﻿WEBVTT

00:00:01.000 --> 00:00:12.000
<b><c.color00abfd> دانلود فیلم و سریال با زیرنویس چسبیده
  ..:: MiraMovie.Top ::..</c></b>
  <b><c.colorFFC947> ..:: MyZed.Top ::..</c></b>

00:00:12.667 --> 00:00:15.958
‫ولی خداوکیلی

00:00:16.042 --> 00:00:18.792
عجب ‫دم‌ودستگاهی اینجا به هم زدن
‫« اتیوپی، شهر آدوا - سال ۱۸۹۶ »

00:00:20.500 --> 00:00:23.875
‫حیف که می‌خوان همه چی رو
‫با خاک یکسان می‌کنن

00:00:23.958 --> 00:00:27.167
‫هر چی بیشتر توی دنیای بیرون بگردید،
‫شاهزاده تفاری،

00:00:27.250 --> 00:00:28.375
‫چیزهای بیشتری می‌بینید

00:00:29.625 --> 00:00:33.375
‫تاریخ بیگانه‌ها،
سرتاسر بی‌رحمی و جنگ بوده

00:00:33.458 --> 00:00:37.792
‫به خاطر همینـه که واکاندا
‫هیچوقت توش نقشی نداشته و نخواهد داشت

00:00:39.417 --> 00:00:42.417
این درگیری، کارِ ما رو
برای خروج از اینجا سخت‌تر می‌کنه

00:00:45.083 --> 00:00:47.292
‫خب، شنیدی که چی میگن، کودا

00:00:47.375 --> 00:00:49.542
‫بزرگ‌ترین قهرمان‌های تاریخ،

00:00:49.625 --> 00:00:52.417
‫توی کوره‌ی سوزان سخت‌ترین خطرات آبدیده شدن

00:00:54.042 --> 00:00:56.292
‫من خوبم. چیزیم نشده

00:00:56.375 --> 00:00:58.000
‫این تاجر، اون دوره‌ای که
‫توی اقیانوس هند

00:00:58.083 --> 00:01:00.958
‫دزدِ دریایی بوده،
‫این تبر رو پیدا کرده

00:01:01.042 --> 00:01:03.208
‫اگه اطلاعات‌مون صحت داشته باشه...

00:01:07.083 --> 00:01:09.208
‫یحتمل توی انبارشـه

00:01:09.292 --> 00:01:12.958
‫درست توی قلب این بلبشو

00:01:15.542 --> 00:01:20.042
‫مطمئنم از مهلکه‌هایی از این بدتر هم
جون سالم به در بردی

00:01:20.667 --> 00:01:22.875
‫خب، نقشه چیـه؟

00:01:23.750 --> 00:01:25.750
‫نقشه‌ی من اینـه که یه راهی پیدا کنم

00:01:25.833 --> 00:01:29.000
‫بدون اینکه کسی منو ببینه،
‫از میدون نبرد رد بشم

00:01:33.792 --> 00:01:36.417
‫شما هم بشینید و از دور تماشا کنید

00:01:36.500 --> 00:01:39.125
‫پدرومادرتون صرفاً برای نظارت فرستادنتون،
‫یادتون که نرفته؟

00:01:39.208 --> 00:01:42.375
‫ولی شاید اگه یکم از
‫پیش‌زمینه‌ی این درگیری بگم،

00:01:42.458 --> 00:01:44.667
توی ارزیابی شرایط
‫دردی ازمون دوا کنه

00:01:44.750 --> 00:01:45.750
‫- شاهزاده‌ی من...
‫- ببین،

00:01:45.833 --> 00:01:47.833
‫این سفیدپوست‌ها از دیاری
‫به اسم ایتالیا اومدن

00:01:47.917 --> 00:01:50.083
‫- سرورم...
‫- این ایتالیایی‌ها

00:01:50.167 --> 00:01:52.958
‫قصد دارن امپراتوری‌شون رو
‫تا خاک اتیوپی گسترش بدن،

00:01:53.042 --> 00:01:56.542
‫اما روحشون هم خبر نداشت که
‫چه چیزی در انتظارشونـه

00:01:56.625 --> 00:01:58.167
‫شاهزاده تفاری!

00:02:01.292 --> 00:02:04.042
‫خیلی‌خب، اولاً،

00:02:04.125 --> 00:02:07.250
‫ساکت‌کردنِ پسر پادشاه
‫می‌تونه خیانت تلقی بشه

00:02:08.042 --> 00:02:10.958
ما در حد نفوذ مجهزیم، نه درگیری

00:02:11.042 --> 00:02:13.917
‫بخصوص با این وضع‌واوضاع.
فعلاً ‫باید عملیات رو متوقف کنیم.

