﻿WEBVTT

00:00:03.000 --> 00:00:10.000
<b><c.color00abfd> دانلود فیلم و سریال با زیرنویس چسبیده
  ..:: MiraMovie.Top ::..</c></b>
  <b><c.colorFFC947> ..:: MyZed.Top ::..</c></b>

00:00:45.791 --> 00:00:47.583
‫اسم من دیوید باروزه

00:00:48.333 --> 00:00:52.291
‫در حال حاضر دارم پنجمین سالِ
‫حبس ابدم رو می‌گذرونم به خاطر کشتن پسربچه‌ام

00:00:53.791 --> 00:00:56.333
‫قضیه اینه که، من نکشتمش

00:00:57.041 --> 00:00:58.875
‫نه که بی‌گناه باشم

00:00:58.958 --> 00:01:01.833
‫وظیفه پدر اینه که نذاره آسیبی به بچه‌اش برسه

00:01:02.416 --> 00:01:03.416
‫من شکست خوردم

00:01:04.958 --> 00:01:08.125
‫متیو توی اتاق‌خوابش به قتل رسید
‫وقتی من انتهای راهرو خواب بودم

00:01:08.791 --> 00:01:10.208
‫اینکه می‌دونم تنها مُرده،

00:01:10.291 --> 00:01:12.458
‫و فکر می‌کرده چرا پدرش هیچوقت نیومده نجاتش بده

00:01:14.041 --> 00:01:15.833
‫حبس ابد واقعیـم اینه

00:01:18.333 --> 00:01:19.833
‫فقط بر حسب اتفاق دارم اینجا سپریـش می‌کنم،

00:01:19.916 --> 00:01:23.041
‫در واحد حفاظتی زندان بریگز

00:01:24.041 --> 00:01:26.666
‫زندان جوری طراحی شده که هویتت رو ازت بگیره

00:01:27.458 --> 00:01:29.166
‫آگاهی از خودت رو

00:01:30.583 --> 00:01:32.708
‫مردی که قبلاً بودم دیگه وجود خارجی نداره

00:01:33.333 --> 00:01:37.083
‫واسه همین از وقتی اومدم اینجا
‫قبول نکردم ملاقاتی داشته باشم

00:01:38.041 --> 00:01:39.125
‫حتی اعضای خانواده

00:01:40.708 --> 00:01:42.250
‫خصوصاً اعضای خانواده

00:01:43.375 --> 00:01:44.833
‫می‌دونم چی فکر می‌کنن

00:01:45.750 --> 00:01:49.750
‫با مدارکی که برعلیهم هست،
‫چاره‌ای جز فکر کردن به یک چیز نداشتن

00:01:50.250 --> 00:01:53.625
‫سرزنشـشون نمی‌کنم،
‫ولی نمی‌خوام هم که ببینمـشون

00:01:54.625 --> 00:01:56.666
‫واسه همه بهتره که فراموش کنن

00:01:57.291 --> 00:01:59.208
‫چون گذشته هیچوقت تغییر نمی‌کنه

00:02:00.666 --> 00:02:03.166
‫تا یه روز که بکنه

00:02:07.000 --> 00:02:09.000
‫« زندان بریگز »
‫« مِین، بریگز »

00:02:16.083 --> 00:02:17.708
‫شماره ۹ رو باز کن!

00:02:20.791 --> 00:02:22.125
‫پاشو بریم، باروز

00:02:22.791 --> 00:02:24.000
‫چی شده؟

00:02:24.083 --> 00:02:25.166
‫ملاقاتی داری

00:02:25.666 --> 00:02:27.791
‫خواهر زنت، ریچل میلز

00:02:28.375 --> 00:02:31.125
‫- امکان نداره
‫- ولی ظاهراً داره

00:02:31.208 --> 00:02:33.958
‫نمی‌دونم چرا باید کسی بیاد ملاقاتِ یه بچه‌کُش

00:02:34.041 --> 00:02:36.333
‫ولی فهمیدم که فقط باید با اتفاقات عجیب کنار بیای

00:02:36.916 --> 00:02:38.791
‫بریم. پاشو

00:02:40.125 --> 00:02:41.458
‫اگه قبول نکنم؟

00:02:42.541 --> 00:02:44.708
‫تو رو خدا قبول نکن، باروز

00:03:20.375 --> 00:03:23.458
‫- اینجا چی کار می‌کنی، ریچل؟
‫- فرق کردی

00:03:23.541 --> 00:03:25.375
‫آره خب، ۵ سال گذشته

00:03:27.666 --> 00:03:28.666
‫خوبی؟

00:03:30.541 --> 00:03:32.333
‫ببخشید، سوال احمقانه‌ای بود

00:03:36.875 --> 00:03:38.708
‫اتفاقی واسه شریل افتاده؟

00:03:38.791 --> 00:03:39.791
‫نه

00:03:40.541 --> 00:03:42.625
‫نه نه، حالش خوبه. راستش عالیه

00:03:42.708 --> 00:03:43.875
‫باشه

00:03:43.958 --> 00:03:45.083
‫یعنی، اون...

00:03:50.500 --> 00:03:51.708
‫نمی‌دونه که اومدم اینجا

00:03:53.041 --> 00:03:55.708
‫- چرا اینجایی؟
‫- باید یه چیزی رو نشونت بدم

00:03:56.291 --> 00:03:59.958
‫و قبل قبلش، می‌دونم قراره عجیب باشه

00:04:01.041 --> 00:04:04.750
‫یه دوستی از دانشگاه دارم به اسم آیرین.
‫متاهله، دوتا بچه داره و این حرف‌ها

00:04:04.833 --> 00:04:06.125
‫دو هفته پیش،

00:04:06.208 --> 00:04:09.166
‫عکس‌های سفرشون به سیکس فلگزِ اسپرینگفیلد رو
‫توی اینترنت پست کرد

00:04:10.333 --> 00:04:11.708
‫از جمله این یکی

00:04:16.125 --> 00:04:19.708
‫عجیبه. اومدی اینجا عکس دوستت و بچه‌هاش رو نشونم بدی؟

00:04:19.791 --> 00:04:20.958
‫دقیق‌تر نگاه کن، دیوید

00:04:26.583 --> 00:04:27.916
‫بگو چی می‌بینی

00:04:27.940 --> 00:04:34.940
  جديدترين اخبار فيلم و سريال در کانال تلگرام و پیج اینستاگرام :
  .:: @MiraMovie1 ::.
  .:: @myZedMovie ::.

00:04:39.958 --> 00:04:40.958
‫اون...

00:04:42.708 --> 00:04:44.041
‫اون...

00:04:44.125 --> 00:04:46.208
‫- شبیه متیوست
‫- می‌دونم

00:04:47.166 --> 00:04:50.166
‫- ماه‌گرفتگیش کوچیک‌تره
‫- دکتر گفت وقتی بزرگتر بشه، کوچیک می‌شه

00:04:51.458 --> 00:04:53.125
‫ولی هیچوقت بزرگتر نشد

00:04:54.000 --> 00:04:55.500
‫که یعنی این...

00:04:57.083 --> 00:05:00.375
‫فقط عکس یه پسربچه‌ست
‫که شبیه متیوست، اگه هنوز زنده بود

00:05:00.458 --> 00:05:01.458
‫درسته؟

00:05:03.041 --> 00:05:04.166
‫به شریل نشونش دادی؟

00:05:04.250 --> 00:05:06.791
‫نه. براش خیلی طول کشید
‫که زندگیش رو بازسازی کنه

00:05:07.625 --> 00:05:11.416
‫نمی‌خوام به خاطر چیزی که ممکنه واقعیت نداشته باشه... نابودش کنم

00:05:11.500 --> 00:05:15.958
‫- نمی‌اومدی اینجا اگه فکر نمی‌کردی...
‫- که متیو یه جوری هنوز زنده‌ست؟ آره

00:05:16.708 --> 00:05:18.083
‫و می‌دونم چقدر حرفم عجیب به نظر میاد

00:05:18.166 --> 00:05:20.966
‫به همون اندازه که مردم فکر می‌کنن من کشتمش

00:05:21.208 --> 00:05:22.666
‫خب، من هیچوقت اینطور فکر نکردم

00:05:24.291 --> 00:05:25.791
‫پیداش کردم

00:05:27.375 --> 00:05:28.708
‫مُرده بود

00:05:28.791 --> 00:05:29.625
‫می‌دونم

00:05:29.708 --> 00:05:31.500
‫ولی اگه شانسی باشه،

00:05:31.583 --> 00:05:35.666
‫هرچقدر غیرممکن، که یه جوری هنوز زنده باشه...

00:05:36.791 --> 00:05:38.625
‫وقت تمومه، باروز!

