﻿WEBVTT

00:00:01.171 --> 00:00:02.552
‫[ آنچه گذشت... ]

00:00:03.045 --> 00:00:04.213
‫از اونجا وارد شده؟

00:00:04.338 --> 00:00:06.048
‫مگه مظنون مَرد عنکبوتیـه؟

00:00:06.173 --> 00:00:08.383
‫اشیای باارزش رو نبرده.

00:00:08.508 --> 00:00:10.844
‫ورود اجباری در کار نبوده

00:00:10.969 --> 00:00:12.387
‫ولی این‌طور صحنه‌سازی کردن.

00:00:12.512 --> 00:00:13.513
‫اون چیـه؟

00:00:13.639 --> 00:00:15.265
‫ویبراتور.

00:00:15.390 --> 00:00:16.934
‫این گوشی‌ها مال شماست؟

00:00:17.059 --> 00:00:18.352
‫این‌ها مال مِردیت‌ـه.

00:00:18.477 --> 00:00:21.355
‫یکی‌ش برای تماس با انگلیس‌ـه
‫و یکی برای تماس‌های داخلی.

00:00:21.480 --> 00:00:23.982
‫دخترهای انگلیسی
‫از آماندا خوششون نمی‌آد.

00:00:24.107 --> 00:00:25.734
‫امیدوارم عذاب نکشیده باشه.

00:00:25.859 --> 00:00:27.965
‫معلومـه که عذاب کشیده.
‫خرخره‌ش رو زدن.

00:00:28.814 --> 00:00:31.358
‫موی توی اتاق مِردیت
‫متعلق به یه مَرد سیاه‌پوستـه.

00:00:31.531 --> 00:00:32.741
‫دروغ نگو!

00:00:32.866 --> 00:00:34.534
‫کار پاتریک بود!

00:00:36.119 --> 00:00:38.205
‫خب بعدش چی؟
‫گفتی... کار پاتریک بوده؟

00:00:38.330 --> 00:00:40.999
‫آره. مجبورم کردن
‫تصور کنم اون رو دیدم.

00:00:41.124 --> 00:00:44.753
‫با چهارتا شاهد صحبت کردم
‫و قسم خوردن اونجا حضور داشته.

00:00:44.878 --> 00:00:46.546
‫باید توی زندان کاپان بمونی.

00:00:46.672 --> 00:00:47.881
‫یعنی چی؟
‫تا کِی؟

00:00:48.006 --> 00:00:49.800
‫- حداکثر یک سال.
‫- یک سال؟

00:00:51.551 --> 00:00:53.762
‫راستش یه مَرد آفریقایی بود
‫که با ما بسکتبال بازی می‌کرد.

00:00:53.887 --> 00:00:54.888
‫اسمش چیـه؟

00:00:55.013 --> 00:00:56.223
‫معروفـه به...

00:00:56.348 --> 00:00:57.349
‫«بارون».

00:00:57.474 --> 00:01:01.353
‫اثرانگشت خونی اتاق مِردیت با ناکس...

00:01:01.478 --> 00:01:03.230
‫سولچیتو و لومومبا هم‌خوانی نداره.

00:01:03.355 --> 00:01:04.648
‫مال یکی دیگه‌ست.

00:01:10.000 --> 00:01:21.000
<b><c.color00abfd> دانلود فیلم و سریال با زیرنویس چسبیده
  ..:: MiraMovie.Top ::..</c></b>
  <b><c.colorFFC947> ..:: MyZed.Top ::..</c></b>

00:02:22.392 --> 00:02:24.436
‫چرا دَر بازه؟

00:02:24.561 --> 00:02:25.604
‫کسی اینجاست؟

00:02:28.732 --> 00:02:30.150
‫تو کی هستی؟

00:02:31.693 --> 00:02:36.323
‫شرمنده.
‫دنبال جای خواب می‌گشتم.

00:02:36.448 --> 00:02:37.866
‫مدرسه‌ها حس خوبی بهم می‌دن.

00:02:37.991 --> 00:02:39.326
‫صبر کن ببینم. صبر کن.

00:02:41.736 --> 00:02:43.312
‫- می‌خوام برم.
‫- نه.

00:02:43.872 --> 00:02:45.665
‫- باید به پلیس خبر بدم.
‫- نکنین.

00:02:45.690 --> 00:02:46.737
‫مامان، مامان!

00:02:54.674 --> 00:02:56.301
‫با پلیس تماس گرفتید.

00:02:56.426 --> 00:03:00.097
‫توی مهدکودک‌مون دزد اومده.
‫زود یکی رو بفرستین.

00:03:02.099 --> 00:03:03.183
‫پسرم هم اینجاست.

00:03:05.936 --> 00:03:07.604
‫بله، یه چاقو داره.

00:03:09.096 --> 00:03:13.788
‫[ ۲۷ اکتبر ۲۰۰۷ - ۹:۲۸ صبح ]

00:03:11.524 --> 00:03:13.778
‫[ پنج روز قبل‌از قتل مِردیت ]

00:03:16.793 --> 00:03:20.771
‫[ روایت پیچیده‌ی آماندا ناکس ]

00:03:17.476 --> 00:03:20.790
‫(قسمت چهارم: «عشق دوای هر دردی است»)

00:03:22.119 --> 00:03:24.230
‫روایت‌ها قدرت زیادی دارن.

00:03:29.626 --> 00:03:32.129
‫همیشه برامون منطقی به نظر می‌رسن.

00:03:32.254 --> 00:03:35.340
‫پُر از شناخته‌ها و ناشناخته‌ها هستن.

00:03:35.465 --> 00:03:38.260
‫آقای ناکس! آقای ناکس!

00:03:38.385 --> 00:03:42.472
‫غافل‌گیری‌هایی دارن
‫که بی‌خبر از راه می‌رسن.

00:03:42.597 --> 00:03:47.144
‫اتفاقات طی داستان،
‫پایان خوب یا بَدش رو توجیه می‌کنن.

00:03:47.269 --> 00:03:50.105
‫آقای ناکس، دخترتون
‫از کجا آدم‌کُشی رو یاد گرفته؟

00:03:50.230 --> 00:03:52.232
‫می‌دونستین دخترتون بعداز کُشتن مِردیت

00:03:52.357 --> 00:03:54.025
‫رفته لباس‌زیر زنونه خریده؟

00:03:54.151 --> 00:03:56.528
‫مشکل اینـه که واقعیت...

00:03:56.653 --> 00:04:00.449
‫هرچقدر بی‌ارزش،
‫قابل‌پیش‌بینی و دردناک باشه

00:04:00.574 --> 00:04:02.742
‫به‌اندازه‌ی داستان‌ها قدرت نداره.

00:04:02.868 --> 00:04:05.662
‫اومدم اینجا که
‫پیش دخترم آماندا باشم...

00:04:06.381 --> 00:04:07.727
‫اون بی‌گناهـه.

00:04:08.624 --> 00:04:13.629
‫من هم مثل خونواده‌ی
‫مِردیت کِرچر می‌خوام عدالت اجرا بشه

00:04:14.087 --> 00:04:16.465
‫و آماندا به خونه‌ش برگرده؛
‫جایی که بهش تعلق داره.

00:04:17.466 --> 00:04:18.550
‫خیلی ممنون.

00:04:21.428 --> 00:04:23.054
‫این‌طوری بیشتر تشویق‌شون می‌کنه.

00:04:23.674 --> 00:04:24.890
‫مگه چی‌کار کرد؟

00:04:25.891 --> 00:04:29.019
‫مثلاً باهاشون چشم‌توچشم شد.

00:04:30.562 --> 00:04:31.980
‫نمی‌آی؟

00:04:36.193 --> 00:04:37.235
‫به ایتالیا خوش اومدی.

00:04:37.360 --> 00:04:39.362
‫آره احتمالاً.

00:04:44.034 --> 00:04:45.327
‫- پس خونه اینجاست.
‫- سلام، کورت.

00:04:45.389 --> 00:04:47.455
‫- آره.
‫- چطوری، کریس؟

00:04:49.831 --> 00:04:52.417
‫ای بابا. فکر می‌کردم
‫محکم‌تر دست بدی.

00:04:52.542 --> 00:04:55.837
‫- کریس.
‫- شوخی می‌کنم بابا.

00:04:56.922 --> 00:04:59.841
‫بعداز این‌همه سال، فکر کنم
‫اولین باره به هم دست می‌دیم.

00:05:01.510 --> 00:05:03.184
‫جایی هست که بتونم

00:05:03.209 --> 00:05:04.654
‫- وسایل شبم رو بذارم؟
‫- آره .آره.

00:05:04.679 --> 00:05:06.264
‫- هرجا خواستی، بذار.
‫- عع؟

00:05:06.389 --> 00:05:09.059
‫کریس قراره فردا
‫برای کار برگرده آمریکا...

00:05:11.478 --> 00:05:14.189
‫یه نوشیدنی سنگین می‌خوام.

00:05:14.314 --> 00:05:15.482
‫عع... آبجو توی یخچال هست.

00:05:15.607 --> 00:05:16.983
‫- نه، نمی‌خوره.
‫- شراب هم اونجاست.

00:05:17.208 --> 00:05:19.169
‫- من...
‫- اگه مخلوط نباشه، نمی‌خوره.

00:05:19.194 --> 00:05:20.612
‫من فقط نوشیدنی دخترونه می‌خورم.

00:05:20.837 --> 00:05:22.652
‫البته آماندا این‌طوری می‌گه.

00:05:23.248 --> 00:05:25.242
‫ببین، ترجیح می‌دم

00:05:25.367 --> 00:05:26.826
‫با اون عوضی‌های بیرون حرف نزنی.

00:05:26.952 --> 00:05:29.704
‫اتفاقاً باید حرف بزنیم.

00:05:29.829 --> 00:05:31.831
‫نمی‌دونم متوجه شدی یا نه، ولی دارن

00:05:31.957 --> 00:05:34.084
‫- حرف‌های بَدی درباره‌ی بچه‌مون می‌زنن.
‫- بله، می‌دونم.

00:05:34.109 --> 00:05:35.519
‫- با یه شرکت روابط عمومی حرف زدم.
‫- چی؟

00:05:35.544 --> 00:05:37.087
‫- چرا؟
‫- گفتن کل ماجرا...

00:05:37.193 --> 00:05:38.544
‫نیازی به اون‌ها نیست.
‫وکیل داریم.

00:05:38.588 --> 00:05:41.258
‫باید به دنیا نشون بدیم
‫که دخترمون هیولا نیست...

00:05:41.383 --> 00:05:44.010
‫یه خونواده داره که دوستش داره
‫و پشتش وایستاده.

00:05:44.135 --> 00:05:47.013
‫بله، پشتش بودیم و هستیم.

