﻿1
00:00:02,000 --> 00:00:12,000
<b><font color="#00abfd"> دانلود فیلم و سریال با زیرنویس چسبیده 
  ..:: MiraMovie.Top ::..</font></b>
  <b><font color="#FFC947"> ..:: MyZed.Top ::..</font></b>

2
00:00:13,000 --> 00:00:14,727
‫« آنچه گذشت… »

3
00:00:14,761 --> 00:00:16,191
‫اینها قاتلش بودن؟

4
00:00:16,266 --> 00:00:17,683
‫همه‌چی با هم جور درمیاد

5
00:00:18,919 --> 00:00:19,945
‫چی شد؟

6
00:00:20,020 --> 00:00:21,590
‫من هیچ‌کدوم از این کسکش‌ها رو نمی‌شناسم

7
00:00:21,604 --> 00:00:23,949
‫- شک دارم اونها لوسی کوک رو کشته باشن
‫- چی؟

8
00:00:24,024 --> 00:00:26,609
‫پروندۀ ربوده‌شدن لوسی کوک
‫زیر دست من بود

9
00:00:27,285 --> 00:00:28,319
‫کسی نیست؟

10
00:00:28,903 --> 00:00:32,053
‫پسرشون, یه خوارکسۀ مریض یواشکی دزدیدش

11
00:00:32,129 --> 00:00:34,417
‫- خیلی متأسفم
‫- اشکالی نداره

12
00:00:34,492 --> 00:00:37,712
‫این چرخۀ عذابی که تو و جیل راه انداختید،

13
00:00:37,787 --> 00:00:40,382
‫آتیشیه که آخرش دامن جفتتون رو می‌گیره

14
00:00:40,457 --> 00:00:42,300
‫این جواب آزمایش دی‌ان‌ای لوسیه

15
00:00:42,375 --> 00:00:45,261
‫اسم روری کوک توش نیست؟
‫نکنه باباش نبوده؟

16
00:00:45,336 --> 00:00:48,890
‫مطمئنم اون‌ور خیابون
‫با خانوادۀ یه کشیش زندگی می‌کرد

17
00:00:48,965 --> 00:00:50,465
‫من به اسم گریس می‌شناختمش

18
00:00:51,560 --> 00:00:52,769
‫باید دست رد به سینه‌ش می‌زدی

19
00:00:52,844 --> 00:00:54,219
‫زن خودت بود، کایل

20
00:00:56,306 --> 00:00:58,817
‫از دید مدیریت پارک
‫دورۀ تو اینجا تموم شده

21
00:00:58,892 --> 00:01:01,853
‫اگه دخلی به این ماجرا
‫داشته باشی، سر درمیارم

22
00:01:02,103 --> 00:01:03,697
‫بعدش چی، کایل؟

23
00:01:03,772 --> 00:01:07,024
‫چه گوهی می‌خوری اون‌وقت؟

24
00:01:10,028 --> 00:01:11,403
‫اون داره میاد

25
00:02:53,548 --> 00:02:55,966
‫ترنر هستم, پیغام بذارید

26
00:05:26,075 --> 00:05:30,035
‫« رام‌نشـده »

27
00:06:04,822 --> 00:06:06,407
‫خونِت هنوز گرمه، کایل

28
00:06:07,742 --> 00:06:08,993
‫داری کُند میشی

29
00:06:09,827 --> 00:06:12,121
‫مثل اون گوزن‌های مریض

30
00:06:14,832 --> 00:06:16,626
‫لازم نبود این‌جوری بشه

31
00:06:18,628 --> 00:06:21,464
‫قرارمون این بود که تو دنیای هم سَرَک نکِشیم

32
00:06:22,965 --> 00:06:24,509
‫تا کسی چیزیش نشه

33
00:06:25,885 --> 00:06:28,805
‫نه من، نه تو، نه جیل…

34
00:06:30,473 --> 00:06:31,974
‫کایل، فقط لازم بود که…

35
00:06:34,435 --> 00:06:36,646
‫سر قول‌وقرار کوفتیمون وایسی

36
00:06:54,997 --> 00:06:57,041
‫هیچ‌وقت نذار خشابت خالی بشه، کایل

37
00:07:03,047 --> 00:07:05,224
‫چرا بیخیال نشدی؟

38
00:07:05,299 --> 00:07:06,384
‫چرا دست برنداشتی؟

39
00:07:18,479 --> 00:07:20,857
‫دیگه چیزی تو این پارک برات نمونده، کایل

40
00:07:27,155 --> 00:07:28,156
‫برو پیش پسرت

41
00:07:40,751 --> 00:07:42,086
‫اسلحه رو بنداز

42
00:07:47,925 --> 00:07:49,594
‫ترنر اینجاست

43
00:07:53,973 --> 00:07:55,650
‫آهای، ترنر

44
00:07:55,725 --> 00:07:56,818
‫ترنر! هواتو داریم

45
00:07:56,893 --> 00:07:59,103
‫طاقت بیار، طاقت بیار, چشم‌هاتو نبند

46
00:08:00,980 --> 00:08:02,056
‫ترنر؟

47
00:08:02,773 --> 00:08:03,848
‫ترنر!

48
00:08:22,418 --> 00:08:24,003
‫به جمع زنده‌ها خوش اومدی

49
00:08:25,922 --> 00:08:28,572
‫دیشب که آوردنت از هوش رفته بودی

50
00:08:29,258 --> 00:08:34,013
‫دکترها گلوله رو راحت درآوردن,
‫گفتن با یه‌کم استراحت خوبِ خوب میشی

51
00:08:34,981 --> 00:08:36,065
‫مگوایر؟

52
00:08:36,140 --> 00:08:37,400
‫مُرد

53
00:08:37,475 --> 00:08:39,527
‫از اون بی‌ناموس‌های دوعالم بود

54
00:08:39,602 --> 00:08:41,362
‫تو زودتر از من بو برده بودی

55
00:08:41,437 --> 00:08:43,105
‫واسکز ماجرا رو برام تعریف کرد

56
00:08:44,065 --> 00:08:45,525
‫گوشی لوسی رو نشونم داد

57
00:08:46,025 --> 00:08:47,151
‫کارش حرف نداشت

58
00:08:48,319 --> 00:08:49,528
‫صد البته

59
00:08:51,322 --> 00:08:52,748
‫اوه، تشریف آورد

60
00:08:52,823 --> 00:08:54,125
‫در چه حالی؟

61
00:08:54,200 --> 00:08:56,085
‫از آخرین باری که دیدمت بهترم

62
00:08:56,160 --> 00:08:57,954
‫اون‌موقع که اوضاعت فاجعه بود

63
00:08:58,996 --> 00:09:00,873
‫میرم برات یه کم آب بیارم

64
00:09:10,424 --> 00:09:13,469
‫یادم نمیاد اونجا تونستم
‫ازت تشکر کنم یا نه

65
00:09:14,345 --> 00:09:15,688
‫نکردی، ولی اشکالی نداره

66
00:09:15,763 --> 00:09:18,641
‫رفته بودم یه چرخی بزنم,
‫می‌دونی که، عاشق اسب‌سواری‌ام