00:05:38.708 --> 00:05:40.666
‫باید دوباره تلفن رو وصل کنی

00:05:40.750 --> 00:05:41.958
‫باید دوباره وصلش کنی

00:05:42.041 --> 00:05:44.250
‫مجبور نیستم کاری بکنم.
‫پاشو بریم

00:05:45.541 --> 00:05:47.208
‫- پاشو
‫- به شریل نشون بده

00:05:47.291 --> 00:05:48.500
‫زودباش. پاشو!

00:05:49.041 --> 00:05:50.541
‫به شریل نشون بده

00:05:52.083 --> 00:05:53.083
‫بریم

00:06:03.000 --> 00:06:06.000
‫« پیدایت خواهم کرد »

00:06:11.083 --> 00:06:13.458
‫- باید رئیس رو ببینم
‫- هی میگه باید باید

00:06:13.541 --> 00:06:16.708
‫امروز درخواست‌هات زیاده، باروز.
‫بهتره مراقب باشی

00:06:16.791 --> 00:06:18.541
‫بیخیال، بذار بهش بگم...

00:06:19.375 --> 00:06:21.083
‫نگی بهت هشدار ندادم

00:06:21.166 --> 00:06:23.166
‫زودباشید. بلندش کنید

00:06:26.625 --> 00:06:27.916
‫خواهش می‌کنم

00:06:28.000 --> 00:06:29.208
‫فقط باهاش صحبت کن

00:06:32.875 --> 00:06:35.625
‫فقط بذار باهاش صحبت کنم. لطفاً

00:06:35.708 --> 00:06:38.000
‫باشه، همین الان پیگیرش می‌شم

00:06:41.958 --> 00:06:43.041
‫حرومزاده

00:07:04.000 --> 00:07:06.000
‫« دیوید باروز ملاقاتی داشت. »

00:07:06.024 --> 00:07:08.024
‫« ارسال شد »

00:07:21.750 --> 00:07:23.250
‫بگو چی می‌بینی

00:07:27.583 --> 00:07:28.875
‫دقیق‌تر نگاه کن، دیوید

00:07:42.291 --> 00:07:43.333
‫بابا

00:07:46.250 --> 00:07:47.416
‫بیدار شو، باروز

00:07:49.291 --> 00:07:50.708
‫رئیس می‌خواد ببینتت

00:07:52.541 --> 00:07:54.500
‫افسر وسون گزارش انضباطی پُر کرده

00:07:54.583 --> 00:07:55.863
‫می‌خوای بگی چی شده؟

00:07:57.250 --> 00:07:58.500
‫خواستم شما رو ببینم

00:07:58.583 --> 00:08:01.458
‫به نظر شبیه کاری نمیاد
‫که بندازتت توی انفرادی

00:08:02.041 --> 00:08:03.791
‫شاید بیشتر از یه بار درخواست کرده باشم

00:08:03.875 --> 00:08:04.875
‫هوم

00:08:06.375 --> 00:08:08.601
‫به ملاقات دیروز ریچل میلز مربوطه؟

00:08:08.625 --> 00:08:10.625
‫آخه ۵ سال گذشته.
‫چی باعث شده بیاد؟

00:08:11.208 --> 00:08:15.000
‫عکس یه پسر جوون رو نشونم داد
‫که چند هفته پیش توی سیکس فلگز گرفته شده بود

00:08:15.083 --> 00:08:16.708
‫و شبیه متیو بود

00:08:17.416 --> 00:08:18.833
‫شبیه قیافه‌ی الانش

00:08:19.416 --> 00:08:20.791
‫یعنی دقیق شبیه متیو بود

00:08:20.875 --> 00:08:23.791
‫حتی تا... ماه‌گرفتگی روی گونه‌اش

00:08:24.833 --> 00:08:28.250
‫- فکر کردم اگه عکسش رو ببینی...
‫- لازم نیست عکس رو ببینم، دیوید

00:08:28.333 --> 00:08:29.500
‫می‌فهمم

00:08:29.583 --> 00:08:33.916
‫فکر می‌کنی اولین حبس‌ابدی‌ای هستی
‫که چسبیده به یه ایده‌ی غیرممکن

00:08:34.000 --> 00:08:35.708
‫که این قضیه یه اشتباه بزرگ بوده؟

00:08:35.791 --> 00:08:38.083
‫تو مثل پسرم می‌مونی، دیوید

00:08:38.166 --> 00:08:39.916
‫توی محاکمه‌ات بودم

00:08:40.000 --> 00:08:42.083
‫دی‌ان‌ای با متیو مطابقت داشت

00:08:43.583 --> 00:08:45.916
‫- ریچل چی؟
‫- چی خب؟

00:08:47.833 --> 00:08:50.541
‫اون یه خبرنگار محترمه.
‫شاید یه چیزی فهمیده

00:08:50.625 --> 00:08:52.250
‫خبرنگار محترمی بود

00:08:52.333 --> 00:08:54.875
‫چند سال پیش از روزنامه گلوب اخراج شد

00:08:54.958 --> 00:08:56.250
‫چی شد؟

00:08:56.333 --> 00:08:57.916
‫جزئیاتش رو نمی‌دونم

00:08:59.791 --> 00:09:02.958
‫اون خواهر شریل‌ـه.
‫قرار نیست... گذشته رو کنکاش کنه

00:09:03.041 --> 00:09:04.750
‫خب، نگرانیِ من ریچل نیست. تویی

00:09:04.833 --> 00:09:07.000
‫فکر کردی تصادفیه که از زندان من سر در آوردی؟

00:09:07.083 --> 00:09:08.916
‫پارتی‌بازی کردم که بیارمت اینجا،

00:09:09.000 --> 00:09:11.250
‫و به بابات قول دادم هوات رو داشته باشم

00:09:11.333 --> 00:09:12.541
‫پس کمکم کن

00:09:13.541 --> 00:09:16.142
‫ببین، توی پلیسِ بوستون آشنا داری.
‫می‌تونی بگی پرونده قتل رو بفرستن

00:09:16.166 --> 00:09:17.517
‫- امکان نداره جدی باشی
‫- گوش کن

00:09:17.541 --> 00:09:19.461
‫توی این پنج سال، هیچوقت ازت چیزی نخواستم

00:09:19.541 --> 00:09:22.208
‫هیچوقت هم لازم نبوده.
‫من بهت اهمیت میدم، دیوید

00:09:22.291 --> 00:09:25.583
‫لحظه‌ای که فکر کنی راه خروجی هست،
‫اینجا خردت می‌کنه

00:09:25.666 --> 00:09:29.125
‫بحث خارج شدن نیست.
‫فقط من یه چیزی می‌دونم که هیچکس نمی‌دونه

00:09:30.541 --> 00:09:31.541
‫چی؟

00:09:33.208 --> 00:09:34.625
‫که من بی‌گناهم

00:09:39.541 --> 00:09:41.333
‫اون شب یکی دیگه اونجا بود

00:09:44.500 --> 00:09:45.500
‫زندانی آماده‌ست

00:09:54.000 --> 00:09:55.000
‫متیو مُرده، دیوید

00:09:56.958 --> 00:09:58.833
‫هیچ عکسی تغییرش نمیده

00:10:08.375 --> 00:10:10.791
‫استلا، می‌شه لطفاً بیای اینجا؟

00:10:11.791 --> 00:10:13.541
‫می‌شه برنامه‌ی امروزم رو خالی کنی؟

00:10:13.625 --> 00:10:16.000
‫بله قربان. امر دیگه‌ای هست؟

00:10:16.958 --> 00:10:18.916
‫آره، واسه هواپیمای بعدی به بوستون برام بلیت بگیر

00:10:29.000 --> 00:10:31.000
‫« مکنزی »

00:10:32.024 --> 00:10:34.024
‫« بوستون »

00:10:44.541 --> 00:10:45.708
‫سلام سوف

00:10:46.666 --> 00:10:47.666
‫سلام

00:10:48.291 --> 00:10:50.125
‫- از دیدنت خوشحالم، آدام
‫- چطوری؟

00:10:50.208 --> 00:10:52.166
‫- خوبم، تو چطوری؟
‫- آره، خوبم

00:10:52.250 --> 00:10:54.416
‫وای، پارسال دوست امسال آشنا

00:10:55.125 --> 00:10:57.000
‫سلام سوفی

00:10:58.666 --> 00:10:59.708
‫سرحال به نظر میای

00:10:59.791 --> 00:11:02.166
‫همیشه دلربایی.
‫چرا تماس نگرفتی؟

00:11:02.250 --> 00:11:03.916
‫آره. سوال خوبیه

00:11:04.000 --> 00:11:06.476
‫آدم نمی‌تونه بدون اینکه هدف مخفی داشته باشه
‫به رفیق صمیمیـش سر بزنه؟

00:11:06.500 --> 00:11:08.625
‫چرا، می‌شه.
‫ولی تو یه کاسه‌ای زیر نیم‌کاسه داری، بابا

00:11:09.875 --> 00:11:11.958
‫لحظه‌آخری بود. حالش چطوره؟

00:11:12.041 --> 00:11:13.458
‫خب، داداشم رو که می‌شناسی

00:11:13.541 --> 00:11:16.461
‫بیشتر نگران اینه که تیم ساکس به پلی‌آف برسن
‫تا نگران سرطان باشه

00:11:17.041 --> 00:11:19.000
‫حالا لنی کجاست؟

00:11:19.083 --> 00:11:20.958
‫- توی پذیرایی
‫- باشه

00:11:21.041 --> 00:11:23.500
‫- یه دقیقه بهم وقت میدی؟
‫- آره

00:11:26.208 --> 00:11:27.791
‫از من نپرس

00:11:27.875 --> 00:11:30.166
‫دو مهاجم روی بیس هستن و هیچ اوتی نداریم

00:11:30.916 --> 00:11:31.791
‫یه بیس هیتِ دیگه...

