﻿WEBVTT

00:00:01.250 --> 00:00:07.200
<b><c.color00abfd> دانلود فیلم و سریال با زیرنویس چسبیده
  ..:: MiraMovie.Top ::..</c></b>
  <b><c.colorFFC947> ..:: MyZed.Top ::..</c></b>

00:00:07.250 --> 00:00:10.200
پسر، اصلاً انتظار همچین چیزی رو نداشتم

00:00:11.250 --> 00:00:18.200
<b><c.color00abfd> دانلود فیلم و سریال با زیرنویس چسبیده
  ..:: MiraMovie.Top ::..</c></b>
  <b><c.colorFFC947> ..:: MyZed.Top ::..</c></b>

00:00:19.540 --> 00:00:21.620
چقدر اوضاع وحشتناک شده

00:00:25.790 --> 00:00:27.910
‫سالامی‌های مُرده رو ببین

00:00:30.540 --> 00:00:33.450
‫- نسل کشی سالامی کردن
‫- الان بالا میارم

00:00:34.000 --> 00:00:35.410
‫بری، میشه خمم کنی

00:00:35.500 --> 00:00:36.870
‫و با یک دست موهام رو عقب نگه داری؟

00:00:37.450 --> 00:00:38.830
‫- هشدار استفراغ
‫- عجله کن!

00:00:38.910 --> 00:00:40.790
‫- هشدار استفراغ
‫- هواتو دارم, برو,

00:00:41.000 --> 00:00:44.410
‫رو کفش‌مون نریزه

00:01:03.620 --> 00:01:06.200
‫بشکه آبجو سوراخ,
‫آخریشون بود,

00:01:07.950 --> 00:01:10.160
‫روش بارکد بزن و بزارش توی کیسه خریدت

00:01:13.910 --> 00:01:18.580
‫خوبی؟ پاشو,
‫یه چیزی برات نگه داشتم,

00:01:19.000 --> 00:01:22.870
‫دیژان، می‌تونم با اجازه نصف دسرم رو
‫بدم به جک؟

00:01:25.620 --> 00:01:27.660
‫شکلات تخم‌مرغی,
‫باورت میشه؟

00:01:28.250 --> 00:01:30.950
‫اینا از طلا هم با ارزش‌تر هستن،
‫حداقل این روزا

00:01:31.040 --> 00:01:36.000
‫وای پسر, تیکه پایینـش که هنوز
‫پاهاش تیک عضلانی داره گیرم اومد,

00:01:36.080 --> 00:01:38.950
‫وای شرمنده, نکنه اون بخش صورتش که
‫هنوز زنده‌ست و جیغ می‌زنه رو می‌خوای؟

00:01:40.660 --> 00:01:42.580
‫وای نه، همین عالیه

00:01:42.660 --> 00:01:44.700
‫به به

00:01:44.790 --> 00:01:45.620
‫خشک زده بود

00:01:45.700 --> 00:01:46.790
‫نمی‌تونستی کاری بکنی

00:01:46.870 --> 00:01:48.790
‫سست و کرخت شده بودی

00:01:48.870 --> 00:01:50.660
‫اصلاً چیزی نبود که انتظارش رو داشتم

00:01:51.330 --> 00:01:54.660
‫خب که چی؟ خیلی‌ها توی اولین
عملیات سوخت‌گیری‌شون اینطوری میشن

00:01:55.000 --> 00:01:58.040
‫دفعه بعد بهتر انجامـش میدی

00:02:00.120 --> 00:02:01.660
‫امشب مهمونی آبجوخوری داریم!

00:02:05.040 --> 00:02:08.200
‫انسان‌های لعنتی

00:02:17.080 --> 00:02:22.250
‫«سوسیس پارتی: فودتوپیا»
‫«فصل دوم، قسمت پنج»

00:02:22.330 --> 00:02:27.540
‫و در پایان، یک شهر معرکه
‫که تلاشی برای معرکه‌تر بودن نمی‌کنه

00:02:27.620 --> 00:02:30.040
‫هیچ‌وقت معرکه‌ترین نمیشه

00:02:30.790 --> 00:02:32.040
‫ممنون که وقت گذاشتید

00:02:33.250 --> 00:02:35.040
‫آفرین، فرانک

00:02:35.120 --> 00:02:36.540
‫گزارش خیلی جامعی بود

00:02:36.620 --> 00:02:41.040
‫هرکسی که با ابتکار گاری سواریـه باحالِ
‫فرانک موافقه بگه "بله"

00:02:41.120 --> 00:02:43.160
‫- بله!
‫- اکثریت موافق هستن

00:02:43.250 --> 00:02:46.540
‫این دقیقاً همون فعالیت باحال و پوچی هست که

00:02:46.620 --> 00:02:49.870
‫لذت رو برای فودلندی‌ها به ارمغان میاره

00:02:49.950 --> 00:02:52.750
‫آره، گل گفتی!
‫ممنون! بلاخره!

