﻿WEBVTT

00:00:01.010 --> 00:00:02.552
[ آنچه گذشت,,, ]

00:00:03.045 --> 00:00:04.587
‫رافائله سولچیتو,

00:00:04.588 --> 00:00:06.673
‫پسر پُرروییـه ولی
‫از دختره حرف‌شنوی داره,

00:00:07.049 --> 00:00:09.509
‫خواهرم پلیسـه,
‫می‌دونه چی‌کار کنه,

00:00:09.510 --> 00:00:11.469
‫پلیس می‌گوید طبق شواهد

00:00:11.470 --> 00:00:13.721
‫رودی گیده در صحنه‌ی جُرم حضور داشته,

00:00:13.722 --> 00:00:16.098
‫رودی فقط به جُرم خودش اعتراف کرد

00:00:16.099 --> 00:00:17.683
‫و درخواست محاکمه‌ی فوری داد

00:00:17.684 --> 00:00:20.811
‫که باعث شد زودتر از ما دادگاهی بشه,

00:00:20.812 --> 00:00:23.731
‫بعدش بازرس‌ها با خیال راحت
‫روی هدف اصلی‌شون تمرکز کردن,

00:00:23.756 --> 00:00:25.675
‫یعنی من و رافائله,

00:00:26.610 --> 00:00:28.570
‫دی‌اِن‌اِی ناکس روی چاقوئـه,,,

00:00:28.737 --> 00:00:30.154
‫چاقوی سولچیتو,

00:00:30.155 --> 00:00:32.412
‫نمی‌فهمم چطور همچین چیزی ممکنـه,

00:00:32.574 --> 00:00:34.408
‫رافائله گفت اون‌روز خونه‌ش نبودی

00:00:34.409 --> 00:00:36.118
‫و ازش خواستی دروغ بگه,

00:00:36.119 --> 00:00:37.897
‫- دیگه هیچ شاهدی نداری,
‫- چی؟

00:00:38.002 --> 00:00:39.997
‫خیلی,,, خیلی اذیتم کردن,,,

00:00:39.998 --> 00:00:44.002
‫و من هم ترسیده بودم و گیج شدم,,,

00:00:44.525 --> 00:00:45.526
‫ولی,,,

00:00:46.255 --> 00:00:47.756
‫الان دیگه کنارتـم,

00:00:58.037 --> 00:01:00.267
[ ۵ نوامبر ۲۰۰۷ - ۱۱:۵۹ شب ]

00:01:00.291 --> 00:01:02.202
[ ۴ روز از مرگ مِردیت گذشته ]

00:01:00.477 --> 00:01:02.979
‫اون‌وقت چرا رافائله
‫گوشی‌ش رو خاموش کرد؟

00:01:02.980 --> 00:01:07.066
‫عع,,, چون باباش
‫هرشب بهش زنگ می‌زنه,,,

00:01:08.610 --> 00:01:10.111
‫من,,, ما می‌خواستیم
‫کسی مزاحم‌مون نشه,

00:01:11.572 --> 00:01:13.240
‫نباید یه وکیل داشته باشم؟

00:01:14.950 --> 00:01:16.409
‫جناب بازرس، فراموش کردین,,,؟

00:01:16.410 --> 00:01:18.203
‫نیازی نیست ضبط کنیم,

00:01:19.913 --> 00:01:21.163
‫آره، دقیقاً,,,

00:01:21.164 --> 00:01:22.749
‫- شارژ باتری بیشتر می‌مونه,,,
‫- خب,

00:01:29.131 --> 00:01:31.090
‫داری دروغ می‌گی!
‫چند ساعتـه که اینجایـیم!

00:01:31.091 --> 00:01:33.009
‫دیگه تحمل ندارم,
‫دارم دیوونه می‌شم,

00:01:33.010 --> 00:01:34.468
‫- همه‌ش دروغ می‌گی!
‫- کِی آدم می‌شی؟

00:01:34.469 --> 00:01:35.553
‫دروغ نمی‌گم!

00:01:35.554 --> 00:01:37.430
‫می‌دونیم دختره از خونه‌ت رفته,,,

00:01:37.431 --> 00:01:39.265
‫- و اون شب باهات نبوده,
‫- اون شب جایی نرفت,

00:01:39.266 --> 00:01:41.767
‫- کل شب رو با هم بودیم,
‫- ما مدرک داریم,

00:01:41.768 --> 00:01:43.060
‫باشه, از اول بگو,

00:01:43.061 --> 00:01:45.397
‫ما شام خوردیم,,,
‫نه,,,

00:01:46.857 --> 00:01:49.817
‫اول فیلم آمِلی رو دیدیم
‫و بعدش شام خوردیم,

00:01:49.818 --> 00:01:50.901
‫ادامه بده,

00:01:50.902 --> 00:01:55.823
‫با هم گُل کشیدیم، سکس کردیم
‫و گوشی‌هامون رو خاموش کردیم,,,

00:01:55.824 --> 00:01:57.450
‫دختره الان چیز دیگه‌ای گفت,

00:01:57.451 --> 00:01:58.618
‫گفت پدرت زنگ زده,

00:02:03.123 --> 00:02:04.124
‫نه,

00:02:05.000 --> 00:02:06.376
‫نه,,, اون,,,

00:02:08.253 --> 00:02:10.881
‫شاید تاریخ رو اشتباه کردم,,,

00:02:12.132 --> 00:02:13.258
‫زود باش حرف بزن,

00:02:14.384 --> 00:02:17.136
‫- عید قدیس‌ها می‌شد پنجشنبه؟
‫- خودت نمی‌دونی؟

00:02:17.137 --> 00:02:21.016
‫اگه اون روز بوده،
‫حتماً رفته سر کار، ولی فکر نکنم,,,

00:02:21.850 --> 00:02:22.892
‫- ما خونه موندیم,
‫- آها,

00:02:22.893 --> 00:02:25.354
‫بریم، نریم، بریم، نریم,,,

00:02:25.562 --> 00:02:28.523
‫خودت می‌فهمی
‫چه داستان مزخرفی سرهم کردی؟

00:02:33.607 --> 00:02:35.154
‫ازش می‌ترسی؟ مگه خایه نداری؟

00:02:35.155 --> 00:02:38.075
‫می‌تونیم ۳۰ سال واسه‌ت حکم ببُریم,

00:02:38.367 --> 00:02:39.367
‫واسه چی؟

00:02:39.368 --> 00:02:41.827
‫چون یه کُسکشـی که
‫با خودش چاقو حمل می‌کنه,

00:02:41.828 --> 00:02:46.625
‫گفتم که سرگرمی‌م
‫اینـه که چاقو جمع می‌کنم,

00:02:46.833 --> 00:02:48.418
‫کفش‌هاش!

00:02:49.586 --> 00:02:50.586
‫کفش‌هاش!

00:02:50.587 --> 00:02:51.712
‫چیـه؟
‫چی شده؟

00:03:00.597 --> 00:03:01.598
‫چی,,,

00:03:03.892 --> 00:03:04.935
‫کفش‌ها رو دربیار,,,

00:03:06.186 --> 00:03:07.436
‫- چرا؟
‫- لازم داریم,

00:03:07.437 --> 00:03:09.356
‫می‌خوام به بابام زنگ بزنم,

00:03:09.773 --> 00:03:10.774
‫نمی‌شه,

00:03:10.941 --> 00:03:11.942
‫یه‌لحظه اجازه بدین,,,

00:03:12.442 --> 00:03:14.319
‫کفش‌های لامصب رو دربیار!

00:03:18.990 --> 00:03:20.826
‫سریع باش دیگه!

00:03:26.331 --> 00:03:27.332
‫زود باش!

00:03:33.547 --> 00:03:36.508
‫مستقیم برو آزمایشگاه,

00:03:42.973 --> 00:03:44.224
‫دوباره شروع کنیم؟

00:03:45.642 --> 00:03:48.770
‫آماندا شب قتل با تو بود؟

00:03:50.439 --> 00:03:52.149
‫کل شب باهات بود؟

00:03:53.567 --> 00:03:55.067
‫موقع خواب هم بود؟

00:03:55.229 --> 00:03:56.354
‫نه,

00:04:03.743 --> 00:04:05.871
‫شاید رفته سر کار,

00:04:07.873 --> 00:04:08.874
‫خب؟

00:04:09.413 --> 00:04:12.752
‫شاید رفته بیرون و برگشته,,,

00:04:14.629 --> 00:04:16.339
‫آره، فکر کنم,,,

00:04:17.257 --> 00:04:18.633
‫فکر کنم قضیه اینـه,

00:04:34.197 --> 00:04:38.477
[ روایت پیچیده‌ی آماندا ناکس ]

00:04:34.744 --> 00:04:38.487
‫(قسمت پنجم: «آقای هیچ‌کس»)

00:04:38.637 --> 00:04:43.093
<b><c.color00abfd> دانلود فیلم و سریال با زیرنویس چسبیده
  ..:: MiraMovie.Top ::..</c></b>
  <b><c.colorFFC947> ..:: MyZed.Top ::..</c></b>

00:04:43.122 --> 00:04:45.040
‫هر داستانی یه شخصیت قهرمان داره,

00:04:47.271 --> 00:04:51.107
‫توی بچگی به جادو
‫و جادوگری باور داری,,,

00:04:51.166 --> 00:04:55.128
‫به اَبَرانسان‌هایی که پرواز می‌کنن
‫و آدم‌هایی که برای عدالت می‌جنگن,

00:04:55.378 --> 00:04:56.796
‫من هم دارم تلاش می‌کنم,

00:04:56.797 --> 00:05:00.091
‫با این گُل‌های پژمرده
‫داری تلاش می‌کنی؟

00:05:00.967 --> 00:05:03.720
‫- وقتی لازمت دارم، اینجا نیستی,,,
‫- ناسلامتی کریسمس شده، زن,

00:05:04.012 --> 00:05:07.891
‫کم‌کم می‌فهمی
‫قهرمان‌های زیادی وجود نداره,

00:05:08.183 --> 00:05:09.559
‫صبر کن، بابایی!

