﻿WEBVTT

00:00:20.000 --> 00:00:30.000
<b><c.color00abfd> دانلود فیلم و سریال با زیرنویس چسبیده
  ..:: MiraMovie.Top ::..</c></b>
  <b><c.colorFFC947> ..:: MyZed.Top ::..</c></b>

00:00:33.044 --> 00:00:40.044
«هشدار»
این فیلم شامل فلش زدن های متوالی و تصاویری‌ست
.که ممکن است برای برخی آزاردهنده باشد

00:00:43.001 --> 00:00:49.401
در سال 2014، یک مستند ناشیانه
.بنام پروژۀ ام‌کی‌هکس در سطح اینترنت آپلود شد

00:00:49.497 --> 00:00:52.897
،کمتر از یک هفته بعد
.آن مستند ناپدید شده و دیگر هرگز دیده نشد

00:00:52.921 --> 00:00:54.921
.تا امروز

00:00:54.945 --> 00:00:59.045
چیزی که مشاهده خواهید کرد
.نسخه اصلی و دست‌نخورده ی آن مستند است

00:00:59.426 --> 00:01:02.664
تولدت مبارک

00:01:02.764 --> 00:01:05.767
تولدت مبارک

00:01:05.900 --> 00:01:09.403
تولدت مبارک شان جونم

00:01:09.837 --> 00:01:12.941
تولدت مبارک

00:01:13.473 --> 00:01:15.677
ای جانم، پسرای قشنگم

00:01:15.743 --> 00:01:19.279
شان همیشه یه پسر کنجکاو بود

00:01:19.379 --> 00:01:21.148
کنجکاو، خوش قلب

00:01:21.248 --> 00:01:24.251
مهربون، دلسوز -
قابل اعتماد، بامزه -

00:01:24.318 --> 00:01:26.219
،دلقک کلاس
یه کم دنبال جلب توجه بود

00:01:26.320 --> 00:01:28.556
،ولی مهم تر از همه
شان نترس بود

00:01:28.723 --> 00:01:30.625
...عاشق قصه و داستان بود

00:01:30.725 --> 00:01:32.125
عاشق ماجراجویی بود...

00:01:32.225 --> 00:01:34.261
عاشق این بود که
راجب دنیا بیشتر بدونه

00:01:34.394 --> 00:01:35.763
همیشه سوال میپرسید

00:01:35.863 --> 00:01:38.265
همیشه سرش تو کتاباش بود

00:01:38.332 --> 00:01:39.734
همیشه با وسایل ور میرفت

00:01:39.801 --> 00:01:42.269
همیشه دل و روده ی همه چیو
میریخت بیرون، مثل همون ساعت

00:01:42.402 --> 00:01:46.106
،اون معجزه ی کوچولوی ما بود
فرشته ی ما

00:01:46.473 --> 00:01:47.742
...شان

00:01:51.345 --> 00:01:54.114
معذرت میخوام، واقعا سخته

00:01:56.651 --> 00:01:58.318
هنوز احساس غیرواقعی بودن داره

00:01:58.452 --> 00:02:02.422
هزاران بار توی سرم مرورش کردم

00:02:02.957 --> 00:02:05.994
که مثلا، چرا هیچی بهم نگفت؟

00:02:06.094 --> 00:02:09.831
خیلی وحشتناک و گیج کننده‌س و من هنوزم
دارم سعی میکنم با قضیه کنار بیام

00:02:09.964 --> 00:02:13.300
...خدا اونو برای یک لحظه بهمون عطا کرد

00:02:14.301 --> 00:02:17.972
،و وقتی که زمانش سر رسید
خدا اونو به سمت خونه فراخوند

00:02:18.271 --> 00:02:19.741
...یا خدا، تیم، نمیدونم

00:02:19.807 --> 00:02:22.944
...ینی میگم
چرا کسی کاری انجام نمیده؟

00:02:23.645 --> 00:02:25.379
...ینی، آدم نمیدونه که

00:02:27.580 --> 00:02:28.848
...یه نفر با چه مسائلی درگیره...

00:02:28.916 --> 00:02:32.053
یا چرا اونا همچین کارای سنگینی انجام میدن...

00:02:32.219 --> 00:02:34.555
...و این مستند کوچیک

00:02:34.656 --> 00:02:36.691
این نمیتونه کمکت کنه
که از قضیه سر دربیاری

00:02:37.391 --> 00:02:39.093
اون رفته، همه چیو با خودش برده

00:02:41.361 --> 00:02:42.362
،وقتی بچه بودیم

00:02:42.462 --> 00:02:44.032
من و داداشم شان
باهمدیگه فیلم درست میکردیم

00:02:45.232 --> 00:02:46.801
!هیچی بهت نمیگم

00:02:46.868 --> 00:02:49.637
،ما همین الانشم همه چیزو میدونیم
جناب تورنس

00:02:49.704 --> 00:02:52.372
ما همه جا هستیم

00:02:52.472 --> 00:02:54.642
همیشه کارایی که ازش میخواستم رو
انجام میداد

00:02:57.879 --> 00:02:59.379
...مهم نبود چقدر مسخره باشه

00:02:59.514 --> 00:03:01.481
،تیرات تموم شد رفیق
نمیتونی پیروز شی

00:03:01.582 --> 00:03:03.051
پس مثل یه قهرمان میمیرم

00:03:03.584 --> 00:03:06.486
!نه

00:03:06.954 --> 00:03:07.989
...یا احمقانه باشه...

00:03:11.959 --> 00:03:13.061
یا حتی خطرناک...

00:03:13.193 --> 00:03:16.164
بگو ببینم طلای آلوارادو رو
کجا قایم کردی

00:03:16.229 --> 00:03:18.533
!وگرنه باید چشم بسته روی تخته راه بری

00:03:18.866 --> 00:03:20.568
!هرگز

00:03:25.238 --> 00:03:27.909
شان؟ شان!؟

00:03:28.442 --> 00:03:31.278
!میرم کمک بیارم
!مامان! بابا

00:03:31.411 --> 00:03:33.147
،بعد از حادثه ی خونه درختی

00:03:33.213 --> 00:03:36.517
،به خودم قول دادم همیشه کنارش باشم
تحت هر شرایطی

00:03:37.284 --> 00:03:40.420
،اما روز 27 سپتامبر 2013

00:03:40.521 --> 00:03:44.058
،ساعت 9:33 شب
تماسشو جواب ندادم

00:03:44.592 --> 00:03:46.293
چون حال حرف زدن نداشتم

00:03:47.260 --> 00:03:50.698
،یک ساعت بعدش
شان مرد

00:03:50.765 --> 00:03:51.866
...لطفا پسورد خود را وارد

00:03:53.201 --> 00:03:55.570
شما یک پیام صوتی جدید دارید

00:03:55.636 --> 00:03:57.437
اولین پیام صوتی

00:03:57.737 --> 00:04:00.237
"تاریخ 27 سپتامبر 2013، ساعت 21:33"

00:04:00.161 --> 00:04:02.661
"حدودا یک ساعت قبل از مرگ شان"

00:04:01.092 --> 00:04:02.192
...لعنتی

00:04:02.216 --> 00:04:03.916
...نمیتونم نفس بکشم

00:04:03.940 --> 00:04:05.640
زیاد وقت ندارم

00:04:05.764 --> 00:04:07.464
هرچی که میدونستمو گذاشتم

00:04:07.588 --> 00:04:09.088
علائم دارن بدتر میشن

00:04:09.112 --> 00:04:11.412
جوری که میخواستم جلوشو بگیرم
کافی نبود

00:04:11.436 --> 00:04:12.836
خیلی تنهام

00:04:12.860 --> 00:04:14.060
پر از نفرتم

00:04:14.084 --> 00:04:15.484
اون ما رو پیدا کرده

00:04:15.508 --> 00:04:16.741
ما بهش توهین کردیم

00:04:16.765 --> 00:04:18.065
...هر اتفاقی که بیفته

00:04:18.089 --> 00:04:20.889
...هرکی هرچی گفت
نه من تلاشمو کردم

00:04:21.113 --> 00:04:23.113
ولی خسته‌م

00:04:36.818 --> 00:04:39.318
تیم ویلسون
"مستندساز"

00:04:40.480 --> 00:04:42.984
یک دو سه، الو یک دو سه

00:04:43.751 --> 00:04:45.452
من تیم ام، برادر شان

00:04:46.353 --> 00:04:49.957
تیم، میشه لطفا سوالو توی جوابت تکرار کنی؟
اینجوری ادیتش راحت تر میشه

00:04:50.323 --> 00:04:52.927
باشه، حله

00:04:53.060 --> 00:04:56.664
اسم من تیم ویلسونه و
من برادر بزرگتر شان هستم

00:04:57.464 --> 00:04:58.800
راجب شان برام بگو

00:05:03.470 --> 00:05:07.241
...فقط -
نمیخوای؟ باشه -

00:05:09.243 --> 00:05:12.513
لطفا بهم بگو چرا داری
یه مستند راجب اون میسازی

00:05:14.849 --> 00:05:17.151
چون میخوام آخرین فیلممو باهاش بسازم

00:05:18.186 --> 00:05:20.353
،چون بهش مدیونم
خیلی به شان مدیونم

00:05:22.290 --> 00:05:24.091
چرا حس میکنی به شان مدیونی؟

00:05:25.860 --> 00:05:26.861
...فقط

00:05:28.996 --> 00:05:30.497
...فقط راجب

00:05:30.598 --> 00:05:31.665
فقط راجب مستند ازم سوال کن

00:05:32.533 --> 00:05:33.534
باشه، حله -
خوبه -

00:05:33.701 --> 00:05:35.937
"خب پس فکر میکنی "پروژه ی اِم‌کِی‌هِکس
واقعیه؟

00:05:36.003 --> 00:05:37.872
نحوه ی مرگ شان اصلا منطقی نیس

00:05:38.940 --> 00:05:43.277
ببین، اگه شان دیوونه بود
یا افسرده یا هرچی

00:05:43.343 --> 00:05:45.513
،باید یه سابقه ای چیزی وجود میداشت دیگه
مگه نه؟

00:05:45.746 --> 00:05:46.981
یه نشونه ای چیزی

00:05:47.148 --> 00:05:49.016
مردم که یه شبه دیوونه نمیشن، میشن؟

00:05:49.116 --> 00:05:50.117
نمیشن

00:05:50.751 --> 00:05:52.553
اون یه چیزی پیدا کرده بود، خب؟

00:05:53.486 --> 00:05:55.189
و بنظرم اونا بخاطر همون کشتنش

00:05:56.290 --> 00:05:57.892
نمیخوای حقیقتو بفهمی؟

00:05:58.159 --> 00:06:00.127
نمیخوای بفهمی کار کی بوده؟

00:06:05.365 --> 00:06:07.865
"تاریخ 30 سپتامبر 2013"

00:06:14.943 --> 00:06:17.510
...قرار بود فقط از مراسم ختم فیلم بگیرم

00:06:18.579 --> 00:06:20.214
بعنوان یه هدیه واسه پدر مادرم...

00:06:22.382 --> 00:06:23.718
اما به فیلم گرفتن ادامه دادم

00:06:24.252 --> 00:06:26.254
تیم، میشه اونو بذاری کنار؟

00:06:26.354 --> 00:06:27.889
ناسلامتی دوستات اومدن اینجا

00:06:28.356 --> 00:06:30.423
چون مرگ شان اصلا منطقی نبود

00:06:31.391 --> 00:06:32.727
اصلا با عقل جور درنمیومد

00:06:32.793 --> 00:06:34.862
،ما خیلی شوکه شدیم پسر
اصن گیج شدیم

00:06:35.029 --> 00:06:39.098
،اگه شان مشکلاتی داشت
...یا ناراحت بود یا استرس داشت یا هرچی

00:06:39.165 --> 00:06:40.801
پس چرا هیچی راجبش نگفت؟

00:06:40.868 --> 00:06:42.637
مگه این تابستون باهاش نرفته بودین گردش؟

00:06:43.004 --> 00:06:46.274
،من و جیک که رفته بودیم خارج شهر
ولی هنوز باهاش در ارتباط بودیم

00:06:47.108 --> 00:06:49.043
تا وقتی که شان
شروع کرد به پیچوندن ما

00:06:49.210 --> 00:06:51.946
من چندین بار تلاش کردم

00:06:52.747 --> 00:06:55.283
،خواستم باهاش برم بیرون
...خواستم ببینمش، خواستم

00:06:57.084 --> 00:06:58.252
ولی اون اصلا جواب نمیداد

00:06:58.451 --> 00:07:02.223
ینی به ما احتیاج داشت؟
ینی به کمکمون احتیاج داشت؟

00:07:03.124 --> 00:07:04.958
ینی ما اجازه دادیم نابود بشه؟

00:07:11.899 --> 00:07:13.634
،خیله خب بچه ها
شاتاتونو وردارین

00:07:12.140 --> 00:07:14.640
"تاریخ 1 اکتبر 2013"

00:07:13.734 --> 00:07:17.505
رفیقای من، اوون و استیو تصمیم گرفتن
برای شان یه مراسم ختم ایرلندی برگزار کنن

00:07:17.571 --> 00:07:20.440
!به عشق شانی، بهترین رفیقمون
!به عشق شان

00:07:20.508 --> 00:07:21.742
!به عشق شان

00:07:21.809 --> 00:07:23.511
فکر میکردن اینجوری دارن کمک میکنن

00:07:23.678 --> 00:07:26.380
!اوه، ایول، اوه

00:07:26.446 --> 00:07:27.648
گوش کن پسر -
هوم؟ -

00:07:27.782 --> 00:07:29.150
خانواده تخمیه، خب؟

00:07:29.317 --> 00:07:31.319
ولی اینجوری نیس که
همه چی تقصیر اونا باشه

00:07:31.419 --> 00:07:34.255
میدونی، منظورم اتفاقات بد و وحشتناکه

00:07:34.522 --> 00:07:35.990
این قضیه توی ژن‌مونه پسر

00:07:36.090 --> 00:07:38.993
انگار از روز ازل
با همین خصوصیات خلق شدیم

00:07:39.093 --> 00:07:43.764
و بعدش همینجوری داریم توی دنیایی که
خودمون نساختیمش چرخ میزنیم

00:07:43.831 --> 00:07:47.535
و توی شرایط هایی قرار میگیریم که
هیچ کنترلی روشون نداریم

00:07:48.102 --> 00:07:50.071
...انگار ما فقط یه مشت روحیم

00:07:50.137 --> 00:07:53.473
که داخل یه عروسکِ گوشتی حبس شدیم
و تو طول زمان قدم برمیداریم

00:07:53.541 --> 00:07:55.443
،آره آره
ما گوشتای فضایی ایم

00:07:55.509 --> 00:07:57.645
...خلاصه، این قضیه تقصیر تو نیس

00:07:57.812 --> 00:08:00.681
،تقصیر شانی هم نیس...
تقصیر خونواده‌ت هم نیس

00:08:00.781 --> 00:08:03.883
این فقط یه کسشریه که
همه ی ما آدما به ارث بردیم، پسر

00:08:04.151 --> 00:08:05.186
خب؟

00:08:05.286 --> 00:08:08.255
...ای دهنتو -
اوه پسر -

00:08:08.322 --> 00:08:09.690
!یه سطل بیار پسر

00:08:12.126 --> 00:08:13.194
!این پلشتو ببین

00:08:13.294 --> 00:08:15.863
!تمام بالا آورد رو کل هیکلش

00:08:16.496 --> 00:08:18.699
!نه! نه! نه

00:08:55.936 --> 00:08:57.571
...ای خدا، شان

00:09:04.945 --> 00:09:08.215
این چی بود؟

00:09:12.651 --> 00:09:14.251
پسر، چه عجیب بود

00:09:27.735 --> 00:09:29.270
خیله خب

00:09:40.281 --> 00:09:42.616
جمع و جورش میکنیم دیگه -
خیلی کثیف و بهم ریخته‌س -

00:09:42.783 --> 00:09:44.785
،همه چیو میندازیم دور
نگران نباش

00:09:44.952 --> 00:09:47.421
خیلی ناپاکه

00:09:47.922 --> 00:09:50.391
،بچه ی من
فرشته ی من

00:09:50.458 --> 00:09:52.393
بهش فکر نکن، آروم باش

00:09:57.398 --> 00:10:01.068
،خیله خب
برم آرومش کنم

00:10:11.378 --> 00:10:15.416
:یه سوال توی ذهنم تکرار میشد
"چرا؟"

00:10:15.616 --> 00:10:17.985
چرا شان این چیزا رو داشت؟

00:10:18.452 --> 00:10:20.555
چرا پدر مادرم اونا رو ریختن دور؟

00:10:20.621 --> 00:10:23.324
و اینکه چرا اینا رو
ندادن به پلیس؟

00:10:24.225 --> 00:10:27.562
،علت مرگ شان
بسرعت "خودکشی" اعلام شد

00:10:27.752 --> 00:10:30.752
"تصاویر مربوط به صحنه جرم، خانۀ ویلسون"

00:10:27.795 --> 00:10:30.131
پلیس تمام چیزایی که جلوی چشمش بود رو
نادیده گرفته بود

00:10:30.698 --> 00:10:33.434
هیچکس تلاش نمیکرد
اتفاقات ماه های آخر زندگی شان رو بررسی کنه

00:10:33.568 --> 00:10:36.868
هیچکس حتی به این اهمیت نمیداد
که بخواد به کامپیوترش یه نگاه بندازه

00:10:36.902 --> 00:10:38.302
یا گوشیشو چک کنه

00:10:39.006 --> 00:10:41.442
واسم 4 ساعت طول کشید
تا تونستم قفل گوشی شانو باز کنم

00:10:41.510 --> 00:10:43.610
...و چیزی که اونجا پیدا کردم

00:10:44.018 --> 00:10:47.018
.گیجم کرد و آزارم داد...

00:10:47.355 --> 00:10:50.731
"ویدیوهای موبایل شان"
"از تاریخ 28 آگوست تا 27 سپتامبر 2013"

00:10:51.151 --> 00:10:55.775
"تاریخ 28 آگوست 2013، ساعت 21:56"
"یک ماه پیش از مرگ شان"

00:11:11.379 --> 00:11:15.879
"تاریخ 11 سپتامبر 2013، ساعت 22:47"
"دو هفته پیش از مرگ شان"

00:11:18.711 --> 00:11:19.714
دهنتو

00:11:19.788 --> 00:11:21.788
"تاریخ 13 سپتامبر 2013، ساعت 04:32"

00:11:22.412 --> 00:11:24.412
"تاریخ 15 سپتامبر 2013، ساعت 02:18"

00:11:25.310 --> 00:11:29.810
"تاریخ 17 سپتامبر 2013، ساعت 02:04"
"ده روز پیش از مرگ شان"

00:11:31.900 --> 00:11:33.900
"تاریخ 19 سپتامبر 2013، ساعت 01:58"

00:11:34.302 --> 00:11:35.302
"تاریخ 22 سپتامبر 2013، ساعت 03:17"

00:11:35.326 --> 00:11:39.826
"تاریخ 25 سپتامبر 2013، ساعت 21:23"
"دو روز پیش از مرگ شان"

00:11:36.897 --> 00:11:39.099
بنظرم این... آزمایش شماره یکه

00:11:45.172 --> 00:11:46.874
!کار میکنه

00:11:48.709 --> 00:11:51.245
!شان! شان

00:11:51.345 --> 00:11:52.846
!کمش کن -
ببخشید -

00:11:54.048 --> 00:11:57.384
!کار کرد
!کار میکنه

00:11:57.592 --> 00:12:02.592
"تاریخ 27 سپتامبر 2013، ساعت 05:38"
"حدودا 17 ساعت پیش از مرگ شان"

00:12:28.831 --> 00:12:31.331
"تاریخ 27 سپتامبر 2013، ساعت 05:47"

00:12:37.080 --> 00:12:39.080
!دهنتو! فااااک

00:12:39.133 --> 00:12:41.133
"تاریخ 27 سپتامبر 2013، ساعت 05:55"

00:12:39.260 --> 00:12:41.260
دوستون دارم

00:12:42.428 --> 00:12:44.428
حلالم کنین

00:12:46.432 --> 00:12:50.932
"تاریخ 27 سپتامبر 2013، ساعت 07:33"
"حدودا 15 ساعت پیش از مرگ شان"

00:12:47.634 --> 00:12:50.437
،دوتا دوربین
یه سیستم اضافی

00:13:01.714 --> 00:13:03.714
تقریبا صبح شده

00:13:03.992 --> 00:13:05.992
...به امید یه اتفاق خوب

00:13:12.092 --> 00:13:13.994
دیـ...دیدی چی شد؟

00:13:14.094 --> 00:13:15.095
!واقعیه

00:13:15.169 --> 00:13:17.169
"تاریخ 27 سپتامبر 2013، ساعت 07:57"

00:13:30.578 --> 00:13:32.846
!دهنتو دهنتو دهنتو

00:13:41.320 --> 00:13:43.720
"تاریخ 27 سپتامبر 2013، ساعت 15:54"

00:13:48.162 --> 00:13:49.430
داشتی ازم فیلم میگرفتی؟

00:13:49.863 --> 00:13:50.864
نه

00:13:52.698 --> 00:13:54.698
خیلی وقته خبری ازت ندارم

00:13:55.603 --> 00:13:56.671
ببخشید

00:13:57.137 --> 00:14:00.007
...اینا دیگه چی ان -
وقت ندارم، نیکول -

00:14:00.841 --> 00:14:02.309
باید جلوشو بگیرم

00:14:03.043 --> 00:14:04.378
مجبورم

00:14:04.912 --> 00:14:06.146
...شان، هیچ

00:14:06.213 --> 00:14:07.682
هیچ کاری نکن، خب؟

00:14:07.782 --> 00:14:10.050
...خیله خب، نه
!نه! شان! شان

00:14:10.641 --> 00:14:12.975
"تاریخ 27 سپتامبر 2013، ساعت 17:52"

00:14:31.245 --> 00:14:35.745
"تاریخ 27 سپتامبر 2013، ساعت 18:22"
"حدودا 4 ساعت پیش از مرگ شان"

00:14:56.063 --> 00:14:58.867
ویدیوهای شان رو
بارها و بارها تماشا کردم

00:14:58.966 --> 00:15:00.200
سعی کردم ازشون سر دربیارم

00:15:01.402 --> 00:15:03.270
اون چی بود توی کامپیوتر شان؟

00:15:04.204 --> 00:15:06.407
اون دستگاهی که شان ساخته بود
چی بود؟

00:15:06.875 --> 00:15:09.242
اون آدما کی بودن
تو خونه درختی؟

00:15:09.544 --> 00:15:10.912
...و اینکه اون

00:15:11.546 --> 00:15:13.981
چیزی که وسط دایره ی سنگی ظاهر شد...
چی بود؟

00:15:14.448 --> 00:15:16.416
چه بلایی سر داداشم اومده؟

00:15:17.151 --> 00:15:18.986
و اینکه چرا انقدر ترسیده بود؟

00:15:20.294 --> 00:15:23.094
"تاریخ 4 اکتبر 2013، ساعت 01:01"
"یک هفته پس از مرگ شان"

00:15:23.123 --> 00:15:24.124
مامان؟

00:15:26.093 --> 00:15:27.227
سلام عزیزم

00:15:27.562 --> 00:15:29.263
مامان، چیکار میکنی؟

00:15:30.063 --> 00:15:31.465
دارم تمیزکاری میکنم، عزیزم

00:15:31.556 --> 00:15:33.556
"تاریخ 4 اکتبر 2013، ساعت 07:15"

00:15:34.602 --> 00:15:35.703
چیکار داری؟

00:15:35.770 --> 00:15:39.473
...من... فقط
اون کامپیوتر شانه؟

00:15:41.074 --> 00:15:42.176
واسه چی داری فیلم میگیری؟

00:15:42.342 --> 00:15:45.211
مامان، من باید حقیقتو بدونم
...که چه بلایی سرش اومد

00:15:45.611 --> 00:15:47.111
راجب روزای آخر زندگیش

00:15:48.315 --> 00:15:50.951
تیم، اتفاقی که برای داداشت افتاد
یه تراژدی بود

00:15:51.452 --> 00:15:54.087
یه تراژدی بود، خب؟
وقتشه که ازش عبور کنیم

00:15:54.154 --> 00:15:55.989
برادرت یه فرشته بود

00:15:57.592 --> 00:16:00.027
و خدا اونو به سمت خونه فراخوند

00:16:02.564 --> 00:16:03.864
بابا؟

00:16:05.733 --> 00:16:06.935
شب بخیر مامان

00:16:10.370 --> 00:16:14.174
،شان توی خونه درختی بوده
توی خونه درختیِ خودمون

00:16:15.108 --> 00:16:18.979
،ولی نمیتونم پیداش کنم
جایی که یادمه قبلا بود نیس

00:16:20.013 --> 00:16:24.752
،در به در برای پیدا کردن جواب
رفتم سراغ کسی که شان رو روز مرگش دیده بود

00:16:26.152 --> 00:16:28.152
"تاریخ 6 اکتبر 2013، ساعت 21:35"

00:16:29.022 --> 00:16:30.525
ای بابا، چیکار میکنم؟

00:16:37.331 --> 00:16:38.332
وای پسر

00:16:41.401 --> 00:16:42.469
الو؟

00:16:43.370 --> 00:16:45.239
الو؟ -
نیکول؟ -

00:16:47.474 --> 00:16:48.643
تو کی هستی؟

00:16:49.209 --> 00:16:51.846
،من تیمم، تیم ویلسون
...داداش شان. میشه

00:16:54.616 --> 00:16:56.016
الو؟

00:16:57.217 --> 00:16:59.286
واسه چی با گوشی یه آدم مرده
بهم زنگ زدی؟

00:16:59.386 --> 00:17:01.823
خواهش میکنم، باید باهم حرف بزنیم -
پشت تلفن نه -

00:17:01.890 --> 00:17:05.025
،فردا ساعت 10 و نیم
پارک وارن جی هاردینگ

00:17:06.226 --> 00:17:07.827
خیله خب، دوباره میگی؟

00:17:08.429 --> 00:17:09.962
الو؟

00:17:11.265 --> 00:17:13.267
...بذا ببینم
هی، مرسی که اومدی

00:17:12.031 --> 00:17:15.031
نیکول مارتین
"دوست شان"

