﻿WEBVTT

00:00:35.619 --> 00:00:36.870
‫خب، همه ساکت.

00:00:41.124 --> 00:00:42.542
‫خیلی خب، صدا بره.

00:00:45.295 --> 00:00:46.379
‫- دوربین رفت.
‫- پلان یک، برداشت یک.

00:00:47.172 --> 00:00:48.131
‫شروع کنین.

00:00:51.091 --> 00:00:52.134
‫سر جا.

00:00:52.217 --> 00:00:53.260
‫و سر جاست.

00:01:05.964 --> 00:01:12.545
‫در ۱۹ دسامبر ۱۹۷۴، لیندا روزنکرانتز
‫مصاحبه‌ای را با عکاس، پیتر هوژار ضبط کرد

00:01:12.570 --> 00:01:17.796
‫که در آن از او خواست تا فعالیت‌های
‫روز گذشته‌اش را با جزئیات تعریف کند.

00:01:18.250 --> 00:01:23.467
‫او ایده نگارش کتابی را در ذهن داشت که مجموعه‌ای از گفتگوهای برنامه‌ریزی‌شده‌اش

00:01:23.492 --> 00:01:29.082
‫با بسیاری از دوستان هنرمندش را درباره
‫زندگی روزمره آن‌ها گردآوری کند.

00:01:29.748 --> 00:01:33.845
‫این کتاب هرگز محقق نشد و
‫نوار صوتی اصلی نیز مفقود شد.

00:01:33.870 --> 00:01:39.372
‫اما در سال ۲۰۱۹، رونوشتی تایپ‌شده از
‫مصاحبه سال ۱۹۷۴ در میان اسناد هوژار

00:01:39.397 --> 00:01:44.651
‫که در کتابخانه مورگان در نیویورک
‫بایگانی شده بودند، کشف شد.

00:01:46.659 --> 00:01:49.862
‫«روز پیتر هوژار»

00:01:49.886 --> 00:02:00.886
<b><c.color00abfd> دانلود فیلم و سریال با زیرنویس چسبیده
  ..:: MiraMovie.Top ::..</c></b>
  <b><c.colorFFC947> ..:: MyZed.Top ::..</c></b>

00:02:17.088 --> 00:02:19.132
‫فکر کنم یه تماس تلفنی بیدارم کرد.

00:02:19.215 --> 00:02:20.842
‫عه، زنگ ساعت کار نکرد؟

00:02:20.925 --> 00:02:23.552
‫فکر کنم خواب موندم و صدای زنگ رو نشنیدم.

00:02:23.636 --> 00:02:25.596
‫ساعتو برای هشت و نیم کوک
‫کرده بودم، چون ساعت ۹

00:02:25.679 --> 00:02:28.349
‫ژاکلین دو مورنی از مجله اِل داشت میومد.

00:02:30.684 --> 00:02:33.395
‫اون تو هتل چلسی اقامت داشت،

00:02:33.478 --> 00:02:35.355
‫و انگلیسی‌ش خیلی خوب نبود.

00:02:36.398 --> 00:02:38.901
‫و داشت برای عکس‌های لورن هاتون میومد.

00:02:40.360 --> 00:02:42.779
‫خلاصه ساعت ۹ شد و تلفن زنگ خورد

00:02:42.862 --> 00:02:44.406
‫ژاکلین بود، و گفت،

00:02:44.489 --> 00:02:46.115
‫«اشکالی نداره بیست دقیقه دیگه بیام؟»

00:02:46.198 --> 00:02:49.285
‫و من گفتم: «آره، عالیه.»
‫و از تخت پریدم بیرون.

00:02:49.368 --> 00:02:53.164
‫آب قهوه رو میذارم و... و
‫تلفن دوباره زنگ میخوره

00:02:53.247 --> 00:02:55.166
‫و سوزان سانتاگ بود.

00:02:55.249 --> 00:02:56.542
‫گفت: «بیداری؟»

00:02:56.625 --> 00:02:58.710
‫بعد صدای رادیو رو شنید و گفت: «آها، آره.»

00:03:00.546 --> 00:03:02.964
‫گفت: «می‌خوام امروز
‫بیام نمایشگاهت رو ببینم.»

00:03:03.048 --> 00:03:05.842
‫گفت: «مطمئنم که خوبه.»

00:03:05.926 --> 00:03:08.469
‫اینکه نمی‌تونست تصور کنه خوب نباشه.

00:03:08.553 --> 00:03:10.638
‫و اینکه امروز یا فردا

00:03:10.721 --> 00:03:11.931
‫داشت میرفت پاریس و شاید

00:03:12.014 --> 00:03:13.098
‫نمی‌رسید به نمایشگاه بیاد.

00:03:13.182 --> 00:03:15.518
‫منم بهش گفتم که اون مرده
‫از گالری زنگ زده بود

00:03:15.601 --> 00:03:17.144
‫و پرسیده بود که من مکس کوزلوف

00:03:17.227 --> 00:03:18.603
‫یا سوزان سانتاگ رو می‌شناسم؟

00:03:18.687 --> 00:03:20.272
‫چرا؟

00:03:20.355 --> 00:03:22.649
‫راستش، چیزی که بهش گفتم دروغ بود.

00:03:22.732 --> 00:03:23.942
‫نسخه دیگه‌ش رو برات میگم.

00:03:24.025 --> 00:03:27.111
‫فقط یه تغییر کوچیک بود،
‫ولی یه چیزی رو لو می‌داد.

00:03:27.195 --> 00:03:29.197
‫تو... یعنی اسم اون رو نیاورده بود؟

00:03:29.280 --> 00:03:30.073
‫نه.

00:03:34.577 --> 00:03:38.289
‫نه، فکر کنم دیدم دارم پیشش
‫اسم آدمای معروف رو میارم.

00:03:41.334 --> 00:03:47.339
‫مثلاً، اون زنگ زد و گفت،
‫مکس کوزلوف رو می‌شناسم؟

00:03:48.048 --> 00:03:50.258
‫و من گفتم: «نه، ولی می‌دونم کیه.»

00:03:50.342 --> 00:03:52.844
‫و اون گفت: «می‌دونی چطور
‫میشه باهاش تماس گرفت؟»

00:03:52.927 --> 00:03:54.220
‫و من گفتم: «نه.»

00:03:55.680 --> 00:03:59.558
‫داره روی یه مجله عکس
‫کار می‌کنه و دنبال کسیه

00:03:59.642 --> 00:04:03.062
‫که یه مقدمه یا یه چیزی بنویسه.

00:04:03.145 --> 00:04:04.896
‫و من گفتم: «خب، من
‫مکس کوزلوف رو نمی‌شناسم.

00:04:04.980 --> 00:04:06.898
‫چرا از سوزان سانتاگ نمیپرسی؟»

00:04:06.982 --> 00:04:09.150
‫و اون گفت: «عه، تو می‌شناسیش؟»
‫و من گفتم: «آره.»

00:04:10.402 --> 00:04:12.487
‫اینجوری شد. ماجرا این بود.

00:04:12.571 --> 00:04:15.198
‫من... نمی‌خواستم اینو به سوزان بگم.

00:04:15.991 --> 00:04:19.077
‫و اون (سوزان سانتاگ) گفت:
‫«نه، نمی‌خوام این کارو بکنم.

00:04:19.160 --> 00:04:21.287
‫من فقط چیزایی رو می‌نویسم
‫که مجبورم، یا واسه رفقام.»

00:04:21.371 --> 00:04:22.663
‫تو دوستش نیستی؟

00:04:22.747 --> 00:04:25.207
‫خب، این برای من نبود. برای اون مجله بود.

00:04:25.290 --> 00:04:27.042
‫خیلی بی شیله پیله اینو گفت.

00:04:27.126 --> 00:04:28.543
‫و من گفتم،

00:04:28.627 --> 00:04:31.171
‫«خب، می‌خواستم بدونی، چون اگه بری

00:04:31.255 --> 00:04:33.965
‫امروز گالری و این مرده بیاد سراغت،

00:04:34.048 --> 00:04:35.049
‫نخواستم با زنگ زدن مزاحمت بشم.»

00:04:35.133 --> 00:04:37.176
‫و اون گفت: «خوشحالم که زنگ نزدی.»

00:04:37.260 --> 00:04:39.095
‫بعدش گفت ماچ به کله‌ت.

00:04:39.178 --> 00:04:40.805
‫این جمله‌اش سر و ته نداشت.

00:04:42.265 --> 00:04:44.851
‫گفت، فکر کنم بعضی وقتا حتی
‫ممکنه منو صدا کرده باشه

00:04:44.934 --> 00:04:48.812
‫«عزیزم»، مثلاً یه ماچ به کله‌ت و بعد یه مکث

00:04:48.896 --> 00:04:50.188
‫و بعدش عزیزم.

00:04:50.273 --> 00:04:50.814
‫خداحافظ.

00:04:56.653 --> 00:05:00.323
‫بعد قهوه‌م رو برمی‌دارم
‫و میرم میشینم پشت میزم

00:05:00.407 --> 00:05:03.410
‫و هنوز بیست دقیقه هم نشده که در میزنن

00:05:04.411 --> 00:05:06.078
‫اون دختره از مجله اِل هست.

00:05:06.162 --> 00:05:09.916
‫حالا یه جوری تو این
‫مدت این فانتزی رو داشتم

00:05:09.999 --> 00:05:11.667
‫که دختره از مجله اِل منو اغوا کنه.

00:05:13.085 --> 00:05:14.170
‫دیده بودیش؟

00:05:14.253 --> 00:05:16.963
‫نه، ولی اینکه قراره بیاد تو

00:05:17.047 --> 00:05:18.507
‫و مثل فیلمای فرانسوی باشه

00:05:18.590 --> 00:05:19.758
‫و بیاد تو و درست

00:05:19.841 --> 00:05:20.759
‫وسط اتاق وایسه.

00:05:20.842 --> 00:05:21.885
‫هوم.

00:05:21.968 --> 00:05:25.263
‫و خیلی بی‌پروا باشه و دستشو
‫ببره سمت دکمه‌های من.

00:05:26.472 --> 00:05:28.683
‫این فقط یکی از فانتزی‌هام بود.

00:05:31.144 --> 00:05:33.771
‫فکر کردم همون موقع صبح
‫میتونه فوق‌العاده باشه.

00:05:34.647 --> 00:05:35.856
‫خیلی فرانسوی.

00:05:38.358 --> 00:05:40.903
‫خلاصه میاد تو و قدش کوتاهه.

00:05:40.986 --> 00:05:44.239
‫یه شنل بلند پوشیده و خیلی یه جورایی

00:05:44.323 --> 00:05:49.077
‫از اون شیک‌های فرانسویه، نه
‫هنری، ولی یه چیزی تو همین مایه‌ها.

00:05:49.160 --> 00:05:50.286
‫اوهوم.

00:05:50.369 --> 00:05:53.039
‫و میاد تو و میگه: «سلام، من ژاکلین هستم.»

00:05:54.123 --> 00:05:56.542
‫و من میگم: «سلام، بیا تو.»

00:05:56.625 --> 00:05:58.294
‫و میگه: «اوه، اینجا زندگی می‌کنی؟

00:05:58.377 --> 00:06:02.548
‫اوه، اینجا استودیوتم هست؟ خیلی قشنگه.»

00:06:02.631 --> 00:06:05.175
‫چون یه جورایی از اینجا خوشش اومده بود.

00:06:05.258 --> 00:06:08.261
‫بعضی وقتا مردم میان تو و میگن:
‫«تازه اسباب‌کشی کردی؟»

00:06:08.345 --> 00:06:12.182
‫یا «وقتی مرتبش کنی قشنگ میشه.»

00:06:13.600 --> 00:06:14.726
‫چیزی برای نوشیدن می‌خوای؟

00:06:14.809 --> 00:06:17.103
‫نه، و من میگم: «مرتبه.»

00:06:22.149 --> 00:06:23.359
‫بعدش گفتم،

00:06:23.442 --> 00:06:25.527
‫«اینا عکسای لورن هاتون هستن.»

00:06:25.611 --> 00:06:27.821
‫و میگه: «اوه، فوق‌العاده‌ان.

00:06:27.904 --> 00:06:29.531
‫شبیه کارای اودون نیستن.»

00:06:30.281 --> 00:06:31.742
‫چون لورن هاتون خوشگله،

00:06:31.825 --> 00:06:33.785
‫ولی شبیه پسراست، می‌دونی،

00:06:33.869 --> 00:06:35.703
‫با اون شلوار لیوایز و کتونی‌هاش.

00:06:36.787 --> 00:06:38.873
‫منم میگم: «چقدر قراره پول بدن؟»

00:06:40.125 --> 00:06:42.293
‫و اون گفت: «اوه، نمی‌دونم.»

00:06:42.377 --> 00:06:44.169
‫مقاله قراره چهار صفحه باشه

00:06:44.253 --> 00:06:45.505
‫و اون نمی‌دونه که قراره

00:06:45.588 --> 00:06:48.007
‫از یه عکس استفاده کنن یا چهار عکس.

00:06:48.090 --> 00:06:50.009
‫منم گفتم: «خب، نرخ هر صفحه‌تون چقدره؟»

00:06:50.843 --> 00:06:53.803
‫و اون نمی‌دونه. دیگه داشتم مشکوک می‌شدم.

00:06:53.887 --> 00:06:58.224
‫فکر کردم این می‌تونه یه...
‫یه طرفدار لورن هاتون باشه

00:06:58.307 --> 00:07:00.434
‫که این نقشه عالی رو
‫کشیده تا عکس‌ها رو بدزده

00:07:00.519 --> 00:07:01.561
‫عکس‌های لورن هاتون رو.

00:07:01.645 --> 00:07:02.937
‫مثلاً قرار بود چی باشه، یه سردبیر؟

00:07:03.021 --> 00:07:04.230
‫آره.

00:07:04.313 --> 00:07:07.400
‫بدم نمیاد عکس‌ها رو به کسی ببازم که...

00:07:07.483 --> 00:07:09.527
‫ولی دوست دارم پول بگیرم. چهار صفحه.

00:07:09.610 --> 00:07:10.778
‫آره. باید پول خیلی خوبی بشه.

00:07:10.861 --> 00:07:12.320
‫می‌تونه پول زیادی باشه.

00:07:12.405 --> 00:07:14.322
‫آره خب، باید بدونه چقدره.

00:07:14.406 --> 00:07:15.658
‫آره، منم فکر می‌کردم به عنوان یه سردبیر

00:07:15.741 --> 00:07:17.575
‫باید بدونه چقدره، مخصوصاً که فرستادنش

00:07:17.659 --> 00:07:19.411
‫دنبال عکس‌ها.

00:07:19.494 --> 00:07:20.578
‫دارم واقعاً خیلی تلاش می‌کنم

00:07:20.662 --> 00:07:22.830
‫که حداقل تا حدی یه بیزینس‌من باشم.

00:07:22.914 --> 00:07:24.123
‫به نظرم حق کاملته که بدونی

00:07:24.207 --> 00:07:25.708
‫قبل از اینکه عکس‌ها رو بهش بدی.

00:07:25.792 --> 00:07:26.751
‫آره.

00:07:26.834 --> 00:07:29.086
‫من قبلاً کاملاً برعکس بودم.

00:07:29.170 --> 00:07:30.379
‫عکس‌ها رو بهشون می‌دادم

00:07:30.462 --> 00:07:32.173
‫و اونا با عکس‌ها می‌رفتن
‫و من هیچی نمی‌گفتم

00:07:32.256 --> 00:07:33.382
‫در مورد پول.

00:07:33.465 --> 00:07:34.508
‫و امیدوار بودم

00:07:34.591 --> 00:07:36.885
‫که یه چک بگیرم یا... ولی ازش پرسیدم

00:07:36.968 --> 00:07:37.719
‫و اون نمی‌دونست.

00:07:37.803 --> 00:07:39.305
‫و گفت که برمی‌گرده

00:07:39.388 --> 00:07:41.306
‫هفتم ژانویه و بهم زنگ می‌زنه.

00:07:41.390 --> 00:07:42.683
‫کجا می‌رفت؟

00:07:42.766 --> 00:07:44.267
‫برمی‌گشت فرانسه.

00:07:45.185 --> 00:07:46.978
‫با هواپیمای سوزان؟

00:07:47.062 --> 00:07:48.021
‫نمی‌دونم.

00:07:48.104 --> 00:07:49.397
‫آره، همون هواپیما.

00:07:52.192 --> 00:07:55.277
‫خلاصه اون عکس‌ها رو
‫برداشت و من گفتم «باشه»

00:07:55.360 --> 00:07:56.946
‫اونم همینطور.

00:07:57.029 --> 00:08:00.449
‫بعد گفتم: «بذار اسمت رو بنویسم.»

00:08:01.283 --> 00:08:04.453
‫و اسم رو اینطوری گرفتم: دی-ای ام بزرگ.

00:08:04.536 --> 00:08:07.038
‫و اون گفت: «نه، ام بزرگ نه.»

00:08:07.121 --> 00:08:08.957
‫بعد من عکس‌ها رو گذاشتم تو یه پاکت

00:08:09.040 --> 00:08:10.584
‫و اون خداحافظی کرد، منم خداحافظی کردم

00:08:10.667 --> 00:08:11.543
‫و بعدش رفت.

00:08:11.626 --> 00:08:13.753
‫و دیگه هیچ خبری ازش نشد.

00:08:13.837 --> 00:08:15.671
‫تقریباً حس می‌کنم کمتر
‫از اون زمانی اونجا بود

00:08:15.754 --> 00:08:17.340
‫که طول کشید من این داستان رو تعریف کنم.

00:08:19.258 --> 00:08:21.844
‫خلاصه دارم قهوه‌ام رو می‌خورم
‫و تصمیم گرفتم حساب کنم

00:08:21.927 --> 00:08:26.014
‫چقدر پول طلب دارم، چون
‫داره حسابش از دستم در میره.

00:08:26.098 --> 00:08:29.726
‫پس همه پول‌های قطعی رو
‫که می‌دونم می‌گیرم جمع زدم.

00:08:29.809 --> 00:08:33.980
‫۳۰۰ تا برای این کار رستوران،
‫ولی ظاهراً ۴۵۰ تا می‌گیرم.

00:08:34.772 --> 00:08:37.900
‫پس تو یه ستون نوشتم قطعیِ قطعی ۳۰۰

00:08:37.984 --> 00:08:40.737
‫و تو اون یکی نوشتم ۴۵۰ دلار.

00:08:40.820 --> 00:08:41.738
‫امیدوارانه.

00:08:41.821 --> 00:08:43.990
‫خیلی هم محتمله.

00:08:44.073 --> 00:08:47.826
‫و جمعش شد، قطعیِ قطعی شد ۸۲۵ دلار.

00:08:47.909 --> 00:08:49.828
‫و این بدون احتساب اون مطلب ویلج وویسه

00:08:49.911 --> 00:08:51.622
‫ولی اون هنوز ممکنه اتفاق بیفته.

00:08:51.705 --> 00:08:53.373
‫- منظورم اینه که موعدش هفته بعده.
‫- خب پس اون قطعیه.

00:08:53.456 --> 00:08:55.166
‫آره.

00:08:55.250 --> 00:08:56.626
‫یعنی یه هفته دیگه از امروز.

00:08:56.709 --> 00:08:57.710
‫آره، شماره بعدی.

00:08:57.793 --> 00:08:59.295
‫چقدر از نوار تا الان رفته؟

00:08:59.379 --> 00:09:00.963
‫اوه، یک سومش.

00:09:01.714 --> 00:09:05.175
‫نمی‌دونم با جزئیات بیشتر بگم یا کمتر.

00:09:05.259 --> 00:09:06.301
‫همینجوری خوبه.

00:09:07.302 --> 00:09:08.262
‫باشه.

00:09:08.345 --> 00:09:09.304
‫خب خسته‌کننده‌ست یا؟

00:09:09.388 --> 00:09:11.306
‫نه، برای من خسته‌کننده نیست.