00:05:09.584 --> 00:05:11.157
‫و وقتی کسی کمک لازم داره

00:05:11.603 --> 00:05:13.605
‫باید خودت دست‌به‌کار بشی,

00:05:27.870 --> 00:05:29.648
[ ۲۷ مارس ۲۰۰۹ - ۲:۵۸ بعدازظهر ]

00:05:29.672 --> 00:05:31.431
[ هفتادویکمین روز محاکمه ]

00:05:32.624 --> 00:05:33.834
‫به‌خاطر دختره‌ست,

00:05:34.668 --> 00:05:36.545
‫شاید توی کار قاچاق اعضا باشه,

00:05:37.587 --> 00:05:38.588
‫نه بابا, ببینش,

00:05:39.244 --> 00:05:40.633
‫تخم این کارها رو نداره,

00:05:48.473 --> 00:05:49.474
‫بیا,

00:05:50.248 --> 00:05:51.249
‫بگیر,

00:05:53.395 --> 00:05:54.396
‫ممنون,

00:05:56.147 --> 00:05:57.273
‫حالت خوبـه؟

00:05:57.274 --> 00:05:58.358
‫آره,

00:05:59.568 --> 00:06:01.987
‫- امروز خیلی سخت گذشت,
‫- آره,

00:06:02.988 --> 00:06:04.573
‫همه‌ش جروبحث,

00:06:05.532 --> 00:06:07.533
‫چرا وکیل‌هامون ناراحت بودن؟

00:06:07.534 --> 00:06:10.703
‫قرار بود مینینی بهشون
‫گزارش دی‌اِن‌اِی رو بده

00:06:10.704 --> 00:06:13.330
‫تا بتونن دفاعیه‌شون رو آماده کنن,,,

00:06:13.331 --> 00:06:15.125
‫ولی عمداً وقت تلف می‌کنن,

00:06:17.752 --> 00:06:20.838
‫نگران نباش,
‫هرطورشده ادامه می‌دن

00:06:20.839 --> 00:06:22.340
‫و موفق می‌شن,

00:06:24.634 --> 00:06:25.634
‫می‌گم,,,

00:06:27.921 --> 00:06:28.953
‫چیـه؟

00:06:28.978 --> 00:06:30.931
‫وقتی آزاد شدیم

00:06:30.932 --> 00:06:34.227
‫می‌ریم یه شام خوش‌مزه بزنیم,

00:06:35.353 --> 00:06:36.730
‫نظرت چیـه؟

00:06:40.525 --> 00:06:42.735
‫هنوز برام قارچ هم نخریدی,

00:06:42.830 --> 00:06:44.039
‫آره,

00:06:45.572 --> 00:06:48.741
‫- می‌ریم گوبیو,
‫- هم ناهار می‌خوام و هم شام,

00:06:48.742 --> 00:06:50.785
‫- صبحونه چی؟
‫- اون هم می‌خوام,

00:06:50.910 --> 00:06:52.454
‫این‌قدر انگلیسی حرف نزنین,

00:06:53.121 --> 00:06:54.664
‫کاسه‌لیس,

00:06:57.081 --> 00:06:59.415
‫«کاسه‌لیس»,,,
‫«بَرده»,,,

00:06:59.502 --> 00:07:01.372
‫این صفت‌های اشتباه رو

00:07:01.397 --> 00:07:03.632
‫کسایی بهم می‌دادن
‫که من رو نمی‌شناختن,

00:07:04.299 --> 00:07:05.841
‫ولی آماندا من رو می‌شناخت,

00:07:08.136 --> 00:07:10.304
‫البته این قضیه توی زندان کمکی نکرد,

00:07:12.515 --> 00:07:14.767
‫بخش ویژه‌ی زندان تِرمی

00:07:14.768 --> 00:07:17.568
‫مثل حلقه‌ی نهم دوزخِ دانته بود,

00:07:17.064 --> 00:07:17.578
(نُه حلقه‌ی دوزخ به داستان «کمدی الهی»، نوشته‌ی دانته آلیگیری، اشاره داره,
‫هر حلقه نمادی از یه طبقه در جهنمـه, حلقه‌ی نُهم آخرین طبقه‌ست,)

00:07:18.378 --> 00:07:20.044
‫جایی که متجاوزها,,,

00:07:20.398 --> 00:07:24.653
‫کودک‌آزارها، مجرم‌های بی‌رحم
‫و البته من حبس شده بودن,

00:07:30.301 --> 00:07:32.677
‫اوایل دوران حبسم

00:07:31.466 --> 00:07:33.659
[ ۱۰ ژوئن ۲۰۰۸ - ۳:۴۲ بعدازظهر ]

00:07:33.683 --> 00:07:35.877
[ ۶۵ روز زندانی ]

00:07:32.702 --> 00:07:34.495
‫هم‌سلولی‌م خبرچین بود,

00:07:35.580 --> 00:07:37.666
‫به مأمورها گزارش می‌داد
‫تا از حبسش کم بشه,

00:07:37.916 --> 00:07:39.876
‫شاید دختره داشته
‫ازت استفاده می‌کرده,

00:07:40.960 --> 00:07:43.546
‫شاید دیده ساده‌لوحـی
‫و گزینه‌ی خوبی هستی,

00:07:44.798 --> 00:07:46.174
‫اون‌همه خون ریخته بود

00:07:47.717 --> 00:07:49.928
‫و تو حتی فرار نکردی,

00:07:53.098 --> 00:07:56.059
‫ادا درنیار,
‫عکس‌های روزنامه رو دیدم,

00:08:01.731 --> 00:08:02.982
‫این خون نیست!

00:08:03.483 --> 00:08:04.651
‫این خون نیست!

00:08:05.568 --> 00:08:07.152
‫ولی شبیه خونـه,
‫صبر کن,

00:08:07.153 --> 00:08:09.072
‫نه، این فنولفتالئین‌ـه!

00:08:10.323 --> 00:08:13.660
‫- بابا تحقیق کرده,,, گوشی دستت,,,
‫- فنولفتالئین!

00:08:14.994 --> 00:08:16.370
‫گوش کن، رافائله,,,

00:08:16.371 --> 00:08:18.997
‫فنولفتالئین یه ماده‌ی شیمیاییـه,

00:08:18.998 --> 00:08:22.126
‫معمولاً سریع با مولکول هِم
‫توی خون ترکیب می‌شه,

00:08:22.127 --> 00:08:24.212
‫بعدش رنگ صورتی می‌گیره,

00:08:24.337 --> 00:08:25.671
‫ولی خودش هم کم‌کم صورتی می‌شه,

00:08:25.672 --> 00:08:28.758
‫چه با خون ترکیب بشه و چه نشه,,,

00:08:28.883 --> 00:08:31.301
‫فهمیدیم، انیشتین,
‫رافا؟

00:08:31.302 --> 00:08:33.596
‫اصلاً کی این عکس رو لو داده؟

00:08:33.802 --> 00:08:35.970
‫کی کفش‌هات رو ازت گرفت؟

00:08:36.057 --> 00:08:39.476
‫به نظرت کی؟
‫پلیس‌ها دیگه!

00:08:42.897 --> 00:08:47.109
‫می‌خوان نشون بدن آماندا اومده خونه
‫و وسط دریای خون حموم کرده,

00:08:47.110 --> 00:08:48.403
‫رافائله,,,

00:08:49.654 --> 00:08:52.197
‫وَنسا قراره هفته‌ی دیگه بیاد دادگاه,

00:08:52.198 --> 00:08:54.992
‫- بابا، این‌طوری شغلش به خطر می‌افته!
‫- نمی‌تونم,

00:08:54.993 --> 00:08:56.827
‫فرانکو، وکیل گفت نمی‌شه,

00:08:56.828 --> 00:09:00.706
‫وقتی همچین وکیلی استخدام کردی،
‫باید به حرفش گوش بدی,

00:09:00.707 --> 00:09:03.460
‫به حرف زنت گوش بده,

00:09:04.169 --> 00:09:05.170
‫سلام برسون,

00:09:07.172 --> 00:09:08.756
‫مارا سلام می‌رسونه، رافا,

00:09:08.757 --> 00:09:10.049
‫سلام برسون,

00:09:14.012 --> 00:09:18.641
‫پسرم، باید با خبرنگارها حرف بزنی,

00:09:19.142 --> 00:09:20.225
‫پلیس‌ها,,,

00:09:20.226 --> 00:09:23.234
‫می‌خوان آماندا رو با این
‫افشای مدارک گیر بندازن,

00:09:23.311 --> 00:09:24.521
‫دختره داره نابودت می‌کنه,,,

00:09:24.522 --> 00:09:25.606
‫مگه بهت نگفتم؟

00:09:25.607 --> 00:09:27.566
‫این‌قدر بهش گیر نده,,,

00:09:27.567 --> 00:09:28.651
‫وقت رفتنـه,

00:09:31.654 --> 00:09:33.114
‫کلاً هشت روزه می‌شناسش,

00:09:33.323 --> 00:09:34.991
‫هشت روز از رابطه‌شون گذشته بود,

00:09:35.950 --> 00:09:37.368
‫همیشه این کار رو می‌کنه,

00:09:37.660 --> 00:09:39.037
‫با مامان هم همین‌طوری بود,

00:09:42.165 --> 00:09:43.333
‫کار زیاد دارم,

00:09:46.461 --> 00:09:47.462
‫چی‌کار؟

00:09:48.505 --> 00:09:50.340
‫- می‌خواد چی‌کار کنه؟
‫- رد کفش‌ها,

00:09:50.507 --> 00:09:52.216
‫شباهت رد کفش‌های من

00:09:52.217 --> 00:09:54.551
‫با رد خونی کفش‌های صحنه‌ی جُرم

00:09:54.552 --> 00:09:58.639
‫تنها عاملی بود که به‌خاطرش
‫پلیس‌ها من رو مجرم نشون دادن,