00:02:14.000 --> 00:02:16.000
‫چی؟ پس تبر چی میشه؟

00:02:16.542 --> 00:02:19.292
‫مأموریت سگ جنگی‌ها فراتر از یه تبره

00:02:19.375 --> 00:02:22.833
گاهاً این مأموریت، دفع هر خطریـه که
پادشاهی رو تهدید می‌کنه

00:02:22.917 --> 00:02:26.958
‫نکنه می‌خوای بگی از
‫اولین مأموریتم دست‌خالی برگردم؟

00:02:29.375 --> 00:02:30.833
‫باید همین حالا،
‫تا وقتی که فرصت هست،

00:02:30.917 --> 00:02:32.958
‫از اینجا بریم

00:02:33.042 --> 00:02:36.417
‫دفتر تاریخِ ما،
‫روایت‌گر داستان افرادی نیست که فقط

00:02:36.500 --> 00:02:38.375
‫عقب نشستن و نظاره کردن، کودا

00:02:38.458 --> 00:02:40.958
‫نوبتِ ما رسیده

00:02:41.042 --> 00:02:43.083
‫ما که نیومدیم تاریخ رو رقم بزنیم!

00:02:50.375 --> 00:02:53.875
‫تفاری! تفاری!

00:02:53.958 --> 00:02:56.333
‫تفاری؟
‫جواب بدید، شاهزاده تفاری

00:02:59.708 --> 00:03:00.958
‫فوراً برگردید

00:03:04.125 --> 00:03:05.917
‫این یه دستوره

00:03:06.000 --> 00:03:08.000
‫کاری نکنید بزنم زیر قول و قرارمون

00:03:11.917 --> 00:03:13.917
‫از جاتون تکون نخورید،
‫دارم میام دنبالتون

00:03:14.000 --> 00:03:15.833
‫نرید سراغ اون تبر ها

00:03:15.917 --> 00:03:17.875
‫تکرار می‌کنم، نرید سراغ...

00:03:17.958 --> 00:03:19.583
‫گرفتمش، پیداش کردم!

00:03:22.667 --> 00:03:25.125
‫چرا از دیدنم خوشحال نشدی پس؟!

00:03:25.208 --> 00:03:27.083
‫از دستور مستقیم من سرپیچی کردید

00:03:27.167 --> 00:03:29.000
‫صاف رفتید تو دل خطر...

00:03:29.083 --> 00:03:32.833
‫«سرشتِ یک سگ جنگی،
‫پیمودن راه خویش است؛

00:03:32.917 --> 00:03:34.792
‫نه راهی که برایش هموار ساخته‌اند.»

00:03:34.875 --> 00:03:36.083
‫جان؟

00:03:36.167 --> 00:03:37.417
‫رئیس نونی،

00:03:37.500 --> 00:03:41.458
‫اولین سگ‌جنگی‌ای که تونست
‫یکی از عتیقه‌های گمشده‌ی واکاندا رو پس بگیره

00:03:42.083 --> 00:03:43.542
‫درست مثل ما

00:03:43.625 --> 00:03:48.250
‫به نظرم حالا دیگه یکم
‫توی زمان حال سِیر کنید، سرورم،

00:03:48.333 --> 00:03:51.750
‫البته اگه واقعاً دوست دارید
‫سالم برگردید واکاندا!

00:05:11.792 --> 00:05:14.667
‫شاید یه شاهزاده
‫هر کاری دلش بخواد انجام بده،

00:05:12.970 --> 00:05:14.970
‫« واپسین پلنگ سیاه »

00:05:14.750 --> 00:05:17.292
‫اما یه مأمور میدانی پیرو اصولـه

00:05:17.375 --> 00:05:19.375
‫بس کن دیگه چقدر نصیحت می‌کنی، کودا!