00:09:11.390 --> 00:09:13.058
‫بعد باب مونی زنگ می‌زنه.

00:09:14.184 --> 00:09:15.060
‫کارش نمایه‌سازیه.

00:09:16.478 --> 00:09:18.980
‫ولی پیانیسته. هارپسیکورد می‌زنه.

00:09:19.063 --> 00:09:19.939
‫واقعاً خیلی خوبه.

00:09:20.023 --> 00:09:22.358
‫روزی شیش ساعت تمرین می‌کنه.

00:09:22.441 --> 00:09:23.735
‫می‌پرسه لیلی رو می‌شناسم یا نه.

00:09:23.818 --> 00:09:25.069
‫کی رو؟

00:09:25.153 --> 00:09:26.946
‫لیلی، که قبلاً کلایدین مالک بود.

00:09:27.030 --> 00:09:27.863
‫آهان، درسته.

00:09:29.198 --> 00:09:30.991
‫پاول اسم لیلی رو براش گذاشت.

00:09:31.074 --> 00:09:32.451
‫- پاول این کارو کرد؟
‫- هوم.

00:09:32.535 --> 00:09:33.744
‫نمی‌دونستم کار پاول بوده.

00:09:33.827 --> 00:09:35.663
‫فکر می‌کردم کار یه استاد بزرگ بوده.

00:09:35.746 --> 00:09:37.748
‫اوه نه، این کار هیچ استاد بزرگی نبود.

00:09:38.623 --> 00:09:42.585
‫من برای یه آخر هفته مردان
‫همجنسگرا رفتم اونجا

00:09:42.669 --> 00:09:44.337
‫و واقعاً، یه جور مذهب مدرن آی‌بی‌امیه.

00:09:44.421 --> 00:09:46.381
‫تبلیغی که تو وویس گذاشته
‫بودن رو دیدی با اون همه بدن

00:09:46.464 --> 00:09:47.507
‫که روی هم تلنبار شده بودن؟

00:09:47.590 --> 00:09:48.758
‫همه‌ش به این سبک دیزاین
‫ریسرچ انجام شده بود.

00:09:50.092 --> 00:09:52.511
‫واقعاً خیلی شیکه با این
‫فرش‌های قهوه‌ای خوشگل

00:09:52.594 --> 00:09:56.432
‫نه، فرش‌های سبز و دیوارهای قهوه‌ای

00:09:56.515 --> 00:09:59.643
‫و... این صندلی‌های بین بگ عالی

00:09:59.726 --> 00:10:01.353
‫و مبلمان دیزاین ریسرچ

00:10:01.437 --> 00:10:05.398
‫و میزهای قشنگ، و واقعاً خیلی اعیونیه.

00:10:06.274 --> 00:10:08.109
‫یعنی، اصلاً و ابداً فقیرانه نیست.

00:10:08.193 --> 00:10:08.651
‫- چیپه.
‫- چی؟

00:10:08.734 --> 00:10:10.361
‫چیپ.

00:10:10.445 --> 00:10:12.155
‫در سطح خاصی شاید چیپ باشه.

00:10:12.238 --> 00:10:13.781
‫ولی پولدارن.

00:10:13.864 --> 00:10:15.533
‫از این نظر که پول دارن.

00:10:16.451 --> 00:10:18.160
‫کار ما با پوله.

00:10:18.243 --> 00:10:19.244
‫ما مدرنیم.

00:10:21.246 --> 00:10:27.211
‫خلاصه، می‌خواد بدونه شماره
‫تلفن لیلی رو دارم یا نه.

00:10:27.294 --> 00:10:29.421
‫چون لیلی داره می‌ره رم تا پاول رو ببینه.

00:10:29.504 --> 00:10:31.130
‫و می‌خواسته بره خونه پاول.

00:10:32.173 --> 00:10:33.382
‫باب مونی همسایه پاوله.

00:10:33.466 --> 00:10:34.133
‫تو نیویورک؟

00:10:34.217 --> 00:10:36.260
‫آره، آپارتمانش تو نیویورک.

00:10:36.344 --> 00:10:38.096
‫آلن لوید اون طرف راهرو زندگی می‌کنه

00:10:38.179 --> 00:10:39.347
‫روبروی آپارتمان باب مونی.

00:10:39.430 --> 00:10:40.764
‫آره، می‌دونستم آلن اونجاست.

00:10:40.848 --> 00:10:43.058
‫کلیدهای آپارتمان پاول دست آلن لویده.

00:10:43.141 --> 00:10:44.226
‫نمی‌دونم آلن کجا بود.

00:10:44.309 --> 00:10:47.896
‫باب مونی فکر می‌کرد
‫آلن خونه عمه‌اش فیبی‌ئه.

00:10:47.980 --> 00:10:50.023
‫- این اسم رو قبلاً شنیدم.
‫- فیبی لوید.

00:10:50.107 --> 00:10:51.649
‫آره، اون قضیه عجیبش رو بهت گفتم، نگفتم؟

00:10:51.733 --> 00:10:53.610
‫که لیندا لوید، اگه دختردار می‌شد،

00:10:53.693 --> 00:10:56.195
‫می‌خواست اسمش رو بذاره فیبی لوید.

00:10:56.279 --> 00:10:57.489
‫خلاصه.

00:10:59.491 --> 00:11:04.203
‫شماره خونه و شماره تلفن
‫آریکاش رو بهش دادم.

00:11:04.745 --> 00:11:08.957
‫و چطوری، می‌بینمت، خداحافظ.

00:11:11.543 --> 00:11:13.879
‫تو این لحظه، نقشه‌ام این
‫بود که برگردم بخوابم.

00:11:14.755 --> 00:11:15.922
‫حدوداً ساعت چنده؟

00:11:16.006 --> 00:11:17.924
‫حدود ۱۰:۱۵.

00:11:18.008 --> 00:11:20.135
‫می‌خواستم از شر اون دختره خلاص شم.

00:11:20.218 --> 00:11:22.095
‫و تا ۱۱:۳۰ برگردم بخوابم.

00:11:26.056 --> 00:11:27.725
‫بعد اد بینارد زنگ زد.

00:11:27.808 --> 00:11:29.101
‫برگشتی بخوابی؟

00:11:29.184 --> 00:11:30.770
‫نه، همین الان می‌خواستم بخوابم.

00:11:31.854 --> 00:11:33.939
‫ساعت ۱۰:۱۵ بود که اد بینارد زنگ زد.

00:11:34.023 --> 00:11:35.774
‫و می‌گه: «سرِت شلوغه؟»

00:11:36.483 --> 00:11:37.692
‫می‌گم: «آره.»

00:11:38.568 --> 00:11:40.111
‫و می‌گه: «بعداً بهم زنگ بزن.»

00:11:41.154 --> 00:11:43.406
‫و می‌گم: «نه، یه دقیقه وقت دارم.»

00:11:44.323 --> 00:11:45.491
‫و می‌گه: «بعداً بهم زنگ بزن.»

00:11:45.574 --> 00:11:47.201
‫و می‌گم: «الان بهترین وقته.»

00:11:47.285 --> 00:11:48.411
‫و می‌گه: «حرف هم رو نمی‌فهمیم

00:11:48.494 --> 00:11:49.495
‫انگار.»

00:11:49.578 --> 00:11:51.414
‫و می‌گم: «نه، سرم شلوغه، اد.

00:11:51.497 --> 00:11:53.416
‫ولی بعداً خیلی شلوغ‌تر می‌شم.»

00:11:53.499 --> 00:11:55.042
‫و می‌گه: «داری تو تاریک‌خونه کار می‌کنی؟»

00:11:55.125 --> 00:11:56.001
‫و می‌گم: «آره.»

00:11:56.084 --> 00:11:57.127
‫آه، آه، آه،

00:11:57.210 --> 00:11:59.754
‫حالا فهمیدم هر وقت زنگ می‌زنم و تو می‌گی

00:11:59.838 --> 00:12:02.340
‫نه، واقعاً تحمل حرف
‫زدن با اد بینارد رو ندارم.

00:12:02.965 --> 00:12:05.134
‫نمی‌تونم تلفن رو قطع کنم، هیچ‌کس نمی‌تونه.

00:12:05.218 --> 00:12:07.762
‫نمی‌ذاره قطع کنی، استاد این کاره.

00:12:08.471 --> 00:12:11.432
‫تازه گوش هم نمی‌ده. کلاً دیوونه‌ست.

00:12:12.892 --> 00:12:15.186
‫اگه اینا یه روزی چاپ بشه، امیدوارم چاپ بشه

00:12:15.269 --> 00:12:16.020
‫با اسم خودش.

00:12:16.103 --> 00:12:17.813
‫منظورت چیه اگه؟ وقتی.

00:12:18.647 --> 00:12:19.731
‫منظورم این قسمتشه.

00:12:19.815 --> 00:12:21.525
‫واقعاً می‌خوام از اسم‌های
‫واقعی استفاده کنی.

00:12:24.319 --> 00:12:27.447
‫و گفت: «خلاصه، خب، سه تا موضوع.»

00:12:27.530 --> 00:12:28.907
‫همیشه یه لیست داره؟

00:12:28.990 --> 00:12:31.117
‫نه، فکر کنم خلاصه‌اش کرده.

00:12:31.201 --> 00:12:33.035
‫«فرد مک‌دارا داره

00:12:33.118 --> 00:12:35.663
‫گالری رو نقد می‌کنه و من
‫نمایشگاه تو رو نقد نمی‌کنم.»

00:12:35.746 --> 00:12:37.957
‫منظورت اینه که اگه فِرد به
‫جاش این کار رو می‌کرد؟

00:12:38.833 --> 00:12:39.625
‫آره.

00:12:40.542 --> 00:12:42.336
‫و من گفتم: «آهان.»

00:12:42.419 --> 00:12:45.214
‫و گفت: «فکر کنم بیشتر داره
‫خود گالری رو نقد می‌کنه.»

00:12:45.297 --> 00:12:48.258
‫و من گفتم: «چه بد، چون اد بینارد قرار بود

00:12:48.342 --> 00:12:50.844
‫نمایشگاه رو نقد کنه و اسمی
‫از کریستوفر ماکوس نبره»

00:12:50.927 --> 00:12:52.428
‫که به نظرم عالی بود.

00:12:52.512 --> 00:12:54.806
‫ولی فکر کنم نمایشگاه خودشه دیگه.

00:12:56.140 --> 00:12:58.309
‫بهت گفتم که برای ژانویه یه
‫نمایشگاه دیگه بهم پیشنهاد دادن؟

00:12:59.185 --> 00:13:00.978
‫بهم زنگ زد و گفت: «می‌تونی
‫یه نمایشگاه جور کنی؟»

00:13:01.061 --> 00:13:02.896
‫- و من گفتم: «نه.»
‫- نه بابا، جدی؟

00:13:02.980 --> 00:13:05.023
‫نمی‌خوام هر آشغالی رو رو کنم.

00:13:05.107 --> 00:13:08.610
‫خب، تو باید تصمیم بگیری، باید
‫یه نگاهی به دور و برت بندازی.

00:13:08.694 --> 00:13:10.612
‫منظورم اینه که، از نظر یه گالری،

00:13:12.114 --> 00:13:15.450
‫اگه نمایشگاهی داشته باشم، می‌خوام مثل،

00:13:17.243 --> 00:13:18.703
‫مثل اون مجموعه عکس‌ها باشه.

00:13:19.871 --> 00:13:21.538
‫که به نظرم خیلی منسجم بود.

00:13:23.624 --> 00:13:25.126
‫هر کاری که بکنم، فکر می‌کنم اون بهتر

00:13:25.209 --> 00:13:26.085
‫از کارهایی که الان می‌کنم، بود.

00:13:26.168 --> 00:13:27.253
‫یه دونه عکس بد هم توش نبود.

00:13:27.336 --> 00:13:28.129
‫درسته.

00:13:28.212 --> 00:13:28.962
‫کاملاً معتبر.

00:13:29.045 --> 00:13:30.130
‫شدیداً.

00:13:30.214 --> 00:13:33.258
‫خلاصه عصبانی بودم، ولی گفتم: «خب، باشه.»

00:13:33.341 --> 00:13:34.635
‫باحاله.

00:13:34.718 --> 00:13:36.052
‫دیگه چی می‌تونستم بگم؟

00:13:37.637 --> 00:13:40.015
‫گفت: «دوم اینکه من از وویس استعفا دادم.»

00:13:40.098 --> 00:13:40.848
‫چرا؟

00:13:41.807 --> 00:13:45.019
‫چون اد یه مقاله درباره
‫لیلو و عکاسیش نوشته بود،

00:13:46.020 --> 00:13:48.230
‫ولی اونا نمی‌خواستن اد از
‫اسم خودش استفاده کنه،

00:13:48.313 --> 00:13:49.982
‫بلکه با اسم الی اندرسون منتشر بشه

00:13:50.065 --> 00:13:52.192
‫به عنوان ویراستار صفحه
‫وسط، چون اون گفته بود

00:13:52.276 --> 00:13:53.693
‫داره زیادی فامیلی می‌شه.

00:13:53.777 --> 00:13:55.612
‫و اونم گفت: «فامیلی، چاییدی.»

00:13:55.695 --> 00:13:56.655
‫واقعاً خوبه.

00:13:56.738 --> 00:13:57.864
‫نمی‌دونم چرا، ولی واقعاً
‫فکر نمی‌کردم مهم باشه.

00:13:57.947 --> 00:13:59.783
‫یعنی خب چی می‌شه اگه اسمت روش نباشه؟

00:14:01.576 --> 00:14:04.328
‫سومین مورد تو لیست روز کریسمس بود.

00:14:04.412 --> 00:14:06.705
‫گفت: «چیکار می‌کنی؟»
‫گفتم: «هنوز نمی‌دونم.»

00:14:09.167 --> 00:14:12.085
‫و گفت: «خب، ما اینجا یه دورهمی داریم،

00:14:12.169 --> 00:14:14.338
‫و فقط مردم عادی هستن.

00:14:14.422 --> 00:14:15.172
‫و من گفتم، «اوه.»

00:14:15.255 --> 00:14:17.174
‫بدون غاز، بدون اردک.

00:14:17.257 --> 00:14:21.094
‫گفت: «خب، بیل الیوت، لیلو.»

00:14:21.178 --> 00:14:22.554
‫آره، همون دار و دسته‌ی همیشگی.

00:14:22.637 --> 00:14:24.431
‫فکر کنم منظورش آدمای واقعی بود.

00:14:24.514 --> 00:14:25.723
‫همینطوریه دیگه.

00:14:27.475 --> 00:14:28.768
‫و من گفتم: «خب، من باید برگردم

00:14:28.851 --> 00:14:30.144
‫به تاریک‌خونه.»

00:14:31.854 --> 00:14:36.400
‫و... و با لباس برمی‌گردم تو رختخواب.

00:14:37.943 --> 00:14:39.528
‫تخت رو قبلاً مرتب کرده بودم

00:14:40.237 --> 00:14:41.905
‫برای ژاکلین دو مورنی که مرتب باشه.

00:14:41.988 --> 00:14:43.532
‫می‌خواستم آدم مرتبی به نظر برسم.

00:14:45.033 --> 00:14:45.909
‫واسه همین فقط خزیدم

00:14:45.992 --> 00:14:47.786
‫زیر پتو با همون لباسا.

00:14:47.869 --> 00:14:49.704
‫تو چقدر راحت خوابت می‌بره.

00:14:51.164 --> 00:14:52.248
‫خب، خسته بودم، آره.

00:14:52.332 --> 00:14:53.499
‫معلومه.

00:14:55.167 --> 00:14:59.296
‫ساعت رو برای ۱۱:۳۰ کوک
‫کردم و همون موقع خوابم برد.

00:15:00.005 --> 00:15:01.340
‫چه زندگی‌ای.

00:15:03.717 --> 00:15:08.347
‫تا ۱۱:۴۵ تو رختخواب
‫می‌مونم و بعد لباسامو می‌پوشم.

00:15:08.430 --> 00:15:10.014
‫فکر کردم درشون نیاورده بودی.

00:15:11.558 --> 00:15:12.976
‫اوه.

00:15:13.059 --> 00:15:15.019
‫فکر کنم در نیاوردم. همینطوری دروغ گفتم.

00:15:16.145 --> 00:15:17.105
‫خب، تو... تو حتماً یه چیزی رو درآوردی.

00:15:17.188 --> 00:15:18.314
‫شاید کفشاتو.

00:15:18.397 --> 00:15:20.316
‫فکر کنم کفشامو دوباره پام
‫کردم. یه همچین چیزی.

00:15:21.192 --> 00:15:24.111
‫به هر حال، میرم یه فنجون
‫قهوه‌ی دیگه درست می‌کنم

00:15:24.194 --> 00:15:27.698
‫و دو تا نون تُست با ژله‌ی تمشک.

00:15:27.781 --> 00:15:31.409
‫و حالا می‌خوام دقیقاً سر ظهر
‫به آلن گینزبرگ زنگ بزنم.

00:15:32.452 --> 00:15:34.704
‫چون مدیتیشن می‌کنه.

00:15:34.787 --> 00:15:35.705
‫و بهم گفته بودن بهش زنگ بزنم

00:15:35.788 --> 00:15:38.040
‫یا بعد از ساعت ۱۱ شب یا ساعت ۱۲.

00:15:38.124 --> 00:15:40.543
‫پس دقیقاً ساعت ۱۲ شد و بهش زنگ زدم.

00:15:40.627 --> 00:15:41.836
‫بوق اشغال می‌زد.

00:15:42.879 --> 00:15:44.213
‫واسه همین ژاکت قرمزم رو پوشیدم،

00:15:44.296 --> 00:15:47.049
‫و رفتم پایین سیگار بخرم.

00:15:47.133 --> 00:15:51.177
‫و یه اسکناس ۱۰ دلاری رو خرد
‫می‌کنم، و یه پنی هم بهش می‌دم،

00:15:51.262 --> 00:15:53.680
‫چون سیگار می‌شه ۵۶ سنت.

00:15:53.764 --> 00:15:54.848
‫خدایا، واقعاً؟

00:15:54.931 --> 00:15:57.600
‫برمی‌گردم بالا و به
‫آلن گینزبرگ زنگ می‌زنم،

00:15:57.684 --> 00:15:58.852
‫و هنوز اشغاله.

00:16:00.020 --> 00:16:02.522
‫بعد حدود ساعت ۱۲:۲۰،

00:16:02.605 --> 00:16:07.151
‫بالاخره خط آزاد می‌شه و
‫یه صدای مردونه جواب می‌ده.

00:16:07.234 --> 00:16:10.445
‫و من می‌گم: «آلن گینزبرگ اونجاست؟»

00:16:10.529 --> 00:16:15.825
‫و اون می‌گه: «شما؟» و من
‫می‌گم: «پیتر هوژار هستم.»

00:16:16.451 --> 00:16:17.869
‫و قرار بود از آلن گینزبرگ

00:16:17.952 --> 00:16:20.580
‫ برای مجله تایمز عکس بگیرم.»

00:16:20.664 --> 00:16:22.832
‫و اون صدای مردونه می‌گه: «پیتر هوژار

00:16:22.916 --> 00:16:24.375
‫از مجله تایمزه، آلن.»

00:16:25.334 --> 00:16:28.129
‫و آلن میاد پای تلفن و می‌گه: «سلام.»

00:16:28.212 --> 00:16:31.174
‫و من می‌گم: «سلام.» و اون می‌گه: «شما؟»

00:16:32.925 --> 00:16:35.052
‫و من می‌گم: «پیتر هوژار
‫هستم.» و اون قسمتش رو نمی‌گم

00:16:35.135 --> 00:16:37.304
‫که از طرف مجله تایمزم،
‫چون خودش دیگه می‌دونه.

00:16:37.387 --> 00:16:39.973
‫و می‌گم: «قرار بود ازتون عکاسی کنم.»

00:16:40.057 --> 00:16:42.184
‫و اون می‌گه: «باشه.»

