﻿WEBVTT

00:00:05.140 --> 00:00:07.040
‫آنچه گذشت...

00:00:07.040 --> 00:00:09.880
‫من مامانم رو از دست دادم
‫و حادثه‌ی وحشتناکی بود

00:00:09.880 --> 00:00:11.580
‫- دستت رو ازش بکش!
‫- نه! کن!

00:00:11.580 --> 00:00:15.090
‫حیرت‌انگیزه که وقتی به آدم‌ها قولِ امنیت بدی
‫چه اطلاعاتی بهت میدن

00:00:15.850 --> 00:00:17.220
‫رُز برای من خاصه

00:00:17.220 --> 00:00:18.873
‫بهش زهرِ مار تزریق می‌کنی؟

00:00:18.897 --> 00:00:21.130
‫سرعتِ بهبود احیاشده‌ها رو
‫به طور چشمگیری کاهش میده

00:00:21.130 --> 00:00:22.960
‫- مور کریک
‫- خواهش می‌کنم

00:00:22.960 --> 00:00:24.260
‫من هیچوقت به کسی صدمه نزدم

00:00:24.260 --> 00:00:25.755
‫اون چی بود، آقای ایبل؟

00:00:25.779 --> 00:00:29.270
‫ما قراره از اون طریق واسا رو پاکسازی کنیم

00:00:30.750 --> 00:00:32.690
‫اون کجاست؟ ابراهیم کجاست؟

00:00:32.690 --> 00:00:34.360
‫- توی مور کریکه
‫- نتونستم با خودم بیارمش

00:00:34.360 --> 00:00:35.860
‫خیلی متأسفم، ام

00:00:40.000 --> 00:00:51.000
<b><c.color00abfd> دانلود فیلم و سریال با زیرنویس چسبیده
  ..:: MiraMovie.Top ::..</c></b>
  <b><c.colorFFC947> ..:: MyZed.Top ::..</c></b>

00:01:18.570 --> 00:01:20.200
‫کمک!

00:01:34.880 --> 00:01:36.520
‫به هوش اومدی

00:01:38.650 --> 00:01:40.290
‫عالیه

00:02:02.310 --> 00:02:04.280
‫بیا. بیا، بیا

00:02:08.020 --> 00:02:09.950
‫بفرما

00:02:10.280 --> 00:02:12.790
‫شانس آوردی که افرادم
‫اون ناحیه رو می‌گشتن

00:02:13.820 --> 00:02:15.760
‫من همه چی رو در موردت شنیدم، واعظ

00:02:15.760 --> 00:02:18.030
‫باید فقط...

00:02:18.090 --> 00:02:20.360
‫باید من رو کنارِ نهر که
‫پیدام کردی ول می‌کردی

00:02:20.360 --> 00:02:22.230
‫تا سربازها پیدات کنن؟

00:02:23.300 --> 00:02:27.330
‫با این وضعیتی که داری؟ نه، نه، نه.
‫بالأخره تو دکترِ حاذقی هستی.

00:02:28.800 --> 00:02:31.340
‫کسی که روی احیاشده‌ها مطالعه می‌کنه

00:02:31.870 --> 00:02:34.840
‫یادداشت‌هات رو خوندم و...

00:02:36.010 --> 00:02:38.980
‫تو یه چیزی رو مخفی می‌کنی، دکتر

00:02:40.350 --> 00:02:44.790
‫چرا بهم نمیگی چی باعث وقوع روزِ احیا شد؟

00:02:44.790 --> 00:02:46.790
‫می‌تونیم به همدیگه کمک کنیم

00:02:47.920 --> 00:02:49.860
‫مگه خودت تمام جواب‌ها رو نداری؟

00:02:52.430 --> 00:02:55.700
‫یا فقط برای تمام پیروانت تظاهر می‌کنی؟

00:02:57.000 --> 00:02:59.200
‫یه سری اطلاعات دارم

00:03:00.330 --> 00:03:07.810
‫ولی می‌خوام اصل و منشاء شر رو بشناسم

00:03:08.480 --> 00:03:10.110
‫تا بتونم بهتر باهاش مبارزه کنم

00:03:10.110 --> 00:03:12.380
‫می‌دونی، مطمئن شم
‫دیگه هرگز اتفاق نمی‌افته

00:03:12.380 --> 00:03:13.810
‫تو کارت نفرت‌پراکنیه

00:03:15.550 --> 00:03:17.020
‫من بهت کمک نمی‌کنم

00:03:19.350 --> 00:03:22.390
‫می‌دونی، توی شبِ احیا

00:03:23.620 --> 00:03:25.430
‫برای یدک کشیدن یه ماشین خبرم کرده بودن

00:03:27.490 --> 00:03:30.660
‫و بعدش یه انفجارِ انرژی احساس کردم

00:03:31.530 --> 00:03:35.340
‫که از جنگل اومد و نوری دیدم

00:03:35.340 --> 00:03:38.640
‫که به آسمون تابید
‫و به سمتِ اون نور دویدم

00:03:38.640 --> 00:03:40.710
‫تا منشاء رو پیدا کنم،
‫ولی دیر شده بود.

00:03:40.710 --> 00:03:42.410
‫می‌دونی چرا؟

00:03:42.410 --> 00:03:43.840
‫دروازه‌های جهنم باز شده بودن

00:03:45.380 --> 00:03:46.810
‫شیاطین آزاد شده بودن

00:03:49.520 --> 00:03:51.220
‫ولی تو زمانِ زیادی منتظر بودی

00:03:51.220 --> 00:03:53.120
‫که همچین اتفاقی رخ بده، هان؟

00:03:53.120 --> 00:03:56.960
‫هان؟ تا بتونی به اجرای
‫برنامه‌ی رادیویی‌ات ادامه بدی،

00:03:56.960 --> 00:03:58.860
‫و به ترس و نفرت دامن بزنی

00:03:59.560 --> 00:04:01.030
‫وانمود کنی توسط خدا برگزیده شدی

00:04:01.030 --> 00:04:03.230
‫شرم بهت

00:04:03.900 --> 00:04:08.440
‫نه، مردم شاید فکرهای خیلی مختلفی
‫در مورد من بکنن،

00:04:08.440 --> 00:04:12.370
‫ولی تنها چیزی که نیستم کلاهبرداره

00:04:13.570 --> 00:04:15.880
‫و ثابتش می‌کنم

00:04:15.880 --> 00:04:19.539
‫تو واقعاً... تو واقعاً به حرف‌هایی
‫که می‌زنی ایمان داری، هان؟

00:04:23.920 --> 00:04:25.590
‫شاید تو هم باید ایمان بیاری

00:04:29.590 --> 00:04:33.060
‫آخرین چیزی که می‌خوای اینه که
‫بلین رو تبدیل به شهید آرمانش کنی

00:04:33.060 --> 00:04:34.754
‫اون دوست دخترت و خواهرم رو کشته

00:04:34.778 --> 00:04:36.600
‫و حالا خواهرم گُم شده
‫و می‌دونم که پیش اونه

00:04:36.600 --> 00:04:38.700
‫شهید هم مُرده محسوب میشه

00:04:38.700 --> 00:04:40.000
‫و این برای من کافیه

00:04:40.000 --> 00:04:42.040
‫ما عنصرِ غافلگیری رو داریم،
‫پس بیا ازش استفاده کنیم.

00:04:42.040 --> 00:04:44.070
‫- و ژنرال؟
‫- از سمتِ جنگل بهش نزدیک می‌شیم

00:04:44.070 --> 00:04:45.910
‫- به ما اهمیتی نمیده
‫- نگهبان‌ها رو می‌کشیم

00:04:45.910 --> 00:04:47.840
‫- بی سر و صدا و جداگانه
‫- اون فقط ام رو می‌خواد

00:04:47.840 --> 00:04:49.280
‫بعدش می‌ریم سراغ بلین

00:04:49.280 --> 00:04:50.980
‫خوبه

00:04:50.980 --> 00:04:53.950
‫حق با جی‌پی‌ـه. پس گوش کنید:

00:04:53.950 --> 00:04:57.020
‫باید هوشمندانه و تاکتیکی عمل کنیم

00:04:57.650 --> 00:05:00.820
‫منم به اندازه‌ی هرکسی
‫این مادرسگ رو می‌خوام، ولی...

00:05:00.820 --> 00:05:03.160
‫ولی نمی‌خوایم یه جنگِ تمام عیار
‫با شبه‌نظامی‌هاش شروع کنیم

00:05:05.060 --> 00:05:06.660
‫بریم تو کارش

00:05:08.560 --> 00:05:12.130
‫خب کِی ایمانت رو از دست دادی، دکتر رامین؟

00:05:13.070 --> 00:05:14.700
‫ایمانم رو از دست ندادم

00:05:15.500 --> 00:05:17.040
‫فقط نمیذارم منطقم رو کور کنه

00:05:21.810 --> 00:05:23.880
‫فرشته‌ام قلبت رو باز می‌کرد

00:05:25.050 --> 00:05:27.010
‫فرشته‌ات؟

00:05:27.010 --> 00:05:30.550
‫از دستش دادم، ولی برمی‌گرده پیشم

00:05:31.950 --> 00:05:34.520
‫مثل دفعه‌ی پیش از جنگل میاد،

00:05:34.520 --> 00:05:36.760
‫مثل یه پرتوی نوره

00:05:37.990 --> 00:05:39.790
‫یه نورِ زرد؟

00:05:40.490 --> 00:05:45.400
‫فرشته‌ی تو هم با صدای ناله‌ی دردناک
‫فریاد می‌زد؟

00:05:50.070 --> 00:05:52.610
‫فکر کنم به اندازه‌ی کافی حرف زدم

00:05:54.480 --> 00:05:56.010
‫نوبتِ توئه که تعریف کنی

00:05:58.710 --> 00:06:00.380
‫من کمکت نمی‌کنم بهشون صدمه بزنی، بلین

00:06:02.780 --> 00:06:07.590
‫می‌دونی که ما دنبال یه چیزیم، دکتر

00:06:09.420 --> 00:06:11.434
‫توی چشم‌هات می‌بینمش

00:06:11.875 --> 00:06:14.896
‫همون درخششی که توی چشم‌هام دارم

00:06:16.030 --> 00:06:19.200
‫برای دونستن. برای فهمیدن

00:06:21.070 --> 00:06:22.700
‫ما به یه دلیلی به اینجا اومدیم

00:06:30.340 --> 00:06:33.080
‫«کلُّ نَفسٍ ذائِقَةُ المَوتِ»
‫(آیه ۵۷ سوره عنکبوت)

00:06:35.180 --> 00:06:37.720
‫هر شخصی مرگ را خواهد چشید

00:06:40.990 --> 00:06:42.890
‫پلیس!

