﻿WEBVTT

00:01:05.368 --> 00:01:08.416
‫روزی روزگاری گذرگاه‌هایی
‫به دنیای پیشین وجود داشت،

00:01:09.083 --> 00:01:12.250
‫مسیرهای عجیب، جاده‌های پنهان

00:01:13.208 --> 00:01:16.750
‫سرت رو می‌چرخوندی و متوجه می‌شدی

00:01:16.833 --> 00:01:21.125
‫که با یک راز بزرگ رو در رو هستی،
‫بنیان همه چیز

00:01:23.083 --> 00:01:26.000
‫و با این‌که اون دنیای پیشین الان دیگه وجود نداره،

00:01:26.791 --> 00:01:30.500
‫با این‌که مثل یه طومار جمع شده
‫و یه جایی قرار داده شده،

00:01:31.958 --> 00:01:34.208
‫هنوز می‌شه پژواکش رو حس کرد

00:01:47.500 --> 00:01:48.800
‫امنه!

00:01:48.824 --> 00:01:58.824
<b><c.color00abfd> دانلود فیلم و سریال با زیرنویس چسبیده
  ..:: MiraMovie.Top ::..</c></b>
  <b><c.colorFFC947> ..:: MyZed.Top ::..</c></b>

00:02:02.791 --> 00:02:04.791
‫اسمش «رابرت گرِینیِر» بود،

00:02:06.291 --> 00:02:07.791
‫و بیشتر از ۸۰ سال

00:02:07.875 --> 00:02:10.458
‫در شهر «بونرز فری»
‫در آیداهو و حومه‌ش زندگی کرده بود

00:02:12.541 --> 00:02:17.625
‫توی دوران جوونیش، به غرب در چند ده کیلومتری
‫اقیانوس آرام سفر کرده بود،

00:02:17.708 --> 00:02:19.958
‫ولی هیچ‌وقت اقیانوس رو از نزدیک ندیده بود

00:02:20.041 --> 00:02:24.666
‫و در شرق تا شهر لیبی،
‫‏۶۵ کیلومتر داخل ایالت مونتانا سفر کرده بود

00:02:26.788 --> 00:02:28.475
‫[ آیداهو، فرای ]

00:02:28.476 --> 00:02:31.416
‫وقتی تنهایی به شهر فرای
‫در ایالت آیداهو فرستاده شد،

00:02:31.500 --> 00:02:34.583
‫‏۶ یا حداکثر ۷ ساله بود

00:02:35.208 --> 00:02:38.333
‫نمی‌دونست دقیقاً چه سال
‫و چه روزی به دنیا اومده

00:02:44.250 --> 00:02:46.340
‫هیچ‌وقت بهش نگفتن

00:02:47.291 --> 00:02:49.087
‫که چطور پدر و مادرش رو از دست داده

00:02:51.875 --> 00:02:55.916
‫یکی از اولین خاطراتی که داشت
‫مربوط به تبعید دسته‌جمعی

00:02:56.000 --> 00:02:58.791
‫از ۱۰۰ یا بیشتر خانواده‌ی چینی
‫از اون شهر بود

00:03:00.291 --> 00:03:03.291
‫گرینیر از عادی جلوه داده شدن
‫این خشونت در تعجب بود

00:03:05.916 --> 00:03:07.216
‫بیا بالا

00:03:07.666 --> 00:03:08.966
‫لطفاً، رفیق جوان

00:03:09.541 --> 00:03:14.125
‫مردی که به اسم «اَل گوش گنده» معروفه
‫پشت زانوم رو بریده

00:03:15.208 --> 00:03:18.083
‫و باید بگم که می‌دونم شکستم داده

00:03:18.791 --> 00:03:21.291
‫خاطرات دیگه‌ای هم بودن
‫که هر وقت در ذهنش پدیدار می‌شدن

00:03:21.375 --> 00:03:23.208
‫سعی می‌کرد بهشون فکر نکنه

00:03:26.958 --> 00:03:29.458
‫همون اوایل نوجوونی ترک تحصیل کرد،

00:03:29.541 --> 00:03:33.458
‫و دو دهه‌ی بعدی زندگیش
‫بدون داشتن هدف و مسیری سپری شد

00:03:34.791 --> 00:03:37.333
‫حس می‌کرد هیچ‌چیز براش جالب نیست

00:03:38.041 --> 00:03:42.250
‫تا این‌که «گلدیس اولدینگ» رو دید

00:03:50.875 --> 00:03:52.458
‫گلدیس خودش رو معرفی کرد،

00:03:52.541 --> 00:03:54.666
‫انگار اون دوران زن‌ها چنین کاری می‌کردن

00:03:54.750 --> 00:03:55.642
‫سلام

00:03:55.666 --> 00:03:56.892
‫و شاید هم چنین کاری می‌کردن

00:03:56.916 --> 00:03:58.216
‫سلام

00:03:58.625 --> 00:03:59.726
‫من…

00:03:59.750 --> 00:04:01.666
‫تا حالا این‌جا ندیدمت

00:04:01.750 --> 00:04:04.041
‫اوه، نه، من تا حالا…

00:04:04.833 --> 00:04:07.666
‫- اولین بارته؟
‫- پسرعموم آوردم این‌جا، آره

00:04:07.750 --> 00:04:10.000
‫خب، همسرش خیلی…

00:04:10.083 --> 00:04:11.833
‫من… رابرتم

00:04:12.833 --> 00:04:14.133
‫من… منم گلدیسم

00:04:15.958 --> 00:04:18.083
‫- از آشنایی باهات خوشحالم
‫- منم از آشنایی باهات خوشحالم

00:04:22.916 --> 00:04:25.250
‫متوجه شد یهویی علاقه‌ش به کلیسا

00:04:25.333 --> 00:04:27.083
‫از همیشه بیشتر شده

00:04:35.416 --> 00:04:38.458
‫بعد از گذشت سه ماه،
‫دیگه جدانشدنی بودن

00:04:39.041 --> 00:04:42.833
‫حس می‌کنم این لحظه
‫می‌تونم همه‌چیز رو درک کنم

00:04:51.666 --> 00:04:53.333
‫به چی فکر می‌کنی؟

00:04:58.208 --> 00:04:59.625
‫خب…

00:05:04.625 --> 00:05:07.041
‫توی فکر این بودم که باید ازدواج کنیم

00:05:10.708 --> 00:05:12.008
‫چیه؟

00:05:15.458 --> 00:05:16.758
‫ما که ازدواج کردیم

00:05:20.916 --> 00:05:23.833
‫الان فقط باید برای ثابت کردنش
‫یه مراسم بگیریم

00:05:35.083 --> 00:05:39.750
‫و باید کلبه‌مون پنجره‌ای داشته باشه
‫که رو به رودخونه باز بشه

00:05:41.208 --> 00:05:42.508
‫باشه

00:05:42.875 --> 00:05:44.958
‫یه سگ هم باید بگیریم

00:05:46.083 --> 00:05:48.416
‫از بچگی دوست داشتم سگ داشته باشم

00:05:48.916 --> 00:05:49.809
‫باشه

00:05:49.833 --> 00:05:51.500
‫در رو باز کن. یالا

00:05:51.583 --> 00:05:52.883
‫باشه

00:05:55.333 --> 00:05:58.166
‫- سلام. بفرمایید داخل
‫- چه خونه‌ی زیبایی دارید

00:05:58.250 --> 00:05:59.351
‫می‌تونم بیام داخل؟

00:05:59.375 --> 00:06:00.916
‫چقدر فوق‌العاده‌ست

00:06:03.125 --> 00:06:06.833
‫- یه تخت می‌ذاریم این‌جا
‫- سمت اینور باشه. و…

00:06:06.916 --> 00:06:08.833
‫- پنجره رو می‌گی؟
‫- آره، این‌جا

00:06:10.291 --> 00:06:11.309
‫یکی دیگه هم این‌جا باشه

00:06:11.333 --> 00:06:14.000
‫ازت می‌خوام یه بار دیگه اسمم رو بگی

00:06:14.833 --> 00:06:18.000
‫وقتی اسمم رو صدا می‌زنی
‫خیلی لذت می‌برم

00:06:19.041 --> 00:06:20.341
‫تو خیلی قشنگ‌ترش می‌کنی

00:06:26.000 --> 00:06:27.300
‫رابرت

00:06:30.583 --> 00:06:33.791
‫ناگهان، زندگی برای گرینیر منطقی شد

00:06:34.583 --> 00:06:37.166
‫انگار به زور به سمت اشتباه کشیده می‌شد

00:06:37.250 --> 00:06:40.125
‫و الان چرخیده بود
‫و با جریان آب شنا می‌کرد

00:06:43.083 --> 00:06:45.625
‫اون زوج توی یه زمین ۴ هزار متر مربعی
‫یه کلبه ساختن،

00:06:45.708 --> 00:06:47.958
‫و اون‌جا در کنار رودخونه‌ی «موی»،

00:06:49.500 --> 00:06:51.375
‫با هم یه خانواده تشکیل دادن

00:06:57.500 --> 00:07:00.958
‫اون سال‌ها، کار باعث شد
‫گرینیر خیلی از خونه دور بشه

00:07:02.041 --> 00:07:05.291
‫در کنار مردهایی کار می‌کرد
‫که اهل سرزمین‌های دوری بودن

00:07:05.375 --> 00:07:06.875
‫که حتی اسم‌شون رو هم نشنیده بود،

00:07:07.375 --> 00:07:10.833
‫جاهایی مثل شانگهای یا چاتانوگا

00:07:13.083 --> 00:07:16.958
‫این‌که خیلی راحت همه‌شون با هم
‫کنار می‌اومدن باعث خوشحالیش بود،

00:07:17.041 --> 00:07:19.000
‫تبدیل به خانواده‌های موقت شدن

00:07:21.000 --> 00:07:23.833
‫اما تابستون سال ۱۹۱۷،

00:07:24.333 --> 00:07:27.208
‫توی پروژه‌ی ساخت پل «رابینسون جورج»،

00:07:27.291 --> 00:07:29.625
‫برای شرکت بین‌المللی
‫راه‌آهن «اِسپوکن» مشغول بود

00:07:30.791 --> 00:07:33.708
‫تا حالا با کارگرهای
‫پروژه‌ی راه‌آهن کار نکرده بود،

00:07:34.458 --> 00:07:36.166
‫و آرزو می‌کرد کاش هیچ‌وقت
‫باهاشون همکاری نمی‌کرد

00:07:38.041 --> 00:07:40.041
‫خیلی‌خب، پسرها، اون‌جاست

00:07:41.666 --> 00:07:44.291
‫- اون پسر جوون که روی تیرچه کار می‌کنه
‫- اون‌جاست

00:07:45.333 --> 00:07:46.633
‫یالا. بگیریدش

00:07:47.708 --> 00:07:48.809
‫بیاریدش این‌جا

00:07:48.833 --> 00:07:50.133
‫هی، بیا

00:07:52.750 --> 00:07:54.050
‫بیاریدش این‌جا

00:07:54.333 --> 00:07:55.633
‫چی… چیکار کرده؟

00:07:56.416 --> 00:07:58.000
‫بیا بالا. یالا

00:08:00.833 --> 00:08:02.250
‫- بگیریدش
‫- هی

00:08:02.333 --> 00:08:03.750
‫آره، اما چیکار کرده؟

00:08:03.833 --> 00:08:06.333
‫هی!

00:08:06.416 --> 00:08:07.716
‫یک، دو…

00:08:09.083 --> 00:08:11.000
‫بیاریدش دیگه! همینه

00:08:11.083 --> 00:08:13.125
‫بیاریدش بالا. بذاریدش اون‌جا

00:08:17.416 --> 00:08:18.750
‫مگه چیکار کرده؟

00:08:18.833 --> 00:08:20.250
‫منم نمی‌دونم

00:08:20.333 --> 00:08:22.500
‫چی؟ هی

00:09:21.375 --> 00:09:23.083
‫- یا خدا
‫- هی، داره چیکار می‌کنه؟

00:09:25.625 --> 00:09:28.791
‫شما پسرها به این دره رود نشون دادید
‫که رئیس کیه

00:09:28.875 --> 00:09:31.666
‫شما کمک کردید شرکت بین‌المللی اِسپوکن
‫نجات پیدا کنه

00:09:31.750 --> 00:09:34.458
‫قبلاً باید ۱۸ کیلومتر رو طی می‌کردی
‫تا از دره عبور کنی

00:09:34.541 --> 00:09:37.083
‫شما بخش جدیدی از این کشور رو گشودید

00:09:38.250 --> 00:09:40.250
‫می‌دونم مثل اهرام بزرگ مصر نیست،

00:09:40.333 --> 00:09:44.041
‫اما به نظرم شما پسرها
‫کار خیلی فوق‌العاده‌ای انجام دادید

00:09:47.583 --> 00:09:50.958
‫سال‌ها بعد، پلی از جنس سیمان و فولاد

00:09:51.041 --> 00:09:53.166
‫‏۱۶ کیلومتر بالاتر ساخته می‌شه،

00:09:53.833 --> 00:09:55.500
‫و این پل کاملاً بی‌استفاده می‌شه

00:10:05.750 --> 00:10:07.050
‫حالا،

00:10:07.833 --> 00:10:09.208
‫ببینیم پل محکمی هست یا نه

00:10:30.166 --> 00:10:31.466
‫ایول!