00:11:31.875 --> 00:11:35.416
‫کاش منم می‌تونستم وسط روز بشینم بازی رو ببینم

00:11:37.708 --> 00:11:39.916
‫نه با طرز بازی این دلقک‌ها

00:11:43.541 --> 00:11:47.166
‫آدام بیرون پیش سوفی‌ـه.
‫امیدوارم مشکلی نداشته باشی که اومدیم

00:11:49.083 --> 00:11:50.333
‫گمونم به علتش بستگی داره

00:11:50.916 --> 00:11:52.875
‫توی محله بودم

00:11:54.000 --> 00:11:57.666
‫تا جایی که خبر دارم،
‫بریگز توی مِین بود، نه بوستون

00:11:58.916 --> 00:11:59.916
‫دیوید اومد دیدنم

00:12:02.083 --> 00:12:05.458
‫اون... یه نسخه از پرونده قتل متیو رو می‌خواد

00:12:05.541 --> 00:12:06.541
‫چرا؟

00:12:07.666 --> 00:12:09.458
‫۵ سال گذشته. چرا الان می‌خوادش؟

00:12:10.916 --> 00:12:12.625
‫همیشه می‌گفت بی‌گناهه

00:12:14.166 --> 00:12:16.166
‫فکر می‌کنم تا حدی حتی باورش داره

00:12:16.250 --> 00:12:18.708
‫پسرمه. منم می‌خوام باورش کنم

00:12:19.291 --> 00:12:20.708
‫ولی دوتامون عقلـمون می‌رسه

00:12:24.291 --> 00:12:25.458
‫چیه؟

00:12:26.250 --> 00:12:31.625
‫من توی بریگز با هر مدل قاتل قابل‌تصوری برخورد داشتم

00:12:31.708 --> 00:12:35.666
‫خیلی‌ها میگن بی‌گناهن.
‫اکثراً میگن عوض شدن

00:12:35.750 --> 00:12:38.958
‫ولی لنی، یه چیزی توی چشم‌شون هست
‫وقتی باهات حرف می‌زنن

00:12:39.041 --> 00:12:43.333
‫یه چیزی که نمی‌شه با زمان یا دارو یا مذهب پاکش کرد

00:12:43.416 --> 00:12:44.541
‫مثل یه...

00:12:45.708 --> 00:12:48.583
‫مار می‌مونه که زیر سنگه

00:12:48.666 --> 00:12:50.041
‫همیشه هستش

00:12:51.875 --> 00:12:54.125
‫- ولی در مورد دیوید...
‫- پس حالا حرفش رو باور می‌کنی؟

00:13:00.125 --> 00:13:01.375
‫شاید فقط دارم پیر می‌شم

00:13:04.125 --> 00:13:06.708
‫مطمئنی توی اون پرونده چیزی نیست
‫که بتونه پاپیچ‌مون بشه؟

00:13:06.791 --> 00:13:07.875
‫چطور می‌تونه باشه؟

00:13:09.291 --> 00:13:12.041
‫اون شب هر کاری که کردیم
‫هیچی عوض نشد

00:13:15.916 --> 00:13:17.500
‫هی بابا، جریان چیه؟

00:13:17.583 --> 00:13:19.333
‫احتمالاً بهتره که ندونی

00:13:19.416 --> 00:13:22.500
‫آره، مطمئنم راست میگی،
‫ولی چطوره به هرحال بهم بگی؟

00:13:25.333 --> 00:13:27.541
‫دیروز ریچل میلز اومد ملاقات دیوید

00:13:32.750 --> 00:13:33.833
‫ریچل؟

00:13:34.583 --> 00:13:35.583
‫درباره چی؟

00:13:37.791 --> 00:13:38.791
‫متیو

00:13:39.208 --> 00:13:41.291
‫دیوید فکر می‌کنه هنوز زنده‌ست

00:14:10.291 --> 00:14:11.416
‫هی باروز

00:14:21.708 --> 00:14:23.708
‫رئیس مکنزی میگه حتماً مخفیـش کن

00:14:31.458 --> 00:14:34.541
‫اثری از ورود اجباری نیست.
‫اثرانگشت یا دی‌ان‌ای خارجی

00:14:34.625 --> 00:14:37.833
‫حتی مدعی‌علیه اعتراف می‌کنه
‫تنها توی خونه خواب بوده

00:14:37.916 --> 00:14:40.541
‫ادعا کرده بیدار شده و جسد رو کشف کرده

00:14:40.625 --> 00:14:43.583
‫آقای باروز سابقه کابوس‌های شبانه دارن

00:14:43.666 --> 00:14:45.875
‫و در حین یک کابوس شبانه،

00:14:45.958 --> 00:14:48.708
‫ممکنه یه نفر به کسی صدمه وارد کنه

00:14:48.791 --> 00:14:52.625
‫بدون اینکه ازش آگاه باشه
‫یا حتی وقتی بیدار شد یادش بیاد؟

00:14:52.708 --> 00:14:54.666
‫بله. ممکنه

00:14:55.250 --> 00:14:57.000
‫به خاطر شدت جراحات،

00:14:57.083 --> 00:14:58.375
‫شناسایی بصری غیرممکن بود

00:14:58.458 --> 00:15:01.583
‫ولی آزمایشات دی‌ان‌ای تایید کرد
‫که جسد مال متیو باروز بود

00:15:01.666 --> 00:15:04.208
‫و آیا این جراحات با چوب بیسبالی

00:15:04.291 --> 00:15:06.916
‫که توی جنگل پیدا شده همخوانی دارن؟

00:15:07.000 --> 00:15:08.000
‫بله

00:15:08.500 --> 00:15:09.541
‫همخوانی دارن

00:15:10.541 --> 00:15:12.375
‫بیاید از اتفاقی که بعدش افتاد صحبت کنیم

00:15:12.458 --> 00:15:14.666
‫شما همسایه مدعی‌علیه هستید، درسته؟

00:15:14.750 --> 00:15:15.625
‫بله

00:15:15.708 --> 00:15:18.625
‫می‌شه بگید شب قتل چی دیدین، خانم وینزلو؟

00:15:18.708 --> 00:15:21.875
‫یه مرد رو دیدم که یه چیزی رو توی جنگل پشت خونه‌اش دفن کرد

00:15:21.958 --> 00:15:25.833
‫و آیا مردی که اون شب دیدین
‫امروز توی این دادگاهه؟

00:15:25.916 --> 00:15:27.916
‫بله، دیوید باروز بود

00:15:36.940 --> 00:15:38.940
‫« هیلدی وینزلو »

00:15:46.183 --> 00:15:48.183
‫« بوستون »

00:15:48.208 --> 00:15:51.125
‫♪ روی زمین بالا و پایین می‌پره ♪

00:15:52.208 --> 00:15:55.916
‫♪ سرم مثل یه حیوونه... ♪

00:15:57.500 --> 00:16:02.791
‫خب، هنوز منتظر جواب سه‌تا از دعوتی‌های جشن سیسمونی هستم

00:16:04.625 --> 00:16:06.625
‫آهای؟ از زمین به ریچل؟

00:16:08.000 --> 00:16:10.041
‫آره، یادآوری دعوت الکترونیکی، حواسم هست

00:16:11.541 --> 00:16:12.833
‫چی شده؟

00:16:13.458 --> 00:16:15.708
‫بیشتر از حالت عادی ریچل شدی

00:16:15.791 --> 00:16:17.708
‫خیلی ممنون

00:16:17.791 --> 00:16:20.250
‫- هفته پیش یه مصاحبه نداشتی؟
‫- چرا

00:16:20.333 --> 00:16:22.416
‫- نشریه پاتاکت تایمز
‫- هوم

00:16:22.500 --> 00:16:23.875
‫رزومه‌ام رو توی پایگاه‌داده نگه داشتن،

00:16:23.958 --> 00:16:26.458
‫که یعنی می‌شناسیمت و می‌دونیم چی شده

00:16:27.041 --> 00:16:28.375
‫متاسفم

00:16:28.458 --> 00:16:30.416
‫ولی چی؟
‫حس می‌کنم یه ولی داشت

00:16:30.500 --> 00:16:34.291
‫خب، با تمام نشریه‌های منطقه نیو انگلند مصاحبه کردی

00:16:34.791 --> 00:16:36.208
‫شاید وقتش رسیده که بیخیالش بشی؟

00:16:36.291 --> 00:16:39.331
‫یعنی تا آخر عمرم توی دانشگاه کوئینسی
‫مقدمه برای خبرنگاری رو آموزش بدم؟

00:16:40.583 --> 00:16:43.166
‫فقط گفتم اگه زمان کافی بگذره...

