﻿WEBVTT

00:00:01.000 --> 00:00:09.500
<b><c.color00abfd> دانلود فیلم و سریال با زیرنویس چسبیده
  ..:: MiraMovie.Top ::..</c></b>
  <b><c.colorFFC947> ..:: MyZed.Top ::..</c></b>

00:00:10.040 --> 00:00:11.840
‫اون روز، روز مهمی بود...

00:00:11.880 --> 00:00:16.800
‫که مادرِ جون دوباره ازدواج کرد‬
‫و اونا به خانواده‌ی ما پیوستن.‬

00:00:24.680 --> 00:00:27.760
‫خاندانِ مشهور فورسایت.‬

00:00:27.800 --> 00:00:30.920
‫یا حداقل خودمون‬
‫دوست داریم این‌طور درباره‌ی خودمون فکر کنیم

00:00:30.960 --> 00:00:35.120
‫داماد، نوه‌م، جولیون.‬

00:00:35.160 --> 00:00:38.040
‫که تازه از ماجراجویی‌هاش‬
‫در اروپا برگشته بود‬

00:00:38.080 --> 00:00:41.800
‫تا جایگاهش رو‬
‫به‌عنوان وارث شرکت خانوادگی قبول کنه.‬

00:00:43.280 --> 00:00:46.560
‫که این موضوع، باعث ناراحتی‬
‫پسرعموش، سومز، شده بود.‬

00:00:46.600 --> 00:00:48.080
‫فردی به‌غایت جاه‌طلب.

00:00:48.120 --> 00:00:51.400
‫که حاضر نبود‬
‫زیر سایه‌ی هیچ کسی بره.

00:00:51.440 --> 00:00:53.880
‫کاش مادرت زنده بود و این روز رو می‌دید.‬

00:01:03.120 --> 00:01:04.840
‫اون دختر باعث پیشرفت تو می‌شه.‬

00:01:10.960 --> 00:01:15.720
‫فرانسس، یک بیوه‌ی ثروتمند بود.‬
‫ملکه‌ی جامعه‌ی اعیان.‬

00:01:15.760 --> 00:01:21.000
‫از بین همه انتخاب شده بود تا جایگاه ما رو‬
‫در میان نخبگان لندن محکم کنه.‬

00:01:30.600 --> 00:01:35.480
‫البته، هر خانواده‌ای‬
‫رقابت‌ها و دسیسه‌های خودش رو داره.‬

00:01:35.520 --> 00:01:40.280
‫اما در این روز بزرگ‬
‫جشن، همه رو کنار می‌ذاریم.‬

00:01:48.000 --> 00:01:55.000
  جديدترين اخبار فيلم و سريال در کانال تلگرام و پیج اینستاگرام :
  .:: @MiraMovie1 ::.
  .:: @myZedMovie ::.

00:02:06.960 --> 00:02:09.720
‫اونجا خونه‌ی برادرم جیمزه.

00:02:09.760 --> 00:02:12.560
‫اما داخلش، به گردِ پای‬
‫خونه‌ی ما هم نمی‌رسه.‬

00:02:26.840 --> 00:02:28.920
‫می‌تونی بفهمی چرا برادرم‬
‫اونو برای جو می‌خواست.‬

00:02:28.960 --> 00:02:30.280
‫اون بهش ثبات می‌ده،‬

00:02:30.320 --> 00:02:33.680
‫و به این همه ولگردی‬
‫عیاشی در سرتاسر اروپا، خاتمه می‌ده

00:02:34.880 --> 00:02:36.600
‫اما تو می‌تونستی باهاش ازدواج کنی.‬

00:02:36.640 --> 00:02:38.680
‫اگه می‌خواستی، پیشنهاد می‌دادم.‬
‫ممنونم پدر.‬

00:02:38.720 --> 00:02:41.920
‫اما وقتی وقتش برسه،‬
‫عروس رو خودم انتخاب می‌کنم.‬

00:02:41.960 --> 00:02:44.280
‫خب، راستش رو بخوای، چرا باید خودت رو‬
‫زیر بار چنین زحمتی ببری‬

00:02:44.320 --> 00:02:45.520
‫با یک بچه‌ی هشت‌ساله‌ی شیطون؟‬

00:02:48.800 --> 00:02:49.840
‫هوم.‬

00:02:51.120 --> 00:02:53.560
‫شوهر مرحوم من‬
‫توی فورسایت و شرکا سرمایه‌گذاری کرده بود،‬

00:02:53.600 --> 00:02:56.120
‫پس شاید فکر کنید‬
‫این روال طبیعیشه

00:02:56.160 --> 00:02:58.760
‫و من مثل یه دارایی‌ام
‫که داره دست‌به‌دست میشه

00:02:58.800 --> 00:03:00.920
‫و جون مدت‌هاست که به پدری نیاز داره
‫که الگوش باشه

00:03:03.720 --> 00:03:05.560
‫برو و خودت رو معرفی کن.‬

00:03:08.280 --> 00:03:11.760
‫مادربزرگ اَن‬
‫رئیس خانواده‌ی ماست.‬

00:03:19.360 --> 00:03:20.880
‫باید ازت خوشم بیاد؟

00:03:20.920 --> 00:03:22.440
‫نه.‬

00:03:22.480 --> 00:03:25.000
‫چون من هیچ‌کس رو دوست ندارم.‬

00:03:25.040 --> 00:03:26.760
‫تصمیم خوبیه.‬

00:03:29.400 --> 00:03:30.480
‫مادربزرگ؟‬

00:03:31.600 --> 00:03:32.960
‫ایشون جون هستن.‬

00:03:35.400 --> 00:03:37.640
‫می‌دونی فورسایت بودن یعنی چی؟‬

00:03:39.360 --> 00:03:43.160
‫فورسایت کسیه که ارزش سهام رو می‌دونه.‬

00:03:44.320 --> 00:03:46.360
‫و خانواده. و اعتبار.‬

00:03:48.320 --> 00:03:51.680
‫تو نباید هرگز سؤال کنی،‬
‫هرگز مخالفت کنی،‬

00:03:51.720 --> 00:03:55.480
‫و هرگز، هرگز نباید پا پس بکشی.

00:03:57.200 --> 00:03:58.400
‫نترسونش!‬

00:03:58.440 --> 00:04:01.600
‫باید بدونه داره وارد چه چیزی می‌شه.‬

00:04:52.360 --> 00:04:54.080
‫ده سال بعد،‬

00:04:54.120 --> 00:04:56.880
‫درحالی‌که جون داره ۱۸ساله می‌شه...

00:04:56.920 --> 00:05:00.320
‫آرامش و ثبات‬
‫دنیای فورسایت‌ها‬

00:05:00.360 --> 00:05:02.720
‫در آستانه‌ی دگرگون شدنه.‬

00:05:05.880 --> 00:05:08.240
‫برام توضیح بده چرا نقاشی کشیدن‬

00:05:08.280 --> 00:05:11.360
‫یک توانایی این‌قدر ضروری‬
‫برای دخترهای جوان فرهیخته‌ست؟

00:05:11.400 --> 00:05:13.240
‫اصلاً چه فایده‌ای می‌تونه داشته باشه؟‬

00:05:13.280 --> 00:05:15.120
‫این دقیقاً همون چیزیه که‬
‫پدربزرگت به من گفت‬

00:05:15.160 --> 00:05:16.360
‫وقتی به شرکت خانوادگی پیوستم.‬

00:05:16.400 --> 00:05:17.920
‫ولی قبلاً نقاشی کشیدن رو دوست داشتی.‬

00:05:19.160 --> 00:05:20.520
‫من خیلی چیزها رو دوست دارم.‬

00:05:20.560 --> 00:05:22.840
‫از من نقاشی می‌کشی؟ خواهش می‌کنم؟‬

00:05:22.880 --> 00:05:24.760
‫فقط یه طرح سریع؟‬

00:05:40.040 --> 00:05:42.800
‫این منم! دقیقاً خودِ من!‬

00:05:42.840 --> 00:05:44.640
‫بیا. برای صبحانه دیر می‌شه.‬

00:05:47.120 --> 00:05:49.680
‫خب، داشتم فکر می‌کردم...‬
‫ها؟‬

00:05:49.720 --> 00:05:52.600
‫...برای تولدم،‬
‫به جای جشن،‬

00:05:52.640 --> 00:05:55.200
‫نمی‌تونیم فقط یه پیک‌نیک بگیریم؟‬

00:05:56.640 --> 00:05:58.800
‫چون قطعاً مادرت اصلاً‬
‫ناراحت نمی‌شه‬

00:05:58.840 --> 00:06:01.800
‫این رویدادی که ده ساله‬
‫داره براش برنامه‌ریزی می‌کنه رو لغو کنه.‬