00:05:47.138 --> 00:05:50.559
‫باید صداش رو به مردم برسونیم، وگرنه

00:05:50.684 --> 00:05:52.602
‫فقط حرف‌های اون لاشی‌ها
‫به گوش‌شون می‌رسه.

00:05:52.727 --> 00:05:54.312
‫آره، ولی اون‌ها منطق حالی‌شون نیست.

00:05:54.437 --> 00:05:56.147
‫پس باید ازشون استفاده کنیم تا صدامون

00:05:56.273 --> 00:05:58.650
‫- به آدم‌های منطقی برسه!
‫- ببخشین که زیادی سرم شلوغ بوده

00:05:58.775 --> 00:06:02.112
‫چون داشتم از دختر
‫آسیب‌دیده‌م مراقبت می‌کردم.

00:06:08.285 --> 00:06:10.620
‫حالا حالش چطوره؟

00:06:11.663 --> 00:06:12.664
‫می‌شناسیش دیگه.

00:06:13.990 --> 00:06:15.308
‫هیچ‌وقت روحیه‌ش رو نمی‌بازه.

00:06:15.333 --> 00:06:17.544
‫حوصله‌ش حسابی سر رفته.

00:06:17.669 --> 00:06:20.046
‫- هرچی کتاب براش بردم، خوند.
‫- خیلی خوبـه که کتاب داره

00:06:20.171 --> 00:06:21.881
‫ولی چیزهای واجب‌تر چی؟

00:06:21.906 --> 00:06:23.282
‫غذا می‌خوره؟

00:06:23.508 --> 00:06:24.759
‫- لباس مناسب داره؟
‫- چطور؟

00:06:24.884 --> 00:06:26.511
‫می‌خوای براش همبرگر بفرستی؟

00:06:26.636 --> 00:06:29.097
‫یا خدا.
‫اینجا رو.

00:06:29.674 --> 00:06:30.907
‫هم‌دستی جدید در قتل...

00:06:30.932 --> 00:06:32.851
‫دانشجوی انگلیسی، مِردیت کِرچر...

00:06:32.985 --> 00:06:35.279
‫هنوز جزئیات مشخص نشده، اما پلیس

00:06:35.304 --> 00:06:38.565
‫طبق شواهد محکمی می‌گوید
‫رودی گیده در صحنه‌ی جُرم حضور داشته.

00:06:38.690 --> 00:06:40.900
‫این خبر خوبیـه، نه؟

00:06:41.026 --> 00:06:43.153
‫این خوبـه...
‫برای آماندا خبر خوبیـه...

00:06:43.278 --> 00:06:44.654
‫ظاهراً روز بعداز قتل کِرچر

00:06:44.779 --> 00:06:47.115
‫از ایتالیا فرار کرده...

00:06:51.119 --> 00:06:54.122
‫- اومد. ازش بپرس. بپرس.
‫- باشه. آروم باش.

00:06:55.165 --> 00:06:58.960
‫آماندا، مَردی به نام
‫رودی گیده می‌شناسی؟

00:06:59.961 --> 00:07:01.504
‫رو... نه.

00:07:01.630 --> 00:07:03.256
‫چطور مگه ؟ کیـه؟

00:07:03.381 --> 00:07:06.134
‫سیاه‌پوست و قدبلند.
‫احتمالاً ساقیـه.

00:07:06.259 --> 00:07:08.386
‫معروف به «بارون».

00:07:08.511 --> 00:07:09.512
‫عع...

00:07:09.638 --> 00:07:12.307
‫نه، نمی‌شناسم.
‫قضیه چیـه؟

00:07:13.475 --> 00:07:15.977
‫اثرانگشت و دی‌ان‌ای اون
‫همه‌جای صحنه‌ی جُرم پیدا شده.

00:07:16.102 --> 00:07:17.837
‫قاتل رو یپدا کردن؟

00:07:18.438 --> 00:07:19.439
‫وای خدا!

00:07:19.564 --> 00:07:21.107
‫یعنی... الان آزادم؟

00:07:21.232 --> 00:07:24.110
‫- خب هنوز دستگیرش نکردن...
‫- نه هنوز.

00:07:24.235 --> 00:07:28.573
‫پیداش می‌کنن، آماندا.
‫این خبر خیلی خوبیـه.

00:07:28.698 --> 00:07:30.867
‫خبرِ خیلی...

00:07:30.992 --> 00:07:33.453
‫- شگفت‌انگیز.
‫- خبر شگفت‌انگیزیـه.

00:07:33.578 --> 00:07:36.539
‫- مگه نه؟
‫- بله، شگفت‌انگیزه.

00:07:36.665 --> 00:07:38.875
‫فقط کافیـه پیداش کنن.

00:07:40.149 --> 00:07:42.442
‫[ ۱۹ نوامبر ۲۰۰۷ - ۴:۳۴ بعدازظهر ]

00:07:42.466 --> 00:07:44.692
‫[ ۱۸ روز از قتل مِردیت گذشته ]

00:07:45.215 --> 00:07:47.467
‫سلام، رودی.
‫بارون...

00:07:47.548 --> 00:07:48.468
‫صدام رو داری؟

00:07:48.593 --> 00:07:49.699
‫آره.

00:07:50.095 --> 00:07:51.242
‫کجایـی؟

00:07:51.921 --> 00:07:53.529
‫از ایتالیا رفتم.

00:07:54.099 --> 00:07:55.183
‫اونجا واسه‌م امن نیست.

00:07:57.304 --> 00:08:00.355
‫آره داداش، نگرانت شدم.

00:08:00.480 --> 00:08:02.821
‫کمکی ازم برمی‌آد؟ پول نمی‌خوای؟

00:08:03.174 --> 00:08:04.207
‫می‌خوام.

00:08:04.446 --> 00:08:05.697
‫من...

00:08:05.985 --> 00:08:07.612
‫- آره، پول‌لازمـم.
‫- در خدمتـم، داداش.

00:08:09.155 --> 00:08:11.199
‫ناسلامتی رفیقـیم.

00:08:13.785 --> 00:08:14.786
‫پول رو کجا بفرستم؟

00:08:18.623 --> 00:08:20.083
‫حرف‌هاشون حقیقت نداره.

00:08:21.418 --> 00:08:22.961
‫یعنی می‌دونی قضیه چی بوده؟

00:08:22.986 --> 00:08:24.946
‫اتفاقاً می‌خواستم به دختره کمک کنم.

00:08:26.256 --> 00:08:28.341
‫وقتی اون اتفاق افتاد،
‫داشتم توی دست‌شویی می‌ریدم.

00:08:28.466 --> 00:08:29.551
‫پس اونجا بودی؟

00:08:32.429 --> 00:08:33.847
‫کی با تو بود؟ پاتریک؟

00:08:33.972 --> 00:08:35.306
‫نه، پاتریک نبود.

00:08:36.933 --> 00:08:41.229
‫سعی کردم دخالت کنم.
‫هر کار تونستم، کردم ولی...

00:08:41.354 --> 00:08:42.564
‫نتونستم جلوی قضیه رو بگیرم.

00:08:42.689 --> 00:08:43.690
‫داره دروغ می‌گه.

00:08:46.609 --> 00:08:47.902
‫پس بذار کمکت کنم.

00:08:49.487 --> 00:08:52.323
‫با خدمات وسترن یونیون
‫برات پول می‌فرستم.

00:08:54.868 --> 00:08:56.870
‫فقط بگو کجایـی.

00:09:04.002 --> 00:09:06.755
‫توی آلمانـم، شهر دوسلدورف.

00:09:09.007 --> 00:09:10.383
‫ببین...

00:09:10.508 --> 00:09:12.385
‫اون‌ها اشتباه می‌کنن.

00:09:14.554 --> 00:09:15.555
‫آماندا اونجا نبود.

00:09:16.905 --> 00:09:18.141
‫اصلاً ربطی به ماجرا نداره.

00:09:27.609 --> 00:09:29.439
‫می‌گه ناکس اونجا نبوده.

00:09:29.905 --> 00:09:30.987
‫شنیدم.

00:09:31.426 --> 00:09:33.198
‫پس به کجا می‌رسیم، جینِروا؟

00:09:33.323 --> 00:09:38.620
‫دی‌ان‌ای گیده روی روبالشی،
‫دستمال توالت، لیوان...

00:09:38.678 --> 00:09:41.589
‫روی لباس، سینه‌بند...

00:09:42.057 --> 00:09:45.102
‫- و داخل بدن مِردیت پیدا شده.
‫- عملاً کون‌مون پاره‌ست.

00:09:45.265 --> 00:09:47.476
‫نه، این چیزی رو عوض نمی‌کنه.

00:09:47.754 --> 00:09:49.881
‫از اول هم می‌دونستیم
‫قاتل هم‌دست داره.

00:09:50.006 --> 00:09:52.634
‫سولچیتو، لومومبا، ناکس و حالا گیده.

00:09:52.759 --> 00:09:54.636
‫آخه چرا باید بگه بقیه اونجا نبودن؟

00:09:54.761 --> 00:09:57.013
‫داره ازشون محافظت می‌کنه.

00:09:57.138 --> 00:10:01.392
‫مثل رفقای لومومبا که
‫الکی براش شهادت دادن.

00:10:01.518 --> 00:10:04.020
‫والنتینا، دی‌ان‌ای لومومبا
‫توی صحنه‌ی جُرم نیست.

00:10:04.145 --> 00:10:06.523
‫جینِروا، مگه دختره جلوی
‫خودت اسم یارو رو نیاورد؟

00:10:06.648 --> 00:10:07.607
‫- درستـه.
‫- خب دیگه.

00:10:07.732 --> 00:10:09.250
‫بچه‌های طبقه‌ی
‫پایین توی اظهارنامه‌شون

00:10:09.275 --> 00:10:11.736
‫اسم «بارون» رو آوردن
‫ولی شما پیداش نکردین.

00:10:11.861 --> 00:10:13.571
‫چون طرف از کشور فرار کرد!

00:10:13.696 --> 00:10:15.532
‫پس ریده شده به همه‌چی!

00:10:15.657 --> 00:10:18.618
‫بسـه!
‫بس کنین، دخترها!

00:10:19.758 --> 00:10:21.609
‫بیاین پرونده رو مرور کنیم.

00:10:21.999 --> 00:10:23.458
‫دی‌ان‌ای گیده.

00:10:23.823 --> 00:10:27.085
‫اظهارنامه‌ی ناکس...
‫راستی دیگه من رو «دختر» صدا نزنی.

00:10:28.127 --> 00:10:30.171
‫می‌دونیم که ورود
‫اجباری هم ساختگی بوده.

00:10:30.296 --> 00:10:32.298
‫دی‌ان‌ای ناکس روی چاقوئـه...

00:10:32.423 --> 00:10:34.050
‫چاقوی سولچیتو.