00:16:44.333 --> 00:16:45.916
‫راه برگشتت رو پیدا می‌کنی؟

00:16:47.541 --> 00:16:48.375
‫آره

00:16:48.458 --> 00:16:51.041
‫نباید بذاری اتفاقی که توی گلوب افتاد برات تعیین تکلیف کنه

00:16:51.125 --> 00:16:54.416
‫- چرا که نه؟ بقیه که کردن
‫- نه، تو یه خبرنگار عالی هستی

00:16:55.000 --> 00:16:56.083
‫باشه؟ فقط...

00:16:56.791 --> 00:16:58.958
‫باید بری بیرون یه خبر پیدا کنی

00:17:12.208 --> 00:17:14.708
‫یه چیزی هست که می‌خواستم درباره‌اش باهات صحبت کنم

00:17:15.958 --> 00:17:17.333
‫اوه!

00:17:17.916 --> 00:17:20.625
‫- خوبی؟
‫- آره. ببخشید

00:17:20.708 --> 00:17:23.041
‫آره، نه بابا، خوبم، خوبم، خوبم

00:17:23.125 --> 00:17:24.125
‫فقط...

00:17:24.583 --> 00:17:26.833
‫دخترمون امروز خیلی تکون می‌خوره

00:17:28.333 --> 00:17:30.000
‫دخترمون؟

00:17:31.666 --> 00:17:33.125
‫جنسیتش رو فهمیدی؟

00:17:33.625 --> 00:17:36.333
‫فکر کردم رانستر می‌خواست یه پارتی تعیین جنسیت بگیره

00:17:36.416 --> 00:17:38.125
‫می‌دونی خیلی خوشم میاد وقتی اینجوری صداش می‌کنی

00:17:38.208 --> 00:17:39.208
‫جدی؟

00:17:39.666 --> 00:17:40.666
‫وای

00:17:41.375 --> 00:17:43.458
‫از دهنِ پرستار آخرین سونوگرافی‌مون در رفت

00:17:44.083 --> 00:17:45.083
‫سلام

00:17:46.291 --> 00:17:48.166
‫چه حسی داره که یه دختربچه داشته باشی؟

00:17:48.791 --> 00:17:49.791
‫آم...

00:17:50.458 --> 00:17:52.375
‫آره، حسش...

00:17:54.166 --> 00:17:55.250
‫درسته

00:17:59.666 --> 00:18:01.541
‫انگار جایگزینش نمی‌کنم

00:18:02.666 --> 00:18:04.333
‫می‌دونم حتماً حرف مسخره‌ای به نظر میاد

00:18:05.291 --> 00:18:06.291
‫نیست

00:18:07.375 --> 00:18:08.375
‫حتی یکم

00:18:10.958 --> 00:18:11.958
‫عیب نداره

00:18:14.375 --> 00:18:16.666
‫خوبم. فقط به خاطر هورمون‌هاست

00:18:16.750 --> 00:18:19.750
‫- می‌شه برام دستمال بیاری؟
‫- البته

00:18:25.083 --> 00:18:27.083
‫می‌خوای درباره‌ی چی باهام صحبت کنی؟

00:18:28.375 --> 00:18:31.250
‫هیچی. چیز مهمی نیست

00:18:48.583 --> 00:18:50.791
‫خبرنگاری فقط گزارش اخبار نیست

00:18:50.875 --> 00:18:54.291
‫جویای حقیقت بودنه.
‫قدرت پاسخگو کردن افراد

00:18:54.375 --> 00:18:56.208
‫دادن صدا به افرادی که صدا ندارن،

00:18:56.291 --> 00:18:58.541
‫ولی عمیقاً و محترمانه بهشون گوش کردن

00:18:58.625 --> 00:19:01.416
‫خبرنگار باید تلاش بکنه این کار رو بکنه

00:19:01.500 --> 00:19:02.500
‫باشه

00:19:02.541 --> 00:19:04.750
‫هفته آینده، درباره سواد رسانه‌ای صحبت می‌کنیم،

00:19:04.833 --> 00:19:07.666
‫و می‌خوام همه یه مقاله بیارن

00:19:07.750 --> 00:19:09.333
‫که حاوی مثال‌های اسناد و منبع باشه

00:19:09.416 --> 00:19:11.958
‫و نه جوردی، نمی‌شه دیجیتالی باشه، خب؟

00:19:17.583 --> 00:19:18.458
‫الو؟

00:19:18.541 --> 00:19:21.833
‫این تماس از طرف یک زندانی در زندان بریگز
‫و هزینه‌ی آن با مقصد می‌باشد

00:19:21.916 --> 00:19:24.583
‫اگر مایلید این هزینه را بپردازید، دکمه ۱ را فشار دهید

00:19:25.791 --> 00:19:27.625
‫- الو؟
‫- ریچل، منم دیوید

00:19:27.708 --> 00:19:30.416
‫نمی‌دونم چقدر وقت دارم،
‫ولی با مکنزی حرف زدم

00:19:30.500 --> 00:19:33.416
‫یه سری اطلاعات جدید دارم.
‫می‌شه لطفاً برگردی اینجا؟

00:19:33.500 --> 00:19:35.958
‫آره. فردا اول صبح میام

00:19:37.458 --> 00:19:38.791
‫- باشه
‫- اون موقع می‌بینمت

00:19:38.875 --> 00:19:39.875
‫باشه

00:19:54.000 --> 00:19:56.000
‫« راس سامنر. امروز همکارِ دیوید باروز باشه »

00:20:24.958 --> 00:20:26.250
‫دیوید باروز

00:20:27.000 --> 00:20:28.640
‫راس سامنر. خوشبختم

00:20:30.458 --> 00:20:33.291
‫می‌دونی فقط تویی که توی واحد حفاظتی
‫از دانشگاه فارغ‌التحصیل شدی؟

00:20:33.875 --> 00:20:37.375
‫علاوه بر استاد حقوق بودن در دانشگاه بوستون.
‫خیلی تحسین‌آمیزه

00:20:38.416 --> 00:20:42.291
‫تشنه‌ی مکالمه با یه آدم باهوش بودم

00:20:43.583 --> 00:20:46.666
‫کارشناسیت رو توی امهرست گذروندی، درسته؟

00:20:48.791 --> 00:20:50.875
‫- می‌خوای بدونی من کجا بودم؟
‫- نه خیلی

00:20:50.958 --> 00:20:52.583
‫دانشگاه ویلیامز

00:20:53.250 --> 00:20:56.875
‫آره، دوتامون از دانشگاه‌های آیوی کوچیک فارغ‌التحصیل شدیم

00:20:56.958 --> 00:20:58.875
‫خدای من، اون راس سامنره؟

00:20:59.750 --> 00:21:01.250
‫آره، گمونم. چرا؟

00:21:02.083 --> 00:21:03.166
‫چرا؟

00:21:03.250 --> 00:21:05.875
‫شش‌تا جسد توی یه فریزر توی عمارت خانوادگیـش پیدا کردن

00:21:05.958 --> 00:21:08.166
‫و دوتای دیگه هم توی پنت‌هاوسش در آپر وست ساید

00:21:08.250 --> 00:21:09.770
‫اون دیوانه‌ست. چطوری اومده سر کار؟

00:21:11.125 --> 00:21:12.500
‫توی محدوده صلاحیتی من نیست که بدونم

00:21:14.625 --> 00:21:18.708
‫چند روز پیش اولین ملاقاتیت رو داشتی، نه؟

00:21:19.458 --> 00:21:22.541
‫خواهر زنت، ریچل میلز

00:21:23.208 --> 00:21:26.291
‫- چطور فهمیدی؟
‫- همه‌چیزت رو می‌دونم، دیوید

00:21:27.416 --> 00:21:30.666
‫و برام آدم جالبی هستی

00:21:32.208 --> 00:21:35.708
‫ببین، من ۱۱ نفر رو کشتم

00:21:36.750 --> 00:21:41.000
‫و همه‌شون برام غریبه بودن.
‫کلاً معنایی نداشت، فقط سیاهی‌لشگر بودن

00:21:41.083 --> 00:21:45.583
‫ولی تو دیوید، پسر خودت رو کشتی

00:21:46.458 --> 00:21:48.500
‫پاره‌ی تنت رو

00:21:50.208 --> 00:21:52.208
‫پس بگو ببینم، دیوید،

00:21:53.708 --> 00:21:56.416
‫وقتی اون چوب رو آوردی پایین

00:21:56.500 --> 00:21:58.458
‫و به جمجمه کوچیکش زدی...

