﻿WEBVTT

00:00:06.000 --> 00:00:17.000
<b><c.color00abfd> دانلود فیلم و سریال با زیرنویس چسبیده
  ..:: MiraMovie.Top ::..</c></b>
  <b><c.colorFFC947> ..:: MyZed.Top ::..</c></b>

00:01:43.250 --> 00:01:45.958
‫[ اغـوا ]

00:01:47.000 --> 00:01:54.000
  جديدترين اخبار فيلم و سريال در کانال تلگرام و پیج اینستاگرام :
  .:: @MiraMovie1 ::.
  .:: @myZedMovie ::.

00:01:55.000 --> 00:01:58.000
  جديدترين اخبار فيلم و سريال در کانال تلگرام و پیج اینستاگرام :
  .:: @MiraMovie1 ::.
  .:: @myZedMovie ::.

00:01:59.760 --> 00:02:01.800
‫- توی گُلخونه رو گشتی؟
‫- نه.

00:02:02.040 --> 00:02:04.680
‫ایزابل زود برمی‌گرده.
‫نگران نباشین.

00:02:08.868 --> 00:02:10.039
‫رسید.

00:02:26.320 --> 00:02:29.880
‫چه باوقار و جذاب.

00:02:41.920 --> 00:02:46.720
‫من هم توی ماه مه ازدواج کردم

00:02:46.960 --> 00:02:49.520
‫و بسیار خوش‌یُمن بود.

00:02:49.760 --> 00:02:53.880
‫امیدوارم مارکیز هم تا اون‌موقع برسن.

00:02:53.939 --> 00:02:55.659
‫باید تدارکات عروسی رو بچینیم.

00:02:55.937 --> 00:02:59.237
‫امیدوار بودم مارکیز هم باشن
‫تا درباره‌ش صحبت کنیم...

00:03:00.040 --> 00:03:01.960
‫نظرتون چیـه همین‌جا ازدواج کنیم؟

00:03:04.480 --> 00:03:10.068
‫مشخصـه شما هم
‫از مجلس شادی... خوشتون می‌آد.

00:03:36.285 --> 00:03:37.475
‫بانو.

00:03:46.900 --> 00:03:48.258
‫نمی‌تونم...

00:03:49.264 --> 00:03:51.886
‫از چهره‌تون غم می‌باره.

00:03:53.341 --> 00:03:55.581
‫بیاین با خدا صحبت کنین.

00:03:57.702 --> 00:04:00.742
‫اون با همه‌ی دردورنج‌ها آشناست

00:04:02.320 --> 00:04:06.520
‫و عشقش رو از هیچ‌کس دریغ نمی‌کنه.

00:04:15.556 --> 00:04:16.816
‫ایزابل؟

00:04:45.200 --> 00:04:49.064
‫ناگهان پروردگار بر من آمد و فرمود:

00:04:49.447 --> 00:04:53.927
‫«پیش از آن‌که در رحم
‫شکل بگیری، تو را می‌شناختم».

00:04:57.888 --> 00:05:00.574
‫چاره‌ی دیگه‌ای نداشتم.

00:05:02.224 --> 00:05:04.030
‫سردرگم شدم...

00:05:04.841 --> 00:05:07.023
‫گیج شده بودم.

00:05:08.160 --> 00:05:11.360
‫با یه مَرد بی‌رحم ازدواج کردم...

00:05:12.600 --> 00:05:16.560
‫که احساسات زن براش ناخوشاینده...

00:05:18.177 --> 00:05:21.777
‫و خودش رو بالاتر از اون می‌دونه.

00:05:24.680 --> 00:05:26.371
‫اون یه مَرد نیست... هیولاست.

00:05:30.266 --> 00:05:32.183
‫نمی‌خوام ازش چیزی داشته باشم.

00:05:32.497 --> 00:05:33.887
‫هیچی.

00:05:34.880 --> 00:05:37.403
‫مخصوصاً بچه.

00:05:38.838 --> 00:05:43.680
‫وقتی فهمیدم ازش باردار شدم...

00:05:44.840 --> 00:05:46.760
‫بچه رو نمی‌خواستم.

00:05:51.563 --> 00:05:54.563
‫یه راه بیشتر نداشتم.

00:05:56.360 --> 00:05:59.040
‫آیا این موجود بی‌گناه رو
‫وقتی هنوز زنده بود...

00:05:59.065 --> 00:06:01.889
‫غسل تعمید دادین؟

00:06:02.680 --> 00:06:05.003
‫نه، دلم نیومد.

00:06:05.920 --> 00:06:10.720
‫جنایت بزرگی مرتکب شدین.

00:06:10.960 --> 00:06:14.120
‫من توی جایگاهی
‫نیستم که شما رو ببخشم.

00:06:14.360 --> 00:06:17.160
‫التماستون می‌کنم، پدر.

00:06:17.400 --> 00:06:18.914
‫اسم‌تون چیـه، خانم؟

00:06:20.990 --> 00:06:23.750
‫اسم همسرتون رو هم بفرمایین.

00:06:26.120 --> 00:06:27.735
‫اسم‌تون رو بگین، خانم!

00:07:02.103 --> 00:07:03.588
‫کجا بودی؟

00:07:05.209 --> 00:07:06.729
‫ایزابل؟

00:07:11.463 --> 00:07:14.609
‫- به خودت بیا.
‫- بله، قبلاً هم بهم گفتین.

00:07:15.183 --> 00:07:18.910
‫«گذشته یه جسد پوسیده‌ست
‫که ارزش تماشا نداره».

00:07:19.623 --> 00:07:21.303
‫تنهایی نمی‌تونم.

00:07:23.663 --> 00:07:25.423
‫بهتون احتیاج دارم.

00:07:26.438 --> 00:07:28.518
‫امشب باید برگردم پاریس.

00:07:28.724 --> 00:07:30.668
‫پس بگین چی‌کار کنم.

00:07:32.426 --> 00:07:35.623
‫ژرکور می‌خواد اینجا جشن عروسی بگیره.

00:07:35.871 --> 00:07:37.631
‫بانو وولانژ هم خوش‌حالـه.

00:07:38.190 --> 00:07:40.823
‫فعلاً نمی‌تونی کاری بکنی.

