﻿WEBVTT

00:00:06.000 --> 00:00:17.000
<b><c.color00abfd> دانلود فیلم و سریال با زیرنویس چسبیده
  ..:: MiraMovie.Top ::..</c></b>
  <b><c.colorFFC947> ..:: MyZed.Top ::..</c></b>

00:00:17.024 --> 00:00:24.024
  جديدترين اخبار فيلم و سريال در کانال تلگرام و پیج اینستاگرام :
  .:: @MiraMovie1 ::.
  .:: @myZedMovie ::.

00:00:25.000 --> 00:00:28.000
  جديدترين اخبار فيلم و سريال در کانال تلگرام و پیج اینستاگرام :
  .:: @MiraMovie1 ::.
  .:: @myZedMovie ::.

00:00:30.760 --> 00:00:32.540
‫باید باهام میومدی

00:00:33.590 --> 00:00:35.420
‫می‌تونستیم یه فکری براش بکنیم

00:00:36.680 --> 00:00:40.140
‫- من می‌تونستم کمکت کنم
‫- حرف نباشه. نگهشون دار واسه بازجویی

00:00:41.270 --> 00:00:45.060
‫می‌دونم چی‌کار کردی.
‫داشتم گوش می‌کردم،‌ سید

00:00:46.480 --> 00:00:48.690
‫این مأموریت مایه‌ی رستگاری منـه

00:00:48.690 --> 00:00:53.280
‫و حاضرم برای تحققش، همه‌چیزم رو فدا کنم

00:00:53.860 --> 00:00:55.260
‫شما چطور؟

00:00:55.260 --> 00:00:57.740
‫فرانک، یه مسئله‌ای پیش اومده

00:00:57.740 --> 00:00:59.160
‫خیلی خب... دیگه کاری نداریم

00:01:02.580 --> 00:01:03.910
‫بریگز، چی شده؟

00:01:09.640 --> 00:01:12.710
‫چطوری گذاشتی به همین راحتی دست‌گیرت کنن؟

00:01:12.710 --> 00:01:13.920
‫خبر دارن؟

00:01:13.920 --> 00:01:15.220
‫فقط یه کار داشتی

00:01:15.220 --> 00:01:17.680
‫درمورد ما خبر دارن؟

00:01:17.680 --> 00:01:21.250
‫نه هنوز. تو فقط ساکت بمون.
‫بسپارش به خودم

00:01:24.880 --> 00:01:27.650
‫من فکر می‌کردم سازمان داره بهش دستورات میده

00:01:27.650 --> 00:01:29.270
‫این مأموریت تو بود

00:01:29.270 --> 00:01:31.820
‫از سوئیچ تخریب خبر داشتی.
‫از آرشیو خبر داشتی

00:01:31.820 --> 00:01:35.240
‫می‌دونستی مرگ مگه اون رو فعال می‌کنه

00:01:35.240 --> 00:01:39.660
‫تو باعث سقوط اون هواپیما شدی.
‫تو اون آدما رو کشتی

00:01:39.660 --> 00:01:41.580
‫اما گوش کن چی میگم

00:01:41.580 --> 00:01:45.250
‫با کشتن من به چیزی که می‌خوای، نمی‌رسی

00:01:49.500 --> 00:01:52.460
‫شاو، فرانک هستم.
‫الان اسکافیلد پیشتـه؟

00:01:52.460 --> 00:01:55.170
‫باید اون رو فوراً از زندانی جدا کنی...

00:04:04.100 --> 00:04:06.980
‫« آخرین مرز »

00:04:52.720 --> 00:04:54.720
‫گندش بزنن

00:04:58.360 --> 00:05:00.980
‫هیچ‌وقت نمی‌خواستم بهت آسیب برسونم

00:05:10.120 --> 00:05:13.900
‫« یک ماه پیش »

00:05:15.000 --> 00:05:17.180
‫« پاریس، فرانسه »

00:05:26.380 --> 00:05:29.470
‫بیا فردا این‌قدر تو رخت‌خواب بمونیم که
‫دیگه تحمل‌مون تموم شه

00:05:30.100 --> 00:05:32.970
‫می‌‌خوام ببینم چقدر می‌تونیم بخوابیم

00:05:35.640 --> 00:05:37.270
‫خوشحالم اینجایی

00:05:38.100 --> 00:05:40.480
‫ببخشید اون موقع زیادی شلوغش کردم

00:05:40.480 --> 00:05:42.230
‫می‌فهمم،‌ اشکالی نداره

00:05:42.230 --> 00:05:44.070
‫من با اسم مستعار اومدم

00:05:44.070 --> 00:05:46.980
‫و تا اونجایی که لانگلی خبر داره،

00:05:46.980 --> 00:05:49.980
‫رفتم به دیدن یه کارگزار توی لوکزامبورگ

00:05:54.580 --> 00:05:56.020
‫تموم شد

00:05:56.020 --> 00:05:57.370
‫این هم از انگشت شست من

00:05:57.370 --> 00:05:58.460
‫همم

00:05:58.460 --> 00:06:00.750
‫می‌خوام هر بار که می‌بینیش،
‫به یاد من بیفتی

00:06:02.090 --> 00:06:03.780
‫رنگ خوبی هم زدی

00:06:08.890 --> 00:06:10.850
‫به چی داری فکر می‌کنی؟

00:06:10.850 --> 00:06:13.060
‫به خودمون

00:06:13.060 --> 00:06:14.350
‫آینده‌مون

00:06:14.350 --> 00:06:15.390
‫خب؟

00:06:15.980 --> 00:06:18.770
‫می‌خوام آینده داشته باشیم

00:06:18.770 --> 00:06:20.230
‫به خاطر الیزابت میگی؟

00:06:20.230 --> 00:06:22.650
‫اونا می‌خواستن بکشنش، سید.
‫حذفش کنن

00:06:23.480 --> 00:06:26.110
‫این کاریـه که اونا می‌کنن...

00:06:26.110 --> 00:06:27.990
‫...وقتی کارگزارها دردسرساز میشن

00:06:27.990 --> 00:06:29.530
‫تو دردسری نداری

00:06:29.530 --> 00:06:33.080
‫خب، الان شاید نه. اما موقعی که
‫تاریخ مصرفم تموم شد چی؟

00:06:33.560 --> 00:06:35.660
‫بهم تندیس که نمیدن

00:06:35.660 --> 00:06:36.830
‫من زیادی می‌دونم

00:06:36.830 --> 00:06:39.710
‫حالا می‌‌خوای چی‌کار کنی؟
‫برو تو یه ساحل تو گوا زندگی کنی؟

00:06:39.710 --> 00:06:42.530
‫آره، چرا که نه؟
‫شاید هم تونستیم اهرم فشار پیدا کنیم

00:06:44.050 --> 00:06:45.340
‫این خطر داره

00:06:45.340 --> 00:06:46.510
‫داشتن نقشه‌ی خروج؟

00:06:46.510 --> 00:06:49.380
‫نه. چک و چونه زدن با آژانس

00:06:50.680 --> 00:06:52.390
‫جدی میگم،‌ لیوای

00:06:52.390 --> 00:06:53.830
‫باید بهم اعتماد کنی

00:07:00.020 --> 00:07:01.400
‫الو

00:07:02.150 --> 00:07:03.730
‫چی؟ کِی؟

00:07:05.320 --> 00:07:06.480
‫خیلی خب

00:07:09.070 --> 00:07:10.490
‫کی بود؟

00:07:18.410 --> 00:07:21.080
‫خانم اسکافیلد، جیمز بیل هستم

00:07:21.080 --> 00:07:22.213
‫ایشون طارق حمدی هستن،

00:07:22.238 --> 00:07:24.280
‫ کارگزار محلی‌مون که عملیات اینجا رو
‫انجام میدن

00:07:24.280 --> 00:07:25.340
بازداشت شده؟

00:07:25.340 --> 00:07:27.130
‫بله، خانم. ۴ ساعت پیش

00:07:27.130 --> 00:07:28.720
‫رمز عبور رو بلد بود

00:07:28.720 --> 00:07:31.300
‫یه پاسپورت روسیِ دولتی همراهش بود و

00:07:31.300 --> 00:07:33.580
‫از اونجا بود که فهمیدیم به کرملین وصلـه

00:07:40.730 --> 00:07:42.730
‫یعنی طرف جاسوسـه؟

00:07:42.730 --> 00:07:45.650
‫اسمش ویکتور واسـه.
‫روسی‌‌آمریکاییـه

00:07:45.650 --> 00:07:49.570
‫قبل این که به روس‌ها بپیونده،
‫ده سال برای سیا عملیات میدانی انجام داد

00:07:49.570 --> 00:07:51.480
‫که البته روس‌ها رو هم فروخت

00:07:52.070 --> 00:07:54.410
‫طرف یه حزب باد تو بازار سیاهـه

00:07:54.410 --> 00:07:56.280
‫کارش معامله‌ی اسراره

00:07:56.280 --> 00:07:59.370
‫به آقای حمدی گفتن که سرویسِ
‫امنیت فدرال روسیه دنبالشـه

00:07:59.370 --> 00:08:00.910
‫گفته شما می‌تونید کمکش کنید

00:08:00.910 --> 00:08:02.170
‫دلیلش رو نمی‌دونم

00:08:02.170 --> 00:08:04.980
‫دفعه اوله تو زندگیم این یارو رو می‌بینم

00:08:06.630 --> 00:08:07.800
‫ممنون

00:08:15.930 --> 00:08:17.520
‫اومدی

00:08:17.520 --> 00:08:20.040
‫واقعاً خودتی

00:08:21.060 --> 00:08:22.640
‫بهم گفتن کارت مهمـه

00:08:23.310 --> 00:08:27.070
‫آره. ما همدیگه رو نمی شناسیم اما
‫فکر کنم بتونیم به هم کمک کنیم

00:08:27.730 --> 00:08:28.900
‫خیلی خب

00:08:29.690 --> 00:08:31.070
‫میشه دوربین‌ها رو خاموش کنی؟

00:08:32.140 --> 00:08:33.620
‫نه

00:08:34.860 --> 00:08:37.530
‫آقای واس، خواستید بیام اینجا و
‫الان هم اومدم

00:08:37.530 --> 00:08:41.060
‫من شما رو نمی‌شناسم و تمایلی هم به کمک کردن
‫بهتون ندارم، مگه این که توضیح بدید...

