﻿WEBVTT

00:00:20.000 --> 00:00:27.000
<b><c.color00abfd> دانلود فیلم و سریال با زیرنویس چسبیده
  ..:: MiraMovie.Top ::..</c></b>
  <b><c.colorFFC947> ..:: MyZed.Top ::..</c></b>

00:00:27.540 --> 00:00:30.290
‫...خیلی هیجان‌انگیزه. کلی
‫ازم سؤال پرسید. پرسید...‬

00:00:30.370 --> 00:00:32.620
‫...سؤالایی مثل اینکه چطور وارد معماری شدم.‬

00:00:32.700 --> 00:00:36.450
‫وای، خواستگاری جلوی همه خیلی جرئت می‌خواد.‬

00:00:36.540 --> 00:00:38.660
‫نکنه می‌خواد روی زیپ‌لاین
‫ازش خواستگاری کنه، هان؟‬

00:00:39.790 --> 00:00:41.120
‫فکر کنم الان انجامش می‌ده.‬

00:00:41.200 --> 00:00:44.000
‫- اینجا چقدر قشنگه.‬
‫- می‌خواستم یه چیزی ازت بپرسم.‬

00:00:44.080 --> 00:00:48.700
‫ما الان دو ساله که همدیگه رو می‌شناسیم،‬
‫و من هر روز خوشحالم که باهات آشنا شدم.‬

00:00:48.790 --> 00:00:51.250
‫خب، ماوی شیمشک،‬

00:00:52.370 --> 00:00:53.330
‫با من...؟‬

00:00:54.950 --> 00:00:57.250
‫وایستا، ماوی، مواظب باش! تو خیلی...!‬

00:00:57.330 --> 00:00:58.660
‫ماوی!‬

00:01:00.750 --> 00:01:02.290
‫ماوی!‬

00:01:02.370 --> 00:01:04.330
‫- گند زد.‬
‫- موسی!‬

00:01:04.410 --> 00:01:06.540
‫آخه آدم چطور می‌تونه
‫خواستگاریش رو گند بزنه؟‬

00:01:06.620 --> 00:01:09.250
‫گند نزد که. افتادن.‬

00:01:09.910 --> 00:01:11.620
‫اصلاً پرسید؟‬

00:01:11.700 --> 00:01:12.540
‫نه.‬

00:01:12.620 --> 00:01:14.950
‫به نظرم قبل اینکه بپرسه، عمداً پرید.‬

00:01:15.040 --> 00:01:17.830
‫- پسر!‬
‫- فقط نظرمو گفتم. ماوی از سرش زیادیه.‬

00:01:17.910 --> 00:01:19.910
‫- یعنی چی؟‬
‫- مگه چی گفتم؟‬

00:01:32.950 --> 00:01:35.200
‫- فکر کنم جان می‌خواست...‬
‫- چی؟‬

00:01:37.000 --> 00:01:38.790
‫فکر کنم می‌خواست خواستگاری کنه.‬

00:01:39.450 --> 00:01:40.410
‫وای!‬

00:01:43.040 --> 00:01:44.830
‫ولی تو از کجا می‌دونی؟‬

00:01:45.750 --> 00:01:46.950
‫خوشحال نیستی؟‬

00:01:48.040 --> 00:01:50.410
‫- خوشحال نیستی.‬
‫- معلومه که خوشحالم.‬

00:01:50.500 --> 00:01:53.160
‫خب، اگه واقعاً داشت این اتفاق می‌افتاد.‬

00:01:53.250 --> 00:01:55.500
‫- ولی...‬
‫- ولی چی؟‬

00:01:55.580 --> 00:01:57.450
‫مجبورم نکن حرف از زیر زبونت بکشم.‬

00:01:57.540 --> 00:02:00.080
‫اولاً، من عاشق جانم.‬
‫در این مورد هیچ شکی نیست.‬

00:02:00.160 --> 00:02:01.200
‫خب. دوماً؟‬

00:02:01.290 --> 00:02:03.080
‫دوماً، برای جان همه‌چیز راحته.‬

00:02:03.160 --> 00:02:04.160
‫ولی ازدواج؟‬

00:02:04.250 --> 00:02:06.500
‫انگار دارم تصمیم می‌گیرم‬
‫برای همیشه تو هامبورگ بمونم.‬

00:02:06.580 --> 00:02:08.700
‫من تازه اون جایزه معماری رو بردم.‬

00:02:08.790 --> 00:02:11.660
‫بالاخره داره اتفاق می‌افته.‬
‫شاید بخوام خارج از کشور کار کنم.‬

00:02:11.750 --> 00:02:15.620
‫شاید اون چیزای متفاوتی از من بخواد.‬
‫من فقط می‌ترسم.‬

00:02:17.500 --> 00:02:19.790
‫ماوی، شما دو تا باید با هم حرف بزنید.‬

00:02:20.370 --> 00:02:22.450
‫بهش بگو تو فکرت چی می‌گذره.‬

00:02:24.910 --> 00:02:27.700
‫ولی جداً، نقشه دومت چیه؟‬
‫نقشه دوم داری، مگه نه؟‬

00:02:27.790 --> 00:02:30.830
‫اذیت نکن.‬
‫تو کار و زندگی نداری؟‬

00:02:30.910 --> 00:02:33.330
‫که یه وقت ضایع نشی.‬

00:02:33.410 --> 00:02:36.290
‫موسی، بسه دیگه، باشه؟‬

00:02:36.370 --> 00:02:38.290
‫چرا همین الان ازش خواستگاری نمی‌کنی؟‬

00:02:38.370 --> 00:02:39.950
‫الان هیچی ساده نیست.‬

00:02:40.540 --> 00:02:42.790
‫اون آمادگیشو نداره.‬

00:02:42.870 --> 00:02:44.620
‫- تو آمادگیشو نداری.‬
‫- باشه.‬

00:02:44.700 --> 00:02:48.660
‫- من کاملاً گیج شدم.‬
‫- اگه من جای تو بودم، یا الان یا هیچ‌وقت.‬

00:02:49.540 --> 00:02:50.580
‫جان؟‬

00:02:51.660 --> 00:02:53.290
‫بیا. فقط دستمال کاغذی داشتن.‬

00:02:53.370 --> 00:02:55.950
‫- با کی حرف می‌زدی؟‬
‫- آه، موسی بود.‬

00:02:56.450 --> 00:02:58.250
‫همیشه سعی می‌کنه رو اعصابم راه بره.‬

00:02:58.830 --> 00:03:00.040
‫شماها خیلی باحالین.‬

00:03:00.120 --> 00:03:03.160
‫خانواده منم رو مخن.‬
‫همیشه یه چیزی ازم می‌خوان.‬

00:03:03.250 --> 00:03:05.500
‫داشتن یه خانواده بزرگ خیلی خوبه.‬

00:03:06.540 --> 00:03:09.000
‫- کاش منم یکی داشتم.‬
‫- تو به زودی...‬

00:03:09.080 --> 00:03:10.540
‫تو دیگه یکی از مایی.‬

00:03:12.330 --> 00:03:13.410
‫مرسی.‬

00:03:13.500 --> 00:03:14.830
‫دارم از گشنگی می‌میرم.‬

00:03:14.910 --> 00:03:16.950
‫وای! شام ترکی!‬

00:03:17.040 --> 00:03:19.660
‫نمی‌دونستم تو اتریش... چی‌کوفته!‬

00:03:25.830 --> 00:03:27.450
‫ماوی، می‌خواستم بپرسم...‬

00:03:35.450 --> 00:03:36.450
‫خوبم.‬

00:03:37.620 --> 00:03:40.620
‫- فقط یکم تنده.‬
‫- دستور پخت بابامه.‬

00:03:41.120 --> 00:03:43.750
‫- خب، چیزی که می‌خواستم ازت بپرسم...‬
‫- واقعاً تنده.‬

00:03:50.370 --> 00:03:52.370
‫- چیزی که می‌خواستم ازت بپرسم...‬
‫- خب؟‬

00:04:03.040 --> 00:04:04.250
‫ای بابا.‬

00:04:05.080 --> 00:04:07.410
‫کاش می‌دونستی چقدر زیبایی.‬

00:04:08.000 --> 00:04:09.160
‫یعنی چی؟‬

00:04:09.250 --> 00:04:12.250
‫عزیزم، کاش می‌دونستی‬
‫چقدر زیبایی.‬

00:04:24.830 --> 00:04:26.290
‫چیه؟‬

00:04:28.410 --> 00:04:29.500
‫بده به من!‬

00:04:30.250 --> 00:04:31.500
‫چیه این؟‬

00:04:32.200 --> 00:04:34.750
‫دومین سالگردمون مبارک.‬

00:04:40.410 --> 00:04:43.080
‫۱۰ روز در استانبول‬

00:04:45.450 --> 00:04:46.700
‫استانبول؟‬

00:04:48.750 --> 00:04:49.830
‫ده روز؟‬

00:04:52.700 --> 00:04:53.660
‫مرسی!‬

00:04:57.660 --> 00:05:00.790
‫الان می‌رم دنبال ماوی‬
‫و بعدش مستقیم می‌ریم فرودگاه.‬

00:05:00.870 --> 00:05:02.040
‫خواستگاریت چی؟‬

00:05:02.120 --> 00:05:06.000
‫فردا تو استانبول انجامش می‌دم.‬
‫موقع غروب آفتاب رو تپه سارای‌بورنو.‬

00:05:11.200 --> 00:05:13.080
‫«معمار هامبورگی، ماوی شیمشک،‬

00:05:13.160 --> 00:05:17.580
‫که با طرحش جایزه اول بخش
‫استعدادهای نوظهور را برد،‬

00:05:17.660 --> 00:05:20.500
‫این جایزه را به پدر مرحومش تقدیم می‌کند.»‬

00:05:21.910 --> 00:05:24.000
‫آینور وقتی اینو ببینه کلی احساساتی می‌شه.‬

00:05:24.580 --> 00:05:26.200
‫و اون عکس سه‌نفره‌تون...‬

00:05:28.580 --> 00:05:30.830
‫- هنوز نمی‌دونه، نه؟‬
‫- نه.‬

00:05:32.040 --> 00:05:33.200
‫سلام آینور.‬

00:05:33.290 --> 00:05:35.660
‫سلام نورا. بچه‌م هنوز استرس داره؟‬

00:05:35.750 --> 00:05:36.580
‫سلام مامان.‬

00:05:36.660 --> 00:05:39.200
‫فقط هر سه دقیقه یه بار ساعتشو نگاه می‌کنه.‬

00:05:39.290 --> 00:05:40.290
‫صداتو می‌شنوم.‬

00:05:40.370 --> 00:05:42.790
‫- بفرما.‬
‫- مرسی مامان. تو بهترینی.‬

00:05:43.370 --> 00:05:44.410
‫اتوبوس نیومد،‬

00:05:44.500 --> 00:05:47.500
‫واسه همین دوچرخه رو آوردم بیرون‬
‫و لاستیک‌هاشو باد زدم.‬

00:05:47.580 --> 00:05:50.450
‫چرا استانبول؟‬
‫پاریس خیلی رمانتیک‌تر نبود؟‬

00:05:50.540 --> 00:05:54.410
‫چون من هیچ‌وقت ترکیه نبودم،‬
‫با اینکه تو اونجا بزرگ شدی.‬

00:05:55.080 --> 00:05:57.000
‫و تو هیچ‌وقت بهش ترکی یاد ندادی.‬

00:05:59.500 --> 00:06:01.080
‫خب، جان اینجاست. باید برم.‬

00:06:01.160 --> 00:06:02.750
‫- خداحافظ مامان.‬
‫- خداحافظ عزیزم.‬

00:06:02.830 --> 00:06:04.370
‫- رسیدی بهم پیام بده.‬
‫- چشم.‬

00:06:04.450 --> 00:06:05.290
‫سفر به خیر.‬

00:06:06.580 --> 00:06:08.660
‫مامان، یه نگاه به این بنداز.‬

00:06:08.750 --> 00:06:10.750
‫خداحافظ عزیزم. رسیدی بهم پیام بده!‬

00:06:10.830 --> 00:06:12.700
‫برات کارت‌پستال می‌فرستم!‬

00:06:12.790 --> 00:06:13.870
‫نگاه کن.‬

00:06:14.370 --> 00:06:18.120
‫این معتبرترین مجله‬
‫بین‌المللی معماریه.‬

00:06:18.200 --> 00:06:20.660
‫و ماوی تو رو الهام‌بخش خودش معرفی کرده.‬

00:06:20.750 --> 00:06:22.830
‫این عکس سه‌نفره‌تون رو ببین.‬

00:06:28.370 --> 00:06:29.290
‫لعنتی.‬

00:06:29.790 --> 00:06:30.790
‫لعنتی؟‬

00:06:36.870 --> 00:06:38.040
‫باید جلوشو بگیرم.‬

00:06:39.580 --> 00:06:40.580
‫ماوی!‬

00:06:41.160 --> 00:06:43.040
‫ماوی، خواهش می‌کنم! وایستا!‬

00:06:53.200 --> 00:06:54.200
‫داره میاد.‬

00:06:55.120 --> 00:06:56.040
‫به استانبول.‬

00:06:56.700 --> 00:06:59.250
‫این روزا مردم همه‌چیو‬
‫تو اینترنت به اشتراک می‌ذارن.‬

00:07:01.620 --> 00:07:03.370
‫لطفاً همه‌چیز رو آماده کن.‬

00:07:10.790 --> 00:07:12.540
‫ممنونم. برای این سفر.‬

00:07:13.040 --> 00:07:15.870
‫می‌دونم بابات الان دوست نداره‬
‫بدون تو باشه.‬

00:07:15.950 --> 00:07:18.910
‫مطمئناً دفتر وکالت ده روز بدون من‬
‫دووم میاره.‬

00:07:19.410 --> 00:07:20.500
‫آره؟‬

00:07:20.580 --> 00:07:21.750
‫آره...‬

00:07:21.830 --> 00:07:22.870
‫آره، دووم میاره.‬

00:07:25.830 --> 00:07:26.830
‫استانبول.‬

00:07:29.250 --> 00:07:30.660
‫اصلاً باورم نمی‌شه.‬

00:07:31.290 --> 00:07:33.790
‫مامانم هیچ‌وقت درباره‬
‫این شهر یا آدماش حرف نمی‌زد.‬

00:07:33.870 --> 00:07:35.540
‫منو خیلی آلمانی بار آورده.‬

00:07:35.620 --> 00:07:37.330
‫اون خیلی آلمانیه.‬

00:07:37.830 --> 00:07:39.330
‫ولی نه به اندازه تو،‬

00:07:39.410 --> 00:07:41.830
‫فندق کوچولوی من‬
‫که به همه‌چی گیر می‌دی.‬

00:07:43.700 --> 00:07:45.540
‫عالی می‌شه، بهم اعتماد کن.‬

00:08:37.500 --> 00:08:39.660
‫کار من نبود. راست می‌گم.‬

00:08:39.750 --> 00:08:42.450
‫خب، مامانم گفت‬
‫برامون یه سورپرایز داره.‬

00:09:26.000 --> 00:09:27.250
‫اونجا رو نگاه کن.‬

00:09:27.330 --> 00:09:29.910
‫اینجا خیلی معماری типиکی داره.‬

00:09:44.450 --> 00:09:47.250
‫خوش آمدید! خوشحالم که به شما خوشامد بگم.‬

00:09:47.330 --> 00:09:50.290
‫اسم من کارولین منرته.‬
‫لطفاً منو کارولین صدا کنید.‬

00:09:50.370 --> 00:09:54.330
‫لطفاً دنبال من بیاید.‬
‫بیرول به چمدوناتون رسیدگی می‌کنه.‬

00:09:54.410 --> 00:09:57.790
‫قدمت این ویلا که به ترکی بهش «یالی» می‌گن،‬
‫به قرن نوزدهم برمی‌گرده.‬

00:09:57.870 --> 00:09:59.910
‫از چندین زلزله جون سالم به در برده.‬

00:10:00.000 --> 00:10:03.330
‫در سال ۱۹۲۰،‬
‫یه آتش‌سوزی تقریباً همه‌چیز رو نابود کرد.‬

00:10:03.830 --> 00:10:05.660
‫اینجا یه هتل بوتیک نیست.‬

00:10:06.830 --> 00:10:09.160
‫- اینجا خیلی گرون نیست؟‬
‫- نمی‌دونم.‬

00:10:09.250 --> 00:10:11.700
‫- ولی تو اینجا بزرگ شدی.‬
‫- آره، ولی نه اینجوری.‬

00:10:11.790 --> 00:10:12.870
‫و این نرده‌ها؟‬

00:10:12.950 --> 00:10:15.660
‫- چوب افرا کاناداییه؟‬
‫- بله.‬

00:10:15.750 --> 00:10:18.830
‫تو آتیش‌سوزی تقریباً آسیبی ندیده.‬

00:10:18.910 --> 00:10:22.370
‫ما هر کاری می‌کنیم تا اصالت‬
‫این «یالی» رو حفظ کنیم.‬

00:10:22.450 --> 00:10:25.870
‫مخصوصاً که این خونه از وقتی ساخته شده‬
‫دست همین خانواده بوده.‬

00:10:29.700 --> 00:10:30.700
‫وای.‬

00:10:38.830 --> 00:10:40.120
‫بالاخره.‬

00:10:41.790 --> 00:10:42.910
‫سلام.‬

00:10:43.500 --> 00:10:45.330
‫به خونه‌ت خوش اومدی، ماوی.‬

00:10:47.870 --> 00:10:50.700
‫منظورش اینه که «خوش اومدی خونه».‬

00:10:52.830 --> 00:10:54.080
‫من یادگارم.‬

00:10:54.750 --> 00:10:55.750
‫«باباننه«ی تو.‬

00:10:57.000 --> 00:10:58.450
‫و اینجا خونه توئه.‬

00:10:58.950 --> 00:10:59.950
‫چیِ من؟‬

00:11:00.830 --> 00:11:04.660
‫مادربزرگت. از طرف پدرت.‬

00:11:07.620 --> 00:11:10.370
‫واقعاً متاسفم.‬
‫حتماً یه اشتباهی شده.‬

00:11:10.450 --> 00:11:13.660
‫من به جز مادرم،‬
‫هیچ فامیل دیگه‌ای ندارم.‬

00:11:13.750 --> 00:11:16.200
‫اسم مادرت آینور شیمشکه.‬

00:11:17.040 --> 00:11:20.410
‫پدرت عثمان بیلگین بود. پسر من.‬

00:11:21.160 --> 00:11:24.540
‫وقتی ازدواج کردن،‬
‫فامیلی مادرت رو گرفت.‬

00:11:25.080 --> 00:11:27.450
‫خیلی مدرن. و تو؟‬

00:11:29.540 --> 00:11:30.540
‫تو ماوی هستی.‬

00:11:32.120 --> 00:11:33.120
‫نوه‌ی من.‬

00:11:34.870 --> 00:11:37.000
‫کسی که تا دیروز نمی‌دونستم وجود داره.‬

00:11:49.330 --> 00:11:51.830
‫اینا عکسای پدرمه؟‬

00:12:11.500 --> 00:12:12.870
‫جواب نمی‌ده.‬

00:12:13.370 --> 00:12:15.250
‫شاید گوشیش رو سایلنته.‬

00:12:18.540 --> 00:12:19.830
‫صدای زنگشو می‌شنوم.‬

00:12:23.450 --> 00:12:24.450
‫مامان؟‬

00:12:27.790 --> 00:12:28.950
‫آینور؟‬

00:12:32.080 --> 00:12:36.000
‫می‌تونستی بهم وقت بدی‬
‫تا ماوی رو برای این موضوع آماده کنم.‬

