیم تعصبات خودش می‌شه

366
00:20:34,108 --> 00:20:39,113
‫و دیگران رو طبق میل
‫خودش قضاوت می‌کنه,,,

367
00:20:39,613 --> 00:20:41,157
‫یکی‌شون رو شیطان می‌دونه,,,

368
00:20:41,449 --> 00:20:42,908
‫و یکی رو فرشته,

369
00:20:47,204 --> 00:20:48,664
‫من هم توی این قضیه مقصرم,

370
00:20:50,249 --> 00:20:51,959
‫توی دوران دادگاه,,,

371
00:20:52,980 --> 00:20:56,816
‫شما برام یه مَرد ترسناک بودین

372
00:20:56,922 --> 00:20:58,799
‫که تنها هدف‌تون

373
00:21:00,301 --> 00:21:01,802
‫نابودیِ زندگی‌م بود,

374
00:21:04,430 --> 00:21:07,557
‫ولی می‌دونم اشتباه قضاوت کردم,

375
00:21:08,684 --> 00:21:12,979
‫درست مثل قضاوتی که مردم
‫از «ناکسی‌شیطونه» داشتن,

376
00:21:12,980 --> 00:21:14,898
‫این‌ها رو که گفتی,

377
00:21:15,118 --> 00:21:16,202
‫بله؟

378
00:21:17,067 --> 00:21:19,278
‫این‌ها رو توی نامه‌ی اولت بهم گفتی,

379
00:21:20,863 --> 00:21:22,406
‫دوست داری دوباره بگی؟

380
00:21:26,744 --> 00:21:29,079
‫من نیومدم که بگم اشتباه می‌کردین,

381
00:21:30,044 --> 00:21:36,674
‫اتفاقاً به نظرم نیت‌تون خیر بوده,,,

382
00:21:36,837 --> 00:21:39,590
‫بااین‌که خیلی بهم آسیب زدین,

383
00:21:42,134 --> 00:21:46,722
‫به نظرم می‌خواستین عدالت رو
‫برای یه خونواده‌ی داغ‌دیده رعایت کنین,

384
00:21:48,891 --> 00:21:52,102
‫و می‌خوام بدونین
‫که ازتون متنفر نیستم,

385
00:21:55,648 --> 00:21:57,733
‫جرئت به خرج دادی که اومدی,

386
00:21:59,610 --> 00:22:02,074
‫- من هم همین‌طور,
‫- جداً؟

387
00:22:02,363 --> 00:22:05,657
‫فکر کردی عاقلانه‌ست که
‫بیام باهات ارتباط برقرار کنم؟

388
00:22:05,935 --> 00:22:09,118
‫مخصوصاً وقتی گروه پشتیبانی ناکس

389
00:22:09,300 --> 00:22:10,969
‫همه‌جوره بهم حمله کردن؟

390
00:22:11,789 --> 00:22:15,333
‫توی ۴۱ سال خدمتم
‫به کشور، یه‌بار نشده

391
00:22:15,334 --> 00:22:17,877
‫که همچین حرف‌های زشتی درباره‌م بزنن,

392
00:22:17,878 --> 00:22:21,422
‫می‌دونم که رسانه‌های آمریکا
‫شما رو آدم بَدی نشون دادن,

393
00:22:21,423 --> 00:22:24,325
‫من شدم یه بازجوی بی‌رحم و فاسد,

394
00:22:24,760 --> 00:22:26,344
‫همه‌چی رو انداختن گردن من,

395
00:22:26,345 --> 00:22:29,013
‫تا حالا اون‌قدر توی زندگی‌م
‫عصبانی نشده بودم,

396
00:22:29,014 --> 00:22:32,810
‫داشتن از تخریب
‫اسم من پول درمی‌آوردن,

397
00:22:33,519 --> 00:22:35,645
‫متوجهـم چقدر براتون سخت بوده,

398
00:22:35,646 --> 00:22:37,981
‫و بعدش تو بهم نامه می‌دی

399
00:22:38,267 --> 00:22:42,062
‫و خیلی بااحساس
‫می‌نویسی «بازرس من»,,,

400
00:22:42,152 --> 00:22:43,153
‫عع,,,

401
00:22:43,696 --> 00:22:45,914
‫حقیقتاً اون حرفت روم تأثیر گذاشت,

402
00:22:46,066 --> 00:22:47,657
‫اون یه برداشت اشتباه بود,

403
00:22:48,131 --> 00:22:49,200
‫بله؟

404
00:22:49,201 --> 00:22:52,745
‫یه‌جور نقطه‌ضعف زبانیـه,

405
00:22:52,746 --> 00:22:55,039
‫توی زبان انگلیسی,,,

406
00:22:55,040 --> 00:22:59,294
‫می‌گیم «بازرس من»،
‫ولی منظورمون احساسی نیست,

407
00:22:59,295 --> 00:23:02,888
‫معناش می‌شه همون
‫«بازرس پرونده‌ی من»,

408
00:23:03,591 --> 00:23:05,550
‫و خودتون می‌دونین جملاتی
‫توی زبان انگلیسی هست

409
00:23:05,551 --> 00:23:08,804
‫که توی زبان ایتالیایی
‫معادل دقیقی ندارن,

410
00:23:11,265 --> 00:23:12,714
‫مثل «بعداً می‌بینمت»,

411
00:23:12,213 --> 00:23:12,718
(اشاره به پرونده‌ی خودش و ماجرای دستگیری لومومبا)