00:08:41.060 --> 00:08:43.290
‫خیلی خب. برای سر من جایزه گذاشتن

00:08:44.040 --> 00:08:46.250
‫کرملین می‌دونه اینجام.
‫تیم فرستادن

00:08:46.250 --> 00:08:50.090
‫من یه راه عبور امن می‌خوام.
‫اسم جدید، مدارک جدید

00:08:50.090 --> 00:08:52.090
‫از این خبرها نیست

00:08:52.090 --> 00:08:54.380
‫زندگی من تو دستای توئـه، سیدنی

00:08:54.380 --> 00:08:57.760
‫نه، زندگی شما زمانی به پایان رسید که
‫آژانس رو دور زدید

00:08:59.920 --> 00:09:01.720
‫لطفاً دوربین‌ها رو خاموش کنیم

00:09:02.500 --> 00:09:04.140
‫ما دیگه کاری با هم نداریم

00:09:04.140 --> 00:09:06.060
‫بهت گفتن وقتی تیم پدرت

00:09:06.060 --> 00:09:10.480
‫گرفتارِ کمین شبکه‌ی حقانی توی
‫افغانستان شد، کشته شد

00:09:10.480 --> 00:09:14.360
‫بهش گفتن می‌تونسته فرار کنه اما مونده

00:09:14.950 --> 00:09:18.070
‫جونش رو فدای نجات چهار تا مأمور دیگه کرده

00:09:18.660 --> 00:09:19.780
‫چی داری میگی؟

00:09:22.290 --> 00:09:23.460
‫اما...

00:09:23.460 --> 00:09:25.250
‫این حقیقت نداره

00:09:25.250 --> 00:09:26.420
‫تو کی هستی؟

00:09:26.420 --> 00:09:29.960
‫حقیقت اینـه که اون جزئیات به این دلیل
‫محرمانه هستند که اتفاق نیفتادن

00:09:29.960 --> 00:09:32.260
‫و من می‌دونم، چون اونجا بودم

00:09:32.260 --> 00:09:34.720
‫و اگه می‌خوای بدونی دیگه چیا می‌‌دونم،

00:09:34.720 --> 00:09:38.180
‫تا سرویس امنیت روسیه نرسیده،
‫من رو از پاریس خارج کن

00:09:38.180 --> 00:09:39.980
‫اشتباه نکن، سیدنی

00:09:39.980 --> 00:09:42.960
‫اونا واقعاً‌ دارن میان

00:09:50.860 --> 00:09:54.360
‫- این یارو رو از کجا پیدا کردید؟
‫- گفتم که. خودش اومد پیش‌مون

00:09:54.360 --> 00:09:55.860
‫چطوری؟

00:09:55.860 --> 00:09:58.700
‫از کجا می‌دونسته من اینجام؟
‫من فقط ۶ ساعته که رسیدم

00:09:59.950 --> 00:10:03.040
‫- با رئیس پایگاه تماس می‌گیرم
‫- نه، به هیشکی زنگ نمی‌زنی

00:10:03.950 --> 00:10:07.120
‫دوربین‌ها رو خاموش کن و
‫فایل‌ها رو پاک کن

00:10:07.120 --> 00:10:09.500
‫- طرف فراری تحت تحقیبـه
‫- که خودش رو تسلیم کرده

00:10:09.500 --> 00:10:12.420
‫و درمورد من و مرگ پدرم، اطلاعات داره

00:10:12.420 --> 00:10:14.300
‫اگه از دوربین‌ها می‌ترسه، خاموش‌شون کنید

00:10:14.300 --> 00:10:15.420
‫من نیازی به ضبطش ندارم

00:10:15.420 --> 00:10:18.180
‫باید بدونم واسه چی اومده اینجا و
‫دیگه چیا می‌دونه

00:10:25.730 --> 00:10:28.040
‫دوربین‌ها رو قطع کن

00:10:39.320 --> 00:10:40.660
‫این رو از کجا آوردی؟

00:10:40.660 --> 00:10:43.490
‫پدرت این رو تو کیف پولش
‫نگه داشته بود

00:10:43.490 --> 00:10:45.330
‫نصف دیگه‌ش پیش توئـه

00:10:45.330 --> 00:10:48.670
‫نقشه‌ی گنجیـه که وقتی دختر بچه بودی،
‫کشیدیش

00:10:49.080 --> 00:10:51.000
‫خب این چی رو ثابت می‌کنه؟

00:10:51.960 --> 00:10:54.000
‫که من از یه سری چیزها با خبرم

00:10:54.670 --> 00:10:58.000
‫و اگه من رو از پاریس خارج کنی
‫بیشتر هم بهت میگم

00:11:00.800 --> 00:11:02.510
‫چطوری باید این کار رو بکنم؟

00:11:04.560 --> 00:11:05.850
‫من رو ببر پیش هولاک

00:11:07.180 --> 00:11:09.230
‫اون تو دنیای جنایتکارها، منابع داره

00:11:09.980 --> 00:11:14.190
‫بهش بگو همین امشب غیبم کنه تا
‫هر چی می‌دونم رو بهت بگم

00:12:14.830 --> 00:12:17.840
‫سیدنی! چه غلطی داری می‌کنی؟

00:12:18.420 --> 00:12:19.920
‫سیدنی!

00:13:03.470 --> 00:13:05.220
‫یالا

00:13:13.020 --> 00:13:15.900
‫رسیدیم. یالا! یالا

00:13:22.990 --> 00:13:24.320
‫- برو
‫- تو کی هستی؟

00:13:24.990 --> 00:13:26.160
‫- جواب بده
‫- برو!

00:13:26.160 --> 00:13:27.660
‫پدرم رو از کجا می‌شناسی؟

00:13:27.660 --> 00:13:28.660
‫من...

00:13:29.530 --> 00:13:31.490
‫من مأموریـم که اون رو کشت

00:13:33.040 --> 00:13:34.500
‫متأسفم

00:13:38.920 --> 00:13:40.090
‫متأسفم

00:13:47.390 --> 00:13:48.930
‫خب، شاید دروغ گفته

00:13:48.930 --> 00:13:50.390
‫چرا باید موقع مرگ بهم دروغ بگه؟

00:13:50.390 --> 00:13:53.520
‫چرا اگه پدرم رو نکشته،
‫باید مسئولیتش رو قبول کنه؟

00:13:54.810 --> 00:13:56.350
‫نمی‌تونی به لانگلی بگی

00:13:56.350 --> 00:13:59.190
‫آدم‌‌ها کشته شدن. خانه‌ی امن لو رفت

00:13:59.190 --> 00:14:00.570
‫هیشکی نمی‌دونه تو اونجا بودی

00:14:00.570 --> 00:14:03.940
‫گفتی دوربین‌ها رو خاموش کردن و
‫فیلماش رو هم پاک کردن

00:14:03.940 --> 00:14:05.990
‫شاهدها مُردن

00:14:05.990 --> 00:14:09.620
‫وقت داریم که سر در بیاریم
‫واس از کجا می‌دونسته پاریسی

00:14:09.620 --> 00:14:11.620
‫از کجا می‌دونسته من و تو با هم کار می‌کنیم

00:14:11.620 --> 00:14:13.580
‫ما لو رفتیم، سید

00:14:13.580 --> 00:14:15.870
‫واسه همین باید گزارشش رو به لانگلی بدم

00:14:15.870 --> 00:14:18.080
‫آخه واسه‌ی چی؟
‫اونا درمورد پدرت دروغ گفتن

00:14:18.080 --> 00:14:19.540
‫به بردفورد اعتماد دارم

00:14:20.670 --> 00:14:23.960
‫از وقتی بچه بودم می‌شناختمش.
‫جزو خانواده‌ست

00:14:23.960 --> 00:14:25.720
‫دست بردار. این‌قدر ساده‌لوح نباش

00:14:25.720 --> 00:14:28.430
‫شاید بردفورد بیشتر از چیزی که
‫نشون میده، می‌دونه

00:14:31.350 --> 00:14:33.260
‫بگو قضیه چیه

00:14:36.940 --> 00:14:40.060
‫می‌دونی که من به خودمون و
آینده‌مون فکر کردم

00:14:40.060 --> 00:14:43.800
‫و می‌دونی که آژانس به محض این که بفهمه
براشون تهدیدم، کارم رو تموم می‌کنن که

00:14:43.800 --> 00:14:45.150
‫فکر می‌کنم این‌طور هم شده

00:14:45.150 --> 00:14:46.320
‫چی‌کار کردی؟

00:14:46.320 --> 00:14:48.520
‫برای اهرم فشار...

00:14:48.520 --> 00:14:49.950
‫فیشینگ کردم

00:14:49.950 --> 00:14:53.580
‫یه خط کد رو توی یکی از
گزارش‌هام جاساز کردم و

00:14:53.580 --> 00:14:57.290
‫رد فایل رو تا یه سرور محرمانه توی
لانگلی گرفتم

00:14:57.290 --> 00:15:00.580
‫- تو دیوونه‌ای
‫- اسم یکی از فایل‌هاشون، آرشیو ۶ـه

00:15:00.580 --> 00:15:03.090
‫- خب؟
‫- ۲۰ سال پیش ایجاد شده

00:15:03.090 --> 00:15:05.620
‫پدرت ایجادش کرده و هنوز فعالـه

00:15:05.620 --> 00:15:09.880
‫فکر می‌کنم تو این آرشیو ۶ـه که
‫سوابق همه‌ی کارهایی که کردیم و

00:15:09.880 --> 00:15:11.980
‫احتمالاً اتفاقاتی که...