00:12:36.080 --> 00:12:38.620
‫نه اینکه همین‌طوری برش داری بیاریش اینجا.‬

00:12:38.700 --> 00:12:43.040
‫و تو کی می‌خواستی بهم بگی‬
‫که من یه نوه دارم؟‬

00:12:43.120 --> 00:12:46.250
‫در واقع، آینور یکم‬
‫غافلگیر شده.‬

00:12:46.330 --> 00:12:48.540
‫همه‌چیز براش خیلی سریع اتفاق افتاده.‬

00:12:48.620 --> 00:12:49.700
‫ماوی دختر منه.‬

00:12:49.790 --> 00:12:51.250
‫من تصمیم می‌گیرم چی، کِی...‬

00:12:51.330 --> 00:12:54.290
‫می‌گه اون تصمیم می‌گیره که تو چی رو‬
‫از کی، کِی و چطور بفهمی.‬

00:12:54.370 --> 00:12:55.700
‫ولی منظورش این نیست.‬

00:12:55.790 --> 00:12:57.830
‫- مامان؟‬
‫- می‌فهمی؟ من تصمیم می‌گیرم.‬

00:12:57.910 --> 00:12:59.330
‫می‌تونیم یه لحظه حرف بزنیم؟‬

00:13:01.620 --> 00:13:05.410
‫باید درباره خانواده‌م بهم می‌گفتی.‬
‫درباره مادربزرگم. حق با اونه!‬

00:13:05.500 --> 00:13:07.160
‫داره همین الان بین ما رو به هم می‌زنه.‬

00:13:07.250 --> 00:13:09.950
‫مادربزرگت...‬
‫اون موقع‌ها وحشتناک بود.‬

00:13:10.040 --> 00:13:11.700
‫کل خانواده‌شون افتضاح بودن.‬

00:13:11.790 --> 00:13:14.370
‫پدرت می‌خواست از اونجا بره.‬
‫ما باید ازت محافظت می‌کردیم!‬

00:13:14.450 --> 00:13:15.830
‫از خانواده خودم؟‬

00:13:15.910 --> 00:13:18.450
‫من تو بستر مرگ به پدرت قول دادم.‬

00:13:19.910 --> 00:13:21.290
‫اگه می‌شناختیش...‬

00:13:21.370 --> 00:13:24.910
‫اون همه ثروت، فشار،‬
‫محدودیت‌ها... خیلی زیاد بود.‬

00:13:26.120 --> 00:13:28.410
‫می‌دونم تصمیم درستی نبود.‬

00:13:30.000 --> 00:13:31.500
‫باید بهت می‌گفتم.‬

00:13:32.950 --> 00:13:34.040
‫متاسفم.‬

00:13:35.830 --> 00:13:38.290
‫واقعاً امیدوارم‬
‫مادربزرگت عوض شده باشه.‬

00:13:38.790 --> 00:13:41.410
‫- بذار خودم اینو بفهمم.‬
‫- برو بشناسش.‬

00:13:41.500 --> 00:13:45.080
‫ولی بهم اعتماد کن، آدم همین‌جوری‬
‫یه «بیلگین» نمی‌شه.‬

00:13:48.450 --> 00:13:49.450
‫خداحافظ.‬

00:13:51.080 --> 00:13:53.540
‫تو تو دفتر وکالت پدرت کار می‌کنی؟‬

00:13:54.040 --> 00:13:55.080
‫حقوق شرکت‌ها.‬

00:13:56.200 --> 00:13:58.870
‫تخصص ما شرکت‌های متوسطه.‬

00:14:01.790 --> 00:14:06.870
‫پس می‌دونی تعهداتی که با یه
‫کسب‌وکار خانوادگی میاد‬ چه شکلیه.‬

00:14:07.450 --> 00:14:10.790
‫از طرفی، ماوی تقریباً بدون خانواده‬
‫بزرگ شده.‬

00:14:10.870 --> 00:14:12.500
‫نمی‌دونه چه حسی داره.‬

00:14:12.580 --> 00:14:15.040
‫وقتی اوضاع آروم بشه، خوشحال می‌شه.‬

00:14:15.120 --> 00:14:18.700
‫همیشه آرزو داشت‬
‫عضو یه خانواده بزرگ باشه.‬

00:14:24.290 --> 00:14:25.450
‫تصور کن.‬

00:14:25.540 --> 00:14:27.040
‫برای ۲۰ سال،‬

00:14:27.120 --> 00:14:31.120
‫من باور داشتم‬
‫که هیچ وارث مستقیمی ندارم.‬

00:14:32.250 --> 00:14:34.540
‫چطور تونست اون رو از من قایم کنه؟‬

00:14:35.040 --> 00:14:37.120
‫بچه تنها پسرم رو.‬

00:14:39.410 --> 00:14:41.660
‫مطمئنم آینور دلایل خودشو داشته.‬

00:14:45.410 --> 00:14:47.080
‫متاسفانه مادرم مجبور شد بره.‬

00:14:48.500 --> 00:14:50.330
‫دوست داشتم باهاش صحبت کنم.‬

00:14:50.410 --> 00:14:53.200
‫اون موقع اشتباهات زیادی شد.‬

00:14:53.700 --> 00:14:55.620
‫از هر دو طرف.‬

00:14:57.000 --> 00:15:00.870
‫ماوی، نظرت چیه‬
‫بقیه خانواده رو ببینی؟‬

00:15:00.950 --> 00:15:03.000
‫اونا خیلی دوست دارن ببیننت.‬

00:15:05.910 --> 00:15:06.910
‫خوب می‌شه.‬

00:15:07.000 --> 00:15:08.790
‫پس یه مهمونی کوچیک می‌گیریم.‬

00:15:09.500 --> 00:15:10.540
‫پس‌فردا؟‬

00:15:11.120 --> 00:15:13.200
‫فقط خانواده؟ چند تا دوست صمیمی؟‬

00:15:15.250 --> 00:15:16.160
‫دوست دارم.‬

00:15:16.660 --> 00:15:19.790
‫خیلی خوشحالم که می‌تونم با شما آشنا بشم.‬

00:15:20.700 --> 00:15:22.950
‫نوه‌ی من،‬
‫قدمت همیشه روی چشم ماست.‬

00:15:25.330 --> 00:15:27.830
‫ما زحمت کشیدیم‬
‫براتون یه هتل جدید رزرو کردیم.‬

00:15:27.910 --> 00:15:30.120
‫یه هتل مناسب‌تر.‬

00:15:31.950 --> 00:15:33.580
‫خوشت میاد، ماوی.‬

00:15:34.250 --> 00:15:35.290
‫ممنونم.‬

00:15:58.700 --> 00:16:00.250
‫من یه مادربزرگ دارم.‬

00:16:00.330 --> 00:16:02.950
‫مادر پدرم. باورنکردنیه.‬

00:16:03.040 --> 00:16:06.580
‫من یه خانواده دارم. یه خانواده
‫واقعی و بزرگ برای خودم.‬

00:16:06.660 --> 00:16:09.330
‫و چه خانواده‌ای! بیلگین‌ها.‬

00:16:10.080 --> 00:16:11.950
‫اگه منو قبول نکنن چی؟‬

00:16:12.040 --> 00:16:14.750
‫اگه باهاشون جور در نیام؟‬
‫اونا هنوز منو نمی‌شناسن.‬

00:16:14.830 --> 00:16:17.200
‫وقتی بشناسنت، دیگه ولت نمی‌کنن.‬

00:16:17.290 --> 00:16:18.290
‫واقعاً؟‬

00:16:21.790 --> 00:16:22.950
‫اول، بیا...‬

00:16:36.000 --> 00:16:38.250
‫آینور چه فکری با خودش کرده؟‬

00:16:38.950 --> 00:16:41.250
‫بچه یه کلمه ترکی بلد نیست.‬

00:16:41.790 --> 00:16:44.160
‫نمی‌دونه کیه‬
‫یا از کجا اومده.‬

00:16:44.750 --> 00:16:47.080
‫فکر می‌کنه این جان‬
‫چیزی برای عرضه بهش داره.‬

00:16:47.750 --> 00:16:50.370
‫باید درباره خانواده‌ش حسابی تحقیق کنیم.‬

00:16:50.870 --> 00:16:52.160
‫لطفاً به رعنا زنگ بزن.‬

00:16:52.910 --> 00:16:55.500
‫می‌خواد اون شرکت رو تو آلمان بخره.‬

00:16:56.290 --> 00:16:58.870
‫بهش بگو‬
‫من دفتر وکالت مناسبی براش سراغ دارم.‬

00:16:59.500 --> 00:17:03.750
‫و ببین کنت وقت داره یا نه.‬
‫باید باهاش حرف بزنم.‬

00:17:04.330 --> 00:17:05.540
‫چه نقشه‌ای داری؟‬

00:17:06.370 --> 00:17:07.700
‫من یه وارث دارم.‬

00:17:08.620 --> 00:17:09.950
‫این همه‌چیز رو عوض می‌کنه.‬

00:17:10.870 --> 00:17:13.660
‫اگه بمونه،‬
‫همه درها به روش باز می‌شه.‬

00:17:47.450 --> 00:17:48.910
‫- به زودی می‌بینمت.‬
‫- به زودی می‌بینمت.‬

00:18:36.500 --> 00:18:38.080
‫به سلامتی!‬

00:18:43.040 --> 00:18:45.620
‫خب؟ امروز دوست داری چیکار کنیم؟‬

00:18:45.700 --> 00:18:48.040
‫دوست دارم چند تا از کارهای‬
‫اون معمار رو ببینم...‬

00:18:48.120 --> 00:18:49.330
‫معمار سینان.‬

00:18:49.410 --> 00:18:50.790
‫آره!‬

00:18:51.910 --> 00:18:53.700
‫و هفت تپه استانبول.‬

00:18:53.790 --> 00:18:56.540
‫خیلی زیاده. شاید امروز‬
‫با اولیش شروع کنیم؟‬

00:19:08.080 --> 00:19:09.080
‫بازم می‌خوای؟‬

00:19:24.500 --> 00:19:26.120
‫تو باید ماوی باشی.‬

00:19:26.700 --> 00:19:28.000
‫قیافه‌ت اونقدرام بد نیست.‬

00:19:28.080 --> 00:19:30.580
‫باید فوری روی عکسای اینستات‬
‫کار کنیم.‬

00:19:32.200 --> 00:19:33.200
‫من اِدو هستم.‬

00:19:34.500 --> 00:19:35.500
‫پسرخاله‌ت.‬

00:19:36.080 --> 00:19:37.450
‫پسرخاله درجه دو.‬

00:19:37.540 --> 00:19:38.540
‫نه، درجه سه.‬

00:19:39.870 --> 00:19:42.160
‫حالا هر چی.‬
‫خاله یادگار می‌خواست ما رو با هم آشنا کنه.‬

00:19:42.250 --> 00:19:43.410
‫ولی این کارا خیلی قدیمیه.‬

00:19:43.500 --> 00:19:46.790
‫و من عاشق سورپرایزم.‬
‫مخصوصاً وقتی خودم سورپرایز باشم.‬

00:19:46.870 --> 00:19:48.120
‫و بوم! من اینجام.‬

00:19:48.200 --> 00:19:50.950
‫ببخشیدش. دست خودش نیست.‬

00:19:51.040 --> 00:19:52.950
‫من لیلا هستم، منم دخترخاله درجه دوام.‬

00:19:53.040 --> 00:19:54.080
‫خوش اومدی، ماوی.‬

00:19:54.160 --> 00:19:56.200
‫دخترخاله درجه دو؟‬

00:19:57.200 --> 00:19:58.830
‫خانواده‌ست دیگه، عزیزم. چون و چرا نیار.‬

00:19:58.910 --> 00:20:01.790
‫- چرا آلمانیت اینقدر خوبه؟‬
‫- نشونه باکلاسیه.‬

00:20:01.870 --> 00:20:03.700
‫همه تو خانواده ما آلمانی حرف می‌زنن.‬

00:20:03.790 --> 00:20:08.410
‫ما از زمان امپراتوری عثمانی روابط
‫شخصی و تجاری‬ نزدیکی با آلمان داشتیم.‬

00:20:08.500 --> 00:20:11.250
‫ما به مدرسه آلمانی می‌ریم‬
‫و تو آلمان یا سوئیس درس می‌خونیم.‬

00:20:11.330 --> 00:20:13.200
‫حوصله‌سربر!‬

00:20:28.200 --> 00:20:29.200
‫خداحافظ!‬

00:20:30.200 --> 00:20:33.910
‫«ما» یعنی ما! ما باید بریم!‬
‫یالا، کلی کار داریم.‬

00:20:34.000 --> 00:20:35.080
‫بزن بریم!‬

00:20:37.450 --> 00:20:40.120
‫شنیدم دوست‌پسر داره.‬

00:20:40.200 --> 00:20:44.160
‫مسائل خانوادگی ما‬
‫به هیچ‌کس جز خودم مربوط نیست.‬

00:20:44.700 --> 00:20:47.700
‫اینکه وکیله‬
‫لزوماً چیز بدی نیست.‬

00:20:47.790 --> 00:20:52.200
‫طبق استانداردهای آلمان،‬
‫این در واقع یه شغل خوبه، مگه نه؟‬

00:20:52.290 --> 00:20:54.580
‫جوجه رو آخر پاییز می‌شمرن.‬

00:20:57.500 --> 00:20:58.540
‫اون کیه؟‬

00:20:59.500 --> 00:21:01.700
‫کیو می‌بینم؟‬

00:21:02.410 --> 00:21:04.450
‫- کنت.‬
‫- کنت.‬

00:21:07.450 --> 00:21:09.290
‫داشت خیلی هیجان‌زده می‌شد.‬

00:21:12.790 --> 00:21:13.830
‫آروم باش.‬

00:21:16.700 --> 00:21:18.200
‫باشه، آرومم.‬

00:21:22.160 --> 00:21:23.370
‫خانم یادگار.‬

00:21:24.040 --> 00:21:24.870
‫خوش اومدین، قربان.‬

00:21:24.950 --> 00:21:26.040
‫خوشحالم که اومدی.‬

00:21:26.620 --> 00:21:28.370
‫چطور می‌تونستم به شما نه بگم؟‬

00:21:28.450 --> 00:21:30.160
‫خانم‌ها، زیبا به نظر می‌رسید.‬

00:21:30.250 --> 00:21:33.540
‫دخترا، اجازه بدید معرفیتون کنم. کنت.‬

00:21:33.620 --> 00:21:36.290
‫صفیه توک رو که می‌شناسی،‬
‫رئیس بنیاد توک.‬

00:21:36.370 --> 00:21:37.330
‫البته.‬

00:21:37.830 --> 00:21:41.500
‫ملتم اولو، مدیرعامل هوانوردی اولو.‬

00:21:41.580 --> 00:21:43.250
‫- از دیدنتون خوشبختم.‬
‫- منم همینطور.‬

00:21:43.330 --> 00:21:46.290
‫و، از هلدینگ ارگولر، رعنا.‬

00:21:49.500 --> 00:21:52.950
‫- دخترا، من الان برمی‌گردم.‬
‫- زود بیا، عزیزم.‬

00:21:53.040 --> 00:21:55.120
‫اینجور مسائل رو نمی‌شه عجله‌ای انجام داد.‬

00:21:57.120 --> 00:21:59.040
‫- نوش جان.‬
‫- ممنون.‬

00:21:59.540 --> 00:22:02.160
‫می‌دونی، اولین باره که میاد ترکیه.‬

00:22:03.040 --> 00:22:04.790
‫می‌خوام به ماوی این فرصت رو بدم‬

00:22:04.870 --> 00:22:08.450
‫که با ما، استانبول‬
‫و فرهنگمون آشنا بشه.‬

00:22:08.950 --> 00:22:10.620
‫و من چطور می‌تونم کمکتون کنم؟‬

00:22:10.700 --> 00:22:12.790
‫می‌خوام تو باهاش آشنا بشی.‬

00:22:12.870 --> 00:22:14.370
‫با دید باز.‬

00:22:21.250 --> 00:22:24.120
‫این یه درس مختصر درباره ماست.‬
‫درباره خانواده‌مون.‬

00:22:24.200 --> 00:22:28.040
‫ما، بیلگین‌ها، یه چیزی هستیم تو مایه‌های‬

00:22:28.620 --> 00:22:30.000
‫خانواده سلطنتی ترکیه.‬

00:22:30.080 --> 00:22:34.250
‫این کسب‌وکار رو پدربزرگ و مادربزرگ‬
‫یادگار تو کاپادوکیا تأسیس کردن.‬

00:22:34.330 --> 00:22:35.830
‫هوشمندانه سرمایه‌گذاری کردن،‬

00:22:35.910 --> 00:22:38.330
‫کلی زمین خریدن، به استانبول اومدن،‬

00:22:38.410 --> 00:22:40.870
‫در سطح بین‌المللی خودشون رو مطرح کردن‬
‫و غیره.‬

00:22:40.950 --> 00:22:42.000
‫و بفرما!‬

00:22:43.000 --> 00:22:44.700
‫این کسب‌وکار به ارث می‌رسه.‬

00:22:44.790 --> 00:22:47.790
‫و از اونجایی که یادگار فقط یه بچه داشت،‬
‫یعنی پدر تو...‬

00:22:47.870 --> 00:22:51.830
‫...اون مدیریت شرکت رو موقتاً به گونی سپرد.‬

00:22:52.410 --> 00:22:54.580
‫- و گونی...‬
‫- یه پسرخاله درجه دو دیگه.‬

00:22:54.660 --> 00:23:01.250
‫اون انتظار داره یادگار آخر هفته بعد‬
‫رسماً به عنوان جانشینش معرفیش کنه.‬

00:23:01.330 --> 00:23:04.450
‫تو جشن تولدش تو کاپادوکیا.‬

00:23:05.120 --> 00:23:08.620
‫بذار بگم، زمان‌بندیت عالی بود، عزیزم!‬

00:23:08.700 --> 00:23:09.950
‫عالی!‬

00:23:10.040 --> 00:23:13.290
‫- چرا زمان‌بندیش عالیه؟‬
‫- چون ورق داره برمی‌گرده.‬