00:06:42.890 --> 00:06:44.830
‫دست‌هات رو بذار جایی که بتونم ببینم، بلین

00:06:44.830 --> 00:06:46.590
‫- آره
‫- آروم بلند شو

00:06:46.590 --> 00:06:48.430
‫چیزی نیست

00:06:48.430 --> 00:06:50.100
‫- تو چرا اینجایی؟
‫- برو اون طرف

00:06:50.100 --> 00:06:51.870
‫- آره، آره. گرفتمش
‫- فیتزی! بهش دستبند بزن

00:06:51.870 --> 00:06:53.900
‫- ام کجاست؟
‫- بخوابونش

00:06:53.900 --> 00:06:55.870
‫نمی‌دونم

00:06:55.870 --> 00:06:57.970
‫چیزی همراهش نیست

00:07:01.070 --> 00:07:03.110
‫چرا به چنین تدابیرِ شدیدی نیاز داره؟

00:07:03.110 --> 00:07:04.880
‫اون به سه برابر دوز نیاز داره

00:07:04.880 --> 00:07:06.380
‫بدنش سریع‌تر بهبود پیدا می‌کنه

00:07:06.380 --> 00:07:09.020
‫برخلافِ دیگران مقاومت می‌کنه

00:07:09.020 --> 00:07:12.620
‫و آستانه‌ی بی‌نظیری برای خشونت نشون داده

00:07:12.644 --> 00:07:14.605
‫دکتر، زمان داره می‌گذره،

00:07:14.629 --> 00:07:19.036
‫و من باید برای کنترل و حذف
‫تمام احیاشده‌ها پاسخگو باشم

00:07:19.060 --> 00:07:20.960
‫من احیاشده‌ها رو پیدا می‌کنم،

00:07:20.960 --> 00:07:23.100
‫ولی برای کنترل کردنشون به شما نیاز دارم

00:07:24.300 --> 00:07:28.070
‫اون دچارِ نوعی از روان‌پریشیِ هیستریک شده

00:07:28.070 --> 00:07:30.940
‫شرایط جابجایی رو نداره

00:07:33.140 --> 00:07:35.010
‫پس درستش کن

00:07:39.350 --> 00:07:41.650
‫مارتا. مارتا

00:07:42.180 --> 00:07:43.980
‫مارتا

00:07:46.920 --> 00:07:48.560
‫اتفاقی برات نمی‌افته

00:07:53.160 --> 00:07:54.900
‫مامان؟

00:08:04.240 --> 00:08:06.710
‫لستر میجک ازم خواست
‫یه ماشین رو یدک بکشم

00:08:06.710 --> 00:08:10.816
‫ماشینی که آرون وایمر کرایه‌اش کرده بود
‫و تو بعدش دستور قتلش رو دادی

00:08:10.840 --> 00:08:12.680
‫باشه، خب، فرض کنیم،

00:08:12.680 --> 00:08:14.780
‫بذار به این تئوری پر و بال بدم

00:08:14.780 --> 00:08:18.920
‫خب، من باید به معاون برنت
‫چقدر پول می‌دادم

00:08:18.920 --> 00:08:21.490
‫که پروفسور رو بکشه؟

00:08:21.490 --> 00:08:23.860
‫تو بهش ۱۰ هزار دلار دادی

00:08:23.860 --> 00:08:27.260
‫ده هزار دلار؟! واقعاً؟

00:08:27.260 --> 00:08:30.160
‫و به نظر میاد من ۱۰ هزار دلار داشته باشم؟

00:08:30.160 --> 00:08:34.770
‫یعنی، من یه راننده‌ی یدک‌کشم که
‫توی مرکز اسقاط زندگی می‌کنم، پس...

00:08:34.770 --> 00:08:36.579
‫تو پول کافی داشتی

00:08:36.603 --> 00:08:38.370
‫که سعی کنی زمینِ پدرت رو از بلک‌دیر بخری

00:08:38.370 --> 00:08:41.840
اون پول رو قبل از کشته شدنِ خواهرت اهدا کردم

00:08:41.840 --> 00:08:43.480
‫وای! به کی اهداش کردی؟

00:08:45.080 --> 00:08:46.797
‫این به خودم مربوطه

00:08:46.821 --> 00:08:48.632
‫و فقط خدا می‌تونه قضاوتم کنه

00:08:48.656 --> 00:08:51.150
‫دیگه از این مزخرفات در مورد فرد برگزیده
‫حالم بهم می‌خوره

00:08:51.920 --> 00:08:53.345
‫می‌دونی،

00:08:53.369 --> 00:08:56.432
‫وقتی اون شب خواهرت رو روی پل دیدم

00:08:56.456 --> 00:08:59.393
‫که سرد، تنها

00:08:59.960 --> 00:09:01.600
‫و داغون بود

00:09:02.700 --> 00:09:05.000
‫ناخودآگاه از خودم پرسیدم

00:09:05.000 --> 00:09:09.240
‫کی توی خانواده‌اش انقدر ناامیدش کرده

00:09:09.240 --> 00:09:12.240
که معتادی شده که به قتل رسیده

00:09:13.840 --> 00:09:15.810
‫تو؟ تو؟

00:09:15.810 --> 00:09:19.010
‫نمی‌تونم تصور کنم تو چه احساسی داشتی

00:09:19.010 --> 00:09:24.520
‫وقتی همه چی رو اونقدر علنی
‫و شرم‌آور از دست دادی

00:09:25.650 --> 00:09:28.790
‫و بلافاصله بعدش مادرت ولت کرد و رفت

00:09:29.790 --> 00:09:31.730
‫و بعدش پدرت کشته شد

00:09:33.060 --> 00:09:36.760
‫پس بعدش دوتا زن جَوون بی‌گناه رو پیدا کردی،

00:09:36.760 --> 00:09:39.530
‫که یه عمر زندگی پیشِ روشون بود و...

00:09:40.070 --> 00:09:42.600
‫فقط عصبانی بودی
‫و فقط می‌خواستی مجازاتشون کنی

00:09:43.140 --> 00:09:45.140
‫پس به آرون وایمار سپردی پیداشون کنه

00:09:45.140 --> 00:09:47.670
‫باهاشون دوست شه،
‫اونا رو بکشونه توی جنگل

00:09:47.670 --> 00:09:50.810
‫تا تو شبی که به قتل رسیدن
‫باهاشون دیده نشی

00:09:50.810 --> 00:09:52.613
‫و تصمیم گرفتی نقش خدا رو بازی کنی

00:09:52.637 --> 00:09:56.680
‫و ازشون برای محقق کردنِ فانتزی بیمارگونه‌ی
برگزیده شدنت استفاده کردی

00:09:56.680 --> 00:09:59.520
‫- نه. نه
‫- و برای همین رُز و خواهرم رو کشتی!

00:09:59.520 --> 00:10:03.690
‫من خواهرت رو نکشتم. باشه؟

00:10:03.690 --> 00:10:06.290
‫و رُز رو هم نکشتم!

00:10:07.330 --> 00:10:09.060
‫اون دوستم بود

00:10:10.060 --> 00:10:12.130
‫می‌دونی، ما بالأخره جسدش رو پیدا کردیم

00:10:13.930 --> 00:10:16.554
‫توی صندوق یکی از ماشین‌های تصادفی توی زمینت

00:10:16.870 --> 00:10:19.910
‫این کُس‌شعره! کُس‌شعره!

00:10:21.140 --> 00:10:24.810
‫شما عشقِ احیاشده‌ها،
‫دارید برام پاپوش می‌دوزید!