412
00:23:18,188 --> 00:23:19,773
‫واقعاً جرئت داری,

413
00:23:27,865 --> 00:23:29,283
‫یه‌لحظه اجازه بدین,

414
00:23:34,050 --> 00:23:35,370
‫چی شده؟

415
00:23:35,655 --> 00:23:38,492
‫- نمی‌دونم,
‫- به کی زنگ زد؟

416
00:23:39,460 --> 00:23:40,628
‫نمی‌دونم,

417
00:23:42,819 --> 00:23:45,089
‫خیلی می‌ترسم,,,

418
00:23:45,480 --> 00:23:47,383
‫- نگران نباش,
‫- مطمئنـین؟

419
00:23:47,384 --> 00:23:49,177
‫هروقت ناراحت بودی، آزادی که بری,

420
00:23:49,178 --> 00:23:51,763
‫- باشه,
‫- آروم باش، آماندا,

421
00:23:51,764 --> 00:23:53,307
‫- باشه؟
‫- سعی می‌کنم آروم باشم,

422
00:23:54,350 --> 00:23:55,601
‫عذر می‌خوام,

423
00:23:56,727 --> 00:23:57,728
‫عع,,,

424
00:23:59,466 --> 00:24:01,314
‫باید سروقت به زنم یادآوری کنم

425
00:24:01,315 --> 00:24:02,857
‫که قرص‌هاش رو بخوره,

426
00:24:02,858 --> 00:24:05,318
‫لطفاً راستش رو بگین,
‫پلیس داره می‌آد؟

427
00:24:05,528 --> 00:24:06,612
‫چی؟

428
00:24:08,186 --> 00:24:10,104
‫فکر کردی اینجا چه خبره؟

429
00:24:10,324 --> 00:24:12,525
‫خودت خواستی همدیگه رو ببینیم، دخترم,

430
00:24:12,910 --> 00:24:14,869
‫فکر کردی از فرصت استفاده می‌کنم

431
00:24:14,870 --> 00:24:16,996
‫- که گیرت بندازم؟
‫- نه، این‌طور نیست,

432
00:24:16,997 --> 00:24:19,749
‫ولی خونوداه‌م,,,
‫همه‌شون فکر می‌کنن,,,

433
00:24:19,750 --> 00:24:22,502
‫دیدی؟
‫من هم همین رو می‌گم,

434
00:24:22,503 --> 00:24:25,713
‫ما کسی رو بی‌دلیل دستگیر نمی‌کنیم,

435
00:24:25,714 --> 00:24:28,341
‫- بیاین بشینیم,
‫- این پرونده بهم نشون داد

436
00:24:28,342 --> 00:24:29,884
‫آمریکا چقدر پلیده,,,

437
00:24:30,066 --> 00:24:32,676
‫و چقدر نادون و ازخودراضیـه,

438
00:24:32,930 --> 00:24:34,639
‫این رو بدون، آماندا,

439
00:24:34,830 --> 00:24:37,291
‫من باهات خصومتی نداشتم,

440
00:24:37,977 --> 00:24:39,686
‫وقتی درخواست حبس ابد دادین

441
00:24:39,687 --> 00:24:41,729
‫به نظرم خصومت داشتین,

442
00:24:41,730 --> 00:24:43,690
‫اون درخواستم

443
00:24:43,691 --> 00:24:46,442
‫نشون‌دهنده‌ی ذات متهم نیست,

444
00:24:46,443 --> 00:24:48,945
‫شدت جُرم همچین حکمی ایجاب می‌کرد,

445
00:24:48,946 --> 00:24:51,197
‫قتل مِردیت جُرم سنگینی بود,

446
00:24:51,198 --> 00:24:53,199
‫- ولی من نکُشتمش,
‫- ببین، آماندا,

447
00:24:53,200 --> 00:24:55,702
‫من با وجدان کاری‌م مشکلی ندارم

448
00:24:55,703 --> 00:24:57,906
‫چون با شواهد و مدارک پیش رفتم,

449
00:24:58,115 --> 00:24:59,330
‫و حالا هم,,,

450
00:24:59,331 --> 00:25:00,832
‫دیگه آزادی,

451
00:25:00,833 --> 00:25:04,128
‫- تموم شد و رفت,
‫- چرا اومدین اینجا، دکتر مینینی؟

452
00:25:05,045 --> 00:25:07,922
‫- منظورت چیـه؟
‫- چرا امروز اومدین اینجا؟

453
00:25:07,923 --> 00:25:11,300
‫چون این ملاقات جالبیـه,
‫تا حالا سابقه نداشته,

454
00:25:11,301 --> 00:25:15,054
‫یعنی فقط کنجکاو شدین؟
‫می‌خواستین ببینین به کجا رسیدم؟

455
00:25:15,055 --> 00:25:17,450
‫نامه‌هات باعث شدن درکت کنم,

456
00:25:17,475 --> 00:25:19,435
‫چرا فیلم ماگرت رو فرستادین؟

457
00:25:22,021 --> 00:25:24,773
‫که تو هم من رو درک کنی,

458
00:25:25,691 --> 00:25:27,400
‫برای اعتراف به اشتباه‌تون نبود؟

459
00:25:27,544 --> 00:25:28,628
‫ای بابا,

460
00:25:29,653 --> 00:25:32,655
‫آماندا، قبل‌از این‌که
‫اقدام به دستگیری‌ت کنم

461
00:25:32,656 --> 00:25:36,659
‫پلیس به یه‌سری نتایج قطعی رسیده بود,

462
00:25:36,660 --> 00:25:38,327
‫منظورتون نتایج اشتباهـه دیگه؟

463
00:25:38,623 --> 00:25:41,806
‫اون‌ها به همچین پرونده‌ی
‫بزرگی عادت نداشتن,

464
00:25:42,166 --> 00:25:45,794
‫- فشار رسانه و مردم,,,
‫- من هم عادت نداشتم,

465
00:25:47,171 --> 00:25:49,256
‫می‌دونم که بهت سخت گذشت,

466
00:25:51,383 --> 00:25:53,342
‫مردم فکر می‌کنن یه هیولائـم,

467
00:25:53,343 --> 00:25:55,386
‫- من همچین حرفی نزدم,
‫- ناکسی‌شیطونه,,,,

468
00:25:55,387 --> 00:25:57,847
‫زن اغواگر,,, زناکار,,, شیطان‌سفت,,,

469
00:25:57,848 --> 00:25:59,807
‫هیچ‌وقت بهت نگفتم «شیطان‌صفت»,

470
00:25:59,808 --> 00:26:01,768
‫- پاچلی گفت,
‫- لازم نبود حتماً بگین,

471
00:26:01,769 --> 00:26:03,811
‫به‌جاش من رو گذاشتین وسط صحنه‌ی جُرم

472
00:26:03,812 --> 00:26:06,230
‫و توضیح دادین که
‫چجوری مِردیت رو کُشتم,

473
00:26:06,231 --> 00:26:09,400
‫آماندا، اون برداشت من از جُرم بود,

474
00:26:09,401 --> 00:26:14,405
‫یه بازرس مجبوره وقایع
‫دردناک گذشته رو تصور کنه

475
00:26:14,406 --> 00:26:15,782
‫چون خودش اونجا حضور نداشته,

476
00:26:15,783 --> 00:26:17,408
‫بله، ولی با مدرک,

477
00:26:17,409 --> 00:26:20,536
‫خب همین رو متوجه نیستی دیگه,

478
00:26:20,537 --> 00:26:24,499
‫یه بازرس با منطق خودش پیش می‌ره

479
00:26:24,500 --> 00:26:28,252
‫ولی همچنین باید طبق
‫چیزی که می‌بینه، فرضیه‌سازی کنه,

