﻿WEBVTT

00:00:01.000 --> 00:00:12.000
<b><c.color00abfd> دانلود فیلم و سریال با زیرنویس چسبیده
  ..:: MiraMovie.Top ::..</c></b>
  <b><c.colorFFC947> ..:: MyZed.Top ::..</c></b>

00:00:12.850 --> 00:00:14.850
‫[سال ۱۹۹۶]

00:00:14.875 --> 00:00:17.166
‫مسیر رو بلدی؟

00:00:17.250 --> 00:00:19.958
‫- یوشی، بس کن
‫- بعد از خروجی از خروجی دوم میریم

00:00:20.041 --> 00:00:22.916
‫بعد از خروجی از خروجی دوم میریم؟
‫یعنی چی آخه...

00:00:23.000 --> 00:00:26.333
‫پس یعنی نه. گم شدیم.
‫هم یتیم شدم و هم گم شدیم

00:00:26.416 --> 00:00:27.541
‫سوگواری آدم رو سرگشته می‌کنه،

00:00:27.625 --> 00:00:30.625
‫ولی فکر نمی‌کنم یکی از شاخصه‌های سرگشته‌شدن
‫باید مسیریابی باشه

00:00:30.708 --> 00:00:32.958
‫اگه دنبال نعش‌کش رفته بودی
‫الان به مسیریابی نیاز نداشتیم

00:00:33.041 --> 00:00:35.041
‫همه‌اش حرکت قوسی‌شکل داشت

00:00:35.125 --> 00:00:38.041
‫می‌خواست ما رو به کشتن بده؟
‫اینجوری کسب‌وکار نعش‌کشی‌شون رونق می‌گرفت

00:00:38.125 --> 00:00:40.791
‫مامان! به یوشی بگو بس کنه

00:00:40.875 --> 00:00:42.458
‫الیوت، من عزادارم

00:00:42.541 --> 00:00:44.500
‫- بچه‌ها، می‌شه یه روز بس کنید؟
‫- بچه؟

00:00:44.583 --> 00:00:46.500
‫- کدوم بچه؟
‫- عزاداری در جریانه

00:00:46.583 --> 00:00:48.750
‫یوشی داره نیشگونم می‌گیره.
‫باید بی‌صدا عذاب بکشم؟

00:00:48.833 --> 00:00:52.833
‫بله، قضیه امروز همینه.
‫همه در سکوت عذاب می‌کشیم

00:00:52.916 --> 00:00:55.500
‫یوشی، خواهرت عروسک فشاری نیست!

00:00:56.000 --> 00:00:57.416
‫مراسم قشنگی بود

00:00:57.500 --> 00:01:00.291
‫واسه یه نفر. نمی‌دونم خاخام از کی حرف می‌زد

00:01:00.375 --> 00:01:02.916
‫ستایشگری‌های زیادی انجام میده.
‫حتماً با یه قالب کار می‌کنه...

00:01:03.000 --> 00:01:06.666
‫قالب؟ ببخشید.
‫ولی اگه پنجاه سال کنیسه بری،

00:01:06.750 --> 00:01:09.184
‫فکر کنم حقته یه چیز سفارشی‌تری
‫نسبت به یه دابسمش نصیبت بشه

00:01:09.208 --> 00:01:10.083
‫اشتباه نمیگی

00:01:10.166 --> 00:01:12.166
‫شرمنده که به یه خاخام حرفه‌ای توصیه کردم

00:01:12.250 --> 00:01:15.000
‫واسه حرف‌های آخر مادرم یکم بیشتر تلاش کنه

00:01:15.083 --> 00:01:17.166
‫اون نعش‌کش ماست!
‫یا اون یکیه؟

00:01:17.250 --> 00:01:19.500
‫یکیش رو انتخاب کن دیگه.
‫مقصدشون یکیه

00:01:19.583 --> 00:01:22.333
‫حداقل حالا مامان‌بزرگ دوباره می‌تونه با بابابزرگ باشه

00:01:22.416 --> 00:01:25.833
‫آوی، باهمی در کار نیست.
‫دوباره‌ای در کار نیست. دیگه تموم شد

00:01:25.916 --> 00:01:27.958
‫یهودی‌ها به بهشت اعتقاد ندارن

00:01:28.041 --> 00:01:30.833
‫- فکر کنم منظور مادرتون اینه که...
‫- منظورم رو گفتم

00:01:30.916 --> 00:01:33.625
‫...که ما یهودی‌ها روی این زندگی تمرکز داریم

00:01:33.708 --> 00:01:36.875
‫یه زندگی خوب و بامعنی انجام نمیدی
‫که بعداً به یه پاداشی برسی

00:01:36.958 --> 00:01:41.208
‫یه زندگی خوب و بامعنی رو پیش می‌گیری
‫که زندگیت خوب و بامعنی باشه

00:01:41.291 --> 00:01:45.750
‫همین؟ کاش یهودی‌ها یه معامله‌ی بهتری می‌کردن

00:01:48.375 --> 00:01:49.416
‫آخی!

00:01:49.500 --> 00:01:52.541
‫یوشی، به خدا قسم،
‫واسه همینه که یهودی‌ها نمیرن بهشت!

00:01:54.000 --> 00:01:57.000
‫« مخلص کلام »
‫« فصل اول، قسمت یکم »

00:02:43.000 --> 00:02:45.000
‫[سال ۲۰۰۴]

00:02:46.458 --> 00:02:47.666
‫باشه، اینجاش رو نه

00:02:48.666 --> 00:02:49.833
‫یکم دیگه

00:02:50.875 --> 00:02:52.791
‫اون. اونجا. شنیدی؟

00:02:52.875 --> 00:02:55.250
‫باید چی بشنوم؟

00:02:55.333 --> 00:02:57.916
‫داره از یه دختری می‌خونه که تو جوونی‌هاش بوده.
‫داره به یاد میاره

00:02:58.000 --> 00:03:00.708
‫باهم خوش می‌گذروندن. پول داشتن.
‫یه پسر به دنیا آوردن، اسمش رو گذاشتن سانی

00:03:00.791 --> 00:03:02.291
‫- بعد توی بیت بعدی میگه...
‫- آها

00:03:02.375 --> 00:03:04.916
‫سانی ازدواج می‌کنه و میره خونه خودش

00:03:05.500 --> 00:03:06.416
‫باشه

00:03:06.500 --> 00:03:09.791
‫سانی ازدواج می‌کنه و میره خونه خودش؟
‫تازه به دنیا اومده بود! چطوری آخه...