67
00:09:20,518 --> 00:09:23,029
‫من شانس آوردم که میلچ
‫این پرونده رو انداخت گردن تو

68
00:09:23,104 --> 00:09:25,865
‫انگار من مثل فرشتۀ نجاتت می‌مونم، آره؟

69
00:09:25,940 --> 00:09:27,692
‫در اون حد هم نه

70
00:09:28,192 --> 00:09:31,070
‫از وقتی پیدات شده، تیر خوردم،

71
00:09:32,154 --> 00:09:33,706
‫تعلیقم کردن،
‫معدنی هم که توش بودم منفجر شد

72
00:09:33,781 --> 00:09:35,241
‫هیچ فرشتۀ نجاتی بی‌نقص نیست

73
00:09:35,783 --> 00:09:37,583
‫آره، ولی حداقل از شر مگوایر خلاص شدی

74
00:09:38,019 --> 00:09:39,053
‫آره

75
00:09:40,663 --> 00:09:43,332
‫خودش بود که لوسی رو درگیر این ماجرا کرد

76
00:09:43,916 --> 00:09:46,177
‫حتماً خطری رو از جانب لوسی حس کرده

77
00:09:46,252 --> 00:09:49,388
‫شاید لوسی خراب‌کاری کرده بوده
‫یا سرِخود شده بوده

78
00:09:49,463 --> 00:09:52,683
‫امروز صبح با مأمور دیکسون
‫رفتم اردوگاه مگوایر

79
00:09:52,758 --> 00:09:54,894
‫یه انبار پر از مواد و پول نقد پیدا کردیم

80
00:09:54,969 --> 00:09:57,563
‫یه جعبه اسلحه رو هم نزدیک چادرش
‫از زیر خاک درآوردیم

81
00:09:57,638 --> 00:10:01,142
‫تفنگ و کُلت, باهاشون می‌تونسته
‫یه جنگ کوچیک راه بندازه

82
00:10:02,727 --> 00:10:05,655
‫به مأمور دیکسون گفتم بفرستتش آزمایشگاه
‫تا ببینن کدومش با تیری که

83
00:10:05,730 --> 00:10:07,356
‫به پای لوسی خورده مطابقت داره

84
00:10:09,800 --> 00:10:10,800
‫چیه؟

85
00:10:10,901 --> 00:10:12,028
‫اوه…

86
00:10:13,529 --> 00:10:14,529
‫هیچی

87
00:10:14,572 --> 00:10:18,668
‫انگار تونستم با موفقیت از تو
‫که یه پلیس شهری بودی، یه جنگل‌بان بسازم

88
00:10:18,743 --> 00:10:20,044
‫که تو دل طبیعت راحته

89
00:10:20,119 --> 00:10:22,538
‫آره، البته درمورد راحت‌بودن شک دارم

90
00:10:23,706 --> 00:10:27,335
‫شاید بهتره بگیم احتمالش کمتر شده که
‫تو یه حادثۀ فجیع تو دل طبیعت بمیرم؟

91
00:10:30,963 --> 00:10:34,674
‫ولی باید اعتراف کنم…
‫کم‌کم داره از پارک خوشم میاد

92
00:10:36,510 --> 00:10:37,970
‫آره، کم‌کم به دل آدم می‌شینه

93
00:10:40,473 --> 00:10:43,476
‫یه مسیری هست نزدیک ستیغ هارپر

94
00:10:44,310 --> 00:10:46,696
‫چند باری رفتم اونجا, همیشه یه…

95
00:10:46,771 --> 00:10:49,448
‫بوی شیرینی به مشامم می‌خوره

96
00:10:49,523 --> 00:10:51,909
‫بعد فهمیدم بوی…

97
00:10:51,984 --> 00:10:53,619
‫- برگ‌های سپیداره
‫- آره

98
00:10:53,694 --> 00:10:55,655
‫همون برگ‌هایی که افتادن

99
00:10:56,155 --> 00:10:58,199
‫زیر سم اسب‌ها له میشن

100
00:10:58,949 --> 00:11:00,201
‫بوش مال همینه

101
00:11:03,996 --> 00:11:06,499
‫در مجموع حالش خیلی خوبه

102
00:11:07,708 --> 00:11:09,302
‫مطمئنم دلش می‌خواد ببینتت

103
00:11:09,377 --> 00:11:13,180
‫قسمت وحشتناک ماجرا اینجاست که
‫وقتی یه شیشه قرص

104
00:11:13,255 --> 00:11:16,633
‫نمی‌تونه خلاصت کنه،
‫بعدش باید سنگینیِ نگاه بقیه رو تحمل کنی

105
00:11:19,845 --> 00:11:22,064
‫یه‌بار طعم تلخ اون نگاهِ کایل رو چشیدم

106
00:11:22,139 --> 00:11:24,600
‫فکر نکنم آمادۀ نگاه سنگین بعدیش باشم

107
00:11:26,727 --> 00:11:28,354
‫ولی بهش بگو خوشحالم که حالش خوبه

108
00:11:31,941 --> 00:11:35,069
‫همه‌چی… همه‌چی مرتبه؟

109
00:11:40,491 --> 00:11:42,034
‫باید یه چیزی بهت بگم

110
00:11:45,621 --> 00:11:47,873
‫شاید این حرف

111
00:11:48,874 --> 00:11:52,128
‫تمام احساست به من رو عوض کنه

112
00:11:53,754 --> 00:11:56,215
‫باوجود تمام دردسرهایی که برات درست کردم،

113
00:11:57,383 --> 00:11:59,393
‫اگه این‌جوری بشه درکت می‌کنم

114
00:11:59,468 --> 00:12:00,594
‫درک می‌کنم که…

115
00:12:03,305 --> 00:12:05,808
‫بهم پشت کنی و بری

116
00:12:11,147 --> 00:12:15,234
‫یه نفر به اسم شان سندرسون

117
00:12:17,153 --> 00:12:18,154
‫کِیلِب رو کشت

118
00:12:20,698 --> 00:12:21,957
‫کایل

119
00:12:22,032 --> 00:12:23,959
‫چندوقت نتونست از ماجرا سر دربیاره

120
00:12:24,034 --> 00:12:30,420
‫فقط به این خاطر فهمید که شین مگوایر
‫تو پارک دوربین‌های حرکتی کار گذاشته بود