00:17:13.400 --> 00:17:14.701
مشکلی نیس

00:17:15.703 --> 00:17:18.204
...و اینکه
رو به دوربین باش، مرسی

00:17:18.405 --> 00:17:20.542
داری یه مستند راجب شان میسازی؟

00:17:20.742 --> 00:17:23.243
فعلا همینجوری فیلم میگیرم -
بنظرم واقعا باید بسازی -

00:17:23.377 --> 00:17:26.548
فکر نکنم از کل داستان و اتفاقاتی که
برای شان افتاده خبر داشته باشی

00:17:26.681 --> 00:17:27.949
اسم من نیکول مارتینه

00:17:27.982 --> 00:17:29.249
من همکلاسی دبیرستان شان بودم

00:17:29.383 --> 00:17:31.118
ما توی گروه فیلمسازی باهم بودیم

00:17:31.251 --> 00:17:33.220
ولی اون موقع زیاد باهم بیرون نمیرفتیم

00:17:33.287 --> 00:17:34.756
از کی شروع کردین به بیرون رفتن؟

00:17:34.989 --> 00:17:38.660
من دوباره شان رو توی می یا ژوئن
تو یه پارتی دیدمش

00:17:38.726 --> 00:17:40.127
و انگار ذهنش خیلی مشغول بود

00:17:40.227 --> 00:17:41.529
واسه همین رفتم باهاش صحبت کردم

00:17:41.696 --> 00:17:42.997
اون منو میخندوند

00:17:42.997 --> 00:17:44.599
داداشت همیشه خیلی بامزه بود

00:17:44.832 --> 00:17:46.433
یه مدتی باهم صمیمی بودیم

00:17:47.467 --> 00:17:49.537
و بعدش کلاسام باعث شد
سرم شلوغ بشه

00:17:49.604 --> 00:17:52.139
،شان شروع کرد به کناره‌گیری کردن

00:17:52.239 --> 00:17:53.942
،بیشتر تو خونه بود
،بیرون نمیومد

00:17:54.042 --> 00:17:55.543
،جواب پیامو نمیداد
و وقتی هم که جواب میداد

00:17:55.677 --> 00:17:59.279
...همش راجب، نمیدونم
تئوری های توطئه و افسانه های محلی بود

00:17:59.581 --> 00:18:00.981
...یه مدت بعد

00:18:01.249 --> 00:18:03.583
پروژه ی ام‌کی‌هکس و
توطئه های مخفیانه ی دولتی

00:18:03.585 --> 00:18:06.486
تنها موضوعاتی بودن که
شان راجبشون حرف میزد یا پیام میداد

00:18:06.654 --> 00:18:10.758
یه روز شان بهم گفت اون پروژه
،یه پروژه ی مخفیانه دولتی درمورد کنترل ذهنه

00:18:10.858 --> 00:18:13.861
،"یا "دستگاه کابوس
یه همچین چیزی

00:18:13.927 --> 00:18:15.764
واسم لینکشونو میفرستاد
ولی کار نمیکردن

00:18:16.096 --> 00:18:19.868
بعدش شروع به زدن حرفایی کرد
که یه جورایی منو میترسوند

00:18:20.008 --> 00:18:21.508
چه حرفایی؟

00:18:22.503 --> 00:18:26.741
...مثلا اینکه حرف زدن یا پیام دادن
امن نیس

00:18:26.808 --> 00:18:28.509
اینکه اونو زیر نظر گرفتن

00:18:28.710 --> 00:18:31.613
بخاطر همین نمیخواستی تلفنی صحبت کنی؟ -
...نمیدونم -

00:18:33.581 --> 00:18:36.149
ینی میگم مسخره به نظر میاد، نه؟

00:18:36.249 --> 00:18:38.285
،چون شان یا بقیه‌‌مون که کسی نیستیم
آدمای مهمی نیستیم

00:18:38.285 --> 00:18:40.755
ولی بعدش شان
بهم یه نوار مینی‌دی‌وی نشون داد

00:18:41.188 --> 00:18:44.191
من و شان چند روز
باهم صحبت نکردیم

00:18:44.291 --> 00:18:46.293
بخاطر یه سری... دلایل

00:18:47.426 --> 00:18:50.665
بعدش یهو یه تماس از طرف شان گرفته شد
و گفت واسه دیدن اون نوار به کمک احتیاج داره

00:18:50.765 --> 00:18:53.333
و احتمالا میدونی که
یا باید دوربین مینی‌دی‌وی داشته باشی

00:18:53.433 --> 00:18:55.302
،یا کپچر دِک
وگرنه نمیتونی نوار رو دیجیتالیش کنی

00:18:55.369 --> 00:18:58.205
شان پرسید کالج از اون دستگاها داره یا نه
و اینکه من بهش دسترسی دارم یا نه

00:18:58.304 --> 00:19:01.304
«دانشکده ویزکاینو»
"اتاق پخش و بخش پس‌تولید"

00:18:58.338 --> 00:19:00.942
،دسترسی داشتم، و کمکش کردم
همدیگه رو دیدیم، رفتیم مدرسه

00:19:01.009 --> 00:19:02.010
سعی کردیم ببینیمش

00:19:02.142 --> 00:19:04.478
ولی تایم‌کُد اون نوار
بشدت آسیب دیده بود

00:19:04.545 --> 00:19:05.546
چی تو اون نوار بود؟

00:19:05.680 --> 00:19:08.215
تیکه هایی از یه جور آزمایش

00:19:08.382 --> 00:19:09.517
من باید میرفتم کلاس

00:19:09.651 --> 00:19:11.385
بخاطر همین شانو تنها گذاشتم
و وقتی برگشتم

00:19:11.485 --> 00:19:13.655
،شان رفته بود
و دستگاهم با خودش برده بود

00:19:13.721 --> 00:19:15.690
و باهم یه دعوای حسابی کردیم

00:19:15.857 --> 00:19:17.324
من حرفایی زدم که نباید میزدم

00:19:17.457 --> 00:19:20.928
اونم همینطور، و اون آخرین باری بود
که دیدمش

00:19:21.963 --> 00:19:24.398
تا؟ -
تا روزی که فوت کرد، آره -

00:19:24.532 --> 00:19:27.234
بنظرت اون تحت تعقیب بود؟
بنظرت چیزی پیدا کرده بود؟

00:19:27.302 --> 00:19:28.503
!من فقط پر از سوالم

00:19:28.569 --> 00:19:30.270
اصن چطور ممکنه
راجب این قضیه سوالی نداشته باشی؟

00:19:30.303 --> 00:19:33.775
،اگه میخوای یه مستند بسازی
میتونیم باهم بسازیمش که کارمون راحت تر بشه

00:19:33.841 --> 00:19:35.877
من تمرینات خبرنگاری دیدم

00:19:36.010 --> 00:19:39.111
میتونم کمک کنم، و اینکه
به ابزار زیادی دسترسی دارم، میتونم ادیت کنم

00:19:39.111 --> 00:19:42.850
ینی، دلت نمیخواد بدونی
ما واقعا میتونستیم به شان کمک کنیم یا نه؟

00:19:45.119 --> 00:19:46.154
میدونی اون بهم زنگ زد؟

00:19:47.354 --> 00:19:50.124
،روزی که مرد
،دقیقا قبل از اون اتفاق

00:19:50.190 --> 00:19:51.893
...اون عجیب ترین پیام

00:19:53.193 --> 00:19:55.495
،ساعت 9:33 شب
یه پیام صوتی واسم فرستاد

00:19:55.563 --> 00:19:57.364
حالا میخوای میدونی چیش عجیبه؟ -
آره -

00:19:57.431 --> 00:19:58.931
پیامه غیب شده

00:19:59.056 --> 00:20:01.356
،من سیوش کرده بودم
محض اطمینان ازش بکاپ گرفته بودم

00:20:01.401 --> 00:20:04.539
...و امروز که رفتم گوشیمو چک کردم
هیچی نبود

00:20:05.238 --> 00:20:08.676
،و بخدا قسم نیکول
که من پاکش نکردم

00:20:08.810 --> 00:20:10.978
و اگه من پاکش نکردم
پس یه نفر دیگه این کارو کرده

00:20:12.013 --> 00:20:13.715
ولی کی؟

00:20:13.848 --> 00:20:17.018
،قضیه همینه نیکول
هر بار که دنبال پروژه ام‌کی‌هکس میگردم

00:20:17.085 --> 00:20:19.620
هر بار که میخوام مستقلا
...صحت تحقیقات برادرمو

00:20:19.921 --> 00:20:21.721
،همون جعبه ی کابوسشو ثابت کنم...

00:20:21.824 --> 00:20:26.360
هر سرچ گوگل، هرچیزی که
میتونست یه سرنخی باشه، یهو ناپدید شده

00:20:26.728 --> 00:20:27.962
یهویی غیب شده

00:20:27.995 --> 00:20:30.764
انگار یه نفر داره هر سرنخی
...راجب این قضیه رو از اینترنت پاک میکنه

00:20:30.765 --> 00:20:32.567
،هرچی که هست
همون ام‌کی‌هکس

00:20:32.633 --> 00:20:34.734
انگار دارن لاپوشونی میکنن

00:20:35.169 --> 00:20:37.939
،و اینکه شان از یه نفر میترسیده
خودت بهم گفتی دیگه

00:20:38.072 --> 00:20:40.007
،از زیر نظر گرفته شدن میترسیده
،از تعقیب شدن میترسیده

00:20:40.074 --> 00:20:41.910
من گفتم شان باور داشت
که یه نفر تعقیبش میکنه

00:20:41.910 --> 00:20:43.676
ببین، شان یه نقشه ی راه واسمون گذاشته

00:20:43.745 --> 00:20:46.379
،اون واسمون سرنخ گذاشته
یادداشت گذاشته، مدارک و تحقیقاتشو گذاشته

00:20:46.446 --> 00:20:48.482
بیا ببینیم اینا به کجا میرسه

00:20:49.050 --> 00:20:50.617
بیا ببینیم اون چی پیدا کرده بود

00:20:50.684 --> 00:20:53.688
بدترین سناریو اینه که
...شان هیچی پیدا نکرده باشه، که اون وقت

00:20:53.821 --> 00:20:56.858
...معنیش اینه که اون...

00:20:59.560 --> 00:21:01.494
اگه عقلشو از دست داده بوده چی؟

00:21:04.932 --> 00:21:06.566
شان دیوونه نبود

00:21:07.135 --> 00:21:10.938
.من میشناختمش، داداشمو میشناختم
باهوش بود؟ قطعا. استثنایی بود؟ صددرصد

00:21:11.038 --> 00:21:13.141
.رو اعصابم بود؟ آره بود
!ولی دیوونه؟ نه

00:21:13.273 --> 00:21:14.709
آخه خودت بشین به قضیه فکر کن

00:21:14.776 --> 00:21:17.044
یه آدمی اومده تمام این تحقیقاتو
،جمع کرده

00:21:17.111 --> 00:21:19.514
کلی مدارک از یه افسانه ی محلی
،که اصلا واقعیت نداره

00:21:19.614 --> 00:21:21.249
راجب یه پروژه ی مخفیانه ی دولتی

00:21:21.314 --> 00:21:23.917
،اون اینا رو به هم وصل کرده
،بعد خودکشی کرده

00:21:23.917 --> 00:21:26.654
و بعدش یهو تمام سرنخا
از اینترنت پاک میشه؟

00:21:27.188 --> 00:21:29.991
حتی مدارک توی گوشی من؟
اصلا منطقی نیس

00:21:30.992 --> 00:21:34.061
،شان دیوونه نبود
شان خودکشی نکرده

00:21:35.096 --> 00:21:36.597
اون یه چیزی پیدا کرده، خب؟

00:21:37.632 --> 00:21:39.133
و من مطمئنم
اونا بخاطر همین کشتنش

00:21:39.299 --> 00:21:40.701
دلت نمیخواد حقیقتو بفهمی؟

00:21:40.802 --> 00:21:42.603
نمیخوای بفهمی کار کی بوده؟

00:21:43.336 --> 00:21:45.006
معلومه که میخوام -
خوبه -

00:21:46.373 --> 00:21:49.776
...پس بیا اون حرومزاده ای که
داداشمو کشته پیدا کنیم

00:22:07.327 --> 00:22:08.996
طبیعت‌گرد های مفقود شده

00:22:09.797 --> 00:22:13.634
،یک قاتل چنگک به دست
تمساح هایی درون فاضلاب هایمان

00:22:14.669 --> 00:22:18.405
،افسانه های قدیمی شهری
فولک‌لور و قصه های خیالی امروز هستن

00:22:18.539 --> 00:22:20.975
اما آیا آنها شبیه به همان
داستان های اخلاقی امروزی هستن؟

00:22:21.042 --> 00:22:22.109
یا حقیقت دارند؟

00:22:22.176 --> 00:22:24.979
با ما همراه باشید تا
،به قلب چیز های عجیب

00:22:25.112 --> 00:22:26.948
.غیر عادی، و ناخوشایند بزنیم

00:22:27.682 --> 00:22:30.017
امشب در برنامه ی
"افسانه های ناخوشایند"

00:22:30.218 --> 00:22:32.723
جعبه ی کابوس شان

00:22:32.747 --> 00:22:35.857
شامل 105 نقاشی، 87 صفحه پرینت

00:22:36.157 --> 00:22:41.329
،تعداد 26 عکس چاپ شده
سیزده عکس سالم و سیزده عکس خراب

00:22:41.562 --> 00:22:45.833
،سه نوار کاست صوتی
یک نوار مینی‌دی‌وی، یک هارد

00:22:46.234 --> 00:22:48.534
،یک نوار وی‌اچ‌اس، یک دفترچه

00:22:48.537 --> 00:22:53.537
مجموع نتایج تحقیقات شان در رابطه با
افسانه ای محلی که وجود خارجی نداره

00:22:53.674 --> 00:22:55.676
"پروژه ی ام‌کی‌هکس"

00:22:56.177 --> 00:22:57.845
افسانه های محلی مسری اند

00:22:58.045 --> 00:23:00.548
داستان هایی هستند که
برای دوستِ دوستمان اتفاق افتاده است

00:23:00.615 --> 00:23:04.218
،یا در شهری دیگر
این داستان ها واقعی و حقیقی پنداشته میشوند

00:23:04.318 --> 00:23:06.486
،اما در اکثر مواقع
.آنها حقیقی نیستند

00:23:06.888 --> 00:23:08.856
،طبق تحقیقات شان

00:23:08.923 --> 00:23:12.526
:این، داستان افسانه ی پروژه ی ام‌کی‌هکس است

00:23:13.426 --> 00:23:16.530
،پس از ناآرامی های سیاسی و مدنی دهه 1960

00:23:16.597 --> 00:23:20.101
دولت ایالات متحده به دنبال راهی
برای پیاده سازی عملیات "کنترل ذهن گسترده" بود

00:23:20.268 --> 00:23:23.271
،از طریق ترکیب تکنیک های هیپنوتیزم
،پیام رسانی نیمه خودآگاه

00:23:23.371 --> 00:23:25.472
.و آخرین تکنولوژی های پخش و رسانه ای

00:23:26.574 --> 00:23:29.911
،این برنامه ی مخفی دولتی
.پروژه ی ام‌کی‌هکس نامگذاری شد

00:23:30.611 --> 00:23:32.179
،در دهه ی 1970

00:23:32.246 --> 00:23:35.282
محققان پروژه ام‌کی‌هکس
آزمایشات خودشون رو بطور مخفیانه

00:23:35.349 --> 00:23:39.986
در دانشگاه ها، بیمارستان ها و برنامه های
پخش نیمه شب در شهر های کوچک سراسر آمریکا

00:23:40.019 --> 00:23:42.423
بر روی شهروندان آمریکایی انجام میدادن

00:23:42.657 --> 00:23:44.825
متاسفانه، این آزمایشات نتیجه نداد

00:23:45.359 --> 00:23:47.128
به جای اون که
،ذهنشون مورد کنترل قرار بگیره

00:23:47.261 --> 00:23:49.664
سوژه های آزمایش ام کی هکس
مبتلا به کابوس های وحشتناک شدن

00:23:49.764 --> 00:23:52.733
،و این دیوانگی
به بروز خشونت افسارگسیخته ای منجر شد

00:23:51.347 --> 00:23:53.347
"تصاویر سوژه شماره 23"

00:23:52.800 --> 00:23:54.835
که توسط دولت آمریکا
.مخفی نگه داشته شد

00:23:56.237 --> 00:23:59.941
،پس از چندین شکست
.پروژه ام کی هکس متوقف شد

00:24:00.274 --> 00:24:02.843
تکنولوژی های اون رها شده
و تحقیقاتش نابود شد

00:24:03.611 --> 00:24:04.611
...اگرچه

00:24:04.814 --> 00:24:08.314
بسیاری اعتقاد دارن که
پروژه ام کی هکس همچنان پابرجاست

00:24:08.516 --> 00:24:10.518
در زوایای تاریک اینترنت پرسه میزنه

00:24:10.651 --> 00:24:14.055
و به دلایل نامشخصی
توسط گروهی ناشناس حفظ و پایداری میشه

00:24:15.323 --> 00:24:19.126
بعضی ها میگن اگه دنبال
پروژه ام کی هکس بگردید، چیزی پیدا نمیکنید

00:24:19.760 --> 00:24:22.997
،در عوض
.پروژه ام کی هکس شما رو پیدا میکنه

00:24:24.332 --> 00:24:26.167
محققان و مورخان عصر مدرن

00:24:26.300 --> 00:24:29.337
به ندرت هسته ی حقیقت را
در بطن افسانه های محلی یافته اند

00:24:29.469 --> 00:24:31.138
و حتی اگر آنها
،بر اساس اتفاقات حقیقی باشند

00:24:31.272 --> 00:24:35.109
افسانه های شهری در هر بار بازگویی
تمایل زیادی به تغییرشکل دارند

00:24:35.343 --> 00:24:36.544
...مشکل اینه که

00:24:36.644 --> 00:24:39.013
پروژه ام کی هکس وجود خارجی نداره

00:24:39.113 --> 00:24:41.415
اگه توی اینترنت تحقیق کنی
فقط به چندتا پیج حذف شده میرسی

00:24:42.016 --> 00:24:43.017
،یا عکسای خراب

00:24:43.117 --> 00:24:45.186
.یا فهرست داده های ناقص

00:24:45.319 --> 00:24:48.089
این قضیه توی هیچ کتاب تاریخ
یا روزنامه و مقاله ای چاپ نشده

00:24:48.522 --> 00:24:53.661
،خلاصه به هردلیلی که هست
!پروژه ام کی هکس وجود خارجی نداره

00:24:53.728 --> 00:24:56.731
،و با این وجود و به هر نحوی
،برادرم شان

00:24:57.264 --> 00:24:59.533
یه دانشجوی تازه وارد
،توی تعطیلات تابستونی خودش

00:24:59.700 --> 00:25:04.005
تمام این مدارک رو
فقط توی 106 روز جمع آوری کرده

00:25:04.338 --> 00:25:05.673
،دفترچه ی شان

00:25:05.873 --> 00:25:08.876
سرگذشتیه از دوران تحقیقاتش
بر روی پروژه ام کی هکس

00:25:08.976 --> 00:25:10.811
و همچنین راهنمای ما
برای اینکه بفهمیم

00:25:10.911 --> 00:25:14.015
در طول این 106 روز
دقیقا چه اتفاقاتی براش افتاده

00:25:14.348 --> 00:25:16.851
یعنی درفاصله ی اولین نوشته
،راجب ام کی هکس در 13 ژوئن

00:25:17.051 --> 00:25:19.220
.تا روز مرگش در 27 سپتامبر

00:25:19.653 --> 00:25:25.026
اما مهم ترین مسئله اینه که چرا شان
انقدر به این افسانه ی خاص علاقه مند شده بود؟

00:25:25.659 --> 00:25:28.195
شانی که من میشناختم
اینجوری نبود

00:25:28.277 --> 00:25:30.777
هثر مالرانی
"دوست شان"

00:25:28.329 --> 00:25:30.531
،برای فهمیدن حقیقت راجب شان

00:25:30.831 --> 00:25:33.131
لازمه با کسانی که
...باهاش صمیمی بودن مصاحبه کنیم

00:25:34.116 --> 00:25:36.616
جیکوب والکات
"دوست شان"

00:25:34.135 --> 00:25:35.403
...تا هم بفهمیم اونا چی میدونن

00:25:36.570 --> 00:25:37.872
.و هم به یادش باشیم

00:25:37.905 --> 00:25:41.409
چطوری داداش؟ بازم ممنون که
وقت گذاشتی باهام صحبت کنی

00:25:38.162 --> 00:25:40.162
دیوید هنزلی
"دوست شان"

00:25:41.575 --> 00:25:43.944
مطمئن نیستم بقیه
آماده ی صحبت کردن باشن یا نه

00:25:41.874 --> 00:25:43.874
دونالد ویلسون
"پدر شان"

00:25:44.045 --> 00:25:46.147
توروخدا بابا، بخاطر من

00:25:47.214 --> 00:25:48.849
بخاطر شان -
خیله خب، باشه -

00:25:49.016 --> 00:25:51.520
تیم، داری کار خیلی خوبی انجام میدی

00:25:49.256 --> 00:25:51.256
گلوریا ویلسون
"مادر شان"

00:25:51.685 --> 00:25:53.154
که به یاد برادرتی

00:25:55.423 --> 00:25:57.062
.به یاد شان عزیزمونی

00:25:57.086 --> 00:25:59.860
چندتا چیز هست که
باید راجب برادرم شان بدونید

00:26:00.961 --> 00:26:03.365
شان بهترین بود

00:26:04.198 --> 00:26:05.699
البته که مشکلات خودشو داشت

00:26:06.033 --> 00:26:08.936
.شان عاشق جر و بحث بود
ببخشید، خودش میگفت عاشق مباحثه‌س

00:26:09.070 --> 00:26:12.373
اون همیشه واسه منطق و حقایق
ارزش بالایی قائل بود

00:26:12.573 --> 00:26:18.446
و هیچکس نمیتونه ایراد بگیره
که مثلا، شان چرا جنتلمن نبود

00:26:18.579 --> 00:26:20.647
با یه گوزش همه از اتاق فرار میکردن

00:26:21.749 --> 00:26:24.618
اما شان به موقع‌ش یه انسان عالی بود

00:26:24.752 --> 00:26:27.254
،ما باهم رفتیم جشن فارغ التحصیلی
به عنوان دوتا دوست

00:26:27.455 --> 00:26:30.257
،اون ازم درخواست ازدواج کرد
تا تجربه ی این اتفاقو برام رقم بزنه

00:26:30.357 --> 00:26:31.926
برادرت همچین آدمی بود

00:26:31.992 --> 00:26:35.930
شان همیشه راجب این صحبت میکرد که
من و گروهمون قراره به جاهای بالا برسیم

00:26:35.930 --> 00:26:38.633
اون باعث شد راجب
یه زندگی بهتر خیال پردازی کنم

00:26:38.699 --> 00:26:41.902
و الهام بخش من بود برای اینکه
رویاها و راه و روش خودمو دنبال کنم

00:26:41.936 --> 00:26:44.004
،اون همیشه نمره های بالا میگرفت
همیشه ما رو در جریان مسائل قرار میداد

00:26:44.105 --> 00:26:46.207
هیچوقت حس نکردم که
داری چیزیو از ما پنهان میکنه

00:26:46.373 --> 00:26:48.577
...راستش بعد از تجربه ی دوران دبیرستان تو

00:26:48.642 --> 00:26:50.244
...ما یه جورایی نگران بودیم، ولی

00:26:50.444 --> 00:26:54.148
وایسا وایسا، منظورت از
تجربه ی دوران دبیرستان من" چیه؟"

00:26:54.482 --> 00:26:57.351
تیم، خودت میدونی که
اون دوران ما رو خیلی اذیت کردی

00:26:57.384 --> 00:26:59.787
با شروع تابستون 2013

00:26:59.854 --> 00:27:02.623
شان به خونه‌ش توی
شمال لس آنجلس برگشت

00:27:02.756 --> 00:27:05.259
اون تازه سال اول دانشگاه رو
تموم کرده بود

00:27:05.459 --> 00:27:08.095
و میخواست با دوستان قدیمی خودش
به تفریح و استراحت بپردازه

00:27:08.829 --> 00:27:10.264
البته که، این اتفاق رخ نداد

00:27:11.031 --> 00:27:14.101
،شان اوایل تابستون برگشت به شهر
احتمالا می یا ژوئن بود

00:27:15.169 --> 00:27:17.771
میتونستیم هرچقدر که میخوایم
باهم وقت بگذرونیم

00:27:17.972 --> 00:27:19.440
خب، شان یه کم ناراحت شد

00:27:19.508 --> 00:27:21.809
،از اینکه من نتونستم اون تابستون برگردم
ولی باهاش کنار اومد

00:27:21.876 --> 00:27:24.311
من اون زمان
یه دوره کارآموزی بانکداری اینترنتی داشتم

00:27:24.445 --> 00:27:27.715
اون یه موقعیت طلایی بود
و دیوونه بودم اگه قبولش نمیکردم

00:27:27.848 --> 00:27:30.084
من تابستون رو
توی کلبه کنار دریاچه ی خونواده‌م سپری کردم

