﻿WEBVTT

00:00:02.000 --> 00:00:12.000
<b><c.color00abfd> دانلود فیلم و سریال با زیرنویس چسبیده
  ..:: MiraMovie.Top ::..</c></b>
  <b><c.colorFFC947> ..:: MyZed.Top ::..</c></b>

00:00:26.000 --> 00:00:27.000
‫« سطح تکمیل شد »

00:00:28.528 --> 00:00:29.922
‫چند تا شد؟

00:00:29.946 --> 00:00:31.446
‫64 تا

00:00:31.656 --> 00:00:33.843
‫فعلاً طولانی‌ترین الگو بوده,
‫باید برسیم به 70 تا,

00:00:33.867 --> 00:00:35.803
‫واحد 9 فقط 25 تا می‌خواد

00:00:35.827 --> 00:00:37.327
‫باید به 70 برسم

00:00:40.623 --> 00:00:42.123
‫آ,,,

00:00:42.834 --> 00:00:44.334
‫الان برمی‌گردم

00:00:52.700 --> 00:00:55.614
‫- رید هستم، بفرمایید
‫- مدیر رید، پیامک‌تون به دستم رسید

00:00:55.638 --> 00:00:57.616
‫- می‌خواستید خصوصی حرف بزنیم؟
‫- آره

00:00:57.640 --> 00:00:59.267
‫یه سؤال ازت دارم

00:00:59.768 --> 00:01:01.579
‫وقتی گرتا نلسو فرار کرد، تو کجا بودی؟

00:01:01.603 --> 00:01:03.497
‫توی رستوران اون‌طرف خیابون

00:01:03.521 --> 00:01:06.167
‫- بقیه‌ی اعضای تیمت چی؟
‫- اونا هم همینطور، قربان

00:01:06.191 --> 00:01:07.984
‫پس پدرت باهاش تنها بود؟

00:01:08.485 --> 00:01:10.296
‫- منظورتون چیه؟
‫- منظور خاصی ندارم

00:01:10.320 --> 00:01:12.298
‫رک و راست دارم وفاداری پدرت رو
‫زیر سؤال می‌برم

00:01:12.322 --> 00:01:14.133
‫پس من هم سلامت عقلی شما رو
‫زیر سؤال می‌برم

00:01:14.157 --> 00:01:16.010
‫بعد از این‌همه زحمتی که
‫برای این کشور کشیده،

00:01:16.034 --> 00:01:18.679
‫به چه حقی می‌گید که اون,,,؟

00:01:18.703 --> 00:01:21.265
‫هم حقش رو دارم، هم وظیفه‌اش رو

00:01:21.289 --> 00:01:23.434
‫بعد از مرگ دات اوکویه،
‫خونه‌شو زیر و رو کردیم و

00:01:23.458 --> 00:01:25.978
‫یه‌ سری مدارک توی گاوصندوق
‫شخصی‌اش پیدا کردیم که

00:01:26.002 --> 00:01:28.200
‫نشون میده رابطه‌ی لوک و گرتا
‫طی دوران جنگ سرد،

00:01:28.201 --> 00:01:30.024
‫خیلی نزدیک‌تر از چیزی بوده که لوک گفته

00:01:30.048 --> 00:01:33.152
‫در خوش‌بینانه‌ترین حالت، زشت بوده؛
‫در بدترین حالت، خیانت محسوب میشه

00:01:33.176 --> 00:01:36.489
‫- ازت می‌خوام حواست بهش باشه
‫- می‌خواید جاسوسی پدرم رو بکنم؟!

00:01:36.513 --> 00:01:39.784
‫می‌خوام باهاش مثل هر هم‌تیمیِ دیگه‌ای که
‫ممکنه وا داده باشه رفتار کنی

00:01:39.808 --> 00:01:41.000
‫در ضمن جفت‌مون هم می‌دونیم که

00:01:41.001 --> 00:01:44.080
‫اگه واقعاً با خودت روراست باشی،
‫تو هم باید یه شک و تردیدهایی داشته باشی

00:01:44.104 --> 00:01:45.623
‫بیخیال، باهوش‌تر از این حرفایی که
‫نادیده بگیری

00:01:45.647 --> 00:01:48.209
‫می‌خوام تصمیماتش رو دقیق بررسی کنی

00:01:48.233 --> 00:01:50.294
‫حتی شاید به جایی برسه که
‫علیه‌ات جنگ روانی راه بندازه،

00:01:50.318 --> 00:01:53.506
‫وادارت کنه به بقیه‌ی اعضای سازمان شک کنی
‫تا تمرکزت از روی خودش برداشته بشه

00:01:53.530 --> 00:01:55.633
‫چرا باید فکر کنه که
‫روی اون تمرکز می‌کنم؟

00:01:55.657 --> 00:01:57.635
‫چون تو بهتر از هر کسی می‌شناسیش و

00:01:57.659 --> 00:01:59.970
‫اگه از بزنه جاده خاکی،
‫تو اولین نفر متوجه میشی

00:01:59.994 --> 00:02:02.807
‫ببین اِما، می‌دونم برای
‫واحد 9 درخواست دادی

00:02:02.831 --> 00:02:05.351
‫اینو هم می‌دونم کاری که ازت می‌خوام سختـه

00:02:05.375 --> 00:02:06.769
‫ولی این اقتضای شغل‌مونـه، برونر

00:02:06.793 --> 00:02:07.812
‫موقعی هم که این کار رو بکنی،

00:02:07.836 --> 00:02:10.547
‫حواسم هست فرماندهانِ واحد 9 هم
‫خبردار بشن

00:02:20.515 --> 00:02:22.015
‫چیز مهمی هست؟

00:02:22.892 --> 00:02:24.392
‫خب,,,

00:02:25.270 --> 00:02:27.522
‫فرود که اومدیم، باید برم مقر فرماندهی

00:02:28.106 --> 00:02:30.084
‫معلوم شد پول‌های بیشتری
‫به دانته کرس گره خورده که

00:02:30.108 --> 00:02:32.461
‫با حساب‌های فارکاس خط و ربط داره،

00:02:32.485 --> 00:02:34.547
‫فارکاس هم حاضره همکاری کنه

00:02:34.571 --> 00:02:37.591
‫- فارکاس خیلی وقتـه که مُهره‌ی سی‌آی‌اِیـه
‫- نمی‌دونم

00:02:37.615 --> 00:02:40.136
‫ولی اگه نگرانی‌ای هست که
‫یکی از ما فاسد باشه

00:02:40.160 --> 00:02:42.162
‫یا به هر شکلی پاش رو کج گذاشته باشه،

00:02:42.829 --> 00:02:45.540
‫به نظرم باید بررسیش کنیم، فرقی
‫نمی‌کنه اون شخص کی باشه,

00:02:46.624 --> 00:02:48.126
‫- آره
‫- تو خوبی؟

00:02:49.002 --> 00:02:50.502
‫من؟ آره

00:02:52.589 --> 00:02:53.399
‫اون هنوز به‌هوش نیومده

00:02:53.423 --> 00:02:56.176
‫آرامبخش دکتر پپر کارش رو کرد

00:02:56.676 --> 00:02:57.528
‫حالت چطوره؟

00:02:57.552 --> 00:03:00.781
‫الان خیلی بیشتر طول می‌کشه
‫تا اثر این سرم حقیقت از بدنم بره

00:03:00.805 --> 00:03:02.305
‫مثل قدیما نیست

00:03:03.433 --> 00:03:07.580
‫ولی «رو» بهم گفت که
‫تقریباً همه‌چی مخابره شد

00:03:07.604 --> 00:03:09.147
‫چقدرش رو شنیدید؟

00:03:10.315 --> 00:03:13.711
‫اونقدری شنیدم که بفهمم
‫باید حتماً با مامان صحبت کنی

00:03:13.735 --> 00:03:15.171
‫گوه توش

00:03:15.195 --> 00:03:18.406
‫- آره
‫- بازم ممنون که نجاتم دادی

00:03:20.074 --> 00:03:21.574
‫تلاش گروهی بود

00:03:21.743 --> 00:03:24.787
‫نخیر, من اینجا گیر افتاده بودم و
‫داشتم یه خوک رو تر و خشک می‌کردم

00:03:25.455 --> 00:03:28.124
‫- فکر کردم خوابی
‫- جناب ژامبون خر و پف می‌کنه

00:03:30.335 --> 00:03:32.670
‫گمونم به اون خوک لامصب حساسیت دارم

00:03:34.464 --> 00:03:37.735
‫راستی دکتر، اِما درست میگه؟
‫تالی قراره پوستم رو بِکنه؟

00:03:37.759 --> 00:03:40.613
‫برو خدا رو شکر کن
‫اون اختیارش رو نداره که

00:03:40.637 --> 00:03:42.639
‫از خونه‌ی امن پرتت کنه بیرون

00:03:43.640 --> 00:03:45.600
‫گرتا چی بهت تزریق کرد؟
‫سدیم آمیتال؟

00:03:46.601 --> 00:03:47.995
‫زیاد به خودت سخت نگیر

00:03:48.019 --> 00:03:50.706
‫اون دارو باعث میشه
‫گارت رو بیاری پایین

00:03:50.730 --> 00:03:53.959
‫شانست گرفته که از این
‫داروهای جدید استفاده نکرد

00:03:53.983 --> 00:03:56.045
‫اون‌وقت شاید نمی‌تونستی
‫جلوی خودت رو بگیری و

00:03:56.069 --> 00:03:58.339
‫دو نقطه‌ضعف اخیر شبکه برق رو لو می‌دادی

00:03:58.363 --> 00:04:01.008
‫خلاصه اینـه که یه تیری انداخت
‫ولی موفق نشد

00:04:01.032 --> 00:04:03.618
‫- فقط همین مهمـه
‫- یه دونه نبود

00:04:04.953 --> 00:04:07.014
‫دو تا تزریق بود, اینجام

00:04:07.038 --> 00:04:08.891
‫چیکار داری می‌کنی؟ پدر

00:04:08.915 --> 00:04:10.893
‫دکتر، بگو ببینم چی می‌بینی؟

00:04:10.917 --> 00:04:12.353
‫جلسات طولانی با کارگزینی!

00:04:12.377 --> 00:04:15.814
‫نه، نه, منظورم اینـه که
‫چند تا جای تزریق می‌بینی؟

00:04:15.838 --> 00:04:17.107
‫نمی‌تونست به بازوت تزریق کنه؟

00:04:17.131 --> 00:04:20.527
‫یکیش اینجاست، سمت راست،
‫بالا روی عضله‌ی گلوتئوس مدیوس

00:04:20.551 --> 00:04:22.404
‫سدیم آمیتال رو همونجا زد

00:04:22.428 --> 00:04:25.574
‫ولی یه جای تزریق هم حدود پنج سانت پایین‌تر
‫روی عضله‌ی گلوتئوس ماکسیموس هست

00:04:25.598 --> 00:04:27.183
‫- عجیبـه
‫- نه

00:04:28.977 --> 00:04:30.477
‫نقشه‌اش همین بوده

00:04:30.937 --> 00:04:34.166
‫همیشه وقتی توی هواپیما خوابمون می‌بره
‫این کار رو می‌کنید؟!

00:04:34.190 --> 00:04:36.109
‫بیدار شو, این همون خوابیـه که دیدی

00:04:37.777 --> 00:04:40.256
‫زود باش پیراهنت رو در بیار,
‫می‌خوام خارش سینه‌ات رو ببینم,

00:04:40.280 --> 00:04:42.031
‫فکر نکنم حساسیت به خوک باشه

00:04:43.324 --> 00:04:44.718
‫ببینم

00:04:44.742 --> 00:04:47.429
‫کهیر موقتی

00:04:47.453 --> 00:04:49.848
‫مشخصـه اسکاپولامین وارد بدنت شده

00:04:49.872 --> 00:04:52.518
‫اون بهت اس‌پی117 تزریق کرده؟!

00:04:52.542 --> 00:04:55.020
‫اون جدیدترین و پیشرفته‌ترین
‫سرم حقیقتـه

00:04:55.044 --> 00:04:57.314
‫جواب‌دهیش از سدیم آمیتال خیلی بیشتره

00:04:57.338 --> 00:05:00.442
‫مرکز تکانه و حافظه‌ی مغزت رو به‌هم می‌ریزه

00:05:00.466 --> 00:05:02.444
‫واسه همین به بازوم تزریق نکرد

00:05:02.468 --> 00:05:04.446
‫نمی‌خواست جای دو تا سوزن رو ببینم

00:05:04.470 --> 00:05:08.200
‫- و می‌دونست نمی‌تونم کونم رو ببینم
‫- برو خدات رو شکر کن که نمی‌بینیش!