480
00:26:28,253 --> 00:26:30,922
‫و اگه حدس‌وگمانش اشتباهـه

481
00:26:30,923 --> 00:26:34,342
‫مجبوره اون فرضیه رو دنبال کنه

482
00:26:34,343 --> 00:26:37,136
‫تا به یه نتیجه‌ی ساختگی نرسه,

483
00:26:37,137 --> 00:26:39,764
‫خب فرضیه‌تون هم ساختگی بود,

484
00:26:39,765 --> 00:26:41,641
‫- من طبق مدارک پیش رفتم,
‫- کدوم مدارک؟

485
00:26:41,642 --> 00:26:43,768
‫مدارک زیادی وجود داشت، آماندا,

486
00:26:43,769 --> 00:26:46,062
‫قلاب سینه‌بند,,,
‫صحنه‌سازیِ دزدی,,,

487
00:26:46,063 --> 00:26:47,688
‫من صحنه‌سازی نکردم,

488
00:26:47,689 --> 00:26:49,273
‫- لطفاً آروم باش و گوش کن,,,
‫- نه,,,

489
00:26:49,274 --> 00:26:52,080
‫همین ماجرای صحنه‌سازی بود

490
00:26:52,105 --> 00:26:55,823
‫که باعث شد اون داستان‌های
‫عجیب رو درباره‌ی من تعریف کنین,

491
00:26:56,824 --> 00:26:59,325
‫- شما تعصب داشتین,
‫- ای بابا,

492
00:26:59,326 --> 00:27:01,369
‫دی‌اِن‌اِی من توی صحنه‌ی جُرم نبود,

493
00:27:01,370 --> 00:27:04,997
‫گفتین من رد دی‌اِن‌اِی خودم
‫که وجود نداشته رو پاک کردم,,,

494
00:27:04,998 --> 00:27:06,332
‫ولی دی‌اِن‌اِی گیده دست نخورده بود؟

495
00:27:06,333 --> 00:27:08,084
‫این غیرممکنـه,
‫این یعنی تعصب,

496
00:27:08,085 --> 00:27:11,295
‫نبودِ اون مدرک
‫دلیل بر این نمی‌شه که اونجا نبودی,

497
00:27:11,296 --> 00:27:15,591
‫بدون هیچ مدرکی گفتین
‫من توی یه مثلث عشقی با رودی بودم,

498
00:27:15,592 --> 00:27:17,718
‫شماره‌تلفنش رو هم نداشتم,
‫حتی اسمش رو نمی‌دونستم,

499
00:27:17,719 --> 00:27:21,222
‫توی مصاحبه‌هاش، رودی گفته بود
‫که ازت خوشش می‌اومده,

500
00:27:21,223 --> 00:27:23,725
‫و گفتین من مِردیت سر چی کُشتم؟

501
00:27:24,726 --> 00:27:25,977
‫حسادت؟ رعایت بهداشت؟

502
00:27:25,978 --> 00:27:29,564
‫مِردیت توی جشن هالووین

503
00:27:29,565 --> 00:27:31,607
‫تو رو دعوت نکرد که
‫با دوست‌های انگلیسی‌ش برین,

504
00:27:31,608 --> 00:27:33,485
‫یعنی من دوستم رو کُشتم

505
00:27:34,820 --> 00:27:36,946
‫چون به جشن دعوتم نکرد؟

506
00:27:36,947 --> 00:27:38,364
‫با دخترهای انگلیسی حرف زدم,

507
00:27:38,365 --> 00:27:41,617
‫همه‌شون باهات خصومت داشتن,

508
00:27:41,618 --> 00:27:47,081
‫ولی آره,,, دادگاه
‫گفت این انگیزه‌ی قتل

509
00:27:47,082 --> 00:27:50,168
‫توی پرونده چندان معتبر نیست,

510
00:27:56,014 --> 00:27:59,434
‫تنها چیزی که می‌تونستین اثبات کنین

511
00:28:00,470 --> 00:28:02,638
‫این بود که من هم‌خونه‌ی مِردیت بودم

512
00:28:02,639 --> 00:28:05,433
‫- ولی اون‌شب اونجا نبودم,
‫- این جای بحث نداره,

513
00:28:05,434 --> 00:28:07,059
‫حکم نهایی می‌گه اونجا بودی,

514
00:28:07,060 --> 00:28:09,353
‫خب من بهتون می‌گم اونجا نبودم,

515
00:28:09,354 --> 00:28:11,022
‫حکم دادگاه جای بحث نداره,

516
00:28:11,023 --> 00:28:12,106
‫قطعیـه,

517
00:28:12,107 --> 00:28:13,858
‫حکم می‌گه که تو بی‌گناهـی، آماندا,

518
00:28:13,859 --> 00:28:16,360
‫حکم دادگاه برام مهم نیست,
‫حقیقت برام مهمـه,

519
00:28:16,361 --> 00:28:18,362
‫دارم,,, دارم حقیقت رو می‌گم!

520
00:28:18,363 --> 00:28:19,947
‫حالا می‌خوای چی‌کار کنم؟

521
00:28:19,948 --> 00:28:22,283
‫برم همه‌ی حرف‌هام رو پس بگیرم؟

522
00:28:22,284 --> 00:28:25,161
‫اومدم دیدنت,
‫دیگه ازم چی می‌خوای؟

523
00:28:25,162 --> 00:28:28,665
‫چرا وقتی به دخترهاتون
‫نگاه می‌کردین، من رو ندیدین؟

524
00:28:34,004 --> 00:28:37,340
‫چندبار بهم گفتین وقتی
‫دخترهاتون رو می‌دیدین

525
00:28:37,341 --> 00:28:39,635
‫مِردیت بیچاره می‌اومد جلوی چشم‌تون,

526
00:28:41,970 --> 00:28:46,474
‫دخترهاتون رو می‌ذاشتین جای اون,
‫خب من هم یه دختر معمولی بودم,

527
00:28:48,602 --> 00:28:50,854
‫یه دختر جَوون بودم,

528
00:28:52,064 --> 00:28:53,482
‫آخه,,,

529
00:29:14,419 --> 00:29:16,672
‫من ازت متنفر نبودم، آماندا,

530
00:29:18,999 --> 00:29:21,669
‫پس چرا من رو متهم کردین؟

531
00:29:24,096 --> 00:29:26,765
‫چون اون‌موقع مثل الان نمی‌شناختمت,

532
00:29:27,975 --> 00:29:30,227
‫یعنی منِ الان رو دستگیر نمی‌کردین؟

533
00:29:31,853 --> 00:29:36,273
‫اگه الان ازم می‌خواستن بازرس
‫این پرونده بشم، قبول نمی‌کردم