00:02:52.830 --> 00:02:56.160
‫پسر، اگه فودتوپینی‌ها هم به جای دائم ریدن
‫به روی ایده‌هام

00:02:56.250 --> 00:02:58.370
‫اینطوری ازشون حمایت می‌کردن

00:02:58.450 --> 00:03:00.540
‫الان اونا می‌بودن که می‌تونستن
‫سوار این گاری‌های باحال بشن

00:03:00.620 --> 00:03:02.160
‫و بقیه خوش گذرونی‌ها رو داشته باشن

00:03:02.790 --> 00:03:05.040
‫می‌دونی، آخه کدوم غذای عاقلی

00:03:05.120 --> 00:03:09.540
‫می‌تونه دست رد به سینه‌ی همچین
‫ایده‌هایی بزنه

00:03:09.620 --> 00:03:14.700
‫دقیقاً چه نوع غذاهایی بودن؟ هله‌هوله,
‫یا شایدم کربوهیدرات‌های تو خالی؟

00:03:14.790 --> 00:03:16.040
‫راستش رو بخواید

00:03:16.120 --> 00:03:18.410
‫ترکیب نسبتاً سالمی از گروه‌های غذایی مختلف بودن

00:03:18.500 --> 00:03:22.790
‫تنوع کم نداشتیم,
‫اونجا کلی میوه، سبزیجات، گوشت،

00:03:22.870 --> 00:03:26.620
‫سبزیجات برگدار، غلات مقوی،
‫یک شلغم خیلی دانا

00:03:26.700 --> 00:03:30.330
‫و یک پرتغال بود که واقعاً اتفاق‌های
‫وحشتناکی براش افتاده بود

00:03:30.950 --> 00:03:32.700
‫انگار کلی غذای مقوی اونجا بودن

00:03:32.790 --> 00:03:34.830
‫والا رفتارهاشون که مثل غذاهای مقوی نیست

00:03:34.910 --> 00:03:39.330
‫خودخواه، کاملاً بی‌نظم،
‫و خالی از هرگونه حس یکپارچگی هستن

00:03:39.410 --> 00:03:43.620
‫به نظر ابله میان,
‫ابله‌های بی‌دفاع,

00:03:45.330 --> 00:03:47.700
‫باید بهتون بگم من یکی که
‫دیگه ازشون دفاع نمی‌کنم

00:03:47.790 --> 00:03:52.540
‫تو حالا یکی از ما هستی، فرانک, چیزی که
‫فودتوپیا از دستش داده، دست‌آورد فودلند جدید هست

00:03:53.200 --> 00:03:55.250
‫- گل گفتی!
‫- موافقـم!

00:03:55.330 --> 00:03:57.830
‫هیپ هیپ، هورا

00:04:11.830 --> 00:04:15.040
‫کات! کات!
‫ای خدا,

00:04:15.120 --> 00:04:16.830
‫نه، نه,,, تو رو خدا!

00:04:17.830 --> 00:04:20.750
‫اینجا چه خبره؟ چرا عین ماست شل شدید؟

00:04:20.830 --> 00:04:23.700
‫اولین باره که بارون رو دیدی، خب؟

00:04:23.790 --> 00:04:26.290
‫عزیزانت جلوی چشات خیس شدن و مُردن

00:04:26.370 --> 00:04:28.700
‫جلوی چشات دارن توی آب از بین میرن

00:04:28.790 --> 00:04:33.370
‫می‌خوام وحشت ببینـم, احساس به ستوه اومدن,
‫حسی از نابودی قریب‌الوقوع,

00:04:34.370 --> 00:04:35.540
‫اونجا!

00:04:36.580 --> 00:04:37.870
‫اون چهره رو می‌بینید؟

00:04:37.950 --> 00:04:39.200
‫منظورم دقیقاً همچین چیزیه

00:04:39.290 --> 00:04:41.040
‫حالا,,, تکون نخورید

00:04:41.120 --> 00:04:45.790
‫بری! خدایا، شبیه سبزی گندیده شدی
‫دوست داری توی فیلم من باشی؟

00:04:45.870 --> 00:04:50.120
‫وقت ندارم, فرانک کجاست؟ می‌خوام جفت‌تون
‫همزمان این رو ببینید,

00:04:52.080 --> 00:04:55.160
‫- حالـم بهم خورد! این چیه؟
‫- یا خدا، سرش رو بذار

00:04:55.250 --> 00:04:58.330
‫نه، نگاهـش کنید,
‫حالا حرفـم رو باور می‌کنید؟

00:04:58.410 --> 00:05:02.040
‫آره اما می‌دونی، همون توضیح شفاهی
‫هم کافی بود

00:05:02.120 --> 00:05:04.160
‫می‌دونستم که اینجا برای واقعی بودن زیادی خوبه

00:05:04.700 --> 00:05:07.750
‫کل این شهر روی جسد غذاهایی مثل این ساخته شده

00:05:07.830 --> 00:05:11.790
‫می‌دونی پسر، با توجه به این خبر
‫تموم کردن فیلمبرداری اصلیِ

00:05:11.870 --> 00:05:16.700
‫فیلم "زندگی یک پیراشکی" مبتذل و بی اهمیت میاد,
‫البته هنوز دارم روی اسم فیلم کار می‌کنم,

00:05:16.790 --> 00:05:19.950
‫نه! نه، نه، نه، نه,
‫حتماً اشتباهی شده,

00:05:20.040 --> 00:05:23.120
‫امکان نداره که انجمن هیچوقت همچین
‫چیزی رو تایید بکنه

00:05:23.200 --> 00:05:26.410
‫اونا خیلی باهوش، باکلاس و با ادب هستن

00:05:26.500 --> 00:05:27.620
‫خیلی با ادب هستن!

00:05:27.700 --> 00:05:31.250
‫دارن برای انسان‌هاشون غذا جور می‌کنن، فرانک!
‫غذا!

00:05:31.330 --> 00:05:32.790
‫- حالم بد شد، نکن
‫- یا خدا!

00:05:32.870 --> 00:05:36.040
‫باکلاس و باهوش کجا بوده,
‫اونا مریضن,

00:05:36.120 --> 00:05:39.540
‫دائم بهت می‌گفتم و تو حرفـم رو باور نمی‌کردی!