00:15:11.980 --> 00:15:14.510
‫برای پدرت افتاده رو نگه‌ می‌دارن

00:15:14.510 --> 00:15:18.430
‫- باید از این ماجرا کنار بشی
‫- چرا کنار بکشم؟

00:15:18.430 --> 00:15:20.540
‫اونا دارن بهمون دروغ میگن، سید

00:15:20.540 --> 00:15:22.560
‫درمورد پدرت، درمورد این یارو واس

00:15:22.560 --> 00:15:25.360
‫اما اگه آرشیو رو گیر بیارم،
‫شاید بتونم حقیقت رو بفهمم

00:15:25.360 --> 00:15:27.610
‫تو دنبال حقیقت نیستی. دنبال اهرم فشاری

00:15:27.610 --> 00:15:29.200
‫اگه به جفت‌شون برسم چی؟

00:15:34.040 --> 00:15:35.660
‫خیلی خطرناکـه

00:15:35.660 --> 00:15:38.410
‫قبول دارم که فعلاً نباید به
بردفورد چیزی بگیم

00:15:38.410 --> 00:15:41.670
‫اما نمی‌تونم اجازه بدم
‫یه فایل محافظت‌شده رو بدزدی

00:15:41.670 --> 00:15:45.000
‫- تو خیلی برای من مهمی
‫- یعنی واس رو فراموش کنیم؟

00:15:45.000 --> 00:15:46.670
‫نه. من همچین چیزی نگفتم

00:15:46.670 --> 00:15:49.050
‫فقط باید با یه روش دیگه بفهمیم که
‫چیا می‌دونسته

00:15:51.380 --> 00:15:54.970
‫آخه، بازسازی مسیر واس تقریباً غیرممکنـه

00:15:54.970 --> 00:15:56.430
‫حتی قبل از خیانتش،

00:15:56.430 --> 00:15:59.640
‫سازمان داشت به آب و آتیش می‌زد تا
‫ردش رو پاک کنه

00:15:59.640 --> 00:16:02.690
‫بیشتر چیزهایی که لانگی بهم اجازه‌ی
‫دسترسی میده، پاک شدن

00:16:02.690 --> 00:16:06.520
‫طرف اموال و مدارک بانکی و اسم‌های جعلی داره

00:16:06.520 --> 00:16:09.610
‫باید یه چیزی باشه که اون رو به
‫سازمان مرتبط کنه

00:16:10.400 --> 00:16:13.700
‫یه دقیقه صبر کن. فهمیدم. شارون تیدول

00:16:13.700 --> 00:16:14.700
‫کی؟

00:16:15.450 --> 00:16:19.500
‫ایمیل‌های بین وزارت دادگستری و یکی از
‫کارمندای سابق سازمان رو خوندم

00:16:20.710 --> 00:16:24.040
‫ازش خواستن علیه واس شهادت بده اما

00:16:24.040 --> 00:16:26.590
‫اون قبول نکرده، چون می‌ترسیده که تلافی کنه

00:16:26.590 --> 00:16:28.250
‫برای همین احضارش کردن

00:16:28.250 --> 00:16:30.000
‫یعنی این زنه واس رو می‌شناخته و...

00:16:30.000 --> 00:16:32.060
‫رازهاش رو به کسی نگفته

00:16:32.970 --> 00:16:34.400
‫ایناهاش

00:16:34.400 --> 00:16:36.080
‫شارون تیدول

00:16:36.080 --> 00:16:39.020
‫«مسئول قراردادهای آماد در خدمات اکتسابی»

00:16:39.020 --> 00:16:42.920
‫طرف مسئول شغل‌‌های پوششی واس،
‫ارز، محل اقامت و مدارک شناسایی بوده

00:16:42.920 --> 00:16:44.420
‫همون آژانس مسافرتی جاسوس‌ها

00:16:44.420 --> 00:16:47.900
‫حتماً یه چیزهایی درمورد واس می‌دونسته که
‫ازش خواستن شهادت بده

00:16:48.260 --> 00:16:49.630
‫باید بریم پیشش

00:16:52.070 --> 00:16:54.840
‫« ناکسویل، تنسی »

00:17:01.870 --> 00:17:03.500
‫خیلی ممنون

00:17:05.960 --> 00:17:07.090
‫سلام، شارون

00:17:07.670 --> 00:17:10.710
‫- صبح به‌خیر
‫- سلام. موعظه عالی بود

00:17:10.710 --> 00:17:12.760
‫راستش ما به موعظه نرسیدیم

00:17:12.760 --> 00:17:15.010
‫اومدیم درمورد ویکتور واس باهات حرف بزنیم

00:17:15.010 --> 00:17:17.470
‫ما با کارفرمای سابقت توی سیا کار می‌کنیم

00:17:17.470 --> 00:17:19.720
‫- نباید اینجا باشید
‫- گفتیم می‌‌تونیم کمک‌مون کنی که...

00:17:19.720 --> 00:17:22.060
‫نظرتون برام مهم نیست.
‫باهاتون حرفی ندارم

00:17:22.060 --> 00:17:25.730
‫پس برگردید، راه‌تون رو بکشید و
‫برید و تنهام بذارید

00:17:26.040 --> 00:17:29.520
‫خانواده‌ت از سر و کارت با
‫«اداره خدمات عمومی» خبر داره؟

00:17:29.520 --> 00:17:30.730
‫که چی‌کار کردی؟

00:17:31.650 --> 00:17:35.030
‫هیچ‌وقت با واس حرف نزدم.
‫با کارگزارها ارتباطی نداشتم

00:17:35.860 --> 00:17:38.280
‫اما کمک شایانی براشون فراهم می‌کردی

00:17:38.280 --> 00:17:39.580
‫آره، اما من نمی‌شناختمش

00:17:39.580 --> 00:17:42.660
‫واس فرار کرد. چندین سال خبری ازش نبود

00:17:42.660 --> 00:17:44.870
‫خب، درمورد مأموریت مخفیش که
‫رابرت اسکافیلد هم

00:17:44.870 --> 00:17:46.330
‫توش دخیل بود، چیا می‌دونی؟

00:17:46.830 --> 00:17:49.000
‫سازمان دستور مرگش رو داده بود؟

00:17:51.250 --> 00:17:52.380
‫تو دخترشی

00:17:53.170 --> 00:17:54.630
‫تو دستور قتل رو دیدی؟

00:17:54.630 --> 00:17:57.010
‫طفلکی. تازه خبردار شدی؟

00:17:57.820 --> 00:18:00.140
‫چرا سازمان باید بخواد اون بمیره؟

00:18:00.140 --> 00:18:03.850
‫من تو بخش آماد بودم.
‫منابع فراهم می‌کردم

00:18:03.850 --> 00:18:06.440
‫بهم نمی‌گفتن چرا یه سری کارها رو می‌کنن و
‫من هم سؤال نمی‌کردم

00:18:06.440 --> 00:18:08.520
‫به من ربطی نداره

00:18:08.520 --> 00:18:10.880
‫اون اطلاعات توی آرشیو هست؟

00:18:10.900 --> 00:18:12.440
‫آرشیو ۶ رو میگم

00:18:12.440 --> 00:18:14.190
‫درموردش بهمون بگو

00:18:14.190 --> 00:18:16.360
‫به نفعتـه خیلی حواست باشه

00:18:16.360 --> 00:18:17.740
‫دیگه چه اسراری داخلشـن؟

00:18:17.740 --> 00:18:21.600
‫نمی‌دونم. اگه هم می‌دونستم
‫امکان نداشت به تو بگم

00:18:22.740 --> 00:18:25.960
‫دستور قتلی که برای پدرم صادر شد
‫توی آرشیو ۶ موجوده؟

00:18:26.460 --> 00:18:27.670
‫عزیزم...

00:18:27.670 --> 00:18:30.040
‫باید از این ماجرا کنار بکشی

00:18:30.040 --> 00:18:32.880
‫از میراث پدرت محافظت کن

00:18:32.880 --> 00:18:37.880
‫به نفع همه‌مونـه که فقط از اون
‫به عنوان یه قهرمان یاد کنیم

00:18:49.720 --> 00:18:50.730
‫نگو

00:18:50.730 --> 00:18:52.650
‫چی رو؟ که حق باهام بود؟

00:18:55.110 --> 00:18:56.900
‫باید ببینیم توی آرشیو ۶ چی هست

00:18:57.650 --> 00:18:59.410
‫امیدوارم نقشه‌ای داشته باشی

00:19:01.950 --> 00:19:03.910
‫فردا صبح باید بری سر کارت

00:19:03.910 --> 00:19:06.410
‫باید با رئیس بخشت حرف بزنی و

00:19:06.410 --> 00:19:08.620
‫بهش بگی ما دارم میرم کراچی

00:19:08.620 --> 00:19:11.210
‫بهش بگو به خاطر فعالیت‌های فرامرزی

00:19:11.210 --> 00:19:13.210
‫با همدیگه هیچ ارتباطی نداشتیم

00:19:13.210 --> 00:19:14.750
‫یه هفته‌ست که حرف نزدیم

00:19:14.750 --> 00:19:17.680
‫باید این رو روشن کنم که تموم کارهایی که
دارم انجام میدم رو

00:19:17.680 --> 00:19:19.920
‫- کاملاً انکار می‌‌کنی
‫- خب داری چی‌کار می‌کنی

00:19:19.920 --> 00:19:22.350
‫می‌خوام به آرشیو ۶ برسم،

00:19:22.350 --> 00:19:24.680
‫تا وقتی که فقط یه ناظرم،
هیچ‌جوره نمی‌فهمن که

00:19:24.680 --> 00:19:26.600
‫کی داره هک‌شون می‌کنه

00:19:26.600 --> 00:19:30.020
‫چهارشنبه، باید توی خانه‌ی امن پاریس
‫همدیگه رو ببینیم

00:19:30.020 --> 00:19:33.270
‫بهت میگم چی پیدا کردم اما
‫فقط باید یه قولی بهم بدی

00:19:33.270 --> 00:19:35.440
‫اگه بوی کوچیک‌ترین دردسری به مشامت خورد،

00:19:35.440 --> 00:19:38.650
‫نیا. خب؟

00:19:38.650 --> 00:19:41.160
‫- بهم قول بده
‫- منظورت از دردسر چیـه؟

00:19:43.030 --> 00:19:44.270
‫بردفورد باهات کار داره

00:19:47.450 --> 00:19:51.920
‫جمعه‌شب یکی از مراکز سرّی‌مون توی پاریس
‫مورد حمله قرار گرفت

00:19:51.920 --> 00:19:56.590
‫کارگزار محلی و معاون رئیس مرکزمون،
‫هر دو مُردن

00:19:57.170 --> 00:19:59.970
‫و همین‌طور یکی از کارگزاران سابق،
ویکتور واس

00:19:59.970 --> 00:20:01.050
‫واس کیه؟

00:20:01.050 --> 00:20:05.140
‫طرف خائنـه که بیشترِ دهه‌ی گذشته رو
‫دنبالش بودیم

00:20:05.140 --> 00:20:08.310
‫تا این که جنازه‌ش رو بیرون یکی از
‫تأسیسات‌مون پیدا کردیم

00:20:08.310 --> 00:20:10.890
‫نه دوربین‌ها فعال بودن.
‫نه فیلمی ضبط شده

00:20:10.890 --> 00:20:12.440
‫دنبال چی بوده؟

00:20:12.440 --> 00:20:14.400
‫- گفتیم تو شاید بدونی؟
‫- چطور مگه؟

00:20:14.400 --> 00:20:16.620
‫هولاک اون شب توی پاریس بوده

00:20:16.620 --> 00:20:18.320
‫خب؟

00:20:18.320 --> 00:20:19.530
‫این نگرانت نمی‌کنه؟

00:20:19.530 --> 00:20:21.200
‫هولاک واس رو نمی‌شناسه

00:20:21.200 --> 00:20:22.910
‫مطمئنی؟

00:20:22.910 --> 00:20:24.200
‫ژاک، قضیه چیه؟

00:20:24.200 --> 00:20:28.490
‫یه سری نفوذ به شبکه‌ی «سیگماوالت‌»مون رو
‫شناسایی کردیم

00:20:28.490 --> 00:20:32.040
‫آی‌پیش رو نمیشه ردیابی کرد اما
‫فکر می‌کنیم از خودی‌هاست

00:20:32.040 --> 00:20:33.790
‫هولاک هم باهاش تطابق داره

00:20:33.790 --> 00:20:35.600
‫یعنی میگی هولاک خیانت کرده؟

00:20:35.600 --> 00:20:37.200
‫همچین حرفی نزدم

00:20:37.200 --> 00:20:39.090
‫دارم ازت می‌پرسم بهش اعتماد داری یا نه

00:20:39.090 --> 00:20:41.170
‫چرا اون باید به شبکه‌مون نفوذ کنه؟

00:20:41.170 --> 00:20:42.420
‫نمی‌دونم اما...