00:05:08.224 --> 00:05:11.453
‫می‌خواسته خیال کنم تونستم
‫جلوی سدیم آمیتال مقاومت کنم

00:05:11.477 --> 00:05:13.414
‫چون می‌دونه این کار ازم بر میاد

00:05:13.438 --> 00:05:17.209
‫ولی اون یه دُز خیلی قوی‌تر
‫بهت تزریق کرده، اس‌پی117

00:05:17.233 --> 00:05:18.669
‫تو حتی متوجهش هم نشدی

00:05:18.693 --> 00:05:20.700
‫چون باعث میشه تقریباً بلافاصله

00:05:20.701 --> 00:05:23.382
‫تمام اتفاقاتی رو که وقتی تحت
‫این دارو بودی، فراموش کنی

00:05:23.406 --> 00:05:25.158
‫دختره‌ی فسقلی زرنگ

00:05:26.826 --> 00:05:29.930
‫من هم همه‌ی اطلاعاتی که
‫گرتا لازم داره رو گذاشتم کف دستش

00:05:29.954 --> 00:05:33.124
‫پس اون هر چهار نقطه‌ضعف
‫شبکه‌ی برق رو می‌دونه

00:05:39.505 --> 00:05:41.005
‫به خاطر من،

00:05:42.008 --> 00:05:43.760
‫می‌تونه خاموشی مطلق رقم بزنه

00:05:45.261 --> 00:05:47.114
‫کشور به آشوب کشیده میشه

00:05:47.138 --> 00:05:49.015
‫دانته کرس هم که همین رو می‌خواست

00:05:52.000 --> 00:05:55.000
‫« فوبار »

00:05:55.938 --> 00:05:58.167
‫روس‌ها؟ توی استونی؟

00:05:58.191 --> 00:06:01.045
‫اونا شبه‌نظامی‌ها رو به‌کار گرفتن تا
‫بتونن حاشا کنن

00:06:01.069 --> 00:06:02.504
‫ولی با توجه به اسلحه‌هاشون،

00:06:02.528 --> 00:06:05.299
‫لوک فکر می‌کنه که اونا توسط سرویس
‫اطلاعات خارجی روسیه فرستاده شدن

00:06:05.323 --> 00:06:06.645
‫فکر می‌کنه اونا به خاطر گرتا اومده بودن

00:06:06.646 --> 00:06:07.968
‫ولی فکر می‌کردم گرتا عضو اشتازی بوده
‫[سازمان اطلاعات و امنیت آلمان شرقی سابق]

00:06:07.992 --> 00:06:10.512
‫اشتازی تو دوران جنگ سرد به‌عنوان
‫بازوی کا‌گ‌ب عمل می‌کرد

00:06:10.536 --> 00:06:12.806
‫اونایی که می‌خوان گرتا رو بکُشن
‫از کا‌گ‌ب هستن،

00:06:12.830 --> 00:06:14.382
‫الانم یه سری از مأمورای قدیمی کا‌گ‌ب هنوز

00:06:14.383 --> 00:06:15.935
‫توی سازمان اطلاعات خارجی روسیه هستن

00:06:15.958 --> 00:06:18.187
‫واسه اونا، گرتا همونیـه که قِسر در رفته

00:06:18.211 --> 00:06:21.065
‫روس‌ها دست بردار نیستن,
‫خونه‌ی امنش رو چطوری پیدا کردن؟

00:06:21.089 --> 00:06:23.984
‫روس‌ها لابد از پرونده‌های
‫قدیمی اشتازی بو بودن

00:06:24.008 --> 00:06:27.303
‫ولی محاله بعد از این‌همه سال
‫اونجا تحت نظارت‌شون بوده باشه

00:06:28.346 --> 00:06:30.181
‫پس خونۀ امن رو بیخیال

00:06:30.681 --> 00:06:32.266
‫سؤال بزرگتر اینـه که

00:06:33.643 --> 00:06:35.621
‫از کجا فهمیدن گرتا توی استونیـه؟

00:06:35.645 --> 00:06:37.145
‫چه بدونم

00:06:38.481 --> 00:06:40.691
‫فیلیپه، هدف بعدی دستمـه, ما قراره,,,

00:06:47.698 --> 00:06:48.926
‫سلام، گرتا

00:06:48.950 --> 00:06:51.345
‫نگران نباش, افرادم خیلی وقتـه که رفتن

00:06:51.369 --> 00:06:53.263
‫فقط خودتی و فیلیپه

00:06:53.287 --> 00:06:54.787
‫دانته کرس

00:06:55.748 --> 00:06:58.185
‫ما یه جدول زمانی داشتیم,
‫چند روزه که توی آمریکا هستی،

00:06:58.209 --> 00:07:00.479
‫ولی اوضاع اون‌طوری که
‫من انتظار داشتم پیش نرفته

00:07:00.503 --> 00:07:04.858
‫یکم به مشکل خوردیم،
‫ولی الان هر چهار نقطه‌ضعف رو پیدا کردم

00:07:04.882 --> 00:07:08.278
‫حالا که صحبت از نقطه‌ضعف شد،
‫بمبی که روی گردن فلیپه هست

00:07:08.302 --> 00:07:10.781
‫از راه دور قفل شده و
‫به حسگر وزن و تعادل مجهزه،

00:07:10.805 --> 00:07:13.367
‫اگه بخوای نجاتش بدی،
‫یا حتی اگه ده سانت جابجا بشه،

00:07:13.391 --> 00:07:14.785
‫منفجر میشه

00:07:14.809 --> 00:07:18.271
‫از علامت ایکس عقب‌تر وایستا,
‫باید از سرمایه‌گذاریم محافظت کنم,

00:07:19.021 --> 00:07:20.707
‫می‌دونم این قضیه ناراحت‌کننده‌ست

00:07:20.731 --> 00:07:23.335
‫چون خوب می‌دونم این پسر جوون
‫چقدر برات مهمـه

00:07:23.359 --> 00:07:26.000
‫فیلیپه کاستا، 22 ساله،
‫یه مکانیک خیابونی که

00:07:26.001 --> 00:07:28.500
‫وقتی ۱۴ سالش بود
‫، توی پورتو آلگری
‫موقع دزدیدن کیفت مچش رو گرفتی و

00:07:28.501 --> 00:07:30.094
‫گرفتیش زیر بال و پر خودت

00:07:30.116 --> 00:07:31.260
‫از همون موقع باهات کار کرده،

00:07:31.284 --> 00:07:34.680
‫دزدی و سرقت، باز کردن گاوصندوق و
‫هر کاری که دستِ فرز و تیز بخواد

00:07:34.704 --> 00:07:37.165
‫واسه هر کاری ازش استفاده کردی،
‫جز کارهای خطرناک

00:07:37.748 --> 00:07:40.793
‫اون یه مزدوره، عین هر مزدور دیگه‌ای

00:07:41.419 --> 00:07:43.730
‫واسه انجام مأموریت
‫همه‌شون رو لازم دارم

00:07:43.754 --> 00:07:46.233
‫واسه همین فرصتش رو
‫بهت میدم که نجاتش بدی

00:07:46.257 --> 00:07:47.484
‫سه تا سؤال می‌پرسم

00:07:47.508 --> 00:07:49.945
‫فقط باید یکیش رو درست جواب بدی
‫تا جونش رو نجات بدی

00:07:49.969 --> 00:07:51.363
‫نیازی نیست

00:07:51.387 --> 00:07:53.723
‫به نقل از کتاب «هنر جنگ»
‫نوشته‌ی «سون تزو»

00:07:54.223 --> 00:07:56.076
‫اون چیه که هیچ کشوری
‫تابحال ازش نفع نبرده؟

00:07:56.100 --> 00:07:57.119
‫چی؟

00:07:57.143 --> 00:07:58.579
‫سؤالم رو شنیدی

00:07:58.603 --> 00:08:01.081
‫درست جواب بدی، فیلیپه زنده می‌مونه

00:08:01.105 --> 00:08:02.732
‫می‌دونم که می‌خوای زنده بمونه

00:08:03.316 --> 00:08:06.903
‫هیچ کشوری تا حالا از بی‌برنامگی سود نبرده

00:08:09.447 --> 00:08:10.757
‫غلطـه

00:08:10.781 --> 00:08:13.534
‫هیچ کشوری تا حالا از
‫درگیری طولانی‌مدت سود نبرده

00:08:14.035 --> 00:08:17.014
‫شکست‌هات باعث شده این درگیری
‫با سی‌آی‌ای طولانی‌مدت بشه

00:08:17.038 --> 00:08:18.682
‫این واسه من مشکل‌سازه

00:08:18.706 --> 00:08:23.562
‫متوجه منظورت هستم, جدی میگم,
‫حالا لطفاً، خواهشاً بمب رو از کار بنداز,

00:08:23.586 --> 00:08:24.980
‫سؤال دوم

00:08:25.004 --> 00:08:26.797
‫این جمله از «سون تزو» رو تکمیل کن

00:08:27.381 --> 00:08:29.776
‫«بهش حمله کن موقعی که آماده نیست و,,,»

00:08:29.800 --> 00:08:31.300
‫و,,,

00:08:31.552 --> 00:08:33.638
‫آماده باش موقعی که انتظارش رو نداره

00:08:36.098 --> 00:08:36.950
‫غلطـه

00:08:36.974 --> 00:08:41.121
‫بهش حمله کن موقعی که آماده نیست و
‫جایی ظاهر شو که انتظارش رو نداره

00:08:41.145 --> 00:08:44.666
‫معلوم بود که انتظارش رو داشتن توی
‫نیروگاه بومانت لیک پیدات بشه

00:08:44.690 --> 00:08:48.045
‫سی‌آی‌ای نقشه‌ات رو حدس زد و
‫به‌خاطر همین شکست خوردی

00:08:48.069 --> 00:08:49.463
‫سؤال نهایی

00:08:49.487 --> 00:08:52.740
‫شاید بهتر باشه محض احتیاط
‫همین الان با فیلیپه خداحافظی کنی

00:08:53.407 --> 00:08:55.910
‫یه مو هم از سرت کم نمیشه

00:08:56.200 --> 00:08:57.346
‫حتی یه مو

00:08:57.370 --> 00:08:59.830
‫پایه و اساس تمام جنگ‌ها چیه؟

00:09:03.834 --> 00:09:05.836
‫یکی از اصول سون‌ تزو این بود که

00:09:07.380 --> 00:09:10.967
‫پایه و اساس همه‌ی جنگ‌ها فریبـه

00:09:22.812 --> 00:09:23.914
‫درستـه

00:09:23.938 --> 00:09:26.941
‫خیلی‌خب حالا لطفاً خاموشش کن

00:09:29.277 --> 00:09:30.777
‫امیدوارم درس گرفته باشی

00:09:31.279 --> 00:09:33.406
‫خوشم نمیاد کسی منو منتظر بذاره

00:09:37.868 --> 00:09:40.222
‫از تو بعیده که بذاری
‫همچین اتفاقی بیفته

00:09:40.246 --> 00:09:41.431
‫کاریـه که شده

00:09:41.455 --> 00:09:45.143
‫درسته که اون اطلاعات داره،
‫ولی من هم ازش یه چیزهایی می‌دونم

00:09:45.167 --> 00:09:48.689
‫اون گذشته‌ی تاریکی داشته،
‫ولی یه کوچولو خوبی هم توی دلش هست،

00:09:48.713 --> 00:09:50.065
‫با همین شکستش می‌دیم

00:09:50.089 --> 00:09:52.568
‫همون زنی که بهت دارو تزریق کرد و
‫سعی داره دنیا رو نابود کنه؟

00:09:52.592 --> 00:09:54.736
‫می‌خوای به وجدان این آدم متوسل بشی؟!

00:09:54.760 --> 00:09:57.531
‫خودش بهم گفت، سال‌هاست که
‫مستقل و قراردادی کار می‌کنه

00:09:57.555 --> 00:10:01.434
‫تک و تنها، همیشه مجبوره
‫حواسش به پشت سرش باشه،

00:10:02.101 --> 00:10:03.853
‫نمی‌تونه به هیچکس اعتماد کنه

00:10:04.437 --> 00:10:06.415
‫بعدش یهویی یه پول هنگفت
‫بهش پیشنهاد شد،

00:10:06.439 --> 00:10:09.001
‫اون هم قبول کرد،
‫از یه آدم خیلی خطرناک

00:10:09.025 --> 00:10:13.171
‫ولی گرتا اونقدر باهوش هست که
‫دانته کرس رو دور نزنه

00:10:13.195 --> 00:10:14.905
‫اون هیچ راه نجاتی نداره،

00:10:15.531 --> 00:10:17.676
‫مگر اینکه ما یه راه خلاصی پیش پاش بذاریم

00:10:17.700 --> 00:10:20.262
‫به نظرت بیخیال این نقشه‌ی
‫شبکه‌ی برقش میشه؟

00:10:20.286 --> 00:10:22.055
‫اون توی دلش هیچی نیست

00:10:22.079 --> 00:10:22.973
‫بیخیال!