00:05:39.620 --> 00:05:41.000
‫خب، می‌دونی چیه؟

00:05:43.040 --> 00:05:47.700
‫من کسی میشم که جلوی این کار رو می‌گیره,
‫من اینجا اعتبار دارم، مجسمه دارم

00:05:47.790 --> 00:05:50.620
‫عه چقد این دوتا کلمه شبیه به هم هستن

00:05:50.700 --> 00:05:54.080
‫- اما تو این رو نمی‌دونستی، مگه نه بری؟
‫- الان این اهمیتی داره؟

00:05:54.160 --> 00:05:57.410
‫من اهمیت دارم, الانـم می‌خوام برگردم به انجمن

00:05:57.500 --> 00:06:02.200
‫و بهشون بگم,,,
‫"آخه این چه کاریه، بچه‌ها؟ تمومـش کنید!"

00:06:03.200 --> 00:06:04.700
‫حالا یه چیزی بهتری پیدا می‌کنم که بگم

00:06:04.790 --> 00:06:08.160
‫نکته‌اش اینه که من کسی هستم که
‫قلب و ذهن اونا رو تغییر میده

00:06:09.580 --> 00:06:13.120
‫به من میگن تغییر دهنده‌ی قلب و ذهن

00:06:13.200 --> 00:06:15.700
‫- حرفـش باورت میشه؟
‫- توام فهمیدی؟

00:06:15.790 --> 00:06:19.540
‫فکر کرده تنها کسی هست که می‌تونه
‫ذهن و قلب غذاها رو تغییر بده؟

00:06:19.620 --> 00:06:21.250
‫آره، نشونش میدم

00:06:21.580 --> 00:06:24.000
‫- کجا میری؟
‫- سر فیلمبرداری!

00:06:26.080 --> 00:06:29.040
‫تصورش رو نمی‌کردم که درون تو
‫این شکلی باشه

00:06:29.120 --> 00:06:32.160
‫در آرامش بخواب، دوست من

00:06:34.410 --> 00:06:36.790
‫خیلی خب، جمع بشید,
‫دست همدیگه رو بگیرید,

00:06:36.870 --> 00:06:39.160
‫به هم انرژی بدید, عالی,

00:06:39.250 --> 00:06:42.450
‫کاری که اینجا درحال انجامـش هستیم
‫از الان به بعد مهم‌تر میشه

00:06:42.540 --> 00:06:46.250
‫حالا دیگه این فقط قصه‌ی من نیست,
‫قصه‌ی همه‌ی ماست,

00:06:46.330 --> 00:06:50.830
‫قصه‌ی پیروزیه روح خوراکی‌هاست ,
‫و قراره حماسی باشه,

00:06:51.290 --> 00:06:55.450
‫بازیگریاب، می‌خوام از هر غذا
‫یک جفتـش رو توی شهر جمع کنی

00:06:56.080 --> 00:06:59.950
‫چون می‌خوایم یک خط داستانی جدید بسازیم
‫داستانی شبیه به داستان کشتی نوح

00:07:04.040 --> 00:07:05.160
‫قبل از عملیات سوخت‌گیری

00:07:05.250 --> 00:07:11.160
‫می‌دونستیم که عمدتاً با چربی‌های اشباع
‫و قند‌های تصفیه‌شده رو به رو می‌شیم

00:07:11.250 --> 00:07:14.910
‫خب زندگی آزمون و خطاست, درخواست برای
‫جلو انداختن عملیات سوخت‌گیری بعدی,,,

00:07:15.000 --> 00:07:16.450
‫فرانک یه مرگـش شده

00:07:16.540 --> 00:07:21.620
‫سلام, باید بگم "شرمنده" که مزاحم شدم،
‫اما می‌دونید چیه؟ شرمنده نیستم, شرمنده!

00:07:21.700 --> 00:07:26.200
‫- شرمندگی بی شرمندگی!
‫- فرانک, چرا انقد عصبانی هستی؟

00:07:26.290 --> 00:07:29.120
‫همه رگ‌هات زده بیرون

00:07:29.450 --> 00:07:31.370
‫عصبانیم و وقتی عصبانی میشم رگام میزنه بیرون

00:07:31.450 --> 00:07:34.000
‫و کاملاً هم حق دارم که
‫رگ‌هام بزنه بیرون و عصبانی باشم

00:07:34.080 --> 00:07:38.410
‫چون تازه فهمیدم که شماها دارید انسان‌هاتون رو
‫با غذا تغذیه می‌کنید!

00:07:39.830 --> 00:07:42.250
‫مگه میشه با چیز دیگه‌ای هم تغذیه‌شون کرد؟

00:07:42.330 --> 00:07:45.160
‫انسان‌های دیگه! کثافت!
‫چوب! گاری!

00:07:45.250 --> 00:07:48.200
‫نمیـ,, گاری نه,,, من,,,
‫فکر و ذکرم شده این گاری‌ها,

00:07:48.290 --> 00:07:51.410
‫فقط غذا نه!,
‫هرچیزی بجز ما!