00:22:00.458 --> 00:22:02.083
‫چه حسی داشت؟

00:22:05.458 --> 00:22:07.250
‫فکر می‌کنم بهتره بری عقب

00:22:11.125 --> 00:22:12.250
‫باشه

00:22:14.750 --> 00:22:15.833
‫باشه

00:22:16.708 --> 00:22:18.708
‫فقط قصدم صحبت کردنه

00:22:35.250 --> 00:22:36.250
‫دعوا!

00:22:44.458 --> 00:22:47.208
‫هی، هی، هی!
‫یه لحظه بذار خودشون رو خسته کنن

00:22:47.791 --> 00:22:49.291
‫آره! بگاش بده!

00:22:53.291 --> 00:22:56.416
‫درسته. کسی نمیاد نجاتت بده

00:23:14.541 --> 00:23:15.791
‫بابا

00:23:15.875 --> 00:23:17.041
‫بیدار شو

00:23:18.708 --> 00:23:19.791
‫بیدار شو

00:23:31.666 --> 00:23:32.875
‫کون لقت!

00:23:34.125 --> 00:23:37.166
‫پاشو! پاشو! بلندش کن! پاشو!

00:23:37.250 --> 00:23:38.666
‫پاشو! پاشو!

00:23:39.458 --> 00:23:41.333
‫باشه، باشه. باشه!

00:23:41.416 --> 00:23:43.291
‫هی، تمومه! بسه دیگه!

00:23:53.250 --> 00:23:54.416
‫دیدم چی کار کردی

00:23:56.041 --> 00:23:57.833
‫نمی‌دونم منظورت چیه

00:24:09.291 --> 00:24:11.083
‫راس سامنر توی حبس انفرادی دائمی نگهداری می‌شه

00:24:11.166 --> 00:24:12.809
‫چطوری از ماموریت کاری توی واحد حفاظتی سر در آورده؟

00:24:12.833 --> 00:24:15.125
‫انگار یه اشتباه دفتری در حین انتقال بوده

00:24:16.083 --> 00:24:18.583
‫می‌خوای توضیح بدی چرا تو و افسر لو
‫فقط ایستاده بودین و تماشا می‌کردین؟

00:24:18.666 --> 00:24:21.750
‫مشاجره بین دوتا زندانی خطرناک و خشن رخ داد

00:24:21.833 --> 00:24:23.666
‫منظورت اینه یه روانی آدمخوار پرید روی...

00:24:23.750 --> 00:24:25.458
‫یه مردی که پسر خودش رو با کتک کشته

00:24:26.208 --> 00:24:29.750
‫با کمال احترام، رئیس، ۵۰تا زندانی تحت‌نظرمون بود

00:24:29.833 --> 00:24:32.375
‫وقتی لازم بود وارد عمل شدیم
‫و وقتی حس کردم انجامش بی‌خطره،

00:24:32.458 --> 00:24:34.791
‫و بابتش عذرخواهی نمی‌کنم

00:24:39.416 --> 00:24:41.958
‫- باشه. دیگه حرفی نیست
‫- قربان

00:24:57.833 --> 00:25:00.041
‫ریچل میلز، اومدم دیدن دیوید باروز

00:25:17.416 --> 00:25:18.583
‫خدای من، چی شده؟

00:25:18.666 --> 00:25:20.166
‫بهم حمله شد

00:25:20.250 --> 00:25:22.125
‫- خوبی؟
‫- خوبم

00:25:22.958 --> 00:25:24.041
‫نگرانش نباش

00:25:27.208 --> 00:25:28.625
‫مکنزی چی گفت؟

00:25:29.958 --> 00:25:33.416
‫گفت یه حبس‌ابدی‌ام که خیال‌پردازی می‌کنه،
‫دنبال راه خروج می‌گرده

00:25:34.041 --> 00:25:37.083
‫ولی این رو هم گفت که از گلوب اخراج شدی

00:25:38.958 --> 00:25:41.916
‫آره. الان توی دانشگاه کوئینسی آموزش میدم

00:25:42.000 --> 00:25:43.000
‫به صدات می‌خوره هیجان‌زده هستی

00:25:43.541 --> 00:25:45.375
‫عاشق خبرنگاری بودم، پس آره

00:25:45.458 --> 00:25:46.666
‫سخت بوده

00:25:48.333 --> 00:25:49.666
‫قضیه اینه؟

00:25:51.250 --> 00:25:52.583
‫فقط یه خبر برای تو؟

00:25:53.375 --> 00:25:54.708
‫- نه
‫- مطمئنی؟

00:25:55.291 --> 00:25:57.250
‫- دیوید، نه
‫- پس چیه؟

00:26:05.291 --> 00:26:08.791
‫بدترین اتفاقاتی که توی زندگی می‌افته
‫معمولاً قابل درست شدن نیست

00:26:11.916 --> 00:26:15.791
‫هرچقدر بگیم کاش می‌شد،
‫نمی‌شه برگشت عقب و درست‌شون کرد

00:26:17.916 --> 00:26:20.250
‫ولی اگه متیو زنده باشه
‫و پیداش کنیم،

00:26:21.250 --> 00:26:23.458
‫پس شاید این یه بار بشه

00:26:26.541 --> 00:26:27.916
‫واسه همین اینجام

00:26:29.083 --> 00:26:31.625
‫مکنزی پرونده متیو رو بهم داد

00:26:32.375 --> 00:26:34.250
‫مطمئنی می‌خوای انجامش بدی؟

00:26:35.833 --> 00:26:36.833
‫خب،

00:26:37.958 --> 00:26:40.598
‫قراره توی اقامتگاه بریگز
‫یه صبحانه اروپایی مجانی بهم بدن

00:26:41.250 --> 00:26:43.500
‫و می‌دونی، عاشق بیگلِه روز پیشم، پس...

00:26:45.416 --> 00:26:48.250
‫- پایه‌ام. دنبال چی بگردم؟
‫- چیز نیست، کیه

00:26:48.333 --> 00:26:51.708
‫چون اگه متیو پسربچه‌ای نبوده
‫که اون شب پیداش کردم، پس کی بوده؟

00:26:51.791 --> 00:26:53.750
‫باید دنبال یه پسر سفیدپوست بگردیم

00:26:53.833 --> 00:26:57.250
‫که همسن و اندازه‌ی متیو بوده
‫و قبل از قتل گمشده

00:26:57.333 --> 00:26:59.666
‫مرکز ملی کودکان گمشده و استثمارشده

00:26:59.750 --> 00:27:01.416
‫بهترین پایگاه‌داده رو داره. اونجا رو می‌گردم

00:27:01.500 --> 00:27:03.625
‫پزشک قانونی‌ای که جسدش رو تایید کرد چی؟

00:27:03.708 --> 00:27:05.625
‫باشه خب، از نظر فنی،
‫دی‌ان‌ای مطابقت داشت،

00:27:05.708 --> 00:27:08.208
‫ولی ممکنه توی آزمایشگاه دستکاری شده باشه

00:27:08.291 --> 00:27:12.125
‫شناسایی بصری به خاطر طبیعت جراحات امکان‌پذیر نبود. خدای من

00:27:12.208 --> 00:27:15.000
‫- آره، احتمالاً هدف همین بوده
‫- چرا این کارهای خشن رو کردن؟

00:27:15.083 --> 00:27:16.958
‫چرا متیو رو توی پارک نبردن؟

00:27:17.041 --> 00:27:19.416
‫می‌دونستن هیچوقت دست از پیدا کردنش نمی‌کشم.
‫هیچ والدی این کار رو نمی‌کنه

00:27:19.500 --> 00:27:22.333
‫ولی اگه فکر می‌کردی مُرده
‫و به خاطر قتلش زندانیت کردن...

