﻿WEBVTT

00:00:01.000 --> 00:00:08.000
<b><c.color00abfd> دانلود فیلم و سریال با زیرنویس چسبیده
  ..:: MiraMovie.Top ::..</c></b>
  <b><c.colorFFC947> ..:: MyZed.Top ::..</c></b>

00:00:08.969 --> 00:00:10.351
« سال ۲۰۰۰ »

00:00:10.375 --> 00:00:13.166
.پیتزاش حرف نداره
.هنوزم باورم نمیشه می‌خوای از نیویورک بری

00:00:13.191 --> 00:00:16.921
از وقتی سیلویا رو از دست دادم دیگه
بضاعت زندگی توی این خونه رو ندارم

00:00:17.462 --> 00:00:21.509
ضمناً، از قرار معلوم، دیگه اجازه‌ی
وکالت توی نیویورک رو ندارم

00:00:21.534 --> 00:00:24.284
منظورت چیـه «اجازه نداری»؟ -
خیلی شفاف‌سازی نکردن -

00:00:24.416 --> 00:00:27.166
بگذریم، نمی‌تونم همه‌ی اینا رو
با خودم ببرم لاس‌وگاس

00:00:27.250 --> 00:00:30.791
می‌خواستم اول به شما بگم، قبل از اینکه
خواهراتون بیان و همه چی رو کِش برن

00:00:31.291 --> 00:00:33.541
این کاغذها هنوز به کار میان

00:00:33.625 --> 00:00:36.166
کافیـه اسم و آدرسش رو خط بزنید و
اسم خودتون رو بنویسید

00:00:36.250 --> 00:00:38.250
آوی، می‌تونی به عنوان چرک‌نویس استفاده کنی

00:00:38.333 --> 00:00:40.166
احتمالاً همون دفترچه استفاده کنم

00:00:40.250 --> 00:00:42.458
ولی اینا مال ما هستن

00:00:42.541 --> 00:00:44.208
می‌خوای برات پُست‌شون کنم؟

00:00:44.291 --> 00:00:45.833
نصف‌شون تو راه می‌شکَنن

00:00:45.916 --> 00:00:47.791
سِت ناقص به چه دردم می‌خوره؟

00:00:47.875 --> 00:00:49.958
می‌تونی نیمه‌ی پُرشون رو ببینی

00:00:49.983 --> 00:00:51.016
هرگز

00:00:51.041 --> 00:00:52.291
نظر تو چیـه، آوی؟

00:00:52.375 --> 00:00:55.958
آره، اتاق خوابگاهم واقعاً یه آینه‌ی آرایشِ
سه‌تیکه‌ی عتیقه کم داره

00:00:56.041 --> 00:00:58.666
می‌میری تو آینه نگاه کنی؟ -
!میزه رو بردار دیگه -

00:00:58.691 --> 00:01:00.691
!نمی‌خوامش خب

00:01:15.750 --> 00:01:17.041
این گل سینه رو میدی من؟

00:01:17.750 --> 00:01:19.500
مال مادرم بوده

00:01:20.708 --> 00:01:22.828
نه، می‌خوامش

00:01:23.055 --> 00:01:26.843
« مخلص کلام »
« فصل اول: قسمت دهم(آخر) »

00:02:11.585 --> 00:02:14.840
.لباس‌ها رو جوری ساختن که زود خراب شن
.تازه خز هم هستن
(سال ۲۰۲۲)

00:02:14.916 --> 00:02:16.708
خیلی پُر زرق‌ و برقن
(کلمه‌ای به زبان ییدیش)

00:02:16.791 --> 00:02:17.791
پُر زرق و برق؟

00:02:17.875 --> 00:02:18.916
یعنی جلفن

00:02:19.000 --> 00:02:22.166
.نه، خودم می‌دونم یعنی چی
تو از کجا معنیش رو می‌دونی؟

00:02:22.250 --> 00:02:24.625
،«یه پیج پیدا کردم به اسم «برای تو
روزی یه کلمه‌ی ییدیش یاد میده

00:02:24.708 --> 00:02:26.166
باحالـه. ییدیش اداییـه

00:02:26.250 --> 00:02:28.208
ییدیش اداییـه؟ -
منظورم اداییِ ادایی نبود -

00:02:28.291 --> 00:02:31.166
نه، البته. کی می‌تونه اجرای بی۵۲ از آهنگ
اوفن پریپتشیک» رو فراموش کنه؟»

00:02:31.250 --> 00:02:33.041
منظورم قدیمی ولی خفن بود -
!چقدر ادایی بودن -

00:02:33.125 --> 00:02:34.875
خیلی‌خب بابا، چقدر رو اعصابی

00:02:34.958 --> 00:02:37.166
ای خدا -
کلمه‌ای که دنبالشی «تجملاتی»ـه -

00:02:37.250 --> 00:02:39.875
،یهودها اهل ادا مدا نیستن
فقط و فقط ادای احترام

00:02:39.900 --> 00:02:41.308
...یا هم وقتی که بخوان -
!اتوبوس -

00:02:41.333 --> 00:02:44.541
خیلی‌خب، با بچه‌ها بهت خوش بگذره
(بچه‌ها رو به زبون یدییش گفت)

00:02:46.442 --> 00:02:47.238
« شیرا »

00:02:47.262 --> 00:02:48.737
سلام! کی مُرده؟

00:02:48.762 --> 00:02:50.250
مگه حتماً باید کسی بمیره که زنگ بزنم؟

00:02:50.333 --> 00:02:53.291
.قسمت خنده‌دارش همینـه دیگه
.اگه کسی مُرده بود که خنده‌دار نبود

00:02:53.316 --> 00:02:55.433
خبر خوب اینـه که می‌تونیم
قسمت خنده‌دارش رو فاکتور بگیریم چون

00:02:55.458 --> 00:02:56.958
!ای وای -
عمو بری فوت کرده -

00:02:57.041 --> 00:02:59.541
این «ای وای» به خاطر عمو بری بود یا
شرمندگی به خاطر اون حرفی که اول زدی؟

00:02:59.625 --> 00:03:00.541
چی شده؟

00:03:00.625 --> 00:03:02.958
عرض به حضورت که عمو بری عمر نوح رو داشت و

00:03:03.041 --> 00:03:04.583
چپ و راست استیک می‌خورد

00:03:04.666 --> 00:03:06.458
مراسم ختم جمعه توی وگاس برگزار میشه

00:03:06.541 --> 00:03:07.791
تو میری؟ -
شوخیت گرفته؟ -

00:03:07.875 --> 00:03:10.166
وقتی مامان مُرد هیچکدوم از
کلاین‌ها نیومدن مراسمش

00:03:10.250 --> 00:03:12.666
پشمام ریختـه که چطوری اینا رو یادت مونده

00:03:12.750 --> 00:03:14.666
من از کلِ اون سال یه تصویر تیره و تار یادمـه

00:03:14.750 --> 00:03:17.333
‫۲۰۲۲ رو میگی؟ بذار اتفاقات مهمش رو بگم.
‫طلاق گرفتی.