534
00:29:36,397 --> 00:29:37,890
‫چون دیگه می‌شناسمت,

535
00:29:38,819 --> 00:29:41,363
‫پس متوجهـین که بی‌گناهـم؟

536
00:29:45,784 --> 00:29:46,910
‫جولیانو,

537
00:29:48,912 --> 00:29:51,665
‫می‌دونی که من بی‌گناهـم,

538
00:29:57,754 --> 00:30:00,507
‫نقشی که به‌عنوان بازرس
‫پرونده داشتم رو قبول می‌کنم,

539
00:30:01,341 --> 00:30:05,470
‫من طبق شواهد تصمیم گرفتم,

540
00:30:07,472 --> 00:30:09,016
‫ببین، آماندا,

541
00:30:11,268 --> 00:30:13,729
‫هر آدمی توی زندگی‌ش اشتباه می‌کنه,

542
00:30:14,896 --> 00:30:18,316
‫و ممکنـه درباره‌ی بعضی
‫چیزها اشتباه کرده باشم,

543
00:30:19,860 --> 00:30:23,238
‫و قبول دارم که گاهی حقیقت دادگاه

544
00:30:24,031 --> 00:30:25,574
‫با حقیقت واقعی فرق می‌کنه,

545
00:30:26,908 --> 00:30:28,452
‫وظیفه‌ی ما اینـه که,,,

546
00:30:30,078 --> 00:30:33,330
‫کاری کنیم این دو حقیقت به هم برسن,

547
00:30:33,331 --> 00:30:34,666
‫دو حقیقت؟

548
00:30:36,877 --> 00:30:39,838
‫فقط یکی هست: من بی‌گناهـم,

549
00:31:10,171 --> 00:31:13,633
‫امروز سالگرد فوت پدرمـه,

550
00:31:15,457 --> 00:31:16,833
‫اون عاشق اجرای اُپرا بود,

551
00:31:18,001 --> 00:31:20,921
‫نمایش موردعلاقه‌ش
‫«دختری از باختر» بود,

552
00:31:23,882 --> 00:31:25,092
‫قرار بود توی فلورانس اجرا بشه,

553
00:31:26,426 --> 00:31:30,097
‫ماشین رفیقش رو قرض گرفت
‫که بره اجرا رو ببینه,

554
00:31:32,224 --> 00:31:37,229
‫دوتا موتورسوار داشتن خلاف جاده
‫مسابقه می‌دادن و اون از جاده خارج شد,

555
00:31:39,981 --> 00:31:44,152
‫به‌خاطر بی‌قانونی مُرد,

556
00:31:46,029 --> 00:31:48,031
‫و من بدون پدر بزرگ شدم,

557
00:31:50,492 --> 00:31:54,204
‫این بزرگ‌ترین زخم زندگی‌مـه,

558
00:31:57,332 --> 00:31:58,792
‫و حالا من و تو,,,

559
00:31:59,668 --> 00:32:02,434
‫با این پرونده به هم گره خوردیم,

560
00:32:03,463 --> 00:32:06,299
‫من محکومت می‌کنم
‫و بعدش درخواست ملاقات می‌دی,