00:23:13.370 --> 00:23:16.120
‫- تو اینجایی. یه نوه پیدا شده.‬
‫- ماوی!‬

00:23:16.200 --> 00:23:17.500
‫اه، باز اینا پیداشون شد.‬

00:23:18.830 --> 00:23:20.540
‫- ماوی!‬
‫- ماوی!‬

00:23:20.620 --> 00:23:21.620
‫ماوی!‬

00:23:21.700 --> 00:23:23.620
‫- باز پیداشون شد، اِدو.‬
‫- ماوی!‬

00:23:23.700 --> 00:23:27.370
‫- ماوی!‬
‫- جان، می‌دونستی ماوی پولداره؟‬

00:23:27.450 --> 00:23:29.200
‫- جان!‬
‫- ماوی، اینجا رو نگاه کن!‬

00:23:29.290 --> 00:23:32.000
‫اِدو، برو! بجنب.‬

00:23:35.370 --> 00:23:36.660
‫تنهامون بذارید!‬

00:23:38.330 --> 00:23:40.750
‫فقط تنهام بذارید!‬

00:23:45.330 --> 00:23:47.660
‫چرا دنبالمونن؟‬
‫چی می‌گن؟‬

00:23:47.750 --> 00:23:48.950
‫پاپاراتزی!‬

00:23:49.040 --> 00:23:52.330
‫فقط چون پدرم یه بیلگین بوده؟‬

00:23:52.410 --> 00:23:54.160
‫چون تو یه بیلگین هستی.‬

00:23:54.250 --> 00:23:56.700
‫بهتره بهش عادت کنی، عزیزم.‬

00:23:56.790 --> 00:23:59.870
‫ماوی، تو سوژه داغی! تو هری هستی!‬

00:23:59.950 --> 00:24:01.750
‫و جان هم مگانه!‬

00:24:01.830 --> 00:24:05.120
‫فقط خیلی بی‌کلاس‌تر، عزیزم.‬

00:24:43.580 --> 00:24:44.660
‫ماوی، بیا!‬

00:24:44.750 --> 00:24:45.950
‫ماوی، بیا اینجا!‬

00:24:46.040 --> 00:24:47.000
‫- ماوی!‬
‫- ماوی، بیا!‬

00:24:47.080 --> 00:24:49.080
‫- ماوی، بیا اینجا!‬
‫- بیا دیگه!‬

00:24:49.160 --> 00:24:51.790
‫- ماوی، یالا!‬
‫- ماوی، بیا. داریم می‌رقصیم.‬

00:24:51.870 --> 00:24:54.410
‫باشه، ولم کنین. من یه نوشیدنی می‌خوام.‬

00:24:54.500 --> 00:24:56.500
‫من میرم یه چیزی برای نوشیدن بیارم، باشه؟‬

00:24:57.330 --> 00:24:58.410
‫ببخشید!‬

00:25:07.750 --> 00:25:10.250
‫- این چی بود؟‬
‫- زبان اشاره.‬

00:25:10.330 --> 00:25:12.660
‫برای ارتباط تو ترکیه ضروریه.‬

00:25:12.750 --> 00:25:15.450
‫مادرت هیچی از ترکی‬
‫بهت یاد نداده؟‬

00:25:15.950 --> 00:25:17.080
‫خب، اینو نگاه کن.‬

00:25:17.700 --> 00:25:18.750
‫«نه».‬

00:25:19.450 --> 00:25:21.370
‫«آه، یه ذره».‬

00:25:21.450 --> 00:25:23.500
‫«چیکار می‌کنی؟»«بس کن. برو کنار.»‬

00:25:23.580 --> 00:25:24.910
‫«بیا اینجا».‬

00:25:25.000 --> 00:25:25.870
‫«ترسیدم».‬

00:25:26.450 --> 00:25:27.620
‫«برو. به راهت ادامه بده.»‬

00:25:28.450 --> 00:25:31.750
‫«چشم بد ازت دور.»«اینجا
‫رو نگاه کن. حالا اینجا، و اینجا.»‬

00:25:34.370 --> 00:25:35.370
‫بیا. بیا برقصیم.‬

00:25:37.450 --> 00:25:38.750
‫خیلی خوبه!‬

00:25:39.540 --> 00:25:41.450
‫زود یاد می‌گیری. خیلی خوبه.‬

00:25:43.910 --> 00:25:45.410
‫- باهام حرف بزن.‬
‫- چی؟‬

00:25:46.040 --> 00:25:49.000
‫منو ببوس. نه، بس کن! چیکار می‌کنی؟‬

00:25:50.370 --> 00:25:51.950
‫کنت مجرد و جذاب اینجاست.‬

00:25:52.040 --> 00:25:55.450
‫احتمالاً جذاب‌ترین پسر مجرد‬
‫در تمام خاورمیانه.‬

00:26:03.620 --> 00:26:04.660
‫رفت.‬

00:26:04.750 --> 00:26:07.250
‫غیبش زد. خدای من، این مرد.‬

00:26:07.330 --> 00:26:08.330
‫ماوی.‬

00:26:09.290 --> 00:26:10.700
‫ماوی، بیا برقصیم.‬

00:26:12.080 --> 00:26:15.830
‫ببخشید. راجع به مهمونی یادگار.‬
‫فردا چی می‌پوشی؟‬

00:26:15.910 --> 00:26:17.910
‫همون چیزی که با خودمون آوردیم، مگه نه؟‬

00:26:22.830 --> 00:26:23.830
‫نه.‬

00:26:29.790 --> 00:26:32.950
‫اینجا نوشته آخر هفته بعد‬
‫تولد مادربزرگته.‬

00:26:35.120 --> 00:26:37.410
‫چیز دیگه‌ای درباره پدرم نوشته؟‬

00:26:38.750 --> 00:26:39.750
‫نه.‬

00:26:40.830 --> 00:26:43.700
‫فقط شایعه و حدس و گمان‬

00:26:43.790 --> 00:26:47.540
‫بعد از اینکه از اینجا رفت‬
‫و از جانشینی کناره‌گیری کرد.‬

00:26:55.410 --> 00:26:57.290
‫ممنون، عزیزم.‬

00:27:21.080 --> 00:27:22.330
‫هیولاها!‬

00:27:23.040 --> 00:27:24.040
‫ما اینجاییم!‬

00:27:25.910 --> 00:27:28.120
‫این دو تا فوراً به کمکت نیاز دارن.‬

00:27:32.080 --> 00:27:34.370
‫لطفاً یه پکیج کامل.‬

00:27:34.450 --> 00:27:37.410
‫برای مناسبت‌ها و مراسم خاص.‬

00:27:48.120 --> 00:27:49.250
‫- نه.‬
‫- نه!‬

00:27:54.330 --> 00:27:56.160
‫لینک هتلمون رو دیدی؟‬

00:27:56.250 --> 00:27:58.120
‫کاخ چیراغان؟‬

00:28:00.910 --> 00:28:03.040
‫- تو اون هتل اقامت دارین؟‬
‫- آره.‬

00:28:03.540 --> 00:28:04.410
‫دیوونه‌کننده است.‬

00:28:04.500 --> 00:28:07.370
‫بعداً تو مهمونی، قانون شماره یک.‬

00:28:09.080 --> 00:28:11.040
‫به هیچ‌کس اعتماد نکن. مخصوصاً گونی.‬

00:28:14.910 --> 00:28:15.830
‫بندازش دور!‬

00:28:15.910 --> 00:28:17.410
‫قضیه ازدواج هم که کلاً منتفی شد.‬

00:28:17.500 --> 00:28:20.660
‫الان نمی‌تونی ازش خواستگاری کنی،‬
‫وگرنه انگار دنبال پولشی.‬

00:28:20.750 --> 00:28:23.160
‫عزیزم، نذار اذیتت کنه!‬

00:28:23.660 --> 00:28:24.700
‫حقیقته.‬

00:28:24.790 --> 00:28:25.790
‫موسی عزیزم،‬

00:28:26.450 --> 00:28:27.950
‫این حرفا اصلاً کمکی نمی‌کنه.‬

00:28:28.040 --> 00:28:29.660
‫آروم باش. شما دو تا بهترینید.‬

00:28:29.750 --> 00:28:32.500
‫قانون شماره دو.‬
‫لبخند بزن، سرتو تکون بده و خوش‌برخورد باش.‬

00:28:35.290 --> 00:28:37.500
‫زود بهت زنگ می‌زنم. یه لحظه. وایستا.‬

00:28:37.580 --> 00:28:38.580
‫عالیه.‬

00:28:39.080 --> 00:28:41.370
‫قانون شماره سه. زیاد ننوش.‬

00:28:43.290 --> 00:28:45.660
‫من امروز قراره کل خانواده‌مو ببینم.‬

00:28:45.750 --> 00:28:48.540
‫ماوی، داری نفس‌نفس می‌زنی.‬

00:28:48.620 --> 00:28:50.080
‫اونا هم فقط آدم هستن.‬

00:28:50.160 --> 00:28:51.160
‫قانون شماره چهار.‬

00:28:51.250 --> 00:28:53.790
‫همیشه دست همه رو ببوس.‬
‫خیلی مهمه.‬

00:29:08.870 --> 00:29:10.160
‫قانون شماره پنج.‬

00:29:10.660 --> 00:29:12.290
‫به هیچ‌کس اعتماد نکن.‬

00:29:13.870 --> 00:29:14.870
‫هیچ‌کس.‬

00:29:15.450 --> 00:29:18.450
‫مهمونی مثل یه اقیانوس پر از کوسه‌ست.‬

00:29:24.620 --> 00:29:26.410
‫چقدر خوشگل شدی.‬

00:29:26.500 --> 00:29:28.410
‫وای خدای من، فرشته من.‬

00:29:50.290 --> 00:29:51.790
‫خیلی خوشگل شدی، ماوی.‬

00:29:51.870 --> 00:29:53.540
‫خوش اومدی، ماوی!‬

00:29:55.000 --> 00:29:56.830
‫- ماوی!‬
‫- ماوی، خوش اومدی!‬

00:29:56.910 --> 00:29:57.910
‫اجازه هست؟‬

00:29:59.250 --> 00:30:00.580
‫- بله.‬
‫- جان.‬

00:30:01.660 --> 00:30:03.580
‫با من بیا.‬

00:30:04.200 --> 00:30:05.200
‫از این طرف.‬

00:30:08.000 --> 00:30:10.500
‫دوست داشتم بیشتر پیش خودم نگهت دارم،‬

00:30:10.580 --> 00:30:13.000
‫ولی همه می‌خواستن ببیننت.‬

00:30:19.040 --> 00:30:20.330
‫چقدر آدم اومده.‬

00:30:42.040 --> 00:30:44.330
‫این باغبان ما و خانواده‌شه.‬

00:30:44.410 --> 00:30:47.410
‫اونا خیلی سخت‌کوش و وفادارن.‬
‫و ما اینو دوست داریم.‬

00:30:47.500 --> 00:30:49.040
‫خوش اومدین.‬

00:30:49.120 --> 00:30:50.120
‫خوش اومدی.‬

00:30:58.080 --> 00:31:02.830
‫کارمندا از روی احترام دست ما رو می‌بوسن.‬
‫نه برعکس.‬

00:31:03.750 --> 00:31:06.870
‫قانون شماره پنج. به هیچ‌کس اعتماد نکن.‬

00:31:09.330 --> 00:31:10.830
‫ببین. با من بیا.‬

00:31:10.910 --> 00:31:12.790
‫می‌خوام تو رو به یه نفر معرفی کنم.‬

00:31:19.370 --> 00:31:20.370
‫جانشین باید بازتعریف شود‬

00:31:20.450 --> 00:31:22.330
‫شاهدخت فراموش‌شده‬

00:31:22.410 --> 00:31:23.370
‫یک نوه!‬

00:31:23.450 --> 00:31:24.830
‫یک‌شبه پولدار شد‬

00:31:25.660 --> 00:31:27.290
‫شاهدخت ماوی‬
‫او کیست؟‬

00:31:55.160 --> 00:31:56.160
‫شامپاین؟‬

00:31:57.750 --> 00:31:59.000
‫چه احمقی.‬

00:31:59.750 --> 00:32:00.870
‫سلام به همه!‬

00:32:00.950 --> 00:32:02.750
‫بله. سلام.‬

00:32:02.830 --> 00:32:04.580
‫چطورین، قربان؟‬

00:32:11.120 --> 00:32:12.410
‫خوشحالم می‌بینمتون، خاله‌جان.‬

00:32:19.040 --> 00:32:20.830
‫- جان رو دیدی؟‬
‫- نه.‬

00:32:20.910 --> 00:32:23.950
‫دارم چهارمین زن سابق آینده‬
‫پدر لیلا رو نگاه می‌کنم.‬

00:32:24.040 --> 00:32:25.580
‫حیف شد. ازش خوشم میومد.‬

00:32:25.660 --> 00:32:27.040
‫- منم همینطور.‬
‫- و جان؟‬

00:32:27.950 --> 00:32:31.080
‫فکر کنم کارولین داره اونو
‫به همه معرفی می‌کنه.‬ به همه.‬

00:32:31.830 --> 00:32:32.870
‫کارولین کیه؟‬

00:32:32.950 --> 00:32:35.870
‫یه چیزی تو مایه‌های دستیار شخصی‬
‫یادگاره.‬

00:32:35.950 --> 00:32:38.790
‫عجیبه که یه غریبه که عضو خانواده نیست‬

00:32:38.870 --> 00:32:40.620
‫اینقدر مورد اعتماد باشه.‬

00:32:41.790 --> 00:32:44.290
‫گاهی اوقات غریبه بودن یه مزیته.‬

00:32:44.370 --> 00:32:47.580
‫حلقه داخلی یه خانواده‬
‫گاهی می‌تونه پیچیده باشه، ماوی.‬

00:32:47.660 --> 00:32:50.000
‫منظورش توطئه‌چینیه ولی روش نمی‌شه بگه.‬

00:32:50.080 --> 00:32:51.660
‫می‌تونه همه‌چیو برات تعریف کنه.‬

00:32:52.160 --> 00:32:53.500
‫حواست به لباست باشه.‬

00:32:54.250 --> 00:32:56.000
‫بذار اینطوری بگم.‬

00:32:56.500 --> 00:33:00.200
‫بعضی‌ها برای داشتن هلیکوپتر شخصی‬
‫دست به هر کاری می‌زنن.‬

00:33:15.500 --> 00:33:17.620
‫آره، یه لحظه. دارم دنبال...‬

00:33:17.700 --> 00:33:20.750
‫- یه لحظه. دارم دنبال یه جای خلوت می‌گردم.‬
‫- الو؟‬

00:33:21.450 --> 00:33:23.040
‫این دوست‌پسرشه؟‬

00:33:23.120 --> 00:33:24.120
‫الو؟‬

00:33:25.250 --> 00:33:26.200
‫بله، الو؟‬

00:33:26.700 --> 00:33:28.200
‫خب؟ چطورین شما دو تا؟‬

00:33:28.290 --> 00:33:30.500
‫مهمونی چطوره؟ کیا اونجان؟‬

00:33:30.580 --> 00:33:34.000
‫مهمونی خیلی بزرگه.‬
‫تا حالا حداقل با ۱۰۰ نفر آشنا شدم.‬

00:33:34.080 --> 00:33:35.080
‫ولی تو چطوری؟‬

00:33:35.160 --> 00:33:36.950
‫فکر کردم کار واجبی داری.‬

00:33:37.750 --> 00:33:40.790
‫خب، من به بابات گفتم‬
‫الان وقت مناسبی نیست.‬

00:33:40.870 --> 00:33:42.540
‫- ولی...‬
‫- فقط بهش بگو، بابا.‬

00:33:42.620 --> 00:33:45.080
‫پسر، یه موکل جدید داریم.‬

00:33:45.950 --> 00:33:48.120
‫حق‌الوکاله‌ش از درآمد سالانه‌مون‬
‫بیشتره.‬

00:33:48.200 --> 00:33:50.290
‫یه هدیه از آسمونه.‬

00:33:50.370 --> 00:33:52.660
‫این بزرگ‌ترین پرونده‌ایه که تا حالا داشتیم.‬

00:33:53.290 --> 00:33:56.790
‫ولی می‌خواد‬
‫همه وکیلامون اینجا باشن.‬

00:33:57.370 --> 00:33:58.660
‫متاسفم.‬

00:33:59.620 --> 00:34:01.080
‫من اینجا بهت احتیاج دارم.‬

00:34:01.660 --> 00:34:04.000
‫- کِی؟‬
‫- خواستگاریت...‬

00:34:04.080 --> 00:34:06.700
‫شاید بتونی یه‌کم عقب بندازیش؟‬

00:34:09.580 --> 00:34:11.410
‫الو! جان؟‬

00:34:13.700 --> 00:34:15.540
‫یه خبر بد دارم.‬

00:34:15.620 --> 00:34:16.620
‫خب.‬

00:34:17.580 --> 00:34:18.580
‫من باید‬

00:34:20.040 --> 00:34:21.450
‫برگردم هامبورگ.‬

00:34:22.370 --> 00:34:25.250
‫یه موکل جدید و مهم پیدا شده.‬

00:34:25.330 --> 00:34:28.870
‫این می‌تونه یه نقطه عطف باشه.‬
‫اولین جلسه فردا ساعت نه صبحه.‬

00:34:28.950 --> 00:34:32.870
‫- نمی‌تونی جلسه رو آنلاین برگزار کنی؟‬
‫- می‌خواد کل شرکت اونجا حضور داشته باشه.‬

00:34:32.950 --> 00:34:35.750
‫و حقوق قراردادها حوزه تخصص منه.‬

00:34:35.830 --> 00:34:38.750
‫درسته. چرا تعجب نکردم؟‬

00:34:38.830 --> 00:34:42.450
‫می‌تونم سعی کنم حداقل آخر هفته رو بمونم.‬

00:34:49.200 --> 00:34:51.870
‫ببین، این همون کاریه که خیلی
‫بهش احتیاج داری،‬ مگه نه؟‬

00:34:52.370 --> 00:34:53.370
‫آره.‬

00:34:56.370 --> 00:34:57.370
‫پس مطمئنم.‬

00:34:58.370 --> 00:34:59.540
‫تو برو،‬

00:35:00.790 --> 00:35:04.830
‫ولی به محض اینکه کارت تموم شد برگرد.‬

00:35:06.410 --> 00:35:07.620
‫به محض اینکه کارت تموم شد.‬

00:35:07.700 --> 00:35:08.700
‫باشه.‬

00:35:09.200 --> 00:35:11.000
‫- باشه.‬
‫- باشه.‬

00:35:12.830 --> 00:35:16.870
‫خانم‌ها و آقایان،‬
‫لطفاً از ملتم جومبول استقبال کنید!‬

00:35:25.330 --> 00:35:26.660
‫می‌خواستم خداحافظی کنم.‬

00:35:26.750 --> 00:35:28.790
‫اوه. امیدوارم اتفاق بدی نیفتاده باشه.‬

00:35:28.870 --> 00:35:30.750
‫نه، فقط به‌خاطر کاره.‬

00:35:36.660 --> 00:35:37.870
‫دلم برات تنگ می‌شه.‬

00:35:40.660 --> 00:35:41.580
‫خداحافظ.‬

00:36:03.160 --> 00:36:06.660
‫خیلی خوشحالم که به
‫نوه‌م، ماوی، خوش‌آمد بگم،‬

00:36:06.750 --> 00:36:08.910
‫نه تنها به خانواده‌مون،‬

00:36:09.000 --> 00:36:13.000
‫بلکه به شرکتمون هم،‬

00:36:13.080 --> 00:36:15.120
‫هلدینگ بیلگین!‬

00:36:17.370 --> 00:36:20.660
‫اون در آینده نزدیک، سمت
‫مهمی رو به عهده می‌گیره.‬

00:36:21.950 --> 00:36:25.200
‫داره بهت تو خانواده و تیم
‫مدیریت شرکت خوش‌آمد می‌گه.‬