00:03:17.416 --> 00:03:19.500
مامان اون کرونا جدیده رو گرفت -
نه، می‌فهمم -

00:03:19.583 --> 00:03:22.041
ملت هم رو آوردن به نی‌مه‌خونی و
نون خمیرترش پُختن

00:03:22.125 --> 00:03:25.208
یه مراسم ختم آنلاین توی زوم گرفتیم ولی
کلاین‌ها حتی زورشون اومد بزنن روی لینک

00:03:25.291 --> 00:03:27.416
،خب، اگه تو نمیری
پس من هم مجبور نیستم برم

00:03:27.500 --> 00:03:30.250
!مامان! آثار هنری‌ام

00:03:30.333 --> 00:03:32.500
،به نظرم باید بریم
ولی من باید مراقب باشم چون

00:03:32.583 --> 00:03:36.458
،آخرین باری که رفتم وگاس
کاملاً آس و پاس شدم

00:03:36.541 --> 00:03:38.625
توی مراسم ختم که شرط‌بندی نمی‌کنن

00:03:38.708 --> 00:03:40.291
فقط پات رو توی کازینوها نذار

00:03:40.375 --> 00:03:42.916
ببین، من وقتی میرم وگاس
دیگه سر از دست نمی‌شناسم

00:03:43.000 --> 00:03:45.875
پس نمی‌خوای بری؟
چرا الان گفتی باید بریم؟

00:03:45.958 --> 00:03:47.541
منظورم این بود که تو بری

00:03:47.625 --> 00:03:49.750
خب، اگه همتون میرید، من هم می‌خوام بیام

00:03:49.833 --> 00:03:51.541
فکر نکنم کسی قرار باشه بره

00:03:51.625 --> 00:03:53.708
آخرین باری که دور هم جمع شدیم کِی بود؟

00:03:53.791 --> 00:03:56.125
ختمِ مامان؟ نه، می‌دونی کجا بود؟
مراسم سنگ‌قبرگذاری

00:03:56.208 --> 00:03:57.208
آره، درستـه

00:03:57.291 --> 00:03:59.875
،خوبـه که دوباره دور هم جمع بشیم
این بار تحت شرایط شادتر

00:03:59.958 --> 00:04:03.958
،نه که به خاطر عمو بری ناراحت نباشم ها
ولی خب، قطعاً کمتر ناراحتم

00:04:04.041 --> 00:04:05.333
اینجوری می‌خواستی قانعم کنی؟

00:04:05.416 --> 00:04:07.333
نه بابا، فقط داشتم بلندبلند فکر می‌کردم

00:04:07.416 --> 00:04:08.583
!یالا! بریم

00:04:08.666 --> 00:04:10.541
باشه، حالا که تو میگی

00:04:10.625 --> 00:04:13.100
چقدر احتمال داره دو بار پشت سر هم
کلی پول توی وگاس به باد بدم؟

00:04:13.125 --> 00:04:14.208
پنجاه دلار شرط می‌بندم که اینطور نمیشه

00:04:14.291 --> 00:04:16.625
اگه می‌خوای، می‌تونیم بریم -
نه، نمی‌خوام -

00:04:16.708 --> 00:04:18.708
خیلی‌خب، ولی همش بحثش رو پیش می‌کِشی

00:04:18.791 --> 00:04:20.982
چرا واسه عمو بری
یه مراسم واقعی گرفتن در حالی که

00:04:21.007 --> 00:04:24.583
ما مجبور بودیم پُشت لپ‌تاپ گریه کنیم؟ -
نمی‌تونم لوبیا بخورم، هنوز زنده‌ان -

00:04:24.666 --> 00:04:26.458
بوم، خیلی‌خب، کُشتم‌شون

00:04:26.549 --> 00:04:29.424
.تقصیر کلاین‌ها که نیست
.اینجوری هم نیست که هیچکدوم‌شون نیومده باشن

00:04:29.500 --> 00:04:30.541
هیچکدوم نیومدن، کندرا

00:04:30.625 --> 00:04:33.916
جونی کلاین چی؟ کل هفته
...داشتی غُر می‌زدی که

00:04:34.000 --> 00:04:37.000
.بلال خوردنش وسط سخنرانی مجلس ختم
چطور یادم رفته بود؟

00:04:37.083 --> 00:04:39.208
جونی کلاین با اون بلالش

00:04:39.291 --> 00:04:42.250
عین شخصیت‌های لونی‌تونز
صدای ماشین تایپ درمی‌آورد

00:04:42.333 --> 00:04:44.916
من نمی‌تونم ذرت بخورم چون
به رنگ زرد حساسیت دارم

00:04:44.941 --> 00:04:45.891
!آره، من هم همینطور

00:04:45.916 --> 00:04:48.500
وایسا ببینم. داری میگی بریم مراسمِ عمو بری و

00:04:48.583 --> 00:04:51.666
من هم یه بلال بیارم تا
یه دست عبرت به جونی کلاین بدم؟

00:04:51.750 --> 00:04:53.833
نه -
...آره! نه، البته -

00:04:53.916 --> 00:04:55.041
هرگز

00:04:55.125 --> 00:04:57.916
می‌تونی تصور کنی؟
چقدر حالش خراب بشه

00:04:58.007 --> 00:05:00.215
مراسم ختم پدربزرگشـه، عزیزم

00:05:00.291 --> 00:05:01.833
همینجوریش حالش خراب هست

00:05:01.916 --> 00:05:04.333
ولی می‌خوام به خاطر دلیل درست
حالش خراب بشه

00:05:04.416 --> 00:05:05.625
وگرنه، اصلاً چرا بریم؟

00:05:05.708 --> 00:05:07.583
آوی، خیلی متأسفم

00:05:07.666 --> 00:05:09.500
...می‌دونم عمو بری‌ات چقدر آدم خوبی

00:05:10.048 --> 00:05:11.058
بود

00:05:11.098 --> 00:05:13.015
،من احتمالاً نرم مراسم

00:05:13.083 --> 00:05:15.708
ولی اگه برم، به نظرت می‌تونیم
این هفته جامون رو عوض کنیم؟

00:05:15.791 --> 00:05:18.416
نه. آوی، راستش من اومدم بیگ سور

00:05:18.500 --> 00:05:20.541
چی؟ چرا رفتی بیگ سور؟ -
نمی‌تونم -

00:05:20.625 --> 00:05:22.333
چمی‌دونم. چون سرسبزه

00:05:22.416 --> 00:05:24.791
خودت چرا تو خونه‌اتی و
هیچوقت نمیری بیرون؟

00:05:24.875 --> 00:05:29.458
خیلی‌خب، حرف حق جواب نداره. ولی برای
تنهایی رفتن جای عجیبی به نظر می‌رسه