00:10:22.997 --> 00:10:25.677
‫نکنه خیال کردی حاضر میشم
‫با آدم پلید برم توی رابطه؟

00:10:26.250 --> 00:10:27.519
‫نه، اون فقط راهش رو گم کرده

00:10:27.543 --> 00:10:29.229
‫اگه دانته کرس رو از سرش باز کنیم،

00:10:29.253 --> 00:10:32.065
‫هیچ دلیلی نداره که
‫حملاتش رو ادامه بده

00:10:32.089 --> 00:10:35.027
‫یکم بیش از حد به زنی که
‫تازه تو رو دزدیده بود باور نداری؟

00:10:35.051 --> 00:10:37.595
‫من ازتون نمی‌خوام که بهش باور داشته باشید

00:10:38.554 --> 00:10:40.640
‫ازتون می‌خوام به من باور داشته باشید

00:10:42.558 --> 00:10:44.058
‫ولی,,,

00:10:47.480 --> 00:10:48.980
‫باشه

00:10:49.440 --> 00:10:50.940
‫خوبه

00:10:51.233 --> 00:10:54.087
‫خب آلدون، شکستن قفل
‫اون بلک‌بری به کجا رسید؟

00:10:54.111 --> 00:10:55.900
‫این بهترین سرنخ‌مون برای
‫رسیدن به دانته کرسـه

00:10:55.901 --> 00:10:57.342
‫تینا به تیم فنی سپرده روش کار کنن

00:10:57.365 --> 00:11:01.094
‫باشه, پس وقتی تو و رو برگشتید
‫خونه‌ی امن، ازش پیگیر شو

00:11:01.118 --> 00:11:04.181
‫تا وقتی دانته کرس رو گیر نیاوردیم،
‫باید روی گرتا تمرکز کنیم

00:11:04.205 --> 00:11:06.141
‫باید بفهمیم اهدافش کجان

00:11:06.165 --> 00:11:08.268
‫قبل اینکه اون بفهمه
‫چطوری باید نابودشون کنه

00:11:08.292 --> 00:11:10.479
‫ما فقط دو تا از چهار هدف رو می‌دونیم

00:11:10.503 --> 00:11:13.023
‫یه نفر توی هواپیما هست که
‫دو تای دیگه رو می‌دونه،

00:11:13.047 --> 00:11:15.108
‫من هم یه نفر رو می‎شناسم که
‫می‌تونه اونو مُقُر بیاره

00:11:15.132 --> 00:11:16.632
‫پنج دقیقه‌ی دیگه فرود میایم

00:11:17.259 --> 00:11:21.764
‫اِما، دکتر پپر و من، می‌ریم به یکی از
‫رفقای قدیمی‌مون سر بزنیم

00:11:30.439 --> 00:11:33.025
‫اینجا زندگی می‌کنه؟
‫خیلی عادی به نظر میاد

00:11:36.737 --> 00:11:38.237
‫گشادش نکن

00:11:38.447 --> 00:11:41.134
‫این از بندی که دور
‫خایه‌هام بود هم تنگ‌تره

00:11:41.158 --> 00:11:45.597
‫اگه بیشتر از 15 متر از این ریموت فاصله بگیری،
‫اون پابند منفجر میشه

00:11:45.621 --> 00:11:48.975
‫سرخرگ رون‌ات پاره میشه و
‫طی چند ثانیه از خونریزی می‌میری

00:11:48.999 --> 00:11:53.629
‫این دستگاه خطرناکـه،
‫پس دوباره میگم، بهش فشار نیار

00:11:58.259 --> 00:11:59.319
‫سلام رفقا

00:11:59.343 --> 00:12:00.362
‫نورم

00:12:00.386 --> 00:12:02.656
‫شما واقعاً خوش‌شانسید که
‫روز سه‌شنبه منو گیر آوردید

00:12:02.680 --> 00:12:06.660
‫چون معمولاً سه‌شنبه‌ها میرم کارت‌بازی،
‫ولی نقرس خانم ترتلتاب یهویی عود کرده

00:12:06.684 --> 00:12:08.978
‫پس مجبور شدیم بندازیمش,,,

00:12:10.438 --> 00:12:12.356
‫- اون,,,
‫- سلام رفیق

00:12:13.274 --> 00:12:14.251
‫چیپس!

00:12:14.275 --> 00:12:16.610
‫سگ‌مصب، از دیدنت خوشحالم سلطان!

00:12:23.075 --> 00:12:24.886
‫هنوز درک نمی‌کنم که
‫شما دو تا چطوری همدیگه رو می‌شناسید

00:12:24.910 --> 00:12:28.724
‫چند سال پیش استخدامم کرده بودن که
‫از تئو توی نایروبی بازجویی کنم

00:12:28.748 --> 00:12:31.351
‫گفته بودن واسم سورپرایز دارن,
‫ولی چقدر خوشحالم که تویی,,,

00:12:31.375 --> 00:12:33.729
‫یه لحظه وایسا ببینم,
‫مگه میشه؟!

00:12:33.753 --> 00:12:35.772
‫چطوری در دسترسی؟
‫مگه سه‌شنبه‌ها نمیری کارت‌بازی؟

00:12:35.796 --> 00:12:37.023
‫خانم ترتلتاب

00:12:37.047 --> 00:12:38.275
‫نه, نِقرس‌اش؟

00:12:38.299 --> 00:12:40.026
‫دوباره؟ وای چقدر حیف

00:12:40.050 --> 00:12:42.279
‫مخصوصاً تو که هر هفته رو
‫به امید سه‌شنبه سر می‌کنی

00:12:42.303 --> 00:12:43.697
‫باورم نمیشه

00:12:43.721 --> 00:12:45.741
‫وای خدا، میشه بهش برق وصل کنیم؟

00:12:45.765 --> 00:12:48.785
‫برق وصل کردن فایده‌ای نداره,
‫توی نایروبی بهش شوک دادم,

00:12:48.809 --> 00:12:51.580
‫از من بشنوید, بلایی سرش آوردم که
‫مرغ‎‌های آسمون به حالش گریه کردن

00:12:51.604 --> 00:12:52.622
‫آره خدایی

00:12:52.646 --> 00:12:54.374
‫می‌دونید چقدر اطلاعات
‫از زیر زبونش کشیدم؟

00:12:54.398 --> 00:12:58.336
‫منفی 273,15 سلسیوس در مقیاس کلوین

00:12:58.360 --> 00:12:59.880
‫یعنی صفر مطلق

00:12:59.904 --> 00:13:01.298
‫چه بازی با کلمات قشنگی بود، دمخور قدیمی

00:13:01.322 --> 00:13:02.299
‫- دمخور قدیمی
‫- آره

00:13:02.323 --> 00:13:04.259
‫وقتی با کلمات بریتانیایی
‫صدام می‌کنه حال می‌کنه

00:13:04.283 --> 00:13:08.388
‫اون مثل بروس ویلیس توی فیلم دوم
‫«ام, نایت شامالان»ـه، «آسیب‌ناپذیر»

00:13:08.412 --> 00:13:10.348
‫ولی مأموریت نایروبی
‫کاملاً هم به درد نخور نبود

00:13:10.372 --> 00:13:12.208
‫چون یه دوست پیدا کردم که

00:13:12.792 --> 00:13:14.895
‫بعداً واسه کلی کارهای دیگه استخدامم کرد

00:13:14.919 --> 00:13:17.439
‫اتفاقاً گمونم باید یه مُهر روی
‫کارت وفاداریم باید بزنی

00:13:17.463 --> 00:13:21.425
‫نه، نه, واسه هر مأموریت یه مُهر،
‫بازجویی حساب نیست

00:13:22.343 --> 00:13:24.112
‫قبلاً طی کرده بودیم رفیق

00:13:24.136 --> 00:13:26.990
‫رفقا، شرمنده که بی‌دلیل این‌همه راه اومدید

00:13:27.014 --> 00:13:28.837
‫تئو، اگه از این مخمصه
‫جون سالم به در بردی،

00:13:28.838 --> 00:13:30.661
‫امسال دوباره بریم فستیوال جاز ببینیم

00:13:30.684 --> 00:13:33.413
‫- توی چادر گاسپل می‌بینمت
‫- نمیشه که هیچ کاری از دستمون بر نیاد

00:13:33.437 --> 00:13:35.981
‫وقتی می‌دونم شکنجه جواب نمیده،
‫معلومه شکنجه‌اش نمی‌کنم

00:13:36.649 --> 00:13:38.001
‫نکنه خیال کردید سادیستی چیزی‌ام؟

00:13:38.025 --> 00:13:39.669
‫- باشه، خودم شکنجه‌اش می‌کنم
‫- اِما

00:13:39.693 --> 00:13:43.173
‫همینکه اون لب‌هات رو می‌بینم ولی نمی‌تونم
‫ببوسم‌شون خودش کم شکنجه نیست

00:13:43.197 --> 00:13:44.883
‫باشه، خودم شکنجه‌اش می‌کنم

00:13:44.907 --> 00:13:47.552
‫- مگه از شکنجه خوشت نمی‌اومد؟
‫- یه جاهایی استثناء هست

00:13:47.576 --> 00:13:50.639
‫رفقا، اون مرد نم پس نمیده

00:13:50.663 --> 00:13:52.182
‫ولی مذاکره می‌کنم

00:13:52.206 --> 00:13:56.603
‫اون دو هدف دیگه‌ی شبکه‌ی برق رو
‫بهتون میدم، به شرطی که

00:13:56.627 --> 00:14:00.232
‫تا وقتی این فاجعه‌ی برقی گرتا
‫تموم بشه، یه جای امن بهم بدید

00:14:00.256 --> 00:14:02.000
‫چون اگه اون بیرون باشم،
‫ردم رو می‌گیره و

00:14:02.001 --> 00:14:03.777
‫بابت خیانتی که بهش کردم
‫دمار از روزگارم در میاره

00:14:03.801 --> 00:14:05.737
‫حاضری اینطوری به گرتا پشت کنی؟

00:14:05.761 --> 00:14:08.657
‫به زنی پشت می‌کنم که
‫منو دو دستی تقدیم دشمناش کرد تا

00:14:08.681 --> 00:14:11.660
‫شکنجه بشم، چیزخور بشم و
‫احتمالاً کُشته بشم؟

00:14:11.684 --> 00:14:14.371
‫آره راستش، دکتر، حاضرم بفروشمش

00:14:14.395 --> 00:14:17.040
‫آخه خدایی مگه چقدر براش سخت بود
‫که از هواپیماتون پیاده بشه و

00:14:17.064 --> 00:14:19.459
‫اسلحه‌شو نشون بده و بگه
‫«نوچه‌ی منو پس بدید

00:14:19.483 --> 00:14:20.669
‫وگرنه پدرت رو می‌کُشم»؟

00:14:20.693 --> 00:14:23.922
‫از کجا معلوم که میشه به اطلاعات
‫آقای خوش‌تیپ اعتماد کرد؟

00:14:23.946 --> 00:14:28.426
‫راستش، اجرای تست دروغ‌سنج خیلی راحتـه،
‫البته اگه طرف همکاری کنه

00:14:28.450 --> 00:14:30.786
‫خب، پس گمونم امروز یه پولی گیرم میاد

00:14:31.579 --> 00:14:33.455
‫در بیار شلوارت رو ببینم

00:14:37.000 --> 00:14:38.500
‫« مکالمه با عمو رابرت »

00:14:38.501 --> 00:14:41.001
‫«سازمان اطلاعات روسیه حماقت کرد»
‫« - نلسو چی شد؟ - برگشته به تیم,»
‫(به زبان روسی)

00:14:41.002 --> 00:14:43.089
‫« تماس از جیگر »

00:14:43.090 --> 00:14:44.568
‫آلدون, برگشتید؟

00:14:44.592 --> 00:14:46.194
‫آره, آره، برگشتیم

00:14:46.218 --> 00:14:47.988
‫لطفاً بگو که از اون بلک‌بری
‫یه چیزی دستگیرت شده

00:14:48.012 --> 00:14:49.447
‫گوشی هنوز دست تیم فنی‌ـه

00:14:49.471 --> 00:14:51.491
‫- هیچی پیدا نکردن, عملاً به درد نمی‌خوره
‫- لعنتی

00:14:51.515 --> 00:14:54.202
‫امیدوار بودم یه کمکی به این
‫مصیبتِ کرس و فارکاس بکنی

00:14:54.226 --> 00:14:56.955
‫هنوز باورم نمیشه که فارکاس
‫اون‌همه پول رو دزدید

00:14:56.979 --> 00:15:00.000
‫آره, گمونم نمیشه به بعضیا اعتماد کرد

00:15:00.024 --> 00:15:01.859
‫آره, خیلی‌خب، مرسی تینا

00:15:08.000 --> 00:15:10.000
‫« بلک‌بری »

00:15:16.832 --> 00:15:20.395
‫خیلی‌خب, باید مبنا تعیین کنیم,
‫چند تا سؤال ساده می‌پرسم,

00:15:20.419 --> 00:15:23.565
‫راستش، موقعی که داشتی
‫مقدماتش رو فراهم می‌کردی،

00:15:23.589 --> 00:15:26.776
‫گفتم چندتا سؤال برات آماده کنم،

00:15:26.800 --> 00:15:28.302
‫تا یکم توی وقت صرفه‌جویی بشه

00:15:31.513 --> 00:15:33.533
‫از مقر فرماندهی پیامک دارم

00:15:33.557 --> 00:15:36.077
‫باید بعد از این کار ببرمت سی‌آی‌ای

00:15:36.101 --> 00:15:38.413
‫- پس دست بجنبونیم
‫- خیلی‌خب, چه خبر خوبی

00:15:38.437 --> 00:15:39.623
‫کارِ بیشتر برای نورمن

00:15:39.647 --> 00:15:41.166
‫خیلی‌خب، برو که رفتیم

00:15:41.190 --> 00:15:45.587
‫- این فلامینگوها کفش اسکیت پوشیدن؟
‫- نه، اونا فلامینگومز هستن

