﻿WEBVTT

00:00:05.000 --> 00:00:16.000
<b><c.color00abfd> دانلود فیلم و سریال با زیرنویس چسبیده
  ..:: MiraMovie.Top ::..</c></b>
  <b><c.colorFFC947> ..:: MyZed.Top ::..</c></b>

00:00:17.000 --> 00:00:19.906
« پایگاه نیروی هوایی ایلسون، آلاسکا »

00:00:26.060 --> 00:00:28.150
‫برج مراقبت، نوامبر ۲۰۷ صحبت می‌کنه

00:00:28.150 --> 00:00:31.000
‫آماده‌ یادداشت قواعد پرواز ابزاری به
‫فرودگاه دالس واشنگتن هستم

00:00:31.000 --> 00:00:33.320
‫یو‌اِس‌ام ۲۰۷، از بخش مجوز پرواز صحبت می‌کنم

00:00:33.320 --> 00:00:36.480
‫مجوز پروازبه دالس واشنگتن صادر شد.
‫در امتداد باند پرواز کن

00:00:38.463 --> 00:00:45.463
  جديدترين اخبار فيلم و سريال در کانال تلگرام و پیج اینستاگرام :
  .:: @MiraMovie1 ::.
  .:: @myZedMovie ::.

00:00:46.487 --> 00:00:49.487
  جديدترين اخبار فيلم و سريال در کانال تلگرام و پیج اینستاگرام :
  .:: @MiraMovie1 ::.
  .:: @myZedMovie ::.

00:02:46.910 --> 00:02:48.500
‫لعنتی. این دیگه چی بود؟

00:02:53.630 --> 00:02:55.590
‫کمک! کمک!

00:02:55.590 --> 00:02:58.200
‫آتش‌سوزی در موتور ‫هواپیمای نوامبر ۲۰۷

00:02:58.224 --> 00:03:00.420
‫مسیر فوری برای فرود رو می‌خوام

00:03:19.820 --> 00:03:22.490
‫من رو از اینجا ببرید!

00:03:46.390 --> 00:03:47.810
‫- سلام رفیق
‫- سلام

00:03:48.520 --> 00:03:51.480
‫- چی شده؟ خوابت نبرد؟
‫- آره

00:03:52.270 --> 00:03:53.350
‫نتونستیم ببینیمش

00:03:53.840 --> 00:03:56.800
‫خب...

00:03:56.800 --> 00:03:58.980
‫شفق‌های قطب شمال که جایی نمیرن

00:03:58.980 --> 00:04:01.820
‫این‌طوری بهونه‌مون هم جور شد تا
‫سال بعد دوباره برگردیم

00:04:01.820 --> 00:04:03.060
‫آره

00:04:05.870 --> 00:04:06.870
‫بابا

00:04:10.580 --> 00:04:12.370
‫بدو. بدو. بدو!

00:04:16.210 --> 00:04:21.210
‫♪ Righteous Brothers - Unchained Melody ♪

00:04:27.850 --> 00:04:30.430
‫فشار هوا داره کم میشه،
‫باید ارتفاع رو کم کنیم

00:04:35.440 --> 00:04:38.150
‫فشار در حال متعادل شدنـه.
‫سرعت پرواز ثابتـه

00:06:14.620 --> 00:06:15.950
‫دو هزار پا فاصله داریم

00:06:15.950 --> 00:06:19.020
‫داریم سقوط می‌کنیم،
‫آماده‌ی برخورد باشید

00:07:01.045 --> 00:07:04.058
« آخرین مرز »

00:07:04.082 --> 00:07:06.435
‫« فربنکس، آلاسکا »

00:07:09.502 --> 00:07:11.428
‫« از شمال به‌سوی آینده »
‫« آلاسکا »

00:07:11.453 --> 00:07:16.453
‫♪ Willie Nelson - Blue Skies ♪

00:07:29.990 --> 00:07:31.740
‫- صبح‌ به‌خیر باب
‫- صبح‌ به‌خیر فرانک

00:07:32.240 --> 00:07:35.220
‫خسته نباشی

00:08:05.020 --> 00:08:07.190
‫پشمام

00:08:10.360 --> 00:08:11.360
‫عزیزم

00:08:11.800 --> 00:08:14.900
‫نظرت چیه امروز دوتایی واسه ناهار
‫بریم رستوران چاودر هاوس

00:08:14.900 --> 00:08:16.740
‫از خدامـه اما امروز دو تا شیفت دارم

00:08:16.740 --> 00:08:18.870
‫راستی، زیرشلواریت رو پیدا کردم

00:08:18.870 --> 00:08:20.620
‫خب می‌تونم برات ناهار بیارم

00:08:21.210 --> 00:08:23.790
‫تو لباس‌‌هایی بود که دیشب بهت گفتم
‫خشک‌شون کنی

00:08:23.790 --> 00:08:25.860
‫زود باش لوک. دیرت شده

00:08:26.170 --> 00:08:28.380
‫میشه ساعت خاموشی امشب ۱۲ و نیم باشه؟

00:08:28.380 --> 00:08:30.910
‫- خودت که می‌دونی بعد از نیمه‌شب...
‫- هیچ اتفاق خوبی نمیفته

00:08:30.910 --> 00:08:33.760
‫می‌دونم اما بازی «بازگشت به خانه»ست و
‫همه بعدش میرن دِوونز

00:08:33.760 --> 00:08:36.560
‫- نمی‌خوام فقط من باشم که نمیرم
‫- بد هم نمیگه

00:08:36.890 --> 00:08:40.850
‫اگه بابات مشکلی نداشته باشه، مشکلی نیست.
‫اما یه دقیقه هم دیر نمی‌کنی، خب؟

00:08:40.850 --> 00:08:42.890
‫برو دیگه، زود باش. دیرت شده

00:08:43.440 --> 00:08:45.310
‫پس ناهار کلاً کنسلـه؟

00:08:46.680 --> 00:08:48.260
‫حالا چرا گیر دادی به ناهار؟

00:08:48.260 --> 00:08:51.760
‫بعدشم، چرا نیشت بازه؟
‫داری سکته می‌کنی؟

00:08:57.440 --> 00:08:59.040
‫کلبه رو خریدیم

00:08:59.910 --> 00:09:01.500
‫پیشنهادمون رو قبول کردن

00:09:01.500 --> 00:09:03.660
‫وای خدا. خدایا

00:09:03.660 --> 00:09:05.290
‫کِی زنگ زد؟

00:09:05.290 --> 00:09:07.380
‫زنگ نزد. امروز صبح بهم پیام داد

00:09:07.380 --> 00:09:09.340
‫واقعاً تصمیم‌مون قطعیـه؟

00:09:09.340 --> 00:09:11.260
‫خب لابد قسمت بوده دیگه

00:09:11.260 --> 00:09:13.740
‫دقیقاً چطوری قراره پولش رو بدیم؟

00:09:13.740 --> 00:09:15.840
‫هی، هی، هی

00:09:16.600 --> 00:09:18.320
‫وانتم رو می‌فروشم

00:09:18.320 --> 00:09:20.180
‫با دست راست و تخم چپم

00:09:21.520 --> 00:09:22.640
‫دست بردار

00:09:22.640 --> 00:09:25.850
‫تام هم می‌خواد سر ناهار
‫درمورد همین قضیه حرف بزنه

00:09:25.850 --> 00:09:27.080
‫باشه

00:09:27.080 --> 00:09:28.650
‫اون‌وقت کارت چی میشه؟

00:09:28.650 --> 00:09:32.190
‫- کارم چی میشه؟
‫- خب این حسابی حواست رو پرت می‌کنه

00:09:32.190 --> 00:09:36.040
‫خب، تا اونجایی که من یادم میاد،
‫صدا از سنگ بلند شده اما از این شهر نه

00:09:36.530 --> 00:09:39.530
‫نمیشه که تا ابد این کار رو بکنم.
‫دیگه سنی ازم گذشته

00:09:39.530 --> 00:09:41.370
‫باید کم کم به فکر آینده باشم

00:09:43.410 --> 00:09:44.870
‫مارشال‌ها عین خونواده‌تن

00:09:44.870 --> 00:09:46.080
‫قرار هم نیست که نباشن

00:09:46.080 --> 00:09:47.880
‫یه شبه که اتفاق نمی‌افته اما...

00:09:50.250 --> 00:09:52.050
‫گفتم زمان مناسبیـه

00:09:52.050 --> 00:09:53.630
‫لوک بهتر شده

00:09:53.630 --> 00:09:55.720
‫چندین ماهه دیگه کابوس ندیده

00:09:56.300 --> 00:09:58.680
‫من و تو هم که یه رابطه‌ی مطمئن داریم، پس...

00:10:00.140 --> 00:10:01.760
‫- آره
‫- نوبت توئـه

00:10:03.770 --> 00:10:05.140
‫جدی میگی؟

00:10:05.140 --> 00:10:08.400
‫از زمان دبیرستان همش درمورد داشتن
‫یه مهمون‌خونه حرف می‌زدی

00:10:08.400 --> 00:10:09.860
‫بیخیال دیگه

00:10:09.860 --> 00:10:11.480
‫جدی میگم؟

00:10:11.480 --> 00:10:14.320
‫خواسته‌ی توئـه. خواسته‌ی خودمونـه.
‫خواسته‌ی منـه

00:10:15.860 --> 00:10:18.360
‫آره

00:10:19.410 --> 00:10:21.660
‫- آره. آره
‫- ازم راضی هستی؟

00:10:21.660 --> 00:10:23.980
‫- آره، ازت راضی‌ام
‫- ازم راضی‌ای؟

00:10:25.550 --> 00:10:28.955
‫« به فربکنس خوش آمدید »
‫« قلب طلایی آلاسکا »

00:10:28.980 --> 00:10:33.980
♪ Tony Joe White -
I've Got a Thing About You Baby ♪

00:10:35.880 --> 00:10:37.840
‫خیلی خب

00:10:37.840 --> 00:10:41.600
‫شیرینی موردعلاقت رو خریدم،‌ گنده‌بک.
‫دونات «لانگ جان» مغزدار با روکش

00:10:41.880 --> 00:10:44.930
‫دیگه اون کاستاردهای مزخرف کافیـه

00:10:44.930 --> 00:10:47.350
‫- بعضیا امروز خیلی شنگولن
‫- صبح‌ به‌خیر، جین

00:10:47.350 --> 00:10:48.480
‫کمرت چطوره؟

00:10:48.480 --> 00:10:50.850
‫تعریفی نداره اما ممنون که یادم انداختی

00:10:50.850 --> 00:10:53.400
تا من رژیم مایعات گرفتم
تو دونات آوردی

00:10:53.400 --> 00:10:55.030
‫اَنی نمی‌فهمه. زود باش

00:10:55.030 --> 00:10:56.900
‫اَنی همه‌چی رو می‌فهمه

00:10:56.900 --> 00:10:59.400
‫- یه شکلاتیش رو واسم کنار گذاشتی؟
‫- آره

00:10:59.400 --> 00:11:01.110
‫شماها اینجا چی‌کار می‌‌کنید؟

00:11:01.110 --> 00:11:03.410
‫خب، من و نورا یاد گرفتیم
‫لِی‌لِی بازی کنیم

00:11:03.410 --> 00:11:06.080
‫برای همین یه سنگ مخصوص برای
‫تمرین واسم درست کرده

00:11:06.080 --> 00:11:07.290
‫- اوه
‫- نه بابا؟

00:11:07.290 --> 00:11:09.830
‫مامانی هم داشت از خوشحالی بال می‌زد و
‫دیوونه می‌شد،

