﻿WEBVTT

00:00:01.000 --> 00:00:08.500
<b><c.color00abfd> دانلود فیلم و سریال با زیرنویس چسبیده
  ..:: MiraMovie.Top ::..</c></b>
  <b><c.colorFFC947> ..:: MyZed.Top ::..</c></b>

00:00:09.049 --> 00:00:11.049
‫« سال 2006 »

00:00:15.083 --> 00:00:17.500
‫- یوشی پسرِ دوست‌داشتنی‌ایه
‫- می‌دونستم!

00:00:17.583 --> 00:00:19.500
‫فکر کردی تو باید بهمون بگی
‫پسرمون دوست‌داشتنیه یا نه؟

00:00:19.583 --> 00:00:21.708
‫پول نمیدیم ازش تعریف کنی.
‫بگو مشکلش چیه؟

00:00:21.791 --> 00:00:26.375
‫خب من نشونه‌های اختلال کم‌توجهی،
‫خوانش‌پریشی و اختلال عملکرد اجرایی می‌بینم

00:00:26.458 --> 00:00:27.666
‫اختلالِ چی چی؟!

00:00:27.750 --> 00:00:29.791
‫بهش کم‌توجهی کردم و حالا
‫کمبود پیدا کرده

00:00:29.875 --> 00:00:30.708
‫صبر کن ببینم

00:00:30.791 --> 00:00:32.916
‫نه، نه، شما مقصر نبودین

00:00:33.000 --> 00:00:35.708
‫ساختارِ مغزِ یوشی به این شکله.
‫تقصیرِ کسی نیست

00:00:35.791 --> 00:00:38.541
‫هیچ‌چیزی بی‌دلیل نیست.
‫مگه میشه تقصیرِ کسی نباشه؟

00:00:38.625 --> 00:00:42.791
‫خب یه اختلال نادر هست که در اثر تماس

00:00:42.875 --> 00:00:44.666
‫- با یه سری میکروب توی بچگی شکل می‌گیره
‫- میکروب؟

00:00:44.750 --> 00:00:47.500
‫بعد توی نوجوانی خودش رو
‫با یه سری علائم نشون میده

00:00:47.583 --> 00:00:51.416
‫عدم آگاهی فضایی، حواس‌پرتی،
خویشتن‌داری ضعیف

00:00:51.500 --> 00:00:52.666
‫عجب!

00:00:54.125 --> 00:00:55.041
‫چه خفن شدی!

00:00:55.625 --> 00:00:56.708
‫ای بابا

00:00:58.791 --> 00:01:01.916
‫می‌تونیم آزمایشات بیشتری انجام بدیم
‫ولی رویکرد درمانی همونه

00:01:02.000 --> 00:01:05.666
‫پس تنها دلیلِ گرفتنِ آزمایشات بیشتر اینه که
‫بهونه‌ای برای سرزنش خودتون پیدا کنین

00:01:05.750 --> 00:01:07.708
‫- بعید می‌دونم...
‫- چه‌جور میکروبی؟

00:01:07.791 --> 00:01:10.541
‫بهش میگن سندروم پستانک پاک‌شده با لباس

00:01:10.625 --> 00:01:12.791
‫یعنی وقتی پستونک بچه میفته زمین،

00:01:12.875 --> 00:01:15.041
‫والدینش به‌جای اینکه ضدعفونیش کنن
‫یا یه دونه دیگه بخرن،

00:01:15.125 --> 00:01:18.583
‫بمالن به لباس‌شون و بعد
‫دوباره بذارنش دهنِ بچه

00:01:18.666 --> 00:01:19.666
‫وای!

00:01:19.750 --> 00:01:23.541
‫خب اگه علتش اینه پس امکان نداره
‫پسرمون مبتلا شده باشه

00:01:23.625 --> 00:01:27.416
‫میگم می‌خواین یه آزمایشی بدیم

00:01:27.500 --> 00:01:29.333
‫تا خیالمون راحت بشه؟

00:01:29.416 --> 00:01:30.250
‫چی؟ واسه چی؟

00:01:30.333 --> 00:01:32.375
‫اگه هیچ‌وقت پستونک رو با لباس‌تون
‫تمیز نکردین...

00:01:32.458 --> 00:01:34.041
‫حالا شاید یکی دوباری

00:01:34.125 --> 00:01:35.708
‫- بعدِ افتادنِ پستونک...
‫- تو چیکار کردی؟

00:01:35.791 --> 00:01:37.208
‫با لباسم پاکش کرده باشم

00:01:37.291 --> 00:01:39.083
‫- اگه فقط یه بار بوده...
‫- دیگه شوهرِ خودمم نمی‌شناسم

00:01:39.166 --> 00:01:41.583
‫دیگه چی رو ازم پنهون کردی؟
‫نکنه تو خونه اسلحه داریم؟

00:01:41.666 --> 00:01:43.500
‫یه خانواده دیگه زیر کف‌پوش‌ها قایم کردی؟

00:01:43.583 --> 00:01:46.416
‫اگه یه خانواده‌ی دیگه داشتم،
‫یه خونه‌ی جدا براشون می‌خریدم

00:01:46.500 --> 00:01:49.291
‫پول نمیدی آشپزخونه‌مون رو بازسازی کنیم
‫ولی برای اون یکی خانواده‌ت خونه می‌خری

00:01:49.375 --> 00:01:52.208
‫الان وقتِ مناسبی برای بازسازی
‫آشپزخونه نیست. پروژه‌ی بزرگیه

00:01:52.291 --> 00:01:54.708
‫اگه فقط یکی دوبار بوده،
‫نیازی به نگرانی نیست

00:01:54.791 --> 00:01:56.583
‫فقط در صورتی مشکل‌ساز میشه

00:01:56.666 --> 00:01:59.500
‫که شما در سال اول زندگیِ یوشی،
‫هر روز، روزی چند بار

00:01:59.583 --> 00:02:01.958
‫این کار رو تکرار کرده باشین

00:02:12.375 --> 00:02:14.291
‫فکر کنم باید آزمایش‌های
‫تکمیلی رو انجام بدیم

00:02:14.375 --> 00:02:16.166
‫تازه فکر می‌کنی؟!

00:02:16.595 --> 00:02:19.415
‫« مخلص کلام »
« فصل اول، قسمت سوم »

00:03:04.717 --> 00:03:06.717
‫« سال 2013 »

00:03:08.041 --> 00:03:09.000
‫پنج دقیقه دیگه اونجام

00:03:09.083 --> 00:03:11.791
‫اوضاع داره خطرناک میشه یوشی!