00:20:42.420 --> 00:20:45.420
‫خیلی دستش رو باز گذاشتیم

00:20:45.430 --> 00:20:47.060
‫دسترسی داره

00:20:47.060 --> 00:20:49.930
‫تو دنیای جنایتکارها، منابع داره

00:20:49.930 --> 00:20:51.940
‫بهش اعتماد داری؟

00:20:51.940 --> 00:20:53.420
‫با تمام وجودم

00:20:55.230 --> 00:20:56.420
‫تنهامون بذار

00:21:03.700 --> 00:21:05.450
‫عین بابات می‌مونی

00:21:06.070 --> 00:21:08.870
‫پدرت هم فوق‌العاده زودباور بود

00:21:09.660 --> 00:21:12.410
‫همیشه آدم‌ها رو به مأموریت‌ها
تو ارجحیت قرار می‌داد

00:21:13.790 --> 00:21:14.980
‫و همین به کشتنش داد

00:21:19.710 --> 00:21:21.740
‫حواست به هولاک باشه

00:21:21.740 --> 00:21:23.720
‫اما ازش فاصله بگیر

00:21:24.060 --> 00:21:27.080
‫باید مراقب خودت باشی

00:21:31.520 --> 00:21:33.020
‫هنوز بهش فکر می‌کنی؟

00:21:33.980 --> 00:21:35.190
‫هر روز

00:21:36.270 --> 00:21:39.270
‫پدرت بزرگ‌ترین فداکاری ممکن رو کرد،

00:21:39.270 --> 00:21:43.030
‫برای همین با خودم عهد بستم که
‫ازت محافظت کنم

00:21:43.610 --> 00:21:45.110
‫مراقب باش، سید

00:21:45.990 --> 00:21:47.570
‫حواسم به هولاک هست

00:21:56.710 --> 00:21:57.750
‫دروغ میگه

00:21:59.540 --> 00:22:01.710
‫با اون حرومزاده می‌خوابه

00:22:10.140 --> 00:22:12.850
‫گفتم فیشینگ برای پیدا کردن اهرم فشار،
‫کار اشتباهیـه

00:22:12.850 --> 00:22:14.890
‫اما گوش نکردی و الان فهمیدن

00:22:14.890 --> 00:22:16.980
‫پای تو گیر نیست

00:22:17.440 --> 00:22:20.110
‫نگران خودم نیستم،‌ لیوای

00:22:20.110 --> 00:22:22.320
‫نگران تو ام. باید به حرفای وامونده‌م
گوش می‌کردی

00:22:22.320 --> 00:22:25.450
‫دنبال این بودی که جلو بیفتی،
‫چون فکر می‌کردی توی خطری و

00:22:25.450 --> 00:22:28.320
‫- الان واقعاً‌ توی خطری
‫- همیشه بودم. منظور من همینـه

00:22:28.320 --> 00:22:31.840
‫آرشیو ۶ هر چیزی که تا الان ازش می‌ترسیدم رو
‫ثابت می‌کنه

00:22:31.840 --> 00:22:34.910
‫سیا می‌خواد من رو بکشه، درست مثل بقیه

00:22:34.910 --> 00:22:36.250
‫کدوم بقیه؟

00:22:36.250 --> 00:22:38.500
‫آرشیو یه فهرست از تموم عملیات‌های قبلیـه که

00:22:38.500 --> 00:22:40.750
‫تحت پروتکل اتواتر انجام شده

00:22:40.750 --> 00:22:43.000
‫کار ما انجام عملیات‌های بدون مجوزه

00:22:43.000 --> 00:22:47.260
‫آره، اما من و تو تنها عامل‌های
‫برنامه‌ی مخفی بردفورد نیستیم

00:22:47.260 --> 00:22:49.890
‫بردفورد هم عین ما
عملیات‌های بدون مجوز و مخفیانه

00:22:49.890 --> 00:22:50.970
‫انجام میده

00:22:50.970 --> 00:22:54.020
‫بدون هیچ نظارتی، مأمورهاش رو
وارد عملیات می‌کنه

00:22:54.020 --> 00:22:58.140
‫اطلاعات محرمانه‌ای رو بهشون میده که
‫هنوز برای انتشار تأیید نشدن و

00:22:58.140 --> 00:23:01.400
‫ازش برای بیرون کشیدن و کشتن دشمن‌هامون
‫استفاده می‌کنه

00:23:01.400 --> 00:23:04.340
‫لندن، قاهره، آتن

00:23:04.340 --> 00:23:07.200
‫فقط یه چندتاش رو چاپ کردم.
‫این تازه اولشـه

00:23:07.200 --> 00:23:08.490
‫این یه طرح مخفیـه

00:23:08.490 --> 00:23:10.030
‫کاملاً خودسرانه‌ست

00:23:10.030 --> 00:23:12.380
‫سید، نمی‌دونم این کارگزارها رو
‫از کجا میاره اما

00:23:12.380 --> 00:23:15.330
‫تنها کسایی که هنوز زنده‌ن،
‫اوناییـن که مشغول به کارن

00:23:15.330 --> 00:23:19.290
‫چون به محض این که کار عواملش تموم بشن،
‫اونا رو ناکار می‌کنه

00:23:19.290 --> 00:23:22.630
‫سید، پدرت جزو اولین سوژه‌های بردفورد بوده

00:23:31.180 --> 00:23:34.350
‫- حالا چی‌کار کنیم؟
‫- من باید فرار کنم. مخفی شم

00:23:35.390 --> 00:23:37.140
‫چاره‌ی دیگه‌ای مگه دارم؟

00:23:37.140 --> 00:23:39.600
‫ماجرا رو علنی کن.
‫حقایق رو افشا کن

00:23:39.600 --> 00:23:41.690
‫خیلی خطرناکـه

00:23:41.690 --> 00:23:43.060
‫کار درست همینـه

00:23:43.060 --> 00:23:44.980
‫بردفورد آدم با نفوذیـه

00:23:44.980 --> 00:23:47.400
‫تموم حرفامون رو تکذیب می‌کنه

00:23:47.400 --> 00:23:49.490
‫مطمئنی آخرش می‌تونن ردت رو بگیرن؟

00:23:49.490 --> 00:23:51.700
‫ردپای دیجیتالیم رو کل اون نفوذ هست

00:23:52.540 --> 00:23:54.160
‫شاید من بتونم مسیرشون رو عوض کنم

00:23:54.160 --> 00:23:55.790
‫نه، نظارت کردن فرق می‌کنه سید

00:23:55.790 --> 00:23:57.870
‫به محض این که یه بخش از
‫آرشیو رو دانلود کنم،

00:23:57.870 --> 00:24:00.820
‫خودم رو لو میدم.
‫اونا هم یه تیم می‌فرستن دنبالم

00:24:00.820 --> 00:24:02.920
‫میان اینجا و می‌کشنم

00:24:04.630 --> 00:24:05.710
‫نمی‌تونم از دستت بدم

00:24:07.220 --> 00:24:09.280
‫پس باهام بیا

00:24:12.090 --> 00:24:15.960
‫بیا با همدیگه بریم،
‫یه زندگی جدید شروع کنیم

00:24:17.060 --> 00:24:18.640
‫من زندگی دارم

00:24:18.640 --> 00:24:19.730
‫جداً؟

00:24:21.640 --> 00:24:24.000
‫چقدر بعد از این که از رابطه‌مون خبردار بشه؟

00:24:25.440 --> 00:24:27.630
‫تو به خاطر همکاری با من مجرمی

00:24:29.030 --> 00:24:30.240
‫نمی‌تونم

00:24:30.240 --> 00:24:33.820
‫اگه بریم، بردفورد جرأت نمی‌کنه بیاد سمت‌مون

00:24:33.820 --> 00:24:35.450
‫اهرم فشار داریم

00:24:35.950 --> 00:24:39.170
‫اگه تهدید کنیم که آرشیو رو علنی می‌کنیم،

00:24:39.170 --> 00:24:41.000
‫شاید زنده بمونیم

00:24:46.090 --> 00:24:48.020
‫من عاشقتم، لیوای

00:24:49.550 --> 00:24:51.320
‫اما پدرم...

00:24:51.320 --> 00:24:53.680
‫خونواده‌م...

00:24:55.560 --> 00:24:58.000
‫نمی‌تونم پام رو از این ماجرا بکشم بیرون

00:24:58.770 --> 00:25:00.980
‫باید درستش کنم

00:25:00.980 --> 00:25:03.020
‫حقیقت رو افشا کنم

00:25:03.020 --> 00:25:05.020
‫به حرفی که زدم فکر کن

00:25:10.190 --> 00:25:11.720
‫وقت زیادی نداریم

00:25:15.490 --> 00:25:17.120
‫« واشینگتن دی.سی »

00:25:17.120 --> 00:25:19.320
‫خیلی شما دخترها رو دوست داشت

00:25:19.320 --> 00:25:21.160
‫می‌دونم، مامان

00:25:21.160 --> 00:25:24.160
‫شاید مجبور شدم یه مدتی نباشم

00:25:25.960 --> 00:25:27.290
‫کِی میای خونه؟

00:25:29.170 --> 00:25:30.630
‫معلوم نیست

00:25:34.380 --> 00:25:36.930
‫- تو دردسری افتادی؟
‫- نه

00:25:37.720 --> 00:25:39.100
‫مسائل کاریـه دیگه

00:25:42.180 --> 00:25:44.000
‫دروغ میگی

00:25:46.270 --> 00:25:49.230
‫قضیه درمورد پدرت و
‫اتفاقیـه که واقعاً افتاده

00:25:50.780 --> 00:25:53.650
‫واسه چی میگی اتفاقی که واقعاً‌ افتاده؟

00:26:05.880 --> 00:26:09.000
‫هیچ‌وقت نمی‌خواستم تو یا خواهرت
‫آسیبی ببینید

00:26:09.620 --> 00:26:13.000
‫اصل قضیه همیشه این بوده که
‫از شما دخترها محافظت کنم

00:26:18.890 --> 00:26:22.810
‫حس کردم به صلاح‌تونـه که از باباتون
‫به‌عنوان یه قهرمان یاد کنید

00:26:24.540 --> 00:26:26.100
‫مامان...