00:27:30.117 --> 00:27:31.752
حتی شان هم دعوت کردم
...ولی

00:27:31.985 --> 00:27:33.554
شان گفت نمیتونه بیاد

00:27:33.988 --> 00:27:37.458
...و من توی یه رابطه ی تخمی دیگه بودم
با یه آدم بدرد نخور دیگه

00:27:37.658 --> 00:27:40.461
،خلاصه من و شان با هم وقت میگذروندیم
تا جایی که میشد

00:27:40.529 --> 00:27:43.964
که البته راستشو بخوای زیاد هم نبود

00:27:44.665 --> 00:27:46.700
،و اون زمان
من هم کنار شان نبودم

00:27:47.368 --> 00:27:48.936
من تازه از دانشگاه فارغ التحصیل شده بودم

00:27:48.936 --> 00:27:52.006
و داشتم توی نیویورک
به عنوان یه فریلنسر کار میکردم

00:27:52.907 --> 00:27:55.442
خلاصه، با اینکه گاهی اوقات
...با نیکول وقت میگذروند

00:27:55.610 --> 00:27:57.211
یه مدتی باهم صمیمی شده بودیم

00:27:58.345 --> 00:28:00.615
شان اکثر وقتش رو...
...توی خونه میگذروند

00:28:01.382 --> 00:28:02.683
کنار مامان و بابا

00:28:02.917 --> 00:28:04.553
یه خونواده ی معمولی آمریکایی

00:28:04.752 --> 00:28:08.522
ما میخواستیم یه کودکی امن رو
...برای شما رقم بزنیم

00:28:08.588 --> 00:28:10.258
یه محیط خوب و مناسب

00:28:11.257 --> 00:28:12.893
بنظرم موفق شدیم

00:28:13.093 --> 00:28:15.296
!کریسمس شده
بابانوئل چی آورده؟

00:28:15.664 --> 00:28:17.031
یه دایناسوره

00:28:17.097 --> 00:28:19.801
!دایناسور، به به -
دایناسور؟ -

00:28:20.669 --> 00:28:22.703
مال تو چیه، تیم؟

00:28:22.770 --> 00:28:24.304
یه دوربینه؟

00:28:24.338 --> 00:28:26.473
!یه دوربین زیرآبیه

00:28:27.174 --> 00:28:29.310
شما کی تصمیم گرفتید
که یه بچه ی دیگه بدنیا بیارید؟

00:28:30.110 --> 00:28:31.311
همچین تصمیمی نداشتیم

00:28:31.345 --> 00:28:34.415
شان، اتفاق تصادفی کوچیک
و بی نظیر ما بود

00:28:35.115 --> 00:28:36.417
بچه ی معجزه گر ما

00:28:36.585 --> 00:28:40.120
شان تصمیم گرفت
تقریبا سه هفته زودتر بدنیا بیاد

00:28:40.221 --> 00:28:43.123
اون خیلی کوچولو و ظریف بود

00:28:43.257 --> 00:28:45.893
،و یه مبارز بود
سرسخت، سرشار از روحیه

00:28:45.960 --> 00:28:47.094
هیچی نمیتونست جلوشو بگیره

00:28:47.261 --> 00:28:50.798
اگرچه برادرت روحیه ی قدرتمندی داشت

00:28:50.898 --> 00:28:53.568
اما جسمش هر از گاهی
اونو ناامید میکرد

00:28:53.702 --> 00:28:56.337
،اون گاهی اوقات مریض میشد
همه ی بچه ها گاهی اوقات مریض میشن

00:28:56.403 --> 00:28:59.708
،اما وقتی اون اتفاق میفتاد
وظیفه من بود که ازش مراقبت کنم

00:28:59.940 --> 00:29:01.442
مادرت بخاطر هر چیز کوچیکی
استرس میگرفت

00:29:01.543 --> 00:29:03.244
،ولی نیازی به ترسیدن نبود
اون حالش خوب بود

00:29:03.444 --> 00:29:06.615
ما زمان زیادی رو باهم گذروندیم

00:29:06.947 --> 00:29:09.984
،همینجا توی خونه
مخصوصا وقتایی که حالش خوب نبود

00:29:10.217 --> 00:29:12.253
بخاطر همینه که
اون بچه ی موردعلاقه‌تونه؟

00:29:14.054 --> 00:29:15.089
وای، تیم

00:29:16.390 --> 00:29:18.225
ما هردوی شما رو یه اندازه دوس داریم

00:29:19.360 --> 00:29:20.361
---من مادرتم

00:29:20.427 --> 00:29:22.062
تو تلاش میکنی
به یه اندازه به بچه هاش عشق بورزی

00:29:22.062 --> 00:29:23.464
سعی میکنی اونا رو
یکسان بزرگ کنی

00:29:23.565 --> 00:29:26.066
،اما برای بچه ی دوم
تو یه آدم دیگه ای شدی

00:29:26.233 --> 00:29:29.604
،شرایط متفاوت شده
محیط زندگی متفاوت شده

00:29:29.738 --> 00:29:31.573
بچه هات آدمای متفاوتی ان

00:29:32.606 --> 00:29:34.008
!ای بابا، تیم

00:29:34.108 --> 00:29:35.909
خیله خب

00:29:36.143 --> 00:29:38.145
!بگیرش
!اه، آفرین خوب بود

00:29:38.312 --> 00:29:39.313
خوب بود، پسرم

00:29:39.480 --> 00:29:41.482
فقط آرزو داشتم
شما دوتا بهتر باهم کنار میومدین

00:29:41.583 --> 00:29:43.517
شما همیشه ی خدا
باهم گلاویز میشدین

00:29:43.585 --> 00:29:44.586
واقعا سخت بود

00:29:44.719 --> 00:29:47.722
،و فیلماتون هم
،وقتی تو اون رو هم بازی میدادی

00:29:47.821 --> 00:29:50.824
وای، مثل این بود که
شان داره روبروی خورشید قدم میزنه

00:29:50.958 --> 00:29:52.793
،جناب رابینسون
چیزی که ما ازتون میخوایم گفتن حقیقته

00:29:52.926 --> 00:29:55.296
!حقیقت؟ من حقیقتو گفتم
من به کسی آسیب نزدم

00:29:55.429 --> 00:29:58.332
اونا تمام این به اصطلاح "مدارک" رو
جمع آوری میکنن

00:29:58.633 --> 00:30:00.167
و یه روایت ازش درست میکنن

00:30:00.267 --> 00:30:03.605
.اونا همش مسخره بازیه
،توی این دادگاه غیررسمی

00:30:04.038 --> 00:30:07.107
،هیچ حقیقتی وجود نداره
!فقط گمانه زنی

00:30:07.742 --> 00:30:09.009
!اعتراض دارم

00:30:09.090 --> 00:30:11.090
"نهم نوامبر 2013"

00:30:11.579 --> 00:30:13.180
خب، داستان چیه نیکول؟

00:30:15.282 --> 00:30:16.950
خب، ما تمام مدارک شان رو

00:30:17.017 --> 00:30:19.654
‏‫- جمع کردیم و گذاشتیم تو... ‬
‏‫- توی جعبه کابوس‌های شان.‬

00:30:19.788 --> 00:30:21.556
‏‫توی جعبه کابوس‌ها، آره.‬

00:30:21.656 --> 00:30:25.660
‏‫و شروع کردیم به تعیین
یه توالی زمانی از اتفاقات‬ ‏‫و تحقیقاتش

00:30:25.859 --> 00:30:27.829
‏‫و واکنشت به اینا چیه؟‬

00:30:29.531 --> 00:30:30.765
یه جورایی حیرت انگیزه

00:30:30.799 --> 00:30:34.934
‏‫اینکه شان تونسته تو این مدت کوتاه
این همه چیز جمع کنه‬

00:30:34.934 --> 00:30:36.805
یه جورایی... باورنکردنیه

00:30:36.904 --> 00:30:39.373
‏‫خب، فکر میکنی ایده ی شان درسته‬

00:30:39.473 --> 00:30:42.376
‏‫که پروژه ام‌کی‌هکس
چیزی فراتر از یه افسانه شهری بوده‬

00:30:42.476 --> 00:30:44.544
‏‫- یا فقط یه تئوری توطئه‌س؟‬
‏‫- شاید.‬

00:30:45.979 --> 00:30:47.147
!ما راجبش حرف زدیم
شاید" چیه؟"

00:30:47.181 --> 00:30:48.549
‏‫تیم، ما گفتیم که نمی‌خوایم...‬ -
بیخیال -

00:30:48.583 --> 00:30:51.583
جواب درست و غلط وجود نداره، خب؟
فقط نظرتو راجبش بگو

00:30:52.252 --> 00:30:53.552
‏‫چرا؟‬

00:30:56.857 --> 00:30:58.258
‏‫همه ی مدارک یه طرف...‬

00:30:59.460 --> 00:31:01.961
‏‫ولی دفترچه شان...
...به نظر نمیاد

00:31:03.364 --> 00:31:07.201
‏‫به نظر نمیاد یه آدم سالم‬
اونا رو نوشته باشه، ببخشید اینجوری میگم

00:31:07.267 --> 00:31:09.036
‏‫- ینی فکر میکنی شان دیوونه بود؟‬
‏‫- نه.‬

00:31:09.504 --> 00:31:12.473
،حرفم این نیس
میگم هرچیزی ممکنه

00:31:12.540 --> 00:31:16.110
‏‫منظورم اینه که
«نبود مدارک، دلیل و مدرکی بر "نبودن" نیس»
[جمله ی معروف کارل ساگان، اختر فیزیکدان]

00:31:16.377 --> 00:31:17.746
‏‫دفترچه ی شان‬

00:31:17.846 --> 00:31:20.013
‏‫سیزدهم ژوئن ۲۰۱۳‬

00:31:20.481 --> 00:31:23.050
‏‫اولین یادداشتش‬
‏‫در مورد پروژه ی ام‌کی‌هکس‌‬

00:31:23.217 --> 00:31:25.018
‏‫شاید سر رفتن حوصله باعث شد‬
‏‫به سمتش کشیده بشه.‬

00:31:25.052 --> 00:31:26.286
‏‫شایدم تنهایی‬

00:31:26.387 --> 00:31:30.023
‏‫به هر حال، شان شروع کرد‬
‏‫به پیدا کردن تیکه پاره‌هایی از سرتاسر اینترنت‬

00:31:30.023 --> 00:31:32.592
‏‫درباره‌ی افسانه شهری ام‌کی‌هکس‬

00:31:32.861 --> 00:31:35.730
‏‫بریده‌های روزنامه‬ ‏‫درباره‌ی‬
‏‫پخش‌ زنده های عجیب و غریب نیمه شب

00:31:36.130 --> 00:31:38.365
‏‫وبلاگ‌هایی درباره‌ی‬
‏‫پروژه‌های مخفی دولتی.‬

00:31:38.566 --> 00:31:40.702
‏‫مقالاتی درباره‌ی‬
‏‫انتقال صداهای عجیب،‬

00:31:40.869 --> 00:31:43.772
‏‫و فرم‌های آنلاین اختصاص داده شده‬
‏‫به تئوری‌های توطئه.‬

00:31:44.405 --> 00:31:46.974
‏‫شواهدی که خودم نتونستم‬ پیدا کنم

00:31:48.075 --> 00:31:49.910
شان یه سند ثبت وقایع درست کرده

00:31:49.977 --> 00:31:53.882
‏‫از هر مطلب، هر وبسایت و ‏‫هر نسخه‬ ای
از اون افسانه شهری‬ که تونسته پیدا کنه

00:31:54.381 --> 00:31:57.317
‏‫تا جایی که دیگه نتونست،‬
‏‫تا اینکه شروع به ناپدید شدن کردن

00:31:57.552 --> 00:31:59.854
‏‫بعضی وقتا ظرف چند روز،‬
‏‫بعضی وقتا چند ساعت،‬

00:31:59.920 --> 00:32:02.222
‏‫حتی بعضی وقتا ظرف چند دقیقه‬
‏‫بعد از پیدا کردنشون پاک میشدن

00:32:02.222 --> 00:32:03.792
‏‫وبسایت‌ها یهویی غیب می‌شدن،‬

00:32:03.792 --> 00:32:07.162
‏‫انگار یه نفر داشت هر ردی
از پروژه ام‌کی‌هکس رو‬ ‏‫از اینترنت حذف میکرد

00:32:07.896 --> 00:32:09.997
‏‫اما کی، و چرا؟‬

00:32:10.397 --> 00:32:12.232
‏‫در تلاش برای پاسخ دادن‬
‏‫به این سوالات،‬

00:32:12.299 --> 00:32:14.702
‏‫شان تئوری توطئه ی‬
‏‫خودش رو ساخت.‬

00:32:15.169 --> 00:32:17.070
‏‫اما تئوری‌های توطئه‬ چی؟

00:32:17.137 --> 00:32:18.272
‏‫وقایع جهانی‬

00:32:18.338 --> 00:32:21.408
‏‫که توسط عوامل خبیث و پنهان شکل گرفته

00:32:21.475 --> 00:32:23.076
‏‫از جهاتی، باور داشتن به این مسئله

00:32:23.143 --> 00:32:25.647
‏‫که یک آدم، یا عده ای پشت این قضایا هستند
راحت تره

00:32:25.747 --> 00:32:27.414
‏‫تا اینکه قبول کنیم‬
‏‫دنیایی که توش زندگی میکنیم‬

00:32:27.549 --> 00:32:29.283
‏‫دنیایی پر از هرج و مرج و سردرگمیه.

00:32:29.416 --> 00:32:31.251
‏‫مشکل اینجاست که،‬

00:32:31.351 --> 00:32:35.289
‏‫شان اصلا از اون آدمایی نبود‬ ‏‫که
به تئوری‌های توطئه اعتقاد داشته باشه

00:32:35.422 --> 00:32:37.725
‏‫اون همیشه طرفدار‬
‏‫علم و واقعیت بود

00:32:37.926 --> 00:32:41.295
‏‫از چرت و پرتای تئوری توطئه‌ی شبه‌علمی
متنفر بود

00:32:41.428 --> 00:32:45.332
‏‫خیلی زود، پروژه ام‌کی‌هکس
و توطئه های مخفیانه دولت

00:32:45.432 --> 00:32:48.335
‏‫تنها چیزایی بودن که شان در موردشون حرف می‌زد‬
‏‫یا تکست میداد.‬

00:32:48.770 --> 00:32:51.138
‏‫شان این تئوری رو مطرح کرد‬
‏‫که شاید پروژه ام‌کی‌هکس

00:32:51.205 --> 00:32:54.374
‏‫به یه برنامه مخفی بدنام دیگه
از دوران جنگ سرد‬ ‏‫مرتبط باشه

00:32:54.843 --> 00:32:56.578
‏یعنی ‫پروژه ام‌کی‌اولترا

00:32:56.678 --> 00:32:58.412
‏‫پروژه ام‌کی‌اولترا که از سال ۱۹۵۳ شروع شد،‬

00:32:58.445 --> 00:33:01.949
‏‫تلاش سازمان سیا بود‬
‏‫برای استفاده از تکنیک‌های کنترل ذهن‬

00:33:01.981 --> 00:33:04.118
تا یک جاسوس بی نقص بوجود بیاره

00:33:04.485 --> 00:33:07.589
‏‫کلمه ام‌کی‌هکس از الگوی اسم رمز سازمان سیا
پیروی میکنه‬

00:33:07.922 --> 00:33:10.190
"‏‫که حروف "ام‌کی
‏‫به پروژه‌هایی اشاره دارن‬

00:33:10.290 --> 00:33:13.026
‏‫که توسط کارکنان خدمات فنی سازمان سیا‬
‏‫اداره می‌شدن،‬

00:33:13.160 --> 00:33:15.395
‏‫همون کسایی که ام‌کی‌اولترا رو اداره می‌کردن‬

00:33:15.763 --> 00:33:18.967
‏‫اما معنی "هکس" یا "هکسا" حتی عجیب‌تره.‬

00:33:19.032 --> 00:33:21.368
‏‫توی انگلیسی، هکس به معنی نفرینه.‬

00:33:21.468 --> 00:33:24.806
‏‫در زبان آلمانی،‬
‏‫"هکسه" یعنی جادوگر یا عجوزه،‬

00:33:24.873 --> 00:33:27.040
‏‫همون تعریف عامیانه ‏‫از فلج خواب.‬

00:33:27.374 --> 00:33:29.978
‏‫همین باعث شد شان فکر کنه‬
‏‫که ممکنه پروژه ی ام‌کی‌هکس

00:33:30.043 --> 00:33:34.682
‏‫به نوعی توسط‬ ‏‫دانشمندان نازی سابقِ
دخیل در عملیات "گیره کاغذ"* ساخته شده باشه
تعداد زیادی از دانشمندان نازی بعد از جنگ جهانی]
[به عضویت سازمان های دولتی آمریکا دراومدن

00:33:34.849 --> 00:33:38.352
کسانی که دانش باستانی علوم خفیه‬ رو
با تکنیک های پیشرفته هیپنوتیزم ترکیب کردن

00:33:38.418 --> 00:33:41.154
‏‫تا یک سلاح روانی‬ ‏‫تمام‌عیار بسازن

00:33:42.489 --> 00:33:43.558
‏‫اما چرا شان،‬

00:33:43.691 --> 00:33:45.994
‏‫برادر منطقی و‬ ‏‫علم‌گرای من،‬

00:33:46.059 --> 00:33:47.694
‏‫باید به این چیزا اعتقاد داشته باشه؟‬

00:33:48.395 --> 00:33:49.964
‏‫طبق تحقیقات و مطالعات جدید،‬

00:33:50.063 --> 00:33:55.235
‏‫تقریباً ۵۰ درصد‬ از کل آمریکایی‌ها
حداقل به یکی از تئوری های توطئه اعتقاد دارن

00:33:55.837 --> 00:33:57.371
‏‫خب، همه خیلی مهربونن

00:33:56.034 --> 00:33:58.034
"نهم نوامبر 2013"

00:33:57.437 --> 00:33:58.438
خیله خب

00:33:58.540 --> 00:34:00.407
‏‫- هی، چطوری رفیق؟‬
‏‫- چه خبر، داداش؟‬

00:34:00.642 --> 00:34:02.510
‏‫- این کیه؟‬
‏‫- بچه‌ها،‬

00:34:02.577 --> 00:34:04.244
‏‫- این دوستم، نیکوله.‬
‏‫- سلام.‬

00:34:04.344 --> 00:34:07.014
‏‫- نمی‌دونستم‬ ‏‫قراره فیلمبرداری کنین
بیاین بهشون سوژه واسه فیلمبرداری بدیم -

00:34:07.015 --> 00:34:08.248
‏‫آبجوها که خودشون‬ خورده نمیشن

00:34:09.648 --> 00:34:11.148
‏‫افسانه‌های شهری؟‬

00:34:09.881 --> 00:34:12.381
لین
"مدیر شبکه های اجتماعی"

00:34:11.553 --> 00:34:15.690
‏‫آره بابا، فکر کنم‬
‏‫یه ذره حقیقت تو بعضیاشون هست.

00:34:15.757 --> 00:34:18.358
درواقع ‏‫یه ذره حقیقت‬
‏‫تو هر داستانی هست، مگه نه؟‬

00:34:18.425 --> 00:34:20.427
‏‫تئوری‌های توطئه همش چرت و پرته.‬

00:34:18.723 --> 00:34:21.223
اشلی
"دانشجوی پزشکی"

00:34:20.528 --> 00:34:22.095
‏‫یه مشت آدم داهاتی پارانوئیدی‌ان‬

00:34:22.195 --> 00:34:24.532
که دارن سعی میکنن یه دنیای بی منطق رو
منطقی جلوه بدن

00:34:24.599 --> 00:34:26.568
‏‫آره سید، بنظرم دولت ما رو زیر نظر داره.‬

00:34:24.980 --> 00:34:27.480
اوون
"ادمین دیتابیس"

00:34:26.668 --> 00:34:29.303
مگه اونو ندیدی؟
قضیه اسنودن رو؟‬

00:34:29.403 --> 00:34:30.538
‏‫زندگی...‬

00:34:29.818 --> 00:34:32.318
استیو
"کارگر موقت"

00:34:32.105 --> 00:34:35.777
‏‫خیلی پیچیده‌تر از اینه که
بخوایم نگران این جور چیزا باشیم

00:34:35.910 --> 00:34:39.747
‏‫از کی تا حالا فهمیدن یه راز
‏‫باعث شده اوضاع بهتر بشه؟‬

00:34:36.241 --> 00:34:38.741
اسکایلر
"دانشجوی رشته تاریخ هنر"

00:34:39.948 --> 00:34:42.382
‏‫ناموسن؟ فکر نمیکنی‬ ‏‫همین الان
دولت داره به حرفای ما گوش می‌ده؟‬

00:34:42.449 --> 00:34:44.418
‏‫اونا الان دارن ما رو تماشا میکنن.‬

00:34:44.484 --> 00:34:46.788
‏‫آره، خیلی براشون مهمه که
ما الان داریم چه غلطی میکنیم

00:34:47.220 --> 00:34:50.157
‏‫ما الانم داریم تو یه آرمان‌شهرِ کسل‌کننده
زندگی میکنیم، داداش

00:34:50.625 --> 00:34:54.094
،‏‫سیاستمدارا دروغ میگن
دارن پولامونو میدزدن

00:34:54.161 --> 00:34:55.797
‏‫از هر دو طرف

00:34:55.930 --> 00:34:59.901
‏‫هنوزم بطور گسترده شستشوی مغزی میشیم.
حرفای دوپهلو و این چیزا

00:35:00.233 --> 00:35:01.903
‏‫ینی میگم به هر حال
کار زیادی از دستمون برنمیاد

00:35:01.970 --> 00:35:04.772
‏‫پس، می‌دونی... کون لقش.‬

00:35:04.973 --> 00:35:09.276
‏‫اونا می‌خوان ما احمق و ترسو باشیم
و از هم جدا بشیم

00:35:09.443 --> 00:35:12.245
‏‫ینی میگم که
این آدمای عشق تئوری توطئه

00:35:12.312 --> 00:35:14.615
‏‫فکر میکنن یه نفر داره
همه‌چیو کنترل میکنه

00:35:14.615 --> 00:35:17.016
‏‫درحالی که حقیقت
خیلی خیلی ترسناکتره

00:35:17.051 --> 00:35:18.285
حقیقت چیه، اشلی؟‬

00:35:18.352 --> 00:35:22.489
،‏‫اینکه هیچکس کنترل چیزیو نداره
اینکه همه‌چی شانسی و تصادفیه

00:35:23.757 --> 00:35:24.826
‏‫بووم!‬

00:35:24.926 --> 00:35:26.928
!‏‫این شانسی نیس عشقم، مهارته

00:35:26.995 --> 00:35:28.428
‏‫بزن به سلامتی!
!هوو هوو

00:35:30.598 --> 00:35:33.367
‏‫تئوری‌های توطئه
از یک استدلال دَوَرانی پیروی میکنند‬

00:35:33.467 --> 00:35:37.839
،‏‫جایی که مدرک‬ ‏‫و نبود آن‬
‏‫حقیقت‬ ‏‫توطئه را تقویت میکنند.‬

00:35:37.939 --> 00:35:41.441
‏‫در تئوری‌های توطئه،‬
‏‫هیچ تصادفی وجود ندارد.‬

00:35:41.609 --> 00:35:43.945
‏‫۲۷ ژوئن ۲۰۱۳‬

00:35:44.444 --> 00:35:47.749
‏‫فهرستی از به اصطلاح‬
‏‫وبسایت‌های نسبتاً پایدار.‬

00:35:48.016 --> 00:35:49.617
‏‫انجمن بدعت‌گذاران فرازمینی،‬

00:35:49.951 --> 00:35:52.754
‏‫یک انجمن توطئه ی از کار افتاده‬
مربوط به اوایل دهه ۲۰۰۰‬

00:35:52.820 --> 00:35:57.291
که ظاهرا پس از اینکه کاربرانش شروع به تحقیق
درمورد افسانه های شهری کردند از هم پاشید

00:35:57.324 --> 00:35:58.760
‏‫JusticeforJudson.net‬

00:35:58.826 --> 00:36:03.196
‏‫یک صفحه اینترنتی از دهه ۱۹۹۰
درباره ی مردی‬ ‏‫که در دهه ۱۹۷۰ مفقود شد.‬

00:36:03.363 --> 00:36:07.035
‏‫منبعی که در ابتدا،‬ ‏‫کاملاً نامربوط‬
‏‫به تحقیقات شان به نظر می‌رسید.‬

00:36:07.401 --> 00:36:09.003
"‏‫و "خلاصه بودجه سیاه‬

00:36:09.103 --> 00:36:11.773
‏‫یک فهرست پوشه‬
‏‫با فایل‌های طبقه‌بندی شده‬

00:36:11.839 --> 00:36:13.574
‏‫در پروژه‌های مخفی دولتی.‬

00:36:14.174 --> 00:36:15.843
‏‫در داخل پوشه ی ام‌کی‌هکس،‬

00:36:15.943 --> 00:36:17.945
‏‫شان عکس‌هایی با برچسب
‏‫"سوژۀ شماره 23" پیدا کرد‬

00:36:18.478 --> 00:36:21.582
‏‫و همچنین یک یادداشت‬
‏‫در مورد "زیرپروژۀ 1101D"

00:36:22.116 --> 00:36:27.889
‏‫شان بالاخره‬ ‏‫شواهد واقعیِ تصویری‬ ‏‫و مکتوب‬
درمورد پروژۀ ام‌کی‌هکس پیدا کرده بود

00:36:28.589 --> 00:36:30.223
‏‫ولی این برای شان کافی نبود.‬

00:36:30.490 --> 00:36:32.694
‏‫شان سعی کرد یافته‌هاش رو‬
بصورت ‏‫آنلاین منتشر کنه،‬