00:07:47.860 --> 00:07:51.142
‫حداقل مراسمت موفقیت‌آمیز بود

00:07:51.961 --> 00:07:53.660
‫و مردم هنوز درباره‌ش حرف می‌زنن.

00:07:53.685 --> 00:07:55.445
‫مراسم «ما».

00:08:00.623 --> 00:08:04.583
‫چه بخوای و چه نخوای،
‫کُنت ژرکور با سسیل ازدواج می‌کنه.

00:08:05.190 --> 00:08:08.263
‫ولی این ازدواج فرصت خوبیـه

00:08:08.503 --> 00:08:13.805
‫که اون هم کینه‌ها رو فراموش کنه
‫و با ما متحد بشه.

00:08:13.895 --> 00:08:15.633
‫و قلمروش رو بزرگ‌تر کنه.

00:08:16.638 --> 00:08:18.758
‫بالاخره باید آبروی خودش رو حفظ کنه.

00:08:18.783 --> 00:08:21.863
‫یعنی می‌خواین جلوش زانو بزنم؟

00:08:22.103 --> 00:08:23.943
‫چاره‌ای نداریم.

00:08:26.674 --> 00:08:27.818
‫ایزابل.

00:08:29.430 --> 00:08:31.430
‫از ظاهرت معلومـه غم‌زده‌ای.

00:08:32.655 --> 00:08:35.135
‫یادت باشه مردم هم می‌فهمن.

00:08:38.945 --> 00:08:42.780
‫ژرکور قراره جمعه
‫به صرف ناهار بیاد اینجا.

00:08:43.465 --> 00:08:47.585
‫من هم می‌آم.
‫نگران نباش.

00:09:18.265 --> 00:09:20.945
‫باید این نامه رو شخصاً
‫به وی‌کُنت تحویل بدم.

00:09:21.185 --> 00:09:23.385
‫- بسپرش به من.
‫- جناب، خواهش می‌کنم.

00:09:25.844 --> 00:09:27.620
‫باید شخصاً تحویل بدم.

00:09:28.468 --> 00:09:29.708
‫پس بفرما.

00:09:31.385 --> 00:09:32.822
‫بفرما داخل.

00:09:38.985 --> 00:09:41.825
‫نگران نباش.
‫نامه رو می‌خونه.

00:09:49.825 --> 00:09:52.305
‫مگه توی این دنیای بی‌وفا
‫هنوز کسی به یاد منـه؟

00:09:53.745 --> 00:09:55.305
‫حداقل ابلیس به یادتـه.

00:09:58.705 --> 00:10:00.225
‫ازطرف خاله‌تـه.

00:10:00.465 --> 00:10:02.065
‫خب بخونش.

00:10:04.745 --> 00:10:09.065
‫[ ایزابل به تو احتیاج دارد. ]

00:10:23.745 --> 00:10:25.505
‫صبح به‌خیر، مارکیز.

00:10:31.105 --> 00:10:33.577
‫نقشت توی این دنیا
‫خیلی راحتـه، وی‌کُنت.

00:10:34.305 --> 00:10:37.385
‫- نقش من؟
‫- نقشی که طبیعت بهت داده.

00:10:37.625 --> 00:10:41.185
‫- مَردبودن برات مصونیت داره.
‫- مصونیت از چی؟

00:10:41.425 --> 00:10:43.545
‫اون کارِت دفاع از خود بود.

00:10:43.851 --> 00:10:46.872
‫می‌خواستی زندگی آزادی داشته باشی
‫و همچین تصمیمی گرفتی.

00:10:47.101 --> 00:10:49.966
‫- مطمئن باش زندگی‌ت بهتر می‌شه.
‫- خفه شو لطفاً.

00:10:50.025 --> 00:10:53.985
‫سعی کن دوباره
‫افکارت رو منظم کنی، ایزابل.

00:10:54.225 --> 00:10:56.345
‫مگه خاله‌ی عزیزم
‫همین رو بهت یاد نداده؟

00:10:56.585 --> 00:11:00.112
‫- کِی قراره خفه شی؟
‫- هروقت افکارت منظم بشه.

00:11:00.350 --> 00:11:02.150
‫متأسفانه وقت تنگـه.

00:11:03.465 --> 00:11:06.545
‫شنیدم ژرکور می‌خواد
‫اینجا مراسم عروسی بگیره.

00:11:06.785 --> 00:11:09.112
‫داره رسماً بهت توهین می‌کنه.

00:11:09.137 --> 00:11:11.474
‫عاشق اینـه که رقیبش رو له کنه.

00:11:11.545 --> 00:11:13.945
‫بانو رُزموند که چیز دیگه‌ای می‌گه.

00:11:14.185 --> 00:11:15.425
‫عجب.

00:11:15.665 --> 00:11:17.825
‫تو که همیشه باهاش موافق بودی.

00:11:18.065 --> 00:11:20.665
‫من عاشق خاله‌م هستم،
‫ولی دلم برای تو می‌سوزه.

00:11:20.905 --> 00:11:23.785
‫حتی به خودت هم رحم نمی‌کنی...

00:11:24.025 --> 00:11:25.905
‫اون‌وقت چرا داری ژرکور رو می‌بخشی؟

00:11:26.145 --> 00:11:28.480
‫اون اول باهات نرم می‌شه
‫تا بعداً بهت خنجر بزنه.

00:11:28.720 --> 00:11:31.680
‫وقتی با سسیل ازدواج کنه،
‫از جایگاه جدیدش استفاده می‌کنه

00:11:31.705 --> 00:11:33.985
‫و به‌عنوان مَرد خونه تحقیرت می‌کنه.

00:11:36.505 --> 00:11:39.345
‫یعنی بانو رُزموند
‫این‌قدر ساده‌لوح شده؟

00:11:39.585 --> 00:11:43.105
‫نه، ولی ترسیده.

00:11:43.345 --> 00:11:47.265
‫خاله‌م فکر می‌کنه نمی‌تونه
‫مثل سابق روی مَردها تأثیر بذاره.

00:11:47.505 --> 00:11:51.625
‫اگه توی این دنیای بی‌رحم
‫یه‌لحظه ضعف نشون بدی، کارِت تمومـه.