00:10:34.175 --> 00:10:35.969
‫اظهارنامه‌ی ناکس موضوع اصلیـه.

00:10:37.011 --> 00:10:39.180
‫چرا باید اسم
‫پاتریک لومومبا رو بیاره؟

00:10:40.807 --> 00:10:42.600
‫چرا همچین داستانی سرهم کرد؟

00:10:45.270 --> 00:10:47.063
‫شاید یارو واقعاً اونجا نبوده.

00:10:50.191 --> 00:10:52.151
‫می‌خوام هرچه‌زودتر
‫این بارون برگرده ایتالیا.

00:11:06.624 --> 00:11:08.376
‫ظاهراً طرف فراریـه.

00:11:08.501 --> 00:11:11.880
‫فقط باید دعا کنیم که زود بگیرنش.

00:11:12.005 --> 00:11:14.507
‫بعدش با اولین پرواز از اینجا می‌ریم.

00:11:14.632 --> 00:11:18.052
‫خدایا... احساس می‌کنم
‫شاید آخرش یارو آشنا دربیاد...

00:11:18.177 --> 00:11:19.721
‫قاتل رو می‌گی؟

00:11:24.934 --> 00:11:27.729
‫آخه هرچی بیشتر بهش نگاه می‌کنم...

00:11:27.854 --> 00:11:29.977
‫شاید با بچه‌های طبقه‌ی
‫پایین بسکتبال بازی می‌کرده.

00:11:30.064 --> 00:11:31.816
‫البته اسمش رو نمی‌دونستم...

00:11:31.941 --> 00:11:34.444
‫همه‌ش به این فکر می‌کنم
‫ممکن بود چه بلایی سرت بیاد...

00:11:35.445 --> 00:11:37.405
‫از این وضع متنفرم.

00:11:37.530 --> 00:11:40.450
‫به‌زودی دستگیرش می‌کنن
‫و قضیه تموم می‌شه.

00:11:40.575 --> 00:11:42.118
‫دوست‌تون دارم.

00:11:45.580 --> 00:11:47.790
‫ادای فیل‌ها رو دربیار.

00:11:54.297 --> 00:11:57.133
‫بچه‌هایی که توی
‫زندان به دنیا اومدن...

00:11:58.134 --> 00:12:00.862
‫با مامان‌شون حبس ابد رو می‌گذرونن
‫تا بالاخره ازشون جدا بشن.

00:12:01.804 --> 00:12:03.233
‫ایشون کیـه؟

00:12:03.688 --> 00:12:04.689
‫اسمش میناست.

00:12:04.891 --> 00:12:05.850
‫چاو!

00:12:06.771 --> 00:12:09.663
‫میناخوشگله!

00:12:10.146 --> 00:12:12.774
‫بی‌گناهی از چهره‌شون معلوم بود.

00:12:12.899 --> 00:12:14.635
‫و بی‌گناهی من هم داشت ثابت می‌شد.

00:12:15.360 --> 00:12:16.653
‫چیزی به آزادی‌م نمونده بود.

00:12:16.778 --> 00:12:18.237
‫ناکس!

00:12:20.782 --> 00:12:22.241
‫چاو، مینا.

00:12:25.745 --> 00:12:27.205
‫پاتریک!

00:12:27.330 --> 00:12:29.415
‫پاتریک! پاتریک!
‫آماندا قراره آزاد بشه؟

00:12:29.540 --> 00:12:32.001
‫پاتریک نمی‌خواد چیزی بگه؟

00:12:32.126 --> 00:12:34.337
‫اشتباه بزرگی رخ داده.

00:12:34.462 --> 00:12:36.214
‫و امروز جبران می‌شه.

00:12:36.339 --> 00:12:38.758
‫موکل بنده، پاتریک لومومبا...

00:12:38.883 --> 00:12:42.345
‫طبق شواهد بی‌گناه شناخته شده.

00:12:42.470 --> 00:12:44.138
‫- نه بابا؟ یه‌جوری...
‫- هیس... ساکت باش...

00:12:44.263 --> 00:12:49.268
‫امیدم اینـه که ایشون و خونواده‌شون
‫مجدداً توسط جامعه پذیرفته بشن

00:12:49.394 --> 00:12:51.270
‫و آبروشون حفظ بشه.

00:12:51.396 --> 00:12:52.425
‫در این لحظات...

00:12:52.450 --> 00:12:53.815
‫بالاخره نوبت منـه.

00:12:53.940 --> 00:12:58.403
‫مجرمان واقعی این جنایت
‫شنیع قراره محاکمه بشن.

00:12:58.528 --> 00:12:59.570
‫پاتریک.

00:13:01.614 --> 00:13:04.951
‫می‌خوام از دوست‌هام
‫و خونواده‌م تشکر کنم.

00:13:05.076 --> 00:13:11.874
‫مخصوصاً از همسر و پسرم
‫که توی این ماجرا کنارم بودن.

00:13:12.000 --> 00:13:16.295
‫هیچ‌وقت به آدمی که بودم، شک نکردن.

00:13:21.009 --> 00:13:25.763
‫امیدوارم حق مِردیت مرحوم گرفته بشه.

00:13:29.809 --> 00:13:36.733
‫و در آخر می‌خوام از کسانی تشکر کنم
‫که متوجه حقیقت بودن

00:13:36.858 --> 00:13:41.779
‫و کاری کردن که به آزادی من منجر بشه.

00:13:41.904 --> 00:13:45.366
‫اگه پاتریک بی‌گناهـه،
‫پس نتیجه‌ی تحقیقات چی می‌شه؟

00:13:46.826 --> 00:13:48.745
‫- هیچی.
‫- تا جایی که می‌دونم، هیچی.

00:13:48.870 --> 00:13:49.954
‫ولی این رو می‌دونم

00:13:50.079 --> 00:13:51.456
‫نه.

00:13:51.656 --> 00:13:56.160
‫پاتریک به‌خاطر شهادت دروغ
‫آماندا ناکس دستگیر شد.

00:13:57.253 --> 00:13:59.964
‫و با دستگیری رودی گیده،
‫اون اشتباه هم جبران شده.

00:14:00.089 --> 00:14:01.031
‫نه. نه...

00:14:01.056 --> 00:14:02.194
‫و با اطمینان عرض می‌کنم

00:14:02.300 --> 00:14:05.219
‫که قاتلان واقعی مِردیت کِرچر

00:14:05.344 --> 00:14:08.097
‫به اشد مجازات محکوم خواهند شد.

00:14:08.222 --> 00:14:09.223
‫تک‌تک‌شون.

00:14:18.473 --> 00:14:21.805
‫[ ۹ سپتامبر ۲۰۰۷ - ۶:۱۸ عصر ]

00:14:21.829 --> 00:14:25.197
‫[ ۵۴ روز قبل‌از قتل مِردیت ]

00:14:27.617 --> 00:14:29.202
‫بارون!

00:14:29.327 --> 00:14:30.870
‫برای من هم بریز.

00:14:30.957 --> 00:14:31.971
‫باشه.

00:14:31.996 --> 00:14:35.333
‫حاجی چرا بعداز ریدنت، آب نریختی؟

00:14:35.458 --> 00:14:37.293
‫شرمنده. حواسم نبود.

00:14:37.418 --> 00:14:41.005
‫اون خونواده‌ی پول‌دارت
‫هیچی بهت یاد ندادن؟

00:14:41.130 --> 00:14:42.965
‫اگه از خونه بیرونم نمی‌کردن،
‫یاد می‌دادن.

00:14:46.385 --> 00:14:48.012
‫- سلام.
‫- چاو.

00:14:48.137 --> 00:14:50.264
‫- چاو!
‫- می‌شه بیایم داخل؟

00:14:50.389 --> 00:14:52.642
‫صدامون بلند بود؟ شرمنده.

00:14:52.767 --> 00:14:55.978
‫نه بابا... ولی بو رو فهمیدیم.

00:14:56.104 --> 00:14:58.564
‫آهــا.

00:14:58.689 --> 00:15:00.108
‫عع...

00:15:00.233 --> 00:15:02.610
‫گفتیم شاید یه‌کم اضافه داشته باشین.

00:15:02.735 --> 00:15:03.861
‫بله.

00:15:03.986 --> 00:15:08.491
‫لائورا روز سختی داشته...

00:15:10.952 --> 00:15:11.953
‫اون کیـه؟

00:15:13.538 --> 00:15:14.789
‫اسمش آمانداست.

00:15:14.914 --> 00:15:18.417
‫بالا زندگی می‌کنه.
‫ایتالیایی‌ش خوب نیست...

00:15:18.543 --> 00:15:20.753
‫وگرنه سریع متوجه جذابیت من می‌شد.

00:15:22.255 --> 00:15:23.256
‫چاو.

00:15:27.844 --> 00:15:28.874
‫چاو.

00:15:34.517 --> 00:15:36.853
‫- چاو.
‫- چاو.

00:15:38.813 --> 00:15:40.537
‫تو متولد ماه دسامبری.

00:15:41.232 --> 00:15:43.734
‫همه‌ی دخترهای خوشگل متولد اون ماهـن.

00:15:45.403 --> 00:15:46.379
‫ببخشین...

00:15:46.404 --> 00:15:48.906
‫من... نمی‌فهمم.

00:15:49.153 --> 00:15:50.992
‫حتماً بهش می‌گم.
‫ممنون.

00:15:52.243 --> 00:15:53.911
‫- آخ، ببخشین.
‫- گرفتی؟

00:15:54.036 --> 00:15:55.079
‫- ممنون.
‫- ایول.

00:15:55.204 --> 00:15:56.497
‫- شب به‌خیر.
‫- چاو.

00:15:56.622 --> 00:15:58.416
‫چاو، چاو، ممنون.

00:15:58.541 --> 00:16:00.918
‫ممنون!

00:16:04.505 --> 00:16:05.631
‫بالا زندگی می‌کنن؟

00:16:07.592 --> 00:16:10.720
‫- همین بالا؟
‫- آره، همین بالا.

00:16:10.845 --> 00:16:12.889
‫پس می‌رم برگردونمشون.

00:16:13.014 --> 00:16:14.265
‫بشین بابا!

00:16:14.390 --> 00:16:16.017
‫بگیر بشین.

00:16:16.142 --> 00:16:19.103
‫- جاکومو قبل‌از تو دست‌به‌کار شده.
‫- آفرین، پسر گُل.

00:16:19.228 --> 00:16:22.106
‫- پس می‌رم سراغ اون یکی.
‫- داداش تو هنوز نمی‌تونی راست کنی.

00:16:22.231 --> 00:16:23.399
‫لاشی.

00:16:23.524 --> 00:16:26.110
‫- بچه‌بازی درنیار.
‫- می‌خوای این توپ رو بهت فرو کنم؟

00:16:50.134 --> 00:16:53.387
‫دیدی گفتم، فیلو؟
‫این حرکت جواب می‌ده.