00:10:25.650 --> 00:10:28.080
‫می‌خواید منم مثلِ پدرم نابود کنید

00:10:28.080 --> 00:10:30.850
‫من کاری به کار پدرت نداشتم، بلین،

00:10:30.850 --> 00:10:35.020
‫ولی اون داشت پس‌اندازِ ملت رو
‫با کلاهبرداری از چنگشون در می‌آورد،

00:10:35.020 --> 00:10:39.860
‫با فرو کردن میخ توی دست‌هات فریبشون می‌داد
‫که باور کنن تو «استیگماتا» داری

00:10:35.020 --> 00:10:39.836
‫(استیگماتا: زخم‌هایی مثل زخم‌های عیسی مسیح روی صلیب)

00:10:40.369 --> 00:10:45.000
‫پدرم با اون کار من رو برای روزِ برگزیده شدنم
‫آماده می‌کرد

00:10:45.000 --> 00:10:48.100
‫می‌دونی چیه؟ ما نیازی به اعترافت نداریم

00:10:48.100 --> 00:10:50.800
‫می‌دونیم چیکار کردی
‫و برای چی انجامش دادی

00:10:51.940 --> 00:10:54.780
‫فقط امیدوارم شبه‌نظامی‌های دهاتیت

00:10:54.780 --> 00:10:56.910
‫بتونن با خبرِ کلاهبردار بودنت کنار بیان

00:10:56.910 --> 00:10:59.580
‫چون پیروانِ پدرت به هیچ وجه نتونستن

00:11:00.680 --> 00:11:02.150
‫بیخیال

00:11:03.880 --> 00:11:06.770
‫اون واقعاً باور داره
‫توسط خدا برگزیده شده،

00:11:06.794 --> 00:11:09.720
‫پس کشتنِ رُز و ام
‫چه کمکی به رسالتش می‌کنه؟

00:11:09.720 --> 00:11:11.692
‫احتمالاً اونا رو قربانی می‌کرده

00:11:11.716 --> 00:11:14.190
‫تا ثابت کنه چقدر لایقِ برگزیده شدنه

00:11:14.190 --> 00:11:17.323
‫آره، ولی چرا باید برای انجام دادنش
‫با یه پروفسور انسان‌شناسی همکاری می‌کرد؟

00:11:17.347 --> 00:11:18.824
‫اگه می‌خواست دست‌هاش رو آلوده نکنه،

00:11:18.848 --> 00:11:20.400
‫چرا باید رُز رو انتخاب می‌کرد،

00:11:20.400 --> 00:11:22.170
‫کسی که باهاش ارتباط مستقیم داشت؟

00:11:22.170 --> 00:11:24.288
‫قصد داری وکالتش رو قبول کنی؟

00:11:24.312 --> 00:11:27.583
‫نه، نه. نه، اون دیوونه‌ست. شک ندارم

00:11:27.607 --> 00:11:29.240
‫ولی کنجکاوه

00:11:29.240 --> 00:11:31.420
‫تهدیداتش فقط متوجه احیاشده‌هاست،

00:11:31.444 --> 00:11:32.630
‫نه زن‌های جوان،

00:11:32.654 --> 00:11:35.080
‫پس نمی‌تونم انگیزه‌ی مناسبی براش پیدا کنم

00:11:35.080 --> 00:11:36.720
یارو اون توئه؟

00:11:37.320 --> 00:11:39.120
آره، آره. چیزی نیست. گرفتیمش

00:11:39.120 --> 00:11:40.890
‫گوش کن،

00:11:40.890 --> 00:11:43.060
‫به کمکت نیاز دارم

00:11:43.060 --> 00:11:45.660
‫تو در مقایسه با بیشتر معاون‌هامون
‫کارآگاه بهتری هستی

00:11:47.790 --> 00:11:49.260
‫بیشترشون؟

00:11:51.160 --> 00:11:52.942
‫تحقیق کن ببین پولِ بلین کجا رفته

00:12:04.750 --> 00:12:06.680
‫عجله کن

00:12:14.960 --> 00:12:16.423
‫سلام ام

00:12:16.840 --> 00:12:19.385
‫منم، رودی

00:12:20.230 --> 00:12:21.960
‫گفت مریضی و

00:12:22.800 --> 00:12:24.430
‫می‌خواستم ببینمت و مطمئن شم خوبی

00:12:24.430 --> 00:12:26.730
‫پس این پسریه که باهاش بودی؟

00:12:27.200 --> 00:12:28.840
‫چجور پسریه؟

00:12:29.270 --> 00:12:30.900
‫ام، من...

00:12:34.170 --> 00:12:35.840
‫هیچوقت قصد نداشتم این اتفاق بیفته

00:12:39.210 --> 00:12:40.850
‫اونا خانواده‌ام رو تهدید کردن

00:12:42.420 --> 00:12:44.050
‫شکنجه‌ام کردن

00:12:45.890 --> 00:12:47.320
‫و...

00:12:50.190 --> 00:12:51.830
‫من به اندازه‌ی کافی قوی نبودم

00:12:54.830 --> 00:12:56.588
‫یه چیزی هست که توی عمرم یاد گرفتم:

00:12:56.612 --> 00:12:59.500
‫مردها هرچی میگن که راضی‌ات کنن
‫دوباره قبولشون کنی،

00:12:59.500 --> 00:13:03.970
‫ولی به محض این که قبولشون کنی
‫دوباره قلبت رو می‌شکنن

00:13:05.070 --> 00:13:07.770
‫باید بپرسم، مارتا،

00:13:07.770 --> 00:13:09.410
‫چی باعث شد پسری رو انتخاب کنی

00:13:09.410 --> 00:13:11.780
‫که می‌تونست همچین کاری باهات بکنه؟

00:13:12.280 --> 00:13:14.380
‫فکر می‌کنی می‌تونی من رو ببخشی؟

00:13:15.520 --> 00:13:17.250
‫نیازی بهش نداری، عزیزکم

00:13:17.950 --> 00:13:19.390
‫الان من رو داری

00:14:11.100 --> 00:14:13.140
‫بذارید بیام بیرون!

00:14:13.910 --> 00:14:15.880
‫خواهش می‌کنم!
‫اون حالش خوش نیست!

00:14:22.850 --> 00:14:24.780
‫لطفاً دوباره ترکم نکن

00:14:25.620 --> 00:14:27.290
‫نمی‌دونم دیگه چی بهت بگم

00:14:27.290 --> 00:14:29.290
‫فقط کنترلش کن

00:14:29.290 --> 00:14:31.020
‫یه مشکل امنیتی پیش اومده

00:14:32.309 --> 00:14:35.360
‫یکی از اهالی هوادارِ احیاشده‌ها
‫دردسر درست می‌کنه

00:14:35.360 --> 00:14:37.330
‫بهش رسیدگی کنید!
‫و ازش درس عبرت بسازید.

00:14:37.330 --> 00:14:39.000
‫هر چقدر زودتر ببریمشون امبر پوینت بهتره

00:14:39.000 --> 00:14:40.470
‫امبر پوینت؟

00:14:40.470 --> 00:14:42.400
‫بالاتر از سطح دسترسی شماست، دکتر

00:14:43.940 --> 00:14:46.410
‫کن، باید من رو از اینجا ببری بیرون

00:14:47.070 --> 00:14:49.080
‫اینجا افتضاحه

00:14:49.080 --> 00:14:51.580
‫دارن یه بلایی سر احیاشده‌های دیگه میارن

00:14:51.580 --> 00:14:54.310
‫تمام روز صدای جیغ میاد

00:14:54.310 --> 00:14:55.620
‫با تو هم کاری کردن؟

00:14:55.620 --> 00:14:57.820
‫نه، بهم دست نزدن

00:14:58.080 --> 00:15:00.420
‫ولی خیلی می‌ترسم که هر لحظه این کارو بکنن

00:15:00.420 --> 00:15:02.020
‫نمی‌تونم تحملش کنم

00:15:02.020 --> 00:15:04.060
‫این کارو نمی‌کنن، قول میدم

00:15:05.060 --> 00:15:06.290
‫ما باهاشون معامله کردیم

00:15:06.290 --> 00:15:08.030
‫معامله؟

00:15:10.600 --> 00:15:12.170
‫پیچیده‌ست

00:15:14.000 --> 00:15:15.440
‫یادته،

00:15:16.040 --> 00:15:17.570
‫ما یه قولی به هم دادیم

00:15:18.940 --> 00:15:20.740
‫هیچ رازی از هم پنهان نکنیم

00:15:22.610 --> 00:15:27.310
‫ژنرال ازم خواست یه احیاشده رو
‫توی فیلم دوربین مداربسته شناسایی کنم

00:15:29.050 --> 00:15:31.050
‫اون مارتا سایپرس بود

00:15:32.350 --> 00:15:34.290
‫تو باعث شدی مارتا رو بگیرن؟

00:15:37.220 --> 00:15:38.690
‫اوه، کن

00:15:38.690 --> 00:15:40.560
اون بچه‌ست

00:15:40.560 --> 00:15:42.960
‫می‌دونم. می‌دونم، می‌دونم

00:15:42.960 --> 00:15:45.330
‫گوش کن، گوش کن...

00:15:47.130 --> 00:15:50.600
‫شنیدم ژنرال با یه سرباز حرف می‌زد

00:15:50.600 --> 00:15:52.410
‫فکر کنم می‌خوان ما رو جابجا کنن

00:15:52.410 --> 00:15:54.040
‫جابجاتون کنن؟

00:15:55.440 --> 00:15:57.080
‫صبر کن ببینم

00:15:57.540 --> 00:16:02.320
‫من کلی کامیون و کانتینتر اون بیرون دیدم
‫که قبلاً اونجا نبودن

00:16:02.320 --> 00:16:05.090
‫اون داره آماده میشه یه کاری بکنه.
‫و به زودی آماده میشه.

00:16:06.250 --> 00:16:08.250
‫قول میدم از اینجا خلاصت می‌کنم، باشه؟

00:16:09.060 --> 00:16:12.730
‫هی، نگران نباش

00:16:15.660 --> 00:16:19.030
‫خب، اگه حق با ابراهیم باشه،
‫برگشتیم سرِ خونه‌ی اول.