00:11:51.865 --> 00:11:54.945
‫اگه با ژرکور صلح کنی،
‫توی خطر می‌افتی.

00:11:55.945 --> 00:11:57.345
‫پس پیشنهادت چیـه؟

00:11:58.425 --> 00:12:00.222
‫ازدواج‌شون رو نابود کن.

00:12:10.025 --> 00:12:12.865
‫سسیل و شوالیه دانسنی عاشق همدیگه‌ان.

00:12:13.105 --> 00:12:16.585
‫اون‌قدر ساده‌ان که فکر می‌کنن
‫عشق‌شون پاک و ابدیـه.

00:12:17.891 --> 00:12:19.780
‫عشق رو تسلیم‌شدن در نظر می‌گیرن

00:12:19.825 --> 00:12:23.025
‫و فکر می‌کنن دنیا قراره
‫باهاشون هم‌نظر باشه.

00:12:32.946 --> 00:12:36.026
‫جسم‌شون الان در اوج
‫شور و اشتیاقـه. بهترین فرصتـه.

00:12:38.105 --> 00:12:41.025
‫می‌خوای سسیل بکارتش رو از دست بده؟

00:12:43.268 --> 00:12:44.788
‫طبق معمول.

00:12:47.185 --> 00:12:50.465
‫تو توی این دنیا هیچ کار دیگه‌ای

00:12:50.705 --> 00:12:53.625
‫به‌جز دزدیدن
‫بکارت زن‌های جَوون نداری؟

00:12:53.865 --> 00:12:58.025
‫این چه حرفیـه، بانو.
‫خب سسیل به شوالیه علاقه‌منده.

00:12:58.417 --> 00:12:59.737
‫حالا ادامه بده.

00:13:00.040 --> 00:13:02.920
‫اهداف ما این‌هاست:
‫اعتماد سسیل رو جلب کنیم...

00:13:02.945 --> 00:13:04.465
‫تفکرش رو به موسیقی سوق بدیم...

00:13:04.705 --> 00:13:10.305
‫و به‌طور غیرمستقیم
‫از استاد موسیقی‌ش حرف بزنیم.

00:13:11.865 --> 00:13:15.865
‫سعی می‌کنم باهاش
‫هم‌دردی کنم تا بیشتر حرف بزنه.

00:13:16.945 --> 00:13:19.705
‫هرچی باشه، عشق
‫بیشتر از هرچی، با زبون بیان می‌شه.

00:13:23.785 --> 00:13:27.785
‫و هرچی بیشتر بیان بشه،
‫بیشتر رشد می‌کنه...

00:13:28.025 --> 00:13:29.265
‫احسنت.

00:13:29.505 --> 00:13:33.065
‫- و تو چی‌کار می‌کنی؟
‫- اعتماد دانسنی رو جلب می‌کنم...

00:13:33.305 --> 00:13:35.185
‫از موسیقی حرف می‌زنیم...

00:13:36.185 --> 00:13:37.905
‫از آموزش...

00:13:39.345 --> 00:13:40.945
‫از بلوغ...

00:13:42.905 --> 00:13:45.185
‫و باهاش هم‌دردی می‌کنم.

00:13:47.385 --> 00:13:49.345
‫عشق بیشتر از هرچی،
‫با زبون بیان می‌شه.

00:13:49.585 --> 00:13:52.305
‫و هرچی بیشتر بیان بشه،
‫بیشتر رشد می‌کنه.

00:13:59.425 --> 00:14:01.065
‫و در نهایت فوران می‌کنه.

00:14:01.305 --> 00:14:03.785
‫- شب‌تون به‌خیر، بانو.
‫- شب تو هم به‌خیر.

00:14:20.905 --> 00:14:22.665
‫بیا.

00:16:52.680 --> 00:16:54.960
‫- بانو؟
‫- دیدم شوالیه دانسنی

00:16:54.985 --> 00:16:56.523
‫از خونه فرار کرد.

00:16:58.865 --> 00:17:00.255
‫عزیزم...

00:17:01.385 --> 00:17:03.785
‫باهام حرف بزن.
‫من دوست توام.

00:17:06.145 --> 00:17:08.425
‫ولی کُنت ژرکور گفتن با شما حرف نزنم.

00:17:08.880 --> 00:17:11.160
‫- چرا؟
‫- اگه جواب‌تون رو بدم

00:17:11.185 --> 00:17:12.865
‫به ایشون خیانت کردم.

00:17:14.575 --> 00:17:16.055
‫که این‌طور.

00:17:17.625 --> 00:17:19.304
‫پس بذار حدس بزنم.

00:17:19.985 --> 00:17:22.145
‫بهت گفته من بهت حسادت می‌کنم؟

00:17:24.465 --> 00:17:27.931
‫من هیچ‌وقت خواهرهام رو نمی‌فروشم.

00:17:28.350 --> 00:17:30.510
‫مخصوصاً به مَردها.

00:17:38.665 --> 00:17:40.985
‫بگو چی شد.

00:17:41.440 --> 00:17:43.280
‫این‌ها رو بسپر به خدمتکارهام.

00:17:43.305 --> 00:17:44.945
‫لازم نیست. ممنون.

00:17:50.545 --> 00:17:52.945
‫تو زیبایـی، عزیزم.

00:17:53.400 --> 00:17:55.520
‫تقصیر مَردها نیست که نمی‌تونن

00:17:55.545 --> 00:17:58.505
‫جلوی زیبایی‌ت خودشون رو کنترل کنن.

00:18:05.505 --> 00:18:07.465
‫هرچند حیف شد.

00:18:15.785 --> 00:18:17.985
‫مزاحمت نمی‌شم، فرشته کوچولو.

00:19:00.985 --> 00:19:03.425
‫رفیق!
‫خوش اومدی، برادر!

00:19:03.665 --> 00:19:05.785
‫می‌خوام تنها باشم.

00:19:06.025 --> 00:19:09.720
‫نگرانم کردی، سباستین.
‫خبری ازت نشد.

00:19:09.745 --> 00:19:13.505
‫- می‌گفتی من هم باهات بیام.
‫- بهت یه عذرخواهی بدهکارم.