00:06:06.240 --> 00:06:10.400
‫خب، در مورد چارلی آرمسترانگ‬
‫چی فکر می‌کنیم؟‬

00:06:10.440 --> 00:06:12.040
‫پسر سِر راجره؟‬

00:06:12.080 --> 00:06:13.520
‫هوم.‬
‫برای چی؟‬

00:06:13.560 --> 00:06:14.720
‫برای جون.‬

00:06:14.760 --> 00:06:15.840
‫جون دوستش داره؟‬

00:06:15.880 --> 00:06:17.320
‫خب، اون هنوز چارلی رو ندیده.‬

00:06:17.360 --> 00:06:20.440
‫اما من آرمسترانگ‌ها رو‬
‫به جشن دعوت کردم.‬

00:06:20.480 --> 00:06:23.240
‫همراه با لاتی‌مرها...‬

00:06:23.280 --> 00:06:25.240
‫چای.‬
‫...پلیسترها...‬

00:06:25.280 --> 00:06:26.760
‫راه‌آهن.‬

00:06:26.800 --> 00:06:27.880
‫...کارترت‌ها...‬

00:06:27.920 --> 00:06:29.360
‫زمین.‬

00:06:29.400 --> 00:06:31.600
‫مسئله اینه که چه کسی بیشترین منفعت رو‬
‫برای خانواده داره.‬

00:06:31.640 --> 00:06:33.400
‫مایلز لاتی‌مر؟‬

00:06:33.440 --> 00:06:35.120
‫هوراشیو کارترت؟‬

00:06:35.160 --> 00:06:36.520
‫شاهزاده ولز؟‬

00:06:36.560 --> 00:06:39.360
‫شوخی نمی‌کنم!‬

00:06:39.400 --> 00:06:43.080
‫زود باش صبحانه‌ت رو بخور،‬
‫تو شهر کار داریم.‬

00:06:43.120 --> 00:06:44.720
‫کجا؟‬

00:06:44.760 --> 00:06:47.920
‫پیش خیاط. لباس شبت برای جشن؟‬

00:07:00.400 --> 00:07:03.120
‫خب، پدر، یه چیز هیجان‌انگیز...‬

00:07:03.160 --> 00:07:06.320
‫و پرهزینه؟‬
‫یه اسب مسابقه، پدر.‬

00:07:06.360 --> 00:07:07.680
‫مونتی چیز مناسبی رو پیدا کرده.‬

00:07:07.720 --> 00:07:09.360
‫و وقتی که اسب‌های مسابقه رو‬
‫مثل من بشناسی...‬

00:07:10.520 --> 00:07:13.960
‫امیدوار بودم، به‌عنوان برادرم،‬
‫مشوق همسرم باشی.‬

00:07:14.000 --> 00:07:17.680
‫همون‌طور که وقتی تو ازدواج کنی،‬
‫خوشحال می‌شم همسرت رو حمایت کنم.‬

00:07:17.720 --> 00:07:20.000
‫اگه دلیلی برای ازدواج نکردن وجود داشته باشه، همینه.‬

00:07:20.040 --> 00:07:21.040
‫کی داره ازدواج می‌کنه؟‬

00:07:21.080 --> 00:07:23.920
‫فرانسس می‌گفت ده‌ها دختر رو می‌شناسه‬
‫که زن‌های عالی‌ای برای سومز می‌شن.‬

00:07:23.960 --> 00:07:26.320
‫هرچند مطمئن نیستم‬
‫کی به اندازه‌ی کافی خوب باشه.‬

00:07:26.360 --> 00:07:28.440
‫فکر می‌کنم چندین نفرشون‬
‫دارن به جشن جون می‌آن.‬

00:07:28.480 --> 00:07:31.560
‫خب، ممنون بابت هشدار.‬
‫با لباس مبدل می‌آم.‬

00:07:32.920 --> 00:07:34.120
‫پدر، راه بیفتیم؟‬

00:08:00.600 --> 00:08:01.600
‫خیلی ممنونم.‬

00:08:01.640 --> 00:08:03.160
‫متشکرم.‬

00:08:04.640 --> 00:08:07.400
‫آه، لیدی کارترت.‬

00:08:08.880 --> 00:08:13.120
‫وای، عزیزم. امیدوار بودیم‬
‫خانم لوئیزا رو برای خودمون نگه داریم.‬

00:08:13.160 --> 00:08:14.920
‫ببخشید.‬

00:08:16.320 --> 00:08:19.920
‫خانم فرانسس فورسایت رو می‌شناسید؟‬
‫و دخترش، جون؟‬

00:08:22.320 --> 00:08:23.760
‫روز خوبی داشته باشید.‬

00:08:23.800 --> 00:08:25.560
‫حال شما چطوره؟‬

00:08:25.600 --> 00:08:28.800
‫ما برای جشن تولد ۱۸ سالگی جون‬
‫به یک لباس نیاز داریم.‬

00:08:28.840 --> 00:08:30.720
‫امیدوارم دعوتنامه‌ی ما رو دریافت کرده باشید؟‬

00:08:30.760 --> 00:08:32.920
‫چقدر لطف دارید.‬

00:08:34.120 --> 00:08:37.200
‫سعی کنید نذارید خانم فورسایت‬
‫شما رو مال خودش کنه.‬

00:08:46.120 --> 00:08:47.840
‫لطفاً کتتون رو دربیارید؟‬

00:08:47.880 --> 00:08:48.880
‫بله.‬

00:08:50.040 --> 00:08:51.920
‫معلومه که باید این از بین بره.‬

00:08:51.960 --> 00:08:54.120
‫متأسفانه، اون تحت تأثیر‬
‫پدرش قرار گرفته،‬

00:08:54.160 --> 00:08:56.080
‫که عقاید عجیب‌وغریب خودش رو‬
‫در مورد مد داره.‬

00:08:56.120 --> 00:08:58.440
‫مثلاً لباس‌هایی می‌پوشه‬
‫که واقعاً می‌ذارن حرکت کنی.‬

00:08:58.480 --> 00:09:02.040
‫پس، یک کمرِ تنگ، ژپون،‬
‫و احتمالاً دنباله‌ی بلند...‬

00:09:02.080 --> 00:09:05.480
‫حتماً، خانم. اول می‌تونم اندازه‌گیری کنم؟‬

00:09:07.320 --> 00:09:08.640
‫بله، البته.‬

00:09:12.880 --> 00:09:14.920
‫کارهای دیگه‌ای دارم. برمی‌گردم.‬

00:09:50.560 --> 00:09:53.240
‫صبح به‌خیر.‬
‫صبح به‌خیر.‬

00:10:03.000 --> 00:10:05.680
‫به مدت نیم قرن،‬
‫ما برجسته‌ترین بودیم‬

00:10:05.720 --> 00:10:08.120
‫در میان نخبگان بورس لندن.‬

00:10:08.160 --> 00:10:12.240
‫اما اخیراً، تازه‌کارها‬
‫دارن ما رو تعقیب می‌کنن.‬

00:10:12.280 --> 00:10:14.320
‫خب، چطور باید برتری‌مون رو‬
‫حفظ کنیم؟‬

00:10:14.360 --> 00:10:16.920
‫با به این موفقیت‌ها‬
‫قناعت نکردن.‬

00:10:16.960 --> 00:10:18.720
‫با جستجوی سرمایه‌گذاری‌های جدید،‬

00:10:18.760 --> 00:10:21.480
‫بازارهای جدید،‬
‫با زیر نظر گرفتن همه‌چیز‬

00:10:21.520 --> 00:10:24.320
‫برای اطلاعاتی که بتونیم‬
‫ازشون به نفع خودمون استفاده کنیم.‬

00:10:24.360 --> 00:10:25.640
‫من یه چیزی دارم.‬

00:10:25.680 --> 00:10:27.040
‫سومز.‬

00:10:28.360 --> 00:10:32.600
‫سِر راجر آرمسترانگ، شرکت استخراج معدن دورهام، در شرف مرگه.‬

00:10:32.640 --> 00:10:34.520
‫خدای من، اون به زور پنجاه سالشه.‬

00:10:34.560 --> 00:10:36.720
‫البته، خانواده اینو‬
‫از بقیه پنهان نگه می‌دارن.‬

00:10:36.760 --> 00:10:38.320
‫کی شرکت رو تحویل می‌گیره؟‬

00:10:38.360 --> 00:10:41.160
‫پسر جوانش، چارلی آرمسترانگ.‬
‫اوه، اون آدم ولخرج؟‬

00:10:41.200 --> 00:10:44.360
‫در عمرش یک روز هم کار نکرده.‬
‫دقیقاً نکته همین‌جاست.‬

00:10:44.400 --> 00:10:46.920
‫وقتی خبر پخش بشه،‬
‫قیمت سهام سقوط می‌کنه.‬

00:10:46.960 --> 00:10:48.040
‫الزاماً نه.‬

00:10:48.080 --> 00:10:50.160
‫اگه اعتماد از بین نره،‬
‫ممکنه ثابت بمونه.‬

00:10:50.200 --> 00:10:51.920
‫باید بفروشیم.‬

00:10:51.960 --> 00:10:53.200
‫سهام خودمون، سهام موکل‌ها...‬

00:10:53.240 --> 00:10:54.680
‫و این‌طوری مطمئن می‌شی‬
‫اعتماد از بین می‌ره؟‬

00:10:54.720 --> 00:10:57.240
‫خب، پیشنهاد می‌کنی وفاداریِ ما‬
‫در قبال چه کسانی باشه؟‬