00:27:23.125 --> 00:27:24.875
‫ولی چرا تو؟ چرا متیو؟

00:27:25.625 --> 00:27:27.958
‫باشه، روی سوالاتی تمرکز کن
‫که می‌شه جواب‌شون رو داد

00:27:28.541 --> 00:27:29.541
‫چی مثلاً؟

00:27:32.541 --> 00:27:33.916
‫هیلدی وینزلو

00:27:34.916 --> 00:27:35.916
‫چرا دروغ گفت؟

00:27:35.958 --> 00:27:37.958
‫اگه از محکومیتت چیزی عایدش نمی‌شده،

00:27:38.041 --> 00:27:40.142
‫واضح‌ترین جواب اینه که یکی بهش دستور داده

00:27:40.166 --> 00:27:42.541
‫- آره
‫- شاید حتی کسی که متیو رو برده

00:27:42.625 --> 00:27:44.500
‫خب، از اونجا شروع کن

00:27:44.583 --> 00:27:46.375
‫کسی رو داری که بتونه بررسیش کنه؟

00:27:48.541 --> 00:27:50.166
‫ویراستار سابقم توی گلوب

00:27:50.250 --> 00:27:51.333
‫ریچل،

00:27:52.916 --> 00:27:54.541
‫اگه درباره این قضیه حق با ما باشه...

00:27:56.750 --> 00:27:59.625
‫پس یه آدم خیلی خطرناک پشت ماجراست

00:28:00.875 --> 00:28:02.666
‫پس مراقب باش

00:28:05.958 --> 00:28:06.958
‫تو هم همینطور

00:28:09.958 --> 00:28:13.000
‫با صندوق پستی جیم دوهرتی
‫از بوستون گلوب تماس گرفتید

00:28:13.083 --> 00:28:14.166
‫لطفاً پیغام بذارید

00:28:14.250 --> 00:28:16.833
‫سلام جیم، منم ریچل

00:28:16.916 --> 00:28:18.125
‫سلام

00:28:18.208 --> 00:28:21.458
‫می‌دونم یه مدتی گذشته، ولی یه درخواستی دارم

00:28:21.541 --> 00:28:23.208
‫می‌شه یه اسم رو برام بررسی کنی؟

00:28:23.291 --> 00:28:26.458
‫هیلدی وینزلو از روی‌یر، ماساچوست

00:28:27.041 --> 00:28:29.250
‫پیشاپیش ممنون. به زودی باهات صحبت می‌کنم

00:28:30.000 --> 00:28:32.000
‫« شریل »

00:28:40.250 --> 00:28:41.500
‫سلام

00:28:41.583 --> 00:28:44.416
‫دیدی... که یادآور دعوت الکترونیکی رو فرستادم؟

00:28:44.500 --> 00:28:48.458
‫آره. واسه همین باهام تماس گرفته بودی؟
‫دنبال تشویق بودی؟

00:28:48.541 --> 00:28:51.208
‫تقصیصر خودته که محتاجم.
‫مامان و بابا بیشتر تو رو دوست داشتن

00:28:51.291 --> 00:28:53.458
‫طبیعتاً

00:28:53.541 --> 00:28:54.708
‫هی، کجایی؟

00:28:55.291 --> 00:28:58.375
‫توی...

00:28:59.041 --> 00:29:00.625
‫مسافرخونه‌ی بریگز

00:29:01.625 --> 00:29:02.625
‫در مِین

00:29:05.833 --> 00:29:06.833
‫چرا؟

00:29:11.375 --> 00:29:13.375
‫باید دیوید رو می‌دیدم

00:29:13.458 --> 00:29:15.166
‫باشه؟ و قبل از اینکه چیزی بگی،

00:29:15.250 --> 00:29:17.570
‫می‌دونم باید بهت می‌گفتم،
‫ولی می‌دونستم چه حسی پیدا می‌کنی

00:29:17.625 --> 00:29:18.875
‫ولی بازم انجامش دادی که

00:29:18.958 --> 00:29:22.291
‫شریل، می‌شه لطفاً بذاری توضیح بدم؟
‫باشه؟ من...

00:29:22.375 --> 00:29:25.333
‫ریچل، برام مهم نیست، خب؟
‫هرچی که هست برام مهم نیست

00:29:25.416 --> 00:29:27.166
‫شریل، گوش کن.
‫باید این رو بشنوی

00:29:27.250 --> 00:29:29.083
‫نه ریچل. باید بشنوی چی میگم

00:29:30.166 --> 00:29:32.333
‫دیگه در این باره صحبت نمی‌کنم

00:29:34.041 --> 00:29:35.125
‫باید برم

00:29:35.208 --> 00:29:36.375
‫من...

00:29:55.291 --> 00:29:56.625
‫پاشو باروز

00:30:09.458 --> 00:30:11.375
‫باید ببرمت درمانگاه

00:30:13.250 --> 00:30:15.958
‫- ساعت چنده؟
‫- ساعتشه که کاری که میگم رو بکنی

00:30:16.041 --> 00:30:17.708
‫بریم. پاشو

00:30:26.250 --> 00:30:27.250
‫جریان کلید چیه؟

00:30:27.875 --> 00:30:30.083
‫می‌خوای با زنگ در رو باز کنم که این هیولاها بیدار بشن؟

00:30:30.166 --> 00:30:32.750
‫می‌دونی اونجوری چه بلوایی به پا می‌شه؟

00:30:32.833 --> 00:30:33.833
‫زودباش، راه برو

00:30:38.958 --> 00:30:40.416
‫چی شده؟

00:30:41.000 --> 00:30:44.708
‫راس سامنر شکایت کرده.
‫دکتر باید جراحاتت رو ثبت کنه

00:30:44.791 --> 00:30:45.916
‫طول نمی‌کشه

00:30:49.625 --> 00:30:50.750
‫برو

00:30:51.958 --> 00:30:53.125
‫بریم

00:31:16.041 --> 00:31:17.041
‫متاسفم باروز

00:31:23.500 --> 00:31:25.041
‫کمک!

00:31:29.000 --> 00:31:31.875
‫یه نفر کمک کنه!

00:31:33.791 --> 00:31:35.291
‫کمکم کنید!

00:31:36.333 --> 00:31:37.583
‫نگهبان!

00:31:37.666 --> 00:31:38.958
‫نگهبان!

00:31:40.000 --> 00:31:41.291
‫نگهبان‌ها!

00:31:42.166 --> 00:31:45.875
‫کمک! لطفاً!
‫لطفاً این کار رو نکن!

00:31:45.958 --> 00:31:47.750
‫کمک!

00:31:47.833 --> 00:31:48.833
‫نگهبان‌ها!

00:31:49.333 --> 00:31:50.625
‫لعنتی

00:31:50.708 --> 00:31:54.041
‫- دیگه تمومه، باروز. تمومه
‫- چرا می‌خوای منـو بکشی؟

00:31:55.250 --> 00:31:56.750
‫چاره‌ای ندارم

00:31:57.416 --> 00:31:58.416
‫پولـشون رو گرفتم

00:31:58.458 --> 00:32:00.291
‫پولِ... کی رو؟

00:32:00.875 --> 00:32:02.375
‫زندانی آزاد شده!

00:32:02.458 --> 00:32:03.500
‫اوه!

00:32:19.458 --> 00:32:20.916
‫می‌دونستم ناامیدم نمی‌کنی

00:32:21.000 --> 00:32:23.583
‫- چطوری بچه جون؟
‫- بدی نیستم

00:32:23.666 --> 00:32:26.250
‫باید اعتراف کنم، تماست غافلگیرم کرد

00:32:26.333 --> 00:32:28.041
‫امیدوارم ناامید نشده باشی

00:32:28.833 --> 00:32:31.208
‫فرصت کردی برام هیلدی وینزلو رو بررسی کنی؟

00:32:31.291 --> 00:32:33.791
‫می‌دونی که کردم.
‫می‌خوای بگی قضیه چیه؟

00:32:34.750 --> 00:32:35.791
‫فعلاً نمی‌دونم. چرا؟

00:32:35.875 --> 00:32:39.500
‫خب، اولاً که هیلدی وینزلو دیگه اسم قانونیش نیست

00:32:39.583 --> 00:32:41.625
‫الان شده هریت وینچستر

00:32:43.458 --> 00:32:46.541
‫- کِی عوضش کرده؟
‫- نوامبر ۲۰۲۱

00:32:48.583 --> 00:32:52.666
‫می‌شه یک ماه بعد از اینکه شهادتش
‫شوهر خواهرم رو روانه‌ی زندان کرد

00:32:54.291 --> 00:32:57.541
‫آدم معمولاً اسمش رو عوض نمی‌کنه
‫مگر اینکه بخواد ناپدید بشه