00:16:53.512 --> 00:16:54.931
‫کدوم حرکت؟

00:16:55.056 --> 00:17:00.311
‫گفت اگه شما دوتا برین،
‫ازتون پول ماریجوانا رو نمی‌گیرن.

00:17:00.436 --> 00:17:01.479
‫آخ!

00:17:01.604 --> 00:17:05.399
‫نفهمیدم چی گفتی، ولی فکر کنم
‫دارین از ما سوءاستفاده می‌کنین.

00:17:05.524 --> 00:17:06.943
‫شراب و پاستای مفت رو عشقـه.

00:17:07.068 --> 00:17:09.070
‫- فیلو!
‫- شراب و پاستا.

00:17:09.195 --> 00:17:11.572
‫شراب و پاستا.

00:17:14.367 --> 00:17:15.785
‫به‌به!

00:17:15.910 --> 00:17:17.379
‫هنوز آماده نیست، آماندا!

00:17:21.874 --> 00:17:23.334
‫پوست‌واستخون آمریکایی.

00:17:26.504 --> 00:17:29.090
‫به من غذا بدین.

00:17:30.383 --> 00:17:31.759
‫گرسنه‌ام.

00:18:12.383 --> 00:18:14.927
‫بااین‌که بازرس‌ها من...

00:18:15.052 --> 00:18:19.515
‫رافائله و رودی رو مجرم می‌دونستن

00:18:19.640 --> 00:18:23.811
‫اما رودی فقط از خودش اسم برد
‫و درخواست محاکمه‌ی فوری داد.

00:18:23.983 --> 00:18:27.228
‫زودتر از ما و جداگانه محاکمه شد.

00:18:27.515 --> 00:18:30.318
‫شما به جُرم قتل همراه‌با

00:18:30.461 --> 00:18:35.299
‫تجاوز به مِردیت سوزانا کِرچر
‫گناهکار شناخته شدید.

00:18:35.406 --> 00:18:38.534
‫به‌خاطر محاکمه‌ی سریعش،
‫حکم سبک‌تری گرفت

00:18:38.659 --> 00:18:40.911
‫و مستقیم رفت زندان.

00:18:41.037 --> 00:18:44.920
‫کسی نبود که بهش توهین کنه...
‫رسانه‌ای نبود که ازش بَد بگه...

00:18:45.416 --> 00:18:48.753
‫و حالا بازرس‌ها می‌تونستن
‫با خیال راحت روی هدف اصلی‌شون...

00:18:49.155 --> 00:18:50.921
‫یعنی من و رافائله تمرکز کنن.

00:18:51.922 --> 00:18:53.883
‫رودی گیده حتی به‌اندازه‌ی ما

00:18:54.008 --> 00:18:56.510
‫تحت بازجویی نبود و سؤال‌پیچ نشد

00:18:56.635 --> 00:19:00.431
‫ولی من و رافائله یک سال رو
‫توی زندان گذروندیم.

00:19:00.556 --> 00:19:03.642
‫توی این مدت، وکیل‌ها
‫خودشون رو آماده‌ی دادگاه کردن.

00:19:04.643 --> 00:19:07.855
‫«هرزه»... «فاسد»... «فاحشه»...

00:19:07.980 --> 00:19:11.442
‫این مارک فونتانا وصله‌های مادرش رو
‫به دختر من می‌چسبونه.

00:19:11.567 --> 00:19:14.195
‫می‌دونم براتون سختـه،
‫ولی توجه نکنین. همه‌ش حرفـه.

00:19:14.320 --> 00:19:16.072
‫این‌ها... نه، فقط حرف نیست.

00:19:16.197 --> 00:19:18.783
‫این‌ها اسم‌هاییـه که
‫برای دخترمون گذاشتن.

00:19:18.908 --> 00:19:20.284
‫هنوز خود مطلب رو نخوندیم.

00:19:20.418 --> 00:19:21.878
‫- ببین چی نوشته...
‫- آقای ناکس. خانم مِلاس...

00:19:21.994 --> 00:19:25.998
‫«مینینی می‌گوید کِرچر در نوعی
‫مراسم فرقه‌ای به قتل رسیده

00:19:26.123 --> 00:19:28.709
‫که سه مظنون موردنظر تحت‌تأثیر
‫مواد مخدر و رابطه‌ی جنسی گروهی

00:19:28.834 --> 00:19:30.503
‫با مضمون جشن هالووین...

00:19:30.628 --> 00:19:32.797
‫مریلین مَنسون
‫و کمیک‌بوک‌های ژاپنی بودند.»

00:19:32.294 --> 00:19:32.809
‫(مریلین مَنسون خواننده‌ی معروف موسیقی راک هست
‫که یه شیطان‌پرست در نظر گرفته می‌شه.)

00:19:32.922 --> 00:19:35.383
‫- این چه کُسشعریـه دیگه؟
‫- این‌ها همه‌ش ساختگیـه...

00:19:35.508 --> 00:19:38.386
‫اصلاً ما چرا هنوز اینجایـیم؟

00:19:38.511 --> 00:19:40.554
‫دی‌ان‌ای رودی گیده

00:19:40.679 --> 00:19:42.431
‫- روی اون دختر بیچاره بوده.
‫- حتی خونش.

00:19:42.556 --> 00:19:44.308
‫اثرانگشتش.
‫- همه‌جای اتاق لامصب بوده!

00:19:44.433 --> 00:19:46.477
‫طرف سابقه‌ی دزدی، مواد مخدر

00:19:46.602 --> 00:19:48.270
‫و تعرض به زن‌ها رو داره.

00:19:48.396 --> 00:19:50.773
‫اون‌وقت هنوز دنبال دختر منـن؟

00:19:50.898 --> 00:19:52.566
‫آخه دخترتون از خودش

00:19:52.691 --> 00:19:53.984
‫- و پاتریک اسم برده...
‫- تحت فشار بوده.

00:19:54.110 --> 00:19:55.945
‫یک ساعت بعدش اظهارنامه رو عوض کرد.

00:19:56.070 --> 00:19:57.905
‫بهشون بگو قراره چی‌کار کنیم.

00:19:58.030 --> 00:19:59.156
‫دارم سعی می‌کنم، لوچانو.

00:20:00.241 --> 00:20:03.202
‫ببینید... نظریه‌ها دور از ذهن هستن

00:20:03.327 --> 00:20:06.372
‫و داستان‌هاشون ساختگی‌ان.
‫خبرنگارها از پلیس یه‌چیزی می‌شنون

00:20:06.497 --> 00:20:08.916
‫و می‌آن به مردم انتقال می‌دن.

00:20:09.041 --> 00:20:12.211
‫برای همین لازمـه که...

00:20:15.423 --> 00:20:17.007
‫باید ازشون دعوت کنیم که بیان.

00:20:20.386 --> 00:20:21.554
‫بیان کجا؟

00:20:23.623 --> 00:20:25.266
‫- به دادگاه؟
‫- بله.

00:20:25.391 --> 00:20:26.415
‫مشکل چیـه؟

00:20:26.440 --> 00:20:27.785
‫شوخی‌تون گرفته؟
‫چرا همچین کاری بکنیم؟

00:20:27.810 --> 00:20:29.937
‫دوست ندارن خبرنگارها
‫توی دادگاه باشن.

00:20:30.062 --> 00:20:32.773
‫متوجه نگرانی‌تون هستم،
‫ولی دیگه یه سال گذشته.

00:20:32.898 --> 00:20:35.925
‫بگو خبرنگارها باید دختره رو
‫توی یه فضای امن ببینن.

00:20:34.733 --> 00:20:36.610
‫بیشتر از یه سال گذشته... یه سال...

00:20:36.735 --> 00:20:41.365
‫و خبرنگارها هنوز
‫با آماندا رودررو نشدن.

00:20:41.490 --> 00:20:43.701
‫بذارین چهره‌ی بی‌گناهش رو ببینن.

00:20:43.826 --> 00:20:46.412
‫پلیس توی اون بازجویی براش تله گذاشت

00:20:46.537 --> 00:20:49.081
‫و عمداً هیچی رو ضبط نکرد

00:20:49.206 --> 00:20:51.834
‫چون می‌دونستن براشون بَد می‌شه.

00:20:52.835 --> 00:20:56.797
‫می‌خوایم این کار رو توی دادگاه
‫انجام بدیم تا این اتفاق نیُفته.

00:20:56.922 --> 00:20:58.799
‫حقایق دست ماست.

00:20:58.924 --> 00:20:59.972
‫بله.

00:21:00.301 --> 00:21:02.094
‫و می‌تونیم باهاش
‫این مبارزه رو ببریم.

00:21:04.638 --> 00:21:07.099
‫ولی مردم باید شاهد باشن.

00:21:12.740 --> 00:21:15.490
‫[ ۱۶ ژانویه ۲۰۰۹ - ۵:۰۲ بامداد ]

00:21:15.514 --> 00:21:18.263
‫[ روز اول دادگاه ]

00:21:26.118 --> 00:21:27.369
‫جای من رو گرفتی.

00:21:27.495 --> 00:21:28.579
‫که چی؟

00:21:30.289 --> 00:21:33.918
‫پنج یورو باهات شرط می‌بندم که
‫توی این یه سال، ناکسی‌شیطونه چاق شده.

00:21:36.170 --> 00:21:39.381
‫اگه چاق شده باشه که
‫همه می‌ریم خونه دیگه.

00:22:51.245 --> 00:22:54.748
‫- آماندا! ما اینجایـیم!
‫- آماندا!

00:22:58.210 --> 00:23:00.087
‫- ما اینجایـیم!
‫- نه، صبر کنین!

00:23:00.212 --> 00:23:02.548
‫- تو رو خدا صبر کنین.
‫- دوستت داریم!

00:23:30.034 --> 00:23:32.578
‫خوبـی؟ حالت خوبـه؟

00:23:32.703 --> 00:23:34.371
‫موفق می‌شیم. خیالت راحت.

00:23:37.916 --> 00:23:40.210
‫بلند شو. لطفاً بلند شو.

00:23:43.088 --> 00:23:46.800
‫اجازه بدین یه‌سری چیزها رو روشن کنم.

00:23:46.925 --> 00:23:49.637
‫آخه قراره ببینین که
‫دادگاه قتل ایتالیایی‌ها

00:23:49.771 --> 00:23:51.848
‫خیلی خاص و متفاوتـه.

00:23:52.395 --> 00:23:54.783
‫اول از همه، این بالا روی سکو

00:23:54.808 --> 00:23:58.479
‫همیشه حداقل دو قاضی هست:
‫قاضی اصلی و دستیار.

00:23:58.604 --> 00:24:00.648
‫نمی‌دونم نقش دستیار دقیقاً چیـه.