561
00:32:08,176 --> 00:32:09,386
‫واقعاً خارق‌العاده‌ست,

562
00:32:10,428 --> 00:32:12,597
‫شبیه داستان‌های فانتزیـه,

563
00:32:18,421 --> 00:32:21,091
‫به نظرم تصادفی نیست
‫که توی همچین روزی

564
00:32:22,274 --> 00:32:26,069
‫«دختری از باخترِ» من هم پیداش شده,,,

565
00:32:36,204 --> 00:32:41,585
‫خدا می‌دونه که,,, هر دو در عذابـیم,

566
00:32:55,015 --> 00:32:56,641
‫می‌فهمم چه دردی دارین,

567
00:32:59,603 --> 00:33:01,229
‫شما هم به دو شخصیت تبدیل شدین,

568
00:33:04,482 --> 00:33:05,692
‫حقیقت واقعی,,,

569
00:33:06,651 --> 00:33:08,236
‫یا حقیقت دادگاه,

570
00:33:09,779 --> 00:33:11,823
‫بازرس پرونده,,, یا یه مَرد؟

571
00:33:12,949 --> 00:33:15,452
‫این‌که با خودتون در تناقض باشین

572
00:33:17,162 --> 00:33:20,624
‫و دنیا رو دوجور ببینین

573
00:33:25,462 --> 00:33:27,505
‫عذاب سختیـه,

574
00:33:31,468 --> 00:33:33,845
‫من توی همچین دنیایی دَووم نمی‌آرم,

575
00:33:36,556 --> 00:33:38,099
‫اون‌وقت روحم متلاشی می‌شه,

576
00:33:41,651 --> 00:33:43,646
‫دوستان,,,

577
00:33:43,647 --> 00:33:45,189
‫ببخشین مزاحم می‌شم,

578
00:33:45,190 --> 00:33:47,942
‫شیر تموم کردیم,

579
00:33:47,943 --> 00:33:50,946
‫باشه,,, الان می‌آم,

580
00:33:51,404 --> 00:33:52,614
‫ببخشین,

581
00:33:53,240 --> 00:33:54,865
‫باید بهش غذا بدم,

582
00:33:54,866 --> 00:33:55,951
‫حتماً,

583
00:33:56,660 --> 00:33:58,411
‫مادربودن مقدس‌ترین وظیفه‌ست,

584
00:33:59,454 --> 00:34:00,455
‫عع,,,

585
00:34:00,914 --> 00:34:01,915
‫من هم باید برم,

586
00:34:02,332 --> 00:34:03,333
‫برنامه دارم,

587
00:34:12,634 --> 00:34:13,635
‫خب,

588
00:34:16,471 --> 00:34:17,597
‫یوریکا خیلی خوشگلـه,

589
00:34:18,306 --> 00:34:19,307
‫هدیه‌ای از بهشتـه,

590
00:34:21,101 --> 00:34:22,769
‫دخترت تو رو عوض کرده,

591
00:34:23,979 --> 00:34:25,981
‫مادربودن با آدم همچین کاری می‌کنه,

592
00:34:35,907 --> 00:34:36,908
‫نه,

593
00:34:39,286 --> 00:34:41,288
‫من رو عوض نکرده,

594
00:34:43,957 --> 00:34:46,751
‫من همونی‌ام که قبلاً بودم,

595
00:34:50,380 --> 00:34:51,381
‫همم,

596
00:34:52,799 --> 00:34:54,217
‫باهات تا بیرون می‌آم,

597
00:35:12,694 --> 00:35:15,946
‫وای، خدا رو شکر,

598
00:35:15,947 --> 00:35:18,074
‫آماندا؟ حالت خوبـه؟

599
00:35:19,358 --> 00:35:22,194
‫- چیزی شده؟
‫- نه، داره فکر می‌کنه,

600
00:35:22,329 --> 00:35:24,580
‫خب,,, چی گفت؟

601
00:35:24,581 --> 00:35:26,332
‫خیلی چیزها,

602
00:35:26,333 --> 00:35:29,501
‫دستم رو گرفت، مامان,

603
00:35:29,502 --> 00:35:31,086
‫- خدا مرگم,
‫- آره,

604
00:35:31,087 --> 00:35:32,671
‫عذرخواهی هم کرد؟

605
00:35:32,672 --> 00:35:34,798
‫نه,,, هنوز سر حرفش هست,

606
00:35:34,799 --> 00:35:36,413
‫پس همون هیولای سابقـه,

607
00:35:36,760 --> 00:35:39,996
‫- نه، حرفم رو باور کرد,
‫- دقیقاً چی رو باور کرد؟

608
00:35:40,263 --> 00:35:41,930
‫به زبون آورد که تو بی‌گناهـی؟

609
00:35:41,931 --> 00:35:43,515
‫مستقیماً نگفت,,,

610
00:35:43,516 --> 00:35:45,267
‫- ولی مهم نیست,
‫- پس جرئتش رو نداره,

611
00:35:45,268 --> 00:35:47,519
‫گفت منِ الان رو باور می‌کنه,

612
00:35:47,520 --> 00:35:49,605
‫گفت اون کار
‫از کسی مثل من برنمی‌اومد,

613
00:35:49,606 --> 00:35:52,691
‫خب,,, قراره این رو
‫به مردم بگه یا نه؟

614
00:35:52,692 --> 00:35:56,028
‫خودش یه‌عالمه درگیری داره,
‫داره تلاش می‌کنه,

615
00:35:56,029 --> 00:35:58,281
‫- تلاش می‌کنه؟
‫- بله,

616
00:36:03,203 --> 00:36:04,245
‫آخه,,,

617
00:36:05,705 --> 00:36:08,415
‫توی این سال‌ها که گذشت,,,

618
00:36:08,416 --> 00:36:11,543
‫همه‌ش دوست داشتم جای تو باشم

619
00:36:11,544 --> 00:36:15,172
‫تا بفهمم چی کشیدی,

620
00:36:15,173 --> 00:36:20,135
‫ولی این کار خطرناکی که کردیم,,,
‫نی‌تونست به ضرر تو، بچه‌ت,,,

621
00:36:20,136 --> 00:36:24,974
‫کریس و البته من بشه,
‫اون‌وقت واسه چی؟

622
00:36:25,975 --> 00:36:27,060
‫تهش چی شد؟

623
00:36:27,352 --> 00:36:28,353
‫هیچی,

624
00:36:30,146 --> 00:36:31,231
‫هیچی,

625
00:36:34,109 --> 00:36:36,861
‫- مامان,
‫- توی ماشین منتظرم,

626
00:36:51,977 --> 00:36:53,561
‫نگفت کِی می‌رسه؟

627
00:36:53,586 --> 00:36:56,922
‫پنج دقیقه پیش پیامک داد,
‫داره پارک می‌کنه,

628
00:36:56,923 --> 00:36:58,007
‫آها,

629
00:37:00,218 --> 00:37:01,386
‫فکر کنم خودشـه,

630
00:37:09,799 --> 00:37:11,134
‫رافا,

631
00:37:12,981 --> 00:37:14,149
‫چاو,

632
00:37:15,692 --> 00:37:17,776
‫- چاو,
‫- آماندا,

633
00:37:21,781 --> 00:37:23,323
‫آره، من هم خوبـم,

634
00:37:23,324 --> 00:37:24,992
‫- سلام، اِدا,
‫- رافا,

635
00:37:24,993 --> 00:37:27,703
‫نگاهش کن,
‫خوش‌تیپ شدی,

636
00:37:27,704 --> 00:37:30,080
‫نه بابا,
‫این‌ها لباس کارمـه,

637
00:37:30,081 --> 00:37:31,166
‫ای بابا,

638
00:37:32,208 --> 00:37:34,419
‫- حالت چطوره؟
‫- خوبـم,

639
00:37:35,503 --> 00:37:36,754
‫سلام, من,,,

640
00:37:36,755 --> 00:37:38,255
‫- وای، ببخشین، عزیزم,
‫- من کریس‌ـم,

641
00:37:38,256 --> 00:37:39,382
‫ایشون کریس‌ـه,

642
00:37:39,674 --> 00:37:40,967
‫همسرم,

643
00:37:41,634 --> 00:37:44,679
‫- خوش‌حالـم بالاخره می‌بینمت,
‫- من هم همین‌طور,

644
00:37:45,680 --> 00:37:47,599
‫و ایشون هم یوریکاست,

645
00:37:48,641 --> 00:37:49,934
‫بچه‌م,

646
00:37:51,978 --> 00:37:54,397
‫- خیلی خوشگلـه,
‫- فدات,

647
00:37:56,357 --> 00:37:57,859
‫یه‌کم قدم بزنیم؟

648
00:37:59,444 --> 00:38:00,652
‫آره, حتماً,

649
00:38:00,653 --> 00:38:01,820
‫- آره؟
‫- آره,

650
00:38:01,821 --> 00:38:03,072
‫باشه,

651
00:38:03,524 --> 00:38:04,758
‫بریم,

652
00:38:04,783 --> 00:38:05,902
‫بریم,

653
00:38:06,451 --> 00:38:08,203
‫- ما برمی‌گردیم,
‫- چاو,

654
00:38:16,797 --> 00:38:17,921
‫چیـه؟

655
00:38:18,880 --> 00:38:20,423
‫هیچی,,, هیچی,

656
00:38:21,841 --> 00:38:24,968
‫خیلی خوش‌تیپ شدی,
‫مَردونه شدی,

657
00:38:26,805 --> 00:38:28,766
‫تو هم همین‌طور,

658
00:38:28,252 --> 00:38:28,767
(منظور اصلی: «تو تغییر نکردی»)

659
00:38:28,973 --> 00:38:30,724
‫من هم مَردونه شدم؟

660
00:38:30,725 --> 00:38:32,475
‫نه، منظورم,,,

661
00:38:33,729 --> 00:38:35,386
‫دروغ نگو,
‫خیلی پیر شدم,

662
00:38:35,730 --> 00:38:40,067
‫اینجاهام چروک افتاده,
‫وقتی می‌خندم، دیده می‌شه,