00:05:19.458 --> 00:05:21.958
‫وایسید برگردیم شهر طلایی،

00:05:22.042 --> 00:05:23.708
‫به رئیس میگم که

00:05:23.792 --> 00:05:26.125
‫دیگه خبری از تمرینات میدانی نیست

00:05:26.208 --> 00:05:27.542
‫برای امنیت خودتونـه

00:05:27.625 --> 00:05:28.833
‫من که مشکلی ندارم

00:05:29.417 --> 00:05:32.833
‫من می‌خواستم با اسطوره‌ی طایفه‌ی معدن،
‫یعنی کودا، همراه بشم،

00:05:32.917 --> 00:05:35.958
‫مأموری که پوزه‌ی دزد دریایی،
‫بن پیز رو به خاک مالید

00:05:36.875 --> 00:05:39.042
‫نه این کسی که بغل دستمـه

00:05:39.125 --> 00:05:40.500
‫چی به سرت اومده؟

00:05:40.583 --> 00:05:42.583
‫بزرگ شدم، سرورم

00:05:42.667 --> 00:05:43.875
مسئولیت یه خانواده به گردنمـه

00:05:43.958 --> 00:05:46.333
‫یحتمل یه روزی وضعیتم رو درک می‌کنید

00:05:46.417 --> 00:05:48.292
‫موظفم که صحیح‌وسالم برگردم پیششون

00:05:48.375 --> 00:05:51.292
‫تکلیف وظیفه‌ات در قبال
‫واکاندا چی میشه پس؟

00:05:51.375 --> 00:05:55.625
‫اگه سرِ افتخارهای الکی خودم رو کشتن بدم،
‫تموم وظایفم دود میشه میره هوا

00:05:55.708 --> 00:06:00.292
‫با این حال، پس‌گرفتنِ این تبر رو
‫مدیون افتخار الکی من هستیم

00:06:00.375 --> 00:06:01.375
‫شانس بیارم،

00:06:01.458 --> 00:06:05.125
‫تا ابدالدهر سر زبون همه می‌مونه

00:06:05.208 --> 00:06:09.500
مأموریت یه سگ جنگی
توی گمنامیش خلاصه میشه، سرورم

00:06:10.042 --> 00:06:14.042
‫این مأموریتـه که مهمـه،
‫نه افسانه‌های نقل محافل

00:06:14.125 --> 00:06:16.000
‫خب، گفتنش برای تو آسونـه

00:06:16.083 --> 00:06:18.458
‫تو که جاپات توی دفتر تاریخ محکمـه

00:06:20.625 --> 00:06:22.708
‫این منم که هنوز که هنوزه
‫دنبال جایگاه خودمم

00:06:22.792 --> 00:06:25.750
‫تو پسرِ پادشاه و ملکه‌ی واکاندایی

00:06:25.833 --> 00:06:26.833
‫پسر سوم

00:06:27.792 --> 00:06:30.167
‫برادر ارشدم وارث تاج‌وتختـه

00:06:30.958 --> 00:06:34.542
‫من هم وارثِ... خب...

00:06:35.625 --> 00:06:37.500
‫هیچی‌ نیستم

00:06:37.583 --> 00:06:40.917
‫به خیالم گفتم اگه
‫عضو سگ‌های جنگی بشم،

00:06:41.000 --> 00:06:44.958
‫شاید بتونم به طریقی
‫اسمم رو توی داستان واکاندا جا کنم

00:06:46.750 --> 00:06:51.375
‫هرچند، بعید می‌دونم پیگیر اینها بشم،
‫بتونم به جایی برسم

00:06:52.083 --> 00:06:55.333
‫تبر چندان هم اوج فناوری نیست،

00:06:55.417 --> 00:06:57.375
‫حتی با معیارهای بیگانه‌ها

00:06:57.458 --> 00:06:59.708
‫حتی دسته‌اش هم قُلابیـه

00:07:01.000 --> 00:07:03.083
‫خنجرش از وایبرنیومـه

00:07:03.167 --> 00:07:06.542
‫بیگانه‌ها با تسلیحات خودشون
‫افتادن به جون هم

00:07:06.625 --> 00:07:09.167
‫دیگه به گنجینه‌ی ما رحم نمی‌کنن

00:07:09.250 --> 00:07:11.000
‫به خاطر خودمون و اونها هم که شده،

00:07:11.083 --> 00:07:13.542
‫باید امنیت فناوری‌مون رو حفظ...

00:07:13.625 --> 00:07:15.208
‫خوابم یا بیدار؟!

00:07:17.625 --> 00:07:18.750
‫کودا، مراقب باش!