00:36:33.061 --> 00:36:34.829
‏‫شاید به این امید‬ که
بقیه بتونن کمکش کنن

00:36:34.895 --> 00:36:37.664
‏‫تا ثابت کنه که
پروژه‬ ام‌کی‌هکس واقعیت داره

00:36:37.999 --> 00:36:40.367
‏‫ولی هر بار که شان تلاش می‌کرد،‬

00:36:40.668 --> 00:36:43.071
‏‫پست‌هاش‬ تقریباً بلافاصله پس از آپلود
حذف میشدن

00:36:43.336 --> 00:36:46.974
‏‫ولی یه نفر متوجه شد.‬
‏‫یه نفر پیداش کرد.‬

00:36:47.441 --> 00:36:49.342
‏‫باور به تئوری‌های توطئه،‬

00:36:49.409 --> 00:36:51.344
‏‫که بهش میگن‬
‏‫"توطئه‌پنداری،"‬

00:36:51.411 --> 00:36:52.914
‏‫میتونه جنون‌آمیز بشه،‬

00:36:53.346 --> 00:36:55.817
‏‫و باعث بشه فرد باورمند‬
‏‫دچار پارانویا شده،‬

00:36:56.150 --> 00:36:57.618
‏‫و حتی خطرآفرین بشه.‬

00:36:57.652 --> 00:36:58.886
‏‫تا اوایل جولای،‬

00:36:58.986 --> 00:37:01.589
‏‫تحقیقات شان‬ درباره پروژه ام‌‌کی‌هکس

00:37:02.090 --> 00:37:03.725
‏‫تبدیل به یه وسواس شده بود.‬

00:37:03.858 --> 00:37:06.393
‏‫شان یه جورایی‬
‏‫شروع کرد به گوشه‌گیری

00:37:06.460 --> 00:37:08.162
‏‫یه چیز عجیب یادمه

00:37:08.261 --> 00:37:09.864
فکر کنم طرفای چهار جولای بود

00:37:09.931 --> 00:37:13.167
‏‫می‌خواستم برم باربیکیو‬
‏‫و از شان خواستم باهام بیاد،‬

00:37:13.735 --> 00:37:15.536
‏‫ولی اون زیاد جواب‬ ‏‫پیامامو نمی‌داد

00:37:15.903 --> 00:37:17.739
واسه رفتم خونه ی پدر مادرت

00:37:18.206 --> 00:37:19.741
‏‫ولی شان درو‬ ‏‫باز نکرد

00:37:19.841 --> 00:37:21.576
،‏‫مادرت درو باز کرد
...و گفت

00:37:22.476 --> 00:37:24.078
‏‫شان نمی‌تونه بیاد بیرون‬ ‏‫چون مریضه

00:37:24.178 --> 00:37:25.880
‏‫چیزی که عجیبه اینه که...‬

00:37:26.848 --> 00:37:28.916
‏‫همینطور که داشتم
به سمت ماشین برمی‌گشتم

00:37:29.050 --> 00:37:31.586
‏‫به اتاق شان نگاه کردم‬
‏‫و دیدم پرده‌ها دارن تکون می‌خورن

00:37:31.652 --> 00:37:33.253
‏‫انگار اونجا بود
‏‫و داشته منو تماشا میکرد

00:37:33.420 --> 00:37:36.958
‏‫بهش پیام دادم، ولی خبری نشد،
‏‫دیگه از شان خبری نشد.‬

00:37:37.390 --> 00:37:40.228
‏‫برادرت فقط سال اول پر استرسی رو
،گذرونده بود

00:37:40.293 --> 00:37:44.464
‏‫و نیاز داشت استراحت کنه‬
که دوباره جون بگیره

00:37:45.633 --> 00:37:47.034
،اما بی خبر از بقیه

00:37:47.101 --> 00:37:51.239
شان بسته های پستی ای رو دریافت میکرد
که از منبع مرموزی فرستاده میشدن

00:37:51.338 --> 00:37:54.708
‏‫متاسفانه ‏‫شان هیچوقت نفهمید‬
چه کسی اونا رو میفرستاد

00:37:54.774 --> 00:37:56.110
‏‫یا چطوری پیداش کرده بودن

00:37:56.177 --> 00:37:58.079
شاید کسی پست های اینترنتیشو دیده باشه

00:37:58.079 --> 00:38:01.414
اما اینکه اونا چطوری آدرس خونه رو پیدا کردن
.برای همیشه یه معما باقی موند

00:38:01.883 --> 00:38:04.685
‏‫تنها سرنخی که داریم‬
‏‫یه پاکت کاتالوگیه‬

00:38:04.786 --> 00:38:07.320
‏‫با یه علامت عجیب‬
‏‫به عنوان آدرس فرستنده.‬

00:38:07.522 --> 00:38:10.224
‏‫در سوم جولای،‬
‏‫شان یه نوار وی‌اچ‌اس دریافت کرد‬

00:38:10.290 --> 00:38:12.960
‏‫شامل یه ویدیوی قدیمی تقریبا غیرقابل پخش‬

00:38:13.127 --> 00:38:16.598
‏‫از ویدیوی بازجویی پلیس‬ ‏‫از شخصی
بنام هنری بیکر جادسون

00:38:16.698 --> 00:38:20.734
همون مرد مفقود شده
مربوط به وبسایت «عدالت‬ ‏‫برای جادسون».‬

00:38:22.637 --> 00:38:25.372
‏‫ممنونم. ممنونم، ممنونم.‬

00:38:23.051 --> 00:38:26.051
"اعترافات هنری بیکر جادسون"
"هشتم آپریل 1976"

00:38:26.541 --> 00:38:29.210
‏‫- برای چی؟‬
‏‫- برای...‬

00:38:30.477 --> 00:38:32.680
برای اینکه جلومو گرفتین

00:38:33.080 --> 00:38:35.115
‏‫این واقعا میتونه به ما کمک میکنه هنری،‬

00:38:35.116 --> 00:38:38.485
‏‫تا به درک درستی از اتفاقی که افتاده
دست پیدا کنیم

00:38:38.619 --> 00:38:41.022
،‏‫این خوابا، لعنت بهش
این خوابای کوفتی

00:38:41.022 --> 00:38:42.623
‏‫می‌خوای درباره خوابات باهامون حرف بزنی؟‬

00:38:42.690 --> 00:38:43.791
‏‫زمان‌های گمشده،‬

00:38:43.791 --> 00:38:46.194
چشم اندازی از اون آزمایشای کوفتی، خب؟‬

00:38:46.259 --> 00:38:48.029
‏‫داشته دنبالم می‌کرده، خب؟‬

00:38:48.963 --> 00:38:52.266
‏‫ببین، نمی‌دونم‬ ‏‫فکر میکنی من
،با آلیسون و برت و تونی چیکار کردم‬

00:38:52.332 --> 00:38:54.101
‏‫ولی تقصیر من نبود

00:38:54.168 --> 00:38:55.970
‏‫اونا رفته بودن تو مغز کوفتی من، دهنتو.‬

00:38:56.270 --> 00:38:59.673
‏‫سپس در ماه جولای،
شان ‏‫نقاشی‌های عجیبی دریافت کرد

00:38:59.739 --> 00:39:01.275
‏‫که همگی ظاهراً شبیه هم بودند

00:39:01.309 --> 00:39:03.678
‏‫با وجود اینکه به دست افراد مختلف
‏‫کشیده شده بودند‬

00:39:03.978 --> 00:39:05.279
‏‫در ششم جولای،‬

00:39:05.345 --> 00:39:07.715
‏‫شان ۲۶ عکس دوربین یک‌بارمصرف‬
‏‫دریافت کرد‬

00:39:07.815 --> 00:39:10.751
‏‫که اونا رو اینطوری توصیف کرده:‬
‏‫«تعطیلات بهاری 1999»‬

00:39:10.985 --> 00:39:14.121
‏‫سیزده تاشون درست ظاهر شده بودند،‬
و سیزده تای دیگه اصطلاحا سوخته بودن

00:39:11.057 --> 00:39:13.057
"تصاویر تعطیلات بهاری 1999"

00:39:14.487 --> 00:39:17.658
‏‫در نهم جولای،
‏‫شان یه نوار کاست دریافت کرد،‬

00:39:17.859 --> 00:39:20.860
"‏‫اولین نوار که " نوارهای تاکوما
نامگذاری شده

00:39:20.927 --> 00:39:23.531
توسط مردی ضبط شده بودن که
یه کابوس‬ ‏‫تکراری رو توصیف میکنه

00:39:24.737 --> 00:39:27.737
"نوارهای تاکوما"
"تاریخ ضبط، نامشخص"

00:39:25.397 --> 00:39:28.197
،نمیدونم چقدر وقت برام مونده
ولی اینجا موندن مدام سخت تر میشه

00:39:28.221 --> 00:39:30.921
،زمان سخت میگذره
یه لحظه اینجام، یه لحظه یه جای دیگه

00:39:31.045 --> 00:39:33.345
پس باید قبل از اینکه دیر شه
این نوارو ضبط کنم

00:39:33.369 --> 00:39:35.669
تا شماها متوجه بشین
چرا من اون کارو انجام دادم

00:39:35.693 --> 00:39:39.093
که متوجه قضیه بشید
تا بتونید منو ببخشید

00:39:39.380 --> 00:39:40.748
‏‫در یازدهم جولای،‬

00:39:40.882 --> 00:39:45.418
‏‫شان یک نوار مینی‌دی‌وی به همراه چیزی که
آزمایش‌های شیکاگو" نامگذاری شده دریافت کرد"

00:39:45.519 --> 00:39:47.454
‏‫که در اوایل سال ۲۰۰۷ ضبط شده بود.‬

00:39:47.588 --> 00:39:51.158
‏‫من و شان چند روزی بود‬ که
‏‫به دلایلی با هم حرف نزده بودیم

00:39:51.225 --> 00:39:53.361
‏‫تا اینکه یه روز شان نوار‬ مینی‌دی‌وی رو
بهم نشون داد

00:39:53.794 --> 00:39:56.463
‏‫سلام، من مریم ییلدیز هستم

00:39:55.226 --> 00:39:57.726
"آزمایشات شیکاگو"
"فوریه 2007"

00:39:56.597 --> 00:39:59.867
،‏‫ممکن است انتزاعی و شاید بحث برانگیز‬ باشد
‏‫اما در علم مدرن،‬

00:40:00.001 --> 00:40:06.107
‏‫آکوستیک تراپی* از طریق همگام‌سازی امواج مغزی‬
‏‫تاریخچه باستانی طولانی‌ای دارد...‬
[درمان بیماری ها از طریق امواج صوتی]

00:40:06.274 --> 00:40:09.376
‏‫اگرچه، به اصطلاح‬ ‏‫فرکانس‌های سُلفژیو‬
،اعتباری کسب کرده اند

00:40:09.376 --> 00:40:13.547
اما این موضوع رد شده‬ ‏‫و مورد تمسخر‬
‏‫دانشمندان کوته‌فکری قرار گرفته

00:40:13.614 --> 00:40:16.016
‏‫که تمایلی به...
فلان و اینا ندارن

00:40:16.117 --> 00:40:19.654
‏‫بازنگری ارتعاشات.‬

00:40:19.820 --> 00:40:21.320
‏‫بازنگری...‬

00:40:21.557 --> 00:40:25.557
بازنگری احساساتِ
بوم‌شناسی آکوستیک ارتعاشی جهان

00:40:25.826 --> 00:40:28.763
نتیجه گیری های من نشان میدهند
‏‫که شاید بشود...

00:40:29.931 --> 00:40:36.270
‏‫کاربردهایی از‬ ‏‫روش‌های
...صوتیِ فراصوتِ غیرتهاجمی وجود دارد که

00:40:38.903 --> 00:40:41.503
!که نمیدونم، دلیلشونو نمیدونم، اه

00:40:41.776 --> 00:40:43.778
‏‫می‌ترسم نتیجه گیریامو ببینن‬
‏‫و بفهمن که...‬

00:40:43.844 --> 00:40:45.145
‏‫و همه ی اینا...‬

00:40:50.418 --> 00:40:51.953
‏‫در 16 جولای،‬

00:40:52.086 --> 00:40:55.488
‏‫شان یک هارد درایو قدیمی دریافت کرد‬
‏‫که پر از ویدیوهایی بود‬

00:40:55.556 --> 00:40:58.691
‏‫که توسط یک مادر بلاگر‬
‏‫در حدود سال 2010 تولید شده بود.‬

00:40:58.693 --> 00:41:02.763
!‏‫سلام مامانا و مامانیا
"کیم اکلز هستم از "ولاگ یک مامان

00:40:59.165 --> 00:41:02.165
"ویدیوهای ولاگ یک مامان"
"ضبط شده در 2010"

00:41:02.830 --> 00:41:05.066
‏‫امروز می‌خوایم درباره‌ی این حرف بزنیم‬

00:41:05.067 --> 00:41:11.405
که واسه شما مادران فعال چقدر مهمه
!که یه کم لالا کنین

00:41:14.574 --> 00:41:16.274
حالا فهمیدین؟

00:41:16.344 --> 00:41:20.979
‏‫اولش، شان مطمئن نبود‬ که این وسایل
‏‫چه ربطی به پروژه ام‌کی‌هکس دارن

00:41:21.047 --> 00:41:23.047
،ولی در طول ماه جولای

00:41:23.117 --> 00:41:25.987
‏‫و اوایل آگوست، همینطور که
،شروع به مرتبط کردن اونها کرد

00:41:26.120 --> 00:41:28.556
.یه ماجرایی شکل گرفت

00:41:28.723 --> 00:41:29.990
‏‫چی رفته بود تو سرت، هنری؟‬

00:41:30.024 --> 00:41:31.458
‏‫پول کم آورده بودم، واسه همین...‬

00:41:31.525 --> 00:41:34.161
این آگهی مربوط به...
مطالعات روی خواب رو دیدم، خب؟

00:41:34.261 --> 00:41:35.996
‏‫حداقل این چیزی بود
که تو آگهی نوشته شده بود

00:41:36.030 --> 00:41:38.733
‏‫یه دانشمند بود،‬
‏‫یه یارو نازی سابق

00:41:39.033 --> 00:41:40.334
‏‫- نازی؟‬
‏‫- آره بابا

00:41:40.434 --> 00:41:44.171
باید نازی بوده باشه، خب؟‬
‏‫فکر کنم دکتر توفِل بود...

00:41:44.338 --> 00:41:46.540
‏‫اون روی ما آزمایش می‌کرد،‬
روی من آزمایش میکرد

00:41:46.540 --> 00:41:47.808
‏‫چه جور آزمایشایی؟‬

00:41:47.808 --> 00:41:50.011
‏‫یه سری چیزای عجیب و غریبو
رو ما امتحان می‌کردن، خب؟‬

00:41:50.177 --> 00:41:52.279
‏‫خب؟ یه سری تلویزیون داشتن‬
‏‫که تلویزیون نبودن،‬

00:41:52.346 --> 00:41:53.848
‏‫و فیلمایی‬ که
در واقع فیلم نبودن

00:41:53.914 --> 00:41:56.450
‏‫یه دقیقه داشتی
،به صفحه نگاه می‌کردی

00:41:56.517 --> 00:41:58.885
‏‫یه دقیقه بعدش،‬
‏‫انگار از یه کابوس بیدار شدی‬

00:41:58.952 --> 00:42:00.954
‏‫حتی ارزششو هم نداشت

00:42:01.222 --> 00:42:03.491
‏‫چرا اینو میگی، هنری؟‬ -
...اه، اون کابوسای لعنتی -

00:42:03.557 --> 00:42:06.527
‏‫اونا با کابوسا ذهنمو آلوده کردن

00:42:06.860 --> 00:42:11.360
‏‫آیا اعتراف هنری‬ ثابت میکند که
آزمایشات پروژۀ ام‌کی‌هکس

00:42:11.366 --> 00:42:15.166
بطور مخفیانه در دانشگاه های سراسر آمریکا
انجام میشدن؟

00:42:15.202 --> 00:42:17.772
‏‫احمد بالاخره منو
به تونل‌های زیر منطقه برد‬

00:42:17.872 --> 00:42:20.941
‏‫و ما یه چیزی پیدا کردیم...
...یه چیزی

00:42:23.043 --> 00:42:24.611
‏‫تونل‌های قدیمی جنگ سرد

00:42:24.612 --> 00:42:26.914
،‏‫صدها جعبه، آثار باستانی

00:42:29.083 --> 00:42:31.152
‏‫از جمله یه ماشین،
...یه

00:42:32.420 --> 00:42:36.624
‏‫یه جور دستگاه کامپیوتری،
‏‫منظورم از ایناس که لوله‌های کاتدی دارن

00:42:36.724 --> 00:42:39.560
‏‫سوییچ‌های قدیمی،‬
‏‫بلندگوهای بزرگ!‬

00:42:39.927 --> 00:42:41.028
‏‫و، احمد...‬

00:42:42.162 --> 00:42:43.363
‏‫خب، احمد...

00:42:50.638 --> 00:42:52.541
خلاصه دیگه نمی‌تونم‬
‏‫بهش اعتماد کنم

00:42:54.241 --> 00:42:56.643
‏‫ولی الان دیگه راه‬ ‏‫ورودو بلدم

00:43:26.239 --> 00:43:27.239
وای

00:43:57.104 --> 00:43:58.604
‏‫چی؟‬

00:44:00.641 --> 00:44:02.643
‏‫شان به این نتیجه رسید‬ه بود که مریم

00:44:02.710 --> 00:44:05.679
دستگاه کابوس‌ساز معروف پروژه ام‌کی‌هکس
رو پیدا کرده بود

00:44:05.713 --> 00:44:09.016
حالا، اون یه مدرک تصویری
از برنامه ی سری دولت پیدا کرده بود

00:44:10.451 --> 00:44:13.354
‏‫اما افسانه‌ی شهری ام‌کی‌هکس
.فراتر از این حرفا بود

00:44:13.454 --> 00:44:16.290
‏‫شایعاتی درمورد
پخش زنده های عجیب و غریب آخرِ شب

00:44:16.357 --> 00:44:18.359
.در شهرهای کوچک سراسر کشور وجود داشت

00:44:19.157 --> 00:44:21.953
همه اینا از زمانی شروع شد که
من یه برنامه تلویزیونی رو تماشا کردم

00:44:22.277 --> 00:44:24.277
همونی که سه بار دیدمش
ولی یادم نمیاد چی بود

00:44:24.401 --> 00:44:27.701
،همون موقع بود که رویاها شروع شد
رویاهایی که انگار رویا نیستن

00:44:27.701 --> 00:44:32.806
و شان هم معتقد بود که یه نفر
ویدیوی پروژه ام‌کی‌هکس رو توی اینترنت آپلود کرده

00:44:33.340 --> 00:44:36.010
‏‫اما کی؟
و به چه دلیل؟

00:44:36.611 --> 00:44:40.014
‏‫اعتراف میکنم که
‏‫چند شب سخت رو گذروندم

00:44:40.147 --> 00:44:42.983
‏‫فکرا و خوابای عجیب و غریب

00:44:43.050 --> 00:44:48.055
‏‫و اون شیاد عوضی
با اون... ویدیوی هیپنوتیزم مسخره‌ش

00:44:49.729 --> 00:44:51.729
"تصاویر تعطیلات بهاری 1999"

00:44:51.192 --> 00:44:55.763
و بعدش، یه سری مدارک وجود داشت که
نشون میداد اتفاقات عجیب تری داره رخ میده

00:44:58.999 --> 00:45:01.468
ویدیوی ام‌کی‌هکس چه چیزی رو
به قربانیانش نشون میداد؟

00:45:01.769 --> 00:45:03.270
‏‫هیچکس یادش نمیومد

00:45:03.370 --> 00:45:05.906
،‏‫یه لحظه داری به صفحه نگاه میکنی‬

00:45:05.973 --> 00:45:08.509
،و یه لحظه بعدش
انگار از یه خواب بد بیدار شدی

00:45:08.533 --> 00:45:09.753
ولی یادم نمیاد

00:45:09.777 --> 00:45:13.146
نمیدونم چرا ولی حس میکنم
کائنات بهم یه هدیه داده

00:45:17.017 --> 00:45:19.521
باید همه چیزو ثبت کنم

00:45:20.087 --> 00:45:21.788
...چون وقتی یادم میاد که

00:45:25.859 --> 00:45:27.494
راستش درست یادم نمیاد

00:45:27.861 --> 00:45:29.831
...فکر کنم چیزی که میخوند

00:45:31.398 --> 00:45:34.234
‏‫هیپنوتیزمه،
‏‫بهترین توصیفی که میشه ازش کرد اینه

00:45:34.335 --> 00:45:36.873
‏‫احتمالاً یه حالت آلفای القایی

00:45:36.943 --> 00:45:38.643
یه نفر یه جوری زودتر از من
بهش دست پیدا کرده

00:45:38.673 --> 00:45:40.073
ولی مشکلی نیس

00:45:40.371 --> 00:45:42.304
اگه این قضیه معما رو حل میکنه

00:45:47.815 --> 00:45:50.619
...ذهنم احساس
باز شدن داره

00:45:51.252 --> 00:45:52.753
من کاملا هوشیارم

00:45:52.920 --> 00:45:55.088
‏‫من ارتباط بین‬ مسائل رو مشاهده میکنم

00:45:55.289 --> 00:45:57.825
‏‫فهمیدم توی تحقیقاتم چی کم داشتم

00:46:02.229 --> 00:46:03.464
.‏‫و برمیگردم اونجا

00:46:03.464 --> 00:46:05.065
‏‫و به هر دلیلی،‬

00:46:05.132 --> 00:46:08.068
ویدیوی ام‌کی‌هکس قابل ضبط نبود

00:46:12.473 --> 00:46:16.611
،ساعت ‏‫23:45
هفتم فوریه، تست اِی‌وی شماره 13

00:46:18.310 --> 00:46:19.710
خیله خب

00:46:26.487 --> 00:46:28.956
،‏‫سیزدهم فوریه
تست اِی‌وی شماره 21

00:46:32.326 --> 00:46:33.828
‏‫تست اِی‌وی شماره 34

00:46:38.299 --> 00:46:39.700
‏‫تست 55

00:46:44.971 --> 00:46:46.540
‏‫تست 89

00:46:53.515 --> 00:46:56.085
...‏‫همه تلاش‌ها برای

00:46:56.285 --> 00:47:00.121
ضبط تصویری ‏‫مکانیسم‬ ‏‫استقرار نورومدولار‬
دستگاه فوبوس با شکست مواجه شده

00:47:00.722 --> 00:47:03.991
‏‫انگار... یه چیزی مانع از این میشه‬
‏‫که روی نوار ضبط بشه

00:47:03.991 --> 00:47:06.827
‏‫صدا با موفقیت‬ ‏‫ضبط میشه

00:47:10.564 --> 00:47:13.167
‏‫شان این نظریه رو داد‬
‏‫که ویدیوی ام‌کی‌هکس

00:47:13.200 --> 00:47:16.170
‏‫تکنیک‌های همگام‌سازی امواج مغزی‬
‏‫مبتنی بر صوت رو به کار میبره‬

00:47:16.170 --> 00:47:19.206
‏‫تا بینندگانش رو هیپنوتیزم کنه،
‏‫اما برای چه هدفی؟‬

00:47:23.611 --> 00:47:25.312
‏‫امیدوارم صدا‬ ‏‫واضح‌تر باشه

00:47:26.213 --> 00:47:27.915
‏‫تکرار‬ ‏‫بیان‌های مافوق صوت

00:47:28.015 --> 00:47:30.484
،یکی با 19 هرتز
‏‫یکی با 12 هرتز

00:47:30.552 --> 00:47:32.886
‏‫بنظر میرسید نه تنها آلفا رو القا میکنه،‬

00:47:32.986 --> 00:47:35.489
‏‫بلکه شاید حتی حالت تتا‬
‏‫یا دلتا رو هم توی مغز القا کنه

00:47:35.557 --> 00:47:36.658
اما این قضیه هم وجود داره

00:47:36.725 --> 00:47:39.259
...اگه به یه طیف‌نگاره منتقل بشه

00:47:43.565 --> 00:47:45.767
‏‫شان متوجه شد‬
‏‫که تمام قربانیان ام‌کی‌هکس

00:47:45.800 --> 00:47:49.636
‏‫علائم فیزیولوژیکی و روانی مشابهی رو
در خودشون مشاهده کردن

00:47:49.903 --> 00:47:53.440
‏‫علائمی که بنظر میرسید با قرار گرفتن مکرر
در معرض آزمایشات بدتر میشدن

00:47:53.541 --> 00:47:56.243
بعد از فراموشی اولیه ای که
،ویدیو باعثش میشد

00:47:56.410 --> 00:47:59.112
‏‫اولین علامت‬، ‏‫باز شدن ذهن بود

00:47:59.380 --> 00:48:00.881
‏‫حس میکنم ذهنم باز شده

00:48:00.961 --> 00:48:03.041
میتونم موسیقی ای رو بشنوم

00:48:03.065 --> 00:48:05.965
که صداش درون زمان و مکان طنین انداز میشه

00:48:05.989 --> 00:48:08.289
و منو به جاهای دیگه فرا میخونه

00:48:08.489 --> 00:48:12.659
‏‫بعد از اون، قربانیا‬ن
‏‫رویاها و کابوس‌های شدیدی رو تجربه میکردن

00:48:12.926 --> 00:48:14.928
‏‫افکار رویاهای عجیب و غریب

00:48:15.062 --> 00:48:18.132
‏‫اونا ذهنمو با کابوسا ‏‫آلوده کردن

00:48:18.298 --> 00:48:22.903
شان میخواست بدونه که آیا تمام اونا
رویای مشترکی رو تجربه کردن یا نه

00:48:22.970 --> 00:48:25.139
‏‫اون برای پیدا کردن جواب‬
‏‫به نوارهای تاکوما رجوع کرد