00:11:09.830 --> 00:11:11.670
‫واسه همین گفتیم یه قهوه‌ای بگیریم و

00:11:11.670 --> 00:11:14.130
‫سنگ مخصوص بابایی رو سر کارش بهش بدیم

00:11:14.620 --> 00:11:17.130
‫خیلی قشنگـه، خودت رنگش کردی؟

00:11:17.710 --> 00:11:19.930
‫بابایی عاشق لِی‌لِی بازی کردنـه

00:11:19.930 --> 00:11:21.720
‫آره، می‌دونی بابایی دیگه عاشق چیه؟

00:11:22.300 --> 00:11:23.680
‫دونات

00:11:23.680 --> 00:11:25.390
‫- نه
‫- چرا. عاشق‌ دوناتـه

00:11:25.390 --> 00:11:28.560
‫بابایی دونات نمی‌خواد چون اگه بابایی
‫۱ کیلو دیگه وزن کم کنه

00:11:28.560 --> 00:11:32.060
‫مامانی یه سورپرایز توی اتاق خواب براش داره

00:11:32.060 --> 00:11:33.440
‫بگو «خدافظ بابایی»

00:11:33.440 --> 00:11:35.070
‫خدافظ بابایی. دوستت دارم

00:11:35.070 --> 00:11:36.190
‫خدافظ

00:11:36.190 --> 00:11:37.320
‫خدافظ دخترا

00:11:37.940 --> 00:11:40.780
‫- الو؟ سلام تام
‫- سنگم رو بده بهم

00:11:40.780 --> 00:11:42.660
‫- بله
‫- بیا. بذارش کنار

00:11:43.240 --> 00:11:44.580
‫فرانک

00:11:44.580 --> 00:11:45.910
‫صبح به‌خیر فرانک

00:11:45.910 --> 00:11:47.040
‫- صبح به‌خیر هاچ
‫- کجا؟

00:11:47.040 --> 00:11:49.000
‫کیف‌پولت رو هم با اون دونات‌ها آوردی؟

00:11:49.000 --> 00:11:51.080
‫- چطور مگه؟
‫- ۲۰‌ دلار بهم بدهکاری

00:11:51.080 --> 00:11:54.080
‫- پشمام. تو دادگاه حاضر نشد؟
‫- نه‌خیر

00:11:54.080 --> 00:11:56.130
‫فرانک، فرمانده آتش‌نشانی بود

00:11:56.130 --> 00:11:58.460
‫گفته سمت شمال دود راه افتاده اما دید ندارن

00:11:58.460 --> 00:12:01.500
‫گفت اگه میشه با هلی‌کوپتر برید و
‫یه نگاهی بندازید

00:12:01.880 --> 00:12:03.360
‫بریم ببینیم چه خبره

00:12:13.520 --> 00:12:15.020
‫لِی‌لِی؟ خدایی؟

00:12:15.810 --> 00:12:18.040
‫تو کارتون «سسمی استریت» دیدم

00:12:18.320 --> 00:12:20.440
‫راستش دانی، حتی اگه ۱ کیلو هم کم نکنی،

00:12:20.440 --> 00:12:22.450
‫همیشه آقای اسنافی من می‌مونی

00:12:25.370 --> 00:12:26.450
‫لعنتی

00:12:26.450 --> 00:12:28.540
‫- اون...
‫- هی فرِد

00:12:28.540 --> 00:12:30.730
‫یه جای نزدیک بهش فرود بیا

00:14:19.650 --> 00:14:21.690
‫- زنده‌ست!
‫- کمین کردن

00:14:21.690 --> 00:14:22.690
‫هان؟

00:14:23.780 --> 00:14:25.280
‫- هان؟
‫- کمین کردن

00:14:26.860 --> 00:14:28.990
‫هلی‌کوپتر رو جایی نبر!

00:14:28.990 --> 00:14:31.660
‫- یالا، بلندش کن! بلندش کن!
‫- یالا!

00:14:31.660 --> 00:14:33.660
‫بریم! بریم!

00:15:15.790 --> 00:15:17.120
‫از جات تکون نخور!

00:15:20.290 --> 00:15:21.920
‫بهش شلیک کن!

00:15:24.340 --> 00:15:25.550
‫بندازش زمین!

00:15:38.310 --> 00:15:40.440
‫یالا هاچ. باید برش گردونیم به هلی‌کوپتر

00:15:40.440 --> 00:15:41.600
‫- یالا دانی
‫- بریم

00:15:46.860 --> 00:15:48.490
‫- یالا، بلند شو دانی
‫- بلند شو

00:15:48.490 --> 00:15:51.240
‫دانی، بلند شو!
‫یالا، بلندش کن!

00:15:53.240 --> 00:15:54.410
‫برید عقب!

00:15:55.370 --> 00:15:57.660
‫یالا، پاشو

00:15:57.660 --> 00:15:58.660
‫برید عقب!

00:15:58.660 --> 00:16:00.660
‫برید عقب. برید عقب

00:16:52.420 --> 00:16:54.510
‫چیزی نمی‌بینم!

00:17:06.730 --> 00:17:08.310
‫بلند شو دیگه. یالا

00:17:08.310 --> 00:17:10.030
‫باید برگردیم هلی‌کوپتر!
‫زود باش!

00:17:10.030 --> 00:17:13.030
‫زود باش! برو تو هلی‌کوپتر!
‫بجنب!

00:17:14.200 --> 00:17:16.200
‫- بریم، بریم، بریم!
‫- بجنبید، بجنبید!

00:17:18.240 --> 00:17:21.660
‫برو تو هلی‌کوپتر!
‫برو تو هلی‌‌کوپتر کوفتی!

00:17:21.660 --> 00:17:23.500
‫یالا فرِد. زود باش بریم

00:17:24.120 --> 00:17:25.620
‫بریم! بریم!

00:17:25.620 --> 00:17:28.790
‫حالت خوبـه دان؟ بریم!
‫زودتر راه بیفت

00:17:32.970 --> 00:17:34.050
‫بریم! بجنب

00:17:58.000 --> 00:18:00.846
« ستاد مرکزی سیا »
« لانگلی، ویرجینیا »

00:18:16.930 --> 00:18:18.090
‫اتواتر سقوط کرده

00:18:20.050 --> 00:18:22.010
‫- کِی این اتفاق افتاده؟
‫- کمتر از یه ساعت پیش

00:18:22.010 --> 00:18:23.970
‫- سامانه ارتباطات و دیتالینک‌ها چی؟
‫- هیچ‌کدوم پاسخی ندادن

00:18:23.970 --> 00:18:26.230
‫خوبـه، ببین «دفتر ملی شناسایی» چیا می‌دونه

00:18:26.230 --> 00:18:29.100
‫تعداد کشته‌ها که مشخص شد،
‫به نوری میگم یه تیم تشکیل بده...

00:18:29.100 --> 00:18:31.440
‫فکر کنم متوجه نشدید.
‫عملیات همچنان برقراره

00:18:31.440 --> 00:18:32.650
‫گفتی هواپیما سقوط کرده

00:18:32.650 --> 00:18:34.740
‫ارتباط تا لحظه‌ی برخورد برقرار بود

00:18:34.740 --> 00:18:36.490
‫بنا به دلایلی مطمئنیم بازمانده داریم

00:18:36.490 --> 00:18:39.820
‫- گندش بزنن. پس لو رفتیم
‫- «اداره هوانوردی فدرال» هنوز بی‌خبره

00:18:39.820 --> 00:18:41.490
‫باید اسکافیلد رو بیاری

00:18:41.490 --> 00:18:43.040
‫خیلی خب، اصلاً فکر خوبی نیست

00:18:43.040 --> 00:18:45.000
‫ما دیگه پامون رو فراتر از قانون گذاشتیم

00:18:45.000 --> 00:18:47.960
‫اسکافیلد باهوشـه و نفوذ داره

00:18:47.960 --> 00:18:49.460
‫اصلاً خودش هَولاک رو ساخته

00:18:49.460 --> 00:18:51.660
‫تا جایی که من می‌دونم،
‫این گندکاری خودشـه

00:18:51.660 --> 00:18:54.131
‫پس میری و اون رو از
هر سوراخ موشی که هست

00:18:54.155 --> 00:18:56.505
‫بیرون می‌کشی و میاریش اینجا

00:18:56.530 --> 00:19:01.530
♪ Irma Thomas -
I Haven't Got Time to Cry ♪

00:19:45.310 --> 00:19:47.350
‫خاله سیدنی، اومدی!

00:19:47.350 --> 00:19:49.180
‫معلومـه که اومدم

00:19:49.180 --> 00:19:52.100
‫واقعاً فکر کردی بزرگ‌ترین جشن تولد سال رو
‫از دست میدم؟

00:19:52.100 --> 00:19:54.570
‫- کیک کو پس؟
‫- تای از پله‌ها افتاد و لبش پاره شد

00:19:54.570 --> 00:19:57.150
‫- باید بیای ببینی
‫- امکان نداره!

00:19:57.150 --> 00:19:58.940
‫واسش ماهی آوردی؟

00:19:58.940 --> 00:20:00.320
‫من هم از دیدنت خوشحال شدم آجی

00:20:00.320 --> 00:20:03.070
‫زوئی و باباش برای کمک به
حیوانات داوطلب شدن

00:20:03.070 --> 00:20:07.020
‫واسه چی براش یه ماهی غیربومی آوردی که
‫از طبیعت دزدیده شده؟

00:20:07.580 --> 00:20:08.750
‫فقط یه ماهیـه دیگه

00:20:09.330 --> 00:20:11.000
‫سه، چهار، پنج،‌ شروع!

00:20:12.290 --> 00:20:13.790
‫چه خبر از پرونده؟

00:20:14.840 --> 00:20:16.840
‫می‌دونی که نباید درمورد کارم حرف بزنم

00:20:16.840 --> 00:20:19.670
‫نیتن گفته می‌خوان بفرستنت
‫پیش بازرس کل

00:20:19.670 --> 00:20:20.760
‫کی این رو بهش گفته؟

00:20:20.760 --> 00:20:24.390
‫گفته اگه متهم بشی،
‫ممکنه به جرم خیانت بیفتی زندان

00:20:27.560 --> 00:20:31.140
‫یک، دو، سه، چهار، پنج...