121
00:12:30,496 --> 00:12:32,665
‫تا مسیرهای مهاجرت حیوون‌ها رو ردگیری کنه

122
00:12:35,796 --> 00:12:39,759
‫شین در حین دیدن چند تا از فیلم‌ها
‫یه‌سری تصویر پیدا کرد…

123
00:12:46,056 --> 00:12:47,641
‫از سندرسون و…

124
00:12:49,700 --> 00:12:50,700
‫کیلب

125
00:12:55,483 --> 00:13:00,404
‫شین فیلم‌ها رو نشونمون داد و
‫به کایل گفت که بذاره خودش سندرسون رو بکشه

126
00:13:02,698 --> 00:13:04,158
‫کایل رو که می‌شناسی…

127
00:13:05,326 --> 00:13:06,627
‫می‌خواست مطمئن بشه

128
00:13:06,702 --> 00:13:10,790
‫می‌خواست موقع دستگیری سندرسون
‫شک و شبهه‌ای در کار نباشه

129
00:13:12,792 --> 00:13:15,594
‫منتها، من تحملش رو نداشتم که
‫بعد از بلایی که

130
00:13:15,669 --> 00:13:18,839
‫سر بچه‌مون آورده بود…

131
00:13:22,384 --> 00:13:23,584
‫تازه بخوایم دستگیرش کنیم

132
00:13:26,013 --> 00:13:30,067
‫بعدش هم بریم دادگاه،
‫پای حرف‌هاش بشینیم

133
00:13:30,142 --> 00:13:33,437
‫و خداخدا کنیم محکومش کنن

134
00:13:38,442 --> 00:13:42,988
‫برای همین من
‫بدون اینکه به کایل بگم…

135
00:13:44,490 --> 00:13:45,491
‫به شین…

136
00:13:47,159 --> 00:13:49,370
‫پول دادم تا…

137
00:13:51,956 --> 00:13:53,374
‫با سندرسون تماس بگیره،

138
00:13:56,418 --> 00:13:57,461
‫ازش اخاذی کنه،

139
00:13:58,295 --> 00:14:00,464
‫تو پارک باهاش قرار بذاره و بکشتش

140
00:14:01,131 --> 00:14:02,966
‫به‌خاطر قتل بچه‌م

141
00:14:06,554 --> 00:14:07,555
‫کایل

142
00:14:09,139 --> 00:14:12,309
‫تازه وقتی خبر گم‌شدن سندرسون اومد
‫از ماجرا باخبر شد

143
00:14:14,645 --> 00:14:17,940
‫به‌نظرم… بیشتر از هر چیزی،

144
00:14:19,024 --> 00:14:20,326
‫بیشتر از مرگ کیلِب،

145
00:14:20,401 --> 00:14:24,655
‫خیانت من به کایل بود که
‫به رابطه‌مون پایان داد

146
00:14:28,951 --> 00:14:30,494
‫نتونست ازش بگذره

147
00:14:34,164 --> 00:14:36,876
‫ترسم اینه که تو هم نتونی

148
00:14:41,380 --> 00:14:43,257
‫ولی…

149
00:14:43,966 --> 00:14:47,136
‫گفتم نامردیه که حداقل به تو یه فرصت ندم

150
00:14:58,063 --> 00:14:59,573
‫- تبریک میگم!
‫- دمت گرم

151
00:14:59,648 --> 00:15:01,492
‫- ایول واسکز
‫- کارت درسته!

152
00:15:01,567 --> 00:15:02,610
‫ممنون

153
00:15:07,823 --> 00:15:10,576
‫«تقدیم به جنگل‌بان قهرمان و این چیزها»

154
00:15:12,202 --> 00:15:14,402
‫داری بقیه‌مون رو ضایع می‌کنی‌ها

155
00:15:18,959 --> 00:15:21,712
‫به‌خاطر اینکه گُل کاشتی و کشته نشدی

156
00:15:23,339 --> 00:15:24,173
‫ممنون

157
00:15:25,925 --> 00:15:27,726
‫به این میگن یه کیک درست‌وحسابی و همه‌پسند

158
00:15:27,801 --> 00:15:28,936
‫مگه قراره به بقیه هم بدم؟

159
00:15:29,011 --> 00:15:32,973
‫جنگل‌بان واسکز، سلاح‌های مگوایر رو
‫باید بفرستیم آزمایشگاه, بیا فهرستشون کنیم

160
00:15:42,107 --> 00:15:43,150
‫نمیای کمک؟

161
00:15:43,901 --> 00:15:46,301
‫به‌نظرت واسه‌ش بهم لوح تقدیر میدن؟

162
00:15:47,112 --> 00:15:47,947
‫احتمالاً

163
00:15:49,448 --> 00:15:51,898
‫باشه پس, گور باباش,
‫کار مهم‌تری که ندارم

164
00:16:36,120 --> 00:16:38,122
‫نمی‌خواد نگران من باشی

165
00:16:43,252 --> 00:16:44,962
‫من خوب میشم

166
00:16:50,801 --> 00:16:51,802
‫قول میدم

167
00:16:59,977 --> 00:17:01,020
‫الان نوبت توئه

168
00:17:04,398 --> 00:17:05,899
‫بهم قول بده، کایل

169
00:17:13,407 --> 00:17:15,117
‫هنوز هم صدای خنده‌هاش تو گوشمه

170
00:17:17,327 --> 00:17:19,872
‫اون صدای جیغ‌مانندِ آخرش

171
00:17:21,957 --> 00:17:24,126
‫تکون‌خوردن‌های سرش موقع دویدن
‫جلوی چشم‌هامه

172
00:17:28,338 --> 00:17:29,888
‫بوی علف‌های بین موهاش تو مشاممه

173
00:17:32,801 --> 00:17:33,844
‫می‌بینمش

174
00:17:37,264 --> 00:17:38,432
‫با هم حرف می‌زنیم

175
00:17:39,433 --> 00:17:40,809
‫با هم بازی می‌کنیم

176
00:17:42,895 --> 00:17:44,897
‫می‌دونم انگار رد دادم، ولی…

177
00:17:46,190 --> 00:17:47,107
‫برام مهم نیست

178
00:17:48,442 --> 00:17:49,485
‫ارزشش رو داره

179
00:18:00,746 --> 00:18:01,789
‫باشه

180
00:18:04,416 --> 00:18:05,542
‫آره، قول میدم

181
00:18:17,429 --> 00:18:18,514
‫- ممنون
‫- خواهش می‌کنم

182
00:18:59,221 --> 00:19:00,222
‫مأمور ترنر

183
00:19:02,015 --> 00:19:02,975
‫خانم آوالوس

184
00:19:04,434 --> 00:19:05,519
‫حالتون چطوره؟

185
00:19:06,854 --> 00:19:08,072
‫روزبه‌روز بهتر میشم، ممنون

186
00:19:08,147 --> 00:19:12,109
‫می‌خواستم به صحبتمون درمورد
‫پروندۀ شان سندرسون ادامه بدیم