00:26:26.100 --> 00:26:29.100
‫چی داری میگی؟

00:26:31.820 --> 00:26:32.860
‫همم

00:26:34.070 --> 00:26:35.820
‫مامان...

00:26:35.820 --> 00:26:38.020
‫حالت خوبـه؟

00:26:45.830 --> 00:26:48.500
‫مامان، این مرده توی عکس که
‫پیش من و باباس کیه؟

00:26:49.130 --> 00:26:52.650
‫به نظرم وقتشـه که حقیقت رو بفهمی

00:26:53.090 --> 00:26:56.376
‫« برانکس جنوبی، نیویورک »

00:26:58.000 --> 00:27:05.000


00:27:07.106 --> 00:27:08.274
‫وینسنت تیاگو؟

00:27:17.992 --> 00:27:18.993
‫سیدنی

00:27:20.495 --> 00:27:24.207
‫وقتی تازه با بابات توی لندن آشنا شدم
‫۲۴ سالم بود

00:27:25.542 --> 00:27:27.919
‫یه پناهنده‌ی بی‌پول بودم

00:27:28.920 --> 00:27:31.464
‫اون یکی رو نیاز داشت که ترکی بلد باشه

00:27:32.840 --> 00:27:34.300
‫مترجمش بودی

00:27:36.094 --> 00:27:41.975
‫دوستیِ من با پدرت تو جاهای خشن و
باشکوه شکل گرفت

00:27:43.142 --> 00:27:46.771
‫ایران، روسیه، لبنان

00:27:48.231 --> 00:27:52.193
‫ولی به خاطر کارمون، دشمنان زیادی تراشیدم

00:27:52.944 --> 00:27:55.238
‫پدرت من رو به اینجا آورد

00:27:55.238 --> 00:27:56.865
‫برای ویزا گرفتنم بهم کمک کرد،

00:27:56.865 --> 00:28:00.034
‫برای بررسی سوابق و مدارک شهروندیم

00:28:00.535 --> 00:28:05.373
‫شش سال به عنوان زبان‌شناس
توی واشینگتن کنارش کار کردم

00:28:10.795 --> 00:28:14.757
‫بعدش اون رو از ما گرفتن

00:28:16.175 --> 00:28:17.969
‫یعنی به قتل رسید

00:28:17.969 --> 00:28:22.307
‫متأسفانه پدرت رو ترور کردن
‫تا از یه راز محافظت کنن

00:28:26.895 --> 00:28:28.605
‫چه رازی؟

00:28:28.605 --> 00:28:31.274
‫به ژاکلین بردفورد مربوطه؟

00:28:32.192 --> 00:28:33.902
‫به آرشیو ۶؟

00:28:38.114 --> 00:28:39.324
‫بریم یه هوایی بخوریم

00:28:41.117 --> 00:28:44.954
‫وقتی پدرت ایده‌ی پروتکلِ اتواتر رو مطرح کرد،

00:28:44.954 --> 00:28:47.790
‫بردفورد دوآتیشه‌ترین حامیش بود

00:28:47.790 --> 00:28:49.334
‫دوتاشون می‌دونستن

00:28:49.334 --> 00:28:52.253
‫که با وجود غیرعادی و مهیب بودنِ برنامه،

00:28:53.046 --> 00:28:56.216
‫قطعاً شرارت‌های بشر رو نابود می‌کرد

00:28:56.799 --> 00:29:01.638
‫توی قلب پدرت،
‫سلاحی بود برای وقتی که چاره‌ای نیست

00:29:01.638 --> 00:29:04.641
‫راهی برای حذف دقیقِ تهدیدهای قریب‌الوقوع

00:29:05.266 --> 00:29:07.602
‫بردفورد یه چیز دیگه دید

00:29:07.602 --> 00:29:12.357
‫فرصتی دید که با بی‌پروایی
‫دشمنان رو در سرتاسر دنیا نابود کنه

00:29:12.357 --> 00:29:15.360
‫بدون یک ذره نظارت، که ازش استفاده کرد

00:29:15.360 --> 00:29:19.364
‫تا حدی پیش رفت که خیلی از
عوامل خودش رو نابود کرد

00:29:19.364 --> 00:29:21.741
‫تا برنامه رو مخفی نگه داره

00:29:22.534 --> 00:29:26.996
‫ولی پدرت بدگمانی‌های اخلاقی عمیقی پیدا کرد

00:29:27.830 --> 00:29:30.534
‫حس کرد عمیقاً بهش خیانت شده ‫و می‌خواست

00:29:30.534 --> 00:29:33.465
این سوءاستفاده رو افشا کنه ولی مدرک نداشت

00:29:33.465 --> 00:29:38.049
‫پس شروع کرد به جمع‌آوری اطلاعات
‫از این اعدام‌های هدفمند،

00:29:38.049 --> 00:29:40.134
‫که خیلی‌هاشون رو مثل تصادف جا زده بودن

00:29:40.718 --> 00:29:45.056
‫شک کرده بود که بردفورد
‫دشمنان سیاسی رو هدف گرفته،

00:29:45.932 --> 00:29:47.767
‫حتی از اون قتل‌ها سود می‌بره

00:29:50.186 --> 00:29:52.939
‫پدرت تحقیقات کمی که جمع کرده بود رو بهم داد

00:29:52.939 --> 00:29:56.192
‫و گفت اگه بلایی سرش اومد،

00:29:57.777 --> 00:29:59.779
‫باید برم سراغ مقامات

00:30:03.157 --> 00:30:05.034
‫فکر می‌کردم توهم زده

00:30:06.494 --> 00:30:10.164
‫یک هفته بعد، توی افغانستان کشته شد

00:30:10.164 --> 00:30:12.834
‫دعا کردم همون‌طور که گفتن یه کمین بوده باشه

00:30:13.459 --> 00:30:16.671
‫ولی وقتی سخنرانی بردفورد
‫برای پدرت در انظار عموم رو دیدم،

00:30:16.671 --> 00:30:19.841
‫که مردی که ازش بیزار شده بود رو
‫ستایش می‌کرد، فهمیدم دروغه

00:30:19.841 --> 00:30:21.426
‫حقیقت رو به مادرت گفتم،

00:30:21.426 --> 00:30:25.013
‫ولی از بردفورد می‌ترسید و گفت ولش کنم

00:30:25.638 --> 00:30:28.016
‫بذارم دخترهاش در آرامش زندگی کنن

00:30:29.392 --> 00:30:31.769
‫بذارم از پدرشون به عنوان یه قهرمان
یاد بشه

00:30:32.854 --> 00:30:35.481
‫- پس همین کار رو می‌کردم
‫- ولی تو هم توی خطر بودی

00:30:35.481 --> 00:30:39.736
‫پس ناپدید شدم. خودم رو حذف کردم

00:30:41.279 --> 00:30:44.282
‫نزدیک به بیست سال، از حقیقت مخفی شدم

00:30:45.450 --> 00:30:48.661
‫خیلی وقته که آرزوی لو دادن بردفورد

00:30:48.661 --> 00:30:51.080
‫برای گرفتن انتقام پدرت رو دارم،
‫کسی که خیلی دوستش داشتم،

00:30:51.080 --> 00:30:54.792
‫ولی تمام چیزی که دارم
این تیکه‌هاست. نه مدرک

00:30:57.003 --> 00:30:58.755
‫اگه مدرکی باشه چی؟

00:30:59.255 --> 00:31:02.508
‫مأموری که بهت گفتم، هارتمن،

00:31:02.508 --> 00:31:04.969
‫به سرورِ لانگلی نفوذ کرده،

00:31:04.969 --> 00:31:08.056
‫به فایلی به نام آرشیو ۶ دسترسی پیدا کرده

00:31:10.266 --> 00:31:12.310
‫تمام حرف‌هات رو تأیید می‌کنه

00:31:13.102 --> 00:31:16.064
‫دستورِ قتل بردفورد، کارگزارهاش،

00:31:16.064 --> 00:31:18.858
‫پول سیاهی که برای عملیات‌هاش
‫ازش استفاده می‌کنه

00:31:18.858 --> 00:31:23.446
‫تو می‌تونی برنامه رو افشا کنی.
‫بردفورد رو به سزای اعمالش برسونی

00:31:23.446 --> 00:31:24.781
‫به اون سادگی‌ها نیست

00:31:24.781 --> 00:31:30.036
‫پدرم مدرکِ اینه که بردفورد
‫حاضره تا کجا پیش بره که رازش رو مخفی کنه

00:31:30.036 --> 00:31:32.330
‫ریسک داره؟ بله

00:31:32.330 --> 00:31:35.208
‫ولی حرکتِ بی‌خطرتر اینه که از این مدارک
‫برای زنده موندن استفاده کرد

00:31:35.208 --> 00:31:37.460
‫تا وقتی هنوز می‌تونم ناپدید بشم

00:31:37.460 --> 00:31:41.506
‫من ناپدید شدم. ساکت موندم

00:31:41.506 --> 00:31:44.092
‫و تا امروز از اون تصمیم پشیمونم

00:31:44.842 --> 00:31:48.638
‫ولی تو یه چیزی داری که من نداشتم. مدرک

00:31:48.638 --> 00:31:50.807
‫تو فرصت تغییر اوضاع رو داری

00:31:51.391 --> 00:31:53.226
‫کاری که پدرت شروع کرد رو تموم کنی

00:31:54.227 --> 00:31:56.646
‫تو می‌تونی درستش کنی

00:31:59.524 --> 00:32:02.151
‫کدوم گوری بودی؟
‫همه منتظرن

00:32:02.151 --> 00:32:05.280
‫- منبع رو شناسایی کردن؟
‫- چرا این‌قدر لفتش دادی؟

00:32:05.280 --> 00:32:06.906
‫گریفین، جوابم رو بده

00:32:06.906 --> 00:32:08.992
‫منبع نفوذ رو شناسایی کردن یا نه؟

00:32:12.036 --> 00:32:15.081
‫خودشه، سید. هارتمن پشت این نفوذهاست

00:32:15.707 --> 00:32:18.071
‫- باورم نمیشه
‫- مدرک داریم

00:32:18.071 --> 00:32:21.421
‫جرم‌شناسی شش اثرِ دیجیتالی منحصربه‌فرد رو
شناسایی کرده که همگی قابل استنادن

