﻿1
00:00:02,100 --> 00:00:08,100
<b><font color="#00abfd"> دانلود فیلم و سریال با زیرنویس چسبیده 
  ..:: MiraMovie.Top ::..</font></b>
  <b><font color="#FFC947"> ..:: MyZed.Top ::..</font></b>

2
00:00:19,019 --> 00:00:23,481
‫« مورنینگ سانگ، فلوریدا »
‫« پانزده سال پیش »

3
00:00:23,481 --> 00:00:25,775
‫« اجرای زنده‌ی افسونگر‌‌ها »

4
00:00:29,612 --> 00:00:31,239
‫چی میل داری؟

5
00:00:31,239 --> 00:00:33,450
‫سه یخ، دو بند انگشت
‫جک دنیلز و,,,

6
00:00:33,450 --> 00:00:35,035
‫یکم آب

7
00:00:35,035 --> 00:00:36,870
‫سیناترا همیشه جیگر آدمو حال میاره

8
00:00:40,331 --> 00:00:42,792
‫وایسا ببینم, قیافه‌ت آشنا می‌زنه

9
00:00:44,044 --> 00:00:47,338
‫توی نمایش بوته آزمایش
‫غذاخوری جوپیتر بازی کردی

10
00:00:47,338 --> 00:00:49,174
‫نقش جان پراکتورت خیره‌کننده بود

11
00:00:49,174 --> 00:00:53,178
‫تماشاچی‌ها تک‌تک دیالوگ‌هات رو
‫با جون و دل گوش می‌کردن، بخصوص خانم‌ها

12
00:00:53,178 --> 00:00:54,778
‫اون اجرا رو دیدی؟

13
00:00:55,597 --> 00:00:57,557
‫تو تنها کسی هستی
‫که تابحال منو یادش بوده

14
00:00:57,557 --> 00:00:59,642
‫تابحال ندیدم بیای تیکی‌تیلز

15
00:00:59,642 --> 00:01:02,062
‫- من "آرنولد هانت"ـم
‫- منم "بری دورت"ـم

16
00:01:02,062 --> 00:01:03,855
‫مدیر برنامه‌های یکی از افسونگر‌هام

17
00:01:03,855 --> 00:01:05,455
‫گابریل

18
00:01:11,279 --> 00:01:13,683
‫فکر می‌کردم آدم بااستعدادی مثل تو

19
00:01:13,683 --> 00:01:15,700
‫الان داره توی هالیوود نقش درو می‌کنه

20
00:01:15,700 --> 00:01:18,119
‫قیافه‌ و جذابیتش رو که قطعاً داری

21
00:01:18,119 --> 00:01:19,954
‫توی لس‌آنجلس بختم رو امتحان کردم

22
00:01:19,954 --> 00:01:24,209
‫حتی یه نقش دوره‌ای توی یه سریال
‫گیر آوردم, "امور پزشکی"

23
00:01:24,209 --> 00:01:27,286
‫نه بابا, اون سریال موردعلاقه‌ی مامانم بود

24
00:01:27,286 --> 00:01:28,296
‫خدا بیامرزتش

25
00:01:28,296 --> 00:01:30,298
‫تمام قسمت‌هاشو نگاه می‌کرد

26
00:01:30,298 --> 00:01:32,717
‫نقش دکتر گیدیون استرلینگ رو بازی کردم

27
00:01:32,717 --> 00:01:35,386
‫تا اینکه معلوم شد برادر گمگشته‌م نمرده
‫و برگشت و زنم رو دزدید

28
00:01:35,386 --> 00:01:36,971
‫و منو سوار پورشه‌م ترکوندن

29
00:01:36,971 --> 00:01:38,556
‫چه ضدحال

30
00:01:38,556 --> 00:01:41,101
‫آره، حرفه‌م بعد از اون,,, به بن‌بست خورد

31
00:01:41,101 --> 00:01:44,020
‫منم تمام وسایلم رو ریختم توی کورولام
‫و برگشتم خونه

32
00:01:45,897 --> 00:01:49,317
‫وقتی شانس میاری که آماده باشی
‫و فرصتی برات پیش بیاد

33
00:01:49,943 --> 00:01:53,780
‫و حسابی شانس آوردی
‫چون یه فرصتی برات دارم که نگو

34
00:01:53,780 --> 00:01:55,532
‫مدیر برنامه لازم ندارم، رفیق

35
00:01:55,532 --> 00:01:59,285
‫- دیگه دوران بازیگریم گذشته
‫- منظورم یه فرصت بزرگ‌تره

36
00:01:59,285 --> 00:02:01,955
‫توی سفرهام با آدمای ناکام زیادی آشنا میشم

37
00:02:01,955 --> 00:02:05,959
‫بخصوص مطرودها
‫و من راه‌هایی برای متحول کردنشون سراغ دارم

38
00:02:06,543 --> 00:02:09,921
‫می‌خوام مکانی رو درست کنم
‫که افراد هم‌فکر توش دور هم جمع بشن

39
00:02:09,921 --> 00:02:13,675
‫تا هدف مشترک‌شون
‫برای رسیدن به آگاهی و رشد رو دنبال کنن

40
00:02:13,675 --> 00:02:15,275
‫عین فرقه می‌مونه

41
00:02:15,593 --> 00:02:17,428
‫هیچکس از "فرقه" خوشش نمیاد

42
00:02:17,428 --> 00:02:20,098
‫شخصاً کلمه‌ی "جنبش" رو ترجیح میدم

43
00:02:20,098 --> 00:02:22,475
‫یه طرح کامل براش آماده کردم

44
00:02:22,475 --> 00:02:26,229
‫و حتی یه دفترچه راهنما هم نوشتم

45
00:02:26,896 --> 00:02:28,496
‫که چطور میشه زندگی بهتری ساخت

46
00:02:29,190 --> 00:02:31,770
‫و اینو خوب می‌دونم که با این قیافه

47
00:02:31,770 --> 00:02:33,570
‫نمی‌تونم کسی رو قانع کنم

48
00:02:34,571 --> 00:02:36,948
‫تو رو روی صحنه دیدم، آرنولد

49
00:02:36,948 --> 00:02:40,660
‫استعداد وصف‌ناپذیر ستاره شدن تو وجودته

50
00:02:40,660 --> 00:02:43,288
‫و این نقشیه که براش به‌دنیا اومدی

51
00:02:44,289 --> 00:02:45,290
‫جدی میگی؟

52
00:02:45,290 --> 00:02:47,292
‫جادوگر شهر آز رو یادته؟

53
00:02:47,792 --> 00:02:50,503
‫من مثل اون یاروییم
‫که توتو پشت پرده پیدا می‌کنه

54
00:02:50,503 --> 00:02:52,463
‫که داره یواشکی
‫همه‌چیو کنترل می‌کنه

55
00:02:52,463 --> 00:02:55,383
‫تو آز بزرگ و قدرتمند خواهی بود

56
00:02:55,383 --> 00:02:57,218
‫که چهره‌ی جنبش ماست

57
00:02:57,218 --> 00:03:00,555
‫رهبر الهام‌بخشی
‫که دل مردم رو به‌دست میاره

58
00:03:00,555 --> 00:03:03,766
‫و راضی‌شون می‌کنه
‫پول نازنین‌شون رو رد کنن بیاد

59
00:03:03,766 --> 00:03:08,313
‫که فرصت کنن در چیزی
‫مهم‌تر از خودشون نقش داشته باشن

60
00:03:14,903 --> 00:03:16,905
‫خب این جنبش اسمی هم داره؟

61
00:03:19,741 --> 00:03:21,534
‫مورنینگ سانگ چطوره؟

62
00:03:22,243 --> 00:03:25,955
‫چون با هر طلوع
‫روزی جدید در انتظار ماست

63
00:03:26,915 --> 00:03:28,833
‫خب، نظرت چیه؟

64
00:03:37,175 --> 00:03:40,887
‫« رهبر فرقه در ورمانت دیده شد »

65
00:04:00,823 --> 00:04:03,910
‫نه، نمی‌تونی این‌کارو بکنی

66
00:04:03,910 --> 00:04:05,510
‫بیا

67
00:04:10,333 --> 00:04:13,294
‫آقای دورت، جناب مدیر
‫می‌تونم توضیح بدم

68
00:04:13,294 --> 00:04:15,004
‫نیازی نیست، بیانکا

69
00:04:15,004 --> 00:04:18,591
‫من و مادرت خیلی وقته همو می‌شناسیم

70
00:04:19,384 --> 00:04:20,984
‫مگه نه، گابریل؟

71
00:04:23,012 --> 00:04:26,849
‫فکر می‌کنی سال‌ها پیش
‫کی اونو با گیدیون آشنا کرد؟

72
00:04:28,309 --> 00:04:29,936
‫توام عضو مورنینگ سانگی؟

73
00:04:30,895 --> 00:04:32,563
‫مورنینگ سانگ خود منم

74
00:04:32,563 --> 00:04:34,565
‫و بند و بساط خوبی راه انداخته بودیم

75
00:04:34,565 --> 00:04:38,194
‫تا اینکه شما دو تا دخالت کردین
‫و اوضاع رو بهم ریختین

76
00:04:38,194 --> 00:04:40,738
‫خوشبختانه، من کینه به دل نمی‌گیرم

77
00:04:40,738 --> 00:04:42,407
‫چی می‌خوای، بری؟

78
00:04:42,407 --> 00:04:45,868
‫تا جایی که دیدم
‫داشتی مجانی اینجا زندگی می‌کردی

79
00:04:46,953 --> 00:04:49,289
‫ولی مفت‌خوری تمومه

80
00:04:51,082 --> 00:04:53,793
‫وقتشه برگردین سر کار، خانوما

81
00:04:56,421 --> 00:05:00,258
‫« ونــزدی »

82
00:05:02,468 --> 00:05:05,930
‫« قسمت هفتم: پول رو غم کن بیاد »

83
00:05:12,937 --> 00:05:15,189
‫چقدر دیگه طول می‌کشه؟

84
00:05:15,189 --> 00:05:18,318
‫نمی‌خوام مهمون‌هام که رسیدن
‫با صحنه‌ی جرم روبه‌رو بشن

85
00:05:18,318 --> 00:05:20,695
‫فکر می‌کردم مراسم رو لغو کنی

86
00:05:20,695 --> 00:05:23,239
‫بخاطر احترام به همکار مرحومت

87
00:05:23,239 --> 00:05:27,952
‫مطمئنم استاد اورلاف اگر بود می‌خواست
‫ آروم بمونیم و مطرودانه ادامه بدیم

88
00:05:27,952 --> 00:05:29,537
‫راه و رسم نورموری همینه

89
00:05:29,537 --> 00:05:33,082
‫وقتی خبرش توی رسانه‌ها بپیچه
‫بعید می‌دونم کسی بیاد

90
00:05:33,082 --> 00:05:37,378
‫شاید بتونیم بگیم یه حادثه‌ی ناگوار
‫توی کلاس پیش اومده