00:15:45.611 --> 00:15:48.256
‫اونا خانواده‌ی فلامینگوهای مکزیکی هستن و

00:15:48.280 --> 00:15:50.842
‫توی مکزیک پیست اسکیت دارن

00:15:50.866 --> 00:15:53.929
‫بعدش ماجراجویی می‌کنن و
‫کلی خنده‌دار میشه

00:15:53.953 --> 00:15:55.889
‫اینا رو کجات تراوش کردی؟

00:15:55.913 --> 00:15:57.413
‫صداها

00:15:58.415 --> 00:16:00.310
‫خب، خودت که اوستایی

00:16:00.334 --> 00:16:02.771
‫اگه عقربه تکون نخوره، راست گفتی

00:16:02.795 --> 00:16:04.397
‫اگه عقربه بندری بزنه,,,

00:16:04.421 --> 00:16:05.774
‫- چاخان کردم
‫- درسته

00:16:05.798 --> 00:16:07.298
‫برو که رفتیم

00:16:08.133 --> 00:16:10.654
‫«اسم تو تئودور چیپسـه؟»

00:16:10.678 --> 00:16:12.405
‫- صد البته
‫- حقیقت

00:16:12.429 --> 00:16:13.990
‫«رنگ مورد علاقه‌ات آبیـه؟»

00:16:14.014 --> 00:16:15.533
‫- چه‌جورم
‫- حقیقت

00:16:15.557 --> 00:16:17.285
‫«آیا از قرارت,,,

00:16:17.309 --> 00:16:18.662
‫با اِما لذت بردی؟»

00:16:18.686 --> 00:16:20.205
‫خیلی دوستش داشتم و برام عزیز بود

00:16:20.229 --> 00:16:22.415
‫خیلی‌خب، این هم حقیقت بود, باشه

00:16:22.439 --> 00:16:26.044
‫«تابحال زیبایی خالص,,, دیدی؟»

00:16:26.068 --> 00:16:28.004
‫- آره
‫- وای، بسه خدا وکیلی

00:16:28.028 --> 00:16:30.340
‫داره راست میگه, خیلی‌خب,
‫«تو به,,,

00:16:30.364 --> 00:16:31.864
‫بیخیال داداش

00:16:32.491 --> 00:16:34.719
‫«به عشق در نگاه اول اعتقاد داری؟»

00:16:34.743 --> 00:16:37.806
‫نورم، یه سؤال ِدیگه در مورد من بپرسی،
‫شلوار خودت در میاد

00:16:37.830 --> 00:16:39.891
‫خط مبنا رو تعیین کردم،
‫حالا می‌تونیم شروع کنیم

00:16:39.915 --> 00:16:41.017
‫خوبه

00:16:41.041 --> 00:16:44.729
‫دو نقطه‌ضعف شبکه‌ی برق چیا هستن؟

00:16:44.753 --> 00:16:46.690
‫مزرعه‌ی خورشیدی
‫سان‌استار توی نیو مکزیکو

00:16:46.714 --> 00:16:49.275
‫و سد برق‌آبی کارسون توی کلرادو

00:16:49.299 --> 00:16:50.235
‫داره راستش رو میگه

00:16:50.259 --> 00:16:52.529
‫به رید میگم امنیت‌شون رو بیشتر کنه

00:16:52.553 --> 00:16:54.280
‫سفت‌تر کردن امنیت
‫فقط براتون زمان می‌خره

00:16:54.304 --> 00:16:55.657
‫خودت که بهتر از همه می‌دونی،

00:16:55.681 --> 00:16:57.742
‫وقتی گرتا چیزی می‌خواد،
‫هیچی جلودارش نیست

00:16:57.766 --> 00:16:59.266
‫اینم درست گفت

00:17:03.689 --> 00:17:05.625
‫- صبح بخیر
‫- صبح شما هم بخیر

00:17:05.649 --> 00:17:07.293
‫چه کمکی ازم ساخته‌ست؟

00:17:07.317 --> 00:17:11.965
‫بزرگ‌ترین پمپ کف‌کش صنعتی
‫درجه تجاری‌تون رو می‌خوام، لطفاً

00:17:11.989 --> 00:17:14.033
‫ببخشید، قبلاً سفارش داده بودید؟

00:17:14.616 --> 00:17:17.137
‫من به یه مشکلی برخوردم و
‫وقتم کمـه و

00:17:17.161 --> 00:17:20.456
‫می‌دونم برات دردسر داره، پس,,,

00:17:23.417 --> 00:17:27.689
‫آره، تنها مدلی که توی فروشگاه هست،
‫از قبل قراردادش بسته شده

00:17:27.713 --> 00:17:31.008
‫- مشتری قراره امروز بیاد تحویلش بگیره
‫- بهش بگو بره یه جا دیگه

00:17:32.009 --> 00:17:34.762
‫نمی‌تونم, با طرف مقابل قرارداد داریم

00:17:36.680 --> 00:17:38.849
‫احمق نباش، مانتی

00:17:40.392 --> 00:17:42.871
‫من الان حقوق شش ماهت رو
‫گذاشتم روی این پیشخان،

00:17:42.895 --> 00:17:45.081
‫پس چرا نمیری توی انبار

00:17:45.105 --> 00:17:46.916
‫به کارگرهات بگی بیان و

00:17:46.940 --> 00:17:49.878
‫وسایلی که خواستم رو
‫بار بزنید توی وانتم؟

00:17:49.902 --> 00:17:53.715
‫چون که، خانم، حتی اگه می‌خواستم هم
‫نمی‌تونستم چیزی رو بار بزنم

00:17:53.739 --> 00:17:54.799
‫در انباری قفلـه

00:17:54.823 --> 00:17:58.368
‫کلیدش هم فقط دست رئیسم هست و
‫هنوز نیومده

00:17:59.328 --> 00:18:02.623
‫مانتی، واقعاً باید
‫پول رو قبول می‌کردی

00:18:06.794 --> 00:18:08.294
‫نقشه‌ی دوم

00:18:15.594 --> 00:18:17.094
‫دست به کار شید

00:18:17.095 --> 00:18:19.995
‫« دفتر منطقه‌ای مخفی سی‌آی‌ای »
‫« نیویورک، آرمونک »

00:18:24.853 --> 00:18:26.873
‫اسمت رو جهت ثبت سوابق بگو

00:18:26.897 --> 00:18:29.626
‫ام, آرتور فارکاس

00:18:29.650 --> 00:18:31.586
‫ام؟ مگه اسمت آرتور خالی نبود؟

00:18:31.610 --> 00:18:32.545
‫مارکوسـه

00:18:32.569 --> 00:18:34.380
‫پس اسمت مارکوس فارکاسـه؟!
‫[اینطوری که تلفظ کرد: مارکوسِ کونده]

00:18:34.404 --> 00:18:37.008
‫نیازی به این مسخره‌بازی نیست,
‫می‌دونم برای چی اینجام,

00:18:37.032 --> 00:18:38.510
‫من اون پول رو دزدیدم

00:18:38.534 --> 00:18:40.034
‫راست گفت

00:18:40.744 --> 00:18:42.055
‫باورم نمیشه

00:18:42.079 --> 00:18:44.474
‫منو باش تو رو واسه مقام
‫مدیریت منطقه‌ای توصیه کردم

00:18:44.498 --> 00:18:47.435
‫جدی؟ چه فکر خوبی بوده

00:18:47.459 --> 00:18:50.800
‫چون هیچکس بیشتر از «مارکوس آ فارکاس»
‫[تلفظ: مارکوس یک کونده]

00:18:50.801 --> 00:18:52.799
‫پسرِ آمریکا، وطن‌پرست‌تر نیست

00:18:53.423 --> 00:18:57.112
‫تو میلیون‌ها دلار پول مصادره‌شده رو
‫دزدیدی که اسباب‌بازی بخری

00:18:57.136 --> 00:18:58.988
‫- اشیاء کلکسیونی
‫- اسباب‌بازی

00:18:59.012 --> 00:19:00.532
‫آیتم‌های کمیاب!

00:19:00.556 --> 00:19:02.141
‫این کار رو هم به خاطر کشورم کردم

00:19:04.768 --> 00:19:06.329
‫چه نفعی برای کشورت داره؟

00:19:06.353 --> 00:19:08.623
‫خسته شده بودم از اینکه
‫می‌دیدم تیم‌هام وارد میدان میشن

00:19:08.647 --> 00:19:10.983
‫ولی امکانات حفاظتی کافی رو ندارن

00:19:11.692 --> 00:19:13.192
‫تا برنده بشن

00:19:13.277 --> 00:19:15.547
‫ناسلامتی ماییم که باید
‫از دنیا محافظت کنیم،

00:19:15.571 --> 00:19:18.299
‫اون‌وقت کسری بودجه داریم؟

00:19:18.323 --> 00:19:20.409
‫بودجه‌مون سه میلیارد دلاره

00:19:21.201 --> 00:19:23.429
‫بودجه‌ی «طرح تعویض خودروهای
‫فرسوده» سه میلیارد دلار بود

00:19:23.453 --> 00:19:25.664
‫تو رو خدا، برو سر اصل مطلب

00:19:27.958 --> 00:19:33.005
‫آره، پول رو از حساب‌های
‫مجرمانه‌ی متروکه دزدیدم و

00:19:33.505 --> 00:19:35.608
‫از طریق فروش کالاهای کلکسیونی‌
‫پول‌شویی‌شون کردم

00:19:35.632 --> 00:19:38.653
‫ولی همه‌اش دوباره از طریق یه صندوق
‫مالی مخفی که خودم اداره می‌کردم

00:19:38.677 --> 00:19:41.322
‫برگشت به سی‌آی‌ای تا
‫مأموریت‌هامون رو حمایت کنه

00:19:41.346 --> 00:19:44.224
‫سلاح، زره، پشتیبانی هوایی

00:19:44.808 --> 00:19:46.727
‫حتی یه قرونش هم خرج خودم نشده

00:19:47.352 --> 00:19:50.415
‫به هیچکس هم درباره‌اش نگفتم
‫چون باعث می‌شد همدست محسوب بشه

00:19:50.439 --> 00:19:52.420
‫اسناد تأیید‌شده‌ی بانکی که نشون میده

00:19:52.421 --> 00:19:54.402
‫اون پول تا قرون آخر
‫دوباره به سازمان برگشته

00:19:57.905 --> 00:19:59.405
‫داره حقیقت رو میگه

00:20:00.365 --> 00:20:02.719
‫فارکاس، نیّتت درست بوده

00:20:02.743 --> 00:20:06.472
‫ولی تو هم درک می‌کنی که چرا تینا
‫به این برچسب مشکوک زده

00:20:06.496 --> 00:20:08.874
‫راستش، من به اون تینا اعتماد ندارم

00:20:09.374 --> 00:20:12.437
‫به محض اینکه دیدم داره دفتر دات رو
‫زیر و رو می‌کنه،

00:20:12.461 --> 00:20:16.798
‫در جا زاغ سیاه منو چوب زد و
‫آمارم رو در آورد

00:20:17.299 --> 00:20:19.402
‫توی دفتر دات چیکار می‌کرد؟

00:20:19.426 --> 00:20:22.363
‫در ظاهر، داشت گل می‌ذاشت توی دفترش،

00:20:22.387 --> 00:20:24.306
‫دنبال پروژه‌ای می‌گشت که
‫با هم روش کار کرده بودن

00:20:24.932 --> 00:20:26.659
‫ولی به نظرم باید زیر نظر بگیریدش

00:20:26.683 --> 00:20:28.703
‫خودت چرا توی دفتر دات بودی؟

00:20:28.727 --> 00:20:32.707
‫باز تخصیص تجهیزات ارگونومیک به دلیل
‫سیاتیک تأیید‌شده توسط پزشک

00:20:32.731 --> 00:20:34.231
‫بگو داشتم صندلی می‌دزدیدم

00:20:35.901 --> 00:20:38.463
‫چون احساس می‌کنی
‫مورد بی‌اعتنایی قرار گرفتی

00:20:38.487 --> 00:20:40.506
‫دلیل نمیشه منابع‌مون رو
‫صرف یه جستجوی بی‌هدف بکنم

00:20:40.530 --> 00:20:42.030
‫به نظرم جالبـه که

00:20:42.783 --> 00:20:46.370
‫این‌همه بحث و اتفاق در مورد
‫دانته کرس پیش میاد و

00:20:47.162 --> 00:20:50.266
‫بعدش یهویی، آدمی که
‫چیز زیادی ازش نمی‌دونیم

00:20:50.290 --> 00:20:52.393
‫با اِفاده میاد اینجا و,,,

00:20:52.417 --> 00:20:53.978
‫- فارکاس
‫- مشکلی نیست

00:20:54.002 --> 00:20:56.522
‫تابلوئـه این مرد هیچ ارتباطی
‫با دانته کرس نداشته

00:20:56.546 --> 00:20:59.651
‫حالا هم که مثل رابین‌هود از پول تروریست‌ها
‫دزدی کرده و داده به سی‌آی‌ای

00:20:59.675 --> 00:21:02.237
‫پیشنهاد می‌کنم که قضیه رو
‫بین‌ خودمون تموم‌شده بدونیم