00:09:58.640 --> 00:10:03.310
‫وقتی بابام فهمید پلیس‌ها
‫به ردپای مشابه رودی گیده توجه نکردن

00:10:03.311 --> 00:10:05.563
‫یافته‌های خودش رو به مردم نشون داد,

00:10:05.688 --> 00:10:07.690
‫کفش رافائله اون کفش نیست,

00:10:08.024 --> 00:10:12.695
‫شماره‌ی کفش پسرم ۴۲/۵ـه

00:10:13.113 --> 00:10:15.240
‫نسبت به کفش رودی که شماره‌ی ۴۵ـه

00:10:16.241 --> 00:10:21.287
‫دایره‌های کمتری داره,
‫کفش رودی شباهتش بیشتره,

00:10:22.163 --> 00:10:23.164
‫تازه,,,

00:10:23.373 --> 00:10:24.791
‫به نظرتون این طرح عجیب

00:10:24.958 --> 00:10:26.668
‫که پلیس بهش دقت نکرد,,,

00:10:27.537 --> 00:10:28.538
‫دقیقاً چیـه؟

00:10:29.921 --> 00:10:31.296
‫یه تیکه شیشه‌ست,

00:10:31.297 --> 00:10:35.467
‫یعنی ورود به خونه صحنه‌سازی نبوده؟

00:10:38.429 --> 00:10:39.514
‫چرا به من گوش نمی‌دی؟

00:10:40.223 --> 00:10:43.685
‫دیروز رفتی توی تلویزیون
‫و امروز این رو منتشر کردن,

00:10:44.602 --> 00:10:46.729
‫تو چتـه، بابا؟
‫چرا جدی نمی‌گیری؟

00:10:53.027 --> 00:10:54.154
‫آروم باش، وَنسا,

00:10:55.321 --> 00:10:56.406
‫نه,

00:10:59.993 --> 00:11:01.618
‫تا حالا به خود مِردیت دست نزدم

00:11:01.619 --> 00:11:02.996
‫چه برسه به سینه‌بندش!

00:11:03.889 --> 00:11:09.185
‫مگه نگفتین دی‌اِن‌اِی من
‫جای دیگه‌ای پیدا نشده؟

00:11:09.210 --> 00:11:12.672
‫هنوز متوجه وخامت اوضاع نیستی,

00:11:13.298 --> 00:11:17.010
‫الان نگاه مردم جهان به ایتالیاست,

00:11:17.844 --> 00:11:23.183
‫تحقیر در سطح بین‌المللی
‫داره نظام کشور رو به هم می‌ریزه,

00:11:23.433 --> 00:11:28.228
‫بالاخره باید یکی رو مقصر نشون بدن,

00:11:28.229 --> 00:11:30.480
‫خب رودی گیده مقصره,

00:11:30.481 --> 00:11:31.566
‫الان مشکل بزرگ‌تره!

00:11:32.150 --> 00:11:34.402
‫پدرت با کارهاش اوضاع رو بَدتر کرده,

00:11:34.652 --> 00:11:37.405
‫حالا دیگه می‌دونیم
‫دی‌اِن‌اِی تو روی سینه‌بندش هست,

00:11:38.948 --> 00:11:42.994
‫آلت قتاله هم که توی خونه‌ت بوده,

00:11:43.828 --> 00:11:44.829
‫ببین,

00:11:46.206 --> 00:11:49.959
‫تو همه‌ش می‌گی شب قتل با هم بودین,,,

00:11:52.295 --> 00:11:54.631
‫- درستـه؟
‫- بله، بودیم,

00:11:54.923 --> 00:11:57.841
‫من پیشنهاد می‌کنم

00:11:57.842 --> 00:11:58.927
‫از آماندا فاصله بگیری,

00:11:59.761 --> 00:12:03.973
‫به نفعت نیست که
‫به هر دوتون یه‌جور نگاه کنن,

00:12:04.307 --> 00:12:06.100
‫آخه,,,

00:12:07.018 --> 00:12:11.397
‫نمی‌تونم همین‌طوری ولش کنم,

00:12:17.237 --> 00:12:20.990
‫با احساسات نمی‌تونی پرونده رو ببری,

00:12:24.202 --> 00:12:26.162
‫چقدر وقت دارم تصمیم بگیرم؟

00:12:29.749 --> 00:12:30.917
‫هرچی طول بِکشه

00:12:32.835 --> 00:12:35.213
‫کارمون سخت‌تر می‌شه,

00:12:36.839 --> 00:12:38.591
‫به‌اندازه‌ی کافی سخت بوده,

00:12:56.276 --> 00:12:57.318
‫مامان,

00:12:59.570 --> 00:13:00.570
‫عع، رافا,

00:13:00.571 --> 00:13:01.697
‫اومدی,

00:13:01.698 --> 00:13:02.782
‫خرید کردی,

00:13:03.366 --> 00:13:04.574
‫آره، چندتا چیز خریدم,

00:13:04.575 --> 00:13:07.787
‫ببخشین، عزیزم,می‌خواستم
‫خودم برم، ولی خسته بودم,,,

00:13:12.250 --> 00:13:14.002
‫نقاشی جدید کشیدی؟

00:13:14.294 --> 00:13:15.336
‫آره، اسمش شینجی‌ـه,

00:13:16.045 --> 00:13:17.505
‫اون‌وقت شینجی چی‌کار می‌کنه؟

00:13:19.507 --> 00:13:20.591
‫محافظـه,

00:13:21.843 --> 00:13:24.012
‫چقدر بااستعدادی، عزیزم,

00:13:25.805 --> 00:13:28.720
‫و چه دل مهربونی داری,

00:13:30.935 --> 00:13:33.313
‫همیشه پیشم می‌مونی، مگه نه؟

00:13:39.034 --> 00:13:40.868
[ ۱۷ آوریل ۲۰۰۹ - ۱۰:۱۹ صبح ]

00:13:40.892 --> 00:13:42.546
[ نودویکمین روز محاکمه ]

00:14:06.721 --> 00:14:09.765
‫همه‌ش می‌گن آماندا داره
‫زندگی‌م رو نابود می‌کنه

00:14:09.766 --> 00:14:13.101
‫پس چرا هروقت می‌بینمش

00:14:13.102 --> 00:14:15.104
‫انگار دارم پرواز می‌کنم؟

00:14:15.897 --> 00:14:18.524
‫امروز به همچین حسی نیاز داشتم,

00:14:19.525 --> 00:14:22.569
‫قرار بود مدرک علمی‌ای که
‫علیه من داشتن رو ارائه بدن

00:14:22.570 --> 00:14:25.614
‫و بازرس‌ها هنوز گزارش رو به وکیل‌ها

00:14:25.615 --> 00:14:26.782
‫تحویل نداده بودن,

00:14:26.783 --> 00:14:30.328
‫یعنی نذاشتن برای
‫دادگاه کامل آماده بشیم,

00:14:30.787 --> 00:14:33.872
‫به نظرم دستیار مینینی
‫برای این اومده بود

00:14:33.873 --> 00:14:36.041
‫که یه نمایش توی دادگاه راه بندازه,

00:14:36.042 --> 00:14:39.212
‫نمایشی که حتی از
‫دغل‌بازی مثل مینینی بعید بود,

00:14:39.378 --> 00:14:40.838
‫دکتر ایپولیتو,

00:14:42.256 --> 00:14:46.844
‫لطفاً بفرمایید تخصص‌تون چیـه,

00:14:47.470 --> 00:14:50.472
‫من مدیر بخش فنی تحقیقات

00:14:50.473 --> 00:14:54.018
‫سازمان پزشکی قانونی رُم هستم,

00:14:54.560 --> 00:14:57.105
‫تخصصم بررسی دی‌اِن‌اِی هست,

00:14:57.480 --> 00:15:00.900
‫حالا لطفاً از یافته‌هاتون بگین,

00:15:01.526 --> 00:15:02.526
‫حتماً,

00:15:03.778 --> 00:15:05.654
‫دررابطه‌با متهم‌ها باید عرض کنم

00:15:05.655 --> 00:15:09.867
‫یه چاقوی آشپزخونه در منزل
‫رافائله سولچیتو پیدا شد,

00:15:09.992 --> 00:15:13.955
‫دی‌اِن‌اِی قربانی روی تیغه بود
‫و دی‌اِن‌اِی ناکس روی دسته‌ی چاقو,

00:15:14.664 --> 00:15:19.252
‫داخل حمام، خون قربانی روی کف‌پوش

00:15:19.544 --> 00:15:23.422
‫و دستمال توالت بود,,,
‫به‌همراه دی‌اِن‌اِی رودی گیده,

00:15:24.132 --> 00:15:28.136
‫داخل اتاق قربانی، دی‌اِن‌اِی
‫گیده و سولچیتو بود,

00:15:29.053 --> 00:15:33.849
‫نزدیک پای قربانی یه تکه پارچه
‫و دو قلاب فلزی پیدا شده

00:15:33.850 --> 00:15:37.270
‫که دی‌اِن‌اِی سولچیتو
‫و قربانی روش بود,

00:15:39.730 --> 00:15:40.815
‫- خم شده؟
‫- بله,

00:15:41.232 --> 00:15:45.403
‫بند‌های سینه‌بند پاره شده بودن
‫و خود سینه‌بند هم بُرش خورده بود,

00:15:45.528 --> 00:15:48.364
‫یعنی عمداً بُریده شده بود,

00:15:48.781 --> 00:15:52.493
‫یکی از قلاب‌هاش کج شده بود,

00:15:52.743 --> 00:15:56.289
‫همون‌طور که می‌بینید،
‫این نشون می‌ده که,,,

00:15:56.956 --> 00:15:58.211
‫تجاوز بوده؟

00:16:01.589 --> 00:16:02.590
‫بله,

00:16:03.117 --> 00:16:05.452
‫منظورشون به من بود,

00:16:07.884 --> 00:16:09.635
‫سینه‌بند خودم رو آوردم,

00:16:10.052 --> 00:16:13.681
‫نتونستم از این کوچیک‌تر پیدا کنم,

00:16:14.390 --> 00:16:16.225
‫آخه مال من از مِردیت بزرگ‌تره,

00:16:18.394 --> 00:16:20.909
‫کومودی من رو مثل
‫یه حیوون نشون داد,,,

00:16:21.147 --> 00:16:22.731
‫یه حیوون وحشی,

00:16:23.331 --> 00:16:25.566
[ ۶ نوامبر ۲۰۰۷ - ۹:۵۸ صبح ]