00:48:25.528 --> 00:48:27.028
هرشب همون خوابو میبینم

00:48:27.052 --> 00:48:29.752
با افکار عجیبی توی یه مکان دیگه
بیدار میشم

00:48:29.776 --> 00:48:31.376
اولش، توی یه جنگل بودم

00:48:31.400 --> 00:48:33.500
و تنها چیزی که روبروم بود
درخششی در افق بود

00:48:33.524 --> 00:48:36.524
و به طریقی میدونم که
اون درخشش منو فرا میخونه

00:48:36.548 --> 00:48:37.848
و خواستار بازگشتمه

00:48:37.872 --> 00:48:41.072
،و حس میکنم یه چیزی پشتمه
،منو زیر نظر داره، شکارم میکنه

00:48:41.096 --> 00:48:42.496
،و شروع کردم به دوییدن

00:48:42.520 --> 00:48:44.520
و بعدش تصور کردم
آدمای دیگه ای هم دارن باهام میدوئن

00:48:44.544 --> 00:48:46.044
توی تاریکی پرسه میزنن

00:48:46.068 --> 00:48:47.668
نمیدونم اونا واقعی ان یا نه

00:48:47.692 --> 00:48:50.492
،ناگهان میرسم به یه جای بدون درخت
و روبروم یه دشت قرار داره

00:48:50.516 --> 00:48:53.216
و در مرکز اون دشت
یه هرم باستانی وجود داره

00:48:53.240 --> 00:48:56.040
...بالای هرم، درخششش
باعث میشه توی دشت قدم بذارم

00:48:56.064 --> 00:48:58.764
زمین نرم و خیس بود
...و ناگهان با وحشت

00:48:58.788 --> 00:49:01.388
متوجه شدم که کمی اونطرف تر...
تپه ای از جنازه وجود داره

00:49:01.412 --> 00:49:04.912
،ولی نمیتونم توقف کنم
!نمیتونم، من باید برم

00:49:04.936 --> 00:49:08.636
وقتی به هرم رسیدم، متوجه
پله های خونینی شدم که به سمت پایین میرفت

00:49:08.660 --> 00:49:13.160
اما یه شب، فقط برای یک لحظه
به سرتاسر دشت نگاه کردم

00:49:13.184 --> 00:49:19.184
و شاهد چیزهایی جنون آمیز و غیرممکن بودم
که توی آسمون میرقصیدن و میخوندن

00:49:19.508 --> 00:49:21.308
!برای اون درخشش آهنگ میخوندن

00:49:21.495 --> 00:49:25.365
‏‫و برای قربانیان ام‌کی‌هکس،‬
‏‫رویاها‬ به سوء ظن منتهی میشدن

00:49:39.213 --> 00:49:42.449
‏‫ولاگ امروز یه کم متفاوت خواهد بود

00:49:43.050 --> 00:49:46.754
،بخاطر اینکه، مامان‌دوستای عزیز
‏‫به خونمون تجاوز شده.‬

00:49:46.855 --> 00:49:49.389
یه نفر وارد خونه‌م شده

00:49:49.591 --> 00:49:50.625
نمیدونم کی

00:49:50.758 --> 00:49:53.126
‏‫منظورم اینه که،
...دیشب‬ هیچی نشنیدم، ولی

00:49:53.193 --> 00:49:57.866
،‏‫شواهد زیادی هست‬ ‏‫که یه نفر اینجا بوده
مهم نیست کارل چی میگه

00:49:58.232 --> 00:50:02.369
‏‫وای... خدای... من

00:50:07.909 --> 00:50:08.843
‏‫وای خدا

00:50:09.042 --> 00:50:10.344
‏‫و عجیب‌ترین چیز چیه؟

00:50:10.645 --> 00:50:15.082
‏‫دارم میگم عجیب ترین قسمتش،
،مامانا و مامان‌دوستا

00:50:15.783 --> 00:50:17.250
‏‫جایی بود که چاقوها رو پیدا کردم.‬

00:50:17.317 --> 00:50:19.419
اینجا چه خبره؟

00:50:19.521 --> 00:50:20.989
‏‫ولی خب مهم نیس، مامانا و مامان‌دوستها

00:50:21.021 --> 00:50:24.324
مامانِ یه آشیونه باید هر کاری که لازمه
‏‫برای توله‌هاش انجام بده

00:50:25.025 --> 00:50:26.159
‏‫درست نمیگم؟

00:50:26.226 --> 00:50:29.229
‏‫قربانیان ‏‫به زودی
فراموش کردن زمان" رو تجربه میکردن"

00:50:29.396 --> 00:50:31.766
‏‫دقایق و ساعت‌هایی‬
‏‫که چیزی راجبشون یادشون نمی‌اومد

00:50:31.799 --> 00:50:34.033
و بعدش یه روز
شروع به اتفاق افتادن کرد... همون کابوسا

00:50:34.033 --> 00:50:36.169
‏‫یه لحظه توی کلاس یا مغازه بودم،‬

00:50:36.236 --> 00:50:37.905
‏‫و لحظه‌ی بعد،‬
‏‫توی کابوس بودم

00:50:37.972 --> 00:50:39.539
‏‫پس،‬
‏‫کابوس‌ها باعث شدن این کارو بکنی؟‬

00:50:39.539 --> 00:50:42.342
...نمی... ‏‫نمیدونم
‏‫یادم نمیاد چجوری بودم...‬

00:50:42.342 --> 00:50:44.846
‏‫دقیقاً نمی‌دونم‬
‏‫چه اتفاقی افتاد، خب؟

00:50:44.913 --> 00:50:46.981
‏‫زمان گم می‌شد،‬
‏‫فاصله‌هایی بینشون میفتاد، خب؟

00:50:47.047 --> 00:50:48.683
‏‫کابوس‌ها... ‏‫بدتر شدن

00:50:48.816 --> 00:50:51.217
،‏‫شروع کردن به تسخیر کردنم
شروع کردن به تعقیبم

00:50:51.218 --> 00:50:53.186
‏‫اگه از کنار یه تلویزیون رد میشدم،‬

00:50:53.253 --> 00:50:56.390
‏‫اون صدای‬ ‏‫جیغ نازک رو می‌شنیدم،‬

00:50:56.456 --> 00:50:59.694
‏‫و بعد... پخش می‌شد، هر چی که بود،‬
‏‫شروع میکرد به پخش شدن

00:50:59.861 --> 00:51:01.395
‏‫ببین، برت بابت تلویزیون عصبانی بود

00:51:01.461 --> 00:51:03.865
‏‫ولی مجبور شدم بشکونمش، میفهمی؟‬
‏‫مجبور بودم نابودش کنم

00:51:03.932 --> 00:51:05.900
‏‫مجبور بودم، چون اگه منو آلوده می‌کرد...‬

00:51:06.066 --> 00:51:08.036
‏‫و همونطور که ذهنشون تحلیل می‌رفت،‬

00:51:08.536 --> 00:51:10.203
‏‫بدنشون هم به زودی از کار می‌افتاد.‬

00:51:10.304 --> 00:51:12.105
‏‫یه الگو وجود داره،
‏‫یه الگوی تکراری

00:51:12.105 --> 00:51:13.340
‏‫یه الگوی ارتباطی

00:51:14.776 --> 00:51:16.543
‏‫شاید بشه توالی‌شون رو‬ ‏‫مشخص کرد

00:51:24.919 --> 00:51:27.088
‏‫سلام به همه ی ‏‫مامانا و مامان‌دوستا

00:51:27.588 --> 00:51:29.789
‏‫اینجا "ولاگ یک مامان"ئه

00:51:31.025 --> 00:51:34.327
،توله‌ها خوبن
خونه هم ظاهراً مشکلی نداره

00:51:34.796 --> 00:51:36.296
‏‫دیگه مزاحمی نداریم.

00:51:36.396 --> 00:51:37.934
‏‫همه در امانن...‬
‏‫...ولی کارل یادش رفت نصب کنه‬

00:51:38.437 --> 00:51:43.004
ولی کارل یادش رفته اون دوربینای پرستار بچه
که خواسته بودمو نصب کنه

00:51:43.605 --> 00:51:46.074
واسه همین کارتشو کش رفتم

00:51:46.139 --> 00:51:48.610
‏‫یه مامانِ آشیونه باید مراقب‬
آشیونه‌ش باشه دیگه

00:51:48.977 --> 00:51:52.179
!نصابا قراره فر-دا- بیان

00:51:52.279 --> 00:51:55.116
...‏‫یه خوابای خیلی عجیب غریبی‬ میبینم راجب

00:51:56.883 --> 00:51:57.919
یه جنگل...

00:51:57.919 --> 00:51:59.520
‏‫دیشب تو تخت خودم‬ ‏‫خوابیدم،‬

00:51:59.621 --> 00:52:03.323
‏‫ولی اینجا جلوی تلویزیون‬ ‏‫بیدار شدم

00:52:04.759 --> 00:52:06.961
‏‫خیلی عجیبه.‬
‏‫دارم یه روتین آرایشی جدید‬

00:52:07.061 --> 00:52:10.632
‏‫برای "مامان‌های خسته" امتحان میکنم.

00:52:11.498 --> 00:52:15.735
‏‫میدونین کیا رو میگم،‬
‏‫و امیدوارم که من--‬

00:52:26.179 --> 00:52:28.750
‏‫ولی چیزی‬ ‏‫که شان رو بیشتر از همه
آزار میداد

00:52:28.816 --> 00:52:31.819
مسیری بود که مبتلایان به ام‌کی‌هکس
به سمتش میرفتن

00:52:31.886 --> 00:52:33.186
‏‫بخاطر همین برت رو کشتی؟‬

00:52:33.186 --> 00:52:37.391
‏‫نه، نه، اون... ببین، بخاطر همین
بین اون اتفاق و کابوسا به پلیس زنگ زدم

00:52:37.491 --> 00:52:39.127
‏‫بخاطر همین بود که
میخواستم باهاتون حرف بزنم

00:52:39.192 --> 00:52:43.330
‏‫- نگران بودم اتفاق بدی بیفته
‏‫- خب اتفاق بدی هم افتاد

00:52:43.463 --> 00:52:45.532
...‏‫چیزی که ذهنمو مشغول کرده اینه‬ که

00:52:45.667 --> 00:52:48.970
‏‫چرا جسدها رو به این ترتیب چیدی‬...

00:52:49.469 --> 00:52:53.373
‏‫و چرا نمادهای شیطان‌پرستی رو‬
‏‫با خون اونا روی دیوارا کشیدی

00:52:53.641 --> 00:52:54.876
‏‫من... من یادم... یادم--‬

00:52:54.976 --> 00:52:58.012
!انقدر این "یادم نمیاد" کسشرو تکرار نکن

00:52:58.680 --> 00:53:02.182
،اینو ببین هنری
!به عکس نگاه کن هنری

00:53:03.350 --> 00:53:05.953
و اینو توضیح بده که منم بفهمم

00:53:06.186 --> 00:53:07.421
‏‫نمی‌بینی که این...‬

00:53:07.555 --> 00:53:09.189
‏‫این... این اتفاق افتاده.‬

00:53:09.256 --> 00:53:11.726
،‏‫داره اتفاق میفته
و بازم اتفاق خواهد افتاد

00:53:11.826 --> 00:53:13.561
‏‫قربانیا دروازه رو باز میکنن،‬

00:53:13.661 --> 00:53:16.564
‏‫و کابوس‌ها دوباره در این دنیا متولد میشن

00:53:16.664 --> 00:53:18.833
!‏‫خواهش میکنم باور کنین
!لعنتی، لعنت بهش

00:53:18.900 --> 00:53:20.835
چرا متوجه نیستین
همین لحظه که ما اینجا نشستیم

00:53:20.902 --> 00:53:23.370
!اونا اون بیرون دارن میچرخن
!خواهش میکنم

00:53:23.504 --> 00:53:25.506
‏‫باید جلوشونو بگیریم، خواهش میکنم!‬

00:53:25.573 --> 00:53:29.443
!گمراهان-- اونا دارن میان
...اونا دارن... گمراهان

00:53:32.543 --> 00:53:35.043
"ویدیوهای ولاگ یک مامان"
"ضبط شده در 2010"

00:55:21.522 --> 00:55:24.158
‏‫مامان؟
!مامان

00:55:30.531 --> 00:55:33.568
متاسفانه از اینجا به بعدش رو
نمیتونیم ببینیم

00:55:33.701 --> 00:55:36.270
‏‫دفترچهٔ شان ‬ ‏‫به جعبه‌ای
از ویدیوهای کابوس‌ها‬ اشاره داره

00:55:36.270 --> 00:55:37.738
که قادر به تماشاشون نیستیم

00:55:37.738 --> 00:55:40.274
فوتیج ها وجود دارن
‏‫ولی فایل‌ها کار نمیکنن

00:55:40.274 --> 00:55:43.711
انگار یه چیزی مانع این میشه
که ما اونا رو تماشا کنیم

00:55:43.878 --> 00:55:46.315
و بعدش یه یادداشت
:مربوط به اواخر آگوست که نوشته

00:55:46.410 --> 00:55:48.110
"!اون منو پیدا کرد"

00:55:48.216 --> 00:55:50.718
‏‫خودکشی شان اصلا منطقی نیس

00:55:50.952 --> 00:55:52.153
پس نشونه هاش کجا بودن؟‬

00:55:53.486 --> 00:55:55.790
‏‫مگه معمولاً نشونه هایی
واسه اینجور چیزا وجود نداره؟‬

00:55:56.489 --> 00:55:58.992
‏‫کی متوجه شدین‬ که
شان یه مشکلی داره؟

00:55:58.992 --> 00:56:00.160
من متوجه نشدم

00:56:00.227 --> 00:56:03.464
شان هیچ مشکلی نداشت

00:56:03.498 --> 00:56:05.333
مثلا وقتی از مدرسه برمیگشت
تغییری نکرده بود؟

00:56:05.333 --> 00:56:08.336
...علائم اضطراب، افسردگی
هیچی؟

00:56:08.901 --> 00:56:10.202
‏‫نه

00:56:10.605 --> 00:56:12.739
همون شان همیشگی بود

00:56:13.074 --> 00:56:14.575
خب یعنی بیشتر از قبل
تو خونه میموند

00:56:14.742 --> 00:56:16.376
‏‫بهش گفتم بره بیرون‬
‏‫و یه کاری چیزی پیدا کنه،‬

00:56:16.443 --> 00:56:18.779
‏‫درگیر زندگی بشه،
"گفتم "برو بیرون خونه بچرخ، پسر

00:56:18.880 --> 00:56:21.315
،کامپیوترو ول کن"
"برو زندگی کن

00:56:21.448 --> 00:56:22.717
‏‫بعد از یادداشت‬
‏‫"اون منو پیدا کرد"،‬

00:56:22.850 --> 00:56:26.721
شناخت ما از ترتیب زمانی
تحقیقات شان بهم میریزه

00:56:27.021 --> 00:56:29.690
‏‫صفحات میانی دفترچه‬
‏‫پاره شده یا گم شدن،‬

00:56:29.790 --> 00:56:32.693
‏‫و آنچه در ادامه صفحات مشاهده میشه
‏‫تیکه‌های نامرتبط از‬ ‏‫یه داستانه.‬

00:56:32.694 --> 00:56:35.394
‏‫آیا شان پروژه ام‌کی‌هکس رو پیدا کرد؟‬

00:56:35.718 --> 00:56:37.718
‏‫من معتقدم که پیدا کرده بود

00:56:37.765 --> 00:56:40.467
‏‫و معتقدم‬ ‏‫که این پروژه آلوده‌ش کرد

00:56:44.338 --> 00:56:45.706
‏‫ذهن شان باز بود

00:56:45.773 --> 00:56:49.343
اون بلخره فهمیده بود که
هدف از پروژه ام‌کی‌هکس چیه

00:56:49.377 --> 00:56:53.645
و خیلی زود، شان کابوس هایی
از یه جنگل زیر ستارگان عجیب میدید

00:56:53.712 --> 00:56:56.751
و همچنین یه مزرعه پر از اجساد
.روبروی اهرام ثلاثه

00:56:56.884 --> 00:56:59.487
سوء ظن شان داشت افزایش پیدا میکرد

00:57:00.354 --> 00:57:04.457
شان نگران این بود که تحت نظر و
تحت تعقیب باشه، اما نه از طرف دولت

00:57:04.892 --> 00:57:07.560
‏‫شان نگران‬ ‏‫شخص دیگه ای بود

00:57:07.628 --> 00:57:09.397
‏‫بارها و بارها،‬

00:57:09.496 --> 00:57:12.099
‏‫شان درباره‬
‏‫منحرفان کزاثگول نوشت.‬

00:57:12.266 --> 00:57:14.001
!گمراهان... اونا دارن میان

00:57:14.035 --> 00:57:19.273
‏‫یک فرقه باستانی‬ ‏‫آکدی* متمرکز‬ ‏‫بر
پرستش‬ ‏‫خدایی فراموش‌شده، بنام کزاثگول.‬
[امپراتوری آکد، 2500 سال قبل از میلاد]

00:57:19.439 --> 00:57:23.811
‏‫شان متقاعد شده بود‬ ‏‫که گمراهان
عامل ‏‫علنی شدن پروژه ام‌کی‌هکس هستن

00:57:23.978 --> 00:57:27.114
‏‫اینکه اونا از‬ ‏‫این آزمایش‬
برای هدفی نامعلوم استفاده میکنن

00:57:27.214 --> 00:57:28.950
‏‫قربانی‌ها،‬
اونا دروازه رو باز میکنن

00:57:29.050 --> 00:57:31.652
‏‫و کابوس‌ها دوباره‬
‏‫تو این دنیا متولد میشن

00:57:31.752 --> 00:57:32.920
!خواهشا حرفمو باور کنین

00:57:32.954 --> 00:57:35.589
‏‫آیا اون فرقه‬ داشت
از پروژه ام‌کی‌هکس استفاده میکرد‬

00:57:35.656 --> 00:57:38.025
‏‫تا یه جوری کزاثگول رو احضار کنه؟‬

00:57:38.246 --> 00:57:40.246
،اون پر از نفرته
ما رو پیدا کرده

00:57:41.829 --> 00:57:43.864
‏‫و با وجود‬ ‏‫بدتر شدن علائمش،‬

00:57:43.965 --> 00:57:45.599
‏‫برادر کوچولوی من یه نقشه داشت.‬

00:57:45.921 --> 00:57:48.121
،هرچی که میدونستمو گذاشتم
علائم دارن بدتر میشن

00:57:48.269 --> 00:57:49.370
‏‫وقت تموم شده، نیکول

00:57:49.469 --> 00:57:53.274
‏‫شان یه دستگاه ساخت،‬
‏‫اما هدف ساختش برامون مبهمه

00:57:54.474 --> 00:57:59.613
‏‫شان آخرین روز زندگیش رو
.صرف عملی کردن نقشه‌ش کرد

00:57:59.680 --> 00:58:02.149
‏‫- باید جلوشو بگیرم‬
‏‫- نه، نه! شان، شان!‬

00:58:02.646 --> 00:58:04.561
تلاش کردم جلوشو بگیرم ولی کافی نبود

00:58:04.785 --> 00:58:08.023
...‏‫و بعد
...و بعد اون

00:58:10.291 --> 00:58:12.392
‏‫- کی پیداش کرد؟‬
‏‫- مادرت‬

00:58:13.527 --> 00:58:15.462
‏‫تو از کجا فهمیدی؟‬

00:58:16.530 --> 00:58:17.832
‏‫صدای جیغشو شنیدم

00:58:17.898 --> 00:58:20.001
‏‫ببین، واقعا می‌خوای این سوالا رو‬
‏‫از مادرت بپرسی؟‬

00:58:20.101 --> 00:58:21.435
‏‫فکر نمیکنی‬
‏‫به اندازه کافی زجر کشیده؟‬

00:58:21.501 --> 00:58:23.437
‏‫روز خودکشیش چی؟‬

00:58:25.806 --> 00:58:27.908
‏‫تیم، چرا باید از من‬
‏‫راجع به اون موضوع بپرسی؟‬

00:58:28.042 --> 00:58:30.478
‏‫چرا نمی‌تونیم راجب
‏‫یه چیز خوب حرف بزنیم؟‬

00:58:30.544 --> 00:58:33.046
‏‫آیا شان تا حالا از تو و بابا‬
‏‫درخواست کمک کرده بود؟‬

00:58:34.682 --> 00:58:37.785
‏‫پروژه ام‌کی‌هکس چی؟‬
‏‫اون چیه؟‬

00:58:38.452 --> 00:58:40.287
‏‫شان بهش اشاره نکرده بود؟‬

00:58:40.554 --> 00:58:42.490
نگفته بود که
کسی داره تعقیبش میکنه؟‬

00:58:42.556 --> 00:58:45.125
نگفته بود احساس ناامنی میکرده؟
چیزی نگفته بود؟

00:58:46.961 --> 00:58:50.698
‏‫شان تاحالا راجب پروژه‌ی ام‌کی‌هکس
چیزی بهت گفته بود؟‬

00:58:51.765 --> 00:58:54.135
‏‫نه... اون چی هست؟‬

00:58:54.168 --> 00:58:55.736
‏‫پروژه ام‌کی‌هکس چی؟‬

00:58:55.836 --> 00:58:57.037
‏‫نه، اون چیه؟‬

00:58:57.038 --> 00:58:59.608
‏‫این یه جور کپی‌برداری از ام‌کی‌اولترائه*؟‬
[اسم رمز آزمایشات کنترل ذهن سیا]

00:58:59.673 --> 00:59:02.009
‏‫بابا، پروژه ام‌کی‌هکس چیه؟‬

00:59:04.979 --> 00:59:07.314
.نمیدونم
ببین من دیگه میرم

00:59:07.348 --> 00:59:09.517
‏‫چرا شماها داشتین‬ وسایل شان رو
‏‫نصف شب مینداختین بیرون؟‬

00:59:09.550 --> 00:59:11.318
‏‫من به اندازه کافی به سوالاتت جواب دادم

00:59:11.318 --> 00:59:14.188
‏‫برادرت شان، یه فرشته بود

00:59:15.855 --> 00:59:17.725
‏‫اون بچه ی معجزه‌آسای ما بود

00:59:17.925 --> 00:59:20.427
‏‫آیا خودت رو بخاطر مرگ شان سرزنش میکنی؟‬

00:59:21.429 --> 00:59:22.630
‏‫نه!‬

00:59:23.631 --> 00:59:25.065
‏‫که به اندازه کافی برای نجاتش تلاش نکردی؟‬

00:59:25.065 --> 00:59:28.435
‏‫خدا اونو فقط برای یک لحظه به ما داد

00:59:29.437 --> 00:59:32.907
،‏‫و وقتی زمانش رسید
خدا اونو به خونه‌ش فراخوند

00:59:34.241 --> 00:59:38.746
‏‫پسرم، دوستت دارم، دوستت دارم،
...اما حق نداری... حق نداری

00:59:38.946 --> 00:59:41.516
‏‫ما باید با این قضیه بسازیم

00:59:43.283 --> 00:59:45.886
این باریه که روی دوش ماست

00:59:47.888 --> 00:59:50.090
‏‫- مامان، من...‬
‏‫- حالا...‬

00:59:50.391 --> 00:59:54.095
‏‫...اگه اجازه بدی،‬
‏‫باید برگردم سراغ تمیزکاری

00:59:54.562 --> 00:59:56.230
‏‫چون این خونه خیلی بهم ریخته‌س

00:59:56.430 --> 00:59:59.800
،‏‫ببین، دیگه بسه
‏‫تیم، پسرم، دوستت دارم

01:00:00.267 --> 01:00:01.802
‏‫ولی دیگه کافیه، فهمیدی؟‬

01:00:03.103 --> 01:00:05.572
!‏‫دیگه خیلی زیاده رویه
!خیلی زیاده رویه

01:00:05.606 --> 01:00:07.308
‏‫ذهن باز...‬

01:00:10.107 --> 01:00:12.607
"هشت هفته بعد"

01:00:17.823 --> 01:00:19.823
"نهم دسامبر 2013"

01:00:18.018 --> 01:00:22.618
‏‫من دارم این موضوع رو دائما تکرار میکنم
چون نمیتونم از شان دل بکنم؟

01:00:25.192 --> 01:00:26.693
‏‫چون نمیخوام اجازه بدم‬
‏‫خودم حسش کنم؟‬

01:00:26.693 --> 01:00:30.264
،‏‫منظورم اینه که یه چیزی اینجا هست
!دقیقا همینجا، شان متوجهش شده بوده

01:00:31.298 --> 01:00:32.900
‏‫و هیچکس بهش کمک نکرد

01:00:34.802 --> 01:00:36.605
‏‫حتی اگه بیمار هم بوده،‬
‏‫هیچکس بهش کمک نکرد

01:00:36.605 --> 01:00:41.142
،‏‫نه مامان، نه بابا
...نه نیکول، نه دوستاش

01:00:43.066 --> 01:00:43.819
یا من...