00:36:26.700 --> 00:36:28.660
‫امیدوارم شب خوبی داشته باشین...‬

00:36:28.750 --> 00:36:30.370
‫اینجور آدمیه، یادگار.‬

00:36:30.450 --> 00:36:33.410
‫استعداد رو می‌شناسه و هر
‫کاری می‌کنه تا پرورشش بده.‬

00:36:34.000 --> 00:36:35.410
‫ممنون بابت ترجمه.‬

00:36:35.500 --> 00:36:36.870
‫اوه! کنت جذاب و مجرد.‬

00:36:36.950 --> 00:36:38.750
‫«کنت» خالی کافیه.‬

00:36:40.700 --> 00:36:41.580
‫باشه.‬

00:36:41.660 --> 00:36:43.910
‫باید برم مادربزرگم رو ببینم.‬

00:36:45.750 --> 00:36:47.910
‫خانم یادگار، لطفاً از این طرف!‬

00:36:50.040 --> 00:36:51.080
‫ماوی!‬

00:36:51.160 --> 00:36:55.370
‫با این قیافه متفکرت، واقعاً شبیه پدرت شدی.‬

00:36:56.080 --> 00:36:58.370
‫کله‌شق بود. و شجاع.‬

00:36:58.870 --> 00:37:01.500
‫از هر چیزی بالا می‌رفت.‬

00:37:01.580 --> 00:37:05.040
‫همیشه حیوانای مریض و
‫زخمی رو با خودش میاورد خونه.‬

00:37:05.120 --> 00:37:06.620
‫می‌خواست دنیا رو عوض کنه.‬

00:37:07.830 --> 00:37:08.830
‫دقیقاً مثل تو.‬

00:37:08.910 --> 00:37:10.870
‫مصاحبه‌ت رو خوندم.‬

00:37:11.370 --> 00:37:14.080
‫ایده‌های بزرگی داری، نه فقط تو معماری.‬

00:37:14.160 --> 00:37:17.040
‫- می‌خواستم در همین مورد صحبت کنم.‬
‫- ما شرکت بزرگی هستیم.‬

00:37:17.120 --> 00:37:21.700
‫اگه بخوای، اینجا می‌تونی تأثیر
‫واقعی بذاری و به همه‌چیز شکل بدی.‬

00:37:23.540 --> 00:37:24.580
‫ممنونم. این...‬

00:37:24.660 --> 00:37:28.540
‫- نمی‌دونم چی بگم. این...‬
‫- فعلاً چیزی نگو، هوم؟‬

00:37:41.500 --> 00:37:43.000
‫- ماوی!‬
‫- ماوی!‬

00:37:43.580 --> 00:37:44.700
‫خوش اومدی.‬

00:37:46.410 --> 00:37:47.700
‫عزیزم.‬

00:37:48.200 --> 00:37:51.450
‫وای، چقدر زیبایی. فوق‌العاده‌ای!‬

00:37:51.950 --> 00:37:53.330
‫من ترکی بلد نیستم.‬

00:37:53.410 --> 00:37:55.910
‫خاله، ماوی ترکی بلد نیست.‬

00:37:56.000 --> 00:37:57.870
‫هیچ‌وقت یاد نگرفته.‬

00:37:57.950 --> 00:37:59.410
‫معلومه که یه آلمانچیه.‬

00:37:59.500 --> 00:38:03.080
‫- ما فکر می‌کردیم بلده.‬
‫- فامیلای بیچاره. اونا آلمانی بلد نیستن.‬

00:38:04.040 --> 00:38:05.500
‫گونِی، سلام.‬

00:38:05.580 --> 00:38:07.870
‫سلام، نوه جان.‬

00:38:08.620 --> 00:38:10.250
‫یا باید بگم «وارث»؟‬

00:38:11.500 --> 00:38:14.910
‫گونِی، می‌خوایم با ماوی یه عکس بگیریم.‬

00:38:15.000 --> 00:38:16.160
‫تو می‌گیری؟‬

00:38:16.250 --> 00:38:18.040
‫می‌خوان باهات عکس بگیرن.‬

00:38:18.120 --> 00:38:20.000
‫- آره.‬
‫- آره.‬

00:38:20.080 --> 00:38:21.700
‫بله، خانوم‌ها.‬

00:38:21.790 --> 00:38:23.000
‫خب.‬

00:38:23.080 --> 00:38:25.870
‫سه، دو، یک.‬

00:38:25.950 --> 00:38:27.120
‫و... خیلی خوب.‬

00:38:27.200 --> 00:38:29.410
‫- تمومه.‬
‫- خیلی ممنون.‬

00:38:29.910 --> 00:38:31.580
‫اوه، عزیزم.‬

00:38:32.290 --> 00:38:33.540
‫چقدر قشنگ!‬

00:38:34.830 --> 00:38:36.080
‫ماوی!‬

00:38:37.540 --> 00:38:39.160
‫- کنت!‬
‫- شب‌به‌خیر.‬

00:38:39.250 --> 00:38:40.620
‫تو هم اینجایی.‬

00:38:40.700 --> 00:38:43.120
‫می‌خواستم ماوی رو به سوزان معرفی کنم.‬

00:38:44.540 --> 00:38:46.160
‫چه ورود باشکوهی.‬

00:38:46.250 --> 00:38:48.450
‫اگه دوست داری می‌تونم بهت قرضش بدم.‬

00:38:50.870 --> 00:38:52.040
‫با اجازه.‬

00:38:55.040 --> 00:38:56.660
‫سوزان کیه؟‬

00:38:56.750 --> 00:38:58.000
‫فقط همراهی کن.‬

00:39:00.080 --> 00:39:02.410
‫زود تموم می‌شه. گشنته؟‬

00:39:15.370 --> 00:39:16.500
‫مرسی.‬

00:39:24.870 --> 00:39:27.040
‫این خیلی خوشمزه‌ست.‬

00:39:28.950 --> 00:39:31.450
‫منو یاد ساندویچ‌های ماهی هامبورگ میندازه.‬

00:39:33.870 --> 00:39:36.620
‫هنوز داری به حرفای یادگار فکر می‌کنی؟‬

00:39:37.540 --> 00:39:39.000
‫آخه خیلی عجیبه.‬

00:39:39.080 --> 00:39:41.910
‫من اینجا یه خانواده بزرگ
‫دارم که اصلاً نمی‌شناختمشون.‬

00:39:42.000 --> 00:39:42.830
‫ممنون.‬

00:39:44.080 --> 00:39:46.410
‫حالا قراره به این امپراطوری هم ملحق بشم؟‬

00:39:46.500 --> 00:39:48.330
‫من تازه دفتر کار خودمو راه انداختم.‬

00:39:48.410 --> 00:39:50.950
‫نمی‌دونم اصلاً این‌همه کار
‫رو می‌خوام یا از پسش برمیام.‬

00:39:51.040 --> 00:39:54.410
‫و همه‌چی همین‌طوری داره میفته
‫تو دامن من، فقط چون نوه‌ش هستم؟‬

00:39:54.500 --> 00:39:55.790
‫آقازاده.‬

00:39:57.000 --> 00:39:58.000
‫مرسی.‬

00:39:59.250 --> 00:40:00.870
‫این خانواده بیلگینه.‬

00:40:01.700 --> 00:40:02.700
‫می‌دونم.‬

00:40:03.910 --> 00:40:05.410
‫و می‌خوام بخشی ازش باشم.‬

00:40:10.120 --> 00:40:13.870
‫می‌دونی، همیشه برام سؤال
‫بود که پدرم اهل کجاست.‬

00:40:24.000 --> 00:40:25.830
‫نمی‌خوام فقط وارث باشم.‬

00:40:28.160 --> 00:40:30.790
‫می‌خوام بهشون نشون بدم کی
‫هستم و چه کارهایی ازم برمیاد.‬

00:40:34.410 --> 00:40:35.830
‫و اینکه واقعاً از پسش برمیام.‬

00:40:36.870 --> 00:40:38.830
‫نگاه کن. قلعه دختر.‬

00:40:39.580 --> 00:40:43.620
‫یه سلطان این برج رو ساخته
‫چون یه فالگیر پیش‌بینی کرده بود‬

00:40:43.700 --> 00:40:47.700
‫که دختر محبوبش تو تولد ۱۶
‫سالگیش با نیش مار می‌میره.‬

00:40:47.790 --> 00:40:50.410
‫و روز تولد ۱۶ سالگیش، براش میوه فرستاد.‬

00:40:50.500 --> 00:40:52.580
‫اما یه مار بین انجیرها قایم شده بود.‬

00:40:52.660 --> 00:40:55.540
‫کافی بود به‌جای اینکه دخترش
‫رو بفرسته یه جزیره دورافتاده،‬

00:40:55.620 --> 00:40:57.750
‫براش یه قایق می‌خرید.‬

00:40:57.830 --> 00:41:01.580
‫اما یه همچین برجی خیلی
‫محکم‌تره. ضد طوفانه، و بادوامه.‬

00:41:01.660 --> 00:41:04.160
‫آها! اینو یه معمار می‌گه.‬

00:41:04.950 --> 00:41:07.580
‫تو خیلی چیزا درموردم می‌دونی.
‫من هیچی درموردت نمی‌دونم.‬

00:41:08.450 --> 00:41:10.160
‫اوه، چیز زیادی برای گفتن نیست.‬

00:41:10.830 --> 00:41:13.410
‫فوق لیسانس مهندسی عمرانم
‫رو تو کارلسروهه گرفتم‬

00:41:13.500 --> 00:41:16.290
‫و یه ساله که کسب‌وکار
‫خانوادگیمون رو اداره می‌کنم.‬

00:41:16.370 --> 00:41:19.700
‫یه تاجر حوصله‌سربر، این
‫چیزیه که دوست‌دختر سابقم می‌گه.‬

00:41:19.790 --> 00:41:21.910
‫اما همه‌ش شایعه‌ست.‬

00:41:23.700 --> 00:41:25.700
‫ممنون، آقازاده.‬

00:41:26.290 --> 00:41:27.410
‫به‌جا بود.‬

00:41:31.450 --> 00:41:34.500
‫دیوونه‌کننده‌ست! کلی اتفاق افتاده، نورا.‬

00:41:34.580 --> 00:41:36.700
‫همه‌چیو برام تعریف کن. چطور بود؟‬

00:41:36.790 --> 00:41:38.330
‫نمی‌دونم از کجا شروع کنم.‬

00:41:38.410 --> 00:41:39.580
‫عجیب‌ترین قسمتش اینه که‬

00:41:39.660 --> 00:41:42.200
‫مادربزرگم می‌خواد من به شرکت ملحق بشم.‬

00:41:42.290 --> 00:41:44.370
‫با اینکه به‌سختی منو می‌شناسه.‬

00:41:44.910 --> 00:41:47.120
‫جان یهو مجبور شد برگرده هامبورگ.‬

00:41:47.200 --> 00:41:49.160
‫هوم، باشه. چرا؟ ‬

00:41:49.250 --> 00:41:52.540
‫- خب... یه جلسه فوری تو شرکت.‬
‫- اوکی.‬

00:41:52.620 --> 00:41:56.750
‫وقتی بشنوه خیلی غافلگیر می‌شه.
‫اون آینده ما رو خیلی متفاوت می‌بینه.‬

00:41:56.830 --> 00:42:01.200
‫- حتی نمی‌دونم اینو می‌خوام یا نه.‬
‫- ماوی، یکم بهش فکر کن.‬

00:42:01.290 --> 00:42:03.830
‫فردا بهت زنگ می‌زنم، باشه؟‬

00:42:27.000 --> 00:42:29.250
‫خوب بود. ممنون.‬

00:42:34.580 --> 00:42:38.040
‫رعنا ارگولر، موکل جدیدمون.‬

00:42:38.120 --> 00:42:40.870
‫همکارانم، خانم حسنوویچ و خانم کلر.‬

00:42:40.950 --> 00:42:42.450
‫این پسر کوچیکمه، موسی.‬

00:42:42.540 --> 00:42:46.250
‫داره حقوق می‌خونه و الان داره
‫دوره کارآموزیش رو پیش ما می‌گذرونه.‬

00:42:46.330 --> 00:42:49.370
‫پسر بزرگم، جان، که اونم وکیله.‬

00:42:49.910 --> 00:42:51.500
‫- سلام.‬
‫- سلام.‬

00:42:52.410 --> 00:42:54.580
‫مشتاق همکاری با شما هستم.‬

00:43:19.540 --> 00:43:22.080
‫بالاخره خوش‌سلیقگی تو این خانواده ارثیه.‬

00:43:23.540 --> 00:43:26.500
‫تو رو به مهم‌ترین دوستام معرفی می‌کنم.‬

00:43:26.580 --> 00:43:28.870
‫همه‌شون زن‌های تاجر و موفقی‌ان.‬

00:43:32.250 --> 00:43:36.250
‫اپلیکیشن من می‌گه این شکل
‫تفاله قهوه یعنی مهمون در راهه.‬

00:43:37.660 --> 00:43:39.330
‫مادرشوهرت داره میاد؟‬

00:43:39.410 --> 00:43:41.700
‫این حرفو نزن. خدا نکنه!‬

00:43:43.700 --> 00:43:46.450
‫دارن درمورد معنی تفاله‌های قهوه حرف می‌زنن.‬

00:43:47.830 --> 00:43:50.040
‫اگه از من بپرسین، اپلیکیشن من بهترینه.‬

00:43:50.120 --> 00:43:51.500
‫و این اپلیکیشن چی‌کار می‌کنه؟‬

00:43:52.910 --> 00:43:54.700
‫آینده رو پیش‌بینی می‌کنه.‬

00:43:55.200 --> 00:43:56.660
‫ما یه ضرب‌المثل داریم.‬

00:43:57.160 --> 00:43:59.160
‫«به فالگیر اعتماد نکن...»‬

00:44:08.660 --> 00:44:11.700
‫«...اما بی‌خیال راهنماییش هم نشو.»‬

00:44:13.120 --> 00:44:15.830
‫چشم‌انداز شغلی یه معمار
‫جوون تو آلمان چطوره؟‬

00:44:16.910 --> 00:44:19.290
‫من فالگیر نیستم، ملتم.‬

00:44:20.040 --> 00:44:23.580
‫خب، برنامه‌ای برای آینده داری؟‬

00:44:26.080 --> 00:44:28.660
‫چیزی که مهمه، برنامه‌های
‫یادگار برای آینده‌ست.‬

00:44:40.290 --> 00:44:41.620
‫چه انتظاری داشتی؟‬

00:44:41.700 --> 00:44:44.120
‫مادرش رو که می‌شناسی. نتیجه‌ش همین می‌شه.‬

00:44:45.250 --> 00:44:48.250
‫هیچی از حرفای دوستای یادگار نمی‌فهمیدم.‬

00:44:48.330 --> 00:44:52.910
‫انگار این کافی نبود، هسته
‫زیتون رو هم تف کردم تو دستم.‬

00:44:53.450 --> 00:44:56.250
‫کار خوبی کردی. بقیه‌ش
‫چرت‌وپرت‌های از دماغ فیل افتاده‌هاست.‬

00:44:56.330 --> 00:44:58.330
‫نیازی به سخنرانی درمورد
‫مسائل اجتماعی ندارم.‬

00:44:58.410 --> 00:45:01.620
‫تو اون مهمونی با دوستای
‫یادگار مثل احمق‌ها رفتار کردم.‬

00:45:01.700 --> 00:45:04.120
‫ماوی، تو خیلی متفاوت بزرگ شدی.‬

00:45:04.200 --> 00:45:06.370
‫- لازم نیست تظاهر کنی.‬
‫- تظاهر؟ ‬

00:45:06.450 --> 00:45:09.330
‫اصلاً می‌دونی چه حسی داره که
‫یکی باید همه‌چیز رو برات ترجمه کنه؟ ‬

00:45:09.410 --> 00:45:12.620
‫- مامان، من اینجا حس یه آلمانچی واقعی رو دارم.‬
‫- ما آلمانچی هستیم.‬

00:45:12.700 --> 00:45:14.700
‫و تو یه آلمانچی خیلی با استعدادی.‬

00:45:14.790 --> 00:45:18.620
‫اگه کسی ازت خوشش نمیاد چون
‫هسته زیتون رو روی چنگالت نمی‌ذاری،‬

00:45:18.700 --> 00:45:20.290
‫به درک.‬

00:45:21.120 --> 00:45:22.750
‫آره، حق با توئه.‬

00:45:23.620 --> 00:45:24.660
‫ممنون، مامان.‬

00:45:31.080 --> 00:45:33.660
‫فکر کنم این بازدید برات راحت‌تر باشه.‬

00:45:34.830 --> 00:45:36.830
‫این روزا به‌ندرت میام اینجا.‬

00:45:37.330 --> 00:45:38.790
‫دفتر گونِی طبقه‌ی بالاست.‬

00:45:38.870 --> 00:45:42.120
‫آدم راحتی نیست، اما تاجر فوق‌العاده‌ایه.‬

00:45:43.040 --> 00:45:44.250
‫پدربزرگِ پدربزرگت.‬

00:45:45.500 --> 00:45:46.500
‫پدربزرگت.‬

00:45:48.500 --> 00:45:49.450
‫آره.‬

00:45:49.950 --> 00:45:53.660
‫و اینجا هنوز برای نوه‌ها و نتیجه‌ها جا هست.‬

00:45:53.750 --> 00:45:54.700
‫کی می‌دونه.‬

00:45:55.200 --> 00:45:59.080
‫خوش اومدین، خانم یادگار. آقای
‫گونِی خبر دارن تشریف میارین؟‬

00:45:59.160 --> 00:46:02.500
‫نه، فقط یه سلام و احوالپرسی
‫کوتاهه. لازم نبود بهش خبر بدیم.‬

00:46:06.500 --> 00:46:09.580
‫چند بار بهت گفتم؟ نمی‌خوام کسی مزاحمم بشه.‬

00:46:10.120 --> 00:46:11.500
‫عمه یادگار.‬

00:46:11.580 --> 00:46:13.040
‫چه غافلگیری‌ای.‬

00:46:13.790 --> 00:46:15.580
‫امیدوارم غافلگیری خوبی باشه.‬

00:46:15.660 --> 00:46:18.330
‫در واقع یه غافلگیری
‫فوق‌العاده‌ست. و ماوی...‬

00:46:18.410 --> 00:46:21.790
‫دارم ماوی رو با اینجا آشنا می‌کنم و
‫می‌خواستم درمورد اون روستا باهات صحبت کنم.‬

00:46:24.200 --> 00:46:25.700
‫البته اگه وقتش رو داشته باشی.‬

00:46:27.160 --> 00:46:30.080
‫مادربزرگم تا وقتی فوت
‫کرد اونجا زندگی می‌کرد.‬

00:46:31.160 --> 00:46:32.950
‫ما همیشه تعطیلات رو اونجا می‌گذروندیم.‬

00:46:33.040 --> 00:46:35.580
‫پدرت عاشق اونجا بود.‬

00:46:35.660 --> 00:46:38.330
‫همیشه تو غارها می‌دوید.‬

00:46:38.410 --> 00:46:40.200
‫ما هر کاری از دستمون برمیومد انجام دادیم.‬

00:46:40.290 --> 00:46:42.660
‫اما سنگش زیادی متخلخله.‬

00:46:42.750 --> 00:46:45.290
‫مردم بیش از حد بازسازیش کردن.‬

00:46:45.370 --> 00:46:48.620
‫توریست‌های زیادی هم در طول
‫این سال‌ها سنگ‌هاشو کندن و بردن.‬