00:05:29.541 --> 00:05:31.666
اوه، تنها نیستی

00:05:31.750 --> 00:05:34.125
می‌خواستم بهت بگم

00:05:34.208 --> 00:05:35.625
...نه، نه، نه. به من ربطی

00:05:35.708 --> 00:05:36.833
عیب نداره

00:05:36.916 --> 00:05:39.583
می‌دونم عیب نداره. اجازه‌ات رو که نمی‌خوام

00:05:39.666 --> 00:05:41.000
البته. هانا می‌دونه؟

00:05:41.083 --> 00:05:42.666
اگه جدی بشه میگم

00:05:42.750 --> 00:05:43.791
جدی نیست؟ -
آوی -

00:05:43.875 --> 00:05:45.791
!خیلی‌خب -
شرمنده نمی‌تونم هانا رو ببرم -

00:05:45.875 --> 00:05:47.458
چرا با خودت نمی‌بریش؟

00:05:47.548 --> 00:05:49.965
اصلاً شاید نرم

00:05:50.041 --> 00:05:51.869
اینجوری مجبور میشم از خونه برم بیرون

00:05:53.712 --> 00:05:55.879
نسبت من و بری چی بود؟

00:05:55.904 --> 00:05:59.613
شوهرِ خواهرِ مادرِ
مادربزرگت بود که فوت کرده بود

00:05:59.833 --> 00:06:02.000
عموی بزرگِ بزرگِ همسری‌ات میشه

00:06:02.025 --> 00:06:05.067
همه همیشه می‌گفتن رابطه‌ی
عموی بزرگِ بزرگِ همسری و

00:06:05.092 --> 00:06:07.498
خواهرزاده‌ی بزرگِ بزرگِ همسری
،چقدر خاص و ویژه‌ست ها

00:06:07.523 --> 00:06:10.190
ولی آدم تا یه چیزی رو از دست نده
قدرش رو نمی‌دونه

00:06:10.333 --> 00:06:12.333
واقعاً ناراحت‌کننده‌ست -
میری مراسم ختمش؟ -

00:06:12.358 --> 00:06:13.475
من می‌تونم پیش مامان بمونم

00:06:13.500 --> 00:06:14.791
نه، رفته بیگ سور

00:06:14.875 --> 00:06:16.041
مامان رفته بیگ سور؟

00:06:17.012 --> 00:06:18.058
تنهایی؟

00:06:18.083 --> 00:06:20.333
من رو چرا نبرده؟
من آدم خوش‌سفری‌ام

00:06:20.416 --> 00:06:22.500
.نه. می‌خواست با تو بره
.برنامه‌اش همین بود

00:06:22.583 --> 00:06:25.791
،حتی به من گفت بیا جاهامون رو عوض کنیم
ولی من قبول نکردم

00:06:25.875 --> 00:06:27.398
چرا؟ -
چون با خودم گفتم که -

00:06:27.423 --> 00:06:30.537
خیلی مهمـه که با همدیگه
تو مراسم ختم شرکت کنیم

00:06:30.562 --> 00:06:31.569
خدایی؟

00:06:31.594 --> 00:06:33.177
آره، خیلی خوب میشه

00:06:40.250 --> 00:06:41.791
چقدر مزخرفـه، پسر

00:06:41.875 --> 00:06:43.916
،بری کلاین وکیل خوبی بود

00:06:44.000 --> 00:06:45.875
ولی دوست خیلی بهتری بود

00:06:45.958 --> 00:06:50.083
:به عنوان یه وکیل همیشه می‌گفت
«انکار کن، انکار کن، انکار کن»

00:06:50.166 --> 00:06:54.208
ولی وقتی به عنوان دوست ازش
:مشاوره‌ی زناشویی می‌خواستم، می‌گفت

00:06:54.291 --> 00:06:56.041
«انکار کن، انکار کن، انکار کن»

00:06:58.958 --> 00:07:01.458
ولی یه چیزی رو نمی‌تونم انکار کنم

00:07:01.541 --> 00:07:03.500
بری، تو الان مُردی

00:07:04.583 --> 00:07:06.958
من میرم... یه لاته‌ی وانیلی بگیرم

00:07:07.041 --> 00:07:09.750
کسی می‌خواد؟ -
نمیری که شرط‌بندی کنی، نه؟ -

00:07:09.833 --> 00:07:12.875
چقدر احتمال داره همچین کارِ
ناشایستی رو توی مراسم ختم انجام بدم؟

00:07:12.958 --> 00:07:14.791
سه به یک؟ می‌خوای شرط ببندی؟ نه؟

00:07:14.875 --> 00:07:17.083
خودت ضرر می‌کنی. ببخشید

00:07:17.166 --> 00:07:20.500
،هانا، اگه می‌خوای اداییِ واقعی رو ببینی
دوست‌دخترِ عمو بری رو نگاه

00:07:20.583 --> 00:07:23.250
،نمی‌دونم کدوم توچشم‌تره
گریه‌هاش یا اون لباسی که پوشیده

00:07:23.333 --> 00:07:24.541
شما پسرها حالتون خوبـه؟

00:07:24.625 --> 00:07:27.250
می‌خوام بزرگ شدم وکیل مدافعِ
جرایم یقه‌سفید بشم

00:07:27.333 --> 00:07:29.458
من می‌خوام متصدی کفن و دفن بشم

00:07:29.541 --> 00:07:32.666
خبر خوب. پسرهامون وقت پیر بشیم یا
بمیریم می‌تونن کارهامون رو راست و ریس کنن

00:07:32.750 --> 00:07:35.416
وایسا ببینم. اون کیف رو کِی خریدی؟ -
همین کیف قدیمی رو میگی؟ -

00:07:35.500 --> 00:07:37.750
توش بلال داری؟

00:07:37.833 --> 00:07:39.083
چرا می‌پرسی؟

00:07:39.166 --> 00:07:41.833
ازت می‌خوام بگی توی اون کیف بلال نداری

00:07:41.916 --> 00:07:45.500
...به نظرم لازم نیست وارد جزئیاتش بشیم

00:07:45.583 --> 00:07:48.731
،آیا در حد فاصل دیروز و امروز
رفتی یه کیف بزرگ صرفاً

00:07:48.756 --> 00:07:51.541
برای اینکه بتونی یه بلال بذاری توش خریدی؟

00:07:51.625 --> 00:07:54.041
خیلی داری تهمت می‌زنی ها

00:07:54.125 --> 00:07:57.041
،«امروز صبح که گفتی «می‌خوام هوا بخورم

00:07:57.125 --> 00:08:01.309
رفتی و بلال خریدی؟

00:08:01.958 --> 00:08:04.083
سفارش دادم بیارن دمِ خونه

00:08:04.166 --> 00:08:08.125
به نفعتـه وسط مراسم
اون بلال رو از کیفت در نیاری

00:08:08.208 --> 00:08:09.875
مشخصاً همچین کاری نمی‌کنم

00:08:09.958 --> 00:08:11.291
خیلی‌خب، ممنون

00:08:11.375 --> 00:08:13.083
...«ولی توی مراسم «شیوا

00:08:13.666 --> 00:08:14.804
ممنون

00:08:15.958 --> 00:08:17.666
ای وای. خیلی‌خب، ببخشید
(کازینو)

00:08:17.750 --> 00:08:20.500
.شرمنده. شرمنده
.فقط می‌خوام سکه‌ام رو بردارم

00:08:30.615 --> 00:08:31.828
!خیلی‌خب

00:08:33.500 --> 00:08:34.875
گربه‌ست؟

00:08:35.054 --> 00:08:36.583
بزن به چاک، شیطون
(خروج)

00:08:36.993 --> 00:08:38.160
کجا میری؟

00:08:38.273 --> 00:08:39.953
« به لاس‌وگاس خوش آمدید »