00:03:09.875 --> 00:03:12.083
‫به خاطر اینه که زمان اینجوریه، درسته؟

00:03:12.166 --> 00:03:14.041
‫یه لحظه جوون و آزادی،

00:03:14.125 --> 00:03:18.291
‫بعدش می‌بینی که سانی ازدواج می‌کنه و میره خونه خودش

00:03:18.375 --> 00:03:21.708
‫باشه. آره.
‫فقط هیچوقت اینجوری بهش فکر نکرده بودم

00:03:21.791 --> 00:03:23.250
‫ولی آهنگش رو می‌شناسی؟

00:03:23.916 --> 00:03:26.625
‫نه. گمونم واسه همین
‫هیچوقت اونجوری بهش فکر نکرده بودم

00:03:26.708 --> 00:03:28.458
‫باشه، نوبت توئه. بگو

00:03:28.541 --> 00:03:31.500
‫فکر نکنم من سلیقه آهنگم مثل تو باشه

00:03:31.583 --> 00:03:35.125
‫کلاً می‌خواستم یه آهنگ از موزیکالِ بینوایان بذارم
‫و کل مسیر رو حرف نزنم

00:03:35.208 --> 00:03:36.791
‫اوه. وای نه

00:03:37.416 --> 00:03:39.333
‫باید فوراً جدا بشیم

00:03:39.416 --> 00:03:41.625
‫آره، آره، منطقیه

00:03:41.708 --> 00:03:42.708
‫حیف شد

00:03:42.791 --> 00:03:45.191
‫واسه بر میتصوا خیلی هیجان داشتم،
‫تا حالا نرفتم

00:03:45.250 --> 00:03:47.958
‫تا اینجا که اومدی

00:03:48.958 --> 00:03:50.291
‫باشه، بیا باهم بمونیم

00:03:50.375 --> 00:03:52.083
‫حداقل در طول آخرهفته

00:03:56.666 --> 00:03:59.083
‫عجیبه که این آخرهفته اومدم دیدن خانواده‌ات؟

00:03:59.166 --> 00:04:01.000
‫بهتر نبود یه زمان آروم‌تر رو انتخاب کنیم؟

00:04:01.083 --> 00:04:04.458
‫خدای من!

00:04:04.541 --> 00:04:06.958
‫خانواده‌ام خیلی تو کار آرامش نیستن

00:04:07.041 --> 00:04:08.921
‫دوستت دارم. دوستت دارم. دوستت دارم. تو هم بگو

00:04:09.000 --> 00:04:10.892
‫- دوستت دارم
‫- این دوست‌دختره؟ خوشگله

00:04:10.916 --> 00:04:12.791
‫از سرش هم زیادی هستی. فوراً باهاش کات کن

00:04:12.875 --> 00:04:14.458
‫- شوخی می‌کنه
‫- معلومه که شوخی می‌کنم!

00:04:14.541 --> 00:04:15.875
‫هیچکس از سر آویِ من زیادی نیست...

00:04:15.958 --> 00:04:17.278
‫- شوخی می‌کنه
‫- شوخی نمی‌کنم

00:04:17.333 --> 00:04:19.333
‫مشکلات عزت‌نفس داره
‫ولی پسر شگفت‌انگیزیه

00:04:19.416 --> 00:04:20.875
‫من مشکلات عزت‌نفس ندارم

00:04:20.958 --> 00:04:23.833
‫حالا مشکلات عزت‌نفس داشته باشی!
‫جای خجالت نداره که

00:04:23.916 --> 00:04:26.375
‫قرار هست مادرت رو معرفی کنی؟
‫نایومی هستم

00:04:26.458 --> 00:04:29.208
‫- سلام، من جِن هستم
‫- جنیفر، ایشون مادرم هستن، نایومی

00:04:29.291 --> 00:04:32.125
‫خیلی سخته؟ متأسفم که پسرم اینقدر بی‌ادبه

00:04:32.208 --> 00:04:34.958
‫- نمی‌دونم کی بزرگش کرده
‫- می‌شه ساک‌تون... ساک‌هاتون رو ببرم؟

00:04:35.041 --> 00:04:37.708
‫- ممنون، آقای شوپر
‫- بچه‌ها می‌شن شوپر

00:04:37.791 --> 00:04:39.333
‫ما کوپر و شوارتز هستیم

00:04:39.416 --> 00:04:42.000
‫- درسته، البته آقای شوارتز
‫- من کوپر هستم

00:04:42.083 --> 00:04:43.583
‫- آقای کوپ...
‫- همون الیوت خالی جوابه

00:04:43.666 --> 00:04:45.083
‫خیلی اهل تشریفات نیستیم

00:04:45.166 --> 00:04:48.375
‫قبلاً به بچه‌ها می‌گفتم،
‫تشریفات مثل نایِ خواهرتونه

00:04:49.375 --> 00:04:51.916
‫پا روش نمی‌ذاریم. چقدر ساک داری

00:04:52.958 --> 00:04:55.541
‫سلام. تو یوشی هستی، درسته؟

00:04:56.583 --> 00:04:57.875
‫چرا هواپیمات اینقدر دیر کرد؟

00:04:57.958 --> 00:05:02.291
‫دو ساعت پیش رسیدم و مجبور شدم صبر کنم.
‫مامان و بابا حاضر نبودن جدا بیان دنبالم

00:05:02.375 --> 00:05:03.708
‫مگه ما تاکسی تلفنی هستیم؟

00:05:03.791 --> 00:05:05.250
‫هواپیما قرار بود سر موقع برسه،

00:05:05.333 --> 00:05:07.684
‫ولی به خلبان گفتم آرومتر بره
‫چون خواستم تو رو عذاب بدم

00:05:07.708 --> 00:05:09.000
‫رفتار همیشگی بچه‌اولی

00:05:09.083 --> 00:05:12.250
‫- تو باید شیرا باشی. خیلی تعریفت رو...
‫- پس تو مثلاً یه بازیگری؟

00:05:12.333 --> 00:05:14.458
‫واسه همین اینقدر... اوه

00:05:14.541 --> 00:05:16.583
‫- خب...
‫- فقط توی همه پسران من بوده

00:05:16.666 --> 00:05:18.625
‫- شگفت‌انگیز بود
‫- یه چشمه برامون بیا!

00:05:18.708 --> 00:05:19.583
‫- مامان!
‫- فقط یه چشمه

00:05:19.666 --> 00:05:21.291
‫یکی از پسرها رو اجرا کن.
‫همه رو نیاز نداریم

00:05:21.375 --> 00:05:23.416
‫قرار نیست یه چشمه از آرتور میلر برات بیاد

00:05:23.500 --> 00:05:25.392
‫- اون یهودی بود، آرتور میلر رو میگم
‫- چه ربطی...

00:05:25.416 --> 00:05:26.250
‫فکر کنم هنوزم هست

00:05:26.333 --> 00:05:28.458
‫تازه، شوهر مریلین مونرو بود

00:05:28.541 --> 00:05:29.416
‫شیرا

00:05:29.500 --> 00:05:31.666
‫ساک‌هات رو قطری گذاشتی

00:05:31.750 --> 00:05:35.333
‫شرمنده که پیشبینی نکردم دوست‌دختر آوی
‫قراره یه ستِ سافاری کامل بیاره

00:05:35.416 --> 00:05:37.536
‫- شرمنده، نمی‌خواستم...
‫- باید از اول شروع کنیم

00:05:37.583 --> 00:05:39.583
‫یوشی، مفید واقع شو، باشه؟

00:05:39.666 --> 00:05:42.833
‫مثل چی شبیه دستگاه پارک متر هستی،
‫ولی خدا بهت دست و پا داده

00:05:42.916 --> 00:05:44.291
‫من می‌تونم کمک...