00:03:11.875 --> 00:03:13.166
‫پس دو دقیقه دیگه می‌رسم

00:03:16.922 --> 00:03:18.210
« آمبولانس ژامبون»

00:03:21.125 --> 00:03:24.041
‫ژامبون، ژامبون، ژامبون. ژامبون برای شما

00:03:24.125 --> 00:03:26.708
‫ژامبون برای شما. اینم از ژامبون

00:03:28.958 --> 00:03:32.083
‫ژامبون خدمتِ شما. ژامبون خدمتِ شما.
‫ژامبون خدمتِ شما

00:03:40.875 --> 00:03:43.333
‫خیلی‌خب

00:03:44.083 --> 00:03:46.000
‫من و تو، رفیق

00:03:49.208 --> 00:03:50.250
‫ای وای!

00:03:54.083 --> 00:03:56.666
‫مامان، دوباره خرابکاری کردم

00:04:00.625 --> 00:04:03.500
‫نمی‌فهمم چرا توی اتاق قدیمیت نمی‌خوابی

00:04:03.583 --> 00:04:05.375
‫اونی که کمد و کشو داره

00:04:05.458 --> 00:04:07.625
‫آخه این‌جوری حس می‌کنم
‫دوباره برگشتم با ننه‌بابام زندگی کنم

00:04:07.708 --> 00:04:10.083
‫نمی‌خوام سربار باشم.
‫همینجا رو کاناپه می‌خوابم

00:04:10.166 --> 00:04:11.666
‫ممنون میشیم

00:04:15.333 --> 00:04:18.458
‫ یوشی 22 سالشه. دیگه باید یکم
‫مسئولیت‌پذیر باشه

00:04:18.541 --> 00:04:20.125
‫فقط 22 سالشه

00:04:20.208 --> 00:04:23.208
‫من وقتی 22 سالم بود، می‌خواستم
‫با کوله پشتی دور دنیا سفر کنم

00:04:23.291 --> 00:04:25.000
‫نمیشه که با کوله پشتی
‫دور دنیا رو گشت

00:04:25.083 --> 00:04:27.000
‫خب نرفتم دیگه. نکته‌ش همینـه

00:04:27.083 --> 00:04:29.625
‫نکته‌ی دیگه‌ام اینه که چرا
‫نمیشه با کوله دور دنیا رو گشت؟

00:04:29.708 --> 00:04:31.708
‫به نظرم تو بیش از حد دوستش داری و
واقعیت رو نمی‌بینی

00:04:31.791 --> 00:04:34.625
‫من به اندازه کافی دوستش دارم و
‫برای همین عیب‌هاش رو می‌بینم

00:04:36.000 --> 00:04:38.708
‫وای، نمی‌تونم همینجور دست روی
‫دست بذارم. الان به کارن گتلمن زنگ می‌زنم

00:04:38.791 --> 00:04:40.083
‫ساعت ده شبه ها!

00:04:40.166 --> 00:04:43.333
‫مگه با این وضعیتِ بحرانی پسرم
‫خواب به چشمم میاد؟

00:04:46.458 --> 00:04:50.333
‫به خاطر اقیانوس‌ها!
‫واسه همین نمیشه با کوله دور دنیا رو گشت

00:04:53.041 --> 00:04:55.041
‫می‌دونی با چه بدبختی‌ای این
‫کار رو برات جور کردم؟

00:04:55.125 --> 00:04:58.583
‫مجبور شدم 45 دقیقه به غرغرهای
‫کارن گتلمن راجع‌به مشکلاتِ روانی گربه‌ش

00:04:58.666 --> 00:04:59.583
‫گوش بدم

00:04:59.666 --> 00:05:01.250
‫پس این فرصت رو به باد نده

00:05:01.333 --> 00:05:04.000
‫فرصت کار موقت توی کارخونه‌ی
‫قطعاتِ چرخ خیاطی

00:05:04.083 --> 00:05:05.416
‫- همینو بگو!
‫- فرصتیه برای

00:05:05.500 --> 00:05:07.000
‫اینکه از خونه بزنی بیرون

00:05:07.083 --> 00:05:09.208
‫با آدم‌های جدید آشنا بشی و
‫اعتماد بنفس پیدا کنی

00:05:09.291 --> 00:05:10.708
‫خودم اعتماد بنفس دارم

00:05:10.791 --> 00:05:11.666
از کجا؟

00:05:11.750 --> 00:05:15.208
‫می‌دونم یه چیزی هست که توش مهارت دارم.
‫فقط باید پیداش کنم

00:05:15.791 --> 00:05:18.750
‫حالا تا اون روز برسه، باید کار کنی

00:05:18.833 --> 00:05:21.458
‫سر راهت برای همه قهوه
‫و شیرینی دانمارکی بخر...

00:05:21.541 --> 00:05:23.583
‫- منظورت «دانمارکی‌ها»‌ست؟
‫- جمعش همون دانمارکیه

00:05:23.666 --> 00:05:24.500
‫آخ!

00:05:29.083 --> 00:05:33.041
‫آخ! ای وای! ای وای! نه، نه، نه!

00:05:33.125 --> 00:05:36.125
‫وای ببخشید!
‫هنوز به ابعاد ماشینِ گنده‌م عادت نکردم

00:05:36.208 --> 00:05:39.166
‫- برات قهوه می‌خرم
‫- مرسی آقا. وایسا ببینم

00:05:40.041 --> 00:05:42.500
‫دمپایی پوشیدی؟ با کت و شلوار؟

00:05:43.041 --> 00:05:46.666
‫- چه جادوگری هستی تو؟
‫- رئیسِ خودمم، هرجور بخوام لباس می‌پوشم

00:05:46.750 --> 00:05:48.583
‫عجب! تا حالا لباس‌هات رو پشت‌ورو پوشیدی؟

00:05:48.666 --> 00:05:49.541
‫نه

00:05:49.625 --> 00:05:52.291
‫تا حالا شده سمتِ راستت به مَرد باشه

00:05:52.375 --> 00:05:55.416
‫و سمت چپت یه زنِ سکسی باشه
‫و این مکالمه بین‌تون شکل بگیره:

00:05:55.500 --> 00:05:57.541
‫«سلام». «سلام».
‫«زیاد اینجا میای؟»

00:05:57.625 --> 00:05:59.333
‫«من متأهلم»
‫«ولی حلقه دستت نیست»

00:05:59.416 --> 00:06:02.041
‫«پول نداشتیم بخریم. شوهرم توی
‫کارخونه‌ی ذوب آهن کار می‌کنه»

00:06:02.125 --> 00:06:03.333
‫«پس حتماً خیلی احساس تنهایی می‌کنی»

00:06:03.416 --> 00:06:04.750
‫«آره»

00:06:06.750 --> 00:06:07.916
‫«وای نه! برگشت»

00:06:08.000 --> 00:06:10.916
‫«بنگ! بنگ! شتر دیدی ندیدی»

00:06:11.583 --> 00:06:14.083
‫- ازت خوشم اومد
‫- مگه میشه خوشت نیاد؟ من دوست‌داشتنی‌ام

00:06:14.166 --> 00:06:15.583
‫میگما، تا حالا شده...