00:08:44.458 --> 00:08:47.083
.چقدر عجیب. یه گربه
شماها هم می‌بینید؟

00:08:47.166 --> 00:08:48.958
پشمام

00:08:49.541 --> 00:08:51.000
بر... بر... برگرد اینجا

00:08:51.083 --> 00:08:52.625
الان می‌گیرمت

00:08:53.125 --> 00:08:55.625
گربه! ببخشید. ببخشید. شرمنده

00:08:55.708 --> 00:08:57.791
کجا میری، شیطون؟
(!تورهای گردشگری)

00:08:57.875 --> 00:08:59.625
!پشمام
(زود برگردید)

00:09:00.266 --> 00:09:01.516
کل مراسم ختم رو از دست دادم؟

00:09:01.541 --> 00:09:02.516
همینطور خاکسپاری

00:09:02.541 --> 00:09:04.291
...گمونم حواسم پرت شد و

00:09:04.375 --> 00:09:06.625
حداقل بگو لاته‌شون خوشمزه بود -
!اَه، پسر -

00:09:06.650 --> 00:09:07.975
می‌خوای باهامون بیای مراسم شیوا؟

00:09:08.000 --> 00:09:09.541
گمونم برگردم لس‌آنجلیس

00:09:09.625 --> 00:09:11.420
شوخیت گرفته؟ -
!چی؟ -

00:09:11.445 --> 00:09:13.276
گمونم به خاطر این داشتم
از مراسم طفره می‌رفتم که

00:09:13.301 --> 00:09:14.889
آمادگیِ پذیرشِ مرگِ یه آدم دیگه رو ندارم

00:09:14.914 --> 00:09:17.205
...شرمنده. می‌دونم خودخواهانه‌ست ولی

00:09:17.666 --> 00:09:19.208
من هنوز با مرگ مامان کنار نیومدم

00:09:19.291 --> 00:09:22.208
ولی فکر می‌کردم به قدر کافی
زمان گذشته، ولی هنوز آماده نیستم

00:09:22.291 --> 00:09:23.375
عیب نداره، یوشی

00:09:23.458 --> 00:09:25.500
تازه، جمعه‌ست و می‌خوام برای

00:09:25.591 --> 00:09:27.424
شبات پیش دوست و رفیقای خودم باشم

00:09:27.500 --> 00:09:29.833
اگه می‌خوام قبل از غروب برسم
باید الان راه بیفتم

00:09:29.916 --> 00:09:32.166
خیلی‌خب -
رسیدی زنگ بزن -

00:09:40.500 --> 00:09:43.791
!هیچکس دردی که الان می‌کِشم رو درک نمی‌کنه

00:09:43.816 --> 00:09:44.850
می‌دونم، ویوین

00:09:44.875 --> 00:09:48.333
خاخام یه روبان کوچیک بهم داد که پاره کنم تا
لباس‌هام رو پاره نکنم

00:09:48.416 --> 00:09:50.416
روبان می‌خوام چیکار

00:09:50.500 --> 00:09:53.625
اینقدر ناراحتم که
همون لباس‌هام رو پاره می‌کنم

00:09:53.708 --> 00:09:56.916
لباست تنت رو پاره می‌کنی؟ -
عزیزم، طراح این لباس کرنـه -

00:09:56.941 --> 00:09:59.433
بعداً میرم طبقه‌ی بالا و
یه چیز دیگه واسه پاره‌کردن پیدا می‌کنم

00:09:59.458 --> 00:10:02.708
ولی می‌خوام این رو نشونت بدم

00:10:02.791 --> 00:10:05.291
بری‌جونم این رو بهم هدیه داد -
چی؟ -

00:10:05.375 --> 00:10:10.500
.نزدیکِ سینه‌ی چپم نگهش می‌دارم
.یکی از چیزای موردعلاقه‌ی بری بود

00:10:12.333 --> 00:10:16.250
!یا خدا! گل سینه‌ی پروانه‌ایِ مادربزرگـه
بری داداتش به ویوین. باورتون میشه؟

00:10:16.333 --> 00:10:19.250
باور کنم؟ اصلاً نفهمیدم چی گفتی -
!گلِ سینه! مال مادربزرگ بود -

00:10:19.333 --> 00:10:21.958
بعد از مرگش، مامان می‌خواستش ولی
پدربزرگ ندادش بهش

00:10:22.041 --> 00:10:23.666
!گل سینه‌ی خانوادگیِ ماست

00:10:23.750 --> 00:10:25.500
پس می‌خوای به ویوین بگی پسش بده؟

00:10:25.583 --> 00:10:27.791
.اون داغداره
.الان وقتِ همچین درخواست‌هایی نیست

00:10:27.816 --> 00:10:29.683
باید بدون اینکه بفهمه برش داریم -
آوی     - چطوری؟ -

00:10:29.708 --> 00:10:32.500
!روی لباسشـه
...اگه بتونیم کاری کنیم درش بیاره

00:10:32.583 --> 00:10:35.375
داری میگی یکی‌مون دوست‌دخترِ
عمو بری رو اغفال کنه؟

00:10:35.458 --> 00:10:37.041
می‌تونم شراب بریزم روش

00:10:37.125 --> 00:10:38.750
من هم می‌تونم توی کمد منتظر بمونم و

00:10:38.833 --> 00:10:41.458
،بعد از اینکه لباسش رو عوض کرد
از روش برش دارم

00:10:41.541 --> 00:10:44.375
آره! وایسا ببینم. قایم شدن توی
کمدِ یه خانم مُسن

00:10:44.458 --> 00:10:46.041
بگی‌نگی مسئله‌دار نیست؟ -
درست میگی -

00:10:46.125 --> 00:10:48.951
تازه، اینکه یه دختر ۱۲ ساله
مشروب به دست اینور اونور بره هم همینطور

00:10:48.976 --> 00:10:52.506
!جاها عوض! تو برو تو کمد! من شراب می‌ریزم -
!باید جاهامون رو عوض کنیم -

00:10:52.531 --> 00:10:54.572
بریم تو کارش -
،عالیـه! کارتون رو تأیید نمی‌کنم

00:10:54.625 --> 00:10:55.833
ولی بدم نمیاد که در جریان باشم

00:10:55.916 --> 00:10:57.166
!شوپرها به پیش

00:10:59.833 --> 00:11:03.250
‫شیرا، خیلی لطف کردی که
‫اومدی مراسم

00:11:03.333 --> 00:11:05.083
‫جونی، ناسلامتی قوم و خویش هستیم

00:11:05.166 --> 00:11:08.416
‫راستش، یه چیزی آوردم.
‫یکم لوس و ذرتیـه.

00:11:08.500 --> 00:11:10.541
‫می‌دونم عمرش بلند و پربار بود

00:11:10.625 --> 00:11:13.916
‫ولی بازم یجورایی حس می‌کنم
‫هنوز زود بود براش. می‌دونی؟

00:11:16.250 --> 00:11:19.250
‫می‌دونم. آدم نمی‌تونه دل بِکنه

00:11:20.291 --> 00:11:22.041
‫ولی من منظورم پدربزرگ خودمـه

00:11:22.125 --> 00:11:24.958
‫پدربزرگ و مادربزرگِ تو جوون‌مرگ شدن.
‫احتمالاً اونا رو یادت نیست.