663
00:38:40,068 --> 00:38:42,486
‫- مثل پای مرغ,
‫- نزدیک گفتی,

664
00:38:42,487 --> 00:38:44,077
‫- پای کلاغ,
‫- آها,

665
00:38:43,582 --> 00:38:44,086
(اصطلاح انگلیسی «پای کلاغ» برای اشاره به
‫چین‌وچروک اطراف چشم استفاده می‌شه,)

666
00:38:44,489 --> 00:38:48,409
‫این نشون می‌ده توی سال‌های
‫گذشته همه‌ش خندیدی و شاد بودی,

667
00:38:49,619 --> 00:38:50,912
‫چی بگم,,,

668
00:38:59,504 --> 00:39:01,129
‫- حالا تو چیـه؟
‫- هیچی,,,

669
00:39:01,130 --> 00:39:02,674
‫- بگو دیگه؟
‫- هیچی,

670
00:39:03,424 --> 00:39:04,592
‫چیزه,,,

671
00:39:07,136 --> 00:39:08,304
‫بالاخره اومدیم گوبیو,

672
00:39:09,264 --> 00:39:10,682
‫بالاخره رسیدیم,

673
00:39:12,892 --> 00:39:13,893
‫آره,

674
00:39:14,477 --> 00:39:15,854
‫رسیدیم گوبیو,

675
00:39:17,230 --> 00:39:18,898
‫دیگه وقتش رسیده بود,

676
00:39:19,274 --> 00:39:20,275
‫آره,

677
00:39:22,735 --> 00:39:23,903
‫به‌به,

678
00:39:28,533 --> 00:39:30,785
‫حالا به چیزی که می‌خواستی، رسیدی؟

679
00:39:31,870 --> 00:39:32,954
‫منظورم مینینی‌ـه,

680
00:39:35,336 --> 00:39:37,421
‫- نمی‌دونم,
‫- همم,

681
00:39:37,564 --> 00:39:38,588
‫شاید,

682
00:39:39,043 --> 00:39:40,295
‫شاید هم من دیوونه شدم,

683
00:39:41,921 --> 00:39:43,547
‫نه، دیوونه نیستی,

684
00:39:43,548 --> 00:39:45,966
‫وقتی کسی تو رو
‫اون‌طور که باید، نمی‌بینه,,,

685
00:39:45,967 --> 00:39:48,343
‫وقتی بهت رحم نمی‌کنه,,,

686
00:39:48,344 --> 00:39:51,556
‫نمی‌ذاری چیزی مانعت بشه
‫و دنبالش رو می‌گیری,

687
00:39:53,224 --> 00:39:54,225
‫پس,,,

688
00:39:55,894 --> 00:39:56,984
‫عجب,

689
00:39:57,478 --> 00:39:59,605
‫نه، اتفاقاً رفتارت طبیعیـه,
‫خیلی‌ها هستن,,,

690
00:39:59,606 --> 00:40:02,108
‫که می‌خوان با کسی که
‫بهشون آسیب زده، آشتی کنن,

691
00:40:13,536 --> 00:40:15,371
‫زندگی تو چطوره، رافائله؟

692
00:40:16,831 --> 00:40:17,999
‫چه خبرها؟

693
00:40:19,055 --> 00:40:22,183
‫- دوست‌دختر پیدا نمی‌شه,
‫- آره, درک می‌کنم,

694
00:40:22,337 --> 00:40:25,781
‫وقتی زن‌ها می‌فهمن کی‌ام،
‫دیگه ادامه نمی‌دن,

695
00:40:26,424 --> 00:40:29,426
‫یا بَدتر از اون، به دلایل ناجوری
‫رابطه رو ادامه می‌دن,

696
00:40:29,427 --> 00:40:31,428
‫آره، متوجهـم,

697
00:40:31,429 --> 00:40:35,934
‫شغل پیداکردن هم,,,

698
00:40:37,226 --> 00:40:38,936
‫یه فرصت کاری
‫بیرون از ایتالیا گیر آوردم

699
00:40:38,937 --> 00:40:40,938
‫که توی یه شرکت فناوری کار کنم,

700
00:40:40,939 --> 00:40:42,773
‫- جداً؟
‫- هیجان‌زده بودم و رفتم پاریس,

701
00:40:42,774 --> 00:40:45,425
‫- بعدش چی شد؟
‫- رئیسم اسمم رو توی گوگل زد

702
00:40:46,527 --> 00:40:48,863
‫و گفت «شرمنده، پسر, تو اخراجـی»,

703
00:40:50,490 --> 00:40:51,783
‫«برو خونه‌تون»,

704
00:41:02,835 --> 00:41:05,421
‫- می‌دونی بعضی‌وقت‌ها به چی فکر می‌کنم؟
‫- به چی؟

705
00:41:06,881 --> 00:41:09,758
‫یه شب مِردیت رو به‌زور بردم کنسرت,

706
00:41:09,759 --> 00:41:12,344
‫- از اون کنسرت‌ها که هیشکی نمی‌ره,
‫- آها، اون کنسرت,

707
00:41:12,345 --> 00:41:16,653
‫داشت آهنگ «گران تانگو»
‫از آستور پیازولا اجرا می‌شد,

708
00:41:16,933 --> 00:41:19,415
‫ما جَوون‌ترین عضو جمع بودیم,

709
00:41:19,978 --> 00:41:21,979
‫حداقل ۳۰ سال جَوون‌تر,

710
00:41:21,980 --> 00:41:25,148
‫یادمـه یه‌جوری کله می‌زدم
‫انگار کنسرت راک بود

711
00:41:25,149 --> 00:41:27,694
‫و مِردیت داشت از بی‌حوصلگی می‌مُرد,

712
00:41:28,695 --> 00:41:31,530
‫وقتی اجرا تموم شد،
‫سریع از کنسرت رفت,

713
00:41:31,531 --> 00:41:34,108
‫من روم رو برگردوندم

714
00:41:34,784 --> 00:41:38,745
‫و یه بچه‌درس‌خون با عینک دیدم

715
00:41:38,746 --> 00:41:42,190
‫که این‌طوری بهم خیره شده بود,

716
00:41:42,847 --> 00:41:44,876
‫بچه‌درس‌خون؟
‫نه، واسه خودم مَردی بودم,

717
00:41:44,877 --> 00:41:46,378
‫- بر منکرش لعنت,
‫- بله,

718
00:41:46,379 --> 00:41:48,296
‫مَردونه، خوش‌تیپ,,,

719
00:41:48,297 --> 00:41:49,589
‫- آره,
‫- آره

720
00:41:49,590 --> 00:41:51,258
‫و بچه‌درس‌خون,

721
00:41:51,259 --> 00:41:54,011
‫بعدش این مَرد درس‌خون و خوش‌تیپ

722
00:41:54,012 --> 00:41:57,973
‫به اون دختر خوشگل
‫چشم‌آبی نزدیک شد,,,

723
00:41:57,974 --> 00:41:59,349
‫وای، مرسی,

724
00:41:59,350 --> 00:42:03,270
‫و بهش گفت «ببخشین،
‫می‌شه کنارتون بشینم؟»