187
00:19:13,193 --> 00:19:14,161
‫حدس می‌زدم

188
00:19:14,236 --> 00:19:16,622
‫با توجه به فعالیت‌های مجرمانه‌ای که

189
00:19:16,697 --> 00:19:19,166
‫در حوزۀ قضایی شما اتفاق افتاده، من…

190
00:19:19,241 --> 00:19:22,002
‫- دیگه حوزۀ قضایی من نیست
‫- بله، شنیدم, ولی باز هم…

191
00:19:22,077 --> 00:19:25,038
‫- اون موقع هم نباید می‌بود
‫- منظورتون چیه؟

192
00:19:29,418 --> 00:19:31,929
‫اون زمان که سندرسون ناپدید شد،

193
00:19:32,004 --> 00:19:33,463
‫حال‌وروزم تعریفی نداشت

194
00:19:35,257 --> 00:19:37,607
‫نباید مسئولیت اون عملیات جست‌وجو رو
‫قبول می‌کردم

195
00:19:40,429 --> 00:19:43,440
‫اگه می‌ذاشتم یکی دیگه کارو دست بگیره،
‫به احتمال قوی پیدا میشد

196
00:19:43,515 --> 00:19:46,443
‫اگه قصوری از جانب شما سر زده باشه،
‫مسئولیت مرگش می‌افته گردن شما…

197
00:19:46,518 --> 00:19:49,730
‫خوشحال میشم هر بیانیه یا هر فرمی
‫که لازمه رو پر کنم

198
00:19:50,731 --> 00:19:52,931
‫به نظرتون چه اتفاقی
‫برای آقای سندرسون افتاده؟

199
00:19:59,781 --> 00:20:01,158
‫کاش می‌تونستم بهتون بگم

200
00:20:02,534 --> 00:20:05,037
‫گاهی اتفاقاتی می‌افته
‫که با عقل جور درنمیاد

201
00:20:26,141 --> 00:20:26,975
‫سلام

202
00:20:28,268 --> 00:20:30,229
‫اومدم کلبه‌ت بهت سر بزنم

203
00:20:35,943 --> 00:20:37,486
‫این رو از تو کِشوی میزت برداشتم

204
00:20:38,362 --> 00:20:40,989
‫دست خودت باشه,
‫می‌خوام چندوقت لب به ویسکی نزنم

205
00:20:49,831 --> 00:20:51,931
‫داشتم با بقیه حرف می‌زدم

206
00:20:53,377 --> 00:20:54,920
‫حالا که غائله تموم شده،

207
00:20:56,672 --> 00:20:59,174
‫می‌خوایم جسد لوسی رو
‫از سردخونه بگیریم

208
00:21:00,342 --> 00:21:03,020
‫تا روحش رو رهسپار اِلووین کنیم
‫(جهان پس از مرگ در باور بومیان میووک)

209
00:21:03,095 --> 00:21:04,221
‫که پیش مادرش باشه

210
00:21:06,265 --> 00:21:07,524
‫پدر لوسی چی؟

211
00:21:07,599 --> 00:21:10,602
‫محاله روری اونجا کنارشون باشه

212
00:21:11,311 --> 00:21:12,688
‫روری پدرش نبود

213
00:21:13,897 --> 00:21:14,990
‫بله؟

214
00:21:15,065 --> 00:21:16,942
‫جواب آزمایش دی‌ان‌ای لوسی اومد

215
00:21:17,693 --> 00:21:19,293
‫دی‌ان‌ای روری باهاش مطابقت نداشت

216
00:21:19,903 --> 00:21:20,862
‫گوه توش

217
00:21:23,282 --> 00:21:24,832
‫آزمایشه پدرش رو مشخص نکرده بود؟

218
00:21:25,742 --> 00:21:29,087
‫از اونجایی که باهاشون صمیمی بودی
‫گفتم شاید تو خبر داشته باشی

219
00:21:29,162 --> 00:21:31,623
‫البته اون‌قدرها هم
‫باهاشون صمیمی نبودم، مارشال

220
00:21:35,210 --> 00:21:35,969
‫خب که چی؟

221
00:21:36,044 --> 00:21:39,431
‫به‌نظرت لوسی قبل از اینکه برگرده اینجا
‫پیش پدر واقعیش بوده؟

222
00:21:39,506 --> 00:21:40,724
‫نمی‌دونم

223
00:21:40,799 --> 00:21:44,978
‫وقتی لوسی گم شد،
‫اون‌قدر مطمئن بودم روری کُشتتش که

224
00:21:45,053 --> 00:21:47,014
‫اون‌جوری که باید دنبالش نگشتم

225
00:21:48,181 --> 00:21:49,808
‫لوسی بیرون از پارک بود, من…

226
00:21:51,143 --> 00:21:52,986
‫باید پیداش می کردم

227
00:21:53,061 --> 00:21:54,604
‫نه، الان گفتنش آسونه

228
00:21:55,897 --> 00:21:57,733
‫اون موقع‌ها حواسم بهت بود

229
00:21:58,608 --> 00:21:59,943
‫در حقش کوتاهی نکردی

230
00:22:04,614 --> 00:22:06,325
‫میگم جسدش رو بهت تحویل بدن

231
00:22:08,994 --> 00:22:10,037
‫ممنون، مارشال

232
00:22:12,080 --> 00:22:13,498
‫مطمئنی؟

233
00:22:16,001 --> 00:22:18,086
‫پس بعداً می‌بینمت

234
00:22:18,837 --> 00:22:20,887
‫بهت توصیه می‌کنم
‫چهارچشمی مراقب پاهات باشی

235
00:22:21,340 --> 00:22:24,259
‫هر آن ممکنه ویوو بیاد و
‫صاف ببردت ته دریاچه

236
00:22:25,510 --> 00:22:27,980
‫ولی اون روحه تا کسی خودش نخواد

237
00:22:28,055 --> 00:22:29,806
‫جایی نمی‌برتش

238
00:22:31,099 --> 00:22:33,101
‫جیغ‌هاش رو که نشنیدی، نه؟

239
00:22:51,787 --> 00:22:54,831
‫باید دنبالش بگردم,
‫این دِینیه که به گردنمه

240
00:22:55,624 --> 00:22:58,176
‫لوسی دیگه یه بچۀ گم‌شده نیست، کایل

241
00:22:58,251 --> 00:22:59,920
‫ولی یه تیکه از زندگیش هنوز گم‌شده‌ست

242
00:23:00,587 --> 00:23:01,972
‫اگه بتونم جاهای خالی رو پر کنم,,,

243
00:23:02,047 --> 00:23:04,299
‫اگه چیزی باشه که
‫سال‌ها پیش از نظرم پنهون مونده,,,