00:12:09.291 --> 00:12:10.958
‫دلم برات تنگ شده بود

00:12:11.041 --> 00:12:12.341
‫دلم برات تنگ شده بود

00:12:12.958 --> 00:12:14.375
‫سلام

00:12:16.291 --> 00:12:17.591
‫اوه، گلدیس

00:12:21.750 --> 00:12:23.416
‫- وای، خدا
‫- خدایا، مرسی

00:12:23.500 --> 00:12:25.333
‫اوه، هیس

00:12:26.416 --> 00:12:28.083
‫تازه خوابوندمش

00:12:29.416 --> 00:12:30.716
‫اون…

00:12:31.333 --> 00:12:32.633
‫برو ببینش

00:12:35.333 --> 00:12:37.833
‫چقدر بزرگ شده

00:12:39.625 --> 00:12:41.625
‫داره شبیه تو می‌شه

00:12:42.833 --> 00:12:45.333
‫حداقل داره یکی‌مون رو ترجیح می‌ده

00:12:50.666 --> 00:12:52.500
‫این بار هیچ‌کدوم از انگشت‌هات نشکستن؟

00:12:53.083 --> 00:12:54.458
‫فکر نکنم

00:12:55.625 --> 00:12:57.416
‫فکر نمی‌کردم این‌قدر زود برگردی خونه

00:12:57.500 --> 00:13:00.416
‫بدون وقفه تا این‌جا اومدم

00:13:06.416 --> 00:13:08.000
‫- این رو ببین
‫- اوه

00:13:11.291 --> 00:13:14.458
‫بعد از اون پول‌هایی که قبلاً فرستادی
‫انتظار نداشتم این‌قدر هم بیاری

00:13:14.958 --> 00:13:17.166
‫آخر کار به یه منطقه‌ی نرم و ساده رسیدیم

00:13:34.208 --> 00:13:36.208
‫بیا امشب یه شام مفصل بخوریم

00:13:36.291 --> 00:13:38.375
‫خب، خیلی خودت رو اذیت نکن

00:13:48.250 --> 00:13:50.791
‫نه، یالا. بیا یه چیزی رو نشونت بدم

00:14:00.250 --> 00:14:02.541
‫از رفقای قدیمی کسی رو ندیدی؟

00:14:02.625 --> 00:14:05.208
‫آره. چند تا از بچه‌های پروژه‌ی اورِگِن رو دیدم

00:14:05.291 --> 00:14:07.583
‫داستان‌های جالبی برات تعریف نکردن؟

00:14:08.625 --> 00:14:12.416
‫آره. داستان‌های جالبی داشتن،
‫البته معلوم نیست حقیقت دارن یا نه

00:14:18.416 --> 00:14:20.500
‫داره شمع رو نگاه می‌کنه. ببینش

00:14:21.875 --> 00:14:23.833
‫اون‌جا رو نگاه کن. می‌بینی؟

00:14:25.041 --> 00:14:26.500
‫باحال نیست؟

00:14:27.041 --> 00:14:28.341
‫هی، عزیزم

00:14:29.000 --> 00:14:30.333
‫آره

00:14:37.708 --> 00:14:39.625
‫می‌خوای من بهت غذا بدم؟

00:14:39.708 --> 00:14:40.726
‫هوم؟

00:14:40.750 --> 00:14:42.666
‫یه‌کم از اون مرغ رو بهم بده

00:14:49.708 --> 00:14:51.083
‫اوه، بیخیال

00:14:53.375 --> 00:14:55.375
‫- باید بخوابه؟
‫- آره

00:15:02.500 --> 00:15:03.800
‫اوه

00:15:04.500 --> 00:15:05.800
‫آره

00:15:18.041 --> 00:15:19.341
‫نظرت چیه؟

00:15:23.375 --> 00:15:25.583
‫گهواره‌ی جالبیه

00:15:28.958 --> 00:15:31.208
‫برای ماهی‌گیریه

00:15:32.208 --> 00:15:33.541
‫اوه

00:15:33.625 --> 00:15:34.925
‫گهواره

00:16:29.958 --> 00:16:31.258
‫آه…

00:16:33.250 --> 00:16:34.958
‫بیدار شده؟

00:16:39.208 --> 00:16:40.508
‫گریه می‌کرد؟

00:16:41.125 --> 00:16:43.500
‫خیلی نه

00:16:44.208 --> 00:16:46.166
‫به‌خاطر گرسنگی از خواب بیدار شد

00:16:50.416 --> 00:16:53.083
‫وقتی گریه می‌کنه می‌فهمی مشکلش چیه؟

00:16:54.416 --> 00:16:55.791
‫فکر کنم بیشتر وقت‌ها آره

00:16:58.500 --> 00:17:00.916
‫به نظرت چقدر از دنیای اطراف درک داره؟

00:17:02.416 --> 00:17:03.716
‫نمی‌دونم

00:17:05.833 --> 00:17:08.083
‫اندازه‌ی یه توله‌سگ؟

00:17:10.125 --> 00:17:14.416
‫خب، یه توله‌سگ بعد از این‌که از شیر گرفته می‌شه
‫می‌تونه خودش زندگیش رو ادامه بده

00:17:16.250 --> 00:17:19.500
‫یه نوزاد نمی‌تونه بعد از این‌که از شیر گرفته می‌شه
‫خودش تنهایی زندگی کنه

00:17:21.333 --> 00:17:25.041
‫تا وقتی بچه حرف زدن یاد نگیره
‫یه سگ بیشتر ازش می‌فهمه،

00:17:25.125 --> 00:17:27.125
‫و چند تا کلمه هم نه

00:17:28.791 --> 00:17:31.375
‫سگی که کنار آدم‌ها بزرگ شده هم
‫چند تا کلمه می‌فهمه…

00:17:31.458 --> 00:17:33.708
‫حداقل اندازه‌ی یه بچه

00:17:35.458 --> 00:17:36.875
‫چه کلماتی؟

00:17:38.375 --> 00:17:40.166
‫فقط می‌خوام صدات رو بشنوم

00:17:43.166 --> 00:17:45.958
‫خب، «برو بیارش»

00:17:46.041 --> 00:17:49.041
‫و «بیا این‌جا»

00:17:50.791 --> 00:17:53.791
‫«دراز بکش» و «بشین»

00:17:54.791 --> 00:17:56.208
‫و «غلط بزن»

00:17:58.250 --> 00:18:00.958
‫هر کاری که بلد باشه،
‫کلمه‌ش رو هم بلده

00:18:05.958 --> 00:18:08.416
‫به نظرت می‌دونه من باباشم؟

00:18:10.291 --> 00:18:11.591
‫معلومه که می‌دونه

00:18:13.791 --> 00:18:15.458
‫توی اعماق وجودش می‌دونه

00:18:17.458 --> 00:18:21.250
‫حتی اگه خبر نداشته باشه که می‌دونه

00:18:25.708 --> 00:18:27.008
‫نگران نباش

00:18:28.250 --> 00:18:30.750
‫وقت زیادی برای بابا بودن داری

00:18:59.250 --> 00:19:00.750
‫خوشحالم که خونه‌ای

00:19:01.375 --> 00:19:02.675
‫هوم

00:19:04.083 --> 00:19:06.708
‫نمی‌خوام غیبت بزنه

00:19:11.291 --> 00:19:12.591
‫بگیر

00:19:13.500 --> 00:19:14.800
‫آره

00:19:16.083 --> 00:19:18.250
‫- نه. نخورش
‫- بوی خوبی می‌ده؟

00:19:20.958 --> 00:19:22.875
‫ببخشید. یه دقیقه

00:19:28.791 --> 00:19:30.791
‫دستم رو بذارم توی جیبم؟

00:19:31.958 --> 00:19:33.258
‫نظرت چیه؟

00:19:34.791 --> 00:19:36.916
‫وای

00:19:43.125 --> 00:19:46.666
‫انگار به محض این‌که گرینیر
‫به توی خونه بودن عادت می‌کرد،

00:19:46.750 --> 00:19:50.875
‫فصل چوب‌بری آغاز می‌شد
‫و دوباره وقت رفتن می‌رسید

00:19:57.083 --> 00:19:59.833
‫توی کارش مردهای دوره‌گرد زیادی وجود داشت،

00:20:00.916 --> 00:20:03.583
‫بیشترشون خونه و خانواده‌ای نداشتن

00:20:04.166 --> 00:20:08.875
‫اونا از یه شغل به شغل دیگه و از یه ایالت
‫به ایالت دیگه می‌رفتن، بسته به شغل‌شون

00:20:11.041 --> 00:20:13.708
‫و با این‌که توی این دنیا
‫اصلاً بهشون توجهی نمی‌شد،

00:20:14.333 --> 00:20:16.791
‫اونا تأثیر عمیقی روی گرینیر گذاشتن

00:20:23.916 --> 00:20:26.375
‫یه بار دو ماه کنار یه مرد کار کرد

00:20:26.458 --> 00:20:28.583
‫ولی حتی یه کلمه هم با هم حرف نزدن

00:20:31.916 --> 00:20:35.333
‫منم گفتم: «رفیق، دنبال اون‌طور طلایی نمی‌گشتم»

00:20:37.833 --> 00:20:41.166
‫تو چی، آقا؟
‫تا حالا رفتی به کالیفرنیا؟

00:20:44.166 --> 00:20:47.416
‫توی این دنیا هیچ جایی وجود نداره
‫که یه مرد بتونه آرامش داشته باشه؟

00:20:50.166 --> 00:20:53.541
‫اونا تنها کلماتی بود که گرینیر
‫از زبون اون مرد شنید

00:20:54.083 --> 00:20:56.000
‫همیشه اون کلمات رو به خاطر سپرد

00:20:57.833 --> 00:21:01.958
‫یکی دیگه از همکارهاش «هنک هیلی» بود
‫که خونه‌ش توی تنه‌ی درخت بود

00:21:02.583 --> 00:21:05.083
‫باعث آرامش خاطرم می‌شه،
‫می‌دونی منظورم چیه؟

00:21:05.166 --> 00:21:06.267
‫یه مشکلی دارم…

00:21:06.291 --> 00:21:07.750
‫یه «آپوستول فرانک» هم بود،

00:21:08.416 --> 00:21:11.666
‫یه چوب‌بر که جوری در مورد انجیل حرف می‌زد

00:21:11.750 --> 00:21:15.000
‫انگار موقع نوشته شدنش اون‌جا بوده

00:21:15.083 --> 00:21:17.458
‫شبیه اون مرده «بَلعَم» توی کتاب مقدسه

00:21:18.041 --> 00:21:22.125
‫بعضی‌وقت‌ها خدا باید یه راه عجیب پیدا کنه
‫تا چیزی که نیاز داری بشنوی رو بهت بگه

00:21:22.208 --> 00:21:26.333
‫بعضی‌وقت‌ها یه الاغ باهات حرف می‌زنه،
‫و بعضی‌وقت‌ها هم یه چیز دیگه

00:21:26.416 --> 00:21:27.833
‫یه بار رفتم به نبراسکا

00:21:27.916 --> 00:21:30.500
‫خداوند بهم الهام کرد که به اوماها سفر کنم

00:21:30.583 --> 00:21:33.708
‫وقتی از قطار پیاده شدم
‫روی تابلو نوشته بود «اوپلایکا»

00:21:33.791 --> 00:21:35.375
‫گفتم «اوپلایکا»؟

00:21:35.458 --> 00:21:38.041
‫و اون موقع فهمیدم که چشم‌هام مشکل دارن

00:21:38.125 --> 00:21:41.625
‫شکر و سپاس خدا

00:21:41.708 --> 00:21:43.333
‫فکر کنم تمومه

00:21:43.416 --> 00:21:45.916
‫- می‌فهمی منظورم چیه؟
‫- آره

00:21:46.000 --> 00:21:47.625
‫و خدا رونش رو لمس کرد

00:21:47.708 --> 00:21:50.625
‫و یعقوب تا آخر عمرش می‌لنگید

00:21:50.708 --> 00:21:52.250
‫می‌بینید، یعقوب همه‌فن‌حریف بود

00:21:52.333 --> 00:21:55.208
‫خودش همه‌ی کارهاش رو انجام می‌داد.
‫کسی هم کمکش نمی‌داد