00:20:35.610 --> 00:20:36.770
‫مأمور اسکافیلد؟

00:20:37.400 --> 00:20:38.415
‫شاید

00:20:38.440 --> 00:20:40.278
‫خانم، باید باهامون بیاید

00:20:40.303 --> 00:20:42.143
‫درمورد پروتکل اتواتره

00:20:44.613 --> 00:20:48.479
« سازمان اطلاعات مرکزی »
« ایالات متحده آمریکا »

00:20:54.226 --> 00:20:58.966
‫« به یاد کارکنان سازمان اطلاعات مرکزی‌ که
‫جان خود را در راه خدمت به کشور از دست دادند »

00:20:59.760 --> 00:21:01.720
‫پدرت مرد خوبی بود سید

00:21:03.090 --> 00:21:04.510
‫ما هم دلتنگشیم

00:21:09.560 --> 00:21:10.970
‫با می چی‌کار داشتی؟

00:21:10.970 --> 00:21:13.296
خارج از خاباروفسک،

00:21:13.320 --> 00:21:16.165
تو بیست کیلومتریِ ‫شمال مرز چین گرفتیمش

00:21:16.190 --> 00:21:19.610
‫دولت همه‌چی رو مخفی نگه داشت تا
‫تیم‌های ما آماده شن

00:21:19.610 --> 00:21:21.896
‫ما با هواپیما بردیمش به
‫یه پایگاه توی آلاسکا،

00:21:21.921 --> 00:21:24.280
بعد هم بردیمش به یه ترابری مخفی

00:21:24.280 --> 00:21:26.160
‫اینجا بود که اوضاع قمر در عقرب شد

00:21:26.680 --> 00:21:28.490
‫قرار بود این یه مأموریت مخفی باشه

00:21:28.490 --> 00:21:32.370
‫سازمان تشخیص داد که انتقال «ساما»
‫بهترین پوشش رو فراهم می‌کنه

00:21:32.370 --> 00:21:34.870
‫نه مارشال‌ها و نه خلبان‌ها
از جزئیات مأموریت باخبر نبودن

00:21:34.870 --> 00:21:38.170
‫مسیر انتقال زندانی‌ها رو به آلاسکا
کج کردید تا ‫هولاک رو سوار کنید؟

00:21:38.170 --> 00:21:39.340
‫اون یه خطر سطح چهار بود

00:21:39.340 --> 00:21:41.840
‫حتی سرگروهبان یکم نیروی هوایی هم
هنوز بی‌خبره

00:21:41.840 --> 00:21:46.010
‫مشکل اینـه که هواپیما ساعت ۷ صبح
‫از رادار ناپدید شده

00:21:46.010 --> 00:21:48.510
‫تصاویر ماهواره‌ای نشون میدن بازمانده داشتیم

00:21:48.510 --> 00:21:51.220
‫که یعنی هولاک هنوز زنده‌ست

00:21:51.810 --> 00:21:53.790
‫انگار به مشکل برخوردید

00:21:54.230 --> 00:21:55.730
‫این مشکل همه‌مونـه سیدنی

00:21:55.730 --> 00:21:57.980
‫نه، اشتباه می‌کنی.
‫تو انداختیم بیرون

00:21:57.980 --> 00:22:00.070
‫خب، الان هم نیاز دارم که برگردی

00:22:11.240 --> 00:22:12.580
‫یالا!

00:22:27.720 --> 00:22:29.180
‫یالا، یالا، یالا

00:22:30.300 --> 00:22:32.390
‫همه بیان اینجا

00:22:32.390 --> 00:22:34.600
‫تو ۳‌ کیلومتر جنوب اینجا
‫یه هواپیما سقوط کرده

00:22:34.600 --> 00:22:35.890
‫هواپیمای ترابریـه

00:22:35.890 --> 00:22:39.100
‫دوموتوره‌ست، پس احتمالاً اون‌قدری بزرگـه که
‫صدتا زندانی رو جا بده

00:22:39.100 --> 00:22:41.150
‫- منظورت از «زندانی» چیـه؟
‫- هواپیمای «ساما»ئـه

00:22:41.150 --> 00:22:43.190
‫سامانه انتقال مجرمین و اتباع غیرقانونی

00:22:43.190 --> 00:22:46.240
‫برای جابجایی زندانی‌ها به کل کشور برای
‫حضور تو دادگاه‌‌ها استفاده می‌شده

00:22:46.240 --> 00:22:47.700
‫یعنی با خلاف‌کارها طرفیم؟

00:22:47.700 --> 00:22:49.740
.برو بالاتر
‫اینا زندانی‌های فدرالن

00:22:49.740 --> 00:22:53.990
‫خارجی، داخلی، مرد، زن، مسلح، خشن و خطرناک

00:22:53.990 --> 00:22:57.210
‫فرض رو بر این بذارید که برای بعضی‌هاشون،
‫تنها فرصتِ آزادیـه

00:22:57.210 --> 00:23:00.000
‫حالا هر دقیقه‌ای که بگذره،
‫مشکلات‌مون چند برابر میشن

00:23:00.000 --> 00:23:02.210
‫اولین کاری که باید انجام بدیم
‫اینـه که دره رو مسدود کنیم

00:23:02.210 --> 00:23:04.240
‫دو طرف استیس رو ببندید

00:23:04.240 --> 00:23:05.590
‫یه مرکز فرماندهی می‌خوایم

00:23:05.590 --> 00:23:08.229
‫یه جایی که آب و برق و فضای کافی برای
‫انتقال هوایی داشته باشه

00:23:08.254 --> 00:23:10.815
‫- اردوگاه رودخانه یوکان تو بزرگراه ۱۱
‫- نه، خیلی دوره، دیگه چی هست؟

00:23:10.840 --> 00:23:13.400
‫کارخونه سیمان قدیمی امپایر چطوره؟
‫۱۰ کیلومتر فاصله داره

00:23:13.400 --> 00:23:15.140
‫- میریم همون‌جا. خیلی خب
‫- باشه

00:23:15.140 --> 00:23:16.770
‫یکی هم بیمارستان رو خبر کنه

00:23:16.770 --> 00:23:18.520
‫بگید پروتکل اضطراری رو آغاز کنن

00:23:18.520 --> 00:23:19.690
‫خیلی خب، بهشون بگید...

00:23:20.230 --> 00:23:23.070
‫بهشون بگید یه سونامی دردسر تو راهـه

00:23:34.580 --> 00:23:37.450
‫به گمونم ‫باید قرار ناهار با
فرانک رو بندازی عقب

00:23:37.450 --> 00:23:38.790
‫چرا؟ مگه چی شده؟

00:23:38.790 --> 00:23:39.920
‫یه حادثه‌ای رخ داده

00:23:39.920 --> 00:23:42.040
‫انگار داشتن زندانی‌ها رو جابجا می‌کردن

00:23:42.040 --> 00:23:44.000
‫دکتر لین گفته باید تریاژ رو شروع کنیم

00:23:44.000 --> 00:23:47.020
‫انگار می‌گفت باید طبقه سوم رو قرنطینه کنیم

00:23:55.720 --> 00:23:59.060
‫فرانک، حالت خوبـه؟ قضیه چیه؟
‫میگن یه حادثه اتفاق افتاده

00:23:59.060 --> 00:24:00.310
‫یه هواپیمای ساما سقوط کرده

00:24:00.310 --> 00:24:02.540
‫دانی زخمی شده.
‫منتظر هلی‌کوپتر پزشکی‌ایم

00:24:02.540 --> 00:24:04.200
‫- منظورت چیه که زخمی شده؟
‫- گوشی

00:24:04.200 --> 00:24:06.280
‫فهرست مسافرها رو از دفترت آوردم

00:24:06.280 --> 00:24:07.900
‫من عکس لازم دارم.
‫بیخیال، عکس می‌خوام

00:24:07.900 --> 00:24:10.650
‫به ستاد مرکزی بگو پرونده‌های نزدیکان و
‫سوءپیشینه‌هاشون رو بفرسته

00:24:10.650 --> 00:24:12.080
‫باید مُرده‌ها رو شناسایی کنم

00:24:12.080 --> 00:24:13.320
‫- باشه
‫- عکس لازم دارم

00:24:13.320 --> 00:24:16.660
‫- فرانک، جون به لب شدم. چی شده؟
‫- دانی چاقو خورده

00:24:16.660 --> 00:24:19.830
‫واسه همین یکی باید به اَنی بگه.
‫به زودی میاد پیش‌تون

00:24:19.830 --> 00:24:21.870
‫باشه. خودت چی؟ حالت خوبـه؟

00:24:22.880 --> 00:24:24.460
‫لوک که تو خطر نیست؟

00:24:24.460 --> 00:24:26.340
‫جای لوک امنـه. مدرسه‌ست.
‫من هم خوبم

00:24:26.340 --> 00:24:28.170
‫فقط کاش زیرشلواریم رو پوشیده بودم

00:24:29.590 --> 00:24:32.130
‫ببین عزیزم، من باید برم.
‫هر وقت تونستم زنگ می‌زنم

00:24:32.130 --> 00:24:33.760
‫- فرانک؟
‫- بله

00:24:33.760 --> 00:24:35.628
‫مراقب باش، خب؟

00:24:35.653 --> 00:24:37.970
‫منتظر بمون تا گروه نجات برسه

00:24:37.970 --> 00:24:40.100
‫عزیزم، ما خودمون گروه نجاتیم

00:24:41.690 --> 00:24:45.150
‫نایب‌سرپرست آلاسکا، فرانک رمنیکـه

00:24:45.150 --> 00:24:48.360
‫تا جای ممکن چیزی بهش نمیگی اما
‫به حرفاش بها بده

00:24:48.360 --> 00:24:49.940
‫ما اونجا اختیار قانونی نداریم

00:24:49.940 --> 00:24:52.150
‫این گاوچرون، نگهبان دروازه‌ست

00:24:52.400 --> 00:24:53.610
‫چطوری باید برخورد کنیم؟

00:24:53.610 --> 00:24:57.330
‫طرف کدخدای آلاسکای دور‌افتاده‌ست و
‫بچه‌ی همون‌جاست

00:24:57.330 --> 00:25:00.290
‫شیش سال توی شیکاگو
‫عضو گروهِ ویژه‌ی مجرمان فراری بوده اما

00:25:00.290 --> 00:25:02.410
‫نتونست شهر رو تحمل کنه

00:25:02.410 --> 00:25:04.670
‫دوباره منتقل شد به این یخ‌دونی و

00:25:04.670 --> 00:25:08.750
‫از اون‌موقع تا حالا، تو این پنج‌ سال،
‫دو بار مجبور به شلیک اسلحه‌ی سازمانیش شده

00:25:08.750 --> 00:25:10.540
‫تو دوران مسئولیتش هیچ‌کسی کشته نشده

00:25:10.540 --> 00:25:12.300
‫دفعه اولـه با چنین موقعیتی روبرو میشه

00:25:12.300 --> 00:25:14.020
‫پس به خودش هم شک می‌کنه

00:25:14.550 --> 00:25:16.180
‫از نقطه‌‌ضعف‌شون استفاده کن

00:25:16.760 --> 00:25:19.430
‫بهش بفهمون که به کمکت نیاز داره

00:25:20.440 --> 00:25:21.770
‫پس باهاش رفیق بشم، فهمیدم

00:25:21.770 --> 00:25:23.640
‫پرستارهام توی اداره کیان؟

00:25:24.140 --> 00:25:27.190
‫دوتا چندتا مأمور از انکوریج، بولتون و شاو

00:25:27.190 --> 00:25:28.400
توجیه شدن

00:25:28.400 --> 00:25:30.650
‫- اونجا منتظرتن
‫- پشت خطـه

00:25:32.030 --> 00:25:34.570
‫یادت باشه، به فرانک نیاز داریم

00:25:34.570 --> 00:25:36.643
‫اگه مارشال‌‌ها مانع‌مون بشن،

00:25:36.668 --> 00:25:39.636
همه‌مون به خاک سیاه می‌شینیم

00:25:46.580 --> 00:25:48.290
‫آقای رمنیک، سیدنی اسکافیلد هستم

00:25:48.290 --> 00:25:50.880
‫دفتر انکوریج حتماً بهتون گفتن که
‫منتظر تماس من باشید