00:24:00.773 --> 00:24:05.152
‫و بعدش شیش قاضی ثانویه
‫یا همون هیئت منصفه هست.

00:24:05.277 --> 00:24:07.446
‫این‌ها آدم‌های معمولی هستن

00:24:07.571 --> 00:24:11.116
‫که برخلاف دادگاه‌های
‫پیشرفته‌ی آمریکایی

00:24:12.618 --> 00:24:15.621
‫قبل‌از دادگاه از بقیه جدا نمی‌شن
‫و اخبار رو از قبل دنبال می‌کنن.

00:24:15.746 --> 00:24:17.581
‫درست عین بقیه.

00:24:17.706 --> 00:24:19.583
‫ولی مهم‌ترین تفاوت دادگاه اینـه که

00:24:19.708 --> 00:24:22.711
‫قراره محاکمه‌ی کیفری من

00:24:22.836 --> 00:24:24.963
‫همراه‌با محاکمه‌ی مدنی اجرا بشه.

00:24:26.215 --> 00:24:28.217
‫یعنی وکیل‌هام نه‌تنها باید

00:24:28.342 --> 00:24:29.677
‫با بازرس‌های پرونده

00:24:29.802 --> 00:24:33.222
‫که می‌خوان به من و رافائله
‫حبس ابد بدن، مقابله کنن

00:24:33.347 --> 00:24:37.017
‫بلکه باید هم‌زمان با وکیل‌های پاتریک

00:24:37.142 --> 00:24:39.770
‫وکیل‌های خونواده‌ی کِرچر

00:24:39.895 --> 00:24:42.773
‫و وکیل صاحب خونه‌ی
‫دانشجویی درگیر بشن.

00:24:43.899 --> 00:24:47.611
‫همه‌شون دنبال یه خسارت مالی هستن.

00:24:47.736 --> 00:24:49.321
‫راستی یه‌چیز دیگه.

00:24:49.446 --> 00:24:53.075
‫یادتونه که وقتی تحت شکنجه‌ی
‫روانی بودم، اظهاراتی دادم

00:24:53.200 --> 00:24:54.515
‫و وکیلی همراهم نبود؟

00:24:54.551 --> 00:24:56.553
‫گفتم اون شب توی خونه بودم و...

00:24:56.578 --> 00:24:57.996
‫کار پاتریک بود!

00:24:58.122 --> 00:25:00.791
‫دادگاه عالی قبلاً پذیرفته
‫که اظهارات ایشون

00:25:00.916 --> 00:25:03.877
‫طی اون بازجویی پذیرفتنی نبوده.

00:25:04.002 --> 00:25:08.757
‫ولی ظاهراً برای اتهام به
‫آقای لومومبا پذیرفتنی بوده.

00:25:08.782 --> 00:25:10.192
‫صبر کنین. این یعنی چی؟

00:25:10.217 --> 00:25:15.764
‫یعنی هیئت منصفه که هم‌زمان
‫خبر قتل و افترا رو شنیده بود

00:25:15.889 --> 00:25:17.850
‫توقع داشت از یه گوش

00:25:17.984 --> 00:25:20.570
‫اعتراف من به قتل مِردیت رو بشنوه

00:25:22.062 --> 00:25:23.363
‫و از گوش دیگه برعکسش رو.

00:25:23.731 --> 00:25:26.817
‫اگه همون موقع
‫این چیزها رو متوجه می‌شدم

00:25:26.942 --> 00:25:29.695
‫حداقل می‌فهمیدم باید چی بگم.

00:25:29.820 --> 00:25:33.365
‫و شاید می‌فهمیدم که
‫این توصیه به‌شدت اشتباهـه:

00:25:33.490 --> 00:25:34.825
‫سعی کن خودت باشی.

00:25:37.000 --> 00:25:44.000


00:25:48.547 --> 00:25:51.884
‫از اولین برخوردتون با متهم‌ها بگین.

00:25:52.009 --> 00:25:55.763
‫شما اولین افسری بودین
‫که سر صحنه رسیدین.

00:25:55.888 --> 00:25:57.097
‫بفرمایین.

00:25:57.222 --> 00:26:02.815
‫خانم ناکس و آقای سولچیتو
‫از همون اول رفتار عجیبی داشتن.

00:26:03.395 --> 00:26:07.065
‫همه‌ش روی داستان
‫«ورود اجباری» تأکید می‌کردن.

00:26:07.200 --> 00:26:11.662
‫همدیگه رو می‌بوسیدن
‫و روی زانوش می‌نشست.

00:26:11.779 --> 00:26:13.071
‫حتی توی اداره
‫حرکات ژیمناستیک می‌زد.

00:26:13.197 --> 00:26:15.491
‫شبی که اظهارنامه رو ثبت کرد؟

00:26:16.533 --> 00:26:19.912
‫ما که باهاش مهربون بودیم.

00:26:20.037 --> 00:26:24.416
‫آیا به نیازهای ایشون رسیدگی شد؟
‫باهاشون بَدرفتاری شد؟

00:26:25.417 --> 00:26:28.879
‫خیر. ببینید، بازجویی
‫پلیس‌ها کار پُرزحمتیـه.

00:26:29.004 --> 00:26:32.633
‫ساعت‌ها طول می‌کِشه.

00:26:32.758 --> 00:26:38.138
‫قطعاً ایشون خسته شده،
‫ولی ما هم شدیم.

00:26:38.263 --> 00:26:41.141
‫ولی ایشون قبل‌از
‫اعتراف‌کردن مظنون نبودن...

00:26:41.266 --> 00:26:44.561
‫تا این‌که گفتن
‫لومومبا رو آوردن به خونه‌شون.

00:26:44.686 --> 00:26:47.064
‫شاهد نباید به اظهارنامه اشاره کنه...

00:26:47.189 --> 00:26:49.149
‫جناب قاضی!
‫اشاره به اظهارنامه

00:26:49.274 --> 00:26:51.109
‫که حین بازجویی گرفته شده، مجاز نیست!

00:26:51.235 --> 00:26:52.903
‫اگه شما هم دخالت نکنین،
‫چه فایده داره؟

00:26:53.028 --> 00:26:57.157
‫جناب قاضی، این افراد
‫دائما حرف شاهدان رو قطع می‌کنن.

00:26:57.282 --> 00:27:02.287
‫شاهد می‌تونه بدون
‫دخالت دیگران ادامه بده.

00:27:03.664 --> 00:27:07.543
‫متهم در موقعیت‌های دیگه‌ای گفته

00:27:07.668 --> 00:27:11.766
‫که حین بازجویی بهش
‫ضربه‌ی فیزیکی وارد شده.

00:27:12.041 --> 00:27:13.375
‫این حقیقت داره؟

00:27:15.649 --> 00:27:16.782
‫خیر.

00:27:17.219 --> 00:27:21.890
‫جناب قاضی، ظاهراً اداره‌ی پلیس
‫پروجا رو با پلیس گوانتانامو اشتباه گرفتن.

00:27:24.258 --> 00:27:27.010
‫یک ساعت استراحت می‌کنیم.

00:27:45.347 --> 00:27:46.639
‫رافائله؟

00:27:47.447 --> 00:27:48.700
‫من اینجائـم.

00:27:53.547 --> 00:27:56.341
‫چرا این بلا سرمون اومد؟

00:27:56.466 --> 00:28:00.512
‫نمی‌فهم چرا پلیس
‫این‌قدر از ما بَدش می‌آد؟

00:28:00.637 --> 00:28:01.930
‫چون لاشی‌ان.

00:28:07.151 --> 00:28:11.315
‫آماندا... شبی که
‫ما رو از هم جدا کردن

00:28:11.440 --> 00:28:13.358
‫خیلی اذیتم کردن

00:28:13.483 --> 00:28:15.527
‫و ترسیده بودم...

00:28:15.652 --> 00:28:17.738
‫- گیج شده بودم...
‫- می‌دونم.

00:28:17.863 --> 00:28:21.033
‫- ولی من باید مراقبت می‌بودم.
‫- می‌دونم... می‌دونم...

00:28:21.158 --> 00:28:22.743
‫یادتـه روزی که پای تلفن بودم

00:28:22.868 --> 00:28:24.703
‫به بابات قول دادم که مراقبت باشم؟

00:28:24.828 --> 00:28:25.704
‫ولی نتونستم.

00:28:25.829 --> 00:28:27.748
‫- چرا، تونستی...
‫- نه، هیچ کاری نکردم.

00:28:27.873 --> 00:28:29.333
‫معذرت می‌خوام.

00:28:29.458 --> 00:28:30.918
‫من هم معذرت می‌خوام.

00:28:43.055 --> 00:28:44.056
‫ولی...

00:28:46.141 --> 00:28:47.601
‫بالاخره که اینجایـیم.

00:28:49.853 --> 00:28:50.854
‫با همـیم.

00:28:52.356 --> 00:28:54.441
‫می‌خوام بگم که...

00:28:56.401 --> 00:28:57.903
‫من کنارتـم.

00:29:01.031 --> 00:29:02.532
‫من هم کنار توام.

00:29:04.493 --> 00:29:05.869
‫درست همین‌جائـم.

00:29:08.080 --> 00:29:09.606
‫آقای لومومبا.

00:29:10.499 --> 00:29:14.169
‫بعداز این‌که آماندا، این زن شیطان‌صفت

00:29:14.294 --> 00:29:15.931
‫شما رو متهم کرد

00:29:16.588 --> 00:29:17.589
‫چه اتفاقی براتون افتاد؟

00:29:17.714 --> 00:29:21.468
‫- جناب قاضی، دارن اسم می‌ذارن!
‫- این مجاز نیست!

00:29:21.593 --> 00:29:27.182
‫جناب پاچلی، لطفاً رعایت کنین.

00:29:27.307 --> 00:29:29.488
‫آقای لومومبا، بفرمایید.

00:29:30.268 --> 00:29:33.267
‫من تا حالا هیچ کار
‫خلاف قانونی انجام ندادم.

00:29:33.772 --> 00:29:39.111
‫ولی یه‌هو بهم گفتن
‫به جُرم تجاوز و قتل متهم شدم.

00:29:39.236 --> 00:29:41.321
‫من رو از خونه‌م کشیدن بیرون.

00:29:41.446 --> 00:29:43.657
‫سه روز بازداشت بودم.

00:29:43.782 --> 00:29:47.035
‫نه با کسی حرف می‌زدم
‫و نه حتی می‌تونستم حموم کنم.

00:29:47.160 --> 00:29:50.455
‫بعدش هم ۱۱ روز دیگه توی زندان بودم.

00:29:50.580 --> 00:29:53.542
‫به یاد پدرم افتادم
‫که یه سیاست‌مدار بود.

00:29:54.668 --> 00:29:59.715
‫نُه سالم که بود، دزدیده شد.