00:16:19.030 --> 00:16:20.730
‫یعنی هرکسی توی واسا

00:16:20.730 --> 00:16:22.570
‫ممکنه رُز و خواهرت رو کشته باشه

00:16:22.570 --> 00:16:24.340
‫باور کن، می‌دونم

00:16:24.340 --> 00:16:26.140
‫ویسکی داریم بریزم توی این قهوه؟

00:16:29.710 --> 00:16:32.010
‫ببین، الان یکی رو بازداشت کردیم

00:16:32.010 --> 00:16:36.020
‫که ابزار، فرصت و مرضش رو داشته
‫که قتل‌ها رو مرتکب بشه

00:16:36.020 --> 00:16:37.650
‫نمیگم باید بلین رو آزاد کنیم

00:16:37.650 --> 00:16:39.420
‫فقط میگم باید مطمئن بشیم

00:16:39.420 --> 00:16:42.690
‫وگرنه ام و هر دختر دیگه‌ای
‫توی واسا در امان نیستن

00:16:44.320 --> 00:16:46.230
‫خیلی خب

00:16:46.230 --> 00:16:48.530
‫تا وقتی که می‌تونیم نگهش می‌داریم

00:16:48.530 --> 00:16:51.060
‫به تحقیق ادامه می‌دیم
‫تا مدارکی پیدا کنیم که

00:16:51.060 --> 00:16:53.492
‫یکی از دو حالت رو ثابت کنه،
‫ولی شرط می‌بندم کارِ بلینـه.

00:16:53.516 --> 00:16:55.340
‫وین! حروم‌زاده

00:16:56.840 --> 00:16:58.870
‫این به خاطر لو دادنِ خواهرم بود!

00:16:58.870 --> 00:17:01.041
‫- سعی کردم جلوش رو بگیرم
‫- مرسی، فیتزی. عیب نداره

00:17:01.065 --> 00:17:03.140
‫چی می‌خوای؟

00:17:03.140 --> 00:17:05.080
‫حقم بود

00:17:05.080 --> 00:17:06.610
‫ولی باید به حرفم گوش بدید

00:17:06.610 --> 00:17:08.080
‫ژنرال مارتا رو پیدا کرده

00:17:08.080 --> 00:17:09.520
‫- چی؟ چطوری؟
‫- کجا؟

00:17:09.520 --> 00:17:11.080
‫ما مشکلاتِ بزرگ‌تری داریم

00:17:11.080 --> 00:17:12.890
‫دایان حرف‌های ژنرال رو شنیده

00:17:12.890 --> 00:17:15.060
‫اونا تمام احیاشده‌ها رو جابجا می‌کنن،
‫از جمله مارتا.

00:17:15.060 --> 00:17:19.130
‫باید اونا رو فراری بدیم،
‫وگرنه دیگه هرگز نمی‌بینیمشون.

00:17:19.851 --> 00:17:22.187
‫من ریورساید رو برای نگهداری
‫احیاشده‌ها انتخاب کردم

00:17:22.211 --> 00:17:26.530
‫چون بهترین امنیتِ تاکتیکی رو
‫بین تمام مراکز خالی در واسا داره

00:17:26.530 --> 00:17:28.570
‫فقط یه ورودی داره

00:17:28.570 --> 00:17:30.362
‫که به یه راه پله به زیر زمین ختم میشه

00:17:30.386 --> 00:17:31.700
‫یه گلوگاهه

00:17:31.700 --> 00:17:33.448
‫این تنها راه نجات دادن امـه

00:17:33.472 --> 00:17:35.510
‫تیکه تیکه شدنِ ما چه کمکی به خواهرت می‌کنه؟

00:17:35.510 --> 00:17:37.610
دست رو دست گذاشتن
چطوری نجاتش میده؟

00:17:37.610 --> 00:17:39.550
‫لطفاً تمرکز کنید!

00:17:41.710 --> 00:17:45.460
‫خیلی خب، اگه ژنرال قصد جابجایی
‫دسته‌جمعیِ احیاشده‌ها رو داره

00:17:45.484 --> 00:17:46.950
‫هیچ ریسکی نمی‌کنه

00:17:46.950 --> 00:17:50.420
‫پس جی‌پی، به پائول بلیک
‫توی سازمان حمل و نقل زنگ بزن

00:17:50.420 --> 00:17:51.758
‫بهش بگو می‌خوام بدونم

00:17:51.782 --> 00:17:55.430
‫اونا بزرگراه، راه‌آهن یا مسیرِ پروازی
‫برای خروج از واسا خالی کردن یا نه

00:17:55.430 --> 00:17:57.200
‫- خیلی خب. حله، رئیس
‫- بریم

00:17:57.200 --> 00:17:59.570
‫- هی، کلانتر!
‫- اینجا کمک لازم دارم!

00:18:00.470 --> 00:18:02.570
‫اونا فقط یه مشت بُزدل!

00:18:02.570 --> 00:18:05.670
‫فقط قلدرهایی هستن که
‫پشتِ لباس نظامی قایم شدن

00:18:05.670 --> 00:18:07.110
‫صد بار دیدمش

00:18:07.110 --> 00:18:08.710
‫- چی شده؟
‫- جریان چیه؟

00:18:08.710 --> 00:18:10.910
‫اون رفته ریورساید دوستش رو پیدا کنه

00:18:10.910 --> 00:18:13.580
‫و اونا با تفنگ زدن توی سرش
‫و انداختنش نزدیک مِیخونه‌ام!

00:18:13.580 --> 00:18:16.783
‫بعد از اون همه مرگ و ویرانی
‫چی نصیبمون شده؟

00:18:16.807 --> 00:18:19.670
‫به خاطر همین از ارتش خارج شدم
‫تا به جای مرگ روی زندگی تمرکز کنم

00:18:19.694 --> 00:18:21.690
‫لستر، آروم باش. سکته می‌کنی‌ها!

00:18:22.390 --> 00:18:24.082
‫واندا نخواست از مرگ برگرده

00:18:24.106 --> 00:18:25.830
‫ولی داشت تمام تلاشش رو می‌کرد

00:18:26.590 --> 00:18:29.000
‫حتی بعد از دست دادن
‫بیمه‌ی تأمین اجتماعیش

00:18:29.000 --> 00:18:30.660
‫من هر کاری می‌تونستم
‫برای کمک بهش کردم

00:18:30.660 --> 00:18:32.670
‫ولی برای تو مهم نبود، کلانتر!

00:18:33.070 --> 00:18:35.800
‫همه‌تون به خاطرِ سنمون
‫ما رو نادیده گرفتید

00:18:38.670 --> 00:18:40.870
‫ما هنوز سال‌های خوبی پیش رو داریم!

00:18:42.980 --> 00:18:46.350
‫عه، بذار برای چشمت یکم یخ بیارم

00:18:46.350 --> 00:18:48.780
‫خودت رو اذیت نکن. نشان افتخاره

00:18:49.850 --> 00:18:51.950
‫ببین می‌تونی قانعش کنی بره بیمارستان

00:18:51.950 --> 00:18:53.820
‫زخمش بد به نظر میاد.
‫باید بره معاینه شه.

00:18:53.820 --> 00:18:58.790
‫نه، نه، نه. اون بهای دفاع کردن
‫از مردمِ این شهره

00:18:58.790 --> 00:19:00.930
‫کاری که تو به خودت زحمت نمی‌دادی انجام بدی

00:19:00.930 --> 00:19:04.130
‫تا این که فهمیدی مارتا یکی از اونا بوده

00:19:05.100 --> 00:19:08.970
‫این رهبری نیست. این بُزدلیه

00:19:10.140 --> 00:19:12.640
‫درست مثل مردی که اون کارو با لستر کرد

00:19:17.540 --> 00:19:20.680
‫هر احیاشده‌ای که آزاد شد،
‫بفرستش پیش من.

00:19:21.510 --> 00:19:23.475
‫می‌تونم از واسا خارجشون کنم

00:19:23.499 --> 00:19:25.420
‫از طریق تونل‌های قاچاق قدیمی زیر مِیخونه

00:19:29.490 --> 00:19:31.620
‫خیلی خب، پس بلین راست می‌گفته

00:19:31.620 --> 00:19:33.490
‫اون پولش رو اهدا کرده

00:19:33.490 --> 00:19:35.230
‫- به کی؟
‫- به شما

00:19:35.230 --> 00:19:39.070
‫خب، در اصل به اداره‌ی پلیس
‫به عنوان پاداشی برای پیدا کردن قاتل رُز

00:19:39.800 --> 00:19:42.970
‫صبر کن ببینم، بلین اون پاداش ناشناس رو
‫برای رُز داده بود؟

00:19:42.970 --> 00:19:45.770
‫- اون...
‫- پنجاه هزار دلار بود. آره

00:19:48.210 --> 00:19:50.710
‫خب، اون پول هیچوقت به دستمون نرسید.
‫وقتی جسی فرار کرد پسش گرفتن

00:19:50.710 --> 00:19:54.010
‫بعدش به صندوق زنانِ بومی گُمشده
‫و کشته شده منتقل شد

00:19:56.620 --> 00:19:59.590
‫گمونم ممکنه از روی عذاب وجدان
‫اهداش کرده باشه

00:20:00.090 --> 00:20:01.490
‫فکر نکنم اینطور بوده باشه

00:20:01.490 --> 00:20:03.181
‫دینا، اون نمی‌تونه آزاد شه

00:20:03.205 --> 00:20:04.890
‫باید یه مدرکی علیه‌اش پیدا کنی

00:20:06.660 --> 00:20:08.090
‫کاری رو که شروع کردی تموم کن

00:20:13.000 --> 00:20:20.000


00:20:25.280 --> 00:20:27.180
‫من دارم میرم

00:20:33.190 --> 00:20:36.160
‫هی، من یه خبرنگارم

00:20:36.160 --> 00:20:38.760
‫اطلاعاتم رو از هر منبع موثقی می‌گیرم

00:20:39.260 --> 00:20:41.011
‫آره، خب من یه دانشمندم

00:20:41.035 --> 00:20:43.960
‫نباید توی کتاب‌های مذهبی دنبال جواب بگردم

00:20:45.060 --> 00:20:47.300
‫کی گفته؟

00:20:47.300 --> 00:20:50.100
‫مُرده‌ها زنده شدن، دکتر.
‫مطمئنم دیگه هیچ قانونی نیست.