00:06:15.666 --> 00:06:17.666
‫نه، ولش کن. فکر نکنم خوشت بیاد

00:06:17.750 --> 00:06:18.875
‫- چی شده؟
‫- به دردت نمی‌خوره

00:06:18.958 --> 00:06:21.250
‫- نمی‌خوام وقتت رو هدر بدم
‫-وقتم هیچ ارزشی نداره!

00:06:21.333 --> 00:06:24.708
‫باشه ولی قبلش باید سوار
‫ماشینم بشی، چشم‌هاتو ببندی

00:06:24.791 --> 00:06:26.166
‫و هیچ سوالی نپرسی

00:06:26.250 --> 00:06:28.375
‫اصلاً هیچ سوالی به ذهنم نمی‌رسه

00:06:29.500 --> 00:06:31.791
‫ما اینجا تیوب‌های تَمیت رو می‌سازیم

00:06:31.875 --> 00:06:32.916
‫تیوب چی؟

00:06:33.000 --> 00:06:35.333
‫ت-م-ی-ت

00:06:35.416 --> 00:06:37.875
مخففِ جمله‌ی
«یه تشک این توئه»

00:06:37.958 --> 00:06:40.041
‫کجا؟ توی اون تیوب؟ تشک؟

00:06:40.125 --> 00:06:41.250
دقیقاً

00:06:41.333 --> 00:06:42.875
‫یعنی اون تو تشکه؟

00:06:42.958 --> 00:06:44.291
‫دقیقاً

00:06:47.250 --> 00:06:49.708
‫پشمام! واقعاً یه تشک داخلش بود!

00:06:49.791 --> 00:06:52.250
‫میگم می‌خوای... نه، چیزی نگم بهتره

00:06:52.333 --> 00:06:54.875
قیافه‌ت به کارمندهای
کفش‌جلوبسته‌پوش می‌خوره

00:06:54.958 --> 00:06:58.000
‫نه، نه، نه. تو اصلاً منو نمی‌شناسی.
‫مامانم مجبورم کرد اینا رو بپوشم

00:06:58.083 --> 00:07:00.833
‫رفیق، به زودی در بهترین
‫زمان و مکان قرار می‌گیری

00:07:00.916 --> 00:07:04.000
‫چون امروز... واقعاً نباید چیزی بگم

00:07:04.083 --> 00:07:05.041
‫بسه! بگو دیگه!

00:07:05.125 --> 00:07:06.958
‫دارم بهت فرصتِ

00:07:07.041 --> 00:07:11.333
‫لانچِ(=عرضه/پرتاب) نرم «یه تشک این توئه» رو میدم

00:07:11.416 --> 00:07:13.375
‫بازی با کلماتش هم کاملاً عمدیه

00:07:13.458 --> 00:07:16.833
‫بازی با کلماتش مربوط به «نرم»ـه
‫یا «لانچ»

00:07:16.916 --> 00:07:18.291
‫بازیش...

00:07:18.375 --> 00:07:19.333
‫شامل جفتشه

00:07:22.416 --> 00:07:23.791
‫کفش‌هات کو؟

00:07:23.875 --> 00:07:25.166
‫دادم رفت!

00:07:25.250 --> 00:07:26.500
‫چه بلایی سر تخت‌مون آوردی؟

00:07:26.583 --> 00:07:29.041
‫خانم‌ها و آقایان، اگه بهتون بگم

00:07:29.125 --> 00:07:30.916
‫یه تشک این توئه، چی میگین؟

00:07:32.333 --> 00:07:33.791
‫خب، هست

00:07:33.875 --> 00:07:35.250
‫چی هست؟

00:07:35.333 --> 00:07:38.625
‫تشک هست. اون توئه. منظورم
‫بازی با کلمات هم نیست

00:07:39.125 --> 00:07:40.125
‫من که مشکلی ندارم

00:07:40.208 --> 00:07:41.291
‫برو، تشک!

00:07:43.458 --> 00:07:44.583
‫خیلی‌خب

00:07:44.666 --> 00:07:49.166
‫و اگه یه نفر مثل ما از قبل تشک
‫داشته باشه، به چه دردش می‌خوره؟

00:07:49.250 --> 00:07:51.791
‫این زاپاسه

00:07:51.875 --> 00:07:52.833
‫برای وقتی که نداشته باشی

00:07:52.916 --> 00:07:54.166
‫جالبه

00:07:54.250 --> 00:07:58.416
‫الان یه چیزی بهتون نشون میدم
‫که 300 برابر جالب‌تره

00:07:58.500 --> 00:07:59.666
‫بریم گاراژ

00:08:01.541 --> 00:08:02.625
‫300تا ازشون خریدی؟

00:08:02.708 --> 00:08:04.750
‫اصلاً چطوری اینا رو آوردی اینجا؟

00:08:04.833 --> 00:08:07.000
‫با دنی وگبرایت

00:08:07.083 --> 00:08:08.291
‫شوپرها!

00:08:08.375 --> 00:08:10.583
‫- ون کرایه کردم!
‫- عالی شد!

00:08:10.666 --> 00:08:13.916
‫همه رفیق‌هام وقتی 21 ساله شدن
‫کارت‌های شناسایی جعلی‌شون رو ریختن دور

00:08:14.000 --> 00:08:16.833
‫ولی من گفتم اگه یه روز
‫بخوام ون کرایه کنم چی؟

00:08:16.916 --> 00:08:19.625
‫تازه کارت اعتباری هم می‌خواد که
‫من هشت‌تا دارم

00:08:19.708 --> 00:08:21.375
‫اگه خواستم ماشینم رو بیارم بیرون چی؟

00:08:21.458 --> 00:08:24.416
‫- مگه کجا می‌خوای بری؟
‫- سرکارم توی دانشگاه

00:08:24.500 --> 00:08:26.625
‫بهش میگن «حرفه».
‫یه چیزیه که آدم‌های بالغ دارن!