00:05:44.375 --> 00:05:45.875
‫اجازه نمیدم. شما مهمون ما هستی

00:05:45.958 --> 00:05:48.434
‫گمونم توی کلاس بازیگری به آدم یاد نمیدن
‫چطوری سبک سفر کنه

00:05:48.458 --> 00:05:49.458
‫شوخی کردم

00:05:49.500 --> 00:05:52.625
‫- ولی بازیگری زندگی سختی داره، نه؟
‫- ببین چه بلایی سر مریلین مونرو اومد

00:05:52.708 --> 00:05:53.791
‫با آرتور میلر ازدواج کرد

00:05:53.875 --> 00:05:55.875
‫- من فقط ارشد بازیگری هستم
‫- ارشد بازیگری، مامان

00:05:55.958 --> 00:05:58.875
‫- قرار نیست با آرتور میلر ازدواج کنه
‫- خیلی داره جا می‌گیره

00:05:58.958 --> 00:06:01.625
‫اون کیت اورژانسیه.
‫منور، کپسول آتش‌نشانی

00:06:01.708 --> 00:06:03.666
‫ماشینت خیلی آتیش می‌گیره؟

00:06:03.750 --> 00:06:06.208
‫- یحتمل به خاطر منورهاست
‫- واسه مواقع ضروریه

00:06:06.291 --> 00:06:07.375
‫نیازش نداریم

00:06:07.458 --> 00:06:09.583
‫- نمی‌شه نبریمش
‫- غرورت نمی‌ذاره؟

00:06:09.666 --> 00:06:11.791
‫فرودگاه نمی‌ذاره. نمی‌شه آشغال ریخت رو زمین که

00:06:11.875 --> 00:06:13.708
‫پس اعتراف می‌کنی که اون کیت آشغاله

00:06:13.791 --> 00:06:14.791
‫هر جور مایلی

00:06:14.833 --> 00:06:16.958
‫میل من نیست! رئیس این پروژه تو هستی

00:06:17.041 --> 00:06:20.041
‫کلی میگم، اگه وضعیت اورژانسی
‫این باشه که فضای صندوق بیشتری می‌خوای

00:06:20.125 --> 00:06:23.708
‫چون دوست‌دختر پسرت داره توپ‌های بولینگ رو
‫بین ایالت‌ها قاچاق می‌کنه چی؟

00:06:23.791 --> 00:06:24.875
‫داره بهمون خوش می‌گذره

00:06:24.958 --> 00:06:26.958
‫ولی بعد از دانشگاه واسه پول می‌خوای چی کار کنی؟

00:06:27.041 --> 00:06:28.958
‫جن دختر باهوشیه، یه فکریش می‌کنه

00:06:29.041 --> 00:06:32.291
‫باهوش و خوشگل. حرفم رو پس می‌گیری.
‫قطعاً از سر پسرم زیادی هستی

00:06:32.375 --> 00:06:33.208
‫باشه!

00:06:33.291 --> 00:06:35.517
‫با این ترافیک، کل بر میتصوا رو از دست میدیم

00:06:35.541 --> 00:06:37.750
‫با این ترافیک، ماشیخ رو از دست میدیم

00:06:37.833 --> 00:06:39.666
‫گوش کن، باید عذرخواهی کنم

00:06:39.750 --> 00:06:42.541
‫نه بابت هر اتفاقی که تا اینجا افتاده،
‫پای تمام اون‌ها هستم،

00:06:42.625 --> 00:06:45.333
‫ولی این آخرهفته، قراره سرم خیلی شلوغ باشه

00:06:45.416 --> 00:06:47.708
‫بر میتصوای آخرین پسرمه

00:06:47.791 --> 00:06:50.000
‫قراره از همه‌جا اقوام و خانواده بیان

00:06:50.083 --> 00:06:53.458
‫نمی‌تونم توجه کاملی که بهش عادت داری رو
‫بهت داشته باشم. مقصرش آوی‌ـه

00:06:53.541 --> 00:06:55.625
‫نمی‌دونم چرا الان آوردتت خونه،

00:06:55.708 --> 00:07:00.458
‫ولی اگه هر آخرهفته دیگه‌ای اومده بودی،
‫تمرکز کاملم با تو بود

00:07:03.125 --> 00:07:05.916
‫دیدی، فهمیدی چرا این آخرهفته آوردمت

00:07:06.000 --> 00:07:07.000
‫متوجه شدم

00:07:11.958 --> 00:07:15.000
‫واسه بردنِ ساک‌ها دست‌دست نکنید!
‫اینجا رختکن نیست

00:07:15.083 --> 00:07:15.916
‫و زود برگردین

00:07:16.000 --> 00:07:17.809
‫- واسه سالاد به کمک‌تون نیاز دارم
‫- می‌شه من کمک کنم؟

00:07:17.833 --> 00:07:20.458
‫آره، با بردن ساک‌هات و خروج از آشپزخونه

00:07:20.541 --> 00:07:22.208
‫لازم نیست دوبار بهم بگی

00:07:23.791 --> 00:07:26.208
‫قبل از اینکه، یه چیزی آوردم

00:07:27.875 --> 00:07:30.875
‫چه قشنگه. باید یه چیزی پیدا کنم که توش بذارم،

00:07:30.958 --> 00:07:33.958
‫که می‌شه زحمت بیشتر توی شلوغ‌ترین روز عمرم، ولی قشنگه

00:07:34.041 --> 00:07:36.208
‫والدینم یادم دادن که هیچوقت دست‌خالی نرم جایی

00:07:36.291 --> 00:07:38.083
‫پس با گلدونِ خالی میای

00:07:38.166 --> 00:07:40.000
‫واسه سالاد کمک خواستی؟

00:07:40.083 --> 00:07:42.375
‫- آره، ولی قبلش، واسه این یه جا پیدا کن
‫- چی هست؟

00:07:42.458 --> 00:07:45.083
‫- یه گلدان. شبیه چیه؟
‫- شبیه گلدان‌های ما نیست

00:07:45.166 --> 00:07:47.875
‫- متأسفم. اشتباه...
‫- یه نوع گلدان جدیده، باشه؟

00:07:47.958 --> 00:07:50.291
‫جنیفر انتخابش کرده.
‫فکر کرده ما گلدان جدید نیاز داریم

00:07:50.375 --> 00:07:52.267
‫- نه، نه، من...
‫- گمونم می‌ذارمش روی میز

00:07:52.291 --> 00:07:54.375
‫- باشه. تموم شد رفت
‫- نمی‌خواستم که گلدان باعث...

00:07:54.458 --> 00:07:56.916
‫تموم شد رفت گفتم.
‫شیرا می‌ذارتش روی میز

00:07:57.000 --> 00:08:00.333
‫نیاز نیست وقت بیشتری رو صرف نگرانی
‫بابت کادوی خیلی قشنگت بکنیم

00:08:00.416 --> 00:08:02.333
‫خب امشب کی واسه این برنامه میاد؟

00:08:02.416 --> 00:08:05.458
‫خب، شامِ شبات فقط واسه خانواده
‫و مهمون‌های خارج از شهره

00:08:05.541 --> 00:08:07.833
‫- خیلی قدردانم که هستم
‫- چرا نباشی؟

00:08:07.916 --> 00:08:10.125
‫تو یه گلدان خارج از شهری هستی.
‫یعنی یه گلدان خالی هستی

00:08:10.208 --> 00:08:13.583
‫یعنی یه گلدان خارج از شهری.
‫ببخشید، خیلی فکرم درگیر گلدان خالی شده

00:08:13.666 --> 00:08:17.083
‫نه به خاطر کادوی شگفت‌انگیزت.
‫این افکار گلدانی ربطی به چیزی ندارن

00:08:17.166 --> 00:08:18.000
‫آها

00:08:18.083 --> 00:08:19.375
‫من میرم کمک کنم توی...

00:08:19.458 --> 00:08:21.708
‫جنیفر، لطفاً زحمت نکش.
‫به قدر کافی لطف کردی

00:08:21.791 --> 00:08:25.166
‫خب... خانواده فلدستین میان؟

00:08:25.250 --> 00:08:27.450
‫امشب نه، ولی توی بر میتصوای فردا هستن

00:08:27.500 --> 00:08:28.833
‫بیبی میادش؟

00:08:28.916 --> 00:08:30.166
‫بیبی فلدستین‌ـه؟

00:08:30.250 --> 00:08:32.166
‫اون اسفنج مال غذاهای گوشتیه!