00:21:55.291 --> 00:21:57.458
‫اما در نهایت…

00:21:57.958 --> 00:21:59.258
‫اون کیه؟

00:22:00.000 --> 00:22:02.500
‫ببخشید، آقایون.
‫شرمنده که مزاحم‌تون می‌شم

00:22:03.125 --> 00:22:06.291
‫این‌جا کسی به اسم «سم لاوینگ» هست
‫که اهل نیومکزیکو باشه؟

00:22:08.750 --> 00:22:11.291
‫و همچنین با اسم…

00:22:11.375 --> 00:22:12.675
‫«سم پوست آهو»

00:22:13.208 --> 00:22:15.416
‫توی جنوب آریزونا و بخش‌هایی
‫از کالیفرنیا شناخته می‌شه

00:22:16.541 --> 00:22:19.000
‫خیلی وقته دنبال این مرد می‌گردم

00:22:19.083 --> 00:22:21.416
‫تا یه پیغامی رو بهش برسونم

00:22:30.125 --> 00:22:31.425
‫- اوه
‫- وای، لعنتی

00:22:42.500 --> 00:22:44.000
‫خدایا! یالا

00:22:44.083 --> 00:22:45.184
‫یا خدا

00:22:45.208 --> 00:22:46.508
‫چه مرگته؟

00:22:51.875 --> 00:22:53.375
‫اون مرد به برادرم شلیک کرد،

00:22:54.416 --> 00:22:57.291
‫اسمش «مارتین براون» بود،
‫توی شهر گلوپ نیومکزیکو بی‌رحمانه بهش شلیک کرد،

00:22:57.791 --> 00:22:59.166
‫پنجم ماه اوت سال ۱۹۹۳

00:23:00.750 --> 00:23:03.125
‫فقط به‌خاطر رنگین‌پوست بودنش
‫اون رو به قتل رسوند

00:23:04.750 --> 00:23:07.458
‫اگه کسی با این کاری که کردم مشکلی داره،

00:23:07.958 --> 00:23:09.958
‫قبل از این‌که برم، اعلام کنه تا حلش کنیم

00:23:10.625 --> 00:23:13.791
‫نمی‌خوام تا آخر عمرم با ترس زندگی کنم

00:23:19.958 --> 00:23:21.258
‫بسیار خب

00:23:23.500 --> 00:23:25.875
‫شرمنده که مزاحم کارتون شدم

00:23:29.500 --> 00:23:32.041
‫چقدر درخت‌های بزرگی‌ان.
‫اصلاً نمی‌دونستم درخت‌ها این‌قدر بزرگ می‌شن

00:23:37.208 --> 00:23:40.333
‫مردی به اسم «آرن پیپلز»
‫نقش مهمی توی کارمون داشت،

00:23:40.833 --> 00:23:42.916
‫یه ولگرد که معلوم نبود اهل کجاست

00:23:43.000 --> 00:23:46.375
‫و بعضی‌وقت‌ها توی
‫موقعیت‌های خاص به درد بخور بود

00:24:10.041 --> 00:24:12.541
‫شما پسرهای اهل مینه‌سوتا
‫شاید بهتر باشه گوش‌هاتون رو بگیرید

00:24:27.916 --> 00:24:31.250
‫- بــوم
‫- گفتم نمی‌شه

00:24:43.666 --> 00:24:45.916
‫- بهش دست نزنید
‫- باشه. نمی‌زنیم

00:24:46.000 --> 00:24:49.125
‫- حتی بهش نگاه هم نکنید
‫- حتی بهش نگاه هم نمی‌کنیم

00:24:54.500 --> 00:24:56.875
‫توی بیشتر پروژه‌ها مسن‌ترین آدم بود،

00:24:56.958 --> 00:25:00.375
‫همیشه در حال وراجی بود
‫و از زیر کارهای سخت در می‌رفت

00:25:00.458 --> 00:25:03.250
‫اگه کسی می‌خواست استراحت کنه
‫تبرش رو بده به من

00:25:04.041 --> 00:25:06.000
‫اگه من شروع به کار کنم
‫صبح که میاید سر کار

00:25:06.083 --> 00:25:08.208
‫خاک اره هنوز از دیروز توی هوا معلقه

00:25:09.333 --> 00:25:11.291
‫من برای چوب‌بری توی تابستون زاده شدم

00:25:12.291 --> 00:25:15.250
‫تا دمای هوا نره بالای ۳۷ درجه
‫اصلاً نمی‌تونم کار کنم

00:25:16.666 --> 00:25:17.966
‫خوبه

00:25:21.500 --> 00:25:23.500
‫همه‌ش به‌خاطر یه ذره بارون

00:25:25.000 --> 00:25:27.041
‫قبلاً ما همیشه کار می‌کردیم،

00:25:27.125 --> 00:25:28.791
‫نه فقط وقتی که دلمون می‌خواست

00:25:31.625 --> 00:25:35.125
‫قبلاً درخت رو یه عالمه سوراخ می‌کردیم

00:25:35.208 --> 00:25:39.291
‫بعضی‌وقت‌ها یه هفته منتظر می‌موندیم
‫تا باد خوبی بوزه و اون هیولاها رو قطع کنه

00:25:39.791 --> 00:25:42.416
‫و همه‌ی درخت‌ها با هم می‌افتادن

00:25:44.291 --> 00:25:47.333
‫درخت‌هایی که دو برابر این درخت‌ها بودن

00:25:47.416 --> 00:25:49.708
‫روی قله‌ی کوهی نزدیکی شهر بیسبی
‫در ایالت آریزونا کار کردم

00:25:49.791 --> 00:25:52.375
‫فقط ۱۸ یا ۱۹ کیلومتر با خورشید فاصله داشتیم

00:25:53.333 --> 00:25:55.875
‫دمای هوا به ۴۶ درجه می‌رسید

00:25:56.375 --> 00:25:58.375
‫و هر درجه تقریباً ۳۰ سانتی‌متر طول داشت

00:26:00.541 --> 00:26:02.083
‫تازه توی سایه این‌طور بود

00:26:03.375 --> 00:26:05.000
‫و هیچ سایه‌ای وجود نداشت

00:26:06.625 --> 00:26:08.708
‫داره میاد بالا. اومد

00:26:21.875 --> 00:26:23.875
‫اوه!

00:26:27.041 --> 00:26:29.416
‫ایول!

00:26:29.500 --> 00:26:32.583
‫♪ اگه خدا یه درخت سکویا باشه ♪

00:26:33.958 --> 00:26:36.625
‫♪ تلاش می‌کنی قطعش کنی؟ ♪

00:26:38.083 --> 00:26:43.416
‫♪ یا از شاخه‌های زیباش بالا می‌ری
‫و اطراف رو نگاه می‌کنی؟ ♪

00:26:45.125 --> 00:26:49.708
‫♪ اگه رودخونه از اشک مردگان
‫ساخته شده باشه… ♪

00:26:49.791 --> 00:26:52.083
‫نخون بابا!
‫مثلاً می‌خوام بخوابم

00:26:52.166 --> 00:26:54.583
‫- آرن، بگیر بخواب
‫- نخون بابا!

00:26:54.666 --> 00:26:55.726
‫هی، آرن

00:26:55.750 --> 00:26:58.041
‫دیگه نمی‌خونم

00:26:58.125 --> 00:26:59.425
‫نه، نه، نه

00:27:01.125 --> 00:27:05.083
‫به اِیدرین گفتی این چادرها
‫مال جنگ داخلی هستن؟

00:27:05.583 --> 00:27:08.541
‫درسته. پیاده‌نظام اتحادیه

00:27:09.250 --> 00:27:13.708
‫بعدش دادنشون به سواره‌نظام آمریکا
‫برای کمپین‌های سرخ‌پوست‌ها

00:27:14.916 --> 00:27:18.833
‫این چادرها بیشتر از آدم‌هایی
‫که داخل‌شون خوابیدن دووم آوردن

00:27:19.375 --> 00:27:22.750
‫پارچه‌ی محکمی دارن، اما احتمالاً
‫خیلی بیشتر از ما عمر می‌کنن

00:27:26.458 --> 00:27:28.458
‫چرا خوابت نمی‌گیره؟

00:27:29.791 --> 00:27:31.091
‫اوه…

00:27:33.583 --> 00:27:35.958
‫آرن، به نظرت…

00:27:37.916 --> 00:27:40.875
‫کارهای بدی که انجام می‌دیم
‫تا آخر عمر تعقیب‌مون می‌کنن؟

00:27:41.500 --> 00:27:42.800
‫نمی‌دونم

00:27:44.708 --> 00:27:47.875
‫دیدم که آدم‌های بد به اوج رسیدن
‫و آدم‌های خوب به زانو دراومدن

00:27:49.958 --> 00:27:51.500
‫اگه خودم می‌دونستم

00:27:51.583 --> 00:27:54.291
‫الان کنار کسی می‌خوابیدم
‫که خیلی از تو خوشگل‌تر می‌بود

00:28:02.291 --> 00:28:04.375
‫آهنگی که می‌خوندی چی بود؟

00:28:04.958 --> 00:28:08.041
‫آه… اسم نداره.
‫یهویی به ذهنم رسید

00:28:10.500 --> 00:28:12.208
‫یه‌کم بیشتر بخون

00:28:12.708 --> 00:28:16.208
‫نه، نه. نمی‌خوام پسرهای مینه‌سوتا رو ناراحت کنم

00:28:17.666 --> 00:28:20.208
‫خب، صبر کن. من…

00:28:23.666 --> 00:28:24.966
‫گوش کن

00:28:45.208 --> 00:28:48.875
‫گروه چوب‌بری بیشتر و بیشتر
‫به سمت اعماق جنگل می‌رفتن

00:28:50.250 --> 00:28:54.000
‫انگار اشتهای دنیا برای چوب
‫سیری‌ناپذیر بود

00:28:54.500 --> 00:28:57.708
‫از زمان طلوع خورشید تا وقت شام کار می‌کردن،

00:28:57.791 --> 00:29:02.708
‫درخت‌های صنوبر، سدر، تاماراک،
‫صنوبر داگلاس، و کاج سفید رو قطع کردن

00:29:02.791 --> 00:29:06.333
‫و در این فرآیند چهره کوه رو کامل تغییر دادن

00:29:07.875 --> 00:29:12.583
‫و شاید یه حرفه‌ای ۹۹ بار درست حدس بزنه
‫که یه درخت چطور می‌افته،

00:29:14.041 --> 00:29:15.916
‫اما بار ۱۰۰اُم ممکنه کار خودش رو بکنه

00:29:18.083 --> 00:29:20.083
‫درخت! هی!

00:29:20.166 --> 00:29:22.166
‫- کمک! کمک!
‫- مراقب باشید!

00:29:22.250 --> 00:29:23.750
‫کمک!

00:29:23.833 --> 00:29:25.333
‫- برید کمک بیارید!
‫- کمک!

00:29:25.416 --> 00:29:26.716
‫کمک!

00:29:33.958 --> 00:29:35.258
‫اینم از این

00:29:35.833 --> 00:29:39.833
‫الان حداقل یه چیزی هست
‫که نشون بده یه زمانی وجود داشتن

00:29:47.083 --> 00:29:48.958
‫لعنتی

00:29:49.750 --> 00:29:54.208
‫کاش می‌تونستم امروز رو استراحت بدم،
‫اما شرکت اجازه نمی‌ده

00:29:55.666 --> 00:30:00.166
‫چون خودمون یه روز بد داشتیم باعث نمی‌شه
‫توی جنگ به درخت‌های صنوبر نیاز نباشه

00:30:08.625 --> 00:30:12.875
‫گرینیر بیشتر و بیشتر نگران می‌شد
‫که نکنه یه حادثه‌ی وحشتناک اون رو دنبال می‌کنه،

00:30:13.375 --> 00:30:15.500
‫این‌که مرگ توی این جنگل پیداش می‌کنه،

00:30:16.333 --> 00:30:19.375
‫دور از تنها مکانی
‫که واقعاً دوست داره اون‌جا باشه

00:30:20.541 --> 00:30:21.841
‫هی…

00:30:27.208 --> 00:30:28.434
‫چی داری؟

00:30:28.458 --> 00:30:29.726
‫یه کاجه

00:30:29.750 --> 00:30:31.916
‫یه کاج دستته؟

00:30:32.000 --> 00:30:33.625
‫اوه!