00:11:25.041 --> 00:11:27.916
‫اصلاً به خاطر عمر درازش،
‫غم فقدانش بیشتره

00:11:28.958 --> 00:11:30.500
‫می‌خواستم اینو بهت بدم

00:11:30.583 --> 00:11:33.041
‫- می‌تونی بذاریش روی میز
‫- خب، واسه توئـه

00:11:33.125 --> 00:11:35.291
‫آخه تو کُشته‌مُرده‌ی بلالی

00:11:35.375 --> 00:11:38.000
‫- می‌دونم چقدر بهت آرامش میده
‫- چی داری میگی؟

00:11:38.083 --> 00:11:40.750
‫- من زیاد بلال دوست ندارم
‫- عجیبـه. جدی؟

00:11:40.833 --> 00:11:43.833
‫چون سر مراسم ختم مامانِ من
‫داشتی بلال سَق می‌زدی

00:11:43.916 --> 00:11:45.250
‫چی؟ نه، اینطور نیست

00:11:45.333 --> 00:11:47.750
‫تو بلال رو خوردی، جونی.
‫همه دیدن.

00:11:47.833 --> 00:11:50.750
‫- داری تهمت می‌زنی...
‫- عین جفری توبین درش آوردی

00:11:50.833 --> 00:11:52.875
‫همین امروز باید گیر می‌دادی؟
‫من باید برم

00:11:52.958 --> 00:11:54.375
‫- برو یکم بلال بلمبون
‫- نه!

00:11:55.375 --> 00:11:57.333
‫خب، طبق تصوراتت پیش رفت؟

00:11:57.416 --> 00:11:59.458
‫هنوزم ۸۰ درصد مطمئنم بلال خورد

00:11:59.541 --> 00:12:02.833
‫اگه صد درصد مطمئن نبودی،
‫چرا همچین کاری کردی؟

00:12:02.916 --> 00:12:04.833
‫- وای خدا!
‫- ببخشید

00:12:04.916 --> 00:12:07.041
‫طوری نیست. میرم لباسمو عوض می‌کنم

00:12:07.125 --> 00:12:08.458
‫آره، فکر خوبیـه!

00:12:08.541 --> 00:12:10.625
‫آخه این لباس دست‌دوز دانا کرنـه

00:12:10.708 --> 00:12:12.875
‫خیلی‌خب

00:12:18.416 --> 00:12:19.458
‫وای خدا

00:12:21.875 --> 00:12:24.041
‫یالا، یالا، یالا

00:12:24.541 --> 00:12:26.041
‫چه غلطا...

00:12:30.000 --> 00:12:37.000


00:12:41.416 --> 00:12:42.416
‫کفش!

00:12:44.833 --> 00:12:46.250
‫اینجا چیکار می‌کنی؟

00:12:48.416 --> 00:12:51.333
‫دلم... براش... تنگ شده!

00:12:51.416 --> 00:12:53.666
‫آخی، عزیزم

00:12:56.375 --> 00:12:58.416
‫رفتی یرمو؟ کجا هست؟

00:12:58.500 --> 00:13:01.125
‫- نیمه‌راه لس‌آنجلس، یه لاستیکم ترکید
‫- ای وای

00:13:01.208 --> 00:13:03.458
‫دیگه عمراً بتونم قبل از غروب برسم خونه

00:13:03.541 --> 00:13:06.000
‫پس تا شبات بگذره همینجا می‌مونم

00:13:06.083 --> 00:13:07.583
‫نه. یوشی

00:13:07.666 --> 00:13:09.933
‫نه، طوری نیست. ببین،
یه اتاق توی مسافرخونه‌ی یرموتل گرفتم

00:13:09.958 --> 00:13:12.958
‫کلی غذا دارم، یه کتاب که بخونم.
‫یه گربه‌ی جدید و...

00:13:13.041 --> 00:13:15.958
‫گربه غذام رو خورد و
‫روی کتابم بالا آورد

00:13:16.041 --> 00:13:17.500
‫پس، من باید برم

00:13:18.611 --> 00:13:20.131
« خاطرات خانوادگی »

00:13:20.166 --> 00:13:22.875
‫واقعاً حس خوبی ندارم که اون
‫تک و تنهاست

00:13:22.958 --> 00:13:25.000
‫چیکار می‌تونه بکنه؟
‫قرار نیست حین شبات رانندگی کنه که

00:13:25.083 --> 00:13:28.041
‫ما می‌تونیم با ماشین بریم پیشش.
‫توی صحرا مراسم شبات خانوادگی داشته باشیم.

00:13:28.125 --> 00:13:29.625
‫- آره...
‫- چی شد؟ برش داشتی؟

00:13:29.708 --> 00:13:32.916
‫هنوز بالاست، ولی من من و ویوین
‫یجورایی صمیمی شدیم

00:13:33.000 --> 00:13:34.875
‫هیچکس درباره‌ی رابطه‌ با دوست‌دختر

00:13:34.958 --> 00:13:37.750
‫بیوه‌ی عموی پدربزرگِ ناتنی‌ات حرفی نمی‌زنه

00:13:37.833 --> 00:13:39.583
‫اگه قراره بریم،
‫بهتره همین الان راه بیفتیم

00:13:39.666 --> 00:13:41.333
‫ولی ما توی دو قدمی
‫بدست آوردن اون گل سینه هستیم!

00:13:41.416 --> 00:13:43.500
‫اگه مامان بود، از ما می‌خواست که
‫اون گل سینه رو به چنگ بیاریم

00:13:43.583 --> 00:13:47.208
‫آره، از من هم می‌خواست کل عکس‌های
‫خانوادگی داخل این خونه رو زیر و رو کنم

00:13:47.291 --> 00:13:49.541
‫تا مدرکی از بلال خوردنِ
‫جونی کلاین پیدا کنم،

00:13:49.625 --> 00:13:52.583
‫که اتفاقاً پیدا می‌کنم تا
‫بکوبم توی اون صورت نکبتش

00:13:52.666 --> 00:13:54.916
‫پس می‌خواید از یه پیرزن
‫جواهر بدزدید و

00:13:55.000 --> 00:13:57.500
‫یه قضیه‌ای هم مربوط به
‫بلال هست که دوزاریم نیفتاد،

00:13:57.583 --> 00:14:00.208
‫در حالی که برادرتون تک و تنها
‫توی صحرا سرگردونـه

00:14:01.416 --> 00:14:05.041
‫آره. چیکار داریم می‌کنیم؟
‫بریم با یوشی شبات برگزار کنیم

00:14:05.125 --> 00:14:07.625
‫نه، ما همگی اینجاییم.
‫اون بود که گذاشت رفت.

00:14:07.708 --> 00:14:09.208
‫خب؟ من نمی‌خوام شبات
‫انجام بدم

00:14:09.291 --> 00:14:11.291
‫هر هفته انجامش می‌دادیم.
‫اصلاً باهاش حال نمی‌کردم.

00:14:11.375 --> 00:14:12.458
‫می‌دونیم، آوی

00:14:12.541 --> 00:14:15.583
‫هیچ‌کدومش جواب نداد. وقتی مامان فوت کرد،
‫دعای سوگواران کادیش رو خوندم

00:14:15.666 --> 00:14:18.416
‫آینه‌ها رو پوشوندم.
‫اون روبان کوچیک رو پاره کردم.