00:08:32.250 --> 00:08:34.170
‫- ها؟
‫- اون‌ها ظروف لبنیات هستن. نمی‌شه قاطی...

00:08:34.208 --> 00:08:35.666
‫- ببخشید
‫- نمی‌شه بذاری...

00:08:35.750 --> 00:08:38.416
‫مسئله خاصی نیست، ولی اون ظروف مال مادربزرگم بودن

00:08:38.500 --> 00:08:40.416
‫- الان از حلال بودن خارج‌شون کردی
‫- جدی؟

00:08:40.500 --> 00:08:41.791
‫نمی‌تونم تمام قوانین رو توضیح بدم!

00:08:41.875 --> 00:08:43.715
‫قصدی نداشتی، ولی دیگه واسه همیشه خراب شدن

00:08:43.791 --> 00:08:46.458
‫هی، اوضاع روبراهه؟
‫ساکت چی شده؟

00:08:47.291 --> 00:08:49.625
‫آوی، الان خیلی آدم توی آشپزخونه است

00:08:49.708 --> 00:08:51.083
‫- می‌تونیم بریم
‫- یکم بمون

00:08:51.166 --> 00:08:52.166
‫نذار عجله پشتت بندازه،

00:08:52.250 --> 00:08:55.625
‫- فقط چون ظروف رو خراب کردی
‫- احتمالاً بخواد یه آبی به دست و روش بزنه

00:08:55.708 --> 00:08:57.291
‫خودش زبون داره، آوی

00:08:57.375 --> 00:09:01.083
‫نیاز نیست زبونش باشی.
‫و می‌خواد بمونه و حرف بزنه

00:09:01.166 --> 00:09:04.000
‫واقعاً بیبی فلدستین رو
‫به بر میتصوای یوشی دعوت کردی؟

00:09:04.083 --> 00:09:06.250
‫پال و اینز رو از قبل از تولد تو می‌شناختیم

00:09:06.333 --> 00:09:09.583
‫قرار نیست دعوت‌شون نکنیم
‫چون با دخترشون قهری

00:09:09.666 --> 00:09:13.708
‫من و بیبی قهر نیستیم.
‫اینجوریه که من ازش متنفرم و اون برام مُرده

00:09:13.791 --> 00:09:16.000
‫بیبی فلدستین بهترین دوست شیرا بود

00:09:16.083 --> 00:09:17.458
‫بهترین دوستم بود

00:09:17.541 --> 00:09:19.208
‫- گفتم بود دیگه
‫- چی شد مگه؟

00:09:19.291 --> 00:09:22.166
‫اون یه دروغگوئه، چیزی که شد اینه.
‫در ضمن، ریده

00:09:22.250 --> 00:09:25.791
‫و توهین به پال و اینز نباشه،
‫ولی اصلاً خوب بزرگش نکردن

00:09:25.875 --> 00:09:30.208
‫و حتی واقعاً یه نوزاد نیست.
‫همسن منه. حتی اسمش هم دروغه

00:09:31.333 --> 00:09:33.333
‫شیرا، حتی لازم نیست باهاش صحبت کنی

00:09:33.416 --> 00:09:35.416
‫صد نفر آدم قراره اونجا باشه، حتی جنیفر،

00:09:35.500 --> 00:09:37.000
‫و اون اصلاً یوشی رو نمی‌شناسه

00:09:37.083 --> 00:09:40.208
‫چطوری به نظر میاد اگه به خانواده فلدستین بگیم،
‫دخترتون نمی‌تونه بیاد،

00:09:40.291 --> 00:09:43.208
‫واسه دوست‌دختر آوی جا نیاز داریم
‫که فرق اسفنج‌ها رو نمی‌دونه؟

00:09:43.291 --> 00:09:44.166
‫- ببخشید؟
‫- مامان؟

00:09:44.250 --> 00:09:46.583
‫البته، از حضورت خوشحالیم، کلی میگم

00:09:47.416 --> 00:09:48.458
‫چیه، گل براش نداریم؟

00:09:51.000 --> 00:09:58.000


00:10:00.666 --> 00:10:02.125
‫وای، وای، وای!

00:10:02.208 --> 00:10:03.541
‫زیاده‌روی کردم؟

00:10:03.625 --> 00:10:05.000
‫درست به اندازه کافی

00:10:05.083 --> 00:10:08.375
‫می‌شه یه سوال دوست‌دختریِ احمقانه بپرسم؟

00:10:08.458 --> 00:10:11.916
‫هیچ سوال دوست‌دختری‌ای احمقانه نیست.
‫فقط دوست‌دخترهای احمق داریم

00:10:13.500 --> 00:10:15.833
‫خانواده‌ات فکر می‌کنن من بدم؟

00:10:15.916 --> 00:10:19.083
‫به خاطر ظرف‌ها میگی؟
‫نه، فقط دارن اذیتت می‌کنن

00:10:19.166 --> 00:10:23.416
‫خب، انگار نسبت به تمام کارهام و مدلی که هستم

00:10:23.500 --> 00:10:25.083
‫خیلی حساس هستن

00:10:25.166 --> 00:10:27.541
‫نه بابا، اون که... نه، دارن دستت می‌اندازن

00:10:27.625 --> 00:10:30.583
‫منظورشون اینه تو الان یکی از ما هستی،
‫پس می‌تونیم همدیگه رو دست بندازیم

00:10:30.666 --> 00:10:32.125
‫چیز خوبیه. ازت خوشـشون میاد

00:10:32.208 --> 00:10:34.625
‫اگه ازم خوشـشون نمی‌اومد چی کار می‌کردن؟

00:10:34.708 --> 00:10:36.541
‫بازم دستت می‌انداختن

00:10:36.625 --> 00:10:37.791
‫مثل همه خانواده‌ها

00:10:37.875 --> 00:10:38.958
‫درسته

00:10:39.041 --> 00:10:41.708
‫در ضمن، مامانت هِی بهم میگه جنیفر

00:10:41.791 --> 00:10:43.416
‫که عیبی نداره و باهاش مشکلی نداری؟

00:10:44.625 --> 00:10:45.750
‫می‌خوای باهاش صحبت کنم

00:10:45.833 --> 00:10:49.125
‫ولی در غیر اینصورت داره بهت خوش می‌گذره؟

00:10:49.208 --> 00:10:50.958
‫خیلی

00:10:51.041 --> 00:10:52.458
‫اوهوم
‫[بَری کلاین]

00:10:53.291 --> 00:10:54.291
‫اوهوم
‫[آیزاک کوپر]

00:10:54.791 --> 00:10:55.625
‫اوهوم
‫[بَری کلاین]

00:10:55.708 --> 00:10:57.625
‫شروع خوبیه، درسته؟

00:10:57.708 --> 00:11:00.958
‫شروع خیلی خوبیه و خوشحالم تو انجامش دادی
‫که من مجبور نشم

00:11:01.791 --> 00:11:03.711
‫به نظرت منصفانه است که عمو بَری رو بذاریم کنار بچه‌ها؟

00:11:03.750 --> 00:11:05.916
‫به نظرت منصفانه است که عمو بَری رو کلاً کنار کسی بذاریم؟