00:32:21.421 --> 00:32:23.715
‫مدرک داریم که به شبکه‌مون نفوذ کرده

00:32:23.715 --> 00:32:25.300
‫ببخشید، شما؟

00:32:25.300 --> 00:32:27.927
‫مایکل فیتزجرالد،
‫معاون رئیس بخش ضداطلاعات

00:32:27.927 --> 00:32:29.929
‫ایشون خانم رامباور هستن

00:32:29.929 --> 00:32:31.581
‫آقای کمبل از دفتر مشاور کل اومدن

00:32:31.581 --> 00:32:33.600
‫ما برای دفاع از حق شما اینجاییم،
‫خانم اسکافیلد

00:32:33.600 --> 00:32:35.466
‫هرگونه دخالتِ احتمالی رو مشخص کنیم

00:32:35.466 --> 00:32:36.644
توی چی؟

00:32:36.644 --> 00:32:39.105
‫- کارگزار شما سیا رو هک کرده
‫- به گفته شما

00:32:39.105 --> 00:32:41.608
‫سعی داریم بفهمیم چی برداشته.
‫ببینیم ممکنه چی بدونید

00:32:41.608 --> 00:32:43.067
‫آخرین بار کِی صحبت کردین؟

00:32:44.027 --> 00:32:46.029
‫سید، نمیشه اینجا جواب بدی

00:32:46.029 --> 00:32:49.073
‫سال‌های سال هارتمن رو با
اطلاعاتِ قوی مسلح کردیم

00:32:49.073 --> 00:32:51.367
‫مدت زیادی توی اون زندگی بوده

00:32:51.367 --> 00:32:54.621
‫اگه مرتد شده باشه،
‫اگه کم‌کم اون دروغ رو باور کرده باشه،

00:32:54.621 --> 00:32:56.873
‫برای سازمان فاجعه‌آمیز میشه

00:32:56.873 --> 00:32:59.042
‫پس باهاش ارتباط برقرار می‌کنم و میارمش

00:32:59.042 --> 00:33:00.877
‫نه. نباید ارتباطی داشته باشی

00:33:00.877 --> 00:33:03.379
‫می‌تونم کمک‌تون کنم.
‫بهم اعتماد داره

00:33:03.379 --> 00:33:04.923
‫ولی کم‌کم دارم حس می‌کنم

00:33:04.923 --> 00:33:06.925
‫که من باید وکیل خبر کنم

00:33:06.925 --> 00:33:08.593
گرفتن وکیل توصیه میشه

00:33:08.593 --> 00:33:11.429
‫وکیلِ سازمان داره میگه وکیل بگیرم؟

00:33:11.429 --> 00:33:13.556
‫خانم اسکافیلد، سعی ندارم تحریکت کنم،

00:33:13.556 --> 00:33:15.391
‫ولی سعی کن از دیدگاه ما به قضیه نگاه کنی

00:33:15.455 --> 00:33:16.916
« شماره ناشناس »

00:33:17.393 --> 00:33:19.979
‫- لازمه جوابش رو بدی؟
‫- آره، لازمه

00:33:19.979 --> 00:33:22.774
‫خواهرمه و مادرمون مریضه. جواب میدم

00:33:26.236 --> 00:33:27.320
‫فهمیدن کارِ تو بوده

00:33:27.320 --> 00:33:29.697
‫می‌دونم. یه تیم فرستادن

00:33:29.697 --> 00:33:32.033
‫چه تیمی؟ کجایی؟ خوبی؟

00:33:32.033 --> 00:33:33.243
‫مُردن. همه‌شون

00:33:33.243 --> 00:33:35.578
‫یه تیم دیگه هم می‌فرستن، واسه تو، واسه من

00:33:35.578 --> 00:33:38.248
‫دستور قتل صادر کردن، سید. فهمیدن

00:33:38.248 --> 00:33:40.708
‫- باید ناپدید بشیم
‫- بریم کجا؟

00:33:40.708 --> 00:33:44.153
‫بیا خاباروفسک، هتل آنیا.
‫اتاق ۲۰۳. پنج‌شنبه

00:33:44.153 --> 00:33:46.714
‫- لیوای، صبرکن یه لحظه
‫- گوش کن، تا اون موقع یه نقشه می‌ریزم

00:33:46.739 --> 00:33:48.231
‫پول جور می‌کنم.
پاسپورت جور می‌کنم

00:33:48.231 --> 00:33:50.557
‫فقط یادت باشه، هتل آنیا، خاباروفسک

00:33:50.557 --> 00:33:53.096
‫- می‌تونیم با هم ناپدید بشیم
‫- نه. گوش کن چی میگم...

00:33:53.096 --> 00:33:54.264
دوستت دارم، سید

00:33:55.056 --> 00:33:57.559
‫باید برم. مراقب خودت باش

00:33:58.535 --> 00:34:03.535
♪ Marika Hackman - Before I Sleep ♪

00:35:17.096 --> 00:35:19.891
‫با یه تصمیم غیرممکن مواجهی

00:35:19.891 --> 00:35:24.479
‫با مردی که عاشقشی فرار کنی،
‫یا بمونی و بجنگی؟

00:35:45.416 --> 00:35:47.794
‫- مطمئنیم که خودشه؟
‫- کاملاً

00:35:47.794 --> 00:35:50.380
‫نیروهامون در محل هستن و منتظر دستور شما

00:36:14.988 --> 00:36:16.865
‫- سلام
‫- رسیدی

00:36:16.865 --> 00:36:19.284
‫مستقیم بیا هتل.
‫خبرهای عالی دارم

00:36:19.284 --> 00:36:20.910
‫از آرشیو سر در آوردم

00:36:20.910 --> 00:36:22.537
‫که چطوری باهاش از خودمون محافظت کنیم

00:36:22.537 --> 00:36:25.164
‫یه پرتالِ به‌اشتراک‌گذاری فایله
‫که یه سوئیچِ ارسالِ خودکار داره

00:36:25.164 --> 00:36:28.126
‫باید هر ۷۲ ساعت یک بار
‫یک سری رمزعبور وارد کنیم

00:36:28.126 --> 00:36:32.505
‫وگرنه... اگه بلایی سر یکی از ما بیاد،
‫آرشیو پخش میشه

00:36:32.505 --> 00:36:34.257
‫دادستان کل، کمیته اطلاعاتی،

00:36:34.257 --> 00:36:35.675
‫تمام رسانه‌های خبریِ درست‌درمون

00:36:35.675 --> 00:36:38.052
‫- یه سوئیچ تخریب
‫- آره، دقیقاً

00:36:38.052 --> 00:36:39.512
‫ضمانتِ ماست، سید

00:36:40.138 --> 00:36:42.751
‫به محض این که برسی اینجا،
‫به بردفورد خبر میدیم

00:36:43.224 --> 00:36:44.726
‫لیوای، متأسفم

00:36:51.733 --> 00:36:52.901
‫نیومدی، نه؟

00:36:54.360 --> 00:36:55.403
‫نه

00:36:57.322 --> 00:36:58.698
‫کجایی؟

00:36:58.698 --> 00:37:00.867
‫درباره پروتکل راست می‌گفتی

00:37:01.576 --> 00:37:05.096
‫- بردفورد داره نقش خدا رو بازی می‌کنه
‫- نه، سید

00:37:05.121 --> 00:37:06.873
‫مردم بی‌گناه دارن می‌میرن

00:37:06.873 --> 00:37:09.417
‫نمی‌تونی با بردفورد در بیفتی.
‫زنده نمی‌مونی

00:37:09.417 --> 00:37:10.877
‫چاره‌ای ندارم

00:37:10.877 --> 00:37:14.005
‫اگه من و تو فرار کنیم،
‫خودمون رو نجات میدیم

00:37:14.005 --> 00:37:18.468
‫اگه من بمونم و باهاش مواجه بشم،
‫کی می‌دونه جون چند نفر رو میشه نجات داد؟

00:37:19.802 --> 00:37:23.473
‫کل زندگیم با دروغ احاطه شده بودم

00:37:23.473 --> 00:37:24.599
‫خونه، کار

00:37:24.599 --> 00:37:29.938
‫توی این کار این‌قدر شخصیت‌های مختلف داشتم،
‫که دیگه نمی‌دونم کی هستم

00:37:31.648 --> 00:37:32.732
‫ولی...

00:37:34.984 --> 00:37:37.445
‫فرصت مواجه شدن با حقیقت رو دارم...

00:37:39.739 --> 00:37:42.252
‫و این که برای یه چیزی ایستادگی کنم

00:37:42.825 --> 00:37:45.328
‫نه به خاطر این که دستوری بوده
‫که بهم داده شده،

00:37:45.328 --> 00:37:47.121
‫بلکه چون درست همینه

00:37:47.872 --> 00:37:49.749
‫و چون انتخاب خودمه

00:37:49.749 --> 00:37:52.126
‫سیدنی، نمی‌تونی بدون من با بردفورد در بیفتی

00:37:52.126 --> 00:37:54.212
‫آرشیو دست منه، نه تو

00:37:54.212 --> 00:37:56.756
‫و حاضر نیستم بهت بدمش.
‫زیادی عاشقتم

00:37:56.756 --> 00:37:58.800
‫نمی‌ذارم خودت رو نابود کنی

00:37:59.384 --> 00:38:02.136
‫دوتامون می‌دونیم در افتادن با بردفورد،
خودکشیه

00:38:02.136 --> 00:38:04.472
‫لیوای، از پسش بر میام

00:38:06.516 --> 00:38:08.434
‫خودت بهم نشون دادی

00:38:09.352 --> 00:38:10.979
‫تاب‌آوردن رو تو یادم دادی

00:38:11.479 --> 00:38:15.233
‫گفتی یه موبَرداشتگیِ کوچیک

00:38:15.233 --> 00:38:17.819
‫می‌تونه قوی‌ترین سیستم رو از پا در بیاره

00:38:18.945 --> 00:38:20.613
‫من می‌تونم اون موبَرداشتگی باشم...