00:29:59.840 --> 00:30:02.551
‫و تا امروز کسی نمی‌دونه کجاست.

00:30:03.677 --> 00:30:08.890
‫به پسرم فکر می‌کردم که
‫قراره همچین چیزی رو تجربه کنه.

00:30:09.016 --> 00:30:12.561
‫طی دوران بازداشت‌تون،
‫کافه رو هم مدیریت می‌کردین؟

00:30:12.686 --> 00:30:13.645
‫بله.

00:30:13.770 --> 00:30:16.523
‫بعداز آزادی‌تون،
‫دوباره کافه رو راه انداختین؟

00:30:16.648 --> 00:30:19.359
‫بله، سعی کردم ولی مثل قبل نشد.

00:30:20.736 --> 00:30:23.726
‫کافه سه ماه بدون مشتری بود.

00:30:24.239 --> 00:30:26.491
‫مجبور بودم کرایه‌ش رو بدم.

00:30:26.616 --> 00:30:30.579
‫ولی هیچی نداشتم. پس‌انداز هم نداشتم.

00:30:34.207 --> 00:30:36.501
‫حرف مردم هم بود.

00:30:37.586 --> 00:30:39.713
‫با خودشون می‌گفتن بین این‌همه کافه

00:30:39.838 --> 00:30:45.010
‫چرا باید برن پیش کسی که
‫به جُرم قتل متهم شده؟

00:30:46.094 --> 00:30:48.029
‫شغل من همین بود.

00:30:49.056 --> 00:30:50.682
‫تازه یه مغازه زده بودم

00:30:52.684 --> 00:30:54.853
‫و حالا نابود شد.

00:30:57.230 --> 00:30:58.857
‫ممنون، آقای لومومبا.

00:31:00.218 --> 00:31:03.954
‫خانم پورتون، شما
‫با مِردیت صمیمی بودین؟

00:31:04.071 --> 00:31:06.364
‫با مِردیت صمیمی بودین؟

00:31:06.490 --> 00:31:09.284
‫دستگاه مترجم‌تون کار نمی‌کنه؟

00:31:09.409 --> 00:31:12.162
‫نه، درستـه. فقط وضعیت
‫یه‌کم عجیبـه، ببخشید...

00:31:12.287 --> 00:31:14.081
‫با مِردیت صمیمی بودم؟

00:31:15.082 --> 00:31:16.249
‫بله، خیلی.

00:31:16.374 --> 00:31:17.959
‫بله، توی سه ماهی که می‌شناختمش

00:31:18.085 --> 00:31:19.878
‫با هم خیلی صمیمی بودیم.

00:31:20.003 --> 00:31:25.467
‫از رابطه‌ی بین مِردیت
‫و خانم ناکس چی می‌دونین؟

00:31:25.592 --> 00:31:27.385
‫رابطه‌شون خوب بود،
‫ولی یه‌چیزهایی هم بود

00:31:27.511 --> 00:31:29.096
‫که مِردیت رو اذیت می‌کرد.

00:31:30.222 --> 00:31:31.223
‫مثلاً چی؟

00:31:31.632 --> 00:31:36.228
‫وقتی دست‌شویی شماره ۲ می‌کرد،
‫توالت رو خوب تمیز نمی‌کرد.

00:31:39.106 --> 00:31:41.483
‫این چه حرفیـه؟
‫چه ربطی داره؟

00:31:41.608 --> 00:31:47.614
‫موقعیت‌های دیگه‌ای هم بود
‫که بین‌شون تنش ایجاد کنه؟

00:31:47.739 --> 00:31:50.784
‫آماندا زیادی پُرانرژی بود
‫و برای من شخصیت عجیبی داشت.

00:31:50.909 --> 00:31:52.619
‫اصلاً مثل مِردیت نبود.

00:31:53.829 --> 00:31:55.956
‫یادمـه توی کلانتری
‫دوست‌مون تازه مُرده بود

00:31:56.081 --> 00:31:59.126
‫و آماندا... بی‌احساس بود.

00:32:00.092 --> 00:32:01.218
‫«بی‌احساس».

00:32:01.545 --> 00:32:04.714
‫بله، خیلی خون‌سرد بود.

00:32:07.300 --> 00:32:09.860
‫جناب قاضی، با اجازه‌تون...

00:32:10.512 --> 00:32:12.848
‫این‌ها اظهارنامه‌های شماست،
‫خانم پورتون

00:32:12.973 --> 00:32:16.017
‫که در دوم، سوم
‫و پنجم نوامبر ثبت شده.

00:32:16.143 --> 00:32:19.688
‫این فرمایشات‌تون توی
‫اظهارنامه‌هایی نوشته شده

00:32:19.813 --> 00:32:22.816
‫که بعداز دستگیری ایشون بوده.

00:32:22.941 --> 00:32:26.653
‫- این یعنی چی، جناب قاضی؟
‫- لطفاً بشینید، آقای دالا وِدووا.

00:32:26.778 --> 00:32:29.114
‫پس شاید وقتی اخبار
‫آماندا رو توی تلویزیون دیدین

00:32:29.239 --> 00:32:31.616
‫و از این جنایت شنیعی که
‫بهش متهم شده باخبر شدین

00:32:31.741 --> 00:32:34.828
‫نگاه متفاوتی به قضایا پیدا کردین.

00:32:34.953 --> 00:32:37.497
‫- مسخره‌ست!
‫- بشینید!

00:32:37.622 --> 00:32:39.416
‫ایشون توی شوک بوده

00:32:39.541 --> 00:32:42.711
‫ولی از نگاه شما «بی‌احساس»
‫و «خون‌سرد» بوده؟

00:32:42.836 --> 00:32:45.005
‫نه‌خیر، هم اون‌موقع
‫و هم الان نظرم همین بوده.

00:32:45.130 --> 00:32:48.197
‫می‌شه برگردم سر سؤالاتم؟

00:32:48.609 --> 00:32:51.320
‫لطفاً ادامه بدید، خانم پورتون.

00:32:51.636 --> 00:32:53.763
‫خب کجا بودیم؟

00:32:54.973 --> 00:33:01.021
‫آیا مورد دیگه‌ای بین مِردیت
‫و ناکس یادتون هست؟

00:33:01.146 --> 00:33:03.481
‫آماندا درباره‌ی روابط
‫جنسی‌ش به همه می‌گفت.

00:33:03.607 --> 00:33:05.859
‫روابط زیادی هم بوده.

00:33:05.984 --> 00:33:08.904
‫حتی یه کیف لوازم
‫آرایش رو توی دست‌شویی

00:33:09.029 --> 00:33:12.449
‫عمداً باز می‌ذاشت تا ویبراتور
‫صورتی‌ش و کاندوم‌ها دیده بشه.

00:33:12.574 --> 00:33:15.160
‫در معرض عموم می‌ذاشته.

00:33:15.285 --> 00:33:19.497
‫شاید همین مِردیت رو معذب کرده.

00:33:19.623 --> 00:33:21.208
‫خیلی اذیت می‌شد.

00:33:21.333 --> 00:33:23.793
‫یکی از ویژگی‌های جالب
‫دیگه‌ی دادگاه‌های ایتالیایی

00:33:23.919 --> 00:33:27.172
‫بیانیه‌های یه‌هویی متهمـه.

00:33:27.297 --> 00:33:29.382
‫می‌خوام صحبت کنم.

00:33:31.092 --> 00:33:32.636
‫مطمئنـی؟

00:33:32.761 --> 00:33:35.096
‫این اولین باره که
‫قراره حرف‌هات رو بشنون.

00:33:37.557 --> 00:33:38.433
‫عع...

00:33:38.558 --> 00:33:42.479
‫موکلم قصد صحبت داره.

00:33:44.022 --> 00:33:45.790
‫بفرمایید، خانم ناکس.

00:33:47.776 --> 00:33:50.320
‫سلام، جناب قاضی.

00:33:51.519 --> 00:33:53.082
‫عجب... عع...

00:33:53.907 --> 00:33:57.244
‫می‌خوام یه موضوع رو روشن کنم...

00:33:57.369 --> 00:34:00.121
‫درباره‌ی این کیف لوازم آرایش.

00:34:00.247 --> 00:34:04.546
‫کیفی که احتمالاً هنوز
‫توی دست‌شویی بازه.

00:34:05.168 --> 00:34:08.546
‫من یه ویبراتور داشتم.

00:34:09.673 --> 00:34:15.845
‫یکی از دوست‌هام
‫قبل‌از این‌که بیام ایتالیا

00:34:15.971 --> 00:34:19.224
‫محض شوخی بهم هدیه داد.

00:34:20.558 --> 00:34:24.938
‫یه خرگوش صورتی کوچیکـه...

00:34:25.063 --> 00:34:27.274
‫این‌قدره...

00:34:27.399 --> 00:34:28.984
‫این‌قدر؟

00:34:31.945 --> 00:34:34.151
‫حدوداً ۱۰ سانتی‌متر.

00:34:34.864 --> 00:34:37.200
‫آخه می‌خوایم ثبت کنیم...

00:34:38.285 --> 00:34:39.744
‫که این‌طور.

00:34:42.788 --> 00:34:45.415
‫می‌خواستم این هم بگم که...

00:34:45.750 --> 00:34:47.752
‫من بی‌گناهـم.

00:34:52.632 --> 00:34:58.722
‫و مطمئنـم حقیقت مشخص می‌شه.

00:35:00.765 --> 00:35:02.559
‫همه‌چی به نتیجه می‌رسه.

00:35:04.686 --> 00:35:05.687
‫ممنون.

00:35:11.109 --> 00:35:13.737
‫دوستان صمیمی مِردیت
‫برای شهادت حاضر شدن

00:35:13.862 --> 00:35:16.573
‫تا از شخصیت بی‌احساس
‫آماندا ناکس بگن.

00:35:16.698 --> 00:35:19.075
‫دوست صمیمی مِردیت
‫گفته اون و ناکسی‌شیطونه

00:35:19.200 --> 00:35:22.120
‫سر موضوعات شخصی اختلاف داشتن.

00:35:22.245 --> 00:35:24.706
‫مثلاً توالت مشترک‌شون رو
‫تمیز نگه نمی‌داشته.

00:35:24.831 --> 00:35:27.542
‫«بی‌بندوباری ناکس
‫موجب آزار مِردیت می‌شد...»

00:35:27.676 --> 00:35:32.091
‫نه، بنویس «ناکسی‌شیطونه گستاخانه کاندوم
‫و اسباب‌بازی جنسی خود را رونمایی می‌کرد...»

00:35:33.048 --> 00:35:36.009
‫بهتر از انتظارمون پیش رفت.

00:35:36.134 --> 00:35:38.094
‫مشخصـه که بی‌بندوباره

00:35:38.219 --> 00:35:41.306
‫و اعترافاتش هم در ملأعام پخش شده.