00:30:35.333 --> 00:30:36.750
‫یه کاج دارم

00:30:37.875 --> 00:30:39.583
‫بریم مرغ رو بگیریم؟

00:30:42.291 --> 00:30:44.625
‫اوه، ببین، یکی اون‌جاست

00:30:45.125 --> 00:30:46.750
‫مرغ اون‌جاست

00:30:47.458 --> 00:30:49.000
‫بیا این‌جا، مرغ

00:30:49.083 --> 00:30:50.383
‫بیا این‌جا، مرغ

00:30:51.000 --> 00:30:53.083
‫- دارن می‌رن داخل
‫- دارن می‌رن داخل

00:30:53.166 --> 00:30:55.500
‫- دارن می‌رن داخل!
‫- مرغ!

00:30:56.083 --> 00:30:57.833
‫- مرغ!
‫- مرغ!

00:30:57.916 --> 00:30:59.216
‫مرغ!

00:30:59.666 --> 00:31:03.458
‫می‌خوابن رو تختت،
‫و غذات رو می‌خورن

00:31:09.666 --> 00:31:12.416
‫هر بار که می‌بینمش
‫انگار خیلی عوض شده

00:31:15.916 --> 00:31:17.666
‫حس می‌کنم اصلاً بزرگ شدنش رو نمی‌بینم

00:31:19.875 --> 00:31:21.250
‫منم همین حس رو دارم

00:31:23.375 --> 00:31:25.458
‫خیلی سریع می‌گذره

00:31:46.291 --> 00:31:48.375
‫- می‌خوای تیراندازی کنی؟
‫- نه

00:31:48.875 --> 00:31:50.916
‫گوزن ازم می‌خواد شلیک کنم

00:31:51.000 --> 00:31:52.300
‫گلدیس

00:31:54.166 --> 00:31:55.466
‫شلیک نکن

00:31:56.250 --> 00:31:57.550
‫بهم شلیک نکن

00:31:58.750 --> 00:32:00.541
‫اگه هی حرف بزنی بهت شلیک می‌کنم

00:32:01.166 --> 00:32:02.466
‫اون‌جاست

00:32:17.416 --> 00:32:18.716
‫شلیک خوبی بود

00:32:26.541 --> 00:32:28.250
‫چطوره ما هم همراهت بیایم؟

00:32:28.791 --> 00:32:30.091
‫هوم؟

00:32:30.458 --> 00:32:31.758
‫وقتی می‌ری درخت قطع می‌کنی

00:32:33.958 --> 00:32:35.625
‫- بیاید سر کارم؟
‫- آره

00:32:35.708 --> 00:32:36.684
‫چی…

00:32:36.708 --> 00:32:38.541
‫خب، کمکت می‌کنم

00:32:38.625 --> 00:32:41.375
‫می‌تونم با شستن لباس‌ها پول دربیارم

00:32:42.458 --> 00:32:45.083
‫الان دیگه نیاز نیست ۲۴ ساعته مراقبش باشم

00:32:45.791 --> 00:32:47.375
‫خب، می‌دونم که کمکم می‌کنی

00:32:47.458 --> 00:32:50.833
‫بهم گفتی بعضی‌ها با خانواده میان

00:32:50.916 --> 00:32:54.125
‫نه، بعضی‌ها نه، فقط اون پیرمرد

00:32:54.208 --> 00:32:56.083
‫و اون زوج جوون که اهل کالیفرنیان؟

00:32:56.166 --> 00:32:59.208
‫دیک کلینتون بعد از یه هفته غیبش زد

00:32:59.291 --> 00:33:03.125
‫و تازه اونا بچه نداشتن

00:33:03.208 --> 00:33:04.508
‫آخه…

00:33:06.750 --> 00:33:08.291
‫خیلی خطرناکه

00:33:13.291 --> 00:33:15.375
‫فقط می‌خوام یه راهی پیدا کنم، همین

00:33:22.583 --> 00:33:23.883
‫می‌دونم

00:33:25.375 --> 00:33:27.041
‫می‌دونم. می‌دونم. می‌دونم

00:33:34.125 --> 00:33:36.916
‫گرینیر سعی کرد کاری پیدا کنه
‫که به خونه نزدیک‌تر باشه،

00:33:37.000 --> 00:33:39.083
‫هر کار کوچیکی که پیدا می‌کرد رو قبول می‌کرد

00:33:40.541 --> 00:33:43.958
‫اما جنگ به پایان رسیده بود
‫و دیگه کار پردرآمد به سختی پیدا می‌شد

00:33:50.750 --> 00:33:53.750
‫- ببخشید که معطل شدی، رابرت
‫- آره، مشکلی نیست

00:33:53.833 --> 00:33:55.416
‫خیلی‌خب

00:33:57.000 --> 00:33:58.017
‫اینم از این

00:33:58.041 --> 00:34:00.125
‫خیلی‌خب. ممنونم

00:34:00.208 --> 00:34:01.508
‫- ممنون
‫- ممنون

00:34:01.583 --> 00:34:04.458
‫اگه چیزی نیاز داشتی،
‫می‌دونی باید کجا پیدام کنی

00:34:06.958 --> 00:34:09.916
‫اوضاع مالی‌شون از همیشه بدتر بود

00:34:10.916 --> 00:34:12.833
‫و با این‌که اون‌موقع نمی‌دونست،

00:34:12.916 --> 00:34:17.125
‫ولی بعداً همیشه می‌گفت
‫که اون موقع از همیشه خوش‌حال‌تر بوده

00:34:17.208 --> 00:34:18.541
‫چی داری؟

00:34:19.250 --> 00:34:20.550
‫تخم‌مرغ

00:34:23.916 --> 00:34:25.216
‫تخم‌مرغ

00:34:26.291 --> 00:34:28.375
‫آره، یه‌جورایی می‌شه گفت تخم‌مرغه

00:34:29.333 --> 00:34:30.750
‫اینم از این

00:34:31.708 --> 00:34:33.008
‫اینم از این

00:34:40.416 --> 00:34:43.375
‫- خسته‌ای، کِیتی؟ می‌خوای بخوابی؟
‫- آره

00:34:46.125 --> 00:34:47.708
‫داری خیلی بزرگ می‌شی

00:34:48.250 --> 00:34:50.208
‫به زودی تو من رو بغل می‌کنی

00:35:13.125 --> 00:35:14.958
‫شاید راه بهتری وجود داشته باشه

00:35:16.833 --> 00:35:19.125
‫شاید بهتر باشه زمین‌مون رو
‫تبدیل به یه مزرعه بکنیم

00:35:19.916 --> 00:35:22.541
‫می‌تونم دو برابر الان بذر بکارم

00:35:22.625 --> 00:35:27.666
‫و اگه اون کار رو بکنیم و بتونیم
‫یه‌کم پول جمع کنیم تا یه چوب‌بری راه بندازیم،

00:35:27.750 --> 00:35:29.750
‫اون‌طوری شاید بتونی بیشتر بمونی خونه

00:35:29.833 --> 00:35:33.750
‫فکر کنم بتونیم قسطی یه اسب یا قاطر بگیریم

00:35:33.833 --> 00:35:35.375
‫آره، قسطی می‌تونیم

00:35:36.458 --> 00:35:39.250
‫ولی چوب‌بری یه‌کم دردسرش بیشتره، می‌دونی

00:35:39.333 --> 00:35:41.291
‫خیلی ارزون نیست، اما…

00:35:41.375 --> 00:35:43.375
‫آره. خب، منم نگفتم ارزونه

00:35:43.458 --> 00:35:46.291
‫نه، اما فکر خوبیه

00:35:47.666 --> 00:35:49.541
‫واقعاً فکر خوبیه

00:35:49.625 --> 00:35:50.925
‫آره

00:36:00.833 --> 00:36:03.333
‫یالا، کِیتی. خداحافظی نمی‌کنی؟

00:36:03.416 --> 00:36:04.875
‫کِیتی. این‌جا رو ببین. آماده‌ای؟

00:36:15.708 --> 00:36:16.601
‫دیگه برم

00:36:16.625 --> 00:36:18.000
‫- باشه
‫- دوستت دارم

00:36:19.250 --> 00:36:20.550
‫دلم براتون تنگ می‌شه

00:36:21.916 --> 00:36:24.208
‫منم دوستت دارم. خیلی‌خب

00:36:33.083 --> 00:36:35.625
‫یالا، کِیت. با بابایی خداحافظی کن

00:36:35.708 --> 00:36:37.125
‫کِیت. یالا

00:36:39.750 --> 00:36:41.458
‫کِیتی، می‌شه بذاریش روی زمین؟

00:36:52.083 --> 00:36:54.708
‫ببخشید. با سرکارگر کار دارم

00:36:54.791 --> 00:36:56.375
‫از اون‌طرف برو

00:36:57.333 --> 00:36:58.633
‫ممنون

00:37:00.916 --> 00:37:03.541
‫توی بیشتر کارهاش
‫روزی ۴ دلار می‌گرفت،

00:37:03.625 --> 00:37:06.208
‫منهای هزینه‌های شرکت

00:37:10.291 --> 00:37:13.916
‫اون و گلدیس متوجه شدن بعد از
‫یه دوره‌ی کاری طولانی‌مدت توی جنگل

00:37:14.000 --> 00:37:17.416
‫پول کافی برای ساخت
‫یه چوب‌بری توی خونه رو به دست میارن

00:37:47.791 --> 00:37:51.041
‫می‌خواید برید سر یه کار جدید،
‫یا این آخرین کار این فصل‌تونه؟

00:37:55.125 --> 00:37:56.184
‫نمی‌تونم تصمیم بگیرم

00:37:56.208 --> 00:38:00.083
‫وقتی کار تموم می‌شه
‫نمی‌دونم چرا ناراحت می‌شم

00:38:01.083 --> 00:38:02.916
‫یه چیزی آزارم می‌ده

00:38:04.083 --> 00:38:08.083
‫به‌خاطر سختی کاره، آقایون،
‫فقط برای جسم سخت نیست، برای روح هم سخته

00:38:09.625 --> 00:38:12.500
‫درخت‌هایی رو قطع می‌کنیم
‫که ۵۰۰ سال وجود داشتن

00:38:13.708 --> 00:38:16.416
‫روح آدم آزرده می‌شه،
‫حتی اگه خودش نفهمه

00:38:18.250 --> 00:38:20.500
‫فردا صبح ۲۰۰ دلار بهم می‌دن

00:38:22.333 --> 00:38:25.375
‫روح من که یه ذره هم آزرده نمی‌شه

00:38:25.875 --> 00:38:29.083
‫دلیلش اینه که شما بچه‌های مینه‌سوتا
‫چیزی از تاریخ نمی‌دونید

00:38:29.166 --> 00:38:31.375
‫واقعاً این درخت‌ها این‌قدر قدمت دارن؟

00:38:31.458 --> 00:38:32.916
‫بعضی‌هاش حتی بیشتر از ۵۰۰ سال

00:38:33.583 --> 00:38:37.041
‫دنیا با ظرافت به هم دوخته شده، پسرها

00:38:38.166 --> 00:38:42.250
‫هر نخی رو که می‌کشیم،
‫نمی‌دونیم چه تأثیری روی این دنیا می‌ذاره

00:38:43.375 --> 00:38:47.041
‫ما روی این کره‌ی زمین فقط یه مشت بچه‌ایم،
‫پیچ‌های چرخ‌وفلک رو درمی‌آریم

00:38:47.125 --> 00:38:48.583
‫و فکر می‌کنیم خدا هستیم

00:38:48.666 --> 00:38:51.083
‫مزخرفه. منم قبلاً واشینگتن رفتم

00:38:52.458 --> 00:38:55.208
‫تا خود کانادا درخت‌ها رو قطع کردم،
‫و بعدش برگشتم

00:38:56.750 --> 00:38:59.666
‫اون‌قدر درخت هست که تا هزار سال دیگه
‫می‌تونیم قطع‌شون کنیم

00:39:01.250 --> 00:39:02.666
‫و وقتی درخت آخر رو قطع کنیم،

00:39:02.750 --> 00:39:06.375
‫درخت اول اندازه‌ی همین درخت‌ها رشد کرده

00:39:09.166 --> 00:39:12.041
‫یادمه وقتی جوون بودم
‫چنین فکری می‌کردم…

00:39:13.458 --> 00:39:14.833
‫دقیقاً چنین فکری می‌کردم

00:39:34.375 --> 00:39:37.541
‫تو می‌ری سر یه کار دیگه، رابرت؟
‫یا جمع می‌کنی و می‌ری خونه؟