00:16:43.060 --> 00:16:45.937
‫و من می‌گم: «امروز چطوره؟»

00:16:46.020 --> 00:16:48.315
‫و اون می‌گه: «خوبه. امروز.»

00:16:49.315 --> 00:16:50.357
‫و من می‌گم: «کِی؟»

00:16:50.442 --> 00:16:51.984
‫و اون می‌گه: «امروز بعد از ظهر.»

00:16:52.068 --> 00:16:53.319
‫و من می‌گم: «یه ساعت دیگه چطوره؟»

00:16:53.402 --> 00:16:55.112
‫و اون می‌گه: «باشه.

00:16:55.196 --> 00:16:56.572
‫یا حتی ۴۵ دقیقه دیگه.

00:16:56.655 --> 00:16:58.365
‫من فقط می‌خوام یه چیزی بخورم.»

00:16:58.449 --> 00:17:00.742
‫و من یه چیزی در مورد پرتره گفتم.

00:17:00.826 --> 00:17:06.414
‫و اون ادامه می‌ده که،
‫این کار خودشونه، پرتره،

00:17:08.374 --> 00:17:12.045
‫نگفت از مد افتاده، ولی یه کلمه‌ای به
‫کار برد که باعث شد اینطور به نظر بیاد

00:17:12.128 --> 00:17:15.005
‫که انگار واقعاً، این آدما هنوز دارن

00:17:15.089 --> 00:17:17.592
‫توی روزنامه پرتره کار می‌کنن.

00:17:17.675 --> 00:17:20.385
‫لحنش در کل خیلی ناخوشایند بود.

00:17:20.469 --> 00:17:22.429
‫و من گفتم: «خب،» و اون گفت: «خب،

00:17:22.512 --> 00:17:25.349
‫بهتره به مجله تایمز زنگ بزنی و
‫بگی نمی‌تونیم این کارو بکنیم.»

00:17:26.141 --> 00:17:30.937
‫و من گفتم: «خب، بیا نگرانش نباشیم.

00:17:31.020 --> 00:17:33.106
‫بیا فقط کاری که می‌تونیم رو انجام بدیم.

00:17:33.189 --> 00:17:36.442
‫و لازم نیست کاری که نمی‌خوای رو انجام بدی.

00:17:36.525 --> 00:17:38.236
‫تا وقتی تو توی عکس
‫باشی، ما انجامش می‌دیم.»

00:17:38.319 --> 00:17:41.614
‫و اون گفت: «نه. بهتره به
‫مجله تایمز زنگ بزنی.»

00:17:41.697 --> 00:17:42.615
‫و فکر کنم خیلی جدی شدم.

00:17:42.698 --> 00:17:45.618
‫گفتم: «ببین، خیلی عجیبه.»

00:17:45.701 --> 00:17:48.328
‫«نگران چی هستی؟» گفتم: «نگرانش نباش.»

00:17:49.079 --> 00:17:50.455
‫«همونطوری که تو می‌خوای انجامش می‌دیم.»

00:17:50.538 --> 00:17:51.748
‫«مشکلی نیست.»

00:17:51.832 --> 00:17:53.583
‫و اون می‌گه: «فقط می‌خوام
‫موضوع رو روشن کنم.»

00:17:53.666 --> 00:17:55.168
‫و من گفتم: «ببین، واقعاً مهم نیست.

00:17:55.252 --> 00:17:57.879
‫اونا فقط یه عکس می‌خوان.
‫دستوری در کار نیست.

00:17:57.962 --> 00:17:59.255
‫که حتماً باید پرتره بگیری.»

00:17:59.339 --> 00:18:01.423
‫پس گفتم: «باشه، یه ساعت دیگه می‌بینمت.»

00:18:01.508 --> 00:18:03.760
‫هنوزم تو «لوئر ایست ساید» زندگی می‌کنه؟
‫(یکی از محله‌های شهر نیویورک)

00:18:03.843 --> 00:18:06.428
‫آره، و آدرس رو بهم می‌ده،

00:18:06.512 --> 00:18:10.224
‫که می‌شد خیابون دهم بین C و D.

00:18:10.307 --> 00:18:11.642
‫و می‌گه، می‌دونی کجاست؟

00:18:11.725 --> 00:18:13.143
‫و من می‌گم: «آره، می‌دونم کجاست.

00:18:13.226 --> 00:18:14.853
‫منم همین پایین زندگی می‌کنم.»
‫و اون می‌گه: «جدی، کجا؟»

00:18:14.936 --> 00:18:17.648
‫و من می‌گم: «خیابون دوم و خیابون دوازدهم»

00:18:17.731 --> 00:18:19.649
‫که یهو دیگه خیلی خفن به نظر نمیاد.

00:18:19.732 --> 00:18:21.067
‫حس «آپر ایست ساید» رو می‌ده.

00:18:21.151 --> 00:18:22.693
‫یارو اون بالا تو یه محله‌ی
‫شیک و پیک زندگی می‌کنه.

00:18:23.986 --> 00:18:25.988
‫خلاصه وسایل دوربینم رو جمع و جور می‌کنم،

00:18:26.071 --> 00:18:27.448
‫و باید تصمیم بگیرم چه کتی بپوشم

00:18:27.532 --> 00:18:28.824
‫برای رفتن به «لوئر ایست ساید».

00:18:30.242 --> 00:18:31.285
‫و یه جورایی،

00:18:31.368 --> 00:18:34.663
‫فکر کنم اون پالتوی بلندم
‫رو بپوشم، هرچی که هست.

00:18:36.081 --> 00:18:38.167
‫و با همون راه میفتم، ولی
‫بعدش تصمیم می‌گیرم،

00:18:38.250 --> 00:18:39.543
‫«نه، این اشتباهه.»

00:18:39.626 --> 00:18:41.711
‫و دقیقاً نمی‌دونم معیارش چیه،

00:18:41.795 --> 00:18:42.962
‫ولی حس کردم اون پالتو مناسب نیست

00:18:43.046 --> 00:18:45.423
‫برای پوشیدن تو لوئر ایست
‫ساید برای دیدن آلن گینزبرگ.

00:18:46.424 --> 00:18:48.092
‫یه لحظه هم به ذهنم رسید که یه جورایی

00:18:48.176 --> 00:18:51.179
‫حس و حال شاعرای بوهمی رو
‫داره، و من خیلی شیک‌تر میشم

00:18:51.262 --> 00:18:52.221
‫با کاپشن اسکی قرمزم.

00:18:52.305 --> 00:18:53.806
‫اوه، انتخاب خوبیه، آره.

00:18:53.889 --> 00:18:56.058
‫فقط فکر می‌کنم بیشتر به
‫لوئر ایست ساید می‌خوره.

00:18:57.476 --> 00:18:59.812
‫اوه، قبل از اینکه برم،
‫به گلدون‌ها آب می‌دم.

00:19:02.981 --> 00:19:03.982
‫و در این لحظه،

00:19:04.066 --> 00:19:05.525
‫دقیقاً مطمئن نیستم چه ساعتی بهم زنگ زد.

00:19:05.608 --> 00:19:07.194
‫کی زنگ زد؟

00:19:07.277 --> 00:19:08.445
‫آلن گینزبرگ.

00:19:08.528 --> 00:19:10.488
‫ولی من با آلن گینزبرگ حرف زدم.

00:19:10.572 --> 00:19:14.283
‫پس اون یک ساعتی که داشتم
‫آماده می‌شدم، دقیقاً یادم نمیاد

00:19:14.366 --> 00:19:15.910
‫کی بود.

00:19:15.993 --> 00:19:18.620
‫ولی به هر حال، قبل از
‫رفتن به گلدون‌ها آب دادم.

00:19:18.704 --> 00:19:20.247
‫آب‌پاش داری؟

00:19:21.373 --> 00:19:22.499
‫نه.

00:19:22.583 --> 00:19:25.293
‫قوری قهوه، که توی وان پرش می‌کنم،

00:19:25.376 --> 00:19:27.087
‫چون فشار آب خیلی بیشتره.

00:19:35.470 --> 00:19:37.054
‫بعدش پیاده رفتم سمت خونه‌ی آلن گینزبرگ،

00:19:38.556 --> 00:19:41.308
‫از خیابون دوم پایین رفتم و
‫مستقیم از خیابون دهم رد شدم،

00:19:41.391 --> 00:19:43.393
‫از کنار خونه‌ی فرد و سیمونا
‫توتن و اون آدمای دیگه،

00:19:43.477 --> 00:19:44.686
‫اون نویسنده منتقده؟

00:19:44.769 --> 00:19:46.355
‫- جان گروئن؟
‫- آره.

00:19:47.189 --> 00:19:48.648
‫ولی خونه‌ی گینزبرگ حدود دو تا بلوک دیگه‌ست

00:19:48.732 --> 00:19:51.360
‫پایین‌تر، جایی که واقعاً
‫ظاهر دلگیری پیدا می‌کنه.

00:19:51.443 --> 00:19:53.737
‫و این مرده که پورتوریکویی
‫بود، رنگ زرد داشت

00:19:53.820 --> 00:19:56.530
‫روی همه دستاش، خیلی غلیظ

00:19:56.614 --> 00:19:58.199
‫و روی دماغش مالیده شده بود

00:19:58.282 --> 00:20:01.160
‫انگار به خودش اسپری رنگ کروم زده باشه،

00:20:01.244 --> 00:20:02.245
‫نارنجی، زرد.

00:20:02.328 --> 00:20:03.371
‫و پیراهنش

00:20:03.454 --> 00:20:06.749
‫و دستاش همه‌ش... و روی صورتش

00:20:06.832 --> 00:20:09.417
‫خیلی کمرنگ‌تر بود، یه کم پخش شده بود.

00:20:09.501 --> 00:20:11.795
‫واسه همین مثل یه درخشش روی صورتش بود.

00:20:11.879 --> 00:20:13.796
‫ولی بعد دماغش رو پاک
‫کرد و یه رگه از رنگ موند.

00:20:13.880 --> 00:20:15.465
‫همینجوری تو خیابون وایساده بود؟

00:20:15.548 --> 00:20:17.342
‫اوم، از ساختمون اومد بیرون

00:20:17.425 --> 00:20:19.761
‫و یه جوری بهم نگاه کرد
‫که انگار حالش بهم خورده.

00:20:19.844 --> 00:20:22.930
‫و با خودم گفتم: «اوه،
‫می‌تونه بفهمه، یه غریبه‌ام.»

00:20:23.014 --> 00:20:25.266
‫اون پایین تقریباً حس
‫می‌کردم زیادی شیک و پیک‌ام.

00:20:25.349 --> 00:20:26.934
‫اون محله اون تو خیلی منو می‌ترسونه.

00:20:27.018 --> 00:20:29.436
‫خیلی ترسناکه، خیلی درب و داغون و دلگیره.

00:20:29.520 --> 00:20:31.605
‫آره، مثل برانکسه که خاله‌ام
‫پائولین اونجا زندگی می‌کنه.

00:20:31.688 --> 00:20:34.566
‫ترس واقعی ندارم، ولی خیلی معذبم

00:20:34.650 --> 00:20:35.776
‫وقتی میرم اونجا.

00:20:39.612 --> 00:20:42.740
‫خلاصه، می‌رسم به خونه‌اش
‫و میرم آپارتمان ۴سی

00:20:42.823 --> 00:20:44.492
‫و سه بار به در می‌زنم.

00:20:44.575 --> 00:20:45.701
‫اون بهت گفته بود؟

00:20:45.785 --> 00:20:47.703
‫نه، همینجوری... همینجوری زدم.

00:20:48.621 --> 00:20:52.332
‫و اوم، پیتر اورلوفسکی در رو باز
‫می‌کنه در حالی که کلاه تام به سر داره،

00:20:52.416 --> 00:20:54.459
‫و موهاش هنوز تا پشت گردنش بلنده.

00:20:55.627 --> 00:20:59.131
‫و واقعاً انگار ۴۵ سالشه،

00:20:59.214 --> 00:21:01.090
‫شبیه یه پیرمرد لهستانی.

00:21:01.174 --> 00:21:02.384
‫و نمی‌دونم قبلاً هم داشت یا نه،

00:21:02.467 --> 00:21:03.427
‫ولی از اون خال‌ها می‌دونی

00:21:03.510 --> 00:21:05.303
‫که همرنگ پوستن و مو دارن.

00:21:05.386 --> 00:21:06.262
‫هوم.

00:21:06.345 --> 00:21:07.638
‫از اونایی که پیرها رو صورتشون دارن؟

00:21:07.722 --> 00:21:09.307
‫دو تاش رو روی گونه‌اش داره.

00:21:10.141 --> 00:21:13.977
‫و اوم، سنگین‌تر شده.

00:21:14.061 --> 00:21:15.813
‫نه اینکه واقعاً چاق باشه.

00:21:15.896 --> 00:21:16.605
‫انگار که...

00:21:16.689 --> 00:21:17.648
‫به نظر میاد داره پیرتر می‌شه.

00:21:17.731 --> 00:21:21.068
‫آره، ریشش خیلی سفید شده.

00:21:21.151 --> 00:21:22.986
‫و میگه: «آلن پای تلفنه.

00:21:23.070 --> 00:21:24.071
‫بشین.»

00:21:24.737 --> 00:21:27.615
‫و نمی‌دونم چه انتظاری از
‫آپارتمان آلن گینزبرگ داشتم،

00:21:27.699 --> 00:21:31.202
‫ولی واقعاً درب و داغون‌ترین
‫آپارتمان ارزون‌قیمت بود

00:21:32.036 --> 00:21:34.371
‫با وسایل ارزون‌قیمت،

00:21:34.455 --> 00:21:38.667
‫کفپوش مشمایی، چند تا وسیله‌ی هندی طور،

00:21:39.418 --> 00:21:43.672
‫یه تشک روی زمین، پوستر باب دیلن روی دیوار،

00:21:44.965 --> 00:21:46.925
‫رولینگ استونز.

00:21:47.008 --> 00:21:48.551
‫اوه، چند تا گیتار هم اون اطراف بود.

00:21:49.385 --> 00:21:52.138
‫و اوه، و یه دختری هم اونجا بود

00:21:52.222 --> 00:21:55.641
‫با لهجه‌ی خیلی نیویورکی، حدوداً ۲۲ ساله.

00:21:55.725 --> 00:21:57.393
‫همینجوری اونجا نشسته بود؟

00:21:58.311 --> 00:21:59.895
‫اوم، داشتن کارت‌های کریسمس
‫رو آدرس‌نویسی می‌کردن.

00:21:59.979 --> 00:22:01.021
‫اوه.

00:22:01.105 --> 00:22:02.022
‫و دوباره برگشتن سر
‫آدرس‌نویسی کارت‌های کریسمس.

00:22:02.106 --> 00:22:03.941
‫داشت کمکشون می‌کرد
‫کارت‌های اونا رو بنویسن؟

00:22:04.024 --> 00:22:04.900
‫هوم.

00:22:07.361 --> 00:22:08.362
‫آلن پای تلفن بود.

00:22:08.445 --> 00:22:10.155
‫داری چیزی رو فرض می‌کنی
‫که ما ازش خبر نداریم.

00:22:11.448 --> 00:22:14.534
‫اینکه باهاشون زندگی می‌کرد
‫یا نه رو نتونستم بفهمم.

00:22:14.618 --> 00:22:16.119
‫فکر کنم یه جورایی با هم در ارتباط بودن.

00:22:16.202 --> 00:22:18.537
‫این حس رو هم داشتم که آلن در واقع بیشتر

00:22:18.621 --> 00:22:21.124
‫خارج از شهر زندگی می‌کنه
‫و پیتر اونجا زندگی می‌کنه

00:22:21.207 --> 00:22:22.958
‫با این دختره.

00:22:23.041 --> 00:22:24.168
‫این حدس من بود.

00:22:25.043 --> 00:22:27.129
‫داره پای تلفن راجع به الزبرگ حرف می‌زنه.

00:22:27.212 --> 00:22:28.756
‫اوه، چی می‌گفت؟

00:22:28.839 --> 00:22:30.423
‫راستش یه جورایی خیلی برام جالب نبود.

00:22:30.507 --> 00:22:32.509
‫می‌تونستم گوش بدم، ولی به خودم زحمت ندادم.

00:22:33.551 --> 00:22:36.596
‫بعد تلفنش که تموم شد، گفت،

00:22:36.679 --> 00:22:38.723
‫«سلام، چای می‌خوای؟»

00:22:39.599 --> 00:22:41.434
‫بعدش گفت: «نه، بیا همین الان بریم»

00:22:41.518 --> 00:22:42.477
‫قبل از اینکه فرصتی داشته باشم.

00:22:42.560 --> 00:22:44.061
‫و من گفتم: «نه، ببین، یه
‫فنجون چای می‌خوای؟

00:22:44.145 --> 00:22:45.938
‫من که می‌خوام»، چون نمی‌خواستم

00:22:46.022 --> 00:22:47.189
‫مستقیم بریم سر لوکیشن.

00:22:48.190 --> 00:22:51.235
‫خلاصه یه فنجون قهوه
‫خوردیم و هایبیسکوس زنگ زد

00:22:51.318 --> 00:22:53.612
‫و اونم گفت: «سلام، هایبیسکوس.»

00:22:55.030 --> 00:22:57.365
‫وقتی تلفنش تموم شد، خیلی
‫خونسرد رفتار می‌کرد

00:22:57.448 --> 00:22:58.742
‫و خب، مشکوک بود.

00:22:58.825 --> 00:23:00.618
‫ریش بلند و اینا داره؟

00:23:01.953 --> 00:23:04.330
‫آره، مثل هندی‌هاست،
‫ریشش واقعاً اینجوری بلنده

00:23:04.414 --> 00:23:06.249
‫و بالای سرش کچله.

00:23:06.332 --> 00:23:08.000
‫از این عینک‌های با فریم سیمی داره.

00:23:08.083 --> 00:23:09.293
‫قبلاً از اون عینک دودی‌ها داشت.

00:23:09.377 --> 00:23:11.879
‫آره، یه عکس خوب ازش با گرگوری دارم

00:23:11.962 --> 00:23:13.255
‫که گرگوری بهم داده.

00:23:13.338 --> 00:23:14.506
‫دوست دارم ببینمش.

00:23:16.675 --> 00:23:17.967
‫بعد یه چیزی تو این مایه‌ها ازش پرسیدم،

00:23:18.052 --> 00:23:20.804
‫«هایبیسکوس چی شد؟» و اونم ازش پرسید.

00:23:20.887 --> 00:23:21.846
‫هایبیسکوس رو می‌شناسی؟

00:23:21.930 --> 00:23:22.806
‫آره.

00:23:23.640 --> 00:23:28.394
‫«عه، نمایش، کجا، کی،

00:23:28.477 --> 00:23:29.770
‫اوضاع عشقی چطوره؟

00:23:29.854 --> 00:23:32.898
‫خوبه. کمافی‌السابق؟ خداحافظ.»

00:23:34.775 --> 00:23:39.071
‫و خب، بعدش من گفتم،

00:23:39.154 --> 00:23:40.864
‫«هنوز با همون دوست‌پسرشه؟»

00:23:41.740 --> 00:23:43.491
‫و اون گفت، آره هنوز با همونه.

00:23:44.867 --> 00:23:46.619
‫و خب، بعدش گفت،

00:23:47.745 --> 00:23:50.498
‫«من تو یه نمایش فرشته‌ها
‫تو سان فرانسیسکو بودم.»

00:23:50.582 --> 00:23:52.959
‫و من گفتم: «منم اینجا تو
‫یه نمایش فرشته‌ها بودم.

00:23:54.418 --> 00:23:57.796
‫من نقش مادر غاز رو داشتم
‫و شبیه ویوین لی شده بودم»

00:23:57.880 --> 00:23:59.298
‫ولی اون اصلاً واکنشی نشون نداد.

00:24:00.716 --> 00:24:03.760
‫تقریباً حس می‌کنم اصلاً نشنید چی گفتم.