00:20:52.240 --> 00:20:54.870
‫می‌دونی، من و رُز همیشه می‌گفتیم

00:20:54.870 --> 00:20:58.680
‫که روح هرکی که اول بمیره برمی‌گرده
‫و اون یکی رو اذیت می‌کنه

00:20:58.680 --> 00:21:00.550
‫فقط برای این که ثابت کنیم
‫زندگیِ پس از مرگ هست

00:21:02.050 --> 00:21:04.780
‫مثل هری هودینی و مادرش

00:21:05.950 --> 00:21:07.720
‫دقیقاً

00:21:09.620 --> 00:21:11.620
‫ازش خبری نداری؟

00:21:15.260 --> 00:21:17.260
‫هنوز نه

00:21:18.600 --> 00:21:20.230
‫ولی دعا می‌کنم ازش خبری بشه

00:21:24.670 --> 00:21:26.140
‫توی تفکر و تعمقت موفق باشی

00:21:43.920 --> 00:21:46.330
‫دینا، من اصلاً نمی‌دونم
‫اینجا دنبال چی می‌گردم

00:21:46.330 --> 00:21:49.330
‫همش فقط نقشه‌هاش برای حمله
‫به دروازه‌های ریورسایده

00:21:49.330 --> 00:21:52.030
‫ولی اگه از من بپرسی
‫نقشه‌ی چندان جالبی هم نیست

00:21:52.030 --> 00:21:54.830
‫باید اینجا یه چیزی در مورد رُز یا خواهرم باشه

00:22:18.020 --> 00:22:22.200
‫اوه. اون اولین قاتلی نمیشه
‫که از جرائمش فیلم می‌گیره

00:22:28.870 --> 00:22:30.740
‫ازم دورش کن

00:22:35.210 --> 00:22:36.710
‫این مالِ من نیست

00:22:40.180 --> 00:22:41.810
‫این مالِ من نیست

00:22:55.960 --> 00:22:57.900
‫خدایا

00:22:57.900 --> 00:22:59.730
‫پس واندا پیترسون اینجوری مُرده

00:23:00.900 --> 00:23:03.070
‫اون راهی برای کشتنِ احیاشده‌ها پیدا کرده

00:23:03.070 --> 00:23:05.770
‫به نظر میاد اون نور چیزیه که کشتش

00:23:05.770 --> 00:23:08.070
‫نه. نه، اون...

00:23:08.070 --> 00:23:11.410
‫من منبع نور رو دیدم.
‫اون یه مخلوق یا موجوده.

00:23:11.410 --> 00:23:13.380
‫بلند و لاغر مثل...

00:23:13.380 --> 00:23:14.910
‫مثل یه شبح، ولی اون نمی‌کشت

00:23:15.380 --> 00:23:17.280
‫منظورت چیه؟ یه جور موجود فضایی؟

00:23:17.280 --> 00:23:19.050
‫نمی‌دونم کلانتر، نمی‌دونم

00:23:19.050 --> 00:23:21.420
‫ولی دیدم که دوستِ کوپر، جردن رو لمس کرد،

00:23:21.420 --> 00:23:24.549
‫و همچین اتفاقی نیفتاد.
‫اون در آرامش به سمتش رفت

00:23:24.573 --> 00:23:26.730
‫و بعدش یهو ناپدید شد

00:23:26.730 --> 00:23:29.700
‫آره، کوپر هم همین رو گفت،
‫ولی با عقل جور در نمیاد

00:23:29.700 --> 00:23:32.770
‫چون اگه اتفاقی که برای واندا افتاد
‫برای جردن هم افتاده باشه...

00:23:32.770 --> 00:23:34.770
‫اینطور نیست، دینا. باور کن

00:23:34.770 --> 00:23:36.870
‫آدم‌ها همینجوری ناپدید نمیشن

00:23:36.870 --> 00:23:38.740
‫توی اون فیلم همچین اتفاقی نیفتاد

00:23:38.740 --> 00:23:40.810
‫خب، شاید موجودی که تو دیدی

00:23:40.810 --> 00:23:43.110
‫با موجود توی فیلم فرق می‌کنه

00:23:44.780 --> 00:23:47.310
‫شاید. قطعاً یه حالتِ ماورایی داشت

00:23:47.310 --> 00:23:49.820
‫چیزی که نمیشه با کلمات وصفش کرد. من...

00:23:51.250 --> 00:23:52.750
‫تو باید بهمون جواب بدی،

00:23:52.750 --> 00:23:54.390
‫نه این که موجودات فضایی رو اضافه کنی

00:23:54.390 --> 00:23:56.206
‫می‌دونم، می‌دونم، می‌دونم

00:23:56.230 --> 00:23:58.667
‫و فکر می‌کنید هر روز احساس نمی‌کنم
‫همه‌تون رو ناامید کردم؟

00:23:58.691 --> 00:24:02.754
‫که شاید ام و دایان و واندا همه در امان بودن

00:24:02.778 --> 00:24:05.000
‫اگه من می‌فهمیدم
‫توی روز احیا چه اتفاقی افتاده؟

00:24:05.000 --> 00:24:06.967
‫که شاید همه‌تون اوضاع بهتری داشتید

00:24:06.991 --> 00:24:09.770
‫اگه من اصرار نکرده بودم مأمور
‫مرکز مبارزه با بیماری‌ها توی واسا باشم؟

00:24:10.200 --> 00:24:12.040
‫خب، با این وجود،

00:24:12.040 --> 00:24:14.970
‫زمان داره می‌گذره و حالا دوتا مشکل داریم

00:24:14.970 --> 00:24:16.980
‫بلین قصد داره وارد ریورساید بشه

00:24:17.210 --> 00:24:19.880
‫می‌خواد از اون موجود برای کشتن
‫تمام احیاشده‌ها استفاده کنه

00:24:19.880 --> 00:24:23.150
‫اون رو فرشته‌ی خودش می‌دونست،
‫ولی بهم گفت از دستش داده.

00:24:23.150 --> 00:24:25.050
‫خب، این چیز خوبی به نظر میاد، مگه نه؟

00:24:25.050 --> 00:24:26.450
‫می‌دونم ژنرال چه برنامه‌ای داره

00:24:30.990 --> 00:24:33.060
‫فردا ساعت ۱۷

00:24:33.060 --> 00:24:38.330
‫سازمان حمل و نقل یه لاین از بزرگراه ۵۱ شمالی رو
‫به سمتِ راه‌آهن فاکس ولی مسدود می‌کنه

00:24:38.330 --> 00:24:40.370
‫یه خط متروکه هست

00:24:40.370 --> 00:24:42.870
‫که به اسکله‌ی دریاچه سوپریور می‌رسه

00:24:42.870 --> 00:24:46.270
‫پس اون قراره احیاشده‌ها رو
‫با کامیون تا خط آهن ببره

00:24:46.270 --> 00:24:49.140
‫و بعدش اونا رو سوار یه کشتی
‫به مقصد نامعلوم بکنه

00:24:49.140 --> 00:24:51.480
‫دایان بهم گفته بود که حدس می‌زنه

00:24:51.480 --> 00:24:53.750
‫قصد دارن به زودی احیاشده‌ها رو جابجا کنن

00:24:54.310 --> 00:24:56.220
‫و حالا که می‌دونیم چه نقشه‌ای داره،

00:24:56.220 --> 00:24:57.880
‫فقط کافیه جلوش رو بگیریم

00:24:57.880 --> 00:24:59.350
‫نه

00:24:59.350 --> 00:25:00.990
‫مجبورش می‌کنیم یه نقشه‌ی جدید بکشه

00:25:01.520 --> 00:25:03.160
‫نقشه‌ای که برای ما مناسب باشه

00:25:23.080 --> 00:25:25.210
‫سلام، مارتا

00:25:26.580 --> 00:25:29.420
‫درک می‌کنم که الان شرایط سختی داری

00:25:29.920 --> 00:25:31.550
‫حالا ببین کی اینجاست

00:25:33.790 --> 00:25:35.420
‫فقط اومدم حرف بزنیم

00:25:36.660 --> 00:25:39.430
‫بهت دست نمی‌زنم و اذیتت نمی‌کنم

00:25:40.130 --> 00:25:42.854
‫با یه مرد متأهل رابطه داشتی

00:25:42.878 --> 00:25:44.930
‫وقتی که زنش تحت درمان سرطان بود

00:25:44.930 --> 00:25:46.600
‫مارتا، من تو رو بهتر از این بزرگ کردم

00:25:46.600 --> 00:25:50.000
‫متأسفم. خیلی...