00:19:13.745 --> 00:19:15.665
‫تازگی بهت توجه نکردم.

00:19:15.905 --> 00:19:18.745
‫دیشب با سه‌تا زن باواریایی بودم.

00:19:18.770 --> 00:19:20.330
‫تعریف کن.

00:19:20.785 --> 00:19:24.465
‫با هم فامیل بودن.
‫از اون وحشی‌های پُرانرژی.

00:19:24.705 --> 00:19:25.945
‫برای همین خسته‌ای.

00:19:26.185 --> 00:19:29.545
‫می‌خواستم زودتر بیام،
‫ولی مسحورم کردن.

00:19:40.705 --> 00:19:42.775
‫در اصل با بانو مارکیز بودم.

00:19:43.745 --> 00:19:45.065
‫چی؟

00:19:47.785 --> 00:19:49.665
‫دیگه فهمیدم خیلی دوستش دارم.

00:19:50.785 --> 00:19:54.225
‫- فکر کردم می‌تونم مقاومت کنم.
‫- هیچ‌وقت براش کافی نمی‌شی.

00:19:54.465 --> 00:19:57.043
‫- ولی بهم بی‌توجهی می‌کنه...
‫- بس کن، وی‌کُنت!

00:19:58.185 --> 00:20:01.265
‫- چی فرمودین؟
‫- اون زن مثل سَمـه.

00:20:01.505 --> 00:20:03.545
‫عقل از سرت پرونده.

00:20:07.545 --> 00:20:10.505
‫دقیقاً واسه همینـه که
‫راستش رو بهت نمی‌گم...

00:20:10.745 --> 00:20:12.625
‫مردک ابله.

00:20:13.825 --> 00:20:16.745
‫حالا که حقیقت این‌قدر
‫برات جالبـه، بگو ببینم...

00:20:16.985 --> 00:20:19.105
‫وقتی دارم از دخترهای
‫وحشی آلمانی حرف می‌زنم...

00:20:19.130 --> 00:20:20.850
‫چی تحریکت می‌کنه؟

00:20:21.466 --> 00:20:24.106
‫اون‌ها؟
‫یا من؟

00:20:24.185 --> 00:20:25.545
‫نمی‌فهمم چی می‌گی.

00:20:25.785 --> 00:20:28.545
‫- این‌جوری دوست داری؟
‫- بس کن!

00:20:31.665 --> 00:20:33.215
‫تو دیوونه شدی!

00:20:33.745 --> 00:20:36.345
‫و تو فکر می‌کنی
‫صاحب منـی، دوست عزیزم.

00:21:07.154 --> 00:21:08.394
‫چی شد؟

00:21:08.425 --> 00:21:10.940
‫شوالیه دانسنی هم بهمون ملحق می‌شه.

00:21:11.505 --> 00:21:16.185
‫بانو وولانژ اصرار کرد که
‫سسیل بعداز صرف ناهار آواز بخونه.

00:21:18.505 --> 00:21:20.385
‫فکر کنم دانسنی دیگه رسیده.

00:21:23.865 --> 00:21:25.825
‫سرحال به نظر می‌آی.

00:21:27.945 --> 00:21:33.425
‫با خواهرزاده‌م خوش گذشت؟

00:21:34.705 --> 00:21:35.945
‫بله.

00:21:38.945 --> 00:21:42.625
‫- پس آماده‌ای؟
‫- آماده‌ام.

00:21:46.000 --> 00:21:53.000


00:21:57.105 --> 00:22:01.305
‫خیلی خوش اومدید، جناب ژرکور.

00:22:08.385 --> 00:22:10.545
‫از مارکیز خبری نشد؟

00:22:10.985 --> 00:22:13.862
‫ارتش‌شون توی ایالت
‫میسیسیپی مستقر شده.

00:22:15.025 --> 00:22:19.105
‫مردم اونجا از فرانسوی‌ها
‫به‌خوبی استقبال کردن.

00:22:19.345 --> 00:22:23.305
‫به‌زودی تمام آمریکا مال ما می‌شه.

00:22:23.545 --> 00:22:25.585
‫عجب مَرد بزرگی.

00:22:25.825 --> 00:22:30.265
‫جسارتاً یه سؤال داشتم.

00:22:31.047 --> 00:22:33.687
‫شما دونفر اولین بار
‫کِی همدیگه رو دیدین؟

00:22:36.600 --> 00:22:40.760
‫فکر کنم من بتونم جواب بدم.

00:22:41.032 --> 00:22:42.832
‫چون من با هم آشناشون کردم.

00:22:45.000 --> 00:22:47.880
‫توی سالن اُپرا بود، درستـه؟

00:22:52.785 --> 00:22:56.485
‫- اشتباه می‌کنین، بانو.
‫- واقعاً؟

00:22:56.760 --> 00:22:59.828
‫مارکیز عزیز، به زودی بین من‌وشما

00:23:00.425 --> 00:23:04.040
‫پیوند خونوادگی ناگسستنی شکل می‌گیره.

00:23:05.099 --> 00:23:06.910
‫و حالا که همسرتون تشریف ندارن...

00:23:07.443 --> 00:23:08.637
‫و متأسفانه همسر شما هم

00:23:08.662 --> 00:23:10.700
‫در قید حیات نیستن که زیارت‌شون کنم...

00:23:10.960 --> 00:23:14.040
‫مشخصاً با این ازدواج

00:23:14.065 --> 00:23:17.625
‫مسئولیت بیشتری روی دوش من هست.

00:23:18.945 --> 00:23:21.945
‫هدف من خدمت
‫خالصانه به این خونواده‌ست.

00:23:22.185 --> 00:23:25.945
‫در نتیجه بهتره که
‫همه با هم صادق باشیم.

00:23:26.185 --> 00:23:27.580
‫موافقـین، بانو؟

00:23:28.705 --> 00:23:30.665
‫کاملاً موافقـم.

00:23:31.066 --> 00:23:34.146
‫جزئیات مهم نیست.
‫اصل مطلب رو بدونین، کافیـه.