00:24:08.682 --> 00:24:12.727
‫بعدش رفتیم بیرون و به این

00:24:12.810 --> 00:24:15.020
‫ساختمون سوخته‌ای رفتیم که ازش دزدی شده بود

00:24:15.105 --> 00:24:18.941
‫و اونجا وایساد و به در اشاره کرد.

00:24:19.024 --> 00:24:20.860
‫لباس هندی تنشه؟

00:24:20.943 --> 00:24:23.028
‫نه، لیوایز.

00:24:25.697 --> 00:24:28.242
‫آها، میگه همون لباس‌ها تنشه

00:24:28.325 --> 00:24:30.327
‫که موقع دزدی تنش بوده.

00:24:30.410 --> 00:24:32.245
‫و من گفتم: «فکر نکنم واقعاً مهم باشه.»

00:24:34.163 --> 00:24:38.918
‫و اونم یه چیزی در مورد یه
‫چیزی گفت که یادم نیست.

00:24:42.630 --> 00:24:44.757
‫خلاصه رفتیم اونجا و من گفتم: «اینجا شبیه

00:24:44.840 --> 00:24:47.593
‫کتاب‌های کمیک ایتالیاییه»،
‫و به اون سمت اشاره کردم.

00:24:48.427 --> 00:24:51.805
‫کلمه فومتی یادم نبود، ولی
‫یه جورایی اون شکلی بود.

00:24:52.890 --> 00:24:55.808
‫گفتم: «واقعاً می‌خوای تو نیویورک
‫تایمز این شکلی به نظر بیای؟»

00:24:55.892 --> 00:24:58.228
‫و اون میگه: «می‌خوام مردم ببینن.»

00:24:59.437 --> 00:25:01.188
‫و یه جوری این قضیه رو به همه‌ی این

00:25:01.272 --> 00:25:04.150
‫ساختمون‌های سوخته، پنجره‌های تخته‌کوب شده

00:25:04.233 --> 00:25:05.735
‫و آدم‌هایی که هنوز اونجا
‫زندگی می‌کنن ربط میده.

00:25:05.818 --> 00:25:07.278
‫خیلی متروکه و عجیبه.

00:25:07.361 --> 00:25:08.487
‫درست تو محله‌ی خودش.

00:25:08.570 --> 00:25:09.821
‫آره.

00:25:09.905 --> 00:25:12.616
‫و ساختمون‌ها سوختن، کل طبقه‌ها،

00:25:12.699 --> 00:25:14.993
‫انگار دارن این آدم‌ها رو
‫به زور بیرون می‌کنن.

00:25:17.037 --> 00:25:18.538
‫و به یه ساختمون اشاره می‌کنه و میگه،

00:25:18.622 --> 00:25:20.623
‫«تولی کوپفربرگ اونجا زندگی می‌کنه.»

00:25:22.000 --> 00:25:23.960
‫و دقیقاً نمی‌دونستم در جواب چی بگم.

00:25:25.670 --> 00:25:26.921
‫با خودم فکر کردم: «فکر کنم باید بهش بگم

00:25:27.004 --> 00:25:29.632
‫من از تولی کوپفربرگ عکاسی
‫کردم، ولی واقعاً دلم نمی‌خواد بگم.»

00:25:31.676 --> 00:25:32.885
‫ولی می‌گم.

00:25:32.968 --> 00:25:34.845
‫می‌گم: «عه، من ازش عکس
‫گرفتم وقتی با گروه د فاگز بود.»

00:25:36.889 --> 00:25:38.890
‫بعد به مغازه قصابی اشاره می‌کنه

00:25:39.933 --> 00:25:42.477
‫و میگه: «اونجا کتابفروشی چشم صلح بود.

00:25:42.561 --> 00:25:44.187
‫می‌تونی ازم توش یه عکس
‫بگیری تا بتونم بفرستمش

00:25:44.270 --> 00:25:45.772
‫برای اد سندرز.»

00:25:45.855 --> 00:25:47.440
‫منم همین کار رو می‌کنم.

00:25:47.523 --> 00:25:50.026
‫و میگه: «می‌تونی همه‌ی این چیزای

00:25:50.109 --> 00:25:51.569
‫سوخته رو تو عکس جا بدی؟»

00:25:51.652 --> 00:25:53.029
‫و من می‌گم: «حتماً، حتماً.»

00:25:53.112 --> 00:25:56.282
‫هنوزم مشکوکه یا یخش باز شده؟

00:25:56.365 --> 00:25:57.282
‫نه.

00:25:58.784 --> 00:26:00.410
‫و من می‌گم: «آه، خیلی هنری به نظر میاد.»

00:26:00.493 --> 00:26:02.705
‫تو ویترین سوخته‌ی قصابی وایساده

00:26:02.788 --> 00:26:04.539
‫دست به سینه، و داره ذکر می‌گه.

00:26:04.622 --> 00:26:05.748
‫آره. اوم.

00:26:06.666 --> 00:26:07.584
‫آره.

00:26:07.667 --> 00:26:10.962
‫همین‌طور ادامه می‌داد
‫اوم، اوم، اوم، پوم، توم.

00:26:11.045 --> 00:26:13.214
‫بعدش می‌ریم به اون ورودی اون طرف خیابون.

00:26:14.966 --> 00:26:16.718
‫و تو حالت لوتوس می‌شینه

00:26:16.801 --> 00:26:18.802
‫خیلی شبیه بودا،

00:26:18.886 --> 00:26:21.722
‫درست دم در، و شروع می‌کنه به ذکر گفتن.

00:26:21.805 --> 00:26:24.057
‫و واقعاً با خودم فکر می‌کنم:
‫«خب، نمی‌تونم مزاحم خدا بشم.»

00:26:24.140 --> 00:26:27.603
‫نمی‌تونم بگم: «میشه لطفاً تمومش کنی؟

00:26:27.686 --> 00:26:29.479
‫واقعاً می‌خوای یه عکس داشته باشی که نشستی

00:26:29.562 --> 00:26:30.480
‫دم در؟»

00:26:30.563 --> 00:26:32.190
‫- آره، ولی می‌خواد.
‫- ولی می‌خواد.

00:26:34.275 --> 00:26:38.613
‫و خب، بعد این دختره و پیتر رد میشن

00:26:38.696 --> 00:26:41.907
‫و اون دست تکون میده و میگه:
‫«بیاین ازتون عکس بگیرم.

00:26:41.991 --> 00:26:44.076
‫خیلی وقته با هم عکس نگرفتیم.»

00:26:45.702 --> 00:26:47.496
‫واسه همین فکر می‌کنم
‫قراره فقط دوتایی باشن،

00:26:47.579 --> 00:26:50.332
‫ولی بعد دختره هم میاد تو
‫عکس، پس سه تایی میشن.

00:26:51.708 --> 00:26:54.335
‫یه جوری فکر کردم شاید جالب
‫باشه که یه عکس داشته باشم

00:26:54.419 --> 00:26:56.170
‫از یکی از طولانی‌ترین ازدواج‌ها.

00:27:02.885 --> 00:27:05.429
‫آه، وقتی داشتم قهوه‌مو
‫می‌خوردم، این برمی‌گرده به قبل،

00:27:07.264 --> 00:27:09.600
‫دختره گفت: «شکر نیست.»

00:27:10.601 --> 00:27:12.728
‫ولی بعدش یه بسته شکر تکی پیدا کرد،

00:27:12.811 --> 00:27:15.147
‫چون گفت: «عسل تو قهوه خیلی بدمزه میشه.»

00:27:15.230 --> 00:27:16.023
‫آخ.

00:27:17.149 --> 00:27:18.608
‫خوشم میاد. خوبه.

00:27:21.235 --> 00:27:22.862
‫و ما عکاسی تو خیابون رو تموم کردیم

00:27:22.945 --> 00:27:25.031
‫و واقعاً نمی‌دونم دیگه
‫اونجا باید چیکار کنم.

00:27:25.114 --> 00:27:27.199
‫و یه جایی گفتم: «داری با من حرف می‌زنی

00:27:27.283 --> 00:27:29.660
‫انگار من نیویورک تایمزم، در حالی که نیستم»

00:27:29.743 --> 00:27:30.995
‫چون اون هی یه چیزایی رو وسط می‌کشید

00:27:31.078 --> 00:27:33.497
‫در مورد مالکیت و ارتباطات مجله تایمز

00:27:33.580 --> 00:27:35.874
‫با منافع نفتی، و برای من اصلاً مهم نبود.

00:27:35.957 --> 00:27:37.250
‫یعنی جزئیاتش شبیه یه چیزی بود

00:27:37.333 --> 00:27:39.961
‫از یه سریال آبکی که خیلی هم جالب نیست.

00:27:40.045 --> 00:27:41.504
‫و اون گفت: «ولی تو برای
‫مجله تایمز کار می‌کنی.»

00:27:41.587 --> 00:27:43.506
‫و من گفتم: «نه، این اولین کاریه که گرفتم

00:27:43.589 --> 00:27:44.424
‫برای مجله تایمز.»

00:27:44.507 --> 00:27:46.008
‫و ناگهان، اوضاع خیلی بهتر شد.

00:27:47.718 --> 00:27:50.137
‫و ازش خواستم چندتا عکس پرتره ازش بگیرم

00:27:50.220 --> 00:27:52.723
‫تو خونه، فقط برای خودم، و اون گفت: «حتماً.»

00:27:52.807 --> 00:27:55.100
‫چی، که همون موقع انجام بدی؟

00:27:55.184 --> 00:27:56.143
‫آره.

00:27:57.227 --> 00:27:59.729
‫و پیاده برگشتیم سمت خونه‌ش و
‫جلوی یه سبزی‌فروشی وایسادیم

00:27:59.813 --> 00:28:01.648
‫نبش خیابان سی.

00:28:03.858 --> 00:28:06.945
‫و یه ماشین از پشت زد به یه کامیون.

00:28:07.862 --> 00:28:09.072
‫و معلوم شد، داستان این بود که،

00:28:09.155 --> 00:28:11.699
‫اون پسری که زده بود به کامیون

00:28:11.782 --> 00:28:13.326
‫داشته خلاف جهت می‌رفته.

00:28:14.285 --> 00:28:15.661
‫نه گواهینامه داره نه هیچی.

00:28:15.744 --> 00:28:18.622
‫احتمالاً ماشین دزدیه، و پلیس بردش زندان.

00:28:20.666 --> 00:28:22.960
‫اون سه تا خرمالو می‌خره.

00:28:24.837 --> 00:28:26.379
‫و می‌گه: «تا حالا از اینا خوردی؟»

00:28:26.463 --> 00:28:27.672
‫و من می‌گم: «آره، از حسی که

00:28:27.755 --> 00:28:28.590
‫تو دهنم ایجاد می‌کنه خوشم نمیاد.

00:28:28.673 --> 00:28:30.508
‫اون حس گس افتضاح رو داره.»

00:28:31.426 --> 00:28:32.635
‫و اون می‌گه،

00:28:32.719 --> 00:28:34.428
‫«اوه، من تازه همین دو ماه
‫پیش ازشون خوشم اومد»

00:28:36.138 --> 00:28:38.224
‫یه چیزی در مورد ویتامین سی یا همچین چیزی.

00:28:38.933 --> 00:28:41.310
‫و من می‌گم: «تا حالا روی درخت دیدیشون؟

00:28:42.603 --> 00:28:45.146
‫بعد از اینکه همه برگ‌ها می‌ریزن،
‫اونا روی درخت می‌مونن.»

00:28:45.981 --> 00:28:48.525
‫و اون اصلاً به این حرفا گوش نمی‌ده.

00:29:00.077 --> 00:29:02.037
‫«بذار برم بالا.»

00:29:02.121 --> 00:29:04.039
‫و من می‌گم: «چرا اونجا نمی‌شینی؟»

00:29:05.875 --> 00:29:07.834
‫و اون تو حالت لوتوس می‌شینه

00:29:07.918 --> 00:29:08.918
‫و شروع می‌کنه به ذکر گفتن.

00:29:09.003 --> 00:29:11.213
‫اوه، اون وسواس ذکر گفتن داره.

00:29:11.296 --> 00:29:13.798
‫با یه جور نگاه مات و مبهوت.

00:29:13.882 --> 00:29:17.636
‫اصلاً من رو نمی‌بینه. فقط تمرکز کرده روی...

00:29:18.386 --> 00:29:19.678
‫یه دنیای دیگه.

00:29:21.139 --> 00:29:23.391
‫و بعد من می‌گم: «از اون
‫پس‌زمینه خوشم نمیاد.»

00:29:24.433 --> 00:29:26.227
‫برای همین جابه‌جاش می‌کنم.

00:29:26.310 --> 00:29:28.646
‫فقط برای اینکه جابه‌جا
‫بشه، جلوی یه دیوار دیگه.

00:29:31.064 --> 00:29:34.401
‫و بعد می‌گم: «چرا به من توجه نمی‌کنی؟

00:29:35.485 --> 00:29:36.736
‫یه نگاهی به من بنداز.»

00:29:38.196 --> 00:29:40.698
‫و اون شروع می‌کنه به این کار، ولی
‫بعدش شروع می‌کنه به لیست کردن

00:29:40.782 --> 00:29:44.869
‫اینکه مثلاً کی واقعاً کشور رو
‫اداره می‌کنه و ۱۰ شرکت برتر

00:29:44.952 --> 00:29:46.203
‫و نفت.

00:29:47.329 --> 00:29:48.873
‫و بعد یه تماس حرفمون رو قطع می‌کنه

00:29:48.956 --> 00:29:51.875
‫و همه‌ش در مورد ویلیام باروزه.

00:29:53.127 --> 00:29:54.670
‫و من فکر می‌کنم...

00:29:54.753 --> 00:29:56.797
‫این فرصت منه.

00:29:56.880 --> 00:30:00.133
‫منم همین‌جوری اینو وسط
‫انداختم، که یه جوری هم شد.

00:30:02.510 --> 00:30:04.887
‫ولی برام سخته که اینطور نباشم.

00:30:06.764 --> 00:30:07.640
‫تقریباً انگار که

00:30:07.723 --> 00:30:09.684
‫حس کردم بهتره یه اعتباری از خودم نشون بدم.

00:30:10.851 --> 00:30:12.645
‫برای همین گفتم: «فردا
‫دارم ازش عکاسی می‌کنم.»

00:30:12.728 --> 00:30:14.354
‫و اون گفت: «اوه، چطور مگه؟»

00:30:15.690 --> 00:30:18.358
‫تقریباً انگار هر چی من می‌گفتم...

00:30:22.237 --> 00:30:23.322
‫«موقع ناهار دیدمش.»

00:30:24.280 --> 00:30:27.241
‫«کجا؟» «خونه فلیسیتی میسون.»

00:30:27.325 --> 00:30:30.286
‫«کِی؟» «سه هفته پیش.»

00:30:30.369 --> 00:30:31.454
‫چی، تایید کرد؟

00:30:31.537 --> 00:30:32.455
‫نه.

00:30:32.538 --> 00:30:33.664
‫وحشتناک به نظر میاد.

00:31:33.720 --> 00:31:37.015
‫و بعد گفت: «اوه، می‌تونی

00:31:37.098 --> 00:31:39.017
‫چندتا عکس جالب از بیل بگیری.»

00:31:41.227 --> 00:31:42.603
‫و من گفتم: «اوه، واقعاً؟»

00:31:44.272 --> 00:31:46.190
‫و اون گفت: «آره، براش ساک بزن.»

00:31:49.276 --> 00:31:52.655
‫و من گفتم: «بهتر می‌شد اگه براش

00:31:52.738 --> 00:31:54.865
‫یه پسر دبیرستانی می‌آوردم.»

00:31:54.948 --> 00:31:56.449
‫و اون گفت: «اوه، می‌تونی این کار رو بکنی.

00:31:57.450 --> 00:31:59.119
‫چون باروز عاشق

00:31:59.202 --> 00:32:01.913
‫اون پسرای دبیرستانی پولدار کراواتیه.»

00:32:03.665 --> 00:32:07.794
‫به نظرم عجیب بود، یهویی این حرف رو زد.

00:32:07.877 --> 00:32:08.961
‫چی، اون قضیه ساک زدن؟

00:32:09.045 --> 00:32:10.212
‫آره.

00:32:11.088 --> 00:32:13.590
‫با اون تصویر ذکر گفتنش فرق داره.

00:32:20.055 --> 00:32:23.099
‫یه جورایی از شیطنت کردن لذت می‌برد

00:32:23.183 --> 00:32:24.309
‫یا یه همچین چیزی.

00:32:25.060 --> 00:32:27.478
‫تقریباً حس می‌کردم یه جورایی
‫داره می‌گه، بی‌خیال بابا.

00:32:30.481 --> 00:32:34.777
‫اون گفت: «می‌تونی با بیل بخوابی.»

00:32:35.986 --> 00:32:38.488
‫و من گفتم: «فکر نمی‌کنم
‫اونقدرها غیرممکن باشه.

00:32:39.864 --> 00:32:42.201
‫اونقدرها هم زشت نیست.» که واقعاً هم نیست.

00:32:43.993 --> 00:32:46.370
‫یه چیزی داشت... خیلی صمیمی بود.

00:32:47.080 --> 00:32:49.624
‫- خوش‌قیافه بود.
‫- هوم. من از صورتش خوشم میاد.

00:32:49.708 --> 00:32:50.709
‫زننده نیست.

00:32:50.792 --> 00:32:53.669
‫مم. اون نقطه مقابل آلنه.

00:32:54.462 --> 00:32:56.755
‫یعنی، اون خیلی خوب پیر می‌شه.

00:32:56.839 --> 00:32:59.675
‫گینزبرگ فقط یه پیرمرد چاق یهودی می‌شه.

00:32:59.758 --> 00:33:01.510
‫اون همیشه خیلی زشت بوده.

00:33:07.890 --> 00:33:09.934
‫یادم رفت دیگه اونجا چی گفته شد.

00:33:12.645 --> 00:33:14.689
‫اوه، گفت شاید فردا یه سری بزنه.

00:33:16.482 --> 00:33:18.860
‫چون دیگه وقت بیشتری داشت.

00:33:18.943 --> 00:33:20.194
‫چی، خونه تو؟

00:33:20.277 --> 00:33:22.446
‫نه، باروز. ساعت ۳:۰۰.

00:33:22.529 --> 00:33:23.614
‫بهش گفتی نیاد؟

00:33:23.697 --> 00:33:24.740
‫نه.

00:33:26.074 --> 00:33:28.619
‫نه، بهش فکر کردم، ولی بعد با خودم گفتم

00:33:28.702 --> 00:33:30.370
‫شاید جالب بشه.

00:33:32.622 --> 00:33:34.833
‫باروز و گینزبرگ با هم توی یه عکس.

00:33:37.543 --> 00:33:39.128
‫من هنوزم می‌تونستم از باروز عکس بگیرم.

00:33:41.213 --> 00:33:42.465
‫و بعدش من رفتم.

00:33:43.173 --> 00:33:44.634
‫خداحافظی‌تون دوستانه بود؟

00:33:44.717 --> 00:33:45.676
‫آره.

00:33:48.303 --> 00:33:50.347
‫گفت دوست داره عکسا رو ببینه،

00:33:51.265 --> 00:33:53.392
‫بهش بگم کدوم عکس توی
‫مجله تایمز استفاده شده،

00:33:53.475 --> 00:33:55.769
‫و در نهایت، واقعاً براش مهم نبود

00:33:55.852 --> 00:33:58.187
‫که من از پرتره‌اش استفاده بکنم یا نه.

00:33:58.271 --> 00:33:59.480
‫دلشو به دست آوردی.

00:34:01.607 --> 00:34:03.776
‫گفت فقط داشته سخت‌گیری می‌کرده،

00:34:05.486 --> 00:34:07.530
‫و می‌خواسته از خودش محافظت کنه.

00:34:11.366 --> 00:34:12.785
‫و من پیاده تا خونه رفتم.