01:00:43.843 --> 01:00:46.947
ینی میگم اون آدمای توی ویدیو
...باید از یه جایی اومده باشن دیگه، نه؟ ولی

01:00:47.481 --> 01:00:49.316
‏‫خدایا، یه ماشین کابوس؟‬

01:00:49.984 --> 01:00:51.685
‏‫واقعاً؟‬

01:00:51.785 --> 01:00:53.353
باز چی شده؟‬

01:01:06.700 --> 01:01:08.702
‏‫مامان؟‬

01:01:11.739 --> 01:01:13.140
‏‫این همه شیشه

01:01:15.510 --> 01:01:16.944
‏‫چه افتضاحی

01:01:18.078 --> 01:01:20.047
‏‫بابا،‬
‏‫مامان چش شده؟‬

01:01:21.048 --> 01:01:23.284
‏‫اگه دست از سرش برداری،‬
‏‫مادرت چیزیش نیس

01:01:23.350 --> 01:01:25.219
جان؟ دست از سرش بردارم؟‬

01:01:26.420 --> 01:01:28.823
‏‫یه کم احترام بذار و‬
‏‫اون کوفتی رو خاموش کن

01:01:28.518 --> 01:01:30.718
"چهاردهم دسامبر 2013، ساعت 10:15"

01:01:32.726 --> 01:01:33.927
‏‫درسته؟‬

01:01:34.629 --> 01:01:35.630
‏‫خیله خب

01:01:37.164 --> 01:01:39.199
‏‫کار مستند به کجا رسید تیم؟

01:01:42.169 --> 01:01:43.170
‏‫دیگه نمیدونم

01:01:43.237 --> 01:01:45.005
‏‫شان داشته یه دستگاه میساخته...‬

01:01:45.072 --> 01:01:48.807
،‏‫...ظاهراً بر اساس آزمایش‌های مریم
یه جور دستگاه صوتی، ولی چرا؟

01:01:48.808 --> 01:01:51.412
شان گفته که بخش‌هایی
از این ویدیوها رو‬ ‏‫دیده و شنیده‬

01:01:51.513 --> 01:01:52.846
‏‫که انگار ما نمیتونیم ببینیمشون

01:01:52.846 --> 01:01:54.882
‏‫نصف فایل‌های ویدیویی
ولاگ یه مامان" خراب شدن"

01:01:54.949 --> 01:01:57.851
‏‫وقتی میخوایم ویدیوهای آزمایش شیکاگو رو
پخش کنیم، کامپیوتر هنگ میکنه

01:01:57.918 --> 01:02:01.088
‏‫وقتی میخوایم لحظات آخر نوار رو
ضبط کنیم،‬ ‏‫کامپیوتر خاموش میشه

01:02:01.188 --> 01:02:03.224
!‏‫آخرین نوار تاکوما هم بیشترش برفکیه

01:02:03.324 --> 01:02:05.959
‏‫و نصف عکس‌های سفر بهاری هم
بیش از حد نوردهی شدن

01:02:06.026 --> 01:02:09.063
‏‫شان از اون آزمایش‌ها
‏‫با دوربین خانوادگی شما هم فیلم گرفته

01:02:09.129 --> 01:02:10.532
آره، ولی کجاس؟

01:02:10.699 --> 01:02:12.933
بگو کجاس نیکول؟
!چون اونم گم شده

01:02:13.033 --> 01:02:15.135
‏‫میشه الان یه نفس عمیق بکشی؟‬

01:02:17.371 --> 01:02:18.940
‏‫یه نفس درست حسابی؟‬

01:02:21.407 --> 01:02:22.609
خیله خب

01:02:22.810 --> 01:02:24.611
‏‫حالا نگرانیت چیه؟‬

01:02:26.113 --> 01:02:28.882
‏‫غیر از این که فقط نصف داستانو داریم؟‬ -
آره، غیر از اون -

01:02:28.949 --> 01:02:30.785
‏‫آپوفینیا
[ارتباط‌پنداری نادرست، معروف به اختلال رائفی پور]

01:02:30.831 --> 01:02:32.853
چی؟ -
آپوفینیا -

01:02:34.221 --> 01:02:36.290
‏‫دیدن الگوها و ارتباطاتی که وجود ندارن

01:02:36.390 --> 01:02:38.725
‏‫شاید شان آپوفنیا داشته
...یا هر کوفت دیگه ای

01:02:38.992 --> 01:02:41.529
‏‫و شاید ما رو هم کشونده
داخل این جهان‌بینی بهم‌ریخته‌ش

01:02:41.596 --> 01:02:43.197
‏‫چون ما دلمون می‌خواست
واقعا یه چیزی باشه

01:02:43.263 --> 01:02:46.500
...یه چیزی که توضیح بده اون

01:02:46.601 --> 01:02:48.235
‏‫اولش نمیدونستم چی رو باور کنم،‬

01:02:48.302 --> 01:02:52.239
‏‫ولی جدیداً بیشتر به این فکر میکنم‬
‏‫که شان واقعاً یه چیزایی میدونسته

01:02:52.239 --> 01:02:53.742
‏‫من باور دارم که یه چیزی اونجا هست،‬

01:02:53.807 --> 01:02:56.777
‏‫و این منو بدجوری می‌ترسونه، میفهمی؟‬

01:02:57.177 --> 01:03:00.548
‏‫پس بذار ببینیم واسه این مستند،
...برای شان، برای خودمون چیکار میتونیم بکنیم

01:03:00.572 --> 01:03:01.758
...و فقط

01:03:02.082 --> 01:03:04.485
،‏‫مهم نیست به کجا میرسه
مثل قولی که دادیم، باشه؟‬

01:03:10.925 --> 01:03:11.526
‏‫باشه

01:03:11.625 --> 01:03:14.061
‏‫مامان... دستات چی شده؟‬

01:03:11.746 --> 01:03:13.946
"چهاردهم دسامبر 2013، ساعت 11:01"

01:03:14.629 --> 01:03:17.029
آها اینا...؟

01:03:17.377 --> 01:03:19.377
چیزی نیس عزیزم، بخاطر زمستونه

01:03:20.602 --> 01:03:24.805
‏‫من با تمام وجودم دلتنگ برادرت هستم،‬

01:03:26.508 --> 01:03:30.745
‏‫ولی... در جایگاهی نیستم
که خواستِ خدا رو زیر سوال ببرم

01:03:30.811 --> 01:03:32.011
...پس

01:03:32.992 --> 01:03:35.492
،باهاش کنار میام
تا جایی که بتونم

01:03:36.751 --> 01:03:38.418
‏‫مراقب شما دوتا هستم‬

01:03:38.653 --> 01:03:40.855
‏‫و مطمئن میشم که خونه تمیز باشه

01:03:42.222 --> 01:03:44.291
‏‫ولی نگران پدرتم

01:03:44.858 --> 01:03:46.160
‏‫چرا؟‬

01:03:49.095 --> 01:03:51.532
چون دونالد دوباره داره مشروب میخوره

01:03:51.533 --> 01:03:54.501
نمیدونستم تو هم مشروب میخوری

01:03:51.703 --> 01:03:53.703
"چهاردهم دسامبر 2013، ساعت 14:21"

01:03:54.868 --> 01:03:55.969
...آره خب

01:03:56.036 --> 01:03:59.708
خب ما داریم سعی میکنیم تیکه های گمشده ی
ماه های آخر زندگی شان رو کنار هم بذاریم

01:03:59.808 --> 01:04:01.676
...چیزی هست که تو بخوای

01:04:02.042 --> 01:04:03.410
مگه راجب این قضیه صحبت نکردیم؟

01:04:03.477 --> 01:04:05.045
شان مثل روح بود

01:04:05.680 --> 01:04:08.315
،بیشتر وقتا تو اتاقش بود
،همیشه خونه بود

01:04:08.382 --> 01:04:09.382
...ولی

01:04:10.889 --> 01:04:12.289
همین کارای نوجوانانه دیگه

01:04:12.385 --> 01:04:15.456
...ینی میگم
چیزی نبود که بابتش نگران بشیم

01:04:15.557 --> 01:04:18.727
...یه زن... شلخته ی کوچولو

01:04:20.795 --> 01:04:22.563
قلب فرشته ی منو شکوند

01:04:23.131 --> 01:04:27.200
...و بعدش اون
برگشت به سمت من

01:04:29.002 --> 01:04:32.907
،برگشت به مادرش
کسی که از همه بیشتر دوسش داره

01:04:35.376 --> 01:04:36.377
مامان

01:04:38.345 --> 01:04:40.080
این دفترچه ی شانه

01:04:40.180 --> 01:04:42.282
یه نوشته ای هست
مربوط به اواخر آگوست

01:04:42.383 --> 01:04:45.653
و نوشته که با تو صحبت کرده
یا میخواسته صحبت کنه

01:04:45.854 --> 01:04:49.557
بیا، خودت ببینش، باشه؟

01:04:50.390 --> 01:04:53.059
،وقتی بهم گفت تو دردسر افتاده
...وقتی

01:04:53.060 --> 01:04:56.897
،وقتی برای کمک اومد سراغم
...من

01:04:58.132 --> 01:05:01.201
من فقط همون کاری رو کردم
که هر مادری میکنه

01:05:02.570 --> 01:05:03.671
‏‫من بهش کمک کردم

01:05:03.738 --> 01:05:05.840
‏‫مامان شان رو برد پیش روانپزشک

01:05:07.542 --> 01:05:10.144
،آره
با یه مشت قرص پُرش کردن

01:05:10.244 --> 01:05:12.881
‏‫چون تو این مملکت کارمون همینه، مگه نه؟‬

01:05:12.946 --> 01:05:15.115
‏‫مشکلی داری؟
!یه قرصی براش هست

01:05:15.449 --> 01:05:16.785
‏‫لعنت به این شیادا

01:05:16.917 --> 01:05:20.622
‏‫و تو فکر نمیکنی اون داروها‬
ربطی به خودکشی شان داشته باشه؟

01:05:21.255 --> 01:05:22.256
‏‫نه

01:05:22.256 --> 01:05:24.793
‏‫مامان، چه جور داروهایی بهش دادی؟‬

01:05:25.025 --> 01:05:26.293
‏‫من... من نمیدونم عزیزم

01:05:26.393 --> 01:05:28.929
‏‫فقط هرچی که دکتر تجویز کرد

01:05:29.564 --> 01:05:31.064
‏‫ضد افسردگی بودن؟‬

01:05:31.231 --> 01:05:33.167
چیزی بود که شان من بهش نیاز داشت

01:05:33.267 --> 01:05:37.271
‏‫چون تو می‌دونی که داروهای ضد افسردگی‬
‏‫میتونن ریسک خودکشی رو بالا ببرن، درسته؟‬

01:05:37.572 --> 01:05:40.007
‏‫منظورت چیه، تیموتی اندرو ویلسون؟‬

01:05:40.107 --> 01:05:42.976
‏‫- مامان، منظورم این نیس...
!چطور جرئت میکنی -

01:05:42.977 --> 01:05:44.913
‏‫مامان، باید تمام احتمالاتو بررسی کنیم...‬

01:05:46.814 --> 01:05:48.414
‏‫لطفاً فقط...‬

01:05:54.656 --> 01:05:57.291
‏‫نظرت راجب یه سابقه ی خانوادگی
از بیماری روانی چیه بابا؟‬

01:05:57.357 --> 01:05:58.957
‏‫اون چی؟

01:06:00.427 --> 01:06:03.130
...عالیه
...باورنکردنیه

01:06:03.630 --> 01:06:04.464
‏‫چی؟‬

01:06:04.465 --> 01:06:08.265
‏‫اینکه تو یه راهی پیدا کردی که از طریقش
!مرگ پسرمونو بندازی تقصیر ما

01:06:08.333 --> 01:06:09.733
...خب، اگه سرنخا درست باشه

01:06:09.938 --> 01:06:12.874
‏‫شان پسر من بود!
!پسرم

01:06:14.141 --> 01:06:16.677
‏‫من بیشتر از هر چیزی دوسش داشتم،
‏‫مادرتم همینطور

01:06:18.178 --> 01:06:20.214
‏‫درست همونطور که تو رو دوس داریم

01:06:20.314 --> 01:06:22.015
!ایول، ابراز علاقه‌تون به من عالیه

01:06:22.115 --> 01:06:23.615
‏‫تیم!‬

01:06:27.320 --> 01:06:29.789
‏‫- من اشتباه میکردم‬
‏‫- چی؟‬

01:06:30.658 --> 01:06:32.592
‏‫فکر می‌کردم بهتر از اینا ‏‫تربیتت کردیم

01:06:32.660 --> 01:06:35.295
،‏‫اما اشتباه میکردم
.تو خودخواهی

01:06:36.163 --> 01:06:38.800
‏‫همیشه باید یه نفرو داشته باشی‬
‏‫که انگشت اتهامو به سمتش بگیری

01:06:38.833 --> 01:06:40.300
‏‫من این کارو برای شان میکنم،‬
‏‫برای حقیقت...‬

01:06:40.367 --> 01:06:43.070
‏‫نه، تیم،
‏‫نه، تو این کارو برای خودت میکنی

01:06:43.605 --> 01:06:45.840
‏‫داری سعی میکنی خودتو‬
تبدیل کنی به مرکز این ماجرا

01:06:45.840 --> 01:06:47.374
‏‫همیشه همین کارو میکنی

01:06:47.607 --> 01:06:50.007
‏‫الان باید شامو آماده کنم...‬

01:06:50.724 --> 01:06:51.724
...و

01:06:52.514 --> 01:06:55.182
‏‫- و این آشپزخونه رو تمیز کنم‬
‏‫- باشه‬

01:06:55.917 --> 01:06:57.719
‏‫- همین الان
‏‫- باشه مامان‬

01:06:58.318 --> 01:06:59.553
‏‫همین الان!‬

01:07:01.288 --> 01:07:02.589
‏‫همین الان!‬

01:07:03.657 --> 01:07:05.159
‏‫همین الان!‬

01:07:08.495 --> 01:07:09.996
‏‫تمومش کن

01:07:12.499 --> 01:07:14.168
یه آبجو دیگه هم بخور

01:07:15.202 --> 01:07:17.939
.‏‫سلامتی
.از خونه ی من گمشو بیرون

01:07:18.076 --> 01:07:20.276
"چهاردهم دسامبر 2013، ساعت 15:47"

01:07:21.676 --> 01:07:24.411
‏‫خب، بعد از مصاحبه‬ ‏‫با والدینت،‬
نظرت چیه؟

01:07:25.680 --> 01:07:27.115
نظرم چیه؟

01:07:28.716 --> 01:07:30.250
‏‫به نظرم بهم دروغ گفتن

01:07:30.417 --> 01:07:32.119
‏‫به نظرم همه بهم دروغ گفتن
!بهم دروغ گفتن

01:07:32.219 --> 01:07:34.021
شان مشخصا بیمار بوده

01:07:34.254 --> 01:07:36.891
‏‫معلوم بود یه جورایی داره
یه دوره ی روانی رو پشت سر میذاره

01:07:36.991 --> 01:07:40.260
!خب اونا بردنش پیش یه روانپزشک

01:07:40.695 --> 01:07:42.764
‏‫مادرت اونو بردش بیمارستان، همین

01:07:42.764 --> 01:07:45.232
‏‫از کجا معلوم که اون کار
حالشو بدتر نکرده باشه؟‬

01:07:45.399 --> 01:07:49.102
،از کجا معلوم رفتنش به بیمارستان
دیدن اون دکتر و خوردن اون داروها

01:07:49.202 --> 01:07:51.873
باعث یه تلنگر نشده باشه و
اونو به سمت خودکشی سوق نداده باشه؟

01:07:52.372 --> 01:07:56.109
‏‫دارن میگم مامان و بابا رسماً اعتراف کردن‬
!که خانواده ی ما نفرین‌شده‌س

01:07:56.310 --> 01:07:59.212
،‏‫ما نفرین شده‌ایم
ما به بیماری روانی نفرین شدیم

01:07:59.379 --> 01:08:01.816
!افسردگی و اعتیاد پنهانی بابا به الکل

01:08:02.049 --> 01:08:06.053
‏‫بیماری مونشِهاوزِن نیابتی* و
!مهر و محبتای افراطی مامان، همش
[مراقبت وسواسی مادر از بچه و جعل بیماری]

01:08:11.424 --> 01:08:13.728
،‏‫من چیزیو دیدم که میخواستم ببینم دیدم
‏‫فقط نمیخواستم با حقایق روبرو بشم

01:08:13.728 --> 01:08:15.930
‏‫خیله خب، این حقایق چیه؟‬

01:08:16.296 --> 01:08:17.899
‏‫حقایق برای تو چیا هستن؟‬

01:08:25.238 --> 01:08:27.108
‏‫اینکه برادر کوچیکم، شان،‬

01:08:27.274 --> 01:08:29.108
‏‫عقلشو از دست داد...‬

01:08:30.078 --> 01:08:31.913
‏‫و بعد اومد توی این گاراژ، و...‬

01:08:31.980 --> 01:08:34.980
...‏‫و همینجا... خودکشی کرد

01:08:38.219 --> 01:08:42.122
‏‫تحقیقاتش، وسواسش،‬
‏‫فقط مربوط به یه ذهن بیمار بود

01:08:42.189 --> 01:08:44.491
‏‫که ارتباطاتی رو میدید که وجود نداشتن

01:08:44.558 --> 01:08:46.593
‏‫اون مدارک چی، اون چیزایی که...‬

01:08:46.594 --> 01:08:49.029
..‏‫- از یه منبع مرموز فرستاده شده.
از یه منبع مرموز فرستاده شده؟ -‬

01:08:49.063 --> 01:08:51.298
‏‫کی پست‌های آنلاین شان رو دیده؟‬

01:08:52.366 --> 01:08:58.171
‏‫نیکول، یه لحظه به این فکر کردی که
‏‫شاید یکی داشته... سر به سرش میذاشته؟‬

01:08:59.007 --> 01:09:01.809
‏‫داشته باهاش شوخی میکرده، ها؟‬

01:09:01.943 --> 01:09:04.746
...‏‫تو که خبرنگاری
خبرنگار دانشجو

01:09:04.812 --> 01:09:06.781
‏‫این از دیدگاه فرضیه‌بینی یا هرچیت دور موند؟

01:09:06.848 --> 01:09:10.117
خیله خب، خبرنگار دانشجو بودن من
ربطی به این قضیه نداره

01:09:14.688 --> 01:09:17.557
‏‫این...
این فقط وقت تلف کردنه

01:09:18.325 --> 01:09:20.693
!اینا همش... همش کسشره

01:09:30.004 --> 01:09:31.506
...‏‫فقط منتظر نشسته بود

01:09:32.807 --> 01:09:34.807
...‏‫کمین کرده بود

01:09:35.238 --> 01:09:37.218
توی ژن‌هاش، توی ژنای ما

01:09:37.879 --> 01:09:41.314
‏‫فقط منتظر یه لحظه ی مناسب بود‬
‏‫که بگیرتش و...‬

01:09:51.025 --> 01:09:52.026
‏‫تو

01:09:53.127 --> 01:09:54.128
‏‫چی؟‬

01:09:55.596 --> 01:09:57.631
‏‫- چی؟‬
‏‫- تو این کارو کردی‬

01:09:58.465 --> 01:09:59.566
‏‫چی؟‬

01:10:01.201 --> 01:10:02.669
‏‫مامان گفت...‬

01:10:03.538 --> 01:10:04.839
‏‫- مامانت چی گفت؟‬
‏‫- نوارو قطع کن

01:10:04.906 --> 01:10:06.773
‏‫- نه، چی...‬
‏‫- گفتم اون نوار لعنتیو قطع کن!‬

01:10:07.141 --> 01:10:08.743
‏‫بگو چطوری با برادرم شان آشنا شدی

01:10:08.910 --> 01:10:12.412
،‏‫ما تو دبیرستان باهم آشنا شدیم
باهم دبیرستان می‌رفتیم

01:10:13.681 --> 01:10:15.717
،‏‫منظورم تابستون امساله
از تابستون امسال بگو

01:10:15.817 --> 01:10:18.285
‏‫آره، ما تابستون گذشته
دوباره تو یه مهمونی همدیگه رو دیدیم

01:10:18.385 --> 01:10:20.354
‏‫و شماها باهم صمیمی شدین، درسته؟‬

01:10:21.155 --> 01:10:22.056
‏‫آره

01:10:22.155 --> 01:10:23.557
،ای خدا، نیکول
...سوالو دوباره تکرار کن

01:10:23.558 --> 01:10:26.094
‏‫آره، باشه، من و شان تابستون گذشته
باهم صمیمی شدیم

01:10:26.194 --> 01:10:27.528
‏‫- چقدر صمیمی؟‬
‏‫- صمیمی دیگه‬

01:10:27.628 --> 01:10:30.732
،‏‫ما دوست بودیم
دوستای صمیمی جدید بودیم

01:10:31.833 --> 01:10:33.200
‏‫فقط دوست؟‬

01:10:34.301 --> 01:10:35.602
‏‫فقط دوست

01:10:35.603 --> 01:10:38.305
‏‫ولی شماها هر روز و همیشه
به هم پیام میدادین، درسته؟‬

01:10:38.405 --> 01:10:40.774
‏‫ما به اندازه‌ای که دوستا
به هم پیام میدن پیام میدادیم

01:10:40.775 --> 01:10:42.842
‏‫شما تا حالا باهم رفته بودین سر قرار؟

01:10:44.846 --> 01:10:46.547
‏‫ما با هم می‌گشتیم

01:10:47.181 --> 01:10:49.584
‏‫اون "گشت و گذارها" رو میشه
به عنوان قرار در نظر گرفت؟‬

01:10:49.650 --> 01:10:51.219
‏‫- نه.‬
‏‫- چرا؟‬

01:10:51.284 --> 01:10:54.622
‏‫نه، من اونا رو به عنوان قرار در نظر نمیگیرم‬
‏‫چون آخرش دنگ خودمونو میدادیم

01:10:54.722 --> 01:10:55.957
تعریفت از قرار اینه؟

01:10:56.057 --> 01:10:58.192
‏‫- که پسره باید حساب کنه؟‬
‏‫- آره! آره، دقیقا همینه‬

01:10:58.258 --> 01:10:59.092
حالا هرچی

01:10:59.159 --> 01:11:00.861
‏‫شان هیچ وقت سعی نکرد یه حرکتی بزنه؟‬

01:11:03.064 --> 01:11:06.601
‏‫نیکول، شان سعی کرد
بهت‬ ‏‫نزدیک بشه یا نه؟

01:11:08.669 --> 01:11:10.737
‏‫- خب، تیم، بسه دیگه...‬
‏‫- فقط سوالو جواب بده‬

01:11:10.737 --> 01:11:13.942
نه، تیم، مگه خودت نگفتی که
داری چیزای بی ربط و خیالی رو به هم ربط میدی؟

01:11:14.007 --> 01:11:16.077
شان سعی کرد بهت نزدیک بشه یا نه؟

01:11:20.413 --> 01:11:21.414
‏‫آره

01:11:23.584 --> 01:11:26.486
‏‫- چرا؟ کجا؟ چطوری؟‬
‏‫- نمی‌دونم... نمی‌دونم‬

01:11:26.587 --> 01:11:28.556
‏‫فکر کن، سعی کن یادش بیاری

01:11:30.725 --> 01:11:32.492
‏‫- چرا؟‬
‏‫- فقط بهش فکر کن، لطفا!‬

01:11:32.560 --> 01:11:35.963
‏‫باشه بابا، باشه،
‏‫آره، شان یه حرکتی زد‬

01:11:36.063 --> 01:11:37.364
‏‫شاید اواسط‬ ‏‫یا اواخر ژوئن بود

01:11:37.464 --> 01:11:40.134
‏‫یادم نمیاد،
‏‫یعنی، داشتیم وقت میگذروندیم

01:11:40.234 --> 01:11:42.103
‏‫رفتیم سینما‬ ‏‫و بعد شام...

01:11:42.603 --> 01:11:44.839
‏‫یه دوری دور میدون زدیم
‏‫و بعد اون...‬

01:11:45.006 --> 01:11:47.774
‏‫سعی کرد منو دم در من ببوسه
‏‫ولی من گفتم نه

01:11:48.910 --> 01:11:51.145
‏‫چرا... چرا گفتی نه؟‬

01:11:52.013 --> 01:11:53.514
‏‫چون ما دوست بودیم

01:11:53.614 --> 01:11:57.151
‏‫چون... چون ما فقط‬ ‏‫دوست بودیم، باشه؟‬

01:11:57.251 --> 01:11:59.452
‏‫شان فقط تنها بود،‬
‏‫و منم،‬

01:11:59.520 --> 01:12:02.023
،‏‫مشغول درس و مدرسه بودم
سرم با درس شلوغ بود، خب؟

01:12:02.123 --> 01:12:03.991
‏‫و راستش، دنبال‬ ‏‫دوست پسر نبودم،‬

01:12:04.091 --> 01:12:07.562
!‏‫و خب، خیلی هم‬ ‏‫جذبش نشده بودم
همینو میخواستی بشنوی؟

01:12:07.695 --> 01:12:08.696
‏‫نیکول...