00:07:52.080 --> 00:07:56.040
‫فرانک، کاملاً حق داری همچین واکنشی نشون بدی

00:07:56.120 --> 00:07:59.160
‫ما همه اولش مثل تو بودیم

00:07:59.620 --> 00:08:04.040
‫و چی؟ حالا دیگه مرگ غذاهای بیگناه
‫به هیچ جاتون نیست؟

00:08:05.330 --> 00:08:10.790
‫حرفـم رو باور کن که ما هم از
‫قربانی شدن اونا لذت نمی‌بریم

00:08:11.330 --> 00:08:14.120
‫اما برای قوی نگه داشتن انسان‌هامون لازمـه

00:08:14.200 --> 00:08:16.790
‫که به واسطه‌‌ی اونا جامعه‌ی ما هم قوی می‌مونه

00:08:18.410 --> 00:08:23.120
‫مثلاً والری، مهندس برق‌مون که اتفاقاً دیابت هم داره

00:08:23.450 --> 00:08:27.830
‫اگه میزان قند خونش رو کنترل نکنیم،
‫نمی‌تونه شبکه‌ی برق‌مون رو اداره کنه

00:08:27.910 --> 00:08:31.870
‫که این تهدیدی میشه برای محله‌ی یخچال
‫و تمام غذاهایی که اونجا زندگی می‌کنن

00:08:32.500 --> 00:08:34.540
‫یا باغبان‌مون، چانسی،

00:08:34.620 --> 00:08:38.080
‫که ما رو با لذت سبک باغبانی ذن
‫و ساده‌تر زندگی کردن آشنا کرد

00:08:38.160 --> 00:08:40.450
‫اون معتاد شکلاتـه

00:08:40.540 --> 00:08:43.410
‫و معلم‌مون آقای بنسن رو که دیگه خودت می‌شناسی

00:08:43.500 --> 00:08:46.330
‫بدون قهوه‌ی صبحـش،
‫اصلاً انرژی این رو نداره

00:08:46.410 --> 00:08:50.790
‫که به کل نسل میوه‌ای و سبزیجاتی‌ ما درس بده

00:08:51.830 --> 00:08:53.250
‫یا به خودت خوندن رو یاد بده

00:08:53.790 --> 00:08:56.870
‫اون نسبت به من خیلی صبور
‫و بی‌تردید هوشیار بود

00:08:56.950 --> 00:09:01.330
‫یا دکتر کلاریسا مونتاگ،
‫اون یک کارشناس شیمیایی غذا هست

00:09:01.410 --> 00:09:06.160
‫اون داره نوعی نوع نگهداری جدید رو آزمایش می‌کنه
‫که یک روز، با استفاده ازش

00:09:06.250 --> 00:09:10.450
‫- می‌تونیم برای همیشه زنده بمونیم
‫- یا خدا، جدی میگی؟

00:09:10.540 --> 00:09:13.750
‫میزان کالری روزانه‌ی پیشنهادی برای یک انسان بالغ

00:09:13.830 --> 00:09:16.410
‫بین 1600 تا 3000 تا هست

00:09:16.500 --> 00:09:19.620
‫هیچ وقت روزانه بیش از 1600 کالری بهشون نمی‌دیم

00:09:19.700 --> 00:09:21.910
‫و از پودرهای پروتئینی مکمل استفاده می‌کنیم
‫تا میزان تلفات غذاها رو کمتر کنیم

00:09:22.620 --> 00:09:23.700
‫داری کلی اطلاعات بهم میدی

00:09:23.790 --> 00:09:25.950
‫انقدم کلمه‌ی قلمبه سلمبه میگی
‫که نمی‌فهمم چی میگی

00:09:26.040 --> 00:09:29.660
‫حرف شرمن اینه که این رویکرد ما نسبت به انسان‌ها

00:09:29.750 --> 00:09:35.410
‫کاملاً حساب‌شده‌ست و برای حفظ زندگی خودمونه
‫نه اونا

00:09:37.330 --> 00:09:39.620
‫ما,,, چطوری بگم

00:09:39.700 --> 00:09:45.200
‫ما تاجای ممکن به انسان‌ها غذای کمی می‌رسونیم

00:09:45.290 --> 00:09:49.580
‫که بتونن بواسطه‌ی اون بیشتر برای ما کار  کنن!

00:09:50.660 --> 00:09:56.290
‫فرانک، بیرون رو ببین,
‫همه خوشحال و سرزنده هستن!

00:09:57.290 --> 00:10:01.750
‫این شهر دقیقاً همون چیزی هست
‫که برندا همیشه دلش می‌خواست

00:10:02.290 --> 00:10:06.370
‫اگه قربانی کردن مقداری غذا بهای
‫حفظ رویای اونـه,,,

00:10:09.790 --> 00:10:11.080
‫ارزشش رو نداره؟

00:10:23.250 --> 00:10:25.160
‫هی، بیا این شکلات معمولی رو بخور

00:10:25.700 --> 00:10:27.370
‫اهمم

00:10:37.250 --> 00:10:39.120
‫شکلات مسهل بود؟

00:10:41.160 --> 00:10:44.450
‫ناسلامتی برادرهام هستید,
‫چرا باید همچین کاری بکنید؟

00:10:44.540 --> 00:10:46.950
‫اوه وای,, معده‌ام,,,

00:10:53.540 --> 00:10:56.000
‫جک؟ خوبی؟

00:10:56.080 --> 00:10:58.370
‫به ناچوی پرمخلفاتـت دست هم نزدی

00:10:58.450 --> 00:11:00.540
‫عه، پس پرمخلفات هم هستن

00:11:00.950 --> 00:11:03.950
‫به نظر می‌رسه که فکرت
‫از این ناچوها هم پر تره

00:11:04.040 --> 00:11:07.410
‫فقط,,, فقط گشنه نیستم

00:11:07.500 --> 00:11:08.910
‫مطمئنی؟

00:11:09.000 --> 00:11:11.790
‫چون معده‌ات داره صدای کامیون میده

00:11:11.870 --> 00:11:14.200
‫و متوجه شدم که دائم لحافـت رو میجویی

00:11:14.290 --> 00:11:17.540
‫باشه، معلومه گشنمه
‫اما نمی‌تونم اونو بخورم

00:11:17.910 --> 00:11:22.790
‫اون دیپ هفت لایه نیست,
‫هفت لایه مرگه,

00:11:23.290 --> 00:11:28.950
‫ببین، شرمنده‌ام, می‌دونم دارم زیاده روی می‌کنم,
‫بیشتر از یک ماهه که غذا نخوردم,