00:38:22.365 --> 00:38:24.617
‫و شبکه بردفورد رو نابود کنم

00:38:25.201 --> 00:38:28.413
‫وقتی کارم تموم شد، پیدات می‌کنم

00:38:34.168 --> 00:38:37.630
‫- لیوای، یه حرفی بزن
‫- ریختن اینجا

00:38:37.630 --> 00:38:39.841
‫کی؟ کی اونجاست؟

00:38:39.841 --> 00:38:43.344
‫نیروهای ویژه. مال اون‌ها، مالِ ما.
‫مهم نیست

00:38:43.344 --> 00:38:45.263
‫باید همین الان بزنی بیرون.
‫باید بری

00:38:45.263 --> 00:38:47.599
‫سید، یه قولی بهم بده

00:38:47.599 --> 00:38:50.393
‫لیوای، اگه گرفتنت، می‌کشنت

00:38:50.393 --> 00:38:51.603
‫باید بری

00:38:55.398 --> 00:38:57.317
‫باید بری. خواهش می‌کنم

00:38:57.317 --> 00:38:59.986
‫قول بده نری توی این جنگ

00:39:02.780 --> 00:39:03.781
‫عاشقتم

00:39:05.491 --> 00:39:06.784
‫منم عاشقتم

00:39:11.039 --> 00:39:12.540
‫لیوای؟

00:39:15.877 --> 00:39:17.045
‫بسه

00:39:20.465 --> 00:39:22.258
‫بسه! بسه!

00:39:59.796 --> 00:40:01.881
‫نمی‌تونه قسر در بره

00:40:01.881 --> 00:40:04.296
‫می‌دونم این افراد چطوری کار می‌کنن

00:40:04.321 --> 00:40:08.816
‫طولی نمی‌کشه که تا یه تیم از کُدنویس‌ها
‫اون سوئیچ رو از کار بندازن

00:40:08.841 --> 00:40:11.270
کارگزارهایی که منتظرن تا شکنجه‌ش کنن

00:40:12.100 --> 00:40:13.393
‫خونش رو بریزن و پاکش کنن

00:40:14.060 --> 00:40:16.813
‫- باید به حرفش گوش می‌کردم
‫- نه، از خطراتش باخبر بود

00:40:16.813 --> 00:40:20.692
‫آره. ولی می‌خواست مرگش
‫یه معنایی داشته باشه. تغییری ایجاد کنه

00:40:21.442 --> 00:40:22.610
‫حالا هم...

00:40:34.789 --> 00:40:37.792
‫همینه. مرگش

00:40:37.792 --> 00:40:38.877
‫چی؟

00:40:38.877 --> 00:40:41.170
‫مرگِ لیوای اجتناب‌ناپذیره

00:40:42.714 --> 00:40:44.591
‫اگه بتونیم کنترلش کنیم چی؟
‫اگه...

00:40:45.091 --> 00:40:47.218
‫اگه مرگش راه‌حل باشه؟

00:40:48.136 --> 00:40:51.014
‫لیوای تو مرز سیبری-روسیه دستگیر شد

00:40:51.014 --> 00:40:53.308
‫لانگلی مخفیانه جابجاش می‌کنه

00:40:53.308 --> 00:40:54.392
‫چطوری؟

00:40:54.392 --> 00:40:55.727
‫با هواپیما

00:40:55.727 --> 00:40:57.337
‫ولی اگه اون هواپیما فرود نیاد چی؟

00:40:57.337 --> 00:40:59.441
‫اگه هواپیما سقوط کنه

00:40:59.441 --> 00:41:02.692
‫قبل از این که سیا بتونه
سوئیچ تخریب رو نابود کنه؟

00:41:02.692 --> 00:41:04.944
‫قبل از این که بتونن شکنجه‌ش کنن

00:41:04.944 --> 00:41:09.240
‫اگه هولاک توی مسیر بمیره،
‫سوئیچ تخریب فعال میشه،

00:41:09.240 --> 00:41:11.659
‫آرشیو ۶ خودبه‌خود پخش میشه

00:41:12.160 --> 00:41:14.412
‫بردفورد هم افشا میشه

00:41:14.412 --> 00:41:16.873
‫و مردی که عاشقشی می‌میره

00:41:16.873 --> 00:41:18.791
‫مردی که عاشقشم همین‌جوریش هم مُرده

00:41:23.671 --> 00:41:26.799
‫می‌دونی، من حاضر بودم
هر کاری واسه پدرت بکنم

00:41:27.884 --> 00:41:29.052
‫واسه تو

00:41:30.678 --> 00:41:32.639
‫پس بگو راهش چیه؟

00:41:33.264 --> 00:41:36.351
‫پارسال، من و لیوای یه نقشه ترور

00:41:36.351 --> 00:41:37.477
‫از جانب سازمان طراحی کردیم

00:41:37.477 --> 00:41:41.356
‫ایده این بود که کشتار رو توی
حادثه‌ی سقوط هواپیما مخفی کنیم

00:41:41.356 --> 00:41:43.566
‫سقوطی که بتونی کنترلش کنی

00:41:43.566 --> 00:41:45.777
‫یه کُدنویس اجیر کردیم،
که بدافزارش رو طراحی کرد

00:41:45.777 --> 00:41:48.655
‫برنامه باعث نشتی سوخت و
در نتیجه انفجار می‌شد

00:41:48.655 --> 00:41:50.657
‫پس همه‌ی تیکه‌های نقشه سرِ جاشونن؟

00:41:50.657 --> 00:41:52.492
‫باید سریع اقدام کنیم

00:41:52.492 --> 00:41:55.578
‫بردفورد می‌خواد هولاک رو از روسیه خارج کنه

00:41:55.578 --> 00:42:00.458
‫نزدیک‌ترین پایگاه ایلسونـه، نزدیکِ فربنکس.
‫دوردسته، امنه

00:42:00.959 --> 00:42:02.627
‫وقتی وارد کشور شد،

00:42:02.627 --> 00:42:05.380
‫از یه حاملِ دولتی استفاده می‌کنن
‫که جلبِ توجه نکنه

00:42:05.380 --> 00:42:07.757
‫یه هواپیمای باری، شاید سوخت‌رسان

00:42:07.757 --> 00:42:10.301
‫از آلاسکا می‌برنش به یک پایگاه سرّی

00:42:10.301 --> 00:42:12.303
‫پس آلاسکا تنها شانس ما

00:42:12.303 --> 00:42:13.763
‫- برای اینه که متوقفش کنیم؟
‫- بله

00:42:13.763 --> 00:42:16.015
‫من باید با وکیل‌ها سروکله بزنم،

00:42:16.015 --> 00:42:18.142
‫پس تو باید به سن پترزبورگ بری

00:42:18.142 --> 00:42:19.822
‫و سازنده‌ی بدافزار رو ملاقات کنی

00:42:20.311 --> 00:42:22.188
‫اسمش آرمن ژدانکوئه

00:42:22.188 --> 00:42:25.859
‫وقتی بدافزار رو گرفتی، سوار هواپیما شو،
‫ببرش فربنکس

00:42:25.859 --> 00:42:28.778
‫با یکی از پاسپورت‌های جعلیت وارد کشور شو

00:42:28.778 --> 00:42:31.698
‫برو مسافرخونه.
‫یه جای ساکت. آفتابی نشو

00:42:32.198 --> 00:42:37.203
‫سلام، منم. رسیدم.
‫همه‌چیز طبق برنامه‌ست

00:42:37.704 --> 00:42:43.209
‫مهمه قبل از این که هولاک رو برگردونن به
خاک آمریکا، انجامش بدی

00:42:43.209 --> 00:42:45.295
‫یه روز، نهایتاً دو روز وقت داریم

00:42:45.295 --> 00:42:49.215
‫باید بدافزار رو به خوردِ هواپیما بدی
‫قبل از این که هولاک از آلاسکا خارج شه

00:42:58.683 --> 00:43:01.477
‫منم. رسیدم

00:43:01.477 --> 00:43:03.187
‫هواپیما هم الان نشست

00:43:04.814 --> 00:43:07.942
‫سیدنی، بابت این قضیه مطمئنی؟

00:43:18.995 --> 00:43:20.079
‫مطمئنم

00:43:20.079 --> 00:43:21.789
‫چون وقتی انجام بشه...

00:43:22.457 --> 00:43:23.791
‫لیوای دیگه مُرده

00:43:23.791 --> 00:43:26.127
‫هیچ‌وقت توی پایگاه سرّی زنده نمی‌مونه

00:43:28.129 --> 00:43:30.048
‫ولی این به مرگش معنا میده

00:43:31.382 --> 00:43:35.553
‫بدون که این یعنی انجامِ کار درست و عادلانه،

00:43:36.221 --> 00:43:38.473
‫و افشای یه زنِ فاسد،

00:43:38.473 --> 00:43:42.894
‫که داره با قدرتِ بدون نظارتش
‫جون مردم بی‌گناه رو ازشون می‌گیره

00:43:43.686 --> 00:43:45.438
‫پس آره، مطمئنم

00:43:46.523 --> 00:43:47.982
‫و قلبم رو به درد میاره

00:43:48.566 --> 00:43:51.444
‫ولی تا حالا تو زندگیم از
هیچی مطمئن‌تر نبودم

00:43:54.906 --> 00:43:56.282
‫وقتی انجام شد بهت زنگ می‌زنم

00:44:28.189 --> 00:44:30.191
‫کنترل‌های پرواز هنوز پاسخ نمیدن

00:44:30.191 --> 00:44:31.609
‫برنامه اصلیت رو خاموش کن!

00:44:31.609 --> 00:44:32.735
‫از اینجا ببرش بیرون

00:44:32.735 --> 00:44:34.362
‫اِم‌اِم‌آرت مشکل پیدا کرده

00:44:34.362 --> 00:44:35.572
‫از کجا می‌دونی؟

00:44:35.572 --> 00:44:38.074
‫کامپیوترهاتون ویروسی شدن

00:44:38.074 --> 00:44:40.493
‫این هواپیما برنامه‌ریزی شده که سقوط کنه

00:44:48.835 --> 00:44:51.433
‫واحد مرجع داده‌ها مسموم شده.
‫نمیشه ریست‌شون کرد

00:44:51.433 --> 00:44:53.799
‫سیستم‌های فرعی رو از کار بنداز
‫و کنترل پرواز رو خاموش کن

00:44:53.799 --> 00:44:55.445
‫الان واحد مرجع داده‌ها رو سایکل می‌کنم

00:44:55.445 --> 00:44:57.010
‫نکن. خاموشش کن

00:44:57.010 --> 00:44:59.637
‫هنوز تریم، تراستِ تفاضلی و سکان‌ها رو داریم

00:45:00.930 --> 00:45:03.016
‫۶۰۰۰ فوت. نگه دار

00:45:03.016 --> 00:45:04.475
‫- دماغه بالا
‫- دماغه بالا

00:45:04.475 --> 00:45:09.189
‫- ۳۰۰۰ پا. دماغه بالا!
‫- نگه دار!