00:10:57.280 --> 00:10:59.920
‫تو هم به خوبی من می‌دونی که فروش گسترده‌ی‬
‫سهام باعث وحشت بازار می‌شه.‬

00:10:59.960 --> 00:11:02.680
‫و بعضی از موکل‌های ما تمام‬
‫پس‌انداز زندگیشون رو اینجا سرمایه‌گذاری کردن.‬

00:11:02.720 --> 00:11:04.240
‫اگه سهامدارها به اندازه کافی با هم جمع بشن،‬

00:11:04.280 --> 00:11:07.280
‫می‌تونن شرکت رو مجبور کنن‬
‫تا یه دستِ باثبات‌تر رو منصوب کنه.‬

00:11:07.320 --> 00:11:08.800
‫اعتماد می‌تونه برگرده.‬

00:11:08.840 --> 00:11:10.320
‫هوم.‬

00:11:14.880 --> 00:11:16.440
‫عالیه. چیز دیگه‌ای هست؟‬

00:11:18.760 --> 00:11:20.400
‫روز خوبی داشته باشید. پیش به جلو.‬

00:11:24.360 --> 00:11:26.920
‫معلومه که می‌فروشیم.‬
‫واضحه.‬

00:11:31.000 --> 00:11:32.480
‫مادرتون خیلی زیباست.‬

00:11:32.520 --> 00:11:33.520
‫اوه.‬

00:11:34.720 --> 00:11:36.200
‫من شبیه اون نیستم.‬

00:11:36.240 --> 00:11:37.920
‫شاید شبیه پدرتون هستید؟‬

00:11:37.960 --> 00:11:39.240
‫اوه، ناپدری.‬

00:11:40.280 --> 00:11:41.720
‫ناپدری خوبیه؟‬

00:11:41.760 --> 00:11:46.280
‫بهترین. بدون اون،‬
‫فرار می‌کردم و دریانورد می‌شدم.‬

00:11:48.320 --> 00:11:50.120
‫اگه می‌تونستی انتخاب کنی،‬
‫دوست داشتی چی باشی؟‬

00:11:51.120 --> 00:11:52.520
‫آزاد.‬

00:11:52.560 --> 00:11:57.000
‫که هر جا دوست دارم برم، با هر کی می‌خوام ملاقات کنم، لباس‌های خودم رو انتخاب کنم.‬

00:11:59.600 --> 00:12:00.600
‫و شما؟‬

00:12:00.640 --> 00:12:05.320
‫آیا دوست داری غیر از‬
‫بهترین راز پنهان لندن باشی؟‬

00:12:06.840 --> 00:12:08.480
‫من راضی‌ام.‬

00:12:08.520 --> 00:12:09.760
‫هوم.‬

00:12:44.800 --> 00:12:46.800
‫پدرم از هر نظر‬
‫یک بینش‌گر بود‬

00:12:46.840 --> 00:12:48.800
‫به جز یک نقص مرگبار.‬

00:12:48.840 --> 00:12:50.720
‫اصرار داشت که شرکت‬
‫به پسر ارشد بزرگتر منتقل بشه،‬

00:12:50.760 --> 00:12:54.000
‫بدون در نظر گرفتن لیاقت یا استعداد.‬

00:12:54.040 --> 00:12:55.040
‫مسخره است.‬

00:12:55.080 --> 00:12:58.120
‫اوه، برادرم لحظاتی داشته،‬
‫شرکت پیشرفت کرده.‬

00:12:58.160 --> 00:13:01.680
‫اما در مورد جو،
‫این به اصطلاح وارث آشکارمون...‬

00:13:01.720 --> 00:13:05.680
‫خب، از هر لحاظ‬
‫از تو پست‌تره.‬

00:13:05.720 --> 00:13:09.520
‫با این حال، تا مرگ عمویم‬
‫راه درازی مونده.‬

00:13:09.560 --> 00:13:11.120
‫و تا اون موقع...‬

00:13:11.160 --> 00:13:13.520
‫عدم شایستگی جو برای رهبری،‬
‫مشخص خواهد شد.‬

00:13:13.560 --> 00:13:18.600
‫در حالی که تو شایستگی خودت رو‬
‫ثابت کردی.‬

00:14:23.680 --> 00:14:25.600
‫بابا!‬

00:14:25.640 --> 00:14:27.280
‫آه!‬

00:14:28.840 --> 00:14:31.560
‫تو بیشتر از اون چیزی که فکر می‌کنی‬
‫شبیه مادرت هستی.‬

00:14:31.600 --> 00:14:33.600
‫او قبلاً بهم می‌گفت‬
‫ما شور و حرارت زیادی داریم.‬

00:14:33.640 --> 00:14:35.280
‫تقریباً آرزو می‌کنم این‌طور نبود.‬

00:14:35.320 --> 00:14:38.440
‫وقتی مُرد، می‌خواستم حرفه‌ای رو انتخاب کنی‬
‫که استرس کمتری داشته باشه،‬

00:14:38.480 --> 00:14:39.960
‫اما حالا فکر می‌کنم اشتباه می‌کردم.‬

00:14:40.000 --> 00:14:41.840
‫اگه در پاریس مانده بودیم،‬

00:14:41.880 --> 00:14:45.000
‫لازم نبود برای آموزش،‬
‫تو لندن دنبال پول باشی.‬

00:14:45.040 --> 00:14:48.600
‫اما در این صورت من‬
‫با ناپدری عزیزت آشنا نمی‌شدم،‬

00:14:48.640 --> 00:14:49.720
‫و اون وقت کجا بودیم؟‬

00:14:49.760 --> 00:14:51.120
‫گم‌شده...‬

00:14:51.160 --> 00:14:54.120
‫و کاملاً بدون عقل سلیم‬
‫یک دیدگاه بیرونی.‬

00:14:54.160 --> 00:14:55.320
‫عزیز من...‬

00:14:57.880 --> 00:14:59.360
‫...باله،‬

00:14:59.400 --> 00:15:00.720
‫فقط...‬

00:15:00.760 --> 00:15:02.840
‫یه شغل آبرومند نیست؟‬

00:15:02.880 --> 00:15:05.400
‫خب، نمی‌تونی انکار کنی که‬
‫زن‌های بدنام رو جذب می‌کنه.‬

00:15:05.440 --> 00:15:08.880
‫و هنرمندان. که مادرم یکی از اون‌ها بود.‬

00:15:08.920 --> 00:15:09.960
‫و تو هم باید باشی.‬

00:15:16.240 --> 00:15:19.040
‫مادام لانر می‌گه دیگه چیزی‬
‫برای یاد دادن به من نداره.‬

00:15:19.080 --> 00:15:20.840
‫فکر می‌کنه باید به پاریس برگردم،‬

00:15:20.880 --> 00:15:22.920
‫و شانس خودم رو با گروه اصلی باله‬
‫امتحان کنم.‬

00:15:22.960 --> 00:15:23.960
‫اگه منو قبول کنن.‬

00:15:24.000 --> 00:15:26.520
‫برای حفظ بیشتر‬
‫میراث ما،‬

00:15:26.560 --> 00:15:29.960
‫وقتشه که به دنبال یک ازدواج‬
‫با مزیت باشی.‬

00:15:30.000 --> 00:15:31.240
‫ببین.‬

00:15:54.880 --> 00:15:56.080
‫بابا؟‬

00:15:57.240 --> 00:15:59.240
‫بابا، چته؟ دوباره قلبت؟ می‌دونستم.‬
‫می‌دونستم!‬

00:15:59.280 --> 00:16:02.440
‫می‌دونستم! گفتم نباید از خونه بیرون بریم.‬

00:16:02.480 --> 00:16:05.240
‫بهت گفته بودن تو خونه بمونی و‬
‫آروم باشی. تو خونه می‌بینمت.‬

00:16:05.280 --> 00:16:06.280
‫بیا، بابا، به من تکیه کن.‬

00:16:06.320 --> 00:16:07.640
‫می‌تونم کمکی کنم؟‬
‫اوه، آقا!‬

00:16:07.680 --> 00:16:09.600
‫چقدر بافکر.‬
‫حال شوهرم بد شده.‬

00:16:09.640 --> 00:16:12.000
‫بفرمایید، اجازه بدید.‬
‫خیلی مهربونید.‬

00:16:12.040 --> 00:16:14.160
‫اجازه می‌دید براتون درشکه خبر کنم؟‬
‫کجا زندگی می‌کنید؟ پاتنی.‬

00:16:14.200 --> 00:16:16.000
‫چقدر سخاوتمندید، آقای...؟‬

00:16:16.040 --> 00:16:17.960
‫فورسایت.‬
‫فورسایت؟‬

00:16:19.240 --> 00:16:20.560
‫فورسایت؟‬

00:16:20.600 --> 00:16:22.320
‫هوم.‬
‫اهل فیتزآلن تراس؟‬

00:16:25.400 --> 00:16:28.680
‫کلاریسا هِرون. از آشنایی با شما مفتخرم.‬

00:16:28.720 --> 00:16:31.720
‫من هم همین‌طور. اینجا منتظر بمونید.‬
‫براتون درشکه می‌گیرم.‬