01:12:08.796 --> 01:12:12.166
‏‫چرا اینقدر اصرار داشتی
من این مستندو بسازم؟

01:12:13.932 --> 01:12:15.932
شوخی میکنی دیگه آره؟

01:12:19.338 --> 01:12:20.838
‏‫چرا؟‬

01:12:22.409 --> 01:12:23.945
‏‫فقط حقیقتو بگو نیکول

01:12:24.011 --> 01:12:27.114
نه... خواهش میکنم این کارو نکن

01:12:29.116 --> 01:12:31.185
‏‫بخاطر این بود که عذاب وجدان داشتی؟‬

01:12:33.654 --> 01:12:35.824
...‏‫تیم، دلیل من این نبود‬ -
...بخاطر این بود که -

01:12:35.891 --> 01:12:38.526
‏‫میدونستی طرد کردنت
شان رو به مرز جنون رسوند؟‬

01:12:40.360 --> 01:12:44.364
‏‫یا انقدر برای یه داستان لعنتی بی‌تاب بودی‬
که از من استفاده کردی؟

01:12:44.431 --> 01:12:48.202
،از درد من استفاده کردی، از خانواده‌م
از برادر مرده‌م، که چی بشه؟

01:12:48.302 --> 01:12:49.704
‏‫واسه یه پروژه‌ی کلاسی؟
واسه سرگرم شدنت؟‬

01:12:49.770 --> 01:12:50.771
‏‫- واسه چی نیکول؟‬
‏‫- میدونی چیه؟‬

01:12:50.872 --> 01:12:52.505
،‏‫من چیزیو که میخواستم بدست آوردم
.پس مرسی

01:12:52.506 --> 01:12:54.709
‏‫تو فقط یه فرصت‌طلبی نیکول

01:12:54.875 --> 01:12:57.275
!‏‫تو از مردم سوء استفاده میکنی
!تو یه دروغگویی

01:12:57.331 --> 01:12:58.931
!تو هم فقط یه دروغگوی دیگه‌ای

01:12:58.749 --> 01:13:00.949
"شانزدهم دسامبر 2013، ساعت 00:44"

01:13:03.150 --> 01:13:04.550
‏‫دو ماه

01:13:06.854 --> 01:13:08.555
‏‫دو ماه لعنتی

01:13:08.556 --> 01:13:12.026
‏‫نمی‌دونم دلم میخواد
این آخرین ماجراجویی شان باشه یا نه

01:13:16.428 --> 01:13:17.928
‏‫شیر بیاد تمومش میکنم.‬

01:13:19.533 --> 01:13:20.968
‏‫خط بیاد، خب...‬

01:13:27.403 --> 01:13:29.403
"نوزدهم دسامبر 2013، ساعت 17:07"

01:13:27.742 --> 01:13:29.877
‏‫مامان؟
مامان داری چیکار میکنی؟‬

01:13:30.377 --> 01:13:32.146
‏‫اینا دیگه چیه؟‬

01:13:32.213 --> 01:13:33.780
اینا واسه مستندمونه

01:13:33.781 --> 01:13:35.281
اینجا افتضاحه

01:13:37.752 --> 01:13:40.388
،‏‫چه افتضاحیه
همه جا خیلی ناپاکه

01:13:40.388 --> 01:13:42.189
‏‫مامان، مامان، اون مال شانه

01:13:43.889 --> 01:13:45.026
‏‫مامان، بسه دیگه!‬

01:13:45.092 --> 01:13:46.193
‏‫- نه!‬
‏‫- مامان، توروخدا!‬

01:13:46.260 --> 01:13:47.929
‏‫- باید پاکسازی بشه!‬
‏‫- مامان، خواهش میکنم!‬

01:13:48.062 --> 01:13:49.130
‏‫- خواهشا! توروخدا!‬
‏‫- مگه نمیبینی؟‬

01:13:49.230 --> 01:13:55.102
!بخاطر خودمون! ما باید تطهیر بشیم
‏‫باید پاک بشیم!‬

01:13:55.103 --> 01:13:56.404
‏‫مادرتو اذیت نکن!‬

01:13:56.469 --> 01:13:59.273
‏‫بابا، نمیبینی داره چیکار میکنه؟‬
‏‫داره همه چیو میریزه دور!‬

01:13:59.373 --> 01:14:00.574
‏‫ای وای، تیم!‬
‏‫میدونی چیه؟‬

01:14:00.641 --> 01:14:02.376
فکر کنم به اندازه کافی
راجب مزخرفاتت شنیدیم

01:14:02.442 --> 01:14:04.312
‏‫- وایسا، چی؟‬
‏‫- تو یه ذره هم عوض نشدی!‬

01:14:04.412 --> 01:14:05.813
!مثل همیشه خودخواهی

01:14:05.913 --> 01:14:08.513
،تو برگشتی اینجا
!‏‫بخاطر گذشت و بخشش ما داری اینجا زندگی میکنی

01:14:08.536 --> 01:14:09.736
داری از این قضیه علیه ما
!استفاده میکنی

01:14:09.750 --> 01:14:12.687
‏‫توی آشغالامونو میگردی!
!مادرتو ناراحت میکنی

01:14:12.787 --> 01:14:15.588
‏‫بابا، اون مریضه، به کمک نیاز داره!‬ -
!ما بهت همه چیز دادیم -

01:14:15.589 --> 01:14:17.758
‏‫و تو نمک نشناس و خودخواهی!‬

01:14:17.959 --> 01:14:19.694
‏‫فکر کنم وقتشه که از اینجا بری!‬

01:14:19.794 --> 01:14:20.861
‏‫- جدی میگی؟‬
‏‫- آره، جدی میگم!‬

01:14:20.962 --> 01:14:22.296
‏‫جدی میگم، برو بیرون!‬

01:14:22.396 --> 01:14:23.831
،‏‫شان مرده
من تنها کسی ام که برات مونده

01:14:23.931 --> 01:14:25.266
‏‫عزیزم، داری چیکار میکنی؟‬

01:14:25.266 --> 01:14:27.535
‏‫اگه پاک باشیم، می‌تونیم دوباره شروع کنیم

01:14:27.635 --> 01:14:28.636
‏‫مامان؟‬

01:14:28.703 --> 01:14:30.271
‏‫عزیزم، عزیزم، عزیزم، عزیزم، عزیزم

01:14:30.470 --> 01:14:32.139
‏‫بیا اینجا، بیا اینجا، بیا اینجا

01:14:32.239 --> 01:14:33.841
‏‫بیا اینجا، بیا اینجا

01:14:40.414 --> 01:14:42.682
،‏‫عزیزم، عزیزم، عزیزم، عزیزم
حالت خوبه؟‬

01:14:42.750 --> 01:14:45.019
نه، نه -
‏‫آروم باش، آروم باش، آروم باش‬ -

01:14:45.152 --> 01:14:47.188
،آروم باش، درست میشه
همه چی درست میشه

01:14:47.188 --> 01:14:49.090
،‏‫نه، درست نمیشه
هیچ وقت درست نمیشه

01:14:49.290 --> 01:14:51.292
،‏‫میخوام بری بیرون
!برو بیرون

01:14:54.161 --> 01:14:55.663
‏‫تو کاملا درست میگفتی، اوون

01:14:55.730 --> 01:14:59.033
‏‫انگار یه نیروهای عظیم و بزرگی وجود دارن

01:14:59.133 --> 01:15:01.501
‏‫که بسیار فراتر از کنترل ما هستن،‬

01:15:01.669 --> 01:15:04.005
،‏‫دارن ما رو کنترل میکنن
همه‌چیو کنترل میکنن

01:15:04.905 --> 01:15:06.340
‏‫همش کدگذاری شده‌س

01:15:06.440 --> 01:15:08.709
،‏‫همه‌چی از قبل تعیین شده‌س
توی ژن‌های لعنتی ما‬

01:15:08.809 --> 01:15:10.444
‏‫و توی تاریخ و این چیزا

01:15:10.578 --> 01:15:12.713
ینی میگم ما فکر میکنیم کی هستیم؟

01:15:14.749 --> 01:15:17.918
،‏‫هیچ انتخابی وجود نداره
هیچ کاری نمیتونیم بکنیم

01:15:18.986 --> 01:15:19.987
کاری نیس که بتونیم انجام بدیم

01:15:20.054 --> 01:15:21.856
‏‫هیچ کاری نیس که بتونیم انجام بدیم

01:15:21.922 --> 01:15:23.491
‏‫هیچ کاری نمیتونیم بکنیم

01:15:23.778 --> 01:15:25.778
"خانۀ اوون"
"بیستم دسامبر 2013"

01:15:25.836 --> 01:15:29.836
.رفتم خونه ی مامانم اینا، یه کم استراحت کن"
".یادت باشه اینم میگذره، چیزی خواستی زنگ بزن
«اوون»

01:15:31.999 --> 01:15:33.467
‏‫این یه الگوئه

01:15:36.303 --> 01:15:37.804
‏‫این یه الگوئه

01:15:42.455 --> 01:15:44.455
"بیست‌ویکم دسامبر 2013، ساعت 03:33"

01:15:47.548 --> 01:15:49.250
‏‫شان بهم زنگ زد

01:15:51.619 --> 01:15:53.319
‏‫نمیدونم چطوری

01:15:59.660 --> 01:16:01.528
‏‫دوباره داره زنگ میزنه

01:16:07.902 --> 01:16:09.436
‏‫الو، شان؟‬

01:16:13.441 --> 01:16:15.075
‏‫صداتو نمیشنوم، شان

01:16:17.211 --> 01:16:18.979
‏‫چی؟ آهنگه؟‬

01:16:34.694 --> 01:16:37.394
...ای خدا... چه خبر شده

01:17:17.304 --> 01:17:18.705
‏‫این دیگه چیه...؟‬

01:17:22.476 --> 01:17:23.976
وای دهنتو

01:17:47.301 --> 01:17:49.870
‏‫طلای آلوارادو
[کاشف اسپانیایی]

01:18:00.681 --> 01:18:03.817
،خب، خیله خب
خیله خب، اینجا بود

01:18:04.084 --> 01:18:08.389
‏‫دیشب اینجا بود...‬
‏‫درست اینجا بود، ولی...‬

01:18:09.924 --> 01:18:11.225
‏‫پیداش کردم

01:18:11.759 --> 01:18:14.995
،‏‫من اونجا بودم
‏‫من توی خونه درختی بودم

01:18:15.062 --> 01:18:18.065
‏‫یه جوری سر از اینجا درآوردم،‬
‏‫ولی من اونجا بودم

01:18:20.034 --> 01:18:21.769
‏‫نوار شان رو پیدا کردم

01:18:22.736 --> 01:18:24.271
‏‫من فیلمشو دارم

01:18:25.706 --> 01:18:28.643
‏‫خدایا، من دیوونه نیستم،
‏‫شان دیوونه نبود

01:18:28.742 --> 01:18:31.178
--ام‌کی‌هکس واقعا وجود دا

01:18:31.312 --> 01:18:33.380
،‏‫البته که شک داشتم
‏‫چطور میتونستم شک نداشته باشم؟‬

01:18:33.580 --> 01:18:35.015
خب هر آدم عاقلی شک میکنه

01:18:35.015 --> 01:18:37.418
‏‫این از اون چیزاییه‬
‏‫که باید ببینی تا باور کنی

01:18:37.519 --> 01:18:40.788
.‏‫و من دیدمش
نمیتونم توضیح بدم‬... ‏‫چی دیدم

01:18:40.888 --> 01:18:42.623
‏‫میدونی، انگار که من...‬

01:18:43.190 --> 01:18:46.393
‏‫یه فضای خالی توی مغزم هست‬

01:18:46.493 --> 01:18:50.431
‏‫هر وقت که سعی میکنم بهش فکر کنم
...نمی... نمیتونم کلماتو پیدا کنم

01:18:51.332 --> 01:18:52.732
‏‫یا افکار رو

01:19:00.407 --> 01:19:02.176
‏‫یه کابوس دیدم

01:19:03.244 --> 01:19:04.979
‏‫همون کابوس لعنتیو دیدم

01:19:09.413 --> 01:19:11.113
من دارمش

01:19:12.331 --> 01:19:14.231
"بیست‌وپنجم دسامبر 2013"

01:19:14.287 --> 01:19:16.324
‏‫کریسمس مبارک، مامان

01:19:19.724 --> 01:19:21.124
‏‫اوه، دهنتو--

01:19:20.756 --> 01:19:22.756
"سوم ژانویه 2014"

01:19:25.566 --> 01:19:26.867
ینی چی آخه

01:19:28.135 --> 01:19:29.536
‏‫نیکول

01:19:31.372 --> 01:19:34.041
‏‫نیکول، باید--‬ -
ببین، بهت گفتم ولم کن -

01:19:35.109 --> 01:19:36.844
،‏‫نیکول، خواهش میکنم
خواهشا، باید حرف بزنیم

01:19:36.911 --> 01:19:39.680
‏‫- فقط برو، تیم، خواهش میکنم
ببین، می‌دونم خراب کردم -

01:19:39.847 --> 01:19:42.016
‏‫می‌دونم لاشی بازی درآوردم
ولی این قضیه مهمه

01:19:42.116 --> 01:19:43.951
گوش کن، دیگه نمیخوام باهات حرف بزنم‬

01:19:44.018 --> 01:19:45.085
‏‫و اینو خیلی واضح گفتم

01:19:45.152 --> 01:19:47.822
‏‫- پس لطفا فقط تنهام بذار
!پیداش کردم -

01:19:47.955 --> 01:19:49.523
ام‌کی‌هکس

01:19:50.725 --> 01:19:52.160
‏‫پیداش کردم

01:19:53.695 --> 01:19:56.831
...‏‫نیکول، خواهش میکنم
دیگه نمیدونم با کی حرف بزنم

01:19:58.599 --> 01:20:00.333
‏‫- پیداش کردم
چرت و پرت میگی؟ -

01:20:08.175 --> 01:20:09.209
‏‫بیخیال!‬

01:20:09.310 --> 01:20:11.312
‏‫- باید بریم به سمت ماشین!‬
‏‫- زود باش!‬

01:20:11.445 --> 01:20:12.781
‏‫پس تو هم ام‌کی‌هکس رو دیدی؟‬

01:20:15.049 --> 01:20:16.583
‏‫خب، نظرت چیه؟‬

01:20:17.885 --> 01:20:19.586
‏‫من هیچی ازش یادم نمیاد

01:20:20.487 --> 01:20:23.057
‏‫من... من... من یادم نمیاد‬
‏‫چه شکلی بود، یا...‬

01:20:23.290 --> 01:20:26.460
،‏‫چطوری رسیدم خونه
یا چه بلایی‬ ‏‫سر خونه درختی اومد...

01:20:26.927 --> 01:20:28.595
‏‫من... من فقط... نمیدونم

01:20:30.230 --> 01:20:31.766
‏‫ولی تو فیلمای منو دیدی، مگه نه؟

01:20:32.566 --> 01:20:35.235
دیدی که خونه درختی اونجا بود، نه؟ -
آره -

01:20:37.204 --> 01:20:38.739
خیله خب، خوبه

01:20:39.973 --> 01:20:40.974
‏‫خوبه

01:20:46.514 --> 01:20:47.982
‏‫- نیکول؟‬
‏‫- بله؟‬

01:20:51.385 --> 01:20:53.454
‏‫- من--‬
‏‫- آماده‌س

01:20:55.155 --> 01:20:57.191
‏‫- چی؟‬
‏‫- این آماده‌س، آماده ای؟‬

01:20:59.661 --> 01:21:02.162
‏‫آره... آره، بریم تو کارش

01:21:53.415 --> 01:21:55.415
‏‫من کلید رو میسازم

01:21:58.353 --> 01:22:00.021
‏‫من دروازه رو باز میکنم

01:22:03.356 --> 01:22:06.693
‏‫ما بهش توهین کردیم.‬
.باید مجازات بشیم

01:22:11.633 --> 01:22:12.867
!یا اییر هامور

01:22:12.966 --> 01:22:14.802
!یارلوحور کزاثگول

01:22:18.606 --> 01:22:20.408
‏‫- نمی‌تونیم--‬
‏‫- نه، باید بریم‬ پیش پلیس

01:22:20.408 --> 01:22:22.911
...باید به یکی بگیم -
نیکول، علامتی که شان ازش فیلم گرفتو دیدی -

01:22:22.976 --> 01:22:24.978
باشه، یه گروه هایی اون بیرونن
و اونا شاید بتونن بهت کمک کنن

01:22:25.045 --> 01:22:27.546
کی میدونه کیا ممکنه آلوده شده باشن؟

01:22:31.351 --> 01:22:34.955
‏‫نیکول، من...
من ترسیدم، خب؟‬

01:22:42.095 --> 01:22:44.566
داشتم خواب میدیدم -
تیم، باید یه کمکی بهت بکنیم -

01:22:44.632 --> 01:22:46.200
‏‫نه، نمیتونیم، باید‬ ‏‫از اینجا بریم

01:22:46.300 --> 01:22:49.269
‏‫اینجا امن نیس،
و نمیدونم‬ ‏‫چقدر وقت دارم که...‬

01:22:50.737 --> 01:22:52.506
‏‫تیم؟ تیم؟‬

01:22:52.885 --> 01:22:54.885
"خانۀ اوون"
"سوم ژانویه 2014"

01:22:53.440 --> 01:22:54.609
‏‫ببین، ما فقط میریم تو،‬

01:22:54.742 --> 01:22:56.945
،جعبه رو برمیداریم
‏‫هاردها رو، همه رو

01:22:57.010 --> 01:22:58.813
‏‫بعدش از اینجا میریم، باشه؟‬

01:23:02.115 --> 01:23:03.316
‏‫باشه

01:23:05.018 --> 01:23:06.386
‏‫خیله خب، بریم

01:23:29.476 --> 01:23:32.079
‏‫- آماده ای؟‬
‏‫- آره، میریم و برمیگردیم

01:24:16.558 --> 01:24:17.992
‏‫هی، بچه ها؟‬

01:24:22.764 --> 01:24:24.265
‏‫استیو؟‬

01:24:26.666 --> 01:24:27.967
‏‫اوون؟‬

01:24:30.570 --> 01:24:31.873
‏‫شماها خوبین؟‬

01:24:32.874 --> 01:24:34.809
‏‫فقط جعبه رو بردار، تیم

01:24:45.152 --> 01:24:47.454
،‏‫تیم، جعبه رو بردار
!جعبه رو بردار

01:25:24.525 --> 01:25:26.861
‏‫- خـ-خـ- خوبی؟‬
‏‫- من خوبم‬

01:25:27.160 --> 01:25:28.495
‏‫باشه، بریم،‬ ‏‫بریم، بریم!

01:25:28.496 --> 01:25:29.964
‏‫نه، نه، نه، وسایلو بردار!‬
‏‫باید وسایلو برداریم!‬

01:25:30.630 --> 01:25:33.067
‏‫- عجله کن!‬
‏‫- همه چی خیسه!‬

01:25:33.133 --> 01:25:34.267
‏‫من دیگه چه غلطی‬ ‏‫باید میکردم؟‬

01:25:34.334 --> 01:25:35.335
‏‫برو، برو، برو!‬

01:25:35.435 --> 01:25:36.671
‏‫- دیگه تموم شد؟‬
‏‫- امیدوارم که شده باشه!‬

01:25:36.971 --> 01:25:39.107
‏‫زود باش، باید بریم، باید بریم!‬

01:25:47.180 --> 01:25:48.850
‏‫برو، برو برو! زود باش زود باش!‬

01:25:52.189 --> 01:25:54.189
"آپارتمان نیکول"
"چهارم ژانویه 2014"

01:25:52.219 --> 01:25:54.087
‏‫می‌خوای اون قضیه رو توضیح بدی؟‬

01:25:54.922 --> 01:26:00.460
‏‫آره، فکر کردم از اونجایی که
در معرض ام‌کی‌هکس قرار گرفتی‬

01:26:00.528 --> 01:26:04.666
‏‫بهتره که علائمت رو ثبت کنیم

01:26:04.799 --> 01:26:06.968
‏‫- جنون و دیوونگی؟‬
‏‫- علائمت رو، فقط محض احتیاط‬

01:26:07.001 --> 01:26:08.636
‏‫یه راهی واسه بیرون رفتن
از این قضیه پیدا میکنیم، خب؟‬

01:26:08.670 --> 01:26:10.938
‏‫نه، من هنوزم فکر میکنم
باید از اینجا بریم‬

01:26:11.005 --> 01:26:12.774
،‏‫و از شهر هم بزنیم بیرون
فقط بریم، فرار کنیم

01:26:12.840 --> 01:26:15.043
‏‫تیم، نگرانم اگه بریم،‬

01:26:15.143 --> 01:26:17.477
‏‫علائمت بدتر بشن

01:26:18.780 --> 01:26:20.515
...ای خدا

01:26:27.121 --> 01:26:28.622
‏‫اشتباه میکردم

01:26:30.992 --> 01:26:32.193
چی؟‬

01:26:35.663 --> 01:26:37.131
‏‫اشتباه میکردم، نیکول

01:26:42.670 --> 01:26:44.205
‏‫من... معذرت میخوام

01:26:48.810 --> 01:26:50.678
‏‫فقط یه کم استراحت کن، باشه؟‬

01:26:59.854 --> 01:27:02.690
‏‫نیکول؟
نیکول؟‬

01:27:08.763 --> 01:27:10.064
‏‫اه!‬

01:27:13.433 --> 01:27:14.834
‏‫عجب...

01:27:25.907 --> 01:27:28.007
"ششم ژانویه 2014"

01:27:26.013 --> 01:27:27.615
‏‫خب، داشتم چیزا رو بررسی میکردم‬

01:27:27.715 --> 01:27:29.517
‏‫و فکر کنم یه چیزی پیدا کردم

01:27:30.283 --> 01:27:33.154
،‏‫تیم نمیاد اینجا
چون یه چیزی راجب مانیتور اذیتش میکنه

01:27:33.221 --> 01:27:34.754
اینو گوش کنین

01:27:35.223 --> 01:27:37.792
‏‫یه دانشمنده هست،‬
‏‫یه دانشمند نازیِ سابق

01:27:38.258 --> 01:27:39.259
‏‫یه نازی؟‬

01:27:39.326 --> 01:27:41.229
‏‫آره بابا،‬
‏‫باید نازی بوده باشه، خب؟‬

01:27:41.294 --> 01:27:42.930
‏‫دکتر توفل.‬

01:27:43.263 --> 01:27:46.299
‏‫توفل یا تویفل، فکر کنم‬
‏‫قبلاً این اسمو شنیدم

01:27:47.400 --> 01:27:51.572
‏‫یادداشتی بنام
"زیرپروژه ی 1101دی"

01:27:51.672 --> 01:27:54.208
"‏‫"با احترام،‬ ‏‫دکتر ویکتور جی. توفل،‬

01:27:54.274 --> 01:27:57.445
‏‫"سرپرست دانشمندان، بخش پروپاگاندا،‬
‏‫تی.اس.اس."

01:27:58.411 --> 01:28:00.515
‏‫تیم گفت نتونسته‬
‏‫چیزی درباره این یارو پیدا کنه،‬

01:28:00.615 --> 01:28:02.449
‏‫ولی در کمال تعجب،‬

01:28:02.517 --> 01:28:06.687
‏‫فکر کنم اوضاع داره عوض میشه‬
‏‫چون من پیداش کردم، دکتر توفل رو،‬

01:28:06.821 --> 01:28:10.457
‏‫یا حداقل یه‬
‏‫ویکتور گرهارت توفل‬ نامی رو

01:28:10.625 --> 01:28:13.795
‏‫تو یه مرکز نگهداری سالمندان،‬
‏‫چند ساعت با اینجا فاصله داره

01:28:23.590 --> 01:28:25.590
"هفتم ژانویه 2014"

01:28:29.477 --> 01:28:30.678
داداش

01:28:32.713 --> 01:28:34.014
آهنگو دوست نداری؟

01:28:39.520 --> 01:28:40.855
‏‫این چیه؟‬

01:28:43.323 --> 01:28:44.826
از اینا گوش نمیدی؟

01:28:50.797 --> 01:28:52.499
‏‫نمیدونم‬ ‏‫چطور میتونی
این آشغالو بخوری

01:28:52.567 --> 01:28:53.668
ینی چی؟
خوشمزه‌س که

01:28:53.668 --> 01:28:55.402
‏‫- بدمزه‌س!‬
‏‫- نه.‬

01:28:55.502 --> 01:28:57.138
‏‫پنیر مصنوعیه

01:28:57.205 --> 01:28:58.739
واسم مهم نیست‬
‏‫که پنیرش مصنوعیه

01:28:59.140 --> 01:29:01.374
‏‫- بیخیال، بیشتر بردار‬
‏‫- دارم برمیدارم‬

01:29:09.951 --> 01:29:12.385
‏‫- من این کارو زیاد انجام دادم‬
‏‫- چیو؟‬

01:29:13.486 --> 01:29:17.892
‏‫مثلاً بذارم حس ترس زندگیمو بچرخونه
و برام تصمیم بگیره

01:29:17.992 --> 01:29:20.595
‏‫تو، روزنامه‌نگارِ کارآموزِ نترس؟‬

01:29:21.395 --> 01:29:23.463
خواهشا بگو الکی میگی

01:29:24.464 --> 01:29:27.835
‏‫چرا؟‬
‏‫مگه تو تاحالا از چیزی نترسیدی؟‬

01:29:32.840 --> 01:29:34.475
‏‫الان میترسم

01:29:35.076 --> 01:29:36.077
‏‫آره

01:29:36.878 --> 01:29:39.379
‏‫"از هر چی بترسی سرت میاد."
شان اینم نوشته، مگه نه؟‬

01:29:40.848 --> 01:29:42.383
‏‫آره، نوشته

01:29:45.987 --> 01:29:47.955
‏‫تا حالا چیزی درباره قانون جذب شنیدی؟‬

01:29:48.856 --> 01:29:52.793
‏‫منظورت اون مزخرفات هیپی‌وار معاصره
‏‫که میگن باور داشته باش و خلقش کن؟‬

01:29:52.894 --> 01:29:56.230
‏‫آره، ولی بیشتر شبیه اینه که افکار مثبت‬
‏‫منجر به نتایج مثبت میشن، در حالی که افکار منفی...‬

01:29:56.230 --> 01:29:58.533
،‏‫منجر به نتایج منفی میشن، آره
خب که چی؟‬

01:30:00.467 --> 01:30:03.771
‏‫"از هر چی بترسی سرت میاد"
یه جورایی شبیه اونه، نه؟‬

01:30:03.836 --> 01:30:05.339
‏‫یه نسخه‌ای از اونه

01:30:07.174 --> 01:30:08.509
‏‫آره، شاید، فکر کنم

01:30:08.509 --> 01:30:11.145
،‏‫به هر حال
قدیما مردم به قدرت اسامی اعتقاد داشتن

01:30:11.244 --> 01:30:13.347
،‏‫مثل تابوهای قدیمی
،مثلا چیزایی که نباید می‌گفتیم

01:30:14.782 --> 01:30:16.883
‏‫مثلا اسم کلمه "خرس" رو فراموش کردیم

01:30:17.450 --> 01:30:19.820
‏‫- همین الان گفتیش که‬
‏‫- نه، نه، اسم اصلیشو میگم‬

01:30:19.887 --> 01:30:20.921
‏‫"خرس" یعنی "قهوه‌ای"
[BEAR]