00:16:25.595 --> 00:16:27.690
[ پنج روز از قتل مِردیت گذشته ]

00:16:24.192 --> 00:16:27.152
‫درحالی‌که اولش من هیچ‌کاره بودم

00:16:27.153 --> 00:16:29.614
‫و حتی ارتباطی به پرونده نداشتم,

00:16:32.241 --> 00:16:35.994
‫کفش‌هام بود که بهشون
‫یه مدرک جعلی از درگیری من داد

00:16:35.995 --> 00:16:38.789
‫و باعث شد به قاتل تبدیلم کنن,

00:16:40.291 --> 00:16:41.959
‫دنبال چی می‌گردین؟

00:16:49.008 --> 00:16:50.008
‫این دیگه چیـه؟

00:16:50.009 --> 00:16:53.554
‫هدیه‌ست,
‫هنوز حتی بازش نکردم,

00:17:04.440 --> 00:17:06.525
‫حالم رو به هم می‌زنی,

00:17:06.943 --> 00:17:09.028
‫برونو، بیا اینجا!

00:17:18.162 --> 00:17:19.330
‫این چطوره؟

00:17:23.793 --> 00:17:26.963
‫چی باعث شد به اون چاقو توجه کنین؟

00:17:27.672 --> 00:17:31.050
‫گفته بودن قربانی
‫زخم‌های بزرگی داشته,

00:17:31.394 --> 00:17:35.898
‫و منطقی بود که چاقو هم پهن باشه,

00:17:36.389 --> 00:17:41.644
‫حس شیشم بازرس‌ها
‫این‌جور مواقع خیلی قویـه,

00:17:42.562 --> 00:17:44.063
‫اون‌لحظه من هم این‌طور بودم

00:17:44.772 --> 00:17:45.773
‫و برداشتمش,

00:17:47.400 --> 00:17:50.193
‫مدرک رو گذاشتین توی کیف‌تون؟

00:17:50.194 --> 00:17:51.320
‫بله,

00:17:52.572 --> 00:17:53.781
‫اون کیف؟

00:17:55.783 --> 00:17:58.536
‫که هرروز ازش استفاده می‌کنین؟

00:18:01.038 --> 00:18:02.039
‫بله,

00:18:04.041 --> 00:18:05.960
‫جناب اِسپوزیتو,

00:18:06.627 --> 00:18:09.671
‫شما مسئول ارسال چاقو

00:18:09.672 --> 00:18:13.883
‫به آزمایشگاه دکتر
‫ایپولیتو در رُم بودین,

00:18:13.884 --> 00:18:14.969
‫درستـه,

00:18:15.720 --> 00:18:18.556
‫پس چاقو به چه صورت حمل شد؟

00:18:27.982 --> 00:18:32.902
‫جناب قاضی، نیروی به‌وضوح بیان کرد
‫که مدرک به‌درستی حمل نشده,

00:18:32.903 --> 00:18:34.071
‫جناب گیرگا!

00:18:34.196 --> 00:18:38.242
‫علاوه‌بر این، ما داریم
‫فی‌البداهه دفاع می‌کنیم,,,

00:18:38.451 --> 00:18:39.635
‫جناب گیرگا!

00:18:39.660 --> 00:18:42.413
‫و کار راحتی نیست،
‫چون هیچی نمی‌دونیم,

00:18:42.622 --> 00:18:45.750
‫دکتر مینینی باید گزارش رو به ما بدن!

00:18:45.875 --> 00:18:48.044
‫ما طبق برنامه پیش می‌ریم!

00:18:49.003 --> 00:18:52.922
‫عدالت داشت ازم فرار می‌کرد
‫و من به آماندا پناه برده بودم,

00:18:55.843 --> 00:18:58.262
‫همین‌که تو و آماندا توی دادگاه
‫حضور داشتین، خودش بَده,

00:18:58.429 --> 00:19:00.264
‫اون‌وقت به هم نامه می‌نویسین؟

00:19:00.431 --> 00:19:03.250
‫- جلوی مردم مثل بانی و کلاید شدین,
‫- مهم نیست شبیه چی شدیم,

00:19:02.725 --> 00:19:03.250
(بانی و کلاید: زوج تبهکار معروف آمریکایی)

00:19:06.646 --> 00:19:09.272
‫آخه بهت چی بگم؟

00:19:09.273 --> 00:19:11.150
‫باید بیخیال دختره بشی,

00:19:11.776 --> 00:19:13.235
‫به‌خاطر اون افتادی زندان,

00:19:13.486 --> 00:19:16.280
‫اون به‌خاطر من افتاده زندان!

00:19:18.616 --> 00:19:23.829
‫چون توی بازجویی بهش خیانت کردم,

00:19:24.121 --> 00:19:27.290
‫می‌خواد عذاب‌وجدان داشته باشی

00:19:27.291 --> 00:19:29.125
‫تا بتونه نگهت داره,

00:19:29.126 --> 00:19:31.795
‫اگه براش شهادت نمی‌دادی،
‫الان راحت بودی,

00:19:31.796 --> 00:19:33.254
‫داره ازت استفاده می‌کنه,

00:19:33.255 --> 00:19:34.339
‫تو نمی‌شناسیش,

00:19:34.340 --> 00:19:35.758
‫نه، تو نمی‌شناسیش!

00:19:37.843 --> 00:19:41.138
‫هشت روز با هم بودین؟ پنج روز؟

00:19:44.475 --> 00:19:47.937
‫توی این اوضاع تنهاش نمی‌ذارم,

00:19:50.815 --> 00:19:52.566
‫نمی‌تونی درک کنی,

00:20:03.786 --> 00:20:04.787
‫راست می‌گی,

00:20:06.622 --> 00:20:08.332
‫آدم‌بَده منـم,

00:20:10.126 --> 00:20:12.044
‫خودخواهی کردم که تنهاش گذاشتم,

00:20:13.659 --> 00:20:15.577
‫کاش تو هم همین‌طوری بودی,

00:20:35.234 --> 00:20:36.986
‫مامان هنوز از تخت بلند نشده؟

00:20:38.738 --> 00:20:39.780
‫کِی اومدی؟

00:20:41.824 --> 00:20:43.992
‫چی‌کار می‌کنی، رافائله؟

00:20:43.993 --> 00:20:45.578
‫غذا می‌خورم,

00:20:51.375 --> 00:20:53.294
‫منظورم اینـه آخرین باری که,,,

00:20:53.753 --> 00:20:57.506
‫با رفقات رفتی بیرون
‫یا خوش‌گذرونی کردی، کِی بوده؟

00:20:57.840 --> 00:21:00.217
‫این کار یعنی چی؟ مگه پرستارشـی؟

00:21:05.723 --> 00:21:08.684
‫بابا بهم گفت می‌خواد بفرستت,,,

00:21:09.477 --> 00:21:11.645
‫- کجا؟
‫- به دانشگاه اوناسی توی پروجا,

00:21:11.812 --> 00:21:13.773
‫نه بابا؟ برم پیش اون بچه‌دکترها؟

00:21:13.898 --> 00:21:16.525
‫- رافائله,,,
‫- نه، ممنون, همین‌جا خوبـه,

00:21:16.650 --> 00:21:19.111
‫نمی‌شه که تا ابد پرستار اون باشی,

00:21:19.136 --> 00:21:20.696
‫مامان حالش خوب نیست,

00:21:25.493 --> 00:21:27.577
‫اون مادرتـه و تو بچه‌شـی,

00:21:27.578 --> 00:21:29.914
‫مسئولیت زندگی‌ش با خودشـه,

00:21:30.498 --> 00:21:31.499
‫بیخیال,,,

00:21:32.291 --> 00:21:33.959
‫خودت هم دوست داری بری,

00:21:34.130 --> 00:21:35.213
‫برو زندگی کن!

00:21:35.642 --> 00:21:36.726
‫آره؟

00:21:36.879 --> 00:21:38.672
‫برو هرکار دوست داری، بکن,,,

00:21:38.697 --> 00:21:40.282
‫همون کارهای کامپیوتری‌ت,,,

00:21:40.966 --> 00:21:45.221
‫اصلاً برو از این دخترهای
‫سینه‌گنده‌ی مانگاها پیدا کن

00:21:44.718 --> 00:21:45.232
(مانگا: کمیک‌بوک‌های ژاپنی)

00:21:45.519 --> 00:21:46.520
‫و عشق‌وحال کن!