00:14:18.500 --> 00:14:20.208
‫هر کاری بود کردم!

00:14:20.291 --> 00:14:23.416
‫ولی هیچ حس خاصی بهم نداد

00:14:23.500 --> 00:14:24.791
‫که چی بشه؟

00:14:24.875 --> 00:14:29.541
‫پس حالا سعی دارم گل سینه‌اش رو پس بگیرم
‫که مطمئنم اگه بود، می‌خواستش

00:14:29.625 --> 00:14:32.875
‫آوی، خواسته‌ی مامان این می‌بود که
‫با همدیگه باشیم

00:14:40.750 --> 00:14:42.583
‫خیلی‌خب، آروم باش، رفیق

00:14:42.666 --> 00:14:45.791
‫تو که نمی‌تونی رانندگی کنی، روانی

00:14:45.875 --> 00:14:48.458
‫شرمنده که بهت گفتم روانی.
‫توی شوخی زیاده‌روی کردم.

00:14:49.666 --> 00:14:51.375
‫سورپرایز!

00:14:51.458 --> 00:14:53.541
‫کسی بهم نگفت که قراره داد بزنیم سورپرایز.
‫من نمی‌دونستم.

00:14:53.625 --> 00:14:55.166
‫وای خدا. بیاید داخل. بیاید داخل

00:14:55.250 --> 00:14:56.250
‫اون‌وقت ایشون کیـه؟

00:14:56.333 --> 00:14:57.416
‫این همسرمـه

00:14:57.500 --> 00:15:00.750
‫ورود حیوانات خانگی به اتاق ممنوعـه

00:15:00.833 --> 00:15:03.083
‫عمو یوشی! قراره شبات به راه کنیم!

00:15:03.166 --> 00:15:04.208
‫نشونش بده! نشونش بده!

00:15:04.291 --> 00:15:09.208
‫یه سر رفتیم فروشگاه سون‌الون. واسه
‫دعای کیدوش، نوشابه‌ی انگور پیدا کردیم

00:15:09.291 --> 00:15:11.750
‫خالا نداشتن، ولی نون سنتی هاوایی گرفتیم

00:15:11.833 --> 00:15:14.958
‫چون «سلام» به زبون هاوایی
‫همون شالوم خودمونـه

00:15:15.041 --> 00:15:15.875
‫- بفرما!
‫- چه خوب

00:15:15.958 --> 00:15:18.375
‫کیپا نداشتن، واسه همین کلاه گرفتم

00:15:18.458 --> 00:15:21.791
‫شمع‌ها رو هم من انتخاب کردم.
‫موم زنبور محلیـه!

00:15:21.875 --> 00:15:25.000
‫این شمعدون‌ها رو هم از
‫فروشگاه یهودی بارستو گرفتیم

00:15:25.083 --> 00:15:26.875
‫که راستش باید همون اول می‌رفتیم اونجا

00:15:26.958 --> 00:15:30.875
‫ولی نمی‌تونیم شمع روشن کنیم.
‫دیگه تاریک شده.

00:15:30.958 --> 00:15:32.291
‫هنوز تاریکِ تاریک نشده

00:15:32.375 --> 00:15:35.833
‫ما این همه راه به خاطر تو اومدیم،
‫بعد نمی‌تونیم شمع روشن کنیم؟ شباتـه دیگه

00:15:35.916 --> 00:15:39.833
‫شمع رو باید قبل از شبات روشن کنی.
‫واسه همین درست موقع غروب این کار رو می‌کنن.

00:15:39.916 --> 00:15:41.208
‫باشه، شمع بی شمع

00:15:41.291 --> 00:15:44.916
‫- یه راست می‌ریم سراغ کیدوش
‫- شبات بی شمع که نمیشه!

00:15:45.000 --> 00:15:47.500
‫- چطوره وانمود کنیم که شمع روشن کردیم؟
‫- چی داری میگی؟

00:15:47.583 --> 00:15:50.833
‫- باید واسه شبات واقعی باشه!
‫- باشه بابا! همه خشکه‌مقدس شدن

00:15:50.916 --> 00:15:53.166
‫اگه من شمع‌ها رو روشن کنم چی؟
‫اینطوری میشه؟

00:15:53.250 --> 00:15:54.541
‫آره، مثل یه غیریهودی

00:15:54.625 --> 00:15:56.200
‫آره، ولی اون که غیریهودی نیست

00:15:56.205 --> 00:15:58.584
‫نمی‌تونم بذارم به شبات بی‌حرمتی کنه
‫تا واسم تداعیش کنه

00:15:58.666 --> 00:16:01.166
‫- ولی به خاطر تو نیست که
‫- اگه به خاطر من نیست، پس اینجا چیکار می‌کنید؟

00:16:01.250 --> 00:16:04.458
‫- نمی‌تونی هاشم رو گول بزنی
‫- خیال کردی هاشمی توجهی می‌کنه؟

00:16:04.541 --> 00:16:07.375
‫امروز روز تعطیلشـه. احتمالاً توی
‫یه رستوران ساحلی مست کرده

00:16:07.458 --> 00:16:10.041
‫شما که می‌خواید قوانین رو نقض کنید،
‫چه اصراری دارید رعایت‌شون کنید؟

00:16:10.125 --> 00:16:14.000
‫- من غیریهودی‌ام. می‌تونم شمع‌ها رو روشن کنم
‫- هانا، مجبور نیستی

00:16:14.083 --> 00:16:16.333
‫من اینجا تنها کسی‌ام که یهودی نیست

00:16:16.416 --> 00:16:18.166
‫این استثناء و راهِ در رو
‫حساب میشه، مگه نه؟

00:16:18.875 --> 00:16:23.166
‫باشه. باشه، آره.
‫اگه هانا شمع‌ها رو روشن کنه مشکلی نیست.

00:16:23.250 --> 00:16:25.333
‫ولی نباید به خاطر من باشه.
‫باید به خاطر خودش باشه.

00:16:25.416 --> 00:16:26.875
‫- می‌دونیم
‫- واسه خودم روشن‌شون می‌کنم

00:16:26.958 --> 00:16:28.458
‫سرم به موم خودمـه

00:16:29.750 --> 00:16:30.625
‫آ...

00:16:30.708 --> 00:16:33.958
‫قبلش نباید دعای خاصی بخونم؟

00:16:34.041 --> 00:16:35.541
‫دعا رو بعدش می‌خونی

00:16:41.791 --> 00:16:43.375
‫خیلی‌خب، بعدش اینجوریم می‌کنی

00:16:44.791 --> 00:16:46.375
‫چرا؟ معنیش چیـه؟

00:16:46.458 --> 00:16:49.916
‫خب، نمی‌دونم.
‫ولی باید اینطوری کنی.

00:16:59.833 --> 00:17:01.666
‫متبارک باد نامت ای خداوند،

00:17:04.083 --> 00:17:05.791
‫خدای ما، پادشاه جهان

00:17:08.041 --> 00:17:11.583
‫که ما را با فرمان‌های خود مقدس ساختی و

00:17:15.250 --> 00:17:18.000
‫به ما دستور دادی
‫شمع‌های شبات را روشن کنیم

00:17:20.500 --> 00:17:21.333
‫آمین

00:17:23.458 --> 00:17:24.458
‫آمین

00:17:28.291 --> 00:17:31.875
‫وایسا، صبر کن، وایسا، وایسا. خیلی‌خب.
‫باید این داستان رو تعریف کنی.