00:35:41.431 --> 00:35:45.643
‫ولی باید نشون بدیم که
‫داشتن جُرمش رو مخفی می‌کردن.

00:36:03.578 --> 00:36:05.163
‫کثافت!

00:36:05.288 --> 00:36:06.956
‫- ترسیدم، لائورا!
‫- ببخشین.

00:36:07.082 --> 00:36:08.041
‫ارواح عمه‌ت.

00:36:08.166 --> 00:36:10.335
‫چرا منتظرم نموندی؟

00:36:10.460 --> 00:36:12.045
‫گفتم بعداز کار تنها نرو خونه.

00:36:12.170 --> 00:36:14.464
‫خب هوا تاریک شد.
‫تو هم نیومدی.

00:36:14.589 --> 00:36:16.089
‫درگیر بودم.

00:36:16.966 --> 00:36:18.051
‫چیزه...

00:36:18.176 --> 00:36:23.264
‫شنیدم دخترهای
‫انگلیسی از آماندا بَد گفتن.

00:36:23.390 --> 00:36:25.058
‫از ویبراتورش گفتن.

00:36:25.183 --> 00:36:27.811
‫حالم رو به هم زدن.

00:36:27.936 --> 00:36:29.604
‫حتی پلیس هم بهش امون نداد.

00:36:32.023 --> 00:36:36.027
‫می‌گن توی کلانتری
‫حرکات ژیمناستیک می‌زده.

00:36:36.152 --> 00:36:37.904
‫پشتک می‌زده...
‫روی دستش می‌چرخیده...

00:36:38.029 --> 00:36:39.276
‫چرخش دستی زده؟

00:36:42.158 --> 00:36:44.263
‫دختره‌ی دیوانه چرا این کار رو کرده؟

00:36:44.994 --> 00:36:47.455
‫می‌دونستم دختره روانیـه.

00:36:47.580 --> 00:36:49.541
‫نه، فیلو.
‫تو دوستش داشتی.

00:36:49.666 --> 00:36:50.792
‫- مطمئنـی؟
‫- بله.

00:36:50.917 --> 00:36:54.212
‫از بعضی اخلاق‌هاش بَدت می‌اومد

00:36:54.337 --> 00:36:55.713
‫ولی دوستش داشتی و تو رو می‌خندوند.

00:36:55.839 --> 00:36:58.174
‫دو روز بعداز قتل مِردیت،
‫باهاش شام خوردیم.

00:36:58.299 --> 00:37:00.176
‫حتی بغلش کردی.

00:37:00.301 --> 00:37:02.762
‫برنامه گذاشتیم
‫دوباره با هم زندگی کنیم.

00:37:05.598 --> 00:37:06.808
‫یادم نمی‌آد.

00:37:09.960 --> 00:37:11.169
‫چرا یادم نیست؟

00:37:13.273 --> 00:37:14.482
‫اصلاً یادم نمی‌آد.

00:37:16.776 --> 00:37:19.112
‫دیگه نمی‌دونم چه نظری دارم، لائورا.

00:37:23.158 --> 00:37:27.162
‫دخترهای انگلیسی رفیقم نبودن.
‫عیب نداره.

00:37:28.955 --> 00:37:33.710
‫این‌که زیادی پُرانرژی هستم
‫هم مهم نیست.

00:37:33.835 --> 00:37:37.213
‫ولی این‌که گفتن
‫مِردیت ازم ناراحت بوده...

00:37:42.051 --> 00:37:44.262
‫ببین، آماندا.

00:37:46.222 --> 00:37:47.640
‫اون‌ها توی واقعی رو نمی‌بینن.

00:37:48.850 --> 00:37:51.019
‫چیزی رو می‌بینن که ازش می‌ترسن.

00:37:51.144 --> 00:37:54.063
‫چجوری بهشون بفهمونم
‫که من اون آدم نیستم؟

00:37:55.899 --> 00:37:59.694
‫متأسفانه من هیچ‌وقت
‫بازاریابی بلد نبودم.

00:38:01.196 --> 00:38:02.614
‫از ته دل باهاشون حرف بزن!

00:38:03.781 --> 00:38:04.782
‫باشه؟

00:38:09.889 --> 00:38:14.018
‫[ ۱۴ فوریه ۲۰۰۹ - ۹:۱۶ صبح ]

00:38:16.840 --> 00:38:20.669
‫[ عشق دوای هر دردی‌ست ]

00:38:40.109 --> 00:38:41.981
‫آهای، آشغال روانی!

00:38:43.196 --> 00:38:44.906
‫اینجا رو ببین، روانی!

00:38:56.125 --> 00:39:00.338
‫خجالت‌آوره. باید یه هیولا باشی
‫که همچین کاری بکنی.

00:39:00.510 --> 00:39:04.139
‫پوشیدن همچین لباسی
‫و اون کارها شرم‌آوره.

00:39:04.217 --> 00:39:06.094
‫داره شهر ما رو مسخره می‌کنه.

00:39:06.219 --> 00:39:09.138
‫کشورمون رو مسخره می‌کنه.
‫اون خونواده‌ی داغ‌دار رو مسخره می‌کنه.

00:39:09.264 --> 00:39:11.516
‫دیدین چه رفتاری داشت؟
‫انگار که...

00:39:11.641 --> 00:39:14.561
‫مردم ایتالیا دیگه رسماً
‫بهش می‌گن «پوتانا» (فاحشه).

00:39:14.686 --> 00:39:16.396
‫به نظرتون چرا همچین لقبی گرفته؟

00:39:19.399 --> 00:39:22.652
‫ما وکیلیـم،
‫نه متخصص روابط عمومی و رسانه.

00:39:22.777 --> 00:39:26.322
‫بهم گفت شما ازش
‫خواستین مثل خودش باشه.

00:39:26.447 --> 00:39:28.591
‫آماندا همون‌طوریش مثل خُل‌وچل‌هاست.
‫دیوونه‌ایـن؟

00:39:28.616 --> 00:39:29.909
‫خجالت بِکش، کریس.

00:39:30.034 --> 00:39:31.744
‫- چی گفت؟
‫- می‌گه احمقـیم.

00:39:31.869 --> 00:39:35.248
‫همین مونده توی دفتر خودم
‫بهم توهین بشه. من کارهای مهم‌تری دارم.

00:39:35.373 --> 00:39:37.458
‫- ناراحتش کردم؟
‫- کسی قرار نیست به آماندا

00:39:37.584 --> 00:39:39.335
‫توضیح بده که توی دادگاه چی‌کار کنه؟

00:39:39.460 --> 00:39:41.588
‫مثلاً چی بپوشه و چی نگه؟

00:39:41.713 --> 00:39:43.464
‫مثلاً مامان‌باباشـن.

00:39:43.561 --> 00:39:45.329
‫فکر نمی‌کردیم لازم باشه
‫این‌ها رو توضیح بدیم.

00:39:45.383 --> 00:39:48.177
‫تازه ما تا حالا همچین

00:39:48.303 --> 00:39:50.221
‫پرونده‌ی جنجالی‌ای نداشتیم

00:39:50.346 --> 00:39:52.682
‫که نگاه مردم بهش این‌قدر منفی باشه.

00:39:52.807 --> 00:39:54.392
‫هیچ‌وقت نداشتیم.

00:39:56.060 --> 00:39:58.354
‫شخصاً توی کل ایتالیا

00:39:58.479 --> 00:39:59.772
‫یه وکیل نمی‌شناسم...

00:39:59.897 --> 00:40:02.859
‫خودت گفتی که باید
‫بیاریمشون توی دادگاه.

00:40:02.984 --> 00:40:05.695
‫خب اون‌موقع بهترین کار همون بود.

00:40:05.820 --> 00:40:07.363
‫اون هیچ‌وقت نمی‌فهمه.

00:40:09.699 --> 00:40:12.327
‫ازش می‌خواین یه آدم دیگه باشه.

00:40:12.452 --> 00:40:16.080
‫می‌خواین محبوب مردم بشه؟
‫نمی‌شه، چون لج‌بازه.

00:40:17.624 --> 00:40:20.543
‫همیشه توی بَدترین شرایط می‌خنده.

00:40:22.211 --> 00:40:24.172
‫جور دیگه‌ای هم می‌تونه دَووم بیاره؟

00:40:31.220 --> 00:40:32.221
‫ای خدا.

00:40:49.364 --> 00:40:51.240
‫قراره علیه من شهادت بده؟

00:40:51.366 --> 00:40:54.118
‫آره. کاملاً طبیعیـه.

00:40:54.243 --> 00:40:55.662
‫نه، اون رفیقمـه... اون...

00:40:55.787 --> 00:40:57.163
‫می‌دونم.

00:40:57.288 --> 00:40:58.539
‫خانم رومانلی؟

00:41:03.547 --> 00:41:05.970
‫حال‌تون خوبـه، خانم رومانلی؟

00:41:06.547 --> 00:41:08.049
‫بله. بله.

00:41:08.174 --> 00:41:09.676
‫دوباره می‌پرسم.

00:41:09.801 --> 00:41:12.011
‫عادت‌های شخصی خانم ناکس

00:41:13.304 --> 00:41:15.640
‫توی خونه بقیه رو اذیت می‌کرد؟

00:41:16.891 --> 00:41:18.226
‫بله خب.

00:41:18.294 --> 00:41:20.403
‫بعضی‌وقت‌ها کارهای خونه رو می‌پیچوند

00:41:20.484 --> 00:41:24.065
‫و من و لائورا
‫به‌جاش تمیزکاری می‌کردیم.

00:41:24.190 --> 00:41:29.529
‫می‌دونستین خانم ناکس
‫حشیش مصرف می‌کنه؟

00:41:30.655 --> 00:41:31.656
‫بله.

00:41:32.616 --> 00:41:34.378
‫و رافائله هم همین‌طور، درستـه؟

00:41:35.291 --> 00:41:40.338
‫به نظرتون مصرف‌کننده‌ی
‫جدی بودن یا خیر؟

00:41:40.540 --> 00:41:43.751
‫فکر نکنم معتادش بوده باشن...

00:41:43.876 --> 00:41:46.045
‫شما هم شریک بودین؟

00:41:46.170 --> 00:41:47.171
‫راستش...

00:41:48.506 --> 00:41:49.565
‫یه‌بار این اشتباه رو کردم.

00:41:49.590 --> 00:41:50.883
‫این چه وضعیـه؟

00:41:51.008 --> 00:41:56.514
‫می‌دونین کی برای
‫خانم ناکس مواد تهیه می‌کرد؟

00:41:56.639 --> 00:41:58.975
‫رودی گیده بوده؟

00:41:59.100 --> 00:42:00.351
‫جناب قاضی، اجازه بدید.