00:16:34.080 --> 00:16:36.200
‫خیلی لطف دارید، آقا.‬

00:16:37.240 --> 00:16:39.280
‫می‌تونم کارتم رو به شما بدم، خانم...؟‬
‫اوه.‬

00:16:39.320 --> 00:16:41.640
‫هِرون. آیرین.‬

00:16:46.760 --> 00:16:49.360
‫سومز فورسایت. باعث افتخاره.‬

00:17:16.840 --> 00:17:18.600
‫از روزت بگو.‬

00:17:19.600 --> 00:17:20.880
‫هوم.‬

00:17:20.920 --> 00:17:22.360
‫اندازه‌ی لباسم رو گرفتن.‬

00:17:23.480 --> 00:17:26.120
‫و مامان گفت کی‌ها دارن‬
‫به جشنم می‌آن.‬

00:17:26.160 --> 00:17:27.720
‫کسی رو می‌شناسی؟‬

00:17:27.760 --> 00:17:33.240
‫چند تا از فامیل‌های کسل‌کننده و سیلی از‬
‫«آدم‌هایی که اهمیت دارن».‬

00:17:34.800 --> 00:17:37.320
‫شکی نیست که مثل مرنگ‬
‫پف‌داده می‌شی‬

00:17:37.360 --> 00:17:39.280
‫و به‌عنوان دسر سرو می‌شی.‬

00:17:39.320 --> 00:17:41.200
‫درست حدس زدی.‬

00:17:43.400 --> 00:17:44.960
‫این‌ها رو برات آوردم، مادربزرگ.‬

00:17:45.000 --> 00:17:47.280
‫اوه، پسر شیرینم.‬

00:17:49.120 --> 00:17:50.120
‫امم.‬

00:17:51.120 --> 00:17:53.280
‫اوه، نقاشی رو به مادربزرگ نشون بده.‬

00:17:59.280 --> 00:18:00.400
‫شگفت‌انگیز نیست؟‬

00:18:03.600 --> 00:18:05.000
‫تشویقش نکن.‬

00:18:05.040 --> 00:18:06.200
‫نه، جدی...‬

00:18:07.520 --> 00:18:08.600
‫...نکن.‬

00:18:10.680 --> 00:18:14.400
‫این‌طور نیست‬
‫که فورسایت‌ها از هنر متنفر باشن.‬

00:18:14.440 --> 00:18:17.600
‫اونا ارزشش رو می‌دونن، به شرطی که‬
‫بتونن بخرن و بفروشنش.‬

00:18:17.640 --> 00:18:21.200
‫فقط از هنرمندان‬
‫خوششون نمیاد.‬

00:18:21.240 --> 00:18:24.640
‫و قطعاً نمی‌خوان باهاشون‬
‫فامیل بشن.‬

00:18:37.760 --> 00:18:40.360
‫واقعاً باید به فکر یک خواستگار‬
‫برای جون باشیم؟‬

00:18:40.400 --> 00:18:42.960
‫دختر عزیزم یک داراییه.‬

00:18:43.000 --> 00:18:45.200
‫که باید استراتژیک‬
‫به کار گرفته بشه.‬

00:18:46.440 --> 00:18:47.560
‫همون‌طور که من بودم...‬

00:18:48.720 --> 00:18:51.080
‫دستچین شدم تا تو رو برای حکومت‬
‫آماده کنم.‬

00:18:57.080 --> 00:18:59.080
‫ای کاش من از اون تیپ‌های حکومتی نبودم.‬

00:19:00.440 --> 00:19:01.960
‫تو هستی، عزیزم.‬

00:19:44.200 --> 00:19:47.200
‫می‌آی مامان؟‬
‫گفتی برامون کتاب می‌خونی.‬

00:19:47.240 --> 00:19:49.840
‫می‌آم، عزیزانم.‬
‫اجازه بدید این رو تموم کنم.‬

00:20:00.160 --> 00:20:04.680
‫باید به مادام گراس‬
‫در مون‌مارتر نامه بنویسی.‬

00:20:04.720 --> 00:20:06.480
‫امیدوارم اتاقی داشته باشه.‬

00:20:07.480 --> 00:20:12.640
‫بله، بابا، اما اولویت اولم‬
‫اینه که حالت دوباره خوب بشه.‬

00:20:12.680 --> 00:20:17.200
‫هرگز مصالحه نکن.‬
‫محکم به خواسته‌ت بچسب.‬

00:20:18.200 --> 00:20:20.120
‫تو وسایل لازم رو برای دنبال کردنش داری.‬

00:20:21.120 --> 00:20:22.560
‫توی وصیت‌نامه‌م...‬

00:20:25.600 --> 00:20:27.440
‫چرا داری این حرف‌ها رو می‌زنی؟‬

00:20:41.120 --> 00:20:42.920
‫برام جا بذار.‬

00:20:42.960 --> 00:20:46.000
‫فرانسس فراموش کرده کله‌پاچه سفارش بده،‬

00:20:46.040 --> 00:20:49.040
‫و من نمی‌تونم صبحانه رو‬
‫بدون کله‌پاچه تحمل کنم.‬

00:20:52.480 --> 00:20:53.840
‫اوم.‬

00:20:53.880 --> 00:20:57.800
‫سِر جیمی باکلند‬
‫چراغ‌های برقی تو خونش نصب کرده.‬

00:20:57.840 --> 00:20:59.240
‫حتماً داره پول پارو می‌کنه!‬

00:20:59.280 --> 00:21:02.840
‫فکر می‌کنم برادرت داره‬
‫برای خونه‌ی بغلی بهش فکر می‌کنه.‬

00:21:04.040 --> 00:21:05.520
‫بررسی کن، سومز.‬

00:21:05.560 --> 00:21:08.200
‫اگه اون قبل از ما نصبشون کنه،‬
‫من دیگه هیچی نیستم.‬

00:21:08.240 --> 00:21:09.760
‫کاملاً درسته. این خیلی ضروریه.‬

00:21:21.160 --> 00:21:22.560
‫خب، باید خیلی خوشحال باشی.‬

00:21:23.720 --> 00:21:26.360
‫وصیت‌نامه کاملاً‬
‫به نفع شما تنظیم شده.‬

00:21:27.480 --> 00:21:29.760
‫صرفاً برای پوشش دادن هزینه‌هام‬
‫تو پاریس.‬

00:21:30.840 --> 00:21:33.400
‫ولی سهم شما اجاره‌ی این خونه رو‬
‫کاملاً پوشش می‌ده.‬

00:21:34.880 --> 00:21:37.120
‫بدون هیچ تغییری‬
‫در سبک زندگی شما.‬

00:22:17.360 --> 00:22:19.600
‫تسلیت صمیمانه‌ی من.‬

00:22:20.680 --> 00:22:24.240
‫آگهی رو دیدم و مجبور شدم‬
‫برای ادای احترام بیام.‬

00:22:25.560 --> 00:22:27.280
‫خیلی لطف دارید.‬

00:22:39.040 --> 00:22:40.880
‫او صمیمی‌ترین دوست من بود.‬

00:22:42.640 --> 00:22:45.280
‫امیدوارم خانواده و دوستان‬
‫به کمک هم بشتابند.‬

00:22:46.320 --> 00:22:48.240
‫ناپدری‌ام تنها خانواده‌ی منه.‬

00:22:48.280 --> 00:22:49.680
‫اوه.‬

00:22:49.720 --> 00:22:51.880
‫آقای فورسایت!‬

00:22:56.640 --> 00:23:00.120
‫ما عزاداریم.‬
‫بعیده بتونیم هرگز سر پا بشیم.‬

00:23:00.160 --> 00:23:02.480
‫اگه کاری از دستم برمی‌آد...‬
‫بله، برمی‌آد.‬

00:23:02.520 --> 00:23:06.000
‫امور مالی همسرم... کاملاً گیج‌کننده است.‬

00:23:07.040 --> 00:23:10.160
‫هر کمکی که بتونی بکنی...‬
‫کاملاً در خدمت شما هستم.‬

00:23:15.960 --> 00:23:19.680
‫خب، کاری که من کردم اینه که‬
‫ظاهر یک کرست رو ساختم،‬

00:23:19.720 --> 00:23:21.240
‫اما بدون اون ساختارِ سفت.‬

00:23:21.280 --> 00:23:23.080
‫همه‌ی این‌ها رو از کجا یاد گرفتید؟‬

00:23:23.120 --> 00:23:26.480
‫من قبلاً خدمتکار یک خانم بودم‬
‫و باید لباس‌هاش رو تعمیر می‌کردم.‬

00:23:26.520 --> 00:23:28.000
‫بعد وقتی اومدم لندن،‬

00:23:28.040 --> 00:23:31.040
‫تعمیرات قبول می‌کردم‬
‫و به‌عنوان یه خیاط کارم رو شروع کردم.‬

00:23:31.080 --> 00:23:32.280
‫می‌آی مامان؟‬

00:23:32.320 --> 00:23:36.520
‫اوه، ام... ببخشید،‬
‫ما معمولاً این ساعت چای می‌خوریم.‬