00:45:09.189 --> 00:45:10.231
‫آماده‌ی برخورد باش!

00:45:53.775 --> 00:45:54.776
‫ای لعنت

00:46:00.156 --> 00:46:01.407
‫سلام آبجی

00:46:02.659 --> 00:46:04.494
‫چی؟ نه

00:46:05.954 --> 00:46:07.539
‫نه، یادم نرفته

00:46:08.414 --> 00:46:11.751
‫اومدم فروشگاه کادو انتخاب کنم

00:46:12.502 --> 00:46:13.503
‫آره

00:46:15.588 --> 00:46:18.424
‫دارم میام. قبل از کیک می‌رسم

00:46:41.948 --> 00:46:43.032
‫انجام شد؟

00:46:43.032 --> 00:46:44.409
‫یه مشکلی داریم

00:46:44.409 --> 00:46:47.287
‫اون‌طوری که فکر می‌کردیم، هواپیما باری نبود

00:46:47.287 --> 00:46:50.248
‫هواپیمای انتقال زندانی بود و پُر از آدم بود

00:46:50.874 --> 00:46:52.750
‫یعنی چی که پُر بود؟

00:46:52.750 --> 00:46:55.295
‫پُر از زندانی بود. باید یه تصمیمی می‌گرفتم

00:46:55.295 --> 00:46:58.256
‫نقشه‌مون رو اجرا کردم
‫و بدافزار رو نصب کردم

00:46:58.256 --> 00:46:59.424
‫چی‌کار کردی؟

00:46:59.424 --> 00:47:02.927
‫مشکل زندانی‌ها نیستن.
‫مشکل هواپیماست

00:47:02.927 --> 00:47:06.097
‫هواپیما جوری که می‌بایست رفتار نکرد

00:47:06.097 --> 00:47:09.893
‫برنامه‌‌نویسی جواب نداد. یه اتفاقی افتاد

00:47:09.893 --> 00:47:13.146
‫فرود اجباری کردن.
‫شاهد هم داریم

00:47:13.146 --> 00:47:15.690
‫مصدوم. تلفات

00:47:15.690 --> 00:47:18.693
‫ولی نمی‌دونم هولاک بین بازمانده‌هاست یا نه

00:47:19.545 --> 00:47:21.118
‫باید برم

00:47:24.261 --> 00:47:29.261
♪ Irma Thomas - I Haven't Got Time to Cry ♪

00:47:57.815 --> 00:47:59.359
‫اتواتر سقوط کرده

00:48:04.864 --> 00:48:06.616
‫باید اسکافیلد رو بیاری

00:48:06.616 --> 00:48:08.161
‫ایده‌ی افتضاحیه

00:48:08.161 --> 00:48:09.745
خودش هَولاک رو ساخته

00:48:09.745 --> 00:48:11.785
تا جایی که من می‌دونم، این گندکاری خودشـه

00:48:11.810 --> 00:48:13.998
مسیر انتقال زندانی‌ها رو به
آلاسکا کج کردید تا

00:48:14.023 --> 00:48:15.250
هولاک رو سوار کنید؟

00:48:15.250 --> 00:48:17.460
تصاویر ماهواره‌ای نشون میدن بازمانده داشتیم

00:48:17.460 --> 00:48:19.587
که یعنی هولاک هنوز زنده‌ست

00:48:19.587 --> 00:48:21.214
انگار به مشکل برخوردید

00:48:22.173 --> 00:48:23.508
این مشکل همه‌مونـه، سیدنی

00:48:23.508 --> 00:48:26.844
نایب‌سرپرست آلاسکا، فرانک رمنیکـه

00:48:26.844 --> 00:48:28.096
‫سیدنی اسکافیلد هستم

00:48:28.096 --> 00:48:30.181
بگو ‫فرانک. آقای رمنیک پدرم بودن

00:48:30.181 --> 00:48:31.641
می‌خوام یه چیزی رو روشن کنم

00:48:31.641 --> 00:48:33.768
اگه این رازی که مخفی کردی

00:48:33.768 --> 00:48:36.396
‫نسبت به جون و امنیت مردم اینجا
‫برات مهم‌تر باشه،

00:48:36.396 --> 00:48:37.981
به مشکل می‌خوریم

00:48:38.709 --> 00:48:40.707
‫زنم کجاست؟

00:48:40.732 --> 00:48:42.277
اونی که نگرانشـم تویی

00:48:42.277 --> 00:48:45.071
چون فکر می‌کنم این اتفاقات به خاطر توئه

00:48:45.071 --> 00:48:48.283
‫چون یه رازی داری که این مرد
‫ ازش استفاده کرده

00:48:48.283 --> 00:48:50.827
‫پس حتی اگه مجبور بشم،
‫تیکه‌های اون هواپیما رو

00:48:50.827 --> 00:48:53.413
‫دوباره سر هم می‌کنم و
‫آدمت رو پیدا می‌کنم،

00:48:53.413 --> 00:48:55.665
هواپیما رو وادار کرد به حالت دستی بره

00:48:55.665 --> 00:48:57.000
‫کنترلش رو به دست گرفت؟

00:48:57.000 --> 00:48:58.293
‫هواپیما رو نجات داد

00:48:58.293 --> 00:49:00.795
فقط به خاطر اونه که یه عده
توی هواپیما زنده موندن

00:49:00.795 --> 00:49:02.714
‫عاشقتم، لیوای

00:49:02.714 --> 00:49:05.884
‫داره دروغ میگه. با اون حرومزاده می‌خوابه

00:49:05.884 --> 00:49:07.468
جست‌وجوی پیشرفته‌ی تصویر چهره

00:49:07.468 --> 00:49:10.054
‫تو آرشیو یکی از روزنامه‌های مری‌لند
‫ نشونش داده

00:49:10.054 --> 00:49:12.140
از ماجرامون خبر دارن؟

00:49:12.140 --> 00:49:13.433
‫کار اونه، هاچ

00:49:13.433 --> 00:49:14.642
اون هواپیما رو ساقط کرد

00:49:14.642 --> 00:49:16.352
اون تصمیم‌ها رو می‌گیره

00:49:16.352 --> 00:49:18.605
اسکافیلد پشت کل این قضایاست

00:49:30.533 --> 00:49:32.410
‫هیچ‌وقت نمی‌خواستم بهت آسیب برسونم

00:49:35.371 --> 00:49:39.083
‫فقط این کار رو کردم چون می‌دونستم
در هر صورت می‌میری

00:49:40.585 --> 00:49:43.129
‫می‌دونستم مرگت حقیقت رو افشا می‌کنه

00:49:43.129 --> 00:49:44.964
‫بیخیال. تفنگ رو بکش اونور

00:49:44.964 --> 00:49:48.593
‫باید جلوی بردفورد رو بگیرم
‫و آرشیو رو افشا کنم

00:49:49.177 --> 00:49:53.890
‫ببین... کشتنِ من آرشیو رو پخش نمی‌کنه

00:49:53.890 --> 00:49:56.517
‫افرادِ بردفورد سوئیچ رو غیرفعال کردن

00:49:57.227 --> 00:49:58.353
‫حرفت رو باور نمی‌کنم

00:49:59.646 --> 00:50:01.833
‫مرگِ من باعثِ هیچی نمیشه

00:50:01.858 --> 00:50:03.693
‫می‌تونم آرشیو رو بهت بدم

00:50:04.347 --> 00:50:07.511
‫اگه باور نداری، ماشه رو بکش

00:50:19.207 --> 00:50:20.761
‫بردفورد هستم

00:50:20.786 --> 00:50:22.746
‫سوئیچ رو غیرفعال کردی؟

00:50:23.998 --> 00:50:25.083
‫کجایی؟

00:50:26.214 --> 00:50:27.215
‫جوابم رو بده

00:50:27.799 --> 00:50:31.667
‫بله، سوئیچ تخریب غیرفعال شده.
‫دسترسی هولاک قطع شده

00:50:31.692 --> 00:50:33.947
‫می‌دونیم تو اون هواپیما رو ساقط کردی، سید

00:50:33.972 --> 00:50:36.324
هارد اثبات‌کننده‌ش رو داریم

00:50:36.349 --> 00:50:39.825
‫بعد از تمام زحماتی که کشیدم،
بهم خیانت کردی؟

00:50:41.187 --> 00:50:43.356
‫زنی این حرف رو می‌زنه که پدرم رو کشته

00:50:44.315 --> 00:50:45.650
‫بابات باهوش بود،

00:50:45.650 --> 00:50:48.610
‫ولی نه اون‌قدر که بدونه
‫کِی باید از سر راه بره کنار

00:50:49.210 --> 00:50:51.589
‫انگار ارثیه

00:50:51.614 --> 00:50:53.575
‫داریم میایم سراغت، سیدنی

00:50:59.205 --> 00:51:01.941
‫وقتی رو در رو باشی خیلی آسون نیست، درسته؟

00:51:01.941 --> 00:51:05.378
‫وقتی گفتی می‌تونی آرشیو رو
بهم بدی منظورت چی بود؟

00:51:05.378 --> 00:51:07.133
‫وقتی بردفورد دسترسیم رو قطع کرد،

00:51:07.133 --> 00:51:10.428
‫آرشیو رو توی یک نسخه سخت بازسازی کردم

00:51:32.447 --> 00:51:34.824
‫ببخشید که باید این‌جوری تموم می‌شد

00:51:35.464 --> 00:51:37.076
‫کاش می‌تونستیم با هم باشیم

00:51:37.076 --> 00:51:40.622
‫اگه می‌تونستیم چی؟
‫اگه مجبور نبودی تنهایی انجامش بدی؟

00:51:40.622 --> 00:51:41.748
‫منظورت چیه؟

00:51:41.748 --> 00:51:43.541
‫بردفورد می‌افته دنبالت

00:51:44.626 --> 00:51:46.610
‫هرجایی دنبالت میاد

00:52:21.412 --> 00:52:22.497
‫بخواب زمین

00:52:24.658 --> 00:52:25.998
‫بخواب زمین!

00:52:32.298 --> 00:52:34.509
‫کجاست؟ جوابم رو بده

00:52:35.093 --> 00:52:36.578
‫دیگه رفته، فرانک

00:52:37.000 --> 00:52:57.000
  جديدترين اخبار فيلم و سريال در کانال تلگرام و پیج اینستاگرام :
  .:: @MiraMovie1 ::.
  .:: @myZedMovie ::.