﻿1
00:00:10,361 --> 00:00:13,457
‫بیاین اینجا!
‫یه چیزی پیدا کردیم!

2
00:00:21,596 --> 00:00:23,853
‫گیر کرده.

3
00:00:24,868 --> 00:00:26,798
‫بیا نزدیک‌تر.

4
00:00:30,158 --> 00:00:31,934
‫ای بابا.

5
00:00:33,243 --> 00:00:36,142
‫- توندا، یه کمی برو راست.
‫- باشه.

6
00:00:41,140 --> 00:00:43,521
‫اون طرفِ شاخه.

7
00:00:53,382 --> 00:00:55,539
‫چیه؟

8
00:00:56,752 --> 00:00:58,769
‫خوکه.

9
00:01:01,128 --> 00:01:04,256
‫چیزی نیست، یه خوکه.

10
00:01:14,252 --> 00:01:16,255
‫خانم سیکوروا.

11
00:01:17,857 --> 00:01:22,779
‫سربازرس رِینار، از پلیس جنایی.
‫میشه باهاتون صحبت کنم؟

12
00:01:24,880 --> 00:01:25,880
‫بله.

13
00:01:32,320 --> 00:01:39,320
<b><font color="#00abfd"> دانلود فیلم و سریال با زیرنویس چسبیده 
  ..:: MiraMovie.Top ::..</font></b>
  <b><font color="#FFC947"> ..:: MyZed.Top ::..</font></b>

14
00:02:59,400 --> 00:03:04,560
‫پوستینا

15
00:03:05,405 --> 00:03:07,583
‫آخرین بار کی دیدینش؟

16
00:03:07,622 --> 00:03:11,083
‫- همین صبح، وقتی رفت مدرسه.
‫- چی پوشیده بود؟

17
00:03:11,822 --> 00:03:13,771
‫شلوار جین... جین آبی و...

18
00:03:13,786 --> 00:03:16,919
‫سبز. امروز سبزه رو پوشیده بود.

19
00:03:18,711 --> 00:03:23,365
‫جین سبزِ روشن و
‫یه پلیور تقریباً زردآلویی.

20
00:03:23,496 --> 00:03:28,275
‫- زردآلویی؟
‫- و یه ژاکت قهوه‌ای چارخونه.

21
00:03:28,617 --> 00:03:33,662
‫به همکارهام گفتید که نزدیک‌های ۳:۳۰ ظهر،
‫توی ایستگاه اتوبوس نزدیک خوکداری، پیاده شده.

22
00:03:33,781 --> 00:03:36,870
‫با لویزا میکولیک صحبت کردیم.
‫اون راننده بوده.

23
00:03:36,978 --> 00:03:38,749
‫همیشه این طرف‌ها پیاده میشه؟

24
00:03:39,027 --> 00:03:41,413
‫نه، گفتیم شاید خواسته پیش باباش بره.

25
00:03:41,433 --> 00:03:44,535
‫خونه‌ش دور نیست، همین نزدیکی‌ها یه کلبه داره.

26
00:03:45,497 --> 00:03:49,548
‫- پدرش با شما زندگی نمی‌کنه؟
‫- نه، تو خونۀ خودشه.

27
00:03:50,762 --> 00:03:53,767
‫- مریضه.
‫- چه جور مریضی‌ای؟

28
00:03:55,240 --> 00:03:58,542
‫- مشکلات روانی داره.
‫- چه جور مشکلی؟

29
00:04:00,161 --> 00:04:04,381
‫- اختلال دوقطبی.
‫- الان هم خونه‌ست؟

30
00:04:04,658 --> 00:04:07,755
‫فکر کنم. ولی میشا اونجا نبود،
‫دنبالش گشتیم.

31
00:04:08,239 --> 00:04:11,894
‫- میشه یه نگاهی به اتاق میشا بندازم؟
‫- بله.

32
00:04:18,161 --> 00:04:20,575
‫کدومو بگیرم...

33
00:04:22,012 --> 00:04:24,024
‫لامبورگینی یا پورشه؟

34
00:04:25,412 --> 00:04:28,261
‫- پورشه بهتره، نه؟
‫- آره.

35
00:04:28,795 --> 00:04:31,800
‫شکلات هم می‌خوام.
‫بزرگترینش کدومه؟

36
00:04:31,827 --> 00:04:34,853
‫- اون شکلات میلکا ۳۰۰ گرمیه.
‫- دیدم.

37
00:04:36,867 --> 00:04:38,806
هنوز ‫چیزی نشده، ۳ سالشه.

38
00:04:38,822 --> 00:04:42,044
‫انگار همین دیروز بود که یه سالش شد.
‫چشم به هم بزنی، مدرسه‌ست.

39
00:04:42,191 --> 00:04:44,869
‫- همین الان حساب می‌کنی؟
‫- آره.

40
00:04:45,941 --> 00:04:47,921
‫۷۵۰تا...

41
00:04:50,274 --> 00:04:52,774
‫- ممنون، خدافظ.
‫- خدافظ.

42
00:05:15,656 --> 00:05:17,505
‫- یه نگاه بنداز.
‫- ایول.

43
00:05:17,594 --> 00:05:21,227
‫- باحاله، نه؟
‫- آره، زیاد لوسش نکن.

44
00:05:21,489 --> 00:05:24,267
‫آره، همین یه کادوی تولد لوسش می‌کنه!

45
00:05:24,308 --> 00:05:28,659
‫پس کادوی عموجون چی میشه؟
‫عمویی، دلش برا خاله تنگ شده.

46
00:05:30,428 --> 00:05:32,688
‫اونجا رو نگاه کن.

47
00:05:32,784 --> 00:05:34,362
‫کیه مگه؟

48
00:05:41,030 --> 00:05:43,559
‫بسِت نبود، پیرمرد؟

49
00:05:44,867 --> 00:05:47,035
‫چی کار داری اینجا، مرتیکۀ کثافت؟

50
00:05:47,070 --> 00:05:49,668
‫کدوم قسمت «نزدیکش نشو» رو نفهمیدی؟

51
00:05:49,707 --> 00:05:53,124
‫- چرا؟ مگه چی کار کردم؟
‫- نمی‌دونی؟

52
00:05:53,427 --> 00:05:55,952
‫امروز بعد از ظهر، خونۀ من بودیم.

53
00:05:56,592 --> 00:05:58,936
‫یادمه از اینجا سوارت کردم.

54
00:05:59,452 --> 00:06:00,897
‫خب که چی؟

55
00:06:00,991 --> 00:06:04,119
‫- بعدش چی شد؟
‫- خودت بگو.

56
00:06:05,833 --> 00:06:11,143
‫دخترم خونه نبود؟
‫اسمش میشاست. ۱۴ سالشه.