00:25:50.880 --> 00:25:53.260
‫بله. فقط به طور واضح نگفتن که
‫واسه کی کار می‌کنید

00:25:53.260 --> 00:25:55.010
‫درک می‌کنم. یکم پیچیده‌ست

00:25:55.010 --> 00:25:57.260
‫من برای تیم‌های ویژه‌ی چندتا سازمان
کار می‌کنم

00:25:57.260 --> 00:25:58.640
‫منظورت سازمان‌های مخفیـه؟

00:25:58.640 --> 00:26:00.260
‫تلاشم اینـه که اطلاعات غیرمحرمانه

00:26:00.260 --> 00:26:01.680
‫از اتفاقات رو بهتون بگم

00:26:01.680 --> 00:26:03.640
‫هواپیماهای ساما مال مارشال‌هاست،
‫نه سیا

00:26:03.640 --> 00:26:06.650
‫نمی‌تونم رو خط غیر امن درموردش حرف بزنم اما
‫می‌‌تونم بگم که

00:26:06.650 --> 00:26:08.860
‫دارم میام پیش‌تون تا قضیه رو
‫براتون توجیه کنم و

00:26:08.860 --> 00:26:10.480
‫منابعی رو در اختیارتون بذارم

00:26:10.480 --> 00:26:13.360
‫تا اون‌موقع باید هر جوری شده که
‫محوطه رو امن کنید

00:26:13.360 --> 00:26:14.650
‫از پسش بر میاید؟

00:26:14.650 --> 00:26:16.410
‫خانم اسکافیلد، اینجا آلاسکاست

00:26:16.410 --> 00:26:17.940
‫محوطه‌ای وجود نداره

00:26:27.479 --> 00:26:30.199
‫« به فربکنس خوش آمدید »
‫« شهر قلب طلایی »

00:26:32.769 --> 00:26:35.876
« تو راهی؟ »

00:26:38.960 --> 00:26:40.720
‫- سلام!
‫- سلام!

00:26:40.720 --> 00:26:41.930
‫هی، کاپشنت رو آوردی؟

00:26:41.930 --> 00:26:44.060
‫تو کمدمـه. مگه چی‌‌کار قراره بکنیم؟

00:26:44.060 --> 00:26:45.750
‫می‌خوایم گردهمایی رو بپیچونیم

00:26:46.140 --> 00:26:47.140
‫چرا؟

00:26:48.770 --> 00:26:50.610
‫سورپرایزه، خب؟ زود باش

00:26:56.570 --> 00:26:58.070
‫صبح به‌خیر، هاسکی‌ها

00:26:58.070 --> 00:27:00.910
‫مدیر کنیگی هستم و ‫باید موضوع مهمی رو
به اطلاع‌تون برسونم

00:27:00.910 --> 00:27:04.040
‫بهم گفته شده که نیروی انتظامی
‫در حال رسیدگی به یه ناآرامی

00:27:04.040 --> 00:27:05.620
‫در حوالی این منطقه هست و

00:27:05.620 --> 00:27:08.670
‫افسر مارکس از گشت ایالیتی آلاسکا

00:27:08.670 --> 00:27:11.020
‫اومدن اینجا تا وضعیت رو شرح بدن

00:27:12.090 --> 00:27:13.710
‫با تشکر از مدیر کنیگی

00:27:14.640 --> 00:27:16.540
‫همون‌طور که گفته شد...

00:27:16.540 --> 00:27:19.540
‫در حال رسیدگی به معضلی در یوکان فلتس هستیم

00:27:21.180 --> 00:27:25.373
‫در حال حاضر شما جاتون اینجا امنـه اما
‫محض احتیاط،

00:27:25.970 --> 00:27:29.270
‫مدرسه رو در وضعیت قرنطینه‌ی خفیفی
قرار میدیم

00:27:25.994 --> 00:27:27.694 line:20%
« مامان »

00:27:29.270 --> 00:27:32.480
‫و متأسفانه یعنی بازی امشب
‫در برابر تیم «نورث استار» و

00:27:32.480 --> 00:27:36.360
‫مراسم رقص بازگشت به خانه‌ی فرداشب
‫ناچاراً به تاریخ دیگه‌ای موکول میشه

00:27:37.280 --> 00:27:38.360
‫زنده‌باد هاسکی‌ها

00:27:45.240 --> 00:27:48.160
‫مارشال گرنجر، من زندگیم رو مدیون شمام

00:27:48.160 --> 00:27:51.790
‫فرانک رمنیک هستم، نایب‌سرپرست.
‫حال‌تون چطوره؟

00:27:51.790 --> 00:27:54.130
‫بقیه رو پیدا کردید؟
‫نباید ول‌شون کنیم

00:27:55.090 --> 00:27:56.920
‫سه تا مارشال مُردن

00:27:56.920 --> 00:27:58.550
‫به همراه یه خلبان

00:27:58.550 --> 00:27:59.970
‫هجده نفر دیگه مفقود شدن

00:27:59.970 --> 00:28:01.470
‫خیلی خب، یعنی میگید مُردن؟

00:28:01.470 --> 00:28:03.510
‫هوا منفی ۹ درجه‌ست پس اوضاع جالب نیست

00:28:03.510 --> 00:28:05.560
‫ول، میشه یه لحظه تنهامون بذاری؟

00:28:05.560 --> 00:28:06.880
‫ممنون

00:28:09.170 --> 00:28:11.480
‫شما با هلی‌کوپتر پزشکی به
‫فربنکس منتقل میشید

00:28:11.480 --> 00:28:12.560
‫درستـه

00:28:12.560 --> 00:28:15.770
‫اما قبل این که برید،
‫باید بدونم اون بالا چه اتفاقی افتاده

00:28:15.770 --> 00:28:18.150
‫یکی از زندانی‌ها فرار کرد و
‫هواپیما رو دست‌کاری کرد

00:28:18.150 --> 00:28:19.210
‫کدوم‌شون؟

00:28:19.610 --> 00:28:22.610
‫نمی‌دونم. مسیرمون منحرف شد.
‫بدون هماهنگی بود

00:28:22.610 --> 00:28:23.530
‫به کجا منحرف شد؟

00:28:23.530 --> 00:28:25.660
‫- فکر کنم یه پایگاه هوایی بود...
‫- پایگاه هوایی؟ کجا؟

00:28:25.660 --> 00:28:27.660
‫- وسط ناکجا آباد
‫- با ساحل غربی چقدر فاصله داشت؟

00:28:27.660 --> 00:28:29.160
‫- نمی‌دونم
‫- باشه، اشکالی نداره

00:28:29.160 --> 00:28:31.250
‫فقط بگو چی دیدی؟

00:28:33.880 --> 00:28:35.880
‫سرش رو پوشونده بودن

00:28:35.880 --> 00:28:37.060
‫تو غل و زنجیر بود

00:28:38.880 --> 00:28:40.470
‫بهش می‌گفتن «هولاک»

00:28:43.340 --> 00:28:46.020
‫می‌گفتن یه زندانی با اولویت بالا و
غیررسمیـه

00:28:46.350 --> 00:28:47.600
و همین‌طوری سوارش کردید؟

00:28:47.600 --> 00:28:48.670
‫نه

00:28:49.040 --> 00:28:50.770
‫نذاشتیمش پیش بقیه.
‫گذاشتیمش عقب

00:28:50.770 --> 00:28:53.310
‫- با اجازه‌ی کی...
‫- محکم بستیمش. کاری که هیچ‌وقت نمی‌‌کنیم

00:28:53.310 --> 00:28:55.150
‫بر خلاف مقررات محافظ از زندانیـه

00:28:55.980 --> 00:28:58.400
‫اما این یارو انگار یه چیزهایی می‌دونست

00:28:58.940 --> 00:28:59.990
‫چی می‌دونست؟

00:29:00.860 --> 00:29:02.950
‫که عمراً بتونیم جلوش رو بگیریم

00:29:03.280 --> 00:29:06.200
‫این یارو از بقیه باهوش‌تر بود

00:29:06.200 --> 00:29:08.910
‫می‌دونست که هر موقع پاش به زمین برسه،

00:29:08.910 --> 00:29:11.040
‫قراره آزاد بشه

00:29:13.210 --> 00:29:16.540
‫- فرانک. هلی‌کوپتر پزشکی رسید
‫- باشه، یه لحظه صبر کنید

00:29:18.170 --> 00:29:19.820
‫فقط محض اطمینان می‌پرسم،

00:29:20.020 --> 00:29:22.880
‫یعنی میگید هواپیمای سامای شما
‫خارج از برنامه فرود اومده،

00:29:22.880 --> 00:29:25.050
‫یه مجرمی که جزو مسافرین نبوده و

00:29:25.050 --> 00:29:27.470
‫ما اجازه‌ش رو نداده بودیم رو سوار کرده و

00:29:27.470 --> 00:29:29.640
‫- هیشکی هم هیچی نپرسیده؟
‫- آره. آره

00:29:30.220 --> 00:29:31.780
‫فرانک، باید راه بیفتن

00:29:35.310 --> 00:29:36.900
‫مطمئن باش

00:29:36.900 --> 00:29:38.690
‫این یارو هواپیما رو سرنگون کرده

00:29:45.660 --> 00:29:47.530
‫این چی می‌گفت؟

00:29:47.530 --> 00:29:48.660
‫نمی‌دونم

00:29:50.080 --> 00:29:52.580
‫یکی رو بفرست پیشش تا ازش اظهارنامه بگیره

00:29:53.120 --> 00:29:54.210
‫حال دانی چطوره؟

00:29:55.580 --> 00:29:56.920
‫هی

00:29:56.920 --> 00:29:58.710
‫شنیدم خون‌ریزیت مهار شده

00:29:59.750 --> 00:30:01.260
‫امروز شانس آوردی

00:30:01.260 --> 00:30:03.920
‫شنیدم جفت‌مون شانس آوردیم.
‫مبارک باشه

00:30:05.010 --> 00:30:06.590
‫به‌خاطر کلبه‌ت میگم

00:30:06.590 --> 00:30:08.440
‫تام دیشب موقع پوکر بازی کردن گفت

00:30:08.970 --> 00:30:10.310
‫مبارک تو و سارا باشه

00:30:10.890 --> 00:30:13.480
به چیزی رسیدی که آرزوی هر مارشالیـه

00:30:13.480 --> 00:30:14.480
‫چه چیزی؟

00:30:15.140 --> 00:30:16.520
‫زنده موندن؟

00:30:16.520 --> 00:30:18.610
‫این که آخر سر با زنت برگردی خونه‌ت؟

00:30:18.610 --> 00:30:20.270
‫مراقب خودت باش

00:30:20.270 --> 00:30:22.040
‫دیگه چیزی تا خونه نمونده

00:30:38.000 --> 00:30:45.000


00:30:47.050 --> 00:30:49.720
‫خیلی خب. گوش کنید.
‫قراره گرو‌ه‌هایی از خارج شهر بیان

00:30:49.720 --> 00:30:52.470
‫ورودتون به سرزمین «تانانای پایینی» رو
‫خوش‌آمد میگم،

00:30:52.470 --> 00:30:55.060
‫جایی که به اسم «فربنکس نورت استار بورو» هم
‫شناخته میشه

00:30:55.060 --> 00:30:57.480
‫با جامعه‌ی ما محترمانه برخورد کنید تا
‫احترام متقابل ببینید

00:30:57.480 --> 00:31:00.230
‫من و مارشال رمنیک این گزارش رو
‫آماده کردیم اما بدونید که

00:31:00.230 --> 00:31:02.940
اطلاعات به‌صورت آنی به دست‌مون می‌رسن

00:31:02.940 --> 00:31:05.620
‫تصاویر بازداشتی‌ها و پرونده‌ها
‫هنوز از سازمان زندان‌ها نرسیدن،

00:31:05.620 --> 00:31:07.700
‫به محض این که رسیدن،
‫به شما تحویل میدیم

00:31:07.700 --> 00:31:11.620
‫چیزی که ما می‌دونیم اینـه که
‫۵۲ زندانی سوار این هواپیما بودن،

00:31:11.620 --> 00:31:13.790
‫۲۳ نفرشون مُردن، ۱۱ نفرشون دستگیر شدن

00:31:13.790 --> 00:31:16.500
‫که یعنی ۱۸ تا زندانی گم شدن یا...