244
00:23:05,092 --> 00:23:06,942
‫دوباره با اون پسره که توی
‫فوت‌لاکر کار می‌کرد حرف زدم

245
00:23:07,344 --> 00:23:08,812
‫گفت اون دختری که فکر می‌کرد لوسی بوده

246
00:23:08,887 --> 00:23:11,515
‫توی یه پرورشگاه خارج از
‫یلتونِ ایالت نوادا زندگی می‌کرده

247
00:23:12,057 --> 00:23:13,984
‫مطمئن این سرنخ درستیـه؟

248
00:23:14,059 --> 00:23:16,269
‫یعنی من حتی مطمئن نیستم خودش باشه

249
00:23:19,022 --> 00:23:20,524
‫تنها سرنخیـه که دارم

250
00:23:34,501 --> 00:23:38,001
‫« به ایالت نوادا خوش آمدید »

251
00:24:44,483 --> 00:24:46,485
‫کسی نیست؟ مأمور فدرال

252
00:24:55,702 --> 00:24:56,620
‫کسی نیست؟

253
00:25:22,562 --> 00:25:26,233
‫همه کسانی که امروز آرزوی
‫نجات دارن، لطفاً میشه بلند بشن؟

254
00:25:27,567 --> 00:25:28,952
‫بلند شید

255
00:25:30,027 --> 00:25:32,614
‫شما خانم گیبز هستید؟

256
00:25:35,617 --> 00:25:36,868
‫سلام؟

257
00:25:40,038 --> 00:25:41,122
‫بنده مأمور فدرال هستم

258
00:25:41,748 --> 00:25:44,918
‫اگه ایرادی نداره، می‌خواستم
‫چند تا سؤال ازتون بپرسم

259
00:25:52,384 --> 00:25:53,635
‫فقط چند لحظه وقتتون رو می‌گیرم

260
00:25:58,515 --> 00:26:02,602
‫دنبال اطلاعات از یه دختری می‌گردم که
‫سال‌ها پیش اینجا زندگی می‌کرده

261
00:26:03,812 --> 00:26:05,230
‫اسمش لوسی کوک بود

262
00:26:06,064 --> 00:26:07,190
‫یا گریس مک‌ری

263
00:26:10,610 --> 00:26:11,695
‫اینم عکسش

264
00:26:12,654 --> 00:26:14,698
‫این یکی لوسیـه

265
00:26:15,782 --> 00:26:16,950
‫یا گریس

266
00:26:17,701 --> 00:26:20,954
‫این عکس حدوداً 15 سال پیش
‫توی کلیسای شما گرفته شده

267
00:26:21,997 --> 00:26:23,632
‫یادتون میاد کی اونو آورد اینجا؟

268
00:26:23,707 --> 00:26:26,793
‫گریس به زودی با بقیه‌ی بچه‌ها برمی‌گرده

269
00:26:32,882 --> 00:26:34,100
‫الان شوهرتون اینجاست؟

270
00:26:34,175 --> 00:26:37,804
‫لستر بهم گفته با هیچکس حرف نزنم

271
00:26:44,519 --> 00:26:47,272
‫اون اتاق فیثـه

272
00:26:48,440 --> 00:26:49,649
‫فقط واسه اونه

273
00:26:54,738 --> 00:26:55,738
‫فیث دخترتون؟

274
00:26:58,241 --> 00:26:59,743
‫الان کجاست؟

275
00:27:00,660 --> 00:27:01,870
‫اینجاست

276
00:27:03,496 --> 00:27:06,206
‫تازه براش پن‌کیک درست کردم

277
00:27:18,720 --> 00:27:19,679
‫تو کی هستی؟

278
00:28:14,109 --> 00:28:15,110
‫این بچه‌ها

279
00:28:15,985 --> 00:28:18,196
‫این پایین می‌موندن و
‫نه پیش خانواده؟

280
00:28:47,267 --> 00:28:48,727
‫شنیدم دنبال من می‌گشتید

281
00:28:50,812 --> 00:28:52,021
‫من فیث گیبز هستم

282
00:28:53,523 --> 00:28:54,741
‫آره، یادمـه اونو

283
00:28:54,816 --> 00:28:57,402
‫موهاش فرق داشت، ولی گریسـه

284
00:28:58,361 --> 00:29:01,156
‫اصلاً نمی‌دونم از کجا اومده بود,
‫یه روز یهویی پیداش شد,

285
00:29:01,740 --> 00:29:02,824
‫این اتفاق زیاد میفتاد؟

286
00:29:03,533 --> 00:29:04,417
‫آره

287
00:29:04,492 --> 00:29:07,370
‫پدرم یه کار و کاسبی ثانویه‌ی
‫تر و تمیز داشت

288
00:29:08,997 --> 00:29:10,882
‫پس اون این دخترها رو نمی‌دزدید؟

289
00:29:10,957 --> 00:29:12,258
‫نیازی نبود

290
00:29:12,333 --> 00:29:15,011
‫ملت خیال می‌کردن پدر من,,,

291
00:29:15,086 --> 00:29:17,672
‫فرشته‌ی محافظی چیزیـه

292
00:29:18,631 --> 00:29:20,508
‫حتی بابت خدماتش
‫بهش پول می‌دادن

293
00:29:21,634 --> 00:29:23,428
‫فقط یه باند فاسد خونه‌ی پرورشگاهی بود

294
00:29:24,554 --> 00:29:28,057
‫از مادرهای تنها و پدرهای معتاد
‫پول و یارانه‌ی دولتی می‌گرفت,,,

295
00:29:29,809 --> 00:29:32,353
‫همه خیال می‌کردن ما
‫یه خانواده‌ی خوشحال بزرگیم