00:21:48.641 --> 00:21:49.683
‫خوشت اومد، آره؟

00:21:51.018 --> 00:21:52.936
‫قیافه‌ت یه‌جوری شد,

00:21:52.937 --> 00:21:55.606
‫ای ناقلا,

00:21:55.815 --> 00:21:57.482
‫آره؟ می‌خوای؟

00:22:06.116 --> 00:22:09.160
‫بعداز ۶۳۰ روز حبس,,,

00:22:09.161 --> 00:22:13.588
‫توی ژوئیه‌ی ۲۰۰۹
‫دادگاه به تعویق افتاد,

00:22:13.791 --> 00:22:18.150
‫سه ماه دیگه هم
‫با فکروخیال و عذاب گذشت,

00:22:18.629 --> 00:22:21.089
‫نامه‌های آماندا کمتر و کمتر شد

00:22:21.090 --> 00:22:22.800
‫تا این‌که اصلاً نامه‌ای نیومد,

00:22:23.300 --> 00:22:28.137
‫توی تابستون، گزارش دی‌اِن‌اِی
‫دکتر ایپولیتو منتشر شد,

00:22:28.138 --> 00:22:33.142
‫چهار ماه تأخیر داشت و ناقص بود،
‫ولی وکیل‌ها امیدوار بودن,

00:22:34.478 --> 00:22:35.729
‫اول می‌خوام بدونم,,,

00:22:35.754 --> 00:22:42.259
‫گواهی کیفیت ایزو ۱۷۰۲۵ چیـه؟

00:22:42.456 --> 00:22:46.329
‫فعالیت آزمایشگاه ما
‫با هدف رسیدن به این گواهیـه,

00:22:46.983 --> 00:22:48.533
‫امیدوارم بهش برسین,

00:22:48.534 --> 00:22:54.497
‫ولی درحال‌حاضر این گواهی رو ندارین
‫و قبلاً هم نداشتین,

00:22:54.498 --> 00:22:57.501
‫حالا برگردیم به چاقو,

00:22:58.043 --> 00:23:00.796
‫موقع بررسی مواد ژنتیکی روی تیغه

00:23:01.046 --> 00:23:03.591
‫آزمایش خون هم گرفتین؟

00:23:03.658 --> 00:23:04.658
‫بله,

00:23:04.717 --> 00:23:10.164
‫آزمایش خون منفی بود،
‫ولی با توجه با حجم کم,,,

00:23:10.287 --> 00:23:13.100
‫- ماده‌ی ژنتیکی قربانی,,,
‫- بله، قربانی,

00:23:13.601 --> 00:23:16.060
‫ممکنـه منفی نباشه,

00:23:16.061 --> 00:23:19.690
‫پس نمی‌شه با قطعیت گفت
‫که خون روی تیغه نبوده,

00:23:19.982 --> 00:23:23.986
‫بعداز این آزمایش،
‫مجدداً آزمایش گرفتین؟

00:23:24.904 --> 00:23:25.905
‫خیر,

00:23:26.405 --> 00:23:32.202
‫مگه تکرار مکررات یکی از لازمه‌های

00:23:32.369 --> 00:23:36.289
‫تعیین اعتبار آزمایش نیست؟

00:23:36.290 --> 00:23:37.790
‫این جمله‌ی خودتونـه,

00:23:37.791 --> 00:23:40.752
‫همه‌ی نمونه‌ها توی
‫یه آزمایش استفاده شد

00:23:40.753 --> 00:23:44.465
‫چون دستگاه نمونه‌گیری
‫از یه حدی پایین‌تر قبول نمی‌کنه,

00:23:44.590 --> 00:23:50.136
‫بله، پس طبق گزارش خودتون,,,

00:23:50.137 --> 00:23:54.975
‫شما به‌صورت دستی دستگاه رو
‫مجبور کردین نمونه بگیره,

00:23:55.976 --> 00:23:57.436
‫حالا سؤالم اینـه که,,,

00:23:57.895 --> 00:23:59.939
‫اگه به دستگاه فشار نمی‌آوردین

00:24:00.272 --> 00:24:06.904
‫چاقو در نهایت ردی از
‫دی‌اِن‌اِی قربانی نشون می‌داد؟

00:24:14.495 --> 00:24:15.788
‫به احتمال زیاد، خیر,

00:24:29.301 --> 00:24:34.723
‫دکتر، توی شهادت قبلی‌تون

00:24:36.141 --> 00:24:41.146
‫گفتین سینه‌بند قربانی پاره شده بود,

00:24:41.438 --> 00:24:43.356
‫- یعنی فوراً متوجه این موضوع شدین؟
‫- بله,

00:24:43.357 --> 00:24:46.360
‫و وقتی فهمیدین
‫بخشی از سینه‌بند گم شده

00:24:47.152 --> 00:24:50.614
‫محیط رو بررسی کردین تا پیدا بشه؟

00:24:51.448 --> 00:24:56.412
‫بله، ولی اون زمان نمی‌دونستیم
‫اهمیت داره و همون‌جا موند,

00:24:56.537 --> 00:24:57.538
‫که این‌طور,

00:24:57.705 --> 00:24:58.705
‫کجا موند؟

00:24:58.706 --> 00:25:01.250
‫زیر بالش قربانی,

00:25:01.667 --> 00:25:05.379
‫و آیا خبر دارین که تیکه‌ی گم‌شده

00:25:05.504 --> 00:25:08.048
‫توی قسمت دیگه‌ای از اتاق پیدا شده؟

00:25:08.173 --> 00:25:10.174
‫و بفرمایید کجا بوده؟

00:25:10.175 --> 00:25:14.972
‫توی بازرسی دوم نزدیک میز پیدا شد,

00:25:17.099 --> 00:25:21.437
‫پس، از ۲ نوامبر تا ۱۸ سپتامبر

00:25:21.645 --> 00:25:25.899
‫این تیکه پارچه
‫یک‌ونیم متر جابه‌جا شده,

00:25:26.442 --> 00:25:27.443
‫چطوری؟

00:25:28.694 --> 00:25:29.695
‫تکون خورده دیگه,

00:25:32.448 --> 00:25:37.286
‫گفتین یکی از قلاب‌هاش کج شده,

00:25:37.995 --> 00:25:40.622
‫به نظرتون می‌شه بگیم

00:25:41.165 --> 00:25:47.004
‫قلاب له شده و به‌خاطر تجاوز نبوده؟

00:25:47.713 --> 00:25:49.547
‫نه، ممکن نیست چون,,,

00:25:49.548 --> 00:25:52.217
‫بر چه اساسی می‌گین؟

00:25:52.551 --> 00:25:55.720
‫شاید من پام رو روش گذاشتم
‫و جابه‌جاش کردم,,,

00:25:55.721 --> 00:25:57.805
‫آخه اتاق هم کوچیکـه,

00:25:57.806 --> 00:26:00.309
‫- جناب قاضی، این فقط فرضیه‌ست,
‫- بذارین حرفم تموم بشه,,,

00:26:02.644 --> 00:26:03.645
‫لطفاً,

00:26:04.605 --> 00:26:05.606
‫خیلی خوب,

00:26:06.190 --> 00:26:07.191
‫بذار این‌طوری بگم,

00:26:08.484 --> 00:26:09.568
‫فرض کنین,,,

00:26:11.195 --> 00:26:16.074
‫من مأمور پلیسـم و یا عضو پزشکی قانونی‌ام

00:26:16.075 --> 00:26:19.327
‫و پاپوش محافظ هم پوشیدم,,,

00:26:19.328 --> 00:26:22.706
‫و روی پاپوش‌ها سلول‌های
‫ریز پوستی وجود داره,,,

00:26:23.165 --> 00:26:26.794
‫امکانش هست این سلول‌ها منتقل بشه؟

00:26:26.960 --> 00:26:31.673
‫مثلاً از پاپوش به سینه‌بند؟

00:26:32.549 --> 00:26:39.264
‫منظورم توی ۴۶ روز فاصله بین پیداشدن
‫و آزمایش‌گرفتن از قلاب سینه بنده,

00:26:41.433 --> 00:26:42.601
‫دی‌اِن‌اِی که پرواز نمی‌کنه,

00:26:45.437 --> 00:26:49.482
‫اونجا بود که فهمیدم هرچقدر
‫حرف وکیل‌ها منطقی باشه,,,

00:26:49.483 --> 00:26:51.526
‫به‌خاطر تأخیر گزارش دی‌اِن‌اِی,,,

00:26:51.527 --> 00:26:54.278
‫چهار ماه دیرتر به استدلال
‫رسیدیم و بی‌فایده بود,

00:26:54.279 --> 00:26:57.491
‫نفرت و تعصب ریشه زده بود
‫و کار از گار گذشته بود,

00:26:57.950 --> 00:27:00.827
‫دکتر ایپولیتو طی چند
‫مرحله قانون‌شکنی کردن,,,

00:27:00.828 --> 00:27:01.911
‫«طی چند مرحله»؟

00:27:01.912 --> 00:27:05.123
‫و چون گزارش‌ها به ما تحویل داده نشد

00:27:05.124 --> 00:27:09.085
‫هیئت منصفه هم چهارماه

00:27:09.086 --> 00:27:12.589
‫عملاً معطل شدن,

00:27:13.173 --> 00:27:16.552
‫درخواست اختتام پرونده رو داریم,

00:27:17.302 --> 00:27:19.595
‫- من هم موافقـم!
‫- من هم همین‌طور,

00:27:19.596 --> 00:27:21.389
‫درخواست وکلا وارد نیست,

00:27:21.390 --> 00:27:27.020
‫پس درخواست بررسی
‫مستقل دی‌اِن‌اِی داریم,

00:27:31.567 --> 00:27:33.902
‫بعداز استراحت کوتاه،
‫نتیجه اعلام می‌شه,

00:27:34.194 --> 00:27:37.738
‫در اصل همون‌جا تصمیم
‫نهایی رو گرفته بود,

00:27:37.834 --> 00:27:41.880
‫قرار نبود دی‌اِن‌اِی
‫جداگانه بررسی بشه,

00:27:53.589 --> 00:27:55.339
‫این هم یه شکست دیگه توی پرونده بود,

00:27:55.340 --> 00:27:56.424
‫آماندا، از این‌طرف!

00:27:56.511 --> 00:27:58.388
‫داشتیم می‌باختیم,

00:27:59.303 --> 00:28:01.095
‫یه‌چیزی تغییر کرده بود,

00:28:01.229 --> 00:28:03.022
‫آماندا!