00:31:16.500 --> 00:31:17.960
‫متواری‌اند

00:31:17.960 --> 00:31:20.130
‫خیلی خب، به‌زودی اطلاعات بیشتر می‌رسه

00:31:20.130 --> 00:31:21.210
‫پس با هم در ارتباط باشید و

00:31:21.210 --> 00:31:24.170
‫اطلاعات رو با همدیگه به اشتراک بذارید اما
‫باید دست بجنبونیم رفقا

00:31:24.170 --> 00:31:25.670
‫هر روز روشنایی هشت دقیقه کم‌تر میشه

00:31:25.670 --> 00:31:28.050
‫اگه الان پیداشون نکنیم،
‫می‌خوریم به تاریکی

00:31:28.050 --> 00:31:30.220
‫خیلی خب، ممنونم

00:31:32.423 --> 00:31:33.430
‫آقای رمنیک؟

00:31:33.430 --> 00:31:34.430
‫بله

00:31:34.430 --> 00:31:37.310
‫با تلفن صحبت کردیم.
‫من سیدنی اسکافیلد هستم

00:31:37.310 --> 00:31:38.600
‫من هم فرانکم

00:31:38.600 --> 00:31:39.850
‫آقای رمنیک پدرم هستن

00:31:39.850 --> 00:31:41.360
‫خیلی خب، فرانک

00:31:41.360 --> 00:31:43.690
‫درمورد این وضعیت چه اطلاعاتی دارید؟

00:31:43.690 --> 00:31:46.740
‫به محض پیدا کردن جعبه سیاه،
‫به اطلاعات بیشتری می‌رسیم اما فعلاً...

00:31:46.740 --> 00:31:51.080
‫می‌دونیم که هواپیما به خاطر یه عملیات مخفیانه
‫با دخالت یه عامل غیردولتی، تغییر مسیر داده

00:31:51.080 --> 00:31:52.280
‫فقط همین رو می‌تونی بگی؟

00:31:52.280 --> 00:31:55.290
‫تیم من در حال تهیه‌ی یه گزارشـه که
‫تا یه ساعت دیگه به دستت می‌رسه

00:31:55.290 --> 00:31:58.830
‫فعلاً وزارت دادگستری فشار آورده که
‫آمار همه‌ی مسافرین،

00:31:58.830 --> 00:32:01.040
‫چه مُرده، چه بازداشتی و
چه گم‌شده رو در بیاریم

00:32:01.040 --> 00:32:02.210
‫خب این کار شدنیـه اما

00:32:02.210 --> 00:32:05.590
‫چیزی که نمی‌فهمم اینـه که چرا سیا
‫از هواپیمای ساما استفاده کرده؟

00:32:05.590 --> 00:32:07.780
‫- این محرمانه‌ست اما تو گزارش آورده میشه
‫- منطقی نیست

00:32:07.780 --> 00:32:09.960
‫تمامی جابجایی‌ها تحت نظارت مارشال‌ها
‫انجام میشن،

00:32:09.960 --> 00:32:12.360
‫با این‌حال هیچ اطلاعاتی از
‫این عملیات به ما داده نشده

00:32:12.360 --> 00:32:14.010
‫- می‌دونم سؤالات زیادی داری...
‫- بله

00:32:14.010 --> 00:32:15.880
‫...و تلاش من اینـه به همه‌شون جواب بدم اما

00:32:15.880 --> 00:32:18.540
‫در حال حاضر با چندین سازمان سر و کار داریم

00:32:18.540 --> 00:32:20.360
‫بنابراین اوضاع درهم برهمـه

00:32:22.280 --> 00:32:24.020
‫این‌ها همه‌ی کساییـن که پیدا کردی؟

00:32:24.020 --> 00:32:25.020
فعلاً آره

00:32:26.150 --> 00:32:29.000
‫بقایای هواپیما ۱.۵ کیلومتری دورتره،
‫شاید هم بیشتر

00:32:30.280 --> 00:32:31.910
‫عجب کلاهی داره

00:32:36.880 --> 00:32:38.660
‫تو خودت خلبانی فرانک

00:32:38.660 --> 00:32:40.160
‫بقایای هواپیما رو دیدی

00:32:40.160 --> 00:32:43.130
‫این تصادفـه یا یه کاسه‌ای زیر نیم‌کاسه‌ست؟

00:32:43.130 --> 00:32:44.460
‫یه کاسه‌ای زیر نیم‌‌کاسه‌ست

00:32:44.460 --> 00:32:47.000
‫آخه تا این‌جای شمال اومدن،
‫یعنی کجا می‌خواستن برن؟

00:32:51.550 --> 00:32:52.930
‫این یکی خفه شده

00:32:53.280 --> 00:32:56.050
‫خون‌مردگی داره.
‫استخون لامیش شکستـه

00:32:56.640 --> 00:32:58.770
‫باید با زندانی‌های بازداشت شده حرف بزنم

00:32:58.770 --> 00:33:01.100
‫خب، فکر می‌کنی کار هولاک بوده؟

00:33:01.890 --> 00:33:02.940
‫چی گفتی؟

00:33:04.690 --> 00:33:06.730
‫مگه دنبال همین یارو هولاک نیستی؟

00:33:06.730 --> 00:33:08.150
‫تو این اسم رو از کجا شنیدی؟

00:33:08.880 --> 00:33:11.550
‫یه مارشال از حادثه جون سالم به در برده

00:33:11.550 --> 00:33:13.450
‫هولاک رو از پایگاه هوایی سوارش کردید دیگه؟

00:33:13.450 --> 00:33:14.660
‫باید اون مارشال رو ببینم

00:33:14.660 --> 00:33:17.490
‫اونا نباید مسیر پرواز رو تغییر می‌دادن.
‫اجازه‌ نداشتن

00:33:17.490 --> 00:33:20.080
‫- تمام جزئیات این مأموریت...
‫- توی گزارش گفته میشه. یه بار گفتی

00:33:20.080 --> 00:33:23.750
‫ببین، من دارم چندتا سؤال سطحی می‌پرسم و
‫تو داری پرت و پلا میگی

00:33:24.480 --> 00:33:25.790
‫تو پایگاه صحبت می‌کنیم

00:33:25.790 --> 00:33:27.920
‫بیا درمورد اون دوستم که
‫نزدیک بود صبح بمیره و

00:33:27.920 --> 00:33:29.880
‫الان راهی بیمارستان شده حرف بزنیم

00:33:29.880 --> 00:33:31.010
‫زن و بچه‌ی کوچیک داره

00:33:31.010 --> 00:33:35.550
‫لطفاً درک کن که من اجازه‌ی قانونی
‫برای صحبت درمورد جزئیات این مأموریت...

00:33:35.550 --> 00:33:37.930
‫لازم نیست سر من رو شیره بمالی، خب؟

00:33:37.930 --> 00:33:40.060
‫مشخصـه که قضیه چیه

00:33:40.060 --> 00:33:42.980
‫من دنبال ۱۸ تا زندانی‌‌ام،
‫سیا دنبال یکی

00:33:43.480 --> 00:33:45.850
‫خیلی چیزها اینجا هست که متوجهش نمیشم اما

00:33:45.850 --> 00:33:48.820
‫یه چیزی رو خوب می‌دونم.
‫اینجا رو می‌شناسم

00:33:48.820 --> 00:33:50.570
‫اینجا جای بی‌رحمیـه

00:33:50.570 --> 00:33:53.060
‫حتی اگه بلایای طبیعی یا
‫حیوون‌ها دخلت رو نیارن،

00:33:53.060 --> 00:33:55.700
‫مطمئن باش که ۱۸ ساعت تاریکی
این کار رو می‌کنه

00:33:56.450 --> 00:33:58.040
‫مردم اینجا با بقیه فرق دارن

00:33:58.040 --> 00:34:01.120
‫خیلی‌ها گوشی ندارن.
‫بیشترشون تفنگ دارن

00:34:01.120 --> 00:34:03.690
‫من هم سوگند خوردم که ازشون محافظت کنم

00:34:03.910 --> 00:34:06.170
‫به این سوگند تا پای جون وفادارم

00:34:06.170 --> 00:34:07.920
‫می‌خوام یه چیزی رو روشن کنم

00:34:07.920 --> 00:34:09.500
‫اگه این رازی که مخفی کردی

00:34:09.500 --> 00:34:12.340
‫نسبت به جون و امنیت مردم اینجا
برات مهم‌تر باشه،

00:34:12.340 --> 00:34:14.090
‫به مشکل می‌خوریم

00:34:14.090 --> 00:34:15.590
‫- آقای رمنیک...
‫- اون پدرمـه

00:34:16.090 --> 00:34:17.300
‫درستـه

00:34:17.300 --> 00:34:19.260
‫فرانک

00:34:19.260 --> 00:34:20.510
‫راستش رو میگم فرانک

00:34:21.100 --> 00:34:22.850
‫خودم دلم نمی‌خواد اینجا باشم و

00:34:22.850 --> 00:34:25.980
‫حال و حوصله‌ی محافظت از کسایی که
‫فرستادنم اینجا رو هم ندارم

00:34:25.980 --> 00:34:28.980
‫پس بگو چی می‌خوای بدونی؟

00:34:30.900 --> 00:34:32.190
‫بیا با هولاک شروع کنیم

00:34:33.730 --> 00:34:34.820
‫سه سال پیش،

00:34:34.820 --> 00:34:38.620
‫شایعاتی پخش شد که یه جاسوس
‫تو عمیق‌ترین لایه‌های سیا،

00:34:38.620 --> 00:34:41.950
‫یه مرتد ایدئولوژی شروع به
فروش اسرار کرده،

00:34:42.540 --> 00:34:44.200
‫نه برای پولش،

00:34:44.200 --> 00:34:49.630
‫بلکه در راستای براندازی و
‫نابودی دولت آمریکا

00:34:49.630 --> 00:34:51.630
‫اطلاعاتش این‌قدر زیاد و مخرب بود که

00:34:51.630 --> 00:34:56.670
‫وزارت دادگستری یه گروه ویژه‌ی چندسازمانی
‫برای پیدا کردنش تشکیل داد اما

00:34:56.670 --> 00:35:00.470
‫حقیقت ماجرا اینـه که
اون خائن اصلاً خطری نداره

00:35:00.470 --> 00:35:03.390
‫اون یه مترسکـه که سیا به عنوان بخشی از

00:35:03.390 --> 00:35:06.640
‫عملیات مخفیانه‌ش به اسم «پروتکل اتواتر»
‫عَلم کرده

00:35:06.640 --> 00:35:09.888
‫سازمان چندتا از این مرتدها رو
راهی جامعه کرد تا ‫

00:35:09.913 --> 00:35:11.110
اطلاعات درز بدن تا

00:35:11.110 --> 00:35:14.673
‫دشمن‌هاش رو بکشه بیرون و
‫از بین‌شون ببره

00:35:14.990 --> 00:35:17.700
‫یکی از اون‌ها لیوای تیلور هارتمن بود

00:35:17.700 --> 00:35:19.460
‫با اسم رمزِِ...