00:17:31.958 --> 00:17:33.500
‫مادرت داشت ناهار می‌خورد

00:17:33.583 --> 00:17:35.291
‫بعد اون یهویی از سقف افتاد پایین؟

00:17:35.375 --> 00:17:38.458
‫آره، توی اتاق زیر شیروونی بود،
‫بعد یهویی پاهاش از سقف زد بیرون!

00:17:40.166 --> 00:17:43.625
‫پاهاش عین لوستر از وسط سقف آویزون بودن

00:17:43.708 --> 00:17:44.541
‫سگ برینه...

00:17:44.625 --> 00:17:46.208
‫خلاصه مادرت، یعنی مادربزرگِ تو

00:17:46.291 --> 00:17:48.666
‫وایسا، چرا مامان توی
‫خونه‌ی عمو بری تنها بوده؟

00:17:48.750 --> 00:17:52.750
‫- نمی‌دونم. داستان همین بوده. علتشو نپرسیدم
‫- خاله سیلویا کجا بوده؟ یا مادربزرگ؟

00:17:52.833 --> 00:17:56.166
‫فقط اون و عمو بری بودن.
‫پاهای عمو بری از سقف می‌زنه بیرون.

00:17:56.250 --> 00:17:57.625
‫نه، یکم عجیب به نظر میاد

00:17:57.708 --> 00:17:59.583
‫بقیه رفته بودن فروشگاه

00:17:59.666 --> 00:18:01.166
‫- مگه مهمـه؟
‫- ولی لاک ناخن...

00:18:01.250 --> 00:18:04.833
‫آره، مرسی. جای اینکه به عمو بری
‫کمک کنه که از اون وضع خلاص بشه،

00:18:04.916 --> 00:18:06.333
‫ناخن‌های پاهاش رو لاک زد

00:18:06.416 --> 00:18:09.375
‫- چیکار می‌کنی؟ بس کن!
‫- اینقدر وول نخور. دارم خوشگلت می‌کنم

00:18:11.250 --> 00:18:13.833
‫خیلی‌خب، خیلی‌خب، خیلی‌خب.
‫یه سؤال دارم مربوط به عمو بری.

00:18:13.916 --> 00:18:16.833
‫مگه قضیه‌ی «هالو هم حق داره»
‫از اون شروع نشد؟

00:18:16.916 --> 00:18:18.958
‫- یعنی این قضیه از جایی شروع شده؟
‫- وای خدا، آره!

00:18:19.041 --> 00:18:21.333
‫یادت نیست؟
‫مراسم ختم مادربزرگ بود

00:18:22.375 --> 00:18:23.375
‫حین مراسم شیوا بود

00:18:23.458 --> 00:18:27.083
‫آره، یه نفر هم از عمو بری درباره‌ی
‫یکی از موکل‌های مشکوکش پرسید

00:18:27.166 --> 00:18:29.791
‫- کدوم موکل؟
‫- یه عالمه موکل مشکوک داشت

00:18:29.875 --> 00:18:32.458
‫بانکدار، بیمه‌گذار، حتی یه مافیا هم بود

00:18:32.541 --> 00:18:34.250
‫دوست‌پسر عمه کارول بود، توبی

00:18:34.333 --> 00:18:35.333
‫- اون موکل؟
‫- آره!

00:18:35.416 --> 00:18:37.375
‫نه، اونی که از عمو بری
‫درباره‌اش سؤال کرد

00:18:37.458 --> 00:18:40.250
‫آره، موقع کوگل‌خوردن داشتن
‫عزاداری می‌کردن که توبی گفت:

00:18:40.333 --> 00:18:42.875
‫«بری، چطوری می‌تونی وکیل اون یارو باشی؟»

00:18:42.958 --> 00:18:46.458
‫خیلی راحتـه. اون بهم پول میده،
‫من هم براش کار می‌کنم

00:18:46.541 --> 00:18:49.625
‫- توبی هم که همیشه باید دخالت کنه
‫- طبق معمول

00:18:49.708 --> 00:18:51.541
‫ولی من توی اخبار دیدمش

00:18:51.625 --> 00:18:54.583
‫هر بار دهنش رو باز می‌کنه،
‫می‌فهمی هالو و احمقـه

00:18:54.666 --> 00:18:58.083
‫شاید هالو باشه، ولی معنیش
‫این نیست که فاسد باشه

00:18:58.166 --> 00:18:59.041
‫وایسا، ولی اون...

00:18:59.125 --> 00:19:02.750
‫بعدش یهو خیلی حق‌به‌جانب شد،
‫انگار رفته بود بالای منبر!

00:19:02.833 --> 00:19:07.041
‫یعنی یه آدم هالو، حق نداره که
‫بی‌گناه فرض بشه تا خلافش ثابت شه؟

00:19:07.125 --> 00:19:09.583
‫پس طبعاً، شوخی‌ها و تیکه‌ها
‫از همون لحظه شروع شد

00:19:10.083 --> 00:19:14.208
‫وایسا. صرفاً جهت یادآوری،
‫اون روز خیلی احساسی بود

00:19:14.291 --> 00:19:15.750
‫گمونم همه استراحت لازم داشتن

00:19:15.833 --> 00:19:20.208
‫ببخشید، یه هالو حق نداره
‫کنار نونش، پنیر شمیر بخوره؟

00:19:21.500 --> 00:19:24.666
‫میشه روی این صندلی بشینم؟
‫یا به هالوها نمی‌رسه؟

00:19:26.083 --> 00:19:29.666
‫ببخشید، شما می‌خندید،
‫ولی یه آدم هالو هم حق و حقوقی داره

00:19:29.750 --> 00:19:32.375
‫اینو که گفت، بدتر همه زدن زیر خنده

00:19:32.458 --> 00:19:34.375
‫وایسا، همین موقع بود که مامان
‫یه بشقاب پرت کرد؟

00:19:35.500 --> 00:19:36.708
‫مامان‌بزرگ بشقاب پرت کرد؟

00:19:36.791 --> 00:19:38.083
‫نه، اون واسه عید فطیر بود

00:19:39.291 --> 00:19:41.666
‫نه، توی مراسم شیوا بود و
‫به خاطر عمو بری

00:19:41.750 --> 00:19:44.166
‫نه، جفت‌تون درست می‌گید.
‫اون توی مراسم شیوا بشقاب پرت کرد،

00:19:44.250 --> 00:19:46.416
‫توی عید فطیر یکی از سال‌ها هم
‫بشقاب پرت کرد

00:19:46.500 --> 00:19:47.833
‫آخه چرا پرتش کرد؟

00:19:50.125 --> 00:19:51.791
‫چرا می‌خندید؟

00:19:52.750 --> 00:19:54.916
‫چرا همگی دارید می‌خندید؟

00:19:56.000 --> 00:19:57.583
‫مادرم مُرده!