00:07:37.250 --> 00:07:38.333
‫تفاری؟

00:07:44.542 --> 00:07:46.625
‫پروتکل اضطراری

00:07:48.875 --> 00:07:50.250
‫سیگنال نداره

00:07:51.167 --> 00:07:52.500
‫تفاری؟

00:07:52.583 --> 00:07:55.292
‫شاهزاده تفاری؟ شاهزاده تفاری؟

00:08:19.875 --> 00:08:21.292
‫اون دیگه چیـه؟

00:08:25.667 --> 00:08:28.042
‫هر چی که هستی،
‫ما باهات سرِ جنگ نداریم

00:08:28.583 --> 00:08:30.750
بس کن، وگرنه خودم جلوت رو می‌گیرم

00:08:46.917 --> 00:08:48.792
‫سلاح، سلاح‌لازمیم

00:08:51.708 --> 00:08:54.125
‫کودا، سرتو بدزد!

00:09:09.833 --> 00:09:10.833
‫تفاری!

00:09:14.833 --> 00:09:17.167
‫تفاری، تبر رو بگیر

00:09:17.250 --> 00:09:18.458
‫برو سمت جنوب. بدو!

00:09:18.542 --> 00:09:20.708
‫کودا. نه، من می‌تونم کمکت کنم

00:09:27.333 --> 00:09:29.083
‫نه

00:09:33.083 --> 00:09:34.500
‫کودا

00:09:37.792 --> 00:09:40.167
‫حالا، تفاری!

00:09:44.454 --> 00:09:48.225
<c.yellow>‫خواهش می‌کنم. من دشمن شما نیستم</c>

00:09:48.250 --> 00:09:51.167
‫تو... اهل واکاندایی؟

00:09:51.250 --> 00:09:52.750
‫آره

00:09:52.833 --> 00:09:56.458
‫خواهش می‌کنم،
‫الان وقت این کارها نیست

00:09:56.542 --> 00:09:59.167
‫نه، نه، نه، محال ممکنـه

00:09:59.250 --> 00:10:01.458
‫من تک‌تک مأمورهامون رو می‌شناسم،

00:10:01.542 --> 00:10:03.750
‫اولین باره دارم این خانم رو می‌بینم

00:10:03.833 --> 00:10:07.708
‫می‌فهمم که شاید هضم این مسئله
‫برات سخت باشه

00:10:07.792 --> 00:10:11.458
‫اما التماست رو می‌کنم،
‫سرنوشت سرزمین‌مون در خطره

00:10:11.542 --> 00:10:13.167
‫تو از سرزمین ما نیستی

00:10:13.750 --> 00:10:15.250
‫میشم

00:10:15.333 --> 00:10:16.583
‫چی؟

00:10:16.667 --> 00:10:18.417
‫یعنی چی آخه؟

00:10:18.500 --> 00:10:19.583
‫می‌تونم نشونتون بدم

00:10:24.250 --> 00:10:26.667
‫حالا، چشم‌هاتون رو باز کنید

00:10:31.333 --> 00:10:32.375
‫تفاری

00:10:33.958 --> 00:10:35.042
اینجا چه خبره؟

00:10:39.500 --> 00:10:41.042
‫کودا، اینجا...

00:10:42.167 --> 00:10:43.542
‫شهر طلاییـه

00:10:43.625 --> 00:10:46.750
‫پونصد سال دیگه

00:10:46.833 --> 00:10:51.375
‫نه، محالـه این ویرونه، واکاندا باشه

00:10:51.458 --> 00:10:54.292
‫توی زمونه‌ی من که
‫گورستانی بیش نیست

00:10:55.417 --> 00:10:57.792
‫آوردگاه آخرین شکستِ ما

00:10:57.875 --> 00:11:00.375
‫ولی چی شد که اینجوری شد؟

00:11:02.458 --> 00:11:06.542
‫وحوش؛ ‫از اون سرِ کهکشان اومدن و

00:11:06.625 --> 00:11:10.083
‫آفتاب رو با سیاهیِ جمعیت سپاهشون پوشوندن

00:11:39.792 --> 00:11:43.208
‫ملت‌های روی زمین
‫برای نبرد باهاشون متحد شدن،

00:11:43.292 --> 00:11:47.083
‫اِلا اون ملتی که می‌تونست
‫سرنوشت‌ رو دگرگون کنه

00:11:47.583 --> 00:11:51.792
‫قوانین واکاندا حکم می‌کنه که
‫دست بیگانه‌ها رو نگیریم