00:11:06.000 --> 00:11:08.208
‫عالیه، عاشقتم، فقط چندتا تغییر انجام میدم

00:11:08.291 --> 00:11:10.375
‫اوهوم

00:11:10.458 --> 00:11:12.333
‫آره، آره، نه

00:11:12.416 --> 00:11:13.416
‫هی مامان

00:11:13.458 --> 00:11:15.916
‫- ترسوندیم! خیلی خوشتیپی!
‫- یه لحظه وقت داری؟

00:11:16.000 --> 00:11:18.791
‫هیچ لحظه‌ای وقت ندارم.
‫این ترتیب نشستن مثل جرم می‌مونه

00:11:18.875 --> 00:11:22.250
‫خانواده رزنبرگ هیچوقت حرکتی به بدیِ این ترتیب‌ها نزدن،
‫بازم صندلی گیرشون اومد

00:11:22.333 --> 00:11:25.083
‫به این میگن ترتیب نشستن

00:11:25.166 --> 00:11:27.416
‫واسه تو، تمام لحظات دنیا رو دارم

00:11:27.916 --> 00:11:28.916
‫نه

00:11:30.808 --> 00:11:32.808
‫[دستیار مدیر تجهیزات]
‫[آوی شوپر]

00:11:32.833 --> 00:11:37.250
‫سلام. واسه فردا هیجان داری؟
‫روز بزرگیه، ها؟

00:11:38.291 --> 00:11:39.541
‫اوه

00:11:39.625 --> 00:11:40.500
‫آم...

00:11:40.583 --> 00:11:43.125
‫به جن خیلی خوش می‌گذره...

00:11:43.208 --> 00:11:46.083
‫چی شده؟ ناراحته؟
‫ازمون متنفره؟ از من متنفره؟

00:11:46.166 --> 00:11:48.458
‫اگه تصمیم گرفته ازم متنفر باشه
‫نمی‌تونم کاریش بکنم، آوی

00:11:48.541 --> 00:11:50.916
‫- نه، خیلی بهش خوش می‌گذره!
‫- درباره اون گلدان خیلی مهربون رفتار کردم

00:11:51.000 --> 00:11:51.875
‫چی گفته مگه؟

00:11:51.958 --> 00:11:54.958
‫حرفی نزده.
‫فقط دارم یه مشاهده انجام میدم...

00:11:55.041 --> 00:11:56.333
‫اینم یه مشاهده

00:11:56.416 --> 00:11:59.458
‫تو زمانی آوردیش خونه که می‌دونستی
‫برای من زمان احساساتی‌ایه

00:11:59.541 --> 00:12:01.416
‫یوشی قراره مرد بشه

00:12:01.500 --> 00:12:04.041
‫آخرین بچه‌ام دیگه کودک نیست

00:12:04.125 --> 00:12:06.041
‫- بی‌فرزند شدم
‫- نشدی

00:12:06.125 --> 00:12:08.541
‫این همه اسم رو که می‌بینم، می‌دونی چی برام جلب توجه می‌کنه؟

00:12:08.625 --> 00:12:11.083
‫اسامی مردمی که نمی‌بینمـشون و مُردن

00:12:11.166 --> 00:12:14.000
‫درسته. پس، هی، صحبت از اسم شد،

00:12:14.083 --> 00:12:15.583
‫این مسئله هم خیلی ناچیزه،

00:12:15.666 --> 00:12:18.291
‫اسم دوست‌دخترم جن هستش

00:12:18.375 --> 00:12:19.416
‫جنیفر، بله، می‌دونم

00:12:19.500 --> 00:12:22.750
‫درسته، ولی آخرش «یفر» نداره. جنِ خالی

00:12:22.833 --> 00:12:24.375
‫جنِ خالی دیگه چه اسمیه؟

00:12:24.458 --> 00:12:27.666
‫اسم دوست‌دخترم که والدینش روش گذاشتن

00:12:27.750 --> 00:12:30.333
‫- آوی، دارم تمام تلاشم رو می‌کنم
‫- می‌دونم

00:12:30.416 --> 00:12:33.142
‫- تقصیر من نیست که اسم سختی داره
‫- راستش اصلاً سخت نیست

00:12:33.166 --> 00:12:34.541
‫شرمنده دوست‌دخترت رو ناراحت کردم

00:12:34.625 --> 00:12:37.500
‫اگه می‌تونستم خودم رو تغییر بدم
‫که خوشحال بشی، به نظرت نمی‌کردم؟

00:12:37.583 --> 00:12:40.583
‫- من فقط دنبال خوشبختی بچه‌هامـم
‫- هی، نه، مامان. ما خوشبختیم!

00:12:40.666 --> 00:12:44.416
‫اون خیلی داره بهش خوش می‌گذره.
‫خودش گفت

00:12:44.500 --> 00:12:48.208
‫من... تقصیر منه. فراموش کن چیزی گفتم

00:12:49.875 --> 00:12:52.500
‫به نظرت مامان‌بزرگ عیبی نداره که اینقدر به هواکش نزدیک باشه؟

00:12:52.583 --> 00:12:55.541
‫بیخیال. مردم می‌تونن هرجا خواستن بشینن.
‫دنیا پُر از هرج و مرجه

00:12:55.625 --> 00:12:58.375
‫چرا باید یه شب برام پیش بیاد
‫که زندگی بر وفق مراد باشه؟

00:13:03.083 --> 00:13:05.583
‫خاله کارول و خاله سوزان، خواهرهای مامانم

00:13:05.666 --> 00:13:07.916
‫قراره کل آخرهفته رو باهم غیبت کنن

00:13:08.000 --> 00:13:12.416
‫عمو آرنی و عمه الین، عمو تو کار املاکه،
‫عمه مجسمه‌سازه

00:13:13.041 --> 00:13:14.958
‫عمو بَریِ مامان

00:13:15.041 --> 00:13:19.500
‫یه ساعت روی آسفالت بودیم
‫چون فرودگاه از بمب‌گذاری ترسیده بود

00:13:19.583 --> 00:13:23.083
‫معلوم شد یه کودنی
‫یه جعبه منور جاده رو گذاشته کنار جدول

00:13:23.166 --> 00:13:26.375
‫ببین چطوری داره همه رو درگیر خودش می‌کنه
‫انگار این آخرهفته مال خودشه

00:13:26.458 --> 00:13:29.791
‫مگه یه احمق حق نداره توی جشنِ
‫بچه‌ی برادرزاده‌اش یکم با مردم و خوش و بش کنه؟

00:13:29.875 --> 00:13:32.125
‫می‌خندی، اما آره، یه احمق حق داره

00:13:32.208 --> 00:13:35.083
‫- فقط خوشحالم پسرعمو موشه نیومده
‫- خب، هنوز سرِ شبه

00:13:36.625 --> 00:13:39.958
‫دوستان، مایلم یه سلامتی بزنم

00:13:40.041 --> 00:13:44.000
‫تازه آزادراه!
‫نذارید بگم...

00:13:44.083 --> 00:13:45.833
‫تازه خواستم بگم!