00:42:00.476 --> 00:42:04.397
‫هیچ‌گونه ارتباطی بین آماندا

00:42:04.522 --> 00:42:08.109
‫و آقای گیده تابه‌حال ثبت نشده.

00:42:08.234 --> 00:42:09.736
‫سؤال مرتبط بپرسین، دکتر مینینی.

00:42:09.861 --> 00:42:15.306
‫داشتین می‌گفتین که نسبت به
‫خانم ناکس حس عجیبی داشتین.

00:42:10.945 --> 00:42:11.925
‫نگران نباش.

00:42:12.029 --> 00:42:13.281
‫- آخه اون دوستمـه.
‫- می‌دونم.

00:42:16.325 --> 00:42:17.994
‫بله.

00:42:19.203 --> 00:42:22.957
‫بهش حس عجیبی داشتم.
‫مخصوصاً بعداز ماجرای قتل.

00:42:23.082 --> 00:42:25.710
‫بعداز قتل از من و لائورا خواست

00:42:25.835 --> 00:42:29.422
‫که باز با هم هم‌خونه بشیم.

00:42:30.631 --> 00:42:34.677
‫من هم گفتم «بذار ببینم چی می‌شه».

00:42:35.933 --> 00:42:38.060
‫واقعاً نمی‌خواستم.

00:42:38.347 --> 00:42:39.849
‫درست نبود.

00:42:42.059 --> 00:42:46.230
‫و درباره‌ی خونه‌ی قبلی‌تون،
‫یعنی ویا دلا پرگولا ۷...

00:42:48.274 --> 00:42:51.277
‫وقتی قبل‌از قتل از خونه خارج شدین

00:42:53.070 --> 00:42:55.031
‫پنجره‌ی اتاق‌تون رو بستین؟

00:42:55.156 --> 00:42:56.240
‫بله.

00:42:58.951 --> 00:43:02.914
‫نه، درست یادم نیست.

00:43:03.039 --> 00:43:07.376
‫نظرتون از همون اول
‫درباره‌ی قتل چی بود؟

00:43:07.502 --> 00:43:12.381
‫گفتین «چیزی از اتاقم دزدیده نشده»...

00:43:12.507 --> 00:43:15.593
‫- «گوشواره‌های طلایی‌م سر جاشـه».
‫- درستـه.

00:43:15.718 --> 00:43:16.844
‫پس...

00:43:18.054 --> 00:43:21.182
‫در واقع کسی از پنجره وارد خونه نشده.

00:43:22.148 --> 00:43:25.568
‫قاتل از اون سمت نیومده.

00:43:25.770 --> 00:43:28.898
‫پس بفرمایید موقع رفتن...

00:43:29.023 --> 00:43:31.223
‫پنجره رو بستین؟

00:43:32.068 --> 00:43:34.028
‫- تو دوستش داشتی.
‫- مطمئنـی؟

00:43:35.863 --> 00:43:37.031
‫تکرار می‌کنم.

00:43:37.156 --> 00:43:39.740
‫وقتی شب قتل از اونجا رفتین

00:43:40.576 --> 00:43:43.037
‫پنجره بسته بود؟

00:43:43.162 --> 00:43:44.205
‫ناکسی‌شیطونه...

00:43:44.330 --> 00:43:45.331
‫ساحره‌ی آمریکایی.

00:43:47.667 --> 00:43:49.043
‫بستم. پنجره رو بستم.

00:43:50.253 --> 00:43:52.421
‫پس ورود اجباری صحنه‌سازی بوده.

00:43:52.547 --> 00:43:53.631
‫ممنون.

00:43:58.219 --> 00:44:00.721
‫اتاق پنجره‌ی شما.

00:44:02.223 --> 00:44:05.434
‫وضعیت پنجره قبل‌از
‫ورود قاتل چطور بود؟

00:44:05.560 --> 00:44:07.937
‫جناب قاضی، هنوز تأیید نشده
‫که ورودی در کار بوده.

00:44:08.062 --> 00:44:12.191
‫ورود اجباری فرضی*

00:44:14.410 --> 00:44:15.680
‫قدیمی بود.

00:44:16.487 --> 00:44:21.450
‫و وقتی بسته می‌شد، بسته می‌موند؟

00:44:22.994 --> 00:44:24.787
‫نه، امنیتی نداشت.

00:44:24.912 --> 00:44:26.664
‫آها، امنیت نداشت.

00:44:26.789 --> 00:44:30.167
‫پس اگه پنجره رو ببندین، ممکنـه...

00:44:30.293 --> 00:44:33.254
‫توی یه شب طوفانی در ماه نوامبر...

00:44:33.379 --> 00:44:35.298
‫خودبه‌خود باز بشه؟

00:44:35.423 --> 00:44:41.150
‫و امکان بازشدن پنجره رو
‫مثلاً با یه سنگ، راحت‌تر کنه؟

00:44:41.596 --> 00:44:45.131
‫ببخشین، این چه سؤالیـه؟
‫من کارآگاه که نیستم.

00:44:45.558 --> 00:44:49.520
‫فقط چیزی که دیدم رو یادمـه
‫و احساس ترسی که داشتم.

00:44:56.045 --> 00:44:58.985
‫جناب قاضی، موکلم می‌خواد صحبت کنه.

00:45:00.031 --> 00:45:01.532
‫بفرمایید، خانم ناکس.

00:45:02.992 --> 00:45:05.119
‫ممنون، جناب قاضی.

00:45:10.791 --> 00:45:13.210
‫فقط می‌خواستم بگم...

00:45:14.545 --> 00:45:18.633
‫این‌روزها که چنین
‫شهادت‌هایی رو می‌شنوم...

00:45:20.265 --> 00:45:27.516
‫حقیقتاً متأسف می‌شم که
‫چنین اغراقی توی گفته‌ها صورت می‌گیره.

00:45:29.185 --> 00:45:31.312
‫مثلاً همین ماجرای تمیزکاری خونه...

00:45:31.437 --> 00:45:33.888
‫به‌شدت اغراق‌آمیز بیان شد.

00:45:34.440 --> 00:45:39.111
‫درستـه که با دخترها جروبحث می‌کردم،
‫ولی با هم مشکلی نداشتیم.

00:45:42.740 --> 00:45:46.118
‫همیشه رابطه‌م با این افراد خوب بوده.

00:45:53.751 --> 00:45:54.835
‫عع...

00:45:56.087 --> 00:45:59.465
‫می‌خواستم همین رو بگم،
‫چون حس خیلی بَدی دارم.

00:46:04.011 --> 00:46:05.805
‫عذر می‌خوام، آخه...

00:46:07.640 --> 00:46:08.891
‫واقعاً این‌طور نبود.

00:46:12.228 --> 00:46:14.647
‫فکر کردم دیانا هم می‌آد.

00:46:14.772 --> 00:46:16.524
‫بهش گفتم بیاد...

00:46:17.942 --> 00:46:20.945
‫ولی گفتم توی ماشین بمونه.
‫می‌خواستم تنهایی ازت چیزی بپرسم.

00:46:25.408 --> 00:46:27.884
‫ببین، می‌دونم از این
‫چیزها خوشت نمی‌آد.

00:46:28.661 --> 00:46:30.204
‫ولی می‌خوام...

00:46:30.329 --> 00:46:32.832
‫باید کاری کنیم مردم
‫تو رو جور دیگه‌ای ببینن.

00:46:32.957 --> 00:46:35.126
‫- این رو...
‫- من به خدا اعتقاد ندارم، مامان.

00:46:36.685 --> 00:46:38.020
‫اون‌وقت این می‌شه دروغ.

00:46:38.045 --> 00:46:40.256
‫به نظرت اگه بفهمن،
‫بابتش دهنم رو سرویس نمی‌کنن؟

00:46:42.439 --> 00:46:44.858
‫من.. همچین آدمی نیستم.

00:46:44.901 --> 00:46:47.179
‫من آدمی که اون‌ها می‌گن، نیستم.

00:46:47.304 --> 00:46:49.140
‫نمی‌دونم... نمی‌دونم باید چی‌کار کنم.

00:46:49.265 --> 00:46:50.558
‫نمی‌دونم ازم چی می‌خوای...

00:46:50.683 --> 00:46:52.810
‫می‌خوای چی باشم؟
‫می‌خوای چجوری باشم؟

00:46:53.240 --> 00:46:55.199
‫- عزیزم، من...
‫- رفیق خودم رفت اونجا...

00:46:55.229 --> 00:46:56.814
‫جلوی همه...
‫اگه درباره‌ی من

00:46:56.939 --> 00:47:01.610
‫این‌طوری فکر می‌کنه...
‫دیگه چه امیدی دارم؟

00:47:20.796 --> 00:47:22.882
‫- می‌خوام داستانش رو به گوش بقیه برسونم.
‫- آهای!

00:47:23.007 --> 00:47:25.551
‫مزاحمش نشو، آشغال!

00:47:25.676 --> 00:47:27.595
‫یه دخترم رو نابود کردین، بس نبود؟

00:47:27.720 --> 00:47:29.013
‫آره؟

00:47:29.138 --> 00:47:31.474
‫به‌اندازه‌ی کافی
‫از ما پول درنیاوردی؟

00:47:32.975 --> 00:47:35.019
‫خانم، دخترتون به قتل متهم شده.

00:47:35.245 --> 00:47:37.455
‫کار من اینـه که داستان
‫جذاب برای مردم تعریف کنم.

00:47:37.480 --> 00:47:39.065
‫نه، از نظر تو جذابـه.

00:47:39.190 --> 00:47:43.277
‫خودت تصمیم می‌گیری که
‫چی جذابـه و به خورد مردم می‌دی.

00:47:43.402 --> 00:47:45.404
‫دخترهای خوشگل... سکس... قتل...

00:47:45.529 --> 00:47:48.240
‫پس اون مرتیکه‌ای که
‫واقعاً مِردیت رو کُشته چی؟

00:47:49.450 --> 00:47:51.535
‫چرا درباره‌ی اون نمی‌نویسی، آشغال؟

00:47:53.704 --> 00:47:56.290
‫رودی گیده سابقه‌ی دزدی داشت.

00:47:56.415 --> 00:48:00.127
‫فقط دی‌ان‌ای اون روی بدن
‫مِردیت و توی اتاقش بود.

00:48:00.252 --> 00:48:03.506
‫چطوری مردم حتی به این فکر نکردن

00:48:03.631 --> 00:48:05.966
‫که شاید تنهایی
‫این کار رو انجام داده؟

00:48:08.188 --> 00:48:13.157
‫[ ۱ نوامبر ۲۰۰۷ - شب قتل مِردیت ]

00:50:42.270 --> 00:51:02.270
  جديدترين اخبار فيلم و سريال در کانال تلگرام و پیج اینستاگرام :
  .:: @MiraMovie1 ::.
  .:: @myZedMovie ::.