00:23:34.225 --> 00:23:36.986
‫قبل‌از این‌که
‫ایشون به این جایگاه برسه

00:23:37.865 --> 00:23:43.615
‫خانم ایزابل هیچی نداشتن
‫و از طبقات گمنام جامعه بودن.

00:23:44.265 --> 00:23:47.745
‫از یه شهرستان کوچیک و ناشناخته
‫اومدن تا توی پاریس به جایگاهی برسن.

00:23:47.985 --> 00:23:51.705
‫- پس حقیقت داره.
‫- خنده‌داره، نه؟

00:23:52.960 --> 00:23:55.080
‫ایشون به رهبریِ
‫هوشمندانه‌ی خانم رُزموند

00:23:55.105 --> 00:23:59.505
‫مراسم من رو به هم زد.

00:23:59.960 --> 00:24:02.240
‫و اون‌قدر شجاع بود که در ادامه

00:24:02.455 --> 00:24:04.655
‫اسمش رو زبان‌زد مردم شهر کرد.

00:24:06.305 --> 00:24:09.825
‫و البته هدف‌شون،
‫میزبان مجلس، یعنی من بودم.

00:24:10.065 --> 00:24:12.425
‫ایشون می‌خواست هرطورشده...

00:24:12.665 --> 00:24:18.065
‫توجه من رو جلب کنن.

00:24:18.305 --> 00:24:20.666
‫و به‌خاطرش چه کارها که نکردن.

00:24:23.037 --> 00:24:25.074
‫می‌بینم که غافل‌گیر شدین، بانو.

00:24:26.265 --> 00:24:30.065
‫من هم اون‌شب همین‌طور بودم
‫و البته حس انزجار داشتم.

00:24:32.000 --> 00:24:34.040
‫- من یه‌کم خسته‌ام...
‫- لطفاً بشینین، بانو.

00:24:34.065 --> 00:24:36.345
‫ما رو از حضور خودتون محروم نکنین.

00:24:39.345 --> 00:24:44.545
‫مطمئنـم سسیل جَوان هم درک می‌کنه.

00:24:44.785 --> 00:24:49.185
‫مردم اون‌شب
‫نگاه بَدی به خانم ایزابل داشتن.

00:24:49.425 --> 00:24:54.745
‫ولی  خانم مارکیز قصه‌ی ما تصمیم گرفت

00:24:54.985 --> 00:24:57.825
‫جرئت به خرج بده
‫و به این جایگاه برسه.

00:24:58.065 --> 00:25:00.345
‫به زنی تبدیل شد که از هیچی نمی‌ترسه.

00:25:00.585 --> 00:25:04.145
‫نه حتی از مَردها و خواسته‌هاشون.

00:25:06.668 --> 00:25:08.637
‫بانو، لطفاً در جریان باشین

00:25:09.291 --> 00:25:13.011
‫که قصد ندارم قضاوت‌تون کنم.

00:25:13.632 --> 00:25:17.472
‫من کل زندگی‌م
‫طرف‌دار حقوق زنان بودم.

00:25:20.025 --> 00:25:26.225
‫برای همین نمی‌خوام از اولین
‫خاطره‌مون برداشت بَدی داشته باشین.

00:25:27.385 --> 00:25:30.545
‫اگه خدایی نکرده
‫فکر کردین منظورم اینـه که

00:25:30.570 --> 00:25:34.610
‫دارین از زیبایی‌تون برای
‫فریب مَردها استفاده می‌کنین

00:25:35.065 --> 00:25:38.545
‫همین‌لحظه ازتون عذرخواهی می‌کنم.

00:25:39.545 --> 00:25:44.665
‫خانم ایزابل مرتوی، من رو می‌بخشین؟

00:25:55.225 --> 00:25:57.745
‫جناب شوالیه دانسنی تشریف آوردند.

00:25:57.985 --> 00:26:00.905
‫سلام عرض می‌کنم.

00:26:01.145 --> 00:26:03.105
‫داشتیم نگران می‌شدیم.

00:26:03.345 --> 00:26:04.945
‫عذرخواهـم.

00:26:05.185 --> 00:26:08.105
‫جناب کُنت ژرکور رو معرفی می‌کنم.

00:26:08.345 --> 00:26:10.745
‫- سلام، جناب.
‫- بفرما بشین.

00:26:49.345 --> 00:26:51.905
‫اون‌وقت می‌خواین
‫با این مَرد آشتی کنم؟

00:27:01.945 --> 00:27:04.745
‫اگه زودتر یه ضربه‌ی مهلک بهش نزنی

00:27:04.985 --> 00:27:07.185
‫تمام استخون‌های بدنت رو خُرد می‌کنه.

00:27:07.719 --> 00:27:10.004
‫خواهرزاده‌تون هم همین رو می‌گه.

00:27:13.905 --> 00:27:15.705
‫دیگه چی بهت گفته؟

00:27:17.425 --> 00:27:19.305
‫باید ازدواج رو به هم بزنیم.

00:27:20.505 --> 00:27:24.287
‫- و سسیل رو با دانسنی پیوند بدیم؟
‫- بله.

00:27:24.865 --> 00:27:27.865
‫که ظاهراً از قبل شروع کردی.

00:27:30.545 --> 00:27:31.927
‫من اشتباه می‌کردم.

00:27:32.705 --> 00:27:34.305
‫حق با والمون بود.

00:27:45.225 --> 00:27:46.465
‫فوق‌العاده بود.

00:27:54.185 --> 00:27:55.825
‫شوالیه؟

00:28:00.305 --> 00:28:01.585
‫سسیل!

00:28:04.065 --> 00:28:05.785
‫اینجا چه خبره؟

00:28:06.025 --> 00:28:08.385
‫شرمنده‌ام.
‫من هم نمی‌دونم...

00:28:08.625 --> 00:28:11.345
‫حتماً پیگیری کنین که موضوع روشن بشه.

00:28:21.339 --> 00:28:24.453
‫- می‌خوام فوراً برم دیدنِ وی‌کُنت.
‫- چَشم، خانم.

00:28:26.139 --> 00:28:27.945
‫وولانژ رو بسپر به من.

00:28:31.425 --> 00:28:34.065
‫- چی شده، بانو؟
‫- نمی‌دونم...