296
00:29:32,937 --> 00:29:34,322
‫پس اینطور نبوده؟

297
00:29:34,397 --> 00:29:35,315
‫معلومـه که نه

298
00:29:36,399 --> 00:29:37,776
‫به اون بچه‌ها به زور یه لقمه غذا می‌داد

299
00:29:38,443 --> 00:29:40,069
‫در حدی که زنده نگهشون داره

300
00:29:41,154 --> 00:29:43,415
‫اکثر روزها توی زیرزمین
‫زندانی نگهشون می‌داشت

301
00:29:43,490 --> 00:29:46,493
‫من دزدکی پنجره‌شون رو باز می‌کردم
‫تا هوای تازه بهشون برسه

302
00:29:47,076 --> 00:29:49,076
‫چیز دیگه‌ای نیست که
‫بتونی درباره‌اش بهم بگی؟

303
00:29:55,543 --> 00:29:56,711
‫خیلی گریه می‌کرد

304
00:29:58,379 --> 00:30:01,629
‫گمونم کلی دلیل واسه گریه‌هاش داشت،
‫ولی از اکثر بچه‌ها بیشتر گریه می‌کرد

305
00:30:02,091 --> 00:30:05,261
‫همیشه می‌گفت پدرش
‫قراره بیاد دنبالش

306
00:30:06,387 --> 00:30:08,440
‫از پدرش هیچی بهتون نگفت؟

307
00:30:08,515 --> 00:30:10,525
‫همه‌شون از پدر و مادرشون حرف می‌زدن

308
00:30:10,600 --> 00:30:14,450
‫اینکه یکی قراره یه روز پیداش بشه و
‫اونا رو برگردونه به خونه‌ی عزیزشون

309
00:30:15,355 --> 00:30:17,565
‫ولی همه‌اش قصه‌ست,
‫هیچکس نیومد دنبالشون,

310
00:30:18,191 --> 00:30:21,611
‫گریس چند سالی دووم آورد و
‫بعدش فرار کرد

311
00:30:23,112 --> 00:30:25,331
‫هر وقت کسی می‌پرسید که اون کجا رفته

312
00:30:25,406 --> 00:30:28,418
‫پدر و مادرم می‌گفتن که
‫خانواده‌اش اومدن دنبالش

313
00:30:28,493 --> 00:30:30,411
‫یه پایان خوش تمیز و شاد

314
00:30:33,331 --> 00:30:34,707
‫پدرت چی؟

315
00:30:37,043 --> 00:30:38,428
‫ایشالا که گور به گور شده باشه

316
00:30:38,503 --> 00:30:40,129
‫امیدوارم مرگش با درد بوده باشه

317
00:30:40,630 --> 00:30:42,131
‫فیث، نوشیدنی‌ها حاضرن

318
00:30:45,927 --> 00:30:47,846
‫ممنون که باهام حرف زدی

319
00:30:48,721 --> 00:30:50,815
‫- می‌خوای یه گلویی تازه کنی؟
‫- نه, شاید دفعه‌ی بعدی

320
00:30:50,890 --> 00:30:51,900
‫باشه

321
00:30:51,975 --> 00:30:54,185
‫این شمارۀ منـه

322
00:30:55,228 --> 00:30:57,178
‫چیز دیگه‌ای به ذهنت رسید،
‫یه زنگ بهم می‌زنی؟

323
00:30:58,189 --> 00:30:59,941
‫آره, ممنون

324
00:31:03,903 --> 00:31:04,737
‫آهای

325
00:31:06,072 --> 00:31:07,907
‫اگه گریس رو دیدی,,,

326
00:31:08,783 --> 00:31:10,326
‫بهش بگو که من گفتم: متأسفم

327
00:31:18,293 --> 00:31:20,253
‫وایسا! اون یجور پلیس بود

328
00:31:21,129 --> 00:31:22,213
‫بابای گریس رو میگم

329
00:31:23,381 --> 00:31:25,842
‫الان یادم افتاد,
‫اون بود که همیشه می‌گفت

330
00:31:26,509 --> 00:31:29,053
‫باباش میاد بابای منو دستگیر می‌کنه و
‫می‎ندازتش زندان

331
00:31:30,388 --> 00:31:34,309
‫می‌دونستم خیالاتِ یه دختر کوچولوئـه،
‫ولی هر بار که می‌گفت،

332
00:31:35,143 --> 00:31:37,228
‫از ته دل می‌خواستم واقعیت باشه

333
00:31:39,606 --> 00:31:40,480
‫بگذریم,,,

334
00:31:51,743 --> 00:31:53,411
‫سلام, میشه یه لطفی بهم بکنی,,,

335
00:31:54,162 --> 00:31:55,038
‫غیررسمی

336
00:32:31,991 --> 00:32:34,669
‫من و راسکو این اواخر کلی لم دادیم

337
00:32:34,744 --> 00:32:38,957
‫گفتم بد نیست دو تا پیرسگ یه قدمی بزنن

338
00:32:40,249 --> 00:32:41,542
‫اینجا پاتوق‌مون بود

339
00:32:44,045 --> 00:32:45,421
‫چطوری رسیدی اونجا؟

340
00:32:48,716 --> 00:32:49,759
‫اون بچه درست می‌گفت

341
00:32:50,677 --> 00:32:51,719
‫لوسی اونجا بوده

342
00:32:55,098 --> 00:32:57,016
‫چیزی پیدا کردی که کمکی بکنه؟

343
00:32:58,434 --> 00:33:01,396
‫به آزمایشگاه گفتم نتیجه آزمایش
‫دی‌ان‌ای لوسی رو دوباره بفرسته، پال

344
00:33:04,023 --> 00:33:05,400
‫من که قبلاً برات فرستادمش

345
00:33:06,985 --> 00:33:07,819
‫آره

346
00:33:09,278 --> 00:33:11,656
‫ولی دخترت کیت رو از کنار گذاشتی

347
00:33:14,242 --> 00:33:17,245
‫به خاطر دستگیری سال گذشته‌اش
‫اسمش توی سیستم بود

348
00:33:23,626 --> 00:33:24,961
‫من دخترم کیت رو دوست دارم، ولی

349
00:33:26,295 --> 00:33:28,631
‫دردسر هیچ‌وقت ول‌کُنش نیست

350
00:33:29,841 --> 00:33:31,267
‫مثل فضله‌ی اسب به تهِ کفش

351
00:33:31,342 --> 00:33:33,803
‫هر جا که میره دردسر هم
‫مثل آهن‌ربا میاد سراغش

352
00:34:12,759 --> 00:34:14,260
‫تولد شش سالگی لوسی‌ـه

353
00:34:20,016 --> 00:34:21,142
‫مری خبر داره؟

354
00:34:24,645 --> 00:34:25,521
‫نه

355
00:34:26,272 --> 00:34:28,566
‫اگه می‌فهمید صد درصد
‫خانواده‌مون به فنا می‌رفت