00:34:13.994 --> 00:34:15.620
‫حدوداً ساعت چنده؟

00:34:17.455 --> 00:34:18.748
‫نمی‌دونم.

00:34:18.831 --> 00:34:20.125
‫هنوز هوا روشنه.

00:34:21.209 --> 00:34:22.460
‫شاید ۴:۰۰.

00:34:26.255 --> 00:34:27.256
‫بعدش چی؟

00:34:29.050 --> 00:34:31.260
‫بعد این «اسکار مایر برانشوایگر»
‫(نوعی از کالباس) رو درمیارم.

00:34:31.343 --> 00:34:32.553
‫اوه، من عاشقش بودم.

00:34:32.636 --> 00:34:33.845
‫هنوزم ارزونه؟

00:34:33.929 --> 00:34:35.181
‫نه.

00:34:35.264 --> 00:34:37.891
‫یه تیکه کوچیکش ۸۹ سنته. گرونه.

00:34:38.517 --> 00:34:40.894
‫ولی گرسنه‌ام بود و ولخرجی کردم.

00:34:41.561 --> 00:34:43.730
‫با اون نون «پپریج فارم»
‫یه ساندویچ درست می‌کنم،

00:34:43.814 --> 00:34:45.440
‫اون نون خوشمزه.

00:34:45.523 --> 00:34:46.816
‫نون گندمه، اما

00:34:46.899 --> 00:34:48.109
‫گندم جوانه‌زده؟

00:34:48.193 --> 00:34:49.402
‫گندم جوانه‌زده است!

00:34:49.485 --> 00:34:51.111
‫و یه کم «پِپ-آپ» هم دارم، که مونده.

00:34:51.195 --> 00:34:52.488
‫اون چیه؟

00:34:52.572 --> 00:34:54.782
‫اون نوشیدنی «ادل دیویس»
‫با مخمر و این چیزاست.

00:34:56.659 --> 00:35:00.704
‫و به محض اینکه تمومش کردم،
‫که خیلی هم سریع خوردمش،

00:35:01.455 --> 00:35:03.207
‫مستقیم می‌رم تو تاریک‌خونه و آماده می‌شم

00:35:03.290 --> 00:35:04.833
‫برای ظاهر کردن فیلم.

00:35:05.667 --> 00:35:07.752
‫و تلفن زنگ می‌خوره، استیو پیزنیه،

00:35:08.587 --> 00:35:10.629
‫که یه آدمیه که دوست داره
‫گردن‌کلفت حرف بزنه.

00:35:10.714 --> 00:35:12.215
‫قبلاً تو نیروی تفنگداران دریایی بوده.

00:35:12.924 --> 00:35:14.925
‫در واقع خیلی مهربونه.

00:35:15.009 --> 00:35:18.637
‫ولی یه جور حالت شخصیت‌های
‫کتابای مصور رو داره.

00:35:18.721 --> 00:35:23.141
‫می‌گه: «هی، رفیق، امشب خیلی حشری‌ام.

00:35:23.225 --> 00:35:24.559
‫داشتم جق می‌زدم.»

00:35:24.643 --> 00:35:26.436
‫و من می‌گم: «خب، اینجا مهمون دارم.»

00:35:27.229 --> 00:35:28.938
‫تو تمام روز رو دروغ می‌گی.

00:35:29.022 --> 00:35:30.815
‫آره، می‌گم. شگفت‌انگیزه.

00:35:30.898 --> 00:35:32.359
‫فکر کنم نصف وقتا خودتم نمی‌فهمی.

00:35:32.442 --> 00:35:33.651
‫می‌فهمم. می‌دونم کی دروغ می‌گم.

00:35:33.735 --> 00:35:34.611
‫نمی‌دونم چرا می‌گم، اما هر دروغی

00:35:34.694 --> 00:35:36.445
‫کاش می‌تونستم بیشتر این کارو بکنم.

00:35:36.529 --> 00:35:38.114
‫یعنی، نمی‌خواستی باهاش حرف بزنی، درسته؟

00:35:38.197 --> 00:35:39.240
‫می‌خواستی کار کنی.

00:35:39.323 --> 00:35:41.575
‫اون می‌خواست من برم خونه‌اش.

00:35:43.077 --> 00:35:45.704
‫گفتم: «باشه، خب، بعداً می‌بینمت.»

00:35:45.787 --> 00:35:47.623
‫- آره. نیویورکی نیست.
‫- نه.

00:35:54.629 --> 00:35:56.631
‫خلاصه بعدش می‌رم تو تاریک‌خونه،

00:35:57.798 --> 00:36:01.552
‫و اول دو حلقه فیلم رو ظاهر می‌کنم،

00:36:01.636 --> 00:36:03.053
‫چون کلاً هشت تاست.

00:36:03.137 --> 00:36:05.014
‫و اینا عکسای گینزبرگه.

00:36:05.097 --> 00:36:07.307
‫و اونم توی داروی ثبوته.

00:36:07.391 --> 00:36:08.475
‫و لیندا زنگ می‌زنه.

00:36:09.351 --> 00:36:11.478
‫و بهم می‌گه همه اینا رو بنویسم.

00:36:11.561 --> 00:36:13.230
‫ولی قبل از این هیچی ننوشته بودی؟

00:36:13.313 --> 00:36:15.064
‫- نه.
‫- اوه خدای من.

00:36:15.148 --> 00:36:17.358
‫گفتم: «نمی‌دونم بتونم
‫همه‌شو یادم بیارم یا نه.»

00:36:17.442 --> 00:36:18.527
‫معلوم شد که...

00:36:19.569 --> 00:36:22.947
‫چون واقعاً داشتم با خودم فکر
‫می‌کردم: «خب، من که کاری نکردم.»

00:36:23.822 --> 00:36:26.450
‫از گینزبرگ عکس گرفتم، و از
‫اون زنه که از مجله اِل اومده بود.

00:36:26.534 --> 00:36:28.411
‫اون صبح اومد. همین.

00:36:28.494 --> 00:36:29.703
‫جالب نیست؟

00:36:29.787 --> 00:36:30.871
‫واقعاً هست.

00:36:30.954 --> 00:36:33.206
‫چون به محض اینکه شروع کردم، تمام این

00:36:33.290 --> 00:36:35.000
‫آره. انگار همین الانش یه رمان کامله.

00:36:35.083 --> 00:36:36.584
‫آره. همه این چیزا یادم اومد.

00:36:39.296 --> 00:36:41.047
‫خلاصه همه‌شو می‌نویسم.

00:36:41.131 --> 00:36:41.923
‫یه کم ازم وقت می‌گیره.

00:36:42.006 --> 00:36:42.924
‫فکر می‌کردم یه دقیقه طول بکشه.

00:36:43.007 --> 00:36:44.967
‫حدود ۱۲ دقیقه طول می‌کشه.

00:36:45.051 --> 00:36:48.512
‫بعد می‌رم تو تاریک‌خونه و

00:36:48.595 --> 00:36:52.683
‫اون هشت حلقه فیلم دیگه رو ظاهر
‫می‌کنم، که گلن اوبراین زنگ می‌زنه.

00:36:53.850 --> 00:36:56.270
‫و می‌گه: «ساعت ۸:۳۰ خونه‌ای؟»

00:36:56.353 --> 00:36:58.730
‫و من می‌گم: «اوه، نمی‌دونم.»

00:37:00.023 --> 00:37:02.693
‫تقریباً مطمئنم هستم چون دارم کار می‌کنم.

00:37:02.776 --> 00:37:04.194
‫باید کار کنم.

00:37:04.277 --> 00:37:05.862
‫ولی راستش، واقعاً دلم نمی‌خواد،

00:37:06.947 --> 00:37:07.905
‫شاید برم بیرون یا یه همچین چیزی.

00:37:07.989 --> 00:37:09.074
‫نمی‌خوام الان خودم رو متعهد کنم.»

00:37:09.157 --> 00:37:11.742
‫اینا رو بهش گفتی یا فقط بهش فکر کردی؟

00:37:11.826 --> 00:37:12.952
‫بهش فکر کردم.

00:37:13.911 --> 00:37:16.330
‫نمی‌خوام الان خودم رو متعهد کنم.

00:37:16.413 --> 00:37:18.165
‫و می‌دونم که احتمالاً کار خواهم کرد.

00:37:18.248 --> 00:37:20.042
‫و اگه بگم: «آره، ۸:۳۰...»

00:37:20.125 --> 00:37:22.002
‫خب، قرار بود ۸:۳۰ دوباره بهت زنگ بزنه؟

00:37:22.086 --> 00:37:25.129
‫نه، قرار بود بیاد این دور و برا.

00:37:25.214 --> 00:37:27.256
‫می‌خواد بدونه بهش می‌دم یا نه

00:37:27.340 --> 00:37:29.843
‫نگاتیوهای، ام...

00:37:30.885 --> 00:37:31.845
‫داره این گروه

00:37:31.928 --> 00:37:34.263
‫راک اند رول رو راه
‫میندازه به اسم «کانلرد».

00:37:35.348 --> 00:37:38.058
‫نه میتونه بخونه نه ساز بزنه.

00:37:38.142 --> 00:37:39.227
‫هیچکدومشون نمیتونن.

00:37:39.310 --> 00:37:40.936
‫نیکی، همون پسره که اون
‫نقاشی‌های مقعدی رو کشیده بود.

00:37:41.019 --> 00:37:42.438
‫اوه، اتفاقاً امروز
‫داشتم در موردش میخوندم.

00:37:42.521 --> 00:37:43.897
‫آره، شنبه شب یه کاری کرده.

00:37:43.981 --> 00:37:45.232
‫درامر این گروهه.

00:37:45.315 --> 00:37:45.941
‫با باسنش؟

00:37:47.067 --> 00:37:48.693
‫آره، ازشون عکاسی کردم.

00:37:48.776 --> 00:37:51.488
‫چون انگار دارن هیاهو راه میندازن.

00:37:51.571 --> 00:37:52.739
‫نمیدونم چقدرش جدیه.

00:37:52.822 --> 00:37:54.198
‫خب، اصلاً آهنگی ازشون درمیاد؟

00:37:54.282 --> 00:37:55.408
‫نه.

00:37:55.492 --> 00:37:56.743
‫هیچ آهنگی نساختن.

00:37:58.202 --> 00:38:00.454
‫گلن نه میتونه بخونه نه ساز بزنه.

00:38:00.537 --> 00:38:01.663
‫و براشون تبلیغ میشه.

00:38:01.747 --> 00:38:04.833
‫مثلاً لیزا رابینسون از راک سینز رو گرفتن

00:38:04.916 --> 00:38:06.752
‫که یه عکس ازشون بگیره.

00:38:06.835 --> 00:38:09.045
‫و فرن لیبوویتز که باهاشون مصاحبه کنه.

00:38:09.796 --> 00:38:11.339
‫و همه‌ش کاملاً ساختگیه.

00:38:12.132 --> 00:38:14.926
‫اونا بچه‌های جنگ کره هستن
‫و تو کره با هم آشنا شدن.

00:38:15.010 --> 00:38:16.011
‫چی، واقعاً هستن؟

00:38:16.094 --> 00:38:17.387
‫نه.

00:38:17.470 --> 00:38:18.346
‫نه، داستان رو از خودشون درآوردن.

00:38:18.429 --> 00:38:20.348
‫جوری در موردش حرف میزنن انگار واقعیه.

00:38:20.431 --> 00:38:22.475
‫خلاصه من برای لیزا ازشون عکاسی کردم.

00:38:23.559 --> 00:38:27.730
‫و گفتم: «آره، من به نگاتیوها نیازی ندارم.»

00:38:29.064 --> 00:38:30.941
‫و نگاتیوها رو آویزون
‫میکنم و وینس زنگ میزنه.

00:38:31.025 --> 00:38:32.567
‫نه.

00:38:32.651 --> 00:38:35.237
‫نگاتیوها رو آویزون میکنم و یه چُرتی میزنم.

00:38:35.320 --> 00:38:36.571
‫معلومه.

00:38:36.655 --> 00:38:37.781
‫چون به یه چرت احتیاج
‫داشتم. به نظرت زیاده؟

00:38:37.864 --> 00:38:38.907
‫چی، روزی دو تا چرت؟

00:38:38.990 --> 00:38:40.950
‫- آره.
‫- آره.

00:38:41.034 --> 00:38:42.285
‫خب، اولی چرت نبود.

00:38:42.368 --> 00:38:43.953
‫ادامه‌ی خوابم بود.

00:38:44.037 --> 00:38:45.413
‫و یه ساعت دیگه لازم داشتم.

00:38:47.873 --> 00:38:49.917
‫و خب، بعد وینس زنگ زد.

00:38:50.000 --> 00:38:53.086
‫و خب، میخواست بدونه میتونه بیاد اینجا

00:38:53.170 --> 00:38:56.965
‫خونه‌ی من دوش بگیره، چون آب گرم نداشت.

00:38:57.049 --> 00:38:59.801
‫و واقعاً امیدوار بود کسی باشه

00:38:59.884 --> 00:39:02.762
‫که بشناستش و بتونه زنگ
‫بزنه باهاش دوش بگیره.

00:39:02.845 --> 00:39:04.472
‫ولی آرزو میکرد یه دوستی داشت،

00:39:04.556 --> 00:39:05.807
‫میدونی، یه کسی رو پیدا میکرد.

00:39:05.890 --> 00:39:06.849
‫باید شماره‌ی اون یکی پسره رو بهش میدادی،

00:39:06.933 --> 00:39:08.309
‫همونی که جذاب بود.

00:39:08.392 --> 00:39:09.393
‫باید همین کارو میکردم.

00:39:10.644 --> 00:39:12.229
‫ولی با هم کنار نمیومدن.

00:39:12.313 --> 00:39:13.605
‫وینس نمیذاشت اون کار خودش رو بکنه.

00:39:14.940 --> 00:39:15.941
‫بعضی وقتا که باهاش بودم، بهم میگه

00:39:16.024 --> 00:39:16.692
‫«رفیق».

00:39:17.443 --> 00:39:18.151
‫عالیه.

00:39:18.234 --> 00:39:19.945
‫♪ عزیزم، محکم بغلم کن ♪

00:39:20.028 --> 00:39:21.863
‫♪ امشب محکم بغلم کن ♪

00:39:21.947 --> 00:39:23.865
‫♪ عزیزم، محکم بغلم کن ♪

00:39:23.949 --> 00:39:25.575
‫♪ همه چی رو به راهه ♪

00:39:25.658 --> 00:39:27.702
‫♪ محکم بغلم کن ♪

00:39:27.785 --> 00:39:29.037
‫♪ محکم بغلم کن ♪

00:39:30.288 --> 00:39:32.457
‫♪ فردا برام مهم نیست ♪

00:39:32.540 --> 00:39:34.249
‫♪ ولی امشب محکم بغلم کن ♪

00:39:35.668 --> 00:39:38.921
‫تمام شب رقصیدیم

00:39:41.715 --> 00:39:43.633
‫♪ بیا و خوش بگذرونیم ♪

00:39:43.717 --> 00:39:46.595
‫♪ محکم بغلم کن، محکم بغلم کن ♪

00:39:48.137 --> 00:39:50.389
‫♪ فردا برام مهم نیست ♪

00:39:50.473 --> 00:39:52.141
‫♪ امشب محکم بغلم کن ♪

00:40:10.408 --> 00:40:12.535
‫♪ عزیزم، محکم بغلم کن ♪

00:40:12.619 --> 00:40:14.537
‫♪ امشب محکم بغلم کن ♪

00:40:14.621 --> 00:40:16.664
‫♪ عزیزم، محکم بغلم کن ♪

00:40:16.748 --> 00:40:18.290
‫♪ همه چی رو به راهه ♪

00:40:18.374 --> 00:40:21.377
‫♪ محکم بغلم کن، محکم بغلم کن ♪

00:40:23.045 --> 00:40:25.339
‫♪ فردا برام مهم نیست ♪

00:40:25.422 --> 00:40:26.965
‫♪ امشب محکم بغلم کن ♪

00:40:28.259 --> 00:40:30.594
‫♪ فردا برام مهم نیست ♪

00:40:30.677 --> 00:40:32.303
‫♪ امشب محکم بغلم کن ♪

00:40:32.327 --> 00:40:34.327


00:40:40.353 --> 00:40:42.146
‫اوه، یکی از جزئیات مکالمه با گلن اوبراین

00:40:42.230 --> 00:40:47.026
‫که یادم رفت این بود که
‫اون یه مقاله نوشته بود

00:40:47.109 --> 00:40:50.195
‫برای ووگ ایتالیا در مورد باب ویلسون

00:40:51.155 --> 00:40:53.323
‫و اونا از یکی از عکس‌های من استفاده کردن.

00:40:53.407 --> 00:40:54.991
‫منم گفتم: «هی گلن، اصلاً
‫پولی بابت اون گرفتی؟»

00:40:55.074 --> 00:40:56.243
‫و اون گفت: «نه.»

00:40:56.326 --> 00:40:58.036
‫گفتم: «میخوام ازشون یه پولی بگیرم.

00:40:58.119 --> 00:40:59.871
‫نسخه‌ای از مجله رو دم دست
‫داری، چون میخوام براشون

00:40:59.954 --> 00:41:04.500
‫صورتحساب بفرستم»، چون
‫این مال مثلاً ژوئن-ژوئیه ۷۴ئه.

00:41:04.583 --> 00:41:06.669
‫آها. عکس چی؟

00:41:06.752 --> 00:41:08.129
‫باب ویلسون.

00:41:08.212 --> 00:41:09.422
‫اسمت رو زدن؟

00:41:09.505 --> 00:41:10.464
‫آره.

00:41:13.300 --> 00:41:15.427
‫خلاصه وینس میگه چند دقیقه دیگه میرسه

00:41:15.510 --> 00:41:17.262
‫وقتی وسایلش رو جمع و جور کنه.

00:41:18.180 --> 00:41:19.806
‫چی، برای دوش گرفتن؟

00:41:19.889 --> 00:41:20.640
‫آره.

00:41:20.723 --> 00:41:22.309
‫حوله‌ی خودش رو آورده؟

00:41:22.392 --> 00:41:23.100
‫نه.

00:41:23.185 --> 00:41:24.185
‫صابون؟

00:41:24.269 --> 00:41:27.605
‫خب، شامپو و سشوارش رو آورده.

00:41:28.523 --> 00:41:30.316
‫دفعه‌ی پیش که اومد، لیف آورده بود.

00:41:32.734 --> 00:41:36.113
‫خلاصه میرم فروشگاه و نودل ماهی تن میخرم،

00:41:36.197 --> 00:41:38.324
‫مارک پروگرسو، و ماست ساده.

00:41:38.407 --> 00:41:39.616
‫و برمی‌گردم بالا،

00:41:39.700 --> 00:41:41.493
‫۲۷ تا شنا می‌رم و بعد

00:41:41.577 --> 00:41:42.703
‫تلویزیون رو روشن می‌کنم.

00:41:42.786 --> 00:41:44.955
‫سرگرمی شبانه آغاز می‌شه.

00:41:45.038 --> 00:41:48.374
‫بعد تصمیم می‌گیرم آشپزی کنم. اما
‫با خودم میگم، «اوه، وینس.»

00:41:49.375 --> 00:41:51.586
‫چون قبل از اینکه زنگ
‫بزنه، این برنامه‌م بود.

00:41:52.962 --> 00:41:54.630
‫واسه همین فکر می‌کنم شاید ازش
‫بپرسم می‌خواد غذا بخوره یا نه.

00:41:54.714 --> 00:41:57.507
‫خلاصه اون می‌رسه و من
‫می‌پرسم. می‌گم، «نمی‌خوام

00:41:57.592 --> 00:41:58.968
‫سبزیجات یا چیزی توش بریزم.»

00:41:59.051 --> 00:42:00.594
‫اصلاً حوصله‌ی سرخ کردن یه پیاز رو هم ندارم،

00:42:00.677 --> 00:42:02.304
‫ولی همینو سریع آماده می‌کنم.»