00:28:06.560 --> 00:28:08.395
‫آماندا هم داشت ازم دور می‌شد,

00:28:13.817 --> 00:28:15.406
‫رافائله‌ی عزیز,

00:28:16.028 --> 00:28:17.868
‫بابت نقاشی‌ها ممنون,

00:28:18.488 --> 00:28:22.159
‫ولی متأسفانه دوستیِ من رو
‫با چیز دیگه‌ای اشتباه گرفتی,

00:28:23.368 --> 00:28:25.829
‫درستـه که می‌تونستیم
‫رابطه‌ی جدی‌ای داشته باشیم

00:28:26.788 --> 00:28:30.417
‫ولی فعلاً باید روی آزادی‌م تمرکز کنم,

00:28:32.210 --> 00:28:33.712
‫امیدوارم این نامه ناراحتت نکنه,

00:28:37.132 --> 00:28:38.342
‫این رو بخون,

00:28:38.759 --> 00:28:39.760
‫رافا,

00:28:41.704 --> 00:28:42.738
‫با توام,

00:28:46.391 --> 00:28:48.644
‫چرا قیافه‌ت این‌قدر داغونـه؟

00:28:49.770 --> 00:28:51.521
‫استرس دارم,
‫اخراج شدم,

00:28:53.398 --> 00:28:55.400
‫مهم نیست,,,
‫این رو بخون,

00:28:55.901 --> 00:28:56.902
‫پایینش,

00:28:55.912 --> 00:28:57.464
[ آماندا ناکس به‌همراه متهمی دیگر ]

00:28:58.820 --> 00:28:59.821
‫خب,

00:29:00.822 --> 00:29:01.823
‫خب؟

00:29:05.035 --> 00:29:07.204
‫توی دادگاهِ خودت به‌عنوان
‫همراهیِ دختره می‌شناسنت,

00:29:07.996 --> 00:29:10.437
‫متهم به قتلـی,
‫اون‌وقت می‌گی «خب»؟

00:29:15.462 --> 00:29:17.130
‫بزرگ شو، رافا,

00:29:18.298 --> 00:29:19.299
‫خودت رو قاضی کن,

00:29:20.175 --> 00:29:22.427
‫از خودت بپرس چرا می‌خوای
‫هنوز با دختره باشی؟

00:29:22.970 --> 00:29:27.015
‫چرا این رو نشون می‌دی؟
‫به‌اندازه‌ی کافی عذاب نکشیدم؟

00:29:27.307 --> 00:29:28.308
‫می‌شه فقط,,,

00:29:31.853 --> 00:29:32.854
‫رافا,

00:29:39.069 --> 00:29:40.070
‫می‌شه,,,

00:29:40.654 --> 00:29:42.489
‫می‌شه فقط یه‌لحظه بیخیال آماندا بشی؟

00:29:45.826 --> 00:29:46.994
‫تو,,,

00:29:48.245 --> 00:29:50.038
‫اومدی پروجا که درس بخونی,

00:29:50.247 --> 00:29:51.248
‫درستـه؟

00:29:53.333 --> 00:29:57.004
‫با دخترها عشق‌وحال کنی و شاغل بشی,

00:29:57.295 --> 00:29:58.296
‫مگه نه؟

00:29:58.922 --> 00:30:00.257
‫پس چی شد؟

00:30:09.599 --> 00:30:10.934
‫قراره گناهکار شناخته بشی,

00:30:14.689 --> 00:30:15.897
‫لیاقت آزادی رو ندارم,

00:30:16.106 --> 00:30:17.816
‫یعنی چی؟

00:30:22.446 --> 00:30:24.114
‫پس لیاقتت چیـه؟

00:30:26.867 --> 00:30:29.578
‫نمی‌خوای زندگی گنی؟
‫زندگی رو دوست نداری؟

00:30:31.997 --> 00:30:33.081
‫من,,,

00:30:34.541 --> 00:30:35.542
‫هیچی نیستم,

00:30:35.959 --> 00:30:36.960
‫آره,

00:30:38.295 --> 00:30:40.172
‫من هیچ‌کس نیستم,

00:30:40.464 --> 00:30:41.757
‫- نه,
‫- چرا,

00:30:42.466 --> 00:30:44.676
‫حتی دوستم نداره,

00:30:45.719 --> 00:30:46.845
‫من رو نمی‌خواد,

00:30:47.888 --> 00:30:49.681
‫و احساس می‌کنم,,,

00:30:50.515 --> 00:30:51.933
‫انگار,,,

00:30:52.350 --> 00:30:53.351
‫دارم,,,

00:30:53.685 --> 00:30:55.020
‫ناپدید می‌شم,

00:30:55.896 --> 00:30:57.355
‫عع,,,

00:31:11.453 --> 00:31:12.788
‫چطوری کارم به اینجا کشید؟

00:31:14.915 --> 00:31:16.083
‫نمی‌دونم چی‌کار کنم,

00:31:16.458 --> 00:31:18.543
‫شماها همین‌طور قفلی می‌زنین,,,

00:31:18.710 --> 00:31:19.711
‫ولی من,,,

00:31:25.258 --> 00:31:27.219
‫احساس می‌کنم,,,

00:31:31.014 --> 00:31:32.682
‫پوچ شدم,

00:31:37.062 --> 00:31:38.939
‫یه پوسته‌ی توخالی‌ام,

00:31:42.442 --> 00:31:45.611
‫همه می‌گن «پسره هم‌دستشـه»,

00:31:45.612 --> 00:31:48.823
‫«پسره فلانـه,,, پسره بهمانـه,,,»

00:31:48.824 --> 00:31:51.118
‫وقتی خودم نمی‌دونم کی‌ام,,,

00:31:52.828 --> 00:31:54.955
‫اون‌ها چطوری قضاوتم می‌کنن؟

00:31:57.541 --> 00:31:58.708
‫تو داداش منـی,

00:32:01.503 --> 00:32:02.504
‫تو داداش منـی,

00:32:04.005 --> 00:32:05.549
‫«هیچ‌کس» نیستی,

00:32:09.136 --> 00:32:10.554
‫تو همه‌کس منـی,

00:32:16.601 --> 00:32:18.019
‫تنها کاری که باید بکنی

00:32:19.354 --> 00:32:22.357
‫اینـه که توی دادگاه بگی نمی‌دونی
‫شب قتل دختره چی‌کار می‌کرده,

00:32:24.943 --> 00:32:26.945
‫تو خواب بودی,
‫پس دروغ حساب نمی‌شه,

00:32:27.154 --> 00:32:30.240
‫شاید یواشکی رفته بیرون,

00:32:34.119 --> 00:32:35.871
‫فقط این‌جوری می‌تونی
‫خودت رو آزاد کنی,

00:32:38.123 --> 00:32:40.375
‫ولی اون آزاد نمی‌شه,

00:32:42.085 --> 00:32:47.325
‫با عذاب‌وجدان چجوری زندگی کنم؟

00:32:50.614 --> 00:32:52.105
‫حداقل تو آزاد می‌شی,

00:33:09.613 --> 00:33:10.613
‫یوتو,

00:33:10.614 --> 00:33:12.990
‫به بیرون توجه نکن,

00:33:12.991 --> 00:33:14.326
‫درونت رو نگاه کن,

00:33:15.076 --> 00:33:17.621
‫باید خودت تصمیم بگیری,

00:33:18.288 --> 00:33:20.916
‫فقط خودت می‌تونی سرنوشتت رو عوض کنی,

00:33:22.500 --> 00:33:23.501
‫الو، بابا؟

00:33:26.504 --> 00:33:28.131
‫آروم‌تر بگو,
‫چی شده؟

00:34:29.776 --> 00:34:30.860
‫تلاشم رو کردم,

00:34:33.738 --> 00:34:35.156
‫مامان، من رو ببخش,

00:34:37.284 --> 00:34:38.368
‫من تلاشم رو کردم,

00:34:39.327 --> 00:34:41.371
‫می‌خوام باهاش تنها باشم,

00:34:42.497 --> 00:34:44.541
‫من رو با مامان تنها بذارین,

00:34:45.583 --> 00:34:47.205
‫بابا,,, بریم,

00:34:48.336 --> 00:34:50.380
‫نباید تنهات می‌ذاشتم,

00:35:04.144 --> 00:35:05.145
‫من رو ببخش,

00:35:07.397 --> 00:35:09.691
‫به‌موقع نرسیدم,

00:35:15.391 --> 00:35:17.588
[ ۴ دسامبر ۲۰۰۹ - ۹:۱۷ صبح ]

00:35:17.612 --> 00:35:19.743
[ آخرین روز دفاعیه ]

00:35:20.493 --> 00:35:21.911
‫درستش نکن,

00:35:23.330 --> 00:35:26.416
‫اگه مرتبش کنی، بَدشانسی می‌آره,

00:35:41.181 --> 00:35:43.724
‫از زمان مرگ مادرم,,,

00:35:43.725 --> 00:35:46.935
‫یه دعای مخصوص هست
‫که برای عزیزانم می‌خونم,

00:35:46.936 --> 00:35:48.647
‫برای کسایی که خیلی برام مهمـن,

00:35:53.693 --> 00:35:55.987
‫اون روز صبح برای آماندا دعا کردم,,,

00:36:00.241 --> 00:36:01.867
‫برای خونواده‌ش,,,

00:36:04.658 --> 00:36:06.023
‫و برای خونواده‌ی خودم,

00:36:07.999 --> 00:36:11.920
‫برای مِردیت و کسایی که دوستش داشتن,

00:36:12.671 --> 00:36:16.674
‫برای بازرس‌ها دعا کردم,

00:36:16.675 --> 00:36:18.051
‫برای قاضی‌ها,,,

00:36:19.803 --> 00:36:20.887
‫هیئت منصفه,,,

00:36:22.889 --> 00:36:25.266
‫و برای خودم,,,

00:36:26.935 --> 00:36:30.104
‫که جرئت انجام این کار رو پیدا کردم,

00:36:34.943 --> 00:36:36.778
‫می‌خوام یه‌چیزی بگم,

00:36:37.821 --> 00:36:38.822
‫باشه,

00:36:47.330 --> 00:36:50.375
‫اولش، آماندا و مِردیت
‫با هم دوست بودن,

00:36:51.126 --> 00:36:55.672
‫هر دو به یه زبان صحبت می‌کردن
‫و از فرهنگ مشابهی بودن,

00:36:56.131 --> 00:36:59.175
‫ولی کم‌کم رابطه سرد شد

00:36:59.551 --> 00:37:01.928
‫و هرکدوم وارد مسیر متفاوتی شدن,

00:37:03.596 --> 00:37:07.517
‫آماندا نظافت و قوانین
‫داخل خونه رو رعایت نمی‌کرد,