00:39:39.333 --> 00:39:42.000
‫می‌خوام جمع کنم و برم خونه

00:39:44.500 --> 00:39:47.125
‫دلم برای زن و دخترم تنگ شده

00:39:48.666 --> 00:39:50.416
‫اسم خانمت چیه؟

00:39:51.458 --> 00:39:52.559
‫گلدیس

00:39:54.083 --> 00:39:57.000
‫ولزیه. اسم اصیلیه

00:39:58.750 --> 00:40:01.041
‫اگه بشناسیش می‌بینی که اسمش بهش میاد

00:40:02.625 --> 00:40:04.333
‫اون اسم‌های قدیمی قدرت دارن

00:40:05.250 --> 00:40:07.375
‫کسایی که چنین اسم‌هایی دارن
‫خیلی خوش‌شانسن

00:40:11.250 --> 00:40:13.000
‫خانواده داری؟

00:40:15.458 --> 00:40:16.758
‫خانواده‌م…

00:40:17.750 --> 00:40:19.875
‫جاییه که یه صورت خندان وجود داره

00:40:21.500 --> 00:40:24.125
‫هیچ‌وقت جایی نرفتم
‫که خانواده‌م اون‌جا نباشه

00:40:25.708 --> 00:40:26.809
‫به جز کانزاس

00:40:26.833 --> 00:40:29.500
‫یه مشت روانی وحشی توی اون ایالت جمع شدن

00:40:34.541 --> 00:40:36.208
‫خوشحالم که این‌جایی

00:40:36.791 --> 00:40:40.375
‫خیلی‌ها توی این زندگی
‫یک بار بیشتر همدیگه رو نمی‌بینن

00:40:41.333 --> 00:40:44.083
‫وقتی چهره‌های آشنا رو دوباره می‌بینم
‫متوجه می‌شم که خیلی خوش‌شانسم

00:40:48.208 --> 00:40:50.416
‫نمی‌دونم سال‌های زندگی‌مون کجا می‌رن، آرن

00:40:51.291 --> 00:40:55.583
‫خب… اگه فهمیدی به منم بگو

00:40:55.666 --> 00:40:57.625
‫می‌خوام چند سالش رو پس بگیرم

00:40:59.500 --> 00:41:03.541
‫به نظر می‌رسید آرن پیپلز توی
‫یک چشم به هم زدن در میان غرش کر کننده

00:41:03.625 --> 00:41:04.925
‫از این دنیا می‌ره

00:41:06.166 --> 00:41:08.166
‫اما یه اتفاق کاملاً متفاوت افتاد

00:41:15.083 --> 00:41:16.750
‫- یه نفر کمک خبر کنه!
‫- کمک می‌خوایم!

00:41:16.833 --> 00:41:18.833
‫- کیه؟
‫- یه نفر زخمی شده!

00:41:18.916 --> 00:41:20.291
‫هی، آرن!

00:41:21.500 --> 00:41:22.642
‫آرن؟

00:41:22.666 --> 00:41:24.500
‫- یه شاخه افتاد روش
‫- آرن؟

00:41:24.583 --> 00:41:26.333
‫هی، آرن؟ صدام رو می‌شنوی؟

00:41:26.416 --> 00:41:28.041
‫خوبم. فقط…

00:41:28.125 --> 00:41:30.708
‫کمکم کنید بشینم. کمکم کنید

00:41:30.791 --> 00:41:34.125
‫خیلی‌خب. به آرومی

00:41:34.208 --> 00:41:37.000
‫- می‌شه یه‌کم آب بیارید؟
‫- خواهرم و شوهرش رو دیدم

00:41:37.083 --> 00:41:40.125
‫این‌جا بودن. نمی‌دونید کجا رفتن؟

00:41:40.208 --> 00:41:41.184
‫آرن…

00:41:41.208 --> 00:41:42.958
‫طی روزهای آینده

00:41:43.041 --> 00:41:46.750
‫دچار سرگیجه و فراموشی شد،

00:41:47.291 --> 00:41:49.958
‫حتی اسم خودش رو هم فراموش کرد

00:41:52.208 --> 00:41:53.508
‫می‌شنوی؟

00:41:57.583 --> 00:41:58.883
‫دلنشینه، نه؟

00:42:01.250 --> 00:42:02.550
‫خیلی زیباست

00:42:04.791 --> 00:42:06.091
‫چی زیباست، آرن؟

00:42:09.125 --> 00:42:10.425
‫همه‌ش

00:42:13.666 --> 00:42:14.966
‫تمام جزئیاتش

00:42:34.375 --> 00:42:36.833
‫آرن پیپلز دوستم بود

00:42:38.375 --> 00:42:41.000
‫گفت حتی یه درخت هم می‌تونه دوستت باشه…

00:42:44.208 --> 00:42:45.708
‫اگه به حال خودش رهاش کنی

00:42:47.291 --> 00:42:51.000
‫اما به محض این‌که تیغت رو فرو کنی،
‫وارد یه جنگ می‌شی،

00:42:52.208 --> 00:42:54.000
‫و درخت هم یه قاتل سرسخته

00:42:56.375 --> 00:42:58.833
‫اما آرن کاری به کار اون درخت نداشت

00:43:00.250 --> 00:43:01.833
‫فقط یه چوب خشک شکسته بود

00:43:04.541 --> 00:43:05.841
‫پس من…

00:43:06.583 --> 00:43:08.875
‫نمی‌دونم باید چه برداشتی بکنم

00:43:15.583 --> 00:43:17.166
‫به نام عیسی…

00:43:17.666 --> 00:43:19.291
‫- آمین
‫- آمین

00:43:20.791 --> 00:43:22.791
‫با این‌که گرینیر زیاد مرگ رو به چشم می‌دید،

00:43:23.708 --> 00:43:25.875
‫ولی هیچ‌وقت یکی
‫از نزدیکانش رو از دست نداده بود

00:43:29.958 --> 00:43:32.000
‫احساس ترسی وجودش رو فرا گرفت

00:43:32.083 --> 00:43:34.625
‫این‌که اون چوب خشک قسمت اون بوده

00:43:35.291 --> 00:43:37.708
‫این‌که یه‌جور مجازات اون رو دنبال می‌کرد

00:43:54.375 --> 00:43:55.958
‫رابرت؟

00:44:05.375 --> 00:44:06.559
‫اون چیه؟

00:44:06.583 --> 00:44:07.883
‫یا خدا

00:44:11.625 --> 00:44:13.583
‫- اون‌جا رو ببینید
‫- کجاست؟

00:44:13.666 --> 00:44:16.625
‫- داریم می‌ریم اون‌جا؟
‫- خیلی دور نیست

00:44:17.791 --> 00:44:19.091
‫- عجب
‫- وای

00:44:19.166 --> 00:44:20.466
‫هی

00:44:21.208 --> 00:44:22.508
‫اون چیه؟

00:44:37.625 --> 00:44:38.925
‫مری!

00:44:38.958 --> 00:44:41.125
‫مری، گلدیس رو ندیدی؟

00:44:41.750 --> 00:44:43.050
‫نه؟

00:44:44.875 --> 00:44:46.175
‫گلدیس!

00:45:16.500 --> 00:45:17.800
‫گلدیس!

00:47:43.250 --> 00:47:46.291
‫به مدت دو هفته تمام شهرهای
‫اون اطراف رو گشت،

00:47:46.375 --> 00:47:48.208
‫دنبال گلدیس و کِیت می‌گشت

00:47:50.291 --> 00:47:51.591
‫‏۴ دلار و ۵۰ سنت

00:47:54.250 --> 00:47:56.125
‫ولی هیچ‌جا نبودن،

00:47:56.208 --> 00:47:59.083
‫برگشت توی زمینش و منتظرشون موند

00:47:59.583 --> 00:48:01.083
‫هی… صبر کن

00:48:01.833 --> 00:48:03.133
‫این برای توئه

00:48:05.250 --> 00:48:06.550
‫ممنون

00:49:24.875 --> 00:49:26.175
‫آب!

00:49:26.333 --> 00:49:27.633
‫آب؟

00:49:32.375 --> 00:49:34.041
‫می‌خوای به‌جای مامان به زمین آب بدی؟

00:49:56.416 --> 00:49:58.208
‫به نظرت زیاده‌روی نیست؟

00:50:02.583 --> 00:50:04.458
‫چرا اونا سزاوار چنین سرنوشتی بودن؟

00:50:07.333 --> 00:50:08.633
‫ها؟

00:50:12.208 --> 00:50:13.508
‫چرا؟

00:50:17.000 --> 00:50:18.300
‫چرا؟!

00:51:02.166 --> 00:51:03.466
‫سلام، رابرت

00:51:04.500 --> 00:51:05.800
‫گرسنه‌ت نیست؟

00:51:22.041 --> 00:51:24.083
‫نمی‌دونستم این‌جا چی پیدا می‌کنم

00:51:26.750 --> 00:51:29.666
‫باورت نمی‌شه توی شهر
‫چه داستان‌هایی در موردت می‌گن

00:51:33.250 --> 00:51:35.333
‫هزینه‌ی همه‌ی اینا رو می‌دم. قول می‌دم

00:51:35.416 --> 00:51:36.716
‫چنین چیزی ازت نخواستم

00:51:44.000 --> 00:51:46.750
‫خب، واقعاً ازت ممنونم که اومدی

00:51:48.125 --> 00:51:49.425
‫تا جویای حالم بشی

00:51:59.083 --> 00:52:00.383
‫بیا بریم قدمی بزنیم

00:52:09.916 --> 00:52:11.216
‫اوه، اوه، اوه

00:52:25.625 --> 00:52:27.708
‫برای ساختن کلبه جای خیلی خوبیه

00:52:30.250 --> 00:52:31.750
‫اسمت رو قشنگ به زبون میارم؟

00:52:41.708 --> 00:52:43.008
‫رابرت

00:52:51.916 --> 00:52:53.216
‫اونا…

00:53:00.083 --> 00:53:01.383
‫اونا…

00:53:01.791 --> 00:53:03.091
‫اونا…

00:53:09.291 --> 00:53:11.166
‫دیگه برنمی‌گردن

00:53:46.625 --> 00:53:47.925
‫متأسفم

00:53:55.125 --> 00:53:57.625
‫من… ببخشید

00:53:59.958 --> 00:54:01.625
‫نمی‌دونم چرا یهویی این‌طور شدم

00:54:06.083 --> 00:54:07.383
‫پوستش رو بکن

00:54:14.510 --> 00:54:17.510


00:54:35.833 --> 00:54:38.416
‫گرینیر توی محل خونه‌ی سابقش
‫یه کلبه ساخت،

00:54:38.500 --> 00:54:40.791
‫و تا آخر تابستون اون‌جا زندگی کرد،

00:54:40.875 --> 00:54:42.416
‫ماهی قزل‌آلا می‌گرفت

00:54:42.500 --> 00:54:45.375
‫و قارچ‌های کمیاب و خوشمزه‌ای که کانادایی‌ها

00:54:45.458 --> 00:54:47.708
‫اسم‌شون رو «مورل» گذاشتن بودن

00:54:47.791 --> 00:54:50.416
‫و توی زمین‌های آتیش گرفته
‫رشد می‌کردن رو جمع‌آوری می‌کرد

00:54:52.541 --> 00:54:54.583
‫با این‌که به هیچ‌کس نمی‌گفت،

00:54:55.083 --> 00:54:59.875
‫اما هنوز یه‌کم امید داشت
‫که گلدیس و کِیت ممکنه برگردن

00:54:59.958 --> 00:55:02.291
‫و می‌خواست برای برگشتن‌شون آماده باشه

00:55:09.250 --> 00:55:10.583
‫هی!

00:55:11.166 --> 00:55:12.466
‫از این‌جا برید

00:55:19.208 --> 00:55:20.833
‫شما از کجا پیداتون شده؟

00:55:22.750 --> 00:55:24.050
‫مال کی هستید؟

00:55:26.375 --> 00:55:27.675
‫آهای؟

00:55:28.500 --> 00:55:31.500
‫نباید توی شهر باشید؟
‫شبیه سگ‌های شهری هستید

00:55:33.333 --> 00:55:34.875
‫بیا

00:55:37.208 --> 00:55:38.916
‫امیدوارم ماهی دوست داشته باشید

00:55:45.916 --> 00:55:47.791
‫خیلی‌خب. چشم‌هات رو ببند. آماده‌ای؟

00:55:52.250 --> 00:55:53.916
‫خیلی‌خب. دیگه آزادی. برو

00:55:55.625 --> 00:55:57.666
‫واقعاً اینا توله‌های تو هستن؟

00:55:59.791 --> 00:56:01.791
‫این‌جا چیکار می‌کنید؟

00:56:02.333 --> 00:56:03.633
‫ها؟

00:56:03.750 --> 00:56:05.083
‫چقدر درک دارید؟

00:56:07.166 --> 00:56:08.466
‫بلدی غلط بزنی؟

00:56:09.916 --> 00:56:11.216
‫و بشینی؟

00:56:12.416 --> 00:56:13.716
‫و بری یه چیزی رو بیاری؟

00:56:31.250 --> 00:56:32.550
‫کِیتی!