00:11:51.875 --> 00:11:55.917
‫اینجوری شد که
‫بیگانه‌ها بی‌پناه موندن

00:11:56.000 --> 00:11:58.958
‫بعدش که وحوش
‫چشم طمع به ما دوختن،

00:11:59.042 --> 00:12:03.125
‫حتی ما هم نتونستیم
‫در مقابلشون ایستادگی کنیم

00:12:04.875 --> 00:12:06.417
‫ما مقابله‌به‌مثل کردیم

00:12:07.875 --> 00:12:10.042
‫اما همه‌مون رو از دم تیغ گذروندن

00:12:13.917 --> 00:12:17.208
‫ما تنها بازمانده‌های سرزمین‌مون بودیم

00:12:17.292 --> 00:12:20.833
‫مُشتی از دورا میلاژه‌ها،
‫ژنرال‌مون و

00:12:20.917 --> 00:12:26.875
‫من و ملکه‌ی واکاندا و
‫واپسین پلنگ سیاه

00:12:29.458 --> 00:12:31.167
‫آواره بودیم،

00:12:31.250 --> 00:12:37.042
‫اما دورتادورمون پُر از
‫ بقایای فناوری واکاندا بود؛

00:12:37.125 --> 00:12:40.625
‫مِن‌جمله اسکنر کوانتومی من

00:12:40.708 --> 00:12:44.625
‫در روزگار صلح،
‫برای پژوهش‌های تاریخی استفاده می‌شد

00:12:45.875 --> 00:12:49.375
‫تنها امیدم همون بود

00:12:51.000 --> 00:12:58.000


00:13:01.125 --> 00:13:04.750
‫هر لحظه، حلقه‌ایـه توی زنجیره‌ی رویدادها

00:13:07.625 --> 00:13:09.708
‫هر حلقه به دیگری پیوسته

00:13:19.333 --> 00:13:24.917
‫پس راهی شدیم تا اون حلقه‌ای رو
‫پیدا کنیم که به آینده‌ی شوم ما ختم می‌شد

00:13:27.833 --> 00:13:29.167
‫تا بشکنیمش

00:13:37.833 --> 00:13:39.125
‫سال‌ها طول کشید

00:13:46.708 --> 00:13:51.083
‫اما بالاخره پیداش کردیم

00:13:54.458 --> 00:14:00.667
‫یه نقطه‌ی عطف بی‌نقص که
‫اگه احیا بشه، همه چی مثل روز اول میشه

00:14:04.708 --> 00:14:06.875
‫سرآغاز همه‌ی این اتفاقات هم

00:14:06.958 --> 00:14:12.333
‫وقتیـه که پسری فراموش‌شده از واکاندا،
‫اون تبر رو پیدا می‌کنه

00:14:13.958 --> 00:14:16.542
‫این اولین قدم اون

00:14:16.625 --> 00:14:19.125
‫در مسیر غصبِ تاج‌وتخت واکانداست

00:14:19.208 --> 00:14:21.833
‫همین مسبب واکنشی زنجیره‌ای میشه که

00:14:21.917 --> 00:14:26.167
‫چشم پادشاه برحق رو
‫به دنیای بیرون باز می‌کنه

00:14:27.042 --> 00:14:29.708
‫واکاندا با کل بشر یکپارچه میشه

00:14:29.792 --> 00:14:30.958
‫آره

00:14:31.042 --> 00:14:36.500
‫با اتحاد جهان هم
اون وحوش رو در هم می‌شکنیم

00:14:36.583 --> 00:14:38.458
‫همش به خاطر یه تبر؟

00:14:42.583 --> 00:14:44.375
‫وقت زیادی نداریم

00:14:44.458 --> 00:14:46.500
‫آدوا در آستانه‌ی سقوطـه

00:14:46.583 --> 00:14:51.667
‫هر وقت سقوط کنه،
‫تبر باید درست همون جایی باشه که پیداش کردید

00:14:52.292 --> 00:14:54.208
‫- نه
‫- کودا

00:14:54.292 --> 00:14:55.917
‫ما مأموریت خودمون رو داریم

00:14:56.000 --> 00:14:57.208
‫من هم همینطور

00:14:57.292 --> 00:15:02.125
‫تبر رو که برگردونید،
‫خط زمانی من با این یکی هم‌سو میشه و

00:15:02.208 --> 00:15:05.750
‫تموم اعمال وحوش رو
‫از صفحه‌ی روزگار پاک می‌کنه

00:15:05.833 --> 00:15:09.583
‫نمی‌دونم با چجور حقه‌ای
‫اون چیزها رو توی ذهنمون کاشت،