00:08:26.708 --> 00:08:29.833
‫این خیلی بهتره. همه‌ی این
‫تیوب‌ها رو می‌فروشم

00:08:29.916 --> 00:08:32.791
‫متوجه نیستین؟
‫آینده توی تیوبه

00:08:35.875 --> 00:08:37.666
‫توی این تیوب‌هات نردبون هم داری؟

00:08:37.750 --> 00:08:40.916
‫به نظرم بهتره همونطوری که بهم توضیح دادن،
‫براتون توضیح بدم...

00:08:41.000 --> 00:08:42.833
‫- امروز یه آقایی رو با دمپایی دیدم...
‫- یوشی، بس کن

00:08:42.916 --> 00:08:44.541
‫همه رو برگردون توی ون

00:08:44.625 --> 00:08:47.208
‫برو پولت رو پس بگیر.
‫الیوت، تو بشین پشت فرمون

00:08:47.291 --> 00:08:49.666
‫بعید می‌دونم اون پسره بتونه
‫پشت ماشین‌آلات سنگین بشینه

00:08:51.375 --> 00:08:53.625
‫وای! هنوز داره میاد بالا

00:08:58.833 --> 00:09:00.333
‫گمونم حق با مامان باشه

00:09:00.416 --> 00:09:03.916
‫می‌دونم احمقانه‌ست، مثل تمام چیزهایی
‫که به نظرم باحالن

00:09:04.000 --> 00:09:06.166
‫چرا تنها چیزهایی که برای من منطقی‌ان

00:09:06.250 --> 00:09:08.791
‫چیزهایین که هیچ منطق و معنایی ندارن؟

00:09:10.083 --> 00:09:11.916
‫وای!

00:09:12.000 --> 00:09:14.333
‫گوش کن، به نظرم باید این کار رو انجام بدی

00:09:14.416 --> 00:09:15.291
‫جدی؟

00:09:15.375 --> 00:09:18.166
‫وقتی همسنِ تو بودم می‌خواستم
‫با کوله دور دنیا رو بگردم

00:09:18.250 --> 00:09:20.083
‫ولی عملی نبود

00:09:20.166 --> 00:09:22.500
‫نمی‌خوام بقیه عمرت رو با این فکر بگذرونی که

00:09:22.583 --> 00:09:24.083
‫اگه فلان کار رو می‌کردم چی می‌شد

00:09:24.166 --> 00:09:28.291
‫دقیقاً. این کاریه که باید
‫به خاطر خودم انجامش بدم

00:09:28.875 --> 00:09:30.625
‫بهتر نیست قبلش با مامان مشورت کنیم؟

00:09:30.708 --> 00:09:33.625
‫فکرش رو نکن. مامانت با من

00:09:37.384 --> 00:09:39.157
‫« پاریس »

00:09:40.958 --> 00:09:42.166
‫ببین چی پیدا کردم!

00:09:42.250 --> 00:09:44.625
‫کارت پستالِ سفرمون به پاریس

00:09:44.708 --> 00:09:46.166
‫غذاهای فرانسوی باب میلم نیستن

00:09:46.250 --> 00:09:48.166
‫یادته مجبور شدیم هتل‌مون رو عوض کنیم؟

00:09:48.250 --> 00:09:52.208
‫اوهوم. به خاطر اون غازی بود که
‫صاف جلوی در هتل نشست

00:09:52.291 --> 00:09:53.958
‫یه نشونه از طرفِ عمه سیلویام بود

00:09:54.041 --> 00:09:56.666
‫داشت بهمون می‌گفت نریم
‫اون هتل و حق هم داشت

00:09:56.750 --> 00:09:58.666
‫هتلش چهار سال بعد توی آتیش سوخت
‫و نابود شد

00:09:58.750 --> 00:10:00.416
‫درسته. اگه بگم باورت نمیشه

00:10:00.500 --> 00:10:04.000
‫ولی امروز که داشتیم با یوشی می‌رفتیم
‫تمیت‌ها رو تحویل بدیم

00:10:04.083 --> 00:10:05.708
‫اون اتفاق تکرار شد

00:10:05.791 --> 00:10:07.250
‫شوخی می‌کنی!

00:10:07.333 --> 00:10:10.166
‫یه غاز صاف نشست روی کاپوتِ ون

00:10:10.250 --> 00:10:15.583
‫پس یعنی عمه سیلویا نمی‌خواد
‫یوشی قیدِ ایده‌ی کسب‌وکارش رو بزنه

00:10:15.666 --> 00:10:17.833
‫دقیقاً! چه معنیِ
‫دیگه‌ای می‌تونه داشته باشه؟

00:10:17.916 --> 00:10:21.416
‫می‌تونه به این معنی باشه که
‫شوهرم خیال می‌کنه زنش کودنه

00:10:21.500 --> 00:10:22.416
‫چی؟ نه

00:10:22.500 --> 00:10:24.833
‫دروغ‌گفتنت از پانتومیم‌بازی‌‫کردنت
افتضاح‌تره

00:10:24.916 --> 00:10:27.791
‫تازه اینو با در نظر گرفتنِ آبروریزیت جلوی
‫خانواده رزنتسوایگ میگم

00:10:27.875 --> 00:10:30.333
‫اون دفعه پانتومیم بازی نمی‌کردم،
‫زنبور رفته بود توی لباسم

00:10:30.416 --> 00:10:34.333
‫ولی ببین، من واقعاً باور دارم
‫یوشی با این کار به یه جایی می‌رسه

00:10:34.416 --> 00:10:35.250
‫بعید می‌دونم باور داشته باشی

00:10:35.333 --> 00:10:39.208
‫باشه ندارم. ولی می‌دونم خودش بهش باور
‫داره و به نظرم ارزشش رو داره که پرورشش بدیم

00:10:39.291 --> 00:10:43.083
‫پس پرورشش بده. تا جایی که می‌تونی
‫پرورشش بده. من توی دنیای واقعی می‌مونم

00:10:43.708 --> 00:10:47.666
‫میگه غاز دیدن! همه می‌دونن عمه
‫سیلویام فقط برای من به شکل غاز ظاهر میشه

00:10:49.166 --> 00:10:50.416
‫به نظر خسته‌این

00:10:50.500 --> 00:10:52.000
‫آهای! بعید می‌دونم این به کارت بیاد!

00:10:52.083 --> 00:10:54.750
‫مطمئنم اصلاً خوشت نمیاد!
‫کجا میری؟

00:10:54.833 --> 00:10:56.833
‫آهای! اینجا رو داشته باش!

00:10:57.458 --> 00:10:58.750
‫نه!

00:11:00.000 --> 00:11:01.000
‫وای!