00:21:02.261 --> 00:21:03.761
‫اوهوم

00:21:04.972 --> 00:21:08.016
‫پس ولم می‌کنید برم؟
‫توی هچل نیفتادم؟

00:21:09.309 --> 00:21:12.729
‫ما سی‌آی‌ای هستیم,
‫تخصص‌مون کارهای مبهم و مشکوکـه,

00:21:13.772 --> 00:21:16.400
‫- پس هنوزم قراره مدیر منطقه‌ای بشم؟
‫- به کُس عمت خندیدی

00:21:17.943 --> 00:21:19.528
‫این اسناد رو هم بنداز توی خردکُن,
‫شتر دیدی ندیدی,

00:21:20.988 --> 00:21:22.131
‫خب,,,

00:21:22.155 --> 00:21:23.824
‫کار من اینجا تمومـه

00:21:23.825 --> 00:21:25.700
‫« خدمات بازجویی، دهمین بار رایگان! »

00:21:25.701 --> 00:21:27.201
‫فکر می‌کردم واسه من دو تا مُهر می‌زنی

00:21:30.497 --> 00:21:32.082
‫خوشحالم از سرمون باز شد

00:21:33.166 --> 00:21:36.336
‫بدم میاد شک و شبهه
‫روی یکی از افراد خودمون باشه

00:21:36.837 --> 00:21:38.337
‫موافقم

00:21:38.964 --> 00:21:42.110
‫- خب حالا کجا میری؟
‫- برمی‌گردم خونه‌ی امن

00:21:42.134 --> 00:21:44.094
‫از دل همسر گرامی در میاری؟

00:21:45.595 --> 00:21:47.095
‫ببخشید؟

00:21:51.101 --> 00:21:52.328
‫اسناد دات رو پیدا کردم

00:21:52.352 --> 00:21:54.998
‫از رابطه‌ی تو و گرتا خبر دارم

00:21:55.022 --> 00:21:57.208
‫می‌دونم زشت و خطرناک بوده

00:21:57.232 --> 00:21:59.752
‫می‌دونم ممکنه ذهنت رو درگیر کنه و
‫قضاوتت رو تحت‌الشعاع قرار بده

00:21:59.776 --> 00:22:03.673
‫کاملاً شخصی بود, هیچ دخلی
‫به کارهامون نداشت

00:22:03.697 --> 00:22:06.467
‫می‌دونم, کل روز رو صرف بررسی
‫پرونده‌های مأموریت، شرح وقایع و

00:22:06.491 --> 00:22:08.327
‫گزارش‌های پس از عملیاتت کردم

00:22:08.827 --> 00:22:11.806
‫و اگه حتی یه نشونه‌ی کوچیک از فعالیت
‫مشکوک از طرف تو پیدا می‌کردم،

00:22:11.830 --> 00:22:14.642
‫هم از این مأموریت خارجت می‌کردم
‫و هم از سازمان

00:22:14.666 --> 00:22:16.686
‫و هنوز هم این کار رو می‌کنم، اگه
‫حتی برای یک لحظه حس کنم که

00:22:16.710 --> 00:22:19.939
‫این پرونده، این زنه گرتا، یا هر چیزی
‫از این ماجرا از حد تحملت بیشتر شده باشه

00:22:19.963 --> 00:22:21.463
‫متوجهی؟

00:22:23.842 --> 00:22:25.342
‫بله قربان

00:22:32.476 --> 00:22:34.537
‫همیشه همینـه,
‫چرا کولی‌بازی در میاری؟

00:22:34.561 --> 00:22:36.289
‫پیاز داغش رو زیاد نکن

00:22:36.313 --> 00:22:38.000
‫تو تحت‌تأثیر سرم حقیقت بودی و

00:22:38.001 --> 00:22:40.336
‫داشتی عشق خودت رو
‫به یه زن دیگه ابراز می‌کردی!

00:22:40.359 --> 00:22:43.588
‫ولی یه عشق سابق بود,
‫خودت فرقش رو می‌دونی!

00:22:43.612 --> 00:22:45.465
‫داشتم به همون اعتراف می‌کردم

00:22:45.489 --> 00:22:46.758
‫باورم نمیشه
‫(کودیاک، کارسون)

00:22:46.782 --> 00:22:49.427
‫اون‌همه مدت داشتیم دنبالت می‌گشتیم،
‫در حالی که تو,,,

00:22:49.451 --> 00:22:51.054
‫در حالی که من چی؟
‫(لیچفیلد، سان‌استار)

00:22:51.078 --> 00:22:53.723
‫- عشق و حال می‌کردی!
‫- من عشق و حال نمی‌کردم!

00:22:53.747 --> 00:22:57.185
‫پس، هر چهار هدف گرتا
‫تحت تدابیر شدید امنیتی هستن و

00:22:57.209 --> 00:22:58.978
‫دور تا دورشون نیروهای مسلح هستن،

00:22:59.002 --> 00:23:01.713
‫ولی هنوز نمی‌دونیم
‫اولین حمله‌اش به کدومـه

00:23:02.297 --> 00:23:04.359
‫من نمی‌فهمم, اگه می‌دونید مشکلِ

00:23:04.383 --> 00:23:07.278
‫این چهار تا نیروگاه چیه،
‫چرا دولت برطرفش نمی‌کنه؟

00:23:07.302 --> 00:23:09.030
‫چون در بهترین حالت
‫چند هفته کار داره, وقت نیست,

00:23:09.054 --> 00:23:12.100
‫خیلی‌خب، چیپس به رادیاتور
‫اتاق میهمان دست‌بند شده

00:23:12.101 --> 00:23:13.201
‫چی شد چی نشد؟

00:23:13.225 --> 00:23:16.770
‫سعی کردیم وانمود کنیم بابا و مامانت
‫سر گرتا جیغ و داد نمی‌کنن

00:23:17.354 --> 00:23:19.665
‫اقلاً این دفعه مجبور نیستی
‫انتخاب کنی با کی زندگی می‌کنی

00:23:19.689 --> 00:23:21.709
‫,,,تا زندگی‌مون رو با هم بگذرونیم

00:23:21.733 --> 00:23:25.380
‫آره، قبلاً بهش حس داشتم،
‫ولی مالِ خیلی قبل‌تر از آشنایی با تو بود

00:23:25.404 --> 00:23:27.507
‫آها خب چی شد؟
‫همه‌ی اون احساسات یهویی محو شدن؟

00:23:27.531 --> 00:23:30.385
‫چرا همیشه اینقدر
‫پنهان‌کاری داری، لوک؟

00:23:30.409 --> 00:23:32.387
‫پنهان‌کاری کجا بود,
‫من همه‌چی رو بهت گفتم,

00:23:32.411 --> 00:23:34.121
‫هیچ راز دیگه‌ای نیست

00:23:35.122 --> 00:23:36.622
‫حالت خوبه؟

00:23:36.832 --> 00:23:38.434
‫آره, گرتا کشاله‌ی رانم رو زخمی کرد

00:23:38.458 --> 00:23:40.353
‫چی؟ اصلاً اینو بهم نگفته بودی!

00:23:40.377 --> 00:23:42.230
‫می‌خواستم مخفی بمونه!

00:23:42.254 --> 00:23:45.274
‫وای خدا، رابطه با این مرد
‫آخرش منو دق میده!

00:23:45.298 --> 00:23:48.152
‫دکتر ففر، این اون زندگی‌ای نیست که
‫برای خودم مُتصور شده بودم

00:23:48.176 --> 00:23:49.529
‫غیرعادیـه!

00:23:49.553 --> 00:23:52.013
‫غیر عادی نیست, فقط یکم متفاوتـه

00:23:54.057 --> 00:23:55.557
‫آقای ژامبون, اوه,,,

00:23:56.893 --> 00:23:59.622
‫شرمنده, از دست این
‫آقای ژامبون و تخم‌مرغ

00:23:59.646 --> 00:24:01.416
‫می‌خواید ببینید چی یادش دادم؟

00:24:01.440 --> 00:24:04.192
‫آقای ژامبون، نظرت در مورد
‫ساندویچ بیکن، گوجه و کاهو چیه؟

00:24:06.111 --> 00:24:08.381
‫دیدی؟ ما خوش‌مون نمیاد
‫توله خوک‌ها رو بخوریم، نه؟

00:24:08.405 --> 00:24:10.824
‫خیلی‌خب، بیا اینجا,
‫یکم شکلات بخور,

00:24:11.575 --> 00:24:13.469
‫- می‌بینید چقدر باهوشـه؟
‫- برو بیرون

00:24:13.493 --> 00:24:14.887
‫باشه

00:24:14.911 --> 00:24:16.411
‫جلسۀ خوبی داشته باشید

00:24:18.165 --> 00:24:19.665
‫خوکِ اعضای گروهـه

00:24:19.958 --> 00:24:21.144
‫دیدی؟

00:24:21.168 --> 00:24:23.128
‫رسماً تیمارستانـه!

00:24:24.129 --> 00:24:26.173
‫دیگه به اینجام رسیده

00:24:26.756 --> 00:24:29.360
‫تالی، گرتا یه جاسوس بین‌المللیـه

00:24:29.384 --> 00:24:32.363
‫اگه بخوایم شکستش بدیم،
‫نمی‌تونم یه بند به فکر خودمون باشم

00:24:32.387 --> 00:24:35.158
‫چون «خودمون» همیشه اولویتش کمتره

00:24:35.182 --> 00:24:36.993
‫دکتر، لطفاً بهش بگو که
‫حرفش مسخره‌ست

00:24:37.017 --> 00:24:38.953
‫- بهش بگو خودخواهـه!
‫- باشه

00:24:38.977 --> 00:24:40.830
‫خیلی‌خب همگی، یه نفسی بگیرید

00:24:40.854 --> 00:24:43.708
‫باید یه حرفی بزنم که
‫هضمش کمی سختـه،

00:24:43.732 --> 00:24:46.067
‫ولی باید بشنوید, ساده بگم,,,

00:24:48.236 --> 00:24:49.736
‫رابطه‌تون تمومـه

00:24:53.825 --> 00:24:56.053
‫پس توپوگرافی مزرعه‌ی خورشیدی صافـه

00:24:56.077 --> 00:24:58.431
‫گرتا واسه نزدیک شدن باید استتار کنه

00:24:58.455 --> 00:25:01.893
‫- حدس بزنید الان از اینترنت چی فهمیدم؟
‫- به عمرم از هیچ جوابی اینقدر نترسیده بودم

00:25:01.917 --> 00:25:03.895
‫کتاب مُصور آنلاینِ کارتر!

00:25:03.919 --> 00:25:06.772
‫نه! نه، نه، نه، نه، نه!

00:25:06.796 --> 00:25:08.733
‫انگار دوستمون منگا کارتر

00:25:08.757 --> 00:25:12.195
‫مشغول ساختن دنیای خیالی
‫تی‌آی‌ای بوده،

00:25:12.219 --> 00:25:14.030
‫سازمان اطلاعات معلم
‫[سی‌آی‌ای = سازمان اطلاعات مرکزی]

00:25:14.054 --> 00:25:17.200
‫- کارتر، این چیه؟
‫- هنر درمانی دکتر ففر,,,

00:25:17.224 --> 00:25:19.951
‫قصه‌ی یه معلم شجاع مهد کودکـه

00:25:19.975 --> 00:25:22.663
‫که مخفیانه دنیا رو نجات میده

00:25:22.687 --> 00:25:24.165
‫اسمش چیه؟

00:25:24.189 --> 00:25:25.708
‫- براک هاردمن
‫- وای خدا

00:25:25.732 --> 00:25:27.293
‫شعارش؟

00:25:27.317 --> 00:25:30.129
‫«دوران سخت، مردان سرسخت می‌طلبن»
‫[معنی دوم: مردانی که کیرشون شقـه]

00:25:30.153 --> 00:25:31.130
‫وای پسر!

00:25:31.154 --> 00:25:32.423
‫دوست‌دخترش؟ اِلا

00:25:32.447 --> 00:25:34.866
‫رسماً ممه‌هاش بیرونـه

00:25:35.492 --> 00:25:38.971
‫- لعنتی
‫- خیلی‌خب، اینا تصادفیـه,,,

00:25:38.995 --> 00:25:42.433
‫چرا همیشه یه چیزی
‫توی کونِ این کاراکتره انسون هست؟

00:25:42.457 --> 00:25:44.376
‫کونِ من؟ وایسا ببینم

00:25:45.877 --> 00:25:49.065
‫یه چتر ساحلی از بمباران
‫خط ساحلی فرانسه؟

00:25:49.089 --> 00:25:51.651
‫یه مُهره‌ی بولینگ ناشی از
‫انفجار توی سالن بولینگ؟

00:25:51.675 --> 00:25:54.028
‫این,,, این هنره,
‫اونا هم استعاره هستن,

00:25:54.052 --> 00:25:56.447
‫کجاش استعاره داره که
‫یه مرغ ماهی‌خوار رفته توی کونِ من؟

00:25:56.471 --> 00:26:00.493
‫مرغ‌ ماهی‌خوار نمادِ,,, می‌دونی,,,

00:26:00.517 --> 00:26:02.828
‫نمی‌خوام لقمه‌ی آماده رو
‫بذارم توی دهنت، ولی,,,

00:26:02.852 --> 00:26:04.539
‫تو نامزدم رو بوسیدی!