00:35:19.460 --> 00:35:20.870
‫هولاک

00:35:20.870 --> 00:35:23.950
‫به من مأموریت دادن که
اون نابغه رو مسلح کنم و

00:35:23.950 --> 00:35:26.160
‫پروژه رو احیا کنم

00:35:26.160 --> 00:35:31.460
‫من به هولاک کار با اسلحه،
‫زبان و سلاخی یاد دادم

00:35:31.460 --> 00:35:33.210
‫تو دو سال اخیر،

00:35:33.210 --> 00:35:36.010
‫هولاک این اطلاعات رو طعمه کرده تا

00:35:36.010 --> 00:35:39.930
‫اهداف‌مون توی اروپا و خاور دور رو
‫به دام بندازه و نابودشون کنه

00:35:39.955 --> 00:35:42.451
‫همه‌چیز تا ماه پیش داشت عالی پیش می‌رفت

00:35:42.476 --> 00:35:44.310
تا این که ‫اون افسانه رنگ واقعیت گرفت

00:35:44.310 --> 00:35:45.720
‫هولاک غیبش زد

00:35:45.720 --> 00:35:48.690
‫اطلاعات محرمانه هم باهاش غیب شدن

00:35:48.690 --> 00:35:52.110
‫بنا به دلایلی رفیق‌مون تغییر رویه داد و
قضیه رو واقعی کرد

00:36:03.240 --> 00:36:06.830
‫دو روز پیش، تو مرز چین و روسیه دستگیر شد

00:36:06.830 --> 00:36:09.370
‫سیا داشت برش می‌گردوند خونه،

00:36:09.370 --> 00:36:13.210
‫که از آسمون سقوط کرد و
‫افتاد تو حیاط پشتی شما

00:36:16.300 --> 00:36:20.130
‫اما مطمئن باش نقشه‌ی هولاک هر چی که هست،

00:36:20.130 --> 00:36:24.010
‫فرار کردنش از دست پلیس تو
‫ارتفاع ۳۰ هزار فوتی، تازه شروعشـه

00:36:27.350 --> 00:36:28.930
‫دنبال این می‌گشتی، پیری؟

00:36:39.780 --> 00:36:41.110
‫بفرمایید

00:36:42.340 --> 00:36:46.040
‫راستش داشتم به این یارو هولاک و
‫اون هواپیما فکر می‌کردم

00:36:46.790 --> 00:36:49.660
‫چطوری این کار رو کرده؟
‫یعنی میگی کسی بهش کمک کرده؟

00:36:49.660 --> 00:36:50.830
‫چه جور کمکی؟

00:36:50.830 --> 00:36:52.250
‫- خب...
‫- این چیه؟

00:36:53.000 --> 00:36:55.380
‫خوراک سیب‌زمینی و گوشت اسپمـه

00:36:55.380 --> 00:36:56.840
‫از غذاهای لاکچری شمالیـه

00:36:56.840 --> 00:36:59.590
‫وای. چه خوشمزه

00:36:59.590 --> 00:37:00.630
‫همم

00:37:00.630 --> 00:37:02.800
مال مامان بزرگم خیلی خوشمزه می‌شد

00:37:02.800 --> 00:37:06.010
‫البته دستور پخت «رامی بلک‌جک» رو از
‫کتاب آشپزی کلیسا کِش رفته بود

00:37:07.020 --> 00:37:09.040
‫زود باش. باید بخوری

00:37:09.560 --> 00:37:11.890
‫سعی می‌کنم گوشتی که نمی‌شناسم رو نخورم

00:37:11.890 --> 00:37:12.980
‫سالاد دارید؟

00:37:12.980 --> 00:37:14.310
‫ما سالاد نمی‌خوریم

00:37:15.060 --> 00:37:16.360
‫اسپم هم گوشت خوکـه

00:37:17.190 --> 00:37:20.040
‫بیخیال. یکم فکر کن

00:37:20.560 --> 00:37:23.570
حتماً با کمک کسی،
مواد منفجره رو برده توی هواپیما

00:37:23.570 --> 00:37:25.780
‫هیچ راه دیگه‌ای نداره

00:37:26.490 --> 00:37:28.080
‫ببخشید. باید این رو جواب بدم

00:37:31.080 --> 00:37:32.080
‫بله؟

00:37:41.760 --> 00:37:44.050
‫- الان برمی‌گردم
‫- خیلی خب، ممنون

00:37:44.640 --> 00:37:46.050
‫حال دانی خوبـه؟

00:37:46.850 --> 00:37:50.640
‫ خون‌ریزی داخلی تو بدنش پیدا کردن.
‫تو اتاق عمل اورژانسـه. دارم میرم اونجا

00:37:50.640 --> 00:37:52.520
‫ای خدا

00:37:52.520 --> 00:37:54.770
‫هی، از لوک خبری نداره؟
‫جواب گوشیش رو نمیده

00:37:54.770 --> 00:37:57.310
‫نه، حال لوک خوبـه. جاش امنـه.
‫تو مدرسه قرنطینه شده

00:37:57.310 --> 00:37:58.520
‫ببین، تو مراقب دانی باش

00:37:58.520 --> 00:37:59.980
‫- لوک رو بسپار به خودم
‫- باشه

00:38:06.370 --> 00:38:08.660
‫سلام جِین. منم.
‫گوش کن، یه لطفی بکن

00:38:08.660 --> 00:38:12.140
‫وقتی خواستن مدرسه رو خالی کنن،
‫میری دنبال لوک و پیش خودت نگهش داری؟

00:38:12.140 --> 00:38:13.750
‫- خیالت راحت
‫- عالیـه

00:38:13.750 --> 00:38:15.000
‫دانی چطوره؟

00:38:15.000 --> 00:38:16.790
‫حالش خوب نیست.
‫دارن می‌برنش اتاق عمل

00:38:16.790 --> 00:38:18.590
‫ببین، هر خبری شد بهت میگم، باشه؟

00:38:19.250 --> 00:38:20.250
‫خدافظ

00:38:21.840 --> 00:38:23.050
‫سارا همسرتـه؟

00:38:23.050 --> 00:38:24.050
‫آره، همین‌طوره

00:38:26.050 --> 00:38:27.140
‫حالت چطوره؟

00:38:27.890 --> 00:38:29.760
‫اگه می‌تونستم ببینم خیلی بهتر می‌شد

00:38:30.506 --> 00:38:31.520
‫آره

00:38:31.520 --> 00:38:33.180
‫دست آدم کاردرستی‌ام

00:38:33.180 --> 00:38:34.140
‫همین‌طوره

00:38:34.140 --> 00:38:36.850
‫میشه بپرسم بقیه‌ی مارشال‌ها رو هم
‫پیدا کردید یا نه؟

00:38:37.940 --> 00:38:38.940
‫حال‌شون خوبـه؟

00:38:39.440 --> 00:38:41.206
‫نــه!

00:38:42.613 --> 00:38:43.686
نه

00:38:54.160 --> 00:38:55.160
‫نه

00:39:00.420 --> 00:39:01.630
‫متأسفم

00:39:08.220 --> 00:39:11.470
‫چطور تونستی بذاری این اتفاق بیفته فرانک؟

00:39:11.470 --> 00:39:13.810
‫مُرده! اون مُرده!

00:39:14.730 --> 00:39:16.270
‫اون مُرده!

00:39:19.190 --> 00:39:21.980
‫اون مُرده. اون مُرده

00:39:47.050 --> 00:39:48.550
‫می‌ترسم

00:39:49.180 --> 00:39:50.840
‫برای خودمون می‌ترسم

00:39:52.100 --> 00:39:53.260
‫برای لوک

00:39:53.260 --> 00:39:54.350
‫نه، لوک حالش خوبـه

00:39:54.350 --> 00:39:56.520
‫با جین حرف زدم.
‫میره مدرسه دنبالش

00:39:56.520 --> 00:39:58.640
‫منظورم این نیست و خودت هم می‌دونی

00:40:01.610 --> 00:40:04.150
‫یه بار خونواده‌مون رو نجات دادم.
‫نمی‌تونم...

00:40:06.690 --> 00:40:08.640
‫نمی‌تونم دوباره این کار رو بکنم

00:40:11.030 --> 00:40:12.240
‫من یه سوگندی خوردم

00:40:16.620 --> 00:40:19.540
‫به من هم یه قولی دادی...

00:40:20.500 --> 00:40:21.500
‫به پسرت

00:40:22.420 --> 00:40:23.540
‫آخه لوک رو نگاه کن

00:40:23.540 --> 00:40:25.710
‫دیگه داروهاش رو نمی‌خوره.
‫همون آدم سابق شده

00:40:25.710 --> 00:40:27.010
‫اصلاً یه نگاه به خودت بنداز

00:40:27.010 --> 00:40:29.720
‫می‌تونی... می‌تونی راه بری،
‫می‌تونی حرف بزنی

00:40:29.720 --> 00:40:32.180
‫یعنی یادت رفته چه چیزهایی رو گذروندی؟

00:40:33.930 --> 00:40:36.020
‫حتی یه لحظه هم یادم نمیره

00:40:36.270 --> 00:40:38.140
‫این کار نابودت می‌کنه

00:40:41.060 --> 00:40:42.400
‫مشخصـه

00:40:43.110 --> 00:40:44.610
‫از همین الان مشخصـه

00:40:45.900 --> 00:40:48.900
‫اما دلیلی نداره که این جنگ تو باشه، عزیزم

00:40:50.780 --> 00:40:55.330
‫تو ۱۸ سال از عمرت رو
‫پای مارشال‌ها گذاشتی

00:40:56.130 --> 00:40:57.590
‫خونواده‌ت، ما...

00:41:02.210 --> 00:41:03.670
‫بهت نیاز داریم

00:41:16.220 --> 00:41:17.890
‫آره

00:41:18.640 --> 00:41:19.770
‫اوم...

00:41:21.350 --> 00:41:22.900
‫من...