00:15:09.667 --> 00:15:10.667
‫- ولی ما...
‫- خواهش می‌کنم

00:15:10.750 --> 00:15:13.583
‫جهش زمانی من به اینجا،
‫نزدیک بود من رو بکُشه

00:15:13.667 --> 00:15:16.667
‫به لطف گیاه‌قلبی‌شکلـه که الان زنده‌ام

00:15:16.750 --> 00:15:20.417
‫اما تاب تحمل یه جهش دیگه رو ندارم

00:15:20.500 --> 00:15:24.042
‫شاید جور دیگه‌ای بتونی
‫حرف‌هات رو بهمون ثابت کنی

00:15:24.125 --> 00:15:25.583
‫گفتی از آینده اومدی

00:15:25.667 --> 00:15:27.333
‫آها، آره! آره

00:15:27.417 --> 00:15:30.042
‫حالا یه چیزی بگو که
‫تنها آیندگان می‌دونن

00:15:30.125 --> 00:15:31.583
‫می‌دونم که...

00:15:32.792 --> 00:15:37.500
‫می‌دونم ملکه‌اتون بچه‌ی چهارمش رو بارداره

00:15:37.583 --> 00:15:38.833
دختره

00:15:38.917 --> 00:15:40.125
بازم دروغ

00:15:40.208 --> 00:15:43.500
‫خطر: فرورفتگی زمانی
‫در حال فروپاشی مرگبار

00:15:43.583 --> 00:15:46.375
‫پنجره‌ی کوانتومی در حال بسته‌شدن،
‫سه...

00:15:46.458 --> 00:15:47.958
‫نه! الان نه!

00:15:48.042 --> 00:15:50.708
‫باید برش گردونید!

00:15:56.250 --> 00:16:00.042
‫کودا، باید این تبر رو برگردونیم

00:16:00.958 --> 00:16:02.375
‫نه. نه

00:16:02.458 --> 00:16:03.458
‫کودا!

00:16:03.542 --> 00:16:06.667
‫باید هر چی دیدیم رو
‫برای شورا تعریف کنیم

00:16:06.750 --> 00:16:08.167
‫تصمیم با اونهاست

00:16:08.250 --> 00:16:11.125
‫کودا، اون گفت هر آن ممکنه
‫این شهر نابود بشه

00:16:11.208 --> 00:16:13.958
‫پای سرنوشت واکاندا و
‫تموم دنیا در میونـه

00:16:14.042 --> 00:16:15.583
‫وقتشـه دست‌به‌کار شیم

00:16:20.542 --> 00:16:23.458
‫این راه، برگشتی نداره، تفاری

00:16:23.542 --> 00:16:24.833
‫کودا!

00:16:24.917 --> 00:16:26.958
‫درست نیست اینو میگم،

00:16:27.042 --> 00:16:29.917
‫ولی حرفی که درباره‌ی مادرم زد
‫حقیقت داره

00:16:30.000 --> 00:16:31.208
‫اون بارداره

00:16:31.292 --> 00:16:34.792
‫رازیـه که فقط خانواده‌ی سلطنتی ازش باخبرن

00:16:34.875 --> 00:16:37.458
‫سگ‌های جنگی همیشه میگن مأموریت‌شون

00:16:37.542 --> 00:16:40.167
‫حراست از مردمان امروزِ واکانداست،

00:16:40.250 --> 00:16:42.667
‫بلکه آینده‌ی مردمان فردا رو تضمین کنن

00:16:42.750 --> 00:16:45.458
‫مثل خواهرم و خانواده‌ی خودت، کودا

00:16:45.542 --> 00:16:47.958
‫سرنوشت نسل خودمون در میونـه

00:16:48.042 --> 00:16:49.667
‫این تنها چیزیـه که مهمـه

00:16:49.750 --> 00:16:51.500
مسئولیتش هم روی دوش ماست

00:16:54.375 --> 00:16:56.042
‫حق با شماست، سرورم

00:16:56.125 --> 00:16:58.167
‫این دیگه مأموریت ماست

00:17:01.083 --> 00:17:03.083
‫وای، باستت رو شکر،

00:17:03.167 --> 00:17:05.000
‫فکر نمی‌کردم قبول کنی

00:17:05.750 --> 00:17:06.750
‫کار آسونی نیست

00:17:06.833 --> 00:17:10.083
‫خونه‌ی اون تاجر، درست توی کانون آشوب؛
‫زیرِ همون برجـه

00:17:10.167 --> 00:17:12.708
‫پس بهتره دست بجنبونیم

00:17:18.208 --> 00:17:19.292
‫نه!