00:32:57.625 --> 00:33:00.625
‫خونه‌اش رو روی‌یر رو فروخته
‫و عملاً از نقشه ناپدید شده

00:33:00.708 --> 00:33:01.750
‫آدرسی فعلی نداره؟

00:33:01.833 --> 00:33:05.458
‫تنها آدرسی که تونستم پیدا کنم
‫یه صندوق پستی در نیویورک با اسم جدیدش بود

00:33:05.541 --> 00:33:06.958
‫نیویورک سیتی؟

00:33:07.041 --> 00:33:09.666
‫- اونجا دوست یا خانواده‌ای داره؟
‫- نه تا جایی که تونستم پیدا کنم

00:33:10.291 --> 00:33:12.208
‫انگار هیلدی نمی‌خواد پیدا بشه

00:33:12.291 --> 00:33:14.291
‫انگار یه نفر داره روی یه خبر کار می‌کنه

00:33:14.375 --> 00:33:16.083
‫وقتش بود، ریچل

00:33:16.166 --> 00:33:20.083
‫حالا گوش کن، وقتی آماده بودی که بگیـش، بهم زنگ بزن

00:33:20.166 --> 00:33:22.000
‫ممنون. باهات در تماسم

00:33:31.041 --> 00:33:33.166
‫لازم بود چندتا بخیه برات بزنم

00:33:33.958 --> 00:33:36.166
‫می‌تونی ادویل یا تایلنول مصرف کنی،
‫هرکدوم رو که ترجیح میدی

00:33:36.250 --> 00:33:39.500
‫وقت نیست دکی.
‫باید آقای باروز رو ببریم حبس انفرادی

00:33:47.750 --> 00:33:49.750
‫می‌خواستی یه افسر زندان رو بکشی، باروز

00:33:50.333 --> 00:33:51.333
‫همین رو گفته؟

00:33:52.291 --> 00:33:55.291
‫تا آخر امروز زنده نمی‌مونی. بهت قول میدم

00:33:59.041 --> 00:34:00.875
‫افسر وسون. افسر لو

00:34:00.958 --> 00:34:03.291
‫- خوبی؟
‫- شانس آوردم

00:34:03.375 --> 00:34:06.083
‫الان می‌خواستیم آقای باروز رو
‫به حبس انفرادی اسکورت کنیم

00:34:06.166 --> 00:34:08.000
‫- رئیس
‫- چیزی نگو. نمی‌خواد بگی

00:34:08.791 --> 00:34:11.333
‫تو و سامنر می‌خواستید همدیگه رو بکشید،
‫برام مهم نیست

00:34:11.416 --> 00:34:12.833
‫قانون جنگل صلح رو حفظ می‌کنه

00:34:12.916 --> 00:34:15.833
‫ولی اگه با افسرهام در بیفتی،
‫داری از مرز غیرقابل بازگشتی رد می‌شی

00:34:16.750 --> 00:34:17.916
‫قصد در افتادن با کسی رو نداشتم

00:34:18.000 --> 00:34:19.916
‫گزارش افسر وسون خیلی واضح بود

00:34:20.000 --> 00:34:21.208
‫الکی گفتی مریض شدی

00:34:21.291 --> 00:34:23.541
‫درخواست کردی ببرنت درمانگاه

00:34:23.625 --> 00:34:25.142
‫بعدش تو مسیر اینجا، بهش حمله کردی

00:34:25.166 --> 00:34:26.250
‫اونوقت باورش کردی؟

00:34:27.291 --> 00:34:28.625
‫حرفِ

00:34:29.125 --> 00:34:32.916
‫یه افسر متمایز رو
‫بیشتر از حرف یه بچه‌کُش باور می‌کنم؟

00:34:33.500 --> 00:34:34.500
‫آره

00:34:35.708 --> 00:34:36.791
‫همینطوره

00:34:40.125 --> 00:34:41.458
‫من آقای باروز رو می‌برم

00:34:41.541 --> 00:34:44.250
‫و برای خونه‌ی جدیدش در حبس انفرادی کارهاش رو می‌کنم

00:34:44.333 --> 00:34:46.333
‫تو شب سختی داشتی، تد

00:34:46.416 --> 00:34:48.541
‫می‌خوام باقی روز رو مرخصی بگیری

00:34:50.000 --> 00:34:51.000
‫بله قربان

00:34:53.250 --> 00:34:54.250
‫بلندش کن

00:35:12.083 --> 00:35:14.208
‫فیلیپ، اگه برم انفرادی، کارم تمومه

00:35:15.125 --> 00:35:16.750
‫نمیری انفرادی

00:35:19.541 --> 00:35:21.221
‫افسر دیگو بعد از اینکه اتفاق افتاد بهم زنگ زد

00:35:21.250 --> 00:35:24.375
‫بهم گفت وسون رو دیده
‫که بعد از بیهوش شدنت یه تیزی گذاشته توی جیبت

00:35:26.625 --> 00:35:29.083
‫وسون گفت یکی بهش پول داده تا منـو بکشه

00:35:31.583 --> 00:35:34.375
‫خب، فکر نکنم ماجرای راس سامنر هم تصادف بوده باشه

00:35:34.458 --> 00:35:36.000
‫که یعنی هرکی می‌خواد بمیری

00:35:36.083 --> 00:35:38.333
‫دسترسی داره که زندانی‌ها و نگهبان‌ها رو بخره

00:35:39.958 --> 00:35:43.041
‫همه‌ی این‌ها هم بعد از این شروع شد
‫که ریچل اون عکس از متیو رو نشونت داد

00:35:44.250 --> 00:35:46.083
‫- بهت گفتم که
‫- می‌دونم

00:35:48.083 --> 00:35:49.250
‫متاسفم

00:35:50.166 --> 00:35:52.375
‫ولی دیگه باید بهم اعتماد کنی، دیوید

00:35:52.875 --> 00:35:56.083
‫چون دیگه نمی‌تونم اینجا ازت محافظت کنم
‫و به پدرت گفتم محافظت می‌کنم

00:36:08.125 --> 00:36:09.666
‫خیلی داغون شدی

00:36:23.583 --> 00:36:26.166
‫- تو اینجا چی کار می‌کنی؟
‫- مگه تابلو نیست؟

00:36:27.000 --> 00:36:28.166
‫اومدیم فراریت بدیم

00:36:29.375 --> 00:36:32.041
‫مگه دیوونه شدین؟
‫اگه گیر بیفتین، همه‌چیز رو از دست میدین

00:36:32.125 --> 00:36:33.875
‫اگه اینجا بمونی می‌میری

00:36:33.958 --> 00:36:35.958
‫و ما اجازه نمیدیم این اتفاق بیفته

00:36:36.041 --> 00:36:37.161
‫وقت زیادی نداریم

00:36:37.208 --> 00:36:39.017
‫اگه بخواد جواب بده، باید نقشه رو بهت توضیح بدیم

00:36:39.041 --> 00:36:41.083
‫- صبرکن، نقشه‌ای داریم؟
‫- آره

00:36:42.208 --> 00:36:45.291
‫و اگه همه‌چیز خوب پیش بره،
‫راحت از اینجا خارج می‌شی

00:36:45.375 --> 00:36:48.625
‫باشه، یه ایست بازرسی
‫بین دفتر من و آسانسور هست

00:36:48.708 --> 00:36:51.791
‫یه معبر امنیت ضعیفه
‫که بیشتر نگهبان‌ها ازش استفاده می‌کنن

00:36:51.875 --> 00:36:53.833
‫فقط سرت رو پایین بنداز
‫تا مشکلی پیش نیاد

00:36:53.916 --> 00:36:54.916
‫حتی اگه سرم رو بندازم پایین،

00:36:54.958 --> 00:36:56.750
‫نگهبان نمی‌خواد دستور انتقالی رو ببینه؟

00:36:56.833 --> 00:36:59.083
‫نه، چون لباس زندانی تنت نیست

00:36:59.166 --> 00:37:00.708
‫لباس‌فرمِ آدام رو می‌پوشی

00:37:00.791 --> 00:37:02.101
‫بعدش از خروجی ملاقات‌کننده‌ها میریم،

00:37:02.125 --> 00:37:04.333
‫که مستقیم به پارکینگ اصلی می‌رسه

00:37:04.416 --> 00:37:07.333
‫از اونجا، ماشین گشت آدام رو برمی‌داری
‫و دو ساعت جلوتری

00:37:07.416 --> 00:37:09.541
‫قبل از اینکه توی حضور غیاب مشخص بشه نیستی

00:37:10.333 --> 00:37:12.684
‫یادت نره باید چی کار کنی
‫اگه قبل از برگشتنم، کسی پیدات کرد

00:37:12.708 --> 00:37:17.125
‫دیوید غافلگیرم کرد، تفنگم رو گرفت،
‫انداختم توی کمد و بهم دستبند زد

00:37:17.208 --> 00:37:20.958
‫در غیر اینصورت، همه فرض می‌کنن آدام بوده که رفته،
‫و اواخر امشب فراریش میدم

00:37:21.041 --> 00:37:22.541
‫آدام، من...