00:11:29.040 --> 00:11:32.290
‫چی؟ پس چی می‌خوردی؟

00:11:32.950 --> 00:11:36.160
‫می‌دونی چیز میز,

00:11:36.250 --> 00:11:39.160
‫چیز میزایی که غذا نیستن؟

00:11:39.250 --> 00:11:40.410
‫می‌دونی، اهمیتی نداره

00:11:40.500 --> 00:11:42.700
‫دست از سر من بردار و برو
‫سراغ مهمونی اشرافیـت

00:11:42.790 --> 00:11:46.660
‫هی، هی, من ولت نمی‌کنم,
‫می‌تونی باهام صحبت کنی,

00:11:47.410 --> 00:11:51.450
‫باشه، چطوری بگم؟

00:11:51.870 --> 00:11:56.580
‫می‌دونی که بعضی‌ها گیاه خوار هستن
‫بعضی‌ها هم گوشت خوار

00:11:57.790 --> 00:12:03.290
‫فکر می‌کنم انتخاب‌های غذایی اخیرم مثل یک,,,

00:12:03.370 --> 00:12:07.620
‫انسان خوار شده

00:12:07.700 --> 00:12:11.160
‫انسان خوار؟ خوردیشون یعنی,,,؟

00:12:11.250 --> 00:12:14.660
‫انسان خوار! آره!
‫خوردم‌شون!

00:12:15.500 --> 00:12:18.500
‫وای خدا!
‫کلی زن و مرد خوردم,

00:12:18.580 --> 00:12:23.250
‫هیچ وقت بچه نخوردم، اون مرز رو نگه داشتم,
‫همونطور که هیچوقت گوساله هم نخوردم!

00:12:23.330 --> 00:12:27.540
‫چیز نیست, تو که آرمی همر نیستی

00:12:27.620 --> 00:12:30.160
‫که آدم‌ها رو بخاطر لذت‌شون بخوری

00:12:30.250 --> 00:12:31.200
‫ظاهرا

00:12:31.290 --> 00:12:35.870
‫برای نجات جونـت این کار رو کردی,
‫قبل از اینکه اسیر بشم

00:12:36.410 --> 00:12:41.160
‫خودم رو با پی پی می‌پوشوندم
‫و جلوی یه درخت استتار می‌کردم

00:12:41.250 --> 00:12:42.950
‫- جدا؟
‫- آره

00:12:43.040 --> 00:12:46.330
‫از مهربونیـت هست که

00:12:46.410 --> 00:12:49.500
‫داری سعی می‌کنی با این روایت حال بهم زنت
‫حالم رو بهتر بکنی

00:12:49.870 --> 00:12:53.790
‫اما از کجا معلوم که بقیه هم مثل تو باهاش کنار بیان

00:12:58.500 --> 00:13:03.330
‫هی بچه‌ها باید سریع یه اطلاع بهتون بدم,
‫قبل از اینکه برسه، جک چندتا آدم خورده

00:13:03.410 --> 00:13:05.580
‫کسی با این قضیه مشکلی داره؟

00:13:05.660 --> 00:13:07.910
‫پدر من رو هم یه انسان خوار خورد

00:13:09.040 --> 00:13:11.250
‫اما از پدرم متنفر بودم
‫پس مشکلی نیست

00:13:12.200 --> 00:13:14.700
‫برای زنده موندن آب گوی برفی‌ها رو می‌خوردم

00:13:15.080 --> 00:13:19.660
‫دو روز زیر یک گروه دختران پیشاهنگ مرده مخفی شدم, بخش ۴۷

00:13:20.700 --> 00:13:23.870
‫منم یه عقاب سرسفید خوردم,
‫خوشمزه بود,

00:13:24.410 --> 00:13:27.250
‫می‌بینی؟ دیگه کسی از چیزی شرمنده نیست

00:13:28.200 --> 00:13:30.830
‫ممنون از همگی

00:13:42.290 --> 00:13:43.250
‫دیژان؟

00:13:49.410 --> 00:13:50.250
‫هستی؟

00:13:53.660 --> 00:13:56.160
‫من همه‌جا هستم
‫و هیچ‌جا نیستم

00:13:56.250 --> 00:13:58.200
‫هرگز خبر نده که اومدی

00:14:03.290 --> 00:14:07.040
‫برای دعوا نیومدم,
‫اومدم که حرف بزنیم,

00:14:07.120 --> 00:14:09.200
‫پس حرف بزن

00:14:12.080 --> 00:14:14.450
‫چطور می‌تونی با کاری که کردیم
‫مشکلی نداشته باشی؟

00:14:18.410 --> 00:14:21.580
‫میشه یه لحظه جذاب بازی رو بذاری کنار
‫و جوابم رو بدی؟

00:14:23.750 --> 00:14:29.500
‫من یک وظیفه و یک افتخار دارم,
‫افتخارم اینه که رحم می‌کنم و سریع می‌کشم