725
00:42:03,271 --> 00:42:06,356
‫دختره هم خندید و گفت «بله»,
‫انگلیسی مَرده افتضاح بود,

726
00:42:06,357 --> 00:42:07,774
‫- افتضاح,
‫- ایتالیایی دختره هم افتضاح بود,

727
00:42:07,775 --> 00:42:09,651
‫- افتضاح,
‫- آره,

728
00:42:09,652 --> 00:42:12,113
‫ولی باز هم درباره‌ی موسیقی حرف زدن,

729
00:42:13,281 --> 00:42:14,457
‫و درباره‌ی سیاتل,

730
00:42:15,700 --> 00:42:17,160
‫و حسابی از هم خوششون اومد,

731
00:42:26,002 --> 00:42:27,754
‫پشیمونـی که باهام آشنا شدی؟

732
00:42:35,720 --> 00:42:37,764
‫از رابطه‌مون پشیمونـی، رافا؟

733
00:42:45,521 --> 00:42:48,149
‫می‌خوام راستش رو بهت بگم,

734
00:42:51,069 --> 00:42:52,567
‫- باشه,
‫- آره,

735
00:42:52,862 --> 00:42:58,034
‫بعضی‌وقت‌ها حس پشیمونی داشتم,

736
00:43:00,244 --> 00:43:01,245
‫آره,

737
00:43:03,623 --> 00:43:05,124
‫ولی الان نه,

738
00:43:06,334 --> 00:43:07,835
‫- نه؟
‫- نه,

739
00:43:15,218 --> 00:43:16,928
‫تو هم حسش می‌کنی، مگه نه؟

740
00:43:17,929 --> 00:43:22,516
‫اون دردی که قلبت تحمل می‌کنه,

741
00:43:22,517 --> 00:43:25,977
‫- آره,
‫- فکر می‌کنی قراره نابودت کنه

742
00:43:25,978 --> 00:43:27,062
‫ولی باز هم,,,

743
00:43:27,063 --> 00:43:30,315
‫تحملش می‌کنی، چون بخشی از وجودتـه,

744
00:43:30,439 --> 00:43:32,733
‫- آخ، رافا,
‫- این مهم‌ترین قسمتشـه,,,

745
00:43:36,697 --> 00:43:39,659
‫چیزی که هنوز ازش پشیمونـم,,,

746
00:43:41,410 --> 00:43:45,497
‫اینـه که اون‌روز
‫برگشتی خونه که بری حموم,

747
00:43:45,545 --> 00:43:46,883
‫وای نگو,

748
00:43:49,502 --> 00:43:51,001
‫آره، من هم پشیمونـم,

749
00:43:51,937 --> 00:43:53,313
‫وای، اگه نرفته بودم,,,

750
00:43:53,338 --> 00:43:54,790
‫آره,,, «اگه»,,,

751
00:43:55,133 --> 00:43:56,299
‫اگه,,, اگه,,,

752
00:44:02,640 --> 00:44:04,100
‫می‌دونی چرا رفتم؟

753
00:44:07,019 --> 00:44:08,688
‫چرا اون‌روز صبح رفتم خونه؟

754
00:44:13,484 --> 00:44:15,861
‫می‌خواستم دامن بپوشم,

755
00:44:21,580 --> 00:44:27,253
‫آخه برامون یه برنامه‌ی عاشقانه
‫توی گوبیو چیده بودی,

756
00:44:30,668 --> 00:44:33,546
‫فکر می‌کردم توی این
‫فیلم‌های عاشقانه‌ام,

757
00:44:37,175 --> 00:44:40,052
‫می‌خواستم لباس مناسب بپوشم,

758
00:45:00,364 --> 00:45:02,783
‫پس بریم برات قارچ بگیرم,

759
00:45:06,078 --> 00:45:08,873
‫یه‌کم دیگه اینجا بمونیم,

760
00:45:11,417 --> 00:45:12,835
‫- باشه؟
‫- باشه,

761
00:46:02,677 --> 00:46:03,678
‫سلام,

762
00:46:05,471 --> 00:46:06,889
‫سلام,

763
00:46:16,315 --> 00:46:18,942
‫موقعی که می‌اومدم زندان ملاقاتت

764
00:46:18,943 --> 00:46:21,696
‫و توی پروجا موندگار می‌شدم,,,

765
00:46:23,447 --> 00:46:25,615
‫فاصله‌ی بین ملاقات‌هامون زیاد بود,

766
00:46:25,616 --> 00:46:28,286
‫هر سه‌شنبه فقط یک ساعت

767
00:46:29,413 --> 00:46:31,205
‫- می‌دیدمت,
‫- سه‌شنبه‌ها یک ساعت,

768
00:46:31,330 --> 00:46:35,166
‫همه‌ش دنبال راهی بودم
‫که بتونم بهت کمک کنم,,,