00:37:23.125 --> 00:37:27.041
‫نمی‌دونی اگه من نبودم چی کار می‌کردی؟
‫از بچگی همین بوده

00:37:31.791 --> 00:37:33.416
‫برو متیو رو پیدا کن

00:37:45.083 --> 00:37:47.291
‫شنیدم با باروز چه اتفاقی افتاده.
‫میری خونه؟

00:37:47.375 --> 00:37:51.500
‫آره آره. حداقل اون حرومزاده
‫یه مدت می‌افته توی انفرادی، درسته؟

00:37:51.583 --> 00:37:54.583
‫چی داری میگی؟
‫من تازه از انفرادی اومدم

00:37:55.166 --> 00:37:57.583
‫- رئیس نبردش اونجا؟
‫- نه

00:38:41.875 --> 00:38:43.166
‫ببخشید، رئیس!

00:38:47.625 --> 00:38:50.125
‫تد، فکر کردم بهت گفتم بری خونه

00:38:50.208 --> 00:38:54.166
‫الان با افسر انفرادی صحبت کردم.
‫گفت باروز رو نبردین

00:38:54.250 --> 00:38:57.958
‫آره. می‌خواستم بعد از اینکه پسرم رو تا بیرون همراهی کردم ببرمش اونجا

00:38:58.041 --> 00:38:59.208
‫برو خونه، تد

00:39:00.916 --> 00:39:01.958
‫بله قربان

00:39:11.333 --> 00:39:12.375
‫باروز؟

00:39:18.791 --> 00:39:20.000
‫هی، وای! ولش کن!

00:39:20.083 --> 00:39:22.833
‫- برو عقب وگرنه می‌کشمش!
‫- این کار رو نکن، باروز!

00:39:24.208 --> 00:39:26.583
‫خدا لعنتش کنه! باروز رئیس رو گروگان گرفته!

00:39:26.666 --> 00:39:31.708
‫همین الان زندان رو قرنطینه کنید! از بالا تا پایین!
‫وضعیت گروگان‌گیری داریم!

00:39:31.791 --> 00:39:33.791
‫لعنتی. لعنتی، جواب نداد.
‫چی کار کنیم؟

00:39:33.875 --> 00:39:36.416
‫باشه دیوید، منتظرمونن، باشه؟

00:39:36.500 --> 00:39:38.833
‫پس پشت سرم وایسا، تفنگ رو بذار روی سرم،

00:39:38.916 --> 00:39:40.333
‫و هرکاری کردم باهام هماهنگ باش، خب؟

00:39:40.416 --> 00:39:42.125
‫از پسش برمیای. زودباش!

00:39:47.041 --> 00:39:48.541
‫تفنگت رو بیار پایین!

00:39:48.625 --> 00:39:51.333
‫این کار رو نکن، باروز!
‫بخواب زمین!

00:39:51.416 --> 00:39:52.416
‫تفنگ‌هاتون رو بیارید پایین!

00:39:53.208 --> 00:39:55.875
‫- تفنگ‌هاتون رو بیارید پایین!
‫- تفنگ رو بیار پایین!

00:39:55.958 --> 00:39:58.666
‫- همین الان تفنگ رو بیار پایین!
‫- گفتم تفنگ‌هاتون رو بیارید پایین! همین الان!

00:39:58.750 --> 00:39:59.750
‫کاری که میگه رو بکنید!

00:40:00.666 --> 00:40:02.666
‫- باشه
‫- بذاریدشون روی زمین!

00:40:02.750 --> 00:40:04.791
‫- ادامه بده! برو عقب!
‫- همین الان!

00:40:04.875 --> 00:40:07.333
‫- در رو باز کن! در رو باز کن رد بشیم!
‫- در رو بزن!

00:40:09.875 --> 00:40:12.309
‫- صبرکن. ماشین گشت کجاست؟
‫- توی پارکینگ ملاقات‌کننده‌ها. وقت نداریم

00:40:12.333 --> 00:40:14.750
‫- وانت من رو می‌بریم. اینجاست
‫- دست نگه دارید!

00:40:15.916 --> 00:40:17.083
‫دست نگه دارید!

00:40:17.708 --> 00:40:21.041
‫برید عقب! همونجا بمونید!
‫همونجا بمونید!

00:40:43.041 --> 00:40:44.041
‫تکون نمی‌خورن

00:40:46.500 --> 00:40:47.500
‫نمیرن کنار!

00:40:48.458 --> 00:40:50.125
‫برید کنار! برید کنار!

00:40:52.875 --> 00:40:54.041
‫محکم بچسب!

00:41:06.208 --> 00:41:08.458
‫باروز الان با پیکاپِ رئیس فرار کرد

00:41:08.541 --> 00:41:09.625
‫پلیس ایالتی رو خبر کنید!

00:41:09.708 --> 00:41:12.625
‫در جریان باشید، آخرین مکان سوژه‌ی مرد

00:41:12.708 --> 00:41:14.291
‫به سمت جنوب در بزرگراه ۱ بوده

00:41:14.375 --> 00:41:16.291
‫ماشین‌های گشت تعقیبش کنن

00:41:17.833 --> 00:41:20.125
‫تمام خودروها دنبال یه پیکاپِ فورد بگردن

00:41:20.208 --> 00:41:22.750
‫آخرین بار زندانی در حال فرار از زندان بریگز دیده شده

00:41:25.708 --> 00:41:28.875
‫سوژه مسلح و به شدت خطرناکه

00:41:29.833 --> 00:41:32.041
‫برو! دارن بهمون می‌رسن!

00:41:35.666 --> 00:41:39.041
‫برای اخباری فوری برنامه‌ی همیشگی‌مون رو قطع می‌کنیم

00:41:39.125 --> 00:41:43.500
‫گزارشاتی رسیده که فردی از زندان فوق امنیتی بریگز فرار کرده

00:41:43.583 --> 00:41:48.125
‫جزئیات کمی به دست‌مون رسیده، ولی می‌تونیم تایید کنیم
‫که اسم زندانی دیوید باروزه

00:41:48.208 --> 00:41:52.333
‫۵ سال پیش، باروز محکوم به قتل بی‌رحمانه پسرش متیو شد،

00:41:52.416 --> 00:41:55.458
‫پرونده‌ای که سرتیتر اخبار ملی شد
‫و کشور رو در بر گرفت

00:41:56.958 --> 00:41:59.000
‫خیلی‌خب، همه در موقعیت قرار بگیرن

00:41:59.024 --> 00:42:09.024
  جديدترين اخبار فيلم و سريال در کانال تلگرام و پیج اینستاگرام :
  .:: @MiraMovie1 ::.
  .:: @myZedMovie ::.

00:42:09.048 --> 00:42:13.348
  جديدترين اخبار فيلم و سريال در کانال تلگرام و پیج اینستاگرام :
  .:: @MiraMovie1 ::.
  .:: @myZedMovie ::.

00:42:13.416 --> 00:42:14.833
‫- حالا چی؟
‫- بستگی داره

00:42:14.916 --> 00:42:16.083
‫- به چی؟
‫- اونـا

00:42:25.250 --> 00:42:28.250
‫تله‌ی پنچرکننده قرار گرفت.
‫خودرو رو گیر انداختیم

00:42:28.333 --> 00:42:29.625
‫جایی واسه رفتن ندارن

00:42:30.475 --> 00:42:32.475
‫« اداره پلیس بریگز »

00:42:32.500 --> 00:42:34.041
‫مذاکره‌کننده‌ست

00:42:34.750 --> 00:42:35.875
‫قراره مذاکره کنیم؟

00:42:35.958 --> 00:42:37.041
‫نخیر

00:42:37.583 --> 00:42:39.583
‫یادت باشه، تو دیگه به سیم آخر زدی. خب؟

00:42:39.666 --> 00:42:40.976
‫بعدش هرچی بشه، باید باور کنن

00:42:41.000 --> 00:42:43.280
‫که حاضری هرکاری بکنی ولی برنگردی، فهمیدی؟

00:42:45.041 --> 00:42:48.625
‫تک‌تیرانداز می‌تونه شلیک کنه و منتظر دستوره

00:42:48.708 --> 00:42:50.791
‫آره، مشکلی نیست

00:42:50.815 --> 00:44:57.815
  جديدترين اخبار فيلم و سريال در کانال تلگرام و پیج اینستاگرام :
  .:: @MiraMovie1 ::.
  .:: @myZedMovie ::.