00:14:29.830 --> 00:14:32.950
‫و وظیفه‌ام رو نسبت به غذاهای شهرم
‫و خانواده‌ام انجام میدم

00:14:33.040 --> 00:14:35.620
‫من مبارزه می‌کنم تا اونا مجبور نباشن که مبارزه کنن

00:14:35.700 --> 00:14:37.660
‫این از خود گذشتگیِ منـه

00:14:37.750 --> 00:14:41.160
‫پس اون غذاهایی که میکشی چی؟
‫خانواده‌ی اونا چی میشن؟

00:14:41.250 --> 00:14:42.950
‫خانواده خودم مهم‌تر هستن

00:14:43.040 --> 00:14:44.750
‫لعنتی، راحت مستقیم گفتیش

00:14:44.830 --> 00:14:49.790
‫غذاها هر روز می‌میرن,
‫گریه کردن برای شیری که ریخته شده فایده نداره,

00:14:50.660 --> 00:14:51.790
‫جداً؟

00:14:54.250 --> 00:14:56.040
‫این رو به خود شیر بگو

00:15:09.410 --> 00:15:12.040
‫آه، لعنتی

00:15:12.830 --> 00:15:17.620
‫خب چی شد؟

00:15:17.700 --> 00:15:19.410
‫حق انجمن رو گذاشتی کف دستش؟

00:15:20.410 --> 00:15:25.160
‫می‌دونی، شروع طوفانی‌ای داشتم
‫با یه توضیح مفصل

00:15:25.250 --> 00:15:28.580
‫بعد اونا شروع کردن,,,
‫شروع کردن به آوردن دلایل خوب

00:15:28.660 --> 00:15:31.950
‫می‌دونی، قضیه اینه که اونا
‫اونقدرا هم غذاهای زیادی رو نمی‌کشن

00:15:32.040 --> 00:15:36.910
‫و این کار فقط برای حفظ مسیر زندگی
‫غذاهات، نه انسان‌ها

00:15:37.330 --> 00:15:42.120
‫- لعنت بهش, خرت کردن
‫- ظاهراً زندگی اینطوری خیلی راحت‌تر میشه

00:15:42.200 --> 00:15:45.000
‫تریش گفت بعد از یه مدت دیگه نمیره رو مخت

00:15:45.080 --> 00:15:47.410
‫گفتـش برای تو آسونه,
‫تو که اونجا نبودی,

00:15:47.500 --> 00:15:51.830
‫تو که صدای انفجار، بهم خوردن و ترکیدن
‫غلات رو نشنیدی

00:15:53.000 --> 00:15:55.620
‫حق با توئه, واقعاً متاسفم که مجبور بودی
‫شاهد همچین چیزی باشی

00:15:55.700 --> 00:15:58.160
‫و می‌خوام به صورت رسمی ازت بخاطر
‫خدمتت تشکر کنم

00:15:58.830 --> 00:16:01.750
‫اینکه انسان‌ها ما رو می‌خوردن تنها دلیلی بود
‫که این انقلاب رو شروع کردیم

00:16:01.830 --> 00:16:05.250
‫زندگی ما نباید کم اهمیت‌تر از مال اونا باشه,
‫باید برعکس باشه,

00:16:05.750 --> 00:16:08.080
‫اگه نمی‌خوای کاری بابتش بکنی،
‫پس من می‌کنم

00:16:09.830 --> 00:16:11.790
‫بری، بیا,,,
‫اصلاً این یعنی چی

00:16:14.450 --> 00:16:16.830
‫میشه حداقل در یخچال رو ببنیدی،
‫خب اینطوری تمام هوای سرد,,,

00:16:21.950 --> 00:16:24.700
‫خب، بگو چی شد تصمیم گرفتی دیگه غذا نخوری

00:16:25.700 --> 00:16:28.500
‫قضیه خیلی ساده‌ست,
‫بخاطر فرانک انجامـش دادم,

00:16:28.830 --> 00:16:32.950
‫وقتی همه‌ی غذاها داشتن سعی می‌کردن
‫به شکل آئینی من رو قربانی کنن

00:16:33.040 --> 00:16:36.040
‫اون کسی بود که زندگیم رو نجات داد،
‫پنهانم کرد،

00:16:36.120 --> 00:16:37.910
‫و یه اسکان برام فراهم کرد

00:16:38.000 --> 00:16:39.830
‫و تو تصمیم گرفتی که باهاش بمونی؟

00:16:39.910 --> 00:16:41.660
‫خب درواقع، اون منو بسته بود به یک درخت

00:16:41.750 --> 00:16:43.830
‫اما,,,
‫مگه چاره‌ی دیگه‌ای هم داشت؟

00:16:43.910 --> 00:16:46.080
‫خب می‌تونست نبدنتت

00:16:46.160 --> 00:16:49.000
‫اما سه وعده‌ی کامل بهم غذا می‌داد,
‫مجبور نبود این کار رو بکنه,

00:16:49.080 --> 00:16:51.950
‫- سه وعده‌ی غذا از گوشت انسان
‫- بازم می‌خوردم!