00:42:02.387 --> 00:42:03.305
‫و اون گفت، «اوه، من فکر کردم

00:42:03.388 --> 00:42:05.056
‫می‌تونیم از بیرون غذای چینی بگیریم.

00:42:06.057 --> 00:42:07.351
‫من حساب می‌کنم.»

00:42:07.434 --> 00:42:08.935
‫منم گفتم، «عالیه.»

00:42:09.018 --> 00:42:11.270
‫آره، ماهی تن رو بذاریم برای یه روز دیگه.

00:42:11.354 --> 00:42:14.065
‫خلاصه اون تو حمومه و می‌گه،

00:42:14.148 --> 00:42:15.483
‫«زود می‌رم پایین.»

00:42:15.566 --> 00:42:17.235
‫و من فکر می‌کنم احمقانه‌ست
‫که اینجا منتظر بمونم

00:42:17.318 --> 00:42:19.737
‫تا وقتی اون خودشو می‌شوره و خشک می‌کنه

00:42:19.820 --> 00:42:20.821
‫که بره غذا رو بگیره.

00:42:50.599 --> 00:42:52.976
‫واسه همین وقتی اون هنوز
‫تو حمومه، من می‌رم پایین.

00:42:53.059 --> 00:42:54.394
‫و بعدش چی کار می‌کنم؟

00:42:55.812 --> 00:42:57.313
‫بعدش رفتم رستوران چینی

00:42:57.397 --> 00:42:59.524
‫و غذاها رو سفارش دادم.

00:42:59.607 --> 00:43:02.109
‫می‌رم رستوران چینیه و یه مَرده اونجاست.

00:43:02.193 --> 00:43:02.902
‫هوم.

00:43:02.985 --> 00:43:04.862
‫که یه جورایی چاق به نظر می‌رسه.

00:43:05.696 --> 00:43:07.573
‫ولی صورت خیلی خوبی داره.

00:43:08.532 --> 00:43:10.910
‫یه جورایی تنها و عجیب به نظر میاد.

00:43:13.453 --> 00:43:16.122
‫خیلی شبیه یه مرد مجرده.

00:43:16.206 --> 00:43:18.792
‫با گرایش به جنس مخالف، ۳۵ ساله.

00:43:19.584 --> 00:43:21.711
‫و اون یکی از کارت‌های ماونتین،

00:43:21.795 --> 00:43:23.212
‫کارت جید ماونتین، از اون
‫کارت ویزیت‌ها رو برمی‌داره.

00:43:23.296 --> 00:43:24.547
‫اوهوم.

00:43:24.630 --> 00:43:28.384
‫و یه ماژیک هایلایت درمیاره و
‫شروع می‌کنه به کشیدن روش.

00:43:28.467 --> 00:43:30.010
‫یه سری مربع‌مانند می‌کشه.

00:43:30.093 --> 00:43:31.679
‫منتظر سفارشه؟

00:43:31.762 --> 00:43:33.180
‫آره.

00:43:33.263 --> 00:43:35.057
‫آره، که اسپاگتی مرغ بود.

00:43:35.140 --> 00:43:36.433
‫اوه، خوش به حالش.

00:43:36.516 --> 00:43:39.061
‫و گارسون میاد بیرون و می‌گه،
‫«سفارشتون آماده‌ست.»

00:43:39.144 --> 00:43:42.480
‫و اون یه جورایی سرشو تکون
‫می‌ده و بعد به کشیدن ادامه می‌ده.

00:43:42.564 --> 00:43:44.816
‫و کلی وقت گذشته و اون هنوز داره می‌کشه

00:43:44.899 --> 00:43:45.567
‫این جعبه‌ها رو.

00:43:45.650 --> 00:43:47.610
‫اینا رو روی اون کارت کوچولو می‌کشید؟

00:43:47.694 --> 00:43:49.028
‫آره، و واقعاً غرق شده بود.

00:43:50.404 --> 00:43:53.074
‫و بعد گارسون یه جورایی
‫گیج و مبهوت اونجا وایمیسته.

00:43:53.908 --> 00:43:56.452
‫و بعد دوباره می‌ره سمتش و می‌گه،

00:43:56.535 --> 00:43:58.662
‫«سفارشتون آماده‌ست.» و اون می‌گه، «اوه.»

00:44:00.331 --> 00:44:04.250
‫و قیمتش شد ۳ دلار و ۴۵ سنت.

00:44:04.334 --> 00:44:06.086
‫برای اسپاگتی مرغ؟

00:44:06.169 --> 00:44:08.338
‫برای غذای اون. و بعدش می‌ره.

00:44:08.421 --> 00:44:10.090
‫مال من چند دقیقه بیشتر طول می‌کشه،

00:44:10.173 --> 00:44:11.757
‫و می‌شه ۷ دلار و ۳۰ سنت.

00:44:11.841 --> 00:44:14.635
‫۷.۳۰، ولی تو فقط ۷ دلار داشتی.

00:44:14.719 --> 00:44:15.803
‫۷.۴، ۷.۴۳

00:44:15.886 --> 00:44:16.971
‫آره، ولی تو فقط ۷ دلار داشتی.

00:44:17.054 --> 00:44:18.806
‫من ۷ دلار داشتم و بقیه‌شو دادم.

00:44:18.889 --> 00:44:19.849
‫چه ولخرج.

00:44:19.932 --> 00:44:21.851
‫و تازه، باید برای وینس
‫یه کوکاکولا هم می‌گرفتم.

00:44:21.934 --> 00:44:24.186
‫واسه همین می‌رم مغازه، یه مغازه‌ی یونانی.

00:44:24.269 --> 00:44:25.604
‫- هوم.
‫- کوکاکولا رو می‌گیرم.

00:44:25.687 --> 00:44:27.939
‫۳۲ انسه، که می‌شه ۶۵ سنت.

00:44:28.022 --> 00:44:29.608
‫و برمی‌گردم بالا.

00:44:29.691 --> 00:44:31.275
‫و اون لباس پوشیده و داره
‫موهاشو خشک می‌کنه.

00:44:31.359 --> 00:44:34.612
‫اوه، اون مرده، اون چینیه،

00:44:34.695 --> 00:44:36.364
‫مرده‌ تو رستوران چینیه، اون هنرمنده.

00:44:36.447 --> 00:44:37.781
‫اوهوم.

00:44:37.865 --> 00:44:39.825
‫اون یه چیزی از اون مغازه خرید.

00:44:39.908 --> 00:44:41.285
‫نمی‌دونم چی خرید، ولی یه چیزی خرید.

00:44:41.369 --> 00:44:43.161
‫- تو مغازه یونانیه؟
‫- تو مغازه یونانیه.

00:44:43.245 --> 00:44:45.122
‫و رسید رو خواست،

00:44:45.205 --> 00:44:47.332
‫و تو مغازه یونانیه پولی براش نداد.

00:44:47.415 --> 00:44:50.293
‫فقط فاکتور فروش رو گرفت،

00:44:50.377 --> 00:44:51.544
‫و پشتش نوشت اشمیت.

00:44:52.504 --> 00:44:56.424
‫و اوم، و اون، بدون اینکه
‫کلمه‌ای حرف بزنه، رفت.

00:44:56.508 --> 00:44:57.925
‫خب، تو هم باید یه بار این کارو امتحان کنی.

00:44:58.009 --> 00:44:58.968
‫حقه خوبیه.

00:44:59.051 --> 00:45:00.136
‫شرط می‌بندم تو این محله جواب می‌ده

00:45:00.219 --> 00:45:01.262
‫اینجا تو یورک‌ویل.

00:45:02.805 --> 00:45:06.350
‫خلاصه برمی‌گردم بالا و
‫ظرف‌ها رو باز می‌کنم.

00:45:06.433 --> 00:45:08.977
‫و بشقاب‌ها رو درمیارم
‫و می‌شینیم و می‌خوریم.

00:45:09.060 --> 00:45:11.146
‫من شیرین و ترش دارم و وینس هم

00:45:11.229 --> 00:45:13.023
‫با هم نمی‌خورین؟

00:45:13.106 --> 00:45:14.816
‫اوم، یه کم، ولی بیشترش برای
‫اینه که من واقعاً دوست ندارم

00:45:14.900 --> 00:45:16.026
‫مو گو گای پن.

00:45:16.109 --> 00:45:18.111
‫وینس زیاد ازش نخورد. من
‫همه غذای خودمو خوردم.

00:45:18.194 --> 00:45:20.405
‫و برنج کافی نبود.

00:45:20.488 --> 00:45:22.532
‫و بعد گفتم، «چرا کوکاکولا
‫رو با خودت نمی‌بری خونه؟

00:45:22.615 --> 00:45:23.908
‫چون من هنوز قبلی رو اینجا دارم،

00:45:23.991 --> 00:45:25.618
‫از وقتی تو اینجا بودی گازش رفته.»

00:45:25.701 --> 00:45:26.702
‫اون با کوکاکولا زنده‌ست.

00:45:26.786 --> 00:45:28.746
‫آره، برای همینه که پوستش اینقدر عالیه.

00:45:30.622 --> 00:45:32.041
‫اون خوب غذا نمی‌خوره، وینسنت.

00:45:32.958 --> 00:45:34.168
‫واقعاً عاشق هله هوله‌ست.

00:45:34.918 --> 00:45:36.586
‫یه شب با فرن لیبوویتز

00:45:36.670 --> 00:45:39.964
‫و کریگ کارپل بیرون بودیم، داشتیم
‫می‌رفتیم یه رستوران ایتالیایی.

00:45:40.048 --> 00:45:42.008
‫و وینسنت اصرار کرد که از ماشین پیاده شه،

00:45:42.091 --> 00:45:44.093
‫تا بتونه بره مک‌دونالد.

00:45:44.177 --> 00:45:45.719
‫و گفت که اونجا ما رو می‌بینه

00:45:45.804 --> 00:45:46.888
‫توی رستوران برای قهوه خوردن.

00:45:46.971 --> 00:45:48.556
‫خب، این دیوونگیه.

00:45:49.640 --> 00:45:51.767
‫شاید چون با غذای ایتالیایی بزرگ شده.

00:45:51.850 --> 00:45:53.519
‫نه، منظورم اینه که وقتی با بقیه هستی.

00:45:54.520 --> 00:45:55.563
‫یعنی حتماً باید مک‌دونالد می‌خورد.

00:45:55.646 --> 00:45:57.355
‫آره، دُزش برسه.

00:46:04.154 --> 00:46:06.030
‫یادم نمیاد راجع به چی حرف زدیم.

00:46:07.532 --> 00:46:09.492
‫در مورد آلن گینزبرگ بهش گفتم.

00:46:09.576 --> 00:46:12.286
‫آها، اول این لیست رو براش خوندم.

00:46:13.204 --> 00:46:14.663
‫گفتم: «فوق‌العاده‌ست.»

00:46:14.746 --> 00:46:15.581
‫این حس رو داشتم

00:46:15.664 --> 00:46:18.292
‫که هیچ کاری نکردم جز اینکه بیدار شدم،

00:46:19.501 --> 00:46:21.462
‫از آلن گینزبرگ عکاسی
‫کردم، فیلم رو ظاهر کردم،

00:46:21.545 --> 00:46:22.713
‫و همین و بس.

00:46:23.672 --> 00:46:25.256
‫می‌دونی، من اغلب حس می‌کنم که در طول روزم،

00:46:25.340 --> 00:46:28.676
‫اتفاق خاصی نمی‌افته، انگار
‫که روزم رو هدر دادم.

00:46:28.759 --> 00:46:30.053
‫خب، حالا می‌دونی.

00:46:30.136 --> 00:46:31.721
‫یه روز دیگه رو هم هدر دادم.

00:46:32.597 --> 00:46:35.140
‫تمام کاری که کردم این بود که
‫دو ساعت با گینزبرگ بودم.

00:46:35.224 --> 00:46:36.266
‫این خودش یه روز طول می‌کشه.

00:46:37.477 --> 00:46:40.104
‫راستش برای همینه که
‫دارم این کار رو می‌کنم.

00:46:40.187 --> 00:46:43.023
‫تا بفهمم مردم روزهاشون رو چطور پر می‌کنن،

00:46:43.107 --> 00:46:45.984
‫چون خودم حس می‌کنم کار زیادی انجام نمی‌دم

00:46:46.067 --> 00:46:47.486
‫در تمام طول روز.

00:46:48.778 --> 00:46:50.405
‫تو باید انجامش بدی.

00:46:50.489 --> 00:46:51.490
‫انجامش می‌دم.

00:46:52.240 --> 00:46:53.700
‫خلاصه، یکی در می‌زنه،

00:46:53.783 --> 00:46:56.327
‫و گلن اوبراین بود که یکی از اون
‫کت‌هایی رو پوشیده بود که جوزف

00:46:56.410 --> 00:46:58.871
‫می‌پوشید با یقه خز، بژ، خاکستری.

00:46:58.954 --> 00:46:59.997
‫- چی، بارونی؟
‫- آره، با کمربند.

00:47:00.081 --> 00:47:01.707
‫اوهوم. مثل آدمای حومه‌نشین.

00:47:01.790 --> 00:47:04.376
‫و میاد تو و درش نمیاره،

00:47:04.460 --> 00:47:06.962
‫و میگه: «می‌خوام با بروس ساز بزنم.»

00:47:07.045 --> 00:47:09.547
‫و من میگم: «اوه، بی‌خیال.
‫چطوری ساز می‌زنی؟

00:47:09.631 --> 00:47:11.841
‫چیکار می‌کنی؟ تو که سازی نمی‌زنی.»

00:47:11.925 --> 00:47:13.551
‫و اون میگه: «ما به صفحه‌ها گوش می‌دیم،

00:47:13.635 --> 00:47:15.845
‫و می‌گیم می‌خوایم مثل اون انجامش بدیم.»

00:47:15.928 --> 00:47:18.681
‫و من میگم: «باید توپاز کوکیژن
‫رو برای گروهت بیاری.»

00:47:18.765 --> 00:47:20.141
‫خب، اونم که چیزی نمی‌زنه.

00:47:20.224 --> 00:47:22.518
‫اون... اوه، ترومپت می‌زنه،
‫ولی وجود خارجی نداره.

00:47:22.601 --> 00:47:23.644
‫ساختگیه.

00:47:24.603 --> 00:47:28.023
‫زنیه که پت کاستلو از خودش درآورده،

00:47:28.899 --> 00:47:32.986
‫بخشی از گروه تبلیغاتی موسیقی وارتوک.

00:47:33.069 --> 00:47:35.155
‫اونا تبلیغات استیوی واندر رو انجام می‌دن.

00:47:35.238 --> 00:47:38.158
‫من رو با راد استوارت به تور بردن،

00:47:39.492 --> 00:47:42.828
‫و هر از گاهی اسم توپاز
‫کوکیژن رو میندازن وسط.

00:47:44.079 --> 00:47:46.916
‫اون توی فستیوال پاپ
‫میامی بود یا هرچی که بود،

00:47:46.999 --> 00:47:49.627
‫فستیوال نیوپورت، یا یه حضور کوتاه داشت

00:47:49.710 --> 00:47:52.212
‫روی صحنه با مایلز دیویس، و این
‫رو توی روزنامه‌ها چاپ کردن.

00:47:54.464 --> 00:47:56.591
‫قرار بود توپاز کوکیژن
‫یه زن قد بلند شش فوتی،

00:47:56.675 --> 00:48:00.178
‫دورگه‌ی مو قرمز باشه، و واقعاً اسمش رفت

00:48:00.261 --> 00:48:01.429
‫توی همه‌ی روزنامه‌ها.

00:48:01.513 --> 00:48:02.556
‫من با آدمایی بودم

00:48:02.639 --> 00:48:03.598
‫که قسم می‌خوردن توپاز کوکیژن رو دیدن.

00:48:03.682 --> 00:48:04.557
‫صبر کن.

00:48:04.640 --> 00:48:06.642
‫تو از کجا می‌دونستی که ساختگیه؟

00:48:08.894 --> 00:48:10.354
‫چون وقتی داشتن می‌ساختنش من اونجا بودم.

00:48:10.438 --> 00:48:12.105
‫اوه.

00:48:12.189 --> 00:48:14.274
‫گلن اوبراین می‌دونست ساختگیه؟

00:48:15.358 --> 00:48:17.695
‫نه، من داستان توپاز رو براش
‫تعریف کردم، که ساختگیه،

00:48:17.778 --> 00:48:20.238
‫و گفتم که می‌تونه عالی باشه که بگی

00:48:20.322 --> 00:48:22.199
‫داری به توپاز کوکیژن فکر می‌کنی،

00:48:22.282 --> 00:48:23.450
‫و اون گفت: «آره.»

00:48:24.326 --> 00:48:25.452
‫اون در مورد توپاز می‌دونست.

00:48:25.535 --> 00:48:27.203
‫اون گفت که: «اگه کسی جرأت کنه بیاد جلو

00:48:27.287 --> 00:48:31.165
‫و بگه "من توپاز کوکیژن
‫هستم"، صداش شنیده می‌شه،»

00:48:31.916 --> 00:48:35.127
‫که می‌تونه یه آهنگ ضبط
‫کنه، حداقل یه دمو بسازه،

00:48:35.211 --> 00:48:37.629
‫چون مردم می‌گفتن: «این کیه؟ با کیه؟»

00:48:37.713 --> 00:48:40.006
‫یه جوریه انگار دارن واقعیش می‌کنن.

00:48:40.090 --> 00:48:42.133
‫فکر کنم ممکنه شروع کنن
‫به جمع کردن نوازنده.

00:48:42.217 --> 00:48:43.134
‫- احتمالش هست.
‫- آره.

00:48:43.218 --> 00:48:45.679
‫حس می‌کنم سوزی کواترو همین کار رو کرد.

00:48:49.015 --> 00:48:50.808
‫خب، حالا چی می‌شه؟

00:48:50.891 --> 00:48:54.144
‫گلن اونجاست، حدود ۱۰ دقیقه می‌مونه،

00:48:54.229 --> 00:48:56.356
‫و بعد می‌ره، پس فقط من و وینس می‌مونیم.

00:48:57.064 --> 00:48:59.316
‫و من میگم باید برگردم سر کار،

00:49:00.317 --> 00:49:02.027
‫و گلن میگه می‌خواد بره خونه.

00:49:04.779 --> 00:49:07.699
‫توی این ماجرا به کتاب تو اشاره کردم،

00:49:08.867 --> 00:49:10.869
‫و اونا می‌گن: «پاتریک میگه عالی می‌شه

00:49:10.952 --> 00:49:11.870
‫اگه یه مبل داشته باشیم.»

00:49:12.829 --> 00:49:15.331
‫و من میگم: «واقعاً زندگیم رو عوض می‌کنه.

00:49:16.374 --> 00:49:17.917
‫و ما سر شام راجع به این بحث کردیم،

00:49:18.001 --> 00:49:22.296
‫در مورد امکان معاشقه و اینکه چقدر سخته

00:49:22.380 --> 00:49:23.130
‫می‌دونی، توی آپارتمانش،

00:49:23.213 --> 00:49:26.759
‫یه تخت داره و صندلی‌های صاف،

00:49:26.842 --> 00:49:29.386
‫پس یا باید برن توی اتاق خواب

00:49:29.469 --> 00:49:32.014
‫و تلویزیون تماشا کنن، اینطوری انجامش بدن

00:49:32.097 --> 00:49:34.141
‫یا اگه برن روی تخت، اون تخت رو نگه داشته

00:49:34.224 --> 00:49:35.100
‫توی اتاق نشیمن،

00:49:36.017 --> 00:49:38.310
‫و همه‌ی این مجله‌ها و نامه‌ها
‫رو روش نگه می‌داره.

00:49:38.395 --> 00:49:39.395
‫باید همه‌ی اینا رو جابجا کنه.

00:49:39.479 --> 00:49:41.731
‫آره. خب، یه کاناپه، یه کاناپه
‫یه چیزی بین این دوتاست.

00:49:41.814 --> 00:49:43.024
‫می‌تونی روی کاناپه انجامش بدی.