00:56:40.250 --> 00:56:41.550
‫اون‌جا رو می‌بینی؟

00:56:50.541 --> 00:56:52.750
‫فکر می‌کنی چه‌جور سگ‌هایی هستن؟

00:56:54.541 --> 00:56:55.841
‫نمی‌دونم

00:56:57.416 --> 00:56:58.958
‫خیلی شبیه گرگ‌ها هستن

00:56:59.041 --> 00:57:00.341
‫مگه نه؟

00:57:01.583 --> 00:57:03.083
‫شاید…

00:57:04.666 --> 00:57:08.583
‫شاید «رد داگ» با یه گرگ جفت‌گیری کرده

00:57:09.291 --> 00:57:11.333
‫اون بیرون با یه گرگ آشنا شده، می‌دونی؟

00:57:11.416 --> 00:57:13.208
‫نه، غیرممکنه

00:57:13.875 --> 00:57:15.175
‫چرا؟

00:57:15.958 --> 00:57:18.333
‫فقط یه گرگ نر جفت‌گیری می‌کنه

00:57:18.416 --> 00:57:21.458
‫اون هم رهبر گله‌ی گرگ‌هاست

00:57:21.541 --> 00:57:22.726
‫آها

00:57:22.750 --> 00:57:25.041
‫و ماده گرگی که برای حمل توله‌هاش انتخاب می‌کنه

00:57:25.625 --> 00:57:27.833
‫تنها گرگیه که وارد دوره‌ی فحلی می‌شه

00:57:28.583 --> 00:57:29.883
‫خب شاید…

00:57:31.125 --> 00:57:32.583
‫«رد داگ» توی دوره‌ی فحلی بوده؟

00:57:33.250 --> 00:57:34.550
‫گرگ نر فقط یکی انتخاب می‌کنه

00:57:35.958 --> 00:57:39.625
‫خب، اگه… اگه با رهبر گروه

00:57:41.083 --> 00:57:42.416
‫دقیقاً همون لحظه روبه‌رو بشه چی؟

00:57:43.458 --> 00:57:44.642
‫می‌دونی منظورم چیه؟

00:57:44.666 --> 00:57:49.875
‫به‌خاطر جدید بودن تجربه
‫باهاش جفت‌گیری نمی‌کنه؟

00:57:54.500 --> 00:57:56.250
‫«جدید بودن تجربه»؟

00:57:56.333 --> 00:57:57.633
‫آره

00:58:00.666 --> 00:58:01.809
‫چیه؟

00:58:01.833 --> 00:58:04.416
‫«جدید بودن تجربه»

00:58:11.875 --> 00:58:14.458
‫می‌تونی زوزه بکشی؟ ها؟
‫تو هم می‌تونی زوزه بکشی؟

00:58:15.041 --> 00:58:16.750
‫می‌تونی زوزه بکشی؟

00:58:20.750 --> 00:58:21.892
‫سلام، رفیق

00:58:21.916 --> 00:58:23.333
‫سلام، کوچولو

00:58:24.000 --> 00:58:25.300
‫سلام

00:58:39.291 --> 00:58:42.958
‫با کمک «ایگنِیشس جک»،
‫چهار دیوار کلبه رو بالا برد

00:58:43.041 --> 00:58:45.791
‫دقیقاً سر جای کلبه‌ی قبلی

00:58:45.875 --> 00:58:47.175
‫رد داگ؟

00:58:48.500 --> 00:58:51.083
‫دلش نمی‌اومد اتاق‌خواب رو از نو بسازه

00:58:57.041 --> 00:59:01.166
‫اون سال، یه ستاره‌ی دنباله‌دار بزرگ
‫توی آسمون ظاهر شد،

00:59:01.250 --> 00:59:03.833
‫خیلی‌ها می‌گفتن نشونه‌ی پایان دنیاست

00:59:05.500 --> 00:59:09.875
‫اما بعد از دو هفته،
‫همون‌طوری که ظاهر شده بود، از بین رفت

00:59:17.291 --> 00:59:20.125
‫کلبه‌ی بازسازی‌شده دقیقاً شبیه کلبه‌ی اول بود

00:59:21.625 --> 00:59:24.958
‫اما خالی بودن کلبه‌ی جدید
‫اون رو از پا در‌می‌آورد

00:59:27.666 --> 00:59:31.208
‫سال‌ها گذشت و اون هنوز منتظر بود

00:59:32.791 --> 00:59:35.333
‫ولی دیگه خودش هم نمی‌دونست
‫منتظر چی مونده

01:00:21.875 --> 01:00:25.416
‫بلند شید و برید سراغ اون درخت‌های کاج سفید!

01:00:26.750 --> 01:00:31.000
‫می‌خوام تا یک‌شنبه صبح
‫تک‌تک اون در‌خت‌ها

01:00:31.083 --> 01:00:34.083
‫روی زمین خدا افتاده باشن!

01:00:34.166 --> 01:00:40.583
‫اگه تا اون موقع کار تموم نشده باشه،
‫روزی یه دلار از هر کدوم‌تون کم می‌کنم!

01:00:40.666 --> 01:00:41.966
‫یالا‍!

01:00:52.000 --> 01:00:53.300
‫بجنبید!

01:01:06.250 --> 01:01:09.083
‫هی. مراقب باش، پیرمرد.
‫بذار من نگاهی بهش بندازم

01:01:09.166 --> 01:01:10.666
‫برو اَره‌ای چیزی پیدا کن

01:01:14.458 --> 01:01:16.750
‫فقط نمی‌دونم…

01:01:43.541 --> 01:01:45.166
‫مراقب باشید! مراقب باشید! مراقب باشید!

01:02:07.958 --> 01:02:09.258
‫مراقب باشید، پسرها!

01:02:15.458 --> 01:02:17.416
‫هی، اگه آب می‌خواستی بهم بگو، رفیق

01:02:19.583 --> 01:02:20.883
‫چیزی نیست

01:02:21.333 --> 01:02:23.250
‫کمک می‌خوای؟

01:02:34.458 --> 01:02:36.208
‫اشکالی نداره یه دقیقه خودم رو گرم کنم؟

01:02:43.625 --> 01:02:45.041
‫- بیلی؟
‫- آره

01:02:45.833 --> 01:02:47.133
‫خودتی؟

01:02:49.250 --> 01:02:51.833
‫آره. می‌شناسمت؟

01:02:52.666 --> 01:02:56.458
‫آره، چند سال پیش توی «سالمو پریست»
‫با هم درخت قطع می‌کردیم

01:02:57.208 --> 01:03:00.125
‫من… رفیق آرن پیپلز بودم

01:03:00.791 --> 01:03:02.091
‫رابرتم

01:03:02.666 --> 01:03:03.966
‫اوه، آره

01:03:04.541 --> 01:03:06.083
‫سلام، رابرت

01:03:06.625 --> 01:03:07.958
‫از دیدنت خوشحالم

01:03:08.041 --> 01:03:09.341
‫همچنین

01:03:09.708 --> 01:03:12.708
‫باورم نمی‌شه هنوز توی این کاری

01:03:13.500 --> 01:03:15.583
‫من با این سن دیگه توان ندارم

01:03:16.083 --> 01:03:18.791
‫خب، من فقط مراقب اون موتور بخار هستم

01:03:18.875 --> 01:03:20.958
‫و آب و روغنش رو بررسی می‌کنم

01:03:21.833 --> 01:03:25.083
‫کار دیگه‌ای ازم برنمیاد،
‫ولی برای گذروندن زندگیه دیگه

01:03:32.333 --> 01:03:37.833
‫بیلی، می‌گم به نظرت الان
‫یه‌کم شرایط کار عوض نشده؟

01:03:39.708 --> 01:03:42.583
‫نمی‌دونم الان عوض شده
‫یا همیشه همین‌طوری بوده

01:03:42.666 --> 01:03:45.666
‫شاید منم سرسخت‌تر بودم
‫و شبیه این پسرها بودم

01:03:46.208 --> 01:03:48.291
‫ولی یادم نمیاد

01:03:49.666 --> 01:03:53.625
‫خب، این همون سوال قدیمیه،

01:03:54.208 --> 01:03:55.508
‫مگه نه، رفیق؟

01:03:55.750 --> 01:03:57.050
‫سوال همه همینه

01:03:58.625 --> 01:03:59.925
‫آره

01:04:01.375 --> 01:04:04.416
‫می‌گم، حال آرن چطوره؟

01:04:07.541 --> 01:04:08.434
‫چطور…

01:04:08.458 --> 01:04:10.583
‫آخرین باری که دیدمش، خدایا…

01:04:12.375 --> 01:04:14.291
‫یه سالی می‌شه، شاید هم بیشتر

01:04:20.125 --> 01:04:22.333
‫آره. نه

01:04:23.625 --> 01:04:26.291
‫آره. من… منم ندیدمش

01:04:30.166 --> 01:04:32.375
‫همیشه همین‌طور نیست؟

01:04:42.208 --> 01:04:43.508
‫بذار کمکت کنم

01:04:43.958 --> 01:04:45.101
‫بمون

01:04:45.125 --> 01:04:46.833
‫امروز دست‌هام خیلی اذیتم می‌کنن

01:04:46.916 --> 01:04:48.216
‫بده به من

01:04:49.000 --> 01:04:50.300
‫هوات رو دارم

01:04:51.541 --> 01:04:53.541
‫- ممنون
‫- خواهش می‌کنم. مشکلی نیست

01:04:53.625 --> 01:04:56.958
‫و بعد از اون، گرینیر دیگه یه چوب‌بر نبود

01:05:41.875 --> 01:05:43.101
‫چند سال اخیر

01:05:43.125 --> 01:05:47.416
‫انتظار داشت که حقیقتی مهم
‫در مورد زندگیش براش آشکار بشه

01:05:53.500 --> 01:05:56.458
‫اون چیه؟

01:06:03.333 --> 01:06:04.559
‫تو هم بلدی؟

01:06:04.583 --> 01:06:07.083
‫اما فعلاً که خبری نبود

01:06:07.875 --> 01:06:10.833
‫و دیگه کم‌کم داشت شک می‌کرد
‫که شاید اصلاً قرار نیست اتفاقی بیُفته

01:06:15.416 --> 01:06:17.041
‫هی

01:06:23.625 --> 01:06:26.541
‫علف‌های هرز رو درنیاوردی، نه؟

01:06:32.791 --> 01:06:35.416
‫این روزها توی شهر کار زیادی وجود داشت

01:06:35.500 --> 01:06:38.125
‫برای هر کسی که دنبال کار می‌گشت

01:06:38.750 --> 01:06:42.208
‫صاحب دو اسب و یه کالسکه شد،

01:06:42.291 --> 01:06:44.541
‫البته به‌خاطر یه حادثه‌ی غم‌انگیز

01:06:48.958 --> 01:06:49.892
‫اِیوری؟

01:06:49.916 --> 01:06:53.875
‫بیماری قلبی اِیوری پینکهام
‫به راحتی تشخیص داده و درمان می‌شد

01:06:53.958 --> 01:06:56.291
‫البته اگه یه نسل بعدتر به دنیا می‌اومد

01:06:57.291 --> 01:06:58.591
‫آقای پینکهام!