00:28:38.065 --> 00:28:39.865
‫اسب‌تون آماده‌ست، جناب.

00:28:40.105 --> 00:28:43.305
‫- امشب شام نیستم.
‫- بسیار خوب.

00:30:06.265 --> 00:30:09.339
‫بانو وولانژ داره
‫با دخترش حرف می‌زنه.

00:30:10.065 --> 00:30:13.105
‫بی‌صبرانه منتظرم
‫عذاب‌کشیدن ژرکور رو ببینم.

00:30:13.345 --> 00:30:15.185
‫- حدس می‌زدم.
‫- چی رو؟

00:30:15.425 --> 00:30:18.545
‫نفرت.
‫احساس فوق‌العاده‌ایـه.

00:30:18.785 --> 00:30:21.985
‫تا چند روز پیش،
‫مثل آدم‌های نیمه‌جون بودی.

00:30:22.225 --> 00:30:25.265
‫- و حالا کلاً عوض شدی.
‫- می‌گن نفرت آدم رو زشت می‌کنه.

00:30:28.105 --> 00:30:30.105
‫می‌خواستم نشون بدم که هنوز زیبایـی.

00:30:33.865 --> 00:30:39.065
‫بانو وولانژ و دخترش
‫یه‌عالمه اشک ریختن و آشتی کردن.

00:30:39.305 --> 00:30:41.745
‫خیلی احساسی بود.

00:30:41.985 --> 00:30:46.065
‫- پس با ازدواج سسیل و دانسنی موافقـه؟
‫- ظاهراً بله.

00:30:46.467 --> 00:30:50.347
‫می‌گه خوش‌بختیِ دخترش
‫از رضایت خودش مهم‌تره.

00:30:50.425 --> 00:30:53.505
‫- گفت انتخاب همسرش دست خودشـه.
‫- عالی شد.

00:30:53.745 --> 00:30:55.465
‫موفق شدی.

00:30:55.705 --> 00:30:59.865
‫ژرکور به‌خاطر یه موسیقی‌دان خوار شد
‫و کل مردم پاریس فهمیدن.

00:31:01.425 --> 00:31:04.105
‫- نه، هنوز کافی نیست.
‫- جانم؟

00:31:04.345 --> 00:31:07.585
‫بعداز اون کارهاش،
‫این مجازات کافی نیست.

00:31:07.825 --> 00:31:10.706
‫ولی امروز کُنت به‌شدت تحقیر شد.

00:31:11.425 --> 00:31:14.425
‫ناامیدم کردی.
‫فکر می‌کردم جاه‌طلب باشی.

00:31:16.705 --> 00:31:21.020
‫ژرکور صرفاً قربانی احساسات سسیل شد.

00:31:21.825 --> 00:31:23.745
‫یه موقعیت تکراری و عادی.

00:31:24.985 --> 00:31:27.293
‫نمی‌خوام فقط عذاب بِکشه.

00:31:28.794 --> 00:31:30.640
‫می‌خوام بدونه کار کی بوده.

00:31:30.665 --> 00:31:33.225
‫منظورت چیـه؟

00:31:33.465 --> 00:31:37.145
‫تو می‌خوای بهم یاد بدی که
‫از مَردهایی مثل ژرکور متنفر باشم؟

00:31:37.385 --> 00:31:39.780
‫من به این چیزها قانع نمی‌شم، بانو.

00:31:40.785 --> 00:31:42.175
‫یه جنگ تمام‌عیار می‌خوام.

00:31:42.265 --> 00:31:44.040
‫جنگی که توش پیروز نمی‌شی.

00:31:44.204 --> 00:31:46.204
‫ولی حداقل پشیمون نمی‌شم.

00:31:49.945 --> 00:31:53.105
‫هرچی ژرکور بیشتر تحقیر بشه
‫و عصبانی بشه...

00:31:54.185 --> 00:31:56.145
‫من خوش‌حال‌تر می‌شم.

00:32:00.905 --> 00:32:03.225
‫بله، من باهاش سر جنگ دارم.

00:32:04.665 --> 00:32:08.185
‫فکر نکنین از روی علاقه‌ست.
‫می‌خوام ازش درس عبرت بسازم.

00:32:09.345 --> 00:32:11.265
‫باید جلوی همه خوارش کنم

00:32:11.505 --> 00:32:13.641
‫تا دیگه کسی جرئت نکنه بهم آسیب بزنه.

00:32:14.425 --> 00:32:17.225
‫فقط با ایجاد وحشت در امان می‌مونم.

00:32:21.665 --> 00:32:25.874
‫می‌دونی وحشت واقعی چیـه؟

00:32:26.764 --> 00:32:29.484
‫این‌که تنها در مقابل مَردها وایستی.

00:32:29.705 --> 00:32:33.249
‫قبلاً هم بهتون گفتم که
‫براتون احترام ویژه‌ای قائلـم.

00:32:34.105 --> 00:32:36.062
‫متوجه حرف‌هاتون هستم.

00:32:36.735 --> 00:32:38.704
‫توازن قدرت...

00:32:39.185 --> 00:32:42.425
‫در ظاهر لبخند بزنم
‫و پشت‌صحنه نقشه بچینم...

00:32:42.665 --> 00:32:45.305
‫می‌دونم با این کارها
‫تونستین در امان بمونین.

00:32:45.545 --> 00:32:46.785
‫اون‌موقع تنها بودین...

00:32:48.985 --> 00:32:51.105
‫و حالا با همـیم.

00:32:51.258 --> 00:32:53.792
‫می‌خوام جبهه‌ی وحشت رو عوض کنم.

00:32:54.705 --> 00:32:58.575
‫می‌خوام پیروزی‌مون رو
‫با هم جشن بگیریم، خانم.

00:33:01.305 --> 00:33:04.385
‫می‌خوام با خشمم،
‫روح ژرکور رو بسوزونم.

00:33:05.425 --> 00:33:07.265
‫باید جلوی مردم پاریس نابود بشه.

00:33:09.065 --> 00:33:12.945
‫با یه‌کم شایعه‌سازی

00:33:13.384 --> 00:33:14.784
‫مشکل حل می‌شه.

00:33:17.745 --> 00:33:19.585
‫ما در خدمتـیم، بانو.