00:11:05.750 --> 00:11:09.041
‫یه دونه تیوب هم نفروختم.
‫کاش می‌تونستم یه دونه بفروشم

00:11:09.125 --> 00:11:11.291
‫تا فقط 299تای دیگه بمونه؟

00:11:11.375 --> 00:11:12.333
‫دقیقاً

00:11:12.416 --> 00:11:14.875
‫دوباره بهم بگو چی این تشک‌ها رو خاص می‌کنه؟

00:11:14.958 --> 00:11:18.333
‫ترکیبِ نوآوری و ساختارشکنیه، بابا.
‫ترکیب تشک و تیوبه

00:11:18.416 --> 00:11:23.708
‫باشه یوشی ولی بگو به نظر خودت چرا
‫محصولِ خوبیه؟

00:11:23.791 --> 00:11:25.416
‫چون خودمم دلم می‌خواست یکی داشته باشم

00:11:25.500 --> 00:11:27.541
‫توی روزهایی که از این
‫شهر به اون شهر می‌رفتم

00:11:27.625 --> 00:11:29.333
‫دلم فقط یه چیز ثابت و موندگار می‌خواست

00:11:29.416 --> 00:11:32.041
‫یه جایی که بتونم استراحت کنم
‫و مالِ خودم باشه

00:11:32.625 --> 00:11:35.583
‫تازه کی حوصله داره یه تشکِ گنده رو
‫از پله‌ها بکشه بالا؟

00:11:35.666 --> 00:11:38.958
‫من که ندارم. اصلاً واسه همینه که
‫دوست‌پسرم رو ترک نمی‌کنم

00:11:39.041 --> 00:11:40.458
‫منم همینو میگم

00:11:40.541 --> 00:11:43.291
‫اگه تشک تیوبی داشت،
‫می‌تونست هرجا دلش می‌خواد بره

00:11:43.375 --> 00:11:45.958
‫یعنی میگی یه تشک اون توئه؟

00:11:46.041 --> 00:11:49.666
‫آره ولی الان دارم با بابام حرف می‌زنم

00:11:49.750 --> 00:11:51.625
‫وای ببخشید

00:11:52.416 --> 00:11:54.625
‫بحث‌مون سر چی بود؟ ورزش؟

00:11:56.791 --> 00:11:59.083
‫وایسا! برگرد! برگرد!

00:12:00.291 --> 00:12:03.041
‫وای! این دیگه چی بود؟

00:12:03.125 --> 00:12:05.583
‫گمونم بالاخره تونستی یه دونه بفروشی

00:12:05.666 --> 00:12:08.806
‫♪ Cheap Synths - Went and Did It ♪

00:12:25.666 --> 00:12:30.541
‫این اشیای زیبا رو ببینید.
‫یادآور گذشته و میراث‌مون هستن

00:12:30.625 --> 00:12:33.125
‫فکرش رو بکنین اگه
‫فک‌وفامیل‌مون تشک تیوبی داشتن،

00:12:33.208 --> 00:12:36.250
‫الان چه گنجینه‌ای از
خاطرات و یادگاری‌ها رو داشتیم؟

00:12:36.333 --> 00:12:38.875
‫گمونم این‌جوری، وقتی با کشتی مهاجران
‫از سرزمین مادری‌شون میومدن

00:12:38.958 --> 00:12:40.250
‫کمتر غر می‌زدن

00:12:40.333 --> 00:12:42.541
‫البته بازم یه غری می‌زدن،
‫من فک‌وفامیل‌مون رو می‌شناسم

00:12:42.625 --> 00:12:43.708
‫ولی قطعاً کمتر!

00:12:48.958 --> 00:12:51.833
‫- خیلی ممنون جوون
‫- جشنواره برنینگ من خوش بگذره

00:12:56.625 --> 00:12:59.541
‫موفق شدم! تموم تشک‌ها رو فروختم!

00:12:59.625 --> 00:13:01.291
‫- محشره!
‫- می‌دونستم از پسش برمیای

00:13:01.375 --> 00:13:02.833
‫خب الان چیکار کنم؟

00:13:02.916 --> 00:13:05.458
‫به نظرت هنوزم می‌تونم برم
‫کارخونه قطعات چرخ خیاطی؟

00:13:05.541 --> 00:13:06.958
‫از خداشونم باشه استخدامت کنن

00:13:07.041 --> 00:13:10.125
‫صبر کن ببینم. نمی‌خوای همین کار
‫رو ادامه بدی؟ واقعاً مهارتش رو داری

00:13:10.208 --> 00:13:13.208
‫گمونم بازم بتونم سفارش بدم.
‫واقعاً بهم باور داری؟

00:13:13.291 --> 00:13:14.333
‫به چی باور داشته باشم؟

00:13:14.416 --> 00:13:16.416
‫نیازی نیست به قضیه آخر فرما
‫باور داشته باشی

00:13:16.500 --> 00:13:17.541
‫وقتی اثباتش رو دیدی

00:13:17.625 --> 00:13:19.208
‫آره! بیا بخورش فرما!

00:13:19.291 --> 00:13:22.416
‫یوشی‌ جان. البته که ما خیلی بهت
‫افتخار می‌کنیم

00:13:22.500 --> 00:13:25.041
‫ولی به قول شما تشک‌فروش‌ها

00:13:25.125 --> 00:13:27.375
‫یه وقتایی باید بدونی کی وقتِ خوابه
‫(=کی کار رو تموم کنی)

00:13:27.458 --> 00:13:29.166
‫واقعاً هم اینو میگیم

00:13:29.250 --> 00:13:31.125
‫خب، خودت تا اینجا اومدی

00:13:31.208 --> 00:13:33.125
‫به نظرت قدمِ بعدیت باید چی باشه؟

00:13:34.416 --> 00:13:36.083
‫هر وقت سردرگم میشم

00:13:36.166 --> 00:13:38.916
‫از خودم می‌پرسم اگه مارک زاکربرگ بود
‫چیکار می‌کرد؟

00:13:39.916 --> 00:13:45.041
‫ایده‌ها همیشه توی محوطه‌ی دانشگاه
‫شکل می‌گیرن. جوون‌ها اونجان

00:13:45.125 --> 00:13:49.000
‫خوشبختانه یه نفر رو می‌شناسم
‫که توی دانشگاه کار می‌کنه

00:13:49.083 --> 00:13:50.916
‫می‌خوای تشک‌هات رو توی میدبِی بفروشی؟

00:13:51.000 --> 00:13:53.291
‫می‌خوام تشک‌هام رو به میدبی بفروشم

00:13:53.375 --> 00:13:55.333
‫یه تیوب توی هر اتاقِ خوابگاه

00:13:55.416 --> 00:13:57.875
‫زده به سرت؟ نمی‌تونی
‫همچین درخواستی از پدرت کنی

00:13:57.958 --> 00:13:59.500
‫کار و خانواده رو قاطی نمی‌کنن

00:13:59.583 --> 00:14:02.750
‫لازمه فاجعه‌ی آبنبات‌های پسح
‫سال 2002 رو بهت یادآوری کنم؟