00:16:52.040 --> 00:16:56.580
‫شاید دارم اشتباه توضیحـش میدم, بهم اعتماد کن
‫فرانک خوبه, اون دوست منـه,

00:16:56.660 --> 00:16:59.120
‫اگه دوستت هست پس چرا نیومده که ببینتت؟

00:17:00.160 --> 00:17:01.290
‫فقط سرش شلوغه

00:17:01.370 --> 00:17:03.830
‫وقتی یک کار دولتی پیدا می‌کنی اینطوری میشه دیگه

00:17:04.410 --> 00:17:07.160
‫فرانک ته دلش می‌خواد که اینجا باشه,
‫به من اهمیت میده,

00:17:07.540 --> 00:17:09.950
‫نه، نمیده,
‫هیچ‌کدوم‌شون اهمیتی نمیدن,

00:17:10.370 --> 00:17:14.160
‫تنها دلیلی که غذاها ما رو اینجا نگه می‌دارن
‫اینه که فرمایش‌هاشون رو انجام بدیم

00:17:14.750 --> 00:17:17.370
‫به محض اینکه دیگه بهمون نیاز نداشته باشن,,,

00:17:19.750 --> 00:17:23.200
‫به حرف جیمی گوش نده,
‫بین سه‌قلو‌ها از همه بدبین‌تره,

00:17:23.290 --> 00:17:28.250
‫غذاها و انسان‌ها می‌تونن با هم ارتباط عمیقی شکل بدن,
‫حالا این یارو فرانک رو نمی‌دونم

00:17:28.330 --> 00:17:31.580
‫اما اون سوسیس کوچولویی که داشت
‫هدایتـت می‌کرد چی؟

00:17:31.660 --> 00:17:35.370
‫بری؟ اون انگشت پام رو قطع کرد
‫و یک جا هم می‌خواست زنده زنده بسوزونتم

00:17:35.450 --> 00:17:37.790
‫اما آره، فکر کنم کم کم داره باهام حال می‌کنه

00:17:39.370 --> 00:17:40.580
‫انسان‌های لعنتی

00:17:43.580 --> 00:17:45.040
‫اینـم از سوخت کوفتی‌تون

00:17:46.870 --> 00:17:50.000
‫به نظر میرسه کلی چیز عجیب رو
‫پشت سر گذاشتی جک

00:17:50.620 --> 00:17:54.620
‫اما هر اتفاقی که افتاده،
‫ما رو به این نقطه رسونده

00:18:01.790 --> 00:18:03.330
‫منظورت همین نشستن و صحبت کردنمونه؟

00:18:03.410 --> 00:18:06.000
‫واقعاً مکالمه‌ی خوبیه,,,

00:18:12.500 --> 00:18:17.040
‫همه‌تون می‌سوزید,
‫دیدار به جهنم!

00:18:30.250 --> 00:18:31.790
‫یالا، انجامـش بده

00:18:32.620 --> 00:18:35.120
‫یالا، بندازش
‫فقط انجامـش بده

00:18:42.750 --> 00:18:44.660
‫چه مرگم شده؟

00:18:51.410 --> 00:18:55.000
‫فرانک! این گاری‌ها عالین!
‫می‌خوای سوار بشی؟

00:19:02.450 --> 00:19:03.830
‫شاید بعداً باب

00:19:03.910 --> 00:19:08.040
‫من دارم گاری سواری می‌کنم!
‫باورت میشه؟

00:19:08.120 --> 00:19:10.370
‫آره!

00:19:10.910 --> 00:19:12.160
‫آره، بذار یه چیزی رو امتحان بکنم

00:19:12.950 --> 00:19:15.080
‫خیلی خب، این به شکل ایستادنت کمک می‌کنه

00:19:16.080 --> 00:19:18.410
‫الانـشم خیلی بهتر شدم

00:19:31.620 --> 00:19:35.000
‫- ممنون! ممنون!
‫- خواهش می‌کنم، قابلی نداشت!

00:19:40.410 --> 00:19:44.200
‫- فرانکه عوضی ناراحته؟
‫- چای سرد؟ امکان نداره!

00:19:44.290 --> 00:19:48.370
‫چون اون نیست!
‫این اون چای سرد که می‌شناختی نیست

00:19:48.450 --> 00:19:51.750
‫بازیگرمـه, از وقتی نقش رو گرفته
‫ازش خواستم توی نقشـش فرو بره,

00:19:51.830 --> 00:19:56.120
‫اون واقعاً به اندازه‌ای که چای سرد واقعی
‫ازت متنفر بود، متنفره, می‌بینی؟

00:19:56.200 --> 00:20:00.500
‫و من بقیه‌ی آدم‌های زودتوپیا رو درست کردم, فرانک,
‫گوش بده چی میگم, همه‌رو,

00:20:02.620 --> 00:20:06.500
‫- واو
‫- آره, واقعاً هم واو داره

00:20:06.580 --> 00:20:08.410
‫به نظر بی‌قرار میای

00:20:08.500 --> 00:20:09.580
آره اصلاً آروم و قرار ندارم

00:20:09.660 --> 00:20:11.450
‫چون دیشب نخوابیدم اینطوری شدم
‫می‌دونی چرا؟

00:20:11.540 --> 00:20:14.450
‫تو با کله شقیـت سهواً زیر کون باگلی و ترد من

00:20:14.540 --> 00:20:16.080
‫- یه آتیش روشن کردی
‫- چی؟

00:20:16.160 --> 00:20:19.950
‫داشتیم فیلمبرداری شبانه می‌کردیم، سه‌تا واحد دارم
‫که دارن فیلم انقلابیـم که برای تثبیت شهرت هست رو می‌گیرن

00:20:20.040 --> 00:20:23.950
‫بیست و چهار ساله، به شکل موازی,
‫سه‌تا، عزیزم, واقعاً دارن می‌ترکونن

00:20:24.040 --> 00:20:26.660
‫اما داریم ساعات طلایی رو از دست می‌دیم,
‫باید سکانس بعدی رو سریع بگیریم,