00:26:04.563 --> 00:26:05.498
‫- این,,,
‫- قانع شدم

00:26:05.522 --> 00:26:07.333
‫این کاراکترها با ما مو نمی‌زنن

00:26:07.357 --> 00:26:09.627
‫«تورو» توی کلیسا بوده که تیراندازی میشه،

00:26:09.651 --> 00:26:11.295
‫کارتر همه رو نجات میده

00:26:11.319 --> 00:26:13.214
‫من که جور دیگه‌ای یادمـه

00:26:13.238 --> 00:26:15.758
‫کارتر، موضوع «بورو» محرمانه‌ست

00:26:15.782 --> 00:26:17.301
‫همینطور موقعیت مکانی‌مون

00:26:17.325 --> 00:26:20.263
‫از شهر و خیابون‌مون تصویر گذاشتی

00:26:20.287 --> 00:26:25.309
‫دکتر ففر بهت گفت احساساتت رو ابراز کن،
‫نه که جامون رو لو بده، کودن!

00:26:25.333 --> 00:26:27.144
‫چرا ممه‌های من اینقدر بزرگن؟

00:26:27.168 --> 00:26:28.563
‫اینو توی اینترنت منتشر کردی؟!

00:26:28.587 --> 00:26:29.480
‫کارتر

00:26:29.504 --> 00:26:31.065
‫دیگه بسمـه!

00:26:31.089 --> 00:26:32.589
‫دیگه صبرم لبریز شده!

00:26:33.967 --> 00:26:38.030
‫چقدر هم که تو بالغی، تالی,
‫پول این چراغ رو سی‌آی‌ای داده بود,

00:26:38.054 --> 00:26:41.242
‫یه‌وقت زبونم لال سی‌آی‌ای عزیزت رو
‫ناراحت نکنی

00:26:41.266 --> 00:26:43.244
‫برو پیش همون عشقت!

00:26:43.268 --> 00:26:45.061
‫یواش,,, نه

00:26:46.313 --> 00:26:47.832
‫باورم نمیشه که دعا کردم برگردی

00:26:47.856 --> 00:26:50.835
‫- من هم همینطور
‫- این آشتی دیگه سرش گرده

00:26:50.859 --> 00:26:52.360
‫- خلاص شدیم!
‫- عالیه

00:26:54.279 --> 00:26:56.823
‫این دعوا واسه اون بچه
‫فرصت ایجاد می‌کنه؟

00:26:57.824 --> 00:26:59.010
‫نه، دانی، نه

00:26:59.034 --> 00:27:00.869
‫بس کن، خواهش می‌کنم! بس کن!

00:27:01.703 --> 00:27:03.203
‫گفتم یه تیری در تاریکی بندازم

00:27:07.667 --> 00:27:09.167
‫تو خوبی، گنده‌بک؟

00:27:10.295 --> 00:27:11.795
‫آره

00:27:12.088 --> 00:27:13.588
‫یه بغل می‌خوای؟

00:27:19.262 --> 00:27:20.762
‫گل پسر

00:27:26.603 --> 00:27:28.247
‫آخه چطور تونستی
‫اون کتاب مصور رو بنویسی؟

00:27:28.271 --> 00:27:29.749
‫می‌دونی ما رو تو چه خطر
‫احتمالی بزرگی انداختی؟

00:27:29.773 --> 00:27:32.627
‫می‌دونم, پنج ساعت بعد از اینکه
‫توی ردیت پستش کردم، پاکش کردم

00:27:32.651 --> 00:27:34.920
‫فقط سه نفر دانلودش کردن

00:27:34.944 --> 00:27:37.906
‫از خجالت آب شدم, یه نوع دیگه
‫از روان‌درمانی پیدا می‌کنم

00:27:39.949 --> 00:27:43.220
‫چرا خودت رو کردی اَبَر جاسوس؟

00:27:43.244 --> 00:27:44.954
‫ظاهراً من

00:27:46.289 --> 00:27:49.060
‫ماجرای تیراندازی توی کلیسا

00:27:49.084 --> 00:27:51.771
‫هنوز برام حل نشده بوده

00:27:51.795 --> 00:27:52.688
‫مثلاً چی؟

00:27:52.712 --> 00:27:55.590
‫حتی مادرت جلوی بورو جنگید

00:27:56.174 --> 00:27:57.443
‫تازه اون غیر نظامیـه

00:27:57.467 --> 00:28:00.279
‫- من توی اتاق اعتراف قایم شدم
‫- کارتر، تو کار درستی کردی

00:28:00.303 --> 00:28:03.366
‫وسط دست و پا نموندی تا
‫افسران تعلیم‌دیده بتونن کارشون رو بکنن

00:28:03.390 --> 00:28:07.203
‫آره، می‌دونم, فقط,,, نمی‌دونستم
‫چطوری باید ازت محافظت کنم,

00:28:07.227 --> 00:28:11.040
‫فقط هم می‌خواستم ازت محافظت کنم
‫چون عاشقت بودم

00:28:11.064 --> 00:28:14.567
‫هنوز هم عاشقت هستم

00:28:16.695 --> 00:28:17.505
‫اوه

00:28:17.529 --> 00:28:19.423
‫- جدی؟
‫- آره، بدجور, خیلی

00:28:19.447 --> 00:28:20.947
‫حتی الان بیشتر

00:28:21.866 --> 00:28:24.845
‫ببین، من الان درک می‌کنم

00:28:24.869 --> 00:28:28.432
‫توی کارت چقدر استرس داری و
‫قدردانت هستم

00:28:28.456 --> 00:28:31.686
‫لابد وقتی انسون رو بوسیدی
‫کلی استرس کشیده بودی

00:28:31.710 --> 00:28:33.210
‫- آلدون
‫- آلدون

00:28:34.003 --> 00:28:37.441
‫آلدون, نکته اینـه که
‫آدما اشتباه می‌کنن

00:28:37.465 --> 00:28:39.985
‫درک می‌کنم که همه اشتباه می‌کنن

00:28:40.009 --> 00:28:42.154
‫ولی رابطه‌ی ما خوب بود و
‫ارزشش رو داشت و

00:28:42.178 --> 00:28:44.031
‫اونقدری قوی بود که تاب بیاره

00:28:44.055 --> 00:28:45.574
‫ولی من گند زدم توش

00:28:45.598 --> 00:28:48.911
‫به غرورم اجازه دادم مانعم بشه

00:28:48.935 --> 00:28:52.540
‫رشته‌ی افکارم رو از دست دادم

00:28:52.564 --> 00:28:55.751
‫در مورد حرف‌هایی که زدم
‫نظری داری؟

00:28:55.775 --> 00:28:56.836
‫آره، حق با توئـه

00:28:56.860 --> 00:29:00.113
‫رابطه‌ی ما خیلی خوب و قوی بود

00:29:00.739 --> 00:29:02.400
‫من هم تا ابد دوستت دارم

00:29:02.401 --> 00:29:07.038
‫من هم دوستت دارم,
‫ولی عاشقم هستی؟

00:29:15.378 --> 00:29:16.878
‫خدایی، دانی؟

00:29:17.130 --> 00:29:18.965
‫خب نمی‌خوای جوابش رو بدی؟

00:29:19.549 --> 00:29:21.049
‫اِما، یه چیزی پیدا کردیم

00:29:23.762 --> 00:29:26.407
‫ما,,, بعداً حرف می‌زنیم

00:29:26.431 --> 00:29:27.931
‫- خیلی‌خب
‫- خیلی‌خب

00:29:30.143 --> 00:29:31.643
‫از دست زن‌ها

00:29:32.687 --> 00:29:34.187
‫اون لپ‌تاپ منـه

00:29:34.731 --> 00:29:35.541
‫چی پیدا کردید؟

00:29:35.565 --> 00:29:37.918
‫الان گزارش پلیس به دستمون رسید،
‫حمله و سرقت

00:29:37.942 --> 00:29:39.837
‫از یه عمده‎فروشی پمپ

00:29:39.861 --> 00:29:42.113
‫تصویر دوربین مداربسته رو ببینید

00:29:42.947 --> 00:29:45.092
‫اونی که پشت سرشـه
‫ماشینـه که زده وسط دیوار؟!

00:29:45.116 --> 00:29:48.137
‫حالا چی شده راست کرده روی این پمپ‌ها؟
‫می‌تونست از جای دیگه هم گیرشون بیاره

00:29:48.161 --> 00:29:52.767
‫پمپ‌های کف‌کش صنعتی خیلی بزرگن و
‫جابجا کردن‌شون راحت نیست

00:29:52.791 --> 00:29:55.019
‫گرتا دقیقاً از همون عمده‌فروشی
‫پمپ می‌خواسته

00:29:55.043 --> 00:29:58.147
‫چون می‌خواسته باهاش به جایی
‫نزدیک به اون فروشگاه حمله کنه

00:29:58.171 --> 00:30:01.525
‫- بری، نقشه‌های اون منطقه رو در بیار
‫- اینم نقشه‌ی اون محدوده

00:30:01.549 --> 00:30:04.779
‫اینم لایه‌ی اطلاعاتی تأسیسات مهم و
‫ساختمان‌های دولتی،

00:30:04.803 --> 00:30:06.238
‫تا بتونیم یه هدف احتمالی پیدا کنیم

00:30:06.262 --> 00:30:08.699
‫این تأسیسات تصفیه‌ی آب،
‫واقعاً بزرگ و قابل توجهه

00:30:08.723 --> 00:30:12.953
‫گرتا شبکه‌ی برق رو هدف قرار میده،
‫نمی‌خواد منبع آب رو آلوده کنه

00:30:12.977 --> 00:30:15.831
‫اینجا یک محوطه‌ی
‫خدمات راه‌آهن فدرال هست

00:30:15.855 --> 00:30:18.667
‫شاید, ولی چه اثری روی
‫شبکه‌ی برق میذاره؟

00:30:18.691 --> 00:30:20.191
‫یه پایگاه نظامی هست

00:30:20.235 --> 00:30:21.235
‫« پایگاه هوا فضای کوتو »

00:30:21.236 --> 00:30:24.113
‫گرتا اونقدر دیوونه نیست که
‫یه پایگاه نظامی رو کامل نابود کنه

00:30:25.573 --> 00:30:27.073
‫یا هست؟

00:30:27.800 --> 00:30:28.928
‫پیمانکار گفت که

00:30:28.952 --> 00:30:31.597
‫لوله‌های فاضلاب آسیب‌دیده،
‫درست زیر اتاق سرور ما قرار دارن

00:30:31.621 --> 00:30:34.099
‫باور کنید الان مشکل‌مون فقط
‫چاه فاضلابـه که گرفته

00:30:34.123 --> 00:30:36.393
‫آهای بری، وارد سیستم سرور شو

00:30:36.417 --> 00:30:39.396
‫لزومی نداره یا حتی قانونی هم نیست

00:30:39.420 --> 00:30:41.440
‫اونا فقط با یه دستگاه اومدن

00:30:41.464 --> 00:30:43.025
‫محل انسداد رو زیر زمین پیدا کردن،

00:30:43.049 --> 00:30:45.110
‫گفتن بعداً برمی‌گردن تا حفاری کنن

00:30:45.134 --> 00:30:47.905
‫آره، اونا پیمانکار نبودن و برنمی‌گردن

00:30:47.929 --> 00:30:49.573
‫به نظر واقعی می‌اومدن، خانم

00:30:49.597 --> 00:30:51.534
‫بذار حدس بزنم,
‫یه وانت پر از پمپ داشتن و

00:30:51.558 --> 00:30:53.118
‫باهاش یه راست اومدن وسط پایگاه

00:30:53.142 --> 00:30:55.746
‫یه چیزی توی داده‌های
‫نظارت ماهواره‌ای پیدا کردم

00:30:55.770 --> 00:30:58.040
‫نباید وارد اون سیستم بشید,
‫خیلی حساسـه,

00:30:58.064 --> 00:30:59.564
‫دکترم همینو گفت

00:31:00.108 --> 00:31:01.627
‫اون دیگه چه کوفتیه؟

00:31:01.651 --> 00:31:03.194
‫اینم دکترم گفت

00:31:04.654 --> 00:31:06.799
‫این خبر وحشتناکیـه

00:31:06.823 --> 00:31:08.634
‫جناب، باید بری پیش ژنرال‌تون و

00:31:08.658 --> 00:31:11.303
‫بگی که سی‌آی‌ای
‫رخنه‌ی امنیتی رو تأیید کرده

00:31:11.327 --> 00:31:13.097
‫- یالا!
‫- گوه توش

00:31:13.121 --> 00:31:14.621
‫دریافت شد

00:31:15.123 --> 00:31:16.016
‫چه خبره؟

00:31:16.040 --> 00:31:18.102
‫اون سیستم ردیابی، تلماتری و کنترل‌شونـه

00:31:18.126 --> 00:31:19.626
‫مسیر ماهواره‌ها رو مشخص می‌کنه

00:31:20.420 --> 00:31:23.357
‫من به پروژه‌ی بالون اینترنتی
‫شرکت لون مشاوره دادم