356
00:34:30,651 --> 00:34:33,446
‫راستش لوسی هم حتی خبر نداشت

357
00:34:34,739 --> 00:34:36,449
‫تا روزهای آخر مگی

358
00:34:37,617 --> 00:34:38,743
‫به نظرم لوسی,,,

359
00:34:39,911 --> 00:34:42,705
‫اون از تنها بودن می‌ترسید،
‫پس مگی بهش گفت,,,

360
00:34:43,790 --> 00:34:44,957
‫که,,,

361
00:34:46,626 --> 00:34:47,877
‫که من پدرشم

362
00:34:53,341 --> 00:34:55,760
‫مگی هم ازت خواست لوسی رو
‫از روری دور کنی؟

363
00:34:57,512 --> 00:34:59,889
‫وصیت قبل از مرگش همین بود

364
00:35:03,017 --> 00:35:04,402
‫بردنش راحت بود

365
00:35:04,477 --> 00:35:08,856
‫همه می‌دونستن روری
‫اون و مگی رو کتک می‌زد، پس,,,

366
00:35:09,899 --> 00:35:13,236
‫ناپدید شدن لوسی
‫به راحتی میفتاد گردن روری

367
00:35:19,325 --> 00:35:22,370
‫خب چی؟ بردیش اون اونجا که
‫از ایالت خارجش کنی؟

368
00:35:23,037 --> 00:35:23,871
‫آره

369
00:35:24,997 --> 00:35:28,126
‫شنیده بودم خانواده‌ی گیبز
‫آدمای خوبی‌ان و,,,

370
00:35:29,544 --> 00:35:32,130
‫اگه پول خوبی بهشون بدی،
‫دهن‌شون چفت و بَست داره

371
00:35:32,922 --> 00:35:33,840
‫من,,,

372
00:35:34,966 --> 00:35:37,435
‫کایل، من فکر می‌کردم
‫لوسی اونجا در امانـه

373
00:35:37,510 --> 00:35:39,220
‫به خدا همچین فکری می‌کردم

374
00:35:42,265 --> 00:35:44,350
‫و بهش گفتی که برمی‌گردی دنبالش

375
00:35:44,851 --> 00:35:48,604
‫- قرار بوده فقط یه مدت نباشی
‫- نمی‌دونم, شاید گفتم, من,,,

376
00:35:49,397 --> 00:35:53,526
‫می‌خواستم در حق لوسی و
‫مگی خوبی کنم، ولی من,,,

377
00:35:54,569 --> 00:35:58,072
‫من همسر و خانواده داشتم که
‫باید ازشون مراقبت می‌کردم

378
00:36:00,825 --> 00:36:04,375
‫بعدش وقتی روری به خاطرش کُشته شد،
‫دیگه راهی برای جبرانش نبود

379
00:36:05,329 --> 00:36:07,957
‫حتی وقتی که از اونجا فرار کرد و
‫برگشت پیشت هم راهی نبود؟

380
00:36:10,042 --> 00:36:12,929
‫اون‌وقت همه‌چیزم رو از دست می‌دادم,
‫شغلم، خانواده‌ام,,,

381
00:36:13,004 --> 00:36:17,300
‫به لوسی گفتم که کمکش می‌کنم،
‫یه جای بهتری براش پیدا می‌کنم که زندگی کنه

382
00:36:18,217 --> 00:36:19,385
‫ولی فرار کرد

383
00:36:20,303 --> 00:36:23,598
‫تقصیری نداره,,, بعد از اتفاقی که
‫دفعه‌ی اول براش افتاد

384
00:36:24,682 --> 00:36:25,850
‫من ناامیدش کردم

385
00:36:27,435 --> 00:36:28,269
‫آره

386
00:36:29,353 --> 00:36:32,231
‫بعد از اون روز دیگه هرگز ندیدمش

387
00:36:35,651 --> 00:36:38,201
‫قلبم شکست که با مگوایر دم‌خور شد,,,

388
00:36:53,294 --> 00:36:55,087
‫تفنگ‌های شکاری‌ت رو لازم دارم

389
00:36:56,631 --> 00:36:57,840
‫واسه آزمایش پرتابه‌شناسی

390
00:36:59,342 --> 00:37:02,270
‫یا خدا، کایل, من بزرگ‌ترین
‫راز زندگیم رو بهت گفتم

391
00:37:02,345 --> 00:37:06,349
‫بعد تو از این رسیدی به اینکه
‫خودم بچه‌مو بکُشم؟

392
00:37:07,808 --> 00:37:11,237
‫زنگ می‌زنم دیکسون، بهش میگم
‫بره خونه‌ات و برشون داره

393
00:37:11,312 --> 00:37:13,489
‫بهتره به مری خبر بدی که داره میاد

394
00:37:13,564 --> 00:37:16,159
‫نمی‌دونم قراره چطوری بهش توضیح بدم

395
00:37:16,234 --> 00:37:19,278
‫ولی اگه تنها راه رفع اتهام همینـه، باشه

396
00:37:24,825 --> 00:37:27,535
‫کایل! کایل!
‫وایسا، وایسا، وایسا، وایسا

397
00:37:35,586 --> 00:37:39,632
‫من اسلحه‌هامو به رفقا و
‫دوستانی که باهاشون شکار میرم قرض میدم

398
00:37:40,132 --> 00:37:43,311
‫اکثر اوقات خودم هم باهاشون هستم
‫ولی همیشه نه و,,,

399
00:37:43,386 --> 00:37:45,972
‫من,,, دقیقاً نمی‌دونم کی,,,

400
00:37:47,473 --> 00:37:48,516
‫کی,,,

401
00:37:53,604 --> 00:37:54,647
‫وای لعنت بهش

402
00:38:01,070 --> 00:38:03,497
‫من تا همین یک سال پیش اینا
‫حتی نمی‌دونستم

403
00:38:03,572 --> 00:38:06,409
‫لوسی هنوز توی پارکـه

404
00:38:08,244 --> 00:38:09,870
‫اومد دم خونه‌ام

405
00:38:11,038 --> 00:38:12,957
‫پول می‌خواست, بهش دادم

406
00:38:13,749 --> 00:38:17,545
‫بعدش دیگه مدام می‌اومد،
‫هر بار نرخ بالاتر می‌رفت،

407
00:38:18,587 --> 00:38:22,967
‫تهدیدم می‌کرد اگه بهش پول ندم
‫چه بلاهایی سرم میاره