00:41:23.810 --> 00:41:27.480
‫ظهر رفتم خونه و زیرشلواریت رو
‫انداختم تو خشک‌کن

00:41:29.500 --> 00:41:30.940
‫تو رو نداشتم چی‌کار می‌کردم؟

00:41:30.940 --> 00:41:32.990
‫احتمالاً از سرما می‌مُردی

00:41:32.990 --> 00:41:34.240
‫صد در صد

00:41:34.240 --> 00:41:35.700
‫یا این که از گشنگی می‌مردی

00:41:43.060 --> 00:41:44.846
« هاچ »

00:41:46.080 --> 00:41:47.880
‫- بله؟
‫- یه چیزی پیدا کردیم

00:41:48.420 --> 00:41:49.590
‫باشه. الان راه میفتم

00:41:51.260 --> 00:41:52.300
‫باید برم

00:41:52.910 --> 00:41:54.300
‫وزارت ترابری تماس گرفته

00:41:54.300 --> 00:41:55.470
‫سازمان هواشناسی انکوریج،

00:41:55.470 --> 00:41:57.720
‫اعلام کرد یکی از ناظرها
‫بهشون سیگنال آزاد داده

00:41:57.720 --> 00:41:58.810
‫شاید پیام اضطراری باشه

00:41:58.810 --> 00:42:00.520
‫خب از کجا مخابره شده؟

00:42:00.520 --> 00:42:02.480
‫گفتن از برجِ جنوب وینتای

00:42:02.480 --> 00:42:04.560
‫شیش تا ناظر با سازمان هواشناسی
قرارداد دارن

00:42:04.560 --> 00:42:07.150
‫با پنج‌تاشون حرف زدیم.
‫تنها کسی که باهاش تماس نگرفتیم...

00:42:07.150 --> 00:42:08.110
‫زب وبره

00:42:08.110 --> 00:42:09.190
‫زب وبر کیـه؟

00:42:09.190 --> 00:42:11.480
‫آخه هاچ، اونجا یه ۳۰‌ کیلومتری با
‫محل سقوط فاصله داره

00:42:11.480 --> 00:42:14.110
‫یعنی یکی می‌تونه با پای پیاده
‫این‌قدر دور بشه؟

00:42:14.110 --> 00:42:15.910
‫آدم من که می‌تونه.
‫زب وبر کیه؟

00:42:15.910 --> 00:42:17.490
‫طرف سورتمه‌ی سگ می‌رونه

00:42:17.490 --> 00:42:19.410
‫حتی با متر و معیارهای آلاسکا هم گوشه‌گیره

00:42:19.410 --> 00:42:22.540
‫تو مزرعه‌ی خونوادگیش زندگی می‌کنه،
‫سگ‌های سورتمه‌ران داره

00:42:22.540 --> 00:42:25.500
‫یعنی میگی تو ۳۰ کیلومتریِ محل سقوط،
‫یه پایگاه با دکل و

00:42:25.500 --> 00:42:27.790
‫سگ‌های سورتمه‌ران هست؟

00:42:28.750 --> 00:42:29.800
‫این همون آدم منـه

00:43:07.330 --> 00:43:08.460
‫تو چی‌کار کردی؟

00:43:33.280 --> 00:43:34.400
‫اشکالی نداره

00:43:34.400 --> 00:43:35.740
‫داره. گیر کردیم

00:43:38.820 --> 00:43:40.320
‫گوشی تو آنتن میده؟

00:43:42.740 --> 00:43:45.080
‫مجبوریم پیاده بریم

00:44:16.990 --> 00:44:19.280
‫اینجا خیلی باحالـه

00:44:20.660 --> 00:44:22.820
‫این همون کلبه‌ایـه که مامان‌بابات خریدن؟

00:44:22.820 --> 00:44:24.280
همچنان آنتن نداره

00:44:25.120 --> 00:44:26.370
‫خط تلفن چی؟

00:44:27.200 --> 00:44:28.290
‫قطعـه

00:44:28.290 --> 00:44:30.420
‫این کلبه رو از ماه ژوئن گذاشتن برای فروش

00:44:32.580 --> 00:44:34.540
‫بابام اعصابش خُرد میشه

00:44:36.510 --> 00:44:38.420
‫اینجا رو واسه خودمون آماده کردی؟

00:44:38.420 --> 00:44:40.180
‫آره. این همون سورپرایز بود

00:44:52.100 --> 00:44:55.570
‫از اینجا پیاده میریم.
‫کلبه ۷۰۰‌ متر از اون قُله فاصله داره

00:44:55.570 --> 00:44:57.570
‫یعنی چی؟ گیر کرده

00:44:58.530 --> 00:45:01.030
‫- چی؟
‫- تفنگم رو میگم، گیر کرده

00:45:01.030 --> 00:45:02.910
‫یعنی بیرون نگهش داشتی؟

00:45:02.910 --> 00:45:05.240
‫- آره
‫- بخار آب یخ می‌زنه

00:45:05.240 --> 00:45:06.240
‫آره، می‌دونم

00:45:06.600 --> 00:45:09.500
‫یا قضیه اینـه، یا هم از لوبریکانتِ
‫مبتنی بر آب استفاده می‌کنی...

00:45:09.500 --> 00:45:11.920
‫در هر صورت من که تفنگ زاپاس ندارم، پس...

00:45:12.760 --> 00:45:14.360
‫اسلحه‌ت رو بده بهش

00:45:14.840 --> 00:45:17.170
‫باشه. خنده‌دار بود. موفق باشی

00:45:17.170 --> 00:45:19.720
‫این مأمور فدرالـه و داره به
مارشال‌ها کمک می‌کنه

00:45:19.720 --> 00:45:21.880
‫تو مأمور سیایی که صلاحیت قانونی
‫برای اینجا بودن نداری

00:45:21.880 --> 00:45:24.090
‫- اسلحه‌ت رو بده بهش
‫- ندم چی میشه؟ دستگیرم می‌کنی؟

00:45:30.140 --> 00:45:31.520
‫باشه

00:45:31.520 --> 00:45:33.310
‫اما این عقب نمی‌مونم

00:45:33.310 --> 00:45:35.640
‫مطمئنم می‌تونی از پس خودت بر بیای

00:46:25.030 --> 00:46:26.870
‫حالت خوبـه زب؟
‫کجاست؟

00:46:42.340 --> 00:46:43.340
‫هاچ!

00:47:08.990 --> 00:47:10.330
‫برو، برو، برو

00:47:18.130 --> 00:47:19.630
‫- شاو
‫- من حالم خوبـه

00:47:23.510 --> 00:47:24.720
‫از جات تکون نخور!

00:47:24.720 --> 00:47:26.260
‫- برید عقب!
‫- تکون نخور!

00:47:26.260 --> 00:47:28.140
‫- اسلحه رو بذار زمین!
‫- به خدا بهش شلیک می‌کنم!

00:47:28.140 --> 00:47:29.760
‫خیلی خب، آروم باش!

00:47:29.760 --> 00:47:31.932
‫- اسلحه رو بذار زمین!
‫- من برنمی‌گردم

00:47:32.470 --> 00:47:33.850
‫آروم و یواش

00:47:33.850 --> 00:47:35.430
‫- باید بهش شلیک کنی فرانک!
‫- بهش بگو خفه شه!

00:47:35.430 --> 00:47:37.440
‫می‌بینی که محاصره شدی

00:47:37.440 --> 00:47:40.440
‫تنها وظیفه‌ی من اینـه که
‫تو رو صحیح و سالم برسونم

00:47:40.440 --> 00:47:43.480
‫برای این کار باید اسلحه‌ت رو بذاری زمین

00:47:43.480 --> 00:47:44.900
‫گروگان رو می‌کشه!

00:47:44.900 --> 00:47:46.740
‫ماشه‌ی کوفتیت رو بکش!

00:47:46.740 --> 00:47:48.570
‫می‌تونم ازت محافظت کنم

00:47:48.570 --> 00:47:50.200
‫خب؟ تو آدم مهمی هستی، می‌دونم

00:47:50.200 --> 00:47:52.480
‫واسه همینـه که دختره اومده اینجا

00:47:56.620 --> 00:47:58.080
‫تفنگت رو بذار زمین

00:47:58.080 --> 00:47:59.710
‫خودمون دوتایی حرف می‌زنیم

00:48:08.090 --> 00:48:09.800
‫جداش کن!

00:48:10.430 --> 00:48:12.260
‫زب، به سگت بگو ولش کنه!

00:48:12.260 --> 00:48:14.100
!‫زب، بگو ولش کنه

00:48:14.100 --> 00:48:15.970
‫زب، به سگ لعنتیت بگو ولش کنه!

00:48:15.970 --> 00:48:17.350
‫بگو ولش کنه

00:48:49.010 --> 00:48:50.180
این هولاک نیست

00:49:06.360 --> 00:49:09.240
‫گفتی از لاشه‌ی هواپیما
‫سه تا جسد دیگه کشیدی بیرون؟

00:49:09.820 --> 00:49:10.820
‫اونجان

00:49:31.680 --> 00:49:33.813
‫مأمور بولتون به زور زنده موند اما

00:49:33.838 --> 00:49:36.010
‫زندونی‌مون دَووم نیورد

00:49:36.010 --> 00:49:37.970
‫می‌خوای واسه‌شون گل بخری؟

00:49:37.970 --> 00:49:39.600
‫قضیه شوخی‌بردار نیست، خب؟

00:49:39.600 --> 00:49:42.230
‫من پول می‌گیرم آدم‌ها رو زنده تحویل بدم.
‫یه زندانی فدرال

00:49:42.230 --> 00:49:44.100
‫به‌خاطر تو مُرده

00:49:44.100 --> 00:49:45.860
‫میشه پرونده‌های خدمه رو ببینم؟

00:49:46.520 --> 00:49:47.900
‫هی. شنیدی چی گفتم؟

00:49:48.650 --> 00:49:49.690
‫آره

00:50:00.450 --> 00:50:03.500
‫قبلاً این زندانی رو دیدیم.
‫خون‌مُردگی...