00:46:48.700 --> 00:46:50.830
‫یه چیزی شبیه دیوار برلین.‬

00:46:50.910 --> 00:46:52.870
‫آخرش هم مثل پنیر سوئیسی سوراخ سوراخ شد.‬

00:46:52.950 --> 00:46:56.160
‫اون روستا الان داره خرج
‫خیلی زیادی رو دستمون می‌ذاره.‬

00:46:56.250 --> 00:46:58.120
‫نوسازی کردنش اصلاً ممکن نیست.‬

00:46:58.200 --> 00:47:01.540
‫به نظرم باید کلاً خرابش کنیم.‬

00:47:07.700 --> 00:47:10.120
‫ما بیش از حد از اون روستا غافل شدیم.‬

00:47:13.410 --> 00:47:16.870
‫خودت رو سرزنش نکن. الان
‫جز یه ویرونه چیزی اونجا نمونده.‬

00:47:16.950 --> 00:47:19.250
‫من حلش می‌کنم، باشه؟‬

00:47:19.830 --> 00:47:21.330
‫حتی فکر آخرین ساکنانش رو هم می‌کنم.‬

00:47:21.410 --> 00:47:23.290
‫اشکالی نداره چندتا عکس بگیرم؟‬

00:47:24.580 --> 00:47:27.750
‫- برای چی؟‬
‫- به نظرم خیلی جذابه.‬

00:47:27.830 --> 00:47:30.450
‫تو هامبورگ، به‌ندرت از سنگ
‫توف تو ساخت‌وساز استفاده می‌کنن.‬

00:47:30.540 --> 00:47:32.910
‫فقط می‌خوام یه نگاه دقیق‌تر بهش بندازم.‬

00:47:36.410 --> 00:47:37.790
‫آه، جان پیداش شد.‬

00:47:38.500 --> 00:47:41.950
‫استرس زیاد، فشار زمانی وحشتناک...‬

00:47:43.000 --> 00:47:46.250
‫اگه این‌طوری پیش بره،
‫نمی‌تونم از اینجا خلاص شم.‬

00:47:47.370 --> 00:47:48.870
‫تو چطوری؟ ‬

00:47:48.950 --> 00:47:50.120
‫دلم برات تنگ شده.‬

00:47:51.540 --> 00:47:52.620
‫منم دلم برات تنگ شده.‬

00:47:53.120 --> 00:47:54.160
‫بگو ببینم.‬

00:47:54.870 --> 00:47:57.450
‫- داری با ماوی حرف می‌زنی؟‬
‫- آره.‬

00:47:57.540 --> 00:47:59.160
‫جان، گشنه‌ای؟‬

00:47:59.250 --> 00:48:00.250
‫نه.‬

00:48:00.870 --> 00:48:04.700
‫ماوی، تو عکسا فوق‌العاده بودی.‬

00:48:04.790 --> 00:48:05.750
‫ممنون.‬

00:48:05.830 --> 00:48:07.290
‫کدوم عکسا؟‬

00:48:07.370 --> 00:48:08.950
‫- سلام، ماوی! ‬
‫- سلام، حلمی.‬

00:48:09.040 --> 00:48:11.120
‫متأسفم که جان مجبور شد برگرده.‬

00:48:11.200 --> 00:48:12.160
‫اشکالی نداره.‬

00:48:12.250 --> 00:48:15.700
‫تو مهمونی. خیلی شیک و راحت به نظر می‌رسیدی.‬

00:48:15.790 --> 00:48:17.450
‫و تو خیلی خوشگل شده بودی.‬

00:48:18.830 --> 00:48:20.540
‫خوشبختانه تو عکسا قایمش کردی.‬

00:48:20.620 --> 00:48:23.750
‫من قایمش نکردم. یهو غیبش زد!‬

00:48:24.660 --> 00:48:26.250
‫بدون وقفه دارن کار می‌کنن.‬

00:48:26.330 --> 00:48:29.040
‫اگه از من بپرسی، اون موکل جدیده دیو...‬

00:48:29.120 --> 00:48:33.080
‫اینه، دوباره زنگ زد. باورم نمی‌شه.‬

00:48:33.160 --> 00:48:35.200
‫وصلش می‌کنم به جان.‬

00:48:35.290 --> 00:48:37.290
‫- باشه پس، خداحافظ.‬
‫- خداحافظ.‬

00:48:59.370 --> 00:49:03.370
‫- گونِی.‬
‫- و؟ از اتاق خوشت اومد؟‬

00:49:04.120 --> 00:49:06.500
‫واقعاً قشنگ‌ترین سوئیت ماست.‬

00:49:06.580 --> 00:49:09.040
‫فکر کنم قشنگ‌ترین سوئیت کل اروپاست.‬

00:49:09.120 --> 00:49:12.910
‫معمولاً فقط بازیگرای معروف
‫و رئیس‌جمهورها اینجا می‌مونن.‬

00:49:13.000 --> 00:49:14.660
‫حتی پادشاه‌ها!‬

00:49:14.750 --> 00:49:19.200
‫ولی هیچ بازیگر زن یا
‫ملکه‌ای نه؟ اون برام جالب‌تره.‬

00:49:19.290 --> 00:49:21.910
‫اما مطمئنم اینجا نیستی که
‫درمورد اتاق حرف بزنی.‬

00:49:25.330 --> 00:49:26.330
‫واقعاً؟‬

00:49:27.910 --> 00:49:29.540
‫نه، به نظرم عالیه‬

00:49:29.620 --> 00:49:33.700
‫که می‌تونیم این‌قدر راحت با هم حرف بزنیم.‬

00:49:33.790 --> 00:49:34.620
‫واقعاً.‬

00:49:35.450 --> 00:49:36.830
‫حالا که صحبت از ملکه‌ها شد...‬

00:49:40.950 --> 00:49:42.410
‫اگه فکر می‌کنی‬

00:49:42.500 --> 00:49:45.410
‫که اِدو و طراح لباسش‬

00:49:45.500 --> 00:49:48.790
‫می‌تونن اون کلاس و شخصیتی
‫که لازم داری رو بهت بدن‬

00:49:48.870 --> 00:49:51.450
‫تا بتونی بخشی از خانواده ما بشی،‬

00:49:51.540 --> 00:49:54.450
‫متأسفم که باید ناامیدت کنم.‬

00:49:57.450 --> 00:49:58.620
‫مادرت، اون...‬

00:49:59.450 --> 00:50:01.830
‫مطمئنم خیلی دلش برات تنگ شده.‬

00:50:03.120 --> 00:50:04.950
‫مگه نه؟ آینور...‬

00:50:06.290 --> 00:50:08.200
‫ما به یادش هستیم. آره، هستیم.‬

00:50:08.790 --> 00:50:12.250
‫لطفاً اشتباه برداشت نکن.
‫من بدِ تو رو نمی‌خوام.‬

00:50:12.330 --> 00:50:17.500
‫فقط می‌خوام از یه دل‌شکستگی و یه افتضاح
‫طولانی و کش‌دار نجاتت بدم، می‌فهمی؟‬

00:50:17.580 --> 00:50:20.620
‫این خیلی... لطف بزرگیه.‬

00:50:21.330 --> 00:50:23.950
‫خواهش می‌کنم. یکی از نقاط قوت منه.‬

00:50:24.040 --> 00:50:26.910
‫اما برگردیم سر حرفم. می‌دونی، این...‬

00:50:27.000 --> 00:50:28.160
‫چطور بگم.‬

00:50:28.250 --> 00:50:29.250
‫این...‬

00:50:34.290 --> 00:50:35.910
‫...بوی گند یه کارگر مهاجر.‬

00:50:37.870 --> 00:50:42.330
‫هیچ‌وقت از شرش خلاص
‫نمی‌شی، مهم نیست چقدر صعود کنی،‬

00:50:43.160 --> 00:50:44.250
‫آلمانچی.‬

00:50:46.950 --> 00:50:49.450
‫از جان بپرس. اون می‌فهمه‌چی می‌گم.‬

00:50:50.790 --> 00:50:52.910
‫حتی با اینکه وکیله، هنوزم اون بو رو می‌ده.‬

00:51:33.080 --> 00:51:36.330
‫وای خدای من، این اتاق تمومی نداره.‬

00:51:43.120 --> 00:51:46.620
‫نمی‌تونم بهترین دوستم
‫رو تو استانبول تنها بذارم.‬

00:51:49.000 --> 00:51:51.500
‫وای خدای من، و من اینجام.‬

00:51:51.580 --> 00:51:52.700
‫و فردا،‬

00:51:53.450 --> 00:51:54.830
‫شهر رو فتح می‌کنیم.‬

00:52:07.580 --> 00:52:08.830
‫- سلام.‬
‫- سلام.‬

00:52:09.410 --> 00:52:10.290
‫سلام.‬

00:52:14.500 --> 00:52:16.700
‫خیله خب. یالا، نورا.‬

00:52:16.790 --> 00:52:17.790
‫نورا!‬

00:52:19.120 --> 00:52:22.410
‫- نورا، یالا. به اندازه کافی برداشتی.‬
‫- اینا برای تو راهه.‬

00:52:22.500 --> 00:52:23.830
‫تو بهترینی.‬

00:52:26.080 --> 00:52:27.450
‫یه لحظه.‬

00:52:28.250 --> 00:52:30.410
‫یالا. برو تو.‬

00:52:30.500 --> 00:52:31.580
‫وای خدای من.‬

00:52:32.120 --> 00:52:33.120
‫مرسی.‬

00:52:42.750 --> 00:52:43.950
‫اون یکی هم.‬

00:52:46.410 --> 00:52:49.830
‫اون برج گالاتاست. همیشه
‫دلم می‌خواست برم اونجا.‬

00:52:49.910 --> 00:52:52.330
‫اونجا یه دکه هست که مجسمه‌های
‫احمد چلبی رو می‌فروشه.‬

00:52:52.410 --> 00:52:55.290
‫اون اولین کسی تو دنیا
‫بود که سعی کرد پرواز کنه.‬

00:52:55.370 --> 00:52:57.000
‫از برج گالاتا پرید.‬

00:53:00.040 --> 00:53:01.700
‫- ممنون.‬
‫- ممنون.‬

00:53:34.120 --> 00:53:35.830
‫باید بریم تو.‬

00:53:41.250 --> 00:53:47.290
‫و... خیلی بهم نزدیک شد و سعی
‫کرد گردنم رو بو کنه و از این کارا.‬

00:53:47.370 --> 00:53:51.200
‫فکر کنم موضوع درمورد
‫تخریب اون روستا تو کاپادوکیاست.‬

00:53:52.000 --> 00:53:55.330
‫گونِی از اینکه از نقشه‌ها
‫عکس گرفتم خوشش نیومد.‬

00:53:55.410 --> 00:53:57.750
‫گفتن «آلمانچی» واقعاً کار چیپیه.‬

00:53:58.250 --> 00:54:00.040
‫حتی برای کسی مثل گونِی.‬

00:54:00.540 --> 00:54:01.620
‫«آلمانچی».‬

00:54:02.290 --> 00:54:03.660
‫معنیش چیه؟‬

00:54:04.500 --> 00:54:07.250
‫یه اصطلاحیه که به‌عنوان
‫توهین استفاده می‌شه.‬

00:54:09.160 --> 00:54:10.160
‫اِدو!‬

00:54:10.700 --> 00:54:12.700
‫این سس خرچنگه خیلی خوبه.‬

00:54:14.040 --> 00:54:16.040
‫- این سس فوق‌العاده‌ست!‬
‫- اِدو!‬

00:54:18.080 --> 00:54:22.120
‫تُرک‌های اینجا تو ترکیه برای تحقیر
‫کردن تُرک‌های آلمان ازش استفاده می‌کنن.‬

00:54:22.200 --> 00:54:24.120
‫ما هیچ‌وقت از اون اصطلاح استفاده نمی‌کنیم.‬

00:54:24.200 --> 00:54:25.250
‫هیچ‌وقت.‬

00:54:25.330 --> 00:54:29.040
‫انگار همیشه زیر نظرم و کلی ازم انتظار دارن.‬

00:54:29.120 --> 00:54:31.080
‫ولی اصلاً نمی‌دونم معنی همه‌ی اینا چیه.‬

00:54:31.750 --> 00:54:36.410
‫ماوی، تو نوه یکی از
‫بانفوذترین زن‌های ترکیه‌ای.‬

00:54:36.500 --> 00:54:39.200
‫پس «همه‌ی اینا» تقریباً یعنی همین‌جا.‬

00:54:43.410 --> 00:54:45.370
‫این موضوع فقط درمورد شخص تو نیست.‬

00:54:46.160 --> 00:54:47.500
‫درمورد شرکته.‬

00:54:47.580 --> 00:54:50.080
‫و شرکت یعنی خانواده.‬

00:54:50.790 --> 00:54:53.500
‫اگه این قضیه که گونِی سر اون
‫روستا گند زده، حقیقت داشته باشه...‬

00:54:53.580 --> 00:54:55.080
‫یادگار می‌کشتش.‬

00:54:55.790 --> 00:54:57.580
‫- به سلامتی ماوی.‬
‫- به سلامتی ماوی.‬

00:54:57.660 --> 00:55:00.500
‫به سلامتی ماوی و اینکه
‫کار گونِی رو تموم می‌کنه.‬

00:55:00.580 --> 00:55:02.700
‫و به سلامتی اینکه نشون
‫می‌ده چه توانایی‌هایی داره.‬

00:55:02.790 --> 00:55:04.790
‫و به سلامتی اینکه همه
‫لباسای قدیمیش رو آتیش می‌زنه.‬

00:55:05.830 --> 00:55:07.120
‫یا اینکه می‌بخشتشون.‬

00:55:09.250 --> 00:55:10.660
‫بیاین یه سلفی بگیریم.‬

00:55:13.120 --> 00:55:15.120
‫- وای! چه باحال!‬
‫- لعنتی.‬

00:55:15.200 --> 00:55:16.200
‫نشونم بده.‬

00:55:17.790 --> 00:55:19.750 line:20%
‫ماوی، نوه بیلگین‬

00:55:21.290 --> 00:55:22.790
‫باید به جان زنگ بزنی.‬

00:55:23.370 --> 00:55:25.910
‫شما جداً انتظار دارین موکل من‬

00:55:26.000 --> 00:55:28.410
‫با ده درصد سهام موافقت کنه؟‬

00:55:29.750 --> 00:55:32.120
‫با یه سرمایه‌گذاری ۲۳ میلیونی؟‬

00:55:32.200 --> 00:55:34.250
‫بله، با ۲۳ میلیون.‬

00:55:34.830 --> 00:55:36.080
‫یا خدا.‬

00:55:36.950 --> 00:55:37.870
‫موسی!‬

00:55:37.894 --> 00:55:39.894


00:55:43.750 --> 00:55:45.450
‫جان، باید یه چیزی بهت بگم.‬

00:55:45.540 --> 00:55:47.330
‫اگه احیاناً اخبار ترکیه رو می‌خونی‬

00:55:47.410 --> 00:55:50.290
‫یا تلویزیون می‌بینی،
‫می‌خوام اینو از خودم بشنوی.‬

00:55:50.370 --> 00:55:52.830
‫منظورت «زوج رؤیایی
‫جدید طبقه مرفه» رو می‌گی؟‬

00:55:54.750 --> 00:55:56.370
‫اینجا کلی اتفاق داره میفته.‬

00:55:56.450 --> 00:55:57.290
‫عزیزم...‬

00:55:57.370 --> 00:56:00.330
‫اصلاً اون‌طوری که به نظر میاد نیست.‬

00:56:00.410 --> 00:56:01.250
‫عزیزم...‬

00:56:01.950 --> 00:56:03.330
‫من می‌دونم ما کی هستیم.‬

00:56:04.700 --> 00:56:06.330
‫لطفاً نگران نباش، باشه؟ ‬

00:56:10.580 --> 00:56:12.410
‫باید برگردم داخل.‬

00:56:12.500 --> 00:56:14.580
‫- بعداً حرف می‌زنیم، باشه؟ ‬
‫- دوستت دارم.‬

00:56:15.080 --> 00:56:17.200
‫فکر کنم برای امروز دیگه کافیه.‬

00:56:17.950 --> 00:56:19.000
‫اوه، ماوی...‬

00:56:21.580 --> 00:56:24.200
‫- ممنون.‬
‫- بفرمایید خانم، صورت‌حسابتون.‬

00:56:25.500 --> 00:56:26.830
‫داری چی‌کار می‌کنی؟‬

00:56:27.790 --> 00:56:29.700
‫- من می‌خواستم حساب کنم.‬
‫- دنگی حساب می‌کنیم.‬

00:56:29.790 --> 00:56:31.700
‫اصلاً و ابداً. من حساب می‌کنم.‬

00:56:32.200 --> 00:56:33.870
‫عمراً عزیزم. بده به من.‬

00:56:33.950 --> 00:56:36.580
‫عزیزم، اینجا مهمون منی.‬

00:56:36.660 --> 00:56:40.290
‫- تو هم همینو گفتی. عمراً.‬
‫- جلوی همه این کار قشنگ نیست...‬

00:56:43.500 --> 00:56:44.950
‫چی... تو الان چی‌کار کردی؟‬

00:56:45.040 --> 00:56:47.200
‫نمی‌تونی همین‌طوری حساب کنی.‬

00:56:47.290 --> 00:56:49.950
‫میشه گفت شما پیچیده‌ترین
‫قوانین دنیا رو دارین؟‬

00:56:50.040 --> 00:56:52.540
‫نه. تُرک‌ها این‌طوری‌ان.‬

00:56:52.620 --> 00:56:55.410
‫- سر حساب کردن تعارف می‌کنیم.‬
‫- غیر از این بی‌ادبی محسوب می‌شه.‬

00:56:55.500 --> 00:56:57.540
‫اگه بهت تعارف کردن، رد می‌کنی.‬

00:56:57.620 --> 00:56:59.870
‫- بعد دوباره تعارف می‌شه.‬
‫- تو هم دوباره رد می‌کنی.‬

00:56:59.950 --> 00:57:03.700
‫تازه دفعه سوم می‌تونی به این فکر کنی که‬

00:57:03.790 --> 00:57:05.250
‫قبول کنی یا رد کنی.‬

00:57:05.330 --> 00:57:06.370
‫تو خیلی عجله کردی.‬

00:57:06.450 --> 00:57:09.750
‫و ما هیچ‌وقت، هیچ‌وقت
‫پول رو دنگی حساب نمی‌کنیم.‬

00:57:11.830 --> 00:57:14.000
‫- ممنونم.‬
‫- به سلامت برسین خونه.‬

00:57:14.660 --> 00:57:16.000
‫باید بری ترکیه.‬

00:57:16.080 --> 00:57:19.200
‫یارو یتیم‌خونه ساخته، از
‫آسایشگاه کودکان حمایت می‌کنه،‬