01:07:01.041 --> 01:07:03.000
‫گرینیر با خانواده‌ی پینکهام قرارداد بست

01:07:03.083 --> 01:07:07.000
‫تا دو اسب و کالسکه رو به قیمت ۳۰۰ دلار
‫به صورت قسطی بخره

01:07:07.083 --> 01:07:10.541
‫و مشغول به کار باربری شد

01:07:12.500 --> 01:07:15.666
‫کار باربری انگار بلیط تماشای نمایش بود،

01:07:15.750 --> 01:07:18.708
‫نمایشی از حماقت‌ها
‫و تلاش و کوشش همسایه‌هاش

01:07:21.666 --> 01:07:23.375
‫راحتید؟

01:07:23.458 --> 01:07:24.642
‫آره

01:07:24.666 --> 01:07:26.791
‫این کار باعث شده بود نسبت به سال‌ها اخیر

01:07:26.875 --> 01:07:28.375
‫بیشتر با اونا در ارتباط باشه

01:07:29.041 --> 01:07:31.500
‫ولی با این حال بیشتر احساس تنهایی می‌کرد

01:07:31.583 --> 01:07:32.883
‫نه؟

01:07:46.791 --> 01:07:49.000
‫با خرگوش‌ها مهربون باش

01:07:49.083 --> 01:07:51.500
‫نمی‌دونن نمی‌خوای بهشون آسیب برسونی

01:07:57.916 --> 01:07:59.216
‫کِیتی

01:08:22.625 --> 01:08:23.925
‫خانم…

01:08:24.833 --> 01:08:26.133
‫خانم تامسون؟

01:08:26.375 --> 01:08:28.708
‫کِلِر هستم. تو باید رابرت باشی

01:08:28.791 --> 01:08:30.458
‫آره، خانم

01:08:30.541 --> 01:08:31.601
‫از آشنایی باهات خوش‌حالم

01:08:31.625 --> 01:08:33.625
‫آره. همچنین

01:08:33.708 --> 01:08:36.875
‫منم از آشنایی باهات خوش‌حالم.
‫توی ایستگاه قطار دنبالت می‌گشتم

01:08:36.958 --> 01:08:40.166
‫آره، چند دقیقه منتظر موندم
‫ولی تصمیم گرفتم یه‌کم قدم بزنم

01:08:40.250 --> 01:08:41.392
‫آره، واقعاً متاسفم

01:08:41.416 --> 01:08:43.916
‫صبح یه‌کم آماده کردن این خانم‌ها طول کشید

01:08:44.000 --> 01:08:45.300
‫و…

01:08:45.333 --> 01:08:47.916
‫هنوزم می‌خوای ببرمت به برج دیده‌بانی؟

01:08:48.000 --> 01:08:51.416
‫- اوه، اگه توی زحمت نمی‌افتی
‫- نه، البته. بپر بالا

01:08:52.041 --> 01:08:53.341
‫- می‌خوای…؟
‫- آره

01:08:54.791 --> 01:08:56.091
‫اوه، باشه

01:08:57.250 --> 01:08:58.550
‫خیلی‌خب

01:08:59.125 --> 01:09:00.666
‫خیلی‌خب. آماده‌ای؟

01:09:02.125 --> 01:09:03.425
‫خیلی‌خب

01:09:09.583 --> 01:09:11.083
‫اهل کجایی؟

01:09:11.708 --> 01:09:13.041
‫اوه، همه‌جا رو گشتم

01:09:13.666 --> 01:09:17.291
‫اما زمان زیادی توی شهر نوکسون
‫توی ایالت مونتانا زندگی کردم

01:09:18.333 --> 01:09:19.833
‫تا حالا نرفتم به مونتانا

01:09:19.916 --> 01:09:22.333
‫اوه، خیلی زیباست.
‫ارزش سفر کردن رو داره

01:09:31.708 --> 01:09:33.666
‫در موردت خیلی برام تعریف کردن، می‌دونی؟

01:09:35.416 --> 01:09:36.716
‫کیا؟

01:09:37.458 --> 01:09:39.166
‫آدم‌هایی که تو رو پیشنهاد دادن

01:09:42.333 --> 01:09:43.633
‫و چی گفتن؟

01:09:46.000 --> 01:09:47.333
‫گفتن با بقیه فرق داری

01:09:49.500 --> 01:09:51.083
‫مگه هر کسی با بقیه فرق نداره؟

01:09:53.791 --> 01:09:55.091
‫نه

01:10:00.416 --> 01:10:02.333
‫فرق داشتن خیلی خوبه

01:10:03.916 --> 01:10:05.625
‫به هر حال نظر من اینه

01:10:09.916 --> 01:10:13.250
‫خیلی خوش‌حالم که این‌جام.
‫این دره خیلی خاصه

01:10:17.041 --> 01:10:21.916
‫همه‌ی اینا قبلاً زیر یه یخچال طبیعی بوده، می‌دونی؟
‫‏۹۱۴ متر یخ

01:10:22.000 --> 01:10:25.708
‫وقتی یخ شکست،
‫کل منطقه رو آب گرفت

01:10:27.541 --> 01:10:29.583
‫و این دره‌ها شکل گرفتن

01:10:30.333 --> 01:10:32.083
‫این همه دریاچه این‌طوری به وجود اومدن

01:10:32.750 --> 01:10:34.833
‫می‌تونی تصور کنی اون زمان
‫زندگی در این‌جا چطور بوده؟

01:10:34.916 --> 01:10:37.791
‫یک کوه یخ عظیم،
‫صدها متر ارتفاع،

01:10:37.875 --> 01:10:41.708
‫و تَرَک‌ها و آب سرد و یخ‌زده

01:10:42.958 --> 01:10:45.625
‫حتماً حس می‌کردن دنیا داره به آخر می‌رسه

01:10:50.041 --> 01:10:52.416
‫قضیه‌ی همه‌ی افسانه‌ها همینه، می‌دونی؟

01:10:52.500 --> 01:10:53.958
‫اون همه داستان سیل و طوفان

01:10:54.583 --> 01:10:56.625
‫اون همه ادیان مختلف توی دنیا

01:10:56.708 --> 01:10:59.541
‫داستان‌ها یکی‌ان، فقط دیدگاه‌ها فرق دارن

01:11:01.500 --> 01:11:03.083
‫هی، قصد بی‌احترامی

01:11:03.166 --> 01:11:04.916
‫به اعتقاداتت رو نداشتم

01:11:05.000 --> 01:11:05.934
‫من فقط…

01:11:05.958 --> 01:11:07.291
‫نه، نه، نه

01:11:07.375 --> 01:11:09.208
‫فقط خیلی برام جالبه

01:11:09.291 --> 01:11:12.000
‫وقتی چنین جایی هستم
‫نمی‌تونم خودم رو کنترل کنم. آخه…

01:11:16.083 --> 01:11:17.958
‫دنیا خیلی قدمت داره

01:11:18.041 --> 01:11:19.341
‫آره

01:11:20.125 --> 01:11:22.166
‫احتمالاً هیچ چیزی نیست
‫که تا حالا براش اتفاق نیُفتاده باشه

01:11:28.750 --> 01:11:32.083
‫کلر در طول جنگ جهانی اول
‫به عنوان پرستار توی اروپا کار می‌کرد

01:11:32.583 --> 01:11:36.041
‫الان توسط سازمان تازه‌تأسیس
‫جنگل‌داری ایالات متحده استخدام شده

01:11:36.125 --> 01:11:40.541
‫تا بریدن درخت‌ها رو مدیریت کنه
‫و از آتیش‌سوزی‌های جنگلی جلوگیری کنه

01:11:41.166 --> 01:11:43.583
‫اوه، ممنون

01:11:45.500 --> 01:11:47.125
‫از آشنایی باهات خوش‌حال شدم، رابرت

01:11:48.875 --> 01:11:51.791
‫- ممنون که رسوندیم
‫- منم خیلی از آشنایی باهات خوش‌حال شدم

01:11:52.500 --> 01:11:54.500
‫آره. باشه

01:11:55.750 --> 01:11:56.851
‫آه…

01:11:56.875 --> 01:11:58.175
‫اوه

01:11:58.416 --> 01:12:00.166
‫- بگیر
‫- ممنون

01:12:00.250 --> 01:12:01.833
‫کمک نمی‌خوای؟

01:12:01.916 --> 01:12:03.458
‫- نه
‫- نه؟ باشه

01:12:06.291 --> 01:12:07.591
‫مراقب خودت باش

01:12:37.708 --> 01:12:39.008
‫ترسوندمت؟

01:12:41.041 --> 01:12:43.041
‫وای، پسر

01:13:54.833 --> 01:13:56.500
‫رابرت

01:14:58.375 --> 01:14:59.675
‫کِیتی!

01:15:12.291 --> 01:15:14.250
‫چیزی نیست

01:15:15.458 --> 01:15:17.416
‫بذار پتو رو بندازم روت…

01:15:30.208 --> 01:15:31.666
‫مامانی…

01:17:35.250 --> 01:17:36.550
‫خانم تامسون؟

01:17:37.958 --> 01:17:39.258
‫اون بالایی؟

01:17:46.125 --> 01:17:47.500
‫رابرت؟

01:17:47.583 --> 01:17:49.041
‫اوه

01:17:49.125 --> 01:17:51.500
‫چه غافل‌گیری خوبی

01:17:51.583 --> 01:17:52.851
‫چطوری؟

01:17:52.875 --> 01:17:54.175
‫خوبم

01:17:54.541 --> 01:17:57.500
‫آره. امیدوارم نترسونده باشمت

01:17:57.583 --> 01:17:58.601
‫نه. اصلاً

01:17:58.625 --> 01:18:01.583
‫تازه داشتم برای بررسی بعدازظهر می‌رفتم،

01:18:01.666 --> 01:18:03.333
‫و صدات رو شنیدم

01:18:03.416 --> 01:18:04.716
‫اوه، آره

01:18:05.208 --> 01:18:07.000
‫- آره، من…
‫- تو…

01:18:07.083 --> 01:18:08.583
‫داشتم از این‌جا رد می‌شدم

01:18:08.666 --> 01:18:12.125
‫و گفتم بیام جویای احوالت بشم

01:18:14.708 --> 01:18:16.833
‫این بالا ترسناک نیست؟

01:18:17.375 --> 01:18:19.541
‫نه. به نظرم خیلی آرامش‌بخشه

01:18:21.041 --> 01:18:24.083
‫شکل‌گیری ابرها و تغییر نور رو تماشا می‌کنم،

01:18:24.166 --> 01:18:26.541
‫و برای این کار بهم پول هم می‌دن

01:18:26.625 --> 01:18:28.208
‫یه هدیه‌ست

01:18:29.083 --> 01:18:31.041
‫آره، قابل درکه

01:18:36.000 --> 01:18:37.625
‫چطور این کار رو گیر آوردی؟

01:18:38.416 --> 01:18:41.083
‫آگهی شغلی رو دیدم

01:18:41.166 --> 01:18:42.466
‫دقیقاً وقتی بهش نیاز داشتم

01:18:43.125 --> 01:18:44.833
‫بگیر. علف باریک‌برگه

01:18:44.916 --> 01:18:46.216
‫اوه، ممنون

01:18:47.583 --> 01:18:50.250
‫یکی از دوستان خانوادگی
‫برام یه معرفی‌نامه نوشت

01:18:51.166 --> 01:18:52.541
‫این‌طور نوشته بود:

01:18:52.625 --> 01:18:54.833
‫«کلر تامسون کاملاً

01:18:54.916 --> 01:18:57.791
‫فاقد کم‌رویی و ترسیه
‫که معمولاً همجنس‌هاش رو آزار می‌ده

01:18:57.875 --> 01:19:00.750
‫اخلاق کاریش بیش از حد بالاست

01:19:01.916 --> 01:19:05.541
‫و از هر چیزی که راه بره،
‫بخزه یا پرواز کنه نمی‌ترسه»

01:19:09.791 --> 01:19:11.059
‫چطوره؟

01:19:12.291 --> 01:19:13.750
‫خوبه. ممنون

01:19:22.250 --> 01:19:25.500
‫از این بالا همه‌چیز خیلی کوچیک به نظر می‌رسه

01:19:27.416 --> 01:19:28.716
‫آره

01:19:31.458 --> 01:19:33.083
‫می‌خوای نگاهی بندازی؟

01:19:40.541 --> 01:19:42.750
‫- همه‌چیز خیلی سریع رشد می‌کنه
‫- اوهوم

01:19:42.833 --> 01:19:45.416
‫اصلاً نمی‌شه تشخیص داد این‌جا آتیش گرفته

01:19:45.500 --> 01:19:47.166
‫انگار اصلاً آتیش‌سوزی وجود نداشته

01:19:55.708 --> 01:19:57.500
‫وقتی آتیش گرفت این‌جا بودی؟

01:20:03.625 --> 01:20:04.925
‫نه

01:20:06.541 --> 01:20:07.841
‫این‌جا نبودم

01:20:10.250 --> 01:20:11.550
‫اما…

01:20:12.708 --> 01:20:16.916
‫همسرم و… و بچه‌م…

01:20:21.625 --> 01:20:24.041
‫آره. اونا… جون سالم به در نبردن

01:20:25.000 --> 01:20:26.458
‫اوه، رابرت

01:20:26.541 --> 01:20:29.791
‫آره. می‌بینی، بعضی‌وقت‌ها…

01:20:32.041 --> 01:20:35.458
‫حس می‌کنم غم و غصه
‫زنده‌زنده می‌خورتم، اما…

01:20:38.125 --> 01:20:42.416
‫بعضی‌وقت‌ها… حس می‌کنم برای
‫آدم دیگه‌ای اتفاق افتاده