00:14:02.833 --> 00:14:05.916
‫نه. یوشی، می‌تونم ترتیبِ یه جلسه
‫با رئیس دانشگاه رو بدم

00:14:06.000 --> 00:14:08.083
‫ولی بهتره خوب روی ارائه محصولت کار کنی

00:14:08.166 --> 00:14:10.666
‫واقعاً ممنونم بابا. ناامیدت نمی‌کنم

00:14:11.568 --> 00:14:12.869
‫وایسا ببینم، چی شد؟

00:14:16.208 --> 00:14:19.208
‫ببین، اگه قبول نکرد هم اشکالی نداره

00:14:19.291 --> 00:14:21.333
‫- چرا داره
‫- معلومه که نه داره

00:14:21.416 --> 00:14:24.166
‫نه، اگه نتونم بهشون بفروشم
‫توی بد مخمصه‌ای میفتم بابا

00:14:24.250 --> 00:14:26.916
‫چون ده هزارتا تیوب سفارش دادم

00:14:27.000 --> 00:14:28.541
‫ده هزارتا؟ چی؟ واسه چی؟

00:14:28.625 --> 00:14:31.958
‫چاره‌ای نداشتم. اگه یه لحظه به
‫شکست فکر می‌کردم، شکست می‌خوردم

00:14:32.041 --> 00:14:34.333
‫اینطوری مطمئنم دست‌پُر بیرون میام

00:14:34.416 --> 00:14:36.291
‫این کارائوکه «چیپ تریک» نیست
‫(گروه راک آمریکایی)

00:14:36.375 --> 00:14:38.833
‫«تسلیم شدن» جزئی از گزینه‌ها نیست
‫(اشاره به ترانه‌ای با این عنوان از گروه چیپ تریک)

00:14:38.916 --> 00:14:40.041
‫چی؟

00:14:40.125 --> 00:14:41.500
‫تمایلی نداریم

00:14:42.541 --> 00:14:45.083
‫- می‌خواین بیشتر براتون توضیح بدم...
‫- متوجه شدم

00:14:45.166 --> 00:14:48.625
‫توش تشکه ولی خوابگاه‌های دانشگاه میدبی
‫خودشون تشک دارن

00:14:48.708 --> 00:14:50.625
‫نمی‌خواین ارائه‌ش رو گوش بدین؟

00:14:50.708 --> 00:14:54.250
‫ولش کن بابا. شایدم من تمایلی نداشته باشم

00:14:54.333 --> 00:14:58.083
‫- دانشگاه‌تون معمولی، کسل‌کننده و ضایع‌ست
‫- اومدی بهم توهین کنی؟

00:14:58.166 --> 00:15:00.666
‫من نمیرم قفس میمون‌ها
‫تا بهشون توهین کنم

00:15:00.750 --> 00:15:06.041
‫من به احترام پدرم اومدم اینجا
‫ولی این ایده به درد استنفورد می‌خوره

00:15:06.125 --> 00:15:07.458
‫فردا باهاشون جلسه دارم

00:15:07.541 --> 00:15:09.666
‫پس سلامِ منو بهشون برسون

00:15:10.250 --> 00:15:14.208
‫ولی باحال‌نبودن هم خودش عالمی داره

00:15:14.291 --> 00:15:16.625
‫این همون رویکرد دانشگاه میدبی‌ـه

00:15:16.708 --> 00:15:21.416
‫بذار استنفورد با نخبه‌های تکنولوژیش و
‫آزمایش‌های زندان باکلاسش خوش باشه

00:15:21.500 --> 00:15:25.083
‫این یه تحول توی بازار نیست. صرفاً یه تشکه

00:15:25.166 --> 00:15:29.166
‫یه تشکی که بتونی هرجا میری با خودت ببری،
‫هر چقدر هم که از خونه دور بشی

00:15:31.875 --> 00:15:32.958
‫خونه

00:15:33.041 --> 00:15:35.958
‫اینجا برای هزاران دانشجو حکمِ خونه رو داره

00:15:36.041 --> 00:15:39.500
‫ولی فرض کن وقتی از اینجا میرن
‫یه یادگاری از خونه با خودشون ببرن

00:15:39.583 --> 00:15:41.875
‫یعنی میگی تشک رو همراهِ خودشون ببرن؟

00:15:41.958 --> 00:15:43.500
‫به هر دانشجوی سال اولی یه تشک میدین

00:15:43.583 --> 00:15:45.958
‫چهار سال دانشجویی این تشک همراهشونه

00:15:46.041 --> 00:15:50.791
‫و در نهایت با یه یادگاری از
‫زمان حضورشون در اینجا، برمی‌گردن خونه‌هاشون

00:15:50.875 --> 00:15:52.083
‫یادگاریِ صمیمانه و شخصی‌ایه

00:15:52.166 --> 00:15:53.625
‫چیزِ شیکی نیست

00:15:53.708 --> 00:15:58.375
‫صرفاً پیامش اینه: «دانشگاه میدبی.
‫تو برای یادگیری به اینجا اومدی.»

00:15:58.458 --> 00:15:59.958
‫«پس بقیه‌ش رو...

00:16:00.041 --> 00:16:01.000
‫بسپار به ما»

00:16:02.541 --> 00:16:04.541
‫باید میومدی و پسرمون رو می‌دیدی

00:16:04.625 --> 00:16:06.833
‫یه پا مایکل جردنی شده بود واسه خودش

00:16:06.916 --> 00:16:09.916
‫یعنی اندازه‌ی 15تا مردِ معمولی
‫جذابیت جنسی داشت؟

00:16:10.000 --> 00:16:13.208
‫- نه، منظورم اینه که واقعاً گل کاشت
‫- اصلاً نمی‌دونم چی شد

00:16:13.291 --> 00:16:16.500
‫یهو همه‌چی دستم اومد.
‫انگار می‌تونستم ذهنِ خانمـه رو بخونم

00:16:16.583 --> 00:16:17.708
‫و فکرشو بکن،

00:16:17.791 --> 00:16:21.958
‫اگه بهت نگفته بودم بری شیرینی دانمارکی
بخری، ‫هیچ‌کدوم از این اتفاقات نمی‌افتاد

00:16:22.041 --> 00:16:25.083
‫فردا قرارداد می‌بندیم پس شام رو
‫مهمون من هستین

00:16:25.166 --> 00:16:28.291
‫برای همه‌مون آب گازدار بیارین

00:16:28.375 --> 00:16:29.375
‫وای خداجون!