00:17:24.083 --> 00:17:27.042
‫ملکه‌ی من. بانوی من! انجام شد؟

00:17:27.125 --> 00:17:28.792
‫نه

00:17:28.875 --> 00:17:31.958
‫تبر دست دوتا مأمور واکانداییـه

00:17:32.917 --> 00:17:34.667
‫یه جهش زمانی دیگه آماده کن

00:17:35.250 --> 00:17:36.833
‫برمی‌گردم

00:17:38.125 --> 00:17:40.125
‫جون سالم به در نمی‌برید

00:17:40.208 --> 00:17:42.125
‫این مأموریت تموم نشده

00:17:42.208 --> 00:17:44.750
‫اگه ناتموم بمونه،

00:17:44.833 --> 00:17:47.333
‫تموم زحمات‌مون هیچ‌وپوچ میشه

00:17:47.417 --> 00:17:49.042
‫هر چی قدرت مونده رو به کار بگیر

00:17:49.125 --> 00:17:51.792
حتی اگه آخرین قطره باشه

00:17:53.333 --> 00:17:54.875
‫چطوری پیدامون کردن؟

00:17:54.958 --> 00:17:57.042
‫قطع به یقین ردّ مصرف انرژی رو زدن

00:18:05.917 --> 00:18:07.375
‫آزمایشگاه رو مُهر و موم کنید!

00:18:23.708 --> 00:18:26.125
‫خونه‌ی تاجر تقریباً ۳۰۰ متر جلوتره

00:18:26.250 --> 00:18:28.250
‫یادتونـه تبر رو از کجا برداشتید؟

00:18:28.750 --> 00:18:32.000
‫پلنگ سیاه گفت باید
‫درست بذاریمش سر جاش

00:18:32.083 --> 00:18:35.708
‫آره، توی یه محفظه‌ی مخفی
‫پشت ساعت ایستاده بود

00:18:37.000 --> 00:18:40.825
<c.yellow>!‫توپخونه رو گرفتن
!‫عقب‌نشینی کنید</c>

00:19:12.833 --> 00:19:15.833
‫بجنبید! دیگه چیزی نمونده.
‫فقط صد متر دیگه.

00:19:15.917 --> 00:19:17.542
‫تفاری!

00:19:21.831 --> 00:19:24.267
<c.yellow>‫اهل اتیوپیـه! بکشیدش!</c>

00:19:24.292 --> 00:19:26.500
‫نه!

00:19:36.708 --> 00:19:38.333
‫راه بیفتید، سرورم

00:19:41.208 --> 00:19:42.625
‫بی‌فایده‌ست، بانوی من

00:19:42.708 --> 00:19:47.167
‫حتی اگه از جهش جون سالم به در ببرید،
‫بدون شما نمی‌تونیم جلوی وحوش رو بگیریم

00:19:47.250 --> 00:19:50.500
‫باید گذرگاه رو ببندیم تا
‫از اون خط زمانی دور بمونن

00:19:50.583 --> 00:19:54.083
‫پس من باید بمونم و
‫از این گذرگاه دفاع کنم

00:19:54.167 --> 00:19:57.708
‫نباید اجازه بدیم این وحوش
‫به زمونه‌ی اونها هم یورش ببرن

00:19:57.792 --> 00:20:00.083
‫ولی علیاحضرت، مأموریت‌مون چی؟

00:20:00.167 --> 00:20:03.417
‫حالا دیگه تو دست‌های اجداد ماست

00:20:05.208 --> 00:20:08.917
‫اگه به‌قدری ایمان داشته باشن که
‫حرف‌هام رو باور کنن،

00:20:09.000 --> 00:20:13.458
‫پس ما هم باید ایمان داشته باشیم که
‫هرجورشده موفق میشن

00:20:19.958 --> 00:20:22.083
‫اونجاست. درست پشت اون برج

00:20:23.625 --> 00:20:24.750
‫پاشید بریم پس

00:20:27.208 --> 00:20:28.958
‫برای یه شاهزاده‌ی دربار،
‫بدک نبود، نه؟

00:20:29.042 --> 00:20:31.167
‫آره، خیلی تحت تأ...

00:20:31.250 --> 00:20:32.792
‫تفاری، برو کنار!

00:20:39.333 --> 00:20:40.500
‫کودا! نه!

00:20:43.417 --> 00:20:46.208
‫نگران نباش، کودا.
الان ‫میارمت بیرون.

00:20:46.292 --> 00:20:47.708
‫طاقت بیار

00:20:52.708 --> 00:20:55.417
‫مأموریتتون رو انجام بدید، سرورم

00:20:55.500 --> 00:20:57.292
‫نه! کودا!