00:13:45.916 --> 00:13:49.875
‫خیلی خوشحالم که خیلی‌هاتون
‫تونستید این مسیر زیاد رو بیاید

00:13:49.958 --> 00:13:52.958
‫می‌خوام حضور یک شخص جدید رو اعلام کنم

00:13:53.041 --> 00:13:55.333
‫دوست‌دخترِ آوی، جن

00:13:55.416 --> 00:13:57.291
‫اوه

00:13:57.375 --> 00:13:58.375
‫سلام

00:13:58.708 --> 00:14:01.958
‫اگه هنوز با جن آشنا نشدین،
‫اجازه بدین اول خودم بهتون بگم،

00:14:02.041 --> 00:14:03.208
‫جن فوق‌العاده است

00:14:03.291 --> 00:14:06.125
‫- بهش چی گفتی مگه؟
‫- فکر کنم خیلی ازت خوشش میاد

00:14:06.208 --> 00:14:09.791
‫لازم بود یه اشاره ویژه بهش بکنم
‫چون می‌دونم به خاطر بازیگر بودنش

00:14:09.875 --> 00:14:11.083
‫دوست داره توجه‌ها روش باشه

00:14:11.166 --> 00:14:13.458
‫بازیگر، وای

00:14:14.958 --> 00:14:18.208
‫ولی الان، آقایی که براش جشن گرفتیم، یوشی کجاست؟

00:14:18.291 --> 00:14:19.500
‫هوم؟

00:14:19.583 --> 00:14:21.416
‫یوشی، اون کوکی رو از کجا آوردی؟

00:14:21.500 --> 00:14:23.666
‫می‌شه واسه یه بار تو عمرت
‫مثل یه آدم رفتار...

00:14:23.750 --> 00:14:27.625
‫همیشه عجله داری. یوشیِ من

00:14:27.708 --> 00:14:29.083
‫استعاره خوبیه

00:14:29.166 --> 00:14:31.708
‫من کوکتلم رو تا آخر نخوردم، یوشی رفته دسر بخوره

00:14:31.791 --> 00:14:34.625
‫همین دیروز، داشتیم از بیمارستان
‫می‌بردیمش خونه،

00:14:34.708 --> 00:14:35.958
‫حالا واسه خودش مردی شده

00:14:37.416 --> 00:14:40.916
‫مثل اون دیالوگ از فیلم ویولن‌زنـه،
‫هیچوقت متنش رو یادم نمیره

00:14:41.000 --> 00:14:45.625
‫«من نیستم که بزرگتر شده، ولی یه جوری...»

00:14:45.708 --> 00:14:47.125
‫اه...

00:14:47.208 --> 00:14:48.916
‫- می‌دونید، سلامتی زندگی
‫- سلامتی!

00:14:49.000 --> 00:14:50.541
‫نه، داشتم از فیلم می‌گفتم!

00:14:50.625 --> 00:14:52.083
‫ببخشید، سلامتی رو زود گفتم

00:14:52.166 --> 00:14:54.833
‫منظورم اینه که خیلی سریع پیش رفت

00:14:54.916 --> 00:14:58.708
‫خیلی زود، بر میتصوا تموم می‌شه
‫و یوشی با صندلی بالا میره

00:15:00.791 --> 00:15:02.458
‫- خیلی خوبه
‫- بس کن!

00:15:03.958 --> 00:15:05.458
‫الیوت، بلند کن!

00:15:08.958 --> 00:15:12.666
‫می‌دونم اولین بارمه،
‫ولی یوشی خیلی خوب بود، درسته؟

00:15:12.750 --> 00:15:15.250
‫- راستش آره
‫- ترکوند. این غذا بده

00:15:15.333 --> 00:15:17.000
‫سخنرانیش خیلی پیچیده بود

00:15:17.083 --> 00:15:20.500
‫چطوری یه بچه سیزده ساله
‫اینقدر نسبت به هولوکاست آگاهه؟

00:15:20.583 --> 00:15:24.583
‫به خاطر مربی بر میتصواش، آقای لیبوویتز.
‫اون یه بازماند هاست

00:15:24.666 --> 00:15:26.750
‫مثل آهنگ گروه دستینیز چایلد

00:15:26.833 --> 00:15:28.625
‫شیرا، آوی، مبارک باشه

00:15:28.708 --> 00:15:30.541
‫سلام، ایشون دوست‌دخترم، جن هستش

00:15:30.625 --> 00:15:33.750
‫پال و اینز فلدستین،
‫دوستان قدیمی والدینم

00:15:33.833 --> 00:15:37.291
‫خیلی تعریفت رو شنیدیم.
‫نایومی خیلی دوستت داره

00:15:37.375 --> 00:15:38.625
‫- جدی؟
‫- بیبی کجاست؟

00:15:38.708 --> 00:15:40.208
‫بیبی نتونست بیاد

00:15:40.291 --> 00:15:41.583
‫نتونست بیاد

00:15:41.666 --> 00:15:42.541
‫امتحانات میان‌ترم داره

00:15:42.625 --> 00:15:44.916
‫منم دارم،

00:15:45.000 --> 00:15:47.708
‫ولی بازم اهمیت دادم
‫که به بر میتصوای یوشی بیام

00:15:47.791 --> 00:15:49.083
‫خب، تو خواهرشی

00:15:49.166 --> 00:15:51.000
‫لازم نیست واسه بیبی بهونه بیارید

00:15:51.083 --> 00:15:53.750
‫همه می‌دونیم که اولویت‌هاش داغونه
‫و اصلاً وفادار نیست

00:15:53.833 --> 00:15:55.625
‫توهین نباشه، می‌دونم دخترتونه

00:15:55.708 --> 00:15:57.583
‫سلامت رو بهش می‌رسونیم

00:15:58.166 --> 00:15:59.416
‫باورت می‌شه؟

00:15:59.500 --> 00:16:02.333
‫- چرا عصبانی هستی؟ تو که نمی‌خواستی ببینیش
‫- منظور این نیست

00:16:02.416 --> 00:16:04.041
‫گفته بود به جشن میاد

00:16:04.125 --> 00:16:06.125
‫پس ترجیح می‌دادی که اینجا باشه؟

00:16:06.208 --> 00:16:09.333
‫معلومه که نه!
‫ولی چطور تونست این کار رو با یوشی بکنه؟

00:16:09.416 --> 00:16:11.500
‫- خیلی ناراحت می‌شه
‫- یوشی کجاست اصلاً؟

00:16:12.250 --> 00:16:14.916
‫امروز، من مرد شدم

00:16:17.083 --> 00:16:20.375
‫شوپر، امروز خودِ آقایی

00:16:20.458 --> 00:16:24.458
‫فقط نظر منه یا توی بر میتصوا خفنم؟

00:16:24.541 --> 00:16:27.625
‫رفیق، دعات عالی بود!