00:23:36.560 --> 00:23:38.080
‫دوست دارید به ما ملحق بشید؟‬

00:23:38.120 --> 00:23:39.640
‫اوه، ام...‬

00:23:39.680 --> 00:23:41.960
‫بله، لطفاً. خیلی گرسنه‌م!‬

00:23:48.600 --> 00:23:50.480
‫اگه جای تو بودم، چی می‌شد.‬

00:23:50.520 --> 00:23:52.520
‫خیلی ساده‌ست.‬
‫متشکرم.‬

00:23:52.560 --> 00:23:54.440
‫روان.‬

00:23:54.480 --> 00:23:57.440
‫صادقانه بگم، نمی‌دونی‬
‫چقدر خوش‌شانسی.‬

00:24:06.600 --> 00:24:08.400
‫اینجا رو امضا کنید.‬

00:24:08.440 --> 00:24:10.240
‫و آیا فرصت کردید‬

00:24:10.280 --> 00:24:12.680
‫قراردادهای خرید بلک‌فرایرز رو‬
‫بررسی کنید؟‬

00:24:12.720 --> 00:24:14.760
‫یادم بنداز.‬
‫زمین مجاور رودخانه،‬

00:24:14.800 --> 00:24:17.360
‫که شرکت به قصد توسعه‬
‫اون رو خریداری کرده.‬

00:24:17.400 --> 00:24:20.840
‫اوه، بله، کارِ زیرکانه‌ایه.‬
‫جو می‌گه این کار تو بوده؟‬

00:24:20.880 --> 00:24:22.520
‫خب، نمی‌تونم تمام اعتبار رو به عهده بگیرم.‬

00:24:22.560 --> 00:24:23.600
‫شما به‌عنوان وکیل شرکت،‬

00:24:23.640 --> 00:24:25.600
‫قضاوتتون بسیار محترمه،‬
‫آقای کول.‬

00:24:33.080 --> 00:24:34.320
‫لطفاً با من بیایید.‬

00:24:34.360 --> 00:24:36.600
‫اوه. متشکرم.‬

00:24:48.360 --> 00:24:51.160
‫پس‌انداز، دارایی؟‬

00:24:51.200 --> 00:24:53.440
‫ثروت پدرم عمدتاً‬
‫در سهام بود.‬

00:24:53.480 --> 00:24:55.840
‫او بازنشسته شده بود‬
‫و با سود سهام زندگی می‌کرد.‬

00:24:55.880 --> 00:24:57.240
‫آه، بله.‬

00:24:58.400 --> 00:24:59.640
‫بله، می‌فهمم.‬

00:25:11.280 --> 00:25:13.240
‫ممکنه برای لحظه‌ای مرخصم کنید؟‬

00:25:20.760 --> 00:25:22.480
‫خبر جدیدی‬
‫در مورد قیمت سهام دورهام هست؟‬

00:25:22.520 --> 00:25:25.360
‫آه، بله، در واقع...‬

00:25:27.080 --> 00:25:29.000
‫تبریک می‌گم.‬

00:25:29.040 --> 00:25:30.600
‫موفق شدی.‬

00:25:31.680 --> 00:25:32.920
‫تو تمام سهام رو خالی کردی.‬

00:25:33.920 --> 00:25:35.240
‫پشت سر من رفتی،‬

00:25:35.280 --> 00:25:37.400
‫در حالی که می‌دونستی توافق کرده بودیم‬
‫تلاش کنیم شرکت رو نجات بدیم.‬

00:25:37.440 --> 00:25:39.480
‫من این رو بهترین اقدام‬
‫در نظر گرفتم.‬

00:25:39.520 --> 00:25:42.600
‫واقعاً؟ بدون اینکه وقتی برای نهایی کردن‬
‫بسته‌ی نجات باقی بذاری.‬

00:25:42.640 --> 00:25:44.520
‫پس شرکت سقوط کرده.‬

00:25:44.560 --> 00:25:45.560
‫بله، همین‌طوره.‬

00:25:45.600 --> 00:25:48.800
‫که می‌دونستی اتفاق می‌افته،‬
‫و باز هم این کار رو کردی،‬

00:25:48.840 --> 00:25:50.880
‫تمام عواقب رو نادیده گرفتی.‬

00:25:50.920 --> 00:25:54.200
‫عواقبش...‬
‫این بود که من موفق شدم‬

00:25:54.240 --> 00:25:56.520
‫از بخش عمده‌ی‬
‫موکل‌هامون محافظت کنم.‬

00:26:00.280 --> 00:26:03.040
‫وقت دارید که به چند تا قرارداد‬
‫نگاهی بیندازید؟‬

00:26:08.000 --> 00:26:15.000


00:26:20.720 --> 00:26:24.360
‫خب، می‌بینم که اکثریت‬
‫دارایی پروفسور هِرون‬

00:26:24.400 --> 00:26:26.880
‫در یک شرکت استخراج معدن سرمایه‌گذاری شده.‬

00:26:26.920 --> 00:26:30.080
‫شرکت استخراج معدن دورهام؟‬
‫بله.‬

00:26:36.200 --> 00:26:37.720
‫ورشکسته شد.‬

00:26:37.760 --> 00:26:38.880
‫کاملاً!‬

00:26:41.880 --> 00:26:44.040
‫پدرت چطور تونست‬
‫اجازه بده این اتفاق بیفته؟‬

00:26:44.080 --> 00:26:47.000
‫همون‌طور که آقای فورسایت توضیح داد،‬
‫سهام بالا و پایین می‌شه.‬

00:26:47.040 --> 00:26:48.160
‫تقصیر هیچ‌کس نیست.‬

00:26:48.200 --> 00:26:49.320
‫ولی ما چطور زندگی کنیم؟‬

00:26:49.360 --> 00:26:51.520
‫نمی‌تونیم مهمونی بگیریم، یا جایی دعوت بشیم...‬

00:26:51.560 --> 00:26:55.080
‫حتی خونه رو ترک کنیم‬
‫بدون اینکه آبرومون بره.‬

00:26:57.520 --> 00:26:59.160
‫و من نمی‌تونم برم پاریس.‬

00:27:29.000 --> 00:27:32.440
‫خب، بریم و ادای احترام هفتگی‌مون رو‬
‫به امپراتور انجام بدیم؟‬

00:27:32.480 --> 00:27:33.640
‫هوم.‬

00:27:33.680 --> 00:27:37.040
‫حاضرم ثروتم رو بدم تا وراجی‌های‬
‫برادرم رو تحمل نکنم.‬

00:27:37.080 --> 00:27:38.360
‫برای مادربزرگ لبخند می‌زنی؟‬

00:27:38.400 --> 00:27:39.400
‫هوم.‬

00:27:41.680 --> 00:27:44.040
‫داشتم فکر می‌کردم ماه بعد به بث برم.‬

00:27:44.080 --> 00:27:45.400
‫چه مسخره.‬

00:27:45.440 --> 00:27:48.480
‫اگه واقعاً منابع آب رو بشناسی،‬
‫هاروگیت خیلی بهتره.‬

00:27:48.520 --> 00:27:51.880
‫هوم. این...؟‬
‫مطمئنی این اولد ورچسترِ واقعیه؟‬

00:27:51.920 --> 00:27:55.000
‫فکر کنم سر برادرم کلاه رفته.‬

00:27:58.440 --> 00:28:00.520
‫کارترت‌ها و لاتی‌مرها‬
‫حضورشون رو تأیید کردن،‬

00:28:00.560 --> 00:28:03.040
‫اما به دلایلی، آرمسترانگ‌ها‬
‫عذرخواهی کردن.‬

00:28:03.080 --> 00:28:04.600
‫من می‌تونم چند دلیل بگم.‬

00:28:04.640 --> 00:28:07.600
‫چهار معدن، ۲ هزار شغل،‬
‫و یک خانواده در سوگ.‬

00:28:07.640 --> 00:28:08.680
‫لازمه دوباره به این بپردازیم؟‬

00:28:08.720 --> 00:28:12.600
‫آه، می‌دونم یادآوری‌اش‬
‫براتون ناخوشاینده.‬

00:28:12.640 --> 00:28:14.920
‫ما نمی‌تونیم احساساتی باشیم.‬

00:28:14.960 --> 00:28:16.560
‫آیا می‌تونیم انسان باشیم؟‬

00:28:38.040 --> 00:28:39.560
‫ما رو ببخشید.‬

00:28:47.000 --> 00:28:48.280
‫یک اختلاف نظر تو اداره.‬

00:28:48.320 --> 00:28:50.000
‫بله. داستان همیشگی.‬

00:28:50.040 --> 00:28:52.920
‫سومزِ عمل‌گرا،‬
‫جوِ عجول.‬

00:28:52.960 --> 00:28:54.480
‫خیلی ناشایست.‬

00:28:54.520 --> 00:28:57.560
‫مثال خیلی بدی‬
‫برای کارمندها می‌شه.‬

00:29:20.760 --> 00:29:22.280
‫هرگز یاد نمی‌گیری؟‬

00:29:23.280 --> 00:29:24.680
‫فکر نکنم.‬

00:29:44.520 --> 00:29:49.520
‫پسر عزیزم، دست خودش نیست،‬
‫خیلی بیشتر از حد معمول تکانشیه.‬