01:20:46.625 --> 01:20:48.333
‫اما نه، این‌جا نبودم

01:20:51.375 --> 01:20:52.791
‫وقتی که…

01:20:54.583 --> 01:20:57.291
‫وقتی که باید این‌جا می‌بودم، این‌جا نبودم

01:20:57.375 --> 01:21:01.291
‫وقتی از همیشه بیشتر بهم نیاز داشتن

01:21:09.500 --> 01:21:10.833
‫بعضی‌وقت‌ها صداشون رو می‌شنوم

01:21:13.458 --> 01:21:14.791
‫توی جنگل

01:21:16.791 --> 01:21:19.125
‫می‌گن و می‌خندن

01:21:21.166 --> 01:21:22.466
‫آره

01:21:23.500 --> 01:21:26.791
‫حتی نمی‌خوام سرم رو بچرخونم
‫چون می‌ترسم اونا…

01:21:28.541 --> 01:21:31.375
‫بترسن و برن

01:21:34.791 --> 01:21:36.091
‫پس فقط گوش می‌دم…

01:21:39.458 --> 01:21:41.291
‫تا این‌که ناپدید می‌شن…

01:21:44.500 --> 01:21:45.875
‫هر جایی که می‌رن

01:21:52.833 --> 01:21:55.250
‫تا حالا این رو به کسی نگفتم

01:21:59.291 --> 01:22:01.166
‫به نظرت دیوونه‌ام؟

01:22:09.875 --> 01:22:14.000
‫آره. منم شوهرم رو از دست دادم،
‫بیشتر از یک سال پیش

01:22:15.333 --> 01:22:17.333
‫خیلی طول کشید

01:22:18.875 --> 01:22:21.125
‫و وقتی تموم شد، انگار…

01:22:21.791 --> 01:22:23.091
‫یه جای خالی توی جهان وجود داشت

01:22:24.791 --> 01:22:27.041
‫سوالاتی که داشتم از پاسخ‌ها بیشتر بودن

01:22:27.125 --> 01:22:30.333
‫انگار تا حالا هیچ انسانی نمرده بود

01:22:32.125 --> 01:22:36.708
‫وقتی چنین چیزی رو تجربه می‌کنی،
‫دیگه هیچ کاری دیوونه‌وار نیست

01:22:38.291 --> 01:22:40.708
‫فقط اون سختی رو تحمل می‌کنی

01:22:43.791 --> 01:22:46.708
‫توی جنگل هر چیزی مهمه

01:22:47.375 --> 01:22:49.125
‫همه‌چیز به هم وصله،

01:22:49.208 --> 01:22:51.833
‫پس نمی‌تونی بفهمی کجا یه چیزی تموم می‌شه
‫و کجا اون یکی شروع می‌شه

01:22:51.916 --> 01:22:53.250
‫حتی اگه با دقت نگاه کنی

01:22:56.041 --> 01:22:59.750
‫اون حشره‌های کوچیکی که حتی قابل دیدن نیستن هم
‫نقشی به بزرگی رودخونه دارن

01:23:01.666 --> 01:23:04.500
‫خشکه دار به اندازه‌ی
‫درخت سرزنده اهمیت داره

01:23:08.250 --> 01:23:10.875
‫حتماً این طبیعت یه درس و پندی برامون داره

01:23:12.916 --> 01:23:14.833
‫اگه چیزی برای ارائه نداشته باشی چی؟

01:23:16.958 --> 01:23:18.416
‫هوم؟ اون‌وقت چی؟

01:23:21.750 --> 01:23:25.166
‫دنیا به یه آدم منزوی توی جنگل‌ها نیاز داره،
‫همون‌قدر که باید یه واعظ روی منبر باشه

01:23:30.083 --> 01:23:32.416
‫آره. آره

01:23:33.791 --> 01:23:35.091
‫من چنین آدمی‌ام؟

01:23:36.750 --> 01:23:38.050
‫یه آدم منزوی؟

01:23:38.750 --> 01:23:41.708
‫خب، به نظرم هر دو تامون منزوی هستیم،
‫هر کسی به روش خودش

01:23:44.833 --> 01:23:47.291
‫منتظر موندیم بفهمیم چرا این‌جا رها شدیم

01:24:58.541 --> 01:25:01.041
‫با این‌که می‌دونست غیرممکنه،

01:25:01.125 --> 01:25:04.708
‫اما این فکر که دخترش برگشته
‫اون رو تحت تأثیر قرار داده بود

01:25:05.666 --> 01:25:06.966
‫کِیتی؟

01:25:11.875 --> 01:25:13.175
‫کِیت

01:25:13.625 --> 01:25:14.925
‫کِیتی؟

01:25:17.166 --> 01:25:18.466
‫اوه، کِیت

01:25:18.958 --> 01:25:20.375
‫باشه

01:25:34.708 --> 01:25:36.008
‫خیلی‌خب

01:25:41.458 --> 01:25:42.758
‫باشه

01:25:46.208 --> 01:25:47.508
‫یا خدا

01:25:48.541 --> 01:25:50.041
‫عزیزم، پات شکسته

01:25:50.750 --> 01:25:53.291
‫خیلی درد داره، فقط یه لحظه

01:26:00.041 --> 01:26:01.416
‫خیلی‌خب

01:26:18.416 --> 01:26:19.716
‫کِیتی

01:26:24.500 --> 01:26:25.800
‫نه

01:26:57.250 --> 01:26:58.550
‫خیلی‌خب

01:27:24.125 --> 01:27:26.083
‫می‌خوای یه‌کم آب بخوری، عزیزم؟

01:27:26.166 --> 01:27:27.466
‫- آره
‫- خیلی‌خب

01:27:28.166 --> 01:27:29.466
‫پاشو

01:27:33.416 --> 01:27:34.875
‫وای

01:27:34.958 --> 01:27:36.258
‫چیکار کردی؟

01:27:36.791 --> 01:27:38.125
‫چرا اون کار رو کردی؟

01:27:42.208 --> 01:27:44.125
‫آب!

01:27:52.666 --> 01:27:53.966
‫خداحافظ

01:27:54.541 --> 01:27:55.841
‫خداحافظ

01:27:56.458 --> 01:27:57.758
‫خداحافظ

01:28:18.125 --> 01:28:19.425
‫کِیتی؟

01:28:27.083 --> 01:28:28.383
‫کِیت؟

01:28:34.083 --> 01:28:35.383
‫کِیت!

01:28:37.916 --> 01:28:39.216
‫کِیت!

01:29:03.875 --> 01:29:07.541
‫دیدن کِیت اندازه‌ی همه‌ی اتفاقات دیگه‌ی
‫زندگیش واقعی به نظر می‌رسید،

01:29:08.583 --> 01:29:11.333
‫با این‌که خودش هم نمی‌دونست
‫اون اتفاق واقعی بوده یا نه

01:29:14.875 --> 01:29:19.500
‫شب و روزهای زیادی مشغول
‫گشتن جنگل‌ها و زمین‌های منطقه بود،

01:29:20.166 --> 01:29:21.916
‫دنبال نشونه‌ای از اون می‌گشت

01:29:28.041 --> 01:29:29.375
‫با این‌که چیزی پیدا نکرد،

01:29:30.208 --> 01:29:32.208
‫ولی بقیه‌ی روزها منتظر می‌نشست

01:29:33.041 --> 01:29:36.250
‫تا اگه یه زمانی کِیتی برگرده،
‫اون‌جا ازش استقبال کنه

01:30:33.208 --> 01:30:34.833
‫سال‌ها بعد،

01:30:34.916 --> 01:30:38.666
‫گرینیر گهگاه سوار قطار «گریت نورترن»
‫به مقصد «اِسپوکن» می‌شد

01:30:43.208 --> 01:30:46.541
‫بدون هدف توی شهر پرسه می‌زد،

01:30:46.625 --> 01:30:50.625
‫انگار دنبال چیزی می‌گشت
‫که سال‌ها پیش گمش کرده بود

01:30:55.333 --> 01:30:57.666
‫دریافت شد. جاذبه صفره، و حالم خوبه

01:30:57.750 --> 01:30:59.666
‫کپسول داره می‌چرخه

01:31:00.541 --> 01:31:02.583
‫اوه، عجب منظره‌ی بی‌نظیریه

01:31:03.541 --> 01:31:05.125
‫اون رفیق‌مون داره چیکار می‌کنه؟

01:31:05.208 --> 01:31:06.392
‫دریافت شد، کپسول…

01:31:06.416 --> 01:31:07.716
‫توی فضاست

01:31:07.791 --> 01:31:11.416
‫می‌تونستم بوستر رو هنگام چرخش ببینم
‫که چند صد متر پشت سرم بود

01:31:11.500 --> 01:31:12.800
‫چه جالب

01:31:13.125 --> 01:31:14.500
‫دریافت شد…

01:31:14.583 --> 01:31:15.883
‫پس اون…؟

01:31:16.375 --> 01:31:17.675
‫خودمونیم

01:31:18.041 --> 01:31:21.375
‫دریافت شد. حداقل هفت بار بچرخ

01:31:22.833 --> 01:31:24.059
‫عجب

01:31:24.083 --> 01:31:26.458
‫…شتری که از دهنش طلا بیرون می‌ریزه

01:31:26.541 --> 01:31:27.767
‫طلا!

01:31:27.791 --> 01:31:32.041
‫«سون تزو» رو ببینید،
‫مرد مقدس از خاور دور

01:31:32.125 --> 01:31:35.208
‫سون تزو، مرد مقدس،
‫خواب‌هاتون رو تعبیر می‌کنه

01:31:35.291 --> 01:31:38.208
‫نمایش مشهور جهانی
‫خواهران بیتلر رو تجربه کنید،

01:31:38.291 --> 01:31:41.958
‫یا حتی بهتر، ده سنت بدید
‫و یه هیولا رو ببینید

01:31:42.041 --> 01:31:43.791
‫شما. شما

01:31:43.875 --> 01:31:47.083
‫بیاید این‌جا. بیاید این‌جا.
‫آره. شک و تردید رو کنار بذارید

01:31:47.166 --> 01:31:48.466
‫داخل این تئاتر،

01:31:48.500 --> 01:31:52.708
‫اسرار جهان به سرعت عبور می‌کنن،
‫مثل خفاش‌ها و حشرات

01:31:52.791 --> 01:31:56.375
‫این‌جا همه‌ی سوالات پاسخ داده می‌شن.
‫یه بلیط بخرید…

01:31:56.458 --> 01:31:59.666
‫اون شب توی تئاتر
‫از روی کنجکاوی یه نمایش رو دید

01:31:59.750 --> 01:32:01.875
‫وعده‌ی دیدن یه هیولا رو داده بودن

01:32:02.791 --> 01:32:04.750
‫اما فقط یه پسر بود
‫که لباس نمایشی پوشیده بود

01:32:09.458 --> 01:32:13.625
‫بعد از ۱۰ سال برای اولین بار
‫توی آینه چهره‌ش رو دید

01:32:15.125 --> 01:32:18.500
‫الان می‌دید که اون سال‌ها
‫چقدر پیرش کردن

01:32:20.750 --> 01:32:22.833
‫حس می‌کرد تازه

01:32:22.916 --> 01:32:26.291
‫داره زندگیش رو درک می‌کنه،

01:32:26.375 --> 01:32:28.833
‫با این‌که داشت از دستش می‌داد

01:32:30.307 --> 01:32:33.207
‫[ کابین خلبان باز - تورهای هوایی ]

01:32:33.208 --> 01:32:37.583
‫فقط با دادن ۴ دلار
‫دنیا رو از دید پرندگان ببینید

01:33:12.041 --> 01:33:14.291
‫هی، بهتره یه چیزی رو محکم بگیری

01:33:15.583 --> 01:33:16.883
‫ها؟

01:33:31.166 --> 01:33:32.791
‫رابرت

01:34:14.333 --> 01:34:15.666
‫دلنشینه، نه؟

01:34:17.916 --> 01:34:19.216
‫خیلی زیباست

01:34:22.541 --> 01:34:24.625
‫وقتی رابرت گرینیر در نوامبر ۱۹۶۸

01:34:24.708 --> 01:34:28.000
‫توی خواب درگذشت،

01:34:28.083 --> 01:34:31.000
‫زندگیش به همون آرامی که آغاز شده،
‫به پایان رسید

01:34:32.041 --> 01:34:35.958
‫هیچ‌وقت اسلحه نخرید
‫یا با تلفن صحبت نکرد

01:34:37.250 --> 01:34:39.916
‫اصلاً نمی‌دونست پدر و مادرش کی بودن،

01:34:40.000 --> 01:34:42.000
‫و هیچ وارثی هم به جا نذاشت

01:34:44.625 --> 01:34:46.166
‫اما توی اون روز بهاری،

01:34:46.958 --> 01:34:50.416
‫وقتی اصلاً فرق بالا و پایین رو نمی‌دونست،

01:34:51.250 --> 01:34:55.750
‫بالاخره حس کرد به همه‌چیز وصله

01:34:55.774 --> 01:35:00.774
  جديدترين اخبار فيلم و سريال در کانال تلگرام و پیج اینستاگرام :
  .:: @MiraMovie1 ::.
  .:: @myZedMovie ::.

01:35:00.798 --> 01:35:11.798
  جديدترين اخبار فيلم و سريال در کانال تلگرام و پیج اینستاگرام :
  .:: @MiraMovie1 ::.
  .:: @myZedMovie ::.