408
00:38:23,467 --> 00:38:25,219
‫می‌گفت چه صدماتی می‌تونه بهم بزنه

409
00:38:25,720 --> 00:38:28,773
‫سعی کردم بهش بگم چقدر متأسفم،
‫ولی دیگه گوشش بدهکار نبود

410
00:38:28,848 --> 00:38:33,477
‫فقط می‌خواست همون دردی رو
‫بهم تحمیل کنه که من بهش تحمیل کردم

411
00:38:34,228 --> 00:38:36,063
‫بعدش آخرین بار,,,

412
00:38:37,273 --> 00:38:38,741
‫داشتم از سیدی مراقبت می‎کردم

413
00:38:38,816 --> 00:38:40,826
‫فکر کردم داره توی اتاقش چرت می‌زنه

414
00:38:40,901 --> 00:38:44,497
‫ولی وقتی رفتم داخل، یه یادداشت
‫روی بالش بود

415
00:38:44,572 --> 00:38:49,327
‫نوشته بود «من و سیدی
‫می‌ریم دیدن لستر»

416
00:38:50,077 --> 00:38:51,579
‫وای خدا

417
00:38:52,830 --> 00:38:56,592
‫من هم کل جنگل رو زیر و رو کردم و
‫دنبال‌شون گشتم,,,

418
00:38:56,667 --> 00:38:58,386
‫بعدش بهم زنگ زدن

419
00:38:58,461 --> 00:39:02,465
‫یکی سیدی رو بالای پرتگاه
‫نزدیک خونه‌ی قدیمی مگی دیده بود

420
00:39:03,132 --> 00:39:05,101
‫وقتی سیدی رو صحیح و
‫سالم برگردوندم خونه

421
00:39:05,176 --> 00:39:06,852
‫رفتم دنبال لوسی

422
00:39:06,927 --> 00:39:08,179
‫قصد داشتم,,,,

423
00:39:09,930 --> 00:39:11,732
‫قرار بود فقط یه کاری کنم حرف گوش بده

424
00:39:11,807 --> 00:39:13,808
‫بهش بگم نباید دیگه
‫این قضیه ادامه پیدا کنه

425
00:39:16,354 --> 00:39:17,980
‫بعدش وقتی دیدمش

426
00:39:19,607 --> 00:39:23,235
‫فقط می‌خواستم وایسته
‫تا باهاش حرف بزنم

427
00:39:24,111 --> 00:39:27,405
‫کایل، به خدا قسم
‫اصلاً قصد نداشتم بهش صدمه بزنم

428
00:39:31,619 --> 00:39:33,337
‫بعدش وقتی دیدم زمین خورد، من,,,

429
00:39:33,412 --> 00:39:36,082
‫می‌دونستم که خیال کرده
‫می‌خوام بکُشمش

430
00:39:37,208 --> 00:39:39,794
‫می‌دونستم کمک‌لازمه
‫ولی من گمش کردم

431
00:39:40,461 --> 00:39:44,589
‫تا اینکه ردش رو پیدا کردم و
‫داشت می‌رفت سمت ال‌کاپیتان

432
00:40:39,228 --> 00:40:43,866
‫فقط می‌خواستم بدونه که
‫من مجبور بودم از خانواده‌ام محافظت کنم

433
00:40:43,941 --> 00:40:46,410
‫- این,,,
‫- اون هم خانواده‌ات بود، پال

434
00:40:46,485 --> 00:40:47,403
‫خدایا!

435
00:40:48,529 --> 00:40:49,663
‫لوسی هم خانواده‌ات بود

436
00:40:49,738 --> 00:40:51,665
‫من کم اشتباه نکردم

437
00:40:51,740 --> 00:40:53,626
‫ولی قرار نبود هیچ کدوم از این اتفاقات بیفته

438
00:40:53,701 --> 00:40:55,244
‫باید جبرانش کنی

439
00:40:56,370 --> 00:40:58,080
‫باید بیای توی راه راست

440
00:40:59,623 --> 00:41:00,582
‫نمی‌تونم

441
00:41:03,836 --> 00:41:04,670
‫خدایا

442
00:41:05,588 --> 00:41:06,589
‫کایل؟

443
00:41:07,298 --> 00:41:08,132
‫کایل

444
00:41:15,300 --> 00:41:16,732
‫من می‌تونم,,,

445
00:41:16,807 --> 00:41:18,526
‫من می‌تونم مشکل تعلیق‌شدنت رو حل کنم

446
00:41:18,601 --> 00:41:22,521
‫می‌تونم ردیفش کنم تا
‫توی پارک پیش کیلب بمونی

447
00:41:24,231 --> 00:41:25,825
‫راجع به لوسی بهش چی بگم اون‌وقت؟

448
00:41:25,900 --> 00:41:27,485
‫وای خدا,,,

449
00:41:32,907 --> 00:41:33,924
‫کایل!

450
00:41:35,284 --> 00:41:36,494
‫کایل، وایسا!

451
00:41:38,871 --> 00:41:39,947
‫وایسا!

452
00:41:42,750 --> 00:41:43,809
‫متأسفم!

453
00:41:59,266 --> 00:42:00,434
‫وای خدا!

454
00:43:33,360 --> 00:43:34,420
‫زود باش!

455
00:44:26,747 --> 00:44:27,765
‫متأسفم

456
00:44:31,627 --> 00:44:33,295
‫فکر کنم هنوز آماده نیستم

457
00:44:34,963 --> 00:44:36,256
‫مشکلی نیست

458
00:44:44,181 --> 00:44:45,724
‫مهم نیست هر جا باشم,,,

459
00:44:47,893 --> 00:44:48,936
‫یا هر جا برم,,,

460
00:44:51,772 --> 00:44:53,273
‫تو همیشه با منی

461
00:44:56,652 --> 00:44:58,400
‫می‌دونم، بابا

462
00:45:38,360 --> 00:45:42,865
‫«اسب رو برات گذاشتم،
‫یادت نره بهش غذا بدی!»

463
00:47:02,000 --> 00:47:12,000
  جديدترين اخبار فيلم و سريال در کانال تلگرام و پیج اینستاگرام :
  .:: @MiraMovie1 ::.
  .:: @myZedMovie ::.

464
00:47:34,200 --> 00:47:36,800
‫«در حال ترک کردن
‫پارک ملی یوسمیتی هستید»

465
00:47:44,000 --> 00:47:54,000
  جديدترين اخبار فيلم و سريال در کانال تلگرام و پیج اینستاگرام :
  .:: @MiraMovie1 ::.
  .:: @myZedMovie ::.