00:29:49.560 --> 00:29:51.640
‫برای شرکت،‬
‫یا کلاً برای دنیا؟‬

00:29:51.680 --> 00:29:52.800
‫برای هر دو.‬

00:29:52.840 --> 00:29:54.680
‫کار ما یک تجارت خونینه.‬

00:29:54.720 --> 00:29:58.520
‫و سومز، می‌بینی،‬
‫و جیمز، اونا سخت‌گیرن،‬

00:29:58.560 --> 00:30:00.000
‫در حالی که جو...‬

00:30:00.040 --> 00:30:02.040
‫از قلبش پیروی می‌کنه؟‬

00:30:02.080 --> 00:30:04.960
‫اما برای موفقیت واقعی،‬

00:30:05.000 --> 00:30:09.160
‫همانند ما،‬
‫باید سرد و بی‌احساس باشی.‬

00:30:09.200 --> 00:30:11.040
‫همون‌طور که من تمام عمرم بودم.‬

00:30:11.080 --> 00:30:14.440
‫و با این حال، اخیراً،‬
‫گاهی اوقات پشیمان شدم.‬

00:30:15.680 --> 00:30:16.960
‫خب...‬

00:30:18.480 --> 00:30:21.640
‫وقتی یک ثروت بزرگ‬
‫جمع کرده باشی، گفتنش آسونه.‬

00:30:23.440 --> 00:30:26.560
‫من معتقدم این پسر توانایی‬
‫تبدیل شدن به یک رهبر خوب رو داره.‬

00:30:27.760 --> 00:30:29.560
‫به محض اینکه کمی‬
‫به دست بیاره...‬

00:30:29.600 --> 00:30:30.880
‫بی‌رحمی؟‬

00:30:32.040 --> 00:30:33.040
‫بله.‬

00:30:33.080 --> 00:30:35.360
‫البته، من زیاد از تجارت‬
‫اطلاع ندارم،‬

00:30:35.400 --> 00:30:37.600
‫اما آیا ممکنه شرایطی‬
‫یا نیازی پیش بیاد‬

00:30:37.640 --> 00:30:41.360
‫که جولیون مجبور بشه قدم جلو بذاره...‬

00:30:42.960 --> 00:30:44.840
‫...آیا اون وقت ضرورت‬
‫به دست آوردن کمی‬

00:30:44.880 --> 00:30:46.800
‫سخت‌تر شدن رو نمی‌بینه؟‬

00:30:47.960 --> 00:30:49.400
‫بسیار محتمل است.‬

00:30:49.440 --> 00:30:52.480
‫در حالی که کاملاً‬
‫اصولش رو حفظ کنه.‬

00:30:54.480 --> 00:30:56.840
‫خب، اون شرایط چی می‌تونه باشه؟‬

00:31:18.920 --> 00:31:20.840
‫این همه...‬

00:31:20.880 --> 00:31:23.440
‫ولخرجی این جشن...‬

00:31:24.480 --> 00:31:27.560
‫...زندگی من، این مکان...‬

00:31:28.960 --> 00:31:31.680
‫خوشحالم که از مزایایی‬
‫که بهت داده شده آگاهی.‬

00:31:31.720 --> 00:31:33.600
‫ولی کاش فقیر بودیم.‬

00:31:33.640 --> 00:31:38.200
‫زندگی خیاطِ من در سوهو،‬
‫ساده‌ست.‬

00:31:38.240 --> 00:31:42.120
‫سخت کار می‌کنه،‬
‫هنرمنده، اما...‬

00:31:42.160 --> 00:31:43.720
‫به هیچ‌کس جوابگو نیست.‬

00:31:44.760 --> 00:31:50.200
‫نه محدودیتی، نه قانونی،‬
‫نه الزامی برای ازدواج خوب.‬

00:31:50.240 --> 00:31:52.240
‫خب، اصلاً هیچ الزامی‬
‫برای ازدواج نیست.‬

00:31:53.240 --> 00:31:55.720
‫واقعاً نیست؟ تو این خانواده؟‬

00:32:03.040 --> 00:32:04.440
‫مادربزرگ.‬

00:32:08.400 --> 00:32:11.600
‫عجیبه، چقدر شبیه توئه.‬

00:32:11.640 --> 00:32:14.480
‫و حتی متولد فورسایت‌ها هم نیست.‬

00:32:14.520 --> 00:32:17.440
‫پس، شاید هنوز بتونه فرار کنه.‬

00:32:17.480 --> 00:32:19.800
‫تو فرار می‌کنی؟‬

00:32:23.320 --> 00:32:24.800
‫روز عروسی‌ام،‬

00:32:24.840 --> 00:32:28.640
‫همین اتاق ایستاده بودم،‬
‫لبریز از امید،‬

00:32:28.680 --> 00:32:31.680
‫کل زندگی‌ام پیش روم بود.‬

00:32:31.720 --> 00:32:33.040
‫و بعدش چی؟‬

00:32:35.760 --> 00:32:37.640
‫من یک فورسایت شدم.‬

00:32:44.960 --> 00:32:47.120
‫تا زمانی که هیچی برای‬
‫نشستن نداشته باشیم، راضی نمی‌شی.‬

00:32:47.160 --> 00:32:48.880
‫خب، چه انتخابی داریم؟‬

00:32:48.920 --> 00:32:51.080
‫چه جور دیگه می‌خوای‬
‫آینده‌مون رو تضمین کنی؟‬

00:33:00.760 --> 00:33:04.840
‫راه‌های دیگه‌ای هست... که مستلزم‬
‫گدایی کردن ما نباشه.‬

00:33:04.880 --> 00:33:07.120
‫به خصوص وقتی‬
‫در اوج جوانی هستیم.‬

00:33:25.320 --> 00:33:27.520
‫قراری داشتیم؟‬

00:33:27.560 --> 00:33:30.640
‫من خبر نداشتم.‬
‫خدای من، اون...‬

00:33:31.680 --> 00:33:33.320
‫اون...‬

00:33:33.360 --> 00:33:35.360
‫آقای فورسایت.‬
‫اون ما رو دعوت کرده؟‬

00:33:52.800 --> 00:33:54.560
‫ها، آفرین!‬

00:34:12.560 --> 00:34:14.040
‫سلام؟‬

00:34:15.920 --> 00:34:16.920
‫این رو بگیر.‬

00:34:16.960 --> 00:34:17.960
‫ها!‬

00:34:20.600 --> 00:34:21.800
‫خانم هِرون.‬

00:34:22.960 --> 00:34:24.280
‫خانم هِرون.‬

00:34:25.920 --> 00:34:28.720
‫خیلی خوب شد که اومدید.‬
‫پولو، ورزش شگفت‌انگیزیه.‬

00:34:29.760 --> 00:34:30.880
‫من مدت‌هاست طرفدارشم.‬

00:34:30.920 --> 00:34:34.040
‫دوست دارم فعال بمونم.‬
‫پشت میز نشستن خفه‌کننده است.‬

00:34:34.080 --> 00:34:36.520
‫بله.‬
‫شما از ورزش لذت می‌برید، خانم هِرون؟‬

00:34:36.560 --> 00:34:38.400
‫تنیس و تیراندازی با کمان‬
‫مورد علاقه‌هام هستن.‬

00:34:38.440 --> 00:34:40.080
‫هوم.‬

00:34:40.120 --> 00:34:42.600
‫اجازه می‌دید چای تعارفتون کنم؟‬
‫چه لذت‌بخش.‬

00:34:48.480 --> 00:34:50.200
‫خب، امشب.‬

00:34:50.240 --> 00:34:51.800
‫چه ساعتی؟‬

00:34:53.040 --> 00:34:54.280
‫بسپارش به من.‬

00:34:55.400 --> 00:34:58.240
‫می‌دونم چطور همه‌چیز رو‬
‫برای حداکثر تأثیر زمان‌بندی کنم.‬

00:35:13.640 --> 00:35:14.880
‫خب...‬

00:35:16.280 --> 00:35:17.360
‫...به من نشون بده.‬

00:35:24.600 --> 00:35:28.520
‫می‌دونم وظیفه‌ی جوونی اینه که‬
‫بزرگترهاش رو عصبانی کنه،‬

00:35:28.560 --> 00:35:30.560
‫اما می‌تونی گاهی اوقات‬
‫در مقابل این انگیزه مقاومت کنی،‬

00:35:30.600 --> 00:35:33.560
‫و اجازه بدی کمی از داشتن‬
‫فرزندم لذت ببرم؟‬

00:35:33.600 --> 00:35:34.960
‫می‌تونی؟‬

00:35:36.480 --> 00:35:37.480
‫لذت می‌بری؟‬

00:35:37.520 --> 00:35:40.640
‫برخلاف چیزی که فکر می‌کنی، اغلب.‬

00:35:41.920 --> 00:35:43.880
‫و اگه به نظر می‌رسه دیکته می‌کنم،‬

00:35:43.920 --> 00:35:47.080
‫فقط به این دلیله که‬
‫من هم زمانی هم‌سن تو بودم،‬

00:35:47.120 --> 00:35:48.960
‫و فکر می‌کردم بهترین رو می‌دونم.‬

00:35:50.160 --> 00:35:51.640
‫و می‌دونستی؟‬

00:35:51.680 --> 00:35:53.320
‫نمی‌دونستم.‬

00:35:54.960 --> 00:35:56.360
‫پس، با من راه بیا.‬

00:35:57.560 --> 00:36:01.560
‫و اجازه بده گاهی اوقات‬
‫از تجربه‌هام بهت بگم.‬

00:36:03.680 --> 00:36:08.120
‫به شرطی که بهم اجازه بدی‬
‫اشتباهات خودم رو بکنم.‬