00:57:19.290 --> 00:57:21.330
‫عضو تیم شنای المپیک بوده،‬

00:57:21.410 --> 00:57:23.540
‫هفت تا زبون بلده، شکم هشت تیکه داره...‬

00:57:23.620 --> 00:57:25.250
‫اونا هم چال گونه‌ست؟‬

00:57:26.330 --> 00:57:27.870
‫باید بری اونجا.‬

00:57:27.950 --> 00:57:29.620
‫ازم چی می‌خوای موسی؟‬

00:57:30.330 --> 00:57:33.200
‫برم اونجا و قلمروم رو
‫مشخص کنم؟ یه همچین چیزی؟‬

00:57:33.290 --> 00:57:36.370
‫نه، بیشتر یه چیزی تو مایه‌های
‫«ماوی زن رؤیاهای منه.»‬

00:57:36.450 --> 00:57:39.950
‫«یه بارم سعی کردم ازش
‫خواستگاری کنم ولی گند زدم.»‬

00:57:40.040 --> 00:57:41.700
‫بابا می‌دونه.‬

00:57:41.790 --> 00:57:44.580
‫پرواز بعدی به استانبول شش
‫ساعت دیگه حرکت می‌کنه.‬

00:57:45.080 --> 00:57:48.120
‫ما اینجا هواتو داریم. پس برو به دستش بیار.‬

00:58:24.160 --> 00:58:25.330
‫بله؟‬

00:58:25.410 --> 00:58:26.580
‫رعنا بود.‬

00:58:27.620 --> 00:58:31.040
‫جان همین الان خداحافظی کرد.
‫دیگه نتونست اونجا نگهش داره.‬

00:58:42.120 --> 00:58:43.950
‫تو راه استانبوله.‬

00:58:44.450 --> 00:58:46.580
‫حتماً عکس‌های ماوی و کنت رو دیده.‬

00:58:46.660 --> 00:58:50.410
‫اون پسر لیاقت اینو نداره
‫که مردِ زندگی ماوی باشه.‬

00:58:50.500 --> 00:58:54.580
‫اگه ماوی با اون بمونه، هیچ‌وقت
‫واقعاً عضوی از این خانواده نمی‌شه.‬

00:58:57.080 --> 00:59:00.450
‫یاد عثمان بیفت وقتی آینور وارد زندگیش شد.‬

00:59:01.040 --> 00:59:04.120
‫ماوی هنوز خیلی چیزا باید یاد
‫بگیره، و اون پسر جلوش رو می‌گیره.‬

00:59:05.660 --> 00:59:08.290
‫لطفاً بهش زنگ بزن و بگو
‫می‌خوام باهاش حرف بزنم.‬

00:59:45.540 --> 00:59:48.040
‫- خوش اومدی.‬
‫- سلام، خانم یادگار.‬

00:59:49.290 --> 00:59:50.870
‫ممنون که اومدی.‬

00:59:51.370 --> 00:59:52.370
‫بشین.‬

00:59:57.200 --> 00:59:59.580
‫کارولین گفت خیلی مهمه.‬

00:59:59.660 --> 01:00:01.410
‫می‌رم سر اصل مطلب.‬

01:00:01.910 --> 01:00:04.290
‫می‌دونم که تو و ماوی عاشق هم هستین.‬

01:00:04.870 --> 01:00:07.700
‫و مطمئنم که دارید رؤیای
‫آینده مشترک رو می‌بینید.‬

01:00:07.790 --> 01:00:11.910
‫فکر کنم می‌دونی که ماوی داره به
‫شروع کار تو شرکت فکر می‌کنه.‬

01:00:12.000 --> 01:00:16.450
‫منم با این قضیه موافقم چون یه
‫روزی همه اینا به اون به ارث می‌رسه.‬

01:00:16.540 --> 01:00:19.080
‫خانواده ما یه خانواده ریشه‌داره.‬

01:00:19.950 --> 01:00:21.910
‫ما آبرو داریم. مسئولیت داریم.‬

01:00:22.500 --> 01:00:24.870
‫این موضوع به شریک زندگی‌ای
‫که انتخاب می‌کنیم هم ربط داره.‬

01:00:27.040 --> 01:00:29.120
‫چقدر می‌گیری که‬

01:00:30.450 --> 01:00:31.870
‫پات رو بکشی کنار؟‬

01:00:44.910 --> 01:00:46.870
‫توی پاکت یه چک سفیده.‬

01:00:48.160 --> 01:00:49.830
‫هر کسی یه قیمتی داره.‬

01:00:51.410 --> 01:00:52.500
‫بنویسش.‬

01:00:59.160 --> 01:01:00.290
‫خانم یادگار.‬

01:01:01.040 --> 01:01:04.200
‫من ماوی رو دوست ندارم چون یه بیلگینه.‬

01:01:05.080 --> 01:01:09.080
‫من ماوی رو به‌خاطر خودِش دوست دارم. متوجهین؟‬

01:01:15.790 --> 01:01:19.950
‫واقعاً فکر نمی‌کنم شما عشق ما رو درک کنین.‬

01:01:23.790 --> 01:01:26.160
‫اما من از وضعیت مالی پدر و مادرت خبر دارم.‬

01:01:49.330 --> 01:01:51.410
‫فقط دو روز تا مهمونی یادگار مونده.‬

01:01:51.500 --> 01:01:55.000
‫می‌خوام فردا برم کاپادوکیا
‫و یه نگاهی به روستا بندازم.‬

01:01:56.200 --> 01:01:58.120
‫یه روز بیشتر تو کاپادوکیا؟‬

01:01:58.200 --> 01:02:00.660
‫من پایه‌م. بدجوری به
‫یه تعطیلات احتیاج دارم!‬

01:02:01.910 --> 01:02:04.200
‫بیلگین بودن خسته‌کننده و سخته.‬

01:02:04.870 --> 01:02:06.830
‫حسش نمی‌کنی... کنت!‬

01:02:07.410 --> 01:02:08.410
‫چی رو حس نمی‌کنم؟‬

01:02:08.500 --> 01:02:10.040
‫- نه.‬
‫- نمی‌تونی؟‬

01:02:10.120 --> 01:02:11.410
‫- کنت.‬
‫- نمی‌تونی؟‬

01:02:12.250 --> 01:02:13.580
‫- کنت!‬
‫- اوه. سلام، کنت.‬

01:02:13.660 --> 01:02:15.450
‫- سلام.‬
‫- اون اینجا چی‌کار می‌کنه؟‬

01:02:15.540 --> 01:02:18.000
‫- تو اینجا چی‌کار می‌کنی؟‬
‫- اینجا رستوران اونه.‬

01:02:19.120 --> 01:02:21.160
‫- می‌تونم باهات حرف بزنم؟‬
‫- آره، حتماً.‬

01:02:26.200 --> 01:02:27.200
‫بچه‌ها!‬

01:02:32.000 --> 01:02:35.250
‫دسترسی به اطلاعات سازمان
‫ساختمانی کاپادوکیا سخته؟‬

01:02:36.160 --> 01:02:38.450
‫سخت؟ آره. ولی شدنیه.‬

01:02:39.410 --> 01:02:40.500
‫چه نقشه‌ای تو سرته؟‬

01:02:41.500 --> 01:02:43.790
‫اون روستایی که مادربزرگم اهلشه رو می‌شناسی؟‬

01:02:43.870 --> 01:02:47.000
‫همون که تو کاپادوکیاست؟
‫شنیدم باید خراب بشه.‬

01:02:48.250 --> 01:02:49.410
‫کی گفته؟‬

01:02:50.160 --> 01:02:51.540
‫یکی بهم گفت.‬

01:02:51.620 --> 01:02:53.620
‫فکر کنم گونِی بهم گفت.‬

01:02:53.700 --> 01:02:56.870
‫یه چیزی درمورد متخلخل بودن سنگش گفت.‬

01:03:01.540 --> 01:03:03.040
‫فکر نمی‌کنی راست باشه؟‬

01:03:04.330 --> 01:03:05.830
‫باید یه نگاه دقیق‌تر بهش بندازم.‬

01:03:05.910 --> 01:03:09.750
‫تو عکسا می‌شه حفره‌ها رو دید،
‫ولی برای سنگ نرم کاملاً طبیعیه.‬

01:03:09.830 --> 01:03:12.540
‫قدمت این روستا به اوایل
‫دوره مسیحیت برمی‌گرده.‬

01:03:13.040 --> 01:03:16.000
‫دارن درمورد چی حرف می‌زنن؟ با من حرف بزن.‬

01:03:20.790 --> 01:03:23.040
‫چی لازم داری؟ و تا کی؟‬

01:03:23.910 --> 01:03:26.370
‫نقشه‌ها و گزارش‌های
‫کارشناسی‌ای که تحویل داده شده.‬

01:03:26.950 --> 01:03:30.620
‫تا پس‌فردا لازمشون دارم. قبل از
‫اینکه یادگار جانشینش رو معرفی کنه.‬

01:03:30.700 --> 01:03:33.160
‫و فکر کردم چون تو خودت تو این کاری و...‬

01:03:34.120 --> 01:03:34.950
‫چی؟‬

01:03:35.040 --> 01:03:37.330
‫جداً می‌خوای با گونِی در بیفتی؟‬

01:03:42.450 --> 01:03:44.120
‫- سلام.‬
‫- سلام.‬

01:03:44.200 --> 01:03:46.000
‫- اسمتون لطفاً؟‬
‫- جان ییلماز.‬

01:03:46.080 --> 01:03:48.500
‫دوست‌دخترم اینجاست. فقط می‌خوام ببینمش.‬

01:03:48.580 --> 01:03:50.700
‫متأسفم. اسمتون تو لیست نیست.‬

01:03:50.790 --> 01:03:52.160
‫کدوم لیست لطفاً؟‬

01:03:52.250 --> 01:03:55.790
‫- اینجا یه کلاب خصوصیه. برای ورود...‬
‫- باورم نمی‌شه.‬

01:03:55.870 --> 01:03:57.080
‫آلمانی هستی؟‬

01:03:57.160 --> 01:03:58.410
‫- بله.‬
‫- اهل کجایی؟‬

01:03:58.500 --> 01:03:59.620
‫- هامبورگ.‬
‫- هامبورگ؟‬

01:03:59.700 --> 01:04:01.660
‫- آره.‬
‫- من یه پسرعمو تو هامبورگ دارم.‬

01:04:02.500 --> 01:04:03.500
‫عالیه!‬

01:04:04.250 --> 01:04:08.000
‫اجازه هست؟ دوست‌دخترم
‫اون توئه. اومدم غافلگیرش کنم.‬

01:04:08.500 --> 01:04:11.790
‫اون ماوی بیلگینه. و با کنت ولف دوسته.‬

01:04:11.870 --> 01:04:13.540
‫فکر کردی من اخبار نمی‌خونم؟‬

01:04:13.620 --> 01:04:16.700
‫دوست من، ما... اون با کنت ولف نیست.‬

01:04:17.200 --> 01:04:18.500
‫چون با منه.‬

01:04:19.080 --> 01:04:20.330
‫ما قراره ازدواج کنیم.‬

01:04:20.410 --> 01:04:22.700
‫می‌خوام ازش خواستگاری
‫کنم. مطمئنم که قبول می‌کنه.‬

01:04:22.790 --> 01:04:24.790
‫شاید قبلاً با هم بودین.‬

01:04:24.870 --> 01:04:28.410
‫- ولی الان اونا با همن.‬
‫- چرا دارن در رو می‌بندن؟‬

01:04:30.250 --> 01:04:34.290
‫دوست من، پسرعموی من
‫که تو هامبورگه هنوز مجرده.‬

01:04:37.250 --> 01:04:39.790
‫براش بهترین‌ها رو آرزو می‌کنم. باشه؟‬

01:04:40.290 --> 01:04:41.830
‫براش بهترین‌ها رو آرزو می‌کنم.‬

01:05:04.250 --> 01:05:05.910
‫مادربزرگ، داری چی‌کار می‌کنی؟‬

01:05:07.160 --> 01:05:09.080
‫- مانتی درست می‌کنم.‬
‫- می‌تونم کمکت کنم؟‬

01:05:09.750 --> 01:05:12.000
‫آره. با هم درستشون کنیم؟‬

01:05:12.080 --> 01:05:13.080
‫با کمال میل.‬

01:05:33.450 --> 01:05:34.500
‫دوستش داری؟‬

01:05:43.450 --> 01:05:44.870
‫زیتون‌ها...‬

01:05:55.700 --> 01:05:58.410
‫- مادربزرگ، می‌تونم یه چیزی ازت بپرسم؟‬
‫- هر چی می‌خوای بپرس.‬

01:05:59.700 --> 01:06:00.950
‫به گونِی اعتماد داری؟‬

01:06:01.580 --> 01:06:03.620
‫گونِی خیلی جاه‌طلبه.‬

01:06:03.700 --> 01:06:07.160
‫شاید یکم زیادی جاه‌طلب.
‫خیلی با ملاحظه نیست.‬

01:06:07.250 --> 01:06:09.580
‫اما شرکت رو بالاتر از
‫هر چیز دیگه‌ای قرار می‌ده.‬

01:06:09.660 --> 01:06:11.870
‫این برای هر شرکتی مهمه.‬

01:06:11.950 --> 01:06:14.870
‫مخصوصاً برای کسب‌وکارهای خانوادگی مثل ما.‬

01:06:15.790 --> 01:06:18.290
‫از پدر تو هم همین انتظار رو داشتم.‬

01:06:26.950 --> 01:06:28.620
‫به خانواده خوش اومدی.‬

01:06:39.910 --> 01:06:40.910
‫جان!‬

01:06:43.370 --> 01:06:46.790
‫چرا باهام تماس نگرفتی؟ کلی بهت زنگ زدم.‬

01:06:46.870 --> 01:06:49.290
‫فردا صبح زود پرواز داریم به کاپادوکیا.‬

01:06:51.160 --> 01:06:52.160
‫چی شده؟‬

01:06:52.910 --> 01:06:54.040
‫کجا بودی؟‬

01:06:54.540 --> 01:06:56.370
‫خونه مادربزرگم. چرا؟‬

01:06:56.450 --> 01:06:57.450
‫و قبل از اون؟‬

01:06:58.580 --> 01:07:01.660
‫ناهار. با اِدو، لیلا و نورا. چی شده؟‬

01:07:02.450 --> 01:07:03.910
‫نه، برات خوشحالم.‬

01:07:05.500 --> 01:07:08.830
‫به نظر میاد خیلی خوب تو
‫این دنیای بیلگین‌ها جا افتادی.‬

01:07:10.330 --> 01:07:12.160
‫آره. اونا خانواده منن.‬

01:07:12.660 --> 01:07:13.540
‫خانواده‌ت؟‬

01:07:14.620 --> 01:07:17.500
‫چند وقته این آدمایی که بهشون
‫می‌گی خانواده رو می‌شناسی؟‬

01:07:18.410 --> 01:07:19.660
‫موضوع چیه؟‬

01:07:21.370 --> 01:07:23.000
‫من چه چیزی رو اینجا نمی‌فهمم، هان؟‬

01:07:24.250 --> 01:07:27.700
‫وقتی پای خانواده تو وسط بود،
‫من همیشه طبق قوانینت بازی کردم.‬

01:07:27.790 --> 01:07:31.620
‫از هامبورگ نرفتم. همیشه
‫تعطیلاتمون رو کوتاه کردیم.‬

01:07:31.700 --> 01:07:35.000
‫- اون همه شام‌های یکشنبه...‬
‫- من فکر می‌کردم تو همه اینا رو دوست داری.‬

01:07:35.500 --> 01:07:36.700
‫دوست داشتم.‬

01:07:36.790 --> 01:07:39.250
‫همون‌طور که از بودن با
‫خانواده خودم لذت می‌برم.‬

01:07:39.330 --> 01:07:41.540
‫و اگه اینجا فرصت اینو
‫داشته باشم که شکل بدم...‬

01:07:41.620 --> 01:07:45.000
‫یالا ماوی، خواهش می‌کنم.
‫تو که نمی‌خوای اینجا بمونی‬

01:07:45.080 --> 01:07:47.580
‫و فکر کنی می‌تونی تو این
‫شرکت تغییری ایجاد کنی.‬

01:07:47.660 --> 01:07:50.750
‫- یعنی می‌گی من نمی‌تونم؟‬
‫- نه، ولی این تو نیستی!‬

01:07:50.830 --> 01:07:53.000
‫تو آدم شرکتی نیستی.‬
‫جای تو اینجا نیست.‬

01:07:53.080 --> 01:07:56.870
‫خوبه که می‌دونی من کی هستم،‬
‫کی نیستم و جام کجاست!‬

01:07:56.950 --> 01:07:59.870
‫شاید تویی که می‌ترسی‬
‫به اینجا تعلق نداشته باشی!‬

01:08:11.500 --> 01:08:15.200
‫هرچقدر هم تلاش کنی،‬
‫اینجا خوشحال نخواهی بود.‬

01:08:45.000 --> 01:08:46.870
‫«اینجا خوشحال نخواهی بود.»‬

01:08:50.200 --> 01:08:51.450
‫چطور می‌تونه این حرف رو بزنه؟‬

01:08:53.540 --> 01:08:54.620
‫نورا؟‬

01:09:08.580 --> 01:09:10.120
‫نکنه زیادی تند رفتم؟ ‬

01:09:10.200 --> 01:09:11.910
‫خیلی خودخواهم؟ ‬

01:09:12.000 --> 01:09:13.500
‫فکر می‌کنی حق با جانه؟ ‬

01:09:14.370 --> 01:09:17.950
‫کاری که اینجا می‌کنم مهمه.‬
‫برای من و خانواده‌م.‬

01:09:21.620 --> 01:09:22.750
‫چرا نمی‌تونه اینو ببینه؟‬

01:09:23.410 --> 01:09:25.950
‫بالاخره جایی که بهش تعلق دارم رو پیدا کردم.‬
‫و اونجا اینجاست.‬

01:09:52.910 --> 01:09:54.410
‫ممنون، بیرول.‬

01:10:00.120 --> 01:10:01.250
‫چه خبر، اِدو؟‬

01:10:01.330 --> 01:10:03.660
‫هوا خیلی گرمه. نظرم عوض شد.‬

01:10:03.750 --> 01:10:05.410
‫خودتو جمع و جور کن، اِدو.‬

01:10:07.000 --> 01:10:10.580
‫من یه استخر پر از یخ خرد شده می‌خوام‬
‫و یه کولر گازی که مستقیم بزنه تو صورتم.‬

01:10:10.660 --> 01:10:12.160
‫همین الان. باشه؟‬

01:10:14.870 --> 01:10:15.700
‫باشه.‬

01:10:16.200 --> 01:10:17.700
‫چاره‌ای نداریم.‬

01:10:22.660 --> 01:10:24.450
‫به کاپادوکیا خوش آمدید.‬

01:10:30.700 --> 01:10:33.120
‫ماوی! کسی متوجه نشد. بیا.‬

01:10:38.580 --> 01:10:41.250
‫بفرمایید.‬
‫ماهی آبی، بونیتو، ماهی خاردار داریم...‬

01:10:41.330 --> 01:10:44.790
‫- ماهی آبی، توربوت، بونیتو... بفرمایید.‬
‫- ...تا چند دقیقه دیگه حرکت می‌کنه.‬