00:31:23.381 --> 00:31:25.818
‫با فناوری‌های ماهواره‌ای آشنایی دارم

00:31:25.842 --> 00:31:29.655
‫- خب؟
‫- قرمزِ چشمک‌زن یعنی دردسر

00:31:29.679 --> 00:31:32.074
‫پس گرتا به نحوی
‫لوله فاضلاب‌شون رو مسدود کرده

00:31:32.098 --> 00:31:35.286
‫خودش رو جای پیمانکار جا زده تا
‫وارد پایگاه بشه و با ماهواره‌ها ور رفته

00:31:35.310 --> 00:31:38.998
‫یحتمل یکی از ماهواره‌هاشون
‫آفلاینـه و به دستورات پاسخ نمیده

00:31:39.022 --> 00:31:40.207
‫ولی اگه نقص فنی باشه چی؟

00:31:40.231 --> 00:31:44.461
‫مسیر مداریش دقیقاً از بالای نیروگاه
‫لیچفیلد در ماساچوست عبور می‌کنه

00:31:44.485 --> 00:31:46.380
‫یکی از چهار نقطه‌ضعف شبکه برق

00:31:46.404 --> 00:31:47.673
‫صد درصد مشکل فنی نیست

00:31:47.697 --> 00:31:52.136
‫رفقا، این یه ماهواره‌ی نظامیـه که
‫هسته‌اش با مواد اتمی تغذیه میشه

00:31:52.160 --> 00:31:54.179
‫اگه گرتا مسیرش رو تغییر بده و
‫برگرده به زمین و

00:31:54.203 --> 00:31:57.516
‫با سرعت 80 هزار کیلومتر بر ساعت،
‫مستقیم به یه نیروگاه برخورد کنه؟

00:31:57.540 --> 00:31:59.059
‫نیروگاه پر

00:31:59.083 --> 00:32:01.061
‫مگه توی این لامصب جوّ زمین نمی‌سوزه؟

00:32:01.085 --> 00:32:02.688
‫نه هسته‌ی تقویت‌شده داره

00:32:02.712 --> 00:32:04.648
‫ولی دور تا دور نیروگاه پر از سربازه،

00:32:04.672 --> 00:32:06.317
‫پس نمی‌تونه زمینی حمله کنه

00:32:06.341 --> 00:32:08.193
‫ولی می‌تونه از بالا حمله کنه

00:32:08.217 --> 00:32:10.529
‫این همون طرز فکر خارج از
‫چهارچوبیـه که بهش معروفـه

00:32:10.553 --> 00:32:12.448
‫پشمام! چقدر هوشمندانه‌ست

00:32:12.472 --> 00:32:14.700
‫چه عالی پدر,
‫رفیقِ تروریستت معرکه‌ست,

00:32:14.724 --> 00:32:16.994
‫می‌خوای آلبومت رو بردارم تا وقتی
‫گرفتیمش یه عکس باهاش بندازی؟

00:32:17.018 --> 00:32:18.518
‫چقدر وقت داریم؟

00:32:19.270 --> 00:32:21.707
‫با توجه سرعت ماهواره،

00:32:21.731 --> 00:32:25.628
‫مسیر مداریش و چرخش زمین

00:32:25.652 --> 00:32:27.946
‫امروز حوالی 6 عصر برخورد می‌کنه

00:32:29.864 --> 00:32:31.364
‫روی مشکل کار کنید

00:32:37.747 --> 00:32:39.141
‫بهتره کارت مهم باشه

00:32:39.165 --> 00:32:41.644
‫هیچی پیدا نکردم که رید رو
‫به دانته کرس مرتبط کنه،

00:32:41.668 --> 00:32:44.563
‫ولی تینا ناهنجاری‌های مالی زیادی داره

00:32:44.587 --> 00:32:47.650
‫در حالت عادی همین الان قطع می‌کردم و
‫فراموش می‌کردم همچین مکالمه‌ای داشتیم

00:32:47.674 --> 00:32:48.817
‫نه، گوش کن

00:32:48.841 --> 00:32:51.612
‫با حقوقی که تینا می‌گیره،
‫باید خیلی تحت فشار مالی باشه،

00:32:51.636 --> 00:32:56.367
‫اما یه آپارتمان بدون رهن داره و
‫403 هزار دلار پس‌انداز

00:32:56.391 --> 00:32:58.035
‫بگو که تو هم این نکته رو می‌بینی

00:32:58.059 --> 00:32:59.870
‫چیزی که من می‌بینم یه بدبختـه که

00:32:59.894 --> 00:33:01.580
‫به هر در می‌زنه از همکارش انتقام بگیره

00:33:01.604 --> 00:33:04.249
‫چون مچت رو گرفت داشتی زیرآبی می‌رفتی

00:33:04.273 --> 00:33:06.025
‫پس بس کن, این یه دستوره

00:33:09.529 --> 00:33:10.529
‫« فارکاس: بلاک شد »

00:33:10.530 --> 00:33:14.134
‫به نظرتون عجیب نیست که پدرم
‫گرتا رو تحسین می‌کنه؟

00:33:14.158 --> 00:33:16.470
‫باید قبول کنی نقشه‌اش پشم‌ریزونـه

00:33:16.494 --> 00:33:18.555
‫انگار مخش رد داده

00:33:18.579 --> 00:33:20.182
‫یعنی، اول که می‌دزدنش

00:33:20.206 --> 00:33:22.601
‫گرتا بی‌هوا خِفتش کرد,
‫ممکنه سر هر کدوم‌مون بیاد,

00:33:22.625 --> 00:33:25.500
‫اون توی استونی موقعی که داشت
‫عشقش رو بهش ابراز می‌کرد،

00:33:25.501 --> 00:33:27.022
‫اسرار دولتی رو لو داد

00:33:27.046 --> 00:33:28.565
‫یکم توضیح این سخت‌تره

00:33:28.589 --> 00:33:31.735
‫بعدش، امروز، با مامانم کات کرد

00:33:31.759 --> 00:33:34.947
‫یعنی همین الان طبقۀ بالاست و
‫کارتر داره بهش دلداری میده

00:33:34.971 --> 00:33:36.657
‫بابام هم به یه ورش نیست

00:33:36.681 --> 00:33:38.181
‫عجب

00:33:39.726 --> 00:33:41.226
‫خب، به نظر من,,,

00:33:43.563 --> 00:33:46.441
‫گمونم هنوز احتمالش هست که
‫من بابای جدیدت بشم

00:33:47.442 --> 00:33:50.028
‫خفه شو، دانی

00:33:50.528 --> 00:33:52.881
‫آره، من که نمی‌دونم بابات چشـه

00:33:52.905 --> 00:33:54.925
‫ولی صد درصد با مامانت می‌خوابیدم

00:33:54.949 --> 00:33:57.720
‫- هوی!
‫- چیکار کنم؟ شهوتـه دیگه

00:33:57.744 --> 00:34:01.765
‫- می‌خوای به چی برسی، اِما؟
‫- گمونم شاید گرتا تحت تأثیر قرارش میده

00:34:01.789 --> 00:34:04.643
‫گمونم قضاوتش رو زیر سؤال برده

00:34:04.667 --> 00:34:06.395
‫یواش، یواش، تند نرو

00:34:06.419 --> 00:34:08.897
‫تو الان دومین کلمه‌ی
‫توهین‌آمیز «واو دار» رو گفتی

00:34:08.921 --> 00:34:10.941
‫بابا من که نگفتم اون «وا داده»

00:34:10.965 --> 00:34:14.737
‫گفتم شاید قضاوتش منحرف شده باشه

00:34:14.761 --> 00:34:16.387
‫خیلی فرق دارن

00:34:17.388 --> 00:34:18.949
‫اتهام بزرگیـه

00:34:18.973 --> 00:34:20.617
‫واقعاً نگران همچین چیزی هستی؟

00:34:20.641 --> 00:34:21.827
‫آره، این مدت توی فکرش بودم

00:34:21.851 --> 00:34:25.271
‫گفتنش برام دردناکـه،
‫ولی تو افسر خوبی هستی

00:34:25.855 --> 00:34:28.459
‫اگه هم غرایزت بهت میگن که
‫یه جای کار می‌لنگه،

00:34:28.483 --> 00:34:29.918
‫پس شاید باید یه کاری بکنی

00:34:29.942 --> 00:34:31.587
‫پس حواست رو جمع کن

00:34:31.611 --> 00:34:35.674
‫یعنی، احتمالاً لوک برونر
‫مثل همیشه عالیه،

00:34:35.698 --> 00:34:37.950
‫ولی احتیاط ضرری نداره

00:34:39.952 --> 00:34:41.346
‫ممنون, لطف داری

00:34:41.370 --> 00:34:44.224
‫اگه بهش فکر کنیم، می‌تونم
‫درک کنم که چطوری وسوسه شده

00:34:44.248 --> 00:34:45.934
‫هر روز پیش نمیاد کسی رو ببینی

00:34:45.958 --> 00:34:48.020
‫که هم از نظر جسمی و
‫هم ذهنی جذبش بشی و

00:34:48.044 --> 00:34:50.564
‫در عین حال دنیای پیچیده‌ای که
‫توش کار می‌کنی رو هم بفهمه

00:34:50.588 --> 00:34:53.984
‫کسی که کنارت بجنگه و
‫همراهت جونش رو به خطر بندازه

00:34:54.008 --> 00:34:57.011
‫همچین کسی رو آدم توی زندگی
‫فقط یه بار پیدا می‌کنه

00:34:57.804 --> 00:34:59.931
‫و اگه فرصتش رو داشته باشی که
‫با اون شخص باشی,,,

00:35:02.100 --> 00:35:04.203
‫اون‌وقت باید ازش استفاده کنی, نه؟

00:35:04.227 --> 00:35:05.728
‫البته که نه

00:35:07.105 --> 00:35:08.999
‫به نظر تو باید اون خونه‌خراب‌کن
‫بشه هَووی مادرم؟

00:35:09.023 --> 00:35:12.461
‫ببخشید، چی؟ فکر کردی من,,,
‫من اصلاً اینو نگفتم

00:35:12.485 --> 00:35:14.195
‫- داشتی در مورد کی حرف می‌زدی؟
‫- من,,,

00:35:14.695 --> 00:35:16.340
‫به کجا رسیدیم؟

00:35:16.364 --> 00:35:19.468
‫باید ماهواره رو دوباره برنامه‌‌ریزی کنیم
‫تا از سقوطش جلوگیری بشه،

00:35:19.492 --> 00:35:21.470
‫ولی فقط در صورتی شدنیـه
‫که آنلاینش کنیم

00:35:21.494 --> 00:35:22.429
‫ولی نمی‌تونیم

00:35:22.453 --> 00:35:25.599
‫دارم سعی می‌کنم قابلیت‌های راه دور رو
‫پینگ کنم, ارتباط قطع شده,

00:35:25.623 --> 00:35:27.810
‫انگار گرتا سیستم رو مختل کرده و
‫در رو قفل کرده

00:35:27.834 --> 00:35:29.436
‫هیچ راهی نیست که بتونیم
‫دوباره واردش بشیم

00:35:29.460 --> 00:35:31.855
‫ولی من یه رخنه توی
‫نقشه‌های نظامی پیدا کردم

00:35:31.879 --> 00:35:34.608
‫اگه به اندازه‌ی کافی به ماهواره نزدیک بشیم،
‫مثلاً یکی دو کیلومتریش،

00:35:34.632 --> 00:35:36.902
‫می‌تونه یه کامپیوتر داخلی رو
‫از طریق بلوتوث بخونه

00:35:36.926 --> 00:35:39.530
‫بعدش می‌تونم دستورات جدید رو
‫بارگذاری کنم، کنترلش رو دست بگیرم و

00:35:39.554 --> 00:35:41.532
‫برگردونمش به مدار صحیح

00:35:41.556 --> 00:35:43.992
‫ولی چطوری یه کامپیوتر رو
‫برسونیم به یکی دو کیلومتری ماهواره؟

00:35:44.016 --> 00:35:45.810
‫می‌ریم به منبعش

00:35:51.482 --> 00:35:53.919
‫شما یه سفینه‌ی کوفتی می‌خواید؟

00:35:53.943 --> 00:35:57.673
‫البته به زعم کنگره
‫پهپاد مداری در ارتفاع بالا,,,

00:35:57.697 --> 00:35:59.633
‫اون سفینه کوفتی مال منـه و

00:35:59.657 --> 00:36:01.593
‫نمی‌ذارم به خاطر خصومت با لوله‌کش‌ها

00:36:01.617 --> 00:36:03.345
‫برش دارید ببریدش دور دور کنید

00:36:03.369 --> 00:36:04.763
‫میشه گوش کنی؟

00:36:04.787 --> 00:36:08.183
‫یه ماهواره‌ی هسته‌ای قراره
‫سقوط کنه وسط یه نیروگاه برق

00:36:08.207 --> 00:36:10.978
‫در ضمن ما از اون لوله‌کش عکس داریم،
‫یه مزدور شناخته‌شده‌ست،

00:36:11.002 --> 00:36:13.939
‫پمپی تخلیه‌ای رو که باهاش راه ورود
‫به پایگاه‌تون رو پیدا کرد دزدید،

00:36:13.963 --> 00:36:16.233
‫درست بعد از اینکه سیستم
‫فاضلاب‌تون رو خراب کرد

00:36:16.257 --> 00:36:18.154
‫پس به خاطر یه خرابی توالت

00:36:18.178 --> 00:36:21.822
‫باید بشینید پشت فرمون
‫گرون‌قیمت‌ترین تجهیزاتِ من؟

00:36:21.846 --> 00:36:23.657
‫ژنرال، ماهواره‌ی شما,,,

00:36:23.681 --> 00:36:26.451
‫موقتاً پاسخگو نیست,
‫زیاد اتفاق میفته,

00:36:26.475 --> 00:36:28.787
‫ببیند، گرتا نلسو دزدکی
‫وارد اتاق سرور من شده،

00:36:28.811 --> 00:36:30.289
‫ولی بعدش جا زد

00:36:30.313 --> 00:36:32.833
‫یا گند خورد توی نقشه‌اش،
‫یا هر غلط دیگه‌ای کرد،

00:36:32.857 --> 00:36:34.835
‫چون رفت و هیچ مشکلی پیش نیومد

00:36:34.859 --> 00:36:38.172
‫حالا، اگه برگرده،
‫قول میدم تیربارونش می‌کنیم

00:36:38.196 --> 00:36:40.841
‫یه خروار اسلحه داریم و افرادم تن‌شون
‫می‌خواره که دست به ماشه بشن

00:36:40.865 --> 00:36:45.053
‫ولی تا اون موقع، از دست شما مأمورای
‫همه‌چی‌دانِ سی‌آی‌ای خسته شدم

00:36:45.077 --> 00:36:47.556
‫که میاید اینجا و
‫راه و چاه رو نشونم می‌دید

00:36:47.580 --> 00:36:51.643
‫همه‌اش هم دنبال نخود سیاهید و
‫وقت منو تلف می‌کنید!