00:36:08.160 --> 00:36:09.840
‫تلاشم رو می‌کنم.‬

00:36:15.320 --> 00:36:17.160
‫و حالا می‌تونم ببینم؟‬

00:36:40.360 --> 00:36:43.600
‫اوه، نه، هانا. غیرممکنه.‬
‫مـ... من نمی‌تونم.‬

00:36:43.640 --> 00:36:46.520
‫یک درشکه همین‌جاست‬
‫و منتظره شما رو ببره.‬

00:37:26.080 --> 00:37:29.440
‫زمان می‌بره.‬
‫باید کل پنل رو عوض کنم.‬

00:37:29.480 --> 00:37:33.120
‫لطفاً هرچه سریع‌تر باشید.‬
‫مهمون‌ها به زودی می‌رسن.‬

00:37:43.320 --> 00:37:46.000
‫سِر استنلی و لیدی کارترت.‬

00:37:50.520 --> 00:37:54.720
‫خانم اولیویا و‬
‫هوراشیو کارترت محترم.‬

00:37:58.760 --> 00:38:01.600
‫آقای و خانم آیزاک کول.‬

00:38:05.960 --> 00:38:09.000
‫و برنامه‌های هوراشیو بعد از کمبریج چیه؟‬

00:38:09.040 --> 00:38:11.000
‫امیدوارم بیشتر اون رو‬
‫در لندن ببینیم.‬

00:38:11.040 --> 00:38:14.800
‫نوه‌م و خواهرش‬
‫برنامه‌ی خیلی شلوغی دارن،‬

00:38:14.840 --> 00:38:16.840
‫همون‌طور که مطمئنم شما متوجهید.‬

00:38:17.960 --> 00:38:21.000
‫آقای فورسایت.‬
‫اون می‌تونه زن خیلی خوبی برات باشه.‬

00:38:21.040 --> 00:38:22.680
‫موقعیت ما رو تا بی‌نهایت بالا می‌بره.‬

00:38:24.200 --> 00:38:26.520
‫نمی‌خوام اتفاق جون رو‬
‫تحت‌الشعاع قرار بدم،‬

00:38:26.560 --> 00:38:29.560
‫اما... من و خانم کول‬
‫خبری داریم.‬

00:38:30.600 --> 00:38:33.600
‫خاندان کول قراره وارثی‬
‫تولید کنه.‬

00:38:34.760 --> 00:38:36.400
‫این فوق‌العاده‌ست!‬

00:38:36.440 --> 00:38:38.440
‫توصیه‌ای دارید؟‬
‫در مورد پدر شدن؟‬

00:38:38.480 --> 00:38:40.480
‫فکر نمی‌کنم متخصص باشم.‬

00:38:40.520 --> 00:38:42.560
‫جون شاید مخالف باشه.‬

00:38:42.600 --> 00:38:45.120
‫آقا. خانم جون در راهه.‬

00:38:46.560 --> 00:38:48.000
‫اجازه می‌دید؟‬

00:39:13.840 --> 00:39:16.120
‫خانم جون فورسایت.‬

00:40:20.920 --> 00:40:24.560
‫خدای من، چقدر حوصله‌سربر بود.‬

00:40:26.160 --> 00:40:29.160
‫با من می‌رقصی؟‬
‫اوه، فکر نمی‌کنم اجازه داشته باشم.‬

00:40:29.200 --> 00:40:31.240
‫مادرت یک لیست کامل از‬
‫افراد مناسب رو ردیف کرده.‬

00:40:31.280 --> 00:40:33.760
‫خواهش می‌کنم! بیا.‬

00:41:33.880 --> 00:41:36.400
‫دوستان و خانواده‌ی عزیز من...‬

00:41:37.440 --> 00:41:40.920
‫...ما اینجا جمع شدیم‬
‫تا تولد جون عزیزمون رو جشن بگیریم.‬

00:41:43.800 --> 00:41:46.320
‫ورود او به جامعه‌ی بزرگسالان.‬

00:41:46.360 --> 00:41:50.400
‫چون زندگی چیست جز مجموعه‌ای‬
‫از ورودها و خروج‌ها؟‬

00:41:50.440 --> 00:41:53.760
‫همان‌طور که یکی قدم جلو می‌ذاره،‬
‫دیگری کنار می‌ایسته.‬

00:41:53.800 --> 00:41:56.400
‫به‌عنوان رئیس فورسایت و شرکا،‬

00:41:56.440 --> 00:42:01.480
‫من برای شکوه بیشترِ‬
‫امپراتوری کوچکمون، سخت کار کرده‌م.‬

00:42:01.520 --> 00:42:03.240
‫اما حالا دارم فکر می‌کنم،‬

00:42:03.280 --> 00:42:07.040
‫آیا زمان آن فرا نرسیده که اختیار را واگذار کنم؟‬

00:42:10.160 --> 00:42:11.400
‫به پسرم...‬

00:42:12.520 --> 00:42:13.720
‫...جو.‬

00:42:15.880 --> 00:42:17.440
‫این را حالا به شما می‌گویم‬

00:42:17.480 --> 00:42:20.120
‫نه برای پرت کردن حواس از این روزِ خاصِ شما،‬

00:42:20.160 --> 00:42:21.640
‫بلکه برای باشکوه‌تر کردنِ آن.‬

00:42:21.680 --> 00:42:24.720
‫اگر بخواهید، یک جشنِ مضاعف است.‬

00:42:24.760 --> 00:42:30.000
‫برای پسرم و نوه‌م که هر دو دارند جلو می‌آیند.‬

00:42:52.120 --> 00:42:54.840
‫خانم بِرن؟ خانم بِرن. یک لحظه.‬

00:42:54.880 --> 00:42:57.160
‫یک نفر هست که می‌خواهم با او آشنا شوید.‬

00:42:57.200 --> 00:42:58.520
‫پاپا.‬

00:42:58.560 --> 00:43:02.000
‫پاپا، اجازه می‌دهید دوستی جدید را به شما معرفی کنم،‬

00:43:02.040 --> 00:43:05.760
‫و بهترین و فوق‌العاده‌ترین خیاط، خانم لوییزا بِرن.‬

00:43:08.200 --> 00:43:10.200
‫اوه، من باید با پسرعموهایم صحبت کنم.‬

00:43:16.920 --> 00:43:18.840
‫اِ... من...‬

00:43:18.880 --> 00:43:21.680
‫امیدوارم جون از لباسش راضی باشد؟‬

00:43:23.080 --> 00:43:24.360
‫تو اینجا چه‌کار می‌کنی؟‬

00:43:25.960 --> 00:43:27.920
‫همسرت به مغازه من آمد.‬

00:43:29.160 --> 00:43:30.720
‫چند وقته...؟‬

00:43:30.760 --> 00:43:33.040
‫...در سوهو هستی؟ خیلی وقته.‬

00:43:34.600 --> 00:43:36.160
‫و شما ازدواج کرده‌اید؟‬

00:43:37.400 --> 00:43:38.800
‫بیوه هستم.‬

00:43:40.600 --> 00:43:41.800
‫از کی؟‬

00:43:42.840 --> 00:43:44.480
‫سال‌هاست.‬

00:43:48.000 --> 00:43:49.280
‫و فکر نکردی بهم بگی؟‬

00:43:54.080 --> 00:43:56.120
‫زندگی‌مان حالا خیلی فرق کرده.‬

00:43:57.200 --> 00:43:59.080
‫من... من باید برم.‬

00:44:12.880 --> 00:44:13.880
‫لوییزا!‬

00:44:16.600 --> 00:44:17.880
‫بعد از این‌که ونیز رو ترک کردم، تو...‬

00:44:19.200 --> 00:44:20.400
‫قول دادی نامه بدی.‬

00:44:20.440 --> 00:44:23.240
‫زمانِ سختی بود، ما در سفر بودیم.‬

00:44:24.320 --> 00:44:26.240
‫هیچ راهی برای پیدا کردنت نداشتم.‬

00:44:26.280 --> 00:44:28.560
‫هیچ‌چیز نمی‌توانست از این رابطه بیرون بیاید.‬

00:44:30.280 --> 00:44:33.200
‫من ندیمه بودم. شما وارث یک خاندان بودید.‬

00:44:35.080 --> 00:44:36.320
‫من دوستت داشتم.‬

00:44:39.080 --> 00:44:40.960
‫به شما اجازه نمی‌دادند که مرا دوست داشته باشید.‬

00:44:45.080 --> 00:44:46.360
‫باید بروم.‬

00:44:47.400 --> 00:44:49.040
‫خدا پشت و پناهت باشه، جو.‬

00:45:07.800 --> 00:45:09.960
‫تصمیمِ جالبیه.‬

00:45:10.000 --> 00:45:11.720
‫اما تو موافقی؟‬

00:45:11.760 --> 00:45:13.680
‫آماده‌ای؟‬

00:45:14.800 --> 00:45:16.080
‫او آمادگی داره؟‬

00:45:18.640 --> 00:45:20.520
‫برادرم هرگز به‌تنهایی به این کار تن نمی‌داد.‬

00:45:21.920 --> 00:45:23.120
‫کارِ همسرشه.‬

00:45:23.160 --> 00:45:25.040
‫و کلاه از سر به افتخارش برمی‌دارم.‬

00:45:26.120 --> 00:45:29.240
‫یک مرد اگر بخواهد به اوج برسه، به یک زن جاه‌طلب نیاز داره.‬