00:25:50.000 --> 00:25:52.540
‫خیلی متأسفم

00:25:52.540 --> 00:25:54.616
‫می‌تونی بهم بگی دور و برت چه خبره؟

00:25:54.640 --> 00:25:55.980
‫شاید برای همین کشته شدی

00:25:55.980 --> 00:25:57.827
‫به عنوان مجازات برای خراب کردن

00:25:57.851 --> 00:26:00.747
‫- زندگیِ مشترک یه زن مریض و علیل
‫- اینجوری نگو

00:26:00.771 --> 00:26:02.980
‫خوب شد من توی اون تصادف مُردم

00:26:02.980 --> 00:26:05.210
‫اگه انقدر زنده می‌موندم
‫که ببینم خونه‌خراب‌کن شدی،

00:26:05.234 --> 00:26:07.020
‫- شاید خودکشی می‌کردم
‫- مامان!

00:26:07.020 --> 00:26:08.650
‫پاتریشا سایپرس

00:26:10.060 --> 00:26:11.990
‫ولی همه پتی صداش می‌کردن، درسته؟

00:26:13.990 --> 00:26:15.630
‫تو هم می‌بینیش؟

00:26:17.800 --> 00:26:19.570
‫مارتا، مادرت توی اتاقه؟

00:26:21.730 --> 00:26:23.540
‫آره

00:26:24.000 --> 00:26:26.540
‫تو داری گُسست از واقعیت رو تجربه می‌کنی

00:26:27.810 --> 00:26:30.110
‫احتمالاً در اثر استرسه

00:26:31.040 --> 00:26:32.810
‫ولی ببین،

00:26:32.810 --> 00:26:34.450
‫من اینجام که کمکت کنم، باشه؟

00:26:34.850 --> 00:26:36.950
‫می‌دونی چه اتفاقی براش افتاد؟

00:26:38.050 --> 00:26:39.720
‫نه

00:26:39.720 --> 00:26:41.420
‫دوست داری بهم بگی؟

00:26:47.860 --> 00:26:51.600
‫دینا توی مِیخونه‌ی نلا دعوا کرد

00:26:51.600 --> 00:26:54.570
‫چون یکی از اهالیِ شهر به خاطر
‫پرونده‌ی بلک‌دیر اذیتش می‌کرد

00:26:54.570 --> 00:26:57.170
‫- بس کن، مارتا!
‫- اون داستان برای خانواده‌ی ماست

00:26:57.170 --> 00:26:58.270
‫- بعدش...
‫- فقط خانواده‌ی ما

00:26:58.270 --> 00:26:59.931
‫و مامانم به بابام زنگ زد

00:26:59.955 --> 00:27:01.770
‫چون دوست نداشت توی
‫زمستون رانندگی کنه،

00:27:01.770 --> 00:27:03.340
‫- ولی بابام نرفت دنبالش
‫- بس کن!

00:27:03.340 --> 00:27:04.680
‫مارتا، به من نگاه کن
‫با من حرف بزن، باشه؟

00:27:04.680 --> 00:27:06.080
‫- واسه همین من رانندگی کردم
‫- مارتا، بس کن

00:27:06.080 --> 00:27:07.950
‫- و وقتی داشتم رانندگی می‌کردم...
‫- نه!

00:27:07.950 --> 00:27:09.780
‫- یه گوزن...

00:27:09.780 --> 00:27:11.650
‫- یهویی جلوم در اومد
‫- نــه!

00:27:11.650 --> 00:27:14.150
‫همش تقصیرِ من بود!

00:27:14.150 --> 00:27:16.560
‫و همش تقصیرِ من بود!

00:27:18.220 --> 00:27:20.060
‫همش تقصیرِ من بود!

00:27:20.060 --> 00:27:22.760
‫- خیلی متأسفم، مامان
‫- وقت تمومه

00:27:22.760 --> 00:27:24.600
‫یعنی چی؟ اون خیلی پریشون احواله

00:27:24.600 --> 00:27:26.500
‫انقدر حالش خوشه که بتونه
‫به دستورات عمل کنه

00:27:26.500 --> 00:27:28.668
‫- اون هنوز خیلی آسیب‌پذیره...
‫- این تنها چیزیه که لازم دارم

00:27:28.692 --> 00:27:30.000
‫مارتا، نه!

00:27:30.000 --> 00:27:32.170
‫نه! مارتا! تو اینجوری نیستی

00:27:33.810 --> 00:27:36.110
‫مارتا...

00:27:36.110 --> 00:27:39.150
‫می‌دونم که توی زندگیت
‫خیلی داغ از دست دادن دیدی،

00:27:40.080 --> 00:27:42.720
‫ولی این فقط اون احساساتت رو بدتر می‌کنه

00:27:45.120 --> 00:27:46.750
‫خواهش می‌کنم

00:27:48.020 --> 00:27:49.820
‫ولش کن

00:28:10.310 --> 00:28:11.940
‫دیدی، مامان؟

00:28:13.150 --> 00:28:15.050
‫من مارتایی هستم که بزرگ کردی

00:28:16.320 --> 00:28:17.950
‫کارِ درست رو انجام دادم

00:28:31.360 --> 00:28:33.000
‫مامان؟

00:28:34.300 --> 00:28:36.100
‫ژنرال کیل!

00:28:36.600 --> 00:28:38.870
‫یه پیام فوری برای ژنرال کیل دارم

00:28:38.870 --> 00:28:40.010
‫یواش، یواش!

00:28:40.010 --> 00:28:41.870
‫یه ارتش شبه‌نظامی محلی هست...

00:28:42.170 --> 00:28:44.840
‫یه ارتش شبه‌نظامی محلی هست
‫که قراره فردا

00:28:44.840 --> 00:28:46.610
‫- به ریورساید حمله کنن
‫- خودمون ردیفش می‌کنیم

00:28:46.610 --> 00:28:48.581
‫و یه راهی برای کشتن احیاشده‌ها پیدا کردن

00:28:48.605 --> 00:28:50.220
‫- برو بیرون. برو!
‫- به حرفم گوش بدید!

00:28:50.220 --> 00:28:52.020
‫اونا می‌خوان احیاشده‌ها رو بکشن

00:29:05.200 --> 00:29:07.130
‫کارلا

00:29:07.130 --> 00:29:09.400
‫ابراهیم. کجا بودی؟

00:29:09.400 --> 00:29:13.470
‫می‌خوام بهم بگی ژنرال قصد داره
‫کِی احیاشده‌ها رو جابجا کنه؟

00:29:13.470 --> 00:29:15.410
‫نمی‌خوام درگیر این ماجرا بشم

00:29:15.410 --> 00:29:17.080
‫قبلاً درگیر شدی

00:29:17.710 --> 00:29:19.580
‫ما برای این کار به اینجا نیومدیم

00:29:21.750 --> 00:29:23.950
‫می‌دونم. برای همین سعی دارم درستش کنم

00:29:23.950 --> 00:29:26.650
‫و برای همین بهت فرصتی میدم
‫که درستش کنی

00:29:32.860 --> 00:29:34.960
‫اون ماجرای نقشه‌ی بلین رو شنیده

00:29:35.730 --> 00:29:38.760
‫سپیده‌دم جابجاشون می‌کنه.
‫و ابراهیم،

00:29:40.400 --> 00:29:42.740
‫اونا رو به یه مرکزِ سرّی می‌برن

00:29:45.670 --> 00:29:47.240
‫نه، همچین کاری نمی‌کنن

00:29:50.480 --> 00:29:52.080
‫می‌خوام اینا رو به احیاشده‌ها بدی

00:29:53.180 --> 00:29:55.380
‫توی این شیشه‌ها چی هست؟

00:29:56.980 --> 00:29:59.120
‫فقط آبه

00:30:06.290 --> 00:30:07.535
‫اگه بتونیم انجامش بدیم،
‫جی‌پی و نلا

00:30:07.559 --> 00:30:10.260
‫جی‌پی و نلا برای عبور از مرز
‫به هر کمکی نیاز پیدا می‌کنن،

00:30:10.260 --> 00:30:11.960
‫پس، این رو بگیر

00:30:14.300 --> 00:30:16.500
‫همیشه مرکزِ بدن رو هدف بگیر

00:30:17.040 --> 00:30:19.210
‫می‌دونی، وقتی دکتر شدم
‫هرگز تصور نمی‌کردم

00:30:19.210 --> 00:30:22.010
‫پرونده‌های قتل حل کنم
‫و نقشه‌ی نجات بکشم

00:30:24.410 --> 00:30:26.050
‫گوش کن،

00:30:27.380 --> 00:30:29.880
‫تو جونِ خواهرم رو نجات دادی، پس،

00:30:29.880 --> 00:30:31.950
‫شاید برای این نیومده باشی اینجا، ولی

00:30:33.120 --> 00:30:34.750
‫برای من چیزیه که بیشتر از هر چیزی مهمه

00:30:37.220 --> 00:30:39.830
‫مرسی. عه...