00:49:43.107 --> 00:49:44.358
‫می‌تونی روی کاناپه بخوابی.

00:49:44.441 --> 00:49:46.235
‫می‌تونی دراز بکشی و روی کاناپه کتاب بخونی.

00:49:46.318 --> 00:49:48.029
‫واقعاً چیز فوق‌العاده‌ایه.

00:49:48.112 --> 00:49:49.988
‫و یه روزی، مال تو می‌شه.

00:49:52.741 --> 00:49:57.662
‫خب، پس وینسنت می‌ره، و
‫من برمی‌گردم به تاریک‌خونه.

00:49:58.872 --> 00:50:00.373
‫این حدود ساعت ۱۰:۰۰ بود؟

00:50:02.083 --> 00:50:04.960
‫احتمالا همون حوالی، بدون
‫اینکه حواسم به ساعت باشه،

00:50:06.211 --> 00:50:11.466
‫و به بزرگ کردن عکس‌های رستوران فکر می‌کنم.

00:50:13.343 --> 00:50:16.180
‫کاری که برای رستوران انجام
‫دادم، فضای داخلی رستوران.

00:50:17.139 --> 00:50:18.723
‫از چاپ کردنش متنفرم.

00:50:19.724 --> 00:50:21.810
‫می‌دونی، مثلا ۱۴ تا چاپ مختلفه

00:50:23.562 --> 00:50:25.146
‫و کنتاکت‌ها

00:50:25.229 --> 00:50:28.066
‫از عکس‌های گینزبرگ، همین الان تو خشک‌کنه.

00:50:28.149 --> 00:50:29.358
‫واکنشت چیه؟

00:50:32.820 --> 00:50:34.822
‫چیز زیادی اونجا نیست.

00:50:37.240 --> 00:50:38.617
‫هیچ کنتاکتی نیست.

00:50:39.659 --> 00:50:40.786
‫هوم.

00:50:42.495 --> 00:50:44.664
‫خب بعدش عکس‌های رستوران رو درست می‌کنم،

00:50:45.957 --> 00:50:49.085
‫و وقتی داشتم نگاهشون
‫می‌کردم، واقعا خسته بودم.

00:50:50.712 --> 00:50:52.546
‫فقط می‌خواستم دوباره برم بخوابم.

00:50:54.631 --> 00:50:56.758
‫ولی وقتی شروع به کار می‌کنم،
‫یه جورایی سرحال میشم.

00:50:56.842 --> 00:50:58.885
‫ناهار خوردی؟

00:50:58.969 --> 00:51:00.721
‫ساندویچ کالباس جگر خوردم.

00:51:00.804 --> 00:51:02.889
‫هوم. فکر کنم سوءتغذیه داری.

00:51:02.973 --> 00:51:04.475
‫به اندازه کافی سبزیجات می‌خوری؟

00:51:05.767 --> 00:51:07.853
‫بعضی وقتا، ولی مثلا
‫دیروز، کل غذام همون بود.

00:51:07.936 --> 00:51:10.146
‫خب، این کافی نیست. نه برای یه مرد گنده.

00:51:10.230 --> 00:51:10.896
‫جدا.

00:51:10.981 --> 00:51:12.232
‫فکر کنم نه.

00:51:12.315 --> 00:51:13.524
‫برای همینه که خسته‌ای.

00:51:13.608 --> 00:51:15.318
‫اونقدرها هم خسته نیستم.

00:51:15.401 --> 00:51:16.235
‫فقط یه چیزای خاصی

00:51:16.319 --> 00:51:18.070
‫مثلا آلن گینزبرگ خسته‌م کرد.

00:51:23.868 --> 00:51:29.122
‫خلاصه من، عکس رستوران رو بزرگ می‌کنم،

00:51:29.205 --> 00:51:31.375
‫و بعد از اینکه شش‌تایی درست کردم،

00:51:32.250 --> 00:51:34.335
‫می‌فهمم که این کار فوق‌العاده خوبیه.

00:51:34.418 --> 00:51:37.005
‫خیلی حرفه‌ای به نظر میاد.

00:51:37.088 --> 00:51:41.842
‫و من همه این عکس‌ها رو
‫از یه رستوران گرفتم،

00:51:41.925 --> 00:51:44.387
‫پرتره صاحبش رو در ازای ۴۵۰ دلار.

00:51:44.470 --> 00:51:46.514
‫واقعا مفت بود، قیمت خوبی بود.

00:51:47.890 --> 00:51:49.808
‫فکر کردم، "اوه، واقعا خیلی
‫زیاده"، چون من اونجا بودم

00:51:49.892 --> 00:51:51.643
‫دو سه ساعت، و این عکس‌ها رو گرفتم.

00:51:52.852 --> 00:51:54.479
‫و دقیقا شبیه خود اونجاست.

00:51:55.688 --> 00:51:58.608
‫و فرن زنگ می‌زنه، و من میگم، "سر کارم."

00:51:58.691 --> 00:52:00.276
‫و اون میگه، "باشه، برگرد سر کارت.

00:52:00.359 --> 00:52:01.944
‫فردا باهات صحبت می‌کنم.

00:52:02.028 --> 00:52:03.487
‫و خداحافظی می‌کنه.

00:52:04.739 --> 00:52:05.614
‫و من کارهای رستوران رو،

00:52:05.697 --> 00:52:07.574
‫ تموم می‌کنم و می‌شورمشون،

00:52:07.658 --> 00:52:09.493
‫و می‌فهمم که بهتره شب تا صبح خیسشون نکنم،

00:52:09.576 --> 00:52:13.705
‫چون اون کاغذ پلی‌کنتراست
‫لبه‌هاش شروع به ور اومدن می‌کنه،

00:52:13.789 --> 00:52:16.291
‫و می‌خوام خیلی شیک و تمیز به نظر برسه.

00:52:17.542 --> 00:52:20.170
‫برای اینکه پولم رو بگیرم، پس می‌شورمشون،

00:52:21.879 --> 00:52:22.922
‫و گرمایش هم قطع شده بود.

00:52:23.005 --> 00:52:23.964
‫گرمایش خاموش شده بود

00:52:24.048 --> 00:52:25.841
‫حدود ۷:۳۰ وقتی وینس داشت دوش می‌گرفت.

00:52:25.925 --> 00:52:27.552
‫داره خیلی سرد میشه.

00:52:27.635 --> 00:52:29.094
‫این هر شب اتفاق میفته؟

00:52:30.846 --> 00:52:32.681
‫خیلی عجیبه.

00:52:32.765 --> 00:52:35.017
‫شب قبلش، تمام شب روشن بود.

00:52:35.100 --> 00:52:36.518
‫خیلی گرم بود.

00:52:39.103 --> 00:52:41.523
‫تا ساعت ۷ روشن بود و تا ساعت ۲ خاموش بود.

00:52:43.066 --> 00:52:44.859
‫روی یه جور سیستم خودکاره.

00:52:44.943 --> 00:52:46.027
‫خیلی عجیبه.

00:52:47.445 --> 00:52:49.030
‫ولی می‌دونستم اشکالی نداره چاپ‌ها رو بذارم

00:52:49.113 --> 00:52:51.990
‫تو هوا خشک بشن، چون اگه سرد بود،

00:52:52.074 --> 00:52:53.826
‫می‌تونستم شب تا صبح بیرون بذارمشون،

00:52:53.909 --> 00:52:56.036
‫و اونا آروم‌تر و صاف‌تر خشک می‌شدن.

00:52:57.496 --> 00:52:59.164
‫و بعد یادم اومد که باید برم

00:52:59.247 --> 00:53:00.707
‫پیش تینا فردا، و باید براش

00:53:00.791 --> 00:53:02.876
‫عکس‌های جنت فلنر رو ببرم.

00:53:02.960 --> 00:53:04.877
‫اون دوتا می‌خره تا با جلسات
‫عکاسی معاوضه کنه.

00:53:05.753 --> 00:53:08.548
‫پس دوتا که یه جورایی با هم
‫جورن رو انتخاب می‌کنم،

00:53:08.631 --> 00:53:12.051
‫و فهمیدم چاپی که درست کرده بودم،

00:53:12.134 --> 00:53:16.263
‫همونی که تو داری، واقعا خیلی بهتر بود.

00:53:17.223 --> 00:53:19.266
‫و قبلا واقعا اینو ندیده بودم.

00:53:21.560 --> 00:53:23.311
‫فلیسیتی گفته بود، "من اون
‫چاپ رو امروز می‌خوام.

00:53:23.395 --> 00:53:25.313
‫این آدما برای این مهمونی اینجا هستن."

00:53:25.396 --> 00:53:26.648
‫"من تمام صبح داشتم یه کاری می‌کردم،

00:53:26.732 --> 00:53:29.359
‫واسه همین ساعت ۳ رسیدم
‫خونه"، و من گفتم، "خب،

00:53:29.442 --> 00:53:30.944
‫می‌تونم یه ساعته درستش کنم، و اگه بهم ۵۰ دلار

00:53:31.027 --> 00:53:32.028
‫بدی براش"،

00:53:32.112 --> 00:53:34.280
‫بهتره اونایی که برای تینا
‫هست رو هم درست کنم.

00:53:34.364 --> 00:53:36.198
‫و فکر می‌کردم که خوبن.

00:53:36.282 --> 00:53:39.326
‫ولی فهمیدم که برای انجام کار خوب،

00:53:39.409 --> 00:53:41.704
‫باید وقت داشته باشم

00:53:41.787 --> 00:53:44.623
‫تا واقعا بهش نگاه کنم، واقعا
‫ببینم دارم چیکار می‌کنم.

00:53:49.628 --> 00:53:51.671
‫بعضی وقتا فقط وایمیستم و بهش زل می‌زنم،

00:53:51.755 --> 00:53:53.882
‫و حتی خیلی هم لذت‌بخشه.

00:53:55.466 --> 00:53:58.887
‫واقعا زمان می‌بره تا بشناسیش.

00:54:01.764 --> 00:54:03.432
‫این تقریبا کلیشه‌ای به نظر میاد.

00:54:32.793 --> 00:54:34.210
‫به هر حال، تا اون موقع نفهمیده بودم

00:54:34.294 --> 00:54:36.504
‫که اونا واقعا چاپ‌های معمولی‌ای بودن.

00:54:38.924 --> 00:54:40.842
‫خوب بودن، ولی معمولی بودن.

00:54:43.136 --> 00:54:46.514
‫مثلا، اون یکی اون سفیدی‌ها و
‫سیاهی‌های واقعا عجیبی داشت.

00:54:49.141 --> 00:54:50.601
‫پس امضاشون کردم.

00:54:52.144 --> 00:54:55.272
‫خودکارم خوب نمی‌نوشت،
‫برای همین "پ" توی پیتر

00:54:55.355 --> 00:54:56.773
‫افتضاح به نظر می‌رسید.

00:55:00.569 --> 00:55:01.736
‫خب وقتی خودکار

00:55:01.820 --> 00:55:05.699
‫و جوهر هندی روی یه چاپ می‌ذاری،
‫خیلی ضعیف به نظر می‌رسید.

00:55:07.200 --> 00:55:09.660
‫فکر کردم، "نمی‌تونم "ی-ت-ر"
‫رو خیلی فشرده بنویسم،

00:55:09.743 --> 00:55:12.413
‫ولی حداقل می‌تونم تو همون مقیاس نگهش دارم

00:55:12.496 --> 00:55:14.748
‫ولی بهش یه حالی بدم چون
‫یه جورایی میشه بخشی

00:55:14.832 --> 00:55:16.041
‫از تصویر."

00:55:17.751 --> 00:55:19.169
‫و خودکار اصلا درشت نمی‌نوشت.

00:55:19.252 --> 00:55:20.754
‫می‌خواست آروم پیش بره.

00:55:24.341 --> 00:55:28.010
‫خلاصه، امضاشون کردم، و
‫با خودم گفتم، «خب، باشه.»

00:55:31.681 --> 00:55:34.684
‫آهان، قبلش، دو تا لکه‌ی کوچیک بود

00:55:34.767 --> 00:55:35.392
‫که پاکشون کردم.

00:55:35.476 --> 00:55:36.810
‫عکس رو لکه‌گیری کردم...

00:55:38.437 --> 00:55:40.314
‫و رفتم سراغ عکس‌هام

00:55:41.357 --> 00:55:43.609
‫تا سعی کنم عکس دختر
‫فرانک لیما رو پیدا کنم،

00:55:43.692 --> 00:55:46.027
‫برای تینا، که دوستش داره.

00:55:48.113 --> 00:55:50.615
‫یادم نمیومد که چاپش کرده بودم یا نه،

00:55:50.698 --> 00:55:51.866
‫ولی می‌دونستم

00:55:51.950 --> 00:55:54.369
‫یه دونه شاسی‌شده‌ش هست، پس
‫همون شاسی‌شده رو پیدا کردم.

00:55:56.621 --> 00:56:00.207
‫و داشت از روی مقوا کنده می‌شد،

00:56:00.290 --> 00:56:02.292
‫چسب شاسی داشت شل می‌شد.

00:56:03.418 --> 00:56:06.338
‫پس با خودم گفتم، «سعی می‌کنم با اتو
‫بچسبونمش سر جاش، ببینم می‌چسبه.»

00:56:09.007 --> 00:56:11.801
‫پس رفتم و اتو رو آوردم.
‫الان دیگه ساعت ۲:۳۰ بود.

00:56:12.761 --> 00:56:15.764
‫و یه ورق کاغذ برداشتم و روش فشار دادم.

00:56:15.847 --> 00:56:17.932
‫و کامل چسبوندمش سر جاش روی شاسی.

00:56:19.642 --> 00:56:21.602
‫و با خودم گفتم، «لبه‌هاش یکم نامرتبه،

00:56:21.685 --> 00:56:25.105
‫ولی می‌تونم بگم، 'آهان،
‫ولی این چاپ اصلیه.'»

00:56:25.188 --> 00:56:26.857
‫یعنی، هنوزم قشنگ بود، ولی لبه‌هاش

00:56:26.940 --> 00:56:28.233
‫یکم، می‌دونی.

00:56:29.818 --> 00:56:30.694
‫هیچوقت فکر نمی‌کردم،

00:56:30.778 --> 00:56:32.863
‫من معمولاً دوست دارم همه
‫چیز خیلی تمیز و بی‌نقص باشه.

00:56:34.614 --> 00:56:36.866
‫یه جورایی به نظرم خنده‌دار بود
‫که اصلاً همچین فکری به سرم زد.

00:56:38.368 --> 00:56:39.827
‫این نسخه اصلیه.

00:56:40.870 --> 00:56:42.413
‫و تا حالا همچین فکری نکرده بودی؟

00:56:42.497 --> 00:56:43.956
‫نمی‌دونم خوبه یا نه.

00:56:44.874 --> 00:56:46.458
‫- بد نیست.
‫- می‌دونم.

00:56:46.542 --> 00:56:49.253
‫مثل اینه که گیر بیفتی تو...

00:56:49.336 --> 00:56:51.880
‫اوه، تو نمی‌ذاری خودت زیاد درگیرش بشی.

00:56:53.173 --> 00:56:55.509
‫از نظر ظاهری، دوست دارم مرتب باشه.

00:56:58.094 --> 00:57:00.221
‫یه چیزی در موردش هست که اذیتم می‌کنه.

00:57:27.330 --> 00:57:29.040
‫پس اتو رو از برق کشیدم.

00:57:32.000 --> 00:57:34.378
‫و متوجه چندتا لکه کوچیک شدم.

00:57:34.462 --> 00:57:36.339
‫و یه لکه بود

00:57:36.422 --> 00:57:38.215
‫که واقعاً تعجب کردم که چطور من

00:57:38.298 --> 00:57:39.842
‫دور تا دور عکس رو گشته بودم.

00:57:39.925 --> 00:57:41.509
‫و یه چیزی مثل رد مو بود.

00:57:44.804 --> 00:57:46.473
‫من قبلاً تو لکه‌گیری خیلی خوب بودم.

00:57:46.556 --> 00:57:48.057
‫الان می‌بینم که نمی‌تونم
‫به همون خوبی ببینم.

00:57:48.140 --> 00:57:48.975
‫واقعاً؟

00:57:51.769 --> 00:57:54.355
‫از نزدیک، این دوربینیه یا نزدیک‌بینی؟

00:57:54.438 --> 00:57:55.690
‫دوربینی.

00:57:55.773 --> 00:57:57.483
‫می‌فهمم که مجبورم
‫اینجوری به همه چی نگاه کنم.

00:57:57.566 --> 00:57:59.151
‫آره، منم همینطور.

00:58:00.861 --> 00:58:03.614
‫و با لکه‌گیری، که قبلاً
‫عاشق انجام دادنش بودم،

00:58:03.697 --> 00:58:07.200
‫مثلاً این لکه‌های خیلی
‫کوچیک رو ببینی و با قلم‌مو،

00:58:07.283 --> 00:58:09.327
‫بتونی این نقطه‌های رنگ رو روش بذاری،

00:58:09.410 --> 00:58:10.703
‫می‌تونستم ساعت‌ها انجامش بدم.

00:58:12.872 --> 00:58:13.623
‫خیلی لذت‌بخش بود.

00:58:13.706 --> 00:58:14.915
‫تو این کار خیلی خوب بودم.

00:58:16.083 --> 00:58:19.336
‫الان مثل یه حس ناخوشایند فیزیکیه.

00:58:21.171 --> 00:58:25.134
‫نه اینکه درد داشته باشه، ولی درست نیست.

00:58:27.511 --> 00:58:28.887
‫نمی‌تونم ببینمش.

00:58:28.970 --> 00:58:29.971
‫تمام لذتش از بین رفته.

00:58:30.054 --> 00:58:31.598
‫خب، وقتی عینکت رو بگیری.

00:58:31.681 --> 00:58:33.767
‫فقط... باید عینک بگیرم. آره.

00:58:34.809 --> 00:58:36.728
‫برای دور هم لازم داری؟

00:58:36.811 --> 00:58:37.854
‫نه.

00:58:38.729 --> 00:58:40.564
‫فقط برای نزدیک.

00:58:40.648 --> 00:58:41.899
‫اولین باری که متوجه شدم

00:58:41.983 --> 00:58:46.236
‫که دارم دوربین می‌شم زمانی
‫بود که موریس هوگن‌بوم،

00:58:46.320 --> 00:58:50.407
‫که یه عکاس هلندی بود، و با
‫کاترین میلینر زندگی می‌کرد،

00:58:51.533 --> 00:58:52.993
‫اومد خونه‌ی من.

00:58:54.119 --> 00:58:55.578
‫من رفتم خونه فیبی.

00:58:57.747 --> 00:58:59.207
‫و یه عکس از خودش بهم نشون داد.

00:58:59.291 --> 00:59:00.708
‫خیلی خوشگله.

00:59:01.626 --> 00:59:03.419
‫من این عکس رو درآوردم.

00:59:03.502 --> 00:59:05.087
‫گفتم، «اینو نگاه کن.»

00:59:05.171 --> 00:59:08.215
‫و اون رو حدود سی سانت از صورتم فاصله داد.

00:59:09.841 --> 00:59:11.385
‫یعنی، نه خیلی نزدیک.

00:59:13.094 --> 00:59:14.596
‫و من مجبور شدم عقب برم.

00:59:14.680 --> 00:59:15.847
‫اذیت‌کننده بود.

00:59:16.557 --> 00:59:18.266
‫مجبور شدم بگیرمش تو دستم و دورتر نگهش دارم

00:59:18.349 --> 00:59:19.184
‫و بگم، «اوه.»

00:59:22.520 --> 00:59:25.148
‫اون موقع بود که فهمیدم، عجیبه.

00:59:25.231 --> 00:59:26.566
‫من قبلاً می‌تونستم به چیزها
‫از اون فاصله نزدیک نگاه کنم.