00:16:32.083 --> 00:16:35.958
‫کی آماده‌ست تا بهترین جشنواره‌ی
‫برنینگ منِ زندگیش رو تجربه کنه؟

00:16:40.583 --> 00:16:41.458
‫چی شده؟

00:16:41.482 --> 00:16:43.286
‫« هشدار ترافیک »
‫« تصادف زنجیره‌ای ناشی از انفجار تشک »

00:16:59.185 --> 00:17:01.185
‫«نمودار فروش تمیت »
‫« درخواست استرداد وجه »

00:17:01.834 --> 00:17:03.834
‫« لغو سفارش »
‫« درخواست استرداد وجه »

00:17:07.458 --> 00:17:10.291
‫خب پس ظاهراً اوضاعِ کاسبیِ تیوب‌های تمیت
‫کساد شده

00:17:11.208 --> 00:17:14.875
بیچاره دانشگاه میدبی که می‌خواد
توی این وضعیت باهام قرارداد ببنده

00:17:14.958 --> 00:17:15.791
‫چیه؟

00:17:15.875 --> 00:17:18.583
‫فکر نکنم دیگه باهات قرارداد ببندن

00:17:18.666 --> 00:17:21.875
‫یعنی خبرهای بد بهشون رسیده؟

00:17:21.958 --> 00:17:24.166
‫- آره
‫- و اینکه گاهی وقتا تیوب‌ها یهویی باز میشن

00:17:24.250 --> 00:17:26.291
‫باعث میشه معامله‌مون بهم بخوره؟

00:17:26.375 --> 00:17:29.041
‫احتمالاً آره

00:17:29.125 --> 00:17:32.916
‫آهان. اشکالی نداره.
‫پس دوباره یه سری تیوب روی دستم مونده

00:17:33.000 --> 00:17:35.708
‫قبلاً هم فروختم‌شون.
‫بازم می‌تونم بفروشم، نه؟

00:17:35.791 --> 00:17:36.791
‫اوهوم

00:17:42.541 --> 00:17:43.750
‫وای پسر

00:17:44.750 --> 00:17:45.625
‫ای وای!

00:17:48.291 --> 00:17:49.916
‫خونه پُر از تیوب شده

00:17:50.000 --> 00:17:51.458
‫باید باهاش حرف بزنیم

00:17:51.541 --> 00:17:53.666
‫همیشه منظورت از «ما»،
‫منـه

00:17:53.750 --> 00:17:55.416
یعنی میگی من باید باهاش حرف بزنم

00:17:55.500 --> 00:17:57.500
‫تا تو پدرِ خوب و حامیش باشی

00:17:57.583 --> 00:18:01.250
‫و من باید مادر بدجنسش باشم که
‫بهش بگم آرزوش احمقانه‌ست

00:18:01.333 --> 00:18:03.791
‫هرچند که از همون اول می‌دونستم احمقانه‌ست.
‫می‌دونستم

00:18:03.875 --> 00:18:07.250
‫و خوشحال نیستم که حق با من بوده
‫ولی می‌دونستم و چیزی نگفتم

00:18:07.333 --> 00:18:08.666
‫چیزی نگفتی؟!

00:18:09.416 --> 00:18:10.333
‫الیوت

00:18:16.291 --> 00:18:19.291
‫عقلت رو به کار بنداز

00:18:21.166 --> 00:18:22.791
‫وای! تو هم که مسخره‌مون کردی!

00:18:27.958 --> 00:18:29.541
‫بابا؟ فهمیدم!

00:18:29.625 --> 00:18:31.208
‫یوشی؟ تویی؟

00:18:31.291 --> 00:18:32.791
‫اینجام. بالاخره فهمیدم...

00:18:32.875 --> 00:18:34.875
‫بابا؟ اینجایی؟

00:18:34.958 --> 00:18:36.250
‫روی کاناپه نشستم

00:18:39.333 --> 00:18:41.458
‫تشک توی قوطی آلومینیمی!

00:18:41.541 --> 00:18:43.541
‫اسمش رو می‌ذاریم:
‫«تشک قوطی‌ای»

00:18:43.625 --> 00:18:45.333
‫فقط برای شروع یه سرمایه‌ی کوچیک نیاز دارم

00:18:45.416 --> 00:18:49.875
‫به نظرم بهتره بیشتر از این
‫خرجِ این پروژه نکنی

00:18:49.958 --> 00:18:51.791
‫تقریباً با صد هزار دلار کارم راه میفته

00:18:51.875 --> 00:18:55.416
‫یه کاری رو امتحان کردی و موفق نشدی.
‫دیگه وقتشه رهاش کنی

00:18:55.500 --> 00:18:56.750
‫رهاش کنم؟ نمی‌تونم

00:18:56.833 --> 00:18:59.041
‫خوبم می‌تونی

00:18:59.125 --> 00:19:02.125
‫یعنی میگی آرزوهام رو فراموش کنم؟
‫باشه حتماً

00:19:02.208 --> 00:19:05.416
‫منطقیه دیگه، چون خودتم همیشه
‫همین کار رو می‌کنی، مگه نه؟

00:19:05.500 --> 00:19:07.666
‫مثل وقتی که آرزو داشتی با کوله پشتی
‫دور دنیا سفر کنی

00:19:07.750 --> 00:19:08.750
‫یوش، بس کن

00:19:08.833 --> 00:19:12.000
‫ولی من عینِ تو نیستم، بابا.
‫نمی‌تونم خودمو کوچیک کنم

00:19:12.083 --> 00:19:15.958
‫کوچیک؟ من از همه‌چیم زدم
‫تا تو رو به خواسته‌هات برسونم،

00:19:16.041 --> 00:19:17.791
‫بعد این‌جوری جوابمو میدی؟

00:19:17.875 --> 00:19:20.166
‫من همیشه پشتت بودم

00:19:20.250 --> 00:19:24.000
‫من توی تمام این ماجرای احمقانه‌ی فروش
‫این تشک‌های مزخرف کنارت بودم

00:19:24.083 --> 00:19:25.041
‫ولی دیگه بسمـه!

00:19:25.125 --> 00:19:27.916
‫ببین، احتمالاً با 40 هزار یا 45 هزارتا
‫هم کارم راه بیفته...

00:19:28.000 --> 00:19:31.125
‫این بمب‌های ساعتی رو
‫از خونه‌ی من ببر بیرون!

00:19:31.208 --> 00:19:33.333
‫اینا بمب نیسـ... ای وایِ من!