00:30:39.830 --> 00:30:41.390
‫- باشه، خب...
‫- میرم مغازه‌ی نلا

00:30:41.390 --> 00:30:43.460
‫آره

00:30:44.500 --> 00:30:47.900
‫اینا تمام مواد منفجره‌ایه
‫که توی اداره داریم، خب؟

00:30:49.370 --> 00:30:51.970
‫پس از جنگل و پوشش شب استفاده می‌کنیم

00:30:51.970 --> 00:30:53.970
‫تا بیرون مستقر بشیم

00:30:53.970 --> 00:30:57.440
‫جی‌پی و راجرز توی محوطه‌ی شمالی مستقر میشن

00:30:57.440 --> 00:30:59.750
‫همه‌ی اینا رو همزمان منفجر می‌کنن

00:30:59.750 --> 00:31:02.780
‫تا ژنرال فکر کنه شبه‌نظامیان بلین حمله کردن

00:31:02.780 --> 00:31:05.480
‫دینا، من و تو و کن
‫قراره اون طرف باشیم

00:31:05.480 --> 00:31:07.490
‫از قطعه‌ی پشتی وارد می‌شیم،

00:31:07.490 --> 00:31:10.120
‫ترتیبِ کارها رو می‌دیم

00:31:11.260 --> 00:31:14.760
‫ببین، می‌دونم توی محافظت از این شهر گند زدم

00:31:14.760 --> 00:31:16.300
‫و این رو قبول می‌کنم

00:31:16.300 --> 00:31:18.000
‫این فرصتِ من برای درست کردنشه

00:31:20.070 --> 00:31:21.700
‫پس، بیا انجامش بدیم، خب؟

00:31:22.200 --> 00:31:24.070
‫بیا بریم عزیزهامون رو نجات بدیم

00:31:28.310 --> 00:31:30.440
‫خیلی خب، ردیفش می‌کنم

00:31:36.150 --> 00:31:38.780
‫فرشته! نگاه کنید!

00:31:38.780 --> 00:31:41.290
‫- آره، آره
‫- دیدید، آقای ایبل راست می‌گفت

00:31:41.290 --> 00:31:43.020
‫یکی دیگه داره میاد

00:31:43.490 --> 00:31:45.120
‫سرِ جاهاتون مستقر شید!

00:31:47.890 --> 00:31:49.090
‫خیلی خوشگله

00:31:56.040 --> 00:31:57.640
وای!

00:32:04.444 --> 00:32:05.816
‫بالأخره تشریف آوردی!

00:32:05.840 --> 00:32:08.450
‫این رو برات آوردم

00:32:09.720 --> 00:32:11.450
‫یه ساندویچ

00:32:11.980 --> 00:32:13.911
‫ممنون...

00:32:13.935 --> 00:32:17.590
‫لطف کردی. یه جورایی فکر می‌کردم
‫همه من رو اینجا ول کردن

00:32:18.890 --> 00:32:21.830
‫آره، خب، من سؤالاتِ بیشتری ازت دارم، بلین

00:32:21.830 --> 00:32:23.860
‫- عه...
‫- باشه

00:32:23.860 --> 00:32:26.530
‫تو گفتی که توی شب احیا،

00:32:26.530 --> 00:32:29.300
‫لستر میجک خبرت کرد
‫که یه ماشین رو یدک بکشی

00:32:29.300 --> 00:32:32.138
‫همون شب اون نور زرد رو دیدی
‫که به آسمون تابید

00:32:32.162 --> 00:32:36.580
‫و همون شب ام سایپرس رو روی پل دیدی

00:32:38.780 --> 00:32:41.850
‫من قبلش ام رو روی پل دیدم

00:32:41.850 --> 00:32:43.680
‫درسته؟ رفتم ماشینه رو یدک بکشم،

00:32:43.680 --> 00:32:45.720
‫- نور رو دیدم...
‫- آره

00:32:45.720 --> 00:32:47.750
‫و بعدش وقتی برگشتم،
‫نور از بین رفته بود،

00:32:47.750 --> 00:32:50.420
‫ولی ام دیگه روی پل نبود.
‫فقط وسایلش اونجا بود.

00:32:51.360 --> 00:32:52.620
‫ام روی پل نبود

00:32:53.260 --> 00:32:57.060
‫وقتی که نور زرد به آسمون تابید
‫ام سایپرس اونجا نبود

00:32:57.060 --> 00:32:59.370
‫می‌دونی، من آب مور کریک رو مطالعه می‌کردم

00:32:59.370 --> 00:33:04.128
‫اون ویژگی‌های خاصی داره که مخصوصاً
‫برای شفا دادن احیاشده‌ها طراحی شده

00:33:04.152 --> 00:33:06.631
‫به احیاشده‌ها کمک می‌کنه،
‫مخصوصاً به ام سایپرس.

00:33:06.655 --> 00:33:09.910
‫من رسماً دیدم که اون رو به زندگی برگردونده
‫و اگه اینطور باشه،

00:33:09.910 --> 00:33:12.880
‫اگه ام سایپرس به آب ربط داره،

00:33:12.880 --> 00:33:15.680
‫این یعنی اون به قتل رسیده

00:33:17.820 --> 00:33:19.450
‫که یعنی این که...

00:33:20.520 --> 00:33:23.022
‫مرگِ ام باعث وقوع روز احیا شده

00:33:23.790 --> 00:33:25.290
‫اون چی؟

00:33:25.290 --> 00:33:26.776
‫- متأسفم برادر، باشه؟
‫- هی، هی!

00:33:26.800 --> 00:33:28.460
‫- این کار به نفع همه‌ست
‫- هی، هی، هی!

00:33:28.460 --> 00:33:30.300
‫- باشه؟
‫- آره

00:33:30.300 --> 00:33:31.900
‫- خیلی خب، هی!
‫- من از اینجا میرم بیرون!

00:33:31.900 --> 00:33:35.000
‫نه! برو عقب!
‫هرکی جُم بخوره، دکتر می‌میره.

00:33:35.900 --> 00:33:37.900
‫وقتِ بیدار شدنه

00:33:43.040 --> 00:33:44.580
‫امروز داروت رو زودتر مصرف می‌کنی

00:33:44.580 --> 00:33:46.080
‫چون داریم می‌ریم یه اردوی کوچیک

00:33:46.080 --> 00:33:49.006
‫من هیچ جا نمیرم و هیچی مصرف نمی‌کنم

00:33:49.030 --> 00:33:51.580
‫تا بتونم ام سایپرس رو ببینم
‫و مطمئن شم حالش خوبه

00:33:51.580 --> 00:33:53.720
‫پس حالا تو رئیسی؟

00:33:54.820 --> 00:33:56.590
‫هی، هی! بیا عقب

00:33:56.590 --> 00:33:58.520
‫بذار من باهاش حرف بزنم

00:33:58.520 --> 00:34:01.030
‫گفتم خودم ردیفش می‌کنم.
‫بهمون یکم فضا بده.

00:34:08.401 --> 00:34:10.540
‫این قراره حس دیگه‌ای بده
‫ولی باید عینِ قبل رفتار کنی

00:34:10.540 --> 00:34:12.070
‫باشه؟

00:34:12.070 --> 00:34:13.770
‫تنها راه نجات دادن امـه

00:34:13.770 --> 00:34:15.410
‫عجله کن!

00:34:16.640 --> 00:34:19.040
‫حالا، درست رفتار می‌کنی، درسته؟

00:34:22.110 --> 00:34:24.820
‫کمک توی راهه. به بقیه خبر بده

00:34:39.470 --> 00:34:41.630
‫خیلی خب، می‌دونید باید چیکار کنید! بریم!

00:34:41.630 --> 00:34:44.470
‫توی یه ردیف، بدون حرف زدن،
‫همونطور که بهتون گفته شد.

00:34:44.970 --> 00:34:47.240
‫- ما رو کجا می‌برن؟
‫- می‌خوان چیکار کنن؟

00:34:47.840 --> 00:34:50.192
‫با علامتِ من نگهبان‌ها رو می‌کشیم.
‫به بقیه خبر بده.

00:34:51.440 --> 00:34:53.480
‫دخلشون رو میاریم.
‫منتظرِ علامتم باش.

00:34:53.480 --> 00:34:55.050
‫از شیب‌راهه بالا برید. بچرخید

00:34:55.050 --> 00:34:57.020
‫از شیب‌راهه برید توی کامیون. بجنبید

00:34:57.880 --> 00:34:59.750
‫توی یه ردیف

00:34:59.820 --> 00:35:01.750
‫یالا، یالا

00:35:01.750 --> 00:35:03.620
‫چی بود؟

00:35:04.990 --> 00:35:08.090
‫همه برن توی کامیون!
‫ببریدشون توی کامیون!

00:35:08.090 --> 00:35:11.213
‫هی! شما دوتا! برید یه جا
‫برای دیده‌بانی پیدا کنید. یالا!

00:35:11.960 --> 00:35:14.070
‫فرماندهی، آلفا ۲ صحبت می‌کنه.
‫وضعیتِ قرمز.

00:35:14.070 --> 00:35:16.140
‫تکرار می‌کنم وضعیت قرمزه

00:35:16.140 --> 00:35:18.700
‫نیروهای دشمن دارن بهمون نزدیک میشن

00:35:19.400 --> 00:35:22.470
‫یه ارتش شبه‌نظامی کوچیک
‫از شمال شرقی نزدیک میشه. تمام

00:35:22.470 --> 00:35:24.240
‫بریم! یالا!

00:35:29.680 --> 00:35:31.780
‫حالا! بجنگید!

00:35:31.780 --> 00:35:33.590
‫یالا! یالا! دخلشون رو بیارید! آره

00:35:40.460 --> 00:35:43.130
‫اگه جُم بخوری جمجمه‌ات رو سوراخ می‌کنم

00:36:01.850 --> 00:36:03.580
‫تو کی هستی؟

00:36:03.580 --> 00:36:04.767
‫خواهرت من رو فرستاد

00:36:04.791 --> 00:36:07.220
‫باید همین الان بریم.
‫نگهبان‌ها دارن میان.

00:36:15.490 --> 00:36:16.930
‫زود باش

00:36:25.770 --> 00:36:27.270
‫ام کجاست؟

00:36:27.270 --> 00:36:28.710
‫اینجا نیست. هنوز داخله

00:36:28.710 --> 00:36:30.501
‫باید برگردیم داخل و بیاریمش!