00:50:07.210 --> 00:50:09.340
‫- حاکی از خفگیـه
‫- خب؟

00:50:11.800 --> 00:50:14.090
‫اما مچ دستاش کبود نشده

00:50:14.090 --> 00:50:17.680
‫اگه دست‌بند داشت و از خودش دفاع می‌کرد،
‫باید جاش می‌موند

00:50:17.680 --> 00:50:20.350
‫لابد ریختن سرش.
‫زندونی‌ها افتاده بودن به جون هم

00:50:21.060 --> 00:50:23.850
‫آره، ولی خب این طرف زندونی نبوده

00:50:25.190 --> 00:50:26.190
‫چی؟

00:50:27.940 --> 00:50:29.320
‫گرنجر؟ نه

00:50:29.320 --> 00:50:32.520
‫نه، من با گرنجر حرف زدم.
‫درمورد سقوط هواپیما باهام حرف زد

00:50:32.520 --> 00:50:34.070
‫مارشال گرنجر

00:50:34.070 --> 00:50:35.410
‫فرانک رمنیک هستم

00:50:35.410 --> 00:50:37.240
‫باید بدونم اونجا چه اتفاقی افتاده

00:50:37.240 --> 00:50:39.880
‫یکی از زندانی‌ها فرار کرد و
‫هواپیما رو دست‌کاری کرد

00:50:39.880 --> 00:50:41.040
‫کدوم‌شون؟

00:50:41.040 --> 00:50:43.060
‫سرش رو پوشونده بودن

00:50:43.620 --> 00:50:44.700
‫تو غل و زنجیر بود

00:50:46.670 --> 00:50:48.360
‫بهش می‌گفتن «هولاک»

00:50:53.470 --> 00:50:56.040
‫می‌گفتن یه زندانی با
اولویت بالا و غیررسمیـه

00:50:58.200 --> 00:51:01.240
‫این یارو از بقیه باهوش‌تر بود

00:51:07.786 --> 00:51:09.326
« گرنجر »

00:51:11.190 --> 00:51:15.040
‫می‌دونست که هر موقع پاش به زمین برسه،
‫قراره آزاد بشه

00:51:21.950 --> 00:51:23.080
‫ممنونم

00:51:23.620 --> 00:51:25.960
‫- دادن دارو کار منـه
‫- نه، منظورم اون نبود

00:51:26.830 --> 00:51:29.170
‫شما و فرانک بیشتر از این‌ها به من لطف کردید

00:51:30.000 --> 00:51:33.280
‫خب، به محض این که دکتر رایت بیاد سراغ پات

00:51:33.280 --> 00:51:35.200
‫این‌قدر تشکر نمی‌کنی

00:51:37.563 --> 00:51:38.677
« فرانک »

00:51:39.930 --> 00:51:42.220
‫- فرانک؟
‫- سلام سارا. خدا رو شکر. گوش کن

00:51:42.220 --> 00:51:43.680
‫گوش کن. اون نگهبانی که آوردیم...

00:51:43.680 --> 00:51:44.770
‫- خب؟
‫- گرنجر

00:51:45.480 --> 00:51:47.020
‫- خب چی؟
‫- گرنجر. خب؟

00:51:47.020 --> 00:51:49.770
‫طرف نگهبان نیست.
‫زندانیـه. زندانی

00:51:49.770 --> 00:51:53.150
‫از بیمارستان بیا بیرون و خودت رو
‫به نزدیک‌ترین مأمور پلیس برسون، خب؟

00:51:53.150 --> 00:51:54.360
‫من دارم میام

00:51:55.030 --> 00:51:56.150
‫سارا؟

00:51:57.680 --> 00:52:02.680
‫♪ Leonard Cohen - Avalanche ♪

00:53:55.650 --> 00:53:57.570
‫- سارا رو پیدا کردی؟
‫- نه

00:53:58.190 --> 00:54:00.190
‫- خب حدأقل بگو یه سرنخی داری
‫- نه

00:54:00.190 --> 00:54:02.150
‫صبر کن فرانک، به‌خاطر لوک زنگ زدم

00:54:02.150 --> 00:54:03.360
‫مگه لوک چش شده؟

00:54:03.360 --> 00:54:05.740
‫نمی‌دونیم اون کجاست. رفته

00:54:05.740 --> 00:54:07.660
‫مدرسه فیلم‌های دوربین رو چک کرده و

00:54:07.660 --> 00:54:09.870
‫بعد از ناهار با کیرا مور ول کردن و رفتن

00:54:10.450 --> 00:54:12.750
‫باید سعی کنیم گوشیش رو ردیابی کنیم

00:54:12.750 --> 00:54:15.420
‫من دارم واسه کنفرانس خبری، میرم مدرسه

00:54:15.420 --> 00:54:17.920
‫- باشه، بسپارش به من
‫- خیلی خب

00:55:07.850 --> 00:55:08.970
‫ما قرار گذاشتیم

00:55:08.970 --> 00:55:10.600
‫که چیزی رو مخفی نکنیم.
‫تو دروغ گفتی

00:55:10.600 --> 00:55:11.680
‫فرانک، آروم باش

00:55:11.680 --> 00:55:13.680
‫با خودت نگفتی یه عکس از طرف نشونم بدی؟

00:55:13.680 --> 00:55:16.100
‫من صورتش رو دیدم سیدنی،
‫شاید می‌شناختمش

00:55:16.100 --> 00:55:17.190
‫شاید هم نمی‌خواستی

00:55:17.190 --> 00:55:18.810
‫- چرت نگو
‫- شاید می‌دونی چی‌کار می‌کنه

00:55:18.810 --> 00:55:20.520
‫- شاید می‌دونی نقشه‌ش چیـه
‫- الان ناراحتی

00:55:20.520 --> 00:55:22.320
‫هی، چیا می‌دونی؟ چیا می‌دونی؟

00:55:22.320 --> 00:55:25.700
‫چیزی که می‌دونم اینـه که هولاک
‫نقشه‌ش رو اجرا می‌کنه

00:55:25.700 --> 00:55:30.240
‫می‌دونم دو قدم از ما جلوتره که این
‫ما رو دو کیلومتر دورتر می‌کنه

00:55:31.030 --> 00:55:33.160
‫یه چیزی رو ازم مخفی می‌کنی

00:55:35.790 --> 00:55:38.710
‫خیلی خب، بهم بگو.
‫چرا می‌خوای قبل از من یارو رو پیدا کنی؟

00:55:38.710 --> 00:55:39.710
‫چرا؟

00:55:41.420 --> 00:55:42.590
‫اونا می‌کشنش

00:55:44.800 --> 00:55:48.050
سیا گفته بیارمش خونه تا
‫بتونن اعدامش کنن و

00:55:48.050 --> 00:55:49.800
‫بعد از این که کارشون باهاش تموم شد،

00:55:49.800 --> 00:55:52.350
‫دخل من رو هم میارن چون فکر می‌کنن
‫من هم کلکی تو کارمـه

00:55:52.350 --> 00:55:55.980
‫واسه همین اگه من اول هولاک رو پیدا کنم
‫می‌تونم تحویلش بدم به اِف‌بی‌آی،

00:55:55.980 --> 00:56:00.040
‫اونا می‌تونن کمکم کنن حقیقت رو ثابت کنم و
‫برگردم به زندگی‌ای که داشتم

00:56:00.860 --> 00:56:02.110
‫زندگی کوفتیت

00:56:02.980 --> 00:56:05.440
‫می‌تونی برگردی به زندگیت

00:56:05.440 --> 00:56:06.900
‫سارا رو پیدا می‌کنیم، فرانک

00:56:06.900 --> 00:56:09.490
‫نه، ما هیچ کاری نمی‌کنیم

00:56:10.660 --> 00:56:12.120
‫بهت گفتم

00:56:12.120 --> 00:56:14.481
‫اگه مخفی‌کار‌هات جون آدم‌ها رو
به خطر بندازه

00:56:14.506 --> 00:56:15.910
‫به مشکل می‌خوریم

00:56:15.910 --> 00:56:17.160
‫رفیقم مُرده،

00:56:17.160 --> 00:56:19.290
‫پسرم گم شده و زنم رو هم بردن...

00:56:19.290 --> 00:56:21.540
‫- فرانک، می‌فهمم. الان ناراحتی
‫- آقای رمنیک!

00:56:23.050 --> 00:56:24.670
‫آلاسکا حوزه‌ی قضایی منـه

00:56:25.160 --> 00:56:28.600
‫زن من با خائنی که دنبالشی تو جنگلـه و
‫جون کسایی که قسم خوردم مراقب‌شون باشم

00:56:28.600 --> 00:56:29.550
‫توی خطره

00:56:29.550 --> 00:56:31.970
‫پس حتی اگه مجبور بشم،
تیکه‌های اون هواپیما رو

00:56:31.970 --> 00:56:33.510
دوباره سر هم می‌کنم و

00:56:33.510 --> 00:56:36.730
هم آدمت رو پیدا می‌کنم،
هم چیزی که پنهون کردی

00:56:36.730 --> 00:56:38.400
‫اما من و تو دیگه کاری بهم نداریم

00:56:38.400 --> 00:56:39.730
‫ببخشید اما

00:56:39.730 --> 00:56:42.560
‫باید به یه کنفرانس خبری برسم و
‫دنبال یه یارویی بگردم

00:57:01.750 --> 00:57:02.840
‫- فرانک
‫- بله

00:57:02.840 --> 00:57:05.250
‫- آفلاین شدیم
‫- یعنی چی؟

00:57:05.660 --> 00:57:07.760
‫ظاهراً یه ایستگاه مخابراتی رو از دست دادیم

00:57:07.760 --> 00:57:10.920
‫ارائه‌دهنده‌ها، اینترنت و آنتن‌های موبایل
‫همه‌شون قطع شدن

00:57:10.920 --> 00:57:14.300
‫هی سید، اونجایی؟

00:57:14.300 --> 00:57:15.850
‫آره، معلومـه که اونجایی

00:57:15.850 --> 00:57:17.480
‫حدس بزن کی داره حرف می‌زنه؟

00:57:18.390 --> 00:57:22.770
‫خلاصه که من صحیح و سالمم و
‫دارم نقشه می‌کشم

00:57:23.400 --> 00:57:25.270
‫اما تو خبر داری، مگه نه سید؟

00:57:26.020 --> 00:57:28.070
‫می‌دونی زنگ نزدم با تو حرف بزنم

00:57:28.650 --> 00:57:30.320
‫زنگ که با تو حرف بزنم فرانک

00:57:31.560 --> 00:57:33.450
‫شرمنده که تو رو درگیر این قضایا کردم

00:57:33.450 --> 00:57:37.200
‫راستش من و سیدنی...

00:57:37.200 --> 00:57:40.210
‫چطور بگم؟ گذشته‌ی کثیفی داریم

00:57:41.250 --> 00:57:43.000
‫اما خب مقصرهای زیادی هست

00:57:44.040 --> 00:57:47.130
‫منظورم اینـه که من به هیچ‌کدوم از
‫مأمورهای سیا اعتما ندارم

00:57:47.750 --> 00:57:49.920
‫اما تو یه‌ گل‌پسر بین اون فاسد‌هایی، فرانک

00:57:50.880 --> 00:57:51.880
‫به تو اعتماد دارم

00:57:53.220 --> 00:57:56.020
‫اعتماد دارم چون یه چندساعتی
‫پیش زنت بودم

00:57:57.140 --> 00:57:58.140
‫ازش خوشم میاد

00:57:59.100 --> 00:58:01.020
‫واسه همینـه که هنوز زنده‌ست فرانک

00:58:01.390 --> 00:58:04.940
‫و چون هنوز زنده‌ست و در امانـه،
‫بهم مدیونی

00:58:06.060 --> 00:58:08.640
برای همین باید ‫چندتا لطف در حقم بکنی

00:58:09.320 --> 00:58:11.060
‫تو یه‌جورایی...

00:58:11.060 --> 00:58:13.050
‫واسطه‌ی منی فرانک

00:58:13.320 --> 00:58:15.490
‫باید بیشتر از این‌ها با همدیگه آشنا شیم

00:58:16.160 --> 00:58:18.020
‫و کاری که قراره با هم انجام بدیم،

00:58:18.830 --> 00:58:22.040
‫دنیا رو متحول می‌کنه

00:58:30.395 --> 00:58:50.395
  جديدترين اخبار فيلم و سريال در کانال تلگرام و پیج اینستاگرام :
  .:: @MiraMovie1 ::.
  .:: @myZedMovie ::.