00:16:27.708 --> 00:16:31.458
‫یواشکی نگاهم به آقای لیبوویتز بود.
‫بدجوری تشتکش پریده بود

00:16:31.541 --> 00:16:36.666
‫هی دنی، این که باعث نمی‌شه
‫یهودی‌های بدی بشیم، درسته؟

00:16:36.750 --> 00:16:39.416
‫دست بردار. مثلاً ابن میمون هیچوقت نئشه نکرده؟

00:16:39.500 --> 00:16:40.541
‫ولی آخه توی بر میتصوام؟

00:16:40.625 --> 00:16:43.833
‫آخه، به نظرت پیش خدا تو دردسر نمی‌افتیم؟

00:16:43.916 --> 00:16:47.416
‫یوشی! وایسا ببینم،
‫بگو که هنوز به خدا اعتقاد نداری

00:16:47.500 --> 00:16:48.833
‫- نه!
‫- مگه شش سالته؟

00:16:48.916 --> 00:16:53.416
‫نه، معلومه که نه. خودِ خدا رو که نمیگم،
‫ولی منظورم ایده‌ی خداست

00:16:53.500 --> 00:16:55.500
‫- چی؟
‫- یعنی انرژی خدایی؟

00:16:55.583 --> 00:16:59.625
‫انرژی‌ای در کار نیست، پسر.
‫خدایی نیست! هیچی نیست

00:16:59.708 --> 00:17:02.375
‫ولی الان از تورات خوندم

00:17:02.458 --> 00:17:03.791
‫کلی دعا یاد گرفتم

00:17:03.875 --> 00:17:08.416
‫سخنرانی کردم. اگه خدایی نیست،
‫هدف از این کارها چی بود؟

00:17:08.500 --> 00:17:11.541
‫می‌دونی چی واقعاً احمقانه است؟
‫بیبی این گوشواره‌ها رو برام خریده بود،

00:17:11.625 --> 00:17:14.291
‫منم به عنوان نشونه صلح انداختمـشون، می‌دونی؟

00:17:14.375 --> 00:17:17.833
‫ولی حالا نیومده و مثل احمق‌ها این‌ها رو گوشم کردم

00:17:17.916 --> 00:17:20.583
‫چرا اصلاً برات مهمه؟
‫یه ساله که با بیبی حرف نزدی

00:17:20.666 --> 00:17:24.791
‫هولوکاست شصت سال پیش بوده.
‫گمونم دیگه نباید به اون هم اهمیت بدیم

00:17:24.875 --> 00:17:26.715
‫- ای وای
‫- یا دوباره می‌خوای سخنرانی یوشی رو بشنوی؟

00:17:26.791 --> 00:17:28.625
‫دوستی‌های دخترونه می‌تونن خیلی پُرتنش باشن

00:17:28.708 --> 00:17:33.125
‫بله، درسته. فهمیدی، آوی؟
‫به این میگن همدردی. ممنون جن

00:17:33.208 --> 00:17:36.500
‫آوی، می‌تونی داداشت رو پیدا کنی؟
‫تقریباً وقت مراسم شمع شده

00:17:36.583 --> 00:17:39.583
‫- نمی‌دونی کجاست؟
‫- با دنی وگبرایت گذاشت رفت

00:17:39.666 --> 00:17:40.750
‫- ای خدا
‫- خدای من

00:17:40.833 --> 00:17:45.833
‫پس همه بهم دروغ گفتن.
‫نصف سال داشتم واسه یه دروغ مطالعه می‌کردم

00:17:45.916 --> 00:17:46.958
‫و یه مهمونی خفن

00:17:47.041 --> 00:17:50.458
‫می‌تونستم اون زمان رو صرف یه کار واقعی
‫مثل بازیِ رقص رقص انقلاب بکنم

00:17:50.541 --> 00:17:52.083
‫اونجوری ریچل چو رو تحت‌تأثیر قرار می‌دادم

00:17:52.166 --> 00:17:56.250
‫ریچل چو یهو ازت خوشش نمیاد
‫اگه توی رقص رقص انقلاب خوب بشی

00:17:56.333 --> 00:17:58.791
‫راستش فکر می‌کنم باعث می‌شه
‫نصف راه رو با ریچل چو برم

00:17:58.875 --> 00:18:00.541
‫- اینجایی
‫- نامرئی!

00:18:00.625 --> 00:18:02.416
‫هی، روز بزرگیه، داره بهت خوش می‌گذره

00:18:02.500 --> 00:18:04.583
‫می‌فهمم. ولی وقت روشن کردن شمع‌هاست

00:18:04.666 --> 00:18:08.333
‫- ولی چرا آخه؟ فایده‌اش چیه؟
‫- فایده‌ی هرچیزی چیه؟

00:18:08.416 --> 00:18:10.583
‫تا مامان داستان درست نکنه. بزن بریم

00:18:22.541 --> 00:18:27.958
‫خب اینجا جمع شدیم و می‌خوایم...

00:18:28.041 --> 00:18:29.250
‫...شمع روشن کنیم!

00:18:30.125 --> 00:18:35.791
‫خب، سیزده‌تا شمع داریم
‫و هر کدومـشون روشن می‌شن

00:18:35.875 --> 00:18:39.125
‫شمع‌های درازی هستن.
‫شاید زیادی درازن

00:18:40.166 --> 00:18:43.208
‫واسه شمع چهارم، بهترین دوستم دنی وگبرایت

00:18:43.291 --> 00:18:44.958
‫دنی، پاشو بیا اینجا

00:18:47.125 --> 00:18:49.833
‫چه خبر؟!

00:18:50.458 --> 00:18:54.333
‫حالا که داره میاد، بذارید درباره سه شمع اول بهتون بگم،

00:18:54.416 --> 00:18:57.791
‫که شاید بهتر بود قبل از چهارمی
‫روشن‌شون می‌کردم، قاعدتاً

00:18:57.875 --> 00:19:00.666
‫باشه، شمع اول مامان و بابان

00:19:00.750 --> 00:19:03.083
‫علتی که همه اینجاییم

00:19:03.583 --> 00:19:06.916
‫گفتن بر میتصوا رو برگزار کن.
‫ما هم چاچا اسلاید می‌زنیم

00:19:07.000 --> 00:19:09.750
‫- اصلاً یه دروغ بزرگ نیست
‫- باشه

00:19:09.833 --> 00:19:12.041
‫بعدش چاچا اسلاید می‌زنیم. دروغش کجاست؟

00:19:12.125 --> 00:19:15.666
‫دوتای دیگه از سه‌تای اول، باشه،

00:19:15.750 --> 00:19:19.583
‫خواهرم شیرا و برادرم آوی هستن. عجب تیمی

00:19:19.666 --> 00:19:20.708
‫هورا!

00:19:21.708 --> 00:19:24.291
‫هر دوشون این جشن رو داشتن.
‫می‌تونستن یه نکاتی بهم یاد بدن

00:19:24.375 --> 00:19:26.041
‫- چیزی نمونده، درسته؟
‫- نُه‌تا دیگه

00:19:26.125 --> 00:19:27.375
‫نُُه‌تا دیگه؟

00:19:27.458 --> 00:19:29.208
‫باشه، سریع بگم

00:19:29.291 --> 00:19:32.166
‫شماره پنج، می‌شناسیدش،
‫عاشقشید. مامان‌بزرگم

00:19:34.666 --> 00:19:36.583
‫شماره هشت می‌شه دوستان کمپ

00:19:36.666 --> 00:19:39.416
‫حس کردم واجبه بهشون اشاره کنم
‫وقتی داشتیم دعوت‌نامه می‌فرستادیم

00:19:39.500 --> 00:19:43.208
‫حالا که کلی ماه ازش گذشته با خودم میگم
‫شماها اصلاً کی هستید؟

00:19:43.291 --> 00:19:47.000
‫شماره دوازده، مربی بر میتصوام، آقای لیبوویتز

00:19:47.083 --> 00:19:49.583
‫بدترین وحشت قابل تصور رو سپری کرده

00:19:49.666 --> 00:19:52.250
‫حالا وقتش رو صرف آموزش بچه‌ها می‌کنه
‫که به درگاه خدا دعا کنن

00:19:52.333 --> 00:19:54.041
‫چون مشخصاً این کار جواب میده

00:19:54.125 --> 00:19:56.500
‫- چه مرگت شده؟
‫- گفتم جواب میده دیگه!