00:59:26.649 --> 00:59:28.401
‫مگه فکر نمی‌کردی ما

00:59:28.484 --> 00:59:30.319
‫از همه این چیزا معافیم؟

00:59:30.402 --> 00:59:31.486
‫هیچوقت بهش فکر نکرده بودم.

00:59:31.571 --> 00:59:33.781
‫آره، هیچوقت فکر نمی‌کردم
‫این چیزا اتفاق بیفته.

00:59:34.824 --> 00:59:35.950
‫یه جورایی، فکر می‌کردم... یعنی، آره.

00:59:36.033 --> 00:59:37.951
‫این حس رو داشتم که هیچکدوم
‫از اون چیزای پیری سراغم نمیاد.

00:59:38.035 --> 00:59:41.455
‫آرتروز، التهاب مفاصل، روماتیسم.

00:59:41.538 --> 00:59:43.247
‫- عزیزم!
‫- نه، من التهاب مفصل دارم.

00:59:47.251 --> 00:59:49.420
‫اون آخرین باری بود که
‫موریس هوگن‌بوم رو دیدم.

00:59:51.339 --> 00:59:53.341
‫نمی‌خواست با شما پیرمردها کاری داشته باشه.

00:59:53.424 --> 00:59:54.300
‫نه. نه.

00:59:54.383 --> 00:59:57.010
‫اون رفت برزیل و داشت عکاسی می‌کرد

00:59:57.094 --> 00:59:58.971
‫و عقب‌عقب رفت و از یه صخره افتاد.

01:00:00.472 --> 01:00:02.057
‫چند هزار فوت ارتفاع داشت.

01:00:09.146 --> 01:00:11.190
‫ببین وقتی عقب‌عقب میری چی میشه.

01:00:14.944 --> 01:00:16.528
‫همه چیز به هم ربط داره.

01:00:26.037 --> 01:00:27.330
‫خب، داشتی لکه‌گیری می‌کردی.

01:00:27.413 --> 01:00:28.790
‫داشتم لکه‌گیری می‌کردم، آره.

01:00:30.541 --> 01:00:32.668
‫و بعد یه پاکت و یه مقوا برداشتم.

01:00:33.544 --> 01:00:35.755
‫مقوا نداشتم. داشتم.

01:00:35.838 --> 01:00:37.382
‫ولی نمی‌خواستم ازش استفاده کنم.

01:00:37.465 --> 01:00:39.634
‫پس به جاش از یه عکس شاسی‌شده
‫استفاده کردم، چون مقواهام داره

01:00:39.717 --> 01:00:41.218
‫خیلی کم میشه.

01:00:41.301 --> 01:00:43.595
‫و گذاشتمش دم در ورودی، که یادم نره.

01:00:45.139 --> 01:00:46.390
‫و نگاتیوهایی که خشک کرده بودم

01:00:46.473 --> 01:00:48.308
‫توی خشک‌کن برقی دیگه خشک شده بودن.

01:00:50.894 --> 01:00:52.687
‫واسه همین اولین نگاه
‫درست و حسابی رو انداختم

01:00:52.771 --> 01:00:55.690
‫از توی ویزورم، تا بتونم
‫صورت رو واقعاً ببینم

01:00:56.440 --> 01:00:57.942
‫و خوب نبودن.

01:00:58.026 --> 01:01:00.069
‫برای مجله تایمز به اندازه کافی خوب بودن؟

01:01:00.153 --> 01:01:01.404
‫احتمالاً.

01:01:01.487 --> 01:01:02.488
‫ولی اون هیچی از خودش بروز نداد.

01:01:02.571 --> 01:01:03.989
‫اینطور نبود که چیزی بروز نده.

01:01:05.283 --> 01:01:06.450
‫مسئله این بود که ما با
‫هم ارتباط برقرار نکردیم.

01:01:06.534 --> 01:01:08.827
‫ولی خیلی جبهه گرفته بود.

01:01:08.911 --> 01:01:11.579
‫آره، یه جورایی به منم برمی‌گرده.

01:01:11.664 --> 01:01:14.124
‫نه، اون... اون قطعاً کار رو سخت کرده بود.

01:01:15.333 --> 01:01:17.252
‫آره، ولی مثلاً اگه از من خوشش اومده بود.

01:01:18.836 --> 01:01:22.339
‫چون مردا اغلب عکس‌های خیلی متفاوتی می‌گیرن

01:01:22.424 --> 01:01:24.508
‫از زن‌ها از همدیگه، چون
‫من عکس‌هایی رو دیدم

01:01:24.592 --> 01:01:26.510
‫که زن‌ها از مردها گرفتن.

01:01:26.593 --> 01:01:29.305
‫بعضی وقتا خیلی دلربا و جذاب از آب در میان.

01:01:29.388 --> 01:01:31.390
‫مثلاً بعضی از عکس‌های
‫شایلا از مردا فوق‌العاده‌ان

01:01:31.473 --> 01:01:32.474
‫و تأثیرگذار.

01:01:33.725 --> 01:01:36.186
‫انگار که وقتی اونجاست، این زن زیبا اون بیرون

01:01:36.269 --> 01:01:37.854
‫توی خیابون‌ها و دوربینش رو نشونه می‌گیره

01:01:37.938 --> 01:01:41.024
‫سمت یه کارگر ساختمون.

01:01:41.107 --> 01:01:42.067
‫دارم از موضوع اصلی خارج میشم.

01:01:42.150 --> 01:01:43.818
‫حتی یادم نمیاد موضوع اصلی چی بود.

01:01:43.901 --> 01:01:46.028
‫داشتی... داشتی به عکسای
‫گینزبرگ نگاه می‌کردی.

01:01:46.112 --> 01:01:47.405
‫آره.

01:01:47.488 --> 01:01:49.281
‫و واقعاً چیز زیادی نداشتن.

01:01:49.990 --> 01:01:52.034
‫راستش، در نگاه اول ازشون متنفر بودم.

01:01:52.117 --> 01:01:54.203
‫نگاه دوم، با خودم گفتم، «خب، ممکنه.

01:01:54.286 --> 01:01:55.788
‫یعنی، کسل‌کننده هم نیست.»

01:02:00.167 --> 01:02:01.084
‫ولی با خودم فکر کردم

01:02:01.168 --> 01:02:03.211
‫با اون افاده‌ای که دارم،
‫عالی میشه اگه داشته باشم

01:02:03.295 --> 01:02:06.673
‫گینزبرگ و باروز رو توی
‫یه کتاب، توی کتاب خودم.

01:02:10.259 --> 01:02:16.265
‫مثل وقتی که سوزان گفت، فقط
‫برای دوستاش، داشتم فکر می‌کردم،

01:02:16.349 --> 01:02:18.058
‫«یعنی سوزان سانتاگ یه مقدمه می‌نویسه

01:02:18.141 --> 01:02:19.017
‫برای کتاب من؟

01:02:19.101 --> 01:02:20.435
‫یا باید بدم وینس آلتی بنویسه؟

01:02:20.519 --> 01:02:21.812
‫یا فرانک می‌تونه یه چیز خنده‌دار بنویسه.»

01:02:21.895 --> 01:02:24.022
‫ناشر احتمالاً یه حرفی برای گفتن داره

01:02:24.106 --> 01:02:25.357
‫در هر صورت در این مورد.

01:02:25.440 --> 01:02:27.609
‫اوه، اون احتمالاً خوشش میاد. اون
‫احتمالاً به فروش کتاب‌ها کمک می‌کنه.

01:02:27.692 --> 01:02:29.068
‫یعنی، تو خودت بیشتر ترغیب نمیشی

01:02:29.152 --> 01:02:30.737
‫یه کتاب عکاسی رو برداری؟

01:02:30.820 --> 01:02:32.405
‫اگه... یعنی، مطمئنم

01:02:32.489 --> 01:02:35.324
‫بیشتر از وینس آلتی به فروش کمک می‌کنه.

01:02:35.407 --> 01:02:37.910
‫خیلی دوست دارم ازش پول دربیارم.

01:02:37.994 --> 01:02:39.786
‫و همینطور اینکه دست به دست بچرخه.

01:02:44.333 --> 01:02:46.418
‫می‌دونی، من همیشه یه
‫جورایی تو نخ ستاره‌ها بودم.

01:02:47.210 --> 01:02:50.213
‫اینکه یه جور شبه‌ستاره باشم یا یه ستاره.

01:02:51.047 --> 01:02:54.134
‫دوست دارم کارم فراتر از این حرفا باشه.

01:02:56.010 --> 01:02:59.722
‫دوست دارم کارم فراتر از این حرفا باشه.

01:02:59.805 --> 01:03:02.099
‫که کارم بتونه کاملاً به خودی خود مطرح باشه

01:03:02.182 --> 01:03:03.601
‫بدون اینکه حتی یه ستاره توش باشه.

01:03:03.684 --> 01:03:04.810
‫خب، می‌تونه.

01:03:06.353 --> 01:03:10.065
‫منظورم اینه که، به نظرم این
‫قضیه ستاره‌ها خیلی اضافیه.

01:03:11.233 --> 01:03:14.403
‫ولی اونا ستاره‌های معمولی نیستن.

01:03:15.904 --> 01:03:17.906
‫مثلاً برای من، اونا
‫ستاره‌های اون برنامه بودن.

01:03:17.989 --> 01:03:19.032
‫هوم.

01:03:19.115 --> 01:03:20.324
‫این... این یه چیز دیگه‌ست.

01:03:20.408 --> 01:03:21.492
‫می‌دونی، این آدما خیلی در دسترسن.

01:03:21.575 --> 01:03:23.119
‫مثل جوآن کرافورد.

01:03:23.202 --> 01:03:25.371
‫مثل همون قضیه‌ست.

01:03:26.205 --> 01:03:28.040
‫مثل... مثل جوآن کرافورد.

01:03:28.832 --> 01:03:29.917
‫یعنی، تو به خودت زحمت نمیدی

01:03:30.000 --> 01:03:31.710
‫که جوآن کرافورد رو ببینی؟

01:03:31.794 --> 01:03:33.754
‫اون از اونایی نیست که خیلی برام جالب باشه.

01:03:35.005 --> 01:03:37.007
‫اگه همین دور و بر بود، می‌رفتی ببینیش.

01:03:37.090 --> 01:03:40.092
‫نه، دارم بهت میگم، من خیلی
‫نسبت به ستاره‌ها بی‌تفاوتم.

01:03:40.177 --> 01:03:41.428
‫یه شب با جوآن کرافورد چطور؟

01:03:41.511 --> 01:03:43.846
‫فکر کنم به طرز وحشتناکی حوصله‌سربر باشه.

01:03:45.598 --> 01:03:48.267
‫احتمالاً حق با توئه. ولی
‫من هنوزم خیلی کنجکاوم.

01:03:48.350 --> 01:03:50.394
‫آره، من ترجیح میدم بتی دیویس رو ببینم.

01:03:52.146 --> 01:03:53.021
‫خب، آدمای دیگه‌ای هم هستن که...

01:03:53.105 --> 01:03:54.315
‫منظورم اینه که، من همینطوری
‫جوآن کرافورد رو مثال زدم،

01:03:54.398 --> 01:03:57.401
‫چون وینس یه کتاب بهم نشون داد

01:03:57.484 --> 01:03:59.194
‫و روی جلدش یه صحنه بود

01:03:59.277 --> 01:04:03.364
‫از، فکر کنم کینگ کونگ
‫بود توی نیویورک، یه فیلمی

01:04:04.282 --> 01:04:07.868
‫که نیویورک رو سیل می‌بره و
‫این موج‌های بزرگ رو می‌بینی

01:04:07.952 --> 01:04:09.662
‫که میان توی خیابون و
‫اونجا هرالد اسکوئر بود

01:04:09.745 --> 01:04:10.871
‫با کرافورد.

01:04:42.484 --> 01:04:43.610
‫کجا بودم؟

01:04:46.113 --> 01:04:49.491
‫گذاشتمشون توی پاکت کنار در

01:04:52.118 --> 01:04:55.997
‫و به عکسای گینزبرگ نگاه
‫می‌کنم و ازشون خوشم نمیاد.

01:04:58.791 --> 01:05:00.584
‫ولی گفتم، «خب،

01:05:00.667 --> 01:05:03.044
‫یکی دو تاشون هستن که
‫واقعاً اونقدرها هم بد نیستن.

01:05:03.129 --> 01:05:07.758
‫و مطمئنم اگه واقعاً فوق‌العاده چاپش کنم...»

01:05:12.470 --> 01:05:13.763
‫چاپ کردن بعضی وقتا می‌تونه...

01:05:16.391 --> 01:05:18.017
‫چی؟ چیزایی رو نشون بده؟

01:05:19.435 --> 01:05:20.686
‫آره.

01:05:27.067 --> 01:05:29.653
‫منظورم اینه که، حتی توی کیفیت چهره.

01:05:35.033 --> 01:05:38.828
‫مثلاً توی یه چاپ، طرف
‫کاملاً متفاوت به نظر میاد.

01:05:42.456 --> 01:05:46.460
‫مثل اینه که یه چیزی اضافه کنی
‫یا، اه، یه چیزی رو مجبور کنی

01:05:46.544 --> 01:05:49.963
‫که اتفاق بیفته، که جالبه.

01:06:00.182 --> 01:06:02.141
‫و من، اه، شروع کردم به نوشتن

01:06:02.224 --> 01:06:03.851
‫آخرین یادداشت‌هام در این مورد.

01:06:09.231 --> 01:06:10.816
‫و بگم، «من میرم بخوابم.»

01:06:13.819 --> 01:06:17.238
‫ولی بعدش بلند شدم و

01:06:17.322 --> 01:06:20.909
‫رفتم داخل هارپسیکورد و

01:06:23.703 --> 01:06:26.331
‫بخشی از باخ رو که بلد بودم، زدم.

01:06:30.585 --> 01:06:36.590
‫و چندتا اشتباه می‌کنم، ولی دوباره می‌زنم

01:06:36.673 --> 01:06:38.884
‫تا اینکه خوب بزنمش و صداش خوب در بیاد.

01:06:45.765 --> 01:06:50.519
‫و چراغ‌ها رو خاموش می‌کنم
‫و اول ساعت رو کوک می‌کنم

01:06:50.603 --> 01:06:51.770
‫و دندونام رو مسواک می‌زنم.

01:06:51.855 --> 01:06:54.398
‫تو تمام این مدت از شام به بعد هیچی نخوردی.

01:06:55.524 --> 01:06:57.651
‫من تا الان شش بار یه چی خورده بودم.

01:06:57.735 --> 01:06:59.653
‫راستش، احساس نفخ می‌کردم.

01:07:01.238 --> 01:07:02.781
‫نمی‌دونم چرا،

01:07:02.865 --> 01:07:05.533
‫شاید از استرس بود یا
‫اصلاً چرا آدم نفخ می‌کنه؟

01:07:07.452 --> 01:07:09.496
‫این نشونه‌ی چیه؟

01:07:09.579 --> 01:07:10.705
‫چون من شام زیاد نخوردم

01:07:10.788 --> 01:07:13.916
‫ولی حس می‌کردم غذا توی معده‌م مونده

01:07:14.000 --> 01:07:14.792
‫برای ساعت‌ها.

01:07:14.876 --> 01:07:17.003
‫خب، حتماً غذای مزخرفی بوده.

01:07:17.086 --> 01:07:19.213
‫فکر کنم معده‌ت جمع شده. دلیلش همینه.

01:07:20.131 --> 01:07:22.049
‫نه، اتفاقاً زده بیرون.

01:07:22.133 --> 01:07:24.385
‫نه، من فکر می‌کنم معده‌ت اینقدر کوچیک شده

01:07:24.468 --> 01:07:26.720
‫از بس چیزی نمی‌خوری که با یه ذره غذا

01:07:26.803 --> 01:07:28.472
‫می‌زنه بیرون.

01:07:28.555 --> 01:07:30.431
‫بعد از یک و نصفی ساندویچ جگر

01:07:30.515 --> 01:07:32.475
‫معده‌م واقعاً داشت می‌ترکید.

01:07:34.602 --> 01:07:37.897
‫فکر کنم واقعاً به سیگار
‫کشیدن و استرس ربط داره.

01:07:40.900 --> 01:07:42.276
‫تو کلی انرژی صرف سیگار کشیدن می‌کنی

01:07:42.359 --> 01:07:44.570
‫که می‌تونستی جای دیگه ازش استفاده کنی.

01:07:46.071 --> 01:07:47.739
‫خوب نیست، می‌دونم.

01:07:49.616 --> 01:07:51.618
‫ناراحتم می‌کنه.

01:07:51.701 --> 01:07:53.370
‫واقعاً ناراحتم می‌کنه.

01:07:54.413 --> 01:07:55.997
‫کاش می‌تونستم ترکش کنم.

01:07:57.040 --> 01:07:58.499
‫ولی حالم خوب نیست.

01:08:01.878 --> 01:08:03.754
‫تمام روز خمار سیگارم.

01:08:08.426 --> 01:08:14.807
‫و بعدش هارپسیکورد، مسواک زدم،

01:08:17.475 --> 01:08:21.563
‫کوک کردن ساعت برای ۱۰
‫صبح و بعد می‌رم می‌خوابم.

01:08:25.858 --> 01:08:28.235
‫تقریباً بلافاصله خوابم می‌بره.

01:08:39.538 --> 01:08:42.791
‫و بعد چند دقیقه،

01:08:45.043 --> 01:08:48.588
‫بیدار می‌شم، چون فاحشه‌ها
‫بیرون تو خیابونن.

01:08:49.880 --> 01:08:52.091
‫دارن با هم حرف می‌زنن.

01:08:52.174 --> 01:08:53.300
‫اینقدر بلند حرف می‌زنن

01:08:53.383 --> 01:08:54.802
‫که با پنجره‌های بسته هم می‌تونم
‫کلمه به کلمه‌ی حرفاشون رو بشنوم.

01:08:54.885 --> 01:08:55.970
‫حرفایی که می‌زنن.

01:08:56.053 --> 01:08:59.181
‫در مورد چی حرف می‌زنن؟ در مورد کارشون؟

01:08:59.264 --> 01:09:00.140
‫آره.

01:09:00.932 --> 01:09:02.184
‫فقط حرفای کاری؟

01:09:02.267 --> 01:09:03.310
‫آره.

01:09:05.729 --> 01:09:07.438
‫یه مدتی بیدار نگهت می‌دارن؟

01:09:08.857 --> 01:09:10.358
‫نه.

01:09:10.441 --> 01:09:11.317
‫بلند شدم.

01:09:13.819 --> 01:09:15.321
‫و از پنجره بیرون رو نگاه کردم.

01:09:18.324 --> 01:09:20.242
‫نگاهشون کردم ببینم چه شکلی‌ان.

01:09:22.828 --> 01:09:26.164
‫یکیشون داشت تو تاریکی آرایش می‌کرد

01:09:26.957 --> 01:09:30.168
‫تو آینه‌ی یه ماشین،

01:09:31.211 --> 01:09:32.212
‫آینه بغلش.

01:09:34.464 --> 01:09:35.465
‫راستش، ماشین نبود.

01:09:35.548 --> 01:09:38.550
‫اون کامیون آبیه بود

01:09:39.761 --> 01:09:42.888
‫که از بازداشتگاه معتادای
‫اونور خیابون میاد.

01:09:48.852 --> 01:09:53.148
‫یه کامیون آبی با شیشه‌های دودی دارن

01:09:54.565 --> 01:09:56.776
‫و یه آینه‌ی کوچیک مستطیلی داره.

01:09:59.654 --> 01:10:03.783
‫و بعد برگشتم سر جام و خوابم برد.

01:10:03.807 --> 01:10:07.807
  جديدترين اخبار فيلم و سريال در کانال تلگرام و پیج اینستاگرام :
  .:: @MiraMovie1 ::.
  .:: @myZedMovie ::.

01:10:07.831 --> 01:10:18.831
  جديدترين اخبار فيلم و سريال در کانال تلگرام و پیج اینستاگرام :
  .:: @MiraMovie1 ::.
  .:: @myZedMovie ::.