00:19:58.208 --> 00:19:59.833
‫هیچکس نباید بخنده

00:19:59.916 --> 00:20:04.250
‫نایومی، به نظرم اگه اَنی بود
‫دلش می‌خواست ما شاد باشیم

00:20:04.333 --> 00:20:05.750
‫نه، همچین چیزی نمی‌خواست

00:20:05.833 --> 00:20:08.791
‫دلش می‌خواست غمگین باشیم
‫چون اون مُرده

00:20:08.875 --> 00:20:11.250
‫اگه بود، توقع داشت ناراحت باشیم

00:20:18.625 --> 00:20:20.416
‫گمونم اگه مامان بود، کیف می‌کرد که

00:20:20.500 --> 00:20:22.958
‫همگی داریم توی مراسم
شیوای عمو بری می‌خندیم

00:20:23.041 --> 00:20:24.833
‫ما حتی توی مراسمش نیستیم

00:20:25.750 --> 00:20:29.041
‫خب، خوشحال میشد که
‫داریم در موردش حرف می‌زنیم

00:20:30.083 --> 00:20:32.250
‫آره، ولی ناراحت میشد که خودش نیست

00:20:32.333 --> 00:20:35.125
‫ناراحتم که هیچوقت نتونستیم
‫این کار رو براش بکنیم

00:20:35.208 --> 00:20:37.500
‫اوضاع خیلی شلوغ‌پلوغ بود

00:20:37.583 --> 00:20:39.458
‫نشد یه مراسم یادبود درست‌حسابی
‫براش بگیریم

00:20:39.541 --> 00:20:41.666
‫همیشه می‌تونیم مراسم یادبود بگیریم

00:20:41.750 --> 00:20:44.958
‫گمونم یادبودش خودِ ما هستیم

00:20:50.750 --> 00:20:54.083
‫ما نباید فقط وقتی غم داریم
‫دور هم جمع بشیم

00:20:54.166 --> 00:20:57.625
‫نمیشه که همش مراسم ختم و
شیوا و خاک‌سپاری باشه

00:21:12.833 --> 00:21:16.625
‫می‌خوام یه چیزی بهت بگم،
‫ولی نمی‌خوام عصبانی بشی

00:21:16.708 --> 00:21:18.416
‫آره، خیلی هم عالی

00:21:18.500 --> 00:21:20.291
‫این مدت توی این فکر بودم که

00:21:20.375 --> 00:21:23.875
‫چطوری میشه اگه مراسم «بر میتصوا و
‫بت میتصوا» بگیرم؟ (جشن تکلیف یهودی)

00:21:23.958 --> 00:21:27.041
‫به نظر خودت چطوری میشه؟

00:21:27.125 --> 00:21:30.666
‫مثلاً کل خانواده بیان و نمی‌دونم...

00:21:30.750 --> 00:21:31.791
‫تو نمی‌خوای آخه

00:21:31.875 --> 00:21:35.916
‫آدم‌خوار، من می‌خوام تو
‫هر کاری باب میلتـه بکنی

00:21:36.000 --> 00:21:38.041
‫ولی به نظرت احمقانه‌ست

00:21:38.125 --> 00:21:40.333
‫به نظر من خیلی چیزها احمقانه‌ان

00:21:40.416 --> 00:21:44.208
‫مسئله من نیستم.
‫اگه واسه خودت جشن تکلیف می‌خوای...

00:21:44.291 --> 00:21:47.833
‫آخه اصلاً اجازه‌شو دارم؟

00:21:47.916 --> 00:21:49.083
‫اجازه چه صیغه‌ایـه؟

00:21:49.166 --> 00:21:51.600
‫خیال می‌کنی پلیس یهودی‌ها
‫قراره مثل داستین هافمن

00:21:51.601 --> 00:21:53.916
‫توی آخر فیلم «فارغ‌التحصیل»
‫بریزن توی کنیسه؟

00:21:54.916 --> 00:21:56.916
‫بابا، الان آخر فیلم فارغ‌التحصیل رو
‫اسپویل کردی؟!

00:21:57.000 --> 00:21:59.916
‫فیلم پنجاه سال پیشـه. اگه تا الان
‫ندیدیش، تقصیر خودتـه

00:22:02.083 --> 00:22:05.416
‫ولی من واقعاً یهودی نیستم، درستـه؟

00:22:05.500 --> 00:22:06.750
‫استثناء هستم

00:22:06.833 --> 00:22:09.833
‫در یه سری موارد خاص، ولی...

00:22:09.916 --> 00:22:14.125
‫به نظر من یک عامل به تنهایی
‫از کسی یهودی یا غیریهودی نمی‌سازه

00:22:14.208 --> 00:22:16.166
‫تو هم عین یهودی‌ها شکم‌درد می‌گیری

00:22:16.250 --> 00:22:19.083
‫میگی «اونگاپاچکا». اگه جشن تکلیف می‌خوای...
‫(در زبان ییدیش یعنی پر زرق و برق)

00:22:19.166 --> 00:22:21.333
‫پس به نظرت تصاحب فرهنگی نیست؟

00:22:21.416 --> 00:22:23.000
‫تصاحب فرهنگی...

00:22:23.083 --> 00:22:26.708
‫ببین، اگه آدولف هیتلر تو رو می‌دید،
‫فکر نمی‌کنم می‌نشست حساب کنه که

00:22:26.791 --> 00:22:30.083
‫از نظر هلاخایی دقیقاً چقدر یهودی هستی
‫(یعنی کسی که مادرش یهودیـه)

00:22:30.166 --> 00:22:32.875
‫یه راست همراه بقیه‌مون
‫می‌نداختت توی کوره

00:22:32.958 --> 00:22:34.625
‫گمونم، شاید

00:22:34.708 --> 00:22:36.750
‫پس چرا نباید این خوشی‌هاش بهت برسه؟

00:22:36.833 --> 00:22:39.041
‫من طبق قوانین هیتلر پیش میرم

00:22:39.125 --> 00:22:40.958
‫اگه از نظر هیتلر اونقدر یهودی باشی

00:22:41.041 --> 00:22:42.958
‫از نظر من هم یهودی تشریف داری

00:22:44.166 --> 00:22:47.416
‫ولی واسه مادربزرگ هم
‫به قدر کافی یهودی بودم؟

00:22:49.541 --> 00:22:54.000
‫هانا، از نظر مادربزرگت تو بی‌نقص بودی

00:22:54.083 --> 00:22:58.166
‫هیچ کم و کسری‌ای نداشتی که
‫براش کافی نباشه

00:23:00.750 --> 00:23:04.250
‫باشه. بازم بهش فکر می‌کنم

00:23:05.541 --> 00:23:06.541
‫اتوبوس

00:23:07.708 --> 00:23:08.708
‫آهای

00:23:10.125 --> 00:23:11.416
‫می‌دونی؟

00:23:11.922 --> 00:23:14.047
‫آره، می‌دونم.
‫من هم دوستت دارم، بابا.

00:23:20.458 --> 00:23:22.458
‫♪ King Tuff - Always Find Me ♪

00:23:34.614 --> 00:23:36.614
« پایان فصل اول »

00:23:37.000 --> 00:23:57.000
  جديدترين اخبار فيلم و سريال در کانال تلگرام و پیج اینستاگرام :
  .:: @MiraMovie1 ::.
  .:: @myZedMovie ::.