00:37:08.226 --> 00:37:12.981
‫برخلاف مِردیت، آماندا پسرهای
‫مختلف رو می‌آورد به خونه,

00:37:14.149 --> 00:37:17.193
‫آماندا مواد مصرف می‌کرد،
‫اما مِردیت خیر,

00:37:18.111 --> 00:37:22.532
‫آماندا کاندوم و ویبراتور داشت,

00:37:23.783 --> 00:37:25.952
‫شب قتل,,,

00:37:27.746 --> 00:37:32.167
‫آماندا می‌ره به دیدن رودی گیده,

00:37:32.667 --> 00:37:34.961
‫شاید مکان ملاقات همون خونه بوده,

00:37:35.795 --> 00:37:39.924
‫رودی می‌تونسته به آماندا مواد بده,

00:37:40.592 --> 00:37:43.052
‫شاید حتی باهاش هم‌خواب شده,

00:37:43.970 --> 00:37:49.642
‫شاید می‌خواستن درباره‌ی
‫معاملات موادشون حرف بزنن,

00:37:51.561 --> 00:37:52.937
‫رافائله,,,

00:37:54.022 --> 00:37:55.732
‫طبق معمول تعقیبش می‌کنه,

00:37:56.441 --> 00:37:59.652
‫هر قدمی که برمی‌داشت،
‫رافائله پشت‌سرش بود,

00:38:00.069 --> 00:38:04.449
‫آماندا سلطه‌گر بود و پسره رو
‫توی مُشت خودش گرفته بود,

00:38:06.242 --> 00:38:13.249
‫به نظرتون مشخص نیست
‫که موقع ورود به خونه

00:38:14.042 --> 00:38:16.836
‫سه‌تایی می‌خواستن چی‌کار کنن؟

00:38:17.879 --> 00:38:22.467
‫ولی ممکنـه این وسط یه مشاجره
‫بین آماندا و مِردیت شکل گرفته باشه,

00:38:23.134 --> 00:38:25.678
‫مثلاً سر اجاره‌ی عقب‌مونده‌ی خونه,,,

00:38:25.929 --> 00:38:27.722
‫یا سر حضور رودی توی خونه,

00:38:28.598 --> 00:38:29.849
‫و همچنین ممکنـه

00:38:29.974 --> 00:38:36.064
‫بعداز مشاجره,,,
‫و تحت‌تأثیر مواد و الکل,,,

00:38:37.524 --> 00:38:44.072
‫تصمیم گرفتن با مِردیت
‫یه بازی جنسی وحشیانه راه بندازن,

00:38:46.032 --> 00:38:47.659
‫فراموش نکنید,,,

00:38:48.660 --> 00:38:50.578
‫اون شب تنها شبی بود

00:38:51.371 --> 00:38:53.956
‫که آماندا و مِردیت با هم تنها بودن

00:38:53.957 --> 00:38:56.668
‫و خبری از هم‌خونه‌ها نبود,

00:38:57.669 --> 00:39:03.049
‫حتی پسرهای طبقه‌ی
‫پایین هم اون شب نبودن,

00:39:03.633 --> 00:39:07.929
‫آماندا مدت‌ها از مِردیت
‫کینه به دل گرفته بود,

00:39:08.137 --> 00:39:13.726
‫و وقتش رسیده بود که از
‫اون دختر خودخواه انتقام بگیره,

00:39:15.144 --> 00:39:16.729
‫حتماً همچین فکری توی سرش بوده,

00:39:17.480 --> 00:39:22.569
‫و طی سلسله اتفاقات خشونت‌آمیز

00:39:23.653 --> 00:39:26.573
‫شکنجه‌ی مِردیت آغاز می‌شه,

00:39:27.198 --> 00:39:28.408
‫هر سه بهش حمله کردن,

00:39:29.242 --> 00:39:32.078
‫رافائله با چاقو زدش,

00:39:33.663 --> 00:39:36.499
‫رودی بهش تجاوز کرد,

00:39:37.876 --> 00:39:38.877
‫و آماندا,,,

00:39:43.464 --> 00:39:45.633
‫عمیق‌ترین زخم رو بهش وارد کرد,

00:39:53.892 --> 00:39:55.518
‫ما فرایند رو تصویرسازی کردیم,,,

00:39:56.936 --> 00:40:00.899
‫تا بتونید بهتر تصمیم‌گیری کنید,

00:40:03.568 --> 00:40:06.821
‫ساعت ۱۱:۳۰ شب,,,

00:40:07.113 --> 00:40:09.781
‫آماندا ناکس، رافائله سولچیتو,,,

00:40:09.782 --> 00:40:12.535
‫و رودی گیده به ویلای
‫ویا دلا پرگولا رسیدن,

00:40:13.077 --> 00:40:15.246
‫آماندا دَر رو با کلیدش باز می‌کنه,,,

00:40:15.622 --> 00:40:18.290
‫ساعت ۱۱:۳۵,,,

00:40:18.291 --> 00:40:22.169
‫بعداز آغاز درگیری،
‫مِردیت به دیوار کوبیده می‌شه,,,

00:40:22.170 --> 00:40:27.258
‫جناب قاضی، این کار زیاده‌رویـه!

00:40:27.383 --> 00:40:31.470
‫و الان دیگه زمان
‫ارائه‌ی مدرک جدید نیست,,,

00:40:31.471 --> 00:40:32.597
‫جناب گیرگا,

00:40:34.766 --> 00:40:36.184
‫ادامه بدید، خانم کومودی,

00:40:36.601 --> 00:40:40.229
‫اینجا بخش دوم حمله‌ست که
‫از زوایای مختلف نشون داده شده,,,

00:40:40.605 --> 00:40:43.608
‫مهاجمین تلاش می‌کنن
‫مِردیت رو مهار کنن,,,

00:40:43.858 --> 00:40:47.236
‫لباسش رو درمی‌آرن
‫و با چاقو تهدیدش می‌کنن,,,

00:40:48.488 --> 00:40:50.490
‫و این زخم,,,

00:40:51.532 --> 00:40:54.494
‫براثر ضربه‌ی چاقوی
‫سولچیتو به وجود می‌آد,

00:41:07.215 --> 00:41:10.175
‫ای بابا, هنوز داری
‫به سوراخ سینک فکر می‌کنی؟

00:41:10.176 --> 00:41:12.094
‫- نه,
‫- دروغ نگو,

00:41:12.095 --> 00:41:13.595
‫- نمی‌گم,
‫- دیوونه,

00:41:13.596 --> 00:41:16.515
‫- نه‌خیر,
‫- مشخصـه,

00:41:16.516 --> 00:41:18.518
‫داشتم به خوشگلیِ تو فکر می‌کردم,

00:41:21.521 --> 00:41:24.148
‫باشه پس,
‫من داشتم فکر می‌کردم,,,

00:41:24.691 --> 00:41:26.693
‫که چقدر با هم فرق داریم,

00:41:26.718 --> 00:41:27.719
‫عع؟

00:41:28.861 --> 00:41:29.946
‫چطور؟

00:41:31.447 --> 00:41:32.740
‫خب,,,

00:41:33.032 --> 00:41:37.328
‫تو خیلی تمیز و مرتبـی,,,

00:41:37.578 --> 00:41:38.621
‫آها,

00:41:39.497 --> 00:41:42.792
‫حتی وقتی آب می‌ریزه، عصبانی می‌شی,

00:41:44.043 --> 00:41:45.128
‫ولی من,,,

00:41:45.378 --> 00:41:46.379
‫چجوری می‌گین,,,

00:41:47.463 --> 00:41:48.715
‫خیلی «بی‌خیال»ـم,

00:41:49.215 --> 00:41:50.382
‫«نامرتب»ـی,

00:41:50.383 --> 00:41:51.508
‫- نه‌خیر,
‫- بعله!

00:41:51.509 --> 00:41:54.386
‫- حالا شاید یه‌ذره,
‫- ولی کاش,,,

00:41:54.387 --> 00:41:56.347
‫توی دبیرستان باهات آشنا می‌شدم,

00:42:00.018 --> 00:42:02.060
‫- نه,
‫- یعنی چی نه؟

00:42:02.061 --> 00:42:03.146
‫اون‌موقع,,,

00:42:03.171 --> 00:42:04.423
‫اصلاً باحال نبودم,

00:42:04.689 --> 00:42:06.898
‫- امکان نداره,
‫- جدی می‌گم,

00:42:06.899 --> 00:42:08.734
‫- برو بابا,
‫- والا,

00:42:08.735 --> 00:42:12.195
‫- موهای من مثل ناروتو سیخ‌سیخی بود,
‫- وای,

00:42:11.679 --> 00:42:12.193
(ناروتو: یکی از شخصیت‌های داستانی معروف در دنیای انیمه)

00:42:12.365 --> 00:42:13.447
‫- جون تو,
‫- آخ آخ,

00:42:13.448 --> 00:42:15.490
‫اون‌جوری تصورم کن,

00:42:15.491 --> 00:42:19.036
‫عکس ناروتو رو به مامانم
‫نشون می‌دادم و التماسش می‌کردم,

00:42:19.037 --> 00:42:22.372
‫«مامان، تو رو خدا,,, جون من,,,»