769
00:46:35,167 --> 00:46:37,753
‫ولی گاهی پیش می‌اومد,,,

770
00:46:39,505 --> 00:46:42,966
‫که مثلاً دوستم
‫ازم می‌خواست بریم ناهار

771
00:46:42,967 --> 00:46:47,262
‫یا بریم یه دوری بزنیم,

772
00:46:47,263 --> 00:46:49,807
‫می‌تونستم برم شراب بخورم

773
00:46:51,475 --> 00:46:53,601
‫و به همچین منظره‌ای خیره بشم,

774
00:46:57,523 --> 00:47:00,025
‫و مثلاً یکی یه جوکی می‌گفت,,,

775
00:47:00,026 --> 00:47:02,027
‫و من,,, می‌زدم زیر خنده,

776
00:47:02,028 --> 00:47:04,280
‫الهی بمیرم، مامان,

777
00:47:05,948 --> 00:47:07,825
‫ولی اون طوری عذاب‌وجدان می‌گرفتم,

778
00:47:08,868 --> 00:47:10,616
‫- عیب نداره,
‫- آخه,,,

779
00:47:12,204 --> 00:47:14,998
‫آخه یه مادر چطور خوش‌حال باشه،
‫وقتی دخترش,,,

780
00:47:14,999 --> 00:47:18,425
‫می‌دونم اوضاع تو از من بَدتر بود,
‫می‌دونم,

781
00:47:21,567 --> 00:47:22,626
‫ولی,,,

782
00:47:24,216 --> 00:47:26,052
‫نمی‌دونم چطوری طاقت آوردی,

783
00:47:29,954 --> 00:47:31,521
‫الان که یوریکا رو دارم,,,

784
00:47:33,768 --> 00:47:36,353
‫اگه کوچیک‌ترین بلایی سرش بیاد

785
00:47:36,354 --> 00:47:40,107
‫من که از غصه دق می‌کنم,

786
00:47:48,157 --> 00:47:49,469
‫دیگه خوش‌حالـی که اومدی اینجا؟

787
00:47:54,372 --> 00:47:56,082
‫توی این ۱۵ سال,,,

788
00:47:58,042 --> 00:48:00,461
‫به گناهِ نکرده محکوم شدم,

789
00:48:04,715 --> 00:48:07,592
‫و از ۲۰سالگی‌م تا الان,,,

790
00:48:07,593 --> 00:48:11,304
‫تازه احساس می‌کنم یه کار مفید کردم

791
00:48:11,305 --> 00:48:12,932
‫و زندگی‌م رو پس گرفتم,

792
00:48:16,060 --> 00:48:18,771
‫می‌خواستم ازم عذرخواهی کنه,

793
00:48:20,022 --> 00:48:21,023
‫واقعاً می‌خواستم,

794
00:48:23,692 --> 00:48:25,403
‫ولی بعدش فهمیدم,,,

795
00:48:27,863 --> 00:48:30,840
‫فقط می‌خواستم من رو درک کنه

796
00:48:31,242 --> 00:48:34,286
‫تا بتونم به حال سابق برگردم،
‫ولی همین‌طوریش هم حالم خوبـه,

797
00:48:37,540 --> 00:48:38,791
‫من خیلی خوبـم,

798
00:48:39,917 --> 00:48:41,502
‫باهاش رفتار درستی داشتم,

799
00:48:43,003 --> 00:48:46,506
‫به خودم افتخار می‌کنم
‫که همچین آدمی‌ام,

800
00:48:46,507 --> 00:48:49,510
‫البته از این بیشتر هم ازم برنمی‌آد,

801
00:48:55,057 --> 00:48:59,603
‫فکر کردم بعدش تو هم
‫بهم افتخار می‌کنی,

802
00:49:02,898 --> 00:49:03,899
‫ببین,

803
00:49:08,320 --> 00:49:11,407
‫من خیلی‌خیلی بهت افتخار می‌کنم,

804
00:49:26,213 --> 00:49:28,173
‫حالا می‌شه گورمون رو از اینجا گم کنیم؟

805
00:49:30,342 --> 00:49:31,760
‫آره,

806
00:49:33,220 --> 00:49:35,346
‫فقط یه کار مونده,

807
00:49:56,827 --> 00:49:59,829
‫- عزیزم، خوبـی؟
‫- آره,

808
00:49:59,830 --> 00:50:01,539
‫می‌شه تنها برم؟

809
00:50:01,540 --> 00:50:02,999
‫- آخه,,,
‫- برو برو,

810
00:50:03,000 --> 00:50:04,502
‫ممنون,

811
00:50:33,822 --> 00:50:37,117
‫سرنوشت این‌طور بود که اون‌شب
‫به‌جای من، مِردیت خونه باشه,

812
00:50:39,119 --> 00:50:40,912
‫من شانس آوردم,

813
00:50:44,583 --> 00:50:48,920
‫بعضی‌ها تا ابد ما دوتا رو
‫با هم مقایسه می‌کنن,

814
00:50:48,921 --> 00:50:51,923
‫ولی حقیقت اینـه که ما
‫فقط دوتا دختر معمولی بودیم

815
00:50:51,924 --> 00:50:53,804
‫که تازه زندگی‌مون شروع شده بود,

816
00:50:58,639 --> 00:51:03,017
‫با هم می‌رفتیم حراجی‌ها،
‫کیک درست می‌کردیم، پیتزا می‌خوردیم,,,

817
00:51:03,018 --> 00:51:05,145
‫همین کارهای معمولی,

818
00:51:11,819 --> 00:51:15,447
‫متنفرم از این‌که برای
‫به یاد آوردن خاطراتش

819
00:51:15,531 --> 00:51:17,966
‫باید اول از دَه سال آسیب روحی بگذرم,

820
00:51:19,109 --> 00:51:22,027
‫مِردیت زیبا و باهوش,

821
00:51:22,162 --> 00:51:25,069
‫مِردیت جدی و سرخوش,

822
00:51:25,269 --> 00:51:27,437
‫مِردیت مهربون و باشعور,

823
00:51:30,546 --> 00:51:33,048
‫هیچ‌وقت فرصت نشد
‫براش درست سوگواری کنم,

824
00:51:34,425 --> 00:51:36,877
‫ولی با برگشتنم به اونجا,,,

825
00:51:37,303 --> 00:51:39,513
‫بالاخره برای هر دومون سوگواری کردم,

826
00:51:41,116 --> 00:51:43,326
‫می‌تونستیم چه زندگی‌ای داشته باشیم,

827
00:51:50,065 --> 00:51:53,444
‫فکر نمی‌کردم روایت من
‫این‌قدر پیچیده بشه,

828
00:51:54,311 --> 00:51:56,687
‫بعضی‌هاتون باور دارین من بی‌گناهـم,

829
00:51:57,259 --> 00:51:59,970
‫بعضی‌هاتون هم
‫هنوز فکر می‌کنین گناهکارم,

830
00:52:01,035 --> 00:52:02,995
‫درهرصورت اِشکال نداره,

831
00:52:05,623 --> 00:52:08,291
‫آدم هیچ‌وقت
‫از قضاوت بقیه در امان نیست,

832
00:52:08,292 --> 00:52:10,168
‫آدم نظر خودش رو به‌سختی عوض می‌کنه,,,

833
00:52:10,169 --> 00:52:12,046
‫چه برسه به نظر دیگران,

834
00:52:13,797 --> 00:52:18,093
‫تغییر حتمی نیست، ولی قطعاً ممکنـه,

835
00:52:19,178 --> 00:52:21,847
‫من هم همینی‌ام که هستم,

836
00:52:23,641 --> 00:52:25,225
‫و همچنان امیدوار می‌مونم,

837
00:52:47,270 --> 00:54:50,276
  جديدترين اخبار فيلم و سريال در کانال تلگرام و پیج اینستاگرام :
  .:: @MiraMovie1 ::.
  .:: @myZedMovie ::.