00:19:39.125 --> 00:19:41.125
‫امشب مادرت رو شام می‌برم بیرون

00:19:41.208 --> 00:19:45.375
‫و وقتی برگشتیم، هیچ‌کدوم از اینا
‫نباید توی خونه باشه

00:19:45.875 --> 00:19:47.500
‫وگرنه از خونه می‌اندازمت بیرون!

00:19:51.083 --> 00:19:52.250
‫شوپر!

00:19:54.166 --> 00:19:57.250
‫دنی، می‌دونستم می‌تونم روت حساب کنم

00:19:57.333 --> 00:19:59.208
‫با یه قیمتِ خوب این کامیون رو کرایه کردم

00:19:59.291 --> 00:20:01.958
‫خواستن بیمه هم بهم قالب کنن
‫که گفتم: «داداش،

00:20:02.041 --> 00:20:05.791
‫بیمه به چه کارم میاد؟
‫من خودم بیمه نیستم.»

00:20:05.875 --> 00:20:09.583
‫باید اینا رو ببرم بذارم توی انبار
‫تا یه فکر اساسی بکنم

00:20:09.666 --> 00:20:11.458
‫داداش، رواله

00:20:11.541 --> 00:20:13.916
‫ببین، من یه نفر رو سراغ دارم

00:20:14.000 --> 00:20:16.750
‫که شغل دومش جور کردنِ
‫معامله اسلحه توی دارک وبه

00:20:16.833 --> 00:20:17.708
‫معامله اسلحه؟

00:20:17.791 --> 00:20:20.666
‫اونور دنیا یه سری مبارز آزادی‌خواه هستن
‫که می‌خوان تیوب‌های تمیت رو بخرن

00:20:20.750 --> 00:20:23.208
‫تا تبدیل‌شون کنن به موشک‌انداز تحت فشار

00:20:23.291 --> 00:20:26.083
‫یعنی تیوب‌هام بشن ابزار جنگی؟
‫دیگه چطوری شب‌ها بخوابم؟

00:20:26.166 --> 00:20:29.333
‫خب می‌تونی چندتا تشک برای خودت نگه داری

00:20:32.583 --> 00:20:35.208
‫خیلی‌خب، آروم

00:20:35.291 --> 00:20:36.750
‫آروم

00:20:38.000 --> 00:20:39.333
‫خدانگهدار رفقای قدیمی!

00:20:40.416 --> 00:20:41.500
‫تموم شد؟

00:20:50.083 --> 00:20:51.166
‫وای!

00:20:53.500 --> 00:20:55.958
‫نه، نه! نه! نه! ای وای!

00:20:56.041 --> 00:20:57.041
‫وای نه! نه!

00:21:00.250 --> 00:21:01.458
‫نه! ای وایِ من!

00:21:02.416 --> 00:21:03.625
‫نه، نه!

00:21:09.041 --> 00:21:10.375
‫- ای بابا!
‫- نه، نه!

00:21:10.458 --> 00:21:11.666
‫چه اوضاعی شد!

00:21:18.375 --> 00:21:20.125
‫ای وای! ای وایِ من!

00:21:38.375 --> 00:21:39.416
‫- آخیش!
‫- اینجا رو!

00:21:39.500 --> 00:21:42.958
‫بالاخره می‌تونیم ته گاراژ رو ببینیم!
‫مایه‌ی دلگرمیه

00:21:46.166 --> 00:21:47.208
‫چی؟

00:21:49.041 --> 00:21:52.458
‫چــــی؟!

00:21:55.083 --> 00:21:56.291
‫من میرم بخوابم

00:21:57.041 --> 00:21:58.000
روی تختِ خودم

00:21:58.583 --> 00:21:59.500
تنهایی

00:22:07.875 --> 00:22:08.708
‫متأسفم

00:22:10.625 --> 00:22:12.666
‫- می‌دونم
‫- همه‌چی رو نابود کردم

00:22:13.458 --> 00:22:15.375
‫تازه باهات بد حرف زدم...

00:22:15.458 --> 00:22:17.416
‫بابا، نمی‌دونم چه مرگمه

00:22:17.500 --> 00:22:18.750
‫حس می‌کنم شکستم
‫(=یه مشکلی دارم)

00:22:19.375 --> 00:22:20.708
‫تو نشکستی

00:22:21.500 --> 00:22:23.000
‫ظرف‌های چینی‌مون شکسته

00:22:27.541 --> 00:22:32.208
‫وقتی شنیدم باب دیلن
‫توی فستیوال نیوپورت فولک، گیتار الکتریکی زده

00:22:32.291 --> 00:22:34.083
‫خیلی ناراحت شدم

00:22:34.166 --> 00:22:36.625
‫دیگه برام اون باب دیلن سابق نبود

00:22:36.708 --> 00:22:38.625
‫اصلاً نمی‌فهمیدمش

00:22:40.250 --> 00:22:44.083
‫ولی یکی از چیزهایی که باعث میشه
‫عاشقِ دیلن باشم

00:22:44.166 --> 00:22:46.541
‫اینه که همیشه قرار نیست بفهممش

00:22:46.625 --> 00:22:50.625
‫پس اگه اینکه گاهی وقتا ناامیدم می‌کنه،
‫بخشی از ماجراست

00:22:50.708 --> 00:22:53.916
‫خب پس... خب پس... اینم بخشی از ماجراست

00:22:54.000 --> 00:22:54.833
‫خب؟

00:22:55.583 --> 00:22:57.541
‫می‌فهمی چی میگم؟

00:22:57.625 --> 00:22:58.958
‫راستش نه

00:22:59.041 --> 00:23:01.791
‫راست میگی، خودمم زیاد مطمئن نیستم

00:23:01.875 --> 00:23:06.500
‫ولی حرفم اینه که من
‫همیشه عاشقِ باب دیلن می‌مونم

00:23:09.833 --> 00:23:15.041
‫پس منظورت اینه که «زیاد بهش فکر نکن، درست میشه»؟
‫(ارجاع به آهنگی با همین نام از باب دیلن)

00:23:15.125 --> 00:23:17.416
‫اصلاً هم منظورم این نبود

00:23:19.458 --> 00:23:23.291
‫ولی خب مادرت خیلی وقته می‌خواد
‫آشپزخونه رو بازسازی کنه پس شاید

00:23:23.375 --> 00:23:25.166
‫این فرصت خوبی باشه

00:23:32.049 --> 00:23:37.049
‫♪ Lawrence - Family Business ♪

00:23:38.072 --> 00:23:58.072
  جديدترين اخبار فيلم و سريال در کانال تلگرام و پیج اینستاگرام :
  .:: @MiraMovie1 ::.
  .:: @myZedMovie ::.