01:10:44.870 --> 01:10:46.500
‫قراره همدیگه رو ببینیم؟‬

01:11:01.750 --> 01:11:05.080
‫هی بچه‌ها، خوشحالم که تونستم
‫باهاتون تماس بگیرم.‬ گند زدم.‬

01:11:05.160 --> 01:11:09.250
‫ولی یه نقشه دارم. یه نقشه دیگه.‬
‫ولی این دفعه دیگه جواب می‌ده!‬

01:11:09.950 --> 01:11:12.500
‫- چند وقته نخوابیدی، جان؟‬
‫- دو روز. چطور؟‬

01:11:12.580 --> 01:11:15.540
‫- یه جورایی خیلی هیجانی شدی.‬
‫- همه‌چی تحت کنترله.‬

01:11:15.620 --> 01:11:17.160
‫ولی به کمکتون احتیاج دارم.‬

01:11:17.250 --> 01:11:18.500
‫نقشه‌ت چیه؟‬

01:11:18.580 --> 01:11:20.700
‫ماوی تو این دنیای بیلگین راهش رو گم کرده، ‬

01:11:20.790 --> 01:11:22.330
‫و ما باید بیدارش کنیم.‬

01:11:22.410 --> 01:11:23.910
‫داشتم فکر می‌کردم،‬

01:11:24.000 --> 01:11:26.830
‫آینور، تو، موسی، پدر و مادرم،‬

01:11:28.160 --> 01:11:29.370
‫و من‬

01:11:29.450 --> 01:11:32.330
‫برای جشن تولد یادگار،‬
‫سورپرایزی بریم اونجا.‬

01:11:33.450 --> 01:11:35.040
‫ازش خواستگاری می‌کنم‬

01:11:35.120 --> 01:11:38.750
‫جلوی کل خانواده.‬
‫درست و حسابی، با یه حلقه،‬

01:11:39.750 --> 01:11:43.450
‫زانوزده، با یه اعتراف عاشقانه...‬
‫با همه مخلفاتش.‬

01:11:43.540 --> 01:11:45.200
‫درست مثل دفعه قبل.‬

01:11:46.450 --> 01:11:49.160
‫مثل دفعه قبل نه.‬
‫این دفعه تا آخرش می‌رم.‬

01:11:49.660 --> 01:11:51.080
‫می‌خوای یه چیزی رو بدونی؟ ‬

01:11:51.160 --> 01:11:53.200
‫دیوونه‌ای، ولی بهت ایمان دارم.‬

01:11:53.700 --> 01:11:55.200
‫پروازها رو رزرو می‌کنم.‬

01:11:55.790 --> 01:11:58.040
‫با کارولین حرف می‌زنم. شاید جواب بده.‬

01:11:58.120 --> 01:12:00.870
‫آره! به ماوی نشون می‌دیم چی واقعاً مهمه.‬

01:12:22.160 --> 01:12:24.290
‫- امیدوارم زیاد طول نکشه.‬
‫- ماوی؟‬

01:12:34.160 --> 01:12:35.160
‫هوا خیلی گرمه.‬

01:12:38.080 --> 01:12:40.790
‫باید بریم. من به اینجا تعلق ندارم.‬

01:12:44.870 --> 01:12:47.910
‫چقدر دیگه مونده؟ دارم عرق می‌کنم.‬
‫آفتاب داره پوستم رو خراب می‌کنه.‬

01:12:48.000 --> 01:12:50.120
‫دیگه نمی‌تونم ادامه
‫بدم. باید از اینجا بریم.‬

01:12:50.200 --> 01:12:54.250
‫اِدو، ما واقعاً جای درستی اومدیم؟‬

01:12:54.330 --> 01:12:55.750
‫جای درستی اومدیم؟‬

01:12:55.830 --> 01:12:58.870
‫من جای درستی نیستم.‬
‫خونه جای درستیه.‬

01:12:58.950 --> 01:13:01.120
‫باید برم هتل. یه نوشیدنی لازم دارم!‬

01:13:04.450 --> 01:13:07.040
‫دخترا، نگاه کنید.‬

01:13:08.580 --> 01:13:11.040
‫دارید وقتتون رو تلف می‌کنید، می‌دونستید؟‬

01:13:11.120 --> 01:13:14.620
‫نمی‌دونید؟‬
‫روستای ما خیلی وقت پیش فروخته شده.‬

01:13:14.700 --> 01:13:15.700
‫چی گفت؟‬

01:13:17.330 --> 01:13:19.830
‫گفت روستا فروخته شده.‬

01:13:20.830 --> 01:13:24.950
‫عزیزم، در مورد هتلی که قراره
‫اینجا ساخته بشه‬ بهشون بگو.‬

01:13:26.000 --> 01:13:27.000
‫ببین.‬

01:13:27.080 --> 01:13:31.160
‫شما از بازسازی حرف می‌زنید،‬
‫ولی منظورتون تخریبه.‬

01:13:31.750 --> 01:13:33.620
‫می‌شه ازش بپرسی کی خریده؟‬

01:13:33.700 --> 01:13:36.120
‫خاله، می‌دونید کی اینجا رو خریده؟‬
‫اسمشون رو می‌دونید؟‬

01:13:36.700 --> 01:13:38.790
‫نمی‌دونم کی خریده، دخترم.‬

01:13:38.870 --> 01:13:40.620
‫یه هلیکوپتر اومد.‬

01:13:40.700 --> 01:13:44.620
‫پیاده شدن، یه نگاهی انداختن،‬
‫دوباره سوار شدن و رفتن.‬

01:13:44.700 --> 01:13:48.540
‫بی‌وجدانن. دارن از جیب ما‬
‫جیب خودشون رو پر می‌کنن.‬

01:13:49.040 --> 01:13:50.040
‫گونی.‬

01:14:00.830 --> 01:14:03.700
‫با اون وزغ می‌خوایم چیکار کنیم؟‬

01:14:03.790 --> 01:14:06.870
‫هنوز تصمیم نگرفتم.‬
‫یکی رو گذاشتم پرس و جو کنه.‬

01:14:06.950 --> 01:14:08.950
‫«یکی رو گذاشتم پرس و جو کنه»؟‬

01:14:09.040 --> 01:14:11.120
‫تقریباً شبیه مادربزرگ یادگار حرف می‌زنی!‬

01:14:12.120 --> 01:14:14.580
‫بچه‌ها، گونی احمق نیست.‬

01:14:14.660 --> 01:14:17.080
‫می‌دونه اون روستا چقدر‬
‫برای یادگار ارزش داره.‬

01:14:17.160 --> 01:14:21.080
‫آره، ولی واقعاً فکر می‌کنی‬
‫این زنا نمی‌تونن... کنت!‬

01:14:21.790 --> 01:14:23.120
‫کی نمی‌تونه؟‬

01:14:23.200 --> 01:14:24.660
‫نه، «نمی‌تونه» نه. منظورم کنته.‬

01:14:24.750 --> 01:14:26.950
‫- هی، هی.‬
‫- آه، کنت.‬

01:14:27.040 --> 01:14:28.370
‫باید اینو ببینی.‬

01:14:28.450 --> 01:14:31.200
‫از کجا می‌دونستی‬
‫کجا منو... ما رو... ما رو پیدا کنی؟‬

01:14:31.290 --> 01:14:34.200
‫- من بهش گفتم.‬
‫- صبر کن ببینم. اون منبعته؟‬

01:14:34.290 --> 01:14:36.370
‫یه منبع دردسر دائمی.‬

01:14:36.450 --> 01:14:37.790
‫حاضرجوابه.‬

01:14:38.370 --> 01:14:39.370
‫اجازه هست؟‬

01:14:40.500 --> 01:14:41.540
‫ممنون.‬

01:14:41.620 --> 01:14:43.750
‫پنج دقیقه وقت داری؟‬
‫یا شاید بیشتر؟‬

01:14:43.830 --> 01:14:45.290
‫باید یه چیزی بهت نشون بدم.‬

01:14:45.370 --> 01:14:48.410
‫پنج دقیقه وقت داری؟ یا حتی بیشتر؟‬

01:14:50.000 --> 01:14:51.660
‫شاید خیلی بیشتر وقت داشته باشه.‬

01:14:52.160 --> 01:14:54.870
‫- باید جلوشون رو بگیریم.‬
‫- حتماً. همین الان.‬

01:14:54.950 --> 01:14:56.500
‫- خب؟‬
‫- خب، خواهش می‌کنم، ادامه بده.‬

01:14:56.580 --> 01:14:58.580
‫- من هیچ جا نمی‌رم.‬
‫- آروم باش.‬

01:14:59.160 --> 01:15:02.410
‫کنت فقط می‌خواد به ما... وی کمک کنه.‬

01:15:09.750 --> 01:15:12.250
‫ماوی، خودت دیدی چه خبر بود.‬

01:15:20.200 --> 01:15:22.410
‫گونی پشت فروش این روستاست.‬

01:15:25.450 --> 01:15:28.370
‫و یه جوری بهت نشونش می‌دم‬
‫که تا حالا ندیدی.‬

01:16:17.790 --> 01:16:20.120
‫اون روستا اون پشته.‬
‫می‌بینیش؟‬

01:16:23.370 --> 01:16:26.540
‫حالا تصور کن همه اینا‬
‫با بولدوزر خراب بشه.‬

01:16:36.830 --> 01:16:39.040
‫واقعاً قشنگه.‬

01:16:41.040 --> 01:16:42.040
‫همینطوره.‬

01:16:57.950 --> 01:16:58.950
‫ماوی؟‬

01:17:13.290 --> 01:17:15.120
‫- متأسفم.‬
‫- ببخشید.‬

01:17:27.000 --> 01:17:28.660
‫من... من اصلاً متأسف نیستم.‬

01:17:31.750 --> 01:17:33.580
‫کنت، من با جانم.‬

01:17:34.910 --> 01:17:35.910
‫می‌دونم.‬

01:17:44.660 --> 01:17:46.370
‫وقتشه که ما...‬

01:17:46.450 --> 01:17:47.540
‫- آره.‬
‫- آره.‬

01:17:48.540 --> 01:17:49.580
‫راننده.‬

01:17:57.040 --> 01:18:00.080
‫اون پسره، جان، کل خانواده‌ش رو هم‬
‫داره میاره؟‬

01:18:00.580 --> 01:18:02.410
‫فقط پدر و مادرش و برادرش.‬

01:18:02.500 --> 01:18:04.080
‫بگو ببینم، تو طرف کی هستی؟‬

01:18:07.540 --> 01:18:08.700
‫در مورد جانشینت،‬

01:18:08.790 --> 01:18:11.410
‫گونی می‌خواد روی بیانیه مطبوعاتی‬
‫با تو کار کنه.‬

01:18:14.910 --> 01:18:16.790
‫مردم منتظر یه تصمیمن.‬

01:18:19.120 --> 01:18:22.040
‫یه اعلامیه. تو جشن تولدت.‬

01:18:23.620 --> 01:18:25.910
‫داریم برای فرود در کاپادوکیا‬
‫ارتفاع کم می‌کنیم.‬

01:18:29.500 --> 01:18:31.200
‫خوشحالم که تونستیم در موردش حرف بزنیم.‬

01:18:43.200 --> 01:18:44.290
‫ماوی؟‬

01:18:46.700 --> 01:18:48.620
‫- جان.‬
‫- من خیلی احمق بودم.‬

01:18:48.700 --> 01:18:50.750
‫باید تو استانبول پیشت می‌موندم.‬

01:19:04.200 --> 01:19:05.200
‫یالا. بیا بریم.‬

01:19:07.950 --> 01:19:08.950
‫جان.‬

01:19:11.330 --> 01:19:13.790
‫ماوی، یه چیزی هست که‬
‫می‌خوام باهات در موردش حرف بزنم.‬

01:19:13.870 --> 01:19:16.450
‫- حتماً.‬
‫- همه‌چی یه‌کم گیج‌کننده‌ست.‬

01:19:16.540 --> 01:19:20.000
‫آره، حتماً. حرف بزنیم.‬
‫منم باید یه چیزی بهت بگم.‬

01:19:20.080 --> 01:19:22.660
‫اینقدر اتفاق افتاده که دیگه نمی‌کشم.‬

01:19:22.750 --> 01:19:23.870
‫- اول تو.‬
‫- اول تو.‬

01:19:24.450 --> 01:19:26.500
‫- نه، یالا. بگو.‬
‫- ماوی!‬

01:19:27.540 --> 01:19:28.830
‫مادربزرگ! ‬

01:19:31.200 --> 01:19:33.040
‫تولدت مبارک!‬

01:19:36.870 --> 01:19:39.040
‫تولدت مبارک! ‬

01:19:41.620 --> 01:19:42.910
‫تولدت مبارک.‬

01:19:43.580 --> 01:19:44.580
‫ممنونم.‬

01:19:45.540 --> 01:19:47.910
‫می‌شه لطفاً‬
‫چند لحظه با ماوی تنها باشم؟‬

01:19:59.540 --> 01:20:03.000
‫رانا ارگولر؟ اون اینجا چیکار می‌کنه؟‬

01:20:04.330 --> 01:20:08.950
‫ماوی، می‌دونی چقدر خوشحالم‬
‫که تو وجود داری‬

01:20:09.040 --> 01:20:11.660
‫و اینکه پیدات کردم؟‬

01:20:12.540 --> 01:20:13.540
‫ممنون.‬

01:20:14.580 --> 01:20:16.750
‫مادربزرگ، باید در مورد گونی‬
‫باهاتون حرف بزنم.‬

01:20:17.290 --> 01:20:19.290
‫اون گذاشته خونه‌های روستا‬
‫خراب بشن‬

01:20:19.370 --> 01:20:21.250
‫تا دیگه قابل بازسازی به نظر نرسن.‬

01:20:23.160 --> 01:20:26.660
‫گونی می‌خواست روستا رو خراب کنه‬
‫تا یه مجتمع هتل بسازه.‬

01:20:27.160 --> 01:20:30.370
‫اینم از «سنگ متخلخل»‬
‫و«هزینه‌های بالای بازسازی».‬

01:20:30.950 --> 01:20:32.500
‫بهتون دروغ گفته.‬

01:20:40.040 --> 01:20:42.830
‫من همیشه با گونی‬
‫مثل پسر خودم رفتار کردم.‬

01:20:44.120 --> 01:20:45.790
‫بعدش شد یه...‬

01:20:47.290 --> 01:20:48.370
‫پسرخوانده.‬

01:20:49.250 --> 01:20:51.450
‫یکی که تشنه قدرت و پوله، ولی...‬

01:20:52.620 --> 01:20:55.200
‫هیچوقت فکر نمی‌کردم بهم خیانت کنه.‬

01:20:58.750 --> 01:21:01.370
‫خب، خونه‌ها کار زیاد دارن،‬

01:21:01.450 --> 01:21:03.950
‫ولی من با چندتا شرکت‬
‫تماس گرفتم.‬

01:21:04.580 --> 01:21:06.700
‫اگه بخواید، من می‌تونم
‫بازسازی رو مدیریت کنم.‬

01:21:11.660 --> 01:21:15.750
‫قشنگ‌ترین هدیه من،‬
‫قشنگ‌ترین هدیه تولد رو بهم می‌ده.‬

01:21:44.290 --> 01:21:45.790 line:20%
‫آیا ماوی امروز گونی را
‫از تخت به زیر می‌کشد؟‬

01:21:45.870 --> 01:21:47.910 line:20%
‫آیا پرنسس ماوی بر تخت می‌نشیند؟‬

01:21:48.410 --> 01:21:50.370 line:20%
‫بحران وراثت در خانواده بیلگین‬

01:21:50.870 --> 01:21:52.540 line:20%
‫دسیسه‌های گونی بیلگین‬

01:21:54.330 --> 01:21:55.200 line:20%
‫ممنون.‬

01:21:55.290 --> 01:21:56.500 line:20%
‫حالتون چطوره؟‬

01:21:57.080 --> 01:21:59.450
‫- خواهش می‌کنم.‬
‫- سلام!‬

01:21:59.950 --> 01:22:02.450
‫- سلام، خوشگله.‬
‫- اوه، چه خوب!‬

01:22:02.950 --> 01:22:04.870
‫چه خوب که اینجایید!‬

01:22:11.580 --> 01:22:14.500
‫اِدو! ما اینجاییم!‬

01:22:15.080 --> 01:22:16.370
‫مامان!‬

01:22:16.450 --> 01:22:18.000
‫بالاخره اومدی!‬

01:22:18.080 --> 01:22:20.660
‫مهمانان عزیز، دوستان گرامی،‬

01:22:21.330 --> 01:22:22.660
‫صمیمانه به شما خوشامد می‌گم.‬

01:22:22.750 --> 01:22:24.410
‫- ممنون.‬
‫- متشکرم.‬

01:22:24.500 --> 01:22:26.410
‫ممنون. خیلی ممنونم.‬

01:22:27.040 --> 01:22:28.580
‫همه ما خیلی خوشحالیم‬

01:22:28.660 --> 01:22:32.660
‫که در این شب زیبا کنار ما هستید. ممنونم.‬

01:22:33.200 --> 01:22:37.700
‫و اما ستاره امشب،‬
‫همه ما خیلی خوب می‌شناسیمش.‬

01:22:37.790 --> 01:22:42.040
‫- زن خیلی تأثیرگذاریه.‬
‫- هی، داداش. نگاه کن.‬

01:22:42.120 --> 01:22:46.080
‫- یه تاجر فوق‌العاده موفق.‬
‫- اون کنته.‬

01:22:46.160 --> 01:22:48.330
‫اون یه الهام‌بخشه‬

01:22:48.410 --> 01:22:51.750
‫برای من و برای کل خانواده ما.‬

01:22:51.830 --> 01:22:53.700
‫یه مادر مهربونه.‬

01:22:54.290 --> 01:22:56.950
‫برای یادگار بیلگین،‬
‫رئیس هیئت مدیره شرکتمون،‬

01:22:57.040 --> 01:22:59.700
‫ستاره امشب،‬
‫و صاحب تولد،‬

01:22:59.790 --> 01:23:01.750
‫لطفاً...‬

01:23:07.200 --> 01:23:10.200
‫- بفرمایید.‬
‫- ممنون، گونی.‬

01:23:10.290 --> 01:23:11.290
‫خواهش می‌کنم.‬

01:23:11.790 --> 01:23:14.580
‫منم می‌خوام از همه شما تشکر کنم.‬

01:23:15.580 --> 01:23:20.160
‫این همه راه رو اومدید‬
‫تا در این روز خاص کنار من باشید.‬

01:23:20.250 --> 01:23:23.410
‫می‌دونم منتظر یه خبر مهم‬
‫از طرف من هستید.‬

01:23:25.200 --> 01:23:27.000
‫ولی امروز خبری در کار نیست.‬

01:23:28.580 --> 01:23:32.540
‫اما یه چیز دیگه برای جشن گرفتن داریم.‬

01:23:34.200 --> 01:23:35.200
‫ماوی...‬

01:23:36.580 --> 01:23:37.910
‫- آفرین!‬
‫- آفرین!‬

01:23:38.000 --> 01:23:40.330
‫- آفرین، ماوی!‬
‫- آفرین.‬

01:23:42.450 --> 01:23:43.790
‫...و کنت...‬

01:23:45.750 --> 01:23:48.120
‫...یه هدیه فوق‌العاده بهم دادن.‬

01:23:49.250 --> 01:23:51.700
‫اونا روستای اجدادی من رو نجات دادن.‬

01:23:52.870 --> 01:23:54.750
‫وای. آفرین!‬

01:24:02.660 --> 01:24:05.910
‫ماوی، پدرت‬
‫خیلی بهت افتخار می‌کرد.‬

01:24:11.000 --> 01:24:13.910
‫همه‌چی تحت کنترله!‬
‫هول نشو. همه‌چی خوبه.‬

01:24:14.000 --> 01:24:18.950
‫بیاید همه به سلامتی‬
‫این دو آدم فوق‌العاده بزنیم!‬