00:36:51.667 --> 00:36:54.086
‫به قدر کافی خودم توی عراق بدبختی دارم!

00:36:54.587 --> 00:36:56.440
‫حالا گورتون رو از پایگاه من گم کنید!

00:36:56.464 --> 00:36:59.234
‫ژنرال، پهپاد اون طرف پایگاهـه

00:36:59.258 --> 00:37:00.986
‫- ما فقط می‌خوایم,,,
‫- بیرون!

00:37:01.010 --> 00:37:03.554
‫- زود!
‫- چقدر عصبانی,,,

00:37:08.976 --> 00:37:10.476
‫خیلی‌خب، نقشه جدید، بری

00:37:11.020 --> 00:37:13.100
‫وسایل ضروری‌ت رو جمع کن و بیا اینجا

00:37:13.101 --> 00:37:14.626
‫قراره یه سفینه فضایی بدزدی

00:37:14.649 --> 00:37:16.859
‫آره! سفینه فضایی!

00:37:23.616 --> 00:37:26.011
‫- داره پهپاد رو غل و زنجیر می‌کنه
‫- خیلی‌خب, یه مرور کنیم

00:37:26.035 --> 00:37:28.263
‫- نقشه چیه؟
‫- مثل روح, سریع می‌ریم و میایم

00:37:28.287 --> 00:37:30.057
‫من و آلدون می‌ریم مرکز کنترل مأموریت و

00:37:30.081 --> 00:37:33.352
‫گرون‌ترین هواپیمای کنترلی دنیا رو
‫از راه دور هدایت می‌کنیم

00:37:33.376 --> 00:37:35.270
‫واقعاً مطمئنی که از پسش بر میای؟

00:37:35.294 --> 00:37:38.106
‫این ماسماسک‌ها طوری طراحی شدن که
‫توسط نیروهای 18 ساله کنترل بشن

00:37:38.130 --> 00:37:40.734
‫مثل بازی کامپیوتریـه, آب ِخوردن

00:37:40.758 --> 00:37:43.970
‫عمو بری با من و بابا میاد,
‫می‌برمیش پیش پهپاد ایکس37دی

00:37:44.553 --> 00:37:46.907
‫من هم نرم‌افزار رو توی
‫سخت‌افزار سفینه بارگذاری می‌کنم

00:37:46.931 --> 00:37:48.325
‫بعدش سفینه رو توی فضا هدایت می‌کنیم و

00:37:48.349 --> 00:37:51.286
‫به ماهواره نزدیکش می‌کنیم تا
‫پیغام برنامه‌ریزی مجددمون رو دریافت کنه

00:37:51.310 --> 00:37:52.621
‫درسته, یادتون باشه

00:37:52.645 --> 00:37:56.541
‫قراره یک تجهیزات نظامی
‫چند میلیارد دلاری رو بدزدید

00:37:56.565 --> 00:37:58.752
‫تمام زورشون رو می‌زنن تا جلومون رو بگیرن

00:37:58.776 --> 00:38:00.963
‫ولی ما نباید دست به اسلحه ببریم

00:38:00.987 --> 00:38:04.883
‫ما نمی‌تونیم شلیک کنیم به,,,
‫اسم این نیروهای فضایی چیه؟

00:38:04.907 --> 00:38:06.802
‫- افسران فضایی؟
‫- بهشون میگن نگهبان

00:38:06.826 --> 00:38:08.971
‫- نگهبانانِ کهکشان؟!
‫- اصولاً دیگه

00:38:08.995 --> 00:38:11.807
‫تا حالا این حس بهتون دست داده که
‫کشورمون به گای سگ رفته؟

00:38:11.831 --> 00:38:13.100
‫امروز نه

00:38:13.124 --> 00:38:14.624
‫بزنید بریم

00:38:35.730 --> 00:38:38.375
‫اگه خیال کردی این تمیزه،
‫یعنی توی مغزت ریدن

00:38:38.399 --> 00:38:40.544
‫می‌خوام حتی یه لکه هم
‫روی این شورلت نباشه!

00:38:40.568 --> 00:38:42.068
‫حالا از نو!

00:38:42.111 --> 00:38:44.572
‫تا وقتی هم درست تمیزش نکنی
‫تموم‌بشو نیست!

00:38:45.865 --> 00:38:46.717
‫عالیه

00:38:46.741 --> 00:38:49.094
‫ژنرال بوزینه رید توی مسیرمون

00:38:49.118 --> 00:38:50.618
‫حالا گیر افتادیم

00:38:51.370 --> 00:38:52.472
‫بسپارش به اِما و من

00:38:52.496 --> 00:38:55.624
‫هر وقت بهت علامت دادیم،
‫بدو سمت پهپاد, خب؟

00:39:14.935 --> 00:39:16.687
‫سلام، ممنون بابت خدماتت

00:39:21.734 --> 00:39:23.086
‫عذاب وجدان گرفتم

00:39:23.110 --> 00:39:24.212
‫حالش خوب میشه

00:39:24.236 --> 00:39:26.572
‫واکس ماشین ژنرال لاشی رو آوردم

00:39:27.156 --> 00:39:28.550
‫آهای!

00:39:28.574 --> 00:39:30.074
‫گوه توش

00:39:32.745 --> 00:39:34.288
‫یالا!

00:39:45.966 --> 00:39:47.569
‫ما در حرکتیم, چقدر موندی؟

00:39:47.593 --> 00:39:49.654
‫دارم وصل می‌شم به درگاه
‫پشتیبانی در و نفوذ می‌کنم

00:39:49.678 --> 00:39:51.514
‫وقت نیست, رمزش,,, وایسا

00:39:52.098 --> 00:39:56.477
‫563247883125

00:40:00.564 --> 00:40:01.416
‫از کجا می‌دونستی؟

00:40:01.440 --> 00:40:03.960
‫دیدم مسئول فنی وقتی
‫اومد بیرون همین کد رو زد

00:40:03.984 --> 00:40:05.879
‫پشمام! شد عین فیلم «مرد بارانی»

00:40:05.903 --> 00:40:07.613
‫نخیر، مهارت‌های واحد نهمـه

00:40:11.492 --> 00:40:12.992
‫وارد شدم

00:40:26.006 --> 00:40:27.692
‫رو، آلدون، ما سنگر پیدا کردیم

00:40:27.716 --> 00:40:29.986
‫قبل اینکه بتونیم به مرکز کنترل مأموریت
‫برسیم آژیرها به صدا در اومدن

00:40:30.010 --> 00:40:32.447
‫زمین‌گیر شدیم,
‫نگهبان‌ها مثل مور و ملخ ریختن,

00:40:32.471 --> 00:40:34.682
‫باید سرشون رو گرم کنیم

00:40:40.479 --> 00:40:43.315
‫واسه این، سیگار لازم شدم

00:40:58.247 --> 00:40:59.695
‫زدید وسط دیوار؟

00:40:59.696 --> 00:41:01.144
‫حدس بزن کی اون حرکت رو
‫به گرتا یاد داده بود؟

00:41:26.025 --> 00:41:27.693
‫نه، نه، نه، نه، نه، نه!

00:41:29.278 --> 00:41:30.755
‫آماده‌ی شلیک!

00:41:40.915 --> 00:41:42.415
‫تُف توش!

00:41:43.876 --> 00:41:45.061
‫چیکار داری می‌کنی؟

00:41:45.085 --> 00:41:47.355
‫از طرز صحبتش
‫با اون سرباز خوشم نیومد

00:41:47.379 --> 00:41:50.132
‫همون سربازه که با مشت زدی توی
‫صورتش؟ مگه نگفتی اسلحه بی اسلحه؟

00:41:50.633 --> 00:41:54.011
‫این که اسلحه نیست,
‫بنازمش لامصب تانکـه!

00:41:56.555 --> 00:41:58.055
‫سگ برینه!

00:42:04.980 --> 00:42:06.291
‫آهای، رو و آلدون

00:42:06.315 --> 00:42:08.502
‫تمرکزشون روی ماست,
‫برید مرکز کنترل عملیات,

00:42:08.526 --> 00:42:10.026
‫خیلی‌خب، برو!

00:42:13.155 --> 00:42:14.655
‫خیلی‌خب

00:42:15.866 --> 00:42:18.244
‫به محض اینکه این سگ‌مصب
‫راه بیفته ما آماده‌ایم

00:42:18.911 --> 00:42:20.222
‫- خیلی‌خب
‫- آروم باش

00:42:20.246 --> 00:42:21.515
‫بذار دسته دستِ من باشه

00:42:21.539 --> 00:42:23.725
‫کل عمرم رو داشتم توی
‫«پیتزافروشی رودی» گالاگا بازی می‌کردم

00:42:23.749 --> 00:42:25.477
‫تا شش سال هم رکورد امتیازش دستم بود

00:42:25.501 --> 00:42:28.939
‫خب، اگه لازم داشتیم سفینه
‫توی عرض حرکت کنه، بهت میگم

00:42:28.963 --> 00:42:30.463
‫دستت رو بکش

00:42:30.548 --> 00:42:32.424
‫همیشه کارهای خفن به تو می‌رسه

00:42:38.931 --> 00:42:40.933
‫پهپاد! یالا!

00:42:43.269 --> 00:42:44.769
‫برید!

00:42:45.771 --> 00:42:47.271
‫عمو بی، دارن میان سراغت

00:42:48.066 --> 00:42:50.066
‫« در حال بارگذاری نرم‌افزار »

00:42:50.067 --> 00:42:51.567
‫تموم شد, من میرم

00:42:53.988 --> 00:42:55.488
‫تکون نخور!

00:42:57.366 --> 00:42:59.886
‫- من محاصره شدم! نمی‌تونم تکون بخورم!
‫- باشه, پس من تکونت میدم

00:43:04.665 --> 00:43:05.934
‫رو؟ چه خبره؟

00:43:05.958 --> 00:43:08.586
‫باید تو رو از اون عوضی‌ها دور کنم
‫تا بتونی خارج شی

00:43:09.670 --> 00:43:12.107
‫باید از اونجا خارجش کنیم,
‫باید هواپیما رو بلند کنیم,

00:43:12.131 --> 00:43:15.026
‫- گمونم فقط واسه یکیش وقت داشته باشیم
‫- من که انتخابم مشخصـه!

00:43:15.050 --> 00:43:16.820
‫- بهم اعتماد داری؟
‫- نه!

00:43:16.844 --> 00:43:20.740
‫چرا داری سرعتش رو بیشتر می‌کنی؟

00:43:20.764 --> 00:43:22.075
‫الانـه که به تهِ باند پرواز برسیم!

00:43:22.099 --> 00:43:23.910
‫بذار به زبون خودت بگم که بفهمی

00:43:23.934 --> 00:43:26.270
‫جایی که داری میری،
‫نیازی به جاده و باند نیست

00:43:29.732 --> 00:43:32.502
‫دفترچه راهنما رو پیدا کن و ببین باید
‫چطوری سیستم حیات رو روشن کنیم

00:43:32.526 --> 00:43:34.445
‫- باید فشار کابینش رو بیشتر کنی
‫- حله

00:43:35.571 --> 00:43:38.115
‫بری، قشنگ سفت بشین!

00:43:46.000 --> 00:43:56.000
  جديدترين اخبار فيلم و سريال در کانال تلگرام و پیج اینستاگرام :
  .:: @MiraMovie1 ::.
  .:: @myZedMovie ::.