01:30:20.922 --> 01:30:22.657
‏‫اسلاوها میترسیدن اسمشو بگن،‬

01:30:22.757 --> 01:30:25.392
‏‫منظورم اسم اصلیشه،
از ترس اینکه احضارش کنن

01:30:26.226 --> 01:30:30.164
"از هرچی بترسی سرت میاد"
...فقط... فقط یه جوریه که انگار

01:30:31.464 --> 01:30:33.500
‏‫تیم!‬

01:30:36.404 --> 01:30:38.871
،‏‫قلبش داره با سرعت‬ ‏‫خیلی زیادی میزنه
باید دکتر خبر کنیم

01:30:39.907 --> 01:30:41.542
‏‫وای، هنری، هنری!‬

01:30:41.742 --> 01:30:44.111
،‏‫داره میاد
!داره میاد

01:30:47.017 --> 01:30:48.817
رسیدم به بالای هرم

01:30:48.841 --> 01:30:51.341
و حالا میدونم چیو از دست داده بودم

01:30:51.365 --> 01:30:54.965
!چون درون اون درخشش رو دیدم

01:30:57.692 --> 01:31:00.459
‏‫زبان فُبوس*، تست اول
[مظهر ترس و وحشت در اساطیر یونان باستان]

01:31:16.074 --> 01:31:17.674
‏‫اون پیدام کرد

01:31:27.421 --> 01:31:31.025
‏‫- بچه هامو نگیر‬
‏‫- اینجوری به نفع خودشونه‬

01:31:31.125 --> 01:31:32.126
‏‫به من اعتماد کن،‬

01:31:32.793 --> 01:31:33.961
اینجوری واسشون بهتره

01:31:34.028 --> 01:31:35.696
‏‫تو نمیتونی بچه های منو بدزدی!‬

01:31:42.635 --> 01:31:44.572
!زنیکه ی دیوونه

01:31:44.638 --> 01:31:47.141
‏‫نه، نه، نه!‬

01:31:48.442 --> 01:31:50.444
‏‫- یارلوحور کزاثگول‬
‏‫- عزیزم؟‬

01:31:52.580 --> 01:31:54.482
!یارلوحور کزاثگول

01:31:59.706 --> 01:32:01.186
باید قربانی کنم

01:32:01.210 --> 01:32:04.810
،این کلید باز کردن دروازه‌س
!بخاطر اینکه اون ما رو پیدا کرده

01:32:04.834 --> 01:32:07.334
!و ما بهش توهین کردیم

01:32:24.689 --> 01:32:28.289
دروازه در سرتاسر زمان و مکان باز میشه
...چون

01:32:28.413 --> 01:32:31.413
!ارباب کزاثگول داره تشریف فرما میشه

01:32:31.437 --> 01:32:34.237
!و ما باید مجازات بشیم

01:32:35.050 --> 01:32:36.850
یارلوحور کزاثگول

01:32:36.968 --> 01:32:38.968
یارلوحور کزاثگول

01:32:43.263 --> 01:32:44.531
‏‫حالت خوبه؟‬

01:32:44.732 --> 01:32:46.867
‏‫ما... ما کجاییم؟‬

01:32:47.134 --> 01:32:49.904
ما الان توی نزدیک ترین‬
کلانتری ای هستیم که تونستم پیدا کنم

01:32:49.904 --> 01:32:51.238
‏‫رمز عبورت چیه؟‬

01:32:51.238 --> 01:32:52.740
‏‫- چی؟‬
‏‫- رمز گوشیت؟‬

01:32:53.707 --> 01:32:55.076
8444

01:32:55.209 --> 01:32:57.378
‏‫چرا... چرا اومدیم پیش پلیس؟‬

01:32:59.814 --> 01:33:02.517
‏‫چون به کمک احتیاج داریم تیم، خب؟
تو به کمک احتیاج داری

01:33:03.816 --> 01:33:07.254
‏‫- اونا قرار نیس به ما کمک کنن
‏‫تیم، باید بریم، خب؟‬ -

01:33:07.354 --> 01:33:09.356
‏‫چقدر... چقدر بیهوش بودم؟‬

01:33:10.191 --> 01:33:11.726
‏‫فقط یه لحظه بیا اینجا

01:33:12.259 --> 01:33:13.761
‏‫- حاضری؟‬
‏‫- آره‬

01:33:23.437 --> 01:33:26.107
‏‫میتونم کمکتون کنم؟‬ -
‏‫- بله، باید با یه پلیس صحبت کنیم

01:33:26.207 --> 01:33:27.208
‏‫افسر پلیس، کارآگاه

01:33:27.274 --> 01:33:28.675
میخواید گزارش جرم بدید؟

01:33:28.676 --> 01:33:30.310
‏‫- آره، همون‬
‏‫- چه نوع جرمی؟‬

01:33:30.677 --> 01:33:32.980
‏‫قـ... قتل، ‏‫توطئه برای قتل

01:33:33.080 --> 01:33:35.983
‏‫- ما باید همین الان با یه افسر صحبت کنیم
بسیار خب، باید این فرمو پر کنید -

01:33:36.083 --> 01:33:37.518
...‏‫لازم نیست

01:33:37.586 --> 01:33:38.953
‏‫ایشون حالش خوبه؟‬
به دکتر احتیاج ندارین؟

01:33:38.953 --> 01:33:40.421
‏‫نه، نه، حالش خوب نیس

01:33:40.488 --> 01:33:43.156
ببینین، لطفاً فقط بذارید با یه نفر
که مسئولیت داره صحبت کنیم

01:33:43.491 --> 01:33:45.126
‏‫- باشه‬
‏‫- همین الان، لطفاً‬

01:33:45.226 --> 01:33:49.130
‏‫ممنون

01:33:53.602 --> 01:33:56.470
!مزخرفه
‏‫من حق و حقوقمو میدونم!‬

01:33:57.505 --> 01:33:59.173
‏‫من میدونم پرنده ها واقعی نیستن

01:34:00.341 --> 01:34:02.142
‏‫دارن سگای ما رو شستشوی مغزی میدن!‬

01:34:12.621 --> 01:34:15.890
‏‫پس شما اینجا هستید
که یه قتل رو گزارش بدید؟‬

01:34:15.990 --> 01:34:17.858
‏‫بله، بله، احتمالاً چند تا

01:34:19.326 --> 01:34:20.361
‏‫- چند تا؟‬
‏‫- بله‬

01:34:20.361 --> 01:34:23.397
‏‫و ما مدرک داریم،‬
‏‫فیلم، عکس،‬

01:34:24.365 --> 01:34:26.467
‏‫مدارک کتبی‬ ‏‫درباره این قتل‌ها

01:34:26.667 --> 01:34:28.637
‏‫و ما دلیلی داریم که باور کنیم‬
‏‫قتل‌های بیشتری هم اتفاق میفته

01:34:28.702 --> 01:34:31.640
‏‫خیله خب، بذار آروم‌تر پیش بریم
...و از

01:34:32.039 --> 01:34:33.474
از اول ماجرا شروع کنیم...

01:34:33.574 --> 01:34:36.410
‏‫درباره اولین‬ ‏‫قتل فرضی بهم بگو

01:34:37.711 --> 01:34:40.381
‏‫- برادرم بود‬
‏‫- برادرت به قتل رسید؟‬

01:34:40.481 --> 01:34:41.516
‏‫بله

01:34:43.083 --> 01:34:44.653
‏‫امشب این اتفاق افتاده؟
‏‫این خونِ مال همون قضیه‌س؟‬

01:34:44.653 --> 01:34:47.188
‏‫- نه.‬
‏‫- نه، توی... توی سپتامبر‬

01:34:47.721 --> 01:34:49.757
‏‫- شان...‬
‏‫- توی سپتامبر؟‬

01:34:50.291 --> 01:34:53.562
‏‫شماها گفتید خودکشی بوده

01:34:53.694 --> 01:34:55.863
،‏‫اون... اون به قتل رسیده
‏‫خودشو نکشته

01:34:57.698 --> 01:34:59.599
‏‫خیله خب، پس کی کشتتش؟‬

01:35:00.367 --> 01:35:03.103
‏‫اگه بهت بگیم،‬
‏‫تو رو هم میکشه

01:35:03.237 --> 01:35:04.773
‏‫- واقعاً؟‬
‏‫- خب، آره، منظور تیم اینه که‬

01:35:04.773 --> 01:35:08.309
‏‫اینه که ما ویدیوهایی از این افراد‬ ‏‫داریم،‬

01:35:08.309 --> 01:35:11.111
‏‫از شان، برادرش که شب قبل از مرگش‬
‏‫رفتارهای مشکوکی داشته

01:35:11.212 --> 01:35:13.079
‏‫- آره، دقیقاً.‬
...‏‫- بماند که‬ سوالاتی درمورد

01:35:13.079 --> 01:35:14.249
بذارین همینجا مکث کنیم

01:35:14.315 --> 01:35:17.017
ولی من هنوز نتونستم حرفامو بزنم -
میدونم، ولی میدونم میخوای به کجا برسی -

01:35:17.018 --> 01:35:19.053
‏‫ببین، اخیراً خیلی‬ ‏‫با این موضوع
مواجه شدیم، باشه؟‬

01:35:19.086 --> 01:35:20.522
‏‫بچه‌های کلانتری بهش میگن...‬

01:35:20.589 --> 01:35:22.022
‏‫هی، چونی، بهش چی میگن؟‬

01:35:22.222 --> 01:35:24.859
‏‫- جنایت واقعی، گروهبان
‏‫- آره،‬ اثر جنایت واقعی

01:35:24.859 --> 01:35:25.993
‏‫- راجبش چیزی شنیدی؟‬
‏‫- چی؟‬

01:35:26.260 --> 01:35:29.129
‏‫همش زیر سر پادکست ها
و برنامه‌های مستنده

01:35:29.930 --> 01:35:31.732
‏‫شماها برنامه "افسانه‌های ناخوشایند"
رو میبینید؟‬

01:35:31.899 --> 01:35:34.501
،‏‫بد نیس، بد نیس
ما اینجا تو کلانتری میبینیمش

01:35:35.269 --> 01:35:37.404
‏‫ببین، بخاطر همینه که،‬

01:35:37.672 --> 01:35:42.977
‏‫هر کارآگاه خودخوانده و جنگجوی کیبوردی
میاد اینجا به من بگه چطوری کارمو انجام بدم

01:35:42.977 --> 01:35:44.479
‏‫جنایت چی چی؟ ما... ما یه...‬

01:35:44.679 --> 01:35:45.813
‏‫ما مدرک یه قتلو داریم

01:35:45.913 --> 01:35:47.448
‏‫- یه جعبه پر از مدرک‬
‏‫- ببین، ببین!‬

01:35:47.549 --> 01:35:49.083
‏‫خانم، باید ازتون خواهش کنم
که آروم باشید

01:35:49.149 --> 01:35:51.418
‏‫آرومم، آرومم. آرومم، باشه؟
فقط ترسیدم

01:35:52.052 --> 01:35:53.453
‏‫از چی ترسیدی؟‬

01:35:53.622 --> 01:35:56.990
...از اونایی که
دارن تعقیبمون میکنن

01:35:57.057 --> 01:35:59.526
‏‫از اونایی که ممکنه برادرشو کشته باشن

01:36:00.394 --> 01:36:02.794
‏‫کی داره تعقیبتون میکنه؟‬ -
نمیدونم -

01:36:03.630 --> 01:36:04.630
جان!؟

01:36:04.665 --> 01:36:06.567
‏‫باید حرفامونو باور کنید

01:36:09.169 --> 01:36:10.872
‏‫- خواهش میکنم گوش بدید
‏‫- خیله خب‬

01:36:11.171 --> 01:36:12.906
‏‫- خواهش میکنم‬
‏‫- ببینید، این کارو میکنیم

01:36:13.407 --> 01:36:15.175
‏‫شما دو تا باید برید اونجا
پیش افسر چونی

01:36:15.276 --> 01:36:16.710
‏‫باید یه گزارش پر کنید

01:36:18.946 --> 01:36:20.946
‏‫- چشماتو ببند، چشماتو ببند!‬
‏‫- چی؟‬

01:36:20.976 --> 01:36:21.976
!زودباش

01:36:27.788 --> 01:36:30.659
‏‫- زود باش! بریم!‬
‏‫- تیم! تیم! چه خبر شده؟‬

01:36:39.266 --> 01:36:41.035
‏‫حالت خوبه؟
‏‫خوبی؟

01:36:41.168 --> 01:36:43.971
‏‫برو!‬

01:36:48.108 --> 01:36:49.410
‏‫لعنتی!‬

01:36:52.046 --> 01:36:54.181
‏‫زود باش!‬

01:37:00.888 --> 01:37:02.823
‏‫باید برسیم‬ ‏‫به ماشین! زود باش!‬

01:37:11.700 --> 01:37:13.535
‏‫تیم، تیم، تیم، تیم!‬

01:37:26.313 --> 01:37:28.215
‏‫بازم هستن!‬
‏‫بازم دارن میان!‬

01:37:32.219 --> 01:37:34.154
‏‫برو، برو، برو، برو، برو!‬

01:37:41.161 --> 01:37:43.161
میخوام برسونمت‬ بیمارستان، باشه؟‬
چیزیت نمیشه

01:37:43.196 --> 01:37:44.498
نه، نه

01:37:44.566 --> 01:37:47.736
‏‫نه، نه، باید بری‬ بیمارستان -
نه نه، فقط منو ببر دانشکده -

01:37:48.569 --> 01:37:51.371
‏‫- تو خونریزی داری!‬
...‏‫- خواهش میکنم... من

01:37:54.207 --> 01:37:55.976
پخشش میکنیم

01:37:57.044 --> 01:37:58.747
‏‫به کل دنیا میگیم

01:37:58.847 --> 01:38:00.381
‏‫- فشار بده‬
‏‫- باشه‬

01:38:00.914 --> 01:38:03.183
‏‫- آماده‌ای؟‬
‏‫- آره، آره. فقط، فقط...‬

01:38:13.595 --> 01:38:15.929
‏‫آخرین مصاحبه، به یاد قدیما

01:38:19.734 --> 01:38:21.368
‏‫نیکول،‬ ‏‫مجبور نیستیم این کارو بکنیم

01:38:21.435 --> 01:38:23.804
‏‫ها؟
تیم، اوکیش میکنم، خب؟

01:38:25.571 --> 01:38:28.241
‏‫فقط دنیا باید بدونه

01:38:33.848 --> 01:38:35.149
‏‫سلام، آمریکا

01:38:35.884 --> 01:38:37.552
‏‫اسم من نیکول مارتینه،‬

01:38:38.218 --> 01:38:40.988
‏‫و شما باید بدونید که
دولتتون داره بهتون دروغ میگه

01:38:42.757 --> 01:38:44.324
‏‫در طول جنگ سرد،‬

01:38:44.726 --> 01:38:47.796
...‏‫دولت سعی کرد که یه جورایی

01:38:47.896 --> 01:38:51.131
،یه دستگاه کنترل ذهن جمعی درست کنه...
"بنام "پروژه ام‌کی‌هکس

01:38:53.867 --> 01:38:55.637
‏‫- نیکول
‏‫- نه، نه، نه، نه، نه، نه‬

01:38:55.804 --> 01:38:57.204
‏‫باید تمومش کنم‬

01:38:57.272 --> 01:39:00.408
...خب، خیله خب
...پروژه ی ام‌کی‌هکس

01:39:03.745 --> 01:39:07.115
...‏‫دولت نتونست اونجوری که میخواست‬

01:39:07.448 --> 01:39:08.883
‏‫ذهن‌ها رو کنترل کنه‬...

01:39:09.416 --> 01:39:13.287
،‏‫در عوض
یه ماشین کابوس‌ساز درست کردن‬

01:39:13.353 --> 01:39:14.622
‏‫نیکول

01:39:16.522 --> 01:39:19.022
...‏‫یه دروازه ای رو باز کردن به

01:39:19.346 --> 01:39:20.370
یه چیز باورنکردنی...

01:39:20.794 --> 01:39:25.232
،‏‫یه چیزی که مرگ ما رو می‌خواد
--یه چیزی که داره از ام‌کی‌هکس استفاده میکنه

01:39:25.300 --> 01:39:27.901
‏‫- نیکول!‬
...‏‫- لعنت بهت، تیم! چرا نمیذاری تمومش کنم

01:39:28.000 --> 01:39:30.036
!نه، نگاه نکن

01:39:41.816 --> 01:39:42.817
‏‫نیکول؟‬

01:39:44.519 --> 01:39:45.520
‏‫نیکول؟‬

01:39:46.955 --> 01:39:48.957
‏‫هی، هی، نیکول. هی، پاشو

01:39:50.758 --> 01:39:51.759
‏‫نیکول؟‬

01:39:53.193 --> 01:39:55.530
،‏‫نه، نه، نه، نه
خواهش میکنم، نیکول

01:39:56.865 --> 01:39:59.666
‏‫من هیچ وقت بهش آسیب نمیزنم،
‏‫من هیچوقت همچین کاری نمیکنم

01:40:02.604 --> 01:40:05.239
‏‫یارلوحور کزاثگول!‬

01:40:42.442 --> 01:40:43.443
‏‫مامان؟‬

01:40:44.546 --> 01:40:48.348
‏‫جانم عزیزم، جانم پسرم

01:40:48.415 --> 01:40:49.849
‏‫عیبی نداره

01:40:52.554 --> 01:40:54.521
بذار برات یه ساندویچ درست کنم

01:40:54.589 --> 01:40:56.024
باشه؟

01:40:56.089 --> 01:40:57.659
‏‫- باشه‬
‏‫- خب؟‬

01:40:57.725 --> 01:40:58.993
مرسی مامان

01:41:03.964 --> 01:41:07.034
،‏‫مامان، دوست دارم
بابا هم دوس دارم

01:41:07.401 --> 01:41:08.970
من عاشق شماهام

01:41:09.836 --> 01:41:12.005
ما هم دوست داریم عزیزم

01:41:12.941 --> 01:41:15.610
حالا برو داخل استراحت کن، خب؟

01:41:15.777 --> 01:41:17.011
‏‫باشه

01:42:03.290 --> 01:42:05.192
‏‫اون باید بره پیش دکتر

01:42:07.829 --> 01:42:10.429
‏‫فکر میکنی یه روانشناس
پسرمونو بهتر از ما میشناسه؟‬

01:42:10.429 --> 01:42:13.466
بهتر از پدر مادرش؟ -
‏‫شاید یه روانشناس بتونه کمکش کنه‬ -

01:42:13.868 --> 01:42:15.136
‏‫خدا میدونه که ما تلاشمونو کردیم

01:42:15.235 --> 01:42:18.740
‏‫اون هیچ کاری نمیکنه جز اینکه،‬
‏‫تو اون اتاق بشینه و با اینترنت بازی کنه

01:42:20.675 --> 01:42:23.244
‏‫خب، اگه تو اینقدر لوسش نکرده بودی
اینجوری نمیشد

01:42:23.244 --> 01:42:25.747
‏‫- آها، دوباره شروع شد‬
‏‫- جدی میگم گلوریا‬

01:42:25.813 --> 01:42:28.381
،‏‫بچه آسیب‌پذیره، لطیفه
من اینجوری بارش نیاوردم

01:42:28.516 --> 01:42:31.552
،‏‫اون پسر تو هم هست
تو هم به اندازه من مقصری

01:42:32.987 --> 01:42:37.659
ببین، من فقط میگم
...شاید یه روانشناس

01:42:37.825 --> 01:42:40.561
همون متخصصی باشه که...
...بتونه یه جوری بهش کمک کنه

01:42:40.562 --> 01:42:42.864
پسر ما دیوونه نیس

01:42:43.196 --> 01:42:46.199
لازم نیس حتما دیوونه باشی
که بخوای بری پیش روانشناس

01:42:47.101 --> 01:42:50.437
ما فقط یکیو لازم داریم
که با بچه‌مون حرف بزنه

01:42:50.872 --> 01:42:53.274
چون اون به هیچ وجه
با ما حرف نمیزنه

01:42:55.842 --> 01:42:58.880
حق با توئه -
...شاید کمک کنه بفهمیم قضیه چیه -

01:42:58.880 --> 01:43:01.682
و میتونه واسه برنامه ریزیای آینده
بهش کمک کنه

01:43:01.683 --> 01:43:04.652
،چون وضعیتی که الان گرفتارشه
واقعا منو میترسونه عزیزم

01:43:04.886 --> 01:43:06.286
من هم همینطور

01:43:06.310 --> 01:43:08.310
باید امتحانش کنیم

01:43:09.256 --> 01:43:10.858
اون فرشته ی ماست

01:43:12.359 --> 01:43:15.029
!یارلوحور کراثگول

01:43:17.031 --> 01:43:19.133
!نه

01:43:25.772 --> 01:43:28.275
!وای... خدایا... نه

01:43:30.077 --> 01:43:32.947
تو خوبی؟ -
نه -

01:43:44.556 --> 01:43:46.556
!لطفا این کارو نکن

01:43:50.064 --> 01:43:51.365
وای خدا

01:43:52.033 --> 01:43:53.201
وای خدا

01:43:54.035 --> 01:43:56.035
...نه نه نه نه نه

01:44:17.290 --> 01:44:18.491
اینجا چیکار میکنی؟

01:44:18.492 --> 01:44:20.561
تو کشتیش -
جان؟ -

01:44:23.965 --> 01:44:25.732
!تو شانو کشتی

01:44:26.601 --> 01:44:28.336
کار احمقانه ای نکن پسر

01:44:29.237 --> 01:44:31.373
تیم؟
تیم؟

01:44:34.142 --> 01:44:35.143
!تیم

01:44:35.143 --> 01:44:36.844
!کار تو بوده -
!تیم -

01:45:07.374 --> 01:45:10.845
،شان بیمار نیس
اون دیوونه نیس

01:45:11.279 --> 01:45:14.447
ببین، لازم نیس حتما دیوونه باشی
که بخوای بری پیش روانشناس

01:45:15.917 --> 01:45:19.620
ما فقط یکیو لازم داریم
که با بچه‌مون حرف بزنه

01:45:27.795 --> 01:45:29.630
چون اون به هیچ وجه
با ما حرف نمیزنه

01:45:33.466 --> 01:45:35.466
میدونم

01:45:44.712 --> 01:45:48.816
شاید این کار بتونه کمکمون کنه
بفهمیم قضیه چیه

01:45:49.016 --> 01:45:52.687
و میتونه واسه برنامه ریزیای آینده
بهش کمک کنه

01:45:52.753 --> 01:45:56.389
،چون وضعیتی که الان گرفتارشه
واقعا منو میترسونه عزیزم

01:45:58.326 --> 01:46:00.728
،انجامش نمیدم
من انجامش نمیدم

01:46:01.394 --> 01:46:04.198
...من
کنترلم دست خودمه

01:46:04.397 --> 01:46:07.568
...تویی که... به من
!توهین کردی

01:46:07.969 --> 01:46:09.270
بیا بریم بخوابیم

01:46:10.238 --> 01:46:13.074
اوه، اون نگاهو میشناسم -
چه نگاهی؟ -

01:46:14.075 --> 01:46:16.777
چطوره تو بری تختو گرم کنی
تا من بیام، ها؟

01:46:22.550 --> 01:46:25.253
چون یه نفر باید آشغالا رو
ببره بیرون

01:46:25.385 --> 01:46:27.221
من میبرم -
نه نه، خودم میبرم -

01:47:02.123 --> 01:47:03.490
شان؟

01:47:04.792 --> 01:47:06.260
شااااان؟

01:47:08.629 --> 01:47:11.431
!وای نه... وای خدا

01:47:12.432 --> 01:47:14.032
!وای خدا

01:47:16.904 --> 01:47:19.604
...مامان... بابا

01:47:37.993 --> 01:47:42.493
،نه... نه، چیزی نشنو
!چیزی نشنو

01:47:42.830 --> 01:47:45.866
!چیزی نبین، چیزی نشنو

01:47:46.133 --> 01:47:48.803
!چیزی نشنو، چیزی نبین

01:47:57.477 --> 01:47:59.847
،طلوع نزدیکه
میتونم حسش کنم

01:48:00.348 --> 01:48:03.551
،اونا تمام شب منو اینجا نگه داشتن
ازم میخوان که تمومش کنم

01:48:03.651 --> 01:48:05.119
ازم میخوان پخشش کنم

01:48:05.152 --> 01:48:06.353
باید پخشش کنیم

01:48:06.420 --> 01:48:09.290
تا بقیه هم بتونن
اون موسیقی رو بشنون

01:48:09.623 --> 01:48:12.994
،بخاطر همه چیز متاسفم
تمام تقصیرا گردن منه

01:48:13.094 --> 01:48:16.096
،حتی با اینکه اون درون وجودم بوده
اما کار من بود

01:48:16.097 --> 01:48:19.666
،من بودم که از هرم بالا رفتم
من بودم که کلید رو بهشون دادم

01:48:19.733 --> 01:48:21.068
و بیشتر از اینا نیاز داره

01:48:21.068 --> 01:48:23.537
"از هرچی بترسی سرت میاد"
این حرفو باور نکنین

01:48:23.603 --> 01:48:24.638
هیچکدوم از اینا رو باور نکنین

01:48:24.638 --> 01:48:26.674
!به اینا گوش نکنین
!به اینا گوش نکنین

01:48:26.740 --> 01:48:28.676
!بهش زندگی نبخشین
!نکنین! گوش نکنین

01:48:28.743 --> 01:48:30.244
!فقط انجامش ندین

01:48:30.268 --> 01:48:35.268
  جديدترين اخبار فيلم و سريال در کانال تلگرام و پیج اینستاگرام :
  .:: @MiraMovie1 ::.
  .:: @myZedMovie ::.

01:48:35.292 --> 01:48:46.292
  جديدترين اخبار فيلم و سريال در کانال تلگرام و پیج اینستاگرام :
  .:: @MiraMovie1 ::.
  .:: @myZedMovie ::.