00:33:19.825 --> 00:33:23.345
‫اول باید کاری کنیم که
‫سسیل به‌راحتی از ژرکور جدا نشه.

00:33:23.585 --> 00:33:26.385
‫- چرا؟
‫- هنوز لازمش داریم.

00:33:27.545 --> 00:33:31.185
‫سسیل رو قانع کنین که
‫مادرش داره گولش می‌زنه.

00:33:32.985 --> 00:33:35.305
‫بگین اگه به دانسنی ابراز علاقه کنه

00:33:35.545 --> 00:33:37.785
‫مادرش تنبیهش می‌کنه.

00:33:40.864 --> 00:33:43.224
‫جمله‌بندی‌ش با خودتون.

00:33:48.665 --> 00:33:53.121
‫از اصطلاحات جذاب
‫و شیرین خودتون استفاده کنین.

00:34:13.785 --> 00:34:17.665
‫عزیزم، مادرت بهم گفت...

00:34:17.905 --> 00:34:23.265
‫داره واسه‌ت یه تله می‌ذاره
‫و ازم خواست بهت چیزی نگم.

00:34:23.495 --> 00:34:27.095
‫می‌ذاره همسرت رو خودت انتخاب کنی

00:34:28.945 --> 00:34:32.550
‫ولی گفت اگه انتخابت
‫شوالیه دانسنی باشه

00:34:33.145 --> 00:34:34.625
‫هم حسابی کتکت می‌زنه

00:34:34.865 --> 00:34:40.025
‫و هم کاری می‌کنه
‫که زندگی شوالیه نابود بشه.

00:34:55.905 --> 00:34:58.785
‫اگه می‌خوای با شوالیه ازدواج کنی...

00:34:59.025 --> 00:35:01.945
‫بهش بگو اگه دانسنی رو انتخاب کنه...

00:35:02.613 --> 00:35:05.773
‫مادرش می‌فرستش
‫به بَدترین صومعه‌ی کشور

00:35:06.665 --> 00:35:09.625
‫و شوالیه رو هم بدبخت می‌کنه.

00:35:09.865 --> 00:35:11.265
‫جلوی همه خوار می‌شه

00:35:11.505 --> 00:35:13.585
‫و هیچ جا کار پیدا نمی‌کنه.

00:35:21.665 --> 00:35:23.185
‫می‌خوام با ژرکور ازدواج کنم.

00:35:27.470 --> 00:35:28.830
‫خب بعدش؟

00:35:30.105 --> 00:35:32.105
‫بعدش نوبت اینـه.

00:35:34.060 --> 00:35:37.300
‫مَردها حساسـن و همیشه
‫نگرانـن که نکنه عضو موردعلاقه‌شون

00:35:37.325 --> 00:35:39.236
‫زیادی باشه و یا کمبود داشته باشه...

00:35:39.305 --> 00:35:43.305
‫می‌ترسن مهارت
‫یا دوام کافی نداشته باشه.

00:35:43.545 --> 00:35:48.425
‫همون‌طور که می‌دونین،
‫من با ژرکور نزدیکی داشتم.

00:35:48.665 --> 00:35:52.105
‫- خب؟
‫- اکثر مَردها نگران قوت

00:35:52.345 --> 00:35:55.265
‫یا اندازه‌ی اندام خاص‌شون هستن.

00:35:55.505 --> 00:35:59.266
‫ولی ژرکور باید بیشتر نگران شکلش باشه.

00:36:01.465 --> 00:36:06.019
‫اگه بخوام مثال بزنم،
‫شبیه دَربازکن بطری شرابـه.

00:36:07.225 --> 00:36:13.505
‫و مسلماً این نگرانیِ کوچیک
‫کم‌کم آسیب‌زا می‌شه.

00:36:15.425 --> 00:36:18.945
‫سعی می‌کنه این نگرانی رو
‫با هم‌خوابگی با باکره‌ها مخفی کنه.

00:36:19.206 --> 00:36:21.526
‫جناب کُنت ژرکور تشریف آوردند!

00:36:22.049 --> 00:36:24.449
‫چون باکره‌ها
‫مشابهش رو ندیدن که مقایسه کنن.

00:36:29.545 --> 00:36:34.945
‫ولی مطمئنـم اندام شوالیه دانسنی...

00:36:41.000 --> 00:36:42.240
‫متوجهـین چی می‌گم؟

00:36:42.480 --> 00:36:45.200
‫دانسنی هنوز بابت
‫ماجرای اون‌شب خجالت می‌کِشه.

00:36:45.440 --> 00:36:47.480
‫باید سسیل رو قانع کنیم

00:36:47.505 --> 00:36:50.425
‫که تنها راه برگردوندنِ
‫اعتمادبه‌نفس شوالیه

00:36:50.450 --> 00:36:53.610
‫یه نامه‌ی زیبا

00:36:54.216 --> 00:36:55.936
‫بعداز اولین ملاقات‌شونـه.

00:37:04.745 --> 00:37:07.945
‫یه‌جور... ستایش‌نامه...

00:37:08.185 --> 00:37:10.145
‫برای آلت تناسلی‌ش.

00:37:11.905 --> 00:37:14.745
‫خیلی سختـه.
‫چجوری توصیفش کنم؟

00:37:14.985 --> 00:37:19.385
‫تصویرسازی کن. تشبیهش کن.
‫یه خط شعر بنویس.

00:37:24.185 --> 00:37:28.025
‫می‌نویسم... شبیه یه‌جور گیاهـه.

00:37:29.465 --> 00:37:30.905
‫خیار؟
‫کدو؟

00:37:32.582 --> 00:37:35.822
‫- یه میوه‌ی خاص.
‫- بسیار خوب.

00:37:36.225 --> 00:37:38.705
‫میوه‌ای خاص که نظیر نداره.

00:37:38.945 --> 00:37:40.825
‫میوه‌ای که از بهشت اومده.

00:37:41.065 --> 00:37:42.665
‫حالا بنویس.

00:37:47.785 --> 00:37:50.293
‫[ برایت نامه می‌نویسم،
‫چون می‌دانم خاطرت آزرده است... ]

00:37:50.865 --> 00:37:53.785
‫فقط می‌مونه این‌که
‫نامه رو به دست ژرکور برسونیم.