91
00:05:39,672 --> 00:05:42,925
‫واقعاً می‌خوای خبرش پخش بشه
‫که کلانتری جریکو

92
00:05:42,925 --> 00:05:45,178
‫هنوز یه زامبی قاتل رو گیر ننداخته؟

93
00:05:46,304 --> 00:05:47,889
‫این قضیه هنوز تموم نشده

94
00:05:47,889 --> 00:05:50,433
‫از الان به بعد، حراست مدرسه
‫به عهده‌ی معاونین منه

95
00:05:50,433 --> 00:05:52,602
‫جای بحث نداره

96
00:05:58,691 --> 00:06:00,393
‫جفتمون می‌دونیم سانتیاگو و افرادش

97
00:06:00,393 --> 00:06:02,862
‫در مقابل دو هاید و یه زامبی
‫هیچ شانسی ندارن

98
00:06:02,862 --> 00:06:04,155
‫راه بیفتین

99
00:06:04,155 --> 00:06:06,699
‫این بدبینی جدیدت دلگرم‌کننده‌ست

100
00:06:07,658 --> 00:06:09,994
‫زخم زدن روانی موقع تعویض جسم
‫فقط از تو برمیاد

101
00:06:11,371 --> 00:06:14,040
‫ممنون که گفتی نامرئی بمونم

102
00:06:14,040 --> 00:06:16,709
‫نیازی نیست عذرخواهی کنی

103
00:06:17,210 --> 00:06:18,669
‫یه ذره هم متاسف نیستم

104
00:06:18,669 --> 00:06:20,838
‫و می‌دونی چیه؟ باید ممنون باشی
‫که اومدیم نجاتت دادیم

105
00:06:20,838 --> 00:06:22,882
‫اونم وقتی مرگ من پیش‌بینی شده

106
00:06:22,882 --> 00:06:24,592
‫ولی هرچی صبر می‌کنم اتفاق نمیفته

107
00:06:24,592 --> 00:06:26,719
‫اینم شد پیش‌بینی؟

108
00:06:26,719 --> 00:06:29,138
‫پیش‌بینی عوض شده

109
00:06:30,014 --> 00:06:31,724
‫دیگه اونی که می‌میره تو نیستی

110
00:06:32,225 --> 00:06:33,825
‫واقعاً؟ ایول!

111
00:06:36,229 --> 00:06:38,314
‫وایسا ببینم, پس کی می‌میره؟

112
00:06:38,314 --> 00:06:39,914
‫یکی از افراد خانواده‌ی آدامز

113
00:06:40,149 --> 00:06:41,738
‫برای همین تا وقتی دستش به خانواده‌م نرسیده

114
00:06:41,738 --> 00:06:43,903
‫باید آیزاک و خانواده‌ی گلپین رو
‫از مخفیگاهشون بکشم بیرون

115
00:06:43,903 --> 00:06:46,656
‫شاید لازم نباشه برای گشتن جای دوری بری

116
00:06:47,740 --> 00:06:50,159
‫« آکادمی نورمور »
‫« آیزاک نایت - کلاس نهم تا دوازدهم »
‫« داوینچی »

117
00:06:57,291 --> 00:06:58,891
‫ارگانیکه

118
00:07:07,427 --> 00:07:09,887
‫چرا عصبانی هستی
‫طوفان سهمگین من؟

119
00:07:09,887 --> 00:07:13,015
‫جدیدترین نبش‌قبر از رازهای روزافزونی
‫که ازم پنهان کردین

120
00:07:13,599 --> 00:07:16,477
‫نه تنها می‌دونستین
‫زامبی پاگزلی کیه,,,

121
00:07:18,855 --> 00:07:20,773
‫آیزاک نایت هم‌اتاقیت بوده

122
00:07:21,441 --> 00:07:23,041
‫فراتر از این حرفا بود

123
00:07:23,693 --> 00:07:25,361
‫صمیمی‌ترین دوستم بود

124
00:07:25,361 --> 00:07:27,738
‫پدرت تنها کسی بود
‫که می‌تونست

125
00:07:27,738 --> 00:07:29,574
‫دل مکانیکی آیزاک رو نرم کنه

126
00:07:30,158 --> 00:07:32,238
‫سعی کردم ازش در مقابل کسایی که می‌خواستن

127
00:07:32,238 --> 00:07:34,036
‫از نبوغش سوءاستفاده کنن محافظت کنم

128
00:07:34,036 --> 00:07:35,788
‫کسایی مثل آگوستوس استون‌هرست

129
00:07:35,788 --> 00:07:38,207
‫برای همین توی برجک ایاگو
‫براش یه آزمایشگاه ساخت

130
00:07:38,207 --> 00:07:40,263
‫استون‌هرست اون رو به چشم کلید

131
00:07:40,263 --> 00:07:42,295
‫کشف رازهای قابلیت‌های مطرودها می‌دید

132
00:07:42,879 --> 00:07:44,479
‫ولی آیزاک,,,

133
00:07:45,173 --> 00:07:46,549
‫نقشه‌های خودشو داشت

134
00:07:46,549 --> 00:07:47,633
‫همم

135
00:07:47,633 --> 00:07:51,554
‫فکر می‌کرد می‌تونه با استفاده از علم
‫قابلیت هاید فرانسواز رو از وجودش خارج کنه

136
00:07:51,554 --> 00:07:54,807
‫من اصلاً نمی‌دونستم
‫آیزاک زامبی پاگزلیه

137
00:07:55,391 --> 00:07:57,435
‫تا اینکه توی دنیای مهاجرین دیدمش

138
00:07:57,435 --> 00:07:59,854
‫دیگه یه حیوون دست‌آموز بی‌مغز نیست

139
00:07:59,854 --> 00:08:01,856
‫بدن آیزاک کاملاً ترمیم شده

140
00:08:01,856 --> 00:08:04,108
‫و دوباره فرانسواز و تایلر رو پیدا کرده

141
00:08:05,651 --> 00:08:07,612
‫که طبق وعده از شهر خارج نشدن

142
00:08:18,998 --> 00:08:22,668
‫لاریسا بهم گفت تو بودی که داشتی
‫ توی بدن اینید اینجا فضولی می‌کردی

143
00:08:23,461 --> 00:08:25,963
‫تو و ویمز داشتین
‫پشت سرم توطئه می‌کردین؟

144
00:08:25,963 --> 00:08:27,965
‫رفتی سر قبر رات‌وود

145
00:08:27,965 --> 00:08:30,009
‫حتماً مامان‌بزرگت بوده

146
00:08:30,009 --> 00:08:32,261
‫که این فکر مهلک رو تو سرت کاشته

147
00:08:32,261 --> 00:08:34,639
‫شاید مهلک بوده باشه
‫ولی آگاه‌کننده بود

148
00:08:36,224 --> 00:08:38,392
‫چند وقته کتاب می‌نویسی
‫باربارا جین؟

149
00:08:46,317 --> 00:08:47,485
‫از وقتی هم‌سن تو بودم

150
00:08:47,485 --> 00:08:51,113
‫ولی اشتباه کردم و یکی از اولین
‫دست‌نوشته‌هام رو دادم به مادرم

151
00:08:51,113 --> 00:08:52,713
‫صدای,,,

152
00:08:53,491 --> 00:08:56,118
‫قهقهه‌ی تحقیرآمیزش
‫هنوز از یادم نرفته

153
00:08:56,118 --> 00:08:58,666
‫برای همین بعد از اون تصمیم گرفتم

154
00:08:58,666 --> 00:09:00,873
‫حرفه‌ی نویسندگیم رو مخفی کنم

155
00:09:00,873 --> 00:09:03,501
‫پدرت اصلاً خبر نداره
‫و ترجیح میدم خبردار نشه

156
00:09:03,501 --> 00:09:06,003
‫بخاطر حفاظت از خودم دهنم قرصه

157
00:09:06,629 --> 00:09:09,423
‫بعد از خوندن 5 صفحه‌ی اول
‫بی‌اختیار شروع کردم به بالا آوردن

158
00:09:11,217 --> 00:09:14,345
‫خب، شاید یه روز

159
00:09:14,345 --> 00:09:19,517
‫بتونی قدر قدرت سرمست‌کننده‌ی
‫داستانی معمایی و عاشقانه رو بفهمی

160
00:09:19,517 --> 00:09:21,936
‫مسائل خانوادگی مهم‌تری داریم

161
00:09:23,312 --> 00:09:24,897
‫پیش‌بینیم عوض شده، مادر

162
00:09:24,897 --> 00:09:26,899
‫دیگه اینید نمی‌میره

163
00:09:26,899 --> 00:09:28,651
‫یکی از ماها می‌میریم

164
00:09:28,651 --> 00:09:30,251
‫یکی از اعضای خانواده‌ی آدامز

165
00:09:33,072 --> 00:09:35,116
‫می‌خوام پاگزلی رو قربانی کنیم

166
00:09:37,159 --> 00:09:38,786
‫اینید، صبر کن

167
00:09:38,786 --> 00:09:40,913
‫لطفاً,,, داشتم دنبالت می‌گشتم

168
00:09:40,913 --> 00:09:44,083
‫و منم از دست تو فراری بودم
‫و تا آخر عمرم همینطور ادامه میدم

169
00:09:44,083 --> 00:09:47,128
‫- بذار قضیه‌ی سوفیا رو برات توضیح بدم
‫- این اسم دوست‌دخترته؟

170
00:09:48,921 --> 00:09:51,340
‫وقتی اومدم نورمور
‫تصمیم گرفتیم یه مدت از هم جدا باشیم

171
00:09:51,340 --> 00:09:54,427
‫با خودم گفتم اینجا عضو یه گله‌ی جدید میشم
‫نمی‌خواستم درگیر رابطه‌ی جدی بشم

172
00:09:55,428 --> 00:09:57,179
‫ولی بعد با یکی آشنا شدم

173
00:09:58,931 --> 00:10:00,474
‫هرکاری می‌کنم از فکرش درنمیام

174
00:10:00,474 --> 00:10:02,059
‫بخاطر تو با دختر دیگه‌ای رقابت نمی‌کنم

175
00:10:02,059 --> 00:10:04,770
‫می‌دونم, برای همین بالاخره
‫دیشب رابطه‌مو باهاش بهم زدم

176
00:10:07,440 --> 00:10:09,567
‫تمام ترم اینو ازم مخفی کرده بودی

177
00:10:09,567 --> 00:10:11,611
‫مطمئن نیستم دیگه هیچوقت بتونم
‫بهت اعتماد کنم

178
00:10:11,611 --> 00:10:15,072
‫هرکاری لازم باشه انجام میدم
‫میشه هنوزم باهات بیام جشن؟

179
00:10:17,074 --> 00:10:19,535
‫اینید سینکلر، زود باش بیا توی کلاس ببینم!