00:42:22.373 --> 00:42:24.291
‫تا این‌که بالاخره,,, موفق شدم,

00:42:24.292 --> 00:42:25.792
‫- تونستی؟
‫- آره,

00:42:25.793 --> 00:42:28.546
‫عجب, پس حسابی مامان‌دوستـی‌ها,

00:42:36.721 --> 00:42:37.722
‫آره,

00:42:39.432 --> 00:42:40.808
‫- آره,
‫- بودم,

00:42:42.351 --> 00:42:45.980
‫عع,,, دو سال پیش فوت کرد,

00:42:46.856 --> 00:42:47.982
‫متأسفـم,

00:42:49.525 --> 00:42:50.585
‫چطوری؟

00:42:50.693 --> 00:42:52.051
‫چطوری فوت کرد؟

00:42:52.965 --> 00:42:54.122
‫ایست قلبی,

00:43:00.995 --> 00:43:02.705
‫چون,,,

00:43:05.833 --> 00:43:10.837
‫- بابام داشت دوباره ازدواج می‌کرد,,,
‫- آها,,,

00:43:10.838 --> 00:43:14.133
‫و قلب مامانم,,,

00:43:15.301 --> 00:43:20.348
‫مامانم خیلی افسرده و ناراحت بود,,,

00:43:24.602 --> 00:43:28.605
‫هرروز صبح‌تاشب بهم زنگ می‌زد,,,

00:43:28.606 --> 00:43:31.024
‫باهام درددل می‌کرد,

00:43:31.025 --> 00:43:33.361
‫بهم می‌گفت,,,

00:43:35.571 --> 00:43:37.657
‫«چیزی برای زندگی‌کردن ندارم»,,,

00:43:40.660 --> 00:43:43.121
‫یا «می‌خوام بمیرم»,,,

00:43:44.288 --> 00:43:47.458
‫می‌گفت «چرا تنهام گذاشتی؟»,,,

00:43:51.587 --> 00:43:56.383
‫بعضی‌وقت‌ها حتی نمی‌خواستم
‫تلفن رو جواب بدم,

00:43:56.384 --> 00:43:58.343
‫- و,,,
‫- تقصیر تو نبود,

00:43:58.344 --> 00:43:59.511
‫- نه، منظورم,,,
‫- نه، ببین,,,

00:43:59.512 --> 00:44:01.471
‫- تقصیر تو نبود,
‫- منظورم اینـه که,,,

00:44:01.472 --> 00:44:02.556
‫ناراحت نباش,

00:44:03.469 --> 00:44:05.929
‫خوب کاری کردی که رفتی دانشگاه,

00:44:06.102 --> 00:44:09.729
‫جدی می‌گم!
‫زندگی به همین چیزهاست,

00:44:09.730 --> 00:44:13.860
‫باید تلاشت رو بکنی
‫و با خودت روراست باشی,

00:44:14.610 --> 00:44:15.695
‫درستـه؟

00:44:16.197 --> 00:44:18.614
‫صداقت با خود,,,

00:44:20.324 --> 00:44:22.160
‫درست گفتی,

00:44:24.787 --> 00:44:25.997
‫من هم,,,

00:44:27.165 --> 00:44:30.751
‫همه بهم می‌گن شبیه آمِلی‌ام،
‫چون خیلی عجیبـم,

00:44:32.461 --> 00:44:35.630
‫خب که چی؟
‫یعنی باید عوض بشم؟

00:44:35.631 --> 00:44:37.925
‫که بقیه ازم راضی باشن؟
‫نه، ممنون,

00:44:39.802 --> 00:44:40.803
‫عع,,,

00:44:43.973 --> 00:44:45.183
‫می‌دونی,,,

00:44:47.977 --> 00:44:50.104
‫من همه‌چیز مادرم بودم,

00:44:57.612 --> 00:44:59.238
‫پس برای خودت چی هستی؟

00:45:23.554 --> 00:45:24.555
‫عع,,,

00:45:24.656 --> 00:45:28.326
‫جناب قاضی و اعضای محترم هیئت‌منصفه,

00:45:34.649 --> 00:45:35.650
‫عع,,,

00:45:36.234 --> 00:45:40.821
‫حقیقتش صحبت درباره‌ی
‫این موضوع برام خیلی سختـه,

00:45:41.822 --> 00:45:46.285
‫من وارد ماجرایی شدم که
‫خودم هیچی ازش نمی‌دونم,

00:45:47.536 --> 00:45:51.999
‫هیچ دلیلی وجود نداره
‫که باعث بشه آدم بُکشم,

00:45:52.625 --> 00:45:55.962
‫حتی بازرس‌ها می‌گن من
‫یه سگ دست‌آموزم که هار شده,

00:45:57.296 --> 00:46:02.260
‫من با آماندا چند روز
‫قبل‌از جنایت آشنا شدم,

00:46:02.551 --> 00:46:04.637
‫ولی اگه ازم می‌خواست,,,

00:46:05.263 --> 00:46:07.348
‫که اون کار رو,,,

00:46:07.807 --> 00:46:10.851
‫اون کار رو بکنم، قطعاً می‌گفتم «نه»,

00:46:24.907 --> 00:46:27.437
‫ولی حقیقت اینـه که اون
‫هیچ‌وقت چنین چیزی ازم نخواست,

00:46:28.703 --> 00:46:30.162
‫من مِردیت رو نکُشتم,

00:46:30.871 --> 00:46:33.457
‫و شب قتل توی اون خونه نبودم,

00:46:33.916 --> 00:46:36.502
‫من آدم خشنی نیستم,

00:46:36.877 --> 00:46:38.713
‫خواهش من از شما اینـه که,,,

00:46:39.380 --> 00:46:43.551
‫زندگی‌م رو بهم برگردونین,
‫چیزی که الان دارم، اسمش زندگی نیست,

00:46:46.512 --> 00:46:47.513
‫خیلی ممنون,

00:47:06.282 --> 00:47:08.409
‫نصف‌شب قراره حکم بدن؟

00:47:09.744 --> 00:47:11.329
‫چه عجیب,

00:47:11.912 --> 00:47:12.913
‫فکر کنم نکته‌ش همینـه,

00:47:56.707 --> 00:47:58.542
‫رافائله! رافائله!

00:47:59.515 --> 00:48:01.391
‫رافائله، اینجا رو ببین!

00:48:33.285 --> 00:48:34.286
‫آماندا!

00:48:38.249 --> 00:48:39.625
‫آماندا، اینجا رو ببین!

00:49:15.578 --> 00:49:18.372
‫شجاع باش، آماندا,
‫نگران نباش,

00:49:19.957 --> 00:49:22.001
‫به نام مردم ایتالیا,

00:49:23.043 --> 00:49:28.424
‫دادگاه آسیزه‌ی شهر پروجا
‫حکم متهمان را صادر می‌کند:

00:49:29.216 --> 00:49:35.723
‫ناکس، آماندا ماری,
‫متولد سیاتلِ آمریکا در ۹ ژوئیه‌ی ۱۹۸۷,

00:49:36.140 --> 00:49:39.768
‫هم‌اکنون تحت‌بازداشت در زندان پروجا,

00:49:40.436 --> 00:49:47.443
‫سولچیتو، رافائله,
‫متولد باری در ۲۶ مارس ۱۹۸۴,

00:49:48.027 --> 00:49:51.447
‫هم‌اکنون تحت‌بازداشت در زندان تِرنی,

00:49:51.739 --> 00:49:56.869
‫به احتساب تهمت به پاتریک لومومبا,,,

00:49:57.119 --> 00:49:58.745
‫آماندا ماری ناکس,,,

00:49:58.746 --> 00:50:00.289
‫در این پرونده

00:50:01.290 --> 00:50:02.541
‫گناهکار است,

00:50:03.375 --> 00:50:08.505
‫به احتساب قتل،
‫حمل سلاح، تجاوز، دزدی,,,

00:50:08.506 --> 00:50:13.552
‫و صحنه‌سازی,,,
‫متهمان,,,

00:50:13.844 --> 00:50:17.932
‫رافائله سولچیتو
‫و آماندا ماری ناکس,,,

00:50:18.933 --> 00:50:20.893
‫در این پرونده,,,

00:50:21.018 --> 00:50:22.311
‫گناهکارند,

00:50:23.646 --> 00:50:29.777
‫۲۶ سال حبس برای آماندا ناکس

00:50:30.778 --> 00:50:33.906
‫و ۲۵ سال برای سولچیتو تعیین شد,

00:50:35.908 --> 00:50:41.038
‫و هرکدام باید هزینه‌ی
‫دادگاه خود را نیز پرداخت کنند,

00:50:41.747 --> 00:50:48.127
‫درخواست تجدیدنظر می‌دیم,
‫نگران نباش,

00:50:55.010 --> 00:50:57.262
‫- آماندا! آماندا!
‫- آماندا! نه!

00:50:57.263 --> 00:50:58.680
‫نه! نبرینش!

00:50:58.681 --> 00:51:00.975
‫نبرینش!
‫آماندا!

00:51:01.308 --> 00:51:03.017
‫بهش دست نزن!

00:51:03.303 --> 00:51:04.762
‫آماندا!

00:51:11.652 --> 00:51:14.071
‫رافائله، قوی باش!

00:51:50.691 --> 00:51:52.234
‫از حکم دادگاه راضی هستید؟

00:51:53.319 --> 00:51:55.782
‫به‌طور کلی، بله راضی هستیم,

00:51:56.039 --> 00:51:58.948
‫اما اینجا جمع شدیم تا در سوگ
‫خواهر به‌قتل‌رسیده‌مون باشیم,

00:52:00.034 --> 00:52:02.952
‫دو انسان جَوون قراره به زندان برن

00:52:02.953 --> 00:52:04.496
‫و مدتی طولانی اونجا باشن,

00:52:06.957 --> 00:52:09.125
‫قطعاً نباید بابتش جشن گرفت,

00:52:47.049 --> 00:52:49.708
[ دو سال قبل ]

00:52:49.732 --> 00:52:52.377
[ ۲ نوامبر ۲۰۰۷ - ۳:۱۰ بعدازظهر ]

00:52:54.505 --> 00:52:56.564
‫اینجا لکه‌های خونـه,

00:53:01.846 --> 00:53:04.152
‫توی این اتاق خبری نبوده,

00:53:17.736 --> 00:53:23.826
‫از همه‌لحاظ بی‌انضباطی صورت گرفته,

00:53:46.864 --> 00:53:59.980
  جديدترين اخبار فيلم و سريال در کانال تلگرام و پیج اینستاگرام :
  .:: @MiraMovie1 ::.
  .:: @myZedMovie ::.