01:24:19.040 --> 01:24:21.790
‫- آفرین!‬
‫- به سلامتی ماوی و کنت!‬

01:24:21.870 --> 01:24:23.290
‫به سلامتیتون!‬

01:24:23.370 --> 01:24:24.500
‫- به سلامتی!‬
‫- به سلامتی!‬

01:24:24.580 --> 01:24:26.290
‫جان، داری چیکار می‌کنی؟‬

01:24:26.370 --> 01:24:28.370
‫- می‌تونیم یه لحظه حرف بزنیم؟‬
‫- آره.‬

01:24:28.450 --> 01:24:30.000
‫- آره؟‬
‫- آره، حتماً.‬

01:24:38.580 --> 01:24:39.580
‫سلام!‬

01:24:40.160 --> 01:24:43.000
‫نمی‌تونم صبر کنم تا ازش خواستگاری کنه.‬

01:24:43.500 --> 01:24:44.830
‫معلومه اونم نمی‌تونه.‬

01:24:46.000 --> 01:24:48.910
‫- ببخشید؟‬
‫- زوج زیبایی هستن.‬

01:24:51.660 --> 01:24:52.950
‫آره، درسته.‬

01:24:53.040 --> 01:24:55.950
‫ماوی، من پریروز‬
‫رسیدم استانبول.‬

01:24:56.040 --> 01:24:56.870
‫باشه.‬

01:24:56.950 --> 01:24:58.950
‫مادربزرگت رو دیدم...‬

01:24:59.040 --> 01:25:02.910
‫حرکت شطرنج هوشمندانه‌ای بود، پسرعموی عزیز.‬

01:25:03.000 --> 01:25:05.200
‫تو اینجا چیکار می‌کنی؟ گمشو!‬

01:25:05.290 --> 01:25:09.450
‫معذرت می‌خوام، جان عزیز.‬

01:25:09.950 --> 01:25:13.410
‫بگو ببینم، ماوی، می‌دونستی‬
‫که جان از ما بیلگین‌ها متنفره‬

01:25:13.500 --> 01:25:16.080
‫ولی پول ما رو می‌گیره تا
‫خانواده‌ش رو نجات بده؟‬

01:25:16.160 --> 01:25:17.870
‫- آها.‬
‫- ببخشید؟‬

01:25:17.950 --> 01:25:19.910
‫داری چه زری می‌زنی؟‬

01:25:21.040 --> 01:25:22.040
‫نه؟‬

01:25:22.870 --> 01:25:25.450
‫می‌خواستم بهت بگم.‬
‫داره همه‌چیز رو وارونه جلوه می‌ده.‬

01:25:25.540 --> 01:25:28.000
‫اون پسر اصلاً مناسب ماوی نیست.‬

01:25:28.540 --> 01:25:30.450
‫- آره، موافقم.‬
‫- عمراً.‬

01:25:30.540 --> 01:25:33.290
‫هیچی از مد و استایل سرش نمی‌شه.‬

01:25:33.370 --> 01:25:36.750
‫پسر هم مثل مادرشه.‬
‫آدمای خوبی نیستن.‬

01:25:36.830 --> 01:25:38.080
‫نگاهشون کن!‬

01:25:38.660 --> 01:25:42.330
‫- جان، راسته؟‬
‫- ماوی، داره از خودش درمیاره.‬

01:25:42.410 --> 01:25:44.200
‫تظاهر به شرافتمندی می‌کنه‬

01:25:44.290 --> 01:25:47.040
‫در حالی که پشت سر همه‬
‫جیب خودش رو پر می‌کنه.‬

01:25:47.120 --> 01:25:49.660
‫هی، گمشو، احمق.‬

01:25:50.450 --> 01:25:52.330
‫این خود واقعیت داره رو می‌شه؟‬

01:25:53.950 --> 01:25:55.950
‫ماوی، اینطوری نیست. اصلاً اینطور نیست.‬

01:25:56.040 --> 01:25:59.750
‫اگه باورم نمی‌کنی،‬
‫برو ببین اون پایین چه خبره.‬

01:26:00.450 --> 01:26:04.410
‫تو به اندازه چرک زیر ناخن پسرمم‬
‫نمی‌ارزی.‬

01:26:04.500 --> 01:26:05.660
‫وای!‬

01:26:05.750 --> 01:26:07.080
‫ترکی بلده.‬

01:26:08.120 --> 01:26:09.160
‫خیلی هم خوب بلده!‬

01:26:09.250 --> 01:26:10.250
‫ماوی.‬

01:26:12.040 --> 01:26:13.290
‫ماوی، صبر کن.‬

01:26:18.580 --> 01:26:20.330
‫دوباره کار خودت رو کردی.‬

01:26:20.410 --> 01:26:22.410
‫هیچی یاد نگرفتی؟‬

01:26:23.790 --> 01:26:26.120
‫- مامان؟‬
‫- به نظر میاد مامانت یه‌کم گیج شده.‬

01:26:26.200 --> 01:26:27.160
‫گیج شده، آره؟‬

01:26:27.250 --> 01:26:30.950
‫اون موقع، مادربزرگت‬
‫بهم پول پیشنهاد داد تا پدرت رو ول کنم.‬

01:26:31.040 --> 01:26:34.540
‫چون به اندازه کافی خوب نبودم.‬
‫چون عشق ما به شأن و مقامش نمی‌خورد.‬

01:26:34.620 --> 01:26:36.120
‫این مزخرفه، آینور.‬

01:26:36.200 --> 01:26:37.950
‫بریم خونه. لطفاً بهم اعتماد کن.‬

01:26:38.040 --> 01:26:39.160
‫ماوی، بیا.‬

01:26:39.250 --> 01:26:41.450
‫- ماوی، حرفشون رو باور نکن.‬
‫- ساکت شو!‬

01:26:41.540 --> 01:26:42.700
‫ماوی!‬

01:26:42.790 --> 01:26:44.250
‫ماوی، لطفاً صبر کن.‬

01:26:45.660 --> 01:26:47.040
‫آفرین، آینور.‬

01:26:47.750 --> 01:26:49.160
‫ماوی، یه دقیقه صبر کن.‬

01:26:51.250 --> 01:26:53.000
‫- ماوی، به من گوش کن...‬
‫- ولم کن!‬

01:26:53.080 --> 01:26:54.080
‫شنیدی چی گفت.‬

01:26:54.910 --> 01:26:56.040
‫ولش کن.‬

01:26:56.120 --> 01:26:58.830
‫- من می‌تونم از خودم دفاع کنم.‬
‫- شکی ندارم، ماوی.‬

01:26:58.910 --> 01:27:00.200
‫می‌دونم قوی هستی.‬

01:27:00.830 --> 01:27:03.580
‫- ماوی، باید همین الان تصمیم بگیری.‬
‫- باشه، بس کنید. کافیه.‬

01:27:03.660 --> 01:27:06.750
‫اولین ملاقات ما رو یادگار ترتیب داده بود.‬

01:27:07.660 --> 01:27:08.660
‫چی؟‬

01:27:09.410 --> 01:27:12.200
‫ولی اتفاقی که بین ما افتاد‬
‫تو این چند روز اخیر...‬

01:27:12.290 --> 01:27:15.160
‫- واقعی بود. خودت اینو می‌دونی.‬
‫- چی؟‬

01:27:15.790 --> 01:27:16.750
‫ماوی.‬

01:27:18.410 --> 01:27:21.910
‫کی می‌خوای در مورد‬
‫بالون‌سواری دوتاییتون بهش بگی؟‬

01:27:23.200 --> 01:27:25.290
‫کدوم بالون کوفتی، هان؟‬

01:27:26.750 --> 01:27:29.080
‫خب، عکس‌ها قشنگن.‬

01:27:31.660 --> 01:27:33.790
‫به نظرم رمانتیکه. خب، تقریباً.‬

01:27:33.870 --> 01:27:37.330
‫جان، من نبوسیدمش.‬
‫اون چیزی که فکر می‌کنی نیست. لطفاً.‬

01:27:37.410 --> 01:27:39.410
‫اون چیزی که فکر می‌کنم
‫نیست؟ اون چیزیه که می‌بینم.‬

01:27:39.500 --> 01:27:40.750
‫هی! سرش داد نزن.‬

01:27:40.830 --> 01:27:42.580
‫- «سرش داد نزن»؟‬
‫- جان!‬

01:27:44.330 --> 01:27:46.160
‫بچه‌ها، دارید مثل پسربچه‌ها رفتار می‌کنید.‬

01:27:46.250 --> 01:27:48.330
‫- جان!‬
‫- هی! بس کن!‬

01:27:48.410 --> 01:27:49.700
‫تمومش کن! جان!‬

01:27:55.370 --> 01:27:56.410
‫جان!‬

01:28:10.950 --> 01:28:12.830
‫وای خدای من، کیک قشنگه...‬

01:28:12.910 --> 01:28:14.910
‫گونی، خیلی حرف زدی.‬

01:28:15.000 --> 01:28:17.580
‫نوشیدنی می‌خوری؟‬
‫شاید شامپاین؟‬

01:28:20.950 --> 01:28:23.200
‫- برو کنار.‬
‫- شماها مثل نوجوون‌ها می‌مونید.‬

01:28:33.830 --> 01:28:34.830
‫ماوی؟‬

01:28:39.750 --> 01:28:42.160
‫دیگه به این احتیاجی ندارم.‬

01:29:42.450 --> 01:29:43.450
‫ماوی.‬

01:29:44.580 --> 01:29:47.120
‫من... من خیلی متأسفم.‬

01:29:50.660 --> 01:29:52.040
‫منم متأسفم.‬

01:30:41.660 --> 01:30:43.580
‫- باید باهات حرف بزنم.‬
‫- حدس می‌زدم.‬

01:30:43.660 --> 01:30:45.370
‫منم می‌خواستم باهات حرف بزنم.‬

01:30:46.410 --> 01:30:49.540
‫کارولین حواسش هست‬
‫که کسی در مورد دیشب حرف نزنه.‬

01:30:50.250 --> 01:30:52.290
‫مطبوعات هم هیچی گزارش نمی‌کنن.‬

01:30:53.370 --> 01:30:55.290
‫لازم نیست نگران باشی.‬

01:30:57.870 --> 01:30:59.660
‫تو هنوزم نمی‌فهمی.‬

01:31:00.540 --> 01:31:02.500
‫واقعاً فکر می‌کردم برات مهمم.‬

01:31:03.750 --> 01:31:06.250
‫احساساتم. خانواده‌مون.‬

01:31:07.120 --> 01:31:08.370
‫بهت اعتماد کرده بودم.‬

01:31:12.000 --> 01:31:14.040
‫ولی برای تو، همه‌چیز در مورد کنترله.‬

01:31:14.120 --> 01:31:17.080
‫و اینکه بقیه چی فکر می‌کنن.‬
‫اوضاع شرکت چطوره.‬

01:31:20.370 --> 01:31:22.290
‫در موردت اشتباه می‌کردم.‬

01:32:29.750 --> 01:32:32.700
‫تو منو یاد سلطان‬
‫قلعه دختر میندازی، ‬

01:32:32.790 --> 01:32:36.330
‫که هر کاری از دستش برمیومد کرد‬
‫تا سرنوشت دخترش رو کنترل کنه.‬

01:32:39.000 --> 01:32:42.950
‫از آشنایی با تو‬
‫و نیمه ترکی خودم لذت بردم.‬

01:32:43.040 --> 01:32:45.700
‫خوشحال بودم که یه خانواده بزرگ دارم.‬

01:32:48.370 --> 01:32:52.330
‫ولی به خاطر دروغ‌های تو،‬ ما هر دو چیزی رو
‫که برامون از همه مهم‌تر بود از دست دادیم.‬

01:32:53.830 --> 01:32:56.370
‫تو پسرت و نوه‌ت رو از دست دادی.‬

01:32:56.950 --> 01:33:00.040
‫و من جان رو از دست
‫دادم، که دیگه دوستم نداره.‬

01:33:57.120 --> 01:33:59.750
‫راستی، یادگار تماس گرفت.‬

01:34:00.620 --> 01:34:03.410
‫لیلا رو به عنوان جانشینش انتخاب کرده.‬

01:34:09.620 --> 01:34:11.410
‫باورت نمی‌شه.‬

01:34:16.000 --> 01:34:18.410
‫جان داره از شرکت مرخصی می‌گیره.‬

01:34:18.500 --> 01:34:20.160
‫فردا می‌ره سفر.‬

01:34:33.870 --> 01:34:36.620
‫مطمئنی‬
‫لازم نیست به گلدونات آب بدم؟‬

01:34:37.950 --> 01:34:39.620
‫- خودم می‌تونم ازشون مراقبت کنم.‬
‫- موسی.‬

01:34:40.750 --> 01:34:43.290
‫- آپارتمان مال تو.‬
‫- جدی؟‬

01:34:58.160 --> 01:35:00.200
‫سلام، یه نامه براتون دارم.‬

01:35:00.290 --> 01:35:02.040
‫- ممنون.‬
‫- خواهش می‌کنم.‬

01:35:10.250 --> 01:35:11.410
‫چیه؟‬

01:35:16.620 --> 01:35:17.910
‫از طرف یادگاره.‬

01:35:28.830 --> 01:35:32.330
‫«من اشتباهات زیادی کردم.‬
‫این یکیشه.»‬

01:35:34.080 --> 01:35:36.660
‫جان و تو حق دارید از دستم عصبانی باشید.‬

01:35:36.750 --> 01:35:39.250
‫ولی نمی‌خوام اون رو از دست بدی.‬

01:35:39.330 --> 01:35:40.370
‫اون دوستت داره.‬

01:35:55.660 --> 01:35:57.620
‫«نه به قیمت تمام پول دنیا.»‬

01:36:02.830 --> 01:36:04.410
‫ماوی، اون امروز پرواز داره.‬

01:36:05.000 --> 01:36:06.370
‫منتظر چی هستی؟‬

01:36:09.700 --> 01:36:11.410
‫برو!‬

01:36:40.540 --> 01:36:43.160
‫- جان!‬
‫- این دیوونه‌ست؟‬

01:36:43.660 --> 01:36:45.000
‫ما... ماوی؟‬

01:36:45.950 --> 01:36:48.580
‫- یه لحظه لطفاً.‬
‫- می‌شناسیش؟‬

01:36:48.660 --> 01:36:50.540
‫- ماوی، چی شده؟‬
‫- جان...‬

01:36:50.620 --> 01:36:51.660
‫- نه، من...‬
‫- هان؟‬

01:36:51.750 --> 01:36:52.700
‫من گند زدم.‬

01:36:53.200 --> 01:36:54.330
‫متأسفم.‬

01:36:54.830 --> 01:36:55.790
‫من...‬

01:36:56.410 --> 01:36:59.790
‫من رابطه‌مون رو به خطر انداختم چون
‫می‌خواستم‬ بخشی از این خانواده باشم.‬

01:36:59.870 --> 01:37:02.200
‫همیشه حس می‌کردم یه چیزی کمه،‬

01:37:02.290 --> 01:37:05.250
‫ولی تنها چیزی که این چند هفته‬
‫دلم براش تنگ شده تو بودی.‬

01:37:06.540 --> 01:37:08.450
‫من کشیده شدم تو این دنیا.‬

01:37:08.540 --> 01:37:11.950
‫تو رو از خودم روندم‬ در حالی که
‫تنها کاری که می‌خواستی بکنی کمکم بود.‬

01:37:13.040 --> 01:37:15.750
‫و کاری کردم که‬
‫فکر می‌کردم هیچوقت نمی‌کنم.‬

01:37:19.580 --> 01:37:21.330
‫دستت رو ول کردم.‬

01:37:31.580 --> 01:37:33.000
‫متأسفم.‬

01:37:34.700 --> 01:37:35.910
‫می‌دونم...‬

01:37:37.620 --> 01:37:40.200
‫می‌دونم نمی‌تونم کاری که کردم رو جبران کنم.‬

01:37:41.870 --> 01:37:43.250
‫ولی می‌دونی، وقتی...‬

01:37:44.370 --> 01:37:46.200
‫وقتی تو چشمات نگاه می‌کنم،‬

01:37:47.410 --> 01:37:49.950
‫انگار دارم برمی‌گردم خونه.‬

01:37:55.250 --> 01:37:57.580
‫تو مهربون‌ترین آدمی هستی که می‌شناسم.‬

01:37:58.160 --> 01:38:01.790
‫از این به بعد، می‌خوام هر ماجراجویی رو‬
‫فقط با تو تجربه کنم.‬

01:38:03.830 --> 01:38:05.120
‫باشه؟‬

01:38:10.040 --> 01:38:11.330
‫دوستت دارم.‬

01:38:16.410 --> 01:38:17.870
‫دوستت دارم.‬

01:38:34.500 --> 01:38:36.040
‫- با من ازدواج می‌کنی؟‬
‫- نه.‬

01:38:36.830 --> 01:38:38.120
‫- چی؟‬
‫- آره!‬

01:38:38.200 --> 01:38:39.620
‫- آره؟‬
‫- آره، البته!‬

01:38:39.700 --> 01:38:41.410
‫- آره؟‬
‫- آره!‬

01:38:41.500 --> 01:38:42.790
‫- آره!‬
‫- آره!‬

01:38:57.750 --> 01:38:59.500
‫نامزدیتون مبارک!‬

01:38:59.580 --> 01:39:03.250
‫هی دی‌جی، موزیک کو؟‬
‫می‌خوایم برقصیم.‬

01:39:03.330 --> 01:39:05.330
‫گفت بله!‬

01:39:06.620 --> 01:39:09.160
‫- عزیزم.‬
‫- ماوی، بیا اینجا!‬

01:39:09.950 --> 01:39:12.040
‫بیاید اینجا، مرغای عشق.‬

01:39:18.910 --> 01:39:20.040
‫موسی!‬

01:39:22.120 --> 01:39:23.330
‫بیا اینجا!‬

01:39:23.410 --> 01:39:24.410
‫بیا!‬

01:39:29.750 --> 01:39:30.750
‫ماوی!‬

01:39:36.330 --> 01:39:37.700
‫یالا، مامان.‬

01:39:37.790 --> 01:39:39.450
‫نورا، بیا اینجا! نورا!‬

01:39:40.500 --> 01:39:42.080
‫نه، نه، نه.‬

01:39:50.540 --> 01:39:52.620
‫برو، ماوی! برو!‬

01:39:52.644 --> 01:40:02.644
  جديدترين اخبار فيلم و سريال در کانال تلگرام و پیج اینستاگرام :
  .:: @MiraMovie1 ::.
  .:: @myZedMovie ::.