00:20:57.375 --> 00:20:59.875
‫من... خوبم

00:20:59.958 --> 00:21:02.083
شما باید تبر رو برگردونید

00:21:02.167 --> 00:21:03.917
‫برای نجات من وقت ندارید

00:21:04.000 --> 00:21:06.833
‫نه! ولت نمی‌کنم

00:21:07.458 --> 00:21:09.042
‫موظفی برگردی پیش خانواده‌ات

00:21:09.125 --> 00:21:11.542
به این میگن سرشتِ

00:21:11.625 --> 00:21:13.333
‫یک سگ جنگی

00:21:13.417 --> 00:21:15.208
‫همون تاوانیـه که باید بپردازیم

00:21:18.458 --> 00:21:21.708
‫مأموریتتون رو تموم کنید

00:21:29.542 --> 00:21:32.875
‫می‌بینید؟
‫بالاخره دارید از دستوراتم پیروی می‌کنید

00:21:54.125 --> 00:21:55.292
‫نه!

00:22:04.667 --> 00:22:05.875
‫ملکه‌ی من...

00:22:27.375 --> 00:22:28.417
‫خیلی‌خب

00:22:28.500 --> 00:22:32.000
‫خیلی‌خب، خیلی‌خب.
‫دقیق روی ساعت نُه.

00:22:36.500 --> 00:22:38.292
‫کودا، انجام شد!

00:22:38.375 --> 00:22:40.708
‫تبر برگشت سر جاش،
‫موفق شدیم! ما...

00:22:42.583 --> 00:22:43.708
‫کودا

00:22:45.875 --> 00:22:47.625
‫وای، نه

00:23:00.167 --> 00:23:02.875
‫واکادا تا ابد

00:23:05.167 --> 00:23:07.833
‫واکادا تا ابد

00:23:09.208 --> 00:23:12.667
‫واکادا تا ابد!

00:23:24.417 --> 00:23:25.417
‫هوف

00:23:27.792 --> 00:23:29.958
‫گفتم که برمی‌گردونمت خونه

00:23:31.292 --> 00:23:33.167
‫بدک نبود، سرورم

00:23:33.250 --> 00:23:35.667
دست مریزاد

00:23:40.042 --> 00:23:44.625
‫تا حالا دست‌خالی برنگشته بودم خونه

00:23:45.375 --> 00:23:48.958
‫از کجا معلوم که تموم این کارها
مُثمرثمر بوده یا نه؟

00:23:54.583 --> 00:23:56.083
‫چاره‌ی دیگه‌ای نداشتیم

00:23:56.167 --> 00:23:58.500
‫با توجه به این حجم از ویرانی مشخصـه که

00:23:58.583 --> 00:24:02.208
‫هر چی هم از تبر باقی مونده باشه،
‫به همراه بقیه‌ی شهر نابود شده

00:24:03.042 --> 00:24:06.833
‫می‌خوام صراحتاً بگم که
‫رها کردنِ مأموریت فرمان من بود

00:24:06.917 --> 00:24:09.333
‫با اینکه کودا مأمور ارشده،

00:24:09.417 --> 00:24:11.833
‫ولی خب، من هم شاهزاده‌ام

00:24:12.500 --> 00:24:13.875
‫از قدرتم استفاده کردم

00:24:18.333 --> 00:24:22.333
عجب شهامتی جلوی شورا و
پدر و مادرت به خرج دادی

00:24:22.417 --> 00:24:25.333
‫می‌دونم چقدر دلت می‌خواست
‫جاپات رو توی تاریخ محکم کنی

00:24:25.417 --> 00:24:27.958
‫حالا با اینکه تاریخ رو نجات دادی،

00:24:28.042 --> 00:24:30.833
ولی هیچوقت ‫هیچکس خبردار نمیشه

00:24:31.500 --> 00:24:34.708
‫مأموریت‌مونـه که مهمـه، کودا

00:24:34.792 --> 00:24:37.208
‫نه افسانه‌های نقل محافل

00:24:38.792 --> 00:24:42.583
‫کاش می‌تونستم این آینده‌ای که
‫براش جنگیدیم رو ببینم

00:24:46.167 --> 00:24:49.750
‫یا دست‌کم بدونم چقدر مونده تا
‫از راه برسه

00:24:50.500 --> 00:25:10.500
  جديدترين اخبار فيلم و سريال در کانال تلگرام و پیج اینستاگرام :
  .:: @MiraMovie1 ::.
  .:: @myZedMovie ::.