00:36:30.525 --> 00:36:32.628
‫وقت نداریم! هر لحظه
‫ممکنه از در بیان بیرون!

00:36:32.652 --> 00:36:34.110
‫نمی‌تونیم اون رو اینجا ول کنیم!

00:36:34.110 --> 00:36:36.750
‫باید یه راهی برای بیرون آوردنش
‫از اونجا پیدا کنیم

00:36:36.750 --> 00:36:38.580
‫اوه، نه، نه، نه

00:36:38.580 --> 00:36:39.750
‫ما که فلنگ رو می‌بندیم. بریم

00:36:39.750 --> 00:36:42.050
‫دیلیش! داری کدوم گوری میری؟

00:36:42.050 --> 00:36:44.890
‫اون فقط به خاطرِ تو اون توئه!

00:36:46.760 --> 00:36:48.519
‫تو بودی که فرماندار رو خبر کردی

00:36:48.543 --> 00:36:50.200
‫کن

00:36:50.200 --> 00:36:51.600
‫تو بودی که زنم رو زندانی کردی

00:36:52.030 --> 00:36:55.630
‫تو تمام این گندکاری‌ها رو شروع کردی، وین،
‫نه من!

00:36:55.630 --> 00:36:56.694
‫نه، بابا!

00:36:56.718 --> 00:37:00.114
‫خدایا! شما دوتا دوست‌های صمیمی هستید

00:37:00.138 --> 00:37:01.532
‫و حالا به جونِ هم افتادید

00:37:01.556 --> 00:37:03.880
‫وقتی که بیشتر از همیشه بهم نیاز داریم.
‫چه اتفاقی افتاد؟!

00:37:03.880 --> 00:37:05.880
‫اتفاقی که افتاد

00:37:05.880 --> 00:37:07.810
‫اینه که وین سایپرس خونه‌خراب‌کنه

00:37:07.810 --> 00:37:09.210
‫کن، خواهش می‌کنم

00:37:09.210 --> 00:37:11.520
‫وقتی پتی مُرد،

00:37:11.520 --> 00:37:14.250
‫ازش بپرس چرا به تماس نلا
‫از مِیخونه جواب نداد

00:37:14.250 --> 00:37:16.120
‫چرا نیومد دنبالت

00:37:18.920 --> 00:37:20.560
‫ازش بپرس کجا بود!

00:37:27.670 --> 00:37:29.100
‫خیلی متأسفم، دینا

00:37:32.100 --> 00:37:33.240
‫دینا

00:37:33.240 --> 00:37:35.110
‫نگهش دار برای دفتر خاطراتت

00:37:35.640 --> 00:37:37.943
‫بچه‌ها، باید همین الان بریم

00:37:37.967 --> 00:37:39.156
‫باید بریم

00:37:39.180 --> 00:37:41.980
‫احیاشده‌ها رو ببرید مِیخونه‌ی نلا

00:37:41.980 --> 00:37:44.020
ام چی؟ نمی‌تونم بدونِ اون برم

00:37:44.825 --> 00:37:46.076
‫من ام رو پیدا می‌کنم

00:37:46.100 --> 00:37:47.950
‫ولی اونا الان بهت نیاز دارن.
‫به کمکت نیاز دارن. برو.

00:37:48.850 --> 00:37:50.490
‫برو!

00:37:51.760 --> 00:37:53.030
‫- دینا
‫- نه!

00:37:54.660 --> 00:37:56.560
‫- الان نه
‫- امنه!

00:37:56.560 --> 00:37:58.000
‫باید بریم! باید بریم!

00:38:30.300 --> 00:38:32.540
‫ببین، دینا، من و مادرت جدا شده بودیم

00:38:32.564 --> 00:38:34.330
‫نمی‌خوام... اصلاً حرفشم نزن...

00:38:47.210 --> 00:38:48.850
‫چطور تونستی بهم نگی؟

00:38:54.320 --> 00:38:58.060
‫خب، آخه گفتن بهت چه فایده‌ای داشت؟

00:39:04.400 --> 00:39:06.830
‫من دو ساله که...

00:39:07.300 --> 00:39:09.300
‫خودم رو به خاطر مرگِ مامان سرزنش می‌کنم

00:39:10.600 --> 00:39:14.290
‫ام توی دو سال گذشته خودش رو
‫به خاطر تصادف مقصر می‌دونست

00:39:14.314 --> 00:39:16.083
‫و تو میگی چه فایده‌ای داشت؟!

00:39:23.180 --> 00:39:25.380
‫عزیزم، این که من با دایان بودم

00:39:25.380 --> 00:39:27.536
‫باعث نشد یه گوزن جلوتون در بیاد

00:39:27.560 --> 00:39:28.890
‫باید تو می‌بودی

00:39:47.970 --> 00:39:49.670
‫این کیه هی زنگ می‌زنه؟

00:39:49.670 --> 00:39:51.310
‫لستره

00:39:52.080 --> 00:39:53.580
‫باید روی پیدا کردن ام تمرکز کنیم

00:39:55.680 --> 00:39:58.620
‫یه نقشه لازم داریم

00:39:58.620 --> 00:40:03.590
‫جی‌پی و نلا توی مرز هستن
‫و احیاشده‌ها رو خارج می‌کنن و...

00:40:05.160 --> 00:40:08.990
‫کیل ارتباطات رو شنود می‌کنه، پس حتی
‫اگه می‌دونستم به کی می‌تونم اعتماد کنم

00:40:08.990 --> 00:40:11.060
‫نمی‌تونیم باهاش تماس بگیریم.
‫پس چیکار کنیم؟

00:40:12.660 --> 00:40:14.934
‫خب، فقط جوابش رو بده. جواب بده

00:40:14.958 --> 00:40:17.000
‫الان گفتی ژنرال ارتباطاتِ ما رو شنود می‌کنه

00:40:17.000 --> 00:40:19.440
‫اگه لستره، فقط زنگ زده
‫در مورد یه چیزی غر بزنه

00:40:19.440 --> 00:40:20.670
‫مگه مهمه؟

00:40:22.610 --> 00:40:24.040
‫چی می‌خوای، لستر؟

00:40:24.480 --> 00:40:26.080
‫خب، حتماً

00:40:26.410 --> 00:40:29.180
من الان توی این هوای خنک و عالی

00:40:29.180 --> 00:40:32.580
‫توی ملکِ خودم سرم به کارِ خودمه،

00:40:32.580 --> 00:40:37.090
‫و یهویی چندتا متجاوز پیداشون شد
‫که باید بهشون رسیدگی شه

00:40:37.090 --> 00:40:39.460
‫متجاوز؟ واقعاً؟ من برای این چیزها وقت ندارم

00:40:39.460 --> 00:40:40.793
‫نه. نه، نه، آقا

00:40:40.817 --> 00:40:42.795
‫اینا فقط یه عده نیستن که
‫دارن اینجا پرسه می‌زنن

00:40:44.330 --> 00:40:46.100
‫اونا اسلحه دارن!

00:40:46.100 --> 00:40:48.133
‫فکر کنم شاید تروریست‌های داخلی باشن

00:40:48.470 --> 00:40:50.070
‫پس به اداره زنگ بزن

00:40:50.070 --> 00:40:52.100
‫قبلاً بهشون زنگ زدم

00:40:52.100 --> 00:40:53.931
‫خب، پس مطمئنم روش کار می‌کنن، باشه؟
‫خدافظ.

00:40:53.955 --> 00:40:55.170
‫نه، نه، نه! قطع نکن!

00:40:55.170 --> 00:40:56.880
‫اونا یه دختر دارن!

00:40:56.880 --> 00:40:58.610
‫منظورت از دختر چیه؟

00:40:58.610 --> 00:41:02.648
‫نمی‌دونم، فقط مدام از یه دختر حرف می‌زنن

00:41:02.672 --> 00:41:04.880
‫و این که باید با دختره چیکار کنن و...

00:41:04.904 --> 00:41:06.350
‫کجایی؟

00:41:07.020 --> 00:41:09.320
‫من توی جاده ۱۳ هستم،
‫کنارِ کلیسای قدیمی.

00:41:09.320 --> 00:41:10.890
‫همونجا بمون. ما داریم میایم

00:41:10.890 --> 00:41:12.260
‫کجا می‌ریم؟

00:41:12.660 --> 00:41:15.090
‫- کلیسای قدیمی ایبل
‫- بلین ام رو گرفته؟

00:41:15.090 --> 00:41:17.663
‫نمی‌دونم، ولی بهتره قبل از ژنرال برسیم اونجا

00:41:22.730 --> 00:41:24.370
‫ما کجاییم؟

00:41:27.640 --> 00:41:31.710
‫ابراهیم؟ اینجا چه خبره؟

00:41:33.210 --> 00:41:34.710
‫بنگر!

00:41:39.180 --> 00:41:40.620
‫مارتا سایپرس،

00:41:41.790 --> 00:41:44.720
‫تو فاحشه‌ی بابل هستی،

00:41:46.120 --> 00:41:49.790
‫شیطانی که دروازه‌های جهنم رو باز کرد

00:41:52.360 --> 00:41:54.000
‫و من...

00:41:54.800 --> 00:41:57.703
‫قصد دارم به جهنم برت گردونم

00:41:58.500 --> 00:42:18.500
  جديدترين اخبار فيلم و سريال در کانال تلگرام و پیج اینستاگرام :
  .:: @MiraMovie1 ::.
  .:: @myZedMovie ::.