00:20:26.750 --> 00:20:28.330
‫برای انجامـش به کمکـت نیاز دارم

00:20:28.410 --> 00:20:33.750
‫داریم سعی می‌کنیم صحنه‌ای رو بگیریم
‫که تو می‌فهمی انسان‌ها غذا می‌خورن

00:20:33.830 --> 00:20:37.750
‫و نشون بدیم که چقدر برات هلناک بوده
‫توی یک لول بسیار بالا,

00:20:37.830 --> 00:20:40.250
‫و بچه‌ای که داره نقش تو رو بازی می‌کنه
‫متوجه‌اش نمیشه

00:20:40.330 --> 00:20:41.750
‫نیاز دارم که نشونش بدی، عزیزم

00:20:41.830 --> 00:20:44.700
‫می‌خوام که احساساتـتی که وقتی فهمیدی
‫انسان‌ها غذا می‌خورن رو

00:20:44.790 --> 00:20:49.580
‫به یاد بیاری

00:20:53.250 --> 00:20:54.200
‫بی‌حرکت!
‫تکون نخور!

00:20:54.290 --> 00:20:57.160
‫خودشه! همین چهره!
‫می‌بینی دیمیتری؟

00:20:57.540 --> 00:20:59.620
‫به نظرت می‌تونی این چهره رو برام در بیاری، دیمیتری؟

00:20:59.700 --> 00:21:01.790
‫خب، بسپرش به خاطرت,
‫تحلیلـش کن,

00:21:01.870 --> 00:21:03.660
‫تبدیلـش کن به خودت,
‫بریم بگیریم,

00:21:04.120 --> 00:21:06.700
‫شرمنده رفیق, فیلم تیم می‌تونه بیاد سر فیلمبرداری،
‫چیکار کنم خب؟

00:21:12.790 --> 00:21:13.790
‫اکشن!

00:21:14.250 --> 00:21:19.080
‫اندازه‌گیریِ موفقیت هر عملیات سوخت‌گیری
‫به چندین فاکتور بستگی داره

00:21:19.450 --> 00:21:22.700
‫شایان ذکر ترینـش اندازه و تنوع اقلام غذایی هست

00:21:23.370 --> 00:21:27.500
‫خب، من این جسارت رو به خودم دادم که
‫یک برنامه غذایی جامع

00:21:27.580 --> 00:21:29.080
‫براساس بعضی از پیش‌بینی‌های داده‌ها,,,

00:21:29.160 --> 00:21:30.580
‫- با توجه به,,,
‫- حرفت یادت بمونه

00:21:30.660 --> 00:21:32.160
‫فرانک داره دوباره فکر می‌کنه

00:21:32.250 --> 00:21:36.040
‫سلام به همگی, شرمنده که مزاحم شدم,
‫بنده یک ارائه دارم

00:21:36.120 --> 00:21:38.750
‫درمورد فواید سلامتی نوعی دیگر از برنامه‌ی غذایی

00:21:38.830 --> 00:21:42.790
‫که توش هیچ غذایی آسیب نمی‌بینه
‫و کاملاً هم عن‌سیونی باشه,

00:21:44.080 --> 00:21:45.660
‫شرمنده اشتباه خوندم, "انسونی"

00:21:46.120 --> 00:21:49.120
‫خب، فکر کنم دوست دارم بشنوم

00:21:49.200 --> 00:21:54.620
‫اما,, ما یک سری قوانین اجرایی داریم
‫که ما رو مجبور می‌کنن که درحال حاضر موارد فعلی رو تموم کنیم

00:21:54.700 --> 00:21:57.910
‫و بعد بریم سراغ ارائه‌ی تو,
‫البته اگه اشکالی نداشته باشه، فرانک,

00:21:58.700 --> 00:22:00.870
‫البته, بله, می‌شینم و به بقیه‌ی جلسه گوش می‌کنم

00:22:00.950 --> 00:22:03.540
‫گرچه اگه بخوام صادق باشم،
‫بجاش گوش دادن به برنامه‌ی خودم فکر می‌کنم

00:22:03.620 --> 00:22:06.500
‫همونطور که می‌گفتم,,,

00:22:06.580 --> 00:22:10.830
‫پیش‌بینی‌های داده‌ها برای عملیات سوخت‌گیری
‫بعدی‌مون بسیار دلگرم کننده هستند

00:22:11.540 --> 00:22:15.660
‫اگر توجه‌تون رو به شکل ۳آ معطوف کنید،

00:22:15.750 --> 00:22:19.540
‫متوجه میشید که موجودی مورد انتظار میوه و سبزیجات

00:22:19.620 --> 00:22:22.450
‫بسیار زیاد هست

00:22:22.950 --> 00:22:26.250
‫- حتی قابل توجه‌تر از اون,,,
‫- عم,, عمل,,,

00:22:27.080 --> 00:22:31.160
‫عم,, لیوت,,, "عملیات"!

00:22:31.250 --> 00:22:34.450
‫فو,, فوو,, دا تا؟

00:22:34.540 --> 00:22:38.700
‫فو یادا,,, عملیات فودتاپ؟

00:22:39.160 --> 00:22:46.000
‫وایسا، وایسا، وایسا، کلمات بیشتری‌ داره!
‫توپ یا, عملیات فودتاپایا؟

00:22:47.000 --> 00:23:54.000
  جديدترين اخبار فيلم و سريال در کانال تلگرام و پیج اینستاگرام :
  .:: @MiraMovie1 ::.
  .:: @myZedMovie ::.