00:45:31.120 --> 00:45:32.640
‫البته تلاشی بیهوده بود.‬

00:45:32.680 --> 00:45:36.240
‫شرکت با مسئولیت اون نابود می‌شه.‬

00:45:36.280 --> 00:45:38.160
‫اون ابداً غریزه‌ی لازم برای موفقیت رو نداشته.‬

00:45:38.200 --> 00:45:39.360
‫مهم نیست.‬

00:45:39.400 --> 00:45:40.880
‫بقیه دارن.‬

00:45:52.040 --> 00:45:53.080
‫خب...‬

00:45:54.200 --> 00:45:56.120
‫...کوچک‌ترین خبری داشتی؟‬

00:45:59.200 --> 00:46:00.760
‫از اعلامیه‌ی پدرت؟‬

00:46:00.800 --> 00:46:02.800
‫اوه! آره.‬

00:46:04.640 --> 00:46:08.400
‫چه جنونی به سرش زده؟ هرگز نمی‌دونستم این‌قدر تکانشیه.‬

00:46:08.440 --> 00:46:11.520
‫آدم تعجب می‌کنه که در جوانی چطور آدمی بوده.‬

00:46:11.560 --> 00:46:13.480
‫باید تصور کنم یه جورایی وحشی بوده.‬

00:46:13.520 --> 00:46:15.160
‫چندان هم بی‌شباهت به خودت نیست.‬

00:46:15.200 --> 00:46:16.800
‫من؟‬

00:46:16.840 --> 00:46:20.440
‫خب، شایعه‌ها می‌گن، در سفر بزرگت،‬

00:46:20.480 --> 00:46:25.120
‫اروپا رو به آتش کشیدی و ردی از قلب‌های شکسته به‌جا گذاشتی.‬

00:46:25.160 --> 00:46:26.280
‫خب چرا که نه؟‬

00:46:27.880 --> 00:46:30.240
‫همه‌ی ما حق داریم دیوانگی‌های خودمون رو داشته باشیم.‬

00:46:34.440 --> 00:46:36.160
‫و بعد بزرگ می‌شیم.‬

00:46:39.480 --> 00:46:41.040
‫و بعد بزرگ می‌شیم.‬

00:47:17.880 --> 00:47:19.080
‫تکون نخور.‬

00:47:49.080 --> 00:47:51.080
‫برای تماس بی‌خبرم عذر می‌خواهم.‬

00:47:51.120 --> 00:47:54.280
‫متأسفم، نامادریم بیرون رفته. می‌توانم بگویم تماس گرفتید؟‬

00:47:54.320 --> 00:47:55.680
‫حتماً.‬

00:47:55.720 --> 00:47:57.600
‫جسارتم را ببخشید، اما...‬

00:47:57.640 --> 00:48:00.920
‫از زمانی که برای اولین بار شما و خانم هرون را دیدم،‬

00:48:00.960 --> 00:48:04.480
‫خب، حدس می‌زنم متوجه شده‌اید توجهم به کدام سمت جلب شده است.‬

00:48:06.480 --> 00:48:07.600
‫بله، متوجه شدم.‬

00:48:10.840 --> 00:48:13.320
‫و می‌توانم بگویم که...‬

00:48:14.560 --> 00:48:17.280
‫...نامادری‌ام زنِ تحسین‌برانگیزی است.‬

00:48:19.760 --> 00:48:21.400
‫نـ... نامادری شما؟‬

00:48:21.440 --> 00:48:23.120
‫بله.‬

00:48:25.520 --> 00:48:29.360
‫احساس می‌کنم شاید کمی سوءتفاهم شده.‬

00:48:29.400 --> 00:48:32.760
‫هرچند خانم هرون فردِ شایسته‌ای هستند،‬

00:48:32.800 --> 00:48:36.200
‫در حقیقت، انگیزه‌ی اصلی من برای این دیدار نیستند.‬

00:48:36.240 --> 00:48:37.720
‫اوه!‬

00:48:39.720 --> 00:48:44.800
‫دوشیزه هرون. می‌دانم که زندگی‌تان باید در آشفتگی باشد.‬

00:48:44.840 --> 00:48:48.240
‫فقدان پدرتان، مشکلات مالی‌تان.‬

00:48:49.240 --> 00:48:54.760
‫تنها چیزی که می‌خواهم این است که به عنوان یک دوست، یـ... یک همدم به من نگاه کنید.‬

00:48:54.800 --> 00:48:56.760
‫برای من؟ برای شما.‬

00:48:59.360 --> 00:49:00.600
‫این اجازه را می‌دهید؟‬

00:49:01.680 --> 00:49:05.800
‫داشتنِ یک دوست... بسیار خوشایند خواهد بود.‬

00:49:38.960 --> 00:49:42.200
‫و اگر درس‌هایت را خوب بخوانی،‬

00:49:42.240 --> 00:49:44.640
‫شاید وقتی دوختِ لباس دوشیزه کارترت را تمام کردم،‬

00:49:44.680 --> 00:49:48.400
‫بتوانیم به پارک برویم و بستنی بخوریم.‬

00:49:48.440 --> 00:49:49.560
‫اوه، لطفاً، اجازه می‌دهی؟‬

00:49:52.000 --> 00:49:54.000
‫اوه، حتماً لباس‌شوره.‬

00:49:54.040 --> 00:49:55.760
‫من باز می‌کنم. ممنونم هانا.‬

00:50:03.480 --> 00:50:05.640
‫مرا ببخشید، داشتم از این‌جا رد می‌شدم،‬

00:50:05.680 --> 00:50:08.440
‫و می‌خواستم از خانم بِرن تشکر کنم که دیشب اوضاع رو درست کرد.‬

00:50:08.480 --> 00:50:09.800
‫کاملاً درسته، خانم فُرسایت.‬

00:50:09.840 --> 00:50:10.920
‫اوه!‬

00:50:12.520 --> 00:50:13.920
‫باعث افتخاره.‬

00:50:17.320 --> 00:50:18.400
‫خب...‬

00:50:19.880 --> 00:50:23.000
‫...شما الان ده ساله که در لندن هستید.‬

00:50:23.040 --> 00:50:26.640
‫و قبل از آن؟ ایرلند، به عنوان ندیمه.‬

00:50:28.040 --> 00:50:29.120
‫و اروپا؟‬

00:50:30.440 --> 00:50:31.800
‫شما هیچ‌وقت سفر کردید؟‬

00:50:31.840 --> 00:50:33.840
‫شاید ایتالیا؟‬

00:50:33.880 --> 00:50:37.160
‫اِ، خب، من...‬

00:50:38.400 --> 00:50:39.920
‫مامان، به این عکس نگاه کن!‬

00:50:39.960 --> 00:50:41.160
‫آها!‬

00:50:41.200 --> 00:50:43.760
‫این اشخاص دوست‌داشتنی چه کسانی هستند؟‬

00:50:43.800 --> 00:50:45.320
‫من هالی‌ام. من جاس.‬

00:50:45.360 --> 00:50:46.440
‫ما دوقلو هستیم.‬

00:50:46.480 --> 00:50:48.480
‫اما من بزرگ‌ترم.‬

00:50:48.520 --> 00:50:50.440
‫فقط یکم! و قدبلندترم.‬

00:50:50.480 --> 00:50:52.320
‫واسه هیچ‌کس مهم نیست!‬

00:50:52.360 --> 00:50:55.080
‫جاس؟ آیا این...؟‬

00:50:55.120 --> 00:50:57.320
‫این چیزیه که مامان صدام می‌کنه.‬

00:50:57.360 --> 00:50:59.720
‫هرچند اسم اصلیم جولین‌ئه.‬

00:51:09.760 --> 00:51:11.280
‫خب، از آشنایی با هر دوی شما خوشحالم.‬

00:51:15.400 --> 00:51:17.320
‫و یک بار دیگر بابت دیشب متشکرم.‬

00:51:19.200 --> 00:51:21.080
‫معلوم شد شبِ بسیار مهمی بوده.‬

00:51:22.000 --> 00:51:42.000
  جديدترين اخبار فيلم و سريال در کانال تلگرام و پیج اینستاگرام :
  .:: @MiraMovie1 ::.
  .:: @myZedMovie ::.