00:37:54.025 --> 00:37:59.625
‫خدمتکارهای زیادی هستن
‫که جاسوسی می‌کنن.

00:38:26.825 --> 00:38:28.825
‫این نامه برای ژرکور...

00:38:29.065 --> 00:38:31.025
‫مثل تیری توی قلبش می‌شه.

00:38:32.385 --> 00:38:35.805
‫و بعدش تو دست‌به‌کار می‌شی.

00:38:36.425 --> 00:38:37.665
‫وی‌کُنت.

00:38:38.120 --> 00:38:40.120
‫شاید اون خدمتکار خائن...

00:38:40.145 --> 00:38:42.585
‫نامه رو قبل‌از ژرکور
‫به من نشون بده.

00:38:42.968 --> 00:38:46.248
‫من هم ماجرا رو بین
‫مردم کنجکاو پخش کنم.

00:38:46.345 --> 00:38:47.745
‫که یعنی همه‌ی مردم.

00:38:47.985 --> 00:38:52.585
‫یه خدمتکار ناشناس که
‫نامه رو به دونفر می‌فروشه.

00:38:52.825 --> 00:38:55.345
‫- به نظرت پیچیده‌ست؟
‫- بله.

00:38:55.585 --> 00:38:57.945
‫احتمالش بسیار پایینـه. درستـه.

00:38:58.185 --> 00:39:01.985
‫و به همین دلیل ژرکور
‫می‌فهمه قربانیِ یه دسیسه شده.

00:39:02.225 --> 00:39:04.465
‫غیرممکن‌بودنِ ماجرا

00:39:04.705 --> 00:39:06.225
‫می‌شه امضای تو.

00:39:12.705 --> 00:39:17.145
‫بانو، چاره‌ای جز لغو ازدواجم

00:39:17.385 --> 00:39:19.225
‫با دخترتان، بانو سسیل وولانژ ندارم.

00:39:19.465 --> 00:39:22.465
‫لطفاً عذرخواهی مرا بپذیرید.

00:39:22.705 --> 00:39:26.425
‫با احترام.
‫کُنت ژرکور.

00:39:26.665 --> 00:39:29.545
‫نمی‌فهمم... ژرکور...

00:39:30.099 --> 00:39:31.739
‫ازدواج چی شد؟

00:39:44.585 --> 00:39:46.905
‫[ قرارداد ازدواج ]

00:39:54.345 --> 00:39:56.691
‫پس حاضری شهادت بدی که این دغل‌باز

00:39:56.716 --> 00:39:58.996
‫کسی نیست جز وی‌کُنت والمون؟

00:40:01.385 --> 00:40:03.065
‫همون دوست و برادرت؟

00:40:03.520 --> 00:40:06.240
‫این وظیفه‌ی من
‫در قبال سرزمینم و کلیساست...

00:40:06.265 --> 00:40:08.104
‫بله، ولی چرا؟

00:40:09.225 --> 00:40:11.225
‫چرا اومدی اینجا؟

00:40:12.425 --> 00:40:15.102
‫احساس کردم ضعیف و سردرگم شدم.

00:40:16.404 --> 00:40:20.124
‫والمون مقوله‌ی ازدواج رو
‫به سخره گرفته و باید تقاص پس بده...

00:40:20.745 --> 00:40:23.505
‫والمون و مرتوی...

00:40:25.065 --> 00:40:26.321
‫درستـه.

00:40:31.065 --> 00:40:32.865
‫همچین زنی...

00:40:33.105 --> 00:40:37.167
‫یه فاحشه‌ی روستایی که
‫فکر کرده واقعاً مارکیز شده.

00:40:38.145 --> 00:40:40.345
‫این سند حسابی آبروش رو می‌بره.

00:40:40.585 --> 00:40:43.665
‫تأیید می‌کنه که
‫مرتکب گناه دوهمسری شده

00:40:43.905 --> 00:40:46.579
‫و آبروی قهرمان جنگی کشور...

00:40:47.505 --> 00:40:52.265
‫یعنی مارکیز مرتوی رو می‌بره.

00:40:53.545 --> 00:40:58.025
‫فردا می‌رم پیش یه قاضی.
‫جناب توروِل.

00:40:58.265 --> 00:41:00.225
‫مطمئنـم ماجرا رو پیگیری می‌کنه

00:41:00.465 --> 00:41:02.785
‫و ایزابل مرتوی
‫همه‌چی رو از دست می‌ده.

00:41:03.025 --> 00:41:08.105
‫مقامش... ثروتش... شرافتش...

00:41:12.225 --> 00:41:14.425
‫مسئولیت سنگینی رو قبول کردی، جناب.

00:41:19.384 --> 00:41:20.624
‫در همین حد بگم که...

00:41:21.407 --> 00:41:23.367
‫ایزابل خودش می‌دونست
‫وارد چه ماجرایی شده.

00:41:24.625 --> 00:41:25.945
‫همین خوبـه.

00:41:28.665 --> 00:41:34.065
‫با ازدواجش با والمون،
‫به آیین کلیسا توهین کرد.

00:41:34.305 --> 00:41:35.905
‫مگه دیگه چی‌کار کرده؟

00:41:36.145 --> 00:41:38.135
‫قانون مقدس رو زیر پا گذاشته.

00:41:38.705 --> 00:41:40.025
‫عجب.

00:41:40.265 --> 00:41:43.985
‫- اخلاق اجتماعی رو نقض کرد.
‫- آها.

00:41:44.405 --> 00:41:46.885
‫و رسمیت پادشاهی رو بازیچه کرد.

00:41:46.945 --> 00:41:48.305
‫بله. بله.

00:41:49.945 --> 00:41:52.025
‫و البته قوانین خدا رو.

00:41:52.265 --> 00:41:55.691
‫توی صورت خدا خندید
‫و چهره‌ی شیطان به خودش گرفت.

00:42:03.651 --> 00:42:23.651
  جديدترين اخبار فيلم و سريال در کانال تلگرام و پیج اینستاگرام :
  .:: @MiraMovie1 ::.
  .:: @myZedMovie ::.