180
00:10:21,370 --> 00:10:24,415
‫دیشب از قفس‌های لوپین
‫اومدی بیرون, چرا؟

181
00:10:24,999 --> 00:10:27,043
‫حواسم سرجاش نبود

182
00:10:27,043 --> 00:10:29,253
‫این که نشد بهونه

183
00:10:29,754 --> 00:10:33,883
‫آلفا شدن چیزی نیست
‫که بتونی ساده ازش بگذری

184
00:10:33,883 --> 00:10:36,677
‫بخصوص وقتی دو روز دیگه ماه کامله

185
00:10:36,677 --> 00:10:38,471
‫این حرفت اصلاً نگران‌کننده به‌نظر نمیاد

186
00:10:38,471 --> 00:10:42,683
‫اگر یه آلفای جوون
‫زیر نور ماه کامل تبدیل بشه

187
00:10:42,683 --> 00:10:46,896
‫احتمالش خیلی زیاده
‫که در حالت گرگینه‌ایت باقی بمونی

188
00:10:47,730 --> 00:10:49,330
‫تا کی؟

189
00:10:50,066 --> 00:10:51,666
‫وایسا ببینم

190
00:10:51,901 --> 00:10:54,236
‫منظورت برای همیشه‌ست؟

191
00:10:54,236 --> 00:10:55,655
‫متاسفانه از اینم بدتره

192
00:10:55,655 --> 00:10:58,240
‫آلفاهایی که بصورت دائمی تبدیل میشن

193
00:10:58,240 --> 00:11:01,494
‫توسط گرگینه‌های دیگه شکار و کشته میشن

194
00:11:01,494 --> 00:11:03,621
‫یجور خود مدیریتی بین گرگینه‌هاست

195
00:11:03,621 --> 00:11:05,331
‫دارم تو روز روشن کابوس می‌بینم

196
00:11:05,331 --> 00:11:08,042
‫اگر اقدامات پیشگیرانه رو رعایت کنی
‫مشکلی پیش نمیاد

197
00:11:08,042 --> 00:11:12,296
‫قبل از غروب آفتاب، خودت رو
‫توی قفس‌های لوپین حبس کن و آروم بمون

198
00:11:12,296 --> 00:11:14,882
‫توی این قضیه تنها نیستی، اینید

199
00:11:14,882 --> 00:11:17,635
‫گله‌ت مایه‌ی قدرت توئه

200
00:11:31,065 --> 00:11:32,665
‫داری میری؟

201
00:11:34,402 --> 00:11:36,862
‫اگر بهم اجازه نمیدی ونزدی رو بکشم

202
00:11:36,862 --> 00:11:38,614
‫پس باید از جریکو بزنیم به چاک

203
00:11:38,614 --> 00:11:41,826
‫خانواده‌ی آدامز دیگه مشکل تو نیستن، عزیزم

204
00:11:41,826 --> 00:11:44,245
‫نقشه‌ی مهم‌تری براشون داریم

205
00:11:44,245 --> 00:11:45,788
‫بسپارش به دایی آیزاکت

206
00:11:45,788 --> 00:11:48,249
‫آره، چون تا الان که حسابی ترکونده

207
00:11:48,249 --> 00:11:51,252
‫هر آزمایشی مشکلات
‫ پیش‌بینی نشده‌ی خودشو داره

208
00:11:51,252 --> 00:11:52,920
‫دفعه‌ی بعد آماده‌ایم

209
00:11:52,920 --> 00:11:55,923
‫دفعه‌ی بعدی در کار نیست
‫دستگاهت نابود شد

210
00:11:55,923 --> 00:11:58,509
‫لازم نیست آدم نابغه باشه
‫تا ببینه شکست خوردی

211
00:11:58,509 --> 00:12:01,137
‫تنها چیزی که برام مهمه

212
00:12:01,137 --> 00:12:03,055
‫نجات خواهرمه

213
00:12:03,055 --> 00:12:05,683
‫نیازی ندارم تو این وسط
‫اوضاع رو پیچیده‌تر کنی

214
00:12:05,683 --> 00:12:08,686
‫بس کنین, به محض اینکه
‫با همدیگه دربیفتیم، دخلمون اومده

215
00:12:08,686 --> 00:12:10,286
‫یکی‌مون قبلاً دخلش اومده

216
00:12:13,232 --> 00:12:14,608
‫فرانسواز؟

217
00:12:14,608 --> 00:12:16,208
‫داروهاش رو پیدا کن

218
00:12:20,030 --> 00:12:21,630
‫خالیه

219
00:12:25,035 --> 00:12:26,635
‫داروی بیشتری لازم دارم

220
00:12:29,331 --> 00:12:32,501
‫یه دامپزشکی توی شهر هست
‫بیاین بریم

221
00:12:53,105 --> 00:12:54,190
‫پشت رو بگرد

222
00:12:54,190 --> 00:12:57,610
‫دنبال هر سرنخی می‌گردیم
‫که بهمون نشون بده کجا مخفی شدن

223
00:12:57,610 --> 00:13:00,654
‫تا وقتی آیزاک خواهرش رو از هاید بودن
‫نجات نداده، جایی نمیره

224
00:13:09,455 --> 00:13:12,082
‫فرانسواز چیزی جز
‫یه زندگی عادی نمی‌خواست

225
00:13:13,584 --> 00:13:15,878
‫و برای مدتی کوتاه بهش رسیده بود

226
00:13:20,049 --> 00:13:23,234
‫آخرین باری که توی این اتاق ایستاده بودم

227
00:13:23,234 --> 00:13:25,012
‫ازم خواست ساقدوشش باشم

228
00:13:26,472 --> 00:13:29,600
‫می‌دونستم مشکلش رو به گلپین نگفته

229
00:13:29,600 --> 00:13:31,200
‫برای همین قبول نکردم

230
00:13:32,978 --> 00:13:34,772
‫بعد از اون دیگه صحبت نکردیم

231
00:13:34,772 --> 00:13:37,316
‫لازم نکرده خاطراتت رو برام تعریف کنی

232
00:13:37,316 --> 00:13:39,985
‫پس اگر میشه بهم بگو
‫قصد داری چطوری

233
00:13:39,985 --> 00:13:42,530
‫با ترکیب هیولاهای خانواده‌ی گلپین دربیفتی

234
00:13:42,530 --> 00:13:45,533
‫زبون تیزت برای شکست دادنشون کافی نیست

235
00:13:46,116 --> 00:13:48,786
‫اگر نمی‌خوای کمک کنی
‫پس لطف کن ناپدید شو

236
00:14:24,864 --> 00:14:27,616
‫با وجود هاید بودنشون
‫عین موش سریع می‌زنن به‌چاک

237
00:14:35,291 --> 00:14:38,085
‫« بیمار شماره‌ی 1938 »
‫« روزی یک قرص »

238
00:14:44,842 --> 00:14:48,220
‫حالا می‌فهمم چرا آیزاک
‫اینقدر مصمم بود خواهرشو نجات بده

239
00:14:50,222 --> 00:14:51,822
‫وقتی براش نمونده

240
00:15:05,613 --> 00:15:07,364
‫شاپرک جسد نیوانگلندی

241
00:15:07,865 --> 00:15:10,701
‫شاپرک خارق‌العاده‌ایه
‫کجا پیداش کردی؟

242
00:15:10,701 --> 00:15:13,370
‫داشتم رد زامبی حمایت عاطفی
‫یه بنده‌خدایی رو می‌گرفتم

243
00:15:13,370 --> 00:15:14,970
‫اسلرپ رو پیدا کردی؟

244
00:15:17,541 --> 00:15:19,627
‫اینا رو وقتی کرم بودن
‫از اسلرپ درآوردم

245
00:15:19,627 --> 00:15:21,712
‫حالا دارن وارد دوره‌ی مهاجرتی‌شون میشن

246
00:15:21,712 --> 00:15:24,131
‫- چه دوره‌ای؟
‫- که توش به بدن میزبان‌شون برمی‌گردن

247
00:15:24,131 --> 00:15:26,508
‫- که تخم بذارن
‫- اگر جسده فراری باشه چی؟

248
00:15:26,508 --> 00:15:28,510
‫مطمئنم هنوزم می‌تونن پیداش کنن

249
00:15:28,510 --> 00:15:31,096
‫جی‌پی‌اس حشرات
‫راحت می‌زنه رو دست گوگل مپ

250
00:15:31,096 --> 00:15:32,765
‫من فقط یه دوست می‌خواستم

251
00:15:32,765 --> 00:15:34,308
‫دوست زنده پیدا نکردی؟

252
00:15:34,308 --> 00:15:37,144
‫سعی کردم، خب؟
‫ولی هیچکس نمی‌خواست باهام دوست بشه

253
00:15:50,240 --> 00:15:51,840
‫برین میزبان‌تون رو پیدا کنین

254
00:16:08,801 --> 00:16:10,552
‫سلام

255
00:16:10,552 --> 00:16:13,286
‫اینو دیدم و رفتم یه سری به مادرت بزنم
‫« رهبر فرقه در ورمانت دیده شد »

256
00:16:13,286 --> 00:16:14,886
‫ولی توی اتاق نبود
‫« رهبر فرقه در ورمانت دیده شد »

257
00:16:15,140 --> 00:16:16,850
‫نگران بود گیدیون بیاد سراغش

258
00:16:16,850 --> 00:16:20,187
‫و حالا که کلانتر معاون‌هاش رو فرستاده
‫توی کل مدرسه بچرخن

259
00:16:20,187 --> 00:16:22,606
‫دیر یا زود پیداش می‌کردن

260
00:16:22,606 --> 00:16:23,899
‫وایسا ببینم، مادرت رفت؟

261
00:16:23,899 --> 00:16:25,317
‫کجا رفت؟

262
00:16:25,317 --> 00:16:26,917
‫مطمئن نیستم

263
00:16:27,152 --> 00:16:29,029
‫گفت به‌نظرش بهتره ندونم

264
00:16:29,029 --> 00:16:31,573
‫اولین باری نیست که یهویی ناپدید شده

265
00:16:32,199 --> 00:16:34,243
‫حداقل حالا دیگه لازم نیست نگران‌مون باشی

266
00:16:34,243 --> 00:16:36,829
‫بیانکا, قضیه چیه؟

267
00:16:38,163 --> 00:16:40,916
‫خانم بارکلی، تشریف میاری دفترم؟

268
00:16:44,086 --> 00:16:46,714
‫بیخیالش شو، باشه؟

269
00:16:47,673 --> 00:16:49,842
‫اینطوری برای همه بهتره

270
00:17:01,603 --> 00:17:03,203
‫مامان‌بزرگ؟

271
00:17:04,106 --> 00:17:06,275
‫دارم از خوندن رمانت لذت می‌برم

272
00:17:06,275 --> 00:17:08,986
‫دومینیکا، مادر وایپر حرف نداره

273
00:17:08,986 --> 00:17:10,988
‫چطوری توصیفش کرده بودی؟

274
00:17:10,988 --> 00:17:12,698
‫"یه مثبت‌اندیش خونه‌نشین آویزون"

275
00:17:12,698 --> 00:17:16,076
‫"که باعث میشه وایپر دلش بخواد
‫بیشتر از یه کبرا پوست خودشو بکنه"

276
00:17:18,287 --> 00:17:21,874
‫حالا که حرف از مادرت شد
‫یکم پیش با گوی بلورین باهام تماس گرفت

277
00:17:21,874 --> 00:17:25,210
‫و حسابی سرزنشم کرد
‫که چرا فرستادمت سر قبر استاد رات‌وود

278
00:17:25,210 --> 00:17:26,712
‫گفت مشکلاتی پیش اومده بوده

279
00:17:26,712 --> 00:17:28,756
‫فقط خوشحالم بلایی سرت نیومده

280
00:17:28,756 --> 00:17:30,674
‫هیچکدوممون ذره‌ای احساس تو وجودمون نیست

281
00:17:30,674 --> 00:17:32,551
‫یکی از دلنشین‌ترین ویژگی‌هامونه

282
00:17:32,551 --> 00:17:34,511
‫بگو واقعاً چرا اومدی نورمور

283
00:17:35,804 --> 00:17:38,015
‫مدیر آب‌زیرکاهت دیشب زنگ زد

284
00:17:38,015 --> 00:17:40,893
‫با چنان درموندگی حرف می‌زد که
‫ قربانی‌های آدم‌ربایی باید جلوش لنگ بندازن

285
00:17:40,893 --> 00:17:44,271
‫برای کمک مالی به مراسم مادرت
‫تا می‌شد وعده‌ی سرخرمن بهم داد

286
00:17:44,271 --> 00:17:46,231
‫فکر می‌کردم دیگه عمراً، به هیچ عنوان

287
00:17:46,231 --> 00:17:48,192
‫و صد سال سیاه
‫حاضر نیستی این‌کارو بکنی

288
00:17:48,192 --> 00:17:51,028
‫معلومه که حاضر نیستم
‫ولی می‌دونی که همیشه چی میگم,,,

289
00:17:52,071 --> 00:17:54,990
‫هرچی پیشنهاد بزرگ‌تر
‫تحقیرش لذت‌بخش‌تر

290
00:17:54,990 --> 00:17:57,576
‫می‌خوای وقتی روش رو زمین انداختی
‫ناامیدی رو تو چشم‌هاش ببینی

291
00:17:57,576 --> 00:18:01,371
‫کمتر لذتی پیدا میشه
‫که از دیدن لحظه‌ی درهم شکستن

292
00:18:01,371 --> 00:18:03,540
‫وجود یک مرد لذت‌بخش‌تر باشه

293
00:18:04,792 --> 00:18:06,835
‫وقتشه برم کلک دورت رو بکنم

294
00:18:06,835 --> 00:18:09,755
‫البته اگر توی عرق اضطرابش غرق نشده باشه

295
00:18:12,341 --> 00:18:15,469
‫شاید تو و مادرت نیاز داشته باشین
‫یه مدت از هم دور باشین

296
00:18:15,969 --> 00:18:17,471
‫بیا تابستون پیش من بمون

297
00:18:17,471 --> 00:18:19,723
‫می‌تونم کسب‌و‌کار خانوادگی رو بهت یاد بدم

298
00:18:19,723 --> 00:18:23,310
‫می‌دونم قراره وصله‌ی ناجور دنیای ادبیات بشی

299
00:18:23,310 --> 00:18:25,110
‫ولی کسب‌و‌کار مرگ هیچوقت از رونق نمیفته

300
00:18:25,729 --> 00:18:27,329
‫ممنونم، مامان‌بزرگ

301
00:18:28,857 --> 00:18:31,110
‫می‌دونستم بالاخره میای
‫ زیر پر و بال تاریک خودم

302
00:18:31,110 --> 00:18:32,694
‫شاید عضو خانواده‌ی آدامز باشی

303
00:18:32,694 --> 00:18:34,613
‫ولی قلباً یه فرامپی

304
00:18:35,239 --> 00:18:36,865
‫حالا همین نیمچه قلبی که داری

305
00:18:40,035 --> 00:18:41,203
‫هستر فرامپ

306
00:18:41,203 --> 00:18:45,165
‫باعث افتخاره که بانوی بزرگوار درگذشتگان

307
00:18:45,165 --> 00:18:47,626
‫دوباره قدم به راهروهای نورمور گذاشته

308
00:18:47,626 --> 00:18:51,588
‫به خودت زحمت نده
‫قراره ملاقات‌مون کوتاه و قاطع باشه

309
00:18:52,256 --> 00:18:54,174
‫پس یه لحظه‌ی دیگه رو هم هدر نمیدم

310
00:18:54,174 --> 00:18:55,425
‫همونطور که پشت تلفن گفتم

311
00:18:55,425 --> 00:18:58,303
‫سخاوتمندی‌تون نه تنها
‫آینده‌مون رو تضمین می‌کنه

312
00:18:58,303 --> 00:19:02,182
‫بلکه یادبودی از زندگی
‫ و دستاورد‌هاتون خواهد ساخت

313
00:19:02,182 --> 00:19:03,782
‫این شما و این,,,

314
00:19:05,894 --> 00:19:09,231
‫دانشکده‌ی علوم کفن و دفن در,,,

315
00:19:10,107 --> 00:19:11,707
‫برج فرامپ

316
00:19:12,985 --> 00:19:15,571
‫نورمور تبدیل به برترین آکادمی

317
00:19:15,571 --> 00:19:19,158
‫برای مرده‌شورها، مومیایی‌کنندگان
‫و مسئولین کفن و دفن آینده خواهد بود

318
00:19:19,158 --> 00:19:22,327
‫این پروژه شامل حک کردن نام فرامپ

319
00:19:22,327 --> 00:19:24,788
‫بر روی سنگ‌قبرهای قبرستان مدرسه

320
00:19:24,788 --> 00:19:29,084
‫و جایگزین کردن باغ
‫با یک مرکز پژوهش تجزیه‌ی اجساد خواهد بود

321
00:19:29,084 --> 00:19:32,129
‫مرگ، نورمور و فرامپ

322
00:19:32,129 --> 00:19:35,299
‫سه‌گانه‌ای نامقدس‌تر از این
‫به ذهنتون می‌رسه؟

323
00:19:35,299 --> 00:19:37,551
‫ارائه‌ی هنرمندانه‌ای بود

324
00:19:37,551 --> 00:19:40,512
‫تابحال هیچکس اینقدر حرفه‌ای
‫هندونه زیر بغلم نذاشته بود

325
00:19:41,388 --> 00:19:43,849
‫ولی چاپلوسی مثل فرمالدهید می‌مونه

326
00:19:43,849 --> 00:19:46,268
‫باید بوش کرد، نه قورتش داد

327
00:19:46,977 --> 00:19:49,021
‫برای همین اصلاً قصد ندارم

328
00:19:49,021 --> 00:19:52,774
‫یه قرون هم به این خراب‌شده بدم

329
00:19:57,487 --> 00:19:59,087
‫به امتحانش می‌ارزید

330
00:20:01,491 --> 00:20:05,579
‫بیانکا، میشه لطفاً
‫خانم فرامپ رو تا ماشینش همراهی کنی؟

331
00:20:06,997 --> 00:20:09,791
‫ تمام ثروتت رو به نورمور اهدا می‌کنی

332
00:20:10,292 --> 00:20:11,585
‫این میراث توئه

333
00:20:11,585 --> 00:20:14,588
‫بدون اینکه کسی شک بکنه
‫این تصمیم رو به خانواده‌ت

334
00:20:14,588 --> 00:20:16,298
‫و تمام دنیا اعلام می‌کنی

335
00:20:16,298 --> 00:20:18,258
‫به عنوان مهمان افتخاری
‫در جشن شرکت می‌کنی

336
00:20:19,551 --> 00:20:23,222
‫و وقتی بشکن زدم
‫فراموش می‌کنی من اینجا بودم

337
00:20:40,948 --> 00:20:42,548
‫هی، دامپزشک لازم داریم

338
00:20:43,325 --> 00:20:44,925
‫لطفاً، فوریه!

339
00:20:47,037 --> 00:20:49,581
‫- ببخشید، دارم تعطیل می‌کنم,,,
‫- فوریه، یه ماشین زد به سگم

340
00:20:49,581 --> 00:20:52,334
‫- نمی‌تونم خودم بلندش کنم, لطفاً
‫- کجاست؟ بریم,,,

341
00:21:07,975 --> 00:21:09,518
‫گفتی انتقال خون لازم داره

342
00:21:09,518 --> 00:21:12,354
‫قرص‌هایی که توی ویلو هیل بهش دادن
‫ژن هایدش رو سرکوب کردن

343
00:21:12,354 --> 00:21:13,981
‫و عمرش رو طولانی‌تر کردن

344
00:21:14,523 --> 00:21:17,317
‫و وقتی برای نجات تو تبدیل شد

345
00:21:18,235 --> 00:21:20,362
‫حتماً شرایطش رو وخیم‌تر کرده

346
00:21:20,362 --> 00:21:22,531
‫یعنی میگی این تقصیر منه؟
‫من دارم می‌کشمش؟

347
00:21:22,531 --> 00:21:23,657
‫نـه

348
00:21:23,657 --> 00:21:26,201
‫ولی به تاخیر انداختن درمانش
‫به کشتنش میده

349
00:21:26,201 --> 00:21:28,245
‫چیزی که مادرت لازم داره خونه

350
00:21:28,245 --> 00:21:29,746
‫خون هاید

351
00:21:29,746 --> 00:21:31,346
‫آستینت رو بزن بالا

352
00:21:56,231 --> 00:21:58,317
‫می‌دونم اینجایی، لاریسا

353
00:21:59,484 --> 00:22:02,487
‫جشن بدون شک
‫ موفقیت‌آمیز خواهد بود

354
00:22:02,487 --> 00:22:05,699
‫مورتیشا آدامز نورمور رو نجات میده

355
00:22:05,699 --> 00:22:11,038
‫و دوران لاریسا ویمز
‫برای همیشه به پایان خواهد رسید

356
00:22:11,038 --> 00:22:14,750
‫هیچوقت قصد نداشتم
‫دستاوردهات رو کوچیک جلوه بدم

357
00:22:14,750 --> 00:22:16,350
‫با این‌حال,,,

358
00:22:16,793 --> 00:22:19,212
‫همیشه همین اتفاق میفته

359
00:22:20,714 --> 00:22:22,314
‫باز ونزدی چیکار کرده؟

360
00:22:23,258 --> 00:22:25,135
‫این‌دفعه کار اون نیست

361
00:22:27,346 --> 00:22:32,142
‫مادرت داره از سردی بین شما دو تا
‫برای نزدیک‌تر شدن به ونزدی استفاده می‌کنه

362
00:22:33,101 --> 00:22:35,812
‫از خیلی جهات به زندگیت
‫حسادت می‌کردم، مورتیشا

363
00:22:35,812 --> 00:22:38,106
‫ولی نه به رابطه‌ت با اون عجوزه‌

364
00:22:38,106 --> 00:22:41,610
‫- بابت این حرفت ممنون
‫- هنوز ازم تشکر نکن

365
00:22:41,610 --> 00:22:43,362
‫بیشتر از چیزی که فکر می‌کنی
‫شبیه مادرتی

366
00:22:44,946 --> 00:22:47,699
‫منظورم عادت بیمارگونه‌ت به مخفی‌کاریه

367
00:22:47,699 --> 00:22:50,327
‫لاریسا، این حرفت واقعاً بی‌انصافیه

368
00:22:50,327 --> 00:22:51,328
‫واقعاً؟

369
00:22:51,328 --> 00:22:54,456
‫در مورد رابطه‌ی واقعیت
‫با فرانسواز و آیزاک

370
00:22:54,456 --> 00:22:59,211
‫حقیقت رو به ونزدی نگفتی

371
00:23:00,504 --> 00:23:02,130
‫پیش‌بینیش تغییر کرده

372
00:23:02,130 --> 00:23:04,758
‫حالا دیگه یکی از اعضای
‫خانواده‌ی آدامز می‌میره

373
00:23:05,592 --> 00:23:08,143
‫اجازه نده این قضیه
‫خانواده‌ای که تمام عمرت رو

374
00:23:08,143 --> 00:23:09,805
‫صرف محافظت ازش کردی، متلاشی کنه

375
00:23:09,805 --> 00:23:11,405
‫حقیقت رو بهش بگو

376
00:23:12,391 --> 00:23:14,226
‫قبل از اینکه مصیبتی رخ بده

377
00:23:16,311 --> 00:23:18,313
‫« آروم باش و گرگینه نشو »

378
00:23:19,356 --> 00:23:22,734
‫اگر قرار باشه شب‌هام رو توی این قفس بگذرونم
‫باید کاری کنم توش راحت باشم

379
00:23:25,445 --> 00:23:27,948
‫- شکار هاید چطور پیش میره؟
‫- یه سری حشره فرستادم سراغش

380
00:23:27,948 --> 00:23:31,201
‫احتمالاً به‌زودی گوشت متعفن
‫آیزاک رو پیدا می‌کنن

381
00:23:33,495 --> 00:23:35,095
‫چی شده، اینید؟

382
00:23:37,207 --> 00:23:39,126
‫یه چیز جالبی امروز یاد گرفتم

383
00:23:39,876 --> 00:23:42,421
‫اگر یه آلفای جوون
‫زیر نور ماه کامل گرگینه بشه

384
00:23:42,421 --> 00:23:45,590
‫احتمالش زیاده که نتونم
‫به حالت سابق برگردم

385
00:23:46,091 --> 00:23:47,776
‫هیچوقت نتونم, و از اینم بدتر

386
00:23:47,776 --> 00:23:50,095
‫بقیه‌ی گرگینه‌ها میفتن دنبالم شکارم کنن

387
00:23:50,095 --> 00:23:53,640
‫ماه کامل دو روز دیگه‌ست
‫چطور می‌تونی جلوی همچین اتفاقی رو بگیری؟

388
00:23:53,640 --> 00:23:55,792
‫با آروم موندن، و پرت کردن حواسم

389
00:23:55,792 --> 00:23:57,644
‫با چیزایی که خوشحالم می‌کنن

390
00:23:57,644 --> 00:23:59,479
‫مثلاً انتخاب لباس برای مراسم

391
00:23:59,479 --> 00:24:01,773
‫برای مراسمی که قرار نیست بری
‫لباس می‌خوای چیکار؟

392
00:24:01,773 --> 00:24:03,373
‫برونو بهم درخواست داد

393
00:24:03,817 --> 00:24:04,985
‫به عنوان دو تا دوست

394
00:24:04,985 --> 00:24:07,571
‫کاپری برای رقصم برام استثنا قائل شد

395
00:24:07,571 --> 00:24:09,281
‫به شرطی که بعدش خودمو حبس کنم

396
00:24:12,492 --> 00:24:15,328
‫کاپری گفت مجبور نیستم
‫خودم تنهایی با این آلفا بودن سروکله بزنم

397
00:24:15,328 --> 00:24:17,247
‫که گله‌م مایه‌ی قدرتمه

398
00:24:17,247 --> 00:24:18,847
‫ولی حقیقتش,,,

399
00:24:20,250 --> 00:24:21,850
‫تو گله‌ی منی، ونزدی

400
00:24:24,421 --> 00:24:29,009
‫اگر گرگینه شدم
‫و نتونستم، می‌دونی,,, به حالت سابق برگردم

401
00:24:30,969 --> 00:24:32,596
‫میای پیدام کنی؟

402
00:24:34,514 --> 00:24:36,933
‫هیچ مشکلی با شکار کردنت ندارم

403
00:24:39,811 --> 00:24:41,605
‫- ای‌جکس!
‫- بیانکا توی دردسر افتاده

404
00:24:41,605 --> 00:24:43,732
‫تابحال اسم گیدیون استرلینگ به گوشتون خورده؟

405
00:24:44,733 --> 00:24:47,044
‫باورم نمیشه بیانکا درگیر
‫یه داستان خلاف مفصل بوده

406
00:24:47,044 --> 00:24:48,278
‫و هیچکدوممون خبر نداشتیم!

407
00:24:48,278 --> 00:24:49,571
‫حالا مامانش گم شده

408
00:24:49,571 --> 00:24:51,114
‫فکر کنم دورت یه ربطی به این قضیه داره

409
00:24:51,114 --> 00:24:54,034
‫مدرسه پر شده از کلانتر سانتیاگو و معاون‌هاش

410
00:24:54,034 --> 00:24:55,634
‫باید به یکی بگیم!

411
00:24:57,996 --> 00:24:59,623
‫دورت فکر می‌کنه ما تو باغ نیستیم

412
00:25:00,832 --> 00:25:02,926
‫من توی تاریکی بیرون باغ
‫تازه اوج هنرمو نشون میدم

413
00:25:06,713 --> 00:25:07,839
‫ونزدی

414
00:25:07,839 --> 00:25:09,439
‫چه به موقع اومدی

415
00:25:10,634 --> 00:25:12,234
‫بیا برج جدیدم رو ببین

416
00:25:13,178 --> 00:25:16,932
‫این تازه شروع اعمال خیرخواهانه‌ی فرامپه

417
00:25:16,932 --> 00:25:19,601
‫تو که گفتی تنها خیری که آدم می‌تونه
‫تو زندگی ببینه، یه مرگ سریع و بدون درده

418
00:25:19,601 --> 00:25:21,937
‫از اونجایی که خانواده‌ی خودم

419
00:25:21,937 --> 00:25:24,773
‫هیچ علاقه‌ای به امپراتوری
‫که قبر به قبر ساختم نداره

420
00:25:24,773 --> 00:25:27,651
‫تصمیم گرفتم تمام دارایی‌هام

421
00:25:27,651 --> 00:25:30,320
‫باید صرف آموزش نسل‌های آینده‌ی مطرودها بشه

422
00:25:30,320 --> 00:25:32,781
‫باورتون میشه این خانم
‫چقدر سخاوتمنده؟

423
00:25:32,781 --> 00:25:34,032
‫نـه

424
00:25:34,032 --> 00:25:35,116
‫باورم نمیشه

425
00:25:35,116 --> 00:25:37,744
‫ولی کلکسیون ماشین‌های قدیمیت که
‫هنوزم به من می‌رسه، نه؟

426
00:25:37,744 --> 00:25:39,704
‫حتی یه قالپاق زنگ‌زده هم بهت نمیدم، عزیزم

427
00:25:39,704 --> 00:25:42,332
‫در خونه‌مون همیشه به روت باز بوده، هستر

428
00:25:42,332 --> 00:25:45,752
‫خودت بودی که حاضر نشدی بیای عروسی‌مون
‫و دعوت‌هامون به تمام

429
00:25:45,752 --> 00:25:47,546
‫دورهمی‌های خانوادگی رو رد کردی

430
00:25:47,546 --> 00:25:51,299
‫دیگه نمی‌خوام در مورد گذشته بحث کنم
‫فقط به آینده اهمیت میدم

431
00:25:51,800 --> 00:25:55,804
‫برنامه‌ای که من و جناب مدیر دورت ریختیم
‫نورمور رو به مسیر درستش برمی‌گردونه

432
00:25:55,804 --> 00:26:00,016
‫کارهایی مثل ممنوع کردن
‫ثبت‌نام مطرودهای بدون توانایی

433
00:26:00,016 --> 00:26:02,435
‫مثل این شوهر بی‌لیاقتت

434
00:26:02,435 --> 00:26:05,188
‫مطرود بودن یجور وضعیت روحیه

435
00:26:05,188 --> 00:26:08,775
‫نه عزیزم، این یه کلیشه‌ست که بازنده‌ها میگن
‫تا حس کنن برنده‌ن

436
00:26:08,775 --> 00:26:12,946
‫بیاین این رو جشن بگیریم
‫که آینده‌ی نورمور تضمین شده

437
00:26:12,946 --> 00:26:14,698
‫یه سلفی دست‌جمعی بگیریم؟

438
00:26:17,325 --> 00:26:19,536
‫تو,,,؟ اوه

439
00:26:39,139 --> 00:26:42,309
‫ونزدی, فکر کردم نمی‌خوای
‫یه مدت توی تیم باشی

440
00:26:42,309 --> 00:26:43,909
‫دوران استراحتم تموم شد

441
00:26:50,150 --> 00:26:51,750
‫آماده

442
00:27:00,452 --> 00:27:04,164
‫- کل این ترم چندان ندیدمت
‫- فعالیت‌های فوق برنامه‌ی متفاوتی داریم

443
00:27:04,164 --> 00:27:06,541
‫تو میری کما، من تو کار آکاپلام

444
00:27:06,541 --> 00:27:08,141
‫و جشن‌ها

445
00:27:08,668 --> 00:27:10,712
‫مثل افسون‌گری که جذب آب میشه
‫شیرجه زدی تو دلشون

446
00:27:16,760 --> 00:27:18,511
‫مادرت اکثر زحمتشو کشیده

447
00:27:19,012 --> 00:27:21,306
‫توجهش به جزئیات خارق العاده‌ست

448
00:27:21,306 --> 00:27:24,267
‫- از کار باهاش لذت بردم
‫- حالا که حرف از مادرها شد، مادر تو چطوره؟

449
00:27:25,560 --> 00:27:27,395
‫از تابستون تا الان ندیدمش

450
00:27:27,395 --> 00:27:29,981
‫یعنی وقتی توی کلاس
‫کنار حیاط قایم شده بود ندیدیش؟

451
00:27:33,360 --> 00:27:36,071
‫نمی‌دونم ای‌جکس چی بهت گفته
‫ولی دخالت نکن!

452
00:27:36,071 --> 00:27:38,907
‫تو پای خانواده‌مو کشیدی وسط
‫پس نمی‌تونم همچین کاری بکنم

453
00:27:41,284 --> 00:27:43,536
‫دورت داره از تو و مادرت
‫اخاذی می‌کنه، مگه نه؟

454
00:27:43,536 --> 00:27:45,330
‫برای همین مادربزرگم رو افسون کردی

455
00:27:45,914 --> 00:27:49,084
‫حتی اگر چهار سوار آخرالزمان
‫از وسط قبرستونش هم رد بشن

456
00:27:49,084 --> 00:27:51,211
‫یه قرون به این مدرسه نمیده

457
00:28:00,553 --> 00:28:03,473
‫فکر می‌کردم مادرم رو
‫از دست ناپدریم آزاد کردم

458
00:28:04,307 --> 00:28:07,394
‫ولی معلوم شد گیدیون
‫رهبر صوری فرقه‌ست

459
00:28:08,436 --> 00:28:10,480
‫و دورت پشت تمام قضایاست

460
00:28:10,980 --> 00:28:13,316
‫از همون اول داشته همه رو بازی می‌داده

461
00:28:15,527 --> 00:28:17,779
‫می‌خواد ثروت مادربزرگت رو بدزده

462
00:28:20,115 --> 00:28:21,741
‫باید میومدی پیش من

463
00:28:22,617 --> 00:28:24,494
‫حتی ونزدی آدامز هم
‫نمی‌تونه منو از این وضع نجات بده

464
00:28:25,912 --> 00:28:28,206
‫ببخشید, ولی چاره‌ای نداشتم

465
00:28:29,040 --> 00:28:30,375
‫و هنوزم ندارم

466
00:28:30,375 --> 00:28:34,379
‫این مکالمه و تمام مسائل مربوط
‫به مادرم رو فراموش می‌کنی

467
00:28:34,379 --> 00:28:37,173
‫هیچ‌چیز جشن برات مشکوک نیست

468
00:28:37,173 --> 00:28:39,718
‫بیخیالش شو

469
00:28:46,015 --> 00:28:47,615
‫کاملاً درست گفتی

470
00:28:48,017 --> 00:28:51,020
‫- چی گفت؟
‫- دقیقاً همون چیزی که پیش‌بینی کرده بودی

471
00:28:51,521 --> 00:28:55,859
‫بیانکا اعتراف کرد دورت و یکی به اسم
‫گیدیون دارن ازش اخاذی می‌کنن

472
00:28:56,359 --> 00:29:00,697
‫- بعدش افسونم کرد که فراموش کنم
‫- واقعاً با همدیگه تیم خوبی هستیم، مگه نه؟

473
00:29:00,697 --> 00:29:02,365
‫خودتو نشون بده، اگنس

474
00:29:04,784 --> 00:29:06,619
‫حالا که پیش‌بینیت عوض شده

475
00:29:06,619 --> 00:29:08,663
‫و قرار نیست اینید بمیره

476
00:29:08,663 --> 00:29:11,666
‫می‌دونستم باید بیشتر سنگ تموم بذارم
‫تا بتونم بهترین دوستت بشم

477
00:29:13,001 --> 00:29:14,669
‫با بی‌اجازه دست کردن توی کمدم؟

478
00:29:16,337 --> 00:29:18,381
‫این‌کارو بخاطر تو کردم

479
00:29:18,381 --> 00:29:20,508
‫می‌خواستم بهت نشون بدم
‫چقدر برام مهمی

480
00:29:20,508 --> 00:29:22,108
‫خراب کردی

481
00:29:31,436 --> 00:29:33,688
‫این قضیه خیلی برام مهمه، آیزاک

482
00:29:33,688 --> 00:29:35,288
‫می‌دونم هست

483
00:29:35,899 --> 00:29:37,442
‫می‌دونم

484
00:29:37,442 --> 00:29:39,819
‫- بیا جلو جلو نقشه نریزیم
‫- مامان

485
00:29:40,528 --> 00:29:42,280
‫- سلام عزیزم
‫- زنده‌ای

486
00:29:42,280 --> 00:29:45,325
‫- آره, به لطف تو
‫- چندین ساعت بیهوش بودی

487
00:29:45,325 --> 00:29:46,618
‫باید بریم

488
00:29:46,618 --> 00:29:47,952
‫نقشه‌مون چیه؟

489
00:29:47,952 --> 00:29:49,537
‫مادرتو نجات میدیم

490
00:29:49,537 --> 00:29:52,832
‫و کاری می‌کنیم خانواده‌ی آدامز
‫تاوان گناهانشون رو پس بدن

491
00:29:56,586 --> 00:29:58,505
‫یه سورپرایز برات دارم

492
00:30:05,678 --> 00:30:07,278
‫گیدیون

493
00:30:10,433 --> 00:30:12,894
‫خانواده‌ی اصلی مورنینگ سانگ

494
00:30:12,894 --> 00:30:14,494
‫دوباره دور هم جمع شدن

495
00:30:16,147 --> 00:30:19,067
‫تا وقتی هستر فرامپ
‫فردا صبح از خواب بلند بشه

496
00:30:19,067 --> 00:30:22,070
‫ثروتش از دستش رفته
‫و ما سوار یه هواپیمای خصوصی هستیم

497
00:30:22,570 --> 00:30:23,822
‫زنده‌باد ونزوئلا!

498
00:30:23,822 --> 00:30:27,075
‫بعد از اینکه این بچه پررو منو به مامورها
‫فروخت، یه لحظه‌ی دیگه هم تحملش نمی‌کنم

499
00:30:27,075 --> 00:30:29,077
‫هی، هی, تقصیرها رو نندازین گردن همدیگه

500
00:30:29,077 --> 00:30:30,662
‫همه اشتباه کردن

501
00:30:30,662 --> 00:30:32,872
‫اسم و تصویر من توی تمام اخبار پخش شده

502
00:30:32,872 --> 00:30:36,501
‫بهت گفتم جایی نرو
‫ولی تصمیم گرفتی فرار کنی

503
00:30:36,501 --> 00:30:39,838
‫فکر کنم فهمیدم چرا
‫تو رو از اون سریال خط زدن

504
00:30:39,838 --> 00:30:41,089
‫بر اساس فیلم‌نامه پیش نمیری

505
00:30:41,089 --> 00:30:42,131
‫و بیا روراست باشیم

506
00:30:42,131 --> 00:30:44,634
‫توانایی بداهه‌گوییت
‫چندان تعریفی نداره

507
00:30:44,634 --> 00:30:47,136
‫این 15 سالی که داشتم
‫ روحم رو می‌فروختم

508
00:30:47,136 --> 00:30:49,409
‫و مزخرفات عصر نوییت
‫رو به خورد دیگران می‌دادم

509
00:30:49,409 --> 00:30:51,349
‫و پولدارت می‌کردم که شکایتی نمی‌کردی

510
00:30:51,349 --> 00:30:54,143
‫اگر منو به مامورهای فدرال بفروشی
‫تو رو هم با خودم به خاک سیاه می‌نشونم

511
00:30:55,311 --> 00:30:58,273
‫رفیق، مگه همیشه هواتو نداشتم؟

512
00:30:58,273 --> 00:30:59,816
‫حرص نخور

513
00:30:59,816 --> 00:31:02,861
‫برو آپارتمان من پیش گابریل منتظر بمون

514
00:31:02,861 --> 00:31:05,196
‫و به شروع جدیدی که قراره
‫جلوی پات بذارم فکر کن

515
00:31:05,780 --> 00:31:07,699
‫شعار مورنینگ سانگ‌مون رو یادته؟

516
00:31:08,283 --> 00:31:10,159
‫"با هر طلوع روزی جدید در انتظار ماست"

517
00:31:11,035 --> 00:31:12,620
‫من فقط پولمو می‌خوام، بری

518
00:31:12,620 --> 00:31:14,664
‫و بعدش می‌کشم کنار, برای همیشه

519
00:31:14,664 --> 00:31:16,749
‫دیگه از دست شما عجیب‌الخلقه‌ها خسته شدم

520
00:31:18,751 --> 00:31:21,045
‫آرنولد، اگر بخاطر من نبود

521
00:31:21,045 --> 00:31:24,465
‫هنوزم داشتی توی تیکی‌تیلز
‫مای‌تای‌های آشغال درست می‌کردی

522
00:31:24,465 --> 00:31:26,342
‫من روحمو به پات ریختم

523
00:31:27,385 --> 00:31:28,985
‫پولمو بهم بده

524
00:31:35,059 --> 00:31:38,187
‫می‌دونی چرا ونیزی‌ها
‫مراسم بالماسکه می‌گرفتن؟

525
00:31:38,730 --> 00:31:42,859
‫تا بتونن از ناشناس بودنشون
‫ نهایت لذت رو ببرن، بدون هیچ قضاوتی

526
00:31:43,693 --> 00:31:45,361
‫ماسک می‌زدن

527
00:31:45,987 --> 00:31:47,697
‫و با این‌کار

528
00:31:48,364 --> 00:31:50,408
‫خود واقعی‌شون رو نشون می‌دادن

529
00:31:51,409 --> 00:31:53,009
‫منظورت از این حرفا چیه، بری؟

530
00:31:53,870 --> 00:31:57,874
‫چیزی که در این مدت کوتاهی
‫که مدیر نورمور بودم یاد گرفتم

531
00:31:57,874 --> 00:31:59,474
‫غرور و سرافرازی مطرودهاست

532
00:32:00,585 --> 00:32:02,185
‫می‌تونم هرکاری بخوام بکنم

533
00:32:02,670 --> 00:32:04,172
‫برای همین امشب,,,

534
00:32:04,172 --> 00:32:05,965
‫ماسک از چهره برمی‌دارم

535
00:32:07,133 --> 00:32:08,733
‫درواقع

536
00:32:09,218 --> 00:32:10,818
‫می‌خوام بسوزونمش

537
00:32:11,137 --> 00:32:13,097
‫و از نو شروع کنم

538
00:32:33,743 --> 00:32:35,343
‫اوه

539
00:32:36,204 --> 00:32:38,122
‫وقتشه تو خودی نشون بدی

540
00:33:07,026 --> 00:33:08,861
‫ارزش صبر کردن رو داشت، عزیزم؟

541
00:33:08,861 --> 00:33:10,571
‫چه زیباست، عزیزم

542
00:33:10,571 --> 00:33:12,615
‫از همیشه بیشتر سنگ‌تموم گذاشتی

543
00:34:11,591 --> 00:34:14,886
‫شبتون بخیر، خانواده‌ی آدامز

544
00:34:14,886 --> 00:34:18,056
‫مادرتون از همین الان
‫گل سرسبد مراسم شده

545
00:34:19,974 --> 00:34:24,020
‫هیئت مدیره رو اخراج
‫و تنبیه بدنی رو دوباره برقرار می‌کنم

546
00:34:24,020 --> 00:34:25,620
‫اوه!

547
00:34:26,898 --> 00:34:29,317
‫آره، خیلی مسائل هست
‫که در موردش صحبت کنیم

548
00:34:29,901 --> 00:34:32,904
‫- خیلی‌خب، بفرمایید, ببخشید
‫- ونزدی کجاست؟

549
00:34:33,404 --> 00:34:35,948
‫فعلاً چندان با هم صحبت نمی‌کنیم

550
00:34:35,948 --> 00:34:38,326
‫خب، حالا فهمیدی چه حسی داره مورتیشا

551
00:34:38,326 --> 00:34:41,245
‫که بچه‌ای ازت متنفر باشه
‫که همه‌چیز به پاش ریختی

552
00:34:41,245 --> 00:34:43,247
‫گمونم این نقطه اشتراک‌مونه

553
00:34:44,123 --> 00:34:45,723
‫ونزدی اومد

554
00:34:47,543 --> 00:34:48,878
‫ما رو باش

555
00:34:48,878 --> 00:34:51,005
‫یه خانواده‌ی بزرگ و فلک‌زده

556
00:34:55,968 --> 00:34:58,221
‫گفتم صندلیت رو بذارن کنار من

557
00:34:58,221 --> 00:35:01,808
‫چون می‌خوام نظر بدی
‫کدوم معلم‌ها رو اخراج کنم

558
00:35:09,690 --> 00:35:11,290
‫حتماً امتحانش کنین

559
00:35:13,820 --> 00:35:16,864
‫- ونزدی! تعجب کردم اومدی
‫- دورت مادرت رو کجا مخفی کرده؟

560
00:35:17,824 --> 00:35:19,826
‫- چطوری,,,؟
‫- اگر می‌خوای جلوی دورت رو بگیری

561
00:35:19,826 --> 00:35:21,426
‫باید بهم اعتماد کنی

562
00:35:21,661 --> 00:35:23,261
‫کجاست؟

563
00:35:25,456 --> 00:35:27,056
‫بگذریم,,,

564
00:35:29,460 --> 00:35:31,060
‫توی آپارتمانش

565
00:35:40,263 --> 00:35:43,099
‫فضاش با اولین قرارمون
‫زمین تا آسون فرق می‌کنه

566
00:35:43,099 --> 00:35:45,101
‫منظورت اینه که خبری از
‫چاقو و غل و زنجیر نیست؟

567
00:35:46,435 --> 00:35:48,938
‫- البته این قرار نیست‌ها
‫- معلومه که نیست

568
00:35:50,731 --> 00:35:52,331
‫برونو؟

569
00:35:52,984 --> 00:35:55,695
‫سوفیا؟ باورم نمیشه
‫چطوری,,, چطوری اومدی؟

570
00:35:55,695 --> 00:35:57,864
‫گمونم با پرواز مستقیم
‫از مانیل اومده

571
00:35:58,364 --> 00:36:00,491
‫به محض اینکه بهش گفتی رابطه‌تون تمومه

572
00:36:01,284 --> 00:36:04,287
‫تو باید اینید باشی
‫نمی‌خوام معذب بشی

573
00:36:04,287 --> 00:36:05,887
‫نگران نباش

574
00:36:07,039 --> 00:36:08,749
‫نمی‌خوام آدم بده‌ی داستان شما بشم

575
00:36:10,126 --> 00:36:13,171
‫گمونم می‌خواستم رابطه‌مون به جایی برسه
‫چون نمی‌خواستم گذشته رو رها کنم

576
00:36:14,005 --> 00:36:15,715
‫ولی حالا دیگه
‫راه جدیدی رو در پیش گرفتم

577
00:36:17,300 --> 00:36:19,177
‫- راهی که باید تنهایی در اون قدم بردارم
‫- اینید، من,,,

578
00:36:21,137 --> 00:36:22,737
‫راستی، لباست محشره

579
00:36:34,525 --> 00:36:36,125
‫اگنس؟

580
00:36:36,485 --> 00:36:39,238
‫حتی توی صحنه‌ی جرم هم
‫نمی‌تونم آرامش داشته باشم

581
00:36:40,489 --> 00:36:41,490
‫چت شده؟

582
00:36:41,490 --> 00:36:43,993
‫ونزدی یه بمب آدامزی انداخت رو سرم

583
00:36:44,660 --> 00:36:46,913
‫تبریک میگم, تو برنده شدی

584
00:36:47,538 --> 00:36:50,583
‫فکر می‌کردم تمام خصوصیات
‫یه دوست صمیمی رو براش دارم

585
00:36:50,583 --> 00:36:53,252
‫با زبونی طعنه‌آمیز و تمسخرآمیز

586
00:36:53,252 --> 00:36:55,755
‫و ظاهری نئوگوتیک مثل خودش

587
00:36:56,339 --> 00:36:57,882
‫یه کارآگاه تیزبین وظیفه‌مدار

588
00:36:57,882 --> 00:36:59,884
‫که حاضره در مسیر حل یک پرونده

589
00:36:59,884 --> 00:37:02,637
‫خودشو به هر آب و آتیشی بزنه

590
00:37:03,679 --> 00:37:07,725
‫ولی معلوم شد,,, کاملاً اشتباه می‌کردم

591
00:37:10,102 --> 00:37:13,064
‫یه ونزدی آدامز هم برای این دنیا زیادیه

592
00:37:13,064 --> 00:37:15,233
‫اگر از نامرئی بودن خسته شدی

593
00:37:15,233 --> 00:37:17,985
‫اینقدر توی شخصیت دیگران مخفی نشو

594
00:37:17,985 --> 00:37:20,071
‫روانی خاص خودت باش، اگنس

595
00:37:20,071 --> 00:37:22,156
‫بهم اعتماد کن، توش مهارت داری

596
00:37:31,916 --> 00:37:33,084
‫رقصت چی؟

597
00:37:33,084 --> 00:37:37,088
‫خب، گروه چت گله
‫پر شده از صحبت در مورد خبر برونو

598
00:37:37,088 --> 00:37:40,133
‫و اصلاً دلم نمی‌خواد
‫تک و تنها برم روی صحنه، برای همین,,,

599
00:37:40,133 --> 00:37:42,594
‫- من باهات می‌رقصم
‫- تو که حرکات مخصوص رقصم رو بلد نیستی

600
00:37:45,805 --> 00:37:48,057
‫مگه اینکه مخفیانه تمریناتم رو نگاه کرده باشی

601
00:38:00,653 --> 00:38:05,158
‫مورتیشا، احتمالاً خوب شد که راه من رو
‫توی کسب‌وکار خانوادگی‌مون ادامه ندادی

602
00:38:05,158 --> 00:38:08,244
‫من توی تشییع جناره‌هایی شرکت کردم
‫که از این مهمونی، پرشورتر بودن

603
00:38:09,537 --> 00:38:12,791
‫دانش‌آموزها که رقصیدن رو شروع کنن
‫فضا یه‌کم هیجان‌انگیزتر میشه

604
00:38:12,791 --> 00:38:15,835
‫و بعدش شما رو دعوت می‌کنیم روی صحنه
‫تا چند کلمه‌ای همه‌مون رو مهمون کنید

605
00:38:15,835 --> 00:38:20,089
‫و بالاخره، می‌ریم توی دفتر من
‫و کار اون کاغذبازی‌ها رو تموم می‌کنیم

606
00:38:34,979 --> 00:38:37,607
‫شب‌پره‌هات خبری از اسلرپ نیاوردن؟

607
00:38:37,607 --> 00:38:40,777
‫نه, چرا داخل پیش خانواده‌ت نیستی؟

608
00:38:41,778 --> 00:38:43,905
‫شک دارم حتی متوجه شده باشن
‫که من داخل نیستم

609
00:39:11,101 --> 00:39:12,183
‫اِی‌جکس!

610
00:39:12,183 --> 00:39:14,519
‫نگران نباش، دورت دیگه نمی‌تونه
‫بهت آسیب برسونه

611
00:39:14,519 --> 00:39:16,271
‫یالا، نمایش داره شروع میشه

612
00:39:22,694 --> 00:39:25,446
‫- مامان بیانکا رو پیدا کردید؟
‫- اِی‌جکس پیششه

613
00:39:25,446 --> 00:39:27,824
‫اگه می‌خوایم جلوی دورت رو بگیریم،
‫کمک بیش‌تری لازم داریم

614
00:39:28,700 --> 00:39:30,300
‫یعنی تو هم باید کمک بدی، اَگنس

615
00:39:30,618 --> 00:39:32,829
‫می‌دونم هنوز اینجایی

616
00:39:36,082 --> 00:39:37,682
‫بالاخره یه‌کم خلاقیت به خرج دادی

617
00:39:38,167 --> 00:39:40,253
‫دیگه برام مهم نیست
‫که درموردم چی فکر می‌کنی

618
00:39:40,253 --> 00:39:41,853
‫خوبه

619
00:39:43,464 --> 00:39:45,064
‫نقشه چیه؟

620
00:39:45,918 --> 00:39:50,918
‫♪ The Dead Dance by Lady Gaga ♪

621
00:39:54,100 --> 00:39:58,146
‫♪ وقتی اسمم رو صدا می‌زنی
‫مثل متن یه ترانه صدات رو می‌شنوم ♪

622
00:39:58,730 --> 00:40:00,330
‫ایول!

623
00:40:01,941 --> 00:40:05,987
‫♪ مثل یه دزد توی سرم می‌چرخی، ای مجرم ♪

624
00:40:08,323 --> 00:40:14,829
‫♪ این خداحافظی اصلاً جای تعجب نداره ♪

625
00:40:16,039 --> 00:40:22,462
‫♪ این خداحافظی باعث
‫سرازیر شدن اشک‌هام نمیشه ♪

626
00:40:22,462 --> 00:40:25,757
‫♪ میشه تا لحظه‌ی مرگم به رقصیدن ادامه بدم؟ ♪

627
00:40:25,757 --> 00:40:27,467
‫♪ تا لحظه‌ی مرگم به رقصیدن ادامه میدم ♪

628
00:40:27,467 --> 00:40:29,844
‫♪ تا لحظه‌ی مرگم به رقصیدن ادامه میدم ♪

629
00:40:30,428 --> 00:40:33,473
‫♪ آره، تا لحظه‌ی مرگم به رقصیدن ادامه میدم ♪

630
00:40:33,473 --> 00:40:35,224
‫♪ تـا لـحـظـه‌ی مـرگـم ♪

631
00:40:35,224 --> 00:40:37,393
‫♪ تا لحظه‌ی مرگم به رقصیدن ادامه میدم ♪

632
00:40:38,436 --> 00:40:42,857
‫♪ چون وقتی قلبم رو شکوندی
‫همون موقع متولد شدم ♪

633
00:40:42,857 --> 00:40:47,111
‫♪ آره، موسیقی من رو از مرگ برمی‌گردونه ♪

634
00:40:47,111 --> 00:40:51,032
‫♪ تا لحظه‌ی مرگم به رقصیدن ادامه میدم ♪

635
00:40:51,032 --> 00:40:53,117
‫♪ تا لحظه‌ی مرگم به رقصیدن ادامه میدم ♪

636
00:40:56,496 --> 00:41:01,209
‫♪ یه موجود شب‌گرد به وجود آوردی ♪

637
00:41:04,379 --> 00:41:09,592
‫♪ و حالا نفس‌هات، روحت و نگاهت رو تسخیر می‌کنم ♪

638
00:41:10,802 --> 00:41:17,684
‫♪ این خداحافظی اصلاً جای تعجب نداره ♪

639
00:41:17,684 --> 00:41:18,643
‫وای!

640
00:41:18,643 --> 00:41:25,108
‫♪ این خداحافظی باعث
‫سرازیر شدن اشک‌هام نمیشه ♪

641
00:41:25,108 --> 00:41:30,071
‫♪ میشه تا لحظه‌ی مرگم به رقصیدن ادامه بدم؟ ♪

642
00:41:30,071 --> 00:41:32,323
‫♪ تا لحظه‌ی مرگم به رقصیدن ادامه میدم ♪

643
00:41:32,949 --> 00:41:37,870
‫♪ آره، تا لحظه‌ی مرگم به رقصیدن ادامه میدم ♪

644
00:41:37,870 --> 00:41:40,206
‫♪ تا لحظه‌ی مرگم به رقصیدن ادامه میدم ♪

645
00:41:41,165 --> 00:41:43,584
‫♪ چون وقتی قلبم رو شکوندی ♪

646
00:41:43,584 --> 00:41:45,628
‫♪ همون موقع متولد شدم ♪

647
00:41:45,628 --> 00:41:49,465
‫♪ آره، موسیقی من رو از مرگ برمی‌گردونه ♪

648
00:41:49,465 --> 00:41:52,719
‫♪ تا لحظه‌ی مرگم به رقصیدن ادامه میدم ♪

649
00:41:53,553 --> 00:41:55,680
‫♪ تا لحظه‌ی مرگم به رقصیدن ادامه میدم ♪

650
00:41:56,806 --> 00:41:59,183
‫♪ چون وقتی قلبم رو شکوندی ♪

651
00:41:59,183 --> 00:42:01,019
‫♪ همون موقع متولد شدم ♪

652
00:42:01,019 --> 00:42:05,398
‫♪ آره، موسیقی من رو از مرگ برمی‌گردونه ♪

653
00:42:05,398 --> 00:42:09,027
‫♪ تا لحظه‌ی مرگم به رقصیدن ادامه میدم ♪

654
00:42:09,027 --> 00:42:11,029
‫♪ تا لحظه‌ی مرگم به رقصیدن ادامه میدم ♪

655
00:42:11,863 --> 00:42:13,781
‫♪ آره ♪

656
00:42:18,411 --> 00:42:20,011
‫اوه!

657
00:42:25,543 --> 00:42:28,046
‫وای! چطور بود؟

658
00:42:37,346 --> 00:42:38,946
‫هی، آفرین!

659
00:42:41,976 --> 00:42:44,645
‫اسم من بیانکا بارکلیه!

660
00:42:44,645 --> 00:42:46,939
‫و من مسئول هماهنگی جشن دانش‌آموزی‌ام

661
00:42:46,939 --> 00:42:48,649
‫آره، بیانکا!

662
00:42:54,947 --> 00:42:58,034
‫امشب فقط به‌خاطر تلاش‌های بی‌وقفه‌ی
‫دو نفر از مطرودهای استثنایی

663
00:42:58,034 --> 00:43:00,328
‫موفق شدیم این جشن رو برگزار کنیم

664
00:43:00,328 --> 00:43:03,331
‫یعنی رئیس کمیته‌ی جشن، مورتیشا آدامز،

665
00:43:03,331 --> 00:43:06,375
‫و مدیر دورت دوست‌داشتنی خودمون

666
00:43:09,545 --> 00:43:11,339
‫لطفاً بیاید روی صحنه

667
00:43:15,885 --> 00:43:17,512
‫وای!

668
00:43:19,722 --> 00:43:21,682
‫قبل از اینکه مهمون افتخاری‌مون رو معرفی کنم،

669
00:43:22,934 --> 00:43:24,534
‫مدیر دورت,,,

670
00:43:27,188 --> 00:43:28,689
‫لطفاً,,,

671
00:43:28,689 --> 00:43:32,068
‫به همه بگو دقیقاً چطور موفق شدیم
‫این جشن رو برگزار کنیم

672
00:43:32,902 --> 00:43:36,948
‫به همه بگو دقیقاً چطور موفق شدیم
‫این جشن رو برگزار کنیم

673
00:43:45,873 --> 00:43:47,555
‫داستان از اونجایی شروع شد که من,,,

674
00:43:49,293 --> 00:43:53,923
‫به بیانکا بارکلی دستور دادم
‫تا مورتیشا آدامز رو افسون کنه

675
00:43:53,923 --> 00:43:56,676
‫و مجبورش کنه از مادرش بخواد
‫پول هنگفتی رو بهمون اهدا کنه

676
00:44:02,682 --> 00:44:04,282
‫ولی وقتی اون نقشه جواب نداد،

677
00:44:04,976 --> 00:44:07,311
‫مادر بیانکا رو گروگان گرفتم

678
00:44:07,311 --> 00:44:10,189
‫تا مجبورش کنم
‫که هستر فرامپ رو افسون کنه

679
00:44:10,189 --> 00:44:12,358
‫تا ثروتش رو اهدا کنه

680
00:44:13,568 --> 00:44:15,319
‫دیوونه شدی؟

681
00:44:16,654 --> 00:44:20,616
‫تازه، به دست‌نشونده‌م گیدیون
‫که عضوی از فرقه‌ی "مورنینگ سانگ"ـه قول دادم

682
00:44:20,616 --> 00:44:22,577
‫که پول رو باهاش تقسیم می‌کنم

683
00:44:22,577 --> 00:44:24,287
‫اما خیلی خوشم از تقسیم کردن نمیاد،

684
00:44:25,830 --> 00:44:28,332
‫پس الان تبدیل شده به یه مقدار خاکستر
‫و توی شومینه‌م پخش شده،

685
00:44:28,332 --> 00:44:30,042
‫در نتیجه همه‌ی پول رو می‌برم برای خودم

686
00:44:36,257 --> 00:44:37,857
‫وای، پسر

687
00:44:39,177 --> 00:44:40,845
‫خیلی‌خب!

688
00:44:42,722 --> 00:44:45,558
‫بذارید از اینجا برم،
‫وگرنه افسون‌گر رو جزغاله می‌کنم!

689
00:44:48,102 --> 00:44:50,146
‫برید عقب! جلو نیاید!

690
00:44:50,897 --> 00:44:52,497
‫جدی میگم!

691
00:45:00,781 --> 00:45:02,381
‫دورت!

692
00:45:27,391 --> 00:45:28,991
‫اوه، آفرین!

693
00:45:30,811 --> 00:45:33,314
‫حالا به این میگن اوج هیجان!

694
00:45:38,194 --> 00:45:40,780
‫نمی‌دونم چطور در برابر افسون من مقاومت کردی،

695
00:45:40,780 --> 00:45:42,198
‫اما ممنون

696
00:45:42,198 --> 00:45:44,242
‫کسی که باید ازش تشکر بکنی من نیستم

697
00:45:49,830 --> 00:45:51,916
‫یکی طلبت، اِی‌جکس

698
00:45:55,753 --> 00:45:57,755
‫واقعاً دنیاش رو ترکوندی

699
00:46:00,049 --> 00:46:03,469
‫مشتاقانه منتظرم که این تابستون
‫از حضور در کنارت فیض ببرم

700
00:46:03,469 --> 00:46:07,056
‫اینطوری یه بهونه دارم که خفاش‌ها رو
‫از اتاق مهمون‌ها بیرون کنم

701
00:46:07,056 --> 00:46:10,935
‫بعد از حرف زشتی که درمورد پدرم زدی،
‫می‌خوام برنامه‌هام رو لغو می‌کنم

702
00:46:10,935 --> 00:46:12,535
‫تواناییم رو از دست دادم

703
00:46:12,979 --> 00:46:15,064
‫یعنی الان از نظر تو یه مطرود واقعی نیستم؟

704
00:46:15,064 --> 00:46:17,984
‫اوه، حرف‌های مسخره نزن,
‫این فقط یه مرحله‌ی گذراست

705
00:46:17,984 --> 00:46:20,361
‫پدرم عادت‌های آزاردهنده‌ی زیادی داره،

706
00:46:20,361 --> 00:46:22,947
‫اما وقتی حرف از مطرود بودن باشه،
‫هیچکس ازش مطرودتر نیست

707
00:46:23,447 --> 00:46:25,241
‫اگه می‌خوای نظرم عوض بشه،

708
00:46:25,241 --> 00:46:29,620
‫باید به افتخار پدرم
‫پول هنگفتی رو به نِورمور اهدا کنی

709
00:46:30,663 --> 00:46:32,540
‫داری به یه باج‌گیری عاطفی متوسل میشی؟

710
00:46:32,540 --> 00:46:34,417
‫اصلاً عاطفی نیست

711
00:46:35,167 --> 00:46:36,767
‫فقط یه باج‌گیری ساده‌ست

712
00:46:39,574 --> 00:46:41,173
‫قبوله

713
00:46:41,173 --> 00:46:43,175
‫فقط تو می‌تونی جشنی برگزار کنی

714
00:46:43,175 --> 00:46:47,221
‫که با یه قتل آتشین شروع بشه
‫و با یه قتل انفجاری به پایان برسه

715
00:46:47,221 --> 00:46:49,390
‫- آفرین، عزیزم
‫- ناراحت نیستی؟

716
00:46:49,390 --> 00:46:51,392
‫اینکه نزدیک بود کل ثروتم رو بالا بکشن

717
00:46:51,392 --> 00:46:54,061
‫هیجان‌انگیزترین ماجرایی بود که طی
‫سال‌های اخیر می‌خواست برام اتفاق بیُفته

718
00:46:54,061 --> 00:46:55,813
‫در واقع احساس زنده بودن می‌کنم

719
00:47:11,787 --> 00:47:14,206
‫ونزدی! آیزاک اینجاست

720
00:47:14,206 --> 00:47:16,334
‫- کجا؟
‫- توی قبرستان نِورمور

721
00:47:17,710 --> 00:47:19,310
‫پاگزلی

722
00:47:19,587 --> 00:47:21,187
‫پاگزلی کجاست؟

723
00:47:41,150 --> 00:47:42,860
‫سلام، دوست قدیمی

724
00:47:44,779 --> 00:47:46,379
‫اسلرپ؟

725
00:47:46,947 --> 00:47:48,547
‫خودتی؟

726
00:47:55,706 --> 00:47:57,306
‫پاگزلی،

727
00:47:58,501 --> 00:48:00,127
‫دوست ندارم چنین چیزی ازت بخوام,,,

728
00:48:02,171 --> 00:48:03,771
‫اما به کمکت نیاز دارم

729
00:48:13,224 --> 00:48:14,824
‫پاگزلی!

730
00:48:17,812 --> 00:48:19,412
‫پاگزلی؟

731
00:48:21,524 --> 00:48:23,124
‫پاگزلی!

732
00:48:34,258 --> 00:51:42,259
  جديدترين اخبار فيلم و سريال در کانال تلگرام و پیج اینستاگرام :
  .:: @MiraMovie1 ::.
  .:: @myZedMovie ::.