57
00:06:12,626 --> 00:06:15,237
‫- کسی اونجا نبود.
‫- تموم‌مدت؟

58
00:06:16,439 --> 00:06:18,002
‫آره.

59
00:06:32,447 --> 00:06:34,862
‫این دیگه قضیه‌ش چی بود؟

60
00:07:03,108 --> 00:07:05,269
‫دخترتون دلیلی برای فرار نداشت؟

61
00:07:05,282 --> 00:07:06,449
‫نه.

62
00:07:10,199 --> 00:07:13,691
‫منظورم اینه که شاید بحثی یا چیزی پیش اومده.

63
00:07:14,906 --> 00:07:17,562
‫اونجوری که باید همیشه فرار می‌کرد.

64
00:07:17,625 --> 00:07:19,198
‫منظورت چیه؟

65
00:07:19,804 --> 00:07:26,158
‫- از جر و بحث بدش نمیومد.
‫- ۱۴ سالشه، بچه‌ست هنوز. غیر از این، دختریه مثل بقیه.

66
00:07:34,149 --> 00:07:37,168
‫- کلیدشو ندارین؟
‫- نه.

67
00:08:01,948 --> 00:08:04,368
‫من یه مهدکودک نزدیک جنگل دارم.

68
00:08:04,474 --> 00:08:07,769
‫چند روز پیش، الاغی که
‫مال بچه‌ها بود رو کشته بودن.

69
00:08:08,185 --> 00:08:11,690
‫با سیم خاردار، از درخت دارش زده بودن.

70
00:08:12,215 --> 00:08:14,555
‫- گزارشش کردی؟
‫- آره.

71
00:08:24,629 --> 00:08:26,757
‫هنوز پیداش نشده؟

72
00:08:27,733 --> 00:08:29,015
‫شوهرمه.

73
00:08:29,366 --> 00:08:31,124
‫سلام آقا.

74
00:08:34,302 --> 00:08:36,843
‫- بفرمایید.
‫- ممنون.

75
00:08:40,897 --> 00:08:43,125
‫چه اتفاقی برات افتاده؟

76
00:08:44,288 --> 00:08:45,570
‫منظورت چیه؟

77
00:08:49,468 --> 00:08:51,899
‫به گمونم زمین خوردم.

78
00:08:52,923 --> 00:08:54,827
‫امروز؟

79
00:08:56,828 --> 00:08:58,841
‫پیش دکتر رفتی؟

80
00:09:02,923 --> 00:09:06,289
‫میگن که دخترت امروز عصر اومده دیدنت.

81
00:09:08,845 --> 00:09:10,735
‫خونه نبودم.

82
00:09:12,509 --> 00:09:14,469
‫کی برگشتی؟

83
00:09:16,760 --> 00:09:18,899
‫هنوز هوا روشن بود.

84
00:09:22,651 --> 00:09:24,626
‫آخرین بار کی باهاش حرف زدی؟

85
00:09:26,993 --> 00:09:28,368
‫هفتۀ قبل.

86
00:09:30,724 --> 00:09:33,524
‫متوجه چیز عجیبی نشدی؟

87
00:09:35,989 --> 00:09:37,837
‫خوشحال بود.

88
00:09:40,720 --> 00:09:42,634
‫یعنی چی خوشحال بود؟

89
00:09:45,114 --> 00:09:47,664
‫صورتش گل انداخته بود.

90
00:09:51,551 --> 00:09:53,906
‫گفتم شاید عاشق شده.

91
00:09:54,157 --> 00:09:56,462
‫به فکرت نرسید عاشق کی شده؟

92
00:09:56,485 --> 00:09:57,149
‫نه.

93
00:09:57,175 --> 00:09:59,813
‫چرت و پرته.
‫اگه بود، می‌فهمیدم.

94
00:10:07,604 --> 00:10:08,929
‫الو؟

95
00:10:14,321 --> 00:10:15,815
‫کِی؟

96
00:10:18,435 --> 00:10:19,890
‫تو راهم.

97
00:10:20,525 --> 00:10:21,788
‫چیه؟ چی شده؟

98
00:10:22,030 --> 00:10:25,078
‫خانم سیکوروا، به محض رسیدن خبری،
‫باهاتون تماس می‌گیریم.

99
00:10:25,109 --> 00:10:29,015
‫در ضمن، یه عکسِ تازه‌گرفته‌شده
‫از میشا هم می‌خوایم.

100
00:10:29,030 --> 00:10:31,921
‫- باشه.
‫- تا که رسماً جستجو رو شروع کنیم.

101
00:10:31,937 --> 00:10:33,781
‫- خدا نگهدار.
‫- خدا نگهدار.

102
00:10:57,366 --> 00:11:00,561
‫- این یکی مال منه!
‫- می‌دونم.

103
00:11:10,923 --> 00:11:13,516
‫یه پا کلکسیونری، پدرو.

104
00:11:15,540 --> 00:11:18,360
‫جلق زدن که جرم نیست، جرمه؟

105
00:11:19,371 --> 00:11:22,789
‫- برا تو باید جرم حساب شه.
‫- لاشی.

106
00:11:31,149 --> 00:11:33,531
‫- تیبور!
‫- چیه؟

107
00:11:34,079 --> 00:11:36,219
‫چی تو دستته؟

108
00:11:38,858 --> 00:11:41,816
‫- هیچی.
‫- اون یکی.

109
00:11:59,600 --> 00:12:02,501
‫برین تو راهرو! زود!

110
00:12:25,892 --> 00:12:27,795
‫تف به این شانس.

111
00:12:30,693 --> 00:12:34,403
‫تا ساعت ۱۰ هنوز توی اتاقش بوده.
‫همیشه قبل از خواب، اتاقشونو چک می‌کنیم.

112
00:12:34,419 --> 00:12:36,568
‫- قبلاً هم فرار کرده؟
‫- نه. اولین باره.

113
00:12:36,590 --> 00:12:39,372
‫- به خاطر چی اینجاست؟
‫- باباش از پس تربیتش بر نمیومده.

114
00:12:39,380 --> 00:12:43,250
‫۲۰۰ ساعت غیبت از مدرسه داشته
و ‫درگیری با معلم...

115
00:12:50,156 --> 00:12:53,169
‫گشتاپو.
‫<font color="#c0c0c0">(پلیس مخفی آلمان نازی)</font>

116
00:12:55,373 --> 00:12:56,808
‫چی گفتی؟

117
00:12:57,902 --> 00:12:58,785
‫هیچی.

118
00:12:59,308 --> 00:13:01,988
‫چرا ریختین اینجا؟
‫ما که کاری نکردیم.

119
00:13:02,045 --> 00:13:03,519
‫تو ساکت باش.

120
00:13:04,473 --> 00:13:06,277
‫به خاطر پاسکه، مگه نه؟

121
00:13:06,580 --> 00:13:09,926
‫- چیزی درباره‌ش می‌دونی؟
‫- من که ننه‌ش نیستم.

122
00:13:11,011 --> 00:13:13,144
‫شنیدم اون بیرون دوست‌دختر داره؟

123
00:13:13,464 --> 00:13:15,738
‫جدی؟ نوش جونش.

124
00:13:16,613 --> 00:13:19,667
‫- به تو چیزی نگفته؟
‫- به من نه.

125
00:13:33,626 --> 00:13:35,952
‫امروز با تأخیر اومده.

126
00:13:35,954 --> 00:13:38,030
‫مشاورها قبلاً بررسی‌ش کردن.

127
00:13:38,080 --> 00:13:41,488
‫اینجا. قرار بوده تا ۳ ظهر برگرده،
‫ولی بعدِ ۴ برگشته.

128
00:13:41,588 --> 00:13:45,134
‫- دختره کی از اتوبوس پیاده شده؟
‫- نزدیک‌های ۳:۳۰.

129
00:13:46,764 --> 00:13:47,947
‫بیا تو.

130
00:13:49,306 --> 00:13:50,611
‫ببخشید.

131
00:13:50,792 --> 00:13:53,478
‫اینو تو اتاق فلیپه پاسک پیدا کردم.

132
00:13:53,501 --> 00:13:54,775
‫تلفنشه.

133
00:13:55,329 --> 00:13:57,642
‫- مطمئنی تلفن خودشه؟
‫- آره.

134
00:13:57,665 --> 00:13:59,978
‫تلفن دختره هم می‌گفت خارج از دسترسه، نه؟

135
00:14:00,002 --> 00:14:02,689
‫تا حالا همراه میشا سیکوروا ندیدیش؟

136
00:14:03,566 --> 00:14:06,305
‫یکی دو بار...
‫تو وقت آزادش.

137
00:14:07,156 --> 00:14:10,713
‫پس با همدیگه فرار کردن.
‫ته و توشو در بیار.

138
00:14:10,979 --> 00:14:13,681
‫با مرکز هم تماس بگیر.
‫بگو که جستجو رو شروع کنن.

139
00:14:13,707 --> 00:14:16,212
‫- باشه.
‫- ممنون، خداحافظ.

140
00:14:16,330 --> 00:14:18,533
‫- ممنون، خداحافظ.
‫- خداحافظ.

141
00:15:23,530 --> 00:15:26,677
‫باز کن!
‫می‌دونم داخلی!

142
00:15:34,937 --> 00:15:37,827
‫باز کن وگرنه زنگ می‌زنم پلیس.

143
00:15:44,060 --> 00:15:47,061
‫- اونجا چی کار می‌کردی؟
‫- دستشوییم گرفته بود.

144
00:15:47,217 --> 00:15:48,850
‫دو ساعتِ آزگار؟

145
00:15:48,857 --> 00:15:52,796
‫- چرا داد می‌زنی؟
‫- بدهکارم شدم؟ گم شو.

146
00:15:52,974 --> 00:15:54,264
‫تخم حروم!

147
00:15:58,037 --> 00:16:00,323
‫سر راهی!

148
00:16:11,297 --> 00:16:13,757
‫تو رو خدا، کاری باهام نداشته باش!

149
00:16:31,115 --> 00:16:36,630
‫- ببخشید، شما تا رودا میرید؟
‫- نه، نمیرم.

150
00:16:56,226 --> 00:16:59,555
‫تا خودِ رودا نمیرم.
‫ولی می‌تونم تا مورُو برسونمت.

151
00:16:59,584 --> 00:17:01,023
‫خیلی ممنون.

152
00:18:05,220 --> 00:18:06,751
‫چی کار می‌کنی؟

153
00:18:08,347 --> 00:18:10,860
‫دنبال عکسِ میشا می‌گردم.

154
00:18:11,420 --> 00:18:13,853
‫هیچ عکس خوبی پیدا نمیشه.

155
00:18:16,212 --> 00:18:20,081
‫بایدم نشه. به سن بلوغ که رسید،
‫دیگه یه عکس خوبم ازش پیدا نمی‌کنی.

156
00:18:20,683 --> 00:18:21,792
‫چی؟

157
00:18:22,673 --> 00:18:25,417
‫هیچوقت نفهمیدی بدش میاد ازش عکس بگیرن؟

158
00:18:25,432 --> 00:18:28,410
‫چندتا جوشِ صورت داشت، خب که چی؟
‫توی سن اون عادیه.

159
00:18:28,417 --> 00:18:31,530
‫میشا باورش شده بود که
‫زشت‌ترین هیولای روی زمینه.

160
00:18:31,580 --> 00:18:33,785
‫فکر می‌کنی چرا اینقدر آرایش می‌کرد...

161
00:18:33,818 --> 00:18:36,792
‫و همیشه زیر کلاه سوئیشرتش قایم میشد؟

162
00:18:37,878 --> 00:18:40,253
‫توی مدرسه که دیگه ازش عکس گرفتن.

163
00:18:40,273 --> 00:18:43,089
‫تا جایی که من می‌دونم، هیچوقت جایی آفتابی نمی‌شد.

164
00:18:45,871 --> 00:18:48,058
‫بله، سیکوروا هستم.

165
00:18:50,694 --> 00:18:54,074
‫باشه، الان... نه، فراموش نکردم.

166
00:18:55,909 --> 00:18:59,730
‫- می‌دونم، سر ساعت ۱۱.
‫- چی شده؟

167
00:19:00,503 --> 00:19:03,816
‫از ایستگاه تلویزیون بود. ساعت ۱۱ مناظره‌ست.

168
00:19:03,839 --> 00:19:05,855
‫تو که نمیری، میری؟

169
00:19:06,827 --> 00:19:09,491
‫همین نزدیکی‌هاست، نیم‌ساعت دیگه برمی‌گردم.

170
00:19:09,498 --> 00:19:13,272
‫بهشون بگو که چی شده.
‫درک می‌کنن اگه لغوش کنی.

171
00:19:19,373 --> 00:19:20,989
‫مامان!

172
00:19:36,855 --> 00:19:40,386
‫- صبح بخیر.
‫- صبح بخیر. ببخشید.

173
00:19:41,032 --> 00:19:43,885
‫- راحت باش، تمومش کن.
‫- ممنون.

174
00:19:44,684 --> 00:19:46,334
‫هنوز نتونستن پیداش کنن.

175
00:19:47,189 --> 00:19:52,185
‫آخرین بار که کسی دیدتش،
‫ساعت ۳:۳۰، نزدیکی‌های خوکداری بوده.

176
00:19:52,836 --> 00:19:56,076
‫اونجا از اتوبوس پیاده شده.
‫بعدش دیگه خبری نیست.

177
00:19:58,748 --> 00:20:02,272
‫اهالی شهر چی؟
‫واکنششون چی بوده؟

178
00:20:02,392 --> 00:20:04,683
‫خیلی‌ها دارن توی جستجو کمک می‌کنن.

179
00:20:04,947 --> 00:20:07,397
‫حتی اون‌هایی که با سیکوروا مخالفن.

180
00:20:08,726 --> 00:20:11,537
‫- می‌تونی چند روزی مرخصی بگیری؟
‫- آره.

181
00:20:12,740 --> 00:20:16,272
‫تا وقتی که دختره پیداش نشده،
‫نزدیک سیکوروا بمون.

182
00:20:17,324 --> 00:20:21,076
‫ولی بهم اعتماد نداره.
‫می‌دونه واسه تو کار می‌کنم.

183
00:20:23,426 --> 00:20:26,631
‫اینو هم می‌دونه که آدم باوجدانی هستی، نه؟

184
00:20:27,899 --> 00:20:30,108
‫اگه خبری شد، سریع زنگ بزن.

185
00:20:31,198 --> 00:20:33,370
‫یانوش هستم، بفرمایید.

186
00:20:49,677 --> 00:20:54,338
هنوز ‫از میشا خبری نداریم، ولی می‌خوای بری
‫دربارۀ اون همه‌پرسی کوفتی صحبت کنی؟

187
00:20:54,387 --> 00:20:57,262
‫حالش خوبه، چیزیش نشده.
‫پیداش می‌کنیم.

188
00:20:58,360 --> 00:21:00,754
‫اگه می‌خوایم خونه‌مون سالم بمونه...

189
00:21:00,856 --> 00:21:04,074
‫فقط ۱۴ روز وقت داریم که یه کاری بکنیم.

190
00:21:05,946 --> 00:21:08,326
‫دیگه به بن‌بست خوردم.

191
00:21:24,893 --> 00:21:26,658
‫سلام.

192
00:21:31,694 --> 00:21:33,666
‫اینجا چی کار می‌کنی؟

193
00:21:34,167 --> 00:21:35,892
‫به سرت زده؟

194
00:21:37,644 --> 00:21:41,578
‫صبحانه!
‫گفتم یه وعدۀ کامل برات درست کنم.

195
00:21:42,646 --> 00:21:45,851
‫می‌خوای وقتی درست می‌کنی، شعر هم بخونی؟

196
00:21:45,882 --> 00:21:50,406
‫- درک نمی‌کنی چی شده؟
‫- تخم‌مرغ! انرژی لازم داری.

197
00:21:54,482 --> 00:21:56,375
‫چاقو کجاست؟

198
00:22:18,882 --> 00:22:21,020
‫گم شو.

199
00:22:26,325 --> 00:22:28,694
‫گم شو دیگه.

200
00:22:32,321 --> 00:22:34,267
‫به چی زل زدی؟

201
00:23:23,930 --> 00:23:25,625
‫گم شو.

202
00:23:49,605 --> 00:23:50,795
‫سلام.

203
00:23:52,936 --> 00:23:54,546
‫سلام.

204
00:23:56,936 --> 00:23:59,709
‫روزتون بخیر. روز بخیر.

205
00:24:13,449 --> 00:24:18,782
‫به نظرم خوب میشه اگه یه کم چایی درست کنیم
‫و واسه اون‌هایی که توی جنگلن ببریم.

206
00:24:19,105 --> 00:24:21,509
‫یه کُلمن توی انباری هست.

207
00:24:26,425 --> 00:24:28,173
‫بله، سیکوروا هستم.

208
00:24:30,499 --> 00:24:33,720
‫توی راهم.
‫تا ۱۰ دقیقه دیگه اونجام.

209
00:24:34,382 --> 00:24:35,416
‫ممنون.

210
00:24:35,995 --> 00:24:37,696
‫زود برمی‌گردم.

211
00:24:42,819 --> 00:24:44,169
‫سلام.

212
00:24:45,329 --> 00:24:47,468
‫- وقت داری؟
‫- چه خبره؟

213
00:24:48,642 --> 00:24:50,865
‫خبر داری تو کانون چی شده؟

214
00:24:51,081 --> 00:24:54,056
‫- یکی از بچه‌ها دیروز فرار کرده.
‫- کی بهت گفته؟

215
00:24:54,100 --> 00:24:56,091
‫پتره کِروشینا رو دیدم.

216
00:24:56,341 --> 00:24:59,138
‫گفت پلیس فکر می‌کنه با میشا فرار کرده.

217
00:24:59,848 --> 00:25:01,153
‫عالی شد، نه؟

218
00:25:01,190 --> 00:25:04,523
‫دختر کوچولوی شهردار
‫با یه حرومزاده‌ای از کانون فرار می‌کنه!

219
00:25:04,547 --> 00:25:07,650
‫- داریم خودمونو واسه هیچی سکۀ یه پول می‌کنیم!
‫- تند نرو الکی.

220
00:25:07,675 --> 00:25:10,133
‫ پلیس که مسخرۀ مردم نیست، بیاد دروغ بگه.

221
00:25:10,157 --> 00:25:12,351
‫مطمئنی؟ از کجا می‌دونی چی به خورد پلیس‌ها داده؟

222
00:25:12,366 --> 00:25:16,472
‫اصلاً هم ازش بعید نیست.
‫حالا می‌تونه نشون بده که چه مادر دلسوزیه!

223
00:25:17,358 --> 00:25:20,094
‫کلید انباری رو نمیدی؟

224
00:25:22,038 --> 00:25:23,831
‫الان.

225
00:25:26,618 --> 00:25:29,340
‫ایتکا، کلیدها رو برداشتم.

226
00:25:32,241 --> 00:25:34,227
‫لطفاً یه فنجون قهوه.

227
00:25:56,320 --> 00:26:00,856
‫خانم شهردار.
‫تازه از وضعیت دخترتون باخبر شدم.

228
00:26:01,324 --> 00:26:05,246
‫مطمئنم که به خیر می‌گذره.
‫اگه کمکی از دست ما برمیاد...

229
00:26:05,283 --> 00:26:08,859
‫- ممنونم.
‫- شمارۀ تلفنم رو دارید.

230
00:26:09,252 --> 00:26:14,984
‫می‌تونیم به بحث و جدلمون سرِ استخراج معدن ادامه بدیم،
‫ولی به نظرم الان مسئلۀ دخترتون...

231
00:26:49,057 --> 00:26:50,557
<i>‫صبح همگی بخیر.</i>

232
00:26:50,605 --> 00:26:54,926
<i>‫همونطور که قول داده بودیم،
‫به صورت زنده از معدن تورکوو همراه شما هستیم.</i>

233
00:26:55,233 --> 00:27:00,204
<i>‫منافعی که قراره عاید ساکنین شهر بشه،
‫همین حالا هم داره خودشو نشون میده.</i>

234
00:27:00,287 --> 00:27:02,700
<i>‫تنشی که بین همسایه‌هاست،</i>

235
00:27:03,967 --> 00:27:06,538
<i>‫بی‌اعتمادی شهروندها به هم،</i>

236
00:27:07,259 --> 00:27:10,001
<i>‫و در کل یه فضای بد و ناخوشایند.</i>

237
00:27:10,636 --> 00:27:17,536
<i>‫شرکت تورکوو، در عرض چند ماه موفق به انجام کاری شد
‫که رژیم کمونیستی طی چهل سال نتونست انجامش بده.</i>

238
00:27:17,816 --> 00:27:20,074
<i>‫خانم سیکوروا، حتماً شوخی می‌کنید.</i>

239
00:27:20,364 --> 00:27:24,848
‫چجوری آدم می‌تونه توی همچین شهری که
‫مردم با مشکلات ساده و روزمره مواجهن،

240
00:27:24,856 --> 00:27:27,762
<i>‫فضای مثبت و خوشایندی ایجاد کنه؟</i>

241
00:27:28,027 --> 00:27:30,230
<i>‫پس میاید خونه‌هاشون رو قبضه می‌کنین؟</i>

242
00:27:30,261 --> 00:27:32,871
<i>‫جایی که چند دهه زندگی کردن.
‫شما به این می‌گید کمک کردن؟</i>

243
00:27:32,888 --> 00:27:35,459
<i>‫خودتون بهتر می‌دونید که
‫خونۀ هیچ‌کسی قبضه نمیشه.</i>

244
00:27:35,506 --> 00:27:40,845
<i>‫ما به همه‌شون خونه‌های جایگزین با کیفیتی مشابه
‫و غرامتی بالاتر از حد معین میدیم.</i>

245
00:27:41,045 --> 00:27:42,098
‫بی چشم و رو.

246
00:27:42,109 --> 00:27:46,654
<i>‫بالاخره به جای این بلاتکلیفی‌ای که مردم پوستینا
‫مجبورن هر روز باهاش دست و پنجه نرم کنن،</i>

247
00:27:46,671 --> 00:27:50,599
<i>‫ما داریم یه جور امنیت خاطر بهشون میدیم.</i>

248
00:27:51,205 --> 00:27:53,305
<i>‫- امنیت خاطر؟
‫- دقیقاً.</i>

249
00:27:53,958 --> 00:27:57,962
<i>‫دختر ۱۴سالۀ من از دیروز گم شده!
‫هیچکی نمی‌دونه کجاست!</i>

250
00:27:57,969 --> 00:28:00,658
<i>‫خانم سیکوروا،
‫درک می‌کنم که حال خوشی ندارید،</i>

251
00:28:00,731 --> 00:28:05,422
<i>‫اما چطور ممکنه که شرکت ما
‫با ناپدید شدن دخترتون ارتباطی داشته باشه؟</i>

252
00:28:06,501 --> 00:28:10,396
<i>‫امیدوارم که هر چه زودتر دخترتون
‫صحیح و سالم به خونه برگرده.</i>

253
00:28:11,046 --> 00:28:13,235
<i>‫من هم بچه دارم، می‌فهمم.</i>

254
00:28:14,479 --> 00:28:20,424
<i>‫با تشکر از خانم سیکوروا، شهردار پوستینا،
‫و آقای کوآتْکوفسکی، آم... مدیر عامل شرکت تورکوو،</i>

255
00:28:20,432 --> 00:28:22,117
<i>‫ممنون که همراه ما بودید.</i>

256
00:28:24,360 --> 00:28:27,381
‫به مامانت بگو رفتم بیرون کمک بقیه.

257
00:28:36,293 --> 00:28:38,715
‫- ممنون.
‫- خواهش می‌کنم.

258
00:28:45,901 --> 00:28:47,645
‫- سلام.
‫- سلام.

259
00:28:55,489 --> 00:28:58,264
‫- سردت نیست؟
‫- نه، خوبه.

260
00:28:58,374 --> 00:29:02,231
‫یاکوب، میشا با بچه‌های کانون نمی‌گشت؟

261
00:29:02,568 --> 00:29:07,419
‫- چی؟ نه.
‫- اصلاً؟

262
00:29:07,496 --> 00:29:09,227
‫اسمی ازشون نمی‌اورد؟

263
00:29:09,283 --> 00:29:11,221
زیاد ‫با هم دوست نبودیم.

264
00:29:12,392 --> 00:29:13,651
‫چطور مگه؟

265
00:29:16,092 --> 00:29:20,597
‫مهم نیست. چیزی تهش نمونده؟
‫بیا ببریمش تو ماشین.

266
00:29:30,547 --> 00:29:32,930
‫هنوز چیزی پیدا نکردیم.

267
00:29:33,469 --> 00:29:35,930
‫بهتره برگردیم خوکداری رو بگردیم.

268
00:29:36,217 --> 00:29:38,422
‫شاید چیزیو توی تاریکی ندیده باشیم.

269
00:29:38,446 --> 00:29:41,165
‫پلیس‌ها اونجا رو گشتن، چیزی نبود.

270
00:29:41,610 --> 00:29:45,094
‫پس میریم محلۀ بابیلون،
‫کل منطقۀ نزدیک رودخونه رو می‌گردیم.

271
00:30:48,176 --> 00:30:50,658
‫- فلیپه؟
‫- سلام بابا.

272
00:30:52,099 --> 00:30:54,111
‫اینجا چی کار می‌کنی؟

273
00:30:56,284 --> 00:30:58,150
‫فرار کردی؟

274
00:30:59,532 --> 00:31:01,876
‫بیا، بیا تو.

275
00:31:24,219 --> 00:31:29,834
‫شاید یه کم برات بزرگ باشه،
‫ولی خب، نمی‌تونی توی اون لباس هم بمونی.

276
00:31:31,576 --> 00:31:33,917
‫بعداً حموم رو آماده می‌کنم.

277
00:31:37,889 --> 00:31:39,980
‫با چی تا اینجا اومدی؟

278
00:31:40,989 --> 00:31:43,275
‫ماشین‌های سر راهم.

279
00:31:45,395 --> 00:31:47,576
‫شانس اوردی امروز شیفت شبم.

280
00:31:48,260 --> 00:31:50,213
‫منتظر می‌موندم.

281
00:31:53,185 --> 00:31:56,455
‫از وقتی ندیدمت، خوب بازو اوردی.

282
00:31:58,028 --> 00:32:02,012
‫- آره، دیگه می‌تونم ازت ببرم.
‫- توی خواب!

283
00:32:02,697 --> 00:32:04,370
‫می‌خوای امتحان کنی؟

284
00:32:12,581 --> 00:32:15,105
‫جایی رو نگیر!

285
00:32:17,316 --> 00:32:20,613
‫سه، دو، یک، شروع!

286
00:32:35,526 --> 00:32:37,527
‫- شل کردی.
‫- نه، نکردم.

287
00:32:37,540 --> 00:32:39,574
‫فهمیدم شل کردی.

288
00:32:41,049 --> 00:32:43,608
‫نمیشه که بذارم دستمو بشکنی.

289
00:32:50,527 --> 00:32:52,730
‫من میرم آب وان رو پر می‌کنم.

290
00:32:53,740 --> 00:32:55,167
‫تو چاییتو تموم کن.

291
00:33:11,180 --> 00:33:16,321
‫«مشکی»، برو تو! یالا!
‫آفرین رفیق!

292
00:33:25,728 --> 00:33:27,889
‫- سلام برادر.
‫- سلام...

293
00:33:28,061 --> 00:33:29,280
‫شاری!

294
00:33:30,219 --> 00:33:32,402
‫چی؟ شاری کیه؟

295
00:33:32,465 --> 00:33:35,513
‫- سر و کارت با فلیپه چیه؟
‫- کدوم فلیپه؟

296
00:33:36,168 --> 00:33:38,796
‫بس کن داداش!
‫بگو چی تو سرته؟

297
00:33:38,811 --> 00:33:41,061
‫پشت تلفن، صداتو شناختم.

298
00:33:41,069 --> 00:33:43,546
‫کدوم تلفن؟
‫چی داری میگی واسه خودت؟

299
00:33:44,130 --> 00:33:48,568
‫- دیشب به فلیپه پاسکوفسکی زنگ زدی.
‫- کی؟

300
00:33:49,106 --> 00:33:52,302
‫کل شبو با کلارا بودم،
‫دنبال میشا می‌گشتیم.

301
00:33:53,092 --> 00:33:55,230
‫می‌تونی ازش بپرسی.

302
00:33:55,482 --> 00:33:58,974
‫چی فکر کردی؟ ها؟
‫که باز خرابکاریتو جمع می‌کنم؟

303
00:33:59,012 --> 00:34:01,075
‫دیشب مأمورها اومده بودن کانون، احمق!

304
00:34:01,090 --> 00:34:04,229
‫پلیس جنایی دنبال پاسک‌ افتاده.
‫چیو قایم می‌کنین؟

305
00:34:04,245 --> 00:34:06,432
‫سرت به جایی خورده؟
‫میگم نمی‌شناسمش!

306
00:34:06,444 --> 00:34:08,313
‫برا چی دعوا می‌کنین؟

307
00:34:08,565 --> 00:34:10,378
‫- سلام بابا.
‫- سلام.

308
00:34:10,437 --> 00:34:12,932
‫چیزی نیست. مشکلی نداریم.

309
00:34:19,370 --> 00:34:20,990
‫میشا کجاست؟

310
00:34:21,176 --> 00:34:23,591
‫من از کجا بدونم؟

311
00:34:25,167 --> 00:34:27,715
‫باشه، هر چی تو بگی داداش.

312
00:35:11,328 --> 00:35:15,945
‫- تکون بخور جاکش.
‫- دادا، این تنبله نه خارپشت.

313
00:35:16,100 --> 00:35:17,961
‫مواظب باش، خار داره‌ها!

314
00:35:17,984 --> 00:35:20,656
‫یه کم شیشه بهش بده،
‫اون وقته که راه می‌افته.

315
00:35:20,683 --> 00:35:22,096
‫بذا ببینم.

316
00:35:23,374 --> 00:35:25,293
‫- روشن نمیشه.
‫- ولش کن، احمق!

317
00:35:25,422 --> 00:35:28,800
‫- برو بابا!
‫- چه گهی داری می‌خوری؟

318
00:35:32,689 --> 00:35:36,293
‫- بپّا که اومد.
‫- چه خبره؟

319
00:35:40,800 --> 00:35:43,153
‫- کار کی بود؟
‫- سُر خوردم.

320
00:35:44,332 --> 00:35:47,150
‫- هیچکی هم حتماً چیزی ندیده!
‫- سُر خورد.

321
00:35:47,271 --> 00:35:50,543
‫آره، فهمیدم. خبرچین نیستید.

322
00:35:52,907 --> 00:35:56,926
‫- این خارپشتو کی اورده؟
‫- می‌خواستم به بچه‌ها نشونش بدم.

323
00:35:56,966 --> 00:36:00,660
‫پس کار توئه.
‫برگردونش تو باغچه.

324
00:36:02,082 --> 00:36:03,403
‫زود باش!

325
00:36:03,910 --> 00:36:05,340
‫بقیه هم برین داخل.

326
00:36:05,590 --> 00:36:06,590
‫یالا!

327
00:36:10,166 --> 00:36:12,903
‫آخ، جدی‌جدی خار داره!

328
00:36:38,065 --> 00:36:39,302
‫سلام.

329
00:36:40,660 --> 00:36:44,662
‫خانم سیکوروا، مطمئنین عکس بهتری ندارین؟
‫این زیاد خوب نیست.

330
00:36:44,685 --> 00:36:46,306
‫فقط همینو داریم.

331
00:36:47,509 --> 00:36:51,726
‫- تو فیسبوک چی، دوست‌هاش؟
‫- فیسبوک نداره.

332
00:36:53,606 --> 00:36:56,114
‫اشکالی نداره. یه کاریش می‌کنیم.

333
00:36:56,817 --> 00:36:58,317
‫یه چیز دیگه هم هست.

334
00:36:58,747 --> 00:37:01,739
‫میشا با کسی از بچه‌های کانون نمی‌گشت؟

335
00:37:02,354 --> 00:37:03,411
‫نه.

336
00:37:04,692 --> 00:37:05,925
‫چطور مگه؟

337
00:37:06,205 --> 00:37:08,997
‫یکی از بچه‌های کانون دیروز فرار کرده.

338
00:37:09,191 --> 00:37:11,434
‫با همدیگه نرفتن؟

339
00:37:11,498 --> 00:37:12,574
‫چی؟

340
00:37:15,632 --> 00:37:18,403
‫فراموشش کنید، فعلاً خداحافظ.

341
00:37:21,937 --> 00:37:24,674
‫جدی که نمی‌گفت؟

342
00:37:48,893 --> 00:37:50,221
‫زیر میره؟

343
00:37:50,776 --> 00:37:53,588
‫- نه حقیقتش.
‫- پَه بیار بده.

344
00:37:55,595 --> 00:37:57,417
‫دارم شوخی می‌کنم.

345
00:37:59,095 --> 00:38:02,604
‫- چه خبرها از پاسک؟
‫- چه خبری؟

346
00:38:03,491 --> 00:38:06,329
‫- چیزی بهت نگفته؟
‫- کیر توش، اون که ماییم!

347
00:38:06,721 --> 00:38:10,104
<i>‫دختر هانیه سیکوروا، شهردار پوستینا مفقود شده است.</i>

348
00:38:10,134 --> 00:38:14,269
<i>‫از دیروز، بیش از چهل مأمور پلیس و داوطلب،
‫مشغول جستجو در اطراف پوستینا بوده‌اند.</i>

349
00:38:14,289 --> 00:38:18,687
<i>‫متأسفانه در حال حاضر، هیچ اطلاعاتی از
‫پیشرفت این جستجو در دست ما نیست.</i>

350
00:38:19,320 --> 00:38:20,820
‫خاموشش کن.

351
00:38:21,433 --> 00:38:26,290
‫نشست گروهیمون ۵ دقه دیگه شروع میشه.
‫غذاتون که تموم شد، بیاین توی سالن.

352
00:38:36,928 --> 00:38:40,587
‫تیبور، این همون دوست‌دختر پاسک نیست؟

353
00:39:32,487 --> 00:39:34,065
‫دست‌هاتو بیار. تکون نخور.

354
00:39:34,080 --> 00:39:35,494
‫- جاکشا!
‫- دستبندش بزن!

355
00:39:35,507 --> 00:39:37,979
‫- ولم کن برم!
‫- دست‌هاتو تکون نده، بچه.

356
00:39:38,288 --> 00:39:41,619
‫- آروم باش. زدی؟
‫- بریم، بلند شو.

357
00:39:41,649 --> 00:39:45,393
‫وایسا، راه برو. آروم!

358
00:39:47,524 --> 00:39:49,868
‫- کسکشا!
‫- گفتم آروم!

359
00:39:50,189 --> 00:39:52,791
‫لباسی چیزی نداره؟

360
00:39:53,563 --> 00:39:55,907
‫لطفاً زیاد بهش سخت نگیرین!

361
00:39:55,931 --> 00:39:59,032
‫نگران نباش،
‫خوب بلدیم چجوری با این آشغال‌ها برخورد کنیم.

362
00:39:59,610 --> 00:40:00,892
‫راه بیفت!

363
00:41:06,537 --> 00:41:10,761
‫یه چیزی پیدا کردیم.
‫کارشناس صحنه کجاست؟ بگین بیاد.

364
00:41:34,824 --> 00:41:35,987
‫[سودافِد]

365
00:41:36,002 --> 00:41:39,001
<font color="#c0c0c0">‫(از این قرص در ساخت شیشه استفاده می‌شود)</font>

366
00:41:56,659 --> 00:41:59,433
‫- می‌خوای من بازجویی کنم؟
‫- نه، چیزی نیست.

367
00:41:59,949 --> 00:42:01,558
‫هر جور راحتی.

368
00:42:22,034 --> 00:42:25,707
‫- قابلتو نداشت.
‫- من که چیزی ازت نخواستم.

369
00:42:27,247 --> 00:42:29,494
‫می‌دونی واسه چی اینجایی؟

370
00:42:30,174 --> 00:42:32,406
‫گیر داده بود.
‫دیگه تحملشو نداشتم.

371
00:42:32,428 --> 00:42:36,970
‫- کی؟
‫- واشیچک. مسئولمون [توی کانون].

372
00:42:37,415 --> 00:42:39,227
‫چرا به تو گیر داده بود؟

373
00:42:39,744 --> 00:42:40,884
‫همجنس‌بازه.

374
00:42:40,891 --> 00:42:44,032
‫یه بار موقع ورزش، سر جلق زدن مچشو گرفتم.

375
00:42:44,261 --> 00:42:48,058
‫- از اون موقع دیگه باهام بد افتاده.
‫- به خاطر همین فرار کردی؟

376
00:42:49,657 --> 00:42:52,727
‫دیروز باز نذاشت برم بیرون.
‫بی‌دلیل.

377
00:42:54,425 --> 00:42:56,946
‫دور و برتو نگاه کن.

378
00:42:57,432 --> 00:42:58,562
‫نگاه کن.

379
00:43:01,189 --> 00:43:02,664
‫نیفتاد؟

380
00:43:03,864 --> 00:43:06,674
‫اینجا بخش بازجوییِ جناییه، پسر جون.

381
00:43:06,759 --> 00:43:09,420
‫به خاطر فرار از کانون، اینجا نیستی.

382
00:43:11,966 --> 00:43:14,958
‫چه چیزهایی دربارۀ میشا سیکوروا می‌دونی؟

383
00:43:15,514 --> 00:43:17,592
‫- چطور مگه؟
‫- نمی‌شناسیش؟

384
00:43:18,639 --> 00:43:21,623
‫- چیزیش شده؟
‫- آخرین بار کی دیدیش؟

385
00:43:24,178 --> 00:43:26,349
‫- دوشنبه.
‫- دیگه ندیدیش؟

386
00:43:26,405 --> 00:43:27,303
‫چه‌ش شده؟

387
00:43:29,004 --> 00:43:31,137
‫من اینجا سؤال می‌پرسم!

388
00:43:34,326 --> 00:43:36,842
‫چرا دیروز زودتر از مدرسه رفتی؟

389
00:43:39,124 --> 00:43:41,951
‫- حوصلۀ مدرسه رو نداشتم.
‫- کجا رفتی؟

390
00:43:43,904 --> 00:43:46,616
‫رفتم شهر.
‫نکنه اینم جرمه؟

391
00:43:47,784 --> 00:43:50,162
‫چرا نصف شب [از کانون] فرار کردی؟

392
00:43:50,180 --> 00:43:53,232
‫یه بار گفتم،
‫می‌خواستم یه گوشه‌ای گم‌ و ‌گور بشم.

393
00:43:58,911 --> 00:44:00,242
‫چی شد؟

394
00:44:00,451 --> 00:44:03,941
‫هنوز چیزی نگفته پدرسگ.
‫کیفو بیار.

395
00:44:18,863 --> 00:44:20,256
‫آشنا نیست؟

396
00:44:20,774 --> 00:44:21,631
‫نه.

397
00:44:25,470 --> 00:44:27,965
‫اگه بگم اثر انگشتت سرتاپاشه چی؟

398
00:44:28,129 --> 00:44:30,483
‫چرت و پرته. دفعه اوله می‌بینمش.

399
00:44:30,508 --> 00:44:32,689
‫بازش کن. بجنب!

400
00:44:37,276 --> 00:44:38,972
‫بیارش بیرون.

401
00:44:42,997 --> 00:44:45,417
‫- این چیه؟
‫- یه جور قرصه.

402
00:44:45,717 --> 00:44:48,947
‫- استفاده‌ش چیه؟
‫- فکر کنم قرص سردرده.

403
00:44:48,979 --> 00:44:51,592
‫- واسه کی این‌ها رو رد می‌کردی؟
‫- چی؟

404
00:44:51,608 --> 00:44:53,006
‫میشا هم همراهتون بود؟

405
00:44:53,037 --> 00:44:55,820
‫- با همدیگه مصرف می‌کردین؟
‫- میگم تا حالا این کیفو ندیدم!

406
00:44:56,424 --> 00:44:58,115
‫سربه‌سرم نذار.

407
00:44:58,515 --> 00:45:00,140
‫میشا سیکوروا کجاست؟

408
00:45:00,366 --> 00:45:01,827
‫هیچی ازش نمی‌دونم.

409
00:45:07,911 --> 00:45:09,367
‫به خدا!

410
00:45:41,530 --> 00:45:43,464
‫ایول.

411
00:45:46,373 --> 00:45:51,566
‫- اون‌وقت از من چی می‌خوای؟
‫- یه قرض کوچیک.

412
00:45:52,228 --> 00:45:54,379
‫مگه یه بار بهت پولو ندادم؟

413
00:45:55,496 --> 00:45:58,299
‫همه‌شو واسه پخت این سری خرج کردم.

414
00:45:58,316 --> 00:46:00,434
‫پسرۀ احمق تو جنگل گمش کرد.

415
00:46:02,731 --> 00:46:05,052
‫کل پول رو یه جا برمی‌گردونم.

416
00:46:05,074 --> 00:46:08,259
‫- بیا اینو نگاه بنداز!
‫- الان وقتش نیست.

417
00:46:08,395 --> 00:46:09,738
‫چی شده؟

418
00:46:13,937 --> 00:46:15,249
‫حله.

419
00:46:22,219 --> 00:46:24,822
‫حداکثر تا دو روز برمی‌گردونم.

420
00:46:24,976 --> 00:46:27,085
‫- دو روز؟
‫- حداکثر.

421
00:46:27,374 --> 00:46:29,695
‫مسخره کردی منو؟

422
00:46:30,895 --> 00:46:35,588
‫دیگه از اون ریخت تخمیت خسته شدم.
‫پولی که می‌خواستی رو بهت دادم.

423
00:46:35,608 --> 00:46:39,197
‫پس تا فردا هر چی داری برام بیار.
‫طبق قرارمون.

424
00:46:39,804 --> 00:46:42,970
‫- فهمیدی؟
‫- آره.

425
00:46:50,208 --> 00:46:52,791
‫فکر دور زدن به سرت نزنه!

426
00:47:00,019 --> 00:47:01,633
‫تو به چی زل زدی؟

427
00:47:19,435 --> 00:47:20,647
‫الو؟

428
00:47:23,765 --> 00:47:26,546
‫ممنون. باشه. الان میام.

429
00:48:50,138 --> 00:48:53,831
‫- هی شاری، چه خبر؟
‫- پولِ فروشو داری؟

430
00:48:54,807 --> 00:48:58,432
‫سه روز دیگه وقت بده شاری.
‫منتظرم پول برسه.

431
00:48:58,689 --> 00:49:03,878
‫- چرت نگو! گفتیم امروز!
‫- بی‌خیال بابا، بیا یه پیک بزن.

432
00:49:06,239 --> 00:49:08,354
‫- تلفنت کجاست؟
‫- چی کار می‌کنی؟

433
00:49:08,416 --> 00:49:12,058
‫- فروختمش... شرمنده.
‫- احمق.

434
00:49:12,652 --> 00:49:16,918
‫جمعه واسه پول برمی‌گردم.
‫فکر دور زدن به سرت نزنه!

435
00:49:22,601 --> 00:49:25,132
‫- مشروب؟ مواد؟
‫- نه.

436
00:49:26,530 --> 00:49:29,194
‫شورتت رو بده پایین، خم شو جلو.

437
00:49:48,358 --> 00:49:49,887
‫کارله؟

438
00:49:52,259 --> 00:49:54,645
‫بذار چراغ‌ها خاموش باشه.

439
00:50:00,825 --> 00:50:02,668
‫نمیری بخوابی؟

440
00:50:43,106 --> 00:50:46,154
‫- میشه لباس‌هام رو بپوشم؟
‫- آره.

441
00:50:58,056 --> 00:50:59,678
‫الان میام.

442
00:51:08,815 --> 00:51:10,702
!‫گردش تموم شد؟

443
00:51:15,104 --> 00:51:17,336
‫چه سر و کاری با داداشم داری؟

444
00:51:17,361 --> 00:51:19,437
‫اصلاً نمی‌دونستم داداش داری.

445
00:51:20,654 --> 00:51:22,609
‫شاری. به گوشِت آشنا نیست؟

446
00:51:24,576 --> 00:51:27,616
‫- میشا چه ربطی به این قضیه داره؟
‫- چه قضیه‌ای؟

447
00:51:27,742 --> 00:51:29,320
‫میشا کجاست؟

448
00:51:29,874 --> 00:51:31,805
‫هر چی بوده به پلیس گفتم.

449
00:51:32,722 --> 00:51:35,692
‫- چه سر و کاری باهاش داری؟
‫- دستتو بکش، کونی!

450
00:51:35,777 --> 00:51:39,400
‫بی‌پدرمادر.
‫من کونی‌ام؟ من کونی‌ام؟

451
00:51:39,807 --> 00:51:42,494
‫بین تو و داداشم چی می‌گذره؟ جواب بده؟

452
00:51:42,517 --> 00:51:44,494
‫چه ریگی به کفشتونه؟

453
00:52:35,787 --> 00:52:37,783
‫- سلام.
‫- سلام.

454
00:53:28,680 --> 00:53:30,420
‫کلید...

455
00:53:33,726 --> 00:53:53,726
  جديدترين اخبار فيلم و سريال در کانال تلگرام و پیج اینستاگرام :
  .:: @MiraMovie1 ::.
  .:: @myZedMovie ::.