00:19:56.583 --> 00:19:57.958
‫باشه، بیاید جمع و جورش کنیم

00:19:58.041 --> 00:19:59.875
‫شماره سیزده خوش‌شانس،

00:19:59.958 --> 00:20:03.291
‫یه نفر جدید که وارد خونواده‌مون شده
‫ولی هیچی نشده خیلی عزیزه،

00:20:03.375 --> 00:20:06.250
‫- دوست‌دختر داداشم، جن
‫- ها؟

00:20:06.333 --> 00:20:09.083
‫پرانتز، از آوی بپرس فامیلیِ جن چیه

00:20:16.125 --> 00:20:20.500
‫خب؟ زن مرحومم سیلویا چی شد؟
‫یه شمع به اون نمی‌رسه؟

00:20:20.583 --> 00:20:23.375
‫عمو بری، شرمنده.
‫شمع‌هامون تموم شد، باشه؟

00:20:23.458 --> 00:20:24.458
‫تموم شد؟

00:20:24.541 --> 00:20:26.625
‫زن‌عمو سیلویا اینجا نیست.
‫روحش در آرامش باشه

00:20:26.708 --> 00:20:30.750
‫این‌ها همه دلیله که بهش احترام بذارید!
‫می‌تونستم به یادش یه شمع روشن کنم

00:20:30.833 --> 00:20:34.166
‫نشد به همه شمع بدیم.
‫تصمیماتی گرفته شده. برو ازمون شکایت کن

00:20:34.250 --> 00:20:37.541
‫زن‌عمو سیلویات مثل مادر دومت بود. خجالت بکش!

00:20:37.625 --> 00:20:38.958
‫بگیر بشین، بری!

00:20:39.041 --> 00:20:43.041
‫نمی‌نشینم!
‫به جاش به کی شمع دادین؟

00:20:43.125 --> 00:20:44.208
‫دوست‌دختر جدیده؟

00:20:45.458 --> 00:20:49.208
‫بگو ببینم، جن بدون اسم خانوادگی جوونیش رو

00:20:49.291 --> 00:20:52.666
‫صرف بزرگ کردن برادرها و خواهرهاش توی یه خونه کهنه کرده؟

00:20:52.750 --> 00:20:54.208
‫تو کردی، جن؟

00:20:54.291 --> 00:20:56.041
‫بری، خونه‌ی کهنه‌ای نبود

00:20:56.125 --> 00:20:58.625
‫پدرشون خزفروش بود.
‫یه آپارتمان خیلی شیک داشتن

00:20:58.708 --> 00:21:01.791
‫واسه یه خانواده هفت نفره،
‫عملاً یه خونه کهنه بود بود

00:21:01.875 --> 00:21:04.541
‫- به منم شمع ندادن. بشین!
‫- شمع رو روشن کن، جن

00:21:04.625 --> 00:21:08.833
‫اون شمع رو روشن نکنی!
‫اون شمع زنمه!

00:21:08.916 --> 00:21:12.958
‫این چک رو می‌بینی؟
‫قرار بود به افتخار تو اهدا بشه، یوشی

00:21:13.041 --> 00:21:17.083
‫۱۰۸ دلار کمک به اتحادیه ضدافترا

00:21:17.166 --> 00:21:21.500
‫ولی حالا نظرم درباره شمع‌هات اینه!

00:21:21.583 --> 00:21:24.958
‫- نه!
‫- به ما صدمه نمی‌زنه. به اتحادیه ضدافترا صدمه می‌زنه

00:21:25.041 --> 00:21:28.875
‫ارزش داره که منظورم رو برسونم.
‫اتحادیه ضدافترا اینجا طرف من رو می‌گیره

00:21:28.958 --> 00:21:30.583
‫شمع رو روشن کن

00:21:30.666 --> 00:21:31.916
‫فکر نکنم درست باشه

00:21:32.000 --> 00:21:33.750
‫چرند نگو

00:21:33.833 --> 00:21:34.833
‫مراقب باش!

00:21:34.916 --> 00:21:36.833
‫اوه!

00:21:36.916 --> 00:21:37.958
‫- وای نه!
‫- آتیش‌سوزی!

00:21:38.041 --> 00:21:39.625
‫باشه، من حلش می‌کنم

00:21:39.708 --> 00:21:42.541
‫یه کپسول آتش‌نشانی
‫توی کیت اورژانسی... اوه

00:21:45.875 --> 00:21:49.458
‫باشه. خدا واقعیه و بدجوری عصبانیه!

00:21:49.541 --> 00:21:51.625
‫اوه

00:21:57.958 --> 00:22:00.958
‫- بذار شمعش رو روشن کنه!
‫- ولم کن، حیوون وحشی!

00:22:02.958 --> 00:22:06.625
‫سیلویا مُرده! جن زنده است!

00:22:07.791 --> 00:22:11.125
‫می‌شه واسه یه بار تو زندگی نگون‌بختت
‫سخاوتمند باشی؟

00:22:11.208 --> 00:22:12.416
‫هی، حالت خوبه؟

00:22:12.500 --> 00:22:14.625
‫این دیوونه‌وارترین چیزیه که من دیدم

00:22:14.708 --> 00:22:16.875
‫من بدترش رو دیدم

00:22:18.875 --> 00:22:22.583
‫وقتی کنار خانواده هستیم
‫بیشتر از همیشه دلتنگش می‌شم

00:22:22.666 --> 00:22:27.291
‫اگه بخوایم واسه تمام افرادی که من دلتنگشونم
‫یه شمع روشن کنیم، باید چند روز اینجا باشیم

00:22:28.041 --> 00:22:31.291
‫باشه، کی واسه چاچا اسلاید آماده است؟
‫اون دی‌جی کجاست؟

00:22:31.375 --> 00:22:33.500
‫واسه چی داریم بهش پول میدیم؟
‫یالا!

00:22:39.041 --> 00:22:41.625
‫- یه جورایی تحملـشون سخته، ها؟
‫- یه جورایی

00:22:41.708 --> 00:22:43.958
‫گمونم می‌تونستم بهتر بهت هشدار بدم

00:22:44.041 --> 00:22:46.583
‫ولی وقتی بحث خانواده باشه،
‫تقریباً متوجهش نمی‌شی

00:22:46.666 --> 00:22:50.250
‫آره، متوجهم آدم چطور ممکنه تقریباً متوجهش نشه

00:22:50.333 --> 00:22:51.833
‫در هر صورت، شگفت‌انگیز بودی

00:22:51.916 --> 00:22:55.333
‫و راستیتش به نظرم خیلی ازت خوشـشون میاد

00:22:55.416 --> 00:22:57.625
‫- جدی؟
‫- بهت شمع دادن

00:22:57.708 --> 00:23:00.333
‫بیخودی نیست.
‫زن‌عمو سیلویا هم شمع نگرفت

00:23:00.416 --> 00:23:03.708
‫زن‌عمو سیلویا شمع نگرفت؟
‫حتماً نفهمیدم

00:23:03.791 --> 00:23:07.708
‫و راستیتش، من خیلی ازت خوشم میاد

00:23:08.500 --> 00:23:12.750
‫می‌خوای یه آهنگ از موزیکال بینوایان گوش کنیم
‫و کل مدت رو حرف نزنیم؟

00:23:14.166 --> 00:23:15.833
‫باشه، پایه‌ام

00:23:19.625 --> 00:23:23.166
‫[سال ۲۰۲۲]

00:23:25.000 --> 00:23:45.000
  جديدترين اخبار فيلم و سريال در کانال تلگرام و پیج اینستاگرام :
  .:: @MiraMovie1 ::